﻿1
00:00:05,953 --> 00:00:08,939
‫[ آنچه گذشت… ]

2
00:00:09,009 --> 00:00:11,260
‫الان یه مأمور شب هستی.
‫روابط خیلی خطرناکن

3
00:00:11,261 --> 00:00:14,096
‫پیشنهاد می‌کنم دیگه
‫هیچ ارتباط شخصی‌ای نداشته باشی

4
00:00:14,097 --> 00:00:16,390
‫این‌جایی چون رئیس‌جمهور
‫ما رو مجبور کرد استخدامت کنیم،

5
00:00:16,391 --> 00:00:18,642
‫نه به‌خاطر این‌که
‫مراحل مورد نیاز رو رد کردی

6
00:00:18,643 --> 00:00:21,729
‫- هیچ‌کس نباید بفهمه من کجام
‫- کل خانواده رو توی سردخونه حبس کنید

7
00:00:21,730 --> 00:00:23,981
‫شیمی‌دان و دستیارش رو
‫برای آزمایشگاه آماده کنید

8
00:00:23,982 --> 00:00:26,025
‫دبیرکل سازمان ملل

9
00:00:26,026 --> 00:00:27,276
‫یه چیزی داره که من دنبالشم

10
00:00:27,277 --> 00:00:29,486
‫اون فایل رو برام بیار،
‫در عوض منم بهت

11
00:00:29,487 --> 00:00:31,947
‫محل نگهداری خانم لارکین رو می‌گم

12
00:00:31,948 --> 00:00:32,977
‫چرا من رو فرستادی؟

13
00:00:32,978 --> 00:00:34,939
‫نمی‌تونم معامله‌ای که توش
‫با یه تیر دو نشون می‌زنم رو رد کنم

14
00:00:34,951 --> 00:00:39,413
‫اطلاعات فوق محرمانه‌ی امنیتی
‫و یه آدم نفوذی داخل «نایت اکشن»؟

15
00:00:39,414 --> 00:00:41,915
‫رازت با من در امانه،
‫ولی به یه شرط

16
00:00:41,916 --> 00:00:43,626
‫وقتی زنگ می‌زنم، باید جواب بدی

17
00:00:44,169 --> 00:00:45,469
‫اون کجاست؟

18
00:00:45,962 --> 00:00:47,171
‫دست‌ها بالا!

19
00:00:47,172 --> 00:00:49,423
‫تا وقتی که من یه مأمور شب باشم،
‫مردم سعی می‌کنن ازت سوءاستفاده کنن

20
00:00:49,424 --> 00:00:52,593
‫از فرار کردن خسته شدم،
‫یه زندگی عادی می‌خوام

21
00:00:52,594 --> 00:00:55,345
‫یه قولی بهم بده.
‫قول بده منتظر تماس من نمی‌مونی

22
00:00:55,346 --> 00:00:57,514
‫اگه شنیدی توی دردسر افتادم،
‫به هیچ عنوان نمیای دنبالم بگردی

23
00:00:57,515 --> 00:00:58,432
‫من رو کامل فراموش می‌کنی

24
00:00:58,433 --> 00:01:01,351
‫اعتراف کردی به صورت غیرقانونی
‫وارد ساختمون سازمان ملل شدی،

25
00:01:01,352 --> 00:01:03,687
‫اطلاعات حساسی رو
‫از دفتر دبیرکل دزدیدی،

26
00:01:03,688 --> 00:01:05,397
‫و اون اطلاعات رو دادی به…

27
00:01:05,398 --> 00:01:08,108
‫- از چه اصطلاحی استفاده کردی؟
‫- دلال اطلاعاتی

28
00:01:08,109 --> 00:01:10,402
‫بهتره فراموش نکنیم
‫کی برای کی کار می‌کنه

29
00:01:10,403 --> 00:01:13,322
‫فرماندار هِیگن راهش به سمت
‫ریاست‌جمهوری رو تضمین کرده

30
00:01:13,323 --> 00:01:16,867
‫توی تغییر دادن نتیجه‌ی انتخابات
‫ریاست‌جمهوری همدست بودی

31
00:01:16,868 --> 00:01:19,787
‫اون دلال اطلاعاتی الان می‌تونه
‫رئیس‌جمهور فعلی رو کنترل کنه

32
00:01:19,788 --> 00:01:23,832
‫مأموریت جدید ماهیت
‫رابطه‌شون رو مشخص می‌کنه

33
00:01:23,833 --> 00:01:25,918
‫دلال هنوز فکر می‌کنه
‫تو تحت کنترلش هستی

34
00:01:25,919 --> 00:01:28,379
‫- الان چی می‌شه؟
‫- منتظر می‌مونی تا تماس بگیره

35
00:01:31,000 --> 00:01:42,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
<b> ..:: MyZed.Top ::..</b>

36
00:01:45,522 --> 00:01:46,822
‫سلام؟

37
00:01:47,565 --> 00:01:49,067
‫دکتر شپرد، حالتون چطوره؟

38
00:01:51,152 --> 00:01:53,071
‫نه، تنهام. چرا؟

39
00:01:53,072 --> 00:01:55,027
‫[ ‏۲۳ سال پیش ]

40
00:01:56,741 --> 00:01:58,041
‫جانم؟

41
00:02:00,078 --> 00:02:03,414
‫نه، آم… نه، یه لحظه.
‫متوجه نمی‌شم. آم…

42
00:02:05,083 --> 00:02:06,383
‫گسترش پیدا کرده؟

43
00:02:08,253 --> 00:02:10,045
‫اما چطور ممکنه؟

44
00:02:10,046 --> 00:02:11,346
‫دکتر رینولدز گفت…

45
00:02:14,134 --> 00:02:17,428
‫چند جلسه درمان دیگه نیازه؟

46
00:02:20,598 --> 00:02:22,016
‫چه گزینه‌های دیگه‌ای داریم؟

47
00:02:26,271 --> 00:02:28,356
‫لطفاً، باید راه دیگه‌ای هم
‫وجود داشته باشه

48
00:02:30,358 --> 00:02:31,658
‫چقدر؟

49
00:02:33,778 --> 00:02:35,988
‫ببخشید، یه لحظه

50
00:02:35,989 --> 00:02:38,783
‫همه‌چیز خوبه، پیتر؟

51
00:02:39,742 --> 00:02:42,328
‫یه دقیقه مامان رو تنها بذار، باشه؟
‫الان میام پیشت

52
00:02:43,000 --> 00:02:48,500
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
.:: @MiraMovie1 ::.
.:: @myZedMovie ::.

53
00:02:49,000 --> 00:02:52,000
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

54
00:02:52,839 --> 00:02:56,466
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- شلوار این لگو گم شده

55
00:02:56,467 --> 00:02:58,511
‫وای

56
00:03:00,972 --> 00:03:02,272
‫چرا ناراحتی؟

57
00:03:03,516 --> 00:03:05,935
‫اوه، چیزی نیست

58
00:03:07,145 --> 00:03:08,771
‫مامان فقط یه‌کم خنگول شده

59
00:03:15,612 --> 00:03:18,448
‫خیلی‌خب، بیا بغلم.
‫بیا اون شلوار رو پیدا کنیم

60
00:03:19,699 --> 00:03:20,999
‫اوه!

61
00:03:21,618 --> 00:03:23,203
‫پیداش کردی

62
00:03:25,288 --> 00:03:28,207
‫حالا می‌تونه بره سراغ ماجراجویی بعدیش

63
00:03:28,208 --> 00:03:29,542
‫ممنون

64
00:03:32,378 --> 00:03:34,339
‫چطور من و بابات این‌قدر
‫شانس آوردیم، ها؟

65
00:03:38,176 --> 00:03:39,885
‫یه قولی بهم می‌دی؟

66
00:03:39,886 --> 00:03:41,186
‫چه قولی؟

67
00:03:43,389 --> 00:03:45,475
‫قول بده همیشه
‫کار درست رو انجام بدی…

68
00:03:46,976 --> 00:03:48,276
‫حتی اگه سخت باشه

69
00:03:49,479 --> 00:03:50,729
‫قول می‌دی؟

70
00:03:50,730 --> 00:03:52,030
‫قول می‌دم

71
00:04:04,431 --> 00:04:07,995
‫[ جمهوری دومینیکن، خوآن دولیو ]

72
00:04:36,317 --> 00:04:37,617
‫بچرخ

73
00:04:48,079 --> 00:04:49,379
‫دیر اومدی

74
00:04:49,956 --> 00:04:51,332
‫آدرس دادنت خیلی بده

75
00:04:52,709 --> 00:04:54,009
‫این‌جا خطری تهدیدمون نمی‌کنه؟

76
00:04:55,503 --> 00:04:56,803
‫مشکلی پیش نمیاد

77
00:04:57,171 --> 00:04:58,471
‫یالا

78
00:05:07,007 --> 00:05:08,933
‫- ویکتور
‫- ساندرین

79
00:05:10,852 --> 00:05:12,686
‫- از دیدنت خوش‌حالم
‫- بشین

80
00:05:12,687 --> 00:05:15,940
‫در واقع، کارمون سریع تموم می‌شه.
ما بالاترین قیمت رو پیشنهاد دادیم؟

81
00:05:16,941 --> 00:05:18,233
‫آره،

82
00:05:18,234 --> 00:05:20,820
‫اگه همه‌ی پولی که قولش رو دادی
‫توی اون کوله‌پشتی باشه

83
00:05:33,082 --> 00:05:34,382
‫نوبت شماست

84
00:05:34,584 --> 00:05:37,919
‫تبریک می‌گم. نزدیک بود
‫اون یکی پیشنهاددهنده رو انتخاب کنیم

85
00:05:37,920 --> 00:05:39,339
‫می‌شناسمش؟

86
00:05:41,924 --> 00:05:45,595
‫شرمنده، نمی‌تونید به‌خاطر تلاش
‫برای شناختن رقبا سرزنشم کنید، نه؟

87
00:05:46,387 --> 00:05:49,265
‫رمزش «۷۳۹۸۲۴»ـه

88
00:05:50,933 --> 00:05:54,811
‫طرح‌ها و نمودار‌های زیردریایی
‫هسته‌ای جدید کلاس کلمبیا

89
00:05:54,812 --> 00:05:56,773
‫که ماه آینده وارد چرخه‌ی تولید می‌شه

90
00:05:57,690 --> 00:05:59,734
‫عالیه. پس معامله‌مون می‌شه؟

91
00:06:00,943 --> 00:06:03,571
‫امیدواریم اولین معامله
‫از معامله‌های بی‌شمارمون باشه

92
00:06:04,238 --> 00:06:05,538
‫بعداً تماس می‌گیرم

93
00:06:12,872 --> 00:06:16,125
‫مشکلی نیست یه سوالی بپرسم؟
‫آخه کنجکاو شدم

94
00:06:19,003 --> 00:06:23,841
‫به نظر می‌رسه زندگی خوب، شغل خوب،
‫ازدواجی موفق و بچه‌های خوبی دارید

95
00:06:24,509 --> 00:06:27,136
‫چرا همه‌چیز رو به خطر می‌اندازید
‫تا این رو به ما بفروشید؟

96
00:06:29,097 --> 00:06:31,432
‫احتمالاً درک نمی‌کنی

97
00:06:32,266 --> 00:06:33,566
‫حالا یه امتحانی بکنید

98
00:06:36,437 --> 00:06:40,358
‫توی حوزه‌ی کاری ما،
‫کارمون توی پنتاگون…

99
00:06:41,651 --> 00:06:44,737
‫چندین سال همه‌چیزمون رو
‫برای کشورمون فدا کردیم

100
00:06:45,321 --> 00:06:47,031
‫اما اون همه رازداری و فشار،

101
00:06:48,324 --> 00:06:50,410
‫خانواده‌مون رو تحت تأثیر قرار داد

102
00:06:51,160 --> 00:06:52,460
‫خیلی چیزها رو ازمون گرفت

103
00:06:53,538 --> 00:06:56,958
‫پس یه روز تصمیم گرفتیم
‫بخشی ازش رو جبران کنیم

104
00:07:01,504 --> 00:07:02,804
‫ممنون

105
00:07:20,273 --> 00:07:21,573
‫وارد عمل بشید

106
00:07:38,026 --> 00:07:41,373
‫« مـأمـور شـب »

107
00:07:43,537 --> 00:07:46,083
‫[ پرواز پیما ۱۲ ]

108
00:07:47,038 --> 00:07:49,563
‫[ بر فراز ونزوئلا ]

109
00:07:50,511 --> 00:07:52,053
‫یه‌کم تلاطم داریم، دوستان

110
00:07:52,054 --> 00:07:54,849
‫لطفاً سر جاتون بنشینید
‫و کمربندهاتون رو باز نکنید

111
00:07:57,477 --> 00:08:02,022
‫بار بعدی که اصرار کردم می‌تونم بدون آرام‌بخش
‫یه پرواز ۱۰ ساعته رو تحمل کنم،

112
00:08:02,023 --> 00:08:03,398
‫لطفاً این لحظه رو بهم یادآوری کن

113
00:08:03,399 --> 00:08:06,401
‫هی… فقط ۵ ساعت مونده،

114
00:08:06,402 --> 00:08:08,653
‫بعد ۵ ساعت می‌رسیم خونه،
‫می‌تونیم راحت بخوابیم

115
00:08:08,654 --> 00:08:10,740
‫مامان حتی پیشنهاد داد
‫که بیاد برامون شام درست کنه

116
00:08:12,033 --> 00:08:15,453
‫یه شب زیبا کنار مادرت.
‫شاید توی هواپیما بمونم

117
00:08:16,829 --> 00:08:18,789
‫شوخی می‌کنم.
‫اون خیلی مهربونه…

118
00:08:19,624 --> 00:08:20,924
‫با تو

119
00:08:31,677 --> 00:08:32,977
‫چیه؟

120
00:08:33,012 --> 00:08:34,513
‫نه، هیچی

121
00:08:34,514 --> 00:08:36,224
‫احتمالاً چیزی نیست

122
00:08:38,142 --> 00:08:39,442
‫هی، بیا این‌جا

123
00:09:13,594 --> 00:09:14,894
‫پنیر

124
00:09:20,017 --> 00:09:21,317
‫پیتر

125
00:09:21,519 --> 00:09:23,353
‫- معاون مدیر
‫- شرمنده که معطل شدی

126
00:09:23,354 --> 00:09:25,355
‫- مشکلی نیست
‫- رئیس اطلاعات ملی همه رو فراخونده بود

127
00:09:25,356 --> 00:09:27,774
‫- پیما ۱۲؟
‫- آمریکایی‌های زیادی توی اون هواپیما بودن

128
00:09:27,775 --> 00:09:30,611
‫رئیس‌جمهور هِیگن جواب
‫و یه هدف برای دنبال کردن می‌خواد

129
00:09:31,112 --> 00:09:32,412
‫بیا قدم بزنیم

130
00:09:32,613 --> 00:09:35,407
‫باید گردنبندی که برای
‫دوست‌دخترم خریدم رو بگیرم

131
00:09:35,408 --> 00:09:36,708
‫دوست‌دختر؟

132
00:09:36,826 --> 00:09:39,578
‫- نمی‌دونستم…
‫- عشق دوران دبیرستانمه

133
00:09:39,579 --> 00:09:42,372
‫بعد از این‌که هر دو تامون طلاق گرفتیم
‫توی فیس‌بوک با هم ارتباط برقرار کردیم

134
00:09:42,373 --> 00:09:43,673
‫همین اخیراً

135
00:09:45,209 --> 00:09:46,418
‫کاترین کجاست؟

136
00:09:46,419 --> 00:09:48,920
‫قاهره. یه مأمور جدید رو آموزش می‌ده

137
00:09:48,921 --> 00:09:50,130
‫یه مأمور دیگه؟

138
00:09:50,131 --> 00:09:53,091
‫رئیس‌جمهور توی ماه گذشته
‫‏۵ مأموریت «نایت اکشن» شروع کرده

139
00:09:53,092 --> 00:09:56,094
‫نیروهای جدیدش رو سریع آموزش می‌دم
‫تا نیازها برآورده بشن

140
00:09:56,095 --> 00:09:58,263
‫قصد داره تا کِی
‫با همین سرعت ادامه بده؟

141
00:09:58,264 --> 00:09:59,973
‫فعلاً که به نظر نمی‌رسه
‫بخواد سرعت رو کمتر کنه

142
00:09:59,974 --> 00:10:03,310
‫می‌گه می‌خواد مطمئن بشه که
‫سازمان‌های اطلاعاتیش به خطر نیفتادن

143
00:10:03,311 --> 00:10:04,644
‫خیلی جالبه،

144
00:10:04,645 --> 00:10:07,188
‫با توجه به این‌که ممکنه دلال
‫خودش رو به خطر بندازه

145
00:10:07,189 --> 00:10:09,900
‫ممکنه. هنوز نمی‌دونیم
‫چه چیزهایی رو نمی‌دونیم

146
00:10:13,237 --> 00:10:16,406
‫از مایکل و ساندرین چی فهمیدیم؟

147
00:10:16,407 --> 00:10:19,909
‫همه چیز رو گردن گرفتن.
عملیات تمیزی بود. آفرین

148
00:10:19,910 --> 00:10:22,330
‫بچه‌هاشون چی؟
‫الان کجان؟

149
00:10:23,956 --> 00:10:25,749
‫فکر کنم یه عمه دارن

150
00:10:25,750 --> 00:10:27,050
‫بررسی می‌کنم

151
00:10:27,960 --> 00:10:29,420
‫اون یکی پیشنهاددهنده چی؟

152
00:10:30,588 --> 00:10:32,756
‫اسمی بهتون ندادن؟
‫دلال نیست؟

153
00:10:32,757 --> 00:10:34,174
‫چینیه

154
00:10:34,175 --> 00:10:36,802
‫به یکی از بزرگ‌ترین پیمانکاران
‫دفاعی پکن مرتبطه

155
00:10:38,137 --> 00:10:39,804
‫نتیجه‌ای که می‌خواستی نیست

156
00:10:39,805 --> 00:10:41,105
‫- آره
‫- می‌دونم

157
00:10:42,141 --> 00:10:43,601
‫برمی‌گردی نیویورک؟

158
00:10:44,727 --> 00:10:46,027
‫بستگی داره

159
00:10:46,395 --> 00:10:47,812
‫مأموریت بعدی چیه؟

160
00:10:47,813 --> 00:10:49,732
‫توی ۶ ماه ۴ پرونده رو بستیم

161
00:10:50,816 --> 00:10:52,985
‫آخرین باری که رفتی خونه
‫کِی بوده، پیتر؟

162
00:10:54,195 --> 00:10:55,495
‫یه مدتی می‌شه

163
00:10:56,447 --> 00:10:57,747
‫و رز لارکین؟

164
00:10:58,199 --> 00:10:59,499
‫هنوز در ارتباطید؟

165
00:11:01,410 --> 00:11:02,710
‫چرا؟

166
00:11:04,997 --> 00:11:06,297
‫نه

167
00:11:06,582 --> 00:11:07,882
‫اما…

168
00:11:08,376 --> 00:11:10,251
‫این‌طوری در امانه

169
00:11:10,252 --> 00:11:14,298
‫- بهترین مأمورها می‌دونن نیاز به تعادل دارن
‫- چیزی که من نیاز دارم اینه که اون تماس بگیره

170
00:11:14,882 --> 00:11:17,884
‫دلال هر چقدر فکر کنه
‫من برای «نایت اکشن» مهم‌ترم،

171
00:11:17,885 --> 00:11:20,345
‫احتمال این‌که باهام تماس بگیره بیشتره

172
00:11:20,346 --> 00:11:22,764
‫تقریباً یک سال می‌گذره.
‫دلال ممکنه هیچ‌وقت تماس نگیره

173
00:11:22,765 --> 00:11:24,015
‫باید تماس بگیره

174
00:11:24,016 --> 00:11:26,268
‫نمی‌تونی با خودت
‫چنین کاری بکنی، پیتر

175
00:11:26,769 --> 00:11:29,479
‫جلوی حمله‌ی تروریستی توی سازمان ملل رو گرفتی.
‫جون خیلی‌ها رو نجات دادی

176
00:11:29,480 --> 00:11:31,482
‫آره، اما مجبور شدم بذارم اون بره

177
00:11:31,982 --> 00:11:35,193
‫باشه؟ و حالا هر وقت
‫یه ترور سیاسی رخ می‌ده،

178
00:11:35,194 --> 00:11:36,736
‫یا اطلاعات لو می‌رن،

179
00:11:36,737 --> 00:11:38,823
‫یا تروریست‌ها یه هواپیما رو ساقط می‌کنن،

180
00:11:39,907 --> 00:11:41,616
‫باید به این فکر کنم
‫که من مقصرم یا نه

181
00:11:41,617 --> 00:11:42,917
‫نه، مقصر نیستی

182
00:11:43,577 --> 00:11:45,079
‫پس چرا حس می‌کنم مقصرم؟

183
00:11:47,373 --> 00:11:49,874
‫شاید بهتر باشه یه‌کم استراحت کنی،
‫با یه نفر راجع بهش حرف بزنی

184
00:11:49,875 --> 00:11:53,671
‫ببین، به نظر می‌رسه تو و کاترین
‫همین‌طوریش هم مأمور کم دارید

185
00:11:55,548 --> 00:11:56,848
‫آره

186
00:11:57,133 --> 00:11:58,433
‫پس می‌خوای کجا برم؟

187
00:12:04,056 --> 00:12:07,684
‫‏۲ شب پیش پلیس کنگره
‫و بعدش اِف‌بی‌آی به تیراندازی

188
00:12:07,685 --> 00:12:10,103
‫در آپارتمانی در واشینگتن
‫متعلق به «جِی باترا» واکنش نشون دادن،

189
00:12:10,104 --> 00:12:12,439
‫یه تحلیل‌گر ۲۸ ساله که
‫توی «فین‌سن» کار می‌کنه
‫(شبکه‌ی مقابله با جرائم مالی)

190
00:12:12,440 --> 00:12:16,317
‫اِف‌بی‌آی بنا بر دلایلی معتقده باترا
‫اطلاعات محرمانه‌ی فین‌سن رو دزدیده

191
00:12:16,318 --> 00:12:19,028
‫اما قبلش رئیسش
‫بنجامین والاس رو کشته

192
00:12:19,029 --> 00:12:21,197
‫هنوز مطمئن نیستیم اطلاعاتی
‫که دزدیده چقدر مهم هستن،

193
00:12:21,198 --> 00:12:22,490
‫اما باید متوجه بشیم

194
00:12:22,491 --> 00:12:25,703
‫قبل از این‌که حتی بفهمیم باید دنبالش بگردیم،
‫جِی باترا از کشور فرار کرده بود

195
00:12:26,537 --> 00:12:28,873
‫رئیس‌جمهور امروز صبح دستور داد
‫«نایت اکشن» وارد عمل بشه

196
00:12:30,666 --> 00:12:31,966
‫الان کجاست؟

197
00:12:33,299 --> 00:12:36,433
‫[ ترکیه، استانبول ]

198
00:13:02,948 --> 00:13:04,407
‫سلام، آم… سلام

199
00:13:04,408 --> 00:13:05,909
‫من رو یادته؟

200
00:13:05,910 --> 00:13:09,747
‫رئیست بهم پیام داد.
‫صاحب این‌جا بهم پیام داد که بیام این‌جا

201
00:13:11,207 --> 00:13:12,507
‫آه…

202
00:13:20,883 --> 00:13:22,760
‫[ هواپیمای پیما ۱۲ در آب پیدا شد ]

203
00:13:23,928 --> 00:13:25,429
‫هی، ببخشید

204
00:13:25,930 --> 00:13:27,230
‫داره چی می‌گه؟

205
00:13:27,515 --> 00:13:28,815
‫همه مُردن

206
00:13:35,523 --> 00:13:39,651
‫من و جنی به شدت برای
‫خانواده‌های تمامی جان‌باختگان ناراحتیم،

207
00:13:39,652 --> 00:13:44,614
‫اما مخصوصاً برای ۱۵۷ آمریکایی‌ای
‫که توی هواپیمای پیما ۱۲ بودن

208
00:13:44,615 --> 00:13:48,618
‫و خطاب به رائول زاپاتا
‫و اون جونورهای «اِل‌اِف‌اِس»

209
00:13:48,619 --> 00:13:50,829
‫که این عمل تروریستی رو
‫مرتکب شدن می‌گم

210
00:13:50,830 --> 00:13:55,250
‫که اجازه نمی‌دیم از گرفتن جون
‫آمریکایی‌های بی‌گناه قسر در برید

211
00:13:55,251 --> 00:13:57,252
‫- دوست من
‫- سلام

212
00:13:57,253 --> 00:13:59,796
‫- تو… اون رو دیدی؟
‫- آره

213
00:13:59,797 --> 00:14:00,880
‫اون دیده

214
00:14:00,881 --> 00:14:02,632
‫تو این یارو رو دیدی؟

215
00:14:02,633 --> 00:14:05,718
‫- آره. آره
‫- کِی؟ امروز؟

216
00:14:05,719 --> 00:14:08,763
‫- همین ۵ دقیقه پیش
‫- ‏۵ دقیقه پیش این یارو رو دیدی؟

217
00:14:08,764 --> 00:14:11,559
‫چیزی نگفت؟
‫داشت چیکار می‌کرد؟

218
00:14:14,645 --> 00:14:17,565
‫یه «پیده» خریده،
‫مثل چند بار قبلی

219
00:14:18,065 --> 00:14:19,567
‫چی پوشیده بود؟

220
00:14:25,197 --> 00:14:28,825
‫یه سویشرت خاکستری.
‫و یه کلاه قرمز

221
00:14:28,826 --> 00:14:30,828
‫باشه، چیزی نگفت؟

222
00:14:33,998 --> 00:14:34,914
‫ایستگاه؟

223
00:14:34,915 --> 00:14:36,791
‫هی، ترکی یاد گرفتی

224
00:14:36,792 --> 00:14:38,543
‫آره. کدوم ایستگاه؟

225
00:14:38,544 --> 00:14:39,844
‫سرکه‌چی

226
00:14:42,464 --> 00:14:45,008
‫سرکه‌چی. بهش گفته
‫بره توی بازار ادویه

227
00:14:45,009 --> 00:14:46,385
‫ممنون. ممنون

228
00:14:49,972 --> 00:14:51,272
‫سهم منه

229
00:14:57,605 --> 00:14:58,981
‫[ بازار ادویه ]

230
00:17:07,109 --> 00:17:08,444
‫ببخشید

231
00:17:10,821 --> 00:17:13,072
‫- می‌خری یا نه؟
‫- نه، نه، بفرمایید

232
00:17:13,073 --> 00:17:14,533
‫شما هم همین‌طور.
‫آره، شرمنده

233
00:17:15,034 --> 00:17:16,334
‫ببخشید

234
00:17:18,328 --> 00:17:19,628
‫گندش بزنن

235
00:18:37,028 --> 00:18:40,140
‫[ هتل ]

236
00:18:59,012 --> 00:19:01,598
‫یه خبر جدید دارم.
‫هر وقت تونستی بهم زنگ بزن

237
00:19:07,396 --> 00:19:09,773
‫- ممنون. می‌تونم ببرمش توی اتاقم؟
‫- البته

238
00:19:10,566 --> 00:19:11,866
‫یه بطری پیلزنر

239
00:19:19,032 --> 00:19:20,784
‫به نظرت داره در مورد چی می‌خونه؟

240
00:19:22,911 --> 00:19:24,496
‫خب، اگه بخوام حدس بزنم،

241
00:19:24,997 --> 00:19:27,623
‫یه زنی بوده که توی جاده
‫یه مردی رو دیده،

242
00:19:27,624 --> 00:19:29,918
‫و با هم سفر رفتن،
‫و عاشق هم شدن

243
00:19:30,711 --> 00:19:34,463
‫اما رابطه‌شون محکوم به فنا بوده
‫چون هر کدوم توی مسیر متفاوتی بودن

244
00:19:34,464 --> 00:19:38,802
‫حداقل فکر کنم قبل از شروع کردن
‫به آهنگ خوندن، این‌طور گفت

245
00:19:39,386 --> 00:19:41,305
‫تو امشب توی کدوم مسیر هستی؟

246
00:19:43,765 --> 00:19:45,433
‫بیخیال، خیلی خفن بود، نه؟

247
00:19:45,434 --> 00:19:48,269
‫بدترین چیزی که شنیدم نبود،
‫اما خیلی با بهترین فاصله داشت

248
00:19:48,270 --> 00:19:50,479
‫بهترین چی بوده؟

249
00:19:50,480 --> 00:19:53,150
‫می‌خوای عاقبتت مثل اون بشه؟
‫قلبت بشکنه؟

250
00:19:53,984 --> 00:19:56,068
‫به نظر می‌رسه داشتن
‫وقت همدیگه رو هدر می‌دادن، نه؟

251
00:19:56,069 --> 00:19:57,369
‫نه، من…

252
00:19:58,947 --> 00:20:00,239
‫فکر نکنم

253
00:20:00,240 --> 00:20:02,158
‫«تجربه‌ی ناموفق عاشقی بهتره»، ها؟

254
00:20:02,159 --> 00:20:03,619
‫آره، یه همچین چیزی

255
00:20:04,119 --> 00:20:05,244
‫هوم

256
00:20:05,245 --> 00:20:07,288
‫معلومه تجربه داری

257
00:20:07,289 --> 00:20:08,789
‫تقصیر تو بود یا دختره؟

258
00:20:08,790 --> 00:20:10,090
‫من

259
00:20:10,876 --> 00:20:13,337
‫آره، قطعاً تقصیر من بود. آم…

260
00:20:14,880 --> 00:20:17,299
‫- شغلم مانع راهمون شد
‫- شاید باید شغل جدیدی پیدا می‌کردی

261
00:20:18,508 --> 00:20:22,136
‫باور کن بهش فکر کردم، اما…

262
00:20:22,137 --> 00:20:24,389
‫پارسال یه پروژه‌ی جدید رو شروع کردم

263
00:20:25,390 --> 00:20:29,685
‫و فقط… نمی‌دونم،
‫می‌خوام تا آخرش باشم

264
00:20:29,686 --> 00:20:31,813
‫به‌خاطر شغلت اومدی به استانبول؟

265
00:20:32,981 --> 00:20:34,650
‫- تو چی؟
‫- آره

266
00:20:36,443 --> 00:20:37,985
‫شغلت چیه؟

267
00:20:37,986 --> 00:20:39,904
‫اوه، هیجان‌انگیز نیست

268
00:20:39,905 --> 00:20:41,280
‫چه بد

269
00:20:41,281 --> 00:20:45,285
‫یعنی باید یه کار هیجان‌انگیز پیدا کنیم
‫که بعد از کار انجام بدیم

270
00:20:47,704 --> 00:20:49,705
‫دوست داری دوباره قلبت بشکنه؟

271
00:20:49,706 --> 00:20:51,006
‫بستگی داره

272
00:20:51,291 --> 00:20:52,591
‫به چی؟

273
00:20:52,960 --> 00:20:54,294
‫این‌که کی قراره بشکونش

274
00:20:57,381 --> 00:21:01,425
‫معمولاً وقتی یه مرد خوش‌تیپ
‫من رو می‌خندونه و بهم پیشنهاد می‌ده،

275
00:21:01,426 --> 00:21:02,635
‫جواب مثبت می‌دم

276
00:21:02,636 --> 00:21:05,054
‫واکنش خیلی خوبیه.
‫می‌دونی، باید ازش پیروی کنی

277
00:21:05,055 --> 00:21:08,432
‫آره. اما متأسفانه
‫امشب برنامه‌هایی دارم

278
00:21:08,433 --> 00:21:09,810
‫و فردا هم از این‌جا می‌رم

279
00:21:11,770 --> 00:21:13,070
‫حیف شد

280
00:21:16,483 --> 00:21:17,783
‫قبلاً دیدمت

281
00:21:19,528 --> 00:21:21,905
‫فکر نکنم. وگرنه…

282
00:21:22,656 --> 00:21:25,367
‫- قطعاً یادم می‌موند
‫- دیدمت، یه جایی

283
00:21:26,618 --> 00:21:27,918
‫شاید اطراف هتل دیده باشیم

284
00:21:28,745 --> 00:21:30,998
‫آره. آره، شاید

285
00:21:32,207 --> 00:21:33,507
‫احتمالاً

286
00:21:33,583 --> 00:21:35,085
‫از دیدنت خوش‌حال شدم

287
00:21:35,919 --> 00:21:37,044
‫کوین هستم

288
00:21:37,045 --> 00:21:38,345
‫منم ایزابل هستم

289
00:21:38,463 --> 00:21:39,672
‫از آشنایی باهات خوش‌حالم

290
00:21:39,673 --> 00:21:43,051
‫- سفر خوبی داشته باشی، کوین
‫- تو هم همین‌طور. سفرت بی‌خطر

291
00:21:44,886 --> 00:21:46,637
‫می‌شه لطفاً یکی دیگه بهم بدی؟

292
00:21:46,638 --> 00:21:48,015
‫- البته
‫- ممنون

293
00:21:50,177 --> 00:21:51,933
‫[ اتاق ۲۰۳ ]
‫[ دلیون ]

294
00:21:58,108 --> 00:21:59,943
‫آفرین!

295
00:22:00,402 --> 00:22:02,752
‫[ ایزابل دلیون ]

296
00:22:06,892 --> 00:22:08,935
‫[ ایزابل دلیون ]
‫[ روزنامه‌نگار فایننشال رجیستر ]

297
00:22:08,936 --> 00:22:10,699
‫[ کاترین ]

298
00:22:12,122 --> 00:22:14,665
‫- سلام؟
‫- رفتی اون باقلوا فروشی که گفتم؟

299
00:22:14,666 --> 00:22:17,335
‫- الان سرم شلوغه، کاترین
‫- بگو برات بفرستن. بعداً ازم تشکر کن

300
00:22:17,336 --> 00:22:18,636
‫هی. هی!

301
00:22:19,087 --> 00:22:20,171
‫مراقب باش

302
00:22:20,172 --> 00:22:22,674
‫باشه. باشه، سعی‌ام رو می‌کنم

303
00:22:23,258 --> 00:22:24,342
‫تو رو نمی‌گم.
‫با «جون» بودم

304
00:22:24,343 --> 00:22:26,510
‫قراره بعدازظهر پیش من باشه

305
00:22:26,511 --> 00:22:29,680
‫خواهرم یه شغل جدید پیدا کرده،
‫دارم تلاش می‌کنم بیشتر کمکش کنم

306
00:22:29,681 --> 00:22:30,681
‫سلام من رو بهش برسون

307
00:22:30,682 --> 00:22:32,350
‫عمو پیتر سلام می‌رسونه

308
00:22:32,351 --> 00:22:33,852
‫سلام، عمو پیتر

309
00:22:34,353 --> 00:22:36,187
‫با مسئولین فین‌سن صحبت کردم

310
00:22:36,188 --> 00:22:37,396
‫- چیزی نفهمیدی؟
‫- نه

311
00:22:37,397 --> 00:22:39,982
‫با توجه به چیزهایی که گفتن
‫جِی باترا تحلیل‌گر خیلی خوبی بوده

312
00:22:39,983 --> 00:22:41,484
‫باهوش و درستکار بوده

313
00:22:41,485 --> 00:22:45,112
‫هیچ‌وقت با کسی مشکلی نداشته،
‫چه برسه بخواد به رئیسش شلیک کنه

314
00:22:45,113 --> 00:22:46,822
‫- رئیسش چی؟
‫- بن والاس

315
00:22:46,823 --> 00:22:49,700
‫سابقه‌ی درخشانی توی فین‌سن داره.
‫توی دستگیری چند تا آدم مهم کمک کرده

316
00:22:49,701 --> 00:22:51,827
‫اما چیز غیرعادی‌ای نبوده

317
00:22:51,828 --> 00:22:52,870
‫یه قضیه‌ای هست

318
00:22:52,871 --> 00:22:54,705
‫باترا حتی به‌خاطر سرعت زیاد
‫جریمه هم نشده

319
00:22:54,706 --> 00:22:58,334
‫ولی یهویی والاس رو می‌کشه
‫و با اطلاعات محرمانه فرار می‌کنه؟

320
00:22:58,335 --> 00:22:59,627
‫منطقی نیست

321
00:22:59,628 --> 00:23:02,046
‫- اگه امروز می‌دیدیش…
‫- صبر کن، امروز دیدیش؟

322
00:23:02,047 --> 00:23:04,049
‫یه لحظه، آره، و بعدش…

323
00:23:05,300 --> 00:23:06,217
‫از دستم در رفت

324
00:23:06,218 --> 00:23:09,346
‫- خب، چطور بود؟
‫- شکاک، خسته

325
00:23:09,846 --> 00:23:11,972
‫انگار به سختی خودش رو
‫سر پا نگه می‌داره

326
00:23:11,973 --> 00:23:14,100
‫نمی‌دونی توی استانبول چیکار می‌کنه؟

327
00:23:14,101 --> 00:23:17,686
‫با یه خبرنگار به اسم ایزابل دلیون
‫ارتباط برقرار کرد

328
00:23:17,687 --> 00:23:20,315
‫- روزنامه‌نگار فایننشال رجیستره
‫- روزنامه‌نگار؟

329
00:23:20,899 --> 00:23:23,485
‫- عجیبه
‫- آره، منم همین رو می‌گم. آخه…

330
00:23:24,528 --> 00:23:27,655
‫شبیه کسی نیست که می‌خواد
‫اطلاعات محرمانه بفروشه

331
00:23:27,656 --> 00:23:31,033
‫- شبیه کسیه که داستانی برای گفتن داره
‫- ولی خب یه نفر رو کشته

332
00:23:31,034 --> 00:23:34,620
‫پس باید مثل یه فرد مسلح و خطرناک
‫باهاش رفتار کنی تا وقتی خلافش ثابت بشه

333
00:23:34,621 --> 00:23:36,289
‫- فهمیدی؟
‫- بله، خانم

334
00:23:37,624 --> 00:23:40,000
‫- چیز دیگه‌ای نیست؟
‫- هی، باید برم، باشه؟

335
00:23:40,001 --> 00:23:43,087
‫باشه. زود به زود بهم خبر بده.
‫و پیتر…

336
00:23:43,088 --> 00:23:46,006
‫تو هم واقعاً مراقب باش

337
00:23:46,007 --> 00:23:47,307
‫آره، من… سعی‌ام رو می‌کنم

338
00:24:46,468 --> 00:24:48,929
‫[ رمز را وارد کنید ]

339
00:25:09,030 --> 00:25:10,693
‫[ ایزابل دلیون - روزنامه‌نگار ]

340
00:25:30,711 --> 00:25:34,074
‫[ بشیکتاش جی‌کی - گوزتپه ]
‫[ ردیف جِی - صندلی ۳۴ ]

341
00:26:58,782 --> 00:27:05,782


342
00:27:35,296 --> 00:27:37,232
‫[ ردیابی دستگاه ]

343
00:27:39,407 --> 00:27:40,825
‫داخله

344
00:27:42,410 --> 00:27:43,710
‫باید بلیت بگیریم

345
00:29:09,497 --> 00:29:10,797
‫ببخشید

346
00:29:14,669 --> 00:29:16,462
‫شرمنده، این صندلی مال یه نفره

347
00:29:16,463 --> 00:29:18,839
‫آره، اشکالی نداره.
‫خیلی این‌جا نمی‌مونیم

348
00:29:18,840 --> 00:29:20,842
‫- هی، هی
‫- گوش کن. گوش کن

349
00:29:21,342 --> 00:29:24,928
‫چند نفر دارن دنبالت می‌گردن، باشه؟
‫این‌جا توی ورزشگاهن

350
00:29:24,929 --> 00:29:27,182
‫به نفعته به حرف‌هام گوش بدی.
‫می‌فهمی؟

351
00:29:27,891 --> 00:29:29,191
‫چی می‌خوای؟

352
00:29:29,559 --> 00:29:30,859
‫کوله‌پشتیت رو باز کن

353
00:29:35,732 --> 00:29:38,233
‫اطلاعات فین‌سن رو
‫دادی به اون روزنامه‌نگار؟

354
00:29:38,234 --> 00:29:39,985
‫چند وقته من رو تعقیب می‌کنی؟

355
00:29:39,986 --> 00:29:41,286
‫جواب سوالم رو بده

356
00:29:43,406 --> 00:29:45,700
‫فقط یه کپی بهش دادم.
‫اصل‌شون توی اتاق خودمه

357
00:29:47,494 --> 00:29:50,621
‫باشه، بذار بهت بگم می‌خوایم چیکار کنیم.
‫صحیح و سالم از این‌جا خارجت می‌کنم

358
00:29:50,622 --> 00:29:52,748
‫برمی‌گردیم اون‌جایی که قایم شده بودی

359
00:29:52,749 --> 00:29:54,458
‫و اطلاعات رو می‌دی به من

360
00:29:54,459 --> 00:29:55,959
‫اگه بدون مشکل این کارها رو بکنی،

361
00:29:55,960 --> 00:29:58,921
‫بهت ۵ دقیقه فرصت می‌دم
‫تا توضیح بدی چرا جسد رئیست

362
00:29:58,922 --> 00:30:00,757
‫توی اتاق نشیمنت پیدا شده

363
00:30:01,549 --> 00:30:02,849
‫قبوله؟

364
00:30:06,429 --> 00:30:07,972
‫- گندش بزنن
‫- چیه؟

365
00:30:09,265 --> 00:30:11,767
‫اونا از دیروز توی ایستگاه
‫دارن تعقیبت می‌کنن

366
00:30:11,768 --> 00:30:14,603
‫- صبر کن، دیروز توی ایستگاه قطار بودی؟
‫- بلند شو

367
00:30:14,604 --> 00:30:17,689
‫کاری که بهت می‌گم رو انجام بده
‫تا بتونیم سالم از این‌جا خارج بشیم

368
00:30:17,690 --> 00:30:18,990
‫گوشیت رو بده بهم

369
00:30:25,073 --> 00:30:26,991
‫کلاهت و چشم‌هات پایین باشن
‫و نزدیکم بمون

370
00:30:33,790 --> 00:30:35,090
‫بریم

371
00:30:41,297 --> 00:30:42,597
‫این‌جا نیست

372
00:30:45,260 --> 00:30:47,219
‫گوشیش رو جا گذاشته

373
00:30:47,220 --> 00:30:49,721
‫آره، به نظرم داره حقیقت رو می‌گه
‫[ کورپوینت داینامیکس ]

374
00:30:49,722 --> 00:30:51,306
‫الان دارم بهشون نگاه می‌کنم

375
00:30:51,307 --> 00:30:53,935
‫کامل نیستن، اما قطعاً
‫یه خبرایی هست

376
00:30:56,104 --> 00:30:58,314
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

377
00:31:00,066 --> 00:31:01,901
‫برو، جِی! برو!

378
00:31:03,236 --> 00:31:04,536
‫کمک!

379
00:31:05,446 --> 00:31:06,948
‫کمک! اون کیف پولم رو دزدید!

380
00:31:07,615 --> 00:31:08,915
‫کمک!

381
00:31:09,993 --> 00:31:11,293
‫پلیس!

382
00:31:18,585 --> 00:31:19,885
‫کمک!

383
00:31:24,757 --> 00:31:26,384
‫داره می‌ره سمت خروجی اصلی

384
00:31:28,845 --> 00:31:29,845
‫نه!

385
00:31:29,846 --> 00:31:31,146
‫جِی!

386
00:31:34,642 --> 00:31:36,019
‫می‌خوام بهت کمک کنم

387
00:31:55,079 --> 00:31:56,379
‫کمک…

388
00:31:58,833 --> 00:32:02,878
‫فرار کنی، شلیک می‌کنم.
‫داد بزنی، شلیک می‌کنم

389
00:32:02,879 --> 00:32:04,179
‫فهمیدی؟

390
00:32:04,297 --> 00:32:06,424
‫گرفتمش. پیش ماشین می‌بینم‌تون

391
00:32:23,316 --> 00:32:24,616
‫سوار شو

392
00:32:28,780 --> 00:32:30,080
‫هی، به اون دست نزن

393
00:32:41,960 --> 00:32:43,260
‫هی، جِی، باید بریم

394
00:32:46,547 --> 00:32:48,591
‫در واقع بمون توی ماشین

395
00:32:49,509 --> 00:32:51,219
‫برو!

396
00:33:00,728 --> 00:33:01,645
‫کمربندت رو ببند

397
00:33:01,646 --> 00:33:03,480
‫نه بابا!

398
00:33:03,481 --> 00:33:06,108
‫- اونا کی‌ان؟
‫- امیدوار بودم تو بهم بگی

399
00:33:06,109 --> 00:33:07,409
‫تو کی هستی؟

400
00:33:46,024 --> 00:33:47,324
‫سرت رو ببر پایین!

401
00:34:13,301 --> 00:34:14,601
‫کجا رفتن؟

402
00:34:20,767 --> 00:34:22,685
‫گندش بزنن!

403
00:34:28,441 --> 00:34:30,610
‫الان تصادف می‌کنیم!
‫تصادف می‌کنیم!

404
00:34:51,756 --> 00:34:53,423
‫داشبورد رو بگرد

405
00:34:53,424 --> 00:34:54,674
‫هیچ سلاحی توش نیست؟

406
00:34:54,675 --> 00:34:56,968
‫- نه
‫- پشت ماشین چی؟

407
00:34:56,969 --> 00:34:59,096
‫اسباب‌بازی و خرت و پرت.
‫صبر کن، یه چیزی هست

408
00:34:59,097 --> 00:35:02,015
‫- لطفاً بگو یه تفنگه
‫- جعبه‌ی کمک‌های اولیه

409
00:35:02,016 --> 00:35:05,144
‫- چی داخلشه؟
‫- بانداژ، گاز استریل و الکل مالشی

410
00:35:07,188 --> 00:35:09,023
‫بگیر، الکل رو بریز توی این

411
00:35:12,318 --> 00:35:14,112
‫رفیق، خوب رانندگی کن

412
00:35:14,695 --> 00:35:16,906
‫- الان چی؟
‫- گاز استریل رو بنداز داخلش

413
00:35:18,407 --> 00:35:21,118
‫- دارم کوکتل مولوتف درست می‌کنم؟
‫- آره، ولی سرعتت کمه

414
00:35:21,119 --> 00:35:22,419
‫باشه

415
00:35:23,246 --> 00:35:24,546
‫روشنش کن

416
00:35:26,457 --> 00:35:27,834
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

417
00:35:31,921 --> 00:35:33,221
‫الان!

418
00:36:23,097 --> 00:36:24,397
‫من پیترم

419
00:36:25,391 --> 00:36:26,308
‫منم جِی‌ام

420
00:36:26,309 --> 00:36:28,352
‫آره. می‌دونم

421
00:36:41,032 --> 00:36:42,332
‫بمون توی ماشین

422
00:36:52,460 --> 00:36:53,376
‫بگو

423
00:36:53,377 --> 00:36:54,753
‫نایت اکشن

424
00:36:54,754 --> 00:36:55,712
‫لطفاً رمز رو بگو

425
00:36:55,713 --> 00:36:57,840
‫برگ، برج، یخ، تیغه

426
00:37:00,343 --> 00:37:03,094
‫- کاپرهد؟
‫- آره، الان توی حاشیه‌ی غربی استانبولم

427
00:37:03,095 --> 00:37:06,139
‫برای دو نفر نیاز به خروج فوری
‫به سمت آمریکا دارم، فوراً

428
00:37:06,140 --> 00:37:07,440
‫لطفاً صبر کن

429
00:37:14,607 --> 00:37:17,234
‫به‌خاطر آدرنالین بدنته، جِی.
‫خوب می‌شی

430
00:37:17,235 --> 00:37:19,277
‫- این برات طبیعیه؟
‫- نزدیکم بمون

431
00:37:19,278 --> 00:37:21,446
‫کاپرهد، سریع‌ترین زمانی که بتونیم
‫از اون‌جا خارج‌تون کنیم فردا صبحه

432
00:37:21,447 --> 00:37:24,699
‫فردا؟ نه.
‫گفتم باید فوراً خارج بشیم

433
00:37:24,700 --> 00:37:26,576
‫لطفاً. حتماً یه کاری می‌تونید بکنید

434
00:37:26,577 --> 00:37:27,994
‫نیروها و تجهیزات‌مون در حال حاضر
‫خیلی پراکنده و محدودن

435
00:37:27,995 --> 00:37:30,080
‫الان فقط یه پیمانکار توی منطقه داریم،

436
00:37:30,081 --> 00:37:31,748
‫و داره به یه مأمور دیگه کمک می‌کنه

437
00:37:31,749 --> 00:37:33,960
‫متأسفم. در حال حاضر
‫این بهترین کاریه که می‌تونم بکنم

438
00:37:36,254 --> 00:37:39,839
‫یه جایی تقریباً ۱ کیلومتر دورتر گرفتم

439
00:37:39,840 --> 00:37:43,009
‫- مطمئنی پیدامون نمی‌کنن؟
‫- اگه گوشیت همراهت نباشه نه

440
00:37:43,010 --> 00:37:44,678
‫شماره‌م رو از کجا پیدا کردن؟

441
00:37:44,679 --> 00:37:46,847
‫از سیم‌کارت یه بار مصرف استفاده می‌کردم.
‫خیلی مراقب بودم

442
00:37:48,140 --> 00:37:50,100
‫این‌جا که بودی به کسی زنگ زدی؟

443
00:37:50,101 --> 00:37:51,769
‫یه بار به دخترعموم زنگ زدم

444
00:37:52,270 --> 00:37:55,730
‫توی این شهر زندگی می‌کنه. قبل از اومدنم
‫یه جایی برای خوابیدن برام پیدا کرد

445
00:37:55,731 --> 00:37:58,108
‫احتمالاً همین بوده.
‫بیا بریم

446
00:37:58,109 --> 00:38:00,819
‫صبر کن، یعنی فکر می‌کنی
‫گوشی اون رو زیر نظر دارن؟

447
00:38:00,820 --> 00:38:01,987
‫باید بهش هشدار بدم

448
00:38:01,988 --> 00:38:05,365
‫- نمی‌تونم بذارم اون کار رو بکنی، جِی
‫- نه، بچه داره

449
00:38:05,366 --> 00:38:08,827
‫به بچه‌های سازمانم می‌گم
‫با شماره‌ی غیر قابل ردیابی خبرش کنن

450
00:38:08,828 --> 00:38:11,580
‫سازمانت؟ چه سازمانی؟
‫اِف‌بی‌آی؟ سی‌آی‌اِی؟

451
00:38:12,164 --> 00:38:13,540
‫بازرسی پستی؟

452
00:38:13,541 --> 00:38:16,835
‫وقتی سازمان‌هایی مثل فن‌سین
‫باید بررسی بشن، با ما تماس می‌گیرن

453
00:38:16,836 --> 00:38:20,172
‫الان دارم سعی می‌کنم بفهمم
‫بین تو و رئیست چه اتفاقی افتاده

454
00:38:21,090 --> 00:38:22,390
‫صبر کن

455
00:38:26,929 --> 00:38:27,929
‫حدوداً یه ماه پیش،

456
00:38:27,930 --> 00:38:31,891
‫دفترمون تعداد زیادی گزارش‌های
‫فعالیت مشکوک دریافت کرد. گزارش‌های «سار»

457
00:38:31,892 --> 00:38:34,811
‫انتقال‌هایی که بانک‌ها علامت‌گذاری
‫کرده بودن، تراکنش‌هایی بین حساب‌ها

458
00:38:34,812 --> 00:38:36,229
‫که به نظرشون احتمالاً کلاهبردارانه بودن

459
00:38:36,230 --> 00:38:37,439
‫چی توی گزارش‌ها نوشته شده بود؟

460
00:38:37,440 --> 00:38:38,898
‫چندین انتقال مالی بزرگ

461
00:38:38,899 --> 00:38:42,987
‫از طرف چند تا شرکت بزرگ آمریکایی
‫به یه کیف پول ارز دیجیتال. عجیب بود

462
00:38:43,487 --> 00:38:46,281
‫به والاس گفتم باید
‫بیشتر بررسی کنیم

463
00:38:46,282 --> 00:38:47,574
‫بهم گفت بیخیالش بشم

464
00:38:47,575 --> 00:38:49,659
‫- دلیلش رو نگفت؟
‫- نیازی نبود

465
00:38:49,660 --> 00:38:51,786
‫وزارت خزانه‌داری سالانه حدود
چهار میلیون گزارش «سار» دریافت می‌کنه

466
00:38:51,787 --> 00:38:54,539
‫باید یه پرونده رو انتخاب کنی،
‫و اون مسئول انتخاب کردنه

467
00:38:54,540 --> 00:38:56,166
‫پس ۵ روز پیش چه اتفاقی افتاد؟

468
00:38:56,167 --> 00:38:58,501
‫بهم زنگ زد، گفت می‌خواد
‫دوباره گزارش‌های «سار» رو بررسی کنه،

469
00:38:58,502 --> 00:39:01,588
‫وقتی اومد پیشم
‫شروع کرد به بازجویی کردن،

470
00:39:01,589 --> 00:39:03,006
‫و می‌پرسید به کسی چیزی گفتم یا نه؟

471
00:39:03,007 --> 00:39:05,425
‫بعد از این‌که بهم گفته بیخیال بشم
‫من بیشتر بررسی کردم یا نه؟

472
00:39:05,426 --> 00:39:07,510
‫بعدش هاردی که اطلاعات گزارش‌های «سار»
‫روش بود رو نابود کرد،

473
00:39:07,511 --> 00:39:09,597
‫پس منم سعی کردم جلوش رو بگیرم،
‫ولی یهویی اسلحه کشید

474
00:39:10,681 --> 00:39:12,974
‫گفت متأسفه ولی اونا مجبورش کردن

475
00:39:12,975 --> 00:39:14,059
‫«اونا»؟

476
00:39:14,060 --> 00:39:15,561
‫اصلاً با عقل جور درنمی‌اومد

477
00:39:16,771 --> 00:39:21,609
‫سعی کردم آرومش کنم،
‫نزدیکش شدم تا تفنگ رو بگیرم. ولی…

478
00:39:23,903 --> 00:39:25,203
‫یه تیر شلیک شد

479
00:39:27,448 --> 00:39:28,748
‫باشه

480
00:39:30,076 --> 00:39:32,578
‫چرا به بقیه‌ی کارمندهای فین‌سن نگفتی؟

481
00:39:33,079 --> 00:39:34,829
‫چرا به اِف‌بی‌ای نگفتی؟
‫چرا فرار کردی؟

482
00:39:34,830 --> 00:39:37,540
‫چون والاس ۴ سال پیش من رو
‫توی وزارت خزانه‌داری استخدام کرد

483
00:39:37,541 --> 00:39:40,753
‫رفته بودم خونه‌ش.
‫با همسر و بچه‌هاش شام خورده بودم

484
00:39:41,253 --> 00:39:44,589
‫قبل از این‌که تفنگ سمتم نشونم بگیره
‫مثل چشم‌هام بهش اعتماد داشتم

485
00:39:44,590 --> 00:39:48,802
‫ترسیده بودم، نمی‌تونستم درست فکر کنم،
‫نمی‌دونستم چه کس دیگه‌ای قراره بیاد سراغم

486
00:39:48,803 --> 00:39:51,554
‫- شاید کارم احمقانه بود، اما…
‫- احمقانه نبوده

487
00:39:51,555 --> 00:39:54,182
‫کسایی که توی گزارش‌های «سار»
‫دخیل بودن میان سراغت

488
00:39:54,183 --> 00:39:57,728
‫پس بیا بریم اصل نسخه‌ها رو
‫پیدا کنیم و…

489
00:39:59,605 --> 00:40:00,905
‫چیه؟

490
00:40:04,193 --> 00:40:08,613
‫توی ورزشگاه دروغ گفتم،
‫نسخه‌های اصلی رو ندارم

491
00:40:08,614 --> 00:40:11,200
‫هر نسخه‌ی کپی‌ای که داشتم رو
‫دادم به ایزابل

492
00:40:11,992 --> 00:40:15,286
‫- توی گوشیم عکس دارم، اما…
‫- آره

493
00:40:15,287 --> 00:40:18,124
‫فکر می‌کردم اگه اسناد رو
‫علنی کنم، دیگه کسی کارم نداره

494
00:40:18,624 --> 00:40:20,875
‫پس برای چند تا روزنامه‌نگار
‫اطلاعات ناشناس فرستادم،

495
00:40:20,876 --> 00:40:23,003
‫و ایزابل تنها کسی بود
‫که پیگیری کرد

496
00:40:23,712 --> 00:40:26,549
‫حتی داره تلاش می‌کنه توی یکی
‫از کنسولگری‌های این‌جا برام پناهندگی بگیره

497
00:40:27,133 --> 00:40:28,433
‫پیشنهاد تو چیه؟

498
00:40:30,261 --> 00:40:33,054
‫این‌که برنگردونمت به آمریکا و توی
‫یه زندان فوق‌امنیتی حبست نکنم چطوره؟

499
00:40:33,055 --> 00:40:34,806
‫باشه، عالیه

500
00:40:34,807 --> 00:40:38,143
‫گوش کن، وقتی برگردیم آمریکا، سعی می‌کنیم
گزارش‌های «سار» گم‌شده رو پیدا کنیم

501
00:40:38,144 --> 00:40:40,353
‫اگه اطلاعات مهمی توشون باشه،
‫با کمک هم ته‌وتوی قضیه رو درمیاریم

502
00:40:40,354 --> 00:40:43,565
‫تو و سازمانی که حتی نمی‌تونید
‫امشب از این‌جا خارجمون کنید؟

503
00:40:43,566 --> 00:40:47,026
‫فکر کنم شانسم رو با ویتنامی‌ها
‫یا کامبوجی‌ها امتحان کنم بهتر باشه

504
00:40:47,027 --> 00:40:48,945
‫حیف که من اون گزینه‌ها رو
‫پیش روت نمی‌ذارم

505
00:40:48,946 --> 00:40:50,281
‫بجنب، بیا بریم

506
00:41:26,650 --> 00:41:29,487
‫محل تخلیه ۳ کیلومتر
‫با این‌جا فاصله داره

507
00:41:30,404 --> 00:41:31,704
‫باشه؟

508
00:41:43,918 --> 00:41:46,169
‫این‌جا فعلاً استراحت کن
‫و نزدیک پنجره‌ها نشو

509
00:41:46,170 --> 00:41:47,470
‫من باید یه تماسی بگیرم

510
00:42:12,988 --> 00:42:15,406
‫پس علاه‌بر کشتن یه مأمور فدرال،

511
00:42:15,407 --> 00:42:19,077
‫پیشت اعترافت کرده که
‫اطلاعات رو به رسانه‌ها داده

512
00:42:19,078 --> 00:42:21,287
‫ترسیده، کاترین

513
00:42:21,288 --> 00:42:24,040
‫درمونده‌ست. اشتباه کرده، باشه؟

514
00:42:24,041 --> 00:42:26,668
‫اما مجبور نیستی
‫حرف من رو قبول کنی

515
00:42:26,669 --> 00:42:29,796
‫وقتی رسیدیم اون‌جا خودت ازش بازجویی کن.
‫خودت حرف‌هاش رو بشنو

516
00:42:29,797 --> 00:42:34,009
‫اصلاً فرض کنیم موزلی قبول کنه،
‫و منم حرف‌های جِی رو باور کنم،

517
00:42:34,718 --> 00:42:36,636
‫می‌تونیم با روزنامه‌نگار تماس بگیریم،

518
00:42:36,637 --> 00:42:38,304
‫ببینیم گزارش‌ها رو می‌ده یا نه

519
00:42:38,305 --> 00:42:41,182
‫یا شاید بانکی که اون گزارش‌ها رو
‫صادر کرده یه نسخه ازشون داشته باشه

520
00:42:41,183 --> 00:42:44,352
‫اما اگه چیزی پیدا نکنیم
‫که داستانش رو تأیید کنه،

521
00:42:44,353 --> 00:42:45,854
‫تحویلش می‌دیم

522
00:42:46,564 --> 00:42:47,864
‫فهمیدی؟

523
00:42:49,775 --> 00:42:51,075
‫آره، فهمیدم

524
00:43:07,751 --> 00:43:09,920
‫به کی زنگ زدی؟

525
00:43:11,338 --> 00:43:13,799
‫فکر کردم خوابی، پسر

526
00:43:14,633 --> 00:43:16,759
‫از وقتی فرار کردم
‫چشم روی هم نذاشتم

527
00:43:16,760 --> 00:43:18,060
‫رئیسم بود

528
00:43:19,221 --> 00:43:20,346
‫خب؟

529
00:43:20,347 --> 00:43:22,140
‫گفت حرف‌هات رو می‌شنوه

530
00:43:22,141 --> 00:43:25,144
‫سعی می‌کنه کمکت کنه
‫گزارش‌های «سار» رو پیدا کنی…

531
00:43:26,645 --> 00:43:29,105
‫و بهت این فرصت رو می‌ده
‫که بی‌گناهیت رو ثابت کنی

532
00:43:29,106 --> 00:43:30,406
‫و اگه نتونم چی؟

533
00:43:33,360 --> 00:43:34,660
‫مدام می‌بینمش

534
00:43:36,822 --> 00:43:38,122
‫والاس رو

535
00:43:39,033 --> 00:43:40,333
‫نمی‌خواستم…

536
00:43:41,368 --> 00:43:42,668
‫بکشمش

537
00:43:42,828 --> 00:43:44,128
‫به من نگاه کن

538
00:43:44,413 --> 00:43:47,625
‫اگه واقعاً قضیه اون‌طوری بوده که گفتی،
‫فقط از خودت دفاع کردی

539
00:43:49,084 --> 00:43:51,127
‫یعنی داشته یه چیزی رو
‫لاپوشونی می‌کرده، باشه؟

540
00:43:51,128 --> 00:43:53,297
‫ولی از کجا بدونم
‫کار درست رو انجام دادم؟

541
00:43:53,881 --> 00:43:55,181
‫راهی نیست

542
00:43:56,717 --> 00:43:59,178
‫حداقل همیشه راهی پیدا نمی‌شه

543
00:44:00,721 --> 00:44:02,640
‫اگه فقط والاس نبوده باشه چی؟

544
00:44:03,599 --> 00:44:06,393
‫اگه بقیه هم همدستش باشن چی؟
‫اگه همه‌ی کارمندهای فین‌سن همدست باشن چی؟

545
00:44:08,562 --> 00:44:12,023
‫اگه کل سازمان خراب باشه
‫چطور باید بی‌گناهیم رو ثابت کنم؟

546
00:44:12,024 --> 00:44:14,443
‫جِی، حتی اگه اون‌طور باشه،

547
00:44:15,903 --> 00:44:17,780
‫یه راهی پیدا می‌کنیم، باشه؟

548
00:44:18,572 --> 00:44:19,872
‫قول می‌دم

549
00:44:21,784 --> 00:44:25,287
‫باور کنی یا نکنی
‫منم توی شرایط تو بودم

550
00:44:25,913 --> 00:44:28,581
‫تو هم بعد از کشتن رئیست
‫با اسناد محرمانه‌ی وزارت خزانه‌داری

551
00:44:28,582 --> 00:44:29,832
‫از کشور فرار کردی؟

552
00:44:29,833 --> 00:44:31,960
‫دقیقاً همین شرایط که نه…

553
00:44:33,504 --> 00:44:34,880
‫ولی شرایط مشابهی

554
00:44:35,673 --> 00:44:37,090
‫چطور پشت سر گذاشتیش؟

555
00:44:37,091 --> 00:44:38,842
‫من…

556
00:44:40,010 --> 00:44:41,310
‫یه همراه داشتم

557
00:44:44,306 --> 00:44:46,433
‫کسی که حرفم رو باور داشت

558
00:44:47,059 --> 00:44:48,560
‫به خودم باور داشت

559
00:44:49,978 --> 00:44:51,397
‫بعضی‌وقت‌ها همین کافیه

560
00:44:53,065 --> 00:44:54,365
‫تو حرفم رو باور می‌کنی؟

561
00:45:00,781 --> 00:45:02,408
‫چطور پیدامون کردن؟

562
00:45:04,284 --> 00:45:06,078
‫وای، گندش بزنن

563
00:45:08,080 --> 00:45:09,539
‫به دخترعموت زنگ زدی؟

564
00:45:09,540 --> 00:45:11,958
‫می‌خواستم بهش هشدار بدم.
‫کلاً ۳۰ ثانیه حرف زدم

565
00:45:11,959 --> 00:45:14,002
‫فکر نمی‌کردم بتونن به این سرعت
‫ردش رو بزنن

566
00:45:28,100 --> 00:45:29,400
‫این‌طرف!

567
00:45:37,651 --> 00:45:38,986
‫برو!

568
00:45:49,037 --> 00:45:50,337
‫برو پایین

569
00:45:58,088 --> 00:46:00,089
‫هی، برو یه خروجی پیدا کن، باشه؟

570
00:46:00,090 --> 00:46:02,676
‫- صبر کن، تو چی؟
‫- برو. مشکلی برای من پیش نمیاد

571
00:46:17,524 --> 00:46:18,824
‫پخش بشید

572
00:47:09,535 --> 00:47:10,835
‫اون چی بود؟

573
00:47:11,161 --> 00:47:12,461
‫پاشا؟

574
00:47:21,588 --> 00:47:24,049
‫- چی؟
‫- پشت سرت…

575
00:47:56,540 --> 00:47:59,250
‫هی، جِی. خوبی؟

576
00:47:59,251 --> 00:48:01,377
‫به من نگاه کن. من رو ببین

577
00:48:01,378 --> 00:48:02,678
‫هی، خوبی؟

578
00:48:03,297 --> 00:48:05,047
‫- خروجی رو پیدا کردی؟
‫- آره

579
00:48:05,048 --> 00:48:06,090
‫- آره
‫- نشونم بده

580
00:48:06,091 --> 00:48:07,391
‫- آره
‫- بزن بریم

581
00:48:12,973 --> 00:48:14,273
‫یالا، بیا بریم

582
00:48:15,642 --> 00:48:19,688
‫هی، جِی؟ رفیق، نباید الان
‫این‌جا دیده بشیم. باید بریم

583
00:48:20,480 --> 00:48:22,232
‫وقتی برگردم چه چیزی در انتظارمه؟

584
00:48:24,067 --> 00:48:25,067
‫چی؟

585
00:48:25,068 --> 00:48:27,946
‫نمی‌دونم می‌تونم ثابت کنم
‫بی‌گناهم یا نه

586
00:48:29,865 --> 00:48:32,868
‫نمی‌تونم مجبورت کنم همراهم بیای

587
00:48:35,829 --> 00:48:39,041
‫باشه، احتمالاً می‌تونم،
‫اما اون کار رو باهات نمی‌کنم

588
00:48:39,833 --> 00:48:41,133
‫اون کار رو نمی‌کنم

589
00:48:43,128 --> 00:48:44,545
‫می‌تونی بمونی همین‌جا

590
00:48:44,546 --> 00:48:47,423
‫و شانست با کنسولگری
‫ویتنام رو امتحان کنی،

591
00:48:47,424 --> 00:48:49,967
‫یا هر کار دیگه‌ای که دوست داری.
‫انتخابش با خودته

592
00:48:49,968 --> 00:48:53,137
‫اما بهت قول می‌دم
‫که اگه همراهم بیای،

593
00:48:53,138 --> 00:48:56,682
‫هر کاری در توانم باشه انجام می‌دم
‫تا ازت محافظت کنم،

594
00:48:56,683 --> 00:49:00,479
‫تا حقیقت رو آشکار کنم،
‫و زندگیت رو به حالت عادی برگردونم

595
00:49:02,731 --> 00:49:04,441
‫جِی؟

596
00:49:05,108 --> 00:49:06,408
‫هی، به من نگاه کن

597
00:49:11,740 --> 00:49:13,040
‫حرفت رو باور می‌کنم

598
00:49:14,242 --> 00:49:16,828
‫و بعضی‌وقت‌ها، انجام دادن
‫کار درست اصلاً آسون نیست

599
00:49:20,123 --> 00:49:21,423
‫بیا بریم

600
00:49:32,761 --> 00:49:34,345
‫آخرین تیکه‌ش برای تو

601
00:49:34,346 --> 00:49:36,389
‫- مطمئنی؟
‫- آره

602
00:49:36,390 --> 00:49:38,265
‫می‌خوام جا داشته باشم
‫برای سلف سرویس خوش‌آمدگویی

603
00:49:38,266 --> 00:49:40,143
‫فکر می‌کنم شما چنین
‫کاری می‌کنید، درسته؟

604
00:49:41,019 --> 00:49:42,319
‫همیشه

605
00:49:44,898 --> 00:49:46,198
‫با اون باید بریم

606
00:49:46,525 --> 00:49:48,068
‫صبر کن، یه لحظه

607
00:49:48,568 --> 00:49:52,406
‫حالا که خودمون دو نفریم،
‫یه چیزی هست که بهت نگفتمش

608
00:49:53,240 --> 00:49:54,407
‫چی؟

609
00:49:54,408 --> 00:49:58,119
‫گزارش‌های «سار»، گفتم پول‌ها
‫از طرف چند تا شرکت بزرگ آمریکایی

610
00:49:58,120 --> 00:50:00,122
‫به یه کیف پول ارز دیجیتال منتقل شدن

611
00:50:00,622 --> 00:50:02,415
‫چیزی که بهت نگفتم
‫اینه که اون کیف پول

612
00:50:02,416 --> 00:50:04,751
‫مشکوکه به این‌که متعلق
‫به یک گروه تروریستیه

613
00:50:05,794 --> 00:50:06,711
‫چی؟

614
00:50:06,712 --> 00:50:10,172
‫‏۳ هفته پیش یه گزارش برای والاس فرستادم
‫و بهش هشدار دادم

615
00:50:10,173 --> 00:50:12,842
‫که معتقدم اون گروه
‫تهدیدی برای منافع آمریکاست

616
00:50:12,843 --> 00:50:15,095
‫و باید اطلاعات رو با اِف‌بی‌آی
‫به اشتراک بذاریم

617
00:50:15,595 --> 00:50:16,846
‫به شدت مخالفت کرد

618
00:50:16,847 --> 00:50:18,472
‫گفت دارم الکی حرف می‌زنم

619
00:50:18,473 --> 00:50:20,933
‫فکر می‌کنی اون گروه تروریستی
‫دارن یه برنامه‌ای می‌ریزن؟

620
00:50:20,934 --> 00:50:23,311
‫نه، به نظرم برنامه‌شون رو اجرا کردن

621
00:50:24,146 --> 00:50:25,446
‫منظورت چیه؟

622
00:50:26,940 --> 00:50:29,192
‫تقریباً مطمئنم که اون کیف پول

623
00:50:30,193 --> 00:50:32,904
‫متعلق به رائول زاپاتا و اِل‌اِف‌اِسه

624
00:50:33,405 --> 00:50:36,699
‫جِی، منظورت اینه که پیش‌بینی کردی
‫که به پیما ۱۲ حمله می‌کنن؟

625
00:50:36,700 --> 00:50:38,326
‫جزئیاتش رو که نه، اما…

626
00:50:41,038 --> 00:50:43,330
‫و اگه چیزی که بهش شک دارم
‫حقیقت داشته باشه، یعنی…

627
00:50:43,331 --> 00:50:44,958
‫یه نفر داخل خاک آمریکا
‫هزینه‌ی حمله رو تأمین کرده

628
00:50:46,460 --> 00:50:47,760
‫کی؟

629
00:50:48,628 --> 00:50:49,928
‫نمی‌دونم

630
00:50:53,759 --> 00:50:55,677
‫با هم ته‌وتوش رو درمیاریم، درسته؟

631
00:50:57,179 --> 00:50:58,479
‫آره

632
00:51:02,434 --> 00:51:03,810
‫- ممنون
‫- آره، بزن بریم

633
00:51:05,979 --> 00:51:07,279
‫گوشی من نیست

634
00:51:19,568 --> 00:51:21,439
‫[ تماس بی‌پاسخ از شماره‌ی ناشناس ]

635
00:51:26,583 --> 00:51:28,126
‫پیتر، حالت خوبه؟

636
00:51:30,796 --> 00:51:34,382
‫آره، تو برو سوار شو.
‫منم الان میام. باید جواب این رو بدم

637
00:51:34,383 --> 00:51:37,037
‫[ شماره‌ی ناشناس ]

638
00:51:43,225 --> 00:51:44,141
‫سلام؟

639
00:51:44,142 --> 00:51:45,442
‫پیتر!

640
00:51:46,103 --> 00:51:47,687
‫می‌بینم که گوشی رو نگه داشتی

641
00:51:48,438 --> 00:51:50,482
‫خب، خوش‌حالم که معامله‌مون رو یادته

642
00:51:51,441 --> 00:51:53,193
‫واقعاً سر حرفت می‌مونی

643
00:51:53,194 --> 00:51:54,194
‫[ جیکوب مونرو ]
[ کپسیتابین ]

644
00:51:54,277 --> 00:51:55,904
‫خب، چقدر زمان گذشته؟

645
00:51:56,404 --> 00:51:57,704
‫‏۱۰ ماه؟

646
00:51:58,323 --> 00:51:59,657
‫‏۱۱ ماه؟

647
00:51:59,658 --> 00:52:00,950
‫چی می‌خوای؟

648
00:52:00,951 --> 00:52:03,702
‫می‌خوای مستقیم بریم سر اصل مطلب.
‫قابل احترامه

649
00:52:03,703 --> 00:52:05,497
‫پیتر، دلیل زنگ زدنم اینه که…

650
00:52:06,540 --> 00:52:07,840
‫به نظر می‌رسه…

651
00:52:08,458 --> 00:52:10,168
‫چیزی رو داری که من می‌خوامش

652
00:52:10,669 --> 00:52:11,969
‫یا بهتره بگم…

653
00:52:12,963 --> 00:52:14,598
‫کسی رو داری که می‌خوامش

654
00:52:19,453 --> 00:52:39,453
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
.:: @MiraMovie1 ::.
.:: @myZedMovie ::.

