﻿1
00:00:01,929 --> 00:00:04,220
...من عاشق یه داستان کارآگاهی خوبم

2
00:00:05,757 --> 00:00:09,017
ولی می‌دونین، انگار
.از جای اشتباهی شروع می‌شن

3
00:00:09,240 --> 00:00:11,180
‫از خودِ قتل شروع می‌شن.

4
00:00:11,200 --> 00:00:12,354
‫نه، نه.

5
00:00:12,920 --> 00:00:15,206
‫قتل تازه نقطه پایانه.

6
00:00:15,519 --> 00:00:19,266
‫داستان خیلی قبل‌تر شروع می‌شه،

7
00:00:19,774 --> 00:00:21,447
‫سال‌ها قبل‌تر،

8
00:00:22,000 --> 00:00:24,880
‫وقتی که بذرِ قتل... تازه کاشته می‌شه.

9
00:00:25,166 --> 00:00:27,055
‫اگه بخوایم بگیم، نقطه‌ی صفر.

10
00:00:29,477 --> 00:00:30,920
"هشت مـاه قبـل"

11
00:00:30,960 --> 00:00:33,617
‫آقای استرنج!
‫آقای استرنج! آقای استرنج!

12
00:00:35,446 --> 00:00:36,551
‫آقای استرنج...

13
00:00:41,160 --> 00:00:47,031
‫قتل، پایانِ یه زنجیره‌ی طولانی
،از علت و معلوله

14
00:00:47,671 --> 00:00:52,020
‫توهین، آسیب، دلخوری.

15
00:00:52,251 --> 00:00:54,235
‫خانم استرنج...
‫خانم استرنج...

16
00:00:58,768 --> 00:00:59,930
"دهه طلاق اجتماعی"

17
00:01:00,554 --> 00:01:07,554
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

18
00:01:08,040 --> 00:01:10,600
‫شاید به همین سادگی باشه که تقدیرِ شوم،

19
00:01:10,625 --> 00:01:12,786
‫آدم‌ها رو با هم روبرو می‌کنه.

20
00:01:13,333 --> 00:01:15,613
‫آدم‌هایی که به هم می‌رسن،

21
00:01:16,200 --> 00:01:18,500
‫ناخواسته، از روی سرنوشت،

22
00:01:18,520 --> 00:01:20,696
‫توی یه زمان یا مکانِ خاص.

23
00:01:31,560 --> 00:01:36,302
‫شاید یه اتفاق باشه که این تارعنکبوتِ
.درهم‌تنیده،‌ آدم‌ها رو به هم وصل می‌کنه

24
00:01:38,240 --> 00:01:40,620
‫اما باید اینم در نظر گرفت

25
00:01:40,640 --> 00:01:44,820
‫که شاید دستی از روی عمد در کار باشه.

26
00:01:47,154 --> 00:01:50,195
‫یه نفر، یه جایی،

27
00:01:51,295 --> 00:01:52,759
‫دور از چشم ما،

28
00:01:53,748 --> 00:01:55,302
‫داره یه تله می‌چینه،

29
00:01:55,896 --> 00:01:57,462
‫ما رو هل می‌ده

30
00:01:58,056 --> 00:02:01,401
‫به سمتِ یه مکان یا زمانِ خاص،

31
00:02:02,000 --> 00:02:04,843
‫و ما رو، بی‌خبر از همه‌جا،

32
00:02:05,913 --> 00:02:08,661
‫می‌کشونه به سمتِ خودِ نقطه‌ی صفر.

33
00:02:19,741 --> 00:02:22,061
"اتاق بانو والاحضرت"

34
00:03:09,144 --> 00:03:11,814
<font color="#ff7632">"به سـوی صفـر"</font>
<font color="#ff42cc">نوشته‌ی آگاتا کریستی</font>

35
00:03:33,960 --> 00:03:37,543
...هدفِ رسمی و تأسف‌بارِ این پرونده

36
00:03:38,082 --> 00:03:40,980
‫بررسی ادعای خانم آدری استرنج

37
00:03:41,000 --> 00:03:44,961
‫در مورد خیانتِ ادعاشده‌ی
.همسرشون، آقای نِویل استرنجه

38
00:03:45,210 --> 00:03:48,190
‫اتهاماتی که آقای استرنج رد می‌کنه.

39
00:03:49,214 --> 00:03:50,450
‫آقای استرنج...

40
00:03:51,640 --> 00:03:53,992
شما و خانم استرنج
 ازدواجتون برمی‌گرده به...؟

41
00:03:54,258 --> 00:03:57,980
‫نه سال پیش.
‫و فکر می‌کنم این اولین بارتون نبوده.

42
00:03:59,160 --> 00:04:01,500
‫نه. نه، خب، راستش...

43
00:04:01,520 --> 00:04:03,613
.دفعه اول، ما با هم فرار و ازدواج کردیم

44
00:04:04,642 --> 00:04:06,220
‫فرار کردیم رفتیم گِرِتنا گرین.

45
00:04:06,240 --> 00:04:07,542
‫16 سالمـون بود.

46
00:04:09,083 --> 00:04:11,983
‫بعدش، خب، طبیعتا،
.مراسم رو رسمی برگزار کردیم

47
00:04:12,008 --> 00:04:13,388
‫کلیسا و خانواده و...

48
00:04:14,294 --> 00:04:15,463
.گل رز و تورِ عروس

49
00:04:16,314 --> 00:04:19,293
‫بله، شما خیلی رمانتیک هستین، آقای استرنج.

50
00:04:19,600 --> 00:04:22,780
‫بگید ببینم، اولین بار
کِی به همسرتون خیانت کردین؟

51
00:04:22,800 --> 00:04:25,740
‫من هیچوقت به آدری خیانت نکردم.

52
00:04:26,104 --> 00:04:28,445
‫اینا تهمت‌های بی‌اساسه.

53
00:04:29,382 --> 00:04:31,706
‫قلب اون پیش منه، قلب منم پیش اون.

54
00:04:44,427 --> 00:04:46,625
"سالت‌کریک، دوون"

55
00:04:46,800 --> 00:04:48,420
‫اوه، آدری!

56
00:04:49,564 --> 00:04:50,879
‫این تحقیـر...

57
00:04:51,560 --> 00:04:53,580
‫این رسوایی و تحقیر
.جلو چشم همه اتفاق افتاده

58
00:04:53,600 --> 00:04:54,881
‫خودش خواسـته!

59
00:04:55,659 --> 00:04:57,799
‫من گفتم: «حیثیت‌ت رو به باد می‌دن،»

60
00:04:58,230 --> 00:05:00,514
‫اما آدری که حرف توی گوشش نمی‌ره.

61
00:05:00,840 --> 00:05:01,993
،اون دختر

62
00:05:02,900 --> 00:05:04,767
.دل و جرأت یه پادشاه رو داره

63
00:05:05,240 --> 00:05:07,467
‫نویل هیچوقت آدم پست‌فطرتی نبوده.

64
00:05:08,040 --> 00:05:10,140
‫همیشه جونش برای آدری در می‌رفت.

65
00:05:10,722 --> 00:05:12,167
‫غیرممکنه،

66
00:05:12,804 --> 00:05:15,615
‫مضحکه که بخواد آبروی
چندین و چند ساله‌ش رو حراج کنه

67
00:05:15,640 --> 00:05:17,740
‫به خاطر این ونوس مگس‌خوار
 (گیاه گوشتخوار ونوس)

68
00:05:19,400 --> 00:05:21,459
‫خب، بهش می‌گن «گربه‌ی وحشی».

69
00:05:21,484 --> 00:05:23,215
‫می‌گن به یه مرد شلیک کرده.

70
00:05:23,602 --> 00:05:25,793
‫دیگه این چرت‌وپرت‌ها رو نخون، مِری!

71
00:05:29,320 --> 00:05:33,041
‫عالیجناب، شریک جرم ادعاشده
.دوشیزه کِی الیوت رو، احضار می‌کنیم

72
00:05:47,710 --> 00:05:48,802
،دوشیزه الیوت

73
00:05:49,367 --> 00:05:52,300
‫ شما اولین بار با آقای استرنج
.در یک مسابقه‌ی تنیس آشنا شدین

74
00:05:52,320 --> 00:05:54,332
‫بله، مسابقات قهرمانی ویمبلدون.

75
00:05:54,357 --> 00:05:57,227
‫ممنونم. خیلی ممنونم.

76
00:05:58,621 --> 00:06:00,829
‫ممنونم. خیلی ممنونم.

77
00:06:01,180 --> 00:06:02,701
‫خیلی ممنونم.

78
00:06:03,482 --> 00:06:05,232
‫عاشق تماشای بازی‌تون بودم.

79
00:06:05,960 --> 00:06:08,551
‫ممنونم. خیلی ممنونم.

80
00:06:09,266 --> 00:06:11,234
‫یه تیکه کاغذ همراهم نیست، پس...

81
00:06:14,840 --> 00:06:16,180
‫ شما رو می‌شناسم.

82
00:06:16,944 --> 00:06:19,204
‫انگار همیشه وقتی شما
.تماشا می‌کنین، من برنده می‌شم

83
00:06:21,090 --> 00:06:26,337
‫«تقدیم به طلسمِ خوش‌شانسی من.»

84
00:06:33,040 --> 00:06:35,148
‫شما دوباره تو جنوب فرانسه
.همدیگه رو ملاقات کردین

85
00:06:35,583 --> 00:06:37,920
‫از اون استخر برامون بگید، دوشیزه الیوت،

86
00:06:38,960 --> 00:06:40,328
‫استخرِ پری دریایی.

87
00:06:42,480 --> 00:06:44,660
‫به من گفتن اونجا یه مهمونی برپا بوده.

88
00:06:46,476 --> 00:06:48,256
‫شما تمام هفته داشتین دلبری می‌کردین.

89
00:06:48,440 --> 00:06:52,162
‫باورتون نمی‌شد چه شانسی
.در خونه‌تون رو زده که اونجا تنها پیداش کردین

90
00:06:53,258 --> 00:06:54,924
‫اون گفت که قالش گذاشتن.

91
00:06:56,240 --> 00:06:58,657
‫توسط همسرش، بله.

92
00:07:06,212 --> 00:07:08,333
‫بعدش چی کار کردین، دوشیزه الیوت؟

93
00:07:14,880 --> 00:07:16,819
‫شما یه مهمونی خصوصی گرفتین،

94
00:07:17,200 --> 00:07:18,571
‫فقط دوتایی.

95
00:07:18,954 --> 00:07:22,425
‫شامپاینی که برای همسرش
.در نظر گرفته شده بود رو نوشیدین

96
00:07:23,000 --> 00:07:25,082
‫زیر نورِ مهتاب شنا کردین.

97
00:07:26,043 --> 00:07:30,100
‫دیگه چه کاری رو جایِ همسرش
 انجام دادین، دوشیزه الیوت؟

98
00:07:38,160 --> 00:07:41,760
‫عالیجناب، آقای تیلر، پیشخدمتِ
.مخصوصِ آقا رو احضار می‌کنیم

99
00:07:55,883 --> 00:07:58,515
‫شما برای آقای استرنج کار می‌کردین، آقای تیلر؟

100
00:07:59,360 --> 00:08:00,700
‫ مدت سه سال، قربان.

101
00:08:00,720 --> 00:08:04,393
‫به ما بگید آقای تیلر،
.توی ماشین آقای استرنج چی پیدا کردین

102
00:08:04,627 --> 00:08:05,913
‫یه جعبه‌ی آرایش.

103
00:08:06,240 --> 00:08:09,260
‫منم طبیعتا فکر کردم
.متعلق به خانم استرنج‌ه

104
00:08:09,280 --> 00:08:10,741
‫اما اینطور نبود.

105
00:08:11,452 --> 00:08:12,748
...اون متعلق بود به

106
00:08:13,789 --> 00:08:15,439
...جهت اطلاعِ دادگاه

107
00:08:17,440 --> 00:08:19,140
‫حروف اولِ اسمِ حک شده‌ی روش...

108
00:08:19,969 --> 00:08:21,230
.کِی. ایی

109
00:08:23,652 --> 00:08:26,267
‫متعلق بود به دوشیزه کِی الیوت.

110
00:08:27,560 --> 00:08:28,803
‫نظم رو رعایت کنین!

111
00:08:29,835 --> 00:08:31,325
‫نظم رو رعایت کنین!

112
00:08:36,808 --> 00:08:37,848
،دوشیزه الیوت

113
00:08:38,385 --> 00:08:40,248
،شما یه مفت‌خور هستین

114
00:08:40,787 --> 00:08:41,988
.یه انگل

115
00:08:42,560 --> 00:08:45,780
‫شما تو کازینوها و مهمونی‌ها می‌گردین،

116
00:08:45,800 --> 00:08:47,878
‫هرجا که سروکله‌ی پولدارها پیدا بشه.

117
00:08:47,903 --> 00:08:50,500
.شما از پس‌مونده‌های اونا زندگی می‌کنین

118
00:08:50,520 --> 00:08:52,631
‫دقیقا منظورتون چیه؟

119
00:08:52,656 --> 00:08:55,975
‫فکر کنم منظورم واضحه، دوشیزه الیوت.
‫مایلم از زبون خودتون بشنوم.

120
00:08:56,000 --> 00:08:59,060
‫بسیار خب.
مگه شما همونی نیستین، دوشیزه الیوت؟

121
00:08:59,080 --> 00:09:00,908
‫که سابقا می‌گفتن «زنِ ماجراجو»

122
00:09:00,933 --> 00:09:03,820
‫و ما امروزه بهش می‌گیم «پول‌دوست»؟

123
00:09:05,520 --> 00:09:07,040
‫ببخشید!
‫نظم رو رعایت کنین!

124
00:09:07,707 --> 00:09:09,146
‫نظم رو رعایت کنین!

125
00:09:13,691 --> 00:09:14,987
...این

126
00:09:15,433 --> 00:09:18,100
‫جعبه آرایش شماست، دوشیزه الیوت؟

127
00:09:18,120 --> 00:09:20,540
‫بله خودشه.
‫من اینطور براتون مطرح می‌کنم، دوشیزه الیوت،

128
00:09:20,560 --> 00:09:22,140
‫که شما جعبه آرایش‌تون رو

129
00:09:22,160 --> 00:09:24,380
‫از روی نقشه، توی ماشینِ
،آقای استرنج جا گذاشتین

130
00:09:24,400 --> 00:09:27,780
‫چون چشم‌تون دنبالِ آقای
.نویل استرنجِِ متأسفانه متأهل بود

131
00:09:27,800 --> 00:09:30,180
‫آقای نویل استرنج، ساکنِ میدان گرونر،

132
00:09:30,200 --> 00:09:34,140
‫و قصد داشتین به هر وسیله‌ی
ممکن، اونو به دام بندازین

133
00:09:34,165 --> 00:09:35,322
‫نظم رو رعایت کنین!

134
00:09:35,852 --> 00:09:37,993
‫نظمِ دادگاه رو رعایت کنین!

135
00:09:39,960 --> 00:09:43,620
‫برای امروز کافیه آقای ترِیوز، ختم جلسه.
‫چشم قربان.

136
00:09:51,800 --> 00:09:54,657
‫ببخشید قربان. یه درِ پشتی هست
اگه ممکنه با من تشریف بیارین؟

137
00:09:54,682 --> 00:09:55,942
‫آقای استرنج!

138
00:09:59,720 --> 00:10:01,180
‫دوشیزه الیوت رو می‌شناسین؟!

139
00:10:01,200 --> 00:10:04,300
‫شما خیانت‌کارین، آقای استرنج؟
‫این یه پرونده‌سازیه، قربان؟

140
00:10:04,320 --> 00:10:06,500
‫شما خیانت‌کارین، آقای استرنج؟

141
00:10:13,280 --> 00:10:15,399
‫شما به یه نفر نیاز دارین
.که بهش اعتماد کنین، قربان

142
00:10:15,800 --> 00:10:17,043
‫آرتور مک‌دونالد.

143
00:10:19,135 --> 00:10:21,420
‫کسی که می‌تونه
.کارها رو براتون راست‌وریس کنه

144
00:10:26,720 --> 00:10:28,121
‫آقای استرنج! آقای استرنج!

145
00:10:28,146 --> 00:10:29,620
 به خیال خودت کجا داری می‌ری، رفیق؟

146
00:10:29,640 --> 00:10:31,316
.وایسا
‫فقط یه سؤال...

147
00:10:31,600 --> 00:10:32,785
‫سوسک کثیف!

148
00:10:52,210 --> 00:10:54,061
"مک‌دونالد"
.بهت نمی‌خوره ورزشکار باشی

149
00:10:54,640 --> 00:10:57,026
‫نه قربان.
‫خب، به یه مسئولِ تدارکات خوب احتیاج دارم.

150
00:10:57,051 --> 00:11:00,216
‫تنیس، گلف، تیراندازی،

151
00:11:00,247 --> 00:11:02,100
‫ماهیگیری، سوارکاری.
‫هوم.

152
00:11:02,525 --> 00:11:03,556
‫هوم...

153
00:11:04,284 --> 00:11:06,427
‫گفتی یه سالی می‌شه که بیکار بودی.

154
00:11:06,770 --> 00:11:09,090
‫گرفتاری‌های دیگه‌ای داشتم، قربان.

155
00:11:16,280 --> 00:11:17,400
‫هوم.

156
00:11:18,560 --> 00:11:20,167
‫آبروم جسابی رفته.

157
00:11:21,334 --> 00:11:23,545
‫روزنامه‌ها هم که دارن دلی از عزا درمیارن.

158
00:11:28,400 --> 00:11:31,820
اگه دیدی این میمون‌ها دارن زنمو
...اذیت می‌کنن یا مزاحمش می‌شن

159
00:11:31,840 --> 00:11:34,880
‫احساستون رو بهشون می‌فهمونم، قربان، بله.

160
00:11:36,520 --> 00:11:37,622
‫خیلی‌ خوبه.

161
00:11:39,916 --> 00:11:42,620
‫خب، به نظر آدم به‌دردبخوری میای، مک‌دونالد.
 از کی می‌تونی شروع کنی؟

162
00:11:42,640 --> 00:11:44,260
‫ در خدمتم، قربان.

163
00:11:46,280 --> 00:11:48,100
‫بعد از حموم می‌رم کلاب.

164
00:11:48,120 --> 00:11:49,196
‫خیلی‌خب، قربان.

165
00:12:34,706 --> 00:12:36,478
‫دوشیزه کِی الیوت تشریف آوردن، قربان.

166
00:12:37,040 --> 00:12:39,940
‫کِی! تو رو خدا،
.تو نباید اینجا باشی! یکی می‌بینتت

167
00:12:39,960 --> 00:12:42,439
‫جیم شدم نویل.
.اینقدرام منو دست‌کم نگیر

168
00:12:47,920 --> 00:12:51,993
‫چطور می‌ذاری اون مردک
اینطوری باهام حرف بزنه؟ آقای ترِیوز

169
00:12:52,018 --> 00:12:54,380
‫بگه از قصد بوده، بهم بگه پول‌دوست.

170
00:12:54,400 --> 00:12:56,956
‫ داشت منو فاحشه صدا می‌زد، نویل.
‫هوم، نفرت‌انگیزه.

171
00:12:58,080 --> 00:12:59,923
‫کلِ این ماجرای نکبت‌بار.

172
00:13:00,200 --> 00:13:02,723
‫اما قضیه‌ی اون جعبه آرایش
.مجبور بود بی‌اعتبارش کنه

173
00:13:02,748 --> 00:13:04,248
‫مگه چاره‌ی دیگه‌ای هم داشتیم؟

174
00:13:04,787 --> 00:13:06,607
‫می‌تونستی راستش رو بگی، نویل.

175
00:13:07,720 --> 00:13:10,380
‫خیلی راحت می‌شه درستش کرد.

176
00:13:10,678 --> 00:13:13,439
‫عشقمون رو جار بزن، طلاقش بده،
.با من ازدواج کن

177
00:13:13,464 --> 00:13:14,596
‫طلاق!

178
00:13:14,960 --> 00:13:17,147
‫افکار عمومی همین الانشم علیهم شده.

179
00:13:17,172 --> 00:13:19,935
خیانت؟
 خدای من، این کار نابودم می‌کنه

180
00:13:20,910 --> 00:13:22,341
‫از جامعه طرد می‌شم.

181
00:13:22,997 --> 00:13:25,817
‫یعنی، هیچ تورنمنتی دیگه منو راه نمی‌ده.

182
00:13:27,400 --> 00:13:29,020
‫تنیس، اون... همه زندگیِ منه.

183
00:13:29,040 --> 00:13:30,900
‫من زنده‌م که بازی کنم.
چی کار کنم آخه؟

184
00:13:32,680 --> 00:13:35,907
‫امروز خودت دیدی چطور بودن.
.بوی خون به مشام‌شون رسیده

185
00:13:36,638 --> 00:13:38,415
‫یعنی، تو... می‌خوای
 اینطوری زندگی کنی؟

186
00:13:38,440 --> 00:13:40,089
‫می‌خوای یه آدمِ مطرود باشی؟

187
00:13:40,560 --> 00:13:42,124
‫خب پس، باید چی کار کنیم؟

188
00:13:46,240 --> 00:13:49,660
‫خانم استرنج، شما و آقای استرنج،

189
00:13:49,680 --> 00:13:52,700
‫تو چه سنی با هم آشنا شدین؟

190
00:13:52,720 --> 00:13:54,780
‫من 11 سالم بود.
‫هوم.

191
00:13:55,120 --> 00:13:57,820
‫و رابطه‌تون رو چطور توصیف می‌کنین؟

192
00:14:02,320 --> 00:14:04,358
‫برخوردِ آتش با اکسیژن.

193
00:14:06,850 --> 00:14:08,926
‫اکسیژن؟
.هوم

194
00:14:09,317 --> 00:14:12,457
‫شما همه‌چیزِ همدیگه بودین،

195
00:14:13,259 --> 00:14:16,180
‫و با این حال، حاضرید نیمه‌ی گمشده‌تون رو

196
00:14:16,200 --> 00:14:18,888
‫توی لجنزارِ دادگاه‌های طلاق بکشونین،

197
00:14:19,240 --> 00:14:21,620
‫که چی بشه؟ پول؟

198
00:14:21,640 --> 00:14:24,021
‫پول؟
.نه. من خودم دارم

199
00:14:24,188 --> 00:14:25,648
‫جوری حرف می‌زنی انگار کارِ پَستی‌ه.

200
00:14:25,673 --> 00:14:27,488
‫پَست، خانم استرنج؟

201
00:14:27,760 --> 00:14:32,140
‫این اتهاماتِ کثیف، این نمایشِ تحقیرآمیز؟

202
00:14:32,160 --> 00:14:34,860
‫من فقط به یه دلیل درخواست طلاق دادم.

203
00:14:36,720 --> 00:14:38,980
‫اون شرم تنهایی، پشت درهای بسته،

204
00:14:39,000 --> 00:14:40,780
‫شرم یه زن تحقیرشده،

205
00:14:40,800 --> 00:14:42,255
‫چیزی نیست که بتونم تحمل کنم.

206
00:14:44,400 --> 00:14:45,940
‫آقای استرنج...

207
00:14:50,240 --> 00:14:52,311
‫نظم رو رعایت کنین!

208
00:14:52,960 --> 00:14:56,166
‫نظم رو رعایت کنین!
‫نظم رو رعایت کنین!

209
00:14:59,760 --> 00:15:04,060
‫آقای استرنج، همسرتون،
چطور سر از زندگی شما درآورد؟

210
00:15:05,120 --> 00:15:07,860
‫راستش، اون... بی‌سرپرست شده بود.

211
00:15:07,880 --> 00:15:11,100
‫اومد سالت‌کِریک تا با پسرعموهام،
.خانواده‌ی رویدز، زندگی کنه

212
00:15:11,120 --> 00:15:14,426
‫پدرخونده و مادر خونده‌ش.
.اون، خب... هیچ‌کس رو نداشت

213
00:15:14,451 --> 00:15:15,801
‫هیچ‌کس رو توی این دنیا.

214
00:15:15,826 --> 00:15:18,960
‫اون به شما اعتماد کرد، آقای استرنج.
.دوستتون داشت

215
00:15:18,985 --> 00:15:21,645
‫از بچگی، حتی یه بار هم
از کنارتون جُم نخورده

216
00:15:21,670 --> 00:15:24,308
‫ با این حال، شما
...به اون اعتماد خیانت کردین و

217
00:15:24,340 --> 00:15:25,018
‫نه.

218
00:15:25,042 --> 00:15:27,710
‫اِم... من... من متأسفم.

219
00:15:27,735 --> 00:15:31,272
‫مـ..مـ..من واقعا دیگه نمی‌تونم
.اجازه بدم این وضعیت ادامه پیدا کنه

220
00:15:32,097 --> 00:15:35,077
‫آدری بازجویی بشه و بی‌آبرو بشه،

221
00:15:35,102 --> 00:15:38,282
‫خبرنگارها مثل کرکس
.دورش جمع بشن وقتی هیچ گناهی نکرده

222
00:15:38,800 --> 00:15:40,021
‫نه، من...

223
00:15:40,840 --> 00:15:42,696
‫من حقیقت رو بهش مدیونم.

224
00:15:42,880 --> 00:15:44,359
‫من باید حقیقت رو بگم.

225
00:15:45,720 --> 00:15:47,500
‫از محضرِ دادگاه پوزش می‌خوام.

226
00:15:47,520 --> 00:15:50,455
‫اعتراف می‌کنم که به همسرم وفادار نبودم.

227
00:15:51,314 --> 00:15:52,753
‫نظم رو رعایت کنین!

228
00:15:53,120 --> 00:15:55,444
‫نظم رو رعایت کنین!
‫نظم رو رعایت کنین!

229
00:15:55,877 --> 00:15:59,372
‫من به تلخی، از آزاری که رسوندم پشیمونم.

230
00:16:01,386 --> 00:16:02,926
‫من عاشق شدم.

231
00:16:06,360 --> 00:16:07,860
‫یه مرد مگه چاره‌ی دیگه‌ای هم داره؟

232
00:16:10,884 --> 00:16:13,656
‫نگاش کن.
چطور می‌شه عاشقش نشد؟

233
00:16:15,046 --> 00:16:18,531
‫متأسفم و از آدری طلب بخشش دارم.

234
00:16:18,812 --> 00:16:20,653
‫با اعتراف صریحِ ایشون،

235
00:16:21,109 --> 00:16:24,289
‫خانم استرنج،
.حکم اولیه‌ی طلاقِ شما صادر می‌گردد

236
00:16:51,920 --> 00:16:53,580
"‫"عجیب‌ترین طلاق تاریخ،

237
00:16:53,600 --> 00:16:55,940
چون با وجود اینکه"
"،نویل استرنج در پرونده شکست خورد

238
00:16:55,960 --> 00:16:59,020
هرکس ندونه تصور می‌کنه که"
"اون برنده‌ی نهاییِ این ماجرا بوده

239
00:17:00,560 --> 00:17:01,844
‫پستچی‌ه؟

240
00:17:18,480 --> 00:17:19,811
‫«مری عزیزم.»

241
00:17:21,250 --> 00:17:22,747
‫«می‌تونم عزیز صدات کنم؟»

242
00:17:23,627 --> 00:17:25,220
‫«حالا که فکر می‌کنم، می‌بینم می‌تونم»

243
00:17:25,240 --> 00:17:26,748
‫«با لطیف‌ترین احساسات به تو فکر کنم.»

244
00:17:26,773 --> 00:17:27,856
<font color="#ff7632">"مزارع روید، شبه‌جزیره‌ی مالایی"</font>

245
00:17:27,880 --> 00:17:30,380
‫«توماسِ عزیز، می‌تونی.»

246
00:17:30,819 --> 00:17:32,213
‫«البته که می‌تونی.»

247
00:17:32,854 --> 00:17:34,940
‫«شاید عجیب باشه که
«اینقدر راحت و خودمونی‌ام

248
00:17:34,960 --> 00:17:37,088
‫«با کسی که حتی یک بار هم ملاقاتش نکردم.»

249
00:17:37,584 --> 00:17:39,540
‫«بعد از همه‌ی چیزهایی که
«با هم شریک شدیم

250
00:17:39,560 --> 00:17:41,977
‫«تمامِ غم‌ها و سرخوردگی‌هامون...»

251
00:17:42,002 --> 00:17:43,650
‫«احساس می‌کنم تو رو بهتر می‌شناسم»

252
00:17:43,675 --> 00:17:45,496
‫«بهتر از آدم‌هایی که هر روز می‌بینم.»

253
00:17:45,521 --> 00:17:47,677
‫«نمی‌خوام ناشکری کنم.»

254
00:17:48,251 --> 00:17:51,333
‫«فقط یکی از اون روزهای خاکستریه
«که باد از سمت دریا می‌وزه

255
00:17:51,973 --> 00:17:54,735
‫«و گالز پوینت دلگیرترین
«نقطه‌ی روی زمین به نظر می‌رسه

256
00:17:55,187 --> 00:17:57,540
‫«هیچ‌وقت خونه‌ای به این سردی ندیده بودم،»

257
00:17:57,560 --> 00:17:59,140
‫«حتی وقتی آفتاب هست.»

258
00:17:59,160 --> 00:18:01,526
‫«خاطراتم از اونجا،»

259
00:18:01,946 --> 00:18:06,290
‫«باید اعتراف کنم، بعضی وقت‌ها
«یه کم غمگینم می‌کنن

260
00:18:07,121 --> 00:18:09,431
‫«و با وجود این، دلم برای خونه تنگ شده.»

261
00:18:09,962 --> 00:18:12,540
‫دوشیزه آلدین!
.ایشون باهاتون کار دارن

262
00:18:13,760 --> 00:18:16,780
‫«دلم برای انگلیس تنگ شده.
«کمکم می‌کنی، مری؟

263
00:18:18,181 --> 00:18:20,921
...تعمیرات سقف کلبه‌ها
‫«می‌خوام برگردم خونه،»

264
00:18:20,946 --> 00:18:23,665
‫«اما بانو تِرِسیلین جواب نامه‌هام رو نمی‌ده.»

265
00:18:24,387 --> 00:18:26,567
‫«نمی‌شه یه واسطه‌گری‌ای برام بکنی؟»

266
00:18:26,760 --> 00:18:30,740
‫«فقط بهش بگی چقدر دلم می‌خواد
«کدورت‌ها رو کنار بذاریم

267
00:18:30,760 --> 00:18:32,501
...کانال آب توی کپتون بروئر
‫بانو تِرِسیلین.

268
00:18:39,840 --> 00:18:41,386
‫قایقران رفته تو آب.

269
00:18:42,442 --> 00:18:44,231
‫یه جنازه توی آبه.

270
00:18:45,292 --> 00:18:46,640
‫یه مرگ دیگه.

271
00:18:47,120 --> 00:18:48,920
‫اون هتلِ لعنتی!

272
00:18:53,720 --> 00:18:56,860
‫یه احمقِ شهری سعی کرده
.شنا کنه بره اون طرف آب

273
00:18:58,009 --> 00:19:00,565
‫گیرِ جریان آب افتاده؟
‫آره.

274
00:19:11,537 --> 00:19:14,780
‫خانم استرنج، حتما
خیلی ‫منتظرِ ماه عسل هستین.

275
00:19:14,800 --> 00:19:17,300
‫اِم، نه، اول تنیس. اینطور توافق کردیم.

276
00:19:17,320 --> 00:19:19,020
‫و بعدش توی سپتامبر،

277
00:19:19,040 --> 00:19:20,420
‫قایق‌سواری نزدیک دماغه آنتیب.

278
00:19:20,440 --> 00:19:22,380
‫نه، لاکی، عشقِ عزیزِ من،

279
00:19:22,400 --> 00:19:25,500
‫توافق کردیم اول تنیس،
.و بعد سپتامبر توی سالت‌کِریک

280
00:19:27,640 --> 00:19:30,460
سالت‌کریک، همون جایی که تو بچگی
.تابستون‌ها رو اونجا می‌گذروندی

281
00:19:30,480 --> 00:19:33,397
‫گفتی، خب، اونجا بیشترین جایی بوده
.که حسِ خونه بهت می‌داده

282
00:19:33,686 --> 00:19:36,660
‫ما ماه عسلمون رو توی اون
.دوون قدیمی و بارونی نمی‌گذرونیم

283
00:19:36,680 --> 00:19:39,577
‫اونم وقتی هوا کنارِ دماغه آنتیب 27 درجه‌ست!

284
00:19:42,760 --> 00:19:45,041
‫باشه. مگه یه مرد
چطور می‌تونه مقاومت کنه؟

285
00:19:45,705 --> 00:19:48,820
‫انگار مجبوریم دو تا ماه عسل بگیریم
.یا سه تا، یا چهار تا

286
00:19:48,840 --> 00:19:50,780
‫کلِ زندگیِمون قراره یه ماه عسل باشه.

287
00:19:53,120 --> 00:19:56,260
قطعا از اینکه خانم استرنجِ جدید باشم»
«.خیلی لذت خواهم برد

288
00:19:56,280 --> 00:19:57,492
‫خواهیم دید.

289
00:20:04,200 --> 00:20:07,139
‫«کامیلا، باید زودتر از اینا نامه می‌نوشتم،»

290
00:20:07,611 --> 00:20:09,431
‫«اما مطمئنم که درک می‌کنی...»

291
00:20:09,456 --> 00:20:12,764
‫«امیدوارم هیچ دلخوری‌ای بین‌مون نباشه.»

292
00:20:13,630 --> 00:20:15,433
‫فکر می‌کنی می‌خواد بیاد اینجا رو ببینه؟

293
00:20:15,458 --> 00:20:17,300
‫خونه‌ی دوران بچگیِ اونم بوده.

294
00:20:17,320 --> 00:20:19,952
‫وقتی ازش طلاق گرفت،
.قید همه‌ی اینا رو زد

295
00:20:20,314 --> 00:20:22,495
‫نویل ماه آگست
مسابقاتش شروع می‌شه، مگه نه؟

296
00:20:22,520 --> 00:20:24,340
‫نمی‌تونه همون موقعی بیاد
که نویل اینجا نیست؟

297
00:20:24,360 --> 00:20:27,827
‫و بعدش نویل می‌تونه
.سپتامبر بیاد، با اون زن جدیده

298
00:20:28,295 --> 00:20:29,295
،آره

299
00:20:29,693 --> 00:20:31,702
‫قبل از اینکه اونا برسن
.خیلی وقت پیشش رفته

300
00:20:33,803 --> 00:20:36,162
‫از دیدن دوباره‌ی آدری خوشحال می‌شم.

301
00:20:37,323 --> 00:20:39,816
‫یه ذره کسالت و خمودگی تو وجودش نیست.

302
00:20:41,920 --> 00:20:45,055
‫نِویل استرنج از انگلیس
‫در مراحل پایانیِ این مسابقه،

303
00:20:45,080 --> 00:20:47,420
.در برابر وان‌ریلِ هلندی قرار می‌گیره

304
00:20:47,440 --> 00:20:51,148
‫استرنج برای سومین بار در سه سال
.گذشته به این مرحله راه یافته

305
00:20:51,173 --> 00:20:52,820
،و حالا در شروع یک رالیِ پُرتنش

306
00:20:52,840 --> 00:20:55,020
‫هر دو بازیکن
.هوش و ذکاوت بالایی نشون می‌دن

307
00:20:55,040 --> 00:20:56,169
‫پانزده - صفر.

308
00:21:01,280 --> 00:21:03,220
‫ضربه فورهندِ قدرتمند از استرنج،

309
00:21:03,240 --> 00:21:05,180
‫که وان‌ریل رو غافلگیر می‌کنه.

310
00:21:06,070 --> 00:21:07,243
‫سی - صفر.

311
00:21:17,635 --> 00:21:18,886
‫لطفا سکوت کنین!

312
00:21:20,098 --> 00:21:21,504
‫لطفا سکوت کنین!

313
00:21:42,557 --> 00:21:44,653
و این یه ضربه توپ سرعتی از استرنجه

314
00:21:44,678 --> 00:21:46,536
‫که توپ رو با سرعت به انتهای خط می‌فرسته.

315
00:21:46,561 --> 00:21:47,625
‫چهل - صفر.

316
00:21:56,040 --> 00:21:58,249
‫آدری، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

317
00:21:58,680 --> 00:22:01,052
‫اومدم بازی فرد پری رو ببینم.
‫آدری...

318
00:22:02,320 --> 00:22:03,900
‫اومدم بهت بگم که...

319
00:22:05,338 --> 00:22:07,692
...کامیلا منو به گالز پوینت دعوت کرده

320
00:22:10,360 --> 00:22:11,555
.و منم قبول کردم

321
00:22:14,000 --> 00:22:15,390
‫ ماه آگست می‌رم اونجا.

322
00:22:15,415 --> 00:22:17,343
‫تو که مشغولِ مسابقاتی.
.اصلا اونجا نیستی

323
00:22:18,000 --> 00:22:19,037
‫مگه نه؟

324
00:22:24,926 --> 00:22:27,852
‫نه، آدری، نیستم.

325
00:22:31,160 --> 00:22:32,330
‫ردیف جلو!

326
00:22:33,720 --> 00:22:35,532
‫اون ردیف جلو نشسته بود، نِویل!

327
00:22:36,055 --> 00:22:39,723
‫آره. باید در موردِ همون
.باهات صحبت کنم، در مورد اون

328
00:22:51,880 --> 00:22:53,180
‫بیا اینجا.

329
00:22:56,720 --> 00:22:59,180
‫زن عمو کامیلا آدری رو
.به گالز پوینت دعوت کرده

330
00:22:59,200 --> 00:23:02,880
‫گوش کن، لاکی، گوش کن.
،وقتی امروز باهاش حرف زدم

331
00:23:02,905 --> 00:23:06,220
‫حس کردم انگار یه بارِ سنگینی از روی
.دوشم برداشته شده و از دستش آزاد شدم

332
00:23:06,240 --> 00:23:09,060
‫و منو به فکر انداخت
،که آگست می‌ره اونجا

333
00:23:09,080 --> 00:23:10,885
‫چی می‌شه اگه ما هم همون آگست بریم؟

334
00:23:10,910 --> 00:23:12,526
‫نه، گوش کن، گوش کن.

335
00:23:12,892 --> 00:23:15,189
‫روابط دوستانه.

336
00:23:15,680 --> 00:23:17,500
‫همه چی رو فراموش می‌کنیم.

337
00:23:17,520 --> 00:23:20,346
‫تو می‌خوای ماه عسلمون رو
...ماه عسلِ منو

338
00:23:21,884 --> 00:23:23,584
با زنِ سابقِت بگذرونم؟

339
00:23:27,429 --> 00:23:29,780
‫آره، خب، وقتی اینطوری می‌گی...
‫آره.

340
00:23:29,800 --> 00:23:31,136
‫اوه، فقط قضیه اینه که...

341
00:23:33,596 --> 00:23:36,460
سالت‌کِریک
.شادترین جاییه که تو عمرم شناختم

342
00:23:36,480 --> 00:23:38,740
‫روزهای آبیِ روشن و عصرهای طلایی،

343
00:23:38,760 --> 00:23:41,140
‫و می‌خوام اونو با تو شریک بشم.

344
00:23:41,598 --> 00:23:43,160
‫خب یه وقت دیگه می‌ریم.

345
00:23:45,640 --> 00:23:48,409
‫ببین، راستش رو بخوای
،حسِ بدی دارم

346
00:23:49,040 --> 00:23:54,700
‫ما با آدری بدرفتاری کردیم...
.من... من با آدری بدرفتاری کردم

347
00:23:56,640 --> 00:23:58,181
‫اما ما برنده‌ایم، مگه نه؟

348
00:24:00,440 --> 00:24:02,580
‫تو برنده‌ای.

349
00:24:03,960 --> 00:24:05,789
‫هوم...
‫هوم؟ اوهوم.

350
00:24:38,240 --> 00:24:39,476
‫بانو تِرِسیلین؟

351
00:24:40,753 --> 00:24:42,135
‫توماس برام نامه نوشته،

352
00:24:42,160 --> 00:24:43,343
‫توماس روید.

353
00:24:44,059 --> 00:24:45,286
‫توماس روید؟

354
00:24:45,311 --> 00:24:47,565
‫ ازم خواسته که از طرف اون
باهاتون صحبت کنم

355
00:24:48,495 --> 00:24:50,136
 چون جواب ‫نامه‌هاش رو نمی‌دید.

356
00:24:50,555 --> 00:24:51,864
‫اون مایله به دیدنتون بیاد

357
00:24:52,800 --> 00:24:54,296
.و حضوری باهاتون صحبت کنه

358
00:24:54,320 --> 00:24:55,603
‫نه، مِری.

359
00:24:55,960 --> 00:24:58,287
‫مطلقا، به هیچوجه، نه!

360
00:24:58,685 --> 00:25:01,487
‫و اینکه داره از تو به عنوان وسیله
.استفاده می‌کنه، نهایت پَست‌فطرتیه

361
00:25:01,846 --> 00:25:04,731
‫اون... اون از من استفاده نمی‌کنه.

362
00:25:05,543 --> 00:25:07,288
‫چرا اینقدر باهاش سرِ لج افتادین؟

363
00:25:07,570 --> 00:25:09,229
‫مسائل خانوادگیه، مری.

364
00:25:09,760 --> 00:25:11,340
‫به تو هیچ ربطی نداره.

365
00:25:13,880 --> 00:25:15,460
‫تو رو خدا!

366
00:25:15,972 --> 00:25:18,199
‫آتیش‌بازی ساعت 10 صبح؟

367
00:25:19,226 --> 00:25:21,366
‫مری، به بازرس لیچ زنگ بزن.

368
00:25:23,560 --> 00:25:26,020
‫مری، با بازرس لیچ تماس بگیر!

369
00:25:26,040 --> 00:25:27,580
‫یالا برو دیگه.

370
00:25:37,604 --> 00:25:44,604


371
00:25:50,720 --> 00:25:52,220
‫آه، بازرس!

372
00:25:52,240 --> 00:25:53,843
‫ممنون که تشریف آوردین.

373
00:25:53,868 --> 00:25:56,843
‫امروز چطور می‌تونم
در خدمتتون باشم، بانو تِرِسیلین؟

374
00:25:56,868 --> 00:25:58,968
‫می‌خوام با چشم‌های خودتون ببینین.

375
00:26:01,303 --> 00:26:02,420
‫اونجا رو ببین.

376
00:26:02,445 --> 00:26:03,671
گمورا
‫ (شهرِ گناه).

377
00:26:09,680 --> 00:26:11,465
‫اینجا، امم،

378
00:26:13,335 --> 00:26:14,670
یه هتلِ عیش و نوشه

379
00:26:14,695 --> 00:26:17,568
‫قانونی علیه... عیش و نوش وجود نداره.

380
00:26:19,354 --> 00:26:21,540
‫همین امسال یه مرگ اتفاق افتاده.

381
00:26:22,093 --> 00:26:26,237
‫اون هتلِ نفرین‌شده بدترین
.آدم‌ها رو به سالت‌کِریک می‌کشونه

382
00:26:27,122 --> 00:26:28,856
‫قانونی علیه حماقت وجود نداره.

383
00:26:29,520 --> 00:26:32,465
‫حماقت، بی‌بندوباری، فساد.

384
00:26:33,014 --> 00:26:36,006
‫افرادم روزانه گشت می‌زنن،
 ما به همه‌ی شکایت‌ها رسیدگی می‌کنیم

385
00:26:37,600 --> 00:26:39,686
‫شما خیلی مدرن تشریف دارین، بازرس؟

386
00:26:39,711 --> 00:26:43,340
‫این بی‌احترامی و عدمِ تمکین
،اصلا برام خوشایند نیست

387
00:26:43,360 --> 00:26:45,460
‫من نه مدرن هستم نه خوشایند.

388
00:26:45,480 --> 00:26:47,380
‫سرِ سوزنی برام اهمیت نداره.

389
00:26:51,800 --> 00:26:54,260
‫یه سایه‌ی شومی دنبالته.

390
00:26:57,760 --> 00:26:59,980
‫شیطان روحت رو تسخیر کرده.

391
00:27:03,880 --> 00:27:05,933
‫خودم یه بازرسی انجام می‌دم.

392
00:27:06,621 --> 00:27:08,046
‫این شما رو راضی می‌کنه؟

393
00:27:08,546 --> 00:27:12,180
‫درِ اون جهنم‌دره رو تخته کن.
.اون وقت راضی می‌شم

394
00:27:37,126 --> 00:27:39,116
"هتل ایسترهِد بِی"

395
00:28:05,880 --> 00:28:06,891
‫ویسکی.

396
00:28:18,058 --> 00:28:19,316
‫ بطری رو بذار و برو.

397
00:28:19,960 --> 00:28:21,012
‫ممنون.

398
00:28:39,000 --> 00:28:40,868
‫چه خدمتی از دستم برمیاد، قربان؟

399
00:28:41,337 --> 00:28:43,535
‫فکر نکنم قبلا اینجا دیده باشمت.

400
00:28:43,560 --> 00:28:45,471
‫نه قربان، من تو این هتل تازه‌واردم.

401
00:28:45,872 --> 00:28:47,152
،ولی مطمئن باشین

402
00:28:47,762 --> 00:28:50,030
هرچیزی که دل‌تون آرزو کنه رو
.می‌تونم براتون فراهم کنم

403
00:28:50,880 --> 00:28:52,540
‫دختر، پسر...

404
00:28:52,560 --> 00:28:56,620
‫اگه خفه شی، مجبور نمی‌شم
.بهت بگم که یه پلیسم

405
00:29:53,243 --> 00:29:54,243
.هه

406
00:29:54,555 --> 00:29:57,855
‫نویل.
‫آدری! خدای من.

407
00:29:59,306 --> 00:30:01,980
‫خب، اِم، خیلی وقته ندیدمت.
.‫خیلی خوشگل شدی

408
00:30:02,000 --> 00:30:04,100
‫کوهنوردی می‌کردم، تو کوه‌های آلپ.

409
00:30:04,923 --> 00:30:06,863
‫تنها، اگه این چیزیه که می‌خوای بدونی.

410
00:30:10,760 --> 00:30:12,948
‫می‌دونی، خب، اِم، خیلی عجیبه.

411
00:30:14,160 --> 00:30:16,425
‫من... خواستم امروز صبح برات نامه بنویسم.

412
00:30:16,666 --> 00:30:18,596
‫گالز پوینت، برنامه عوض شده.

413
00:30:19,113 --> 00:30:21,973
‫ماه آگست میایم اونجا، کِی و من
.اگه مشکلی نداشته باشی

414
00:30:24,440 --> 00:30:26,331
‫می‌دونی، به نظرم شاید فکر خوبی باشه،

415
00:30:26,880 --> 00:30:29,060
‫که دوباره با هم دوست باشیم.
‫آره.

416
00:30:29,925 --> 00:30:32,369
‫آره، یعنی، بعد از همه‌ی چیزایی که داشتیم،

417
00:30:32,394 --> 00:30:34,075
‫همه‌ی چیزایی که از سر گذروندیم،

418
00:30:35,164 --> 00:30:36,164
...خب

419
00:30:36,703 --> 00:30:39,516
دیوونگیه اگه تو زندگیِ همدیگه
.جایی نداشته باشیم

420
00:30:40,880 --> 00:30:42,102
‫دیوونگی.

421
00:30:44,378 --> 00:30:45,378
...خب

422
00:30:46,003 --> 00:30:47,148
‫ تا ماه آگست.

423
00:30:47,660 --> 00:30:48,754
‫آره.

424
00:30:59,280 --> 00:31:00,589
‫دوست، مری!

425
00:31:00,960 --> 00:31:03,463
تصمیم گرفتن
.همه‌شون با هم دوست باشن

426
00:31:03,906 --> 00:31:06,006
‫غیرقابل‌تحمله، مسخره‌ست.

427
00:31:06,588 --> 00:31:07,619
‫اجازه هست؟

428
00:31:15,120 --> 00:31:18,582
‫می‌خواد زن جدیدش رو
.بیاره اینجا بمونه، کنارِ زن سابقش

429
00:31:18,607 --> 00:31:20,027
‫مگه ماه عسلشون نیست؟

430
00:31:20,052 --> 00:31:22,672
‫مثل آب و روغن می‌مونن، مِری.

431
00:31:22,697 --> 00:31:26,401
‫اما شاید اگه بتونن
گذشته رو فراموش کنن

432
00:31:27,026 --> 00:31:28,820
‫و یه کم با هم کنار بیان،

433
00:31:28,840 --> 00:31:30,464
‫این به نفعِ همه نیست؟

434
00:31:30,489 --> 00:31:32,914
‫تو فقط می‌خوای از ردیف جلو
.دعوا رو تماشا کنی، مری

435
00:31:32,939 --> 00:31:36,212
‫خب، من...
‫متأسفم که زندگیِ اینجا اینقدر برات ملال‌آوره.

436
00:31:37,920 --> 00:31:40,140
‫متیو هیچوقت
.دست رد به سینه‌شون نمی‌زد

437
00:31:41,498 --> 00:31:43,667
‫من باید طبقِ خواسته‌ی متیو عمل کنم.

438
00:31:44,081 --> 00:31:46,275
‫اما آقای ترِیوز باید اینجا باشه.

439
00:31:46,300 --> 00:31:48,760
‫به یه مرد توی این خونه احتیاج پیدا می‌کنم.

440
00:31:49,088 --> 00:31:50,728
‫مادرم همیشه می‌گفت:

441
00:31:51,580 --> 00:31:54,073
آدم وکیل داشته باشه"
"شوهر می‌خواد چی کار؟

442
00:31:58,880 --> 00:32:00,434
‫«آقای ترِیوزِ عزیز،»

443
00:32:01,080 --> 00:32:03,620
‫«پیروِ چند فقره دزدی در مدرسه،»

444
00:32:03,640 --> 00:32:05,206
‫«تمام اشیاءِ مورد بحث»

445
00:32:05,231 --> 00:32:07,871
‫«نزدِ دختری که تحتِ
«قیمومیت شماست، پیدا شد

446
00:32:08,400 --> 00:32:11,860
‫«تو مدرسه‌ی من
«جایی برای بزهکاری وجود نداره

447
00:32:12,978 --> 00:32:15,478
‫«و با نهایت تأسف، باید به اطلاعتون برسونم»

448
00:32:15,503 --> 00:32:19,511
‫«که سیلویا برای تعطیلاتِ
«طولانیِ تابستون پیشِ ما نمی‌مـونه

449
00:32:19,960 --> 00:32:23,500
‫«و درضمن ترمِ آینده هم به مدرسه برنمی‌گرده.»

450
00:32:25,200 --> 00:32:27,284
‫اوه، سیلویا!

451
00:32:29,720 --> 00:32:32,023
‫ با تو چیکار کنم آخه؟

452
00:32:34,320 --> 00:32:36,860
‫ دخترِ تحت قیمومیتش رو هم
.با خودش میاره. 14 سالشه

453
00:32:36,880 --> 00:32:38,580
‫بهم پول نمی‌دن که از بچه‌ها مواظبت کنم!

454
00:32:38,600 --> 00:32:41,140
‫می‌گه قراره تو هتل بمونن،
.اما برای غذا خوردن میان پیشِ ما

455
00:32:41,160 --> 00:32:43,060
‫پس باید کمک بیشتری بیاری، برِت.

456
00:32:43,080 --> 00:32:45,404
‫خب، من که نمی‌گم کمک کنه.
‫تو مدیر داخلیِ خونه‌ای.

457
00:32:45,429 --> 00:32:48,380
‫خب، تو... تو...
‫من همدم و دوستشم.

458
00:32:48,400 --> 00:32:50,503
‫تو دوست حقوق‌بگیرِ اونی.

459
00:32:50,800 --> 00:32:53,491
‫مسئولیت خدمتکارها با شماست، خانم برِت.

460
00:32:53,866 --> 00:32:56,500
‫من وقتمو الکی تلف نمی‌کنم.
‫هر دومون می‌دونیم چی می‌گه.

461
00:32:56,520 --> 00:32:58,999
‫نه!
‫کامیلا، من خدمتکار نیستم،

462
00:32:59,320 --> 00:33:02,100
‫اما خیلی وقت‌ها مجبور می‌شم
.تا آرنج برم تو ظرف‌های کثیف

463
00:33:02,120 --> 00:33:03,660
‫چون برِت کمک لازم داره.

464
00:33:03,680 --> 00:33:07,242
‫امروز داری خیلی رک و راست
.حرف می‌زنی، مری

465
00:33:07,267 --> 00:33:09,255
‫خب، پس، من... حرفمو ادامه می‌دم.

466
00:33:09,280 --> 00:33:11,381
‫یه نامه‌ی دیگه از توماس دریافت کردم.

467
00:33:12,360 --> 00:33:15,460
‫دوباره پرسیده که می‌تونه بیاد یا نه.

468
00:33:16,261 --> 00:33:21,514
‫براش نامه می‌نویسی،
.و برای آخرین بار، بهش می‌گی نه

469
00:33:22,249 --> 00:33:23,900
‫ نباید پاش رو اینجا بذاره.

470
00:33:23,920 --> 00:33:25,263
‫من اینو قدغن می‌کنم.

471
00:33:25,288 --> 00:33:28,548
‫و تو هم دیگه نباید
.حرفی از این موضوع بزنی، مری

472
00:33:28,573 --> 00:33:29,873
‫جدی می‌گم.

473
00:33:29,898 --> 00:33:33,620
‫من و تو همیشه
.خیلی خوب با هم کنار اومدیم

474
00:33:33,640 --> 00:33:36,450
جای تاسفه اگه مجبور بشم
.رابطه‌ام رو باهات قطع کنم و از اینجا بری

475
00:33:36,475 --> 00:33:37,879
‫همین کافیه، می‌تونی بری.

476
00:34:19,520 --> 00:34:23,181
‫«توماس، ورود تو
«به گالز پوینت خوشایند نیست

477
00:34:24,520 --> 00:34:25,725
‫«با این حال بیا.»

478
00:34:26,320 --> 00:34:27,886
‫«من یه اتاق برات آماده می‌کنم.»

479
00:34:29,040 --> 00:34:31,620
‫«از دیدارت خیلی خوشحال می‌شم»

480
00:34:44,720 --> 00:34:47,523
‫«مری، مری عزیزم»

481
00:34:48,520 --> 00:34:50,260
‫«تا هشت روز دیگه می‌رسم.»

482
00:34:51,280 --> 00:34:52,685
‫«با هواپیما میام،»

483
00:34:53,907 --> 00:34:55,727
‫«چون طاقت صبر کردن ندارم.»

484
00:34:57,680 --> 00:34:59,837
‫یه بز، یه ‌جارو...

485
00:35:01,080 --> 00:35:02,171
.و سرکه

486
00:35:03,480 --> 00:35:06,466
‫خانم مدیر رفت بازار و یه بز،

487
00:35:07,080 --> 00:35:11,180
‫یه ‌جارو، سرکه و...

488
00:35:12,160 --> 00:35:13,801
.یه شیشه سیانور خرید

489
00:35:36,000 --> 00:35:39,100
‫باورم نمی‌شه گذاشتم
!راضیم کنی بیایم اینجا، اونم با اون

490
00:35:39,120 --> 00:35:43,500
‫به‌ندرت می‌بینیمش. تازه می‌تونیم
.بریم شنا و کنار ساحل صخره‌ای بگردیم

491
00:35:43,520 --> 00:35:45,380
‫و تو هتل ایسترهد برقصیم.

492
00:35:46,986 --> 00:35:50,326
‫ اگه بخوام، می‌تونم خودمو به زور
.به یه قایق تفریحی برسونم

493
00:35:50,351 --> 00:35:51,935
‫نه. نه، نه، نه.

494
00:35:51,960 --> 00:35:53,740
‫قایق نه. قایق‌سواری ممنوعه.

495
00:35:54,680 --> 00:35:55,882
‫قایق نه؟
‫نه.

496
00:35:56,760 --> 00:35:58,091
‫منظورت چیه آخه؟

497
00:35:58,560 --> 00:35:59,929
‫خب، عمو متیو...

498
00:36:00,790 --> 00:36:03,330
قایقش تو فاصله‌ی کمتر از
.نیم مایلیِ سالت‌کِریک غرق شد

499
00:36:03,355 --> 00:36:05,418
‫زن عمو کامیلا
.همه‌ی ماجرا رو از پنجره‌ش دید

500
00:36:05,443 --> 00:36:07,396
‫بعد از اون دیگه از اتاقش بیرون نیومد.

501
00:36:07,421 --> 00:36:10,532
‫نه، تنها قایقی که اجازه می‌ده
.استفاده بشه، همین قایقِ مسافربریه

502
00:36:11,040 --> 00:36:12,823
‫اون دماغه خیلی بی‌رحمه.

503
00:36:13,840 --> 00:36:16,580
‫جریان‌های شدید جزر و مدی،
.جریان‌های شکافنده، چیزای وحشتناکی داره

504
00:36:39,964 --> 00:36:41,047
‫رسیدن!

505
00:36:41,953 --> 00:36:43,235
‫خوش اومدین!

506
00:36:43,411 --> 00:36:44,517
‫مِری!

507
00:36:44,847 --> 00:36:47,086
‫سلام، نویل.
‫حالت خوبه.

508
00:36:48,369 --> 00:36:49,900
‫نگاش کن!
‫اوه، ول کن!

509
00:36:49,920 --> 00:36:52,934
‫معرفی می‌کنم... کِی.
.لاکی، ایشون مِری هستن

510
00:36:52,959 --> 00:36:54,205
‫ رئیسِ اینجاست،

511
00:36:54,520 --> 00:36:57,042
‫پس باید خیلی خیلی باهاش مهربون باشی!

512
00:37:02,360 --> 00:37:05,060
‫اوه، من فقط همدمِ بانو تِرِسیلین هستم.

513
00:37:05,080 --> 00:37:06,166
‫اوه...

514
00:37:06,880 --> 00:37:10,460
‫خانم بی! اوه، چقدر از دیدنت خوشحالم!

515
00:37:10,911 --> 00:37:12,773
‫کِی، ایشون خانم برِت هستن.

516
00:37:13,060 --> 00:37:16,440
‫خانم بیِ عزیزِ، ایشون خانم استرنج هستن!

517
00:37:18,160 --> 00:37:20,820
‫هِرستال اتاق‌هاتون رو نشونتون می‌ده.
‫متشکرم.

518
00:37:22,846 --> 00:37:24,471
‫آدری هنوز نرسیده.

519
00:38:04,148 --> 00:38:05,994
‫این اتاق شماست، آقای...

520
00:38:06,240 --> 00:38:08,541
‫مک‌دونالد هستم، دوشیزه آلدین.

521
00:38:11,880 --> 00:38:13,660
‫و قراره سر شام خدمت کنین؟

522
00:38:13,680 --> 00:38:15,100
‫بله، دوشیزه آلدین.

523
00:38:23,897 --> 00:38:25,167
‫خیلی‌خب، بله.

524
00:38:52,160 --> 00:38:54,971
‫خب، اینجا خیلی قشنگ نیست؟

525
00:38:56,120 --> 00:38:58,663
‫چقدر از دیدنتون خوشبختم، قربان.
‫بله. آها، ممنونم.

526
00:39:51,980 --> 00:39:52,980
‫اوه!

527
00:39:53,630 --> 00:39:54,815
‫آدری، اومدی.

528
00:39:55,257 --> 00:39:56,900
‫ترافیک سالتینگتون سنگین بود؟

529
00:39:56,920 --> 00:39:58,680
‫خب، روزِ بازاره. معلومه که بوده.

530
00:40:10,466 --> 00:40:11,595
‫کِی.

531
00:40:12,200 --> 00:40:13,260
‫آدری.

532
00:40:22,840 --> 00:40:25,032
‫از برِت می‌خوام یه کم چای بیاره.
.باشه

533
00:40:32,178 --> 00:40:34,667
‫آه، خب، حتما با من کار دارن.

534
00:40:35,044 --> 00:40:36,694
‫بهتره برم و خودمو معرفی کنم.

535
00:40:38,560 --> 00:40:39,701
‫نِویل!

536
00:41:02,720 --> 00:41:05,075
‫فقط یه نامه، نویل، تو شش ماه گذشته.

537
00:41:06,200 --> 00:41:10,060
‫مجبور شدم روزنامه‌ها رو بخونم
.تا بفهمم تو زندگیت چه خبره

538
00:41:10,080 --> 00:41:12,233
‫همه‌چی رو خیلی افتضاح مدیریت کردی.

539
00:41:12,258 --> 00:41:14,140
‫اگه یه ذره فکرِ مشورت با من به سرت می‌زد...

540
00:41:14,160 --> 00:41:16,140
‫نخواستم... نخواستم مزاحمت بشم.

541
00:41:16,160 --> 00:41:21,220
‫این مسخره‌بازی،
زن فعلی‌ت و زن سابقت زیرِ یه سقف

542
00:41:21,240 --> 00:41:23,220
‫سقف خونه‌ی من، نویل.

543
00:41:23,240 --> 00:41:24,300
‫آه!

544
00:41:26,600 --> 00:41:29,715
‫یه کم اسطوخودوس، از پروانس...

545
00:41:31,440 --> 00:41:34,500
.و اون صابون معرکه‌ای که
.دوست داری از مارسی آوردم

546
00:41:34,791 --> 00:41:36,180
‫و، اوه، خانم بی؟

547
00:41:36,495 --> 00:41:39,542
‫بفرما. این همون کرِم دستیه
که دوست داری، از سوئیس

548
00:41:42,124 --> 00:41:43,267
‫اوه!

549
00:41:46,011 --> 00:41:47,750
‫دست‌هام خیلی خشک می‌شن.

550
00:41:49,600 --> 00:41:50,688
‫اوه...

551
00:41:52,875 --> 00:41:55,373
‫یه وقت فکر نکنی بخشیده شدی، نویل.

552
00:41:55,855 --> 00:41:56,855
‫نه.

553
00:41:56,880 --> 00:41:58,660
‫یعنی، عمرا همچین فکری کنم.

554
00:42:00,200 --> 00:42:01,335
‫هوم.

555
00:42:08,677 --> 00:42:09,691
‫اِهـم...

556
00:42:17,040 --> 00:42:18,900
‫من خیلی نمی‌مونم.

557
00:42:18,920 --> 00:42:21,403
‫مجبور شدم سیلویا رو
.پیشِ یکی از خدمتکارها تنها بذارم

558
00:42:22,160 --> 00:42:24,540
‫فقط امیدوارم اونو قال نذاره و فرار نکنه.

559
00:42:26,137 --> 00:42:27,641
‫و والاحضرت چطورن؟

560
00:42:28,040 --> 00:42:29,940
‫هنوز نفس می‌کشه.
‫هوم.

561
00:43:56,480 --> 00:43:59,180
‫مطمئن نیستم اصلا بخوام
.باهاتون صحبت کنم، آقای تریِوز

562
00:43:59,200 --> 00:44:04,128
‫به عنوان وکیلِ خانواده، مجبور بودم
.وکالت آقای استرنج رو به عهده بگیرم

563
00:44:04,851 --> 00:44:07,312
‫ولی بیاین دیگه کدورتی
.در این مورد نداشته باشیم

564
00:44:07,337 --> 00:44:09,135
‫من طرف پیروزِ این ماجرا بودم.

565
00:44:09,160 --> 00:44:11,340
‫بنابراین هیچ‌گونه کدورتی هم ندارم.

566
00:44:19,685 --> 00:44:20,716
‫ممنون.

567
00:44:24,720 --> 00:44:29,220
‫خب، زن عمو کامیلا شام‌شون رو
.تو اتاق‌شون میل می‌کنن، توی تخت‌خواب

568
00:44:29,240 --> 00:44:32,369
‫بنابراین یکی‌یکی
.برای ملاقات احضار می‌شیم

569
00:44:33,400 --> 00:44:36,380
.اما به جای ایشون آقای ترِیوز اینجا هستن

570
00:44:36,400 --> 00:44:41,060
‫پس، همه، لطفا رعایت کنین.
‫من به‌عنوان دوست و مهمون اینجام...

571
00:44:42,200 --> 00:44:46,940
اما واقعا امیدوارم
.مجبور نشم کارم به داوری بکشه

572
00:44:53,160 --> 00:44:55,060
‫نویل، آدری، اول نوبت شماست.

573
00:44:56,880 --> 00:44:58,090
‫ببخشید، اِم...

574
00:44:59,240 --> 00:45:01,180
‫اِم، حتما منظورت کِی بود؟

575
00:45:01,200 --> 00:45:03,671
‫ایشون باید اول
.به همسرِ جدیدم خوش‌آمد بگن

576
00:45:04,120 --> 00:45:06,460
‫نمی‌دونم، نویل.
.ایشون شما و آدری رو خواستن

577
00:45:07,111 --> 00:45:08,306
‫گفتن با همدیگه.

578
00:45:09,266 --> 00:45:10,561
‫روی این موضوع تأکید کردن.

579
00:45:15,046 --> 00:45:18,300
‫خب، من که عمرا بتونم
...اینو بخورم، با این همه خامه، پس

580
00:45:20,760 --> 00:45:23,300
‫یه چیز دیگه برای خانم استرنج بیارین.

581
00:45:25,480 --> 00:45:27,660
‫و محضِ اطلاع و رفعِ هرگونه ابهام،

582
00:45:27,680 --> 00:45:29,361
‫من خانم استرنج هستم.

583
00:45:31,333 --> 00:45:32,431
‫بیا بریم.

584
00:45:42,280 --> 00:45:44,379
‫نویل، آدری،

585
00:45:45,080 --> 00:45:46,980
‫شما می‌گین
قصد دارین با هم دوست باشین؟

586
00:45:47,000 --> 00:45:49,339
‫فکر کردیم این بهترین راهه.
‫آتش‌بس اعلام کردیم.

587
00:45:49,364 --> 00:45:52,535
،و شما سه‌تایی با هم اومدین اینجا

588
00:45:52,560 --> 00:45:55,300
‫شوهر، زن، زن سابق؟

589
00:45:55,320 --> 00:45:58,500
‫امیدوارم این یه جور تسویه‌حساب ناتموم

590
00:45:58,520 --> 00:45:59,990
‫بینِ شما دو نفر نباشه.

591
00:46:00,646 --> 00:46:03,694
‫شما زیرِ سقف خونه‌ی من
.نباید ازدواج رو به سُخره بگیرین

592
00:46:03,719 --> 00:46:05,579
دیگه همه‌ی اون
.ماجراها رو پشت سر گذاشتیم

593
00:46:05,604 --> 00:46:07,544
‫من که می‌گم گذشته‌ها گذشته.

594
00:46:08,720 --> 00:46:09,789
‫اوهوم.

595
00:46:28,803 --> 00:46:30,463
‫خانم کِی استرنج.

596
00:46:34,200 --> 00:46:35,422
‫تنهایی برم؟

597
00:46:40,440 --> 00:46:42,260
‫مشکلی پیش نمیاد، قول می‌دم.

598
00:46:56,897 --> 00:46:58,838
‫خب، پس، خانم استرنج،

599
00:46:59,210 --> 00:47:00,707
‫بذار یه نگاهی به سرتاپات بندازم.

600
00:47:03,560 --> 00:47:05,081
‫زیبایی، البته.

601
00:47:05,851 --> 00:47:06,851
‫ممنونم.

602
00:47:06,876 --> 00:47:10,580
‫پدرت رو می‌شناسم،
...از روی شهرتش، و مادرت رو

603
00:47:10,600 --> 00:47:12,542
‫خیلی وقته اونا رو
.جزو خانواده‌م به حساب نمیارم

604
00:47:13,360 --> 00:47:15,460
‫خودمو یه شخصیت مستقل می‌دونم.

605
00:47:15,932 --> 00:47:16,932
،عزیزم

606
00:47:17,822 --> 00:47:20,300
یه زن نمی‌تونه شخصیت
،مستقلِ خودشو داشته باشه

607
00:47:21,014 --> 00:47:22,775
‫تو زن نویل هستی.

608
00:47:22,800 --> 00:47:24,487
‫معامله‌ی عادلانه‌ایه.

609
00:47:24,760 --> 00:47:26,240
‫اون تأمین‌ت می‌کنه،

610
00:47:27,146 --> 00:47:29,100
‫خیلی هم سخاوتمندانه، تا جایی که می‌بینم.

611
00:47:29,120 --> 00:47:32,908
‫من از 16 سالگی
.خرجِ خودمو درآوردم، بانو تِرِسیلین

612
00:47:34,240 --> 00:47:38,596
شاید الان زن شوهردار باشم، انگار خریدنم
،و پولشو دادن، ولی یه چیز رو خوب می‌دونم

613
00:47:39,000 --> 00:47:40,884
اونم اینه که همیشه
.می‌تونم روی خودم حساب کنم

614
00:47:41,722 --> 00:47:43,259
‫بهم می‌گن پول‌دوست.

615
00:47:44,040 --> 00:47:45,159
‫بذار بگن.

616
00:47:46,160 --> 00:47:48,939
‫من به‌خاطر پول با نویل ازدواج نکردم
.عاشقش بودم که باهاش ازدواج کردم

617
00:47:50,059 --> 00:47:51,060
‫اوه.

618
00:47:51,480 --> 00:47:52,969
‫مأیوسم کردی.

619
00:47:54,265 --> 00:47:56,085
‫خب، پس رازت همینه، عزیزِم.

620
00:47:57,378 --> 00:47:58,931
.نقطه ضعفت اینه

621
00:48:17,585 --> 00:48:18,678
‫ممنون.

622
00:48:29,520 --> 00:48:31,568
‫ دیگه کی باید باشه؟
‫من می‌رم.

623
00:48:31,593 --> 00:48:33,013
.ببینم کیه

624
00:48:39,080 --> 00:48:40,199
‫اِهـم.

625
00:48:46,298 --> 00:48:47,522
‫مـ..مری؟

626
00:48:49,200 --> 00:48:50,281
‫توماس.

627
00:48:51,600 --> 00:48:52,661
‫بیا تو.

628
00:48:54,277 --> 00:48:55,337
‫بیا تو.

629
00:49:03,120 --> 00:49:04,860
‫تو دقیقا همونی که تصورت می‌کردم.

630
00:49:06,000 --> 00:49:09,417
‫راستشو بخوای، باید بگم حتی بهتر از تصورم.

631
00:49:14,906 --> 00:49:17,043
‫اوه، لطفا ظاهرِ نامرتب منو ببخشید...

632
00:49:18,400 --> 00:49:22,372
‫سفرِ طولانی و طاقت‌فرسایی بود. برای
.سوخت‌گیری تو جایپور به مشکل خوردیم

633
00:49:22,397 --> 00:49:23,739
‫می‌دونستم که میای.

634
00:49:28,979 --> 00:49:32,170
‫اِم، می‌گم از هیچی خبر نداشتین.

635
00:49:32,200 --> 00:49:34,420
‫نمی‌خوام برات دردسر درست کنم.
‫برام مهم نیست.

636
00:49:38,160 --> 00:49:40,391
‫اِم، اما... اما، مِری،

637
00:49:40,774 --> 00:49:44,843
...بهتره فعلا حرفی از دوستی‌مون نزنی

638
00:49:46,158 --> 00:49:47,223
...فعلا

639
00:50:12,374 --> 00:50:13,737
‫توماس روید.

640
00:50:14,920 --> 00:50:16,922
‫توماس روید.

641
00:50:17,560 --> 00:50:20,980
‫چطور جرأت کردی بیای اینجا
وقتی صراحتا تو رو منع کرده بودم؟

642
00:50:21,000 --> 00:50:22,580
‫من برادرزاده‌ی سِر متیو هستم،

643
00:50:22,600 --> 00:50:24,983
‫و به اندازه‌ی هر کس دیگه‌ای
.حق دارم اینجا باشم

644
00:50:25,008 --> 00:50:28,923
‫تو همه‌ی حق و حقوق رو با اون کنایه‌ها
.و تهمت‌هات علیه نویل از دست دادی

645
00:50:29,329 --> 00:50:30,751
‫با دروغ‌هات، توماس.

646
00:50:31,400 --> 00:50:35,340
‫و تازه جرأت می‌کنی این‌طور کثیف و نامرتب
مثلِ یه گدای دوره‌گرد بیای جلوی من؟

647
00:50:35,360 --> 00:50:37,220
‫مـ..من... نیومدم که دردسر درست کنم.

648
00:50:37,575 --> 00:50:39,963
‫پس برای چی اومدی، توماس؟

649
00:50:40,600 --> 00:50:42,140
.می‌خوام منصفانه به حرفام گوش بدن

650
00:50:45,781 --> 00:50:47,661
.می‌خوام منصفانه به حرفام گوش بدن

651
00:50:48,880 --> 00:50:50,580
‫عمو متیو منو خیلی دوست داشت.

652
00:50:50,600 --> 00:50:52,740
‫مطمئنم بیشتر از این بهم حق می‌داد.

653
00:51:22,468 --> 00:51:23,566
‫خدای من!

654
00:51:25,440 --> 00:51:28,300
‫توماس روید.
‫نویل.

655
00:51:31,763 --> 00:51:33,826
‫آدری، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

656
00:51:34,643 --> 00:51:36,165
‫باید همین سؤال رو از تو بپرسم.

657
00:51:36,190 --> 00:51:37,250
‫هوم.

658
00:51:38,066 --> 00:51:40,100
.خیلی پررویی، روید

659
00:51:40,120 --> 00:51:41,660
.آروم باش نویل

660
00:51:43,488 --> 00:51:44,495
‫توماس؟

661
00:51:45,050 --> 00:51:47,811
‫اِم، من... با زن عمو یه کاری داشتم.

662
00:51:48,397 --> 00:51:50,538
‫ لزومی به ایجاد دلخوری و ناراحتی نیست،

663
00:51:51,534 --> 00:51:53,384
‫از طرف منم هیچ مشکلی پیش نمیاد.

664
00:51:56,178 --> 00:51:57,262
‫خواهش می‌کنم...

665
00:52:18,360 --> 00:52:20,547
‫می‌شه لطفا
یکی ما رو به هم معرفی کنه؟

666
00:52:20,572 --> 00:52:21,572
‫نه.

667
00:52:23,240 --> 00:52:24,580
‫پسرعموی نویل.

668
00:52:24,600 --> 00:52:25,666
‫هوم.

669
00:52:26,301 --> 00:52:27,547
‫همون دروغگوئه.

670
00:52:40,920 --> 00:52:42,076
‫خب، پس...

671
00:52:44,560 --> 00:52:46,106
.همگی اینجا جمعیم

672
00:53:36,000 --> 00:53:37,740
‫باید تو همون هتل می‌موندم.

673
00:53:39,330 --> 00:53:40,470
‫فردا می‌رم.

674
00:53:47,640 --> 00:53:48,661
‫نرو.

675
00:54:15,597 --> 00:54:18,047
‫ببین، من... خودم... دارم می‌رم!

676
00:54:19,435 --> 00:54:20,711
‫یالا دیگه قربان.

677
00:55:31,020 --> 00:55:51,020
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

