1
00:00:05,863 --> 00:00:08,793
"دیشب"

2
00:00:09,817 --> 00:00:18,817
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:29,889 --> 00:00:31,440
.حمد و ستایش خدا

4
00:00:39,457 --> 00:00:40,858
‫ای بابا، دیگه نه!

5
00:01:38,909 --> 00:01:41,703
.خداوند شبان من است. محتاج نخواهم شد

6
00:01:42,441 --> 00:01:44,269
‫مرا در چمنزارهای سرسبز می‌خواباند

7
00:01:44,294 --> 00:01:46,441
‫و مرا به کنار آب‌های آرام رهبری می‌کند.

8
00:01:53,259 --> 00:01:55,424
‫آری، اگرچه در دره سایه مرگ راه بروم،

9
00:01:55,449 --> 00:01:57,792
...از بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با منی

10
00:02:37,198 --> 00:02:39,795
‫خب، رسما داری این موقعیت رو رد می‌کنی؟

11
00:02:39,820 --> 00:02:41,828
‫هاب...
‫مامان، این چرت و پرته.

12
00:02:42,234 --> 00:02:45,374
‫الان می‌خواد
.شماره کارت اعتباری و کد ملی‌تو بپرسه

13
00:02:47,054 --> 00:02:48,861
‫اگه واقعا اینطوری فکر می‌کنی،

14
00:02:49,439 --> 00:02:51,845
‫پس باید یه تاییدیه شفاهی برای شرکت

15
00:02:51,870 --> 00:02:54,733
‫بگیرم که بتونم کارای اداریت رو شروع کنم.

16
00:02:54,758 --> 00:02:56,685
‫اونا فورا می‌خوان یه نفر دیگه رو بفرستن

17
00:02:56,710 --> 00:03:00,256
‫و البته، ام...
 بازگشت تو رو پردازش کنن

18
00:03:05,269 --> 00:03:06,996
‫اوه، ادبم کجا رفته!

19
00:03:07,021 --> 00:03:09,546
‫ببخشید. معلومه که شب سختی رو گذروندی.

20
00:03:09,571 --> 00:03:12,032
‫بذار یه چیزی برات بذاریم تو راه بخوری.

21
00:03:12,057 --> 00:03:13,892
‫فقط چند دقیقه بهمون فرصت بده تا...

22
00:03:13,917 --> 00:03:15,502
‫آقای هالوران؟

23
00:03:21,483 --> 00:03:23,388
‫قهوه‌تون رو چطوری میل می‌کنین؟

24
00:03:26,667 --> 00:03:27,750
‫داغ.

25
00:03:29,810 --> 00:03:31,645
‫من فقط نمی‌فهمم

26
00:03:31,670 --> 00:03:35,019
‫چرا پسر من باید به جهنم فرستاده بشه.

27
00:03:35,044 --> 00:03:38,434
‫اون قسمتش رو
.باید از پسرتون بپرسید. البته

28
00:03:38,459 --> 00:03:42,050
‫خیلی از آدما ‫تو تجربه‌ی من
.سختشونه که اعتراف کنن

29
00:03:42,798 --> 00:03:44,505
‫ فقط می‌دونم تو فرم پذیرش چی نوشته.

30
00:03:44,778 --> 00:03:46,642
‫چیزی که می‌تونم بهتون بگم اینه که

31
00:03:46,667 --> 00:03:49,420
‫تو منطقه جنوب شرقی
...فرار از جهنم نداشتیم، از وقتی

32
00:03:51,593 --> 00:03:53,801
‫از وقتی که برای این شرکت کار می‌کنم،
...که خب

33
00:03:54,699 --> 00:03:56,320
.بیشتر از اون چیزیه که دلم بخواد اعتراف کنم

34
00:03:56,637 --> 00:03:57,821
‫فرار از جهنم؟

35
00:03:57,846 --> 00:04:00,242
‫تصور کنید جهنم یه جور زندانه.

36
00:04:00,267 --> 00:04:02,726
‫درسته؟
.بعضی وقتا زندانیا فرار می‌کنن

37
00:04:03,141 --> 00:04:05,385
‫این دفعه، یکی از اونا فرار کرده اینجا.
.آره

38
00:04:05,725 --> 00:04:08,318
‫تو لندری؟
‫دفعه پیش تو پاسکاگولا بود.

39
00:04:08,343 --> 00:04:11,952
‫نکته اینه که اگه یکی تونسته
.فرار کنه، ممکنه بقیه هم تو راه باشن

40
00:04:12,323 --> 00:04:14,060
‫رئیس می‌خواد
.همه‌شون پیدا بشن و برگردن

41
00:04:14,085 --> 00:04:15,422
‫چطوری پیداشون کنم؟

42
00:04:15,447 --> 00:04:16,673
‫اوه. ام...

43
00:04:19,178 --> 00:04:21,423
‫اصول اولیه تو این دفترچه راهنماست،

44
00:04:21,448 --> 00:04:24,492
‫هرچند، راستش رو بخواین
، شرکت از سال 73 به‌روز رسانیش نکرده

45
00:04:24,517 --> 00:04:26,331
‫واسه همین
.اگه جای شما بودم، آنلاین می‌گشتم

46
00:04:26,356 --> 00:04:28,748
‫ولی حدس می‌زنم
.احتمالا قبلا باهاشون برخورد داشتی

47
00:04:28,773 --> 00:04:30,233
‫پس، منظورمو گرفتی.

48
00:04:30,258 --> 00:04:33,252
‫شیاطین می‌تونن آدما رو تسخیر کنن
‫و تو دنیای ما به شکل انسان ظاهر بشن.

49
00:04:33,277 --> 00:04:35,624
‫از وقتی از جهنم برگشتی
،می‌تونی شیاطین رو ببینی

50
00:04:35,649 --> 00:04:37,084
‫و اونا می‌فهمن که تو یه تهدیدی.

51
00:04:37,109 --> 00:04:38,270
‫مراقب خودت باش.

52
00:04:38,572 --> 00:04:40,678
‫منظورت از "برگردوندنشون" چیه؟

53
00:04:40,703 --> 00:04:42,644
‫کشتنشون.
.اوه، نه

54
00:04:42,669 --> 00:04:44,271
‫در اصل، اونا که قبلا مُردن.

55
00:04:44,296 --> 00:04:47,213
‫خب، حداقل اون کسی که قبلا بودن، مُرده.

56
00:04:47,238 --> 00:04:50,663
‫شیاطین این روزا
،اول قربانیشون رو می‌کشن

57
00:04:50,688 --> 00:04:52,187
‫بعد تسخیرش می‌کنن.

58
00:04:52,395 --> 00:04:55,962
‫اینجوری هر جور پیچیدگی
.مربوط به جن‌گیری رو دور می‌زنن

59
00:04:56,291 --> 00:04:58,267
‫فقط یه گلوله تو مغزشون شلیک می‌کنی و...

60
00:04:59,219 --> 00:05:01,499
تو می‌بینی، ‫امیدوارم که همه‌مون ببینیم.

61
00:05:01,524 --> 00:05:06,238
‫منظورم اینه که حاضرم قبول کنم که
،هاب اصلا بی‌عیب و نقص نیست

62
00:05:06,263 --> 00:05:08,709
‫هر کسی می‌تونه
،ببینه که اون نقص‌هایی داره

63
00:05:08,734 --> 00:05:10,344
‫ولی... جهنم؟

64
00:05:10,369 --> 00:05:12,371
‫دقیقا.
.ممنونم

65
00:05:13,709 --> 00:05:15,691
‫همه عیب و ایراد دارن. خدای من!

66
00:05:15,716 --> 00:05:17,801
‫هاب.
‫ببین، اون مُرده بود،

67
00:05:17,826 --> 00:05:22,322
‫رئیس بهش ضربه زد که برگرده و
حالا تنها دلیلش ‫اینه که الان اینجا نشسته

68
00:05:22,347 --> 00:05:25,012
‫و کنار دریاچه آتیش زجه نمی‌زنه
.و دندوناشو به هم نمی‌سابه

69
00:05:25,037 --> 00:05:26,586
‫دیگه نمی‌دونم چی بهت بگم.

70
00:05:26,611 --> 00:05:29,865
‫خب، راهی برای بیرون رفتن هست؟
.حتما باید باشه

71
00:05:29,890 --> 00:05:32,377
در ‫آخر ماموریتش؟

72
00:05:32,402 --> 00:05:34,160
مثل یه برگه "آزادی بی‌قید و شرط"؟

73
00:05:34,185 --> 00:05:37,733
‫هوم.
‫این برگه "آزادی بی‌قید و شرط؟" اونه.

74
00:05:38,421 --> 00:05:41,661
‫ولی تا ابد دووم نمیاره، باشه؟
...وقتی تموم بشه، تو

75
00:05:43,408 --> 00:05:44,792
‫چقدر وقت دارم؟

76
00:05:44,817 --> 00:05:47,265
‫خب، بستگی داره چند تا شیطان فرار کنن.

77
00:05:47,290 --> 00:05:49,336
‫ولی من باشم،
.خودمو برای کلی کار آماده می‌کنم

78
00:05:49,361 --> 00:05:52,781
حالا ‫مسئله اصلی اینه که
.چقدر تو برگردوندنشون ماهری

79
00:05:53,053 --> 00:05:54,129
‫چطوری؟

80
00:05:54,614 --> 00:05:57,818
‫چون اگه تو برگردوندن هر کدوم از شیاطینی
،که بهت سپرده شده، شکست بخوری

81
00:05:57,843 --> 00:05:59,553
‫اخراج می‌شی.

82
00:05:59,578 --> 00:06:00,620
‫فوری.

83
00:06:01,149 --> 00:06:02,335
‫می‌دونم.

84
00:06:03,125 --> 00:06:06,665
‫پس، نصیحتم اینه که
.فقط نهایت استفاده رو ببر

85
00:06:06,690 --> 00:06:08,066
‫می‌دونی، من به این نتیجه رسیدم

86
00:06:08,091 --> 00:06:10,279
‫که اون کارمندایی که
،می‌تونن جنبه مثبت قضیه رو پیدا کنن

87
00:06:10,304 --> 00:06:12,408
تو همه این ماجراها، ‫بهترین تجربه رو دارن.

88
00:06:12,433 --> 00:06:13,748
‫چه جنبه مثبتی؟

89
00:06:13,773 --> 00:06:16,026
‫خب، دیگه بستگی به خودت داره.

90
00:06:17,330 --> 00:06:20,166
‫به هر حال، ممنون بابت قهوه.

91
00:06:20,191 --> 00:06:22,151
‫خیلی خوشمزه بود.

92
00:06:24,179 --> 00:06:25,801
‫از مامانت خوشم اومد.

93
00:06:30,562 --> 00:06:32,474
‫چطوری باهات تماس بگیریم؟

94
00:06:32,499 --> 00:06:33,738
‫نمی‌تونین.

95
00:06:38,152 --> 00:06:39,945
‫چه مزخرفاتی!
‫آره؟

96
00:06:39,970 --> 00:06:42,943
اولش فکر کردم می‌خواد
.محصولات آرایشی "مری کی" رو بهم بفروشه

97
00:06:43,946 --> 00:06:45,144
‫من میرم پشت.

98
00:06:51,410 --> 00:06:55,571
<i>در سایه داوود، هنگامی که
...آسیب بر خویشاوندانمان وارد می‌شود</i>

99
00:07:01,504 --> 00:07:04,132
‫<i>ما امانت‌داران عشق خداییم.</i>

100
00:07:04,715 --> 00:07:06,694
<i>...با این حال، در حکمت او</i>
‫‫هی.

101
00:07:07,890 --> 00:07:10,138
‫<i> او می‌داند که وجود فانی ما محدود است</i>
‫‫هی.

102
00:07:10,163 --> 00:07:11,662
.‫<i>در رگ و خون</i>
‫‫هی.

103
00:07:11,687 --> 00:07:13,409
‫دارین زیر قولی که دادین می‌زنین، رفقا؟

104
00:07:14,095 --> 00:07:15,200
تو محله ما؟

105
00:07:16,840 --> 00:07:18,711
‫<i>مسئول حفاظت از هدایای او... خانواده‌هایمان</i>
.ولی شکر خدا

106
00:07:18,736 --> 00:07:20,321
‫من الان یه آدم دیگه شدم.

107
00:07:20,798 --> 00:07:22,842
‫شکر خدا... شکر...

108
00:07:22,867 --> 00:07:24,809
‫شکر خدا، من الان یه آدم دیگه شدم.

109
00:07:24,834 --> 00:07:26,727
<i>...اگر با آن لحظه طاقت‌فرسا روبرو شدید</i>

110
00:07:26,752 --> 00:07:29,571
‫شکر خدا،
‫من الان یه آدم دیگه شدم.

111
00:07:30,828 --> 00:07:33,553
<i>با قلبی عمل کنید که در جستجوی عدالت است</i>

112
00:07:33,578 --> 00:07:35,095
‫من الان یه آدم دیگه شدم.

113
00:07:35,120 --> 00:07:37,217
<i>...خداوند، در رحمت بی‌کران خود</i>

114
00:07:37,628 --> 00:07:40,673
‫یه مشت عقب مونده دهاتی بی‌شعور!

115
00:07:41,460 --> 00:07:43,269
‫<i>به او پناه ببرید </i>

116
00:07:43,294 --> 00:07:46,631
<i>...‫ زیرا رحمت او جاری است</i>
‫‫یک، دو...

117
00:07:46,656 --> 00:07:49,493
‫<i> حتی در سخت‌ترین مشکلات ما</i>
‫‫سه، چهار،

118
00:07:49,518 --> 00:07:50,683
‫پنج.

119
00:08:11,010 --> 00:08:12,463
‫اوه، لعنتی.

120
00:08:17,554 --> 00:08:18,612
‫اوه...

121
00:08:19,541 --> 00:08:20,541
.لعنتی

122
00:08:27,997 --> 00:08:29,680
‫اوه، لعنت به من.

123
00:09:24,611 --> 00:09:26,028
‫اوم...اوم.

124
00:09:29,426 --> 00:09:30,885
‫کار هاب هالوران بود.

125
00:09:34,917 --> 00:09:36,057
‫هاب!

126
00:09:38,643 --> 00:09:39,777
‫هاب!

127
00:09:42,712 --> 00:09:43,859
‫هاب!

128
00:09:45,985 --> 00:09:47,424
‫هاب!
‫چیه؟

129
00:09:47,449 --> 00:09:48,826
‫باید حرف بزنیم.

130
00:09:48,851 --> 00:09:50,010
‫درباره چی؟

131
00:09:51,207 --> 00:09:52,385
‫هی.

132
00:09:52,410 --> 00:09:53,716
‫داشتم ازش استفاده می‌کردم.

133
00:09:53,741 --> 00:09:56,627
‫کُنده درخت، ده ساله که اینجاست.
.می‌تونه صبر کنه

134
00:09:57,182 --> 00:10:00,602
‫حقیقت رو بگو و دروغ نگو
.وگرنه می‌فهمم

135
00:10:01,726 --> 00:10:03,473
‫تو مُردی؟

136
00:10:05,954 --> 00:10:07,747
‫آره، فکر کنم مُردم.

137
00:10:08,118 --> 00:10:10,672
‫چطوری؟
‫لاکی کالاگان.

138
00:10:10,697 --> 00:10:13,617
خب، پس چطور شده که
 اون برای جهنم انتخاب نشده؟

139
00:10:13,642 --> 00:10:15,583
‫به گمونم به این خاطره که
.هنوز کسی نفرستادتش اونجا

140
00:10:15,608 --> 00:10:17,064
‫ولی من حتما این کارو می‌کنم.

141
00:10:17,089 --> 00:10:19,592
‫ای خدا، می‌ترسیدم یه همچین چیزی باشه.

142
00:10:19,617 --> 00:10:21,494
‫خب، بعدا به حساب اون یارو می‌رسیم.

143
00:10:21,519 --> 00:10:23,104
‫هی. هی.

144
00:10:23,868 --> 00:10:27,694
‫هاب، تو یه شیطان دیدی یا ندیدی؟

145
00:10:27,719 --> 00:10:29,492
‫خب، درباره شیطان نمی‌دونم، ولی...

146
00:10:32,311 --> 00:10:33,466
‫آره، دیدم.

147
00:10:33,491 --> 00:10:37,259
‫خب، پس چرا اینجا
مثل یه آدم اخمو و بی‌حال وایسادی؟

148
00:10:37,284 --> 00:10:41,787
‫مامان، اگه چشمام رو تنگ کنم
.آره، می‌تونم قسمت اول حرفاش رو بفهمم

149
00:10:41,812 --> 00:10:43,522
‫مردن و برگشتن... باشه.

150
00:10:43,547 --> 00:10:46,216
‫ولی کل اون ماجرای
 "شکارچی جایزه بگیر برای شیطان"

151
00:10:46,241 --> 00:10:47,605
‫رو دوست ندارم.

152
00:10:47,630 --> 00:10:49,632
‫خب، کسی نپرسید دوست داری یا نه.

153
00:10:50,050 --> 00:10:53,306
‫سوال اینه که می‌خوای دربارش چیکار کنی؟

154
00:10:53,331 --> 00:10:56,429
‫چون شنیدم یعنی "اخراج فوری".

155
00:10:57,023 --> 00:11:00,234
‫پس عواقب وقت تلف کردن
.تو اینجا خیلی سنگینه

156
00:11:00,584 --> 00:11:02,466
‫و مطمئنا هیچ جوابی هم پیدا نمی‌کنی

157
00:11:02,491 --> 00:11:04,410
‫اگه بخوای حیاط پشتی منو بکَنی.

158
00:11:04,706 --> 00:11:08,085
‫یا شیاطین، اگه کار به اونجا بکشه.

159
00:11:29,788 --> 00:11:33,068
‫"والاکور." خب، این یه جورایی
.بدشگون به نظر می‌رسه

160
00:11:33,093 --> 00:11:37,149
‫نوع شیطان. به علاوه،
.یه مکان. طول و عرض جغرافیایی

161
00:11:37,174 --> 00:11:40,089
‫حدس می‌زنم اونجا
.جاییه که از جهنم فرار کرده

162
00:11:45,768 --> 00:11:46,897
.ها

163
00:11:47,220 --> 00:11:48,489
‫اوه، نه.

164
00:11:48,514 --> 00:11:51,217
‫هاب، اون کلیسای منه.

165
00:11:51,242 --> 00:11:54,037
.حالا مامان، هنوز دستپاچه نشو

166
00:11:54,062 --> 00:11:57,089
‫ولی درباره اهمیت موضوع درست می‌گی
.پس می‌خوام اینو بررسی کنم

167
00:11:57,886 --> 00:12:01,436
‫نمی‌خوام کل عمرم
.مشتری لوازم آرایشی مری کی بشم

168
00:12:01,461 --> 00:12:04,088
‫ولی... می‌خوام بفهمم چه خبره،

169
00:12:04,113 --> 00:12:05,906
‫مطمئن بشم کسی آسیب نبینه.

170
00:12:05,931 --> 00:12:08,165
‫خب، این بهتر شد. بریم.

171
00:12:10,235 --> 00:12:12,571
‫واقعا فکر می‌کنم باید همین جا بمونی.

172
00:12:12,788 --> 00:12:14,358
‫اصلا نه.

173
00:12:14,624 --> 00:12:17,747
‫اگه این شیطان والاکور به هر نحوی بتونه

174
00:12:17,772 --> 00:12:20,051
‫کشیش ران رو به خطر بندازه

175
00:12:20,076 --> 00:12:21,472
‫یا جماعت کلیسا رو...

176
00:12:21,993 --> 00:12:23,638
‫این شهر ماست، هاب.

177
00:12:23,663 --> 00:12:26,088
‫باید الان بهشون خبر بدیم.

178
00:12:26,113 --> 00:12:28,802
‫باشه. اول از همه،

179
00:12:29,443 --> 00:12:33,239
‫اگه می‌خوای بیای، باید تو ماشین منتظر بمونی.

180
00:12:33,635 --> 00:12:35,014
‫بگو. زود باش.

181
00:12:35,310 --> 00:12:37,339
‫قول می‌دم.
‫و دوم اینکه،

182
00:12:37,725 --> 00:12:39,477
‫قبل از اینکه هر کاری بکنیم،

183
00:12:39,913 --> 00:12:42,253
‫باید یه چیزی درباره کشیش‌تون بهتون بگم.

184
00:12:44,277 --> 00:12:51,277


185
00:12:53,114 --> 00:12:54,695
‫مطمئنی؟
‫آره.

186
00:12:54,995 --> 00:12:58,123
‫یعنی 1000 درصد مطمئنی؟
‫آره، مطمئنم.

187
00:12:58,148 --> 00:13:01,109
‫چون شایعاتی شنیدم که
.درباره نوشیدن مشروب مشکل داره

188
00:13:01,134 --> 00:13:02,427
‫اون مست نبود، مامان.

189
00:13:02,452 --> 00:13:04,596
یه نفر رو درست جلوی چشمام تو هوا بلند کرد

190
00:13:05,464 --> 00:13:06,638
‫خب...

191
00:13:06,916 --> 00:13:09,127
‫امیدوارم صبح حالش بهتر باشه.

192
00:13:10,918 --> 00:13:12,128
‫تو ماشین منتظر بمون.

193
00:13:54,487 --> 00:13:55,545
‫مامان!

194
00:13:55,570 --> 00:13:57,447
‫تو... تو قول دادی.

195
00:13:57,906 --> 00:14:02,164
‫می‌دونم، ولی بعد فکر کردم
"اینجا زمین مقدسه"

196
00:14:02,488 --> 00:14:03,989
‫ما در امانیم.

197
00:14:05,337 --> 00:14:06,501
‫ران؟

198
00:14:08,014 --> 00:14:10,244
‫ر-ران، منم کیتی هالوران.

199
00:14:13,238 --> 00:14:16,241
‫ای خدا، این دیگه چه بویی‌ه؟

200
00:14:17,979 --> 00:14:19,184
.اوه

201
00:14:21,751 --> 00:14:23,336
‫اون صورتشه؟

202
00:14:23,862 --> 00:14:24,999
‫خب...

203
00:14:25,579 --> 00:14:26,767
‫پیتزا که نیست.

204
00:14:27,395 --> 00:14:28,523
‫اوه...

205
00:14:29,878 --> 00:14:32,922
‫می‌دونی که این یعنی
 همه‌چی حقیقت داره، درسته؟

206
00:14:34,027 --> 00:14:35,529
‫کم کم داره اینطوری به نظر می‌رسه.

207
00:14:35,554 --> 00:14:37,181
‫منظورم همه‌چیه.

208
00:14:37,206 --> 00:14:41,247
‫تو، لاکی، جهنم... کل ماجرا.

209
00:14:41,272 --> 00:14:43,649
‫آره.
‫و خدا.

210
00:14:45,685 --> 00:14:46,773
‫شاید.

211
00:14:46,798 --> 00:14:48,064
‫اوه، هاب...

212
00:14:49,119 --> 00:14:51,766
‫این یه امتیازی به حرفت اضافه می‌کنه
.اینو قبول دارم

213
00:14:51,791 --> 00:14:53,048
‫اوه، خواهش می‌کنم.

214
00:14:53,366 --> 00:14:54,776
‫الان می‌دونی.

215
00:14:54,801 --> 00:14:56,111
‫چیزی که می‌دونم اینه که

216
00:14:56,730 --> 00:14:59,083
‫اگه قرار باشه برم دنبال یه کشیش شیطانی

217
00:14:59,108 --> 00:15:01,027
‫که مامان منو از کلیسا بیرون کرده،

218
00:15:01,052 --> 00:15:03,597
‫می‌خوام مری‌آن و کید از اینجا برن.

219
00:15:08,918 --> 00:15:10,581
‫هی، می‌تونم یه دقیقه باهات حرف بزنم؟

220
00:15:10,606 --> 00:15:12,838
‫اوهوم. ولی یکم سرم شلوغه.

221
00:15:13,586 --> 00:15:16,288
‫از وقتی شریل گم شده
.اینجا کمبود نیرو داریم

222
00:15:16,313 --> 00:15:18,690
‫فکر می‌کنی اون پلیس‌های
 تنبل واقعا دنبالش می‌گردن؟

223
00:15:18,715 --> 00:15:20,245
‫آره، گفتن که می‌گردن.

224
00:15:20,270 --> 00:15:21,934
‫اون آچار آلن رو بده به من، لطفا.

225
00:15:24,559 --> 00:15:25,831
‫نظرم عوض شد.

226
00:15:25,856 --> 00:15:29,853
‫می‌خوام با کید بری نشویل.
،حتی می‌تونی زودتر هم بری

227
00:15:29,878 --> 00:15:31,336
‫یه کم شهر رو بهش نشون بدی.

228
00:15:31,942 --> 00:15:32,968
.واو

229
00:15:35,590 --> 00:15:38,825
‫چیه؟
‫هیچی، فقط... این اولین باره.

230
00:15:39,258 --> 00:15:41,440
‫خب، بابا، می‌دونم عیب و ایراد دارم،

231
00:15:41,465 --> 00:15:43,410
‫ولی دیگه اونقدرام بد نیستم، درسته؟

232
00:15:43,435 --> 00:15:46,404
‫فقط تعجب کردم همین، ولی ممنونم.

233
00:15:46,429 --> 00:15:48,538
‫این خیلی برام ارزش داره.

234
00:15:48,563 --> 00:15:50,835
.‫شاید بتونی ببریش پیش رُزی

235
00:15:50,860 --> 00:15:52,777
‫یه تیکه پای لیموترش بخورن.

236
00:15:53,771 --> 00:15:54,996
‫به یاد قدیما.

237
00:15:57,480 --> 00:15:59,067
‫تو سرطان داری، مگه نه؟

238
00:15:59,092 --> 00:16:00,168
‫چی؟ نه.

239
00:16:00,199 --> 00:16:01,294
پروستات؟

240
00:16:01,319 --> 00:16:04,041
‫دارم سعی می‌کنم
.یه کار خوب بکنم. لعنت بهش

241
00:16:04,661 --> 00:16:07,481
‫درسته. ‫عزیزم،
...هنوز با اون میز بیلیارد کار داری؟ من

242
00:16:14,637 --> 00:16:17,022
‫هاب فرم رو امضا کرد.
.برای نشویل اوکی شدیم

243
00:16:17,047 --> 00:16:19,880
‫آره، سفر خوبی داشته باشین.

244
00:16:23,192 --> 00:16:24,785
‫بعدا می‌بینمت.

245
00:16:30,039 --> 00:16:32,606
ممنون از اینکه بخشی از شام دو نفره
.با تخفیف ویژه سیزلر فارم بودید

246
00:16:37,541 --> 00:16:38,664
‫هی، مامان؟

247
00:16:39,383 --> 00:16:42,105
‫هنوز برتا مک‌کی
تو جورجیا پاور کار می‌کنه؟

248
00:16:44,302 --> 00:16:45,639
‫مامان. برتا مک‌کی.

249
00:16:45,664 --> 00:16:47,498
‫آخرین بار که باهاش حرف زدم.

250
00:16:47,523 --> 00:16:50,150
‫دیشب تو ارلز، وقتی شیطان نزدیک شد،

251
00:16:50,175 --> 00:16:52,485
‫چراغ‌ها شروع کردن به دیوونه بازی.

252
00:16:52,863 --> 00:16:55,449
‫و اون جعبه فیوز پایین کلیسا...

253
00:16:55,970 --> 00:16:59,322
‫پسرم،
چرا به جهنم فرستاده شدی؟

254
00:17:00,843 --> 00:17:03,780
‫خیلی ترسیدم که بپرسم، ولی الان باید بدونم.

255
00:17:05,658 --> 00:17:08,035
‫اصلا نمی‌دونم.
‫هاب.

256
00:17:08,572 --> 00:17:10,094
‫اشتباه بود، مامان،

257
00:17:10,733 --> 00:17:12,819
‫ولی فکر کنم راهی برای درست کردنش باشه.

258
00:17:13,105 --> 00:17:15,733
‫یه جور راه فرار، شاید.
.همیشه یه راه فرار هست

259
00:17:15,758 --> 00:17:17,573
‫من مادر بدی بودم؟

260
00:17:18,413 --> 00:17:19,706
‫چی؟ نه.

261
00:17:19,731 --> 00:17:23,607
‫چون... قرار بود
.تو رو تو مسیر درست نگه دارم

262
00:17:24,127 --> 00:17:25,752
‫این وظیفه من بود.

263
00:17:28,423 --> 00:17:29,822
‫و من شکست خوردم.

264
00:17:41,984 --> 00:17:45,207
‫هی، مامان،
‫برتا می‌گه زنگ زدن و در باره

265
00:17:45,232 --> 00:17:48,527
‫ نوسانات برق
‫بالای مرکز بازیافت جسوپ پاینز گفتن.

266
00:17:48,790 --> 00:17:49,836
‫باشه.

267
00:17:50,869 --> 00:17:52,336
‫آره، پس فکر می‌کنم که...

268
00:17:52,758 --> 00:17:55,340
‫شاید هر جا این کشیشه می‌ره
.برق رو مختل می‌کنه

269
00:17:56,476 --> 00:17:57,493
‫مامان؟

270
00:18:02,371 --> 00:18:04,072
‫نمی‌تونیم بکشیمش، هاب.

271
00:18:05,793 --> 00:18:07,615
‫ران هنوز مرد خداست،

272
00:18:07,640 --> 00:18:09,267
‫مهم نیست چه بلایی سرش اومده.

273
00:18:09,292 --> 00:18:10,710
‫من این کارو نمی‌کنم.

274
00:18:11,189 --> 00:18:12,312
‫قول بده.

275
00:18:37,734 --> 00:18:39,944
‫هی، چرا تو این یکی رو بیخیال نمی‌شی؟

276
00:18:40,387 --> 00:18:42,444
‫مگه قرار نبود
 از این قسمت بازنشسته شده باشی؟

277
00:18:42,469 --> 00:18:44,596
‫تو خونه نمی‌شینم و با خودم فکر کنم که پسرم

278
00:18:44,621 --> 00:18:46,826
‫دوباره رفته و خودشو به کشتن داده.

279
00:18:46,851 --> 00:18:48,129
‫من این کارو نمی‌کنم.

280
00:18:48,154 --> 00:18:50,222
‫آره، انگار نه انگار
.داریم دنبال یه آدم مست می‌دویم

281
00:18:50,247 --> 00:18:51,749
‫این خطرناکه.
.نه

282
00:18:51,774 --> 00:18:53,679
‫اون کشیش من بود.

283
00:18:54,266 --> 00:18:56,481
‫و حالا یه شیطان تسخیرش کرده.

284
00:18:56,852 --> 00:18:59,729
‫مثل تو که ناامیدت کردم، اونو ناامید نمی‌کنم.

285
00:19:00,251 --> 00:19:01,760
‫و اگه حق با تو باشه،

286
00:19:02,106 --> 00:19:05,193
‫و بتونم به نجات روح جاودانی تو کمک کنم

287
00:19:05,218 --> 00:19:07,153
‫با خلاص کردن شهر خودم از...

288
00:19:07,178 --> 00:19:08,753
‫خب، هر چی که هست...

289
00:19:08,994 --> 00:19:11,726
 می‌تونم فکر کنم ‫که راه‌های بدتری
هم برای ملاقات با خالقم وجود داره

290
00:19:32,457 --> 00:19:35,455
‫اون می‌گه من تنها کسی‌ام
.که می‌تونم شیاطین رو ببینم

291
00:19:35,480 --> 00:19:37,885
‫پس... این مشکل منه، مامان.

292
00:19:38,423 --> 00:19:39,709
‫تو توی ماشین بمون.

293
00:19:39,734 --> 00:19:40,986
‫احمق نباش.

294
00:19:41,510 --> 00:19:43,202
‫غرورت بود.

295
00:19:43,588 --> 00:19:45,716
‫مامان...
‫همون چیزی که باعث شد

296
00:19:45,741 --> 00:19:47,665
‫به پایین فرستاده بشی. گناه کبیره‌ات.

297
00:19:47,690 --> 00:19:49,282
‫بهت گفتم اشتباه بود.

298
00:19:49,307 --> 00:19:51,183
‫یه راهی برای بیرون اومدن ازش پیدا می‌کنیم.

299
00:19:51,211 --> 00:19:52,722
‫اون غروره.

300
00:19:52,747 --> 00:19:54,583
‫فکر می‌کنی از اون بالایی زرنگ‌تری

301
00:19:54,608 --> 00:19:58,496
 کسی که دقیقا
.شهرتی در انجام اشتباهاتی مثل این نداره

302
00:19:59,036 --> 00:20:02,119
‫غرور بود
‫که بین تو و مری‌ان فاصله انداخت

303
00:20:02,144 --> 00:20:04,546
‫وقتی حاضر نشدی با موسیقی‌ات کنار بیای.

304
00:20:04,571 --> 00:20:07,706
‫و غرور بود وقتی اون
.کار استودیویی خیلی خوب رو رد کردی

305
00:20:07,731 --> 00:20:10,234
‫که بیای برای من کار کنی.

306
00:20:10,477 --> 00:20:12,682
‫و لعنت بهش، اگه الان هم غرور نباشه.

307
00:20:12,707 --> 00:20:14,626
‫ می‌خواستن
.مثل یه کارآموز بهم پول بدن، مامان

308
00:20:14,651 --> 00:20:17,613
‫اوه، و حالا تو اینجایی بدون هیچ شغلی.

309
00:20:17,638 --> 00:20:20,031
‫ده ساله دست به گیتار نزدی.

310
00:20:20,056 --> 00:20:22,726
‫اساسا تو گاراژ من زندگی می‌کنی.

311
00:20:22,751 --> 00:20:24,836
‫حدس می‌زنم نشونشون دادی.

312
00:20:24,861 --> 00:20:26,185
‫من اصول دارم.

313
00:20:26,664 --> 00:20:27,915
‫خواهش می‌کنم.

314
00:20:27,940 --> 00:20:31,186
‫زنت با یه مردی از باستن فرار کرد.

315
00:20:31,498 --> 00:20:33,817
‫جمینی کریسمس، پسر.

316
00:20:33,842 --> 00:20:38,805
‫اگه این نشونه‌ی این نیست که راهت رو
.گم کردی، خب، دیگه نمی‌دونم چیه

317
00:20:39,613 --> 00:20:40,971
‫تموم کردی؟

318
00:20:40,996 --> 00:20:42,243
‫نه.

319
00:20:42,648 --> 00:20:46,737
‫من این کارو قبل از اینکه
.بفهمی چی به چیه، انجام می‌دادم

320
00:20:46,762 --> 00:20:50,641
‫پس تنها احمق اینجا تویی
.اگه نذاری کمکت کنم

321
00:20:58,466 --> 00:20:59,717
‫باشه.

322
00:21:03,202 --> 00:21:04,586
‫چطوری می‌خوای پیش بری؟

323
00:21:05,591 --> 00:21:08,507
‫یادته اون فراری رو
که بالای کوه اسپرینگر گرفتیم؟

324
00:21:20,845 --> 00:21:23,055
‫خوشحالم که پول برق اونا رو من نمی‌دم.

325
00:21:23,080 --> 00:21:25,743
‫مامان، اون تله لعنتی رو بذار، باشه؟

326
00:22:22,489 --> 00:22:25,521
‫نه. وایسا، وایسا، وایسا.
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه. اوه، لعنتی.

327
00:22:40,110 --> 00:22:41,460
‫این دیگه چه کوفتیه؟

328
00:22:45,687 --> 00:22:47,408
‫مواظب تله خرسی باش.

329
00:22:50,869 --> 00:22:52,339
‫مامان، برگرد تو ماشین.

330
00:22:58,567 --> 00:23:00,216
‫حالا با دارت بیهوشش کن.

331
00:23:05,567 --> 00:23:09,753
.به قدرت خداوند و سرورمان عیسی مسیح

332
00:23:19,077 --> 00:23:20,408
‫نه!

333
00:23:27,757 --> 00:23:28,797
‫اوه!

334
00:23:29,619 --> 00:23:30,619
.آه

335
00:24:09,752 --> 00:24:11,552
.یه تله خرس جدید لازم داریم

336
00:24:11,577 --> 00:24:13,647
‫ باید یه کلیسای جدید پیدا کنم.

337
00:24:15,703 --> 00:24:16,851
‫خوبی؟

338
00:24:16,885 --> 00:24:19,098
‫نه. تو چی؟

339
00:24:19,538 --> 00:24:20,573
‫نه.

340
00:24:22,110 --> 00:24:23,279
‫خیلی‌خب. بریم.

341
00:24:34,667 --> 00:24:36,548
‫<i>دیگه نمی‌شه انکارش کرد </i>

342
00:24:37,124 --> 00:24:39,537
‫پس می‌خوای کار با مری کی رو قبول کنی؟

343
00:24:41,102 --> 00:24:42,968
‫انگار همین الان قبول کردم.

344
00:24:51,156 --> 00:25:11,156
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

