﻿1
00:00:06,256 --> 00:00:08,925
‫آنچه گذشت...

2
00:00:09,592 --> 00:00:10,801
‫پیتر، ایشون آلیسـه

3
00:00:10,802 --> 00:00:14,054
‫ناظر آموزش‌های توئـه،
‫پس به حرف‌هاش گوش کن

4
00:00:14,055 --> 00:00:16,599
‫تو دیگه یه مأمور شبی.
‫وارد رابطه شدن خطرناکـه.

5
00:00:17,267 --> 00:00:18,183
‫آلیس!

6
00:00:19,894 --> 00:00:21,186
‫آلیس مُرده

7
00:00:21,187 --> 00:00:22,522
‫- چی؟
‫- کُشتنش

8
00:00:24,274 --> 00:00:25,316
‫« فوق محرمانه »

9
00:00:26,609 --> 00:00:28,777
‫پرونده‌ای که فروختم
‫از دستاوردهای مقدماتی بوده

10
00:00:28,778 --> 00:00:30,321
‫بهش میگن فاکس‌گلاو

11
00:00:38,663 --> 00:00:39,956
‫همه چی رو برداشتیم

12
00:00:40,540 --> 00:00:42,624
‫بهم اعتماد کن، پسرعمو.
‫اینطوری بهتره.

13
00:00:42,625 --> 00:00:45,878
‫گویا اطلاعاتِ سری به دست ایرانی‌ها افتاده

14
00:00:45,879 --> 00:00:47,963
‫رئیس‌جمهور می‌خواد
‫آفند شبانه وارد عمل بشه

15
00:00:47,964 --> 00:00:50,299
‫جواد خیلی بهت توجه می‌کنه

16
00:00:50,300 --> 00:00:53,135
‫- من که نمی‌شناسمش
‫- خب که چی؟ بهش نزدیک میشی

17
00:00:53,136 --> 00:00:56,388
‫مراسم سالگرد یه تفنگدار دریایی
‫به اسم سولومون وگاست

18
00:00:56,389 --> 00:00:58,891
‫نوشته خواهرش، سلست، در قید حیاتـه

19
00:00:58,892 --> 00:01:02,519
‫عباس منصوری، سفیر ایران توی سازمان ملل

20
00:01:02,520 --> 00:01:03,562
‫سولومون وگا

21
00:01:03,563 --> 00:01:05,522
‫- یه چیزی با هم رد و بدل کردن
‫- کی عکس گرفته؟

22
00:01:05,523 --> 00:01:08,568
‫نور طاهری.
‫قراره پرونده‌اش بیاد دست ما.

23
00:01:09,592 --> 00:01:20,592
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

24
00:01:24,542 --> 00:01:28,213
‫« ایران، اصفهان »

25
00:01:28,963 --> 00:01:32,467
‫« یک سال قبل »

26
00:01:32,550 --> 00:01:34,344
‫به نظر من خیلی خوبـه

27
00:01:34,844 --> 00:01:37,055
‫- هیجان‌انگیزه
‫- ولی؟

28
00:01:37,639 --> 00:01:39,556
‫منتشر کردن این چیزها خیلی خطرناکـه

29
00:01:39,557 --> 00:01:43,185
‫معلومـه خطرناکـه.
‫هر چیزی ارزش داره، خطر هم داره.

30
00:01:43,186 --> 00:01:46,356
‫شوکت،
‫اگر هم این اتهام‌ها حقیقت داشته باشن،

31
00:01:46,856 --> 00:01:49,191
‫خودتو داری بدجوری با سپاه درگیر می‌کنی

32
00:01:49,192 --> 00:01:53,237
‫هدفم هم همینـه. می‌خوام
‫مُشت محکمی تو دهن این حکومت بزنم.

33
00:01:53,238 --> 00:01:57,866
‫می‌فهمم، ولی اگه به دست این‌ها برسه،
‫خون جلو چشم‌هاشون رو می‌گیره

34
00:01:57,867 --> 00:02:01,286
‫فکر می‌کنی این‌ها سواد خوندن دارن؟
‫بعدم، تو چرا جوش میزنی؟

35
00:02:01,287 --> 00:02:04,124
‫همین روزها تو هم
‫بخشی از این سیستم فاسد میشی

36
00:02:06,334 --> 00:02:09,003
‫هر کسی نمی‌تونه مثل تو
‫خبرنگار مستقل باشه

37
00:02:09,712 --> 00:02:12,298
‫می‌دونم طرفدار وزارت امور خارجه نیستی

38
00:02:13,049 --> 00:02:15,885
‫اما اینجا من می‌تونم واقعاً مؤثر باشم

39
00:02:16,719 --> 00:02:18,178
‫خیلی برام مهمـه

40
00:02:18,179 --> 00:02:20,807
‫همون‌طوری که این اعلامیه برای تو اهمیت داره

41
00:02:22,600 --> 00:02:24,309
‫باید فکر برادرت هم بکنی

42
00:02:24,310 --> 00:02:26,562
‫مگه سال دیگه سربازیش شروع نمیشه؟

43
00:02:26,563 --> 00:02:29,606
‫این پفیوزها مزخرفاتشون رو
‫تو مغزش فرو می‌کنن

44
00:02:29,607 --> 00:02:34,528
‫معلومـه همش چرت و پرتـه، ولی تموم
‫دروغ‌هاشون رو میزنن تو عسل و به خوردش میدن

45
00:02:34,529 --> 00:02:36,781
‫می‌خوای عاقبتش مثل پدرت بشه؟

46
00:02:38,408 --> 00:02:40,242
‫درو باز کن! سریع!

47
00:02:40,243 --> 00:02:41,577
‫نمی‌تونی اینجا بمونی، باید بری!

48
00:02:41,578 --> 00:02:43,245
‫- چرا؟
‫- پلیسـه. بیا

49
00:02:43,246 --> 00:02:45,747
‫- پس تو چی؟
‫- نگران من نباش. برو!

50
00:02:47,125 --> 00:02:50,795
‫می‌دونیم اون تویی.
‫درو باز کن یا می‌شکونمیش ها.

51
00:02:56,634 --> 00:02:59,679
‫بهت اخطار داده بودیم
‫این دروغ‌ها رو منتشر نکنی

52
00:03:01,139 --> 00:03:02,640
‫برید کنار. راه رو باز کنید!

53
00:04:05,245 --> 00:04:07,497
‫چی شد؟ چرا بُردنش؟

54
00:04:08,706 --> 00:04:10,166
‫ازش می‌ترسیدن

55
00:04:39,487 --> 00:04:40,405
‫ادوارد؟

56
00:04:41,990 --> 00:04:42,824
‫کجایی؟

57
00:04:43,700 --> 00:04:44,616
‫سلام

58
00:04:45,743 --> 00:04:47,619
‫شرمنده، نترس

59
00:04:48,788 --> 00:04:49,746
‫شما؟

60
00:04:49,747 --> 00:04:52,499
‫من پیترم، ایشون هم رُزه

61
00:04:52,500 --> 00:04:53,917
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم

62
00:04:53,918 --> 00:04:56,462
‫اگه حرف‌هام به مذاقت خوش نیومد،
‫می‌تونی خیلی راحت بری. خب؟

63
00:04:57,338 --> 00:05:01,091
‫من کارمند سیا نیستم،
ولی در جریان پرونده‌ات قرار گرفتم

64
00:05:01,092 --> 00:05:04,052
‫متوجه شدم که می‌خوای
‫خونواده‌ات رو از ایران خارج کنی و

65
00:05:04,053 --> 00:05:06,055
‫بیاری‌شون که توی آمریکا زندگی کنن.
‫درست میگم؟

66
00:05:09,684 --> 00:05:10,560
‫خیلی‌خب

67
00:05:11,060 --> 00:05:13,146
‫ببین، من جایگزین ادوارد شدم. متوجهی؟

68
00:05:20,653 --> 00:05:22,362
‫این یکی از عکس‌هاییـه که از

69
00:05:22,363 --> 00:05:24,699
‫اون یارویی که با سفیرتون
‫ملاقات کرد گرفتی، درستـه؟

70
00:05:27,702 --> 00:05:29,494
‫- آره
‫- چی در موردش می‌دونی؟

71
00:05:29,495 --> 00:05:31,039
‫جلسه محرمانه بود

72
00:05:31,998 --> 00:05:33,415
‫برنامه‌ریزیش با خودش بود

73
00:05:33,416 --> 00:05:35,000
‫نمی‌دونم در چه مورد صحبت کردن،

74
00:05:35,001 --> 00:05:38,463
ولی قبل رفتنِ سفیر، یه کیف بهش دادن

75
00:05:39,130 --> 00:05:41,256
‫- سعی کردم به ادوارد بگم...
‫- ادوارد رو بیخیال، خب؟

76
00:05:41,257 --> 00:05:42,342
‫طرف حسابت منم

77
00:05:43,009 --> 00:05:46,137
‫- چی توی کیف بود؟
‫- نمی‌دونم. اما هنوز دستشـه

78
00:05:46,971 --> 00:05:48,555
‫توی دفترش مخفیش کرده

79
00:05:48,556 --> 00:05:49,598
‫به درد می‌خوره؟

80
00:05:49,599 --> 00:05:51,726
‫اگه می‌دونستم داخلش چیـه،
‫قطعاً به یه دردی می‌خورد

81
00:05:53,895 --> 00:05:56,063
‫انتظار داری محتویات کیف رو بردارم؟

82
00:05:56,064 --> 00:05:58,190
‫به اندازه‌ای که بتونیم
‫از همه چیش کُپی بگیریم

83
00:05:59,359 --> 00:06:01,902
‫اگه این کار رو بکنی،
‫خونواده‌ات رو از ایران خارج می‌کنیم،

84
00:06:01,903 --> 00:06:03,945
‫میاریمشون اینجا
‫تا بتونید دور هم زندگی کنید

85
00:06:03,946 --> 00:06:06,824
‫اون هم زیر سایه‌ی حمایت جانی و مالی ما

86
00:06:07,408 --> 00:06:09,660
‫- پیشنهادمون اینـه
‫- این کار ازش بَر میاد

87
00:06:11,746 --> 00:06:14,581
‫- اگه قبول نکنم چی؟
‫- اونوقت دیگه هیچوقت جلوی راهت سبز نمیشم

88
00:06:14,582 --> 00:06:18,628
‫تو هم می‌تونی برگردی دفتر و
‫تا آخر عمر با حس گناه این تصمیمت سَر کنی

89
00:06:24,842 --> 00:06:27,804
‫هفته‌ی آینده، برادرم
‫عازم خدمت سربازیش میشه

90
00:06:28,930 --> 00:06:30,806
‫اگه بره، عین پدرمون

91
00:06:30,807 --> 00:06:33,601
‫قربانیِ یه جنگ نیابتی بی‌فایده میشه

92
00:06:35,395 --> 00:06:36,938
‫نمی‌خوام آخر و عاقبتش این بشه

93
00:06:37,980 --> 00:06:40,440
‫ولی تموم هفته درگیر آماده‌سازی
‫برای سازمان مللم،

94
00:06:40,441 --> 00:06:42,692
‫فردا اقامتگاه سفیر مهمونی دعوتم و

95
00:06:42,693 --> 00:06:44,653
‫بعدش یه کنفرانس سه‌روزه در مورد آب دارم

96
00:06:44,654 --> 00:06:47,281
‫اگه بخوام هر سه‌تاشون رو نادیده بگیرم،
‫بهم شک می‌کنن

97
00:06:48,241 --> 00:06:49,575
‫مهمونیِ چیـه؟

98
00:06:50,076 --> 00:06:53,578
‫وایسا ببینم. نمی‌فهمم.
‫داری چی میگی دقیقاً؟

99
00:06:53,579 --> 00:06:55,372
‫گفتم اصلاً هیچی در این مورد نمی‌دونه

100
00:06:55,373 --> 00:06:56,915
یه جاسوس آمریکایی اطلاعات مربوط به

101
00:06:56,916 --> 00:07:00,669
‫یه سلاح آزمایشی سیا، به اسم فاکس‌گلاو رو فروخته،

102
00:07:00,670 --> 00:07:04,131
‫اونوقت داری میری رئیسِ رئیسش توی سیا

103
00:07:04,132 --> 00:07:05,674
‫هیچی در این مورد نمی‌دونه؟

104
00:07:05,675 --> 00:07:07,217
‫به نظرت غیرعادی نیست؟

105
00:07:07,218 --> 00:07:10,263
‫نه، به خاطر اینکه گدنی مأمور مخفی نیست،
‫بلکه مأمور دولتـه

106
00:07:10,805 --> 00:07:12,682
‫به خاطر همینـه که به سمت ریاست منصوب شده

107
00:07:13,182 --> 00:07:14,224
‫هیچی بارش نیست

108
00:07:14,225 --> 00:07:16,393
ولی امضاء زدن رو خوب بلده

109
00:07:16,394 --> 00:07:19,980
‫پس ناراحت نمیشی برم سراغش و
‫یه چندتا سؤال ازش بپرسم؟

110
00:07:19,981 --> 00:07:23,024
‫- حرفم برات سند نیست؟
‫- به حرف‌های تو مشکوک نیستم

111
00:07:23,025 --> 00:07:24,776
‫همیشه که توطئه‌ای در کار نیست

112
00:07:24,777 --> 00:07:28,155
‫سیاسیون هم ممکنه به اندازه‌ی عوام

113
00:07:28,156 --> 00:07:29,197
‫هالو و بی‌خاصیت باشن

114
00:07:29,198 --> 00:07:31,992
‫مدیر سیا رو هالو خوندی الان؟

115
00:07:31,993 --> 00:07:33,578
‫و بی‌خاصیت. حواست نیست ها

116
00:07:34,370 --> 00:07:37,789
‫ایدن، وارن بهترین سرنخ ما بود

117
00:07:37,790 --> 00:07:38,915
‫سرنخ چه بسیار

118
00:07:38,916 --> 00:07:41,501
‫تو تلاشت رو بکن.
‫من هم از این طرف زورم رو میزنم.

119
00:07:41,502 --> 00:07:42,837
‫دست از سر گدنی هم بردار

120
00:07:47,467 --> 00:07:49,384
‫خانم وگا؟ کسی خونه نیست؟

121
00:08:00,813 --> 00:08:01,898
‫سلست؟

122
00:08:06,944 --> 00:08:08,863
‫ببخشید، خانم؟

123
00:08:09,447 --> 00:08:11,364
‫شما خانمی که اینجا زندگی می‌کنه رو می‌شناسید؟

124
00:08:11,365 --> 00:08:13,867
‫- تو دردسر افتاده؟
‫- ابداً

125
00:08:13,868 --> 00:08:16,286
‫از مرکز خدماتی سالمندان اومدم

126
00:08:16,287 --> 00:08:18,997
‫یه مرکز حفاظتیـه
‫تحت حمایت دولت فدرال که

127
00:08:18,998 --> 00:08:22,083
‫به افراد ناتوان از لحاظ مالی کمک می‌کنه

128
00:08:22,084 --> 00:08:25,046
‫کارمند دولتید پس.
‫دیگه مشکلی وجود نداره.

129
00:08:26,839 --> 00:08:30,217
‫می‌خواستم با خانم وگا صحبت کنم،
‫اما انگار خونه‌شون کاملاً تخلیه شده

130
00:08:30,218 --> 00:08:32,260
‫خیلی عجیب بود

131
00:08:32,261 --> 00:08:34,346
‫من و فیل اصلاً صدای کامیون‌ها رو نشنیدیم

132
00:08:34,347 --> 00:08:36,765
‫تا اینکه صبح رفتن‌شون رو دیدیم

133
00:08:36,766 --> 00:08:39,392
‫از اینجا کوچ کرد؟ نصفه شبی؟

134
00:08:39,393 --> 00:08:40,310
‫آره

135
00:08:40,311 --> 00:08:44,689
‫هر از گاهی توی خریدهاش کمکش می‌کردیم، آخه...

136
00:08:44,690 --> 00:08:47,442
‫طفلکی اصلاً کس و کاری نداشت

137
00:08:47,443 --> 00:08:52,365
‫جداً؟ فکر می‌کردم یه برادر داره

138
00:08:55,618 --> 00:08:58,788
‫نه، من تا حالا همچین کسی رو ندیدم

139
00:08:59,372 --> 00:09:00,706
‫متأسفم

140
00:09:01,415 --> 00:09:02,332
‫ممنون از شما

141
00:09:08,673 --> 00:09:11,424
‫هم حراست هست و هم دوربین مداربسته

142
00:09:11,425 --> 00:09:14,886
‫ورود موبایل یا هرگونه
‫وسایل الکترونیکی هم اکیداً ممنوعـه

143
00:09:14,887 --> 00:09:17,597
‫مگر اینکه مثل من جزو
‫پرسنل دفتر باشن که قبلاً تأیید شدن

144
00:09:17,598 --> 00:09:19,099
‫طبقه‌ی سوم چی داره؟

145
00:09:19,100 --> 00:09:21,936
‫اینجا دفتر عباسـه که
‫کیف هم همینجاست

146
00:09:22,812 --> 00:09:25,438
‫- شرمنده، نقاشیم خوب نیست
‫- خوب کِشیدی اتفاقاً

147
00:09:25,439 --> 00:09:27,065
‫- همین یه پلکان رو داره؟
‫- نه

148
00:09:27,066 --> 00:09:30,277
‫یه راه‌پله‌ی اضطراری هم
‫توی مطبخ داره

149
00:09:30,278 --> 00:09:32,445
‫- درِ دفتر قفلـه؟
‫- آره

150
00:09:32,446 --> 00:09:34,699
‫فقط هم با کلید کارتی باز میشه.
‫همه جا همراهشـه.

151
00:09:35,283 --> 00:09:37,201
‫مشکل‌مون فقط همین نیست

152
00:09:37,952 --> 00:09:41,204
‫جواد، مدیر حراست،
‫قبلاً توی سپاه قدس بوده

153
00:09:41,205 --> 00:09:42,247
‫چی هست؟

154
00:09:42,248 --> 00:09:45,458
‫یه زیرشاخه‌ی تعلیم‌‎دیده و حرفه‌ای
‫از سپاه پاسداران انقلاب اسلامیـه

155
00:09:45,459 --> 00:09:47,586
‫فردا شب همه چی رو زیر نظر داره

156
00:09:47,587 --> 00:09:48,837
‫دوربین‌ها چی؟

157
00:09:48,838 --> 00:09:51,674
‫گمونم سرور اصلی توی شوفاژخونه باشه

158
00:09:52,174 --> 00:09:54,884
‫اما تا جایی‌که من در جریانم،
‫کسی در لحظه پشت دوربین نمی‌شینه

159
00:09:56,178 --> 00:09:58,221
‫خیلی‌خب، پس فقط کافیـه

160
00:09:58,222 --> 00:10:01,891
‫بیام تو، کلید کارتی رو بدزدم،
‫از پله‌های اضطراری تا دفتر برم،

161
00:10:01,892 --> 00:10:04,185
‫کیف رو پیدا کنم،
‫هر چی توشـه رو ثبت کنم و

162
00:10:04,186 --> 00:10:06,396
‫بدون اینکه من رو ببینن، بیام بیرون؟

163
00:10:06,397 --> 00:10:08,148
‫خب، وقتی اینجوری میگی...

164
00:10:08,149 --> 00:10:11,652
‫مطمئنم می‌تونم کلید کارتی رو کِش برم. فقط...

165
00:10:12,612 --> 00:10:13,737
‫فقط چی؟

166
00:10:13,738 --> 00:10:16,198
‫عباس کارت رو توی جیب کُتش نگه می‌داره

167
00:10:16,907 --> 00:10:21,621
‫اگه می‌شد حواسش رو پرت کرد،
‫یا توجه‌اش رو به جای دیگه‌ای جلب کرد...

168
00:10:22,204 --> 00:10:24,040
‫با یه آدم؟

169
00:10:24,915 --> 00:10:25,750
‫من می‌تونم...

170
00:10:26,626 --> 00:10:29,377
‫- نخیر
‫- خب، پیشنهاد بود

171
00:10:29,378 --> 00:10:32,380
‫- یه راه دیگه پیدا می‌کنیم
‫- جدی؟ وقتی نداریم

172
00:10:32,381 --> 00:10:33,591
‫یه لحظه صبر کنید

173
00:10:34,258 --> 00:10:36,635
‫پیتر، من از پسش بر میام. نگران نباش

174
00:10:36,636 --> 00:10:39,512
‫خیلی نگرانم.
‫به خاطر این نیست که گذاشتم اینجا بمونی.

175
00:10:39,513 --> 00:10:41,222
‫یه مهمونیـه دیگه بابا

176
00:10:41,223 --> 00:10:43,892
‫مُچم رو بگیرن،
‫فوقش می‌خوان بندازنم بیرون دیگه

177
00:10:43,893 --> 00:10:46,479
‫اگه تو گیر بیفتی،
‫یه بحران بین‌المللی میشه

178
00:10:48,105 --> 00:10:50,107
‫نور که همینجوریش هم
‫تو خطر افتاده

179
00:10:50,650 --> 00:10:52,735
‫- نه
‫- تنهایی از پسش بر میای؟

180
00:10:54,028 --> 00:10:56,154
‫اگه نتونی محتویات کیفه رو پیدا کنی،
‫چی میشه؟

181
00:10:56,155 --> 00:10:57,823
‫اتفاق خیلی بدی میفته، نه؟

182
00:11:01,994 --> 00:11:03,037
‫از پسش بر میام

183
00:11:04,246 --> 00:11:05,705
‫میرم یه چند جا زنگ بزنم

184
00:11:09,543 --> 00:11:12,463
‫« نیویورک، هتل وینفیلد »

185
00:11:19,637 --> 00:11:22,348
‫- نگرانی
‫- باریکلا، آقای شرلوک هولمز

186
00:11:22,848 --> 00:11:26,519
‫- به خاطر تلفاتـه؟
‫- بیشتر شبیه اعدامـه، نیست؟

187
00:11:27,103 --> 00:11:29,521
‫اما آره. یکمی نگران‌کننده‌ بود

188
00:11:29,522 --> 00:11:32,732
‫نه به اندازه‌ی خودِ سرقت.
‫خیال می‌کردم نقشه مثل روز روشنـه.

189
00:11:32,733 --> 00:11:35,194
‫شرایط تغییر کنه،
‫نقشه هم عوض میشه

190
00:11:36,153 --> 00:11:38,781
‫در ضمن، اتفاقاً اینطوری
‫دست بالا داریم

191
00:11:39,281 --> 00:11:42,659
‫باعث میشه ما رو جدی‌تر بگیرن.
‫مگه همینو نمی‌خوای؟

192
00:11:42,660 --> 00:11:44,536
مارکوس، ازت می‌خوام

193
00:11:44,537 --> 00:11:47,414
ماهیت حساس و حیاتی این کار رو بفهمی،‏

194
00:11:47,415 --> 00:11:51,585
پای سیاست‌های جهانی وسطه و
برنامه‌ریزیش ماه‌ها زمان برده

195
00:11:52,670 --> 00:11:55,463
‫پدرت چی؟
‫به‌زودی حکمش صادر میشه

196
00:11:55,464 --> 00:11:56,674
‫پیگیرشم

197
00:11:57,466 --> 00:11:58,300
‫واقعاً

198
00:11:59,677 --> 00:12:03,222
‫اما به این روز افتاد چون اجازه داد
‫امثال توی جنگ‌طلب تحریکش کنن

199
00:12:04,181 --> 00:12:06,808
‫اگه به من گوش می‌داد که
‫الان توی لاهه نمیفتاد پشت میله‌های زندون و

200
00:12:06,809 --> 00:12:09,979
‫یه مُشت مزاحم میراث خونوادگی‌مون رو
‫به تاراج نمی‌بُردن

201
00:12:10,980 --> 00:12:12,605
‫- مزاحم که نشدم؟
‫- نه

202
00:12:12,606 --> 00:12:14,900
‫نه، نه، بفرما

203
00:12:21,282 --> 00:12:22,615
‫اینکه دعوتم کردید رو

204
00:12:22,616 --> 00:12:25,702
‫به منزله‌ی تمایلتون برای
‫ادامه‌ی توافق‌مون تلقی می‌کنم

205
00:12:25,703 --> 00:12:27,579
‫- درست میگم؟
‫- بله

206
00:12:27,580 --> 00:12:32,333
‫بله، اما یه چیزی هست که
‫خیلی ذهنم رو درگیر کرده

207
00:12:32,334 --> 00:12:34,754
‫ببینید، من می‌دونم هدفم از این کار چیـه

208
00:12:35,254 --> 00:12:37,673
‫به خاطر کشورم، خونواده و میراثم

209
00:12:38,215 --> 00:12:41,093
‫اما نمی‌فهمم که
‫شما از این توافق چی عایدتون میشه

210
00:12:44,180 --> 00:12:45,473
یه نصیحت بهت بکنم؟

211
00:12:46,432 --> 00:12:49,393
‫هیچوقت سؤالی نپرس که
‫جوابش رو نمی‌دونی

212
00:12:50,853 --> 00:12:52,521
‫حکم اقرار به نادونی رو داره

213
00:12:53,481 --> 00:12:54,981
‫منظورت اینـه که من نادونم؟

214
00:12:54,982 --> 00:12:55,941
‫نه

215
00:12:56,609 --> 00:13:00,069
‫مسئله اینـه که سؤالت رو
‫داری از آدم اشتباهی می‌پرسی

216
00:13:09,789 --> 00:13:11,832
‫- شب خوش، آقایون
‫- شب خوش

217
00:13:23,135 --> 00:13:24,803
‫چرا هنوز داری کار می‌کنی؟

218
00:13:24,804 --> 00:13:28,765
‫می‌دونی که عباس یه هفته قبلِ
‫مجمع عمومی چجوری میشه

219
00:13:28,766 --> 00:13:31,142
‫«هاله، خیلی مسئله‌ی جدی‌ایـه ها»

220
00:13:31,143 --> 00:13:33,144
‫«هاله، خیلی کار مهمیـه ها»

221
00:13:33,145 --> 00:13:36,815
‫«هاله، اینو بده. هاله، اونو بده.
‫هاله، هاله، هاله»

222
00:13:37,733 --> 00:13:40,068
‫بعضی‌وقت‌ها همه چیزو خیلی جدی می‌گیره

223
00:13:40,069 --> 00:13:43,530
‫چشمم به اون روزیـه که
‫من و بیژن برگشتیم ایران

224
00:13:43,531 --> 00:13:46,742
‫انقدر با هم وقت داریم که
‫ریلکس کنیم، می‌دونی؟

225
00:13:47,827 --> 00:13:49,370
‫حالا که حرف عشق و عاشقیـه...

226
00:13:50,788 --> 00:13:51,788
‫وای، دوباره شروع شد

227
00:13:51,789 --> 00:13:56,501
‫چیـه؟ من نمی‌تونم راجع‌به
‫رابطه‌ی عاشقانه‌ی دوستم نظری داشته باشم؟

228
00:13:56,502 --> 00:14:00,256
‫نور، تو رو خدا یه نگاهی به دور و برت بکن.
‫هیچی برای سرگرمی نداریم.

229
00:14:01,173 --> 00:14:05,593
‫فقط یه ناهار خوردیم، هاله.
‫معنیش که نیست می‌خوایم با هم فرار کنیم.

230
00:14:05,594 --> 00:14:09,306
‫از جواب خوشت میاد دیگه، نه؟

231
00:14:09,890 --> 00:14:11,516
‫خیلی آدم مهربونیـه

232
00:14:11,517 --> 00:14:16,479
‫می‌دونستم! صدبار بهت گفتم، نگفتم؟
‫اصلاً من توی این چیزها یه حس شیشم دارم

233
00:14:16,480 --> 00:14:17,522
‫باشه بابا

234
00:14:17,523 --> 00:14:21,110
‫من راجع‌به حس شیشمت خیلی شنیدم.
‫هفتمت... هشتمت...

235
00:14:24,530 --> 00:14:25,447
‫برو

236
00:14:25,948 --> 00:14:27,616
‫من بقیه‌‌اشو برات تموم می‌کنم

237
00:14:28,534 --> 00:14:29,367
‫واقعاً؟

238
00:14:29,368 --> 00:14:30,326
‫آره

239
00:14:30,327 --> 00:14:33,873
‫من «کارهای خیلی مهمی» دارم که
‫باید انجام بدم

240
00:14:46,760 --> 00:14:48,053
‫« امیل گیگر »

241
00:14:52,558 --> 00:14:56,145
‫« اسامی مهمان‌ها »

242
00:14:56,228 --> 00:14:58,230
‫« امیل گیگر همراه دارد »

243
00:15:00,482 --> 00:15:02,818
‫« جستجوی نام امیل گیگر »

244
00:15:02,902 --> 00:15:06,322
‫« معاون وزیر سابق
‫در وزارت امور داخلی فدرال سوئیس »

245
00:15:09,074 --> 00:15:10,533
‫اوضاع بر وفق مُراده؟

246
00:15:12,494 --> 00:15:13,621
‫عالیـه، نه؟

247
00:15:14,204 --> 00:15:16,123
محساباتم جور در نمیاد

248
00:15:17,416 --> 00:15:20,084
‫نذار کمالگرایی سدّ راه پیشرفت بشه

249
00:15:20,085 --> 00:15:22,004
‫نباید مو لای درزش بره، رز

250
00:15:24,924 --> 00:15:27,216
‫شغلم یه جذابیتی داره که میگه

251
00:15:27,217 --> 00:15:29,345
‫اگه بتونی کدگذاریش کنی یعنی شدنیـه

252
00:15:30,095 --> 00:15:31,596
‫البته، گاهی‌اوقات،

253
00:15:31,597 --> 00:15:34,558
‫توانایی‌هام به گردِ پای افکارم نمیرسن

254
00:15:35,059 --> 00:15:37,937
‫اما توی اون شرایط‌های نادر،
‫می‌دونی چی بیشتر از همه کارسازه؟

255
00:15:39,605 --> 00:15:40,606
‫عیب‌یابی

256
00:15:41,440 --> 00:15:44,317
‫نه وقت این کارها رو دارم و
‫نه حال و حوصله‌اش رو. ولی مرسی.

257
00:15:44,318 --> 00:15:49,448
‫خیلی‌خب، صرفاً به مسخره‌ترین حالتِ
‫این نقشه فکر کن و با همون شروع کن

258
00:15:50,240 --> 00:15:51,449
‫حتماً نیازی نیست دنبال جواب باشی،

259
00:15:51,450 --> 00:15:54,787
‫همه چی رو جوری بچین که
‫از نظر خودت منطقی به نظر بیاد

260
00:15:55,996 --> 00:15:56,955
‫یه امتحان کن

261
00:15:56,956 --> 00:15:58,290
‫با یه شروع مسخره

262
00:15:58,958 --> 00:16:00,124
‫از پسش بر میای، نمیای؟

263
00:16:01,043 --> 00:16:02,670
‫برو... برو بگیر بخواب

264
00:16:04,922 --> 00:16:06,089
‫هی

265
00:16:06,090 --> 00:16:07,257


266
00:16:07,841 --> 00:16:10,218
‫نمی‌دونم فردا چطوری پیش میره

267
00:16:10,219 --> 00:16:12,221
‫اما ازت می‌خوام
‫یه قولی بهم بدی، خب؟

268
00:16:13,555 --> 00:16:16,850
‫اگه توی این مهمونی
‫کوچیک‌ترین چیزی به مشکل بر خورد،

269
00:16:17,685 --> 00:16:19,436
‫راهتو بکِش و برو

270
00:16:20,020 --> 00:16:21,855
‫بی‌معطلی، هیچ خطری نکن

271
00:16:22,773 --> 00:16:24,524
‫خب؟ نه... نه حتی به خاطر من

272
00:16:25,693 --> 00:16:26,819
‫متوجه شدم

273
00:16:27,653 --> 00:16:29,029
‫کافی نیست برام

274
00:16:31,615 --> 00:16:34,368
‫باید بهم قول بدی
‫وگرنه میزنم زیر همه چی

275
00:16:36,453 --> 00:16:37,663
‫قول میدم

276
00:16:39,206 --> 00:16:40,082
‫شب بخیر

277
00:16:43,627 --> 00:16:45,004
‫« باز است »

278
00:16:45,754 --> 00:16:47,839
‫ساعت نُه می‌بندیم. شرمنده

279
00:16:47,840 --> 00:16:50,299
‫فقط دو دقیقه، زود میرم

280
00:16:50,300 --> 00:16:51,426
‫تابلو رو بخونید

281
00:17:00,644 --> 00:17:02,603
‫هی، هی، چطوری...

282
00:17:02,604 --> 00:17:04,440
‫خب، روی تابلو زده بازید

283
00:17:05,816 --> 00:17:06,942
‫مشکلی که نداره، نه؟

284
00:17:06,984 --> 00:17:07,943
‫« بسته »

285
00:17:08,027 --> 00:17:09,318
‫اومدم دنبال بسته‌ام

286
00:17:10,988 --> 00:17:12,322
‫خیلی‌خب، اسم‌تون؟

287
00:17:16,118 --> 00:17:17,494
‫خیلی‌خب، یه لحظه

288
00:17:22,958 --> 00:17:25,669
‫« پاتریک ناکس، رئیس‌جمهور آینده »

289
00:17:26,253 --> 00:17:27,712
‫بفرمایید

290
00:17:34,845 --> 00:17:35,971
‫مشکلی هست؟

291
00:17:36,847 --> 00:17:37,765
‫چاقو دارید؟

292
00:17:45,189 --> 00:17:47,356
‫بهتره یه چند قدم برید عقب

293
00:17:48,567 --> 00:17:49,818
‫جدی میگم

294
00:18:04,041 --> 00:18:05,667
‫حتماً یه اشتباهی پیش اومده

295
00:18:07,336 --> 00:18:09,004
‫فکر نکنم این مال من باشه

296
00:18:13,050 --> 00:18:14,050
‫

297
00:18:14,510 --> 00:18:15,427
‫بله...

298
00:18:17,262 --> 00:18:18,430
‫خب، اسم شما روش نوشته

299
00:18:25,938 --> 00:18:26,980
‫سلام، بیداری که

300
00:18:27,481 --> 00:18:30,609
‫سلام، دیشب که گفتی
‫مسخره شروع کنم؟

301
00:18:32,027 --> 00:18:33,237
‫فکر کنم جواب داد

302
00:18:33,821 --> 00:18:36,489
‫قریب به یقین سرور امنیتی‌شون
‫روی یه رله کار می‌کنه،

303
00:18:36,490 --> 00:18:40,076
‫بنابراین اگه بتونم مختلش کنم، حدوداً یه ربع
‫فرصت داریم تا دوربین‌ها دوباره راه‌اندازی بشن

304
00:18:40,077 --> 00:18:42,662
‫اینجوری اگه کلید کارتی رو داشته باشیم،
‫هم می‌تونیم بدون جلب توجه بریم

305
00:18:42,663 --> 00:18:45,456
‫توی دفتر سفیر و برگردیم.
‫تازه وقت اضافه هم میاریم.

306
00:18:45,457 --> 00:18:47,751
‫نور موفق میشه.
‫کمکش می‌کنم کلید کارتی رو گیر بیاره.

307
00:18:48,335 --> 00:18:50,962
‫راستش یه چندتا کمک هم داری

308
00:18:53,841 --> 00:18:57,093
‫پارتنرتـه. رایزن سوئیسی توی امور ویژه‌ست

309
00:18:57,094 --> 00:18:59,637
‫با خودش راحت می‌بردت داخل و
‫میاردت بیرون

310
00:18:59,638 --> 00:19:01,264
‫توی سوئیس آشنا داری؟

311
00:19:01,265 --> 00:19:03,809
‫آدم کاترینـه. اما هواتو داره

312
00:19:05,144 --> 00:19:06,145
‫باشه، حلـه

313
00:19:06,854 --> 00:19:10,606
‫راستی خودت چطوری وارد مهمونی میشی؟
‫گمون نکنم اسمت توی فهرست مهمان‌ها باشه

314
00:19:10,607 --> 00:19:12,483
‫مهمونی بدون گارسون هم مگه میشه؟

315
00:19:14,153 --> 00:19:16,737
‫- چیـه؟
‫- نه، به نظرم... خیلی هم جذابـه

316
00:19:16,738 --> 00:19:19,198
‫شک ندارم این جلیقه‌ی بی‌ریخت
‫خیلی بهت میاد

317
00:19:19,199 --> 00:19:22,076
‫دوست داری می‌تونی پیراهنت رو پس بدی و
‫با من همراه بشی

318
00:19:22,077 --> 00:19:24,621
‫خیلی ممنون. توی کالج
‫به اندازه‌ی کافی گارسونی کردم.

319
00:19:25,581 --> 00:19:27,415
‫همین یارو سوئیسیـه رو می‌چسبم

320
00:19:39,678 --> 00:19:42,014
‫« آدمم میگه با کینکر تراست
‫به جایی نمیرسیم »

321
00:19:42,097 --> 00:19:44,516
‫« کل حسابش یه شبه خالی شد. شرمنده، سی »

322
00:19:45,225 --> 00:19:47,269
‫افتادیم دنبال یه مُشت شبح

323
00:19:47,936 --> 00:19:48,937
‫شما به دل نگیر

324
00:20:06,622 --> 00:20:09,499
‫« پاتریک ناکس »

325
00:20:09,583 --> 00:20:11,001
‫جناب؟ ببخشید؟

326
00:20:12,920 --> 00:20:14,213
‫آیزاک لیدز شمایید؟

327
00:20:14,880 --> 00:20:17,257
‫دخترها، شما برید خونه.
‫من هم الان میام.

328
00:20:19,426 --> 00:20:20,676
‫بله، من آیزاک هستم

329
00:20:20,677 --> 00:20:21,802
‫آیزاک، سلام

330
00:20:21,803 --> 00:20:22,929
‫من کاترین هستم

331
00:20:24,139 --> 00:20:26,349
‫دخترعموی مرحوم‌تون، آلیس،
‫همکار بنده بودن

332
00:20:26,350 --> 00:20:30,353
‫می‌خواستم شخصاً بهتون تسلیت بگم

333
00:20:30,354 --> 00:20:32,189
‫به همراه یه عذرخواهی

334
00:20:32,898 --> 00:20:33,982
‫عذرخواهی چرا؟

335
00:20:34,566 --> 00:20:37,944
‫خب، ظاهراً مشکلی توی ارسال بوجود اومده،

336
00:20:37,945 --> 00:20:43,200
‫اما زودتر از این‌ها باید
‫این بسته به دست عزیزان آلیس می‌رسیده

337
00:20:45,535 --> 00:20:47,246
‫راستش من خیلی با آلیس رفت و آمد نداشتم

338
00:20:47,746 --> 00:20:51,583
‫عموم، پدر آلیس،
‫همیشه‌ی خدا در موردش صحبت می‌کرد

339
00:20:52,334 --> 00:20:53,502
‫مایه‌ی سربلندی پدرش بود

340
00:20:54,544 --> 00:20:56,295
‫علی‌الخصوص وقتی‌که عضو پلیس فدرال شد

341
00:20:57,673 --> 00:20:59,632
‫اما بعدش گمونم وقتی‌که ترفیع می‌گیره،

342
00:20:59,633 --> 00:21:02,594
‫دیگه زیاد بهش سر نمیزنه،

343
00:21:03,428 --> 00:21:06,556
‫تا اینکه یه روز
‫اصلاً خبری ازش نمیشه

344
00:21:07,683 --> 00:21:11,269
‫نمی‌دونم به خاطر موقعیت شغلیش بوده
‫یا از سمت ما چیزی بوده،

345
00:21:11,270 --> 00:21:15,274
‫اما... می‌دونم که بدجور
‫قلب پدرش رو شکست

346
00:21:18,485 --> 00:21:19,486
‫شما پس فرستادیدش

347
00:21:21,822 --> 00:21:22,906
‫یه همچین چیزی

348
00:21:24,032 --> 00:21:26,743
‫بهتره دستِ کسی باشه که
‫واقعاً شناختی ازش داشته

349
00:21:27,703 --> 00:21:28,662
‫براش عزیز بوده

350
00:21:45,470 --> 00:21:46,887
‫- نور
‫- بیا تو

351
00:21:49,016 --> 00:21:51,225
‫بدو بریم. خیلی کار داریم
‫تا قبل از اینکه مهمون‌ها برسن.

352
00:21:51,226 --> 00:21:52,227
‫دارم میام

353
00:22:30,766 --> 00:22:31,682
‫خیلی‌خب

354
00:22:31,683 --> 00:22:33,393
‫- حاضری؟
‫- آره

355
00:22:36,355 --> 00:22:37,271
‫زیاده‌روی کردم؟

356
00:22:37,272 --> 00:22:40,067
‫نه. نه، خیلی... قشنگ شدی

357
00:22:42,319 --> 00:22:45,321
‫یه دستی میدی؟
‫نمی‌تونم قَزَن رو ببندم

358
00:22:45,322 --> 00:22:46,239
‫آره

359
00:22:53,455 --> 00:22:54,915
‫- بفرما
‫- ممنونم

360
00:22:57,417 --> 00:23:01,253
‫خیلی‌خب، پس یادت نره،
‫اگه مشکلی پیش اومد، حتماً...

361
00:23:01,254 --> 00:23:03,255
‫از ورودی میام بیرون و
‫به‌کُل فراموشت می‌کنم

362
00:23:03,256 --> 00:23:04,840
‫فهمیدم، دیگه پیتر میتر نمی‌شناسم

363
00:23:04,841 --> 00:23:07,218
‫- رز، دارم جدی میگم ها
‫- متوجه شدم

364
00:23:10,430 --> 00:23:12,099
‫خیلی‌خب، پس مهمونی می‌بینمت

365
00:23:12,682 --> 00:23:13,850
‫باشه، مراقب باش

366
00:23:14,559 --> 00:23:16,353
‫- موفق باشی
‫- تو هم همینطور

367
00:23:32,452 --> 00:23:33,829
‫اسمت چیـه، عزیزم؟

368
00:23:34,329 --> 00:23:35,288
‫رز

369
00:23:36,832 --> 00:23:37,666
‫رز؟

370
00:23:38,708 --> 00:23:39,543
‫بله

371
00:23:42,754 --> 00:23:47,174
‫خب، به خاطر شرایط امشب،
‫می‌خوام به یه اسم دیگه معرفیت کنم

372
00:23:47,175 --> 00:23:49,970
‫بتینا

373
00:23:51,096 --> 00:23:53,306
‫- بتینا؟
‫- خوشت میاد؟

374
00:23:54,099 --> 00:23:55,307
‫هر چی شما بگید

375
00:23:56,643 --> 00:23:57,561
‫عالیـه

376
00:23:59,020 --> 00:24:01,690
‫چند وقتـه که با کاترین همکارید؟

377
00:24:02,482 --> 00:24:04,276
‫باهاش نه، براش

378
00:24:05,360 --> 00:24:07,528
‫بیشتر آدم رو به اسارت می‌گیره تا به همکاری

379
00:24:07,529 --> 00:24:08,989
‫اسارت؟

380
00:24:11,116 --> 00:24:14,828
‫چند سال پیش، یه خطایی ازم سر زد که
‫دوست ندارم جزئیاتش رو به یاد بیارم

381
00:24:15,829 --> 00:24:16,913
‫خانم‌خانم‌ها هم

382
00:24:18,415 --> 00:24:19,416
‫سر بزنگاه مُچم رو گرفت

383
00:24:20,709 --> 00:24:22,544
‫الان دارم کفاره پس میدم

384
00:24:24,171 --> 00:24:26,548
‫حکم حق‌السکوتش رو داره

385
00:24:27,549 --> 00:24:29,925
‫تا کِی قراره دستت زیر سنگش باشه؟

386
00:24:32,304 --> 00:24:34,222
‫بیا فقط تمرکزمون روی امشب باشه، خب؟

387
00:24:35,223 --> 00:24:36,348
‫اوهوم

388
00:24:36,349 --> 00:24:37,349
‫خیلی‌خب

389
00:24:44,000 --> 00:24:51,000


390
00:25:01,458 --> 00:25:04,127
‫ایران به دوستانِ سوئیسی‌مون خوش‌آمد میگه

391
00:25:05,086 --> 00:25:06,922
‫- شب خوبی داشته باشید
‫- ممنون

392
00:25:10,175 --> 00:25:11,176


393
00:25:11,843 --> 00:25:12,843
‫خانم

394
00:25:14,596 --> 00:25:16,890
‫- موبایل‌تون
‫- نیاوردمش

395
00:25:17,474 --> 00:25:18,474
‫اوه

396
00:25:24,523 --> 00:25:25,523
‫ممنون، عزیزم

397
00:25:28,610 --> 00:25:30,904
‫نگران نباش. اونا قرار نیست...

398
00:25:43,667 --> 00:25:47,169
‫ناسلامتی توی مهمونی هستیم، عزیزم.
‫زشتـه با بقیه خوش و بِش نکنیم.

399
00:25:47,170 --> 00:25:49,630
‫آخه نمی‌خوام از دستم بپره

400
00:25:49,631 --> 00:25:53,218
‫هر وقت موقعش شد، پیداش می‌کنیم.
‫تا اون موقع، صبر داشته باش.

401
00:25:57,722 --> 00:26:00,267
‫- میرم بازم لیوان خالی بیارم، خب؟
‫- باشه

402
00:26:45,645 --> 00:26:49,398
‫جناب سفیر. پذیرایی‌تون از وزیر امور خارجه
‫بی‌نظیر بود

403
00:26:49,399 --> 00:26:50,899
‫امیل!

404
00:26:50,900 --> 00:26:54,236
‫توقع نداشتم دوستای سوئیسی‌مون
‫امشب بهمون سر بزنن

405
00:26:54,237 --> 00:26:56,697
‫دیگه چه کنیم؟
‫حاضر و ناظر اینجام

406
00:26:56,698 --> 00:26:57,948
‫همیشه قدمت روی چشم‌مونـه

407
00:26:59,034 --> 00:27:01,660
‫خواهش می‌کنم. بذارید
‫همراهم رو معرفی کنم.

408
00:27:01,661 --> 00:27:03,162
‫اسمش بتینا ئـه

409
00:27:03,163 --> 00:27:05,415
‫خوش اومدید. آشنایی‌تون باعث افتخاره

410
00:27:05,915 --> 00:27:07,541
‫قبلی چی شد؟

411
00:27:07,542 --> 00:27:09,627
‫میان و میرن دیگه

412
00:27:09,628 --> 00:27:11,171
‫چند سالشـه؟

413
00:27:11,671 --> 00:27:14,466
‫بتینا، بگو ببینم، آمریکایی هستی؟

414
00:27:15,050 --> 00:27:16,467
‫امیدوارم مشکلی نباشه

415
00:27:16,468 --> 00:27:18,887
‫نه، واسه من که مشکلی نیست،
‫ولی واسه تو هست

416
00:27:19,846 --> 00:27:21,805
‫- ماه نوامبر تصمیم بزرگی در پیش دارید...
‫- اوه

417
00:27:21,806 --> 00:27:25,351
‫ناکس یا هیگن برای ریاست‌جمهوری.
‫انتخاب تو کدومـه؟

418
00:27:25,352 --> 00:27:27,436
‫گمونم واسم تصمیم آسونیـه

419
00:27:27,437 --> 00:27:28,520
‫عه!

420
00:27:28,521 --> 00:27:32,566
‫امیل، همراهت یه پا سیاستمداره

421
00:27:32,567 --> 00:27:34,151
‫مراقب باش!

422
00:27:34,152 --> 00:27:35,235
‫آره

423
00:27:35,236 --> 00:27:38,030
‫دایره‌ی مراقبتم فقط به این چیزها محدود نمیشه

424
00:27:41,576 --> 00:27:43,243
‫اونا چی هستن؟

425
00:27:43,244 --> 00:27:45,996
‫کرستینی انار، خوشمزه‌ست

426
00:27:45,997 --> 00:27:49,625
‫- خواهش می‌کنم بفرمایید
‫- اگه مشکلی نیست، دو تا برمی‌دارم

427
00:28:02,972 --> 00:28:04,056
‫بتینا

428
00:28:04,057 --> 00:28:05,349
‫فکر کنم توی گلوش گیر کرده

429
00:28:05,350 --> 00:28:07,184
‫- توی گلوت گیر کرده؟
‫- عزیزم

430
00:28:07,185 --> 00:28:08,894
‫- راه گلوش بسته شده
‫- یه کاری بکنید

431
00:28:08,895 --> 00:28:10,771
‫- توی گلوت گیر کرده؟
‫- یه کاری بکنید!

432
00:28:11,773 --> 00:28:13,649
‫یه کاری بکن، جناب سفیر

433
00:28:13,650 --> 00:28:14,734
‫خواهش می‌کنم

434
00:28:15,860 --> 00:28:17,486
‫من خوبم. چیزیم نیست. خوبم

435
00:28:17,487 --> 00:28:18,487
‫چیزیم نیست

436
00:28:19,114 --> 00:28:20,782
‫بدجور ما رو ترسوندی

437
00:28:23,702 --> 00:28:26,954
‫تو. بیا کمکِ من. زود باش

438
00:28:34,546 --> 00:28:36,548
‫من فقط... باید یکم آب بخورم

439
00:28:43,012 --> 00:28:45,472
‫- چی شد؟
‫- جواد الان بردش یه جایی با خودش

440
00:28:45,473 --> 00:28:47,891
‫کی رو؟ پیتر رو؟ کجا؟

441
00:28:47,892 --> 00:28:51,396
‫نمی‌دونم ولی زمان زیادی برامون نمونده.
‫چیکار کنیم؟

442
00:28:52,439 --> 00:28:53,439
‫من...

443
00:28:54,357 --> 00:28:56,024
‫فقط یکم هوای تازه می‌خوام

444
00:28:56,025 --> 00:28:57,652
‫چی؟ نه، کجا داری میری؟

445
00:29:09,164 --> 00:29:11,290
‫- هنوز اون کارت کلید پیشتـه؟
‫- آره

446
00:29:11,291 --> 00:29:14,002
‫هم اون و هم موبایلت رو بده من.
‫باید عکس بگیرم.

447
00:29:14,961 --> 00:29:16,546
‫زود باش، قبل اینکه نظرم عوض بشه

448
00:29:18,047 --> 00:29:20,299
‫خیلی‌خب، پیتر رو پیدا کن و
‫مطمئن شو حالش خوبه، خب؟

449
00:29:27,599 --> 00:29:31,310
‫واقعاً حیفـه. نمی‌شد اینا رو
‫دوباره کادو داد به یکی دیگه؟

450
00:29:31,311 --> 00:29:34,396
‫اینا هدایای ارزشمندِ متحدانِ مورد اعتمادمون هستن

451
00:29:34,397 --> 00:29:36,107
‫محاله اونا رو به کسی بدیم

452
00:29:36,608 --> 00:29:39,026
‫ولی صد البته که برای ما الکل قدغنـه

453
00:29:39,027 --> 00:29:40,569
‫پس چرا باید بهتون شراب هدیه بدن؟

454
00:29:40,570 --> 00:29:44,990
‫سفیر قبلی‌مون به قوانین کاملاً پایبند نبود

455
00:29:44,991 --> 00:29:48,036
‫ولی براش درس عبرت شد

456
00:29:49,621 --> 00:29:52,998
‫بگو ببینم مت، چند وقتـه که توی
‫این شرکت خدماتی کار می‌کنی؟

457
00:29:53,958 --> 00:29:55,877
‫چند ماهی میشه. چطور؟

458
00:29:57,378 --> 00:29:59,798
‫نوع راه رفتنت با بقیه فرق داره

459
00:30:00,965 --> 00:30:01,965
‫چطوری راه میرم؟

460
00:30:01,966 --> 00:30:03,176
‫با هدف

461
00:30:03,760 --> 00:30:05,594
‫- فقط سعی می‌کنم کارم رو خوب انجام بدم
‫- که اینطور

462
00:30:05,595 --> 00:30:08,597
‫اون‌وقت قبلِ این شغلت چی بوده؟

463
00:30:08,598 --> 00:30:11,975
‫بیشتر تو کار خرده‌فروشی بودم، ولی این
‫واسه موقعی بود که شمال ایالت زندگی می‌کردم

464
00:30:11,976 --> 00:30:15,187
‫الان فقط به فکر پرداخت قبض‌ها و
‫غذا دادن به سگم هستم

465
00:30:15,188 --> 00:30:20,109
‫از این غذاهای کنسروی نمی‌خوره.
‫فقط مرغ آب‌پز باکیفیت می‌خوره.

466
00:30:21,444 --> 00:30:23,696
‫نژادش چیه؟

467
00:30:24,572 --> 00:30:25,657
‫یه لابرادور زرد

468
00:30:26,491 --> 00:30:28,535
‫- کلاً عشق سگ داری؟
‫- نه

469
00:30:29,702 --> 00:30:33,622
‫برام عجیبـه چون لابرادورها
‫به‌طور طبیعی به مرغ حساسیت دارن

470
00:30:33,623 --> 00:30:37,085
‫اسکات نه. اون عاشقشـه.
‫هر چی می‌خوره سیر نمیشه.

471
00:30:38,628 --> 00:30:40,337
‫خب، گمونم کارم تمومه

472
00:30:40,338 --> 00:30:42,047
‫میشه برگردم سر کار؟

473
00:30:42,048 --> 00:30:43,966
‫وگرنه نمی‌ذارن از ماشین بیام بیرون

474
00:30:43,967 --> 00:30:45,426
‫نه

475
00:30:47,720 --> 00:30:48,720
‫هنوز نه

476
00:31:37,896 --> 00:31:39,939
‫یه عمر توی سازمان ضدجاسوسی کار کردم

477
00:31:41,107 --> 00:31:44,109
‫به نظرم خیلی به درد بخور بوده

478
00:31:44,110 --> 00:31:47,946
‫ولی مثل اکثر شغل‌ها،
‫عادت‌هاش رو با خودت میاری خونه

479
00:31:47,947 --> 00:31:50,616
‫عادت‌هایی که طی اون مدت یاد گرفتی

480
00:31:50,617 --> 00:31:53,785
‫مثلاً، هر موقع وارد اتاقی میشم،

481
00:31:53,786 --> 00:31:57,206
‫چشمام به‌طور ناخودآگاه
‫مسیرهای فرار رو ترسیم می‌کنه

482
00:31:57,707 --> 00:31:59,416
‫هر در و پنجره‌ای که بشه ازش فرار کرد

483
00:31:59,417 --> 00:32:01,835
‫هر کاری هم بکنم نمی‌تونم جلوش رو بگیرم

484
00:32:01,836 --> 00:32:03,004
‫عالیه، رفیق

485
00:32:03,838 --> 00:32:05,714
‫نمی‌دونم چه ربطی به من داره، پس...

486
00:32:05,715 --> 00:32:07,591
‫وقتی دیدم تو هم مثل من

487
00:32:07,592 --> 00:32:10,135
‫همین وسواس رو داری،
‫برام سؤال شد

488
00:32:10,136 --> 00:32:12,596
‫شمردن پنجره‌ها و درها با چشمات

489
00:32:12,597 --> 00:32:15,808
‫واسه یه پیش‌خدمت عادت عجیبیـه، مگه نه...

490
00:32:17,185 --> 00:32:18,185
‫مت؟

491
00:32:23,524 --> 00:32:26,277
‫از حرف زدن با شما خوشحال شدم،
‫ولی باید برگردم سر کار

492
00:32:33,409 --> 00:32:35,578
‫نه، فکر نکنم

493
00:32:54,639 --> 00:32:55,639
‫گوه توش

494
00:33:01,813 --> 00:33:03,397
‫جواد اون توئـه؟

495
00:33:03,398 --> 00:33:04,731
‫عباس باهاشون کار داره

496
00:33:04,732 --> 00:33:06,985
‫دستش بنده. برو پی کارت

497
00:33:29,340 --> 00:33:31,384
‫نمی‌دونم به خیال خودت من کی‌ام. من...

498
00:33:31,926 --> 00:33:34,553
‫یادِ هر کی که افتادی،
‫باور کن من اونقدر باحال نیستم

499
00:33:34,554 --> 00:33:38,474
‫نه. خودت رو دست‌کم نگیر.
‫تازه داریم آشنا می‌شیم.

500
00:34:08,171 --> 00:34:09,380
‫فقط یه کوچولو

501
00:34:10,757 --> 00:34:12,382
‫وای خدا!

502
00:34:16,971 --> 00:34:18,930
‫این یه کت‌شلوار دست‌دوز ویژه‌ست!

503
00:34:18,931 --> 00:34:20,474
‫خرابش کردی!

504
00:34:20,475 --> 00:34:21,475
‫متأسفم

505
00:34:21,893 --> 00:34:25,771
‫سوابق‌تون رو نگاه بنداز. خب؟
‫به من اجازه دادن اینجا کار کنم، عین بقیه

506
00:34:25,772 --> 00:34:29,608
‫پس میگی اگه از بقیه‌ی پیش‌خدمت‌ها بپرسم،
‫ضمانتت می‌کنن؟

507
00:34:29,609 --> 00:34:32,736
‫- آره، همین رو میگم
‫- اون‌وقت چه اسمی رو ازشون بپرسم؟

508
00:34:32,737 --> 00:34:34,864
‫مت. اسم من متـه

509
00:34:35,364 --> 00:34:38,492
‫ببین، این مسخره‌ست.
‫مجبور نیستم تحملت کنم.

510
00:34:38,493 --> 00:34:41,036
‫من یه شهروند آمریکایی‌ام و
‫اینجا هم شهر خراب‌شده‌ی نیویورکـه

511
00:34:41,037 --> 00:34:43,039
‫- نمی‌تونی منو زندانی کنی
‫- جدی؟

512
00:34:45,208 --> 00:34:49,795
‫این یه اقامتگاه دیپلماتیکـه، یعنی همین اتاق

513
00:34:49,796 --> 00:34:52,256
‫بخشی از قلمروی حاکمیتی جمهوری‌اسلامیـه

514
00:34:52,924 --> 00:34:55,717
‫- عالیه. یعنی تو شهردارشی؟
‫- نه

515
00:34:55,718 --> 00:34:56,843
‫من خداشم

516
00:34:59,847 --> 00:35:00,722
‫چیه؟

517
00:35:00,723 --> 00:35:02,307
‫با یکی از دستیارها یه مشکلی داریم

518
00:35:02,308 --> 00:35:03,308
‫- کی؟
‫- نور

519
00:35:05,853 --> 00:35:07,105
‫ببریدش زیرزمین

520
00:35:07,772 --> 00:35:09,107
‫یکم بترسونیدش

521
00:35:10,108 --> 00:35:12,317
‫اینطوری می‌فهمیم واقعاً کیه

522
00:35:29,335 --> 00:35:30,335
‫ای احمق بی‌ملاحظه!

523
00:35:30,336 --> 00:35:33,046
‫توقع داری چطوری امشب با این
‫لباس خیس توی مهمونی باشم...

524
00:35:33,047 --> 00:35:34,714
‫مشکل چیه؟

525
00:35:34,715 --> 00:35:37,969
‫- سر تا پام نوشیدنی ریخته به لطف خانم!
‫- جناب. صداتون رو بیارید پایین

526
00:35:39,387 --> 00:35:40,555
‫حق با شماست، البته

527
00:35:41,055 --> 00:35:42,890
‫گمونم یکم جوگیر شدم

528
00:35:43,850 --> 00:35:44,851
‫عذر می‌خوام

529
00:35:45,852 --> 00:35:47,687
‫میرم نوشابه پیدا کنم

530
00:35:51,357 --> 00:35:53,693
‫خوبی؟ چیزیت که نشد؟

531
00:35:54,318 --> 00:35:56,570
‫معذرت می‌خوام. تقصیر من بود

532
00:35:56,571 --> 00:35:58,739
‫یعنی چی؟ اصلاً مهم نیست

533
00:36:00,408 --> 00:36:02,076
‫برو لباست رو عوض کن

534
00:36:35,860 --> 00:36:36,860
‫ببخشید؟

535
00:36:37,737 --> 00:36:40,322
‫این بالا چیکار می‌کنید؟
‫چطوری اون رو آوردید داخل؟

536
00:36:40,323 --> 00:36:42,782
‫همه می‌بایست موبایل‌شون رو
‫درِ ورودی تحویل می‌دادن

537
00:36:42,783 --> 00:36:46,912
‫صف دستشویی خیلی طولانی بود و
‫فکر کردم این بالا هم دستشویی باشه

538
00:36:46,913 --> 00:36:48,998
‫اینو هم توی راهرو پیدا کردم

539
00:36:50,291 --> 00:36:52,043
‫می‌دونید مال کیه؟

540
00:36:53,878 --> 00:36:57,923
‫آره. همکارمـه.
‫بهش میدم.

541
00:36:57,924 --> 00:36:59,674
‫حالا لطفاً بفرمایید

542
00:38:17,920 --> 00:38:20,505
‫باید برگردم داخل ون خدماتی.
‫ظروف نقره تموم کردیم.

543
00:38:20,506 --> 00:38:21,506
‫آهای

544
00:38:23,050 --> 00:38:25,011
‫میشه از اون نون کوچولوها واسم بیاری؟

545
00:38:26,262 --> 00:38:27,262
‫حتماً

546
00:38:35,104 --> 00:38:36,104
‫رُز

547
00:38:38,149 --> 00:38:39,149
‫آهای

548
00:39:01,589 --> 00:39:02,630
‫گوه توش

549
00:39:06,761 --> 00:39:07,845
‫چه بلایی سرت اومد؟

550
00:39:08,554 --> 00:39:09,679
‫سپر بلای تیم شدم

551
00:39:12,141 --> 00:39:13,141
‫بریم؟

552
00:39:13,517 --> 00:39:15,435
‫فقط باید...

553
00:39:15,436 --> 00:39:19,357
‫بدش من. واسه امشب اضافه‌کاری هم کردی

554
00:39:20,733 --> 00:39:23,485
‫فقط جلوی کاترین ازم تعریف کن، خب؟

555
00:39:24,987 --> 00:39:25,987
‫خیلی‌خب

556
00:39:30,159 --> 00:39:32,035
‫دوستِ من

557
00:39:33,162 --> 00:39:35,373
‫عجب شب بی‌نظیریه

558
00:39:41,921 --> 00:39:44,255
‫البته. فقط به همین دلیل بهم زنگ می‌زنه

559
00:39:44,256 --> 00:39:47,675
‫خب، می‌دونم دلش می‌خواد پیامک بزنه.
‫آسون‌تر میشه که...

560
00:39:47,676 --> 00:39:48,677
‫کاترین

561
00:39:50,679 --> 00:39:53,140
‫چهار سال توی بخش عملیات‌‌های برون‌مرزی،

562
00:39:53,641 --> 00:39:56,184
‫پنج سال قبلش هم توی اداره‌کل

563
00:39:56,185 --> 00:39:58,478
‫اون زن هیچوقت مسئولیتی که
‫از پسش بر نیاد رو قبول نکرد،

564
00:39:58,479 --> 00:40:00,563
‫اگه هم قبول می‌کرد، صدش رو براش می‌ذاشت،

565
00:40:00,564 --> 00:40:03,817
‫خودش رو وقف کار می‌کرد چون
‫شغلش همین رو می‌طلبید

566
00:40:03,818 --> 00:40:06,152
‫خیلی‌خب، نمی‌دونم قضیه چیه،

567
00:40:06,153 --> 00:40:08,238
‫ولی امشب اصلاً موقع مناسبی براش نیست

568
00:40:08,239 --> 00:40:09,989
‫آره، حق با توئـه

569
00:40:09,990 --> 00:40:12,700
‫ولی فداکاری نکته‌اش همینـه، مدیر گدنی

570
00:40:12,701 --> 00:40:14,787
‫لامصب اصلاً راحت نیست!

571
00:40:17,123 --> 00:40:18,790
‫این خاکسر کسیـه؟

572
00:40:18,791 --> 00:40:21,251
‫خدا وکیلی، کاترین؟ سر شام؟

573
00:40:21,252 --> 00:40:23,420
‫اسمش آلیس لیدز بود

574
00:40:23,421 --> 00:40:25,296
‫بهترین مأمورم بود، چم و خم کار رو بلد بود

575
00:40:25,297 --> 00:40:30,593
‫تنها توقعش هم این بود که
‫سازمان هواش رو داشته باشه

576
00:40:30,594 --> 00:40:34,389
‫پس بهتره به دیدنِ من عادت کنی، بایرون

577
00:40:34,390 --> 00:40:38,060
‫چون تا وقتی بهم نگی واسه چی مُرده، نمیرم

578
00:40:40,438 --> 00:40:42,106
‫من یه سر میرم دستشویی

579
00:40:42,857 --> 00:40:43,857
‫ببخشید

580
00:40:48,988 --> 00:40:50,072
‫«فاکس‌گلاو»

581
00:40:50,656 --> 00:40:51,656
‫چیه؟

582
00:40:57,121 --> 00:40:58,205
‫کجا بودی؟

583
00:40:58,706 --> 00:41:01,374
‫ببخشید. برگشتنم بیشتر از حد انتظار طول کشید

584
00:41:01,375 --> 00:41:04,669
‫تو رفتی، درسته؟ وقتی منو
‫بردن اون پشت، تو رفتی؟

585
00:41:04,670 --> 00:41:06,796
‫خب، من... قرار بود برم، ولی...

586
00:41:06,797 --> 00:41:09,174
‫رز، قرار شد اگه اتفاقی در شُرف افتادن بود...

587
00:41:09,175 --> 00:41:11,260
‫می‌دونم. ولی پیتر، من موفق شدم

588
00:41:12,261 --> 00:41:14,262
‫کارت کلید رو برداشتم، کیف رو پیدا کردم،

589
00:41:14,263 --> 00:41:16,723
‫عکس گرفتم و به موقع زدم بیرون

590
00:41:16,724 --> 00:41:17,849
‫موفق شدم

591
00:41:17,850 --> 00:41:19,434
‫منظورت چیه؟ عکس‌ها کجان؟

592
00:41:19,435 --> 00:41:21,520
‫توی گوشی نور هستن.
‫فردا درشون میاریم.

593
00:41:23,689 --> 00:41:25,483
‫- لطفاً عصبانی نباش
‫- من نـ...

594
00:41:25,983 --> 00:41:27,067
‫عصبانی نیستم

595
00:41:29,653 --> 00:41:31,155
‫نباید اونجا می‌بودی

596
00:41:31,739 --> 00:41:34,241
‫خب؟ باید می‌رفتی.
‫بهم قول داده بودی.

597
00:41:35,451 --> 00:41:38,078
‫رز، اگه اتفاقی برات میفتاد، من...

598
00:41:42,458 --> 00:41:43,458
‫من خوبم

599
00:41:44,126 --> 00:41:45,126
‫تو هم چیزیت نشده

600
00:41:46,337 --> 00:41:47,337
‫موفق شدیم

601
00:41:52,885 --> 00:41:53,885
‫تو موفق شدی

602
00:42:03,896 --> 00:42:04,896
‫سلام

603
00:42:06,774 --> 00:42:08,651
‫- مهمونی چطور بود؟
‫- بازار شام

604
00:42:09,276 --> 00:42:12,153
‫- ولی دوستت امیل خیلی کمکمون کرد
‫- آره، شنیدم

605
00:42:12,154 --> 00:42:14,740
‫- کی فکرش رو می‌کرد رُز این‌کاره باشه؟
‫- من

606
00:42:16,659 --> 00:42:19,786
‫ارتباط دیگه‌ای بین سالومون وگا و
‫فاکس‌گلاو پیدا کردی؟

607
00:42:19,787 --> 00:42:23,581
‫دیشب سر شام مکالمه‌ی پرباری داشتم،

608
00:42:23,582 --> 00:42:25,500
‫جزئیاتش هنوز ناقصـه،

609
00:42:25,501 --> 00:42:28,878
‫ولی لحنش ذهنم رو مغشوش کرد

610
00:42:32,633 --> 00:42:35,678
‫این قسمت از سختی‌های این شغل رو
‫موقع معرفی نمیگن

611
00:42:36,637 --> 00:42:37,637
‫آره

612
00:42:38,639 --> 00:42:40,516
‫قبلاً هم اینطوری کسی رو از دست داده بودی؟

613
00:42:41,392 --> 00:42:43,644
‫یه بار. چند وقت پیش

614
00:42:45,938 --> 00:42:47,272
‫متأسفم

615
00:42:47,273 --> 00:42:50,733
‫قبلاً هر دو هفته یه بار اینجا با آلیس
‫واسه گزارش‌گیری ملاقات می‌کردم

616
00:42:50,734 --> 00:42:52,695
‫اِسکله محل محبوبش بود

617
00:42:53,195 --> 00:42:55,613
‫همیشه خیال می‌کردم انتخابش جنبه‌ی راهبردی داره

618
00:42:55,614 --> 00:42:58,950
‫عمومیـه، مُسطحـه، فقط یه راه به داخل داره

619
00:42:58,951 --> 00:43:00,536
‫ولی بعدش فهمیدم...

620
00:43:02,746 --> 00:43:04,582
‫فقط آب رو دوست داشته

621
00:43:07,376 --> 00:43:09,086
‫توی بانکوک که بودیم،

622
00:43:10,004 --> 00:43:13,464
‫یه مأموریت نظارتی واسه کل شب بهم داد

623
00:43:15,342 --> 00:43:18,595
‫معلوم شد فقط داشتیم کامیون غذایی سیار
‫موردعلاقه‌اش رو دنبال می‌کردیم

624
00:43:20,514 --> 00:43:21,724
‫رازش هم همینـه

625
00:43:22,766 --> 00:43:25,144
‫چیزی که از هر مأمور خوبی،
‫یه مأمور فوق‌العاده می‌سازه

626
00:43:26,312 --> 00:43:27,896
‫لذت بردن از مسائل جزئی؟

627
00:43:28,647 --> 00:43:29,647
‫آره

628
00:43:31,233 --> 00:43:33,527
‫آلیس بهتر از همه‌مون این کار رو می‌کرد

629
00:44:02,640 --> 00:44:05,099
‫نگو که دوباره با اون مارماهی قرار داری

630
00:44:05,100 --> 00:44:07,852
‫دفعه‌ی پیش، بعد ملاقات
‫سِگرمه‌هات رفته بود توی هم

631
00:44:07,853 --> 00:44:11,356
‫- اون پسرخاله‌مـه، اسلون
‫- پسرخاله هم شد فامیل؟

632
00:44:11,357 --> 00:44:13,650
‫ناسلامتی ازدواج فامیلی رو مجاز می‌دونن

633
00:44:13,651 --> 00:44:16,528
‫بعلاوه، خیلی حال به‌هم زنـه

634
00:44:17,154 --> 00:44:19,113
‫مثل سگ ولگرده

635
00:44:19,114 --> 00:44:20,532
‫بهتره بگی راسو

636
00:44:22,326 --> 00:44:23,952
‫اون داره بدون اطلاع من،
‫دست به یه کارهایی می‌زنه

637
00:44:26,789 --> 00:44:28,832
‫وقتشـه یادش بیاد
‫کی دستِ بالاتر رو داره

638
00:44:32,211 --> 00:44:33,211
‫بیا

639
00:44:33,837 --> 00:44:35,964
‫اینو بپوش. برازنده‌تره

640
00:44:36,757 --> 00:44:38,634
‫زیادی جیغ نیست؟

641
00:44:39,259 --> 00:44:40,969
‫رنگ‌های جیغ نمایانگر قدرت هستن

642
00:44:42,137 --> 00:44:43,137
‫بپوش

643
00:45:05,619 --> 00:45:06,620
‫آخی

644
00:45:12,501 --> 00:45:13,501


645
00:45:16,255 --> 00:45:17,423
‫ساگرادوس

646
00:45:17,965 --> 00:45:19,341
‫از هاوانا اومده

647
00:45:20,551 --> 00:45:23,720
‫- میشه یه حالی به خودم بدم؟
‫- چرا که نه

648
00:45:23,721 --> 00:45:25,806
‫آخه فقط همین رو بلدی

649
00:45:27,891 --> 00:45:29,017
‫نمی‌فهمم

650
00:45:29,518 --> 00:45:32,145
‫نقشه‌مون جلو افتاده.
‫نباید جشن بگیریم؟

651
00:45:32,146 --> 00:45:33,146
‫نقشه‌مون؟

652
00:45:33,647 --> 00:45:35,482
‫نه. نقشه‌ی من

653
00:45:36,108 --> 00:45:38,151
‫که اگه یاد نیست، خیلی ساده بود

654
00:45:38,152 --> 00:45:40,653
‫وجودِ آزمایشگاه سیار رو مستند کنی واسه اخاذی،

655
00:45:40,654 --> 00:45:44,116
‫نه که کلش رو بدزدی و پشت سرت یه عالمه
‫جنازه‌ی وامونده‌ی آمریکایی به جا بذاری

656
00:45:46,869 --> 00:45:48,911
‫- چقدر خرج برداشت؟
‫- چی؟

657
00:45:48,912 --> 00:45:50,748
‫دست‌هات. ناخن‌هات

658
00:45:51,498 --> 00:45:54,125
‫- مانیکور کردی دیگه؟
‫- که چی؟

659
00:45:54,126 --> 00:45:56,295
‫دست‌های زُمخت، یعنی سخت‌کوشی

660
00:45:57,296 --> 00:46:00,382
‫دست‌های نرم یعنی... بازیگوشی

661
00:46:01,216 --> 00:46:02,592
‫تقصیر تو نیست

662
00:46:02,593 --> 00:46:05,803
‫از تو توقع داشتن ظریف‌تر و باکلاس‌تر باشی

663
00:46:05,804 --> 00:46:07,722
‫فکر می‌کنم یادت رفته کجای کاری

664
00:46:07,723 --> 00:46:10,100
‫من هم فکر می‌کنم پات رو از
‫گلیمت درازتر کردی، اُردک کوچولو

665
00:46:12,060 --> 00:46:14,313
‫شاید وقتشـه یکم وفاداری نشون بدی

666
00:46:14,813 --> 00:46:15,813
‫به کی؟

667
00:46:16,607 --> 00:46:17,649
‫خودت می‌دونی کی

668
00:46:19,318 --> 00:46:21,653
‫من بودم منتظرش نمی‌ذاشتم

669
00:46:23,197 --> 00:46:25,198
‫پدرت این روزها داره کم‌طاقت میشه

670
00:46:37,252 --> 00:46:39,462
‫- هنوز نرسیده؟
‫- توی راهـه

671
00:46:39,463 --> 00:46:42,006
‫مطمئنی عکس‌‌ها پیششـه؟
‫اسناد رو دیدی؟

672
00:46:42,007 --> 00:46:45,134
‫آره. همگی به فرانسوی بودن،
‫ولی با موبایل نور اسکن‌شون کردم

673
00:46:45,135 --> 00:46:46,552
‫- فرانسوی؟
‫- آره

674
00:46:46,553 --> 00:46:47,553
‫باشه

675
00:46:48,639 --> 00:46:50,474
‫خیلی‌خب. چند دقیقه منتظرش می‌شیم

676
00:46:52,601 --> 00:46:53,601
‫چه خبره؟

677
00:46:55,187 --> 00:46:56,187
‫میشه تنهامون بذاری؟

678
00:46:56,897 --> 00:46:57,897
‫خدایی؟

679
00:46:58,857 --> 00:46:59,857
‫خیلی‌خب

680
00:47:07,866 --> 00:47:09,450
‫این اطلاعاتیـه که از فاکس‌گلاو داریم؟

681
00:47:09,451 --> 00:47:12,286
‫چیزی که ازش مونده.
‫باقیش احتمالاً توی آتیش سوخته.

682
00:47:12,287 --> 00:47:15,498
‫نمی‌فهمم. اینا یه مشت اسم پراکنده و
‫عوامل شیمیاییـه

683
00:47:15,499 --> 00:47:17,667
‫زیاد قابل اتکا نیست، ولی
‫همه‌ش با عقل جور در میاد

684
00:47:17,668 --> 00:47:20,586
‫برنامه تحقیق و توسعه مخفی،
‫شیمیدان‌های نظری

685
00:47:20,587 --> 00:47:23,464
‫هدف این بود سلاح‌های
‫مصنوعی جدیدی خلق کنن که

686
00:47:23,465 --> 00:47:25,091
‫آمریکا بتونه از بقیه پیشی بگیره،

687
00:47:25,092 --> 00:47:27,969
‫و بعد پادزهرها و حلال‌هایی بسازن که
‫اثرات اون‌ها رو خنثی کنه

688
00:47:27,970 --> 00:47:29,888
‫تنها مشکل این بود که

689
00:47:30,973 --> 00:47:34,893
‫خب، باید مواد شیمیایی رو تولید می‌کردن تا
‫بفهمن چطور می‌شه جلوی اثراتشون رو گرفت

690
00:47:35,727 --> 00:47:38,729
‫سی‌آی‌ای با همکاری ارتش آمریکا،

691
00:47:38,730 --> 00:47:42,817
‫مخفیانه 9 ماده شیمیایی جدید رو
‫توی یه آزمایشگاه سیار ساختن،

692
00:47:42,818 --> 00:47:44,403
‫که از روز جمعه

693
00:47:45,070 --> 00:47:46,280
‫همگی گم شدن

694
00:47:47,823 --> 00:47:49,824
‫منظورت چیه که گم شدن؟
‫یعنی دزدیده شدن؟

695
00:47:49,825 --> 00:47:53,745
‫با توپ‌ پر حمله کردن. اون وسط
‫دو تا تفنگدار نیروی دریایی رو هم کُشتن.

696
00:47:54,955 --> 00:47:55,955
‫پشمام

697
00:47:57,207 --> 00:47:58,500
‫میشه بیایم پایین؟

698
00:47:59,001 --> 00:48:00,043
‫آره

699
00:48:04,923 --> 00:48:06,716
‫- سلام. کسی تعقیبت کرد؟
‫- نه

700
00:48:06,717 --> 00:48:10,011
‫ولی بعد از اتفاقات دیشب،
‫کل دفتر گوش به زنگـه

701
00:48:10,012 --> 00:48:12,723
‫میگن ترقوه‌ی یکی از نگهبان‌ها رو شکوندی

702
00:48:16,768 --> 00:48:17,935
‫اون کیه؟

703
00:48:17,936 --> 00:48:19,020
‫اون با ماست

704
00:48:19,021 --> 00:48:22,356
‫شنیدم نقش مهمی توی بدست آوردن
‫اطلاعاتی که خیلی نیازمون بودن داشتی

705
00:48:22,357 --> 00:48:23,357
‫درسته؟

706
00:48:25,277 --> 00:48:26,277
‫آره

707
00:48:26,278 --> 00:48:28,363
‫این نوع همکاری برای من خیلی ارزش داره

708
00:48:29,197 --> 00:48:31,867
‫عکس‌هایی که رز از اون اسناد گرفت،
‫پیشت هستن؟

709
00:48:33,368 --> 00:48:35,454
‫مشکلی نیست. عکس‌ها رو بده بهش

710
00:48:37,331 --> 00:48:38,498
‫من... نیاوردم‌شون

711
00:48:39,249 --> 00:48:40,374
‫ولی جاشون امنـه

712
00:48:40,375 --> 00:48:41,375
‫نور

713
00:48:42,377 --> 00:48:44,462
‫من بهتون قول دادم و پای قولم می‌مونم

714
00:48:44,463 --> 00:48:46,839
‫ولی اول باید مطمئن بشم که
‫شما هم پای قول‌تون می‌مونید

715
00:48:46,840 --> 00:48:49,843
‫باید بدونیم توی اون اسناد چی هست. همین الان

716
00:48:50,344 --> 00:48:52,678
‫ما خانواده‌ات رو میاریم بیرون،
‫ولی یکم زمان می‌بره

717
00:48:52,679 --> 00:48:53,679
‫چقدر؟

718
00:48:54,139 --> 00:48:57,183
‫جواد داره کل فیلم‌های دوربین‌های
‫مداربسته رو زیر و رو می‌کنه و

719
00:48:57,184 --> 00:49:00,770
‫کم‌کم سؤال پرسیدن‌هاش شروع میشه،
‫کل دفتر رو سین‌جیم می‌کنه

720
00:49:00,771 --> 00:49:02,688
‫من... دیگه نمی‌تونم صبر کنم

721
00:49:02,689 --> 00:49:03,814
‫پیتر، اون بی‌راه نمیگه

722
00:49:03,815 --> 00:49:07,401
‫طراحی عملیات نجات زمان می‌بره،
‫مخصوصاً توی کشور دشمن

723
00:49:07,402 --> 00:49:10,988
‫خانم طاهری، آدمایی که
‫اون اطلاعات رو به عباس دادن،

724
00:49:10,989 --> 00:49:13,074
‫یه چیز به شدت خطرناک رو دزدیدن

725
00:49:13,075 --> 00:49:16,410
‫اون اسناد ممکنه بهمون بگن که
‫اونا کی هستن و نقشه‌شون چیه...

726
00:49:16,411 --> 00:49:17,411
‫نه!

727
00:49:18,246 --> 00:49:20,081
‫شماها خواسته‌هاتون بیشتر و بیشتر میشه

728
00:49:20,082 --> 00:49:23,460
‫خانواده‌ام رو هم مثل هویج بالای سرم نگه داشتید

729
00:49:24,670 --> 00:49:25,837
‫من هم به قولم عمل کردم

730
00:49:26,338 --> 00:49:27,881
‫خودم رو به خطر انداختم

731
00:49:29,007 --> 00:49:30,425
‫به کشورم خیانت کردم

732
00:49:31,510 --> 00:49:33,971
‫حالا نوبت شماست که برام کاری بکنید

733
00:49:36,723 --> 00:49:37,723
‫نور، خواهش می‌کنم

734
00:49:38,850 --> 00:49:40,101
‫گوشیت کجاست؟

735
00:49:40,102 --> 00:49:41,103
‫بهت که گفتم

736
00:49:42,521 --> 00:49:43,521
‫پیتر

737
00:49:49,194 --> 00:49:51,363
‫عکس‌ها رو به یه درایو انتقال دادم

738
00:49:55,242 --> 00:49:56,493
‫کجا؟

739
00:49:57,452 --> 00:50:00,079
‫اگه اون اسناد اینقدری که میگی مهمـن،

740
00:50:00,080 --> 00:50:02,624
‫همین الان خانواده‌ام رو از ایران خارج کنید

741
00:50:04,167 --> 00:50:06,837
‫اون‌وقت عکس‌هاتون رو می‌گیرید، قبلش نه

742
00:50:08,000 --> 00:50:28,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

