﻿1
00:00:05,039 --> 00:00:16,039
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:21,125 --> 00:00:27,708
‫« یوزپلنگ »

3
00:00:31,541 --> 00:00:37,416
‫« ژوئن سال ۱۸۶۰ »

4
00:00:46,458 --> 00:00:48,458
‫پس از دو ماه جنگ،

5
00:00:48,541 --> 00:00:51,333
‫گاریبالدی و هزار سلحشور
سیسیل را فتح نمودند

6
00:00:51,416 --> 00:00:56,541
‫جزیره در آستانه‌ی پیوستن
‫به پادشاهی جدید ایتالیاست

7
00:01:21,166 --> 00:01:22,583
قد و بالاشون رو نگاه کن

8
00:01:33,458 --> 00:01:34,416
‫ببخشید، خانم

9
00:01:41,083 --> 00:01:43,125
‫اون‌وقت همین چند هفته پیش،

10
00:01:43,208 --> 00:01:47,125
زدید ملت رو به خاطر
‫پوشیدنِ این رنگ تیربارون کردید

11
00:01:48,916 --> 00:01:50,708
‫حتماً شنیدی که چی میگن، شاهزاده

12
00:01:51,333 --> 00:01:53,666
‫«چو کوه استوار باش، ولی نرم و انعطاف‌پذیر»

13
00:01:55,125 --> 00:01:57,833
‫باید با ارباب‌های جدیدمون کنار بیایم

14
00:01:59,875 --> 00:02:02,125
‫گوش کن، جریانی که در مورد
‫مجوزها شنیدم چیـه؟

15
00:02:03,541 --> 00:02:05,208
‫مجوز سفر

16
00:02:06,875 --> 00:02:07,916
‫تابستون شده

17
00:02:08,000 --> 00:02:10,541
‫اما تموم راه‌های خروجی شهر مسدودن

18
00:02:11,625 --> 00:02:13,916
‫می‌خوام خونواده‌ام رو ببرم دونافوگاتا

19
00:02:14,000 --> 00:02:16,750
‫ولی این گذرنامه رو لازم دارم،
‫همین مجوزه

20
00:02:16,833 --> 00:02:19,750
‫البته، کاخ دل‌انگیزِ دونافوگاتا!

21
00:02:20,250 --> 00:02:22,750
چشمه‌های زلال، هوای تازه‌ی کوهستان

22
00:02:23,250 --> 00:02:27,208
‫به دور از گرمای جهنمیِ این شهرِ اشغالی

23
00:02:27,291 --> 00:02:29,916
چیز جدیدی نیست

24
00:02:30,000 --> 00:02:32,625
سنت دیرینه‌ی ما بوده و هست

25
00:02:32,708 --> 00:02:34,625
‫ولی برای این سفر،
‫به اجازه‌ی من نیاز داری

26
00:02:34,708 --> 00:02:35,583
‫نخیر!

27
00:02:36,500 --> 00:02:37,916
‫امضات کافیـه

28
00:02:40,916 --> 00:02:42,083
‫اتفاقاً،

29
00:02:43,833 --> 00:02:46,458
‫دیگه اجازه یا ردِ چیزی
‫در حیطه‌ی اختیارات من نیست

30
00:02:46,541 --> 00:02:48,208
‫پس دستِ کیـه؟

31
00:02:48,291 --> 00:02:50,833
‫این یارویی که با ریش قرمز
روی اسب نشسته رو می‌بینی؟

32
00:02:50,916 --> 00:02:52,083
‫زنده باد گاریبالدی!

33
00:02:52,791 --> 00:02:53,833
‫زنده باد ژنرال!

34
00:02:57,958 --> 00:02:59,083
‫دستِ اونـه

35
00:03:03,416 --> 00:03:04,625
مرحبا

36
00:03:13,916 --> 00:03:15,041
‫تانکردی اونجاست!

37
00:03:17,958 --> 00:03:18,791
‫ما این بالاییم!

38
00:03:44,125 --> 00:03:46,291
‫تاسونی، کاوریاگی! بیاید اینجا!

39
00:03:49,250 --> 00:03:51,458
‫ایشون دایی بنده‌ست،
‫شاهزاده سالینا، ملقب به یوزپلنگ

40
00:03:51,541 --> 00:03:53,291
‫استلا، زندایی من و ایشون هم شاهدختـه

41
00:03:55,250 --> 00:03:57,875
‫راستش فکر می‌کردن
‫کسی اینجا ایتالیایی بلد نیست

42
00:03:57,958 --> 00:03:59,958
‫خیال می‌کردن زبونِ رایج سیسیل چیـه پس؟

43
00:04:00,041 --> 00:04:01,208
‫عربی!

44
00:04:01,916 --> 00:04:03,500
‫واقعاً فقط هزار نفرید؟

45
00:04:03,583 --> 00:04:05,125
‫بودیم. الان بیشتریم

46
00:04:05,708 --> 00:04:07,375
‫تانکردی، چشمت چی شده؟

47
00:04:07,458 --> 00:04:09,250
‫کاپیتان تانکردی، زندایی

48
00:04:09,333 --> 00:04:12,083
‫چیزی نیست.
‫عمراً اگه به خاطر چشمم از رژه بگذرم.

49
00:04:17,958 --> 00:04:19,958
‫برو کنار!

50
00:04:21,166 --> 00:04:22,833
‫کجاست؟ کونچتا!

51
00:04:24,083 --> 00:04:25,166
‫برید کنار!

52
00:04:26,708 --> 00:04:28,708
‫- کونچتا، خوبی؟
‫- آره

53
00:04:34,208 --> 00:04:36,208
‫چشمت چی شده، تانکردی؟

54
00:04:37,958 --> 00:04:40,833
‫نگران نباش.
‫قول بده که نگرانم نمیشی.

55
00:04:43,791 --> 00:04:45,166
‫اونا کین؟

56
00:04:45,666 --> 00:04:46,916
‫اُسرای جنگی‌ان

57
00:04:47,666 --> 00:04:49,625
‫اُسرا جاشون تو زندونـه ها

58
00:04:49,708 --> 00:04:52,833
‫ارتش ژنرال گاریبالدی آزادشون کرد

59
00:04:53,416 --> 00:04:55,583
‫- اهل و عیالم رو از اینجا ببر
‫- چشم

60
00:04:55,666 --> 00:04:56,500
‫بریم!

61
00:04:56,583 --> 00:04:58,250
‫- باید بریم
‫- سوار شید!

62
00:04:58,333 --> 00:05:00,583
‫- کیارا، کاترینا؟ فرانچسکو!
‫- بهمون سر بزنید!

63
00:05:01,166 --> 00:05:03,333
‫- کاترینا؟ کیارا؟
‫- سوار شید!

64
00:05:03,416 --> 00:05:04,375
‫کونچتا؟

65
00:05:05,375 --> 00:05:06,583
‫اجازه هست؟

66
00:05:06,666 --> 00:05:07,666
‫صد البته

67
00:05:10,583 --> 00:05:12,000
‫بعداً می‌بینمت

68
00:05:12,083 --> 00:05:13,750
‫چی؟ نمیای با ما؟

69
00:05:13,833 --> 00:05:15,541
‫من و تانکردی باید یه کاری بکنیم

70
00:05:16,041 --> 00:05:17,166
‫چی، فابریتزیو؟

71
00:05:18,333 --> 00:05:19,875
پیرون، همراهم بیا

72
00:05:19,958 --> 00:05:20,791
‫حالا خیالت راحت شد؟!

73
00:05:23,333 --> 00:05:24,500
‫خداحافظ، تانکردی

74
00:05:25,625 --> 00:05:28,041
‫- زودتر بیا به دیدن‌مون، پسرعمه
‫- میام

75
00:05:47,666 --> 00:05:49,416
‫- از سر راهم برید کنار!
‫- نوشیدنی می‌خوای؟

76
00:05:49,500 --> 00:05:52,958
‫اگه مثل شاهزاده با
‫ارتشی از سرباز روبرو می‌شدیم،

77
00:05:53,041 --> 00:05:54,666
‫- باید جمیعاً ریق رحمت رو سَر می‌کِشیدیم
‫- آره

78
00:05:54,750 --> 00:05:57,375
‫بیا بالا، کشیش‌جان.
‫باید به گناهانم اعتراف کنم!

79
00:05:57,458 --> 00:05:59,916
‫بومبلو فرمانده‌ی نیروهای پیشروئـه

80
00:06:00,416 --> 00:06:02,625
‫اگه مجوز می‌خوای،
‫اون باید امضا بزنه

81
00:06:02,708 --> 00:06:04,375
‫این سرهنگ اهل کجاست؟

82
00:06:04,458 --> 00:06:05,708
‫میلان

83
00:06:06,291 --> 00:06:08,500
‫پس سعی می‌کنم ‫توجیهش کنم

84
00:06:09,000 --> 00:06:10,833
‫اگه لازم شد، عربی سؤالم رو می‌پرسم

85
00:06:10,916 --> 00:06:12,666
‫مطمئنم تأثیری نداره

86
00:06:12,750 --> 00:06:14,500
‫از سر راهم برید کنار!

87
00:06:14,583 --> 00:06:16,000
‫چه بی‌ادب!

88
00:06:16,083 --> 00:06:18,708
‫راضیش می‌کنم.
‫هر کسی یه قیمتی داره.

89
00:06:19,250 --> 00:06:22,333
‫بله، دایی. اما اینجا
کسی برای جنگیدن پول نگرفته

90
00:06:22,416 --> 00:06:24,000
‫- بیا بگیرش!
‫- پسش بده!

91
00:06:24,083 --> 00:06:26,000
‫چیکار می‌کنی؟
‫بدو بیا، بس کن!

92
00:06:26,083 --> 00:06:28,125
به خاطر باورهاشون اومدن

93
00:06:28,208 --> 00:06:30,416
‫یه رداـه دیگه، پدرجان.
‫خوبـه یه عالمه داری.

94
00:06:35,958 --> 00:06:36,958
‫دروازه رو باز کنید!

95
00:06:39,416 --> 00:06:41,083
‫بذارید بیایم تو!

96
00:06:42,708 --> 00:06:43,875
‫سرهنگ بومبلو

97
00:06:47,791 --> 00:06:50,791
‫دایی بنده، شاهزاده سالینا،
‫ملقب به یوزپلنگ

98
00:06:51,291 --> 00:06:52,791
‫شنیدم کُنتی

99
00:06:53,500 --> 00:06:55,833
با عنوانت صدات بزنم؟

100
00:06:56,916 --> 00:07:00,666
‫ستوان کاویارگی هم کُنتـه،
‫حتی اگه رفتارش خلافش رو نشون بده

101
00:07:00,750 --> 00:07:03,041
‫خب، ستوان تاسونی هم همینطور

102
00:07:03,875 --> 00:07:06,708
‫ترجیح میدم سلسله‌مراتب‌مون حفظ بشه

103
00:07:07,458 --> 00:07:08,833
‫هنوز درگیر جنگیم، شاهزاده

104
00:07:08,916 --> 00:07:11,625
‫من ترجیح میدم «اِشغال» بخونمش

105
00:07:12,416 --> 00:07:13,916
‫میرم سر اصل مطلب

106
00:07:14,416 --> 00:07:17,541
‫با خونواده‌ام داریم میریم خونه‌مون...

107
00:07:17,625 --> 00:07:19,875
‫- شاهزاده...
‫- توی دونافوگاتا

108
00:07:19,958 --> 00:07:21,833
‫هیچکس پاشو از اینجا بیرون نمیذاره

109
00:07:22,708 --> 00:07:24,958
‫شورش‌های حومه‌ی شهر
‫هنوز سرکوب نشده

110
00:07:25,583 --> 00:07:27,958
‫اوضاع پالرمو هم همینـه

111
00:07:29,083 --> 00:07:30,208
‫برگردیم سر اصل قضیه

112
00:07:31,708 --> 00:07:33,750
‫اگه نگران امنیت مایی،

113
00:07:33,833 --> 00:07:35,416
تموم مسئولیتش رو به گردن می‌گیرم

114
00:07:35,500 --> 00:07:37,166
‫برات کتباً می‌نویسم

115
00:07:38,250 --> 00:07:40,625
‫متأسفانه از حیطه‌ی اختیارات شما خارجـه

116
00:07:42,916 --> 00:07:44,416
‫اینجا جزیره‌ی منـه

117
00:07:44,500 --> 00:07:45,958
شهر من هم هست

118
00:07:59,000 --> 00:08:02,166
‫«ای قلب مسیح، تسلای خاطر ما»

119
00:08:02,250 --> 00:08:04,875
‫«ای قلب مسیح، قربانیِ گناهان ما»

120
00:08:12,291 --> 00:08:14,000
‫وضع و اوضاع همچین هم فرقی نکرده

121
00:08:16,500 --> 00:08:19,750
‫این اطراف، هنوزم خانم‌ها
‫گلدون‌های ریحون‌شون رو میذارن لبه‌ی پنجره

122
00:08:20,666 --> 00:08:21,791
‫مثل همیشه

123
00:08:22,708 --> 00:08:26,000
‫بدون شک هم کار و کاسبی‌شون
‫با مهاجم‌ها گرفته

124
00:08:28,125 --> 00:08:31,125
یوزپلنگ ما حس می‌کنه
‫مورد تهاجم واقع شده؟

125
00:08:35,125 --> 00:08:36,583
‫چنگال‌هاش رو نشون میده؟

126
00:08:39,541 --> 00:08:43,416
‫اگه بومبلو نذاره برم دونافوگاتا،

127
00:08:44,041 --> 00:08:45,791
‫حتماً چنگال‌هام رو نشونش میدم

128
00:08:48,000 --> 00:08:50,041
‫یعنی انقدر ‫پیش من سخت می‌گذره؟

129
00:08:53,291 --> 00:08:54,416
‫کافیـه دیگه

130
00:09:07,916 --> 00:09:09,125
‫بیدار شو، پدر!

131
00:09:09,791 --> 00:09:12,666
‫امیدوارم منتظر که بودی کسی ازت چیزی ندزدیده
‫یا اذیت و آزاری ندیده باشی

132
00:09:21,291 --> 00:09:23,333
‫میشه اونجوری بهم زُل نزنی؟

133
00:09:27,458 --> 00:09:29,541
‫واضحـه که من آدم سست‌بنیانی هستم

134
00:09:30,833 --> 00:09:33,833
‫ولی مردِ پُرانرژی و پُرشوری هم هستم

135
00:09:33,916 --> 00:09:36,500
‫واقعاً باید با زنی سَر کنم که

136
00:09:36,583 --> 00:09:39,375
‫بعدِ هر بوسه،
دست به توبه میشه؟

137
00:09:40,666 --> 00:09:42,541
‫پنج‌تا بچه پس انداختیم!

138
00:09:42,625 --> 00:09:45,458
‫حتی نافش رو تا حالا نشونم نداده

139
00:09:49,833 --> 00:09:51,375
‫میشه حداقل اعتراف کنی؟

140
00:09:52,000 --> 00:09:54,541
‫باشه. هر کاری می‌خوای بکن

141
00:09:55,458 --> 00:09:57,041
‫روح توئـه، نه من

142
00:09:57,125 --> 00:10:00,125
‫اقلاً منو قاتی ماجراهات نکن

143
00:10:02,333 --> 00:10:04,791
می‌بینی منو؟
‫دارم بدون ردا میرم خونه

144
00:10:32,458 --> 00:10:35,208
‫از خودت بپرس
‫ارزشش رو داشت یا نه

145
00:10:35,291 --> 00:10:37,166
‫مگه مغلوب ما نشدن الان؟

146
00:10:37,875 --> 00:10:40,583
‫حالا که اینجاییم،
‫داریم وسط کوره‌ی آتیش

147
00:10:40,666 --> 00:10:43,958
‫می‌تازونیم تا جلوی شاهزاده بوربون
‫سر خم کنیم

148
00:10:44,750 --> 00:10:47,625
‫- شاهزاده، شاهزاده‌ست دیگه، تاسونی
‫- آره، حتماً

149
00:10:48,208 --> 00:10:49,916
‫بهرحال، دیگه هممون ایتالیایی هستیم

150
00:10:51,833 --> 00:10:53,583
‫دست بجنبونید، آفتاب‌سوخته‌ها!

151
00:11:05,375 --> 00:11:07,958
‫عجب عمارتیـه، تانکردی

152
00:11:08,041 --> 00:11:09,541
‫دیدی گفتم؟

153
00:11:18,583 --> 00:11:19,791
‫دون تانکردی

154
00:11:20,291 --> 00:11:23,875
‫سرهنگت خیال کرده می‌تونه
‫با اون خلال دندون بیاد به جنگِ با ما؟

155
00:11:23,958 --> 00:11:25,250
‫آقای روسو!
‫صبح عالی متعالی

156
00:11:28,250 --> 00:11:30,125
‫هوا داره روز به روز گرم‌تر میشه

157
00:11:31,708 --> 00:11:34,500
‫رفته رفته داره میشه جهنم

158
00:11:36,583 --> 00:11:38,791
‫اسب‌ها رو بگیرید!

159
00:12:06,541 --> 00:12:09,458
‫عالیجناب،
‫میزبانیِ شما افتخار ماست

160
00:12:10,291 --> 00:12:12,250
لازم نیست رسمی باشی، سرهنگ

161
00:12:12,750 --> 00:12:15,000
‫- ایشون همسر منـه
‫- شاهدخت

162
00:12:26,291 --> 00:12:27,375
‫داره میاد

163
00:12:27,458 --> 00:12:29,875
‫کونچتا، وقت‌شناس‌ترین دخترمـه

164
00:12:34,750 --> 00:12:35,958
سنگین باش

165
00:12:39,166 --> 00:12:40,625
‫قدم‌رنجه فرمودید

166
00:12:43,916 --> 00:12:45,500
لطف دارید، دوشیزه کونچتا

167
00:12:56,750 --> 00:12:59,166
‫سرهنگ ما رو به جشنش دعوت کرده

168
00:12:59,250 --> 00:13:01,208
‫ردش کردن. خیلی ناراحتـه

169
00:13:01,291 --> 00:13:02,125
‫جشنـه مگه؟

170
00:13:02,666 --> 00:13:05,875
‫پدرت بهت نگفت؟
‫پس چیکار می‌کنه؟

171
00:13:06,375 --> 00:13:09,083
‫قهر کرده.
‫دیگه نزدیک جولایـه و هنوز اینجاست.

172
00:13:09,708 --> 00:13:11,125
‫تو هم همینطور، کونچتا

173
00:13:12,666 --> 00:13:14,083
‫دیگه نمیری صومعه

174
00:13:15,625 --> 00:13:17,791
نه تا وقتی‌که
‫اوضاع شهر به هم ریخته‌

175
00:13:17,875 --> 00:13:21,375
‫پس لطفاً وظیفه‌نشناس باش و
‫بذار همین وضع ادامه پیدا کنه

176
00:13:21,458 --> 00:13:22,708
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم

177
00:13:25,541 --> 00:13:29,041
‫یه ضیافت کوچیک به پا کردیم.
‫چیز خاصی نیست.

178
00:13:29,125 --> 00:13:30,291
‫از خودتون پذیرایی کنید

179
00:13:38,250 --> 00:13:41,500
‫شاهزاده، خبرهای خاصی
‫در مورد اینجا شنیده بودم، ولی...

180
00:13:47,291 --> 00:13:48,291
چشمت رو گرفت؟

181
00:13:49,708 --> 00:13:50,791
‫به شدت

182
00:13:51,333 --> 00:13:53,125
‫می‌خوای از نزدیک‌تر نگاه کنی؟

183
00:13:53,916 --> 00:13:56,583
وایسا بذار کمکت کنم

184
00:13:56,666 --> 00:13:59,208
‫این میز کوچیکه رو خالی کن و
‫بذارش اون طرف

185
00:13:59,833 --> 00:14:01,083
‫ماریو، صندلی رو بذار اونجا

186
00:14:01,166 --> 00:14:05,000
‫این پله خدمتِ سرهنگ که
‫ازش بالا بره

187
00:14:08,250 --> 00:14:09,250
‫بفرمایید

188
00:14:23,666 --> 00:14:24,833
‫یانوسـه

189
00:14:26,416 --> 00:14:27,958
‫از خدایانِ نخستین

190
00:14:30,166 --> 00:14:31,875
‫پروردگار گذرگاه‌ها

191
00:14:33,708 --> 00:14:35,291
‫از جنگ تا به صلح

192
00:14:35,875 --> 00:14:37,666
‫از حیاتی به حیاتی دیگر

193
00:14:40,833 --> 00:14:43,791
‫وقتی یه چیزی همیشه جلوی چشمت باشه،

194
00:14:43,875 --> 00:14:45,916
‫بعد از یه مدت دیگه به چشمت نمیاد

195
00:14:46,000 --> 00:14:48,375
‫در و دیوارهای این قصر
‫همه پُر نقش و نگاره

196
00:14:48,458 --> 00:14:51,625
‫البته، خونه‌های هممون اینطوره

197
00:14:52,875 --> 00:14:55,916
‫نقاشی‌های دیواریِ دونافوگاتا
‫به طرز عجیبی زبانزد خاص و عامـه

198
00:14:56,500 --> 00:14:58,416
‫چطوری تا دونافوگاتا برم؟

199
00:14:58,500 --> 00:15:00,166
‫باید مجوز داشته باشی

200
00:15:04,333 --> 00:15:05,250
‫برندی؟

201
00:15:38,000 --> 00:15:39,916
‫شاهزاده، عرض کنم خدمتتون که،

202
00:15:40,708 --> 00:15:43,625
‫با وجود این گرمای سوزان،
‫این جزیره جذابیت‌های زیادی داره

203
00:15:44,500 --> 00:15:47,958
‫ولی می‌خوام دوباره
‫موضوع رد کردنِ دعوتنامه رو پیش بکِشم

204
00:15:49,250 --> 00:15:51,291
‫راستش خیلی ناراحت شدیم

205
00:15:52,458 --> 00:15:53,708
‫ژنرال هم ناراحت شد

206
00:15:55,291 --> 00:15:57,291
‫گاریبالدیِ بزرگ متوجه میشه که

207
00:15:57,375 --> 00:16:00,166
‫خونواده‌ی من تصمیم می‌گیره
‫توی چه مراسماتی شرکت کنه؟

208
00:16:01,208 --> 00:16:05,333
‫وقتی بحث خونواده‌ای
مثل شما وسط باشه، صد البته

209
00:16:05,916 --> 00:16:08,791
‫ما اهلِ جشن و سُروریم، مگه نه، تانکردی؟

210
00:16:09,750 --> 00:16:13,833
‫با این حال،
‫وقتی اسمش رو میذارید «جشنِ آزادی»

211
00:16:15,000 --> 00:16:17,916
‫قبول کردنِ دعوتنامه‌تون
‫برای ما سخت میشه

212
00:16:29,541 --> 00:16:33,250
‫خیلی از خانواده‌های بزرگ دیگه‌ی جزیره
‫قراره شرکت کنن

213
00:16:33,750 --> 00:16:35,208
‫خب، ما سیسیلی‌ها از

214
00:16:35,708 --> 00:16:38,583
تعارفات آبکی خوشمون میاد

215
00:16:42,333 --> 00:16:44,666
بیخیال بابا. شوخی کردم

216
00:16:44,750 --> 00:16:47,625
‫انقدر ما رو جدی نگیرید. یاتون نره

217
00:16:49,166 --> 00:16:50,500
‫خب، من تازه‌واردم

218
00:16:51,541 --> 00:16:52,625
اصلاً این کار رو می‌کنیم؛

219
00:16:53,416 --> 00:16:58,208
‫من و خونواده‌ام توی جشنِ آزادی‌تون
‫شرکت می‌کنیم

220
00:17:01,375 --> 00:17:02,541
‫و در اِزاش،

221
00:17:02,625 --> 00:17:04,958
‫شما مجوزمون برای رفتن به
‫دونافوگاتا رو امضا کنید

222
00:17:10,000 --> 00:17:13,166
‫شاهزاده، دوستیِ شما
‫از روی اخلاص نیست؟

223
00:17:13,250 --> 00:17:15,500
‫کاملاً خالصانه‌ست

224
00:17:15,583 --> 00:17:17,541
‫اما خب، توی این جزیره،

225
00:17:17,625 --> 00:17:21,083
همه حال می‌کنن
به همدیگه خوبی کنن

226
00:17:22,000 --> 00:17:23,750
‫نه، اینجوری سنگ رو سنگ بند نمیشه

227
00:17:25,166 --> 00:17:26,666
‫درخواست شما حکم توهین رو داره

228
00:17:26,750 --> 00:17:28,208
‫خدای من

229
00:17:28,291 --> 00:17:31,916
‫من به سمت‌تون دست دوستی دراز می‌کنم و
‫شما به چشم توهین بهش نگاه می‌کنید

230
00:17:33,041 --> 00:17:36,708
‫کاپیتان تانکردی، به افرادتون بگید
‫تمرین سرود تموم شد

231
00:17:37,458 --> 00:17:39,541
‫- بله، سرهنگ
‫- با اجازه‌تون مرخص میشم

232
00:17:48,791 --> 00:17:50,666
‫- به زودی می‌بینمت، دایی
‫- به زودی می‌بینمت، پسرجان

233
00:17:52,041 --> 00:17:53,166
‫خدانگهدار، تانکردی

234
00:17:53,250 --> 00:17:54,250
‫کونچتا

235
00:17:59,791 --> 00:18:01,166
‫خانم کونچتا

236
00:18:03,916 --> 00:18:07,541
‫اقامت موقتم توی عمارت‌تون
‫باعث افتخار بنده بوده

237
00:18:08,416 --> 00:18:10,250
‫قدم‌تون روی چشم ماست

238
00:18:11,333 --> 00:18:12,333
‫شاهدخت

239
00:18:16,333 --> 00:18:18,958
‫سرهنگ، با اینکه به خاطر خونِ آلمانیِ
‫تو رگ‌هات یکمی خُشکی،

240
00:18:19,041 --> 00:18:21,041
ولی ‫الحق که یه پارچه آقایی

241
00:18:21,125 --> 00:18:23,000
‫هر وقت خواستید برگردید

242
00:18:40,416 --> 00:18:41,416
‫خب؟

243
00:18:44,458 --> 00:18:47,791
‫یکی رو بفرستید دنبال بالسامو و خیاط‌هاش

244
00:18:56,625 --> 00:18:57,791
‫خوشگلـه

245
00:18:58,625 --> 00:19:00,458
‫خیلی بهت میاد، کونچتا

246
00:19:01,416 --> 00:19:03,083
‫نظرت چیـه، کونچتا؟

247
00:19:03,583 --> 00:19:05,375
رنگش بد نیست

248
00:19:08,083 --> 00:19:10,583
‫به نظرت یکمی... بچگونه نیست؟

249
00:19:13,916 --> 00:19:14,916
‫بالسامو،

250
00:19:15,416 --> 00:19:18,833
‫مثل یه خانم لباس تنش کن،
‫نه یه دختربچه!

251
00:19:18,916 --> 00:19:20,958
‫به روی چشم، شاهزاده

252
00:19:24,500 --> 00:19:25,916
‫- کاترینا، نوبت توئـه
‫- بله

253
00:19:26,000 --> 00:19:27,916
‫- نه، نوبت منـه!
‫- کیارا!

254
00:19:28,000 --> 00:19:29,208
‫کیارا، مراقب باش

255
00:19:30,208 --> 00:19:31,166
‫کار هرروزشـه

256
00:19:31,250 --> 00:19:33,666
‫یه جوری باهامون تا می‌کنن که
‫انگار دیگه امیدی بهمون نیست و

257
00:19:33,750 --> 00:19:35,666
‫فقط پاچه‌خواریشون رو می‌کنیم

258
00:19:37,041 --> 00:19:39,750
‫پائولو، من توی جشن‌های زیادی شرکت کردم که

259
00:19:39,833 --> 00:19:41,708
‫اکثراً از میزبان‌شون متنفر بودم

260
00:19:43,500 --> 00:19:45,791
‫اینجوری صلح حاکم میشه

261
00:19:46,666 --> 00:19:48,166
جلوشون سر خم می‌کنی

262
00:19:48,250 --> 00:19:49,291
‫چی؟

263
00:19:49,375 --> 00:19:50,708
جلوشون سر خم می‌کنی

264
00:19:51,208 --> 00:19:53,333
‫نه، اونا جلوم سر خم می‌کنن

265
00:19:53,416 --> 00:19:55,291
‫بعد از اینکه اندازه‌هات رو گرفتم،
‫دیگه شیرینی نخور

266
00:19:55,375 --> 00:19:56,625
‫هر چقدر دلم بخواد می‌خورم!

267
00:19:58,250 --> 00:20:01,083
‫اگه این سرخ‌پوش‌ها بخوان
‫از دخترت یه فاحشه بسازن چی؟

268
00:20:04,125 --> 00:20:06,666
‫نگاه‌های اون سرهنگ
‫به کونچتا رو ندیدی؟

269
00:20:07,791 --> 00:20:09,750
‫- مطمئنم که دیدی
‫- بس کن، پائولو!

270
00:20:09,833 --> 00:20:11,666
‫- ساکت باش
‫- درست مثل خودت، پدر پیورن؟

271
00:20:11,750 --> 00:20:16,041
‫که همیشه ساکتی، حتی وقتی‌که
‫شاهزاده میره پیشِ فاحشه‌ی خودش!

272
00:20:20,791 --> 00:20:21,958
‫متأسفم، مادر

273
00:20:23,416 --> 00:20:24,708
‫از همه معذرت می‌خوام

274
00:20:30,291 --> 00:20:31,875
‫برگرد سر کارت، بالسامو

275
00:20:54,833 --> 00:20:56,000
‫شاهزاده!

276
00:20:57,208 --> 00:20:59,166
‫شنیدم دعوتنامه رو رد کردی

277
00:20:59,250 --> 00:21:00,791
‫اما کار درستی کردی که اومدی

278
00:21:01,333 --> 00:21:03,000
‫عصر بخیر، فرماندار

279
00:21:03,083 --> 00:21:04,250
‫روسو

280
00:21:04,750 --> 00:21:07,583
‫خیالم راحت که داری
‫این یارو رو تیغ می‌زنی؟!

281
00:21:07,666 --> 00:21:09,708
‫آروم و با دقت

282
00:21:09,791 --> 00:21:10,791
‫خوبـه

283
00:21:47,666 --> 00:21:50,333
‫دایی، سرهنگ خیلی خوشحالـه که اومدید

284
00:22:13,916 --> 00:22:15,708
‫چرا نمی‌رقصن؟

285
00:22:18,458 --> 00:22:20,083
‫قبول کردن دعوتنامه به جای خود،

286
00:22:20,166 --> 00:22:23,708
‫ولی اینکه وانمود کنی داره
‫بهت خوش می‌گذره یه چیز دیگه‌ست

287
00:22:30,000 --> 00:22:32,583
‫چسکو، با کونچتا برقص

288
00:22:33,500 --> 00:22:35,083
‫برو. به حرفم گوش کن

289
00:22:41,041 --> 00:22:43,291
‫برو دو تا رقاص
‫واسه دختردایی‌هات پیدا کن

290
00:22:43,375 --> 00:22:45,666
‫- الساعه، دایی‌جان
‫- افسران جوان!

291
00:22:56,125 --> 00:22:58,583
‫از لحظه‌ای که رسیدیم،
‫همش چشمش به توئـه

292
00:22:58,666 --> 00:23:00,833
‫تاسونی، کاویارگی، همراهم بیاید

293
00:23:00,916 --> 00:23:01,916
‫بریم برقصیم

294
00:23:10,083 --> 00:23:11,250
‫کیارا، کاترینا...

295
00:23:11,333 --> 00:23:12,333
‫بله، بابا

296
00:23:21,583 --> 00:23:23,208
‫بخور

297
00:24:49,125 --> 00:24:51,791
‫تانکرادی، کونچتا، با هم برقصید

298
00:25:15,041 --> 00:25:19,000
‫زشتـه برم بگم بهم زُل نزنه؟

299
00:25:20,083 --> 00:25:22,333
‫چند بار با همدیگه رقصیدیم؟

300
00:25:23,250 --> 00:25:25,083
‫یه بار. اونم الان

301
00:25:25,166 --> 00:25:26,291
‫نه، محالـه

302
00:25:26,375 --> 00:25:28,291
‫چرا، اگه می‌رقصیدیم یادم می‌موند

303
00:25:28,916 --> 00:25:31,250
‫اگه داری همون کاری رو میکنی که فکر می‌کنم،

304
00:25:31,833 --> 00:25:35,541
‫سر پائولو داد زدی چون فهمید
چطور آدمی هستی

305
00:25:36,291 --> 00:25:37,333
‫من داد زدم؟

306
00:25:37,416 --> 00:25:40,208
‫خیلی ببخشید ها،
‫تو خوابوندی زیر گوشش

307
00:25:42,083 --> 00:25:45,083
‫نگاهش کن،
‫حاضره واسه اینکه یه لحظه دستشو بگیره،

308
00:25:45,166 --> 00:25:47,125
‫مدال‌هاش رو بکنه تو حلق خودش

309
00:25:48,875 --> 00:25:50,583
‫پدرم توی شهر یه معشوقه داره

310
00:25:53,750 --> 00:25:55,125
‫تعجب نکردی

311
00:25:55,208 --> 00:25:56,875
تعجبی نداره، کونچتا

312
00:25:56,958 --> 00:25:58,875
‫ولی غافلگیر شدم که
تو ‫چطور خبر داری

313
00:25:59,750 --> 00:26:02,875
‫همه می‌دونن، اما هیچکس براش مهم نیست

314
00:26:06,458 --> 00:26:08,375
‫ناسلامتی یوزپلنگـه

315
00:26:08,458 --> 00:26:10,291
‫دنیا رو انگشتش می‌چرخه

316
00:26:10,375 --> 00:26:12,958
‫اون‌وقت ما باید ازش تبعیت کنیم؟

317
00:26:13,041 --> 00:26:15,125
‫آره، بگی‌نگی

318
00:26:19,500 --> 00:26:22,666
‫بومبلو حق داره بهت خیره بشه

319
00:26:46,041 --> 00:26:47,625
‫میرم شامپاین بخورم

320
00:26:57,649 --> 00:27:04,649


321
00:27:16,208 --> 00:27:17,875
‫- شاهزاده
‫- عجب عصر دل‌انگیزی

322
00:27:17,958 --> 00:27:20,375
‫بالاخره بهش رسیدیم، نه، سرهنگ؟

323
00:27:22,166 --> 00:27:24,375
قدم شما و خونواده‌تون روی چشم ماست

324
00:27:30,708 --> 00:27:31,791
‫می‌خواستم بپرسم..

325
00:27:32,291 --> 00:27:35,791
افتخار رقصیدن با دخترتون رو بهم می‌دید؟

326
00:27:39,000 --> 00:27:41,125
‫بله، البته!

327
00:27:41,208 --> 00:27:43,166
‫ولی قبلش یه سؤال دارم

328
00:27:44,541 --> 00:27:47,458
‫هنوز هم مصممی که
‫بابت اون حرکت کوچیک دوستانه

329
00:27:48,333 --> 00:27:50,375
‫دست رد به سینه‌ام بزنی؟

330
00:27:50,875 --> 00:27:52,375
بیخیال، سرهنگ

331
00:27:52,458 --> 00:27:55,083
‫این همه جنجال واسه یه امضای ساده؟

332
00:28:08,791 --> 00:28:09,833
‫این یعنی آره؟

333
00:28:13,875 --> 00:28:14,875
‫کونچتا

334
00:28:15,916 --> 00:28:16,875
‫کونچتا؟

335
00:28:18,000 --> 00:28:21,458
‫می‌خوای با دوست جدیدمون برقصی؟

336
00:28:23,791 --> 00:28:24,791
‫البته

337
00:28:25,583 --> 00:28:26,958
‫خوبـه. خوش بگذره

338
00:29:30,666 --> 00:29:31,833
‫برید عقب!

339
00:29:32,750 --> 00:29:33,791
‫عقب!

340
00:29:33,875 --> 00:29:35,333
‫فرمانده اینجا کیـه؟

341
00:29:35,416 --> 00:29:36,416
‫بنده

342
00:29:41,916 --> 00:29:43,958
‫این امضای سرهنگ بومبلوئـه

343
00:29:45,125 --> 00:29:47,000
‫بفرمایید. می‌تونید برید

344
00:29:49,791 --> 00:29:51,000
‫راه رو باز کنید!

345
00:30:16,625 --> 00:30:18,083
‫سرهنگ بومبلو

346
00:30:19,083 --> 00:30:21,791
‫خواسته وقتی برگشت میلان،
‫برات نامه بنویسه

347
00:30:24,708 --> 00:30:26,000
‫بهش اجازه میدی؟

348
00:30:29,791 --> 00:30:32,416
‫شاید بهش گفتم قراره برگردی صومعه

349
00:30:33,958 --> 00:30:35,166
‫ولی طرف کُنتـه

350
00:30:35,791 --> 00:30:37,291
کم کسی نیست

351
00:30:41,708 --> 00:30:44,375
وگرنه الان باید برمی‌گشتم صومعه

352
00:30:49,041 --> 00:30:50,125
‫چی گفتی؟

353
00:30:51,125 --> 00:30:52,958
تیکه انداختی، دخترجون؟

354
00:30:54,125 --> 00:30:57,541
‫اگه بود، مجبورم می‌کردی
‫امسال تابستون توی پالرمو بمونم،

355
00:30:57,625 --> 00:30:59,041
‫درست مثل کاری که
‫با پائولو کردی؟

356
00:31:07,375 --> 00:31:09,250
‫نگران پائولو نباش

357
00:31:10,583 --> 00:31:14,375
‫باید بمونه و از خونه محافظت کنه

358
00:31:15,791 --> 00:31:19,000
‫اونجا خوشحالـه و داره
‫برای یه حرکت ضدانقلاب برنامه‌ریزی می‌کنه

359
00:31:21,333 --> 00:31:25,208
می‌تونیمم بهش بگیم نقشه‌ی
قتلِ بومبلو رو بریزه ها

360
00:31:25,750 --> 00:31:26,708
‫نظرت چیـه؟

361
00:31:29,291 --> 00:31:32,166
‫گمونم خرابکاری کنه و گیر بیفته

362
00:31:32,250 --> 00:31:34,500
‫آره، حتما! همین میشه!

363
00:32:44,916 --> 00:32:45,916
‫کونچتا

364
00:32:46,500 --> 00:32:47,833
‫بیا، پیشم بشین

365
00:33:02,916 --> 00:33:03,958
‫نوشیدنی می‌خوری؟

366
00:33:04,791 --> 00:33:05,875
‫نه، مرسی

367
00:33:18,875 --> 00:33:20,916
‫چشمت چی شده، تانکردی؟

368
00:33:25,041 --> 00:33:27,541
‫قول دادی نگران نشی

369
00:33:27,625 --> 00:33:29,583
من ‫قولی ندادم. تو خواستی قول بدم

370
00:33:29,666 --> 00:33:31,000
‫ولی من که قولی ندادم

371
00:33:38,625 --> 00:33:40,208
‫کونچتا، باید برگردم

372
00:33:41,666 --> 00:33:44,916
‫بومبلو بهم اجازه داد
‫تا دونافوگاتا همراهی‌تون کنم

373
00:33:45,000 --> 00:33:46,791
‫ولی بعدش باید برگردم سرکارم

374
00:33:58,708 --> 00:34:00,958
‫تا حالا شده فکر کنی اگه
‫یه وقتِ دیگه و

375
00:34:01,041 --> 00:34:05,083
‫یه جای دیگه متولد می‌شدیم
‫چی می‌شد؟

376
00:34:05,166 --> 00:34:08,666
‫یا که اصلاً شاید حتی متولد نمی‌شدیم؟

377
00:34:08,750 --> 00:34:11,291
‫الان فیلسوف شدی واسه من؟

378
00:34:18,208 --> 00:34:19,625
‫کونچتا، به من گوش کن

379
00:34:20,125 --> 00:34:21,625
‫برنگرد صومعه

380
00:34:22,708 --> 00:34:24,583
‫می‌تونیم فرار کنیم، خودم و خودت

381
00:34:26,083 --> 00:34:29,375
‫دوتا اسب برمی‌داریم و یه قایق،
‫بعدش هرجایی دلمون بخواد میریم

382
00:34:29,458 --> 00:34:32,083
‫هرجوری هم که دلمون بخواد
‫با هم زندگی می‌کنیم

383
00:34:34,750 --> 00:34:36,708
‫فکر کن چقدر حال میده

384
00:34:39,791 --> 00:34:41,541
‫میتونی تصورش کنی، کونچتا؟

385
00:34:48,750 --> 00:34:50,458
‫می‌خوای به بابام بگم؟

386
00:34:54,833 --> 00:34:56,000
میده تیربارونم کنن

387
00:34:56,083 --> 00:34:58,291
‫اونقدرهام که به نظر می‌رسه
‫ترسناک نیست

388
00:34:58,375 --> 00:34:59,541
‫بهش نگو، تو رو خدا

389
00:35:12,333 --> 00:35:14,500
‫نمی‌تونیم فرار کنیم، تانکردی

390
00:36:53,750 --> 00:36:54,875
‫رسیدن!

391
00:36:55,375 --> 00:36:57,666
‫اعلیحضرت، شاهزاده اینجاست!

392
00:36:59,916 --> 00:37:01,625
‫شاهزاده برگشته!

393
00:37:02,416 --> 00:37:03,666
‫کدخدا!

394
00:37:03,750 --> 00:37:06,833
‫کدخدا سدارا، شاهزاده اومده!

395
00:37:07,500 --> 00:37:11,625
‫اعلیحضرت، شاهزاده برگشته!
‫بالاخره رسیده!

396
00:37:13,958 --> 00:37:15,083
‫اینجاست!

397
00:37:15,166 --> 00:37:17,041
‫اعلیحضرت، شاهزاده اینجاست!

398
00:37:18,000 --> 00:37:19,375
‫- آهای!
‫- بله؟

399
00:37:19,458 --> 00:37:21,458
‫- بیا اینجا. تو
‫- بله

400
00:37:21,541 --> 00:37:23,791
‫- برو رهبر نوازنده‌ها رو بیدار کن
‫- چیکار باید بکنم؟

401
00:37:25,041 --> 00:37:27,083
‫- یه شال بده بهم
‫- کدوم؟

402
00:37:29,833 --> 00:37:30,833
‫قرمزه

403
00:37:31,750 --> 00:37:33,458
‫دارن میان! بجنبید!

404
00:37:33,541 --> 00:37:35,166
‫دارن میان!

405
00:37:35,250 --> 00:37:37,416
‫از سر راه برید کنار!

406
00:37:37,500 --> 00:37:39,125
‫رهبر، بنواز!

407
00:38:03,791 --> 00:38:04,958
‫شاهزاده!

408
00:38:06,875 --> 00:38:11,083
‫شاهزاده، خشونت و گرما رو
‫پشت سر گذاشتید

409
00:38:11,166 --> 00:38:13,041
‫اینجا دیگه آرامش خاطر دارید

410
00:38:13,625 --> 00:38:16,041
دزدهای اینجا سیاسی نیستن

411
00:38:16,125 --> 00:38:17,208
از قدیمی‌هان

412
00:38:17,291 --> 00:38:20,625
‫آقای روسو و افرادش مرخص‌ان

413
00:38:22,166 --> 00:38:25,250
‫روسو، نظرت چیـه؟
‫گمونم دیگه می‌تونی بری

414
00:38:26,666 --> 00:38:27,541
‫شاهزاده

415
00:38:27,625 --> 00:38:30,583
‫کدخدا، هیچ پرچمی نمی‌بینم

416
00:38:30,666 --> 00:38:32,666
‫نه قدیمیه و نه جدیده

417
00:38:32,750 --> 00:38:34,333
‫خیر، شاهزاده

418
00:38:34,416 --> 00:38:36,375
‫پیش خودم گفتم بهتره صبر کنیم

419
00:38:36,458 --> 00:38:38,416
‫همه‌ی شهرها، مِن‌جمله شهر خودمون،

420
00:38:38,500 --> 00:38:40,750
‫باید رأی بدن که آیا می‌خوایم

421
00:38:40,833 --> 00:38:42,750
‫با سرزمین اصلی متحد بشیم یا نه

422
00:38:42,833 --> 00:38:43,833
‫با ایتالیا

423
00:38:45,708 --> 00:38:47,333
‫ما، مغلوب‌ها،

424
00:38:47,958 --> 00:38:50,208
‫نظرمون رو پرسیدن که

425
00:38:50,291 --> 00:38:52,833
‫می‌خوایم فاتحانمون برن یا که بمونن

426
00:38:52,916 --> 00:38:55,250
‫ممکنه قبل اینکه بیان اینجا
‫ازمون بپرسن

427
00:38:55,333 --> 00:38:58,791
‫که دیگه الکی به اینجا حمله نکنن!

428
00:39:02,125 --> 00:39:03,833
‫- پرچم
‫- آره، پرچم

429
00:39:04,333 --> 00:39:06,000
‫- پرچم قدیمی
‫- آره

430
00:39:06,083 --> 00:39:07,291
‫- فعلاً
‫- آره

431
00:39:16,125 --> 00:39:18,125
‫امشب، طبق مداییل،

432
00:39:18,708 --> 00:39:20,666
‫دعوتید که با ما هم‌سفره بشید

433
00:39:21,291 --> 00:39:22,625
‫همراه همسرتون

434
00:39:22,708 --> 00:39:24,500
‫مایه‌ی افتخار ماست، شاهزاده

435
00:39:24,583 --> 00:39:26,875
‫اما همسرم ناخوش‌احوالـه

436
00:39:26,958 --> 00:39:29,666
‫حتی نمی‌تونیم شب‌ها
‫کرکره‌ها رو بالا بدیم

437
00:39:31,625 --> 00:39:35,416
‫هر سال دقیقاً همین جواب رو بهم میدی

438
00:39:36,041 --> 00:39:38,291
‫دیگه کم‌کم دارم شک می‌کنم
‫اصلاً زن داری یا نه

439
00:39:38,375 --> 00:39:40,375
‫معلومـه که دارم، شاهزاده!

440
00:39:40,458 --> 00:39:44,541
‫با اجازه‌تون،
‫می‌تونم دخترم رو بیارم

441
00:39:44,625 --> 00:39:45,916
‫- آنجلیکا؟
‫- بله

442
00:39:46,000 --> 00:39:47,125
‫اون که بچه‌ست

443
00:39:47,625 --> 00:39:48,750
‫۱۸‏ سالشـه

444
00:39:50,000 --> 00:39:52,666
‫من هم مثل شما متعجبم، شاهزاده

445
00:39:52,750 --> 00:39:55,125
‫هر روز که بهش نگاه می‌کنم
‫از خودم می‌پرسم دختر منـه؟

446
00:39:56,458 --> 00:39:57,541
‫بیارش

447
00:39:58,708 --> 00:40:02,541
‫لباس رسمی بپوشید،
‫اما مراسم خیلی رسمی نیست

448
00:40:02,625 --> 00:40:04,750
‫متوجه شدم، شاهزاده

449
00:40:04,833 --> 00:40:07,000
‫شاهدخت، خانم کونچتا

450
00:40:07,083 --> 00:40:10,083
‫وای، چقدر بزرگ شدن!

451
00:40:10,166 --> 00:40:12,291
‫- کدخدا
‫- چه عالی!

452
00:40:12,875 --> 00:40:14,541
‫چه عالی!
‫از این طرف، لطفاً

453
00:40:15,666 --> 00:40:17,541
‫- خوش اومدید
‫- شاهزاده

454
00:40:28,833 --> 00:40:30,791
‫کافیـه! برید خونه دیگه!

455
00:40:30,875 --> 00:40:32,791
‫رهبر! کافیـه. دیگه نزن

456
00:40:42,541 --> 00:40:44,791
‫- امشب ده نفریم
‫- خیلی خوبـه

457
00:40:48,541 --> 00:40:50,458
‫هر سال انگار سفرمون طولانی‌تر میشه

458
00:40:50,541 --> 00:40:52,875
‫امیدوارم وقت بشه یه آبی
‫به سر و صورتمون بزنیم

459
00:42:15,416 --> 00:42:16,375
‫بله؟

460
00:42:17,583 --> 00:42:19,041
‫- پدر
‫- کونچتا

461
00:42:20,750 --> 00:42:22,500
‫باید باهاتون حرف بزنم

462
00:42:24,208 --> 00:42:25,416
‫بیا بشین

463
00:42:37,750 --> 00:42:39,000
باندم کثیف شده

464
00:42:40,916 --> 00:42:42,666
‫یدونه تمیزش رو می‌خوام

465
00:42:42,750 --> 00:42:44,000
چشم، دان تانکردی

466
00:42:45,250 --> 00:42:47,458
‫یه شال ابریشمی‌ای چیزی برام بیار

467
00:42:48,166 --> 00:42:49,166
‫چشم

468
00:43:10,083 --> 00:43:13,000
‫غریزه‌ام با تموم آموخته‌هام در جدالـه

469
00:43:17,083 --> 00:43:19,375
‫کونچتا، جسم نمی‌تونه

470
00:43:20,208 --> 00:43:22,250
‫به روح غلبه کنه

471
00:43:23,916 --> 00:43:24,958
‫معصیتـه

472
00:43:25,583 --> 00:43:27,500
‫پدرم گناهکاره، نه؟

473
00:43:29,041 --> 00:43:30,208
‫تو هم همینطور

474
00:43:31,333 --> 00:43:34,083
‫چون اجازه میدی دروغ بگه و
‫به گناهانش ادامه بده

475
00:43:34,166 --> 00:43:35,916
‫نه، کونچتا، نه

476
00:43:36,458 --> 00:43:38,375
بحث روح پدرت با

477
00:43:39,000 --> 00:43:41,250
روح تو خیلی فرق داره

478
00:43:43,000 --> 00:43:44,000
‫بگو ببینم،

479
00:43:45,708 --> 00:43:48,833
‫احساسی که داری،

480
00:43:49,958 --> 00:43:51,166
‫صرفاً یه

481
00:43:52,000 --> 00:43:53,125
‫هوا و هوس که نیست،

482
00:43:53,916 --> 00:43:55,500
‫هست؟

483
00:43:57,375 --> 00:43:58,375
‫نه

484
00:44:03,125 --> 00:44:04,166
‫نه...

485
00:44:07,541 --> 00:44:09,333
‫شدیدترین هیجانیـه که تابحال

486
00:44:10,250 --> 00:44:13,250
‫همراه با آرامشی بزرگ حس کردم

487
00:44:27,458 --> 00:44:29,000
‫این پسر...

488
00:44:30,041 --> 00:44:31,083
‫کیـه؟

489
00:44:33,250 --> 00:44:34,250
‫اسمش

490
00:44:37,708 --> 00:44:39,083
‫می‌تونی اسمش رو بهم بگی؟

491
00:44:43,041 --> 00:44:44,416
‫باید به دن فابریتزیو بگی

492
00:44:44,500 --> 00:44:46,125
‫نه، شاهدخت

493
00:44:48,500 --> 00:44:50,541
‫- مطمئنم یه مادر...
‫- باید بگی!

494
00:44:51,500 --> 00:44:54,125
‫اگه من بگم، خیال می‌کنه
‫تو سرم نقشه دارم

495
00:44:54,208 --> 00:44:55,916
‫مگه همینطوری نیست؟

496
00:44:57,958 --> 00:44:59,583
‫شرمنده، شاهدخت

497
00:45:04,750 --> 00:45:05,666
‫برو

498
00:46:23,666 --> 00:46:24,666
‫کیـه؟

499
00:46:28,708 --> 00:46:30,833
‫- شرمنده، عالیجناب
‫- چیـه؟

500
00:46:30,916 --> 00:46:33,375
‫پدر پیرون می‌خواد ببیندتون

501
00:46:34,291 --> 00:46:36,208
‫همین الان؟ نمی‌تونه صبر کنه؟

502
00:46:40,458 --> 00:46:41,500
‫بذار بیاد تو

503
00:46:49,083 --> 00:46:51,375
‫اینجوری نکن، پدر.
‫سرخ شدن نداره که.

504
00:46:51,458 --> 00:46:53,500
اون همه سال ‫توی حوزه،

505
00:46:54,208 --> 00:46:56,583
‫حتماً یه چندتایی دیدی، ندیدی؟

506
00:46:57,458 --> 00:46:59,500
‫اون حوله بزرگه رو بده بهم

507
00:47:00,625 --> 00:47:01,625
‫اون یکی

508
00:47:17,000 --> 00:47:19,708
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- شرمنده، عالیجناب

509
00:47:23,000 --> 00:47:24,041
‫خب...

510
00:47:25,041 --> 00:47:26,041
‫یالا

511
00:47:27,208 --> 00:47:28,541
‫بگو ببینم

512
00:47:28,625 --> 00:47:31,208
‫اعتراف کن. چه خبره؟

513
00:47:31,916 --> 00:47:35,375
‫عالیجناب، موضوع کونچتاست

514
00:47:35,458 --> 00:47:36,916
‫کونچتا چی؟

515
00:47:39,666 --> 00:47:43,500
اومد و ‫سفره‌ی دلش رو پیشم باز کرد...

516
00:47:45,958 --> 00:47:48,708
‫یه مسئله‌ای هست که عمیقاً آزارش میده

517
00:47:51,750 --> 00:47:54,125
دردِ عشقـه، عالیجناب

518
00:47:54,208 --> 00:47:55,375
‫کونچتا عاشقـه؟

519
00:47:57,750 --> 00:47:59,458
‫عاشقِ کی؟ کی؟

520
00:48:00,250 --> 00:48:02,125
‫نکنه اون بومبلوی خودشیفته؟

521
00:48:02,208 --> 00:48:03,625
‫نه، عالیجناب

522
00:48:04,333 --> 00:48:05,708
‫اون نیست

523
00:48:06,583 --> 00:48:07,583
‫پس کی؟

524
00:48:12,625 --> 00:48:14,500
‫چی داری میگی؟

525
00:48:15,000 --> 00:48:18,541
‫هر کی از راه می‌رسه
‫یه دل نه صد دل عاشق این تانکردی میشه

526
00:48:19,625 --> 00:48:22,583
‫کونچتا هم می‌خواد به جمعِ
‫اون دخترهای بیچاره اضافه بشه

527
00:48:24,541 --> 00:48:26,958
‫تا حالا به ذهنت خطور نکرده که
‫شاید اون هم عاشقش بشه؟

528
00:48:29,041 --> 00:48:32,041
به همون اندازه‌ که این دختر دوستش داره

529
00:48:33,416 --> 00:48:35,833
‫شاید به لطفِ این عشق
‫تغییر کنه و

530
00:48:36,666 --> 00:48:38,166
‫بقیه رو یادش بره؟

531
00:48:40,541 --> 00:48:42,583
خبر داشتی؟

532
00:48:44,333 --> 00:48:45,666
‫کور که نیستم، فابریتزیو

533
00:48:46,708 --> 00:48:48,333
‫افکارت پلیده!

534
00:48:49,958 --> 00:48:51,416
‫نمی‌دونم، من...

535
00:48:52,208 --> 00:48:54,375
‫تموم خرج و مخارج اون پسر
‫گردنِ منـه،

536
00:48:54,458 --> 00:48:55,708
تموم دار و ندارم رو گرفته

537
00:48:55,791 --> 00:48:57,958
‫حالا باید جهیزیه‌ی کونچتا رو هم بهش بدم

538
00:48:58,041 --> 00:49:00,083
‫به خرج و مخارجش فکر نکن، فابریتزیو

539
00:49:01,083 --> 00:49:02,333
‫به سودش فکر کن

540
00:49:04,208 --> 00:49:05,708
از خدامون هم باشه

541
00:49:06,583 --> 00:49:09,291
‫با همدیگه هم می‌تونن
‫پرچمدار معنایِ

542
00:49:09,375 --> 00:49:12,000
‫این دولت جدیدمون بشن

543
00:49:13,000 --> 00:49:15,541
‫شاهزاده و شاهدخت سالینا

544
00:49:16,375 --> 00:49:17,625
‫وارث‌های تو

545
00:49:18,875 --> 00:49:21,458
‫تا آخر عمرت در کنارتن

546
00:49:22,750 --> 00:49:25,791
‫حتی اون‌موقع هم،
‫روحت در کنارشون با فکرِ اینکه

547
00:49:26,666 --> 00:49:30,416
‫همیشه در قلب خودشون و
فرزندانشون شون جاودانه می‌مونی

548
00:49:31,000 --> 00:49:32,708
‫به آرامش می‌رسه

549
00:49:36,041 --> 00:49:38,250
‫فکر ازدواج کونچتا

550
00:49:38,333 --> 00:49:41,041
‫باعث شده
‫یهو حس پیری کنم

551
00:49:42,958 --> 00:49:43,958
‫خب...

552
00:49:51,416 --> 00:49:56,000
‫♪ اینجا منتظر کدخدا سدارا و دخترشون ♪

553
00:49:56,083 --> 00:50:00,041
‫♪ آنجلیکا هستیم ♪
‫♪ اونجا پیش ما می‌شینه ♪

554
00:50:00,583 --> 00:50:04,666
‫♪ بوی عطرش قبل از خودش ♪
‫♪ توی هوا می‌پیچه! ♪

555
00:50:04,750 --> 00:50:07,083
‫♪ خدای من، آنجلیکا! ♪

556
00:50:08,041 --> 00:50:10,125
‫باید یه دستی به سر و روش بکِشی

557
00:50:10,625 --> 00:50:12,333
‫زشتـه اینجوری میگی

558
00:50:12,416 --> 00:50:15,291
‫اینجاست، کونچتا خانم

559
00:50:15,375 --> 00:50:16,625
‫کاترینا...

560
00:50:17,208 --> 00:50:19,666
‫- عصر بخیر، دایی‌زاده‌ها!
‫- تانکردی

561
00:50:19,750 --> 00:50:21,333
‫- عصر بخیر
‫- پدر

562
00:50:21,416 --> 00:50:24,000
‫عصر بخیر، پسرعمه.
‫خیال کردم کدخدا اومده.

563
00:50:24,083 --> 00:50:25,750
‫باید بوی عطرش رو می‌گرفتیم!

564
00:50:27,083 --> 00:50:27,916
‫بسـه!

565
00:50:28,708 --> 00:50:30,166
‫عصر بخیر، تانکردی

566
00:50:30,250 --> 00:50:31,625
‫عصر بخیر، کونچتا

567
00:50:34,291 --> 00:50:35,291
‫همراهم بیا

568
00:50:49,750 --> 00:50:51,000
‫یه معذرت‌خواهی بهت بدهکارم

569
00:50:51,875 --> 00:50:53,541
‫مثل خوره افتاده بود به جونم

570
00:50:55,166 --> 00:50:57,000
‫اون حرفی که اون روز بهت زدم...

571
00:50:59,000 --> 00:51:00,791
‫درست نبود

572
00:51:01,833 --> 00:51:04,708
‫نه، اتفاقاً خوشحال شدم گفتی

573
00:51:04,791 --> 00:51:07,375
‫کونچتا، من مست بودم

574
00:51:08,833 --> 00:51:12,000
‫فکرِ فرار درست نبود.
‫دیوونگی بود.

575
00:51:12,083 --> 00:51:13,958
‫در موردش با پدر پیرون صحبت کردم

576
00:51:14,458 --> 00:51:16,458
‫- در مورد ما؟
‫- آره

577
00:51:18,500 --> 00:51:21,875
‫اون بابا که بدتر از فرانچسکو
‫نخود تو دهنش خیس نمی‌خوره!

578
00:51:22,750 --> 00:51:24,083
‫به خاطر همین بهش گفتم

579
00:51:24,166 --> 00:51:25,333
‫چی بهش گفتی؟

580
00:51:30,500 --> 00:51:31,625
‫که دوستت دارم

581
00:51:36,416 --> 00:51:38,666
‫- عصر بخیر
‫- عصر بخیر

582
00:51:39,625 --> 00:51:41,416
‫مامان، چقدر امشب خوشگل شدی

583
00:51:42,291 --> 00:51:43,916
‫- ممنونم
‫- همیشه خوشگلـه

584
00:51:44,000 --> 00:51:46,000
‫آره، همیشه خوشگلـه

585
00:51:46,500 --> 00:51:48,166
‫یه ترانه‌ی جدید ساختیم

586
00:51:48,250 --> 00:51:49,583
‫- جداً؟
‫- راجع‌به کدخدا سدارا

587
00:51:49,666 --> 00:51:52,166
‫- می‌خواید بخونم؟
‫- پدر پیرون که خوشش اومد

588
00:51:52,250 --> 00:51:54,708
‫دون کالوجرو سدارا و

589
00:51:54,791 --> 00:51:58,125
‫خانم آنجلیکا سدارا

590
00:52:13,416 --> 00:52:14,541
‫شاهدخت

591
00:52:14,625 --> 00:52:15,916
‫دون کالوجرو

592
00:52:16,000 --> 00:52:18,375
‫- دون فابریتزیو
‫- خوش اومدید

593
00:52:23,000 --> 00:52:23,958
‫آنجلیکا؟

594
00:52:25,500 --> 00:52:26,541
‫آنجلیکا!

595
00:52:53,875 --> 00:52:55,208
‫آنجلیکا!

596
00:52:55,791 --> 00:52:58,375
‫خیلی وقتـه همدیگه رو ندیدیم.
‫بیا تو، خیلی خوش اومدی.

597
00:53:01,333 --> 00:53:03,625
‫- پاریس بوده، خانم کونچتا
‫- آها!

598
00:53:03,708 --> 00:53:04,791
‫فرانسوی یاد گرفته

599
00:53:05,791 --> 00:53:07,541
این شکلی نبود ها

600
00:53:21,083 --> 00:53:22,208
‫شاهزاده

601
00:53:24,166 --> 00:53:25,166
خوشگلـه

602
00:53:26,083 --> 00:53:27,291
‫واقعاً خوشگلـه

603
00:53:27,815 --> 00:53:37,815
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

604
00:53:38,291 --> 00:53:40,208
‫« بر اساس رمان یوزپلنگ نوشته‌ی جوزپه تومازی دی لامپه‌دوزا »

