﻿1
00:00:05,005 --> 00:00:07,590
‫می‌دونین چی این قضیه رو
 اینقدر جهنمی می‌کنه؟

2
00:00:07,591 --> 00:00:10,927
‫اینه که من و کایلا از پنج سالگی
.همدیگه رو می‌شناسیم

3
00:00:10,928 --> 00:00:13,888
‫آخه اینکه یه غریبه‌ی لعنتی
،اذیتت کنه یه چیزه

4
00:00:13,889 --> 00:00:16,512
‫ولی اینکه رفیق جون‌جونی‌ت
 از مهدکودک این زهر رو بهت بریزه؟

5
00:00:16,537 --> 00:00:18,476
‫تازه می‌دونه، می‌فهمی؟

6
00:00:18,477 --> 00:00:21,396
‫از این مشکلات کوفتیِ
...غذایی من خبر داره چون

7
00:00:22,024 --> 00:00:24,399
‫وقتی داشتم جون می‌دادم
.تو آی‌سی‌یو بالا سرم بود

8
00:00:25,111 --> 00:00:26,992
‫پس خوب می‌دونه این نیش‌های نحسش

9
00:00:27,611 --> 00:00:29,850
‫راجع به چاق شدنم،
.چه آتیشی تو وجودم روشن می‌کنه

10
00:00:31,407 --> 00:00:32,764
‫واقعا ، کایلا؟

11
00:00:33,284 --> 00:00:34,880
‫سر یه پسر گور به گوری؟

12
00:00:37,371 --> 00:00:40,316
‫می‌خوای دوباره بیفتم کنج بیمارستان؟
 می‌خوای بمیرم و روحم بیاد سراغت؟

13
00:00:41,401 --> 00:00:44,568
‫من آدمم، می‌فهمی؟ فقط،
.لطفا، این بازی کثیفو تموم کن

14
00:00:44,892 --> 00:00:53,892
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

15
00:00:54,153 --> 00:00:57,016
<i>‫عجب جونوری هستی!
.تو دروغ گفتن خودِ ابلیسی </i>

16
00:00:57,041 --> 00:00:58,683
‫کارم حرف نداشت، نه؟

17
00:00:58,684 --> 00:01:01,561
<i>می‌دونم داشتی دروغ می‌گفتی
.ولی حتی منم داشتم باورت می‌کردم</i>

18
00:01:01,562 --> 00:01:04,580
‫<i>کامنت‌ها رو ببین
.فاتحه‌ی زندگی کایلا خونده‌س</i>

19
00:01:04,605 --> 00:01:06,649
‫اوه، آره، راست می‌گی. چه جهنمی!

20
00:01:06,650 --> 00:01:08,945
می‌دونی، وقتی گِرگ ولش ‌کنه
،و دوباره پشیمون برگرده پیشم

21
00:01:08,970 --> 00:01:10,947
‫شاید حتی خودشو بکشه.

22
00:01:13,610 --> 00:01:14,683
‫دین؟

23
00:01:16,243 --> 00:01:18,954
‫بهتره تو حموم من نباشی، انگلِ بی‌مصرف.

24
00:01:36,222 --> 00:01:38,316
‫دین؟ مامان؟

25
00:01:38,849 --> 00:01:40,475
.فکر کردم همه‌تون رفتین

26
00:02:01,163 --> 00:02:02,372
‫مامان!

27
00:02:08,754 --> 00:02:10,148
‫آآآآه!

28
00:02:12,027 --> 00:02:13,268
‫آآآآه!

29
00:02:30,276 --> 00:02:33,250
‫خب، فکر کنم دیگه لازم نیست
 این سیگار لعنتی رو ترک کنم، نه؟

30
00:02:33,529 --> 00:02:34,613
‫هاب.

31
00:02:36,734 --> 00:02:37,917
‫باشه.

32
00:02:41,579 --> 00:02:44,747
<i>‫تبریک می‌گم
.اولین مأموریتت رو به گند کشیدی</i>

33
00:02:44,748 --> 00:02:47,457
<i>‫کار بعدی‌ات به زودی اعلام می‌شه.
.منتظر عذابت باش</i>

34
00:02:47,482 --> 00:02:49,669
‫<i>بیا با هم دنبال این سراب نفرین شده بریم.</i>

35
00:02:49,670 --> 00:02:51,611
‫شیاطین. خودِ شیاطین رجیم.

36
00:02:51,964 --> 00:02:54,799
‫و پسر منم شده شکارچی
.رسمی شیاطین. چه سرنوشت سیاهی

37
00:02:55,775 --> 00:02:58,737
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
،کارمند شم و روحمو بفروشم

38
00:02:58,762 --> 00:03:01,155
‫ولی خب، اینم از بازی‌های شیطانه دیگه.

39
00:03:01,180 --> 00:03:03,349
‫چیزی که نمی‌فهمم اینه که
اون یکی دیگه چه موجودی بود؟

40
00:03:03,350 --> 00:03:05,342
‫یعنی، کشیش ران که تکلیفش معلومه،

41
00:03:05,367 --> 00:03:07,568
‫ولی اون قربانی‌ش چی؟ اون بدبخت کی بود؟

42
00:03:07,593 --> 00:03:10,705
‫همونی که مثل لاشه از سقف
 آویزون بود و به صلیب کشیده بودنش؟

43
00:03:10,730 --> 00:03:12,045
‫نمی‌دونم، مامان.

44
00:03:12,070 --> 00:03:15,007
‫شاید ران اون بلا رو سرش آورده
 چون خودش یه شیطان بود؟

45
00:03:17,448 --> 00:03:20,074
‫از دستم کفری هستی
.چون حقیقت تلخو کوبیدم تو صورتت

46
00:03:20,075 --> 00:03:21,493
‫به اون غرور لعنتی‌ت برخورده.

47
00:03:22,536 --> 00:03:25,267
‫نه بابا، می‌فهمم.

48
00:03:26,234 --> 00:03:27,777
‫سعی می‌کنم بهتر شم،

49
00:03:28,709 --> 00:03:32,186
‫فقط... خب یه عالمه گناه کبیره‌ی
.دیگه هم هست، همینه دیگه

50
00:03:32,211 --> 00:03:35,481
‫مسخره نکن. شاید این
،تنها راه فرار تو از این برزخه

51
00:03:35,506 --> 00:03:37,676
‫همون راه فرار بزرگی که تو خواب می‌دیدی.

52
00:03:37,701 --> 00:03:39,008
‫اوهوم. چطوری مثلا؟

53
00:03:39,033 --> 00:03:41,780
‫شاید بخشی از معامله
،فقط کشتن اون شیاطین ملعون نیست

54
00:03:41,805 --> 00:03:43,272
‫ولی، نمی‌دونم،

55
00:03:43,641 --> 00:03:45,842
‫اینه که تو هم کمتر یه آشغالِ بی‌وجود باشی.

56
00:03:50,578 --> 00:03:51,713
‫باشه.

57
00:03:53,108 --> 00:03:54,567
‫یه زحمتی بکش مامان.

58
00:03:54,937 --> 00:03:56,692
‫چشمت به این فکس وامونده باشه، خب؟

59
00:03:56,717 --> 00:03:58,843
‫هاب، بعدی ممکنه هر لحظه‌ از راه برسه.

60
00:03:58,868 --> 00:04:00,698
‫کدوم گوری داری می‌ری؟
.بیرون

61
00:04:00,947 --> 00:04:02,448
.زیاد طولش نمی‌دم

62
00:04:02,473 --> 00:04:06,996
‫پسر، اینجا دیگه نمی‌تونی هر وقت
.دلت خواست بزنی بیرون و برای خودت بچرخی

63
00:04:07,358 --> 00:04:08,435
‫شاید...

64
00:04:08,832 --> 00:04:12,325
‫و شایدم برگ برنده‌ی من
.از چیزی که فکر می‌کنیم شیطانی‌تره

65
00:04:12,749 --> 00:04:15,508
‫اگه یکی بهتر از منو داشتن
،که این کار کثیفو انجام بده

66
00:04:15,533 --> 00:04:17,358
‫من الان تو این جهنم‌دره نبودم، بودم؟

67
00:04:17,383 --> 00:04:18,591
‫هاب...

68
00:04:18,592 --> 00:04:20,527
‫فکس اومد خبرم کن.

69
00:04:20,552 --> 00:04:22,805
‫یه تسویه حساب لعنتی دارم
.که باید انجامش بدم

70
00:04:38,220 --> 00:04:39,847
‫خودم جواب می‌دم.

71
00:04:41,946 --> 00:04:43,443
‫هی، همه‌چی مرتبه؟

72
00:04:43,468 --> 00:04:45,522
‫گفتم شاید بتونم بچه رو برسونم مدرسه،

73
00:04:46,578 --> 00:04:48,162
‫اوه. آم...

74
00:04:48,163 --> 00:04:51,249
آره، فکر کردم وقتی برگه رو امضا کردم
قرار شد روزها رو عوض کنیم

75
00:04:51,250 --> 00:04:53,581
‫چون کل سفر نکبت‌بار نشویل
.قراره پیش تو باشه

76
00:04:53,606 --> 00:04:54,653
‫باشه.

77
00:04:55,087 --> 00:04:56,110
‫چیه؟

78
00:04:56,135 --> 00:04:58,972
‫خب، آخه تو هیچ‌وقت، حتی یه بارم
...نبردیش مدرسه، واسه همین

79
00:04:59,717 --> 00:05:02,311
‫مگه عیبی داره
بخوام با پسرم، وقت بگذرونم؟

80
00:05:02,336 --> 00:05:05,999
فقط مطمئن نیستیم بدونی کدوم گوریه
...یعنی مدرسه‌س یا کلاس چندمه یا

81
00:05:06,024 --> 00:05:07,400
‫می‌دونی چیه؟
.باشه. قبول

82
00:05:07,726 --> 00:05:09,493
‫اینجوری خیلی بهمون کمک می‌کنه.

83
00:05:09,518 --> 00:05:11,809
‫یه خروار کار داریم
.باید برای این سفر کوفتی آماده شیم

84
00:05:13,366 --> 00:05:14,858
‫چه بهتر.
.یالا پسر

85
00:05:15,361 --> 00:05:17,043
‫ وسایلتو جمع کن، بزن بریم.

86
00:05:17,276 --> 00:05:18,568
‫مطمئنی؟

87
00:05:18,569 --> 00:05:20,903
‫میدون اون جهنم‌دره رو بلده؟
.عزیزم ول کن دیگه

88
00:05:20,904 --> 00:05:23,197
،‫آخه سر اون میدون خیلی گیر می‌دن

89
00:05:23,198 --> 00:05:24,657
‫بهتون خوش بگذره.

90
00:05:24,658 --> 00:05:25,882
‫آره، باشه.

91
00:05:27,598 --> 00:05:29,719
‫این الاغ راه میفته یا می‌خواد کپک بزنه؟

92
00:05:31,221 --> 00:05:32,811
‫از بغلش رد شو برو.

93
00:05:37,588 --> 00:05:40,050
‫باید به لاکی بگی
.ناودونای درب و داغونش رو چک کنه

94
00:05:41,456 --> 00:05:43,322
‫آره، یه آشغال‌دونی به تمام معناست.

95
00:05:45,813 --> 00:05:47,263
‫خیال کردی کجا داری می‌ری؟

96
00:05:47,264 --> 00:05:48,347
‫چیه؟

97
00:05:49,537 --> 00:05:50,912
.‫تو می‌شینی پشت ماشین

98
00:05:50,937 --> 00:05:52,044
‫جدی؟ من؟

99
00:05:52,688 --> 00:05:55,462
‫وقتی اون لگن کوبوتا رو می‌رونی
.این هیولا رو هم می‌تونی برونی

100
00:05:55,487 --> 00:05:57,572
‫یالا، معطل نکن.
.ببینیم تو چنته چی داری

101
00:06:05,678 --> 00:06:07,059
‫گروه چی شد؟

102
00:06:07,578 --> 00:06:09,871
‫اوه، ازهم جدا شدیم رفت پی کارش.

103
00:06:10,107 --> 00:06:11,339
‫اوه لعنت بهش.

104
00:06:11,822 --> 00:06:13,623
.‫متاسفم شنیدم. حیف شد

105
00:06:13,624 --> 00:06:15,131
‫خودت که هنوز می‌زنی، نه؟

106
00:06:16,414 --> 00:06:17,585
‫نه خیلی.

107
00:06:18,242 --> 00:06:20,640
‫خب، ولش نکن به امون خدا.

108
00:06:20,665 --> 00:06:22,007
‫مثل تو که ولش کردی؟

109
00:06:25,106 --> 00:06:26,553
‫تیکه منصفانه‌ای بود.

110
00:06:28,138 --> 00:06:30,014
‫اون برگه‌ی یادگیری رانندگیتو داری که؟

111
00:06:30,440 --> 00:06:32,347
‫اوم، نه.

112
00:06:32,962 --> 00:06:35,620
‫لاکیِ میگه تو ماساچوست
.تا شونزده سالگی نمی‌دن

113
00:06:35,645 --> 00:06:37,396
‫پس صبر کنم امن‌تره.

114
00:06:37,397 --> 00:06:38,554
‫آها.

115
00:06:42,277 --> 00:06:43,528
باید ‫بزنم... کنار؟

116
00:06:43,529 --> 00:06:44,862
‫چی؟ نه بابا، برو.

117
00:06:44,863 --> 00:06:46,040
‫نه، نه، نه.

118
00:06:46,824 --> 00:06:48,032
‫فقط...

119
00:06:48,033 --> 00:06:49,617
‫حواست به اون ترمز لعنتی باشه،

120
00:06:50,510 --> 00:06:52,620
‫این عزیز دل بابا یه روزی مال تو می‌شه.

121
00:06:52,621 --> 00:06:54,789
‫باید گاهی سوارش شی.

122
00:06:54,790 --> 00:06:56,149
‫مال من می‌شه؟

123
00:06:56,174 --> 00:06:57,315
‫آره بابا.

124
00:06:58,085 --> 00:06:59,757
.‫بهت هم میاد

125
00:07:01,380 --> 00:07:02,922
‫پسرم داره بزرگ می‌شه.

126
00:07:03,257 --> 00:07:05,174
‫بدجوری حال می‌ده، نه؟

127
00:07:09,749 --> 00:07:12,063
‫ببین پسر، گوش کن چی می‌گم،

128
00:07:12,474 --> 00:07:14,973
‫نمی‌گم  یه آدم بی‌عیب و نقصم،

129
00:07:15,644 --> 00:07:19,901
‫یا حتی اینکه سهم خودمو
،از گندکاری و اشتباهات شیطانی نکردم

130
00:07:19,926 --> 00:07:22,567
.اصلا این موضوع ربطی به اون چیزها نداره

131
00:07:23,007 --> 00:07:24,472
‫ولی... تو دیگه بچه نیستی،

132
00:07:25,081 --> 00:07:27,230
‫و یه سری حقایق تلخ و تاریک هست که

133
00:07:28,317 --> 00:07:30,485
‫فکر می‌کنم حقته که ازشون باخبر شی.

134
00:07:35,122 --> 00:07:37,855
‫لاکی اون چیزی نیست که فکر می‌کنی.

135
00:07:38,308 --> 00:07:40,226
‫قتل غیر عمد، شکستن حریم خصوصی مردم،

136
00:07:40,251 --> 00:07:42,621
‫اخاذی و گردن‌کلفتی.
...از هیچ‌کدوم جون سالم به در نبرد، ولی

137
00:07:42,646 --> 00:07:44,218
‫هی، مواظب باش! حواستو جمع کن!

138
00:07:44,813 --> 00:07:45,970
!ای وای

139
00:07:46,416 --> 00:07:47,448
‫بابا!

140
00:07:47,473 --> 00:07:48,877
‫عضو مافیا بوده.

141
00:07:49,117 --> 00:07:51,911
‫داره مادرتو بازی می‌ده، می‌کشوندش ته جهنم.

142
00:07:51,936 --> 00:07:54,032
‫سعی کردم همه‌ی این
.کثافت‌کاری‌ها رو بهش نشون بدم

143
00:07:54,057 --> 00:07:55,766
‫ولی... انگار، نخواست گوش کنه چون...

144
00:07:55,767 --> 00:07:57,518
‫نمی‌دونم، انگار طلسمش کرده
...حالا منِ بدبخت

145
00:07:57,519 --> 00:07:58,927
‫اومدم سراغ تو.

146
00:07:58,952 --> 00:08:00,976
‫بابا...
،ببین، ببین، گوش کن چی می‌گم لعنتی

147
00:08:01,001 --> 00:08:03,806
‫آدما بعد از این جور
.جنایت‌ها یهو فرشته نمی‌شن

148
00:08:03,831 --> 00:08:07,874
‫نمی‌شه با دو تا تمرین نفس عمیق،
.این همه گناه رو ماست‌مالی کرد و شستش

149
00:08:07,899 --> 00:08:09,655
.خودم این چیزا رو می‌دونم

150
00:08:11,744 --> 00:08:13,409
‫خب، نه همه‌ی اون کثافت‌کاریاشو، باشه؟

151
00:08:13,410 --> 00:08:14,827
نه ‫جزئیات پلیدش رو،

152
00:08:14,852 --> 00:08:16,370
‫یا اون اخاذی‌ها و گندکاری‌های دیگه،

153
00:08:16,371 --> 00:08:18,206
‫ولی آره،

154
00:08:18,207 --> 00:08:20,459
‫مامان عادت داره
.مردهای درب و داغون رو نجات بده

155
00:08:22,797 --> 00:08:23,956
‫و این یارو،

156
00:08:23,981 --> 00:08:26,148
‫نمی‌دونم، به ظاهر بد نیست.
.شاید فقط یه نقابه

157
00:08:26,525 --> 00:08:27,984
‫مامانو خوشحال می‌کنه.

158
00:08:28,009 --> 00:08:29,969
‫ببین، نُه ماهه باهاش می‌پلکه،

159
00:08:29,994 --> 00:08:32,038
‫و حالا برامون یه خونه خریده.

160
00:08:33,805 --> 00:08:34,889
‫پس...

161
00:08:35,390 --> 00:08:37,820
...اگه کل این بازی مسخره‌ی رانندگی

162
00:08:37,845 --> 00:08:39,310
‫و اون چرت و پرتِ «گروه چطوره؟»

163
00:08:39,335 --> 00:08:41,803
‫واسه این بود که منو وسیله کنی
،تا زندگی مامان و لاکی رو جهنم کنی

164
00:08:41,828 --> 00:08:42,939
.‫پس... خودت رانندگی کن

165
00:08:42,940 --> 00:08:45,024
‫چون آلت دستت نمی‌شم.
.باشه

166
00:08:45,025 --> 00:08:46,939
‫صبر کن. وایسا، وایسا.
،یه لحظه بهم گوش کن

167
00:08:46,964 --> 00:08:48,713
.باید بهم اعتماد کنی

168
00:08:48,738 --> 00:08:49,863
‫خواهش می‌کنم.

169
00:08:50,496 --> 00:08:51,864
‫این گندکاریا،

170
00:08:52,463 --> 00:08:54,894
‫گناه‌هایی مثل این...

171
00:08:56,119 --> 00:08:57,844
.یه راهی پیدا می‌کنن که برگردن

172
00:08:58,454 --> 00:09:01,634
‫نمی‌تونی همین‌جوری قسر در بری
 و بری دنبال زندگیت و تا آخر عمر

173
00:09:01,659 --> 00:09:04,311
خوش و خرم زندگی کنی
می‌دونم فکر می‌کنی خیلی گردن‌کلفتی

174
00:09:04,336 --> 00:09:07,129
‫ولی نمی‌خوام تو یا مادرت
مجبور شین ثابت کنین

175
00:09:07,130 --> 00:09:09,674
‫وقتی یکی از شیاطین گذشته‌ی لاکی
.با داس مرگ بیاد دم در خونه‌تون

176
00:09:13,220 --> 00:09:14,644
‫جواب این زنگ لعنتی رو نمی‌دی؟

177
00:09:15,889 --> 00:09:17,891
‫سلام مامان.
 چی شده؟

178
00:09:21,561 --> 00:09:25,315
‫باشه. لعنت بهش.
.الان خودمو می‌رسونم

179
00:09:26,981 --> 00:09:29,026
‫ بپیچ چپ، پاتو تا ته بچسبون به گاز،

180
00:09:29,027 --> 00:09:30,410
‫مدرسه رو می‌پیچونیم.

181
00:09:30,612 --> 00:09:32,248
‫چی؟ چرا؟

182
00:09:32,698 --> 00:09:34,709
.‫چون من باباتم و باید بگی چشم

183
00:09:40,829 --> 00:09:42,928
‫یواش‌تر برو.
.فکر کنم همین خراب‌شده‌س

184
00:09:44,751 --> 00:09:47,837
‫هی، مامان، اوم، دقیقا دنبال
چه جور جونوری باید بگردم؟

185
00:09:47,838 --> 00:09:49,693
‫هی، بلوک بعدیه.
.هیس

186
00:09:50,663 --> 00:09:54,302
‫اوم، نه، نه، اون... صدای رادیوی بود. بگو

187
00:09:54,950 --> 00:09:57,347
‫اسمش مارفوسه.

188
00:09:58,598 --> 00:10:02,518
،معمولا تصور می‌شه که منشأش مصر بوده

189
00:10:02,519 --> 00:10:06,663
<i>نمونه‌هایی در</i>
فرهنگ‌های دریانوردی اسکاندیناوی

190
00:10:07,085 --> 00:10:09,337
،و موجودات دریایی دیده شده

191
00:10:09,362 --> 00:10:11,446
<i>.با قدرتی ویرانگر و جهنمی</i>

192
00:10:11,994 --> 00:10:14,862
‫نکته‌ی مفیدی هم گفت
 که کمک کنه بفرستمش به درک؟

193
00:10:15,213 --> 00:10:17,074
‫باید از آب دورش کنی.

194
00:10:17,461 --> 00:10:18,867
.خب، باشه

195
00:10:23,083 --> 00:10:24,833
‫اوضاع خیلی بده، هاب.

196
00:10:25,735 --> 00:10:27,335
‫فقط بدون که دوسِت دارم.

197
00:10:27,833 --> 00:10:29,670
‫خب، ممنون از این همه امیدواری!

198
00:10:29,671 --> 00:10:31,715
‫رسیدم، باید برم.

199
00:10:37,888 --> 00:10:40,181
‫زنگ بزنم لاکی بیاد منو ببره؟
چی؟

200
00:10:40,182 --> 00:10:42,016
‫نه. بهت احتیاج دارم.

201
00:10:42,351 --> 00:10:43,608
.هر چی تو بگی

202
00:10:45,426 --> 00:10:47,400
‫پس منم می‌شینم
.تکلیف اسپانیایی‌مو می‌نویسم

203
00:10:47,425 --> 00:10:49,138
‫گور بابای تکلیف اسپانیایی.

204
00:10:49,163 --> 00:10:50,775
‫تو دیده‌بان منی.

205
00:10:50,776 --> 00:10:52,581
‫فوت و فن کارو که یادت نرفته، نه؟

206
00:10:52,861 --> 00:10:54,737
‫آره، معلومه که یادمه.

207
00:10:54,738 --> 00:10:57,122
اون قاضی‌ای هم
.که حضانت رو به مامان داد، همینطور

208
00:10:57,450 --> 00:10:59,617
‫وای خدا، اگه مامان بفهمه
.پوست از سر دوتامون می‌کنه

209
00:10:59,618 --> 00:11:01,251
‫خب، پس لال شو و بهش نگو.

210
00:11:02,095 --> 00:11:03,871
.اون علامت شوم رو یادت نره بزنی

211
00:11:04,548 --> 00:11:06,047
‫ خبری هم از درس و مشق نیست.

212
00:11:07,320 --> 00:11:09,637
بعضی بچه‌ها برای داشتن پدری
.که این حرفو بزنه جونشون رو می‌دن

213
00:11:12,067 --> 00:11:13,179
‫حله؟

214
00:11:16,289 --> 00:11:18,451
‫آره، حله.

215
00:11:18,804 --> 00:11:20,862
‫هی، دو تا کوتاه، یه دونه بلند، درسته؟

216
00:11:23,886 --> 00:11:30,886


217
00:11:34,522 --> 00:11:36,894
‫کسی خونه نیست؟ آهای؟

218
00:12:33,074 --> 00:12:34,505
.اوه، لعنت به من

219
00:12:35,089 --> 00:12:36,922
‫هاب کدوم جهنمیه؟
تونستی ازش عکس بگیری؟

220
00:12:36,923 --> 00:12:39,501
‫آره، بعد از سوزوندن جسدهای متعفن
.و علامتهای کفرآمیز و گندکاریا

221
00:12:39,526 --> 00:12:42,079
ولی اینو داشته باش
.یارو تنها نبود، با یکی دیگه بود

222
00:12:42,104 --> 00:12:45,181
‫یه پیرزن عجوزه‌،
.کل ماجرا مو به تن آدم سیخ می‌کرد

223
00:12:45,182 --> 00:12:47,840
‫ولی باعث شد
.یه فکر شیطانی به سرم بزنه

224
00:12:48,484 --> 00:12:49,664
...چی میشه اگه

225
00:12:50,887 --> 00:12:52,531
‫اون پیرزن یه جادوگر خبیث باشه؟

226
00:12:53,180 --> 00:12:55,230
‫یا شایدم هر دوتاشون جادوگرن؟

227
00:12:55,255 --> 00:12:58,637
‫لعنتی، لاکی، نکنه اینجا کلا
 با یه فرقه‌ی جادوگرای آدم‌خوار طرفیم؟

228
00:13:00,947 --> 00:13:02,696
‫اینه؟
.آره دیگه

229
00:13:02,721 --> 00:13:04,634
‫این مادرشه، احمقِ بی‌مغز.

230
00:13:05,034 --> 00:13:06,328
‫اوه...

231
00:13:07,662 --> 00:13:09,434
‫ولی خب دلیل نمی‌شه جادوگر نباشه.

232
00:13:10,982 --> 00:13:12,005
‫چیه؟

233
00:13:12,030 --> 00:13:14,820
اتفاقای بد سر آدمایی میاد که ‫با جادوگرا
در میفتن، رفیق، نکنه نفر بعدی ما باشیم؟

234
00:13:14,845 --> 00:13:18,596
آروم باش، ‫نه، نه، نه. فکر می‌کنی
 اون کوپن کوفتیِ رستوران سیزلر طلسم بود؟

235
00:13:18,621 --> 00:13:20,132
‫ اون آتیش‌سوزی و کارای شیطانی؟

236
00:13:20,133 --> 00:13:21,614
یا خدا، برای دو نفر بود، مگه نه؟

237
00:13:21,639 --> 00:13:23,302
‫اونا جادوگر نیستن، لعنتی!

238
00:13:23,303 --> 00:13:24,952
‫خفه شو دیگه، احمقِ...

239
00:13:30,727 --> 00:13:31,842
‫می‌دونی چیه؟

240
00:13:32,270 --> 00:13:34,244
‫این چرندیاتت خیلی به دردم خورد،

241
00:13:34,269 --> 00:13:39,446
‫و به نظر و دیدگاه منحصر به فرد و
...ترسناکت احترام می‌ذارم، ولی

242
00:13:40,028 --> 00:13:42,331
‫اشکالی نداره
از اینجا به بعد رو خودم ادامه بدم؟

243
00:13:43,031 --> 00:13:45,367
‫آره حتما، عالیه رفیق.
.دیگه با خودته

244
00:13:51,226 --> 00:13:54,161
‫یعنی فکر می‌کنی فقط
قاتل زنجیره‌ای معمولی‌ان، نه شیطان؟

245
00:13:55,705 --> 00:13:57,552
‫باشه، ببخشید. لال می‌شم.

246
00:14:04,928 --> 00:14:06,762
‫یه دختر شونزده ساله؟

247
00:14:06,763 --> 00:14:09,353
‫<i>آره. ماشین و گوشی‌شو
 مثل یه تیکه آشغال انداخته رفته</i>

248
00:14:09,378 --> 00:14:11,767
‫<i>در پشتی هم قفل بوده
پس... پس حدس می‌زنم</i>

249
00:14:11,768 --> 00:14:12,805
‫ پیاده رفته.

250
00:14:12,830 --> 00:14:14,453
‫<i>می‌تونی درخواست سگ‌های پلیس کنی</i>

251
00:14:14,478 --> 00:14:15,771
‫که چی بهشون بگم؟

252
00:14:15,772 --> 00:14:17,815
‫<i>خب، اون قسمت
شیطان بودنش رو سانسور کن</i>

253
00:14:17,816 --> 00:14:19,723
<i>‫یا وقتی پیداش کردی
.می‌خوای سلاخیش کنی</i>

254
00:14:19,997 --> 00:14:22,987
می‌شه لطفا، ‫بهش نگیم "اون دختره"؟

255
00:14:22,988 --> 00:14:25,489
‫بیا از این به بعد بگیم «موجود نحس»
،آخه حس خوبی ندارم

256
00:14:25,490 --> 00:14:27,073
.‫که بخوام با یه "دختر" بجنگم

257
00:14:27,098 --> 00:14:29,108
‫<i>شیاطین آبزی دنبال آب و لجن می‌گردن</i>

258
00:14:29,133 --> 00:14:32,621
‫ولی ما اینجا صدها برکه و مرداب
.و رودخونه‌ی نفرین شده داریم

259
00:14:32,622 --> 00:14:35,239
‫بدون سگ‌های بوکش،
چطور می‌خوای رد این موجود پلید رو بزنی؟

260
00:14:35,264 --> 00:14:38,267
‫سؤال خوبیه. باید یه فکر شیطانی
.به سرم بزنه. بهت زنگ می‌زنم

261
00:14:39,796 --> 00:14:41,880
‫تو الان به "دیردره داناوان"
گفتی « موجود نحس»؟

262
00:14:41,881 --> 00:14:43,979
‫کی؟
.دیردره داناوان

263
00:14:44,004 --> 00:14:46,225
.خب، این خونه‌اشه، اونم ماشینشه دیگه

264
00:14:46,250 --> 00:14:47,813
‫تو الان رسما بهش گفتی « موجود نحس».

265
00:14:49,055 --> 00:14:50,912
‫واسه این کارت حسابی بدبخت میشی

266
00:14:50,937 --> 00:14:53,058
.وایسا ببینم‫
همون دیردره داناوان رو می‌گی؟

267
00:14:53,059 --> 00:14:55,269
همونی که ربات‌های تشویق‌کننده
...داشت و دوست پسری که

268
00:14:55,270 --> 00:14:57,688
همون که کل تیم کُشتی رو تحریک کرد
.منو پرت کنن تو آشغالدونی، آره دیگه

269
00:14:57,689 --> 00:14:59,815
‫خب حالا... روز حساب فرا رسیده.

270
00:14:59,816 --> 00:15:01,400
‫یعنی تو دردسر افتاده، یا...؟

271
00:15:01,401 --> 00:15:03,249
‫نه.
. یه پرونده‌ی دیگه‌اس

272
00:15:05,119 --> 00:15:07,698
‫پس کی فلنگو بسته؟
 چه اهمیتی داره؟

273
00:15:07,699 --> 00:15:09,368
‫همه‌شون مثل همن.

274
00:15:11,502 --> 00:15:12,954
‫هی، ببین، اوم...

275
00:15:13,704 --> 00:15:15,493
‫شرمنده‌م، بابت...

276
00:15:16,372 --> 00:15:18,937
.اون چرت و پرتای قبلی
‫همه‌ی اون... مزخرفات راجع به سابقه‌ی سیاهش.

277
00:15:18,962 --> 00:15:21,253
‫می‌دونم چقدر ممکنه
.این چیزای تاریک برات ترسناک باشه

278
00:15:21,254 --> 00:15:23,245
‫ولی امیدوارم اینو بفهمی که من...

279
00:15:23,965 --> 00:15:25,012
‫که...

280
00:15:25,641 --> 00:15:26,697
...فقط دارم

281
00:15:27,593 --> 00:15:29,246
.جون می‌کنم تا سالم بمونی

282
00:15:29,605 --> 00:15:32,139
‫آره می‌دونم بابا. مشکلی نیست.

283
00:15:41,691 --> 00:15:44,021
‫باشه. لعنت به همه‌چی.

284
00:15:45,987 --> 00:15:47,634
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم...

285
00:15:48,095 --> 00:15:50,074
‫و قطعا دیوونه‌وار به نظر می‌رسه،

286
00:15:50,386 --> 00:15:52,785
‫ولی خب، حقیقت اینه که...

287
00:15:52,786 --> 00:15:55,579
‫امروز با تو لحظات خوبی رو گذروندم،

288
00:15:55,580 --> 00:15:57,797
‫و می‌خوام با هم رو راست باشیم.

289
00:15:58,250 --> 00:16:00,613
‫باید باشیم، همیشه.

290
00:16:00,638 --> 00:16:05,434
‫حتی اگه سخت باشه و گند بزنه
...و دنیا اونجوری که تو می‌خوای نباشه

291
00:16:05,459 --> 00:16:08,565
‫من دارم با مامان تو نشویل
.آواز می‌خونم. گیتار هم می‌زنم

292
00:16:08,590 --> 00:16:10,766
‫چی؟
‫برای رندال میکس.

293
00:16:11,516 --> 00:16:13,618
‫می‌دونی، ما نمی‌خواستیم بهت بگیم چون...
‫ما؟

294
00:16:13,882 --> 00:16:15,020
‫من و مامان.

295
00:16:17,977 --> 00:16:19,134
‫و مامان‌بزرگ.

296
00:16:22,774 --> 00:16:24,473
‫لازم نیست چیز بزرگی باشه.

297
00:16:24,498 --> 00:16:26,169
‫معلومه که بزرگه. ما توافق کردیم

298
00:16:26,194 --> 00:16:28,979
‫که تو تا قبل از 18 سالگی
.نباید وارد این چیزا بشی

299
00:16:29,004 --> 00:16:30,140
‫حداقل تا اون موقع.

300
00:16:30,165 --> 00:16:31,452
‫آره، ولی من... حاضرم.

301
00:16:31,477 --> 00:16:32,793
‫نیستی.
‫بابا.

302
00:16:35,245 --> 00:16:38,247
‫بیخیال. دقیقا به خاطر همینه که
.نمی‌خواستیم بهت بگیم

303
00:16:38,674 --> 00:16:39,988
‫ماشین رو نگه دار.

304
00:16:40,325 --> 00:16:41,750
‫باشه، من... متاسفم.

305
00:16:41,751 --> 00:16:43,826
‫من... نمی‌خوام فکر کنی که ما...
‫ماشین رو نگه دار.

306
00:16:51,031 --> 00:16:52,946
‫اون نقشه رو از زیر صندلی بده به من.

307
00:16:52,971 --> 00:16:54,179
‫زود باش، زود باش.

308
00:16:54,180 --> 00:16:55,501
‫چه خبر شده؟

309
00:17:01,438 --> 00:17:04,189
‫خونه دیدری اینجا بود.
‫آره.

310
00:17:04,190 --> 00:17:05,733
‫و حالا، ما اینجاییم.

311
00:17:10,321 --> 00:17:12,124
‫می‌ریم استخر شهرستان.

312
00:17:23,211 --> 00:17:24,678
.از پشت برو

313
00:18:06,252 --> 00:18:08,569
مامور ‫اجرای وثیقه. کسی اینجاست؟

314
00:18:44,812 --> 00:18:45,992
این ‫چه کوفتیه؟

315
00:20:20,032 --> 00:20:21,079
‫لارنس!

316
00:20:22,430 --> 00:20:23,673
‫کجایی؟

317
00:20:28,162 --> 00:20:30,455
‫هی، مردم دارن زنگ می‌زنن. حالت خوبه؟

318
00:20:49,791 --> 00:20:51,411
‫هی، هی.
<i>.هی</i>

319
00:20:52,001 --> 00:20:54,711
‫هی، آره. کلانتر روبی اینجاست.

320
00:20:55,688 --> 00:20:56,814
‫می‌خوای چیکار کنی؟

321
00:20:56,839 --> 00:20:58,126
‫نمی‌دونم.

322
00:20:58,469 --> 00:21:01,301
چی ‫اون اینجاست که بهت کمک کنه، یا...؟

323
00:21:01,720 --> 00:21:04,931
‫باشه، گوش کن، برو خونه مامان‌بزرگ.

324
00:21:05,932 --> 00:21:08,726
‫روبی تو رو اینجا ببینه،
‫دادگاه خانواده پدرمو درمی‌آره.

325
00:21:09,114 --> 00:21:10,125
‫<i>آره.</i>

326
00:21:10,150 --> 00:21:11,329
‫آره، فهمیدم.

327
00:21:12,158 --> 00:21:13,232
.تمام

328
00:21:17,884 --> 00:21:18,996
‫لعنتی.

329
00:21:25,243 --> 00:21:26,666
<i>911
‫موردی اورژانسیه چیه؟</i>

330
00:21:26,691 --> 00:21:28,754
‫آه، یه بچه تو ماشین تاهوی آبی‌ه.

331
00:21:28,779 --> 00:21:30,580
‫ تو خیابون هندرسون به سمت شهر می‌ره.

332
00:21:30,581 --> 00:21:32,762
‫خیلی دیوونه‌وار رانندگی می‌کنه.
‫فکر کنم مست باشه.

333
00:21:34,275 --> 00:21:35,760
‫<i>اسم شما چیه آقا؟</i>

334
00:21:35,785 --> 00:21:37,160
‫<i>از کجا تماس می‌گیرید؟</i>

335
00:21:38,715 --> 00:21:40,757
<i>واحد یک
.‫احتمالا یه راننده مست در حال حرکته</i>

336
00:21:40,758 --> 00:21:42,050
‫<i>تو خیابون هندرسون.</i>

337
00:21:42,051 --> 00:21:44,803
‫<i>مظنون با یه تاهوی آبی رنگ
 به سمت جنوب می‌ره</i>

338
00:21:44,804 --> 00:21:47,431
.باشه، مرکز. واحد یک داره می‌ره

339
00:22:18,892 --> 00:22:20,130
‫چی می‌خوای؟

340
00:22:20,131 --> 00:22:22,299
‫دارم سعی می‌کنم از خانوادم محافظت کنم.

341
00:22:22,324 --> 00:22:24,819
‫خانوادت؟
.چه حرف خنده‌داری

342
00:22:25,344 --> 00:22:26,793
‫ازت خوشم میاد، کیتی.

343
00:22:27,449 --> 00:22:29,598
‫کید و مری‌آن، تو رو دوست دارن.

344
00:22:29,599 --> 00:22:32,709
‫ولی پسرت برای هر دوشون بده،

345
00:22:33,299 --> 00:22:34,620
‫ خودت هم اینو می‌دونی.

346
00:22:34,645 --> 00:22:36,548
‫می‌دونم تو پسرمو کشتی.

347
00:22:38,164 --> 00:22:39,409
‫درسته؟

348
00:22:40,316 --> 00:22:42,652
‫به نظر من که داره خوب و خوش راه می‌ره.

349
00:22:42,653 --> 00:22:43,766
‫اینطور به نظر میاد؟

350
00:22:44,907 --> 00:22:46,494
‫تو توی جهنم می‌سوزی.

351
00:22:47,115 --> 00:22:48,408
‫برای همیشه.

352
00:22:48,409 --> 00:22:49,743
‫اوه، واقعا؟

353
00:22:50,610 --> 00:22:51,661
‫چطوری؟

354
00:22:51,662 --> 00:22:52,871
‫خواهی دید.

355
00:22:53,347 --> 00:22:54,753
‫و وقتی این اتفاق افتاد،

356
00:22:55,333 --> 00:22:57,858
‫به کاری که با پسرم کردی فکر کن.

357
00:22:58,702 --> 00:22:59,990
‫یا سعی کردی بکنی.

358
00:23:09,802 --> 00:23:13,193
‫از خانواده‌ام دور بمونین، هر دوتون،

359
00:23:13,780 --> 00:23:15,378
‫وگرنه مجبورم می‌کنین دست به کار بشم.

360
00:23:31,958 --> 00:23:33,596
‫خب، گندش بزنن.

361
00:23:41,263 --> 00:23:43,922
‫پدرت یه عوضیه.
‫ولی حقیقت داره؟

362
00:23:43,923 --> 00:23:45,783
‫همه اون حرفا درباره لاکی؟

363
00:23:47,060 --> 00:23:48,937
‫ بابا همه اینا رو بهت نشون داده؟

364
00:23:49,595 --> 00:23:51,108
‫و تو باهاش مشکلی نداری؟

365
00:23:54,392 --> 00:23:55,950
‫پس منم باهاش مشکلی ندارم.

366
00:23:59,019 --> 00:24:00,702
‫من لیاقت تو رو ندارم.

367
00:24:02,144 --> 00:24:03,184
باستن، ردباکس

368
00:24:08,932 --> 00:24:11,064
‫سوار ماشین شو عزیزم. الان میام.

369
00:24:13,824 --> 00:24:15,941
‫پرونده لاکی رو بهش نشون دادی؟

370
00:24:15,966 --> 00:24:17,729
‫مردم عوض نمی‌شن، مری‌آن.

371
00:24:17,754 --> 00:24:20,794
‫مهم نیست چقدر تو جلسات
.چرت و پرت بهبودی شرکت کنن

372
00:24:20,819 --> 00:24:22,967
‫گمشو.
‫عزیزم، بذار یه دقیقه با هم باشن.

373
00:24:22,992 --> 00:24:25,398
‫و اگه اونقدر بزرگ نشدی که اینو بفهمی،

374
00:24:25,423 --> 00:24:27,757
‫شاید کید بفهمه، ‫یا بهتره زودتر بفهمه

375
00:24:27,758 --> 00:24:30,785
‫اگه می‌خواد تو اون نمایش
.اسب کوچولوی مخفی نشویل بازی کنه

376
00:24:30,810 --> 00:24:32,263
‫خدای من، هاب.

377
00:24:32,288 --> 00:24:35,765
‫برای رندالِ لعنتی میکس.
‫می‌دونی چیه؟ معلومه که این درباره توئه.

378
00:24:35,766 --> 00:24:37,349
‫این درباره پسرمونه.

379
00:24:37,374 --> 00:24:39,283
.مزخرفه
.‫ما توافق کردیم

380
00:24:39,308 --> 00:24:42,724
‫که تا وقتی آماده نشده وارد این چیزا نشه.

381
00:24:42,749 --> 00:24:44,624
‫اون آماده‌ست.
‫اون 15 سالشه.

382
00:24:44,649 --> 00:24:47,068
‫دقیقا!
از چی اینقدر می‌ترسی، هاب؟

383
00:24:47,069 --> 00:24:49,531
‫از اینکه اون چی بشه؟
‫تو این کار خوب باشه؟ بهتر از تو؟

384
00:24:49,556 --> 00:24:51,740
می‌ترسم یه بلایی سر اون بچه بیاد

385
00:24:51,741 --> 00:24:54,075
.که این دنیا عین خیالش هم نباشه

386
00:24:54,076 --> 00:24:55,269
‫حسودی می‌کنی.

387
00:24:55,745 --> 00:24:59,080
‫تو به پسر خودت حسودی می‌کنی،
‫همونطور که... به من حسودی می‌کردی.

388
00:24:59,081 --> 00:25:00,624
‫اوه، بس کن دیگه.

389
00:25:00,625 --> 00:25:02,334
‫فکر می‌کنی ‫من نمی‌خوام اون

390
00:25:02,335 --> 00:25:05,655
‫اگه ذره‌ای شانس باشه
مهندس یا حسابدار بشه؟

391
00:25:05,680 --> 00:25:08,215
‫ولی اون اینو می‌خواد. اومد پیش من،

392
00:25:08,216 --> 00:25:09,570
‫و اون تو این کار خوبه.

393
00:25:09,595 --> 00:25:12,870
‫می‌دونم چقدر تو این کار خوبه.
‫به خاطر همینه که نمی‌خوام گند بزنم بهش.

394
00:25:13,323 --> 00:25:15,931
‫من دارم بهترین تلاشمو می‌کنم، باشه؟

395
00:25:15,932 --> 00:25:17,724
‫یه کم تجربه‌اش رو بیشتر کنم،

396
00:25:17,749 --> 00:25:19,896
‫تا دفعه اولی که با کسی روبرو می‌شه
‫

397
00:25:19,921 --> 00:25:23,382
که می‌خواد از موسیقی مثل تو
.پول دربیاره، کله‌ش تاب ور نداره

398
00:25:23,407 --> 00:25:25,655
‫اوه، واو! نمی‌دونم چرا اون اتفاق افتاد، ها؟
‫ولی حالا یه ماجرای کامل شده

399
00:25:25,680 --> 00:25:28,392
چون همه‌مون باید خیلی با احتیاط
.رفتار می‌کردیم که جناب‌عالی ناراحت نشی

400
00:25:28,417 --> 00:25:30,695
‫آره، نمی‌دونم چرا کله‌م اینقدر تاب برداشته

401
00:25:30,696 --> 00:25:33,469
‫بعد از اینکه بهم خیانت کردی
‫و قلب لعنتیمو شکستی.

402
00:25:34,047 --> 00:25:37,827
‫فقط از خدا می‌خوام ‫که تو
.همون گندکاری رو با پسرمون نکنی

403
00:25:40,370 --> 00:25:41,930
‫چطور جرأت می‌کنی؟

404
00:25:43,270 --> 00:25:45,001
‫ تو درباره‌اش بهم دروغ گفتی.

405
00:25:45,002 --> 00:25:47,921
‫همه‌تون.
.تمام این مدت

406
00:25:47,922 --> 00:25:49,432
‫بیا بریم.
.ما داریم می‌ریم

407
00:25:53,094 --> 00:25:55,491
‫من از مامان خواستم که
.این موضوع رو از تو مخفی نگه‌داره

408
00:25:55,997 --> 00:25:57,384
‫از مامان‌بزرگ هم خواستم.

409
00:25:59,058 --> 00:26:02,175
‫چون حرف زدن با تو
.درباره این چیزا غیرممکنه

410
00:26:04,146 --> 00:26:06,231
‫به خاطر اینکه تو از زندگی خودت دلخوری،

411
00:26:06,232 --> 00:26:08,524
‫معنیش این نیست که
.حق داری به زندگی من گند بزنی

412
00:27:02,799 --> 00:27:06,167
یـک مـاه پیـش

413
00:28:11,833 --> 00:28:31,833
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

