﻿1
00:00:21,591 --> 00:00:24,152
‫مگی؟ مگی!

2
00:00:49,758 --> 00:00:52,679
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫چطوری اومدی اصلاً؟

3
00:00:52,933 --> 00:00:54,954
‫جینی! جینی.

4
00:00:59,925 --> 00:01:02,806
‫- تو خبر داشتی اینجاست؟
‫- نه.

5
00:01:02,831 --> 00:01:04,831
‫درست قبل از اینکه واکرها بیان،

6
00:01:05,203 --> 00:01:06,723
‫یهو سر و کله‌ش پیدا شد.

7
00:01:06,748 --> 00:01:09,270
‫نباید اینجا باشی.

8
00:01:10,307 --> 00:01:14,191
‫حدس می‌زنم می‌خواسته
‫بیاد پیش تو.

9
00:01:20,074 --> 00:01:22,555
‫- شعله...
‫- باید بریم!

10
00:01:22,580 --> 00:01:25,581
‫باید از اینجا بری. شنیدی چی گفتم؟

11
00:01:25,606 --> 00:01:29,208
‫نمی‌تونم همزمان به مگی کمک کنم و
‫حواسم به تو باشه. ما که حرف زده بودیم.

12
00:01:29,233 --> 00:01:31,273
‫من و مگی میریم و هرشل رو پیدا می‌کنیم.

13
00:01:31,298 --> 00:01:33,628
‫تا اون موقع تو پیش افراد مگی می‌مونی،
‫جایی که جونت در امانه.

14
00:01:33,653 --> 00:01:35,052
‫از اول دغدغه‌ام همین بود.

15
00:01:35,077 --> 00:01:37,758
‫که جای تو امن باشه،
‫خودتم این رو می‌دونی جینی.

16
00:01:37,783 --> 00:01:40,159
‫- لعنتی.
‫- من می‌تونم برش گردونم.

17
00:01:43,352 --> 00:01:45,592
‫شماها به کارتون برسید.

18
00:01:45,617 --> 00:01:47,899
‫می‌برمش هرجا بگین.

19
00:01:57,858 --> 00:02:01,660
‫گوش کن ببین چی می‌گم،
‫با این آقاهه می‌ری.

20
00:02:01,685 --> 00:02:06,248
‫حواسش بهت هست.
‫آدم خوبیه.

21
00:02:06,401 --> 00:02:09,081
‫ببین جینی، من نمی‌تونم باهات بیام
‫تو هم نمی‌تونی با من بیای.

22
00:02:09,106 --> 00:02:13,349
‫گندش بزنن، نباید با من بگردی.

23
00:02:13,374 --> 00:02:16,415
‫تو من رو نمی‌شناسی بچه‌جون.

24
00:02:16,670 --> 00:02:19,993
‫من اون آدمی نیستم که فکر می‌کنی.

25
00:02:26,354 --> 00:02:29,270
‫ازت می‌خوام...

26
00:02:29,295 --> 00:02:32,081
‫نه!

27
00:02:32,150 --> 00:02:35,534
‫این همه مدت با هم بودیم و
‫تازه الان می‌خوای حرف بزنی؟

28
00:02:46,023 --> 00:02:48,025
‫من بابات رو کُشتم!

29
00:02:57,374 --> 00:03:01,776
‫من برای سرقت و دزدی تحت تعقیب نیستم.

30
00:03:01,983 --> 00:03:04,544
‫پنج نفر رو کُشتم.

31
00:03:04,569 --> 00:03:07,410
‫و بابای تو، جزوی از اون پنج نفر بود.

32
00:03:07,435 --> 00:03:10,476
‫برای همین اومدم مزرعه،
‫می‌دونستم اونجایی.

33
00:03:10,544 --> 00:03:16,348
‫برای همین گذاشتم باهام بیای،
‫چون می‌دونستم کسی رو نداری.

34
00:03:16,373 --> 00:03:20,897
‫تو...واسه اینکه عذاب‌وجدانم رو خاموش کنم
‫اینکارو کردم.

35
00:03:23,323 --> 00:03:25,325
‫همین.

36
00:03:36,450 --> 00:03:38,612
‫عجله کن، بیا بریم. زودباش.

37
00:04:51,615 --> 00:04:55,135
‫«مردگان متحرک: شــهــر مــردگــان»
‫[ فصل اول، قسمت ششم ]

38
00:04:57,545 --> 00:05:08,545
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

39
00:05:09,298 --> 00:05:11,300
‫وقت رفتنه.

40
00:05:13,324 --> 00:05:19,324
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

41
00:05:46,964 --> 00:05:50,608
‫تو یکم بخواب،
‫من حواسم هست.

42
00:05:51,211 --> 00:05:53,972
‫خوابم نمیاد، اوکی‌ام.

43
00:05:54,139 --> 00:05:58,143
‫بعدشم، اگه بخواد بیاد سراغ‌مون بهتره
‫دوتایی حواس‌مون جمع باشه.

44
00:06:03,410 --> 00:06:08,095
‫کاری که اونجا کردی؛
‫می‌دونم اصلاً آسون نبود.

45
00:06:16,259 --> 00:06:17,939
‫به‌نظرت نقشه‌مون جواب میده؟

46
00:06:17,964 --> 00:06:22,046
‫خب بذار بگم اکه کروئت خیلی از
‫دیدن من خوشحال بود.

47
00:06:22,323 --> 00:06:25,084
‫برگشت گفت بیا گذشته‌ها رو فراموش کنیم.

48
00:06:25,109 --> 00:06:28,190
‫حالا نمی‌خوام بگم دیدار دوباره‌مون
‫خیلی بی‌حاشیه پیش رفت...

49
00:06:28,215 --> 00:06:31,623
‫ولی با توجه به گذشته‌مون
‫و اون مزخرفات داداشی و این‌ها،

50
00:06:31,648 --> 00:06:35,492
‫یه حسی بهم می‌گه می‌تونیم
‫به یه نتیجه‌ای برسیم.

51
00:06:54,447 --> 00:06:56,690
‫برخلاف همه، آرزوی من
‫دیدن مجسمه آزادی نبود.

52
00:06:59,922 --> 00:07:01,964
‫آرزوی من رفتن به فروشگاه «میسیز» بود.

53
00:07:08,008 --> 00:07:13,652
‫وقتی بچه بودم،
‫بعد از اینکه مامانم مریض شد،

54
00:07:13,905 --> 00:07:16,427
‫شب‌ها بغلش می‌خوابیدم و برام
‫قصه می‌گفت.

55
00:07:19,408 --> 00:07:21,967
‫قصه بابانوئل.

56
00:07:21,992 --> 00:07:24,194
‫بابا نوئل واقعی.

57
00:07:27,209 --> 00:07:31,251
‫که بعضی وقت‌ها از قطب شمال سفر می‌کنه

58
00:07:31,409 --> 00:07:35,013
‫به فروشگاه «میسیز» توی منهتن و
‫با همه بچه‌ها دیدار می‌کنه.

59
00:07:37,610 --> 00:07:41,772
‫همیشه رویاپردازی می‌کردم که منم
‫یه روز میرم نیویورک،

60
00:07:41,797 --> 00:07:45,158
‫وارد فروشگاه «میسیز» می‌شم

61
00:07:45,183 --> 00:07:48,426
‫بابانوئل رو می‌بینم و باهاش دوست می‌شم.

62
00:07:49,641 --> 00:07:52,522
‫و اون به‌جای اسباب‌بازی‌های شکسته،

63
00:07:52,712 --> 00:07:55,673
‫یا اونایی که گم‌شون کردم،

64
00:07:55,698 --> 00:07:58,981
‫کُلی اسباب‌بازی نو بهم هدیه می‌ده.

65
00:08:11,587 --> 00:08:13,950
‫اونجاست.

66
00:09:55,535 --> 00:09:57,698
‫دود از کجا میاد؟

67
00:10:03,096 --> 00:10:05,859
‫فکرکنم تمام این مدت راست می‌گفتی.

68
00:10:08,549 --> 00:10:10,551
‫بریم.

69
00:10:22,407 --> 00:10:24,224
‫هی!

70
00:10:24,249 --> 00:10:26,449
‫تو و جینی با هم توی فاضلاب بودین...

71
00:10:26,474 --> 00:10:28,997
‫به‌نظرت چی می‌خواست بهم بگه؟

72
00:10:31,025 --> 00:10:32,945
‫نمی‌دونم، شاید می‌دونسته
‫حتماً به‌خاطر اینکه...

73
00:10:32,970 --> 00:10:36,859
‫اومده اینجا از دستش عصبانی می‌شی و
‫می‎‌خواسته دلیل کارش رو توضیح بده.

74
00:12:10,880 --> 00:12:13,923
‫گندش بزنن. مگی
‫نیازی به این کارها نیست.

75
00:12:34,666 --> 00:12:38,110
‫کافیه! کافیه.

76
00:13:10,872 --> 00:13:12,994
‫بندازش.

77
00:13:26,896 --> 00:13:29,216
‫از نظر من ماجرا از این قراره.

78
00:13:29,241 --> 00:13:31,924
‫کروئت آذوقه‌هاتون رو نگرفت؛ فقط
‫اومد هرشل و برداشت برد.

79
00:13:34,099 --> 00:13:36,327
‫حتماً فکر می‌کنی برای اینکه دَر
‫نرین اینکارو کرده، آره

80
00:13:36,352 --> 00:13:39,315
‫اما هیچوقت برای آذوقه بیشتر برنگشت.

81
00:13:40,067 --> 00:13:42,366
‫از همون اولم من رو می‌خواسته.

82
00:13:42,391 --> 00:13:46,113
‫برای چی؟
‫خدا می‌دونه.

83
00:13:46,265 --> 00:13:50,267
‫اما هر نقشه کسشعری که اون
‫حرومزاده توی ذهنش چیده واسم،

84
00:13:50,292 --> 00:13:52,974
‫مطمئنم مثل سگ پشیمون می‌شه.

85
00:13:53,489 --> 00:13:56,212
‫من و تو این رو خوب می‌دونیم.

86
00:13:57,388 --> 00:14:00,189
‫اما می‌دونی چیه مگی،

87
00:14:00,230 --> 00:14:02,630
‫ما خیلی راحت می‌تونستیم
‫کار رو یه‌سره کنیم.

88
00:14:02,655 --> 00:14:04,977
‫می‌تونستیم هرشل رو نجات بدیم.

89
00:14:06,125 --> 00:14:10,848
‫چون من و تو، با هم، تیمی رو تشکیل می‌دیم
‫که خدا هم جلودارش نیست.

90
00:14:11,124 --> 00:14:14,327
‫اما تو خودتم این رو می‌دونی، نه؟

91
00:14:14,781 --> 00:14:18,785
‫شاید یه گوشه دلت همیشه می‌خواستی
‫اینطوری تموم‌ش کنی.

92
00:14:24,511 --> 00:14:29,354
‫مگی، حقیقت اینه که، مهم نیست
‫چه بهونه‌هایی بیارم

93
00:14:29,379 --> 00:14:34,104
‫یا چند هزار بار معذرت خواهی کنم،

94
00:14:35,184 --> 00:14:37,506
‫تو من رو نمی‌بخشی.

95
00:14:42,113 --> 00:14:44,275
‫و نباید هم ببخشی.

96
00:15:56,294 --> 00:15:58,296
‫این رو یادت رفت.

97
00:16:04,725 --> 00:16:06,727
‫به خونه خوش اومدی.

98
00:16:21,177 --> 00:16:25,539
‫اول رفتیم «سنچوئری» و کلی
‫اون سمت‌ها دنبالت گشتیم،

99
00:16:25,807 --> 00:16:30,650
به خرابه‌ای تبدیل شده بود که
سگم اونجا پر نمی‌زد،

100
00:16:30,675 --> 00:16:33,439
واقعاً ناراحت شدم.

101
00:16:33,464 --> 00:16:35,945
‫بعد از اینکه خدا می‌دونه چند ماه «سرزمین اصلی»

102
00:16:35,970 --> 00:16:38,170
‫رو زیر و رو کردیم،

103
00:16:38,659 --> 00:16:41,460
‫بلاخره فهمیدم چه غلطی کردی.

104
00:16:41,565 --> 00:16:45,329
‫چهار تا مرد و یه قاضی.

105
00:16:45,902 --> 00:16:48,423
‫تو، تو، تو.

106
00:16:48,448 --> 00:16:50,901
‫بعدش «جروم» رو پیدا کردم.

107
00:16:50,926 --> 00:16:56,490
‫دلش زیاد راغب به همکاری باهامون نبود،
‫اما...

108
00:16:56,664 --> 00:16:59,865
‫تنها و ضعیف بود.

109
00:16:59,890 --> 00:17:05,214
‫راضی‌ش کردم چیزایی که می‌دونه رو بگه.
‫و داستانی برام تعریف کرد،

110
00:17:05,239 --> 00:17:09,441
‫که توجه‌ام رو جلب کرد.

111
00:17:09,603 --> 00:17:12,844
‫داستانِ یه زن بیوه.

112
00:17:12,933 --> 00:17:17,696
‫به‌هرحال، دیدم به دردمون می‌خوری.

113
00:17:17,754 --> 00:17:21,636
‫قوی و باهوشی.

114
00:17:21,661 --> 00:17:27,144
‫نقاط ضعفی داشتی که می‌شد
‫ازشون سواستفاده کرد.

115
00:17:27,169 --> 00:17:29,970
‫و مهم‌تر از همه،

116
00:17:29,995 --> 00:17:34,678
‫درسته که باید یه تلنگری بهت
‫می‌زدیم تا همکاری کنی اما...

117
00:17:34,716 --> 00:17:37,717
‫تو هم انگیزه‌های خودت رو داشتی.

118
00:17:37,750 --> 00:17:41,912
‫به‌هرحال، انتظار نداشتم از پسش بربیای.

119
00:17:41,937 --> 00:17:46,260
‫اما تونستی.
‫پیداش کردی.

120
00:17:46,335 --> 00:17:49,057
‫و برش گردوندی خونه.

121
00:17:51,892 --> 00:17:54,134
‫الان دیگه تو خونه‌ایم، نه؟

122
00:17:57,096 --> 00:18:00,377
‫می‌دونی، یه لحظه وقتی تو رو اون پایین دیدم

123
00:18:00,559 --> 00:18:04,841
‫با خودم گفتم وای خدایا، خوش به حالم.

124
00:18:04,866 --> 00:18:09,271
‫الان هم نیگان رو دارم؛ هم پسره.

125
00:18:13,469 --> 00:18:15,911
‫ولی اشکالی نداره.

126
00:18:20,627 --> 00:18:23,109
‫نیگان به تنهایی کافیه.

127
00:19:05,843 --> 00:19:09,447
‫می‌گم...

128
00:19:10,939 --> 00:19:12,939
‫ لطفاً حواست به جینی باشه،
‫می‌تونی؟

129
00:19:12,964 --> 00:19:15,485
‫تنها خواسته‌ام همینه.

130
00:19:43,581 --> 00:19:45,180
‫الان چیکار کنیم؟

131
00:19:45,431 --> 00:19:48,875
‫خب، خواسته ما مشترکه
‫مگه نه؟

132
00:20:30,462 --> 00:20:32,464
‫خوشحالم که می‌بینمت بچه‌جون.

133
00:22:03,631 --> 00:22:06,272
‫مثل یه هزارتـو بود و پر از مجسمه های مختلف.

134
00:22:06,557 --> 00:22:10,358
‫گمون کنم با هرچی دستشون اومده بود
‫ساخته بودنش.

135
00:22:10,462 --> 00:22:13,984
‫اما خب؛ ردش رو زدم

136
00:22:14,050 --> 00:22:16,170
‫یه گوشه گیرش آوردم،

137
00:22:16,235 --> 00:22:18,515
‫تفنگم رو گرفتم سمتش.

138
00:22:18,540 --> 00:22:21,782
‫می‌خواست فرار کنه، و...

139
00:22:21,807 --> 00:22:25,528
‫بهش شلیک کردم. کُشتمش.

140
00:22:25,553 --> 00:22:27,174
از شرش خلاص شدیم.
بلاخره از شر اون حرومزاده خلاص شدیم.

141
00:22:27,199 --> 00:22:29,762
‫بذارید حرفش رو تموم کنه.

142
00:22:30,294 --> 00:22:31,574
‫می‌خوام ادامه‌ش رو بشنوم.

143
00:22:31,599 --> 00:22:33,038
‫دیگه اتفاق خاصی نیفتاد.

144
00:22:33,191 --> 00:22:37,594
‫برگشتم سمت قایق،
‫ماشین هم دقیقاً سرجاش بود.

145
00:22:37,660 --> 00:22:40,741
‫خداروشکر به اندازه کافی اتانول داشتم
‫که مستقیم بیام سمت خونه.

146
00:22:40,766 --> 00:22:43,969
‫حیف که مجبور شدی بهش شلیک کنی.

147
00:22:45,334 --> 00:22:47,014
‫به عنوان یه مارشال، من اجازه دارم
‫هر جایی که نیازه...

148
00:22:47,039 --> 00:22:50,040
‫اوکیه بابا می‌دونم.

149
00:22:50,208 --> 00:22:53,690
‫منظورم اینه خیلی خوب می‌شد اعدامش
‫می‌کردیم و آویزونش می‌کردیم همه ببینن.

150
00:22:53,920 --> 00:22:56,242
یه عرض اندامی بکنیم.

151
00:23:02,557 --> 00:23:04,957
‫نه ممنونم خانم.

152
00:23:04,982 --> 00:23:07,623
‫دخترهات در چه حال‌ـن؟

153
00:23:07,768 --> 00:23:11,774
‫ماریجوری، بی و دسی؟

154
00:23:11,799 --> 00:23:15,120
‫نگران نباش، وقتی نبودی حسابی
‫حواس‌مون بهشون بود.

155
00:23:15,217 --> 00:23:17,618
‫باید یه سر برم ببینم‌شون.

156
00:23:17,643 --> 00:23:21,284
‫از قهرمان‌بازی‌های باباشون براشون تعریف کنم.

157
00:23:21,309 --> 00:23:25,393
‫اینکه چقدر سخت برای تامین امنیت
‫ما تلاش کرده.

158
00:23:38,958 --> 00:23:41,681
‫می‌دونستم که نمی‌تونی
‫جلوی خودت رو بگیری.

159
00:23:48,822 --> 00:23:51,543
‫می‌دونی این سیگار چطوری درست می‌شه؟

160
00:23:51,742 --> 00:23:54,623
‫خب ببین؛ اینطوریه که باید حتماً برگ‌ها رو

161
00:23:54,672 --> 00:23:58,313
‫تو دمای 38 درجه سلسیوس خشک کنی.

162
00:23:58,473 --> 00:24:01,755
یا تو همین حد و میان،

163
00:24:01,780 --> 00:24:03,792
که دقیقِ دقیق باشه.

164
00:24:03,817 --> 00:24:06,980
‫اما بهترین راه ایجاد همچین شرایطی و
تداومش چیه؟

165
00:24:10,746 --> 00:24:12,912
‫حرارت مرکزی.

166
00:24:12,937 --> 00:24:15,134
‫اما «اتانول» از «ذرت» به دست میاد،

167
00:24:15,159 --> 00:24:19,844
‫از هزاران هکتار زمین ذرت.

168
00:24:22,398 --> 00:24:26,480
‫برای همین ازت می‌خوام این کاری که
‫می‌گم رو بکنی، مارشال

169
00:24:26,530 --> 00:24:30,533
‫می‌خوام دوباره داستانی
‫که گفتی رو برام تعریف کنی.

170
00:24:30,558 --> 00:24:32,838
‫و این بار،

171
00:24:32,863 --> 00:24:36,386
‫می‌خوام سیر تا پیـاز گاز متان
‫رو برام توضیح بدی.

172
00:24:37,910 --> 00:24:44,910


173
00:24:52,316 --> 00:24:55,600
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم چی بهت گذشته...

174
00:24:57,095 --> 00:24:59,818
‫- امیدوارم بدونی که...
‫- حالم خوب بود.

175
00:25:03,766 --> 00:25:05,125
‫به‌خاطر اینکه پسر شجاعی هستی،

176
00:25:05,150 --> 00:25:06,686
‫خونه که بودیم هر لحظه منتظر...

177
00:25:06,711 --> 00:25:08,437
‫اتفاق بد بعدی بودم.

178
00:25:08,462 --> 00:25:11,624
‫اما الان از نظرم اونجا واقعاً امن‌تره.

179
00:25:20,477 --> 00:25:21,611
‫بهتره یه چیزی بخوری.

180
00:25:21,636 --> 00:25:22,957
.گرسنه نیستم

181
00:25:22,982 --> 00:25:24,543
...به‌خاطر گرسنگی نمی‌گم، به‌خاطر

182
00:25:24,568 --> 00:25:26,175
،وقتی می‌گم گرسنه نیستم
.یعنی گرسنه نیستم

183
00:25:26,200 --> 00:25:27,776
.معلوم نیست چه غذاهایی به خوردت می‌دادن

184
00:25:27,801 --> 00:25:29,941
خب که چی؟ می‌خوای مجبورم کنی غذا بخورم؟

185
00:25:29,966 --> 00:25:31,285
.نه، مجبورت نمی‌کنم

186
00:25:31,310 --> 00:25:33,713
.حالا هرچی. صرفاً... فراموشش کن

187
00:25:40,128 --> 00:25:43,292
این چیـه؟ برای منـه؟

188
00:25:48,582 --> 00:25:49,902
.یه هدیه‌ست‌

189
00:25:50,216 --> 00:25:51,378
.عجب

190
00:25:52,878 --> 00:25:55,261
.چون گروگان گرفته شدم برام سوغاتی گرفتی

191
00:25:56,748 --> 00:25:57,909
.ممنون

192
00:25:58,347 --> 00:26:00,589
.مثل اونیـه که قبلاً می‌پوشیدی

193
00:26:07,252 --> 00:26:08,921
.هرکار می‌خوای باهاش بکن

194
00:26:13,368 --> 00:26:14,836
،اینکه دوباره پیشمی

195
00:26:16,025 --> 00:26:18,812
.نمی‌تونم بگم بابتش چقدر خوشحالم

196
00:26:18,837 --> 00:26:19,875
خوشحال؟

197
00:26:19,900 --> 00:26:20,970
.البته

198
00:26:21,127 --> 00:26:23,299
،انگار بیشتر به یه چیز دیگه اهمیت می‌دادی

199
00:26:23,772 --> 00:26:25,096
،نمی‌دونم

200
00:26:25,518 --> 00:26:26,918
.انتقام یا حالا هرچی

201
00:26:26,943 --> 00:26:28,416
منظورت چیه؟

202
00:26:28,565 --> 00:26:30,236
.انگار فکرت و ذکرت درگیر اون شده

203
00:26:30,261 --> 00:26:33,221
.درگیر نیگان. برای کاری که کرد

204
00:26:34,087 --> 00:26:35,446
.برگردوندنش
...تو همیشه

205
00:26:35,471 --> 00:26:36,884
.هرشل. من به‌خاطر تو اومدم

206
00:26:36,909 --> 00:26:40,064
.و من درست همینجام
.ولی تو من رو نمی‌بینی

207
00:26:40,089 --> 00:26:43,078
،انگار کل زندگیم داشتی من رو می‌پاییدی

208
00:26:43,103 --> 00:26:45,143
،مراقب بودی نیگان نیاد
.منتظرش بودی

209
00:26:45,168 --> 00:26:46,168
!حقیقت نداره

210
00:26:46,200 --> 00:26:47,739
.ولی هیچ‌وقت من رو نمی‌بینی

211
00:26:53,289 --> 00:26:55,878
.ولش کن. مهم نیست

212
00:27:44,625 --> 00:27:47,047
دومین باری که رفتیم

213
00:27:47,072 --> 00:27:50,476
پیش «مردم رودخونه» رو یادتـه؟

214
00:27:51,006 --> 00:27:56,561
.دفعه اول خوش برخورد و مهمون‌نواز بودن

215
00:27:57,012 --> 00:27:59,644
،بهشون گفتی چه چیزایی لازمه فراهم کنن

216
00:28:00,108 --> 00:28:04,092
و بعد بهشون گفتی اگه
.این کار رو نکنن چی میشه

217
00:28:04,517 --> 00:28:07,797
.در نتیجه، دومین باری که رفتیم

218
00:28:09,733 --> 00:28:13,974
خیلی خونسرد رفتی سراغ رهبرشون

219
00:28:14,637 --> 00:28:20,352
.مثل یه بازیگر مسلط روی صحنه
.مثل یه راک‌‌استار

220
00:28:20,627 --> 00:28:24,843
ولی یه راک‌استار بدون میکروفونش چیـه؟

221
00:28:25,927 --> 00:28:31,413
.پس، لوسیل ظاهر شد

222
00:28:32,515 --> 00:28:34,455
،بعدش برگشتی

223
00:28:34,599 --> 00:28:36,971
.و دادیش به من

224
00:28:38,103 --> 00:28:39,814
.نفهمیدم

225
00:28:41,927 --> 00:28:44,714
.«تازه اومده بودم به «سنچواری

226
00:28:44,840 --> 00:28:47,058
.هیچی نبودم. آدم داغونی بودم

227
00:28:50,891 --> 00:28:53,963
.ولی تو یه چیزی درون من دیدی

228
00:28:56,313 --> 00:28:58,040
.نه اون چیزی که در اون لحظه بودم

229
00:28:59,186 --> 00:29:01,579
.بلکه اون چیزی که می‌تونستم باشم

230
00:29:03,421 --> 00:29:06,523
.و بهم یه فرصت دوباره دادی

231
00:29:07,624 --> 00:29:13,260
.البته، خودمم نمی‌دونستم دارم چی‌کار می‌کنم

232
00:29:14,656 --> 00:29:18,376
،اولین بار که چوب رو چرخوندم
.اصلاً نتونستم بزنم به طرف

233
00:29:18,794 --> 00:29:21,776
،دومین بار
.بیش از حد خوب زدم

234
00:29:22,166 --> 00:29:24,643
.اینقدر با نیروی زیادی بهش ضربه زدم

235
00:29:24,668 --> 00:29:27,253
.شانس آوردم که زنده موند

236
00:29:27,413 --> 00:29:29,686
.ولی تو از دستم ناراحت نشدی

237
00:29:31,230 --> 00:29:33,451
.نه، خونسردیت رو حفظ کردی

238
00:29:34,144 --> 00:29:36,449
صبر و حوصله‌ی این رو داشتی

239
00:29:37,275 --> 00:29:39,223
که به من نشون بدی

240
00:29:39,589 --> 00:29:42,339
.چطور درست انجامش بدم

241
00:29:42,958 --> 00:29:46,617
و بعد وقتی که صورتش پخش زمین شده بود

242
00:29:46,642 --> 00:29:48,704
و به اطرافم نگاه کردم

243
00:29:50,375 --> 00:29:52,103
و همون چیزی رو دیدم

244
00:29:53,053 --> 00:29:55,912
.که تو بهم گفته بودی می‌بینم

245
00:29:57,369 --> 00:30:01,385
.فرمان‌برداریِ تمام و کامل

246
00:30:01,760 --> 00:30:05,111
.ما می‌تونستیم هرکاری بکنیم

247
00:30:05,538 --> 00:30:10,063
دیگه هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌تونست
.چیزی رو از ما بگیره

248
00:30:13,660 --> 00:30:15,167
یادتـه؟

249
00:30:19,857 --> 00:30:20,943
.آره

250
00:30:21,867 --> 00:30:24,117
خیلی دوران زیبایی بود، نه؟

251
00:30:30,665 --> 00:30:31,753
.آره

252
00:30:35,129 --> 00:30:37,276
...می‌دونی، خیلی زمان برد

253
00:30:38,297 --> 00:30:39,679
...سال‌ها زمان برد

254
00:30:41,471 --> 00:30:45,163
تا بالأخره اتفاقی که بین‌مون
.افتاد رو درک کنم

255
00:30:47,251 --> 00:30:49,416
.نباید اون دختر رو می‌کشتم

256
00:30:54,994 --> 00:30:57,064
،تو بهم گفتی نکشمش

257
00:30:57,698 --> 00:30:59,700
.و من سرپیچی کردم

258
00:31:02,327 --> 00:31:06,765
و تبدیل شدم به تهدیدی
.که مجبور بودی کلکش رو بکنی

259
00:31:07,113 --> 00:31:08,871
،بهت قول میدم

260
00:31:11,422 --> 00:31:13,986
.اون اتفاق دیگه تکرار نمیشه

261
00:32:17,925 --> 00:32:18,937
.سلام

262
00:32:22,720 --> 00:32:23,797
.سلام

263
00:32:37,957 --> 00:32:39,719
...داشتم در مورد

264
00:32:42,582 --> 00:32:44,738
.حرفی که زدی فکر می‌کردم

265
00:32:49,383 --> 00:32:52,444
،می‌دونی، برای یه مدت طولانی
،برای بیشتر طول عمرم

266
00:32:53,625 --> 00:32:56,373
احساس می‌کردم دنیا
...همینجوری داره ازم می‌گیره

267
00:32:59,069 --> 00:33:01,600
...و به گرفتن ادامه می‌داد و

268
00:33:02,985 --> 00:33:04,812
،فکر کنم بالأخره یه جایی

269
00:33:05,642 --> 00:33:08,621
با خودم گفتم اگه فقط به‌اندازه‌ی
،کافی سخت مبارزه کنم

270
00:33:08,646 --> 00:33:10,634
.می‌تونم پسش بگیرم

271
00:33:11,603 --> 00:33:13,415
...حداقل یه‌ذره‌شو

272
00:33:16,737 --> 00:33:18,869
،ولی اینجوری عمل نمی‌کنه

273
00:33:21,066 --> 00:33:23,641
چون اینجوری فقط اون چیزی
.که داری رو از دست میدی

274
00:33:25,582 --> 00:33:27,922
.و دیگه نمی‌خوام به این کار ادامه بدم

275
00:33:29,780 --> 00:33:31,433
،نمی‌دونم چطوری

276
00:33:33,377 --> 00:33:35,135
...ولی این قضیه‌ی نیگان

277
00:33:38,587 --> 00:33:40,282
.می‌خوام تمومش کنم

278
00:33:43,933 --> 00:33:45,854
.تا صرفاً بتونم بیخیالش بشم

279
00:33:58,380 --> 00:34:04,169
،نبرد من با قبیله‌ها
،اون موش‌هایی که مجبور بودم ریشه‌کن کنم‌شون

280
00:34:04,521 --> 00:34:07,683
.همه تمرینی بودن برای نبرد پیشِ‌رو

281
00:34:08,573 --> 00:34:11,581
به‌محض اینکه کنترل کامل
،جزیره رو به دست بگیریم

282
00:34:11,925 --> 00:34:16,703
داما میگه حتماً بین جامعه‌ها
.جنگی رُخ می‌ده

283
00:34:16,971 --> 00:34:21,063
پس وقتی بهش در مورد
،تمام کارهای خوبی که قبلاً کردی

284
00:34:21,314 --> 00:34:24,108
و تمام آدمایی که نجات دادی
،و ازشون محافظت کردی گفتم

285
00:34:24,787 --> 00:34:29,131
.گفت تو همون چیزی هستی که لازم داریم

286
00:34:55,140 --> 00:34:57,177
هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم

287
00:34:57,248 --> 00:35:02,069
بعد از تو یه خونه
.با یه نفر دیگه پیدا کنم

288
00:35:07,092 --> 00:35:09,397
!دل تو دلم نیست که ببینیش

289
00:35:09,710 --> 00:35:13,691
انگار مامان و بابا
دوباره بهم رسیدن. می‌دونی؟

290
00:35:18,319 --> 00:35:19,599
<i>.بله</i>

291
00:35:32,749 --> 00:35:36,982
...داما، مایه‌ی افتخاره که تو رو به

292
00:35:37,007 --> 00:35:38,232
.ممنون

293
00:35:47,484 --> 00:35:50,485
.خب. بیاین شروع کنیم
.بیاین دست به کار بشیم

294
00:35:50,510 --> 00:35:52,712
فکر کنم من و مهمون‌مون باید
یکم وقت بذاریم

295
00:35:52,737 --> 00:35:54,134
.تا با هم آشنا بشیم

296
00:35:55,064 --> 00:35:57,227
ولی بابت اینکه ما رو
.به هم معرفی کردی ازت ممنونم

297
00:36:04,441 --> 00:36:05,534
.البته

298
00:36:10,566 --> 00:36:11,809
.البته

299
00:36:23,611 --> 00:36:28,625
.خدایا، خیلی حساسـه. بشین

300
00:36:28,650 --> 00:36:32,498
،راحتم. پام بدجوری درد می‌کنه

301
00:36:32,523 --> 00:36:34,078
.خیلی اذیتم می‌کنه

302
00:36:34,367 --> 00:36:37,477
.شنیدم کنیاک برای دردهای اینجوری خوبه

303
00:36:37,502 --> 00:36:38,563
جدی؟

304
00:36:38,765 --> 00:36:40,485
.برای همه‌چی خوبه

305
00:36:41,173 --> 00:36:43,781
،آره، باید بهت بگم که
.بیشتر جین می‌خورم

306
00:36:45,698 --> 00:36:48,585
.باعث خوشحالیه که بالأخره دیدمت

307
00:36:48,923 --> 00:36:51,063
،و فهمیدم که در واقع

308
00:36:51,088 --> 00:36:54,805
.تو واقعی هستی و زاده‌ی جنون کسی نیستی

309
00:36:55,913 --> 00:36:58,514
.در مورد نمایشت توی بانک شنیدم

310
00:36:58,940 --> 00:37:01,161
،مسخره کردن، شوخی کردن

311
00:37:01,186 --> 00:37:05,308
اون یه‌ذره نفرت‌انگیز بودنِ اضافه

312
00:37:05,333 --> 00:37:07,750
.ولی کاملاً ضروری

313
00:37:08,071 --> 00:37:10,172
.ترس و وحشتی که درست کردی و اینا

314
00:37:12,292 --> 00:37:13,351
!آفرین

315
00:37:14,623 --> 00:37:15,848
،بهت که گفتم

316
00:37:16,630 --> 00:37:18,019
.من بیشتر جین می‌خورم

317
00:37:39,981 --> 00:37:42,621
.نگو که از پلیس‌ها ترسیدی

318
00:37:42,748 --> 00:37:45,155
.من نگران پلیس‌ها نیستم

319
00:37:45,565 --> 00:37:47,525
.از نیروهای پشت‌شون می‌ترسم

320
00:37:47,550 --> 00:37:50,319
،هرجا که پر از منابع طبیعی باشه

321
00:37:50,457 --> 00:37:51,683
اونا میان سراغش

322
00:37:51,731 --> 00:37:55,808
.مثل یه گله کفتار دزد و پست

323
00:37:55,926 --> 00:38:01,598
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

324
00:38:01,622 --> 00:38:04,928
.جزیره به رهبر احتیاج داره
.الآن بیشتر از هر وقت دیگه‌ای

325
00:38:04,953 --> 00:38:09,812
،یه نفر با اعتماد به نفس
،نترس، با کاریزما

326
00:38:10,300 --> 00:38:14,018
.و استعداد خاص و بالا توی سیاست

327
00:38:14,882 --> 00:38:17,988
مگه سیاست چیزی جز نحوه‌ی عملکرده؟

328
00:38:24,873 --> 00:38:26,368
.خیلی‌خب

329
00:38:26,545 --> 00:38:32,683
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

330
00:38:32,707 --> 00:38:34,016
،بگو ببینم

331
00:38:35,026 --> 00:38:36,469
چرا باید بهتون کمک کنم؟

332
00:38:37,272 --> 00:38:38,733
.افراد دیگه‌ای هم هستن

333
00:38:38,946 --> 00:38:42,141
.«جامعه‌هایی تا شمال «هارلم

334
00:38:43,013 --> 00:38:45,213
اگه بتونیم همشون رو
،تحت رهبری یه نفر متحد کنیم

335
00:38:45,238 --> 00:38:47,191
.شکست‌ناپذیر می‌شیم

336
00:38:47,811 --> 00:38:52,511
.و همه‌ی اینا، می‌تونه دوباره مال تو باشه

337
00:39:01,064 --> 00:39:03,025
.کلیدهای قلمرو

338
00:39:09,868 --> 00:39:12,258
ولی چطور می‌تونم مطمئن باشم؟

339
00:39:12,687 --> 00:39:14,411
.شاید تو اون مردی نباشی که قبلاً بودی

340
00:39:14,436 --> 00:39:16,483
.شاید هیچ‌وقت همچین آدمی نبودی

341
00:39:17,842 --> 00:39:19,272
.شاید

342
00:40:15,264 --> 00:40:16,849
این چه کوفتیـه؟

343
00:40:20,601 --> 00:40:23,950
<i>.من و مهمان سابقم کلی با هم حرف زدیم</i>

344
00:40:24,488 --> 00:40:28,414
<i>داستان مردی رو برام تعریف کرد
که پدرش رو کشته</i>

345
00:40:28,439 --> 00:40:31,677
<i>،نه فقط جلوی مادرش
،بلکه جلوی خودش</i>

346
00:40:31,702 --> 00:40:34,493
<i>.بچه‌ی داخل شکم مادرش</i>

347
00:40:37,205 --> 00:40:40,895
<i>و می‌تونستم از بقیه‌ی داستان این رو حس کنم</i>

348
00:40:40,920 --> 00:40:43,330
<i>.چیزی که خود اون نمی‌تونست</i>

349
00:40:43,367 --> 00:40:46,689
<i>،این که قاتل پدرش شاید احساس پشیمونی کنه</i>

350
00:40:46,731 --> 00:40:51,640
<i>احساس مسئولیت کنه در مقابل پسری که
.کل خانواده‌ش رو نابود کرده</i>

351
00:40:58,890 --> 00:41:04,406
<i>خب، البته، این رو فقط زمانی بهم گفت
.که پیشم احساس امنیت می‌کرد</i>

352
00:41:11,629 --> 00:41:15,432
،و با این حال اینجایی
.این همه راه اومدی تا نجاتش بدی

353
00:41:16,525 --> 00:41:21,603
همونطور که می‌دونی، من در نهایت
.در ازای تو ولش می‌کنم

354
00:41:21,847 --> 00:41:25,292
.ولی یه تیکه‌ی کوچیک ازش رو نگه داشتم

355
00:41:27,340 --> 00:41:30,984
.و همیشه می‌تونم برای تیکه‌های بیشتر برگردم

356
00:41:33,644 --> 00:41:35,143
.دیگه نخور

357
00:41:35,903 --> 00:41:38,157
.در مورد کلی چیز باید بحث کنیم

358
00:41:40,264 --> 00:41:42,190
.کلی نقشه باید بکشیم

359
00:42:02,101 --> 00:42:05,101
« پایان فصل اول »

