﻿1
00:00:00,124 --> 00:00:06,024
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>


2
00:00:06,148 --> 00:00:09,068
.خیلی‌خب، ما آماده‌ایم
.می‌تونی بیای پایین

3
00:00:09,151 --> 00:00:10,319
.خیلی‌خب

4
00:00:11,988 --> 00:00:14,198
.کجایین؟ اوه

5
00:00:15,741 --> 00:00:16,909
!آه

6
00:00:16,993 --> 00:00:19,036
!وای. بتمن و رابین

7
00:00:19,120 --> 00:00:21,330
متوجه شدی چه فرقی کردیم؟

8
00:00:21,414 --> 00:00:24,417
می‌خوای این رو بپوشی؟

9
00:00:24,500 --> 00:00:27,044
.مامانِ بتمنه

10
00:00:27,503 --> 00:00:28,713
.چه قشنگ

11
00:00:28,796 --> 00:00:31,048
.من هالووین رو جشن نمی‌گیرم

12
00:00:31,132 --> 00:00:32,943
چی؟ -
.من هالووین رو جشن نمی‌گیرم -

13
00:00:32,967 --> 00:00:35,303
هالووین رو جشن نمی‌گیری؟ -
.نه -

14
00:00:35,386 --> 00:00:37,430
اوه. دلیلی داره؟

15
00:00:37,513 --> 00:00:42,894
ام... خب چون
.شیطانی‌ترین تعطیلات ساله

16
00:00:42,977 --> 00:00:46,939
.شیطان‌پرست‌ها توی این روز آدم قربانی می‌کنن

17
00:00:47,023 --> 00:00:48,292
آدم قربانی می‌کنن؟ -
.آره -

18
00:00:48,316 --> 00:00:50,085
فکر می‌کردم فقط بچه‌ها می‌رن
.درِ خونه‌ها شکلات می‌گیرن

19
00:00:50,109 --> 00:00:51,819
می‌خوای این رو بپوشی؟

20
00:00:52,778 --> 00:00:53,779
.نه

21
00:00:53,863 --> 00:00:56,073
،مامان این لباس رو نمی‌پوشه

22
00:00:56,157 --> 00:00:58,409
باشه؟ -
چرا؟ -

23
00:00:58,492 --> 00:01:01,245
.مامان هالووین رو جشن نمی‌گیره

24
00:01:01,329 --> 00:01:02,622
.اوه -
...به نظرم -

25
00:01:02,705 --> 00:01:06,500
چون شبح زیاد داره
.شاید مامان می‌ترسه

26
00:01:06,959 --> 00:01:07,960
.آره

27
00:01:08,044 --> 00:01:09,921
.تا حالا ندیدم جایی قربانی کنن

28
00:01:10,004 --> 00:01:13,174
چون مخفیانه‌ست
.نمی‌تونی ببینیش

29
00:01:13,257 --> 00:01:14,651
ولی کجا این کارو می‌کنن؟

30
00:01:14,675 --> 00:01:17,470
توی جاهایی
...مثل بوستان بوهیمین

31
00:01:17,553 --> 00:01:19,297
.و خیلی جاهای دیگه

32
00:01:19,380 --> 00:01:21,439
تا حالا اسم شیطان‌پرست‌ها رو شنیدی؟

33
00:01:21,474 --> 00:01:24,310
.آره -
.توی گوگل منشأش جستجو کن -

34
00:01:24,393 --> 00:01:27,122
.یه نقاب دیگه از بتمن دیدم -
.باشه، اصلاً نمی‌دونستم -

35
00:01:27,146 --> 00:01:28,874
...نیتان، مگه تا الان از توی غار

36
00:01:28,898 --> 00:01:30,250
کجا بودی که نمی‌دونستی؟

37
00:01:30,274 --> 00:01:32,210
واقعاً فکر می‌کردم
.فقط بچه‌ها می‌رن دنبال شیرینی

38
00:01:32,234 --> 00:01:33,778
...فکر نمی‌کردم مثل

39
00:01:33,861 --> 00:01:36,489
...مراسم -
.همه‌چی تخیلی نیست -

40
00:01:36,572 --> 00:01:37,782
.بعضی چیزها واقعی‌ان

41
00:01:39,033 --> 00:01:40,076
.خیلی‌خب

42
00:01:40,159 --> 00:01:42,428
.باید چشم‌هات رو به روی واقعیت باز کنی

43
00:01:42,641 --> 00:01:44,352
تمرین
قسمت ۲: زنِ تیغ‌زن

44
00:01:44,376 --> 00:01:48,954
ترجمه: حسین غریبی
HGSub :کانال تلگرام

45
00:01:51,545 --> 00:01:53,714
،دو روز از پدر بودنم می‌گذشت

46
00:01:53,798 --> 00:01:56,008
.و هنوز داشتم خودم را پیدا می‌کردم

47
00:01:57,593 --> 00:02:00,846
اَنجلا رؤیای خیلی بزرگی
...برای زندگی آینده‌اش داشت

48
00:02:00,930 --> 00:02:05,226
و تازه داشتم می‌فهمیدم
.که شریک بودن در آن به چه معنی است

49
00:02:07,603 --> 00:02:10,106
،او می‌خواست در آینده روستانشین باشد

50
00:02:10,189 --> 00:02:12,942
که به من گفت
.سبک زندگی خودکفاست

51
00:02:13,025 --> 00:02:15,027
.سبزیجات برگی -
.آها -

52
00:02:15,111 --> 00:02:17,530
.سبزیجات ریشه‌ای -
.آها -

53
00:02:17,613 --> 00:02:19,257
...نگاه کنین، تراکـ -
.و یه مقدار گل -

54
00:02:19,281 --> 00:02:20,491
.تراکتور -
.گل -

55
00:02:20,574 --> 00:02:23,786
در نتیجه، کارهای زیادی
.در مزرعه باید انجام می‌شد

56
00:02:23,869 --> 00:02:26,223
ولی متوجه شدم که
...غالباً من کارها را انجام می‌دهم

57
00:02:26,247 --> 00:02:27,516
...و اَنجلا در خانه بود

58
00:02:27,540 --> 00:02:29,851
و پسرمان را
.که حالا سه ساله بود بزرگ می‌کرد

59
00:02:29,875 --> 00:02:32,878
آبیاری باید به شکل
.یکنواخت انجام بشه

60
00:02:32,962 --> 00:02:35,399
.می‌تونی قطره‌ای انجامش بدی یا با شیلنگ -
.باشه -

61
00:02:35,423 --> 00:02:36,799
...و مطمئن شو که

62
00:02:36,882 --> 00:02:39,301
.آب به ریشه‌ها می‌رسه -
.باشه -

63
00:02:39,385 --> 00:02:41,012
،من باغبان نیستم

64
00:02:41,095 --> 00:02:44,306
و مطمئناً چیزی در مورد
،آبیاری بلد نیستم

65
00:02:44,390 --> 00:02:47,744
ولی ظاهراً اَنجلا ترجیح می‌داد
.که وظیفه‌ی بچه‌داری را انجام دهد

66
00:02:47,768 --> 00:02:51,063
.ممنون، آدام -
.که منطقی بود -

67
00:02:51,147 --> 00:02:52,324
.در این کار ماهر بود

68
00:02:52,356 --> 00:02:53,109
.سلام

69
00:02:53,196 --> 00:02:56,444
.اینم تخم‌مرغ‌های مرغدونی -
.اِه، چه خوب -

70
00:02:56,527 --> 00:03:00,239
.سلام، آدام -
سلام. این کیه؟ -

71
00:03:03,826 --> 00:03:05,828
،ولی برای اینکه تمرین عملی باشد

72
00:03:05,911 --> 00:03:08,873
.می‌خواستم مثل یک خانواده‌ی واقعی شویم

73
00:03:11,083 --> 00:03:13,531
فقط امیدوار بودم
...با کارهای دیگری که داشتم

74
00:03:13,555 --> 00:03:15,313
.بتوانم این اتفاق را رقم بزنم

75
00:03:17,882 --> 00:03:19,735
،این خودشه
،می‌دونی، هر روز پیشمه

76
00:03:19,759 --> 00:03:22,320
این گردنبند همیشه گردنمه
.و بابابزرگم توی این خاکستردانه

77
00:03:22,344 --> 00:03:23,403
خاکسترِ پدربزرگته؟

78
00:03:23,471 --> 00:03:25,073
.آره، خاکسترش این توئه -
.اوه -

79
00:03:25,097 --> 00:03:26,891
.آره، هر دو پدربزرگم اینجان

80
00:03:26,974 --> 00:03:28,368
اون یکی چیه روی گردنبند؟

81
00:03:28,392 --> 00:03:30,644
.علامت پانیشره -
قضیه‌ش چیه؟ -

82
00:03:30,728 --> 00:03:33,272
...از پانیشر خوشم میاد چون

83
00:03:33,355 --> 00:03:35,167
...چون خودش قانون رو به دست می‌گیره

84
00:03:35,191 --> 00:03:38,611
تا کسایی رو که
.بهش ظلم کرده‌ن تنبیه کنه

85
00:03:38,694 --> 00:03:43,407
وقتی به خانه نقل‌مکان کردم
.چند تمرین در نوبت مانده بود

86
00:03:43,491 --> 00:03:44,801
...بنابراین حالا مجبور بودم

87
00:03:44,825 --> 00:03:47,870
.وقتم را میان کار و خانواده تقسیم کنم

88
00:03:47,953 --> 00:03:50,247
.خوش‌وقتم، پتریک -
،ایشون بازیگره -

89
00:03:50,331 --> 00:03:51,892
.قراره نقش برادرت رو بازی کنه -
.خوبه، ایول -

90
00:03:51,916 --> 00:03:53,477
...این مرد که نامش پتریک است

91
00:03:53,501 --> 00:03:56,003
،مشکل حل‌نشده‌ای با برادرش داشت

92
00:03:56,087 --> 00:03:59,006
.که وصیِ پدربزرگ مرحومشان است

93
00:03:59,090 --> 00:04:00,859
...بابابزرگم توی وصیت‌نامه‌ش نوشته

94
00:04:00,883 --> 00:04:02,986
...اگه یه دوست‌دخترِ تیغ‌زن داشته باشم

95
00:04:03,010 --> 00:04:04,821
داداشم نباید پولم رو بده
.تا محفوظ بمونه

96
00:04:04,845 --> 00:04:06,239
توی وصیت‌نامه نوشته؟ -
.آره -

97
00:04:06,263 --> 00:04:08,158
که دوست‌دخترت نباید تیغ‌زن باشه؟ -
.آره -

98
00:04:08,182 --> 00:04:11,769
و تمام دخترهایی که
...اخیراً باهاشون بودم

99
00:04:11,852 --> 00:04:15,040
از جمله دوست‌دختر فعلی، از نظر برادرم
.تیغ‌زن و دنبال پول بوده‌ن

100
00:04:15,064 --> 00:04:16,690
.یه کانیک‌کامبو لطفاً

101
00:04:16,774 --> 00:04:19,069
...پتریک می‌خواست نظر برادرش را در مورد

102
00:04:19,151 --> 00:04:20,921
،تیغ‌زن بودنِ دوست‌دخترش عوض کند

103
00:04:20,945 --> 00:04:24,007
و رستوران فیله استریپسِ
.رِیزینگ کِین» را برای این کار انتخاب کرد»

104
00:04:24,031 --> 00:04:25,884
...رستورانی که پدربزرگش زمانی که

105
00:04:25,908 --> 00:04:29,137
زنده بود، هر سال آن‌ها را
.طبق رسمی خانوادگی آنجا می‌برد

106
00:04:29,161 --> 00:04:32,790
،گفت اگه دوست‌دخترت پولکی باشه

107
00:04:32,873 --> 00:04:34,125
.نباید پول رو بهت بدم

108
00:04:34,208 --> 00:04:36,186
،و تا وقتی که با نِس هستی
.من پوله رو بهت نمی‌دم

109
00:04:36,210 --> 00:04:37,854
...آره، اگه نِسا -
.شرطش این بود -

110
00:04:37,878 --> 00:04:39,349
.تیغ‌زن بود آره، ولی نیست

111
00:04:39,380 --> 00:04:42,341
،اتفاقاً ناخن‌خشکه
،تقریباً مثل یهودی‌هاست

112
00:04:42,424 --> 00:04:44,194
و می‌دونی که یهودی‌ها
.چقدر خسیسن

113
00:04:44,218 --> 00:04:45,386
...نِسا ناخن‌خشکه

114
00:04:45,469 --> 00:04:47,221
.و از این نظر دلم رو نمی‌شکنه

115
00:04:47,304 --> 00:04:49,747
،خب، فقط می‌خوام گفتگو رو تنظیم کنم
،چون به نظرم

116
00:04:49,771 --> 00:04:52,101
«.اوه، حرفش یه کلیشه‌ی یهودستیزانه‌ست»

117
00:04:52,184 --> 00:04:55,771
.باشه، متوجه شدم -
...ولی -

118
00:04:55,855 --> 00:04:58,149
این یه گفتگوی خصوصی
...بین تو و برادرته

119
00:04:58,232 --> 00:05:00,067
.و می‌خوام خودت باشی

120
00:05:00,151 --> 00:05:01,586
.آره، داداشم همچین حرف‌هایی می‌زنه

121
00:05:01,610 --> 00:05:03,404
...جواب می‌ده؟ باشه، پس

122
00:05:03,487 --> 00:05:05,507
«.مثلاً می‌گه: «برای من یهودی‌بازی درنیار

123
00:05:05,531 --> 00:05:07,509
...آره، اگه این‌طوری ارتباط برقرار می‌کنین -
.آره -

124
00:05:07,533 --> 00:05:11,495
نمی‌خوام از شیوه‌ی بیانی استفاده کنی
،که تأثیرگذار نیست

125
00:05:11,579 --> 00:05:12,997
...پس -
...آره، پس -

126
00:05:13,080 --> 00:05:16,363
در تمرینِ پتریک
،مشکلات جالبی پیش آمد

127
00:05:16,387 --> 00:05:19,753
که به نظرم فرصتی برای
.پیشبرد هنر تمرین بودند

128
00:05:19,837 --> 00:05:21,547
...خب توی کدوم قسمت از گفتگو

129
00:05:21,630 --> 00:05:23,841
...می‌خوای بگی

130
00:05:23,924 --> 00:05:25,801
که مثل یهودی‌هاست؟ -
.آره -

131
00:05:25,885 --> 00:05:27,761
...بزرگ‌ترین مشکل این بود که

132
00:05:27,845 --> 00:05:32,308
او نمی‌توانست برنامه‌ی منسجمی را دنبال کند
.و نمی‌توانستم دلیلش را بفهمم

133
00:05:32,391 --> 00:05:33,702
...برادرت مراقبِ پرواز فرودگاهه

134
00:05:33,726 --> 00:05:35,036
.آره -
،یعنی با زبون منطق باید بهش بگی -

135
00:05:35,060 --> 00:05:36,788
.کارش جلوگیری از سقوط هواپیماست

136
00:05:36,812 --> 00:05:38,046
.آره -
...و می‌دونی که -

137
00:05:38,070 --> 00:05:40,858
...نمی‌دونم استدلالت اگه مثل

138
00:05:40,941 --> 00:05:43,295
.آره -
...مچ انداختن باشه روش جواب بده یا -

139
00:05:43,319 --> 00:05:45,863
.آره، متوجهم چی می‌گی

140
00:05:45,946 --> 00:05:48,946
،در اولین روز تمرین با پتریک
.تا دیروقت سرِ کار بودم

141
00:05:49,325 --> 00:05:50,594
،و وقتی به خانه برگشتم

142
00:05:50,618 --> 00:05:52,828
.آدام داشت می‌خوابید -
.بفرما -

143
00:05:52,912 --> 00:05:56,040
وقتی دست کوچیک رو
.بردی زیر دست بزرگ این کارو کردی

144
00:05:56,123 --> 00:05:58,918
و وقتی اَنجلا قصه‌ی شب را
،تا آخر برای او خواند

145
00:05:59,001 --> 00:06:01,045
.دیگر برای قصه‌ی من دیر شده بود

146
00:06:16,894 --> 00:06:19,355
این کتاب رو
...آدام از توی قفسه انتخاب کرد

147
00:06:19,438 --> 00:06:22,233
.از قفسه‌ی کتاب طبقه‌ی بالا -
اوه، واقعاً؟ -

148
00:06:22,316 --> 00:06:25,277
.آره، این یکی رو از قفسه انتخاب کرد

149
00:06:25,361 --> 00:06:26,922
و داشتی براش می‌خوندیش؟
[ «گل‌های وحشی ساحل غربی آمریکا» ]

150
00:06:26,946 --> 00:06:30,241
آره، به انواع گل‌هایی
.که توش بود نگاه می‌کردم

151
00:06:30,866 --> 00:06:33,285
...چه خوب. ام

152
00:06:33,369 --> 00:06:35,746
هیچ‌وقت سراغ منو نمی‌گیره؟

153
00:06:37,081 --> 00:06:42,336
.ام... فکر نکنم

154
00:06:42,419 --> 00:06:44,478
.الان یادم نیست سراغت رو گرفته باشه

155
00:07:32,386 --> 00:07:34,555
.سلام! صبح به‌خیر

156
00:07:34,638 --> 00:07:36,403
حالت چطوره؟ -
.عالی‌ام، ممنون -

157
00:07:37,016 --> 00:07:38,183
چقدر؟

158
00:07:38,267 --> 00:07:39,935
کافیه؟ -
.آره -

159
00:07:40,019 --> 00:07:42,739
به اَنجلا گفتم که
...آدام را با خودم می‌برم

160
00:07:42,839 --> 00:07:45,274
تا اَنجلا وقتش را صرف
...کسب‌وکار اِتسی‌اش

161
00:07:45,357 --> 00:07:47,359
.یعنی فروش کِرِم پوست خانگی کند

162
00:07:47,443 --> 00:07:49,528
.سلام، اینم چایی‌ت -
.سلام -

163
00:07:49,611 --> 00:07:53,157
.اوه، ممنون -
...اینم یه کم غلات صبحانه -

164
00:07:53,240 --> 00:07:56,160
.برای صبحونه -
.ممنون. ممنون -

165
00:07:56,243 --> 00:07:58,061
نمی‌دونی بدون گلوتنه یا نه؟

166
00:07:58,142 --> 00:07:59,246
...ام

167
00:07:59,330 --> 00:08:02,666
.تمرینِ خوب چندین مؤلفه دارد

168
00:08:02,750 --> 00:08:06,295
تاکنون، تمرکز من
...روی شیوه‌ی حرکات

169
00:08:06,378 --> 00:08:10,261
و حرف‌هایی بوده که احتمالاً‌
.در زندگی واقعی با آن‌ها مواجه می‌شویم

170
00:08:10,341 --> 00:08:12,343
.بابایی اینجا کار می‌کنه

171
00:08:12,426 --> 00:08:15,387
.این آدام، پسرمه -
.سلام، آدام -

172
00:08:15,471 --> 00:08:17,741
.نِسا اصلاً پولکی نیست، داداش
.تو نمی‌شناسیش

173
00:08:17,765 --> 00:08:19,683
.پولکیه -
.داداش، می‌گم نیست -

174
00:08:19,767 --> 00:08:21,602
...ولی اخیراً متوجه شده‌ام

175
00:08:21,685 --> 00:08:26,190
یکی از مؤلفه‌های مهمِ تمامِ
.اتفاقاتِ سرنوشت‌سازِ زندگی را نادیده گرفته‌ام

176
00:08:27,024 --> 00:08:28,108
.احساسات

177
00:08:29,068 --> 00:08:30,903
،وقتی با کور تمرین می‌کردم

178
00:08:30,986 --> 00:08:35,991
او توانست بر طراحیِ زبانی و حرکتیِ
.آن لحظه تسلط پیدا کند

179
00:08:36,075 --> 00:08:38,702
.گفتم یه نوشیدنی برات بگیرم سرحال بیای

180
00:08:38,786 --> 00:08:42,581
ولی وقتی که قرار بود
...در بارِ واقعی روبه‌روی دوستش

181
00:08:42,664 --> 00:08:45,876
،به دروغش اعتراف کند
.همان‌جا خشکش زد

182
00:08:45,959 --> 00:08:49,380
انگار می‌شد آدرنالین را دید
.که در رگ‌هایش جریان دارد

183
00:08:49,463 --> 00:08:53,217
فشارِ موقعیتِ واقعی را
.سرانجام به شدت تجربه کرد

184
00:08:53,300 --> 00:08:57,422
و این اتفاق حتی یک بار هم
.در تمرینِ او نیفتاده بود

185
00:08:57,446 --> 00:08:58,681
،بنابراین

186
00:08:58,764 --> 00:09:02,601
نتوانستم برای احساسی که
.به او دست می‌داد، آماده‌اش کنم

187
00:09:02,684 --> 00:09:06,605
وقت گذراندن من با آدام نیز
.این مسئله را تأیید کرده است

188
00:09:06,688 --> 00:09:08,446
،رفتارم مثل یک پدر است

189
00:09:08,470 --> 00:09:12,277
،ولی مطمئناً حس پدر بودن ندارم
.و این یک مشکل است

190
00:09:13,153 --> 00:09:14,714
...بنابراین چطور می‌توانم پتریک را

191
00:09:14,738 --> 00:09:17,217
برای این احساس آماده کنم
...که جلوی کسی نشسته

192
00:09:17,241 --> 00:09:21,203
که ارثیه‌ای را که به زعم خودش
حقش است، از او دریغ کرده؟

193
00:09:21,286 --> 00:09:25,183
خب، بخشی از این تمرین را
...از پتریک مخفی نگه داشته بودم

194
00:09:25,207 --> 00:09:27,751
.تا دقیقاً به همین هدف برسم

195
00:09:27,835 --> 00:09:29,211
.هی، پت -
اوهوم؟ -

196
00:09:29,294 --> 00:09:32,148
هی، رفیق. انبار مزرعه‌ی خونوادگی‌مون
.همین نزدیکی‌هاست

197
00:09:32,172 --> 00:09:33,316
...و یه ژنراتور هست

198
00:09:33,340 --> 00:09:35,677
.که باید از توی انبار بیرون بیارم

199
00:09:35,701 --> 00:09:37,153
.آره، می‌تونم کمکت کنم جابه‌جاش کنی

200
00:09:37,177 --> 00:09:38,679
،بعد از تمرین امروز

201
00:09:38,762 --> 00:09:43,338
به بازیگر نقش برادرِ پتریک گفتم
...که خارج از تمرین از پتریک بخواهد که برای

202
00:09:43,362 --> 00:09:46,913
جابه‌جایی یک ژنراتور قدیمی
.در انبار مزرعه‌ی پدربزرگش از او کمک بخواهد

203
00:09:46,937 --> 00:09:48,415
.من جانی هستم -
.پتریک هستم -

204
00:09:48,439 --> 00:09:49,707
.خوش‌وقتم -
.منم خوش‌وقتم -

205
00:09:49,731 --> 00:09:50,875
.ممنون که اومدی

206
00:09:50,899 --> 00:09:53,444
.اما این فرد پدربزرگِ واقعیِ بازیگر نیست

207
00:09:53,527 --> 00:09:58,157
،این پدربزرگ هم یک بازیگر است
.ولی پتریک این را نمی‌داند

208
00:09:58,305 --> 00:09:59,633
اینا چیه دیگه؟

209
00:09:59,658 --> 00:10:01,476
.دارن ازم فیلم می‌گیرن
.یه مستنده

210
00:10:01,500 --> 00:10:03,345
.من که توی مستند نیستم

211
00:10:03,370 --> 00:10:04,167
...نه، می‌دونم، اونا فقط

212
00:10:04,249 --> 00:10:06,141
.از تو فیلم نمی‌گیرن، بابابزرگ
.فقط از پتریک فیلم می‌گیرن

213
00:10:06,165 --> 00:10:08,625
.خیلی‌خب. خوبه -
.آره -

214
00:10:12,379 --> 00:10:13,642
تموم شد، آره؟ -
.آره -

215
00:10:13,666 --> 00:10:15,742
.نه گوش کن. یه کار دیگه هم دارم

216
00:10:15,943 --> 00:10:17,944
.امشب شبِ قرارمه
.نمی‌تونم پیشت بمونم کمک کنم

217
00:10:17,968 --> 00:10:19,303
شبِ قرار»؟» -
.آره -

218
00:10:19,386 --> 00:10:21,823
...باید برم. قول می‌دم -
.من کمکت می‌کنم -

219
00:10:21,847 --> 00:10:23,199
مطمئنی؟ -
.آره. می‌تونم کمک کنم -

220
00:10:23,223 --> 00:10:26,768
،پسر، این وظیفه‌ی توئه
!نه وظیفه‌ی اون

221
00:10:26,792 --> 00:10:28,528
.امیدوارم دختره ولت کنه

222
00:10:28,552 --> 00:10:31,249
می‌تونی کمکم کنی؟ -
آره. می‌تونم. چی کمکی می‌خوای؟ -

223
00:10:31,273 --> 00:10:33,585
و اینجاست که
...پدربزرگ فاش می‌کند که

224
00:10:33,609 --> 00:10:37,362
زیر تخته‌های کف انبار، نقشه‌ی
...جای مقداری طلاست که سال‌ها پیش

225
00:10:37,446 --> 00:10:40,365
برای فرار از مالیات
.در زمین خودش خاک کرده

226
00:10:40,389 --> 00:10:43,911
...آخه کلی چیز باارزش توشه و -
.آره -

227
00:10:43,994 --> 00:10:45,704
.باید از زیر خاک درش بیارم -
.باشه -

228
00:10:45,728 --> 00:10:48,009
.خیلی لطف داری که کمکم می‌کنی

229
00:10:48,033 --> 00:10:48,933
.نه بابا، مشکلی نیست

230
00:10:48,957 --> 00:10:51,502
...می‌خواستم طی چند ساعت آینده

231
00:10:51,585 --> 00:10:54,004
.پیوندی بین پتریک و این پیرمرد شکل بگیرد

232
00:10:54,028 --> 00:10:56,749
قدیم‌ها هر وقت بابابزرگم
.کمک لازم داشت، بهش کمک می‌کردم

233
00:10:56,773 --> 00:10:59,833
.ولی برادر کوچیک‌ترم، هیچ‌وقت کمکش نمی‌کرد

234
00:10:59,857 --> 00:11:01,918
.همه‌ش مشغول مسخره‌بازی بود -
.ولی تو کمکش می‌کردی -

235
00:11:01,942 --> 00:11:04,824
...آره، من کمکش می‌کردم. چون -
.منم همین‌طوری تربیت شده‌م -

236
00:11:04,848 --> 00:11:05,699
.آره

237
00:11:05,783 --> 00:11:08,578
پیوندی که آن‌قدر قوی باشد
...که باعث شود این پدربزرگ

238
00:11:08,602 --> 00:11:10,646
.پتریک را در ارث شریک کند

239
00:11:10,729 --> 00:11:15,192
و چند روز بعد
.به مرگ طبیعی از دنیا برود

240
00:11:15,275 --> 00:11:18,403
بنابراین، بعداً تنها چیزی که
...مانع رسیدن پتریک

241
00:11:18,487 --> 00:11:21,740
به ارثیه‌اش خواهد بود
.وصی پدربزرگ است

242
00:11:21,823 --> 00:11:24,469
یعنی بازیگری که
.نقش برادرِ پتریک را بازی می‌کند

243
00:11:24,493 --> 00:11:27,704
تا همان حساسیت اوضاع
...و شاید همان احساساتی را

244
00:11:27,788 --> 00:11:30,457
...که پتریک در واقعیت خواهد دید

245
00:11:30,541 --> 00:11:32,876
.به تمرین او ببخشد

246
00:11:36,129 --> 00:11:37,214
.خیلی‌خب، خیلی‌خب

247
00:11:37,297 --> 00:11:39,108
،ولی قبل از ملاقات با آن‌ها

248
00:11:39,132 --> 00:11:41,635
.باید آدام را برای چُرتش به خانه می‌بردم

249
00:11:43,428 --> 00:11:44,429
.سلام

250
00:11:47,266 --> 00:11:48,976
...آره، توی این فکر بودم که

251
00:11:49,059 --> 00:11:51,621
اگه موافق باشی
...مثلاً یه پرستار نیمه‌وقت بگیریم

252
00:11:51,645 --> 00:11:54,332
...تا اون‌طوری بتونیم -
اوه، پرستار نیمه‌وقت؟ -

253
00:11:54,356 --> 00:11:56,608
.آره، موافقم

254
00:11:56,692 --> 00:11:58,878
،این‌طوری تو می‌تونی به کارِت برسی
.منم به کارم می‌رسم

255
00:11:58,902 --> 00:12:01,280
.آره، به نظرم فکر خوبیه

256
00:12:01,363 --> 00:12:03,615
.اگه بتونیم آدم قابل‌اعتمادی پیدا کنیم

257
00:12:03,699 --> 00:12:05,843
،آره. خیلی‌خب
.پس بعداً می‌بینمت

258
00:12:05,867 --> 00:12:08,179
.خیلی‌خب. فعلاً خداحافظ، نیتان -
.آره. خیلی‌خب -

259
00:12:08,203 --> 00:12:09,997
.ممنون -
.ممنون -

260
00:12:11,081 --> 00:12:13,250
خودت آدام رو می‌خوابونی؟

261
00:12:13,333 --> 00:12:15,419
.آره -
.خیلی‌خب. خوبه -

262
00:12:19,881 --> 00:12:24,333
پتریک و پیرمرد ساعت‌ها بود
.که دنبال طلاها می‌گشتند

263
00:12:24,357 --> 00:12:28,849
دو مرد در جنگل که به سبک خاص مردها
.اعتمادشان به هم جلب می‌شد

264
00:12:29,202 --> 00:12:32,870
مثلاً به چیزهایی که دوست دارم
.خیلی وفادارم

265
00:12:33,024 --> 00:12:34,832
.مثلاً اگه غذاست، پیتزا رو دوست دارم

266
00:12:34,856 --> 00:12:36,023
.بعدش مرغ دوست دارم

267
00:12:36,047 --> 00:12:38,024
.بعدش استیک دوست دارم -
چه جور پیتزایی دوست داری؟ -

268
00:12:38,048 --> 00:12:39,663
.پیتزای پنیری، صاف و ساده

269
00:12:39,687 --> 00:12:40,687
فقط همین، ها؟

270
00:12:40,777 --> 00:12:41,939
...آره، البته پپرونی دوست دارم

271
00:12:41,963 --> 00:12:43,381
.ولی بدجوری معده‌م رو ترش می‌کنه

272
00:12:43,405 --> 00:12:46,050
،اما قبل از اینکه پیدایش کنند
...یک اتفاق دیگر بود

273
00:12:46,074 --> 00:12:48,310
که امیدوار بودم
.پیوندشان را مستحکم کند

274
00:12:48,350 --> 00:12:50,691
.یه دقیقه صبر کن
.من یه مشکل کوچیکی دارم

275
00:12:51,456 --> 00:12:52,669
.باشه، مشکلی نیست

276
00:12:52,914 --> 00:12:56,043
پتریک به کرات اشاره کرد
...که عوض‌کردن پوشک پدربزرگش

277
00:12:56,126 --> 00:12:58,021
...در سال‌های آخر عمر او، ثابت می‌کند

278
00:12:58,045 --> 00:13:00,297
.که او مستحق ارثیه‌ی اوست

279
00:13:00,380 --> 00:13:03,109
.من پوشکش رو عوض کردم، داداش
.تو هیچ‌وقت پوشکش رو عوض نکردی

280
00:13:03,133 --> 00:13:04,527
،هر وقت می‌رفت دست‌شویی

281
00:13:04,551 --> 00:13:06,696
،صدام می‌زد و می‌گفت: «هی
«.باید شورتم رو عوض کنم

282
00:13:06,720 --> 00:13:07,905
.شورتِ نو لازم داشت

283
00:13:07,929 --> 00:13:10,974
من اونجا بودم
،و کون بابابزرگ رو می‌شستم، داداش

284
00:13:11,058 --> 00:13:12,744
.وقتی که «دراگون بال زِد» تماشا می‌کردیم

285
00:13:12,768 --> 00:13:16,480
می‌خواستم پتریک با این پدربزرگ هم
.تجربه‌ی مشابهی داشته باشد

286
00:13:17,314 --> 00:13:18,857
.پتریک -
.بله -

287
00:13:18,881 --> 00:13:20,552
.خجالت می‌کشم بگم

288
00:13:20,576 --> 00:13:22,519
.خواستم اگه می‌شه بیای کمکم کنی

289
00:13:22,661 --> 00:13:23,661
چی؟

290
00:13:25,584 --> 00:13:27,472
...پس، چیزه

291
00:13:28,636 --> 00:13:30,956
.ببخش، پسرجون -
.اشکالی نداره -

292
00:13:31,000 --> 00:13:32,729
خب، اون پشت کثافتی مونده؟

293
00:13:32,753 --> 00:13:35,322
لازمه اون وسط یا جای دیگه رو پاک کنم؟

294
00:13:38,243 --> 00:13:39,365
.بفرما

295
00:13:39,630 --> 00:13:40,730
.ممنون

296
00:13:44,091 --> 00:13:46,093
،لحظه‌ی زیبایی بود

297
00:13:46,176 --> 00:13:48,146
...ولی ناخواسته ناراحت بودم

298
00:13:48,170 --> 00:13:51,044
چون می‌دانستم این پیرمرد
،به زودی خواهد مُرد

299
00:13:51,068 --> 00:13:54,643
و من کسی بودم که
.باید این خبر را می‌دادم

300
00:13:57,896 --> 00:14:01,358
!لعنتی! برگ‌هام -
!آها! ایناهاشش -

301
00:14:01,441 --> 00:14:03,527
!لعنتی

302
00:14:06,154 --> 00:14:07,743
.اینو برام نگه دار -
.باشه -

303
00:14:07,980 --> 00:14:10,278
.ایول -
آره. این شیطون‌ها رو می‌بینی؟ -

304
00:14:10,302 --> 00:14:12,187
.آره. خیلی خوبه

305
00:14:12,691 --> 00:14:14,731
.این نقره نیست، عزیزم
.طلاست

306
00:14:14,755 --> 00:14:15,906
.ایول

307
00:14:16,167 --> 00:14:17,684
...هر کدوم از این کوفتی‌ها

308
00:14:17,708 --> 00:14:19,591
.الان نزدیک دو هزار دلار می‌ارزه

309
00:14:19,631 --> 00:14:20,377
.ایول

310
00:14:20,638 --> 00:14:23,622
...راستش خرج زیادی ندارم، ولی

311
00:14:24,120 --> 00:14:26,270
.می‌خوام یه کم از اینا رو بهت بدم

312
00:14:26,294 --> 00:14:27,814
...خب، لطف می‌کنی. ولی

313
00:14:27,838 --> 00:14:29,622
...نمی‌خوام یه وقت

314
00:14:29,998 --> 00:14:32,534
...اون‌قدری که امروز کمک‌حالم بودی

315
00:14:32,558 --> 00:14:35,945
،و اون‌قدری که امروز بامحبت بودی
...نوه‌ی خودم هم

316
00:14:36,251 --> 00:14:37,769
.توی این یه سال نبوده

317
00:14:37,793 --> 00:14:39,578
.اینا رو که نمی‌تونم ببرم اون دنیا

318
00:14:39,602 --> 00:14:40,960
.درسته

319
00:14:42,102 --> 00:14:44,130
.لعنتی بالاخره تموم شد

320
00:14:44,607 --> 00:14:46,608
.از همکاری باهاتون خوشحال شدم، آقا

321
00:14:46,950 --> 00:14:48,826
،خب، همه‌ی اینا رو می‌دم ارزیابی کنن

322
00:14:48,850 --> 00:14:50,174
.و یه هفته‌ی دیگه بهت زنگ می‌زنم

323
00:14:50,198 --> 00:14:51,199
.باشه

324
00:14:51,557 --> 00:14:52,798
.ممنون

325
00:14:53,792 --> 00:14:55,957
.حقته، خیلی بیشتر از اینا حقته

326
00:14:55,981 --> 00:14:58,319
.و خیلی بیشتر از اینا گیرت میاد

327
00:15:10,343 --> 00:15:12,763
...سلام، بچه‌ها. ام

328
00:15:12,846 --> 00:15:17,989
الان آیزک، بازیگر نقش برادر پتریک
،تماس گرفت

329
00:15:18,013 --> 00:15:20,687
،و متأسفانه یکی از فامیل‌هاشون فوت شده

330
00:15:20,771 --> 00:15:25,484
.برای همین امروز تمرین نمی‌کنیم

331
00:15:25,567 --> 00:15:26,943
.خیلی‌خب -
...ام -

332
00:15:27,736 --> 00:15:30,030
...بریم خونه‌هامون و

333
00:15:30,113 --> 00:15:33,172
چطوره کمی
...پیش خونواده‌هامون بمونیم

334
00:15:34,242 --> 00:15:36,828
...و قدر تمام لحظاتش رو بدونیم، چون

335
00:15:36,912 --> 00:15:39,498
هیچ‌وقت معلوم نیست
.کِی آخرین دیدارمون باشه

336
00:15:39,581 --> 00:15:41,309
.شرمنده که این‌طوری شد -
.اشکالی نداره -

337
00:15:41,333 --> 00:15:42,518
یه روز دیگه تمرین می‌کنیم؟

338
00:15:42,542 --> 00:15:44,628
.آره، حتماً. باشه -
.آره -

339
00:15:52,219 --> 00:15:54,805
.اوه، هِرمی! خوشحالم می‌بینمت

340
00:15:54,888 --> 00:15:58,600
.هی، شنیدم چی گفتی
تا حالا دروغ گفتی؟

341
00:15:59,444 --> 00:16:02,793
آره، یه وقت‌هایی بوده که
.تمام حقیقت رو نگفته‌م

342
00:16:02,817 --> 00:16:04,567
پس تو دروغگویی؟

343
00:16:04,591 --> 00:16:07,700
.خب، نه، عادت که ندارم دروغ بگم

344
00:16:08,443 --> 00:16:11,032
.پس هیچ کدوم از حرف‌هات رو نمی‌تونم باور کنم

345
00:16:11,112 --> 00:16:12,864
چرا؟

346
00:16:12,948 --> 00:16:16,243
.خیلی‌خب، بچه‌ها، آیزک اومد

347
00:16:16,326 --> 00:16:17,661
.آره -
.آره -

348
00:16:17,744 --> 00:16:21,331
.ممنون که اومدی -
.ممنون، رفیق. متشکرم -

349
00:16:21,414 --> 00:16:23,559
مطمئنی امروز برای تمرین مشکلی نداری؟

350
00:16:23,583 --> 00:16:25,085
...آره. آره، آره

351
00:16:25,168 --> 00:16:26,354
.آره، می‌خوام برگردم سراغ تمرین

352
00:16:26,378 --> 00:16:27,897
.این‌طوری حواسم از بابابزرگم پرت می‌شه

353
00:16:27,921 --> 00:16:29,565
.خیلی‌خب. خیلی‌خب، خوبه -
.آره -

354
00:16:29,589 --> 00:16:31,317
برگردیم سر میز؟

355
00:16:31,341 --> 00:16:33,301
.آره، آره -
.سلام، رفیق -

356
00:16:33,385 --> 00:16:36,327
.تسلیت می‌گم، رفیق -
.ممنون. خیلی ممنون -

357
00:16:38,515 --> 00:16:40,743
می‌دونم که شما دو تا
.چند ساعتی پیش هم بودین

358
00:16:40,767 --> 00:16:42,245
.آره، خوش گذشت

359
00:16:42,269 --> 00:16:44,813
.ظاهراً... ظاهراً از تو خوشش اومده

360
00:16:44,837 --> 00:16:45,968
.باحال بود

361
00:16:46,090 --> 00:16:48,636
.می‌دونی، بابابزرگت آدم باحالی بود

362
00:16:48,842 --> 00:16:49,584
.فقط همین رو بگم

363
00:16:49,608 --> 00:16:50,461
...یعنی، فقط

364
00:16:50,485 --> 00:16:52,088
.ممنون، رفیق -
.خواهش می‌کنم -

365
00:16:52,112 --> 00:16:54,072
.شالوده‌ی کار ریخته شد

366
00:16:54,155 --> 00:16:56,116
و حالا پتریک
...درست در همان

367
00:16:56,199 --> 00:16:59,536
وضعیتی قرار می‌گرفت
.که برای تمرینِ آن آمده بود

368
00:16:59,619 --> 00:17:00,721
...قبل از اینکه

369
00:17:00,745 --> 00:17:02,014
...تمرین امروز رو شروع کنیم -
اوهوم -

370
00:17:02,038 --> 00:17:04,457
.می‌خواستم در مورد یه چیزی باهات صحبت کنم

371
00:17:04,541 --> 00:17:10,380
قبل از فوتِ پدربزرگم
...رفتم بیمارستان پیشش

372
00:17:10,463 --> 00:17:13,226
و خیلی اصرار داشت که
...می‌خواد تو

373
00:17:13,250 --> 00:17:15,021
یه کم از طلاش رو به ارث ببری؟

374
00:17:15,051 --> 00:17:18,197
آره. خیلی هیجان‌زده بود
،که پیداش کرده

375
00:17:18,221 --> 00:17:19,657
...از روی نقشه‌ش پیداش کردیم

376
00:17:19,681 --> 00:17:22,285
...و بعد از کلی گشتن -
...آخه مشخصه که می‌خواسته -

377
00:17:22,309 --> 00:17:23,661
.به تو برسه -
.آره -

378
00:17:23,685 --> 00:17:26,163
یعنی تو و بابابزرگم
.رفاقتی بینتون ایجاد شده بود که عالیه

379
00:17:26,187 --> 00:17:27,606
.اوهوم -
.معرکه‌ست -

380
00:17:27,689 --> 00:17:30,459
.هیچ‌وقت یادم نمی‌ره
.واقعاً معرکه بود

381
00:17:30,483 --> 00:17:31,542
.آره -
می‌دونی؟ -

382
00:17:31,610 --> 00:17:33,296
،خب، می‌خوام به وصیتش عمل کنم

383
00:17:33,320 --> 00:17:38,419
ولی در عین حال، کمی مردد هستم
...که طلا رو بهت بدم

384
00:17:38,443 --> 00:17:42,454
به‌خاطر چیزهایی که درباره‌ی
...نسا می‌دونم و اینکه تیغ‌زنه

385
00:17:42,537 --> 00:17:45,079
،حس می‌کنم اگه طلا رو بهت بدم

386
00:17:45,103 --> 00:17:48,293
اون‌وقت راحت می‌تونه
.طلا رو برداره و ولت کنه

387
00:17:48,376 --> 00:17:49,979
...نسا تیغ‌زن نیست

388
00:17:50,003 --> 00:17:51,087
...چون

389
00:17:51,171 --> 00:17:53,065
البته می‌دونم که
...می‌خواست طلا به تو برسه

390
00:17:53,089 --> 00:17:54,859
.درسته -
...ولی می‌ترسم که -

391
00:17:54,883 --> 00:17:56,652
،چون نسا تیغ‌زنه

392
00:17:56,676 --> 00:17:58,195
...طلاها رو -
،در ارتباط با تیغ‌زن بودنِ نسا -

393
00:17:58,219 --> 00:18:02,891
.باید بگم تیغ‌زن نیست
...و باید بگم که راستش

394
00:18:02,974 --> 00:18:05,119
...اون ارث حق زحماتمه. نسا -
...آخه حس بدی دارم چون -

395
00:18:05,143 --> 00:18:08,510
اگه این گفتگوها رو
،راجع‌به گذشته‌ی نسا نداشتیم

396
00:18:08,563 --> 00:18:10,875
...اصلاً همچین فکری نمی‌کردم، ولی

397
00:18:10,899 --> 00:18:13,210
،ولی تو نسا رو نمی‌شناسی
.برای تو یه غریبه‌ست

398
00:18:13,234 --> 00:18:14,879
من فقط چیزهایی رو می‌دونم
.که تو درباره‌ش گفتی

399
00:18:14,903 --> 00:18:16,255
.آره، چیزهای خوبی هم ازش گفتم

400
00:18:16,279 --> 00:18:18,591
پس چرا داری همه‌ش یه‌طرفه قضاوت می‌کنی؟

401
00:18:18,615 --> 00:18:21,493
متوجه شدم که پتریک
،کم‌کم دارد ناراحت می‌شود

402
00:18:21,576 --> 00:18:24,555
برای همین او را گوشه‌ای بردم
...و به او گفتم که بعداً

403
00:18:24,579 --> 00:18:27,558
،می‌تواند به این قضیه رسیدگی کند
.تا بتوانیم تمرین را شروع کنیم

404
00:18:27,582 --> 00:18:28,750
.باشه

405
00:18:33,380 --> 00:18:35,590
.سلام -
.سلام، کریس -

406
00:18:37,676 --> 00:18:39,946
چه خبر؟ -
.بدون من شروع کردی -

407
00:18:39,970 --> 00:18:43,598
،آخه یه کم دیرتر اومدی
.ولی اشکالی نداره

408
00:18:43,682 --> 00:18:48,853
.خیلی‌خب
می‌خوای راجع‌به چی حرف بزنی؟

409
00:18:48,937 --> 00:18:51,165
،دارم بهت می‌گم
.نسا تیغ‌زن نیست

410
00:18:51,189 --> 00:18:53,042
،این مدت کمک کرده، می‌دونی

411
00:18:53,066 --> 00:18:55,694
.و زندگی‌م به‌خاطرِ اون بهتر شده

412
00:18:55,777 --> 00:18:57,922
:باید بتونی بگی
هی، نگاه کن، می‌دونی چیه؟»

413
00:18:57,946 --> 00:18:59,256
حرفت رو باور می‌کنم.» خب؟

414
00:18:59,280 --> 00:19:01,258
...آره، ولی خب در مورد نسا

415
00:19:01,282 --> 00:19:04,345
امیدواره که
این ارثیه رو به‌دست بیاری، درسته؟

416
00:19:04,369 --> 00:19:05,596
...یعنی تو بهش

417
00:19:05,620 --> 00:19:06,931
.کاش می‌تونستی بیشتر بهم اعتماد کنی

418
00:19:06,955 --> 00:19:11,710
متأسفم که یه تنفری از من
...توی دلت شکل گرفته، ولی

419
00:19:11,793 --> 00:19:13,521
،بازم داداش کوچیکم هستی

420
00:19:13,545 --> 00:19:14,730
.و دوستت دارم

421
00:19:14,754 --> 00:19:17,632
.به‌خاطر تمام کارهات تبریک می‌گم

422
00:19:17,716 --> 00:19:18,734
...حس می‌کنم

423
00:19:18,758 --> 00:19:20,736
.دیگه اون ارتباط سابق رو نداریم

424
00:19:20,760 --> 00:19:24,055
.و گاهی پیش خودم می‌گم کاش داشتیم

425
00:19:24,139 --> 00:19:27,100
مطمئن نبودم پتریک
،از چه روشی استفاده می‌کند

426
00:19:27,183 --> 00:19:29,561
.ولی روشی نبود که تمرین کرده بودیم

427
00:19:29,644 --> 00:19:32,081
.چون نمی‌تونم عزا بگیرم

428
00:19:32,105 --> 00:19:33,457
...نتونستم عزا بگیرم

429
00:19:33,481 --> 00:19:36,544
چون از وقتی که فوت کرد
.وکیل‌ها مشغول دعوا بوده‌ن

430
00:19:36,568 --> 00:19:39,571
هنوز نشده که یه روز بشینم
.و به‌خاطرش گریه کنم

431
00:19:39,654 --> 00:19:42,425
آره، خسته‌م از بس
.فوران‌های کوچیکی داشته‌م

432
00:19:42,449 --> 00:19:43,884
.می‌خوام قال قضیه رو بکنم

433
00:19:43,908 --> 00:19:45,535
...پس اگه لطفاً

434
00:19:45,618 --> 00:19:48,264
با وجدان خودت خلوت کن
،و همون‌طور که بابابزرگ ویلف می‌خواست

435
00:19:48,288 --> 00:19:50,040
.سهم منو بده برم

436
00:19:50,123 --> 00:19:51,600
،تا مجبور نشم سرش باهات دعوا کنم

437
00:19:51,624 --> 00:19:52,935
.تا نخوام به‌خاطرش بهت زنگ بزنم

438
00:19:52,959 --> 00:19:55,712
می‌تونم به روش خودم
.حلش کنم تا تموم بشه بره

439
00:19:55,795 --> 00:19:57,255
.فقط همین رو می‌خوام

440
00:19:57,338 --> 00:19:58,941
به نظرم اگه بابابزرگ زنده بود
.همین رو می‌خواست

441
00:19:58,965 --> 00:20:02,135
.پس خواهش می‌کنم
،می‌دونی، ما برادریم

442
00:20:02,218 --> 00:20:04,763
.ناسلامتی باید یار هم باشیم

443
00:20:04,846 --> 00:20:09,017
خسته شدم از بس جوری زندگی کردم
.که انگار فردای روز فوتشه

444
00:20:09,100 --> 00:20:13,855
،پس خواهش می‌کنم بذار فراموشش کنم
.بذار سهمم رو بردارم

445
00:20:13,938 --> 00:20:15,273
.باشه

446
00:20:16,483 --> 00:20:18,627
،باشه، زندگی خودته
،پول خودته

447
00:20:18,651 --> 00:20:20,212
...پولیه که بابابزرگ می‌خواست

448
00:20:20,236 --> 00:20:22,447
...در نهایت به دست تو برسه، پس

449
00:20:22,530 --> 00:20:23,632
،تو واسه خودت یه مردی

450
00:20:23,656 --> 00:20:26,010
و حق داری که
.خودت برای خودت تصمیم بگیری

451
00:20:26,034 --> 00:20:28,912
.ممنون، کریس -
.خواهش می‌کنم، داداش -

452
00:20:28,995 --> 00:20:31,122
.بیا بغلم -
.باشه -

453
00:20:33,750 --> 00:20:35,210
.ممنون، کریس

454
00:20:35,293 --> 00:20:37,796
.دوستت دارم، داداش -
.منم دوستت دارم -

455
00:20:37,879 --> 00:20:40,232
.خیلی‌خب، خیلی‌خب
.دیگه نمی‌خوام گریه کنم

456
00:20:41,007 --> 00:20:42,759
.ممنون

457
00:20:44,761 --> 00:20:46,938
،در دل پتریک اتفاق مهمی افتاده بود

458
00:20:47,013 --> 00:20:50,183
و به نظر می‌رسید
.که پیشرفت بزرگی کرده‌ایم

459
00:20:50,266 --> 00:20:52,190
...ولی شرط موفقت این بود

460
00:20:52,214 --> 00:20:54,562
.که آن را روبه‌روی برادرش تکرار کند

461
00:21:05,782 --> 00:21:08,451
کدوم رو می‌خوای؟ -
.هندونه -

462
00:21:08,535 --> 00:21:10,328
.اوه، هندونه

463
00:21:10,412 --> 00:21:12,264
.آره، پرستار بچه کمی دیر کرده

464
00:21:12,288 --> 00:21:15,959
.ولی می‌تونم... بعدش سریع میام

465
00:21:16,042 --> 00:21:17,502
.اوه، خیلی‌خب

466
00:21:17,585 --> 00:21:20,272
سلام! حالتون چطوره؟ -
.سلام. خوبم. من دستینی‌ام -

467
00:21:20,296 --> 00:21:21,982
.دستینی! بله
.ممنون که اومدی

468
00:21:22,006 --> 00:21:23,234
.ایشون اَنجلاست -
!سلام -

469
00:21:23,258 --> 00:21:25,435
.سلام. خوش‌وقتم -
.اینم آدامه -

470
00:21:25,468 --> 00:21:27,321
.همچنین. ممنون -
.خوش اومدی -

471
00:21:27,345 --> 00:21:29,973
.نزدیک هشت سال تجربه دارم

472
00:21:31,224 --> 00:21:34,853
.کارم رو با سرپرستی کلیسا شروع کردم

473
00:21:34,936 --> 00:21:39,232
خب، من و اَنجلا
...یه رابطه‌ی غیرسنتی

474
00:21:39,315 --> 00:21:41,352
.و غیررمانتیک داریم

475
00:21:41,376 --> 00:21:45,697
ما می‌خوایم برای تمرین
.این بچه رو باهمدیگه بزرگ کنیم

476
00:21:45,780 --> 00:21:47,758
.یه شبیه‌سازیه -
.تا بعدش... آره -

477
00:21:47,782 --> 00:21:50,830
تا بعدش تصمیم بگیریم که
.توی زندگی واقعی این کارو بکنیم یا نه

478
00:21:50,854 --> 00:21:52,196
.جداگونه -
.خب -

479
00:21:52,220 --> 00:21:54,265
.آره، جداگونه
.باهمدیگه این کارو نمی‌کنیم

480
00:21:54,289 --> 00:21:57,500
.اوه، خیلی‌خب -
...آره، این دروبین‌های متعدد -

481
00:21:57,584 --> 00:22:01,546
که اینجا نصب شده‌ن
.به‌خاطر بی‌اعتمادی ما به شما نیست

482
00:22:01,629 --> 00:22:03,274
.خیلی‌خب -
.آره، دوربینِ پرستار بچه نیستن -

483
00:22:03,298 --> 00:22:04,567
.آها، خیلی‌خب -
.آره، آره -

484
00:22:04,591 --> 00:22:07,236
پس این دوربین
برای تولید مستنده؟

485
00:22:07,260 --> 00:22:08,571
...آره. چیزه -
.خیلی‌خب -

486
00:22:08,595 --> 00:22:09,822
زمان‌سنج هم برای همینه؟

487
00:22:09,846 --> 00:22:11,699
...آره، اون زمان‌سنجه

488
00:22:11,723 --> 00:22:13,516
.چون این بچه یه بازیگره

489
00:22:13,600 --> 00:22:16,561
.خب -
...برای همین فقط می‌تونه -

490
00:22:16,644 --> 00:22:19,373
بچه‌ها فقط چند ساعت
.می‌تونن کار کنن

491
00:22:19,397 --> 00:22:20,440
.خیلی‌خب -
...پس -

492
00:22:20,523 --> 00:22:21,834
.آره، منطقیه

493
00:22:21,858 --> 00:22:24,360
.خب، خداحافظ، آدام

494
00:22:24,444 --> 00:22:26,112
چرا؟ -
.می‌رم سر کار -

495
00:22:27,780 --> 00:22:30,033
.اَه! بی‌خیال

496
00:22:31,993 --> 00:22:33,721
،ولی وقتی به انبار رسیدم

497
00:22:33,745 --> 00:22:37,248
پتریک آنجا نبود
.و کسی نمی‌توانست پیدایش کند

498
00:22:38,917 --> 00:22:40,682
.پس فقط می‌توانستم منتظر بمانم

499
00:22:54,474 --> 00:22:57,560
.تو رو نمی‌خوام

500
00:22:57,644 --> 00:22:59,703
،وقتی سرانجام به تماسم پاسخ داد

501
00:22:59,771 --> 00:23:03,399
گفت که با دوست‌دخترش
.به یک شهربازی رفته

502
00:23:03,483 --> 00:23:06,837
راستش با دوست‌دخترم
...قرار گذاشته بودیم که بریم چیز بخوریم

503
00:23:06,861 --> 00:23:09,840
...از این... از این کیک‌ها
...اسمشون چیه؟ ام

504
00:23:09,864 --> 00:23:12,951
.فانل‌کیک. تا حالا فانل‌کیک نخورده‌م

505
00:23:13,034 --> 00:23:14,702
.خب -
.آره -

506
00:23:14,786 --> 00:23:16,805
دوست داره
.یه کم فانل‌کیک بخورم

507
00:23:16,829 --> 00:23:18,682
.یه کم به خودم برسم -
.درسته -

508
00:23:18,706 --> 00:23:19,874
.آره

509
00:23:19,958 --> 00:23:23,378
گفت که اگر بخواهم می‌توانم
.بروم پیشش فانل‌کیک بخورم

510
00:23:26,005 --> 00:23:29,509
،ولی وقتی که رسیدم آنجا
...موبایلش خاموش شده بود

511
00:23:29,592 --> 00:23:31,219
.و نمی‌توانستم پیدایش کنم

512
00:23:34,180 --> 00:23:36,432
.دیگر هیچ‌وقت از پتریک خبری نشد

513
00:23:42,563 --> 00:23:46,401
،شاید برای بعضی‌ها
.همان تمرین کافی است

514
00:23:52,824 --> 00:23:54,200
.خیلی‌خب

515
00:23:54,284 --> 00:23:57,495
چی شده؟ چرا همه‌ش
روت رو ازم برمی‌گردونی؟

516
00:23:57,578 --> 00:24:00,224
کم‌کم برایم سؤال شد
...که چرا می‌توانستم

517
00:24:00,248 --> 00:24:03,626
به‌راحتی در تمرین‌های دیگران
...احساسات ایجاد کنم

518
00:24:03,710 --> 00:24:05,980
.ولی نمی‌توانم برای خودم این کار را بکنم

519
00:24:06,004 --> 00:24:07,839
کجا می‌ری؟ -
.هوم -

520
00:24:11,968 --> 00:24:14,637
،خیلی‌خب
...می‌ذارمش همین‌جا پیشت

521
00:24:14,721 --> 00:24:18,599
تا هر وقت آماده بودی
عوضش کنی، باشه؟

522
00:24:20,560 --> 00:24:22,854
.این روزیه که مامان آوردت خونه

523
00:24:22,937 --> 00:24:25,815
.یه بچه بیشتر نبودی -
.آره -

524
00:24:25,898 --> 00:24:29,193
سفارش داده بودم که
...آلبوم عکسی بسازند که خاطرات جعلی را

525
00:24:29,235 --> 00:24:31,922
با خاطرات واقعی ترکیب می‌کرد
...تا خلأها را پر کند

526
00:24:31,946 --> 00:24:34,907
و بیشتر از قبل احساس
.یک زندگی کامل را تداعی کند

527
00:24:34,991 --> 00:24:40,330
!توماسِ قطار
!می‌خوام همین الان برم اونجا

528
00:24:41,789 --> 00:24:43,642
...در اینجا زمان با سرعت متفاوتی می‌گذشت

529
00:24:43,666 --> 00:24:45,835
.و هنوز داشتم به آن عادت می‌کردم

530
00:24:45,918 --> 00:24:47,670
.پشتش بود، این تو

531
00:24:47,754 --> 00:24:49,881
.باشه، آره. اونجا بود

532
00:24:52,550 --> 00:24:55,136
وقتی پسر سه ساله‌ات
...داخل اتاقش برود

533
00:24:56,054 --> 00:24:58,181
آدام؟ -
بله، بابا؟ -

534
00:24:58,264 --> 00:25:01,267
و یک دقیقه بعد
،شش ساله بیرون بیاید

535
00:25:01,351 --> 00:25:03,811
شاید سخت باشد
.که احساسی طبیعی داشته باشی

536
00:25:03,895 --> 00:25:06,773
خب، امروز می‌خوای چیکار کنی؟

537
00:25:06,856 --> 00:25:09,915
بنابراین باید آینه‌های
...دیجیتال سفارشی نصب کنی

538
00:25:09,942 --> 00:25:13,988
تا بتوانی خودت را ببینی
.که به سرعتِ فرزندت پیر می‌شوی

539
00:25:16,240 --> 00:25:20,078
ولی در این صورت، زمان
.برای دنیای اطرافت هم باید سریع‌تر بگذرد

540
00:25:20,995 --> 00:25:22,639
...بذرهایی که یک هفته کاشته می‌شوند

541
00:25:22,663 --> 00:25:25,291
هفته‌ی بعد باید
.سبزیجات گوشتالو باشند

542
00:25:29,462 --> 00:25:32,340
...گذر زمان برای طبیعت باید تسریع شود

543
00:25:34,634 --> 00:25:38,638
و مغزت به‌زحمت تلاش می‌کند
.که با واقعیتِ جدیدت وفق پیدا کند

544
00:25:43,142 --> 00:25:44,703
،و هر از گاهی

545
00:25:44,727 --> 00:25:46,492
...کورسوهای امیدی پیدا می‌شوند

546
00:25:46,521 --> 00:25:48,499
خوش گذشت، ها؟ -
...لحظاتی -

547
00:25:48,523 --> 00:25:52,276
،که فراموش می‌کنی
.و حس می‌کنی عضو یک خانواده‌ای

548
00:25:52,360 --> 00:25:54,070
می‌خوای منو بگیری؟

549
00:25:54,153 --> 00:25:58,157
!منو نگیر
!پرتش کردی! ای بابا

550
00:25:58,241 --> 00:26:00,677
آن‌وقت است که می‌دانی
.تمرین مؤثر بوده است

551
00:26:00,701 --> 00:26:05,123
.نه! کمک. من مُردم

552
00:26:07,834 --> 00:26:10,962
.اغلب اوقات به بقیه حسادت می‌کنم

553
00:26:11,045 --> 00:26:14,841
چون می‌توانند به‌راحتی
.خودشان را در یک دنیا غرق کنند

554
00:26:16,676 --> 00:26:18,861
.چون می‌توانند راحت ایمان داشته باشند

555
00:26:18,980 --> 00:26:23,015
توی گوگل «منشأ هالووین» رو جستجو کردم
...و نتیجه‌ش این بود که

556
00:26:23,975 --> 00:26:25,560
.یه سنت سلتی بوده

557
00:26:25,643 --> 00:26:28,062
...اوه، شاید
با کلمات کلیدی جستجو کردی؟

558
00:26:28,146 --> 00:26:30,148
منشأ شیطان‌پرستیِ هالووین»؟»

559
00:26:30,231 --> 00:26:32,817
اینکه فقط به حقایقی
...که می‌خواهند برسند

560
00:26:32,900 --> 00:26:34,819
.و بقیه‌ی حقایق را نادیده بگیرند

561
00:26:34,902 --> 00:26:38,114
آره، ضمناً گوگل دیگه
.خیلی چیزها رو سانسور می‌کنه

562
00:26:38,197 --> 00:26:40,717
.عجیبه
...چرا گوگل باید

563
00:26:40,741 --> 00:26:43,536
انگیزه‌ای داشته باشه که
...همچین نتایجی رو

564
00:26:43,619 --> 00:26:46,090
سانسور کنه؟
گوگل چی گیرش میاد؟

565
00:26:46,164 --> 00:26:47,516
.چون شیطان اونا رو کنترل می‌کنه

566
00:26:47,540 --> 00:26:48,725
...و شیطان -
گوگل رو؟ -

567
00:26:48,749 --> 00:26:50,269
...آره، و بزرگ‌ترین حقه‌ی شیطان

568
00:26:50,293 --> 00:26:53,379
اینه که آدم‌ها رو متقاعد کنه
.که شیطان وجود نداره

569
00:26:53,463 --> 00:26:55,357
.حالا جلوی بچه این حرف‌ها رو نزنیم

570
00:26:55,381 --> 00:26:57,258
.آره. باشه، آره

571
00:26:59,844 --> 00:27:03,055
.اینا برچسب‌ها و روکش‌های هوشمنده

572
00:27:04,098 --> 00:27:07,685
.به نظرم باید این قسمتش رو دربیاریم

573
00:27:07,768 --> 00:27:09,812
.احساسات چیز عجیبی است

574
00:27:10,605 --> 00:27:13,065
.مهندسیِ آن کار آسانی نیست

575
00:27:14,567 --> 00:27:18,821
هر چه باشد، برای گول زدنِ خودت
.فقط تا حد خاصی می‌توانی تلاش کنی

576
00:27:20,406 --> 00:27:22,701
...و حتی وقتی فکر همه‌چیز را می‌کنی

577
00:27:23,701 --> 00:27:26,337
باز هم چیزهایی پیدا می‌شود
.که فراموش کرده‌ای

578
00:27:46,861 --> 00:27:51,861
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

579
00:27:52,085 --> 00:27:59,085
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.
580
00:27:59,409 --> 00:28:04,409
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.
