﻿1
00:00:06,381 --> 00:00:08,925
‫« آنچه گذشت… »

2
00:00:09,592 --> 00:00:10,509
‫آلیس!

3
00:00:15,098 --> 00:00:17,442
‫کار آفند شب همینه؟
‫تهدید غیرنظامی‌ها؟

4
00:00:17,517 --> 00:00:19,152
‫ما جلوی عوضی‌هایی مثل تو رو می‌گیریم

5
00:00:19,227 --> 00:00:21,988
‫الان رسماً وجود آفند شب رو براش تأیید کردی

6
00:00:22,063 --> 00:00:23,949
‫با اون آمریکایی‌ها چیکار می‌کنی؟

7
00:00:24,024 --> 00:00:27,744
‫پیشنهاد دادم که از امور امنیتی ایران
‫بهشون خبر بدم

8
00:00:27,819 --> 00:00:29,245
‫وقتی که به عباس بگم،

9
00:00:29,320 --> 00:00:31,081
‫تو مسافر اولین پروازی

10
00:00:31,156 --> 00:00:32,874
‫اگه بتونم بیارمش اینجا چی؟

11
00:00:32,949 --> 00:00:34,876
‫پیتر. اون آمریکاییه

12
00:00:34,951 --> 00:00:38,797
‫یکی در تلاشه یکی از سلاح‌های شب‌افروزِ
‫توی اون فایل رو بسازه

13
00:00:38,872 --> 00:00:40,922
‫کمکت رو می‌خوایم تا بفهمیم کدومشه

14
00:00:47,213 --> 00:00:48,932
‫یه ترکیب شیمیایی دیگه هم گیر آوردن

15
00:00:49,007 --> 00:00:50,308
‫پس هر چی که لازم هست رو دارن؟

16
00:00:50,383 --> 00:00:53,979
‫به‌خیالت اینها خودشون می‌تونن
‫سلاح شیمیایی بسازن؟

17
00:00:54,054 --> 00:00:56,314
‫یکی باید براشون بسازتش

18
00:00:56,389 --> 00:00:58,400
‫- نه! مامان!
‫- ولش کنید!

19
00:00:58,475 --> 00:00:59,433
‫بابا!

20
00:01:00,351 --> 00:01:03,196
‫- تو دیگه کی هستی؟
‫- من دستیار پژوهشی دکتر کولم

21
00:01:03,271 --> 00:01:06,900
‫می‌تونی جلوشو بگیری.
‫فقط رودررو با رئیسم حرف بزن

22
00:01:07,400 --> 00:01:09,244
‫کاترین؟ نور هنوز نیومده

23
00:01:09,319 --> 00:01:10,737
‫یه مشکل بزرگ‌تر داریم

24
00:01:16,000 --> 00:01:27,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

25
00:01:28,254 --> 00:01:31,591
‫« ۱۷ سال قبل »

26
00:01:44,521 --> 00:01:47,198
‫توی اون مدرسه شبانه‌روزی
‫بهت غذا نمیدن، توماس؟

27
00:01:47,273 --> 00:01:50,160
‫- چرا، ولی غذاش افتضاحه
‫- پسره دلش برای غذای خونه تنگ شده

28
00:01:50,235 --> 00:01:52,996
‫انگلیسی‌ها آشپزی بلد نیستن.
‫باید یکی از آشپزهات رو بفرستی

29
00:01:53,071 --> 00:01:55,623
‫اگه پدرت رو می‌شناختن،
‫خورد و خوراکت تأمین بود

30
00:01:55,698 --> 00:01:57,048
‫چی داری میگی؟

31
00:01:57,700 --> 00:02:02,338
‫پولی که مدرسۀ لاکچریت رو می‌چرخونه،
‫صدقۀ سر فامیلی «بالا» هست

32
00:02:02,413 --> 00:02:06,384
‫گوشتِ توی چنگالت
‫که بی‌خیال می‌زنی تو رگ

33
00:02:06,459 --> 00:02:08,428
‫صدقۀ سر فامیلی بالاست

34
00:02:08,503 --> 00:02:11,503
‫بعد تو انقدر ازش خجالت می‌کشی
‫که حتی نمی‌تونی به زبون بیاریش؟

35
00:02:11,881 --> 00:02:13,725
‫بعد از این‌همه فداکاری،

36
00:02:13,800 --> 00:02:19,397
‫مُزدم اینه که تو مدرسه
‫خودت رو توماس دارگین معرفی کنی؟

37
00:02:19,472 --> 00:02:21,683
‫فامیلی مادرت؟

38
00:02:22,183 --> 00:02:23,643
‫گفتم لابد این‌جوری راحت‌ترم

39
00:02:27,438 --> 00:02:29,440
‫فامیل بالا حق مُسَلمته

40
00:02:30,692 --> 00:02:31,951
‫چیزی که من براش جنگیدم،

41
00:02:32,026 --> 00:02:34,329
‫چیزی که هموطن‌هامون براش جون دادن،

42
00:02:34,404 --> 00:02:38,166
‫چیزی که تک‌تک‌افراد دورِ این میز
‫عمرشونو وقفش کردن

43
00:02:38,241 --> 00:02:41,995
‫پیشینۀ خانواده‌ت رو
‫تو اون مدرسه فراموش کردی؟

44
00:02:44,664 --> 00:02:48,751
‫اگر فامیلیم برات کسر شأنه،
‫لیاقت شامم رو هم نداری

45
00:02:52,005 --> 00:02:53,655
‫سخنرانی‌هات رو شنیدم، پدر

46
00:02:54,174 --> 00:02:57,227
‫من رو فرستادی انگلیس؛
‫چون می‌خواستی واسه خودم کسی بشم

47
00:02:57,302 --> 00:02:59,971
‫که ثابت کنم می‌تونیم باهوش‌تر باشیم،
‫نه صرفاً قوی‌تر

48
00:03:00,805 --> 00:03:04,455
‫اینکه فرزند یه خانوادۀ جنگ‌طلب باشم
‫کارم رو تو دانشگاه راحت‌تر نمی‌کنه

49
00:03:22,869 --> 00:03:25,338
‫آهای! آهای، توماس!

50
00:03:25,413 --> 00:03:26,631
‫الان نه، مارکوس

51
00:03:26,706 --> 00:03:28,633
‫- هی
‫- گفتم الان نه

52
00:03:28,708 --> 00:03:31,094
‫برگرد سر میز و عذرخواهی کن

53
00:03:31,169 --> 00:03:32,595
‫نمی‌خوام ریختِ اون حروم‌زاده رو ببینم

54
00:03:32,670 --> 00:03:35,056
‫کاش امروز موقع شکار می‌دیدیش

55
00:03:35,131 --> 00:03:38,051
‫وقتی دید نیومدی
‫یه سطل آب سرد روش خالی شد

56
00:03:38,676 --> 00:03:40,520
‫کل هفته فقط راجع‌به همین قضیه حرف می‌زد

57
00:03:40,595 --> 00:03:43,815
‫که می‌خواد دوباره پسرش رو ببره شکار،
‫مثل زمان بچگیمون

58
00:03:43,890 --> 00:03:45,733
‫ولی تو زحمت نکشیدی بیای

59
00:03:45,808 --> 00:03:47,152
‫اینها رو خودش بهت گفت؟

60
00:03:47,227 --> 00:03:49,070
‫من از ۸ سالگیت تو همۀ شکارها بودم

61
00:03:49,145 --> 00:03:50,905
‫می‌تونستم از چهره‌ش بخونم

62
00:03:50,980 --> 00:03:53,032
‫خب، تو همیشه خودت می‌خواستی باشی

63
00:03:53,107 --> 00:03:54,617
‫ولی هیچ‌وقت به من حق انتخاب نداد

64
00:03:54,692 --> 00:03:57,111
‫چیزهای بیشتری بهت داد

65
00:03:58,154 --> 00:03:59,831
‫وقتی پدرم در حال جنگ برای اون مُرد

66
00:03:59,906 --> 00:04:02,125
‫من رو آورد پیش خودش و
‫مثل بچه‌ش باهام رفتار کرد

67
00:04:02,200 --> 00:04:04,661
‫ولی این دلیل نمیشه بقیه یادشون نره که

68
00:04:05,161 --> 00:04:08,590
‫من واقعاً عضوی از خانوادۀ شما نیستم

69
00:04:08,665 --> 00:04:10,667
‫تو… نمی‌فهمی چقدر خوش‌شانسی؟

70
00:04:11,251 --> 00:04:15,797
‫من حاضرم هر کاری بکنم تا فامیلیم بالا باشه،
‫ولی تو راحت میندازیش دور

71
00:04:16,756 --> 00:04:20,310
‫وقتی عمو ویکتور فهمید تو مدرسه خودت رو
‫توماس دارگین معرفی می‌کنی

72
00:04:20,385 --> 00:04:21,970
‫داغون شد

73
00:04:23,554 --> 00:04:24,389
‫کار تو بود

74
00:04:26,391 --> 00:04:27,150
‫تو بهش گفتی

75
00:04:27,225 --> 00:04:29,768
‫یه نفر باید جایگاهت رو یادت مینداخت

76
00:04:35,191 --> 00:04:36,776
‫تو هم جایگاهت رو فراموش نکن

77
00:04:37,277 --> 00:04:38,995
‫بالا فامیلی تو نیست

78
00:04:39,070 --> 00:04:40,405
‫هیچ‌وقت هم نمیشه

79
00:04:41,281 --> 00:04:44,993
‫من از این خانواده بهترم.
‫پدرم، درواقع جفتتون، سر همین ازم متنفرید

80
00:04:45,576 --> 00:04:47,537
‫برو، نوچه‌ش باش

81
00:04:48,621 --> 00:04:49,881
‫ته‌مونده‌هاش رو لیس بزن

82
00:04:49,956 --> 00:04:53,056
‫به‌خاطر سیلیت نیست که
‫بقیه بچه‌ها واسه‌ت گردن‌کلفتی نمی‌کنن

83
00:04:53,626 --> 00:04:54,460
‫نه

84
00:04:56,129 --> 00:04:57,045
‫به‌خاطر فامیلیته

85
00:05:08,120 --> 00:05:10,861
‫« مأمور شب »

86
00:05:17,775 --> 00:05:18,943
‫بیاریدشون تو

87
00:05:28,536 --> 00:05:29,370
‫به خطشون کنید

88
00:05:30,788 --> 00:05:32,423
‫خانواده رو توی یکی از یخچال‌ها حبس کنید

89
00:05:32,498 --> 00:05:34,759
‫شیمی‌دان و دستیارش رو هم
‫واسه آزمایشگاه آماده کنید

90
00:05:34,834 --> 00:05:36,844
‫- بابا؟
‫- درست میشه

91
00:05:36,919 --> 00:05:38,638
‫- به حرفشون گوش کنید
‫- بابا؟

92
00:05:38,713 --> 00:05:40,473
‫به حرفشون گوش کنید.
‫مشکلی پیش نمیاد

93
00:05:40,548 --> 00:05:43,091
‫- این کارو نکن!
‫- من حواسم بهش هست، ویل

94
00:06:09,535 --> 00:06:11,912
.‫خب، از شهر خارج شدیم
‫کجا میریم؟

95
00:06:16,250 --> 00:06:17,710
‫کجا میریم؟

96
00:06:18,378 --> 00:06:21,597
‫خشونت فیزیکی روش مؤثری برای بازجویی نیست

97
00:06:21,672 --> 00:06:24,225
‫می‌دونم، ولی حال داد.
‫تازه، داری رو مخم هم راه میری

98
00:06:24,300 --> 00:06:26,450
‫هنوز از روالش سر درنیاوردی، نه؟

99
00:06:26,928 --> 00:06:29,272
‫- چی می‌خوای؟
‫- یه تلفن بهم بده

100
00:06:29,347 --> 00:06:32,850
‫زنگ می‌زنم، قرار میذارم
‫و می‌برمت پیشش

101
00:06:33,601 --> 00:06:34,726
‫به همین سادگی

102
00:06:37,021 --> 00:06:41,951
‫اگه یه ذره هم دست از پا خطا کنی،
‫برمی گردیم سر خونۀ اول

103
00:06:42,026 --> 00:06:43,194
‫افتاد؟

104
00:06:43,694 --> 00:06:44,779
‫وقت داره می‌گذره

105
00:06:48,366 --> 00:06:49,534
‫آلیس لیدز

106
00:06:50,326 --> 00:06:52,245
‫اسمش همین بود، نه؟

107
00:06:52,745 --> 00:06:53,830
‫همکار مرحومت؟

108
00:06:56,082 --> 00:06:59,482
‫اصلاً اسم کسی که
‫تو تایلند کُشتی رو می‌دونی؟

109
00:07:00,837 --> 00:07:02,422
‫آره، گفتم نمی‌دونی

110
00:07:03,506 --> 00:07:04,465
‫به رئیست زنگ بزن

111
00:07:14,767 --> 00:07:18,271
‫آره، ساترلند پیشمه. می‌خوام بیارمش

112
00:07:35,079 --> 00:07:37,382
‫- چه خبر؟
‫- گوشیش همچنان خاموشه

113
00:07:37,457 --> 00:07:40,301
‫تاهو رو کنار یه انبار
تو حومۀ شهر قال گذاشته

114
00:07:40,376 --> 00:07:43,776
‫ردِ یه لاستیک متفاوت
‫تو جهت مخالف پیدا شده

115
00:07:44,255 --> 00:07:46,724
‫توی دوربین‌های ترافیک نزدیک اونجا
‫یه وَن خاکستری دیدیم

116
00:07:46,799 --> 00:07:48,726
‫که با زمان و جهتش تطابق داره

117
00:07:48,801 --> 00:07:51,187
‫ولی از اون زاویۀ دوربین
‫پلاکش مشخص نیست

118
00:07:51,262 --> 00:07:52,105
‫ای بابا

119
00:07:52,180 --> 00:07:55,024
‫یه سلاح شیمیایی
‫افتاده دست مهاجم‌های ناشناس

120
00:07:55,099 --> 00:07:56,859
‫یه مأمور اطلاعاتی فرانسوی مُرده

121
00:07:56,934 --> 00:07:59,445
‫مأمورها تو سراسر شهر افتادن دنبال شبح

122
00:07:59,520 --> 00:08:01,170
‫چندتا غیرنظامی رو هم گروگان گرفتن

123
00:08:01,939 --> 00:08:04,033
‫بعد میگی تنها سرنخ محکمتون

124
00:08:04,108 --> 00:08:06,152
‫تونسته با مأمورت غیبش بزنه؟

125
00:08:07,153 --> 00:08:09,914
‫بذار یه جور دیگه بپرسم.
‫الان ساترلند مظنونه؟

126
00:08:09,989 --> 00:08:12,889
‫- تا وقتی که بیشتر بدونم نه
‫- پس برو پیداش کن

127
00:08:13,618 --> 00:08:16,838
‫مسئولیت شب‌افروز دیگه با آفند شب نیست،

128
00:08:16,913 --> 00:08:17,880
‫با ساترلنده

129
00:08:17,955 --> 00:08:19,123
‫فهمیدم

130
00:08:30,301 --> 00:08:32,728
‫بهتر نیست لباس ایمنی بپوشیم؟

131
00:08:32,803 --> 00:08:34,597
‫کل آزمایشگاه حکم لباس ایمنی رو داره

132
00:08:35,097 --> 00:08:37,525
‫به‌نحوی طراحی شده که
‫یه منبع هوای تمیز داشته باشه

133
00:08:37,600 --> 00:08:42,188
‫تا هر مادۀ شیمیایی توی محفظه‌های دربسته
‫و بی‌اثر با روکش شیشه‌ای باشه

134
00:08:42,688 --> 00:08:46,734
‫همه‌شون هم با یه لایۀ ضخیم از آلیاژ نیکل
‫ضدخوردگی محافظت شدن

135
00:08:47,610 --> 00:08:50,960
‫با توجه به ماهیت تحقیقاتی که سی‌آی‌ای
‫تو این آزمایشگاه انجام می‌داده

136
00:08:51,364 --> 00:08:54,364
‫می‌خواستن خیالشون راحت باشه که
‫چیزی راه به بیرون پیدا نمی‌کنه

137
00:08:56,327 --> 00:08:57,753
‫پس وقتی داخلیم چی؟

138
00:08:57,828 --> 00:08:59,922
‫تا وقتی نگفتم به هیچی دست نزن

139
00:08:59,997 --> 00:09:02,847
‫وگرنه لباس ایمنی هم دردی ازت دوا نمی‌کنه

140
00:09:13,886 --> 00:09:17,607
‫یه لحظه آزمایشگاه رو بگرد.
‫مطمئن شو هر چی لازم داری هست

141
00:09:17,682 --> 00:09:21,269
‫واقعاً می‌خوای کی اِکس بسازی.
‫شدنی نیست

142
00:09:22,103 --> 00:09:23,771
‫طبق تحقیقات خودت که هست

143
00:09:25,189 --> 00:09:27,200
‫اون؟ اونها فقط رو کاغذ بودن

144
00:09:27,275 --> 00:09:31,120
‫تو کل مطالعات چیزی به این عظمت ساخته نشد

145
00:09:31,195 --> 00:09:32,371
‫چیزی که می‌خوای…

146
00:09:32,446 --> 00:09:34,574
‫اینه که جون خانواده‌ت رو نجات بدی

147
00:09:35,950 --> 00:09:37,418
‫اگه حرفم رو گوش نکنی،

148
00:09:37,493 --> 00:09:41,005
‫جلوی چشمت یه گلوله
‫وسط پیشونیشون خالی می‌کنم

149
00:09:41,080 --> 00:09:41,923
‫تیک‌تاک، تیک‌تاک

150
00:09:41,998 --> 00:09:44,709
‫ولی… دست‌تنها که از پسش برنمیام

151
00:09:45,209 --> 00:09:48,304
‫من… وقت می‌خوام.
‫کادر تحقیقاتی لازمه. من…

152
00:09:48,379 --> 00:09:49,555
‫پس ایشون به درد نمی‌خوره؟

153
00:09:49,630 --> 00:09:50,798
‫- صبر کن!
‫- نه، صبر کن!

154
00:09:51,382 --> 00:09:52,432
‫تو متوجه نیستی

155
00:09:53,217 --> 00:09:57,939
‫اگه هر بخشی از این فرآیند اشتباه پیش بره
‫اگه… اگه اشتباه کنم، ممکنه…

156
00:09:58,014 --> 00:09:59,432
‫پس گند نزن

157
00:10:00,766 --> 00:10:01,642
‫دست به کار شید

158
00:10:10,067 --> 00:10:11,444
‫باید چیکار کنیم؟

159
00:10:12,278 --> 00:10:14,455
‫با این حجم از موادی که دارن…

160
00:10:14,530 --> 00:10:17,408
‫چه بسا خواسته‌شون شدنی نباشه

161
00:10:19,493 --> 00:10:21,921
‫خب، اگه هیچ کاری نکنیم می‌فهمن

162
00:10:21,996 --> 00:10:23,631
‫باید وانمود کنیم مشغولیم

163
00:10:23,706 --> 00:10:25,633
‫اگه یه کوچولو اشتباه کنم…

164
00:10:25,708 --> 00:10:29,303
‫واسه اطمینان از
‫امنیت و صحت فرآیند چی لازمه؟

165
00:10:29,378 --> 00:10:31,180
‫- شاید یه نمونۀ اولیه
‫- یه چی؟

166
00:10:31,255 --> 00:10:33,266
‫یه آزمایش کوچیک برای
‫به‌دست آوردن متغیرها

167
00:10:33,341 --> 00:10:35,091
‫تا بعداً در مقیاس بزرگ‌تر تکرارش کنم

168
00:10:35,676 --> 00:10:36,636
‫خیلی‌خب

169
00:10:37,428 --> 00:10:40,898
‫با سرعت حداقلی دست به کار میشیم

170
00:10:40,973 --> 00:10:43,423
‫- بعدش چی؟
‫- بعدش یه راهی برای فرار پیدا می‌کنیم

171
00:10:56,947 --> 00:10:57,782
‫بیا

172
00:11:10,419 --> 00:11:12,119
‫نمی‌تونی مسلح بری پیشش

173
00:11:15,466 --> 00:11:16,766
‫اونی که عجله داری تویی

174
00:11:22,515 --> 00:11:23,599
‫خیلی‌خب، بریم

175
00:11:25,851 --> 00:11:26,811
‫اسمش کیلب بود

176
00:11:28,187 --> 00:11:29,897
‫مردی که تو بانکوک کشتی

177
00:11:30,815 --> 00:11:33,326
‫دو تا برادر بزرگ‌تر، پدر و مادرش

178
00:11:33,401 --> 00:11:36,871
‫مادربزرگش، عموها، پسرعموها، خانواده‌هاشون

179
00:11:36,946 --> 00:11:39,824
‫برادرزاده‌هاش، خواهرزاده‌هاش
‫دوست‌هاش، از جمله خودم…

180
00:11:41,367 --> 00:11:43,002
‫همه‌مون تو مراسم خاکسپاریش بودیم

181
00:11:43,077 --> 00:11:45,830
‫برای ۴۲ نفر عزیز بود

182
00:11:47,623 --> 00:11:50,968
‫ولی دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینیمش؛
‫چون تو در حال انجام وظیفه‌ت بودی

183
00:11:51,043 --> 00:11:53,170
‫زندگی همینه دیگه، نه، پیتر؟

184
00:11:55,131 --> 00:11:56,172
‫موفق باشی

185
00:12:02,096 --> 00:12:03,472
‫اومدم. چی می‌خوای؟

186
00:12:03,973 --> 00:12:04,807
‫هیچی

187
00:12:05,725 --> 00:12:07,768
‫اونی که دنبال چیزیه تویی، نه؟

188
00:12:08,894 --> 00:12:09,979
‫بیا یه‌کم قدم بزنیم

189
00:12:12,148 --> 00:12:14,784
‫اگه یه چیز تو این کار یاد گرفته باشم،

190
00:12:14,859 --> 00:12:18,863
‫اینه که هر کسی و هر چیزی یه قیمتی داره

191
00:12:19,739 --> 00:12:21,657
‫پس هر چی که از من می‌خوای

192
00:12:22,366 --> 00:12:25,116
‫باید ببینی چقدر حاضری بابتش بدی

193
00:12:26,245 --> 00:12:29,999
‫پس با همۀ این اوصاف،
‫تو یه دلالی که الکی بزرگ شده؟

194
00:12:30,499 --> 00:12:32,960
‫اطلاعات می‌خری و می‌فروشی
‫و درازاش درصد می‌گیری؟

195
00:12:33,753 --> 00:12:36,764
‫یه سلاح شیمیایی کوفتی رو
‫به بالاترین پیشنهاد فروختی

196
00:12:36,839 --> 00:12:38,883
‫آدم تیزی هستی، ولی دراشتباهی

197
00:12:39,717 --> 00:12:42,136
‫من فروختمش به کسی که
‫عزم و احتمال موفقیتش

198
00:12:42,720 --> 00:12:43,979
‫از بقیه بیشتر بود

199
00:12:44,054 --> 00:12:44,939
‫موفقیت تو چی؟

200
00:12:45,014 --> 00:12:49,026
‫باید از خودشون بپرسی دیگه.
‫البته اگه به موقع پیداشون کنی

201
00:12:49,101 --> 00:12:50,528
‫پس می‌خوای بگی کجان؟

202
00:12:50,603 --> 00:12:54,815
‫تا چقدر برات ارزش داشته باشه

203
00:12:56,233 --> 00:12:57,410
‫داری متوجه میشی؟

204
00:12:57,485 --> 00:13:01,872
‫جونِ قربانی‌های احتمالی شب‌افروز

205
00:13:01,947 --> 00:13:03,332
‫برات هیچ ارزشی نداره؟

206
00:13:03,407 --> 00:13:05,126
‫اگه بنا به ارزش‌گذاری باشه،

207
00:13:05,201 --> 00:13:10,456
‫باید بگم که جون رز لارکین برای تو
‫بیشتر ارزش داره تا جون اونها برای من

208
00:13:11,499 --> 00:13:13,375
‫حالا رسیدیم به اصل ماجرا. می‌بینی؟

209
00:13:14,084 --> 00:13:14,934
‫چی می‌خوای؟

210
00:13:16,170 --> 00:13:18,723
‫دبیرکل سازمان ملل

211
00:13:18,798 --> 00:13:20,674
‫یه چیزی داره که من دنبالشم

212
00:13:21,558 --> 00:13:22,551
‫یه پرونده

213
00:13:24,200 --> 00:13:31,944
‫آی‌یواِن ۰۱۳۴
‫خط تیره ۲۰۱۸۰۷۱۳

214
00:13:32,019 --> 00:13:33,863
‫اعداد بعد از خط تیره

215
00:13:33,938 --> 00:13:37,066
‫نشون‌دهندۀ یه تاریخه که
‫شاید کمکت کنه پیداش کنی

216
00:13:37,983 --> 00:13:40,119
‫شماره پرونده رو یه بار دیگه میگم

217
00:13:40,194 --> 00:13:44,281
‫خوب گوش کن و به‌خاطر رُز حفظش کن، باشه؟

218
00:13:45,074 --> 00:13:54,458
‫آی‌یوان ۰۱۳۴ خط تیره ۲۰۱۸۰۷۱۳

219
00:13:55,334 --> 00:13:56,544
‫- حفظ شدی؟
‫- آره

220
00:13:59,255 --> 00:14:02,558
‫کامپیوتر دبیر کل یکی از معدود
‫کامپیوترهاییه که بهش دسترسی داره،

221
00:14:02,633 --> 00:14:03,976
‫شاید هم تنها کامپیوتر باشه

222
00:14:04,051 --> 00:14:05,853
‫اون پرونده رو برام بیار

223
00:14:05,928 --> 00:14:09,482
‫من هم بهت میگم
‫کجا دارن شب‌افروز رو می‌سازن

224
00:14:09,557 --> 00:14:12,401
‫و خانم لارکین رو بردن کجا

225
00:14:12,476 --> 00:14:14,478
‫همین؟ فقط یه پرونده؟

226
00:14:15,062 --> 00:14:16,438
‫خب، خودت گفتی

227
00:14:17,064 --> 00:14:20,534
‫من تو کار خرید و فروش اطلاعاتم، نه؟

228
00:14:20,609 --> 00:14:22,119
‫سر این پرونده حاضری مشتریت رو بفروشی؟

229
00:14:22,194 --> 00:14:24,747
‫یعنی این پرونده برات
‫از شب‌افروز ارزشمندتره؟

230
00:14:24,822 --> 00:14:26,707
‫بذار یه چیزی راجع‌به ارزش بهت بگم

231
00:14:26,782 --> 00:14:29,168
‫من چندان پدربزرگم رو نمی‌شناختم

232
00:14:29,243 --> 00:14:30,795
‫وقتی بچه بودم مُرد

233
00:14:30,870 --> 00:14:33,255
‫عشق مادرم به اون

234
00:14:33,330 --> 00:14:35,374
‫و تأثیرشو روی زندگی مادرم می‌دیدم

235
00:14:35,958 --> 00:14:40,304
‫وقتی از دنیا رفت، یه شیشه از لوسیون‌های
‫بعد از اصلاحِ قدیمیش رسید به من

236
00:14:40,379 --> 00:14:42,047
‫ارزش مادی نداشت

237
00:14:42,631 --> 00:14:44,592
‫ولی برای من بی‌نهایت ارزشمند بود

238
00:14:45,801 --> 00:14:49,897
‫توضیحش سخته،
‫ولی اون بهش دست زده بود

239
00:14:49,972 --> 00:14:50,973
‫به‌خاطر اون بود

240
00:14:52,224 --> 00:14:54,226
‫درواقع، ثمرۀ حضورش بود

241
00:14:55,269 --> 00:14:56,904
‫یعنی خوشحالیِ مادرم

242
00:14:56,979 --> 00:14:58,814
‫ماجرای ارزش اینه

243
00:14:59,315 --> 00:15:02,117
‫تو تعیین نمی‌کنی چی برای من ارزشمنده

244
00:15:02,192 --> 00:15:05,246
‫به همین ترتیب، جون یه زن
‫که واسه تو همه چیزه

245
00:15:05,321 --> 00:15:07,323
‫برای من سر سوزنی ارزشی نداره

246
00:15:08,032 --> 00:15:10,584
‫الان هم وایسادی اینجا

247
00:15:10,659 --> 00:15:13,829
‫و حاضری کل زندگیت رو به‌خاطرش بدی

248
00:15:15,247 --> 00:15:16,957
‫اینو هم می‌فهمم، پیتر

249
00:15:18,083 --> 00:15:19,293
‫پس بهت میگم

250
00:15:20,753 --> 00:15:21,629
‫قبوله

251
00:15:22,671 --> 00:15:24,298
‫قضیه فقط یه پرونده نیست

252
00:15:27,676 --> 00:15:28,602
‫اگه این کارو برات بکنم…

253
00:15:28,677 --> 00:15:30,220
‫مال من میشی

254
00:15:30,888 --> 00:15:33,140
‫قیمتش اینه، دوست جدیدم

255
00:15:34,433 --> 00:15:35,851
‫جون تو در ازای جون اون

256
00:15:39,521 --> 00:15:40,948
‫اصلاً چجوری برم اون تو؟

257
00:15:41,023 --> 00:15:42,024
‫با عزم جزم

258
00:15:43,275 --> 00:15:45,319
‫شماره پرونده رو بگو

259
00:15:46,904 --> 00:15:52,868
‫آی‌یوان ۰۱۳۴ خط تیره…

260
00:15:53,911 --> 00:15:55,287
‫۲۰۱۸

261
00:15:56,705 --> 00:15:58,248
‫۰۷۱۳

262
00:15:59,041 --> 00:16:01,377
‫دیدی؟ بیشترین احتمال موفقیت

263
00:16:03,671 --> 00:16:04,972
‫می‌دونم به چی فکر می‌کنی

264
00:16:05,047 --> 00:16:06,757
‫به همون معضل بدیهی

265
00:16:08,133 --> 00:16:11,812
‫ولی خیالت راحت؛
‫تصمیم‌های قبلی پیتر ساترلندِ پدر

266
00:16:11,887 --> 00:16:15,232
‫تعیین نمی‌کنه که
‫در حال حاضر چی برات مهمه

267
00:16:15,307 --> 00:16:17,518
‫یا چی برات ارزشمنده

268
00:16:18,102 --> 00:16:19,770
‫تصمیمش با خودته

269
00:16:20,354 --> 00:16:23,023
‫عواقبش هم گردن خودته

270
00:16:24,525 --> 00:16:26,775
‫وقتی گیرش آوردم،
‫چطوری باهات تماس بگیرم؟

271
00:16:27,987 --> 00:16:30,906
‫کارت رو که انجام دادی،
با این شماره تماس بگیر

272
00:16:31,573 --> 00:16:32,449
‫بذار زنگ بخوره

273
00:16:33,033 --> 00:16:35,744
‫یه پیامک با دستورالعمل برات میاد

274
00:16:36,328 --> 00:16:37,329
‫موفق باشی

275
00:16:45,546 --> 00:16:46,380
‫حواست بهش باشه

276
00:16:47,297 --> 00:16:49,550
‫نذار از مسیرش منحرف نشه

277
00:17:10,195 --> 00:17:10,955
‫پیتر؟

278
00:17:11,030 --> 00:17:13,490
‫سلام، شرمنده که مزاحم شدم

279
00:17:14,074 --> 00:17:18,003
‫می‌دونم الان اصلاً دلت نمی‌خواد
‫صدای منو بشنوی،

280
00:17:18,078 --> 00:17:20,965
‫محاله بخوای لطفی در حق من بکنی، ولی…

281
00:17:21,040 --> 00:17:22,082
‫چی می‌خوای؟

282
00:17:22,666 --> 00:17:24,343
‫باید برم تو ساختمون سازمان ملل

283
00:17:24,418 --> 00:17:27,054
‫- اطلاعاتی راجع‌بهش داری؟
‫- سازمان ملل؟

284
00:17:27,129 --> 00:17:30,215
‫آره، باید برم تو، بدون اینکه…

285
00:17:31,800 --> 00:17:32,851
‫می‌دونی چیه؟ من…

286
00:17:32,926 --> 00:17:36,397
‫ببخشید. نباید بهت زنگ می‌زدم.
‫شدنی نیست

287
00:17:36,472 --> 00:17:37,431
‫وایسا

288
00:17:40,142 --> 00:17:41,360
‫می‌تونم ببرمت تو

289
00:17:41,435 --> 00:17:44,196
‫ولی باید همین‌الان حضوری همو ببینیم

290
00:17:44,271 --> 00:17:47,116
‫وایسا. مگه با سامی نرفته بودی خارج از شهر؟
‫قرارتون چی شد پس؟

291
00:17:47,191 --> 00:17:48,275
‫نرفتم

292
00:17:49,485 --> 00:17:51,653
‫بعد از اون دروغ‌هات
‫چطور می‌تونستم برم؟

293
00:17:52,237 --> 00:17:53,072
‫من…

294
00:17:54,323 --> 00:17:55,324
‫متأسفم، نور

295
00:17:55,824 --> 00:17:57,084
‫می‌تونم کمکت کنم

296
00:17:57,159 --> 00:18:00,254
‫ولی صرفاً به این خاطر باهات حرف می‌زنم که

297
00:18:00,329 --> 00:18:02,631
‫یه چیزی ازت می‌خوام

298
00:18:02,706 --> 00:18:03,624
‫آره

299
00:18:04,208 --> 00:18:05,968
‫فقط هم رودررو می‌تونم درخواستم رو بگم

300
00:18:06,043 --> 00:18:07,544
‫باشه

301
00:18:08,337 --> 00:18:10,339
‫قرارمون باشه توی همون زیرزمین قبلی

302
00:18:11,006 --> 00:18:12,256
‫باشه؟ من الان راه می‌افتم

303
00:18:29,191 --> 00:18:32,819
‫خب، دریچۀ مخزن نیتروژن رو باز می‌کنی؟

304
00:18:38,826 --> 00:18:40,210
‫خب، حالا چی؟

305
00:18:40,285 --> 00:18:43,464
‫چند لحظه صبر می‌کنیم
‫تا پمپ‌ها تحت‌فشار قرار بگیرن

306
00:18:43,539 --> 00:18:46,425
‫و اکسیژنِ باقی‌مونده
‫از لوله‌های انتقال خارج بشه

307
00:18:46,500 --> 00:18:47,426
‫در همین حین،

308
00:18:47,501 --> 00:18:50,137
‫باید روی یه تثبیت‌کننده کار کنیم
‫تا مانع اکسیداسیون بشه

309
00:18:50,212 --> 00:18:53,112
‫به نظرم استر فسفاتِ
‫تری‌کلرید فسفر گزینۀ خوبیه

310
00:18:53,465 --> 00:18:56,101
‫شرمنده، اینها رو تو شیمی دبیرستان
‫یادمون ندادن

311
00:18:56,176 --> 00:18:58,270
‫اشکال نداره، این ترکیب، کی اِکس

312
00:18:58,345 --> 00:19:02,066
‫در معرض هوا که قرار بگیره
‫سریع اکسید و موقع تبخیر منبسط میشه

313
00:19:02,141 --> 00:19:05,435
‫سر همینه که حتی چند میلی‌لیترش هم کُشنده‌ست

314
00:19:06,436 --> 00:19:08,947
‫پس تثبیت‌کننده جلوی این اتفاق رو می‌گیره

315
00:19:09,022 --> 00:19:12,910
‫جلوگیری؟ نه، فقط اکسیداسیون
‫رو وقتی تو آزمایشگاهیم کُند می‌کنه

316
00:19:12,985 --> 00:19:15,070
‫کی اِکس بدونش خیلی ناپایداره

317
00:19:15,571 --> 00:19:18,282
‫حکم سوپاپ اطمینان رو داره
‫و واکنش رو محدود می‌کنه

318
00:19:19,032 --> 00:19:21,076
‫حداقل امیدوارم این‌جوری باشه. متوجهی؟

319
00:19:21,743 --> 00:19:22,619
‫آره

320
00:19:23,203 --> 00:19:24,079
‫نه

321
00:19:24,955 --> 00:19:28,605
‫بهترین شانسمون برای رسیدن به مقیاس
بزرگ‌تره ‫بدون اینکه خودمون رو بکُشیم

322
00:19:32,546 --> 00:19:35,182
‫اگه میگه کمک لازم داره، باید کمکش کنیم

323
00:19:35,257 --> 00:19:36,600
‫دستیارش پیششه دیگه. بسشه

324
00:19:36,675 --> 00:19:38,143
‫همونی که نزدیک بود بکشیش؟

325
00:19:38,218 --> 00:19:40,771
‫کله‌شقی‌هات برامون گرون تموم میشه

326
00:19:40,846 --> 00:19:42,773
‫اگه شیمی‌دانه نتونه کارش رو بکنه…

327
00:19:42,848 --> 00:19:46,798
‫اعضای بدن زن و بچه‌ش رو دونه‌دونه
براش می‌برم ‫تا کارش رو انجام بده

328
00:19:47,561 --> 00:19:49,161
‫همه ضرب‌الاجل رو دوست دارن

329
00:19:49,980 --> 00:19:53,867
‫همیشه‌ پاشنه‌آشیلت همین بوده.
‫تخمِ کثافت‌کاری رو نداری

330
00:19:53,942 --> 00:19:55,828
‫با کمال میل کثیف‌کاری‌ها رو می‌سپاری به من

331
00:19:55,903 --> 00:19:58,247
‫تو هم اون‌قدر غرق جزئیات میشی
‫که از کلیت ماجرا باز می‌مونی

332
00:19:58,322 --> 00:19:59,832
‫یه فرصت داریم تا به هدفمون برسیم

333
00:19:59,907 --> 00:20:03,585
‫تنها اهرم فشارمون
‫روی شیمی‌دانه هم خانواده‌شه

334
00:20:03,660 --> 00:20:05,870
‫- به خودت بیا
‫- وگرنه؟

335
00:20:11,877 --> 00:20:14,077
‫خوشحالم می‌بینم بالاخره جرئت پیدا کردی

336
00:20:14,838 --> 00:20:17,138
‫ولی یادت نره تمام اینها
‫صدقۀ سر کی بوده

337
00:20:20,552 --> 00:20:21,895
‫می‌خوای کمک کنی؟

338
00:20:21,970 --> 00:20:25,420
‫یه اهرم فشار روی دختری که
‫له‌له می‌زنی زنده بمونه پیدا کن

339
00:20:25,807 --> 00:20:27,857
‫افسار دکتره دستمونه

340
00:20:28,268 --> 00:20:30,187
‫باید افسار دختره رو هم دست بگیریم

341
00:20:51,708 --> 00:20:53,794
‫- تنهایی؟
‫- آره، خودمم

342
00:20:54,836 --> 00:20:57,973
 ‫ببین، هر چی هم بگم، اتفاقی که
‫برای برادرت افتاد رو جبران نمی‌کنه

343
00:20:58,048 --> 00:21:00,684
‫تو هم لایق اون دروغ‌ها نبودی،

344
00:21:00,759 --> 00:21:02,886
‫بابت همه‌شون هم متأسفم

345
00:21:03,553 --> 00:21:05,931
‫حق ندارم چیزی ازت بخوام

346
00:21:07,099 --> 00:21:09,449
‫حتی ازت نمی‌خوام منو ببخشی

347
00:21:09,893 --> 00:21:10,769
‫ولی خواهش می‌کنم،

348
00:21:11,979 --> 00:21:13,605
‫واسه نجات رز به کمکت نیاز دارم

349
00:21:14,523 --> 00:21:17,701
‫من در تلاشم جلوی یه حملۀ شیمیایی رو بگیرم

350
00:21:17,776 --> 00:21:20,078
‫کسایی که قصد حمله دارن الان رز رو گرفتن

351
00:21:20,153 --> 00:21:23,073
‫اگه نتونم جلوش رو بگیرم، هم اونو می‌کُشن

352
00:21:23,824 --> 00:21:25,674
‫هم هزاران نفر دیگه رو

353
00:21:26,535 --> 00:21:29,463
‫ولی باید تلاشم رو بکنم.
‫اگه بتونم جلوش رو بگیرم،

354
00:21:29,538 --> 00:21:31,438
‫هر چی کِشیدیم ارزششو داشته

355
00:21:32,624 --> 00:21:34,126
‫باید وارد سازمان ملل بشم

356
00:21:35,085 --> 00:21:38,672
‫اگه کمکم کنی،
‫همین امشب می‌برمت پیش مادرت

357
00:21:39,548 --> 00:21:40,382
‫قسم می‌خورم

358
00:21:41,842 --> 00:21:44,144
‫باورم نمیشه باز هم داری بهم دروغ میگی

359
00:21:44,219 --> 00:21:47,069
‫- دروغ نمیگم
‫- می‌دونم مادرم رو تو ایران ول کردید

360
00:21:47,931 --> 00:21:50,817
‫می‌دونم گرفتنش و معلوم نیست
‫چه بلایی دارن سرش میارن

361
00:21:50,892 --> 00:21:52,361
‫می‌دونم جون ما براتون پشیزی ارزش نداره!

362
00:21:52,436 --> 00:21:54,086
‫- نور، مامانت اینجاست
‫- دروغ میگی!

363
00:22:09,828 --> 00:22:10,587
‫بله؟

364
00:22:10,662 --> 00:22:12,756
‫- پیترم
‫- از تماست تعجب کردم

365
00:22:12,831 --> 00:22:15,968
‫ببین، نور الان پیش منه.
‫به‌خاطر من نرفت سر قرار

366
00:22:16,043 --> 00:22:18,053
‫ایرانی‌ها بهش گفتن
‫مادرش نتونسته از کشور خارج بشه

367
00:22:18,128 --> 00:22:19,978
‫می‌خوام گوشی رو بدی به آزیتا

368
00:22:20,464 --> 00:22:21,464
‫بعدش حرف می‌زنیم

369
00:22:26,470 --> 00:22:27,304
‫بیا

370
00:22:30,724 --> 00:22:31,483
‫مامان؟

371
00:22:31,558 --> 00:22:33,101
‫رو خط نگهشون دار

372
00:22:37,147 --> 00:22:38,939
‫- مامان؟
‫- نور؟

373
00:22:40,817 --> 00:22:42,401
‫نور؟ خودتی؟

374
00:22:45,072 --> 00:22:47,199
‫آره… آره منم

375
00:22:48,200 --> 00:22:49,209
‫خوبی؟ کجایی؟

376
00:22:49,284 --> 00:22:50,368
‫نیویورکم

377
00:22:51,995 --> 00:22:53,830
‫بالاخره نجات پیدا کردم

378
00:22:54,790 --> 00:22:55,874
‫ولی…

379
00:22:57,834 --> 00:22:58,752
‫فرهاد…

380
00:23:01,588 --> 00:23:02,589
‫می‌دونم

381
00:23:03,423 --> 00:23:04,758
‫بهم خبرش رو دادن

382
00:23:09,221 --> 00:23:10,722
‫واقعاً معذرت می‌خوام

383
00:23:11,932 --> 00:23:12,974
‫تقصیر منـه

384
00:23:14,559 --> 00:23:16,236
‫همۀ این چیزها تقصیر منـه

385
00:23:16,311 --> 00:23:17,813
‫نه، این حرف رو نزن

386
00:23:18,772 --> 00:23:19,689
‫کجایی؟

387
00:23:20,482 --> 00:23:22,651
‫- کِی می‌تونم ببینمت؟
‫- زود

388
00:23:23,318 --> 00:23:24,527
‫زود می‌بینمت

389
00:23:26,488 --> 00:23:27,706
‫دوستت دارم، مامان

390
00:23:27,781 --> 00:23:31,118
‫من هم عزیزم.
‫خیلی دوستت دارم.

391
00:23:38,125 --> 00:23:39,251
‫پیتر؟

392
00:23:47,217 --> 00:23:49,686
‫دست خودت بمونه. کارمون که تموم شد،
‫شماره‌گیری مجدد رو بزن. خب؟

393
00:23:49,761 --> 00:23:50,854
‫سامی میاد دنبالت

394
00:23:50,929 --> 00:23:54,266
‫اگه قبلش اون پیدات نکنه.
‫احتمالاً همین‌الانش هم داره ردیابیش می‌کنه.

395
00:23:55,934 --> 00:23:58,019
‫نور، می‌تونی کمکم کنی؟

396
00:23:59,729 --> 00:24:00,689
‫لطفاً؟

397
00:24:03,066 --> 00:24:06,995
‫با عکست می‌تونم یه کارتِ مهمان
‫توی دفتر برات درست کنم

398
00:24:07,070 --> 00:24:09,081
‫شاید بتونی باهاش وارد ساختمون بشی، ولی…

399
00:24:09,156 --> 00:24:10,248
‫فقط همین رو لازم دارم

400
00:24:10,323 --> 00:24:11,575
‫ولی اهمیتی نداره

401
00:24:12,742 --> 00:24:13,960
‫جواد اینجاست

402
00:24:14,035 --> 00:24:15,921
‫بیرون منتظره که تو رو بگیره

403
00:24:15,996 --> 00:24:17,798
‫اونا فهمیدن توی دفتر چیکار می‌کردم و

404
00:24:17,873 --> 00:24:20,092
‫دستگیرم کردن تا منو برگردونن ایران

405
00:24:20,167 --> 00:24:22,085
‫متأسفم. چاره‌ای نداشتم

406
00:24:22,669 --> 00:24:23,929
‫به محض اینکه از اینجا بریم،

407
00:24:24,004 --> 00:24:27,004
‫جواد و بقیۀ نگهبان‌ها
‫تو رو برمی‌گردونن به دفتر

408
00:24:27,215 --> 00:24:29,518
‫- چند نفرن؟
‫- ۴

409
00:24:29,593 --> 00:24:30,936
‫- مسلح هستن؟
‫- قریب به یقین

410
00:24:31,011 --> 00:24:33,711
‫توقع دارن مثل دفعۀ پیش مقاومت کنی

411
00:24:34,389 --> 00:24:37,767
‫- چی به سر تو میاد؟
‫- منو تحت‌الحفظ برمی‌گردونن به دفتر

412
00:24:40,896 --> 00:24:42,230
‫چی توی فکرتـه؟

413
00:24:51,865 --> 00:24:53,515
‫بلدی چطوری از اینا استفاده کنی؟

414
00:25:01,458 --> 00:25:03,927
‫اگه تثبیت‌کننده با نسبتی که
‫محاسبه کردم کار کنه،

415
00:25:04,002 --> 00:25:06,546
‫کِی‌ایکس کاملاً مخلوط‌شده
‫باید به رنگ بنفش دربیاد

416
00:25:07,130 --> 00:25:08,098
‫از کجا می‌دونی؟

417
00:25:08,173 --> 00:25:09,433
‫فسفر قرمز در تثبیت‌کننده و

418
00:25:09,508 --> 00:25:11,935
‫باقی‌مونده‌های سیانید هیدروژن در سیانوژن

419
00:25:12,010 --> 00:25:14,771
‫وقتی که به حالت مایع متراکم بشه، باید بنفش بشه

420
00:25:14,846 --> 00:25:16,746
‫این در صورتیه که پیوند مولکولی
‫موفقیت‌آمیز بوده باشه

421
00:25:21,353 --> 00:25:23,604
‫- اون چی می‌خواد؟
‫- نمی‌دونم

422
00:25:25,628 --> 00:25:32,628


423
00:25:35,242 --> 00:25:36,117
‫اینجاست

424
00:25:46,503 --> 00:25:47,337
‫تو کی هستی؟

425
00:25:48,171 --> 00:25:48,972
‫راستش رو بگو

426
00:25:49,047 --> 00:25:50,891
‫من دستیار تحقیقاتی دکتر کول هستم

427
00:25:50,966 --> 00:25:53,560
‫- تو شیمی‌دان نیستی
‫- فقط دستپاچه‌ام

428
00:25:53,635 --> 00:25:56,146
‫تابحال حین انجام همچین کاری
‫اسلحه نذاشته بودن روی سرم

429
00:25:56,221 --> 00:25:57,138
‫دروغ میگی

430
00:25:58,640 --> 00:26:00,609
‫این توی کیفت بود

431
00:26:00,684 --> 00:26:02,819
‫فایل‌های محرمانۀ سی‌آی‌ای مربوط به فاکس‌گلاو

432
00:26:02,894 --> 00:26:07,532
‫لابد… از خونۀ دکتر کول برداشتم

433
00:26:07,607 --> 00:26:09,201
‫داشتیم همۀ فایل‌هاش رو زیر و رو می‌کردیم

434
00:26:09,276 --> 00:26:11,870
‫اونقدری که خیال می‌کنی
‫گول زدن بلد نیستی

435
00:26:11,945 --> 00:26:15,081
‫خب، واسه آخرین بار می‌پرسم.
‫تو کی هستی؟

436
00:26:15,156 --> 00:26:17,659
‫واسه کی کار می‌کنی؟
‫دیگه کی خبر داره که اینجایی؟

437
00:26:19,119 --> 00:26:19,995
‫همه

438
00:26:20,745 --> 00:26:23,445
‫تا یه ساعت دیگه پلیس‌ها
‫مثل مور و ملخ می‌ریزن اینجا

439
00:26:23,915 --> 00:26:25,417
‫وایسا، وایسا، وایسا!
‫خواهش می‌کنم!

440
00:26:26,293 --> 00:26:28,053
‫خانوادۀ من سال‌ها تلاش کردن تا

441
00:26:28,128 --> 00:26:30,680
‫دولت‌تون رو وادار به اعتراف کنن که
‫همچین چیزی اصلاً هست

442
00:26:30,755 --> 00:26:34,100
‫بعد تو پیدات شده و مثل آب خوردن
‫این پرونده رو گذاشتی توی کیفت

443
00:26:34,175 --> 00:26:35,602
‫همین‌الان زبون وا کن

444
00:26:35,677 --> 00:26:37,387
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. حق با توئـه

445
00:26:38,847 --> 00:26:40,181
‫به نظر خودت چطوری گیرش آوردم؟

446
00:26:41,308 --> 00:26:43,777
‫من جزو تیمی هستم که این مدت دنبالت بوده

447
00:26:43,852 --> 00:26:45,952
‫بقیه‌شون هم توی راهن و دارن میان اینجا

448
00:26:46,438 --> 00:26:50,116
‫اگه منو بکُشی، فقط قتل یه مأمور اف‌بی‌آی رو
‫به پرونده‌ات اضافه می‌کنی

449
00:26:50,191 --> 00:26:51,276
‫چرت میگی

450
00:26:51,943 --> 00:26:54,193
‫اگه کسی می‌دونست اینجایی، تا الان اینجا بودن

451
00:26:54,571 --> 00:26:57,221
‫این پرونده رو چطوری گیر آوردی؟
‫چی رو بهم نمیگی؟

452
00:26:57,907 --> 00:27:00,057
‫تو دنبال راه خلاص هستی

453
00:27:00,785 --> 00:27:03,735
‫توی خونۀ دکتر کول دیدمت.
‫نمی‌خوای به کسی آسیب بزنی.

454
00:27:05,040 --> 00:27:06,925
‫بقیه مجبورت کردن این کار رو بکنی، مگه نه؟

455
00:27:07,000 --> 00:27:08,760
‫اونا واسه من کار می‌کنن.
‫من بهشون امر و نهی می‌کنم!

456
00:27:08,835 --> 00:27:10,136
‫مطمئنی؟

457
00:27:10,211 --> 00:27:13,557
‫دیدم با اون بابا بحث می‌کردی.
‫به نظر نمی‌اومد که ازت دستور بگیره.

458
00:27:13,632 --> 00:27:15,976
‫آره، من هم دیدمت که توی آزمایشگاه
‫دست و پا چلفتی بودی

459
00:27:16,051 --> 00:27:17,727
‫انگار آزمایشگاه از نزدیک ندیده بودی

460
00:27:17,802 --> 00:27:19,771
‫خیال می‌کنی تا کِی می‌تونی تظاهر کنی؟

461
00:27:19,846 --> 00:27:21,189
‫پس کمکم کن جلوش رو بگیرم

462
00:27:21,264 --> 00:27:24,901
‫شدنی نیست. غرب باید تاوان کاری که
‫با خانوادۀ من کرد رو بده

463
00:27:24,976 --> 00:27:27,279
‫پس این بخشی از یه نقشۀ
‫انتقام‌جویی احمقانه‌ست؟

464
00:27:27,354 --> 00:27:30,031
‫واقعاً قصد داری این ماسماسک رو
‫روی مردم استفاده کنی؟

465
00:27:30,106 --> 00:27:31,616
‫گوش کن، من از فاکس‌گلاو خبر دارم

466
00:27:31,691 --> 00:27:33,076
‫می‌دونم چقدر خطرناکـه و

467
00:27:33,151 --> 00:27:35,328
‫می‌دونم که اونجا نمی‌خواستی منو بکُشی

468
00:27:35,403 --> 00:27:37,497
‫پس حاضرم شرط ببندم که
‫نمی‌خوای هزاران نفر رو بکُشی

469
00:27:37,572 --> 00:27:39,616
‫چون تهش قراره همین بشه

470
00:27:41,618 --> 00:27:43,169
‫- مجبور نیستی این کار رو بکنی
‫- خفه شو

471
00:27:43,244 --> 00:27:46,205
‫- می‌تونی قهرمان این قصه باشی
‫- گفتم کافیه!

472
00:27:47,582 --> 00:27:49,782
‫دیگه واسه متوقف کردنش خیلی دیره

473
00:27:50,210 --> 00:27:51,260
‫نه اگه بذاری من برم

474
00:27:52,754 --> 00:27:56,424
‫می‌خوای بدونی چطوری اون پرونده دستمـه؟
‫من با اف‌بی‌آی کار می‌کنم

475
00:27:56,925 --> 00:27:58,935
‫اون مواد شیمیایی‌ای هم که امروز دزدیدی،

476
00:27:59,010 --> 00:28:01,471
‫توی تمام مراحل درست پشت سرتون بودیم

477
00:28:02,597 --> 00:28:04,307
‫حق با توئـه، هیچ‌کس نمیاد

478
00:28:05,558 --> 00:28:06,693
‫ولی می‌تونی کمکمون کنی

479
00:28:06,768 --> 00:28:09,979
‫بذاری من برم، اف‌بی‌آی، سی‌آی‌ای،
‫همه رو می‌ریزم اینجا

480
00:28:10,647 --> 00:28:12,490
‫می‌تونیم همینجا و همین‌الان میخ تابوتش رو بزنیم

481
00:28:12,565 --> 00:28:13,575
‫اگه مارکوس مچ‌مون رو بگیره…

482
00:28:13,650 --> 00:28:15,110
‫باید این ریسک رو بکنیم!

483
00:28:17,237 --> 00:28:20,156
‫دارم می‌بینم که تو هیولا نیستی

484
00:28:21,366 --> 00:28:24,044
‫آدمایی هستن که بهت اهمیت میدن و
‫دوستت دارن،

485
00:28:24,119 --> 00:28:25,819
‫می‌خوان باهات آینده داشته باشن، درسته؟

486
00:28:26,454 --> 00:28:28,454
‫اونا چه فکری در مورد این قضایا می‌کنن؟

487
00:28:29,290 --> 00:28:30,166
‫اسلون

488
00:28:32,043 --> 00:28:34,493
‫اسلون همیشه میگه که من از خانواده‌م بهترم

489
00:28:35,088 --> 00:28:38,350
‫با دکتر کول حرف بزن، ازش بپرس
‫چه کاری از این مواد شیمیایی برمیاد

490
00:28:38,425 --> 00:28:39,801
‫بعدش از خودت بپرس،

491
00:28:41,010 --> 00:28:43,763
‫واقعاً می‌تونی با این همه خونی که
‫به گردنت باشه، زندگی کنی؟

492
00:28:45,140 --> 00:28:46,015
‫اسلون می‌تونه؟

493
00:28:47,976 --> 00:28:50,145
‫می‌خوای واسش چجور آدمی باشی؟

494
00:28:53,606 --> 00:28:54,441
‫همینجا صبر کن

495
00:29:13,501 --> 00:29:14,377
‫وایسا

496
00:29:16,546 --> 00:29:17,672
‫همونجا وایسا

497
00:29:18,465 --> 00:29:19,591
‫نور، چه خبره؟

498
00:29:21,259 --> 00:29:22,594
‫هر کاری می‌خواید باهاش بکنید

499
00:29:23,094 --> 00:29:24,104
‫می‌خوام برگردم خونه

500
00:29:24,179 --> 00:29:25,722
‫ببرش دفتر

501
00:29:30,310 --> 00:29:31,144
‫نور

502
00:29:31,728 --> 00:29:32,562
‫نور!

503
00:29:35,648 --> 00:29:37,325
‫تو رو به جرم جاسوسی

504
00:29:37,400 --> 00:29:40,120
‫علیه جمهوری اسلامی بازداشت می‌کنم

505
00:29:40,195 --> 00:29:41,538
‫قراره وسط شهر نیویورک بازداشتم کنی؟

506
00:29:41,613 --> 00:29:44,463
‫شهرِ خیلی خطرناکیـه.
‫همیشۀ خدا ملت ناپدید میشن.

507
00:29:44,991 --> 00:29:46,141
‫اگه باهاتون راه نیام چی؟

508
00:29:46,743 --> 00:29:48,286
‫ممکنه کار به جاهای باریک کشیده بشه

509
00:31:02,652 --> 00:31:04,445
‫هیچ‌کس نیست نجاتت بده

510
00:31:05,154 --> 00:31:05,989
‫چه خوب

511
00:31:52,535 --> 00:31:54,369
‫تقاص جرائمت رو پس میدی

512
00:33:30,425 --> 00:33:31,718
‫لحظۀ حقیقت

513
00:33:56,075 --> 00:33:57,660
‫باید حرف بزنیم

514
00:33:59,495 --> 00:34:01,455
‫- همینـه؟
‫- این نمونۀ کنترل‌شده‌مونـه

515
00:34:03,124 --> 00:34:05,668
‫یه عامل شیمیایی کی‌ایکس پایدار

516
00:34:06,669 --> 00:34:08,087
‫نظر صادقانه‌ت رو می‌خوام

517
00:34:09,797 --> 00:34:11,507
‫اگه از این سلاح استفاده بشه،

518
00:34:12,091 --> 00:34:13,017
‫مهار شدنی هست؟

519
00:34:13,092 --> 00:34:14,886
‫- مهار؟
‫- آره، مهار

520
00:34:15,720 --> 00:34:17,271
‫تو… متوجه نیستی

521
00:34:17,346 --> 00:34:20,900
‫اگه نگران مهار شدنش باشی که
‫همچین سلاحی نمی‌سازی

522
00:34:20,975 --> 00:34:24,687
‫این ترکیبی که ازم خواستی بسازم،
‫اصلاً می‌دونی نحوۀ کارش چطوریـه؟

523
00:34:30,693 --> 00:34:34,372
‫توی کاربرد، مثل هر مهمات شیمیاییِ
‫دو بخشی دیگه‌ایـه

524
00:34:34,447 --> 00:34:37,875
‫ولی در رابطه با کی‌ایکس،
‫عنصر ثانویه اکسیژنـه

525
00:34:37,950 --> 00:34:40,536
‫وقتی در معرض هوا قرار بگیره،

526
00:34:41,162 --> 00:34:43,840
‫بحث افزایش نمایی غلظت مولار وسطـه

527
00:34:43,915 --> 00:34:46,467
‫اگه بندازیش توی یه اتاق پر از آدم،
‫اونقدر سریع پخش می‌شه که

528
00:34:46,542 --> 00:34:48,886
‫قبل از اینکه بفهمن به زمین خورده،
‫دارن اونو تنفس می‌کنن

529
00:34:48,961 --> 00:34:51,511
‫- پس میگی که خفه میشن
‫- اونایی که خوش‌شانسن

530
00:34:52,673 --> 00:34:55,977
‫بیشتر احتمال داره این‌طوری بشه که
‫اونا اثرات سوختگی رو حس می‌کنن

531
00:34:56,052 --> 00:34:58,688
‫چون هوای توی بدن‌شون
‫با اون مواد شیمیایی واکنش میده و

532
00:34:58,763 --> 00:35:00,773
‫توی ریه‌هاشون مُنبسط می‌شه

533
00:35:00,848 --> 00:35:03,985
‫از درون، وقتی که تنفسش می‌کنی، می‌سوزونتت

534
00:35:04,060 --> 00:35:08,197
‫از بیرون هم وقتی که بخارش
‫با پوستت تماس پیدا می‌کنه

535
00:35:08,272 --> 00:35:09,657
‫هر چقدر بیشتر نفس بکشی،

536
00:35:09,732 --> 00:35:14,287
‫موقعی که از درد برای تنفس تقلا می‌کنی و
‫اکسیژن بیشتری وارد بدنت می‌کنی،

537
00:35:14,362 --> 00:35:17,540
‫بیشتر می‌سوزونه، سریع‌تر هم مُنبسط میشه

538
00:35:17,615 --> 00:35:19,242
‫دعا می‌کنی که کاش خفه شی

539
00:35:21,285 --> 00:35:22,120
‫نه

540
00:35:24,997 --> 00:35:27,166
‫مهار شدنی نیست

541
00:35:29,001 --> 00:35:31,254
‫اون بطری که دستتـه، قتلـه

542
00:35:31,921 --> 00:35:32,755
‫ولی این؟

543
00:35:34,132 --> 00:35:35,299
‫این قتل‌عامـه

544
00:35:42,932 --> 00:35:44,809
‫ازت می‌خوام با دقت گوش بدی

545
00:35:45,935 --> 00:35:49,035
‫تحت هیچ شرایطی نباید
‫کارت رو تکمیل کنی، دکتر

546
00:35:49,981 --> 00:35:52,283
‫پس نباید خانواده‌م رو تهدید می‌کردید و

547
00:35:52,358 --> 00:35:54,535
‫منو توی قفس شفاف نمی‌ذاشتید

548
00:35:54,610 --> 00:35:55,453
‫دارن تماشامون می‌کنن

549
00:35:55,528 --> 00:35:57,872
‫پس تا جای ممکن طولش بده

550
00:35:57,947 --> 00:36:00,947
‫اگه به قدر کافی طولش بدی،
‫تو و اون دختر رو از اینجا خارج می‌کنم

551
00:36:01,784 --> 00:36:04,003
‫من بدون خانواده‌م جایی نمیرم

552
00:36:04,078 --> 00:36:05,206
‫فهمیدم

553
00:36:15,000 --> 00:36:17,000
‫« در حال چاپ… لغو »

554
00:36:21,001 --> 00:36:23,001
‫« در حال چاپ لایۀ دوم… لغو »

555
00:37:45,221 --> 00:37:46,055
‫نور؟

556
00:37:46,639 --> 00:37:48,139
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

557
00:37:51,936 --> 00:37:53,279
‫لطفاً، من…

558
00:37:53,354 --> 00:37:55,314
‫پرسیدم اینجا چیکار می‌کنی؟

559
00:37:56,190 --> 00:37:57,191
‫جواب بده

560
00:37:58,818 --> 00:37:59,902
‫پس حقیقت داره…

561
00:38:01,404 --> 00:38:03,406
‫خبرچین آمریکایی‌ها تو هستی

562
00:38:04,282 --> 00:38:05,700
‫از من بهشون چی گفتی؟

563
00:38:06,409 --> 00:38:08,536
‫نه، هیچی، من…

564
00:38:13,916 --> 00:38:15,668
‫گزارش فرانسوی‌ها…

565
00:38:16,168 --> 00:38:18,804
‫- به تو هیچ ربطی نداره
‫- دخترتون توی اون لیستـه

566
00:38:18,879 --> 00:38:20,890
‫اگه یه کلمه در این مورد حرف بزنی،

567
00:38:20,965 --> 00:38:23,217
‫وضعت رو از اینی که هست بدتر می‌کنم

568
00:38:24,635 --> 00:38:26,062
‫می‌خواین حفظش کنین

569
00:38:26,137 --> 00:38:28,898
‫خائن‌هایی مثل تو مستحق هر مجازاتی هستن

570
00:38:28,973 --> 00:38:32,360
‫باید برشون گردوند خونه تا
‫تاوان جرمشون رو پس بدن

571
00:38:32,435 --> 00:38:34,904
‫ولی دخترتون جرمی نکرده

572
00:38:34,979 --> 00:38:35,896
‫کرده؟

573
00:38:36,772 --> 00:38:37,982
‫داستان رو شنیدم

574
00:38:38,941 --> 00:38:41,277
‫با دوست‌پسرش فرار کرده رفته پاریس

575
00:38:43,779 --> 00:38:44,989
‫این آدرسشـه؟

576
00:38:46,490 --> 00:38:47,992
‫پس اونا می‌دونن کجاست…

577
00:38:48,743 --> 00:38:51,244
‫و شما باید اینو به رئیس‌تون گزارش بدین

578
00:38:56,125 --> 00:38:57,960
‫اگه بتونم کمکتون کنم چی؟

579
00:38:59,670 --> 00:39:05,092
‫تنها کمکی که می‌تونی بکنی اینه که
‫خودت رو تسلیم کنی

580
00:39:08,346 --> 00:39:09,347
‫بذارید برم

581
00:39:11,599 --> 00:39:13,017
‫مستقیم میرم مقر سازمان ملل متحد؛

582
00:39:13,517 --> 00:39:16,517
‫بعد لیست رو میدم به نمایندۀ فرانسه

583
00:39:17,521 --> 00:39:19,231
‫می‌تونیم به این اشخاص خبر بدیم

584
00:39:20,191 --> 00:39:21,692
‫به دخترتون خبر بدیم

585
00:39:23,194 --> 00:39:25,613
‫بهش فرصت بدین زندگیش رو بکنه

586
00:39:28,783 --> 00:39:31,869
‫چطور می‌تونم به حرف خائنی مثل تو اعتماد بکنم؟

587
00:39:33,079 --> 00:39:35,179
‫همه‌چیز رو بندازید گردن من

588
00:39:36,540 --> 00:39:38,640
‫شواهد لازم رو هم که دارین

589
00:39:39,168 --> 00:39:42,380
‫می‌دونید که من می‌خواستم پناهنده بشم…

590
00:39:43,381 --> 00:39:45,883
‫و خانواده‌م رو از کشور خارج کنم

591
00:39:47,093 --> 00:39:49,970
‫و برادرم به‌خاطر همین کُشته شد

592
00:39:52,431 --> 00:39:56,902
‫نه شما و نه زندان‌هاتون می‌تونه با من کاری بکنه که

593
00:39:56,977 --> 00:39:59,563
‫زجرش با دردِ من قابل مقایسه باشه

594
00:40:01,982 --> 00:40:03,901
‫وقتی مادرم منو نگاه می‌کنه،

595
00:40:05,528 --> 00:40:10,658
‫تنها چیزی که می‌بینه اینه که
‫چطور من تنها پسرش رو ازش گرفتم

596
00:40:13,452 --> 00:40:15,538
‫بدتر از این می‌خواین با من چیکار کنید؟

597
00:40:17,039 --> 00:40:19,589
‫بذارید من خائن این داستان بمونم

598
00:40:20,209 --> 00:40:21,585
‫به جواد همه‌چیز رو بگید

599
00:40:22,545 --> 00:40:28,801
‫من وارد اینجا شدم، مدرک رو برداشتم و
‫قبل اینکه بتونید جلوم رو بگیرید فرار کردم

600
00:40:30,344 --> 00:40:32,138
‫به همه فقط همین رو بگید

601
00:40:35,933 --> 00:40:37,852
‫به دخترتون این فرصت رو بدید

602
00:40:52,491 --> 00:40:54,452
‫بهت ده دقیقه وقت میدم

603
00:40:56,537 --> 00:40:59,123
‫بعد نگهبان‌ها رو صدا می‌کنم

604
00:41:26,150 --> 00:41:28,369
‫نور رو بیرون دفتر ایرانی‌ها دیدم

605
00:41:28,444 --> 00:41:30,955
‫سیگنال موبایل منو کشوند اینجا.
‫اثری از پیتر نیست.

606
00:41:31,030 --> 00:41:32,581
‫می‌خوای ببرمش پیش مادرش؟

607
00:41:32,656 --> 00:41:34,533
‫هنوز نه، ولی حواست بهش باشه

608
00:41:35,284 --> 00:41:38,045
‫قبل اینکه از معادله خارجش کنیم،
‫باید ببینیم ما رو به پیتر می‌رسونه یا نه

609
00:41:38,120 --> 00:41:40,914
‫- ببینم چه کار دیگه‌ای میشه کرد
‫- ردیفه

610
00:42:19,537 --> 00:42:20,496
‫اون کجاست؟

611
00:42:22,831 --> 00:42:23,873
‫آروم

612
00:42:26,252 --> 00:42:28,179
‫نباید آدرس اینجا رو بهت می‌گفتم

613
00:42:28,254 --> 00:42:31,223
‫سالومون کجاست؟
‫توی خونۀ امن چه اتفاقی افتاد؟

614
00:42:31,298 --> 00:42:32,433
‫باید بهم اعتماد کنی

615
00:42:32,508 --> 00:42:34,260
‫اعتماد؟ تو…

616
00:42:35,886 --> 00:42:36,979
‫ولش کردی بره؟

617
00:42:37,054 --> 00:42:39,765
‫سالومون منو به رئیسش رسوند، همون خریدار

618
00:42:40,599 --> 00:42:42,693
‫گفت قراره بهم بگه که
‫فاکس‌گلاو رو به کی فروخته،

619
00:42:42,768 --> 00:42:44,737
‫وقتی هم گفت، اولین نفر به تو زنگ می‌زنم

620
00:42:44,812 --> 00:42:47,064
‫ولی باید بذاری از اون در خارج بشم

621
00:42:47,982 --> 00:42:50,159
‫- پیتر…
‫- فاکس‌گلاو پیش هر کی که هست، رز هم پیششـه

622
00:42:50,234 --> 00:42:52,870
‫می‌دونم. داریم تمام تلاش‌مون رو
‫می‌کنیم که پیداش کنیم

623
00:42:52,945 --> 00:42:54,071
‫به هیچ جا نرسیدید، درسته؟

624
00:42:54,697 --> 00:42:58,459
‫هیچ سرنخی ندارید، هیچ مدرکی ندارید،
‫هیچ شانسی ندارید، هیچی ندارید

625
00:42:58,534 --> 00:42:59,793
‫پس از راه درستش کمکمون کن

626
00:42:59,868 --> 00:43:01,879
‫هیچ راه درستی نیست، کاترین.
‫فقط همین راه هست.

627
00:43:01,954 --> 00:43:04,582
‫اگه به این راه ادامه بدی، کارت ساخته‌ست

628
00:43:05,082 --> 00:43:08,177
‫این دفعه «هدف وسیله رو
‫توجیه می‌کنه»ای در کار نیست

629
00:43:08,252 --> 00:43:09,837
‫کاترین، باید…

630
00:43:12,798 --> 00:43:15,142
‫- نمی‌تونم دست روی دست بذارم
‫- من هم همین‌طور

631
00:43:15,217 --> 00:43:18,354
‫ولی به‌خاطر کارهایی که کردی،
‫مجبورم بازداشتت کنم،

632
00:43:18,429 --> 00:43:20,105
‫دلم هم نمی‌خواد به زور متوسل بشم

633
00:43:20,180 --> 00:43:21,300
‫جدی میگم

634
00:43:21,301 --> 00:43:24,393
‫اگه قراره باقی عمرم توی یه سلول بگذرونم

635
00:43:25,102 --> 00:43:27,396
‫چون تصمیم گرفتم جون هزاران نفر رو نجات بدم،

636
00:43:28,647 --> 00:43:29,406
‫به درک

637
00:43:29,481 --> 00:43:33,193
‫مسئله جون هزاران نفره یا رُز؟

638
00:43:35,904 --> 00:43:38,240
‫بهم شلیک کن، یا از سر راهم برو کنار

639
00:43:42,369 --> 00:43:43,829
‫نه! پیتر!

640
00:43:47,291 --> 00:43:48,709
‫پیتر!

641
00:43:50,586 --> 00:43:51,419
‫پیتر!

642
00:44:12,358 --> 00:44:13,158
‫چه خبره؟

643
00:44:13,233 --> 00:44:16,495
‫چندین ساعته که مشغولـه،
‫ولی فقط همین دستمون رو گرفته

644
00:44:16,570 --> 00:44:18,038
‫قابل قبول نیست

645
00:44:18,113 --> 00:44:20,583
‫لطفاً مراقب باش.
‫همون می‌تونه همه‌مون رو بکُشه.

646
00:44:20,658 --> 00:44:23,460
‫- واسه چی اونو دستت گرفتی؟
‫- چرا اینقدر طولش میدی؟

647
00:44:23,535 --> 00:44:26,547
‫اول باید اونو در مقیاس آزمایشگاهی
‫امتحان می‌کردم. این کار زمان می‌بره.

648
00:44:26,622 --> 00:44:28,382
‫- زمان که ما نداریمش
‫- به حرفش گوش کن

649
00:44:28,457 --> 00:44:32,257
‫- واسه همین آوردیمش اینجا
‫- شاید متوجه وضعیت نیستی

650
00:44:32,378 --> 00:44:33,596
‫شاید باید حافظه‌ت سر جاش بیاد

651
00:44:33,671 --> 00:44:35,889
‫- خانواده‌ش رو بیارید!
‫- نه! نه، صبر کنید

652
00:44:35,964 --> 00:44:37,099
‫- نه!
‫- مارکوس!

653
00:44:37,174 --> 00:44:39,885
‫دیگه طبق روش تو پیش نمیریم

654
00:44:46,809 --> 00:44:47,768
‫من پیشتم

655
00:44:52,648 --> 00:44:53,949
‫نه! نه!

656
00:44:54,024 --> 00:44:56,201
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.
‫هر کاری گفتید کردم.

657
00:44:56,276 --> 00:44:57,995
‫نه! نه، لطفاً نکن

658
00:44:58,070 --> 00:44:59,163
‫- نزن
‫- وایسا

659
00:44:59,238 --> 00:45:01,206
‫- مامان
‫- حالا راستش رو بهم میگی؟

660
00:45:01,281 --> 00:45:02,374
‫دارم راستش رو میگم

661
00:45:02,449 --> 00:45:05,461
‫حالا می‌تونیم تولید انبوه کنیم.
‫آزمایش فرضیه رو اثبات می‌کنه.

662
00:45:05,536 --> 00:45:07,713
‫- چرا اینقدر طولش میدی؟
‫- طولش نمیدم!

663
00:45:07,788 --> 00:45:10,299
‫طولش نمیدم! من… طولش نمیدم!

664
00:45:10,374 --> 00:45:11,709
‫طولش نمیدم!

665
00:45:12,918 --> 00:45:14,468
‫چرا همش به اون نگاه می‌کنی؟

666
00:45:18,298 --> 00:45:20,017
‫- چی بهش گفتی؟
‫- برو

667
00:45:20,092 --> 00:45:22,942
‫- مارکوس، تو…
‫- چرا از آزمایشگاه آوردیش بیرون؟

668
00:45:23,846 --> 00:45:25,196
‫دیگه شورش رو در آوردی

669
00:45:25,889 --> 00:45:28,651
‫راه و چاه این خانواده رو من نشون میدم، نه تو

670
00:45:28,726 --> 00:45:30,310
‫این قضیه رو هم تمومش می‌کنم

671
00:45:38,110 --> 00:45:39,411
‫توی فریزر حبسش کنید

672
00:45:39,486 --> 00:45:42,247
‫چی؟ دیوونه شدید؟
‫شما واسه من کار می‌کنید!

673
00:45:42,322 --> 00:45:44,875
‫- اونا رو هم توی دفتر حبس کنید
‫- مارکوس، بس کن!

674
00:45:44,950 --> 00:45:46,126
‫- مشکلی پیش نمیاد
‫- نه!

675
00:45:46,201 --> 00:45:47,961
‫من توماس بالا هستم!

676
00:45:48,036 --> 00:45:50,289
‫- چیزی نمیشه. فقط به حرفشون گوش کنید
‫- نه!

677
00:45:53,292 --> 00:45:55,928
‫شما دو تا هم برگردید توی اون آزمایشگاه

678
00:45:56,003 --> 00:45:58,422
‫و تا موقعی که کار تکمیل نشده بیرون نیاید

679
00:45:59,506 --> 00:46:01,256
‫این آخرین باریـه که مؤدبانه میگم

680
00:46:21,700 --> 00:46:22,871
‫چرا اینقدر طولش دادی؟

681
00:46:22,946 --> 00:46:24,248
‫- کارت رو آوردی؟
‫- آره

682
00:46:24,323 --> 00:46:25,616
‫ولی نقشه‌ عوض شد

683
00:46:26,200 --> 00:46:27,700
‫- چی؟
‫- من هم باهات میام

684
00:46:37,836 --> 00:46:39,004
‫تنهامون بذارید

685
00:46:50,599 --> 00:46:53,018
‫توی هدف ما جایی واسه افراد بی‌ایمان نیست

686
00:46:54,770 --> 00:46:56,447
‫کِی ایمانت رو از دست دادی، توماس؟

687
00:46:56,522 --> 00:46:58,365
‫مارکوس، پسرعمو…

688
00:46:58,440 --> 00:47:02,327
‫نه. دیگه حق نداری ما رو فامیل بدونی.
‫اون دوران گذاشت.

689
00:47:02,402 --> 00:47:05,823
‫من و تو قرار بود دروغ‌های غرب رو بر ملا کنیم

690
00:47:06,323 --> 00:47:07,199
‫دروغ‌های آمریکا رو

691
00:47:07,825 --> 00:47:10,619
‫نه که دوباره همون اشتباهات
‫احمقانۀ پدرم رو تکرار کنیم

692
00:47:12,454 --> 00:47:15,340
‫اون دست به کارهای شنیع و وحشتناکی زد

693
00:47:15,415 --> 00:47:18,210
‫حالا هم داره تاوانش رو پس میده

694
00:47:19,211 --> 00:47:22,464
‫مارکوس، از عدالت که نمیشه نجاتش داد

695
00:47:23,048 --> 00:47:24,299
‫این حقیقتِ محضـه

696
00:47:25,133 --> 00:47:27,886
‫و احمقانه‌ست که این وسط ما هم بشیم هیولا

697
00:47:29,805 --> 00:47:32,391
‫من خانوادۀ بالا رو دوباره
‫به کُرسی احترام برمی‌گردونم

698
00:47:32,933 --> 00:47:33,809
‫به قدرت

699
00:47:34,935 --> 00:47:37,988
‫من بزرگ‌خاندانِ این خانواده‌م و
‫تو هم باید احترام بذاری

700
00:47:38,063 --> 00:47:39,773
‫تو از من تبعیت می‌کنی

701
00:47:40,274 --> 00:47:42,826
‫من و تو با همدیگه

702
00:47:42,901 --> 00:47:45,821
‫آرامش و موفقیت رو به مردم‌مون برمی‌گردونیم

703
00:47:46,405 --> 00:47:47,748
‫- مردم‌مون؟
‫- آره

704
00:47:47,823 --> 00:47:50,576
‫آخرین باری که ما رو از خودت دونستی کِی بود؟

705
00:47:52,411 --> 00:47:54,663
‫عمو ویکتور اولش ناراحت شد

706
00:47:55,497 --> 00:47:58,197
‫وقتی که دیگه از مدرسۀ
‫شبانه‌روزی برنمی‌گشتی خونه

707
00:47:58,625 --> 00:48:00,803
‫جلوی بقیه تظاهر می‌کرد

708
00:48:00,878 --> 00:48:04,431
‫«پسرم توماس، رفته دنیای غرب رو تسخیر کنه»

709
00:48:04,506 --> 00:48:06,133
‫«توی زمین بازی خودشون شکست‌شون بده»

710
00:48:07,593 --> 00:48:08,927
‫ولی من حقیقت رو می‌دونستم

711
00:48:10,345 --> 00:48:11,638
‫تو ولش کردی

712
00:48:12,139 --> 00:48:13,473
‫ما رو ول کردی،

713
00:48:14,349 --> 00:48:15,309
‫مردمت رو

714
00:48:15,934 --> 00:48:18,695
‫من اینو قبل از پدرت می‌دونستم،
‫ولی آخرش اون هم قبول کرد

715
00:48:18,770 --> 00:48:21,949
‫مارکوس، دیگه بسه لامصب.
‫بذار از اینجا بیام بیرون.

716
00:48:22,024 --> 00:48:25,410
‫تو هیچ‌وقت لیاقتِ اسم بالا رو نداشتی

717
00:48:25,485 --> 00:48:28,580
‫من اینو می‌دونستم و بالاخره پدرت هم فهمید

718
00:48:28,655 --> 00:48:30,157
‫حیوون عوضی

719
00:48:33,452 --> 00:48:34,786
‫تو بخشیده نمیشی!

720
00:48:39,791 --> 00:48:42,628
‫«در رنج و اندوهم، به پیشگاه پروردگار
‫می‌نالم و او اجابتم می‌کند.» (مزامیر، ۱۲۰:۱)

721
00:48:43,253 --> 00:48:44,087
‫چی؟

722
00:48:44,796 --> 00:48:48,725
‫«خداوندا، مرا از شر مردم دروغگو و
‫از زبان حیله‌گران نجات بده» (مزامیر، ۱۲۰:۲)

723
00:48:48,800 --> 00:48:50,259
‫داری چی زیر لب زمزمه می‌کنی؟

724
00:48:54,306 --> 00:48:56,016
‫«چه چیزی به تو داده خواهد شد؟»

725
00:48:57,351 --> 00:48:59,311
‫«یا چه بر سر تو خواهد آمد؟»

726
00:49:00,312 --> 00:49:01,396
‫«ای زبانِ حیله‌گر»
‫(مزامیر، ۱۲۰:۳)

727
00:49:09,029 --> 00:49:10,697
‫«پیکان‌های تیز مرد دلاور»

728
00:49:12,866 --> 00:49:14,376
‫نه! نه! نه!

729
00:49:14,451 --> 00:49:17,462
‫نه! نه، خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم!

730
00:49:17,537 --> 00:49:18,913
‫خواهش می‌کنم!

731
00:49:35,000 --> 00:49:55,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

