﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:21,208 --> 00:00:27,666
‫« یوزپلنگ »

3
00:00:28,791 --> 00:00:33,083
‫[آوریل - سال ۱۸۶۰]

4
00:00:37,625 --> 00:00:42,125
‫شبه‌جزیره ایتالیا به چندین پادشاهی کوچک تقسیم شده است

5
00:00:43,750 --> 00:00:47,541
‫بیش از صد سال است که سیسیل،

6
00:00:47,625 --> 00:00:49,625
‫تحت حاکمیت خاندان بوربون قرار دارد

7
00:00:51,166 --> 00:00:57,291
‫در شمال، جنبشی برای اتحاد ایتالیا در حال قدرت گرفتن است

8
00:00:59,000 --> 00:01:05,875
‫ژنرال گاریبالدی ارتشی گرد هم آورده تا به سمت جنوب حرکت کند

9
00:01:07,708 --> 00:01:11,833
‫شهر پالرمو خود را برای رویارویی آماده می‌کند

10
00:01:46,708 --> 00:01:49,291
‫ممنوعیت رفت‌وآمد شروع شده!
‫برگردین خونه‌هاتون!

11
00:01:49,375 --> 00:01:50,625
‫همین الان برین خونه!

12
00:02:07,625 --> 00:02:08,666
‫سلاح‌هاتون رو آماده کنید!

13
00:02:20,583 --> 00:02:23,625
‫دیوانه‌ای یا کلاً احمقی؟

14
00:02:24,458 --> 00:02:26,125
‫شهر تعطیله!

15
00:02:32,458 --> 00:02:34,166
‫بله، خبر داریم سروان

16
00:02:34,875 --> 00:02:35,958
‫شاهزاده

17
00:02:36,583 --> 00:02:37,833
‫سلاح‌هاتون رو بیارید پایین!

18
00:02:38,416 --> 00:02:40,791
‫اینجا براتون خطرناکه، شاهزاده

19
00:02:41,375 --> 00:02:43,666
‫کل شهر در آشوبه

20
00:02:43,750 --> 00:02:46,833
‫حامیان گاریبالدی هر لحظه خشن‌تر می‌شن

21
00:02:47,333 --> 00:02:49,250
‫اینجا دارید کار خوبی انجام میدید

22
00:02:50,125 --> 00:02:52,625
‫ولی باید الان رد بشیم

23
00:02:58,250 --> 00:02:59,416
‫حتماً

24
00:02:59,916 --> 00:03:02,958
‫بذارید رد بشن!
‫برای یوزپلنگ راه رو باز کنید!

25
00:03:27,125 --> 00:03:29,583
‫راه رو برای شاهزاده‌ی سالینا باز کنید!

26
00:03:36,625 --> 00:03:37,750
‫اعلی‌حضرت

27
00:03:53,291 --> 00:03:54,375
‫بابا!

28
00:03:56,166 --> 00:03:59,208
‫- بابا!
‫- شاهزاده، ممنوعیت رفت‌وآمد!

29
00:04:00,666 --> 00:04:01,958
‫پدر

30
00:04:02,041 --> 00:04:03,500
‫برو وسایلت رو جمع کن

31
00:04:04,291 --> 00:04:05,291
‫برو

32
00:04:08,458 --> 00:04:09,416
‫بندیکو، زود باش

33
00:04:10,166 --> 00:04:11,333
‫چرا اومده اینجا؟

34
00:04:23,291 --> 00:04:24,125
‫بندیکو!

35
00:04:24,208 --> 00:04:29,083
‫خاندان‌هایی که به خاندان بوربون وفادارن
‫مستقیماً مورد تهدید این شورش‌ها قرار دارن

36
00:04:29,166 --> 00:04:31,625
‫برای اجتناب از هرگونه احتمال خطر،

37
00:04:31,708 --> 00:04:34,333
‫ترجیح میده دختره رو ببریم خونه

38
00:04:35,791 --> 00:04:38,291
‫شاهزاده، بیرون هر اتفاقی بیفته،

39
00:04:38,375 --> 00:04:40,208
‫جاش اینجا امنه

40
00:04:41,333 --> 00:04:44,791
‫کی جرأت می‌کنه به صومعه خدای مقدس حمله کنه؟

41
00:04:45,375 --> 00:04:49,583
‫به نظرتون احترام می‌ذارم، راهبه اعظم.
‫و اتفاقاً باهاش موافقم

42
00:04:50,083 --> 00:04:53,833
‫ولی زنم، که بانیِ این صومعه است،

43
00:04:54,583 --> 00:04:57,000
‫تا دخترش نره خونه،
‫دست از سر من

44
00:04:57,083 --> 00:04:59,625
‫یا خدای مقدس بر نمی‌داره

45
00:05:21,500 --> 00:05:22,916
‫چی شده؟

46
00:05:23,000 --> 00:05:24,541
‫سریع گاری‌ها رو جابجا کنید!

47
00:05:31,458 --> 00:05:32,375
‫چی شده؟

48
00:05:39,000 --> 00:05:40,000
‫بابا!

49
00:05:40,500 --> 00:05:41,833
‫برگردین داخل، اعلی‌حضرت

50
00:05:45,750 --> 00:05:46,833
‫کمک!

51
00:05:55,166 --> 00:05:56,458
‫کمک!

52
00:06:00,458 --> 00:06:01,541
‫بابا

53
00:06:01,625 --> 00:06:03,000
‫اگه اینجا بمونیم کارمون تمومه

54
00:06:03,083 --> 00:06:04,333
‫اعلی‌حضرت، بیاید بریم

55
00:06:04,416 --> 00:06:06,416
‫آماده‌ایم شاهزاده. می‌تونیم بریم

56
00:06:12,375 --> 00:06:14,958
‫شاهزاده، سوار شید، سریع! الان!

57
00:06:15,041 --> 00:06:16,041
‫اعلی‌حضرت؟

58
00:06:16,125 --> 00:06:17,833
‫شاهزاده، کمک!

59
00:06:19,375 --> 00:06:20,416
‫خواهش می‌کنم

60
00:06:20,916 --> 00:06:22,875
‫- شاهزاده!
‫- سروان! سریع!

61
00:06:22,958 --> 00:06:24,583
‫- سوار بشید، اعلی‌حضرت
‫- کمک!

62
00:06:24,666 --> 00:06:25,708
‫صبر کن!

63
00:06:25,791 --> 00:06:26,791
‫بابا!

64
00:06:28,500 --> 00:06:29,625
‫حرومزاده!

65
00:06:29,708 --> 00:06:30,708
‫برو!

66
00:06:31,625 --> 00:06:34,500
‫مرگ بر خاندان بوربون!

67
00:06:37,916 --> 00:06:40,500
‫خداوندا، امیدوارم نور ابدی شامل حالـشون بشه

68
00:06:42,583 --> 00:06:45,000
‫وقتی میگن «مرگ بر خاندان بوربون»،
‫منظورشون ماییم؟

69
00:06:45,083 --> 00:06:46,583
‫مرگ بر ما

70
00:06:46,666 --> 00:06:50,583
‫اون‌ها بدعت‌گذارن، از دین برگشته و آدمکشـن

71
00:06:51,208 --> 00:06:53,625
‫گاریبالدی می‌خواد صومعه‌ها رو خراب کنه

72
00:06:54,541 --> 00:06:56,125
‫و پاپ رو دار بزنه

73
00:06:56,208 --> 00:06:59,291
‫چرند نگو، پدر

74
00:07:02,166 --> 00:07:03,291
‫گاریبالدی اینجا نیست

75
00:07:03,375 --> 00:07:05,000
‫هنوز در جنوآست

76
00:07:05,833 --> 00:07:09,875
‫اون عده فقط به یه مشت سرباز بدشانس حمله می‌کنن

77
00:07:09,958 --> 00:07:12,416
‫وقتی هم به قدر کافی
‫از سردابه‌ها شراب دزدیدن،

78
00:07:12,500 --> 00:07:13,875
‫بر می‌گردن خونه

79
00:07:15,958 --> 00:07:19,208
‫منم مجبورم برگردم صومعه، نه؟

80
00:07:19,708 --> 00:07:21,333
‫خواستِ مادرته

81
00:07:22,416 --> 00:07:23,416
‫خواهیم دید

82
00:07:25,250 --> 00:07:26,333
‫بیا بغلم

83
00:08:20,791 --> 00:08:22,750
‫خوشحالم که برگشتم خونه

84
00:08:24,708 --> 00:08:26,041
‫اومدن!

85
00:08:26,916 --> 00:08:28,541
‫رسیدن!

86
00:08:33,833 --> 00:08:36,333
‫- کونچتا!
‫- کاترینا!

87
00:08:38,041 --> 00:08:40,625
‫- خیلی لاغر شدی!
‫- همیشه لاغره

88
00:08:40,708 --> 00:08:41,958
‫برو کنار!

89
00:08:43,708 --> 00:08:45,375
‫توی شهر جنگ بود؟

90
00:08:47,541 --> 00:08:48,666
‫کونچتا!

91
00:08:49,500 --> 00:08:52,041
‫- درست به موقع درت آوردیم
‫- چرا خودت رو می‌اندازی وسط؟

92
00:08:52,125 --> 00:08:53,875
‫تو رو توی پالرمو ندیدم

93
00:08:53,958 --> 00:08:57,125
‫می‌خواست بره، ولی نتونست هفت‌تیرهای دوئلش رو پیدا کنه

94
00:08:58,250 --> 00:08:59,833
‫برادرتون رو دست نندازید

95
00:09:00,333 --> 00:09:01,333
‫مامان!

96
00:09:05,791 --> 00:09:08,291
‫موهات بوی صابون صومعه رو میده

97
00:09:11,125 --> 00:09:12,208
‫ممنون

98
00:09:12,791 --> 00:09:14,625
‫خب، بریم؟

99
00:09:16,291 --> 00:09:18,833
‫- بریم صبحونه بخوریم
‫- بابا برام تعریف کرده

100
00:09:18,916 --> 00:09:20,791
‫یه دسر گرانیتای خوشمزه داریم

101
00:09:34,375 --> 00:09:37,125
‫خدایا، ما را برکت بده،

102
00:09:38,375 --> 00:09:40,041
‫و نعماتی را که به لطف بی‌کرانت

103
00:09:40,541 --> 00:09:43,958
‫در آستانه دریافتـشان هستیم، متبرک ساز

104
00:09:44,458 --> 00:09:46,791
‫به واسطه مسیح، پروردگارمان

105
00:09:47,291 --> 00:09:48,666
‫- آمین
‫- آمین

106
00:09:52,208 --> 00:09:54,625
‫زود باشید، تا پدر پیرون همه رو نخورده

107
00:09:56,333 --> 00:09:57,333
‫تانکردی کجاست؟

108
00:09:58,083 --> 00:10:00,250
‫پسرخاله‌مون هر جور مایل باشه میاد و میره

109
00:10:00,333 --> 00:10:02,375
‫الان یه مرد بالغ شده

110
00:10:02,458 --> 00:10:04,250
‫زندگی و کارهای خودش رو داره

111
00:10:04,333 --> 00:10:06,125
‫که ما پولش رو میدیم

112
00:10:06,208 --> 00:10:08,333
‫پدر پیرون، حالـتون خوش نیست؟

113
00:10:08,416 --> 00:10:10,000
‫یکم رنگ‌پریده هستید

114
00:10:10,083 --> 00:10:12,291
‫پدر پیرون یه شب افتضاح داشته

115
00:10:12,375 --> 00:10:16,000
‫واسه همین یکم رنگت پریده؟
‫صورتت یکم سفید شده، پدر

116
00:10:17,875 --> 00:10:19,125
‫خنده‌دار نیست

117
00:10:20,166 --> 00:10:22,166
‫با پدر پیرون موافقم

118
00:10:22,791 --> 00:10:24,125
‫اصلاً خنده‌دار نیست

119
00:10:24,208 --> 00:10:26,250
‫کاملاً حق داشته که وحشت کنه

120
00:10:26,333 --> 00:10:28,666
‫- پائولو، اون‌ها...
‫- این مسئله شوخی نیست

121
00:10:28,750 --> 00:10:30,625
‫تو حرف مادرت نپَر

122
00:10:33,250 --> 00:10:34,250
‫ببخشید

123
00:10:36,583 --> 00:10:39,041
‫ولی گاریبالدی فقط مرگ یسوعی‌ها رو نمی‌خواد،

124
00:10:39,125 --> 00:10:41,041
‫کل قلمروی بوربون رو هدف گرفته

125
00:10:41,125 --> 00:10:44,416
‫می‌خواد ما رو لِه کنه و بریزه توی دریا

126
00:10:44,500 --> 00:10:47,458
‫- راست میگه
‫- پس بیخیالِ لباس مجلسی و جشن

127
00:10:48,458 --> 00:10:51,208
‫- چرند نگو، پائولو
‫- همه عاشق جشن هستن

128
00:10:51,291 --> 00:10:54,416
‫یه ارتش داره میاد، متوجهید؟

129
00:10:54,500 --> 00:10:57,000
‫رعایا و راهزنانی که دارن پالرمو رو آتیش می‌زنن

130
00:10:57,083 --> 00:10:58,166
‫راه رو براش باز می‌کنن

131
00:10:58,250 --> 00:10:59,416
‫بس کن

132
00:11:01,166 --> 00:11:02,250
‫ساکت باش

133
00:11:04,166 --> 00:11:05,541
‫ببخشید، بابا

134
00:11:06,708 --> 00:11:07,708
‫ببخشید

135
00:11:09,708 --> 00:11:12,125
‫ولی نمی‌دونم چرا بیشتر نگران نیستید

136
00:11:12,208 --> 00:11:14,541
‫پائولو، اینجا سیسیل‌ـه

137
00:11:14,625 --> 00:11:16,041
‫ماه آوریل‌ـه

138
00:11:16,125 --> 00:11:19,791
‫دو ماه دیگه، اینجا اینقدر گرم می‌شه

139
00:11:19,875 --> 00:11:23,500
‫که انقلاب کردن

140
00:11:23,583 --> 00:11:24,916
‫به ذهن هیچکس خطور نمی‌کنه

141
00:11:25,000 --> 00:11:28,125
‫فقط چون تشنه‌ی سایه می‌شن،
‫به سوراخ‌موش‌هاشون پناه می‌برن،

142
00:11:28,208 --> 00:11:30,291
‫و اونجا دراز می‌کشن و منتظر ماه اکتبر می‌شن

143
00:11:30,375 --> 00:11:32,875
‫تو این بین، ما زندگی‌مون رو ادامه میدیم

144
00:11:34,541 --> 00:11:36,833
‫جای همه‌تون اینجا امنه

145
00:11:37,625 --> 00:11:39,291
‫همین و بس

146
00:11:41,375 --> 00:11:42,333
‫بله بابا

147
00:11:42,416 --> 00:11:43,625
‫- بله بابا
‫- بله بابا

148
00:11:44,333 --> 00:11:47,750
‫حالا، بیاید از صبحونه‌مون و بازگشتِ کونچتا
‫لذت ببریم. هوم؟

149
00:11:48,750 --> 00:11:50,125
‫زود باشید دیگه، بخورید

150
00:11:53,916 --> 00:11:54,958
‫«خنده‌دار نیست»

151
00:11:56,916 --> 00:11:59,750
‫«نه، اصلاً خنده‌دار نیست!»

152
00:12:03,333 --> 00:12:05,250
‫بیخیال پدر. فقط داریم شوخی می‌کنیم!

153
00:13:40,500 --> 00:13:43,958
‫[سخنرانی‌های گردآوری‌شده‌ی جوزپه گاریبالدی]

154
00:13:49,750 --> 00:13:50,666
‫دُن تانکردی!

155
00:13:52,750 --> 00:13:53,833
‫کونچتا!

156
00:13:55,083 --> 00:13:57,125
‫چیزی نیست، گایتانو

157
00:13:57,875 --> 00:14:00,125
‫فقط دخترعمومه که اومده بهمون سر بزنه

158
00:14:06,375 --> 00:14:08,500
‫ممنون که سر زدی، کونچتا

159
00:14:08,583 --> 00:14:10,625
‫همیشه از دیدنت خیلی خوشحال می‌شم

160
00:14:10,708 --> 00:14:12,750
‫ولی الان یکم دستم بنده

161
00:14:12,833 --> 00:14:15,791
‫- اون سلاح‌ها برای کیه، تانکردی؟
‫- برای یه دوست

162
00:14:15,875 --> 00:14:17,875
‫کمک به دوستامون مهمه، نه؟

163
00:14:17,958 --> 00:14:21,000
‫افرادی که دیروز توی پالرمو دیدم
‫و می‌خواستن یک سروانِ شاه رو بکشن

164
00:14:21,083 --> 00:14:22,791
‫به نظرم دوست نبودن

165
00:14:23,291 --> 00:14:26,750
‫یعنی شبیه گایتانو بودن؟
‫گایتانو دوستمه، کونچتا

166
00:14:26,833 --> 00:14:28,708
‫تصمیم گرفتی براشون بجنگی؟

167
00:14:29,208 --> 00:14:30,333
‫بابا دیوونه می‌شه!

168
00:14:30,416 --> 00:14:33,375
‫- اون پدر توئه، نه من
‫- از دیدِ اون اینجوری نیست

169
00:14:33,458 --> 00:14:35,166
‫پس بهش نگو

170
00:14:35,250 --> 00:14:37,875
‫نظرش اینه که آخرش هیچی نمی‌شه

171
00:14:37,958 --> 00:14:41,250
‫البته کونچتا.
‫باید هم نتیجه‌ی ترجیحیش این باشه

172
00:14:41,333 --> 00:14:44,916
‫هر چیزی که داره رو، خاندان بوربون بهش دادن

173
00:14:45,000 --> 00:14:48,333
‫و هر چی که تو داری رو پدر من بهت داده

174
00:14:49,625 --> 00:14:51,708
‫خونه‌هامون، باغ‌هامون...

175
00:14:51,791 --> 00:14:54,083
‫می‌خوای همه‌چیز رو برای کمک به دوستان جدیدت فدا کنی؟

176
00:14:54,166 --> 00:14:55,958
‫نه، می‌خوام از همه‌چیز محافظت کنم

177
00:14:56,041 --> 00:14:57,250
‫- جدی؟
‫- آره

178
00:14:58,125 --> 00:15:00,875
‫ولی اگه توی سمتِ بازنده باشم
‫چطوری این کار رو بکنم؟

179
00:15:01,416 --> 00:15:03,125
‫کی میگه ما می‌بازیم؟

180
00:15:04,375 --> 00:15:05,375
‫من میگم

181
00:15:06,458 --> 00:15:08,125
‫بهش فکر کن، کونچتا

182
00:15:08,208 --> 00:15:10,916
‫سربازهای لباس‌آبیت واسه کی می‌جنگن؟

183
00:15:11,875 --> 00:15:14,000
‫واسه شاهی که هیچوقت ندیدن؟

184
00:15:15,375 --> 00:15:19,000
‫واسه یه مشت کشیش چاق که چاق‌تر هم بشن؟

185
00:15:19,083 --> 00:15:21,541
‫به نظر من خیلی انگیزه‌دهنده نیست

186
00:15:21,625 --> 00:15:23,500
‫اون‌ها توی شمال ایده‌های نو دارن

187
00:15:23,583 --> 00:15:25,500
‫صنعت و پیشرفت وجود داره

188
00:15:26,291 --> 00:15:27,708
‫ما اینجا چی داریم؟

189
00:15:28,291 --> 00:15:30,083
‫تفتیش عقاید و فساد

190
00:15:33,458 --> 00:15:34,625
‫تازه...

191
00:15:35,583 --> 00:15:36,875
‫اگه ببازید،

192
00:15:38,000 --> 00:15:40,083
‫مجبور نیستی به صومعه برگردی

193
00:15:43,916 --> 00:15:46,166
‫این اولین حرف ترغیب‌کننده‌ات بود

194
00:15:47,166 --> 00:15:48,166
‫کونچتا

195
00:15:48,750 --> 00:15:51,708
‫می‌دونستی دارن راه‌آهن جدید می‌سازن؟

196
00:15:53,166 --> 00:15:55,875
‫می‌تونیم با قایق از مسینا به ناپل بریم،

197
00:15:56,375 --> 00:15:58,083
‫بعدش با قطار به رُم بریم،

198
00:15:58,625 --> 00:16:00,666
‫فلورنس، یا ونیز

199
00:16:03,333 --> 00:16:04,791
‫همه‌اش می‌شه یه کشور؟

200
00:16:04,875 --> 00:16:06,375
‫شکوهش رو تصور کن

201
00:16:08,208 --> 00:16:10,083
‫سیسیل، دیگه فقط یه جزیره نباشه،

202
00:16:10,583 --> 00:16:12,625
‫بلکه بخشی از یک کشور باشه

203
00:16:15,208 --> 00:16:17,541
‫به پدرت نگو من رو دیدی

204
00:16:19,750 --> 00:16:21,541
‫نمی‌تونم بهش بگم؟

205
00:16:22,375 --> 00:16:24,375
‫فکر کنم هر کاری بخوام می‌کنم

206
00:16:25,125 --> 00:16:26,208
‫کونچتا...

207
00:16:28,458 --> 00:16:29,625
‫باشه

208
00:16:30,958 --> 00:16:32,416
‫ولی به یک شرط

209
00:16:33,083 --> 00:16:35,791
‫که زیاد برام نامه بنویسی
‫و بگی حالت خوبه

210
00:16:38,166 --> 00:16:40,666
‫نگرانیت برای من خیلی متأثرکننده است

211
00:16:56,458 --> 00:16:58,750
‫کونچتا، طبقه بالا که بودیم...

212
00:16:59,750 --> 00:17:01,166
‫همه‌جا رو دیدی؟

213
00:17:07,000 --> 00:17:08,875
‫خدانگهدار، کونچتا!

214
00:17:28,791 --> 00:17:29,791
‫روسو!

215
00:17:31,333 --> 00:17:33,625
‫- شاهزاده
‫- همیشه به موقع

216
00:17:39,083 --> 00:17:40,666
‫چکمه قشنگیه

217
00:17:41,500 --> 00:17:42,500
‫نوئه؟

218
00:17:44,875 --> 00:17:46,833
‫من رو به آرجیووکاله ببر

219
00:17:47,583 --> 00:17:50,125
‫می‌خوام بدونم وضعیت لیموهام چیه

220
00:18:28,916 --> 00:18:31,708
‫آقای «ایبا آگنولو»

221
00:18:32,208 --> 00:18:33,416
‫کشاورز اجاره‌نشین

222
00:18:34,208 --> 00:18:36,250
‫طبق محاسبات من،

223
00:18:36,750 --> 00:18:40,375
‫پنجاه سبد لیموی آرجیووکاله ازم برداشتی

224
00:18:40,458 --> 00:18:43,833
‫نه، حقیقت نداره!
‫ربطی به من نداره!

225
00:18:43,916 --> 00:18:46,166
‫- باور کنید!
‫- چتر رو ببر

226
00:18:46,250 --> 00:18:49,416
‫- خواهش می‌کنم!
‫- شاهزاده، از اون آب ننوشید

227
00:18:50,083 --> 00:18:51,541
‫یه اپیدمی وجود داره

228
00:18:53,125 --> 00:18:54,750
‫شاهزاده، التماسـتون می‌کنم

229
00:18:55,250 --> 00:18:57,583
‫اون لیموها رو

230
00:18:57,666 --> 00:18:58,916
‫راهزنان دزدیدن

231
00:18:59,000 --> 00:19:02,416
‫تفنگ داشتن و به خانواده‌ام حمله کردن

232
00:19:02,500 --> 00:19:04,166
‫باید چی کار می‌کردم؟

233
00:19:04,750 --> 00:19:07,750
‫مجبور شدم لیموها رو بهشون بدم، شاهزاده

234
00:19:08,333 --> 00:19:10,500
‫حرفش رو باور می‌کنی، روسو؟

235
00:19:11,541 --> 00:19:14,666
‫اگه راهزنان لیموها رو دزدیدن،

236
00:19:17,125 --> 00:19:19,041
‫چرا گزارش سرقت نداده؟

237
00:19:23,958 --> 00:19:25,958
‫شاهزاده، این رعایا همه‌شون مثل همَـن

238
00:19:26,041 --> 00:19:28,250
‫همه‌شون دروغگواَن

239
00:19:32,041 --> 00:19:33,875
‫معلومه. اون‌ها سیسیلی هستن

240
00:19:34,375 --> 00:19:37,041
‫در سیسیل، ما دائم دروغ میگیم، نه؟

241
00:19:38,375 --> 00:19:40,666
‫حتی تو، الان...

242
00:19:42,875 --> 00:19:44,791
‫داری دروغ به خوردم میدی. نه؟

243
00:19:47,750 --> 00:19:49,291
‫خیر، شاهزاده

244
00:19:49,375 --> 00:19:51,166
‫- نه؟
‫- نه

245
00:19:51,250 --> 00:19:54,083
‫خوب می‌دونم

246
00:19:54,166 --> 00:19:57,166
‫که راهزنانی که ازشون حرف می‌زنه
‫افراد تو هستن

247
00:19:59,041 --> 00:20:03,416
‫و فقط پنجاه سبد لیموی آرجیووکاله نیست
‫که گم شده

248
00:20:05,291 --> 00:20:07,458
‫حدود سیصد سبده

249
00:20:07,541 --> 00:20:10,750
‫توی سردابه‌ی تو مخفی شدن

250
00:20:21,750 --> 00:20:23,375
‫قصد نداشتم، قسم می‌خورم

251
00:20:24,750 --> 00:20:26,000
‫پس بهم بگو،

252
00:20:26,500 --> 00:20:28,583
‫نقشه‌ات چیه؟

253
00:20:30,333 --> 00:20:32,375
‫حالا ازم دله‌دزدی می‌کنی،

254
00:20:32,958 --> 00:20:36,125
‫بعدش شاید وقتی انقلاب من رو سرنگون کرد،

255
00:20:36,958 --> 00:20:39,125
‫بقیه‌اش رو هم بر می‌داری؟

256
00:20:48,208 --> 00:20:49,791
‫حالا...

257
00:20:53,291 --> 00:20:55,083
‫باید نابودت کنم

258
00:20:57,458 --> 00:20:59,416
‫باید خونه‌ات رو با خاک یکسان کنم

259
00:21:00,125 --> 00:21:02,958
‫باید پسرانت رو روانه‌ی کوه کنم

260
00:21:03,041 --> 00:21:04,500
‫التماست می‌کنم، نه!

261
00:21:08,208 --> 00:21:09,791
‫التماست می‌کنم! نه!

262
00:21:18,291 --> 00:21:19,666
‫ولی اون کار رو نمی‌کنم

263
00:21:21,666 --> 00:21:23,083
‫فقط این یه بار

264
00:21:27,083 --> 00:21:28,291
‫پاشو

265
00:21:29,541 --> 00:21:32,291
‫شاهزاده، نمی‌دونم چطوری ازتون تشکر کنم

266
00:21:34,958 --> 00:21:37,000
‫با یکم وفاداری

267
00:21:37,958 --> 00:21:40,583
‫و به خاطر آوردن قوانین

268
00:21:43,041 --> 00:21:44,791
‫این مردم،

269
00:21:44,875 --> 00:21:46,208
‫جایگاه خودشون رو می‌دونن

270
00:21:47,833 --> 00:21:49,000
‫تو...

271
00:21:49,500 --> 00:21:51,208
‫جایگاهت رو می‌دونی

272
00:21:51,791 --> 00:21:53,541
‫من هم...

273
00:21:53,625 --> 00:21:55,208
‫جایگاهم رو می‌دونم

274
00:21:56,500 --> 00:21:57,708
‫مفهومه؟

275
00:22:08,583 --> 00:22:11,375
‫یه چاه جدید برای آب تمیز اینجا حفر کن

276
00:22:12,875 --> 00:22:16,000
‫و مطمئن شو این مردم
‫همیشه نون تازه داشته باشن

277
00:22:16,083 --> 00:22:18,416
‫- حالا بریم
‫- انجامش میدم!

278
00:22:27,583 --> 00:22:30,000
‫- زغال
‫- زغال سنگ

279
00:22:33,625 --> 00:22:35,291
‫صبح بخیر، اعلی‌حضرت

280
00:22:36,750 --> 00:22:38,833
‫- بانو کونچتا
‫- ممنون، ماریو

281
00:22:39,750 --> 00:22:41,833
‫- شکلاتی
‫- شکلات

282
00:22:43,708 --> 00:22:45,000
‫بیا بندیکو. بریم

283
00:22:45,083 --> 00:22:47,375
‫[شورشیان توسط نیروهای سلطنتی عقب رانده شدند]
‫[ناآرامی‌ها ادامه دارد]

284
00:22:49,250 --> 00:22:51,916
‫برای بانو کونچتا کوربرای ارجمند

285
00:22:52,666 --> 00:22:53,875
‫حال من خوبه

286
00:22:53,958 --> 00:22:57,208
‫خدمتکارت، تانکردی فالکونری

287
00:23:00,291 --> 00:23:01,541
‫زود باشید!

288
00:23:07,791 --> 00:23:08,833
‫با دستور شما!

289
00:23:14,375 --> 00:23:17,041
‫برای بانو کونچتا کوربرا. همه‌چیز خوبه

290
00:23:18,000 --> 00:23:19,500
‫تانکردی، کمک!

291
00:23:36,916 --> 00:23:38,583
‫- مراقب باش
‫- بله قربان

292
00:23:39,583 --> 00:23:42,208
‫برای بانو کونچتا کوربرا.
‫همه‌چیز طبق برنامه است

293
00:23:51,583 --> 00:23:53,625
‫حمله!

294
00:23:53,708 --> 00:23:55,208
‫حال من خوبه

295
00:23:58,333 --> 00:23:59,541
‫تفنگ‌ها رو بیارید!

296
00:24:01,458 --> 00:24:03,625
‫- برای ایتالیای متحد!
‫- آره!

297
00:24:11,708 --> 00:24:15,708
‫اراده‌ات در زمین همان‌گونه که در آسمان است، انجام شود

298
00:24:25,083 --> 00:24:26,583
‫مرگ بر خاندان بوربون!

299
00:24:30,333 --> 00:24:33,000
‫و مبارک است

300
00:24:33,083 --> 00:24:35,291
‫ثمره‌ی رحم تو، عیسی

301
00:24:35,375 --> 00:24:39,000
‫مریم مقدس، مادر خدا، اکنون برای ما گناهکاران دعا کن

302
00:25:27,791 --> 00:25:29,083
‫برای من نامه‌ای نیومده؟

303
00:25:30,958 --> 00:25:33,333
‫نه، بانو کونچتا. متأسفم

304
00:25:53,458 --> 00:25:54,875
‫چی شده؟ چرا پارس می‌کنی؟

305
00:27:01,000 --> 00:27:03,833
‫میگن خونه مادرش
‫نزدیک اینجاست در مونرئاله

306
00:27:04,958 --> 00:27:07,666
‫می‌خواسته به خونه بره

307
00:27:07,750 --> 00:27:09,208
‫خدای مهربون

308
00:27:14,375 --> 00:27:16,625
‫چی شده، پائولو؟
‫حرفی واسه گفتن داری؟

309
00:27:18,458 --> 00:27:20,416
‫اون یکی از نیروهای ما بود، بابا

310
00:27:21,375 --> 00:27:24,041
‫و به خاطر سگ‌های بزدلی مثل تانکردی

311
00:27:24,833 --> 00:27:27,541
‫یه مادر باید براش سوگواری کنه

312
00:27:28,500 --> 00:27:30,166
‫می‌دونی حرف همه چیه؟

313
00:27:30,791 --> 00:27:32,375
‫که تانکردی عزیزت

314
00:27:32,916 --> 00:27:36,500
‫آشکارا از شورشیان حمایت می‌کنه

315
00:27:38,500 --> 00:27:41,875
‫بابا، می‌دونم فکر می‌کنی آدم خاصیه...

316
00:27:41,958 --> 00:27:44,250
‫- پائولو!
‫- ولی وقتشه یکی بهش شلیک کنه!

317
00:27:44,333 --> 00:27:45,375
‫بیا اینجا

318
00:27:47,625 --> 00:27:49,000
‫بیا اینجا!

319
00:27:53,791 --> 00:27:54,625
‫فابریتزیو!

320
00:28:16,000 --> 00:28:17,000
‫کیه؟

321
00:28:17,916 --> 00:28:19,916
‫- بابا؟
‫- بله؟

322
00:28:23,875 --> 00:28:26,916
‫حرفی که پائولو در مورد تانکردی زد...

323
00:28:27,416 --> 00:28:28,666
‫اهمیت نده

324
00:28:38,958 --> 00:28:40,750
‫چی شده، دخترم؟

325
00:28:41,458 --> 00:28:43,166
‫انگار یکم ناراحتی

326
00:28:46,791 --> 00:28:49,333
‫قول دادم چیزی نگم

327
00:28:51,166 --> 00:28:54,125
‫تصمیم گرفتی اون قول رو بشکنی؟

328
00:28:59,291 --> 00:29:01,333
‫همیشه میگی همه‌چیز رو می‌دونی،

329
00:29:01,416 --> 00:29:04,541
‫پس شاید گفتنش بهت فایده نداشته باشه

330
00:29:05,541 --> 00:29:08,625
‫من خدا نیستم. نمی‌تونم همه‌چیز رو بدونم

331
00:29:10,041 --> 00:29:12,500
‫و می‌شه هر وقت خواستم
‫این رو برات یادآوری کنم؟

332
00:29:14,625 --> 00:29:16,833
‫دیگه از این بازی خسته شدم

333
00:29:20,708 --> 00:29:21,666
‫بهم بگو

334
00:29:22,166 --> 00:29:23,625
‫چی شده؟

335
00:29:27,541 --> 00:29:29,166
‫تانکردی برام نامه می‌نویسه

336
00:29:30,208 --> 00:29:32,375
‫هر روز. از پالرمو

337
00:29:33,708 --> 00:29:35,208
‫چی میگه؟

338
00:29:35,291 --> 00:29:36,750
‫که حالش خوبه

339
00:29:38,291 --> 00:29:39,416
‫که جاش امنه

340
00:29:40,375 --> 00:29:42,666
‫چرا نباشه؟

341
00:29:46,166 --> 00:29:48,583
‫رفته پالرمو به شورشی‌ها ملحق بشه

342
00:29:49,166 --> 00:29:50,958
‫بله، اون رو هم می‌دونم

343
00:29:55,208 --> 00:29:56,625
‫برو سر اصل مطلب

344
00:29:59,041 --> 00:30:01,000
‫دیگه نامه‌ای نمیاد

345
00:30:02,125 --> 00:30:04,708
‫- کجا میری؟
‫- کونچتا توضیح میده

346
00:30:04,791 --> 00:30:06,125
‫کونچتا؟

347
00:30:06,208 --> 00:30:08,083
‫نمی‌شه تا صبح صبر کرد؟

348
00:30:27,250 --> 00:30:30,208
‫باز کنید!
‫راه رو برای شاهزاده‌ی سالینا باز کنید!

349
00:30:32,232 --> 00:30:39,232


350
00:30:42,500 --> 00:30:43,666
‫شاهزاده

351
00:30:44,166 --> 00:30:46,916
‫- اون کیه؟
‫- شاهزاده است دیگه، نمی‌دونی؟

352
00:30:49,291 --> 00:30:50,666
‫عمو!

353
00:30:56,458 --> 00:30:57,958
‫چطوری پیدام کردی؟

354
00:31:02,625 --> 00:31:06,875
‫واقعاً فکر کردی نمی‌دونم پولی که بهت دادم رو
‫چطوری خرج کردی؟

355
00:31:09,500 --> 00:31:13,000
‫حتی اون اعلامیه‌های شورشی که منتشر کردی

356
00:31:14,750 --> 00:31:16,541
‫با پول من

357
00:31:16,625 --> 00:31:19,208
‫می‌دونستی و جلوم رو نگرفتی؟

358
00:31:19,291 --> 00:31:20,458
‫اگه می‌دونستم

359
00:31:20,541 --> 00:31:23,708
‫قراره آخرش تیر بخوری، جلوت رو می‌گرفتم

360
00:31:28,250 --> 00:31:29,791
‫نظرمون اینه...

361
00:31:30,291 --> 00:31:32,791
‫که خیلی جدی نیستن

362
00:31:32,875 --> 00:31:35,416
‫چقدر حیف، چون جمعیت زیادی هستن

363
00:31:35,500 --> 00:31:39,291
‫که مشتاقن تا فردا از نزدیک

364
00:31:39,375 --> 00:31:42,083
‫اعدام شدنت رو تماشا کنن

365
00:31:45,541 --> 00:31:48,875
‫صبح سعی می‌کنم با یکی صحبت کنم
‫که حلش کنم

366
00:31:48,958 --> 00:31:50,708
‫ولی نمی‌تونم ضمانتی بدم

367
00:32:05,958 --> 00:32:08,250
‫خواهرم رو خیلی دوست داشتم

368
00:32:10,250 --> 00:32:13,250
‫با اینکه تا حدودی ساده‌لوح بود

369
00:32:18,125 --> 00:32:21,916
‫با یه احمق ازدواج کرد
‫که ثروتش رو به باد داد

370
00:32:26,666 --> 00:32:28,041
‫وقتی خواهرم مُرد...

371
00:32:33,625 --> 00:32:35,166
‫وقتی خواهرم مُرد،

372
00:32:36,541 --> 00:32:39,375
‫چیزی برای تانکردی باقی نموند

373
00:32:40,666 --> 00:32:43,333
‫حتی یه مسکوک

374
00:32:46,000 --> 00:32:48,416
‫پس من براش فراهم کردم

375
00:32:50,166 --> 00:32:52,625
‫اون همیشه استثنائی بوده،

376
00:32:54,791 --> 00:32:56,625
‫حتی وقتی بچه بود

377
00:32:58,458 --> 00:33:01,916
‫بیشتر از بچه‌های خودم
‫باهاش وقت گذروندم

378
00:33:06,625 --> 00:33:09,500
‫فردا آزادش می‌کنی؟

379
00:33:15,333 --> 00:33:19,166
‫هنوز نمی‌دونم قراره به اون فرماندار آشغال چی بگم

380
00:33:40,416 --> 00:33:43,458
‫از کِی آرمان‌گران جوان رو

381
00:33:43,541 --> 00:33:45,458
‫با جوخه‌ی آتش مجازات می‌کنیم؟

382
00:33:45,541 --> 00:33:50,000
‫آرمان‌گران جوان از ابتدای خلقت اعدام شدن

383
00:33:51,083 --> 00:33:54,083
‫و جوانِ مورد نظر یه تهدید به حساب میاد

384
00:33:54,666 --> 00:33:56,916
‫بله، مطمئنم

385
00:33:58,166 --> 00:34:01,208
‫بیشتر واسه خودش، وقتی قمار می‌کنه

386
00:34:02,458 --> 00:34:05,291
‫شاهزاده، نیروهای من دارن برای جنگ آماده می‌شن

387
00:34:06,583 --> 00:34:08,458
‫و توی جنگ، باید درس‌عبرت بسازیم

388
00:34:09,041 --> 00:34:11,416
‫تانکردی فالکونری، که به هیچ عنوان پسرت نیست،

389
00:34:12,000 --> 00:34:14,208
‫بهترین درس‌عبرت ممکنیه که می‌تونم بسازم

390
00:34:18,375 --> 00:34:21,083
‫و قراره خواهرزاده من رو

391
00:34:22,750 --> 00:34:24,875
‫برای اون چاپلوس‌ها درس‌عبرت کنی؟

392
00:34:26,083 --> 00:34:28,583
‫خواهرزاده شاهزاده سالینا؟

393
00:34:29,958 --> 00:34:31,625
‫خیلی متأسفم

394
00:34:32,791 --> 00:34:34,125
‫ولی اون افراد،

395
00:34:35,166 --> 00:34:36,875
‫قراره اونجا گلوله بخورن

396
00:34:38,583 --> 00:34:39,750
‫اگه بخوای،

397
00:34:40,541 --> 00:34:43,083
‫می‌تونی از تراس تماشا کنی

398
00:34:52,083 --> 00:34:55,333
‫این دسته‌چک حساب لندن منه

399
00:35:01,333 --> 00:35:02,708
‫فقط قیمتت رو بگو

400
00:35:06,083 --> 00:35:07,333
‫ممنون،

401
00:35:09,375 --> 00:35:12,541
‫ولی من هیچوقت دنبال پول نبودم

402
00:35:13,875 --> 00:35:15,625
‫هدر دادنش خیلی راحته

403
00:35:19,416 --> 00:35:20,666
‫چی می‌خوای؟

404
00:35:21,375 --> 00:35:22,708
‫زمین

405
00:35:24,625 --> 00:35:25,791
‫همون زمینی

406
00:35:25,875 --> 00:35:28,875
‫که همیشه زیادش رو داشتی،

407
00:35:29,791 --> 00:35:32,500
‫و معنیش این بوده که هیچوقت
‫لازم نبوده نگران چیزی باشی

408
00:35:33,708 --> 00:35:35,208
‫چه زمینی رو می‌خواستی؟

409
00:35:36,291 --> 00:35:37,875
‫آرجیووکاله توی فکرم بود

410
00:35:39,125 --> 00:35:40,208
‫آرجیووکاله؟

411
00:35:44,666 --> 00:35:46,250
‫بیست هکتار بهت میدم

412
00:35:47,916 --> 00:35:50,250
‫فقط یه تیکه زمین نمی‌خوام

413
00:35:51,375 --> 00:35:52,625
‫کلش رو می‌خوام

414
00:35:54,375 --> 00:35:58,291
‫بله، می‌دونم خانواده‌ات بیش از صد سال
‫اونجا قدرت داشته

415
00:35:59,625 --> 00:36:01,041
‫ولی قیمتم اینه

416
00:36:09,958 --> 00:36:11,375
‫اگه تصمیم گرفتی بیای واسه تماشا...

417
00:36:12,583 --> 00:36:14,166
‫توی تراس می‌بینمت

418
00:36:18,166 --> 00:36:19,750
‫پنجاه هکتار

419
00:36:24,416 --> 00:36:25,583
‫صبر کن!

420
00:36:30,666 --> 00:36:32,375
‫اگه اینقدر زندان دوست داری،

421
00:36:32,458 --> 00:36:34,208
‫چرا بانک نمی‌زنی؟

422
00:36:34,291 --> 00:36:38,208
‫اونجوری حداقل می‌تونستی یکم از چیزی که خرج کردم

423
00:36:38,291 --> 00:36:39,208
‫تا درت بیارم رو پس بخری

424
00:36:39,291 --> 00:36:41,500
‫هم‌سنگرهام هنوز اونجان

425
00:36:41,583 --> 00:36:45,083
‫بی‌شرفی نیست که بذارم توی زندان بمونن؟

426
00:36:45,833 --> 00:36:48,166
‫اینقدر پُررویی که واسه من از شرف حرف می‌زنی؟

427
00:36:48,958 --> 00:36:50,041
‫راه بیفت

428
00:37:03,000 --> 00:37:05,250
‫- اجازه هست؟
‫- خواهش می‌کنم

429
00:37:05,333 --> 00:37:08,708
‫- اعلی‌حضرت
‫- بالسامو، لباس تنش کن

430
00:37:09,375 --> 00:37:11,166
‫جریان چیه، دایی؟

431
00:37:12,666 --> 00:37:14,083
‫غذات رو بخور

432
00:37:30,875 --> 00:37:33,416
‫ولی چرا داریم به کلاب میریم؟ ها؟

433
00:37:50,000 --> 00:37:51,208
‫دوتا برندی

434
00:37:58,166 --> 00:38:00,666
‫آقایون، می‌خوام یه سلامتی بزنم

435
00:38:01,291 --> 00:38:04,083
‫سلامتی خواهرزاده‌ام، تانکردی فالکونری

436
00:38:10,791 --> 00:38:14,291
‫هرکی مشروب نخوره می‌تونه خودش رو دشمنم بدونه

437
00:38:17,416 --> 00:38:19,000
‫- یه برندی، لطفاً
‫- چشم

438
00:38:19,083 --> 00:38:21,416
‫زنده باد تانکردی فالکونری!

439
00:38:21,500 --> 00:38:23,916
‫زنده باد تانکردی فالکونری!

440
00:38:40,916 --> 00:38:42,166
‫الان می‌تونیم بریم بیرون

441
00:38:43,583 --> 00:38:45,125
‫منظره قشنگی نمی‌شه

442
00:38:50,416 --> 00:38:51,416
‫ببخشید

443
00:39:50,333 --> 00:39:52,250
‫- پسربچه‌ام!
‫- مامان، می‌ترسم!

444
00:40:03,541 --> 00:40:06,041
‫ای مریم مقدس، به ما رحم کن

445
00:40:06,125 --> 00:40:07,625
‫به ما رحم کنید، خواهش می‌کنم

446
00:40:07,708 --> 00:40:08,958
‫نمی‌خوام بمیرم!

447
00:40:12,041 --> 00:40:13,541
‫هدف!

448
00:40:19,750 --> 00:40:20,708
‫شلیک!

449
00:40:32,416 --> 00:40:33,583
‫زنده‌باد ایتالیا!

450
00:40:33,666 --> 00:40:34,833
‫هدف!

451
00:40:34,916 --> 00:40:36,416
‫زنده‌باد گاریبالدی!

452
00:40:36,500 --> 00:40:37,416
‫شلیک!

453
00:40:49,500 --> 00:40:53,083
‫نه!

454
00:41:46,625 --> 00:41:50,000
‫تصور کن می‌ذاشتم با تیر بزننت

455
00:41:53,833 --> 00:41:55,041
‫- فرانچسکو!
‫- باشه!

456
00:41:55,125 --> 00:41:57,375
‫فابریتزیو، می‌شه سگ رو از روی میز برداری؟

457
00:41:57,875 --> 00:41:59,791
‫بابا دوست داره که سگ روی میز باشه

458
00:42:04,083 --> 00:42:06,041
‫تارت بهش ندی بخوره. مریض می‌شه

459
00:42:06,125 --> 00:42:07,041
‫بچه‌ها!

460
00:42:07,125 --> 00:42:09,666
‫تارت نبود، یه تیکه بریوش بود

461
00:42:12,166 --> 00:42:13,666
‫- پسردایی دختردایی‌ها!
‫- تانکردی برگشته!

462
00:42:13,750 --> 00:42:15,041
‫تانکردی!

463
00:42:15,125 --> 00:42:16,125
‫کاترینا!

464
00:42:16,625 --> 00:42:17,666
‫سلام

465
00:42:17,750 --> 00:42:19,416
‫- دلـمون برات تنگ شده بود
‫- کیارای عزیز

466
00:42:19,500 --> 00:42:20,833
‫- سلام
‫- پسرخاله

467
00:42:20,916 --> 00:42:24,791
‫مهمان والامقام که نیست.
‫بذارید بشینه و یکم غذا بهش بدین

468
00:42:24,875 --> 00:42:26,166
‫بیا بشین، پسرخاله

469
00:42:31,166 --> 00:42:32,500
‫زن‌دایی استلا

470
00:42:32,583 --> 00:42:34,833
‫ممنون که اینقدر خوب مراقبم بودین

471
00:42:35,333 --> 00:42:37,250
‫اینجا خونه توئه، تانکردی

472
00:42:37,958 --> 00:42:40,708
‫برات دعا کردیم، تانکردی

473
00:42:40,791 --> 00:42:41,791
‫پدر

474
00:42:42,541 --> 00:42:44,708
‫دلت واسه این ضیافت‌ها تنگ نشده بود، پسرخاله؟

475
00:42:44,791 --> 00:42:45,833
‫- بله کاترینا!
‫- واقعاً!

476
00:42:45,916 --> 00:42:48,958
‫و می‌خوام بگم که تا حالا هیچ میزی

477
00:42:49,041 --> 00:42:51,541
‫بهتر از این نبوده و نخواهد بود!

478
00:42:54,666 --> 00:42:56,750
‫از گرانیتا بخور. حرف نداره!

479
00:42:56,833 --> 00:42:58,666
‫بریوش‌ها هم خوشمزه‌ان!

480
00:42:58,750 --> 00:43:00,666
‫- بیا
‫- مشتاقش بودم

481
00:43:01,875 --> 00:43:04,041
‫کونچتا، می‌شه منم یکم بخورم؟

482
00:43:04,125 --> 00:43:05,166
‫کونچتا؟

483
00:43:05,250 --> 00:43:07,041
‫نه کیارا. دیگه به قدر کافی خوردی!

484
00:43:07,125 --> 00:43:08,250
‫- کونچتا!
‫- مامان!

485
00:43:08,333 --> 00:43:09,166
‫وای!

486
00:43:11,875 --> 00:43:13,166
‫خیلی خوشمزه است!

487
00:43:14,250 --> 00:43:15,708
‫تانکردی، چطور جرأت می‌کنی؟

488
00:43:16,291 --> 00:43:18,875
‫خدای من، باز شروع کرد

489
00:43:18,958 --> 00:43:22,625
‫تمام هویت ما، هر چیزی که بهش دادیم رو انکار کرده

490
00:43:22,708 --> 00:43:24,500
‫فکر کنم از غذا خوشش میاد، پائولو

491
00:43:25,333 --> 00:43:27,000
‫حست رو می‌فهمم

492
00:43:28,375 --> 00:43:29,666
‫واقعاً میگم

493
00:43:31,791 --> 00:43:34,666
‫تو پسردایی منی و من همیشه دوستت خواهم داشت

494
00:43:34,750 --> 00:43:37,750
‫گاریبالدی و ارتشش
‫چند روز دیگه می‌رسن

495
00:43:38,458 --> 00:43:40,000
‫حضورش در اینجا

496
00:43:40,083 --> 00:43:42,583
‫برات سرزنش‌آمیزه و حتی نمی‌فهمی

497
00:43:43,166 --> 00:43:44,500
‫یا شاید می‌فهمی؟

498
00:43:45,000 --> 00:43:47,458
‫چون اگه اون خائنه و جای انکاری هم نیست،

499
00:43:47,541 --> 00:43:49,625
‫تو چی هستی، بابا؟

500
00:43:54,750 --> 00:43:56,375
‫خب دایی،

501
00:43:57,000 --> 00:43:58,666
‫سؤال خیلی خوبیه

502
00:44:02,375 --> 00:44:04,916
‫فکر نکنم حرفش خیلی جدال‌آمیز بوده باشه

503
00:44:05,666 --> 00:44:07,458
‫پسرت رو تحقیر کردی

504
00:44:07,958 --> 00:44:09,458
‫شرمسارش کردی

505
00:44:10,583 --> 00:44:13,333
‫یه سؤال کاملاً منطقی ازت پرسید

506
00:44:14,583 --> 00:44:16,375
‫معلومه که تانکردی رو دوست داریم

507
00:44:16,458 --> 00:44:17,791
‫مثل پسر ماست

508
00:44:19,041 --> 00:44:20,666
‫ولی برعلیه ما شده

509
00:44:21,958 --> 00:44:24,625
‫یا حداقل برعلیه جایگاهیه که باید حفظش کنیم

510
00:44:25,875 --> 00:44:29,250
‫گرچه دیگه اصلاً نمی‌دونم که جایگاهـمون چیه

511
00:44:30,125 --> 00:44:31,208
‫جایگاه ما

512
00:44:32,041 --> 00:44:34,000
‫محکم و استوار روی زمین ماست

513
00:44:34,750 --> 00:44:36,500
‫مثل همیشه؟

514
00:44:38,458 --> 00:44:39,958
‫مثل همیشه

515
00:44:51,666 --> 00:44:53,916
‫خواهرزاده‌ات رو به پسرت ترجیح میدی

516
00:44:56,875 --> 00:44:59,041
‫کونچتا رو هم به خواهرهاش

517
00:45:01,083 --> 00:45:03,291
‫و ملاقات‌هات در پالرمو رو به من

518
00:45:12,166 --> 00:45:14,416
‫من تو رو اونجوری که هستی می‌شناسم

519
00:45:15,625 --> 00:45:17,708
‫خدا هم همینطور

520
00:45:18,291 --> 00:45:21,458
‫نمی‌تونم جهنمی شدنت رو تحمل کنم

521
00:45:25,250 --> 00:45:27,541
‫روزانه برای روحت دعا می‌کنم

522
00:45:28,375 --> 00:45:30,625
‫شفاعت‌هات با خدا

523
00:45:30,708 --> 00:45:33,708
‫بدون شک باعث فروتنی من می‌شن

524
00:45:33,791 --> 00:45:36,750
‫هیچی تو این دنیا باعث فروتنی تو نمی‌شه

525
00:45:39,833 --> 00:45:44,625
‫♪ بذار گریه کنم ♪

526
00:45:45,916 --> 00:45:51,041
‫♪ به خاطر سرنوشت بی‌رحمم ♪

527
00:45:52,166 --> 00:45:57,791
‫♪ و اینکه مشتاق ♪

528
00:45:57,875 --> 00:46:02,791
‫♪ آزادی هستم ♪

529
00:46:04,625 --> 00:46:10,000
‫♪ و اینکه مشتاقم ♪

530
00:46:10,875 --> 00:46:15,750
‫♪ و اینکه مشتاقم ♪

531
00:46:15,833 --> 00:46:19,291
‫♪ برای آزادی ♪

532
00:46:19,375 --> 00:46:20,958
‫فکر کنم ناراحتی

533
00:46:21,958 --> 00:46:23,250
‫خیلی

534
00:46:25,791 --> 00:46:27,750
‫ممنون که متوجه شدی، کونچتا

535
00:46:31,416 --> 00:46:33,083
‫به خاطر دوست‌هاته؟

536
00:46:33,583 --> 00:46:34,625
‫کدومـشون؟

537
00:46:35,708 --> 00:46:37,333
‫اون‌هایی که تیر خوردن؟

538
00:46:38,583 --> 00:46:40,333
‫و اون‌هایی که تیر نخوردن

539
00:46:41,125 --> 00:46:45,208
‫الان دارن انقلابی که اینقدر می‌خوایش رو فراهم می‌کنن

540
00:46:47,083 --> 00:46:49,250
‫کونچتا، اینجا مثل بهشته

541
00:46:51,375 --> 00:46:54,333
‫بخشی از وجودم میگه کاش می‌تونستم تا ابد اینجا بمونم

542
00:46:56,000 --> 00:46:58,208
‫ولی معنیش اینه که به چیزی که همین الان دارم قانع بشم

543
00:46:58,750 --> 00:47:00,666
‫که یعنی هیچی، کونچتا

544
00:47:00,750 --> 00:47:02,041
‫حقیقت نداره

545
00:47:03,375 --> 00:47:04,416
‫ما رو داری

546
00:47:06,791 --> 00:47:08,000
‫و تمام این‌ها رو

547
00:47:10,416 --> 00:47:13,333
‫من یه خونه‌ی ویرانه دارم
‫و صدقه‌های پدرت رو

548
00:47:14,958 --> 00:47:17,125
‫اون بیرون یه دنیای بزرگ هست

549
00:47:18,208 --> 00:47:20,000
‫باید اونجا باشم

550
00:47:25,208 --> 00:47:28,291
‫جایی که شاید یه آینده واسه خودم بسازم

551
00:47:28,791 --> 00:47:29,833
‫می‌فهمی؟

552
00:48:14,500 --> 00:48:15,625
‫اعلی‌حضرت

553
00:48:26,791 --> 00:48:28,083
‫لیموهاتون رو آوردم

554
00:48:28,583 --> 00:48:29,958
‫یه خبرهایی دارم

555
00:48:30,500 --> 00:48:34,458
‫ملکم در آرجیووکاله رو به فرماندار لئونفورته بخشیدم

556
00:48:36,583 --> 00:48:40,083
‫ولی کاری کردم باور کنه که فقط تو
‫می‌تونی مدیریتش کنی

557
00:48:41,500 --> 00:48:44,791
‫پس از امروز، دیگه از من دزدی نمی‌کنی

558
00:48:44,875 --> 00:48:47,000
‫و از اون دزدی می‌کنی

559
00:48:47,083 --> 00:48:49,333
‫برات خیلی پُرسودتره

560
00:48:50,458 --> 00:48:52,291
‫برات حرکت خوبی نزدم؟

561
00:48:53,000 --> 00:48:53,958
‫راضی هستی؟

562
00:48:54,916 --> 00:48:57,541
‫خیلی سخاوتمندین، شاهزاده

563
00:48:58,041 --> 00:49:01,125
‫خوبه. حالا می‌خوام یه چیزی در عوض ازت بخوام

564
00:49:01,916 --> 00:49:03,333
‫هر چیزی که باشه

565
00:49:03,916 --> 00:49:07,625
‫گاریبالدی و چاپلوس‌های لباس‌قرمزش...

566
00:49:07,708 --> 00:49:09,750
‫ممکنه هر آن از راه برسن

567
00:49:11,791 --> 00:49:13,166
‫تو و افرادت حاضرین

568
00:49:14,125 --> 00:49:18,291
‫از هر گونه تهاجمی از ما دفاع کنید؟

569
00:49:18,375 --> 00:49:19,750
‫شاهزاده،

570
00:49:20,333 --> 00:49:21,708
‫منزل شما

571
00:49:22,458 --> 00:49:24,458
‫از صومعه هم ساکت‌تر خواهد بود

572
00:49:25,708 --> 00:49:26,708
‫خوبه

573
00:49:33,125 --> 00:49:35,125
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای بهم بگی؟

574
00:49:35,208 --> 00:49:36,208
‫بله

575
00:49:38,208 --> 00:49:40,208
‫مسئله خواهرزاده‌تون

576
00:50:01,083 --> 00:50:05,208
‫دایی! چی شده؟
‫چیزی جا گذاشتم؟

577
00:50:08,250 --> 00:50:10,083
‫می‌دونی چی واقعاً اعصابم رو خرد می‌کنه؟

578
00:50:11,416 --> 00:50:13,500
‫که باید از یه غریبه بشنوم

579
00:50:13,583 --> 00:50:16,708
‫چطوری توی یه میدون نبرد بی‌فایده
‫از خونریزی مُردی

580
00:50:19,875 --> 00:50:21,625
‫ترجیح میدم همین الان با تیر بزنمت

581
00:50:24,125 --> 00:50:26,708
‫اینجوری توی کلاب تمام اعتبارتون رو پس می‌گیرید

582
00:50:29,458 --> 00:50:30,583
‫کاملاً درسته

583
00:50:35,291 --> 00:50:36,958
‫واقعاً فکر می‌کنی

584
00:50:37,041 --> 00:50:40,708
‫تو و اون ژنرالت می‌تونید سیسیل رو فتح کنید؟

585
00:50:41,458 --> 00:50:44,458
‫- یادت رفته از کجا اومدی؟
‫- هیچوقت یادم نمیره

586
00:50:46,125 --> 00:50:49,000
‫یونانی‌ها، رومی‌ها، عرب‌ها، نورمن‌ها...

587
00:50:49,083 --> 00:50:51,416
‫همه در نهایت رفتن خونه

588
00:50:51,500 --> 00:50:53,041
‫و هر دفعه ما فقط شونه بالا انداختیم،

589
00:50:53,125 --> 00:50:55,208
‫خاک رو از لباسـمون تِکوندیم،

590
00:50:56,625 --> 00:50:58,333
‫و با خودمون گفتیم،

591
00:50:58,416 --> 00:51:02,000
‫«چی باعث شد فکر کنن که می‌تونن بیان اینجا
‫و ارباب ما بشن؟»

592
00:51:02,083 --> 00:51:04,416
‫بعدش دوباره صبورانه منتظر موندیم

593
00:51:04,500 --> 00:51:07,291
‫تا اربابان بعدی‌مون از راه برسن

594
00:51:07,791 --> 00:51:09,958
‫دایی، اربابان بعدی‌مون قراره برسن

595
00:51:11,166 --> 00:51:12,916
‫فقط امیدوارم آماده باشی

596
00:51:15,125 --> 00:51:17,375
‫ممکنه شرایطـمون رو بهتر کنن

597
00:51:17,458 --> 00:51:19,083
‫از چه نظر؟

598
00:51:19,791 --> 00:51:23,458
‫ماهرتر بشیم؟ بافرهنگ‌تر بشیم؟

599
00:51:23,541 --> 00:51:25,958
‫از لحاظ مالی آبرومند بشیم؟

600
00:51:26,625 --> 00:51:27,958
‫خیال برت داشته

601
00:51:29,375 --> 00:51:31,041
‫ما نمی‌خوایم بهتر بشیم

602
00:51:31,541 --> 00:51:34,000
‫فکر می‌کنیم همینجوری که هستیم بی‌نقصیم

603
00:51:35,583 --> 00:51:39,625
‫یادت باشه، خودبینی ما از هر ارتشی قوی‌تره

604
00:51:41,583 --> 00:51:44,000
‫دایی، اگه می‌خوایم همه‌چیز
‫همینجوری بمونه،

605
00:51:44,833 --> 00:51:46,375
‫پس همه‌چیز باید عوض بشه

606
00:51:54,166 --> 00:51:55,541
‫صبر کن

607
00:51:59,041 --> 00:52:00,208
‫صبر کن

608
00:52:12,416 --> 00:52:14,208
‫هر چی نباشه ما در سیسیل هستیم

609
00:52:14,291 --> 00:52:17,208
‫دیر یا زود، باید به یکی رشوه بدی

610
00:52:22,333 --> 00:52:23,625
‫خدانگهدار، دایی

611
00:53:55,791 --> 00:53:57,458
‫زنده‌باد گاریبالدی!

612
00:54:24,875 --> 00:54:26,833
‫سلاح‌ها آماده!

613
00:54:28,057 --> 00:54:43,057
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

614
00:54:45,458 --> 00:54:46,583
‫اگه بمیره چی؟

615
00:54:53,833 --> 00:54:54,875
‫نمی‌میره

616
00:55:00,041 --> 00:55:01,958
‫[بر اساس رمان یوزپلنگ نوشته‌ی جوزپه تومازی دی لامپه‌دوزا]

