﻿1
00:00:00,500 --> 00:00:05,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:06,024 --> 00:00:08,234
‫[آنچه گذشت...]

3
00:00:08,258 --> 00:00:10,260
‫به نظرم استعدادت توی زیرزمین هدر می‌رفته

4
00:00:10,343 --> 00:00:12,095
‫نظرت چیه مأمور شب بشی؟

5
00:00:12,178 --> 00:00:13,096
‫فکر می‌کنی اون کسیه که دنبالشیم؟

6
00:00:13,120 --> 00:00:14,931
‫ممکنه در حال آماده شدن
‫برای انتقال اطلاعات بیشتر باشه

7
00:00:15,015 --> 00:00:15,890
‫- می‌شناسیش؟
‫- نه

8
00:00:15,974 --> 00:00:17,767
‫مرد جدیده با من،
‫تو وارن رو زیر نظر بگیر.

9
00:00:18,852 --> 00:00:20,270
‫الان یه چیزی انداخت توی گلدون

10
00:00:20,353 --> 00:00:21,354
‫میام می‌بینمت

11
00:00:29,154 --> 00:00:30,238
‫آلیس، من لو رفتم!

12
00:00:30,780 --> 00:00:31,990
‫لعنتی، منم همینطور!

13
00:00:36,036 --> 00:00:36,953
‫آلیس!

14
00:00:42,793 --> 00:00:44,473
‫[اطلاعات فوق سرّی]

15
00:00:44,627 --> 00:00:46,755
‫- پیتر ساترلند؟
‫- هنوز پیداش نکردیم

16
00:00:46,838 --> 00:00:48,548
‫تونستید بفهمید توی بانکوک
‫چه مشکلی پیش اومد؟

17
00:00:48,631 --> 00:00:51,801
‫آموزشش فشرده بود.
‫خیلی سریع وارد عملیات میدانی شد.

18
00:00:51,885 --> 00:00:54,179
‫پس فکر می‌کنی مشکل از پیتره؟

19
00:00:54,262 --> 00:00:56,056
‫- شما؟
‫- من دنبال پیتر ساترلند می‌گردم

20
00:00:56,139 --> 00:00:57,766
‫پیتر رو از کجا می‌شناسی؟

21
00:00:57,849 --> 00:01:00,727
‫مردی که نمی‌شناختی بهت زنگ زد
‫و سراغ پیتر رو گرفت

22
00:01:00,810 --> 00:01:03,396
‫وقتی پیتر رو پیدا کنیم،
‫بهت خبر میدم سالمه یا نه.

23
00:01:04,147 --> 00:01:05,440
‫کجایی؟

24
00:01:06,232 --> 00:01:07,734
‫- چی شده؟
‫- با بابام مشکل دارم

25
00:01:07,817 --> 00:01:10,487
‫- اصلاً باهاش حرف نزدی؟
‫- اون توی سیگنال باهام حرف می‌زنه

26
00:01:10,570 --> 00:01:11,947
‫برنامه‌ی پیام‌رسان، درسته؟

27
00:01:11,971 --> 00:01:14,121
‫[فردا. می‌تونی بدون این که مامانت بفهمه]
‫[از خونه بزنی بیرون؟]

28
00:01:15,075 --> 00:01:16,794
[آره]

29
00:01:20,705 --> 00:01:22,999
‫- بخواب روی زمین!
‫- تو زنده لازمم داری، مگه نه؟

30
00:01:34,344 --> 00:01:35,678
‫- رُز؟
‫- پیتر

31
00:01:35,762 --> 00:01:36,596
‫لعنتی

32
00:01:52,586 --> 00:01:56,233
‫[9 ماه قبل]

33
00:02:23,810 --> 00:02:24,686
‫من کاترین هستم

34
00:02:26,020 --> 00:02:26,938
تو مسئول آموزش منی؟

35
00:02:27,689 --> 00:02:29,190
‫افسر رابطت هستم

36
00:02:29,899 --> 00:02:32,777
‫ما فکر می‌کنیم مأمورهای شب
‫از پس خودشون برمیان

37
00:02:33,987 --> 00:02:35,321
‫به تایلند خوش اومدی

38
00:02:37,073 --> 00:02:40,285
‫- روال کارهات توی آلمان چطور بود؟
‫- خوب بود

39
00:02:40,368 --> 00:02:42,412
‫ولی خیلی بیشتر از اونی که
‫فکر می‌کردم اونجا بودم

40
00:02:42,495 --> 00:02:44,497
انقدر که دیگه شبیه مأمور دولت نیستی

41
00:02:45,081 --> 00:02:48,209
‫پاک کردن همه‌ی اون خالکوبی‌ها
‫نمی‌تونه خوشایند بوده باشه

42
00:02:48,293 --> 00:02:49,961
راستش بهم حق انتخاب ندادن

43
00:02:50,044 --> 00:02:51,171
‫گزارش توجیهی رو خوندی؟

44
00:02:51,671 --> 00:02:53,882
گزارشِ مختصری بود.
‫کِی شروع می‌کنم؟

45
00:02:54,591 --> 00:02:56,092
‫خب، اول از همه

46
00:02:56,718 --> 00:03:00,930
‫مدارکِ موثقی از وجود یه جاسوس
‫توی مرکز سی‌آی‌ای توی بانکوک هست

47
00:03:01,014 --> 00:03:03,600
تحقیقاتِ داخلی آژانس
هیچ نتیجه‌ای نداشت

48
00:03:03,683 --> 00:03:06,603
‫در نتیجه وظیفه‌ی ما اینه که بفهمیم
‫کی و چرا اطلاعات رو درز داده

49
00:03:06,686 --> 00:03:09,522
‫بدون این که جاسوس‌ها خبردار بشن
‫که در موردشون تحقیق میشه

50
00:03:09,606 --> 00:03:10,773
‫فهمیدم

51
00:03:10,857 --> 00:03:13,693
‫پس شاید اینم می‌فهمی که
‫چرا یه ذره به توانایی‌ات

52
00:03:13,776 --> 00:03:16,404
‫برای موفقیت توی آفند شبانه شک دارم

53
00:03:17,030 --> 00:03:19,407
‫- ببخشید؟
‫- از نظر تحلیلی و لجستیک وضعت خوبه

54
00:03:19,490 --> 00:03:20,617
‫ولی عملیاتِ میدانی؟

55
00:03:21,618 --> 00:03:23,286
‫حتی خودتم می‌دونی
‫که آمادگیش رو نداری

56
00:03:23,369 --> 00:03:24,954
دقیقاً منظورت چیه؟

57
00:03:25,038 --> 00:03:27,582
‫من دارم بهت فرصت میدم که برگردی

58
00:03:28,166 --> 00:03:30,084
‫و بری و برای اف‌بی‌آی کار کنی

59
00:03:31,127 --> 00:03:33,671
‫تو اینجایی چون رئیس جمهور
‫تو رو به ما تحمیل کرده،

60
00:03:33,755 --> 00:03:35,715
‫نه چون مسیرهای مناسب رو طی کردی،

61
00:03:35,798 --> 00:03:37,592
‫یا موانع معمول رو پشت سر گذاشتی

62
00:03:37,675 --> 00:03:41,054
‫این شغل قراره برات خیلی پرزحمت باشه
‫و اشکالی نداره که اعتراف کنی آماده نیستی

63
00:03:41,721 --> 00:03:44,682
‫برای موفقیت به عنوان یه مأمورِ شب
‫باید آدم خاصی باشی

64
00:03:44,766 --> 00:03:48,102
‫کنار کشیدن شرم نداره.
‫در واقع، کاملاً برعکسه.

65
00:03:48,686 --> 00:03:50,563
‫بهتره که الان این تصمیم رو بگیری

66
00:03:50,647 --> 00:03:52,774
‫تا این که من مجبور شم
‫بعداً برات تصمیم بگیرم

67
00:03:54,525 --> 00:03:55,610
‫من از پس این کار برمیام

68
00:04:06,079 --> 00:04:07,538
‫پیتر، این آلیسه

69
00:04:08,164 --> 00:04:09,791
‫- سلام
‫- خوشحالم که بالأخره اومدی اینجا

70
00:04:09,874 --> 00:04:12,877
‫اون به آموزشت توی این مأموریت
‫نظارت می‌کنه، پس ازش پیروی کن

71
00:04:12,961 --> 00:04:14,379
‫نگران نباش، من آدمِ مهربونی‌ام

72
00:04:14,462 --> 00:04:16,232
‫من به مأمورها توی کشورهای دیگه نظارت می‌کنم،

73
00:04:16,256 --> 00:04:18,132
‫پس هر از گاهی میام
‫پیشرفتت رو بررسی کنم،

74
00:04:18,216 --> 00:04:21,386
‫که یعنی آلیس تصمیم می‌گیره
‫کِی آمادگی عملیات میدانی رو داری

75
00:04:21,469 --> 00:04:23,596
‫- فکر می‌کردم...
‫- می‌دونم چی فکر می‌کردی

76
00:04:23,680 --> 00:04:24,973
‫ولی آموزش در اولویت قرار داره

77
00:04:25,056 --> 00:04:27,183
‫میذارم به کارتون برسید.
‫من رو در جریان قرار بده

78
00:04:30,103 --> 00:04:31,145
‫پس همینه، هان؟

79
00:04:31,646 --> 00:04:32,730
‫همینه

80
00:04:32,814 --> 00:04:36,859
‫بدون دفترِ میدانی یا مقرِ مرکزی،
‫و کادرِ پشتیبان، بدون ردپا.

81
00:04:37,443 --> 00:04:39,612
‫ما فقط به عنوان شهروند عادی اینجا هستیم

82
00:04:39,696 --> 00:04:41,489
‫حالا که حرفش شد،
‫گوشیت رو بده ببینم

83
00:04:45,243 --> 00:04:47,745
‫خیلی خب، شماره موبایلم
‫قبلاً توش وارد شده

84
00:04:47,829 --> 00:04:50,665
‫شماره محلی برای خط اضطراری
‫آفند شبانه رو حفظ کردی، درسته؟

85
00:04:50,748 --> 00:04:51,582
‫- آره
‫- خوبه

86
00:04:51,666 --> 00:04:54,168
‫اون شماره تحت هیچ شرایطی
‫نباید روی اون گوشی ذخیره بشه

87
00:04:54,252 --> 00:04:57,922
‫توی آمریکا، شاید یه شایعه باشیم،
‫ولی اینجا اصلاً وجود خارجی نداریم.

88
00:04:58,006 --> 00:05:01,259
‫می‌تونم چندتا مخاطبِ شخصی ذخیره کنم
‫قبل از این که...

89
00:05:01,342 --> 00:05:03,011
‫این در مورد دخترِ لارکینه؟

90
00:05:03,678 --> 00:05:06,389
‫پرونده‌ات رو خوندم.
‫وظیفه‌ام اینه که بدونم از کجا میای

91
00:05:06,472 --> 00:05:08,057
‫- سوءتفاهم نشه
‫- اشکالی نداره

92
00:05:08,141 --> 00:05:10,393
‫فقط... گفتم اگه بتونم بهش زنگ می‌زنم و...

93
00:05:10,476 --> 00:05:12,645
‫بذار یه نصیحتی بهت بکنم
‫که از راه سختش یاد گرفتم

94
00:05:12,729 --> 00:05:14,147
‫تو الان یه مأمور شب هستی

95
00:05:14,647 --> 00:05:16,316
‫روابط خطرناک هستن،

96
00:05:16,816 --> 00:05:20,695
‫حتی برای آدم‌های عادی خطرناک‌ترن،
‫که ما نیستیم.

97
00:05:21,279 --> 00:05:24,907
‫پیشنهاد می‌کنم از این به بعد
‫دیگه مخاطب شخصی نداشته باشی

98
00:05:25,658 --> 00:05:27,577
‫راحت‌تره که یه باره قطع ارتباط کنی

99
00:05:28,995 --> 00:05:30,163
‫اعتراضی داری؟

100
00:05:32,582 --> 00:05:33,708
‫نه، خانم

101
00:05:36,169 --> 00:05:37,045
‫فقط آلیس صدام کن

102
00:05:37,128 --> 00:05:39,172
‫- می‌تونی «خانم»ها رو نگه داری برای کاترین
‫- حله

103
00:05:39,255 --> 00:05:41,966
‫می‌دونم اولش یکم ترسناک به نظر میاد،
‫ولی اهمیت میده،

104
00:05:42,050 --> 00:05:43,509
‫که توی این کار خیلی کمیابه

105
00:05:44,093 --> 00:05:46,637
‫بار اول که عضو تیم شدی، سعی کرد
‫تو رو هم راضی به کنار کشیدن کنه؟

106
00:05:46,721 --> 00:05:49,057
‫نه. خودش من رو استخدام کرد

107
00:05:50,391 --> 00:05:52,685
‫تو رو به جایی که نیاز داری می‌رسونیم.
‫بیا بریم.

108
00:06:28,554 --> 00:06:29,722
‫اون کیه؟

109
00:06:29,806 --> 00:06:32,642
‫برو اون طرف.
‫یه راه خروج برامون پیدا کن. برو.

110
00:06:35,478 --> 00:06:36,604
‫پیتر!

111
00:06:52,203 --> 00:06:53,079
‫از این طرف

112
00:06:57,708 --> 00:06:58,709
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن

113
00:07:01,504 --> 00:07:02,380
‫برو، برو، برو!

114
00:07:11,139 --> 00:07:13,641
‫از کنار برو ‫و پشتِ ساختمون جلوشون در بیا

115
00:07:31,367 --> 00:07:32,910
‫برو!

116
00:07:44,672 --> 00:07:45,506
‫هی!

117
00:07:55,308 --> 00:07:56,225
‫رُز، یالا!

118
00:08:04,108 --> 00:08:05,109
‫اونجا

119
00:08:10,907 --> 00:08:12,200
‫چیکار می‌کنید؟

120
00:08:12,283 --> 00:08:14,285
‫ما باید از اینجا بریم.
‫ما رو ببر چند بلوک بالاتر.

121
00:08:14,368 --> 00:08:16,871
‫- اوبر اینجوری کار نمی‌کنه
‫- مطمئنی؟

122
00:08:18,414 --> 00:08:19,290
‫خیلی خب

123
00:08:19,373 --> 00:08:20,625
‫- برو. یالا
‫- برو

124
00:08:31,886 --> 00:08:33,679
‫چقدر بده؟

125
00:08:33,763 --> 00:08:34,597
‫زنده می‌مونم

126
00:08:35,431 --> 00:08:36,682
‫دیدی کجا رفتن؟

127
00:08:49,362 --> 00:08:50,279
‫خوبی؟

128
00:08:50,363 --> 00:08:52,990
‫- نمی‌دونم. الان چی شد؟
‫- توی خونه بهت میگم

129
00:08:53,533 --> 00:08:54,367
‫خونه کجاست؟

130
00:09:33,781 --> 00:09:36,158
‫گوش کن، هیچکس نمی‌تونه بدونه
‫من الان کجا هستم

131
00:09:37,743 --> 00:09:39,537
‫باشه. پس باید بهم بگی
‫چطور پیدام کردی

132
00:09:39,620 --> 00:09:41,038
‫یه عکس توی اینترنت پیدا کردم

133
00:09:41,122 --> 00:09:44,834
توی پس‌زمینه‌ی سلفیِ یه زنه
داخل یه اورژانسِ داغون بودی

134
00:09:45,751 --> 00:09:48,838
‫- از اونجا فقط کارم رو کردم
‫- منظورت چیه که کارت رو کردی؟

135
00:09:48,921 --> 00:09:52,466
‫باید بدونم دقیقاً چطوری پیدام کردی.
‫باید همه چی رو بدونم

136
00:09:52,550 --> 00:09:54,635
‫می‌دونم و سعی دارم بهت بگم. من...

137
00:09:54,719 --> 00:09:56,345
‫شرمنده. فقط باید فکر کنم

138
00:09:56,929 --> 00:09:59,098
‫یکی الان سعی کرد ما رو بکشه

139
00:09:59,599 --> 00:10:00,433
‫دوباره

140
00:10:03,269 --> 00:10:04,645
‫پیتر، تو خونریزی داری

141
00:10:05,146 --> 00:10:05,980
‫لعنتی

142
00:10:07,690 --> 00:10:09,191
‫- کمک لازم داری؟
‫- نه، چیزی نیست

143
00:10:09,275 --> 00:10:10,860
‫فقط عفونت کرده

144
00:10:10,943 --> 00:10:13,321
‫برای همین توی اون اورژانس بودم.
‫آنتی‌بیوتیک لازم داشتم.

145
00:10:13,404 --> 00:10:16,198
‫یه زنه که اونجا بود در مورد پناهگاهی
‫که توش می‌موندی بهم گفت

146
00:10:16,282 --> 00:10:20,286
‫و بعدش کسی که توی پناهگاه بود
‫در مورد زمین بسکتبال بهم گفت

147
00:10:20,369 --> 00:10:24,123
‫و بعدش وقتی به زمین بسکتبال رسیدم،
‫یه بچه رو دیدم که ظاهراً گوشی‌اش رو دزدیدی

148
00:10:24,206 --> 00:10:26,667
‫و رد اون شماره رو زدم و پیدات کردم

149
00:10:26,751 --> 00:10:28,085
‫رد اون شماره رو زدی؟

150
00:10:28,169 --> 00:10:30,087
‫هیچکس دیگه نمی‌دونه تو کجایی

151
00:10:31,172 --> 00:10:32,173
‫خیلی خب. ممنون

152
00:10:34,842 --> 00:10:37,219
‫- شرمنده
‫- می‌فهمم. اشکالی نداره

153
00:10:37,303 --> 00:10:40,640
‫خب چرا اومدی دنبالم؟

154
00:10:40,723 --> 00:10:44,268
‫چون ده ماهه که ازت بی‌خبرم

155
00:10:44,352 --> 00:10:47,355
‫و بعدش ناگهان یه غریبه بهم زنگ زد
‫و سراغ تو رو ازم گرفت

156
00:10:47,438 --> 00:10:49,273
‫و من رو بدجوری ترسوند

157
00:10:49,357 --> 00:10:51,525
‫- کی بهت زنگ زد؟
‫- نمی‌دونم. یه مرد

158
00:10:51,609 --> 00:10:55,279
‫اون گفت که توی دردسر افتادی
‫و می‌خواد کمکت کنه

159
00:10:55,363 --> 00:10:56,656
‫برای همین بار تراورز تماس گرفتم

160
00:10:56,739 --> 00:10:59,367
‫و یه زنه به اسم کاترین اومد سراغم

161
00:10:59,450 --> 00:11:01,285
‫گفت تو برای اون کار می‌کنی

162
00:11:01,369 --> 00:11:02,995
‫- تو با کاترین حرف زدی؟
‫- آره

163
00:11:03,079 --> 00:11:04,497
‫- چی گفت؟
‫- هیچی

164
00:11:05,164 --> 00:11:09,377
‫یه سری سؤال ازم پرسید که
‫جوابشون رو نمی‌دونستم و..

165
00:11:10,461 --> 00:11:13,381
‫ببین، پیتر... من نمی‌دونستم
‫تو زنده‌ای یا مُرده

166
00:11:14,382 --> 00:11:16,092
‫می‌خوای بهم بگی جریان چیه؟

167
00:11:20,721 --> 00:11:22,473
‫نمی‌تونم پای تو رو به این ماجرا بکشم

168
00:11:22,556 --> 00:11:24,141
‫اونا به من زنگ زدن
‫و سراغ تو رو گرفتن

169
00:11:24,892 --> 00:11:27,353
‫و نیم ساعت پیش،
‫داشتن به سمتِ ما شلیک می‌کردن.

170
00:11:27,853 --> 00:11:29,188
‫من یه جورایی وسط این ماجرام

171
00:11:30,272 --> 00:11:33,025
‫چه اتفاقی برات افتاده، پیتر؟
‫چرا گوشی اون بچه رو گرفتی؟

172
00:11:35,611 --> 00:11:36,862
‫برای ردیابی اون

173
00:11:36,946 --> 00:11:39,323
‫اون وارن استاکر. پدرِ اون بچه‌ست

174
00:11:39,407 --> 00:11:40,825
‫اون کلید تمام ایناست

175
00:11:41,325 --> 00:11:42,284
‫تمام چی؟

176
00:11:44,036 --> 00:11:45,454
‫چی رو بهم نمیگی؟

177
00:11:48,374 --> 00:11:51,085
‫یه ماه پیش، عملیاتی که توش بودم خراب شد

178
00:11:53,087 --> 00:11:54,714
‫قرار بود فقط نظارت باشه

179
00:11:54,797 --> 00:11:58,509
‫قرار بود درزدهنده‌ی اطلاعاتِ سی‌آی‌ای رو
‫شناسایی و خریدارش رو پیدا کنیم

180
00:11:59,009 --> 00:12:02,555
‫ولی... نمی‌دونم.
‫یه اتفاقاتِ دیگه‌ای در جریان بود.

181
00:12:02,638 --> 00:12:05,558
‫چون اون یارو که دیشب به ما شلیک کرد،
‫اونجا بود.

182
00:12:06,642 --> 00:12:08,769
‫باشه؟ اون توی نقطه‌ی خروجی
‫برامون کمین کرد

183
00:12:08,853 --> 00:12:11,480
‫که هیچکس خارج از آفند شبانه
‫نباید ازش خبر می‌داشت

184
00:12:14,024 --> 00:12:15,735
‫اون... همکارم رو کشت

185
00:12:16,902 --> 00:12:19,655
‫- خدای من. متأسفم
‫- نمی‌دونم کاترین هم توش دست داره یا نه

186
00:12:19,739 --> 00:12:21,699
‫نمی‌دونم به آفند شبانه نفوذ شده

187
00:12:21,782 --> 00:12:23,242
‫و تا وقتی که بفهمم جریان چیه...

188
00:12:24,243 --> 00:12:26,328
‫نمی‌تونم به هیچکس اعتماد کنم

189
00:12:27,455 --> 00:12:28,873
‫به جز من، درسته؟

190
00:12:34,170 --> 00:12:35,004
‫به جز تو

191
00:12:35,504 --> 00:12:37,339
‫این نمی‌تونه مثل دفعه‌ی پیش باشه

192
00:12:38,841 --> 00:12:40,801
‫نمی‌تونم ازت محافظت کنم، رُز

193
00:12:40,885 --> 00:12:43,596
‫قصد نداشتم مانعت بشم. من...

194
00:12:43,679 --> 00:12:45,222
‫فقط سعی داشتم کمک کنم، باشه؟

195
00:12:47,349 --> 00:12:50,311
‫و راستش اگه تو اونجا نبودی،

196
00:12:51,270 --> 00:12:54,190
‫احتمالاً اون یکی مرده رو که
‫تعقیبم می‌کرد نمی‌دیدم، پس...

197
00:12:55,274 --> 00:12:57,902
‫پس من یه جورایی نجاتت دادم

198
00:13:01,655 --> 00:13:05,034
‫بیا یکم استراحت کنیم. باشه؟
‫صبح یه راه حلی پیدا می‌کنیم

199
00:13:05,117 --> 00:13:07,036
‫تو روی تخت بخواب،
‫من روی کاناپه می‌خوابم.

200
00:13:08,370 --> 00:13:10,539
‫نه، من می‌تونم روی کاناپه بخوابم.
‫اشکالی نداره.

201
00:13:10,623 --> 00:13:13,584
‫رُز، پشت یه در دیگه جات امن‌تره

202
00:13:15,836 --> 00:13:16,670
‫درسته

203
00:13:20,716 --> 00:13:22,009
‫- هی، رُز؟
‫- بله؟

204
00:13:22,092 --> 00:13:23,969
‫دفعه‌ی بعد که میری دنبال یه نفر بگردی،

205
00:13:24,053 --> 00:13:25,971
کفش پاشنه‌بلند نپوش

206
00:13:30,059 --> 00:13:31,268
‫از دیدنت خوشحالم

207
00:13:31,769 --> 00:13:32,645
‫منم همینطور

208
00:13:46,367 --> 00:13:49,245
‫می‌دونی که چقدر مسافرت به ایران
‫با دوتا بچه سخته

209
00:13:49,328 --> 00:13:50,747
‫آسون نیست،

210
00:13:50,771 --> 00:13:53,082
‫ولی امسال دو هفته می‌خوام ببرمشون شمال

211
00:13:53,332 --> 00:13:54,667
‫مادربزرگشون رو ببینن

212
00:13:54,750 --> 00:13:55,584
‫شما چطور؟

213
00:13:55,668 --> 00:13:57,044
‫اینم تحقیقاتی که می‌خواستین

214
00:13:57,127 --> 00:13:59,046
‫- بذار رو میزم
‫- چشم

215
00:13:59,713 --> 00:14:02,758
‫متأسفانه حالشون خوب نیست،
‫زودتر می‌خوایم ببریمشون

216
00:14:02,842 --> 00:14:04,718
‫- خانم طاهری
‫- بله؟

217
00:14:05,302 --> 00:14:07,137
‫توی آشپزخونه کمک لازم داشتن

218
00:14:07,221 --> 00:14:08,931
‫گفتم شما کمکشون می‌کنید

219
00:14:09,014 --> 00:14:10,349
‫- چشم
‫- ممنون

220
00:14:14,687 --> 00:14:16,438
‫بسم الله الرحمن الرحیم

221
00:14:16,522 --> 00:14:18,607
‫یک لحظه، ساکت لطفاً

222
00:14:19,650 --> 00:14:20,484
‫ممنون

223
00:14:20,985 --> 00:14:26,574
‫رفتارِ شما بازتابی است بر این دفتر
‫و فرهنگِ کشور ما

224
00:14:26,657 --> 00:14:31,912
‫به همین دلیل و به خاطر شروع
‫مجمع عمومی در هفته‌ی آینده،

225
00:14:31,996 --> 00:14:35,624
‫ازتون خواهش می‌کنم
‫مراقب رفتار خودتون باشید

226
00:14:35,708 --> 00:14:38,586
‫چون همه‌ی ما زیر ذره‌بین تحت نظر هستیم

227
00:14:38,669 --> 00:14:40,963
‫و به دلیل سوءظن

228
00:14:41,463 --> 00:14:44,967
‫و بی‌اعتمادی بیش از حد آمریکا نسبت به ایران

229
00:14:45,050 --> 00:14:49,763
‫کارمندان این دفتر در شهر اجازه ندارن

230
00:14:49,847 --> 00:14:52,057
‫از محدوده‌ی تعیین شده خارج شوند

231
00:14:52,558 --> 00:14:56,353
‫اگر شما رو خارج از این محدوده ببینن،

232
00:14:56,854 --> 00:14:59,899
‫شما رو برای بازجویی دستگیر می‌کنن

233
00:14:59,923 --> 00:15:02,777
‫و از آمریکا اخراجتون می‌کنن

234
00:15:04,403 --> 00:15:07,364
‫در ضمن همونطور که بعضی از شما اطلاع دارید،

235
00:15:07,448 --> 00:15:12,244
‫هوشنگ به دلیل یک مسئله‌ی ضروری خانوادگی
‫باید برمی‌گشت ایران

236
00:15:12,328 --> 00:15:18,584
‫پس بنابراین از امروز اگر سؤالی
‫راجع به قواعد امنیتی این دفتر دارید،

237
00:15:18,667 --> 00:15:22,504
‫می‌تونید به برادر جواد رحمانی

238
00:15:22,588 --> 00:15:27,259
‫رئیس جدید امنیت این دفتر مراجعه کنید

239
00:15:28,177 --> 00:15:29,011
‫ممنون

240
00:15:49,531 --> 00:15:53,494
‫نور، بذار نظافتچی خودش اینا رو تمیز می‌کنه

241
00:15:53,577 --> 00:15:54,787
‫مهم نیست

242
00:15:54,870 --> 00:15:57,790
‫من اصلاً فکر می‌کنم
‫سفیر شلوغ پلوغی رو ترجیح میده

243
00:15:57,873 --> 00:16:01,251
‫اشکالی نداره. عادت دارم
‫ریخت و پاش برادر کوچیکم رو جمع کنم

244
00:16:01,335 --> 00:16:04,505
‫تو که خواهرِ عباس نیستی.
‫تو دستیارشی.

245
00:16:04,588 --> 00:16:06,757
‫بعدم بیا اون یکی دستیارش رو ضایع نکن

246
00:16:11,095 --> 00:16:14,723
‫جواد خیلی بهت توجه می‌کنه

247
00:16:14,807 --> 00:16:16,517
‫کارشه مراقبمون باشه

248
00:16:16,600 --> 00:16:17,559
‫نه

249
00:16:18,060 --> 00:16:20,312
‫- نظرش فقط به تو بود
‫- هاله

250
00:16:20,396 --> 00:16:22,815
‫خب، تو تنها زنِ مجرد دفتری

251
00:16:22,839 --> 00:16:24,542
‫اونم که شغلش خوبه

252
00:16:24,566 --> 00:16:27,695
‫موهاشم که پره، خیلی هم تیکه‌ست

253
00:16:27,778 --> 00:16:28,946
‫من که نمی‌شناسمش

254
00:16:29,029 --> 00:16:30,698
‫خب که چی، بهش نزدیک میشی

255
00:16:30,781 --> 00:16:33,159
‫خودت رو دست کم نگیر،
‫از اون که کمتر نیستی.

256
00:16:33,183 --> 00:16:34,535
‫ضررم نداره

257
00:16:37,162 --> 00:16:40,332
‫هاله، اگه من این رو فردا بخوام
‫کِی باید بدیمش خشک‌شویی؟

258
00:16:40,416 --> 00:16:42,167
‫امم... تا یک

259
00:16:43,252 --> 00:16:44,253
‫یک...

260
00:16:45,379 --> 00:16:46,547
‫پس بهتره بری الان

261
00:16:46,630 --> 00:16:50,259
‫ولی ما ده دقیقه دیگه جلسه داریم
‫من باید نُت‌برداری کنم

262
00:16:50,342 --> 00:16:52,761
‫من می‌تونم موقع ناهارم اینا رو ببرم

263
00:16:53,470 --> 00:16:55,097
‫خیلی ممنون، خانم طاهری

264
00:16:55,598 --> 00:16:57,683
‫پشتکارتون قابل تمجیده

265
00:16:59,309 --> 00:17:00,728
‫گفتم من رو ضایع نکن

266
00:17:10,195 --> 00:17:11,697
‫- هی، چیکار می‌کنی؟
‫- آروم باش

267
00:17:11,780 --> 00:17:13,699
توی فیلم دوربینت هیچ اتفاقی نیفتاد

268
00:17:15,492 --> 00:17:17,202
‫نباید توی وسایلم سرک بکشی

269
00:17:17,286 --> 00:17:19,830
‫وارن استاکر، درسته؟
‫دارم بهش نزدیک میشم.

270
00:17:19,913 --> 00:17:24,626
‫یعنی، سیستم تشخیص چهره غیرنظامی
‫نتایج مثبتِ کاذب زیادی میده،

271
00:17:24,710 --> 00:17:28,797
‫ولی تونستم چندتا مورد از شهر پیدا کنم،

272
00:17:28,881 --> 00:17:31,216
‫که همه مال هفته‌ی پیش هستن

273
00:17:31,300 --> 00:17:32,801
‫وایسا ببینم، پشمام. این دیگه چیه؟

274
00:17:32,885 --> 00:17:34,344
‫دیشب اصلاً خوابم نبرد

275
00:17:34,428 --> 00:17:38,265
‫و هر وقت این اتفاق می‌افته،
‫نیاز دارم حواسم رو با یه چیزی پرت کنم.

276
00:17:38,348 --> 00:17:40,810
‫برای همین فکر کردم بتونم کمک کنم
‫آدمی رو که دنبالشی پیدا کنی

277
00:17:40,834 --> 00:17:42,620
‫همونطور که خودم پیدات کردم

278
00:17:42,644 --> 00:17:44,730
‫اگه می‌تونستم رابط کاربری رو
‫دوباره برنامه‌نویسی کنم

279
00:17:44,754 --> 00:17:46,541
‫تا همزمان پارامترهای جستجوی بیشتری قبول کنه

280
00:17:46,565 --> 00:17:49,985
‫رابط کاربری چی؟
‫از چی حرف می‌زنی، رُز؟

281
00:17:50,069 --> 00:17:53,947
‫من به برنامه‌نویسی یه پروتکل بازاریابیِ جدید
‫به اسم ادورس کمک می‌کنم

282
00:17:54,031 --> 00:17:56,909
‫می‌تونه هر ترکیبی از ویژگی‌های جستجو رو
‫از سطح اینترنت جمع آوری کنه

283
00:17:56,992 --> 00:18:00,162
‫پس مثلاً، متن، تصاویر، موقعیت‌ها،

284
00:18:00,245 --> 00:18:02,498
‫هرچی که بهش بدی
‫به محدود کردن جستجو کمک می‌کنه

285
00:18:03,248 --> 00:18:05,709
‫وقتی می‌خواستم پیدات کنم
‫یکم دستکاریش کردم

286
00:18:05,793 --> 00:18:09,129
‫و اینم آخرین تصویر از اون یارو که دنبالشی،
‫دیشب ثبت شده،

287
00:18:09,755 --> 00:18:11,548
‫حالا با اطلاعاتِ موقعیتی نهادینه شده

288
00:18:11,632 --> 00:18:13,300
‫انگار داشته به شهر برمی‌گشته

289
00:18:13,383 --> 00:18:15,594
‫- آره، خودشه
‫- این تصویر یه دوربین ترافیکیه

290
00:18:15,677 --> 00:18:17,554
‫ولی نمی‌دونم از اونجا کجا رفته

291
00:18:17,638 --> 00:18:21,016
‫وایسا ببینم، صبر کن.
‫تو دیشب اصلاً نخوابیدی؟

292
00:18:21,100 --> 00:18:22,142
‫نه زیاد. اشکالی نداره

293
00:18:25,270 --> 00:18:26,772
‫این تمام اطلاعاتیه
‫که تونستم گیر بیارم

294
00:18:26,855 --> 00:18:30,859
‫رابط کاربری فقط می‌تونه داده‌های آرشیوی
‫در دسترس عموم رو بررسی کنه

295
00:18:31,610 --> 00:18:34,822
‫یعنی اطلاعاتِ قدیمی.
‫در بهترین حالت 12 ساعت تأخیر داره.

296
00:18:35,405 --> 00:18:38,617
‫- اصلاً به اطلاعاتِ آنی نزدیک نیست
‫- نمی‌دونم، این خیلی باحاله

297
00:18:38,700 --> 00:18:41,453
‫پس این شرکتته؟
‫الان داری این کارو می‌کنی؟

298
00:18:41,537 --> 00:18:43,872
‫من بیشتر کُدش رو نوشتم، ولی نه

299
00:18:46,083 --> 00:18:47,793
‫من فقط یه کارمندم

300
00:18:48,627 --> 00:18:50,337
‫فکر می‌کردم می‌خواستی
‫کارِ خودت رو شروع کنی

301
00:18:50,420 --> 00:18:53,465
‫یعنی شرکتِ خودت رو بزنی
‫و راه خودت رو بری

302
00:18:53,966 --> 00:18:54,967
‫آره، خب،

303
00:18:56,552 --> 00:18:58,595
‫توی ده ماه گذشته
‫چیزهای زیادی رو از دست دادی

304
00:19:03,392 --> 00:19:04,226
‫گوش کن...

305
00:19:06,061 --> 00:19:08,814
‫رُز، می‌خواستم بهت زنگ بزنم

306
00:19:08,897 --> 00:19:11,066
‫پیتر، اشکالی نداره.
‫نیازی نیست...

307
00:19:11,150 --> 00:19:12,067
‫- نه، اینطور نیست
‫- نه...

308
00:19:12,151 --> 00:19:13,193
‫خیلی هم اشکال داره

309
00:19:16,113 --> 00:19:19,533
‫باشه؟ معذرت می‌خوام.
‫باید بهت زنگ می‌زدم.

310
00:19:24,121 --> 00:19:27,499
‫می‌دونم کاری که می‌کنی مهمه،
‫ولی الان کمک لازم داری.

311
00:19:27,583 --> 00:19:28,959
‫آره

312
00:19:29,042 --> 00:19:32,546
‫اگه می‌دونستی نمی‌تونی به کسی اعتماد کنی،
‫چرا با تراورس تماس نگرفتی؟

313
00:19:32,629 --> 00:19:35,883
‫مأمور شب بودن اینجوری نیست
‫که براشون جواب تلفن بدی

314
00:19:36,758 --> 00:19:39,928
‫باشه؟ تا وارن رو گیر نیارم
‫نمی‌تونم برم پیش رئیس جمهور

315
00:19:41,263 --> 00:19:43,724
‫باید بفهمم چه اطلاعاتی رو به کی درز می‌داد،

316
00:19:43,807 --> 00:19:45,601
‫و کیا از آفند شبانه توش دست دارن

317
00:19:45,684 --> 00:19:48,770
‫چون اگه کاترین باشه،
‫ممکنه پیش رئیس‌جمهور ازم بدگویی بکنه،

318
00:19:48,854 --> 00:19:52,733
‫نه، قبل از این که برم سراغش
‫مدرکِ غیر قابل انکار لازم دارم

319
00:19:52,816 --> 00:19:56,153
‫مأمورِ شب بودن چه حسی داره؟

320
00:19:58,405 --> 00:20:01,158
‫می‌دونم وقتی سوارِ اون هواپیما می‌شدی
‫چقدر هیجان‌زده بودی

321
00:20:01,241 --> 00:20:02,075
‫آره

322
00:20:03,327 --> 00:20:04,703
‫یه چیزی مثل یاتاقان بودنه

323
00:20:05,370 --> 00:20:07,039
‫- خیلی خب
‫- تو ماشین نیستی

324
00:20:07,122 --> 00:20:08,373
‫حتی موتورِ ماشینم نیستی

325
00:20:08,457 --> 00:20:13,712
‫فقط یه قطعه‌ی خیلی خیلی کوچیک
‫و خیلی مهم از موتوری

326
00:20:15,797 --> 00:20:17,090
‫و نمی‌تونی خراب کنی

327
00:20:18,675 --> 00:20:21,845
‫چون اگه خراب کنی،
‫همه چی دور و برت از هم می‌پاشه.

328
00:20:23,180 --> 00:20:24,139
‫و...

329
00:20:25,557 --> 00:20:27,184
‫آره، نمی‌تونی بذاری این اتفاق بیفته

330
00:20:30,979 --> 00:20:32,940
‫خب، به نظر میاد توی مسیرِ درستی هستی

331
00:20:33,023 --> 00:20:36,151
‫نیویورک سنگین‌ترین سیستم‌های
‫نظارتی کشور رو داره

332
00:20:36,235 --> 00:20:38,695
‫- وارن احتمالاً دوباره پیداش میشه
‫- خواهیم دید

333
00:20:38,779 --> 00:20:41,490
‫حالا، می‌تونم بپرسم اون خونه‌اشه؟

334
00:20:41,573 --> 00:20:45,702
‫یا اون فقط یه نوارِ ویدیو از سال 1995ـه
‫که روی حالت تکرار پخش میشه؟

335
00:20:45,786 --> 00:20:49,498
‫در حال حاضر به کیتِ نظارتی
‫اف‌بی‌آی دسترسی ندارم،

336
00:20:49,581 --> 00:20:50,749
‫پس بهترین چیزیه که گیر آوردم

337
00:20:50,832 --> 00:20:55,671
‫پس چندتا دوربین تخفیفی
‫از آخرین فروشگاه رادیوشکِ باقی مونده خریدی؟

338
00:20:55,754 --> 00:20:58,298
‫- کار می‌کنه، مگه نه؟
‫- آره، گمونم

339
00:20:58,882 --> 00:21:03,136
‫نه، اون... اون خونه شهری قبلاً مال اون بود،

340
00:21:03,220 --> 00:21:06,598
‫ولی اون خونه و حضانتِ ایثن رو
‫توی یه طلاق از دست داد

341
00:21:06,682 --> 00:21:09,685
‫تقریباً یک ماه پیش، برای خودش و پسرش
‫پاسپورت‌های جعلی سفارش داده

342
00:21:09,768 --> 00:21:12,854
‫فکر کنم سعی داره ایثن رو برداره
‫و ناپدید شه

343
00:21:12,938 --> 00:21:15,691
‫پس می‌دونی که بابای ایثن
‫سعی داره اون رو بدزده،

344
00:21:15,774 --> 00:21:18,902
‫و به جای این که به پلیس بگی،
‫فقط منتظری اتفاق بیفته؟

345
00:21:18,986 --> 00:21:21,989
‫اون تنها سرنخیه که دارم.
‫از ایثن محافظت می‌کنم.

346
00:21:23,282 --> 00:21:24,491
‫یه خبری شد

347
00:21:26,994 --> 00:21:30,205
‫اونا میرن بازی بسکتبالش.
‫ایثن توی مرحله‌ی حذفیه.

348
00:21:30,289 --> 00:21:33,166
‫- از کجا این رو می‌دونی؟
‫- توی پارک واسه ایثن مربی‌گری می‌کردم

349
00:21:33,250 --> 00:21:35,168
‫مربی‌گری می‌کردی یا جیبش رو می‌زدی؟

350
00:21:35,252 --> 00:21:36,712
‫از بهترین یاد گرفتم

351
00:21:37,504 --> 00:21:40,465
‫- صبر کن، کجا میری؟
‫- وارن شاید سعی کنه از سرِ بازی برش داره

352
00:21:40,549 --> 00:21:44,636
‫- تو اینجا بمون و بعدش که برگشتم
‫- نه، من اینجا تنها نمی‌مونم

353
00:21:46,972 --> 00:21:48,724
‫مگه حرف‌های دیشبم رو نشنیدی؟

354
00:21:48,807 --> 00:21:51,310
‫نمی‌تونم تو رو با خودم ببرم.
‫نمی‌تونم ازت محافظت کنم.

355
00:21:51,393 --> 00:21:52,895
‫و من الان نمی‌تونم تنها باشم

356
00:21:52,919 --> 00:21:54,919
‫در ضمن، می‌تونم کمک کنم

357
00:21:58,108 --> 00:21:59,901
‫با تو جام امن‌تره یا تنها؟

358
00:22:43,111 --> 00:22:45,072
‫ایثن. ایثن. سلام. سلام، رفیق

359
00:22:45,155 --> 00:22:46,114
‫چی شده؟

360
00:22:48,283 --> 00:22:49,284
‫برم دنبالش؟

361
00:22:50,077 --> 00:22:53,246
‫- صورتت چی شده؟
‫- هیچی. فقط بدجوری زمین خوردم

362
00:22:53,330 --> 00:22:54,873
‫- از دیدنت خوشحالم، رفیق
‫- منم همینطور

363
00:22:54,956 --> 00:22:58,043
‫خیلی خب، ببین، می‌دونم حرف زدیم
‫که بعداً همدیگه رو ببینیم،

364
00:22:58,126 --> 00:22:59,294
‫ولی یه اتفاقاتی افتاده و...

365
00:22:59,378 --> 00:23:01,880
‫باید الان بریم بیرون
‫تا فرصت داشته باشیم همدیگه رو ببینیم

366
00:23:01,904 --> 00:23:04,299
‫- بازی‌ام چی؟
‫- شرمنده، پسرم. باید بیخیالش شیم

367
00:23:04,383 --> 00:23:06,968
‫ولی واقعاً مهمه که همین الان بریم، باشه؟

368
00:23:07,052 --> 00:23:08,303
‫آره؟ بیا بریم، ایثن. یالا

369
00:23:08,387 --> 00:23:11,306
‫ایثن؟ هنوز اینجایی؟ وقتِ بازیه

370
00:23:11,390 --> 00:23:12,349
‫یالا، بیا بریم

371
00:23:12,432 --> 00:23:13,725
‫ایثن، چیکار می‌کنی...

372
00:23:14,768 --> 00:23:16,895
‫وارن؟ چه خبره؟

373
00:23:16,978 --> 00:23:19,815
‫- ایثن، کتت رو بردار. بیرون منتظر باش
‫- هی، نه، یه لحظه صبر کن

374
00:23:19,898 --> 00:23:21,400
‫برو پیش مامانت، ایثن، همین الان

375
00:23:21,483 --> 00:23:24,486
‫من پدرتم، نه اون.
‫کتت رو بردار و بیرون منتظر باش.

376
00:23:24,569 --> 00:23:25,821
‫می‌خوام با فرانک حرف بزنم

377
00:23:30,283 --> 00:23:31,868
‫هی ایثن، نه. فقط...

378
00:23:37,457 --> 00:23:39,793
‫- اون بچه‌ی تو نیست
‫- الان داری حکمِ دادگاه رو نقض می‌کنی

379
00:23:39,876 --> 00:23:41,545
‫تو به زندگیِ مشترکم تجاوز کردی

380
00:23:41,628 --> 00:23:43,964
‫وقتی به این کشور خدمت می‌کنم
‫با زنم می‌خوابی؟

381
00:23:44,047 --> 00:23:46,466
‫با پسرم توی خونه‌ی من زندگی می‌کنی؟

382
00:23:46,550 --> 00:23:48,135
‫می‌خوای در مورد مصلحت نصیحتم کنی؟

383
00:23:48,135 --> 00:23:50,011
‫مصلحتِ ایثن چی؟

384
00:23:54,035 --> 00:24:01,035


385
00:24:05,026 --> 00:24:06,111
‫رختکن

386
00:24:15,245 --> 00:24:16,955
‫- لعنتی
‫- هی، من هواش رو دارم. برو

387
00:24:17,038 --> 00:24:19,207
‫- باشه
‫- خیلی خب. هی

388
00:24:37,350 --> 00:24:38,477
‫چی شد؟

389
00:24:38,560 --> 00:24:40,562
‫وارن بود. اون ایثن رو برد

390
00:24:40,645 --> 00:24:42,230
‫می‌دونید وارن اون رو کجا می‌بره؟

391
00:24:42,314 --> 00:24:44,274
‫دیوید، تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫ایثن کجاست؟

392
00:24:44,357 --> 00:24:46,193
‫پاتریشا، گوش کن، باشه؟
‫من مأمور اف‌بی‌آی هستم.

393
00:24:46,217 --> 00:24:50,238
‫خیلی مهمه که هرچی در مورد
‫مقصد احتمالی وارن می‌دونی بهم بگی

394
00:24:50,322 --> 00:24:51,990
‫نمی‌دونم!

395
00:24:52,073 --> 00:24:55,535
‫هی، به من نگاه نکن. اسمِ من رُزه
‫و کمکت می‌کنم، باشه؟

396
00:24:55,619 --> 00:24:57,037
‫- از پسش برمیای، آره؟
‫- چه خبره؟

397
00:24:57,120 --> 00:24:59,539
‫وارن سعی داره با ایثن از کشور فرار کنه.
‫ولی اگه کمک کنید می‌تونیم جلوش رو بگیریم.

398
00:24:59,623 --> 00:25:01,708
‫اون سعی داره ایثن رو بدزده؟
‫اون یارو روانیه!

399
00:25:01,791 --> 00:25:04,586
‫- باید به پلیس زنگ بزنیم
‫- درسته، ولی وارن از ما جلوتره

400
00:25:04,669 --> 00:25:07,506
‫- می‌تونی چیزی در مورد مقصد احتمالیش به ما بگی؟
‫- نمی‌دونم

401
00:25:07,589 --> 00:25:11,051
‫وقتی زن و شوهر بودید، از سناریوهای اضطراری
‫و محل‌های ملاقات چیزی نمی‌گفت؟

402
00:25:11,134 --> 00:25:13,887
‫آره. می‌گفت توی کارش عادیه

403
00:25:13,970 --> 00:25:15,889
‫یادت میاد هر کدوم از اونا
‫روی نقشه کجا هستن؟

404
00:25:15,972 --> 00:25:17,325
‫- شاید بعضی‌ها رو یادم باشه
‫- چیزی داری؟

405
00:25:17,349 --> 00:25:20,352
‫اون باید یه راه خروج از کشور داشته باشه.
‫پس باید محدودش کنیم.

406
00:25:20,435 --> 00:25:22,688
‫می‌دونم نتایج ادورس رو
‫بر اساس موقعیت مکانی مرتب کنم

407
00:25:22,712 --> 00:25:24,731
‫شاید بشه از دیدن جاهایی که بوده
‫فهمید کجا میره

408
00:25:24,814 --> 00:25:26,274
‫باشه، برو بریم

409
00:25:26,858 --> 00:25:28,527
‫هیچکدوم از این جاها آشنا نیستن؟

410
00:25:29,194 --> 00:25:30,654
‫اون یکی، یه جورایی

411
00:25:30,737 --> 00:25:32,572
‫- لانگ آیلند؟
‫- پدر و مادرم اونجا زندگی می‌کنن

412
00:25:32,656 --> 00:25:35,408
‫یه مسافرخونه‌ی قدیمی
‫وسط فارمینگدیل هست

413
00:25:35,492 --> 00:25:37,786
‫اون گفت اگه یه وقت
‫اتفاقی افتاد بریم اونجا

414
00:25:37,869 --> 00:25:40,372
‫- دیگه چی توی اون منطقه هست؟
‫- بیشتر شرکت‌های خصوصی

415
00:25:40,455 --> 00:25:42,874
‫یه فرودگاه کوچیک هست
‫که مال آموزشگاه پروازه.

416
00:25:42,958 --> 00:25:44,834
‫- اون خلبانه
‫- خدای من!

417
00:25:44,918 --> 00:25:45,919
‫چیزی نیست. ما جلوش رو می‌گیریم

418
00:25:46,002 --> 00:25:49,172
‫شماها باید به پلیس زنگ بزنید
‫و بگید چی شده و همه چی رو بهشون بگید

419
00:25:49,256 --> 00:25:50,173
‫و بعدش برید خونه

420
00:25:50,257 --> 00:25:52,467
‫چون شاید ایثن فرار کرده باشه
‫و سعی داره برگرده خونه

421
00:27:03,204 --> 00:27:05,457
‫انجام امور اداریش چقدر طول می‌کشه؟

422
00:27:05,540 --> 00:27:07,626
بذار ببینیم چیز به درد بخوری آوردی یا نه

423
00:27:10,295 --> 00:27:12,547
‫آره، این بی‌ارزشه.
‫نمی‌تونم با این کاری بکنم.

424
00:27:12,631 --> 00:27:15,842
‫ولی من این رو مستقیم
‫از پرونده‌های دفترمون کپی کردم

425
00:27:16,343 --> 00:27:18,845
‫اطلاعاتِ دقیق برنامه‌ی پهپادی ایران توشه

426
00:27:18,928 --> 00:27:21,264
‫اینجا چیزی نیست که قبلاً ندیده باشیم

427
00:27:22,974 --> 00:27:27,437
‫تو گفتی اگه بهتون اطلاعات بدم
‫سی‌آی‌ای به من و خانواده‌ام پناهندگی میده

428
00:27:27,520 --> 00:27:29,648
‫اولاً تو اومدی سراغ ما

429
00:27:29,731 --> 00:27:31,983
‫و ثانیاً ما به اطلاعات ارزشمند علاقه داریم

430
00:27:32,067 --> 00:27:35,320
‫و بدون اونا سی‌آی‌ای هیچ تعهدی نداره
‫که خواسته‌هاتون رو برآورده کنه

431
00:27:35,987 --> 00:27:37,072
‫شرمنده

432
00:27:37,947 --> 00:27:41,242
‫می‌دونی اگه حین دزدی از دفتر
‫مچم رو بگیرن چه بلایی سرم میاد؟

433
00:27:41,326 --> 00:27:43,953
‫البته که می‌دونم.
‫ولی این انتخابِ خودت بود.

434
00:27:44,037 --> 00:27:46,456
‫فکر می‌کنی اولین خارجی‌ای هستی
‫که در ازای یه جور لطف

435
00:27:46,539 --> 00:27:48,333
‫به ما قول اطلاعات میده؟

436
00:27:48,416 --> 00:27:50,752
‫- من قبلاً این بازی رو کردم
‫- این برای من بازی نیست

437
00:27:51,753 --> 00:27:54,381
‫من فقط یک هفته وقت دارم
که برادرم رو از ایران خارج کنم

438
00:27:54,464 --> 00:27:55,965
‫و اگه پناهنده بشم،

439
00:27:56,049 --> 00:27:59,761
‫نمی‌تونم اون یا مادرم رو جا بذارم،
‫وگرنه با تلافی روبرو میشن.

440
00:27:59,844 --> 00:28:02,806
‫خیلی خب، ببین، ما می‌خوایم کمک کنیم،
‫ولی باید براش زحمت بکشی.

441
00:28:04,349 --> 00:28:06,143
‫هنوز اون گوشی یکبارمصرف رو
‫که بهت دادم داری؟

442
00:28:08,520 --> 00:28:10,897
‫خیلی خب، اگه اطلاعاتِ ارزشمندی گیر آوردی،

443
00:28:10,980 --> 00:28:12,565
‫می‌دونی چطوری باهام تماس بگیری

444
00:28:14,526 --> 00:28:19,781
‫سفیر مدتیه که با یه آمریکاییِ اطلاعاتی
‫ملاقات‌های سرّی داره

445
00:28:25,578 --> 00:28:26,496
‫از کجا این رو می‌دونی؟

446
00:28:27,455 --> 00:28:29,040
‫یه شایعه توی دفتر شنیدم

447
00:28:29,124 --> 00:28:29,958
‫شایعه

448
00:28:31,126 --> 00:28:32,377
‫اگه حقیقت داشته باشه،

449
00:28:32,401 --> 00:28:34,463
‫یعنی شما آمریکایی‌ها ممکنه
‫یه جاسوس داشته باشید

450
00:28:34,487 --> 00:28:37,132
‫اگه حقیقت داره، مدرک پیدا کن

451
00:28:38,675 --> 00:28:39,927
‫اون موقع شاید بتونیم کمکت کنیم

452
00:28:43,388 --> 00:28:44,931
‫می‌تونید اطلاعات دیگه‌ای بهمون بدید؟

453
00:28:49,769 --> 00:28:51,271
‫- پاتریشا؟
‫- بله؟

454
00:28:51,354 --> 00:28:53,440
‫می‌خوام در مورد شوهرِ سابقت
‫باهات صحبت کنم

455
00:28:53,523 --> 00:28:56,067
‫- اون عوضیِ روانی رو گرفتید؟
‫- شما کی هستی؟

456
00:28:56,151 --> 00:28:57,152
‫من مأمور اف‌بی‌آی هستم

457
00:28:58,528 --> 00:29:00,196
‫دیوید و رُز ایثن رو پیدا کردن؟

458
00:29:01,698 --> 00:29:03,450
‫- دیوید و رُز؟
‫- دوتا مأمورتون

459
00:29:03,474 --> 00:29:05,202
بعد از این که وارن
‫ایثن رو برد رسیدن اینجا

460
00:29:05,226 --> 00:29:06,495
‫رفتن دنبالش

461
00:29:09,247 --> 00:29:10,707
‫- این بود؟
‫- آره، دیوید

462
00:29:10,790 --> 00:29:12,167
‫اون پسرم رو پیدا کرده؟

463
00:29:15,378 --> 00:29:17,172
‫- گوشی‌ات کجاست؟
‫- پیشم نیست

464
00:29:17,672 --> 00:29:20,383
‫مطمئنی؟ باید مطمئن شم
‫هیچکس ردمون رو نمی‌زنه

465
00:29:20,467 --> 00:29:23,636
‫نمی‌دونم چی شد، باشه؟
‫با گوشیِ یکی از دوست‌هام قاتی شد.

466
00:29:23,720 --> 00:29:25,346
‫- آره، کدوم دوستت؟
‫- دیوید

467
00:29:25,430 --> 00:29:27,015
‫همون مردی که توی پارک تمرینم می‌داد

468
00:29:27,098 --> 00:29:28,600
‫اون یارو دوستت نیست، باشه؟

469
00:29:28,624 --> 00:29:30,352
‫اون یارو ازت استفاده کرد که به من برسه

470
00:29:30,769 --> 00:29:32,020
‫که بهم صدمه بزنه، می‌فهمی؟

471
00:29:32,103 --> 00:29:34,105
‫- کجا می‌ریم؟
‫- یه جای امن

472
00:29:34,189 --> 00:29:35,273
‫خب، مامان چی؟

473
00:29:37,484 --> 00:29:40,069
‫خیلی خب، مامان...

474
00:29:41,279 --> 00:29:43,990
‫ببین، می‌دونم که الان همه چی
‫داره خیلی سریع پیش میره،

475
00:29:44,073 --> 00:29:47,327
‫ولی همه چی درست میشه.
‫و وقتی از اینجا بریم بیرون همه چی رو توضیح میدم.

476
00:29:47,410 --> 00:29:50,497
‫من و تو از نو شروع می‌کنیم، باشه؟

477
00:29:50,997 --> 00:29:52,624
‫بهم اعتماد کن. باشه؟
‫بهم اعتماد داری؟

478
00:29:52,707 --> 00:29:55,460
‫باشه، باشه، باشه، خیلی خب

479
00:29:56,211 --> 00:29:59,047
‫کمک! یه مورد اضطراری روی باند پیش اومده.
‫به کمکت نیاز دارم.

480
00:29:59,130 --> 00:30:00,298
‫- اینجا بمون.
‫- سریع!

481
00:30:00,381 --> 00:30:01,216
‫چی شده؟

482
00:30:01,299 --> 00:30:03,426
‫دوستم، اون زمین خورد و بی‌هوشه،

483
00:30:03,510 --> 00:30:05,762
‫و هیچکس این دور و بر نیست
‫و به کمکت نیاز دارم

484
00:30:09,265 --> 00:30:11,100
‫ایثن، با من بیا

485
00:30:17,982 --> 00:30:18,983
‫یالا!

486
00:30:22,403 --> 00:30:23,822
‫ازش دور شو!

487
00:30:41,089 --> 00:30:42,131
‫ایثن!

488
00:31:26,259 --> 00:31:27,260
‫ایثن!

489
00:31:30,555 --> 00:31:32,015
‫شما دوتا باهاش چیکار دارید؟

490
00:31:32,098 --> 00:31:34,893
‫می‌بریمش خونه پیش مامانش.
‫تاکسی توی راهه.

491
00:31:34,976 --> 00:31:37,896
‫- با بابام چیکار می‌کنید؟
‫- من برای دولت کار می‌کنم

492
00:31:40,231 --> 00:31:41,900
‫و بابات کارهای بدی کرده

493
00:31:41,983 --> 00:31:44,485
‫نه، ایثن. بهش گوش نده.
‫ایثن، اون داره دروغ میگه.

494
00:31:44,569 --> 00:31:46,446
‫پیتر، نیازی نیست اون اینا رو ببینه

495
00:31:46,529 --> 00:31:49,115
‫پیتر؟ اسمت دیوید نیست؟

496
00:31:53,536 --> 00:31:55,914
‫ببین، می‌دونم این الان
‫با عقل جور در نمیاد

497
00:31:57,248 --> 00:32:00,919
‫و باور کن دقیقاً می‌دونم
‫توی چه شرایطی هستی، خب؟

498
00:32:04,130 --> 00:32:04,964
‫متأسفم

499
00:32:06,007 --> 00:32:07,508
‫تو لایق هیچکدوم از اینا نیستی

500
00:32:09,552 --> 00:32:11,220
‫صبر کن، خواهش می‌کنم

501
00:32:11,721 --> 00:32:13,097
‫ایثن، می‌تونم توضیح بدم. صبر کن

502
00:32:15,099 --> 00:32:16,100
‫خواهش می‌کنم صبر کن

503
00:32:17,352 --> 00:32:18,311
‫من دوستت دارم!

504
00:32:28,029 --> 00:32:30,698
‫- مطمئنی نمی‌خوای حرف بزنی؟
‫- فقط تنهام بذار

505
00:32:32,617 --> 00:32:33,618
‫هی، ایثن

506
00:32:36,704 --> 00:32:37,956
‫هی

507
00:32:39,415 --> 00:32:41,125
‫بابات چیزیش نمیشه، خب؟

508
00:32:42,377 --> 00:32:43,211
‫قول میدم

509
00:32:47,256 --> 00:32:50,259
‫هی، ببخشید.
‫میشه لطفاً یه لحظه صبر کنید؟

510
00:32:53,054 --> 00:32:56,599
‫ببین، ببخشید که درگیر این ماجراها شدی،

511
00:32:56,683 --> 00:33:01,312
‫ولی بدون تو نمی‌تونستم وارن رو پیدا کنم،
‫پس ممنون.

512
00:33:03,481 --> 00:33:04,649
‫چیه؟ چی شده؟

513
00:33:05,984 --> 00:33:09,529
‫فقط همیشه پیترِ واقعی باش، خب؟

514
00:33:11,155 --> 00:33:13,116
‫هیچ کاری باهاش نکن که پشیمون شی

515
00:33:14,117 --> 00:33:17,662
‫کارهایی که توی آپارتمان و ون می‌کنی
‫اصلاً به تو نمی‌خورن

516
00:33:19,956 --> 00:33:22,750
‫وقتی کارم اینجا تموم شه،
‫میام پیدات می‌کنم و همه چی رو توضیح میدم.

517
00:33:24,127 --> 00:33:24,961
‫خیلی خب

518
00:33:25,545 --> 00:33:29,674
‫خب، بعد از رسوندن ایثن به خونه
‫با هواپیما برمی‌گردم کالیفرنیا

519
00:33:32,093 --> 00:33:32,927
‫خوبه

520
00:33:34,762 --> 00:33:35,763
‫یه لطفی بهم بکن

521
00:33:35,847 --> 00:33:40,309
‫از محله‌ی چینی‌ها سوار اتوبوس شب شو، خب؟
‫برو بوستون، از فرودگاه لوگان پرواز کن.

522
00:33:40,393 --> 00:33:41,811
‫اینجوری خطرش کمتره

523
00:33:42,687 --> 00:33:44,480
‫- تو چی؟
‫- من چیزیم نمیشه

524
00:33:45,732 --> 00:33:46,566
‫خیلی خب

525
00:33:49,861 --> 00:33:51,029
‫مواظب باش، باشه؟

526
00:33:53,114 --> 00:33:54,115
‫باشه

527
00:35:27,625 --> 00:35:29,377
‫چیکار می‌کنی اینجا؟

528
00:35:30,419 --> 00:35:31,879
‫یکم جمع و جور می‌کنم.

529
00:35:33,506 --> 00:35:35,967
‫شما یه دستیار هستی اینجا، درسته؟

530
00:35:36,050 --> 00:35:38,052
‫در واقع یه دستیار با رتبه‌ی پایین

531
00:35:38,136 --> 00:35:40,680
‫که داره سعی می‌کنه
‫تأثیر مثبتی رو سفیر بذاره

532
00:35:42,014 --> 00:35:44,767
‫معذرت می‌خوام اگه تا دیر وقت معطلتون کردم

533
00:35:45,518 --> 00:35:46,644
‫نور هستم

534
00:35:47,854 --> 00:35:48,813
‫جواد

535
00:35:51,482 --> 00:35:53,109
‫من شما رو قبلاً دیدم

536
00:35:54,527 --> 00:35:55,528
‫ببخشید؟

537
00:35:55,611 --> 00:35:57,238
‫خانواده‌تون اهل کجان؟

538
00:35:57,822 --> 00:35:58,656
‫اصفهان

539
00:35:59,240 --> 00:36:00,324
‫مالِ منم همینطور

540
00:36:00,908 --> 00:36:03,286
‫من نزدیکی باغ غدیر بزرگ شدم

541
00:36:04,453 --> 00:36:05,621
‫شما هم؟

542
00:36:06,747 --> 00:36:09,208
‫توی راه مدرسه از اونجا رد می‌شدم

543
00:36:09,292 --> 00:36:11,919
‫یه مغازه شمالش بود
‫که زولبیای عالی داشت

544
00:36:12,003 --> 00:36:13,546
‫- چایی میسون؟
‫- آره!

545
00:36:15,506 --> 00:36:16,632
‫چه دنیای کوچیکی

546
00:36:20,636 --> 00:36:23,890
‫فکر نمی‌کردم که زیاد دلم
‫واسه اصفهان تنگ بشه ولی

547
00:36:24,599 --> 00:36:29,312
‫حالا که شما گفتین
‫خیلی یهو هوسِ زولبیا کردم

548
00:36:29,395 --> 00:36:32,648
‫خب شما می‌تونید هر نوع غذایی رو
‫توی نیویورک پیدا کنید

549
00:36:32,732 --> 00:36:34,150
‫حتی غذاهای ایرانی

550
00:36:36,485 --> 00:36:37,987
‫بهتره اینا رو جمع کنم

551
00:36:42,491 --> 00:36:45,328
‫می‌تونم شما رو تا اقامتگاه همراهی کنم؟

552
00:36:45,912 --> 00:36:48,831
‫خیلی لطف دارید.
‫ولی زحمتتون نمیدم

553
00:36:48,915 --> 00:36:49,749
‫زحمتی نیست

554
00:36:49,832 --> 00:36:52,668
‫بعدم، خیابون‌های آمریکا همیشه امن نیستن،

555
00:36:52,752 --> 00:36:53,961
‫مخصوصاً شب

556
00:36:56,505 --> 00:36:57,590
‫مشکلی هم ندارم

557
00:36:57,673 --> 00:37:00,384
‫می‌تونم منتظر بمونم
‫تا اگه کاری دارین تموم کنین

558
00:37:01,302 --> 00:37:03,262
‫خب پس. ممنونم

559
00:37:03,930 --> 00:37:04,889
‫خواهش می‌کنم

560
00:37:16,567 --> 00:37:18,611
‫من دوباره می‌تونم پسرم رو ببینم؟

561
00:37:35,503 --> 00:37:36,921
‫- الو؟
‫- رئیس گدنی هستم

562
00:37:37,004 --> 00:37:39,090
‫با معاون رئیس موزلی توی دفترش هستم

563
00:37:39,173 --> 00:37:42,885
‫چه جهنمی باعث شده اف‌بی‌آی
‫و سی‌آی‌ای باهم جلسه بذارن؟

564
00:37:43,761 --> 00:37:44,595
‫نمی‌تونه خوب باشه

565
00:37:44,679 --> 00:37:48,140
‫رئیس‌جمهور می‌خواست شما رو در جریانِ اطلاعاتی بذاریم
‫که سی‌آی‌ای امروز دریافت کرده

566
00:37:48,224 --> 00:37:50,351
‫یه خبرچین توی نیویورک
‫که داریم روش کار می‌کنیم

567
00:37:50,434 --> 00:37:52,770
‫در مورد یه جاسوس آمریکایی بهمون هشدار داد

568
00:37:53,396 --> 00:37:57,024
‫به نظر میاد ایرانی‌ها احتمالاً
‫اطلاعاتِ محرمانه به دست آوردن

569
00:37:57,108 --> 00:37:59,402
‫فکر می‌کنیم این ممکنه
‫به پرونده‌ی شما مربوط باشه

570
00:37:59,485 --> 00:38:01,112
‫رئیس جمهور می‌خواد آفند شبانه
‫به این مورد رسیدگی کنه

571
00:38:01,195 --> 00:38:05,283
‫فکر می‌کنی وارن استاکر به شهر برگشته
‫که به ایرانی‌ها اطلاعات بفروشه؟

572
00:38:05,366 --> 00:38:06,200
‫معلوم نیست

573
00:38:06,284 --> 00:38:07,827
‫سعی داریم جزئیات رو تأیید کنیم

574
00:38:07,910 --> 00:38:10,955
‫برگشتن به خاک آمریکا
‫برای ارتکاب جرائم بیشتر

575
00:38:11,038 --> 00:38:14,750
‫وقتی که از قبل تحت تعقیبه،
‫خب این یا حماقته یا کله‌شقی.

576
00:38:15,334 --> 00:38:17,086
‫خبرچینی که روش کار می‌کنید کیه؟

577
00:38:21,799 --> 00:38:22,883
‫مرسی

578
00:38:24,927 --> 00:38:26,679
‫نه، میدان تایمز نرینا

579
00:38:27,471 --> 00:38:29,557
‫ولی اونجا مرکزِ نیویورکه

580
00:38:29,640 --> 00:38:31,684
‫باور کنین خیلی شلوغه

581
00:38:32,351 --> 00:38:36,063
‫اگه می‌خواین نیویورکِ واقعی رو تجربه کنین،
‫برین فروشگاه‌های مختلف.

582
00:38:36,564 --> 00:38:39,275
‫همه جور آدمی می‌بینین.
‫هرچی بخواین داره.

583
00:38:40,026 --> 00:38:41,444
‫ببینیم و تعریف کنیم

584
00:38:48,159 --> 00:38:49,744
‫مرسی که من رو رسوندین

585
00:38:49,827 --> 00:38:52,038
‫فردا سرِ کار می‌بینمتون

586
00:38:52,121 --> 00:38:53,122
‫باشه

587
00:38:53,205 --> 00:38:54,290
‫شایدم برای ناهار

588
00:38:54,314 --> 00:38:56,751
‫می‌تونین من رو ببرین غذای ایرونی نیویورکی

589
00:38:59,420 --> 00:39:01,589
‫معمولاً موقع ناهارم کار می‌کنم

590
00:39:02,298 --> 00:39:03,174
‫صد درصد

591
00:39:04,342 --> 00:39:06,093
‫پس، شبتون بخیر

592
00:39:06,719 --> 00:39:07,887
‫شبتون بخیر

593
00:39:17,313 --> 00:39:18,189
‫نور؟

594
00:39:19,023 --> 00:39:19,857
‫بله؟

595
00:39:22,360 --> 00:39:24,278
‫فقط یه دستیار نیستین

596
00:39:25,821 --> 00:39:27,615
‫کاری که انجام میدین خیلی مهمه

597
00:39:29,575 --> 00:39:32,620
‫مطمئنم خانواده‌تون خیلی بهتون افتخار می‌کنن

598
00:40:01,690 --> 00:40:02,608
‫هی، ایثن

599
00:40:03,859 --> 00:40:05,319
‫پدر و مادرها اشتباهاتی می‌کنن، باشه؟

600
00:40:06,946 --> 00:40:09,448
‫اونا می‌تونن اشتباهاتی بکنن،
‫ولی بازم دوستت داشته باشن

601
00:40:18,374 --> 00:40:19,959
‫- مامان!
‫- ایثن!

602
00:40:37,601 --> 00:40:39,437
‫ایستگاه اتوبوس محله‌ی چینی‌ها، لطفاً

603
00:40:57,580 --> 00:40:59,248
‫خوب غذا می‌خوری؟

604
00:40:59,331 --> 00:41:01,333
‫آره، مامان. نگران نباش

605
00:41:02,376 --> 00:41:05,254
‫رنگت پریده ها.
‫به اندازه‌ی کافی میوه می‌خوری؟

606
00:41:05,337 --> 00:41:08,716
‫بله. می‌خوای یخچالم رو چک کنی؟

607
00:41:10,050 --> 00:41:10,926
‫باشه

608
00:41:15,848 --> 00:41:16,682
‫ببین

609
00:41:18,058 --> 00:41:20,269
‫- اونا توت فرنگین؟
‫- آره

610
00:41:21,353 --> 00:41:23,147
‫چقدر گُنده‌ان!

611
00:41:23,230 --> 00:41:25,941
‫- چقدر پولشون رو دادی؟
‫- زیاد نشد

612
00:41:26,025 --> 00:41:29,153
‫اینجا می‌تونی هر جور میوه
‫و سبزیجاتی پیدا کنی

613
00:41:29,177 --> 00:41:30,613
‫و مثل اونجا هم گرون نیست

614
00:41:30,696 --> 00:41:32,698
‫- چه خوب
‫- بله مامان

615
00:41:32,781 --> 00:41:34,492
‫کاش می‌تونستم نشونت بدم

616
00:41:34,575 --> 00:41:36,452
‫باید برم این فرنی رو هم بزنم

617
00:41:36,535 --> 00:41:39,038
‫فرهاد! بیا یه دقیقه با خواهرت حرف بزن

618
00:41:43,959 --> 00:41:45,753
‫صبح بخیر، داداش

619
00:41:47,796 --> 00:41:49,089
‫کِی برمی‌گردی؟

620
00:41:49,173 --> 00:41:50,758
‫دلت برام تنگ شده، هان؟

621
00:41:50,841 --> 00:41:54,094
‫دلم تنگ شده برای یکی که
‫کارهای خونه رو برای مامان انجام میده

622
00:41:54,595 --> 00:41:55,429
‫قبول

623
00:41:56,972 --> 00:41:59,475
‫- ولی می‌دونی چی بهتر از اونه؟
‫- چی؟

624
00:42:01,018 --> 00:42:03,187
‫اگه یه چند وقت می‌اومدی اینجا پیش من،

625
00:42:03,270 --> 00:42:05,314
‫هیچ مسئولیتی هم نداشتی

626
00:42:05,397 --> 00:42:07,650
‫همه جای شهرو نشونت می‌دادم

627
00:42:08,234 --> 00:42:09,485
‫خوش می‌گذشت، نه؟

628
00:42:11,570 --> 00:42:12,446
‫یه روزی، شاید

629
00:42:14,031 --> 00:42:15,741
‫آره، شاید

630
00:42:25,084 --> 00:42:27,545
‫اگه می‌خوای شکنجه‌ام کنی، فقط...

631
00:42:29,255 --> 00:42:31,924
‫پدرِ منم اسرار دولتی رو می‌فروخت.
‫این رو می‌دونستی؟

632
00:42:33,425 --> 00:42:36,387
‫اولش نمی‌خواستم باور کنم،
‫ولی حقیقت داره.

633
00:42:39,598 --> 00:42:40,766
‫می‌دونی چرا این کارو می‌کرد؟

634
00:42:42,017 --> 00:42:43,060
‫برای تأمین نیازهات

635
00:42:44,228 --> 00:42:45,646
‫می‌دونی، دوست دارم این رو باور کنم

636
00:42:46,605 --> 00:42:49,024
‫ولی جواب واقعی اینه که علتش رو نمی‌دونم

637
00:42:51,193 --> 00:42:54,405
‫چیزی که می‌دونم اینه که
‫گفت از کارش پشیمونه

638
00:42:56,490 --> 00:43:00,202
‫و درست قبل از این که بمیره،
‫تصمیم گرفت کارِ درست رو انجام بده.

639
00:43:00,786 --> 00:43:01,954
‫حالا، می‌فهمم

640
00:43:02,037 --> 00:43:05,791
‫می‌فهمم چرا یکی همه چی رو
‫برای خانواده‌اش فدا می‌کنه

641
00:43:07,668 --> 00:43:10,379
‫حتی تحسینش می‌کنم. جدی میگم

642
00:43:10,963 --> 00:43:13,132
‫و اگه بابام به همین خاطر اون کارو می‌کرده،

643
00:43:13,632 --> 00:43:15,467
‫اون وقت شاید بتونم ببخشمش

644
00:43:16,594 --> 00:43:17,970
‫حالا، گوش کن

645
00:43:18,971 --> 00:43:24,143
‫من نمی‌دونم کِی دوباره ایثن رو می‌بینی،
‫یا اصلاً می‌تونی ببینیش یا نه.

646
00:43:26,145 --> 00:43:28,689
‫ولی می‌تونم براش یه چیزهایی رو
‫در مورد پدرش روشن کنم

647
00:43:30,190 --> 00:43:31,817
‫من شکنجه‌ات نمی‌کنم

648
00:43:32,610 --> 00:43:35,070
‫باشه؟ من نمی‌کشمت.
‫همچین آدمی نیستم.

649
00:43:37,114 --> 00:43:39,033
‫اگه چیزی رو که می‌خوام بدونم بهم نگی،

650
00:43:39,826 --> 00:43:41,577
‫فقط تحویلت میدم به اف‌بی‌آی

651
00:43:42,244 --> 00:43:44,038
‫باشه. اونا به خیانت متهمت می‌کنن،

652
00:43:44,121 --> 00:43:46,665
‫و بعدش کل حکایتِ زندگیت رو بازنویسی می‌کنن

653
00:43:46,749 --> 00:43:50,670
‫و هرچی که تصمیم می‌گیرن
‫در موردت به ایثن بگن...

654
00:43:52,964 --> 00:43:54,841
‫تنها چیزیه که قراره
‫تا آخر عمرش بدونه

655
00:43:56,008 --> 00:43:58,636
‫یا می‌تونی به سؤال‌هام جواب بدی

656
00:43:59,261 --> 00:44:00,638
‫صادقانه و سریع،

657
00:44:01,847 --> 00:44:03,390
‫و من به ایثن توضیح میدم

658
00:44:04,308 --> 00:44:05,768
‫باشه؟ این کارو می‌کنم، قول میدم

659
00:44:06,810 --> 00:44:10,147
‫براش توضیح میدم که پدرش
‫آخر سر کارِ درست رو انجام داد

660
00:44:11,774 --> 00:44:12,608
‫باشه؟

661
00:44:12,691 --> 00:44:16,070
‫خودم شخصاً مطمئن میشم بفهمه

662
00:44:16,153 --> 00:44:17,780
‫که پدرش جنبه‌ی خوبی هم داشته

663
00:44:19,406 --> 00:44:21,241
‫و این چیزیه که خودم هرگز نگرفتم

664
00:44:26,413 --> 00:44:28,457
‫- چی می‌خوای بدونی؟
‫- بانکوک

665
00:44:29,333 --> 00:44:31,877
‫اطلاعاتی که انتقال می‌دادی چی بود؟
‫به کی می‌فروختیش؟

666
00:44:37,549 --> 00:44:38,884
‫اون گفت اسمش آرتوره

667
00:44:39,510 --> 00:44:41,428
‫باشه؟ ولی حتماً اسمِ مستعار بوده

668
00:44:42,680 --> 00:44:44,682
‫و حس می‌کنم اون خریدارِ واقعی نبود

669
00:44:44,765 --> 00:44:46,433
‫اون بیشتر شبیه یه واسطه بود

670
00:44:46,517 --> 00:44:49,561
‫یه مرد دیگه توی محل مبادله بود.
‫اون یه جورایی جلب توجه می‌کرد.

671
00:44:49,645 --> 00:44:51,730
‫ریش داشت، کت سفید تنش بود
‫و کراوات نداشت

672
00:44:51,814 --> 00:44:54,191
‫تمام روند مبادله رو زیر نظر داشت.
‫اون کی بود؟

673
00:44:54,274 --> 00:44:58,487
‫نمی‌دونم. من فقط با آرتور طرف بودم.
‫نمی‌دونستم با کی کار می‌کرد.

674
00:44:59,738 --> 00:45:00,823
‫هی، چرا باید دروغ بگم؟

675
00:45:00,906 --> 00:45:02,908
‫چرا باید الان دروغ بگم؟

676
00:45:04,493 --> 00:45:05,577
‫بیا بفهمیم

677
00:45:06,870 --> 00:45:08,622
‫کی خط آفند شبانه رو لو داد؟

678
00:45:09,289 --> 00:45:12,209
‫جاسوسی که همکارم رو به کشتن داد کیه؟

679
00:45:12,292 --> 00:45:14,086
‫نمی‌دونم. آفند شبانه دیگه چیه؟

680
00:45:15,379 --> 00:45:18,340
‫ببین، من تنها کار می‌کردم. خب؟

681
00:45:20,134 --> 00:45:25,681
‫باید ایثن رو از پاتریشا
‫و اون فرانکِ عوضی دور می‌کردم

682
00:45:26,682 --> 00:45:29,518
‫وقتی شروع به کار خارج از کشور کردم،
‫به پاتریشا التماس کردم باهام بیاد.

683
00:45:29,518 --> 00:45:31,437
‫ولی گفت نمی‌تونیم ایثن رو
‫از مدرسه بیرون بیاریم

684
00:45:31,461 --> 00:45:33,397
‫برای همین تنها رفتم

685
00:45:34,106 --> 00:45:38,360
‫و اون وارد یه رابطه‌ی پنهانی
‫با اون معمارِ آشغال شد

686
00:45:38,444 --> 00:45:41,155
‫آخرش ازم طلاق گرفت.
‫بعدش منِ بدبخت حضانت رو از دست دادم؟

687
00:45:41,238 --> 00:45:42,740
‫- یعنی...
‫- خیلی خب، باشه

688
00:45:43,824 --> 00:45:46,660
‫بانکوک. چه اطلاعاتی می‌فروختی؟

689
00:45:50,539 --> 00:45:54,710
‫یه برنامه‌ی سرّی نظامی بود که
‫به درخواستِ سی‌آی‌ای شروع شده بود

690
00:45:55,753 --> 00:45:58,022
‫پرونده‌ای که فروختم
‫از مراحل اولیه‌ی توسعه بود

691
00:45:58,046 --> 00:46:01,467
‫یه برنامه‌ی تئوری بود، خب؟
‫چیز جدی‌ای نبود.

692
00:46:01,550 --> 00:46:03,469
‫سال‌ها پیش کل برنامه رو متوقف کردن

693
00:46:03,552 --> 00:46:04,386
‫چه برنامه‌ای؟

694
00:46:04,470 --> 00:46:06,221
‫اسمش فاکس‌گلاو بود

695
00:46:06,305 --> 00:46:08,682
‫مربوط به تسلیحاتِ آزمایشی می‌شد
‫که بیشترشون شیمیایی بودن...

696
00:47:24,883 --> 00:47:25,617
‫الو؟

697
00:47:26,741 --> 00:47:46,741
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

