﻿1
00:00:05,200 --> 00:00:16,200
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:18,352 --> 00:00:19,353
‫سلام.

3
00:00:20,103 --> 00:00:21,855
‫سلام، خوشحالم زنگ زدی.

4
00:00:22,356 --> 00:00:23,357
‫چیه؟

5
00:00:25,067 --> 00:00:27,402
‫امروز صبح رفتم دفتر ثبت اسناد رسمی.

6
00:00:31,490 --> 00:00:36,620
‫فقط کافی بود بپرسم.
‫سوفی هانتلی. شش سالش بود.

7
00:00:37,246 --> 00:00:38,705
‫منو پاک کردن.

8
00:00:39,873 --> 00:00:40,873
‫چرا؟

9
00:00:41,917 --> 00:00:44,378
‫اولین باری که رفتم عمارت هانتلی رو یادمه.

10
00:00:44,878 --> 00:00:45,879
‫بچه بودم.

11
00:00:48,799 --> 00:00:49,800
‫بارون میومد.

12
00:00:52,302 --> 00:00:57,724
‫چهره ی یه مرد رو یادمه
‫که کنار آتیش باهام حرف میزد.

13
00:00:58,392 --> 00:00:59,476
‫وایستا، کدوم مرد؟

14
00:01:00,143 --> 00:01:01,353
‫یه کشیش بود.

15
00:01:03,897 --> 00:01:08,652
‫منو برد. سپرد به پرورشگاه.
‫اسم یه دختر مرده رو روم گذاشت.

16
00:01:11,572 --> 00:01:14,575
‫همه چی منطقی به نظر میرسه.

17
00:01:15,659 --> 00:01:20,539
‫واسه همین ده سال پیش اونجا بودم.
‫ باید خودم میدیدم.

18
00:01:22,124 --> 00:01:24,334
‫و چی پیدا کردم؟

19
00:01:25,752 --> 00:01:27,629
‫یه دختری که با همه چی بزرگ شده...

20
00:01:31,341 --> 00:01:32,467
‫وقتی من هیچی نداشتم.

21
00:01:34,678 --> 00:01:37,514
‫فکر میکنی واسه همینه که
‫اون کارو باهات کردم؟

22
00:01:38,724 --> 00:01:40,600
‫پول رو برداشتن. چیزی که حقّم بود.

23
00:01:40,601 --> 00:01:43,103
‫سوف، لازم نیست این کارو بکنی. من...

24
00:01:43,979 --> 00:01:46,273
‫شاید واسه همینه که
‫به همه ی اون چیزا احتیاج داشتم.

25
00:01:46,773 --> 00:01:49,193
‫خونه. لباسای شیک.

26
00:01:52,654 --> 00:01:53,989
‫نمیدونم.

27
00:01:54,948 --> 00:01:58,452
‫نوشته منم مردم. درست مثل مامانم.

28
00:01:59,703 --> 00:02:02,080
‫ولی من همینجا رو این نیمکت کنار تو نشستم.

29
00:02:04,291 --> 00:02:05,292
‫پس اون کجاست؟

30
00:03:24,705 --> 00:03:25,830
‫کجا بودی؟

31
00:03:25,831 --> 00:03:27,332
‫باید ذهنمو آروم میکردم.

32
00:03:27,833 --> 00:03:29,917
‫اون هر لحظه ممکنه برسه.

33
00:03:29,918 --> 00:03:31,878
‫باشه. خب، من... من میرم لباس عوض کنم پس.

34
00:03:31,879 --> 00:03:34,673
‫همه چی روبراهه؟

35
00:03:35,382 --> 00:03:36,383
‫درست میشه.

36
00:03:37,217 --> 00:03:38,468
‫ریچارد چی گفت؟

37
00:03:39,595 --> 00:03:41,847
‫یه نقشه داره. منطقیه.

38
00:03:43,807 --> 00:03:46,226
‫همیشه میدونستم یه روزی
‫راهشو پیدا میکنه و برمیگرده اینجا.

39
00:03:46,935 --> 00:03:49,062
‫الان دقیقا وقت مناسبی نیست.

40
00:03:50,397 --> 00:03:52,566
‫دارم درستش میکنم.

41
00:03:55,986 --> 00:03:56,986
‫اوم.

42
00:04:01,825 --> 00:04:04,828
‫پدر مارتین. چقدر خوب که میبینمتون.

43
00:04:16,589 --> 00:04:17,924
‫ریچارد. آره، منم.

44
00:04:17,925 --> 00:04:20,843
‫- یه کاری میخوام برام بکنی.
‫- حتما.

45
00:04:20,844 --> 00:04:27,391
‫چند روز پیش یه آقایی رو دیدم، جیمز الیس،
‫ از یه شرکتی به اسم اسندنت.

46
00:04:27,392 --> 00:04:29,852
‫بهم گفت چند روز دیگه برمیگرده کالیفرنیا.

47
00:04:29,853 --> 00:04:31,562
‫باشه. این یارو خطریه؟

48
00:04:31,563 --> 00:04:34,149
‫باید مطمئن شم که از کشور رفته.

49
00:04:35,025 --> 00:04:37,653
‫باشه، الان میرم سراغش.
‫یه سابقه ازش درمیارم.

50
00:04:38,237 --> 00:04:40,447
‫باشه. بهم خبر بده.
‫- حتما.

51
00:04:55,462 --> 00:04:56,797
‫- بله؟
‫- شما؟

52
00:04:59,299 --> 00:05:00,300
‫الیزا...

53
00:05:03,053 --> 00:05:04,054
‫چه خبره؟

54
00:05:12,855 --> 00:05:14,690
‫فکر کردم شماره این یارو رو پاک کردی.

55
00:05:15,315 --> 00:05:18,360
‫- معلوم شد یه یارو دیگه هم پیدا کردیم.
‫- لعنتی.

56
00:05:19,152 --> 00:05:22,239
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- دارم صبحونه درست میکنم. میخوای؟

57
00:05:23,532 --> 00:05:25,241
‫وای خدا. باید خودتو جمع و جور کنی.

58
00:05:25,242 --> 00:05:27,494
‫میدونی که این جور چیزا
‫هیچ جا به درد نمیخوره.

59
00:05:27,995 --> 00:05:29,121
‫پس برو.

60
00:05:31,081 --> 00:05:34,168
‫خانواده گریس تازه رسیدن.
‫مهمونی خوشامدگویی فرداست.

61
00:05:34,751 --> 00:05:36,836
‫نگران نیستی آبروتو ببرم؟

62
00:05:36,837 --> 00:05:38,379
‫بابا انتظار داره اونجا باشی.

63
00:05:38,380 --> 00:05:41,383
‫واقعا فکر میکنی الان دلم میخواد ببینمش؟

64
00:05:43,760 --> 00:05:45,637
‫اون داره درستش میکنه.

65
00:05:46,638 --> 00:05:50,016
‫آها، درسته. آره. باشه.

66
00:05:50,017 --> 00:05:52,686
‫آره. فقط... فقط چند دهه خیلی دیره ولی...

67
00:05:54,897 --> 00:05:57,524
‫اگه بذاریم اون بین ما بیاد، اون برنده میشه.

68
00:06:02,196 --> 00:06:03,404
‫همه چی اینجا مرتبه؟

69
00:06:03,405 --> 00:06:05,240
‫آره... ...همه چی خوبه.

70
00:06:15,459 --> 00:06:16,584
‫الو؟

71
00:06:16,585 --> 00:06:19,963
‫سلام. دخترتونم. پیامتونو گرفتم.

72
00:06:21,590 --> 00:06:24,218
‫خب، خوشحالم که زنگ زدی.
‫داشتم فکر میکردم کِی زنگ میزنی.

73
00:06:25,010 --> 00:06:27,888
‫هر وقت میخواستی میتونستی منو پیدا کنی.

74
00:06:28,680 --> 00:06:30,474
‫از اون طرف یکم سخت تر بود.

75
00:06:31,308 --> 00:06:33,476
‫ولی هدف همین بود، مگه نه؟

76
00:06:33,477 --> 00:06:35,811
‫یه کم طول کشید تا ردپامو دنبال کنم.

77
00:06:35,812 --> 00:06:38,731
‫ولی هیچوقت فکر نمیکردم پیدا کردن

78
00:06:38,732 --> 00:06:40,484
‫عقبه ام اینقدر رضایت بخش باشه.

79
00:06:43,737 --> 00:06:46,615
‫اگه موافق باشی، یه چیزایی هست
‫که باید در موردش حرف بزنیم.

80
00:06:48,992 --> 00:06:50,493
‫منم داشتم به همین فکر میکردم.

81
00:06:50,494 --> 00:06:53,956
‫باشه، خب، بذار امشب یه ماشین برات بفرستم،
‫میریم یه جای خلوت.

82
00:06:57,960 --> 00:06:59,837
‫- خوشم میاد.
‫- به زودی میبینمت.

83
00:07:50,512 --> 00:07:51,971
‫معلومه، جواب ندادی.

84
00:07:51,972 --> 00:07:53,973
‫یه هفته‌ست ندیدمت، کالوم.

85
00:07:53,974 --> 00:07:56,642
‫میدونی دستیار تحقیقاتیت استعفا داده؟

86
00:07:56,643 --> 00:07:58,312
‫با وسایلش رفته.

87
00:07:58,812 --> 00:08:01,064
‫ببین، یه چیزی هست که باید بدونی.

88
00:08:01,565 --> 00:08:03,858
‫تا آخر وقت فردا باید تو دفترم باشی.

89
00:08:03,859 --> 00:08:06,445
‫مگه اینکه تو هم آماده باشی استعفا بدی.

90
00:09:19,059 --> 00:09:20,477
‫همین طرفه.

91
00:09:22,396 --> 00:09:24,189
‫میخوای ببرمت؟

92
00:09:25,774 --> 00:09:27,776
‫نه، ممنون. خودم میرم.

93
00:09:55,554 --> 00:09:58,307
‫سوفی. از دیدنت خوشحالم.

94
00:09:59,016 --> 00:10:01,350
‫ریچارد ویلکاکس هستم.
‫به عنوان وکیل هنری هانتلی خدمت میکنم.

95
00:10:01,351 --> 00:10:03,353
‫بفرمایید پیش من بشینید.

96
00:10:04,438 --> 00:10:07,399
‫من خوبم. ممنون.

97
00:10:07,900 --> 00:10:11,486
‫خانواده صلاح دونستن من و شما
‫یه سری چیزای اولیه رو با هم مرور کنیم.

98
00:10:12,362 --> 00:10:15,866
‫خب، من از رابطه ی
‫ آقای هانتلی و مادرتون خبر دارم.

99
00:10:16,533 --> 00:10:17,534
‫مطمئن نیستم که خبر داشته باشین.

100
00:10:18,869 --> 00:10:21,163
‫ما یه پیشنهاد آماده کردیم.

101
00:10:22,122 --> 00:10:23,665
‫فکر کنم سخاوتمندانه باشه.

102
00:10:26,960 --> 00:10:28,836
‫این چیه؟ پول؟

103
00:10:28,837 --> 00:10:32,925
‫یه قرارداده که اگه امضا بشه،
‫یه مبلغی پرداخت میشه. آره.

104
00:10:35,969 --> 00:10:37,970
‫شرایطش دقیقا چیه؟

105
00:10:37,971 --> 00:10:40,014
‫تنها چیزی که ازتون میخوان
‫اینه که فاصله تونو حفظ کنین.

106
00:10:40,015 --> 00:10:42,851
‫در مورد این وضعیت علنی حرف نزنین.
‫خیلی معمولیه.

107
00:10:44,478 --> 00:10:47,104
‫خب، لازم نیست عجله کنین.

108
00:10:47,105 --> 00:10:49,274
‫یه نگاه بندازین، فکر کنین.

109
00:10:50,150 --> 00:10:51,652
‫داریم سعی میکنیم درستش کنیم.

110
00:10:52,152 --> 00:10:55,822
‫یه... یه وضعیت حسّاسیه.

111
00:10:58,367 --> 00:10:59,952
‫این کاریه که با مادرم کردن.

112
00:11:01,495 --> 00:11:02,496
‫میدونستین؟

113
00:11:04,748 --> 00:11:06,750
‫البته شرایط اون یکم تهاجمی تر بود.

114
00:11:07,918 --> 00:11:09,503
‫میخواستن از شر بچه خلاص شه.

115
00:11:11,672 --> 00:11:14,591
‫لطفا به خانواده بگین
‫که از پیشنهادشون ممنونم،

116
00:11:16,385 --> 00:11:18,595
‫ولی خلاص شدن از شر من
‫به این آسونی ها نیست.

117
00:11:19,513 --> 00:11:23,725
‫از دیدنتون خوشحال شدم، آقای ویلکاکس،
‫ اسمتون این بود دیگه؟

118
00:11:26,019 --> 00:11:27,521
‫راه خونه رو خودم پیدا میکنم.

119
00:12:57,236 --> 00:12:58,236
‫الو؟

120
00:13:04,159 --> 00:13:05,160
‫الیزا؟

121
00:13:08,372 --> 00:13:10,999
‫الیزا؟ الو؟

122
00:13:16,797 --> 00:13:17,965
‫خوبی؟

123
00:13:22,845 --> 00:13:23,846
‫من خوبم.

124
00:13:26,139 --> 00:13:29,351
‫خوشحالم که زنگ زدی. باید حرف بزنیم.

125
00:13:30,561 --> 00:13:32,563
‫میدونی، دیگه هیچوقت
‫نمیخواستم باهات حرف بزنم.

126
00:13:33,438 --> 00:13:36,399
‫ولی بعد فهمیدم تو تنها کسی هستی که میفهمه

127
00:13:36,400 --> 00:13:39,027
‫چه گندی بین ما زده شده بود.

128
00:13:41,321 --> 00:13:42,405
‫اون بهت گفت؟

129
00:13:42,406 --> 00:13:43,531
‫آره.

130
00:13:43,532 --> 00:13:44,867
‫آره، گفت.

131
00:13:46,285 --> 00:13:49,830
‫ظاهرا همه میدونستن. اوه، به جز من و تو.

132
00:13:50,706 --> 00:13:51,914
‫یا فقط من؟

133
00:13:51,915 --> 00:13:56,294
‫الیزا، اصلا نمیدونستم
‫ما چه نسبتی با هم داریم.

134
00:13:56,295 --> 00:13:59,839
‫واقعا؟ چی، یعنی همینطوری
‫ اتفاقی سر از خونه بابام درآوردی؟

135
00:13:59,840 --> 00:14:01,924
‫کار پیدا کردی؟ دنبالم گشتی؟

136
00:14:01,925 --> 00:14:03,384
‫میدونی، من فقط 17 سالم بود.

137
00:14:03,385 --> 00:14:06,387
‫البته باید این تعهد رو تحسین کنم.

138
00:14:06,388 --> 00:14:10,433
‫دفعه دوم واقعا خیلی خیلی بیشتر پیش رفتی.

139
00:14:10,434 --> 00:14:12,227
‫راستش فکر میکردم یه چیزی بینمون هست.

140
00:14:14,605 --> 00:14:18,816
‫یه چیزایی اینجا داره اتفاق میفته
‫که تو اصلا نمیفهمی.

141
00:14:18,817 --> 00:14:20,693
‫داری به من میگی چی میفهمم؟

142
00:14:20,694 --> 00:14:22,945
‫هیچکس نمیفهمه بین ما چی گذشت.

143
00:14:22,946 --> 00:14:25,281
‫- قول میدم.
‫- من میدونم.

144
00:14:25,282 --> 00:14:28,118
‫من باید باهاش زندگی کنم. و تو باعثش شدی.

145
00:14:30,370 --> 00:14:34,708
‫اگه بهت بگم چرا این کارو کردم،
‫هیچوقت باور نمیکنی.

146
00:14:35,292 --> 00:14:36,627
‫امتحان کن.

147
00:14:39,755 --> 00:14:43,967
‫میدونی چیه، راستش، این...یه اشتباه بود.

148
00:14:44,468 --> 00:14:46,052
‫خوشحال شدم از صحبتت.

149
00:14:46,053 --> 00:14:49,139
‫امیدوارم بتونی خودتو ببخشی، تس،
‫چون من هیچوقت نمیتونم.

150
00:15:43,986 --> 00:15:45,236
‫اونجایی؟

151
00:15:45,237 --> 00:15:47,196
‫آره. آره، من... من اینجام.

152
00:15:47,197 --> 00:15:48,407
‫میشه بیای اینجا؟

153
00:15:49,950 --> 00:15:50,951
‫البته.

154
00:16:01,336 --> 00:16:02,337
‫خوبی؟

155
00:16:06,758 --> 00:16:07,758
‫چی شد؟

156
00:16:13,640 --> 00:16:14,850
‫بیا.

157
00:16:16,727 --> 00:16:17,728
‫اشکال نداره.

158
00:16:19,354 --> 00:16:20,981
‫اشکال نداره.

159
00:17:33,470 --> 00:17:34,680
‫نمیخواستم بیدارت کنم.

160
00:17:35,430 --> 00:17:37,182
‫نه، اشکال نداره.

161
00:17:38,475 --> 00:17:40,894
‫دیره.

162
00:17:51,321 --> 00:17:53,156
‫سوفی، چی...

163
00:17:55,075 --> 00:17:56,410
‫ما اینجا چیکار میکنیم؟

164
00:18:09,756 --> 00:18:12,092
‫قرار بود دیروز پدرمو ببینم...

165
00:18:15,762 --> 00:18:16,972
‫ولی سر قرار نیومد.

166
00:18:20,267 --> 00:18:21,894
‫یه کس دیگه رو به جاش فرستاد.

167
00:18:31,945 --> 00:18:33,280
‫با من یه جا میری؟

168
00:18:35,532 --> 00:18:36,533
‫کجا؟

169
00:18:39,745 --> 00:18:41,288
‫میدونی کویین هانتلی کیه؟

170
00:18:43,874 --> 00:18:46,876
‫آره. یعنی، اسمشو شنیدم. آره.

171
00:18:46,877 --> 00:18:48,712
‫آخر هفته عروسیشه.

172
00:18:52,382 --> 00:18:53,717
‫و، ام...

173
00:18:55,761 --> 00:18:59,640
‫نقشه ت اینه که مهمونی
‫عروسی هانتلی رو خراب کنی؟

174
00:19:02,559 --> 00:19:04,061
‫باید یه راه بهتری باشه.

175
00:19:04,561 --> 00:19:08,564
‫همه ی کسایی که میشناسنشون اونجا هستن.
‫ اون نمیخواد آبروریزی کنه.

176
00:19:10,526 --> 00:19:15,155
‫و فقط فکر کردم شاید خوب باشه تو کنارم باشی.

177
00:19:25,832 --> 00:19:30,379
‫- میرم برامون قهوه بگیرم. تو میخوای؟
‫- باشه. اوهوم، آره. ممنون.

178
00:19:37,928 --> 00:19:41,306
‫همین سر راسته. پنج دقیقه دیگه برمیگردم.

179
00:19:42,140 --> 00:19:43,140
‫باشه.

180
00:20:43,243 --> 00:20:44,286
‫فکر نمیکردم بیای.

181
00:20:46,872 --> 00:20:47,915
‫بشین.

182
00:20:48,939 --> 00:20:55,939


183
00:20:58,175 --> 00:20:59,426
‫چی میخوای بگی؟

184
00:21:02,846 --> 00:21:06,266
‫میدونم فکر میکنی دیگه
‫ روزنامه نگار درستی نیستم.

185
00:21:06,808 --> 00:21:08,393
‫ولی منم کارمو به عنوان محقق شروع کردم.

186
00:21:09,561 --> 00:21:11,772
‫در مورد دستیارت، کلیر، تحقیق کردم.

187
00:21:13,232 --> 00:21:14,732
‫اول فکر کردم با هم میخوابین.

188
00:21:14,733 --> 00:21:16,944
‫خیلی وقت تو آپارتمان تو میگذرونه.

189
00:21:17,861 --> 00:21:19,488
‫ولی بعد فهمیدم...

190
00:21:20,155 --> 00:21:21,781
‫...اون تو رو بر علیه من تحریک کرد.

191
00:21:21,782 --> 00:21:26,369
‫جولیا، تو بودی که پروتکل رو شکستی.
‫ از من خواستی یه منبع ناشناس رو لو بدم.

192
00:21:26,370 --> 00:21:27,538
‫نه، کالوم.

193
00:21:31,458 --> 00:21:33,043
‫من فقط نگرانت بودم.

194
00:21:34,294 --> 00:21:36,213
‫اون کسی بود که اطلاعات میفروخت.

195
00:21:58,026 --> 00:22:00,988
‫متاسفم که این اتفاق افتاد.
‫میدونم بهش اعتماد داشتی.

196
00:22:12,165 --> 00:22:13,709
‫برگرد، کالوم.

197
00:22:15,627 --> 00:22:16,753
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه.

198
00:23:24,238 --> 00:23:29,076
‫وایستا، ام، مردم میپرسن من کی هستم.

199
00:23:30,494 --> 00:23:32,828
‫باشه. پس دروغ بگو. هیچکس تو رو نمیشناسه.

200
00:23:32,829 --> 00:23:36,165
‫ببین، ام، این مسئله مربوط به من نیست.

201
00:23:36,166 --> 00:23:39,002
‫ببین، تو...تو باید این کارو تنهایی انجام بدی.
‫من یه مهره ی سوخته ام.

202
00:23:40,420 --> 00:23:44,216
‫ببین، من... من میخوام کنارت باشم،
‫واقعا میخوام.

203
00:23:47,094 --> 00:23:49,012
‫ولی... ارزش ریسک کردن نداره.

204
00:23:50,597 --> 00:23:53,767
‫ببین... من.. من میتونم منتظرت بمونم.
‫تو خونه ت منتظر میمونم.

205
00:23:56,019 --> 00:23:57,020
‫باشه.

206
00:23:57,646 --> 00:23:59,230
‫وقتی تموم شد بهت زنگ میزنم.

207
00:23:59,231 --> 00:24:00,315
‫باشه.

208
00:24:03,527 --> 00:24:05,362
‫انگار برگشتیم به قدیما.

209
00:24:06,280 --> 00:24:07,280
‫موفق باشی.

210
00:24:28,385 --> 00:24:29,803
‫- ببخشید.
‫- بله.

211
00:24:30,470 --> 00:24:33,139
‫سلام عزیزم. چقدر خیره کننده شدی.

212
00:24:33,140 --> 00:24:35,057
‫اوه، این لباس کهنه؟

213
00:24:35,058 --> 00:24:38,394
‫اوم. بیا یه نوشیدنی بخور.
‫ دخترعموهات از ویندزور اینجان.

214
00:24:38,395 --> 00:24:39,896
‫- یه نوشیدنی بخور...
‫- آره.

215
00:24:39,897 --> 00:24:41,398
‫...با دخترعموها گپ بزن؟

216
00:24:41,982 --> 00:24:44,483
‫وانمود کن همه چی خوبه؟ این... این نقشه ست؟

217
00:24:44,484 --> 00:24:47,403
‫میدونی چیه، راستش،
‫خیلی دلم یه نوشیدنی میخواد.

218
00:24:47,404 --> 00:24:51,241
‫عزیزم، مهمونیه. نه وقتشه، نه جاش.

219
00:24:52,159 --> 00:24:53,160
‫بابا کجاست؟

220
00:24:54,578 --> 00:24:55,996
‫خب، ممنون که باهام ملاقات کردین.

221
00:24:57,164 --> 00:24:58,789
‫به نظر میرسه
‫به یه استراتژی جدید نیاز داریم.

222
00:24:58,790 --> 00:25:01,918
‫فکر کنم اون دقیقا با شرایط موافق نبود.

223
00:25:01,919 --> 00:25:05,087
‫راستش آقا، مطمئن نیستم اگه
‫ کل ماجرا رو میدونستم،

224
00:25:05,088 --> 00:25:06,715
‫ اون شرایط رو پیشنهاد میدادم.

225
00:25:07,591 --> 00:25:08,800
‫اون چی بهت گفت؟

226
00:25:09,551 --> 00:25:12,179
‫یه چیزای خیلی ناراحت کننده در مورد مادرش.

227
00:25:12,763 --> 00:25:13,804
‫اون چی میدونه؟

228
00:25:13,805 --> 00:25:17,308
‫ببین، من اصلا با مسیری که
‫این داره میره راحت نیستم.

229
00:25:17,309 --> 00:25:20,728
‫حس میکنم یه دلیل دیگه ای داشتین
‫که ازم خواستین این کارو انجام بدم،

230
00:25:20,729 --> 00:25:22,772
‫و اون کاری نیست که برای پسرتون انجام دادم.

231
00:25:22,773 --> 00:25:25,983
‫کار کردن برای پسرم...بازی بچه گانه ست.
‫این یه کار واقعیه.

232
00:25:25,984 --> 00:25:28,486
‫کاری که میتونه به یه آینده ی واقعی
‫برای تو منجر بشه،

233
00:25:28,487 --> 00:25:30,697
‫ولی نه اگه بذاری احساساتت جلوتو بگیره.

234
00:25:32,533 --> 00:25:33,534
‫تصمیم با خودته.

235
00:25:36,119 --> 00:25:38,371
‫خب اگه اجازه بدین، پایین منتظرم هستن.

236
00:25:48,257 --> 00:25:50,467
‫ببخشید خانم، اسمتونو میتونم بپرسم؟

237
00:25:53,011 --> 00:25:54,054
‫اون میدونه من کی هستم.

238
00:26:01,061 --> 00:26:02,645
‫خانم کالدول. از دیدنتون خوشحالم.

239
00:26:02,646 --> 00:26:04,398
‫منو اینجوری صدا نکن، خودت بهتر میدونی.

240
00:26:05,983 --> 00:26:07,401
‫چطور میتونم کمکتون کنم؟

241
00:26:08,318 --> 00:26:10,195
‫پدرم قول یه ملاقات رو بهم داده بود.

242
00:26:10,904 --> 00:26:12,780
‫الان بهترین موقع ست، اینطور فکر نمیکنین؟

243
00:26:12,781 --> 00:26:16,243
‫مطمئنا اسم من تو لیسته، بالاخره که فامیلیم.

244
00:26:19,162 --> 00:26:21,789
‫بفرمایید. بگردینم. خطرناک نیستم.

245
00:26:21,790 --> 00:26:25,919
‫ممنون، لوکاس. بقیش با من.

246
00:26:32,301 --> 00:26:34,052
‫مهمونی همین الان شروع شده.

247
00:26:38,015 --> 00:26:39,224
‫اینجا چیکار میکنی؟

248
00:26:41,018 --> 00:26:42,936
‫اومدم پدرمو ببینم.

249
00:26:44,104 --> 00:26:45,689
‫اون با یه ملاقات موافقت نکرد.

250
00:26:47,065 --> 00:26:48,066
‫میبینم.

251
00:26:49,109 --> 00:26:51,695
‫متاسفم که تو یه همچین
‫روز مهمی این اتفاق افتاد.

252
00:26:53,238 --> 00:26:55,908
‫اصلا. خوشحالم که اینجایی.

253
00:26:58,368 --> 00:27:01,622
‫میدونم چه بلایی سرت اومده، کنار گذاشته شدن.

254
00:27:03,207 --> 00:27:04,541
‫هرچی داره ازش بگیر.

255
00:27:35,113 --> 00:27:37,698
‫دیروز نتونستیم حرف بزنیم.

256
00:27:37,699 --> 00:27:39,201
‫خیلی منتظرش بودم.

257
00:27:40,244 --> 00:27:43,956
‫باید، ام... باید یه جای دیگه
‫این کارو بکنیم؟

258
00:27:54,341 --> 00:27:55,676
‫اون چی بهت گفت؟

259
00:27:56,260 --> 00:27:57,928
‫نه، اون نمیخواد جنجال به پا کنه.

260
00:27:59,638 --> 00:28:00,638
‫گذاشتی بیاد تو؟

261
00:28:01,515 --> 00:28:02,724
‫به کمک من احتیاج نداشت.

262
00:28:05,394 --> 00:28:07,020
‫عزیزم، این تصمیم تو نیست.

263
00:28:13,026 --> 00:28:14,778
‫داری ازم میخوای طرف کی رو بگیرم؟

264
00:28:25,664 --> 00:28:28,250
‫دیشب وکیلتو دیدم. آدم خوبی بود.

265
00:28:30,252 --> 00:28:31,545
‫ولی به پولت احتیاج ندارم.

266
00:28:32,129 --> 00:28:34,088
‫انگار داشتی سعی میکردی سکوتمو بخری

267
00:28:34,089 --> 00:28:35,799
‫یا شاید فقط عذاب وجدانتو کم کنی.

268
00:28:38,719 --> 00:28:41,137
‫میدونی، من-من...تعجب کردم که تو بودی،

269
00:28:41,138 --> 00:28:42,471
‫اولین باری که دیدمت.

270
00:28:42,472 --> 00:28:45,142
‫خیلی شبیه مادرت هستی.

271
00:28:47,394 --> 00:28:51,565
‫کاش میتونستیم
‫تو شرایط دیگه ای همدیگه رو ببینیم...

272
00:28:52,149 --> 00:28:53,150
‫واقعا؟

273
00:28:55,736 --> 00:28:58,654
‫میدونی...تو در مورد اینکه
‫کی هستی صادق نبودی.

274
00:28:58,655 --> 00:28:59,739
‫و این، سوفی،

275
00:28:59,740 --> 00:29:02,783
‫یه وضعیت از قبل سخت رو خیلی بدتر میکنه.

276
00:29:02,784 --> 00:29:04,453
‫چی میخوای؟

277
00:29:05,370 --> 00:29:07,080
‫میدونی فکر میکردم چی میخوام؟

278
00:29:07,998 --> 00:29:11,501
‫یه پدر. یه رابطه. یه خانواده.

279
00:29:13,170 --> 00:29:16,548
‫ولی تنها چیزی که الان برام مهمه اینه که
‫ بفهمم چه بلایی سر مادرم اومده.

280
00:29:18,175 --> 00:29:19,175
‫نمیدونی؟

281
00:29:21,428 --> 00:29:23,387
‫خب، من میتونم بهت بگم اگه... اگه بخوای.

282
00:29:23,388 --> 00:29:24,806
‫اگه واسه همین اومدی.

283
00:29:27,768 --> 00:29:32,773
‫مادرت اومد پیش من و-و...

284
00:29:34,525 --> 00:29:38,278
‫...اون خیلی پارانوئید شده بود.
‫هیچوقت اینطوری ندیده بودمش.

285
00:29:39,696 --> 00:29:42,782
‫و یه، ام، یه پیچ تند تو جاده هست،

286
00:29:42,783 --> 00:29:44,200
‫که از شهر بیرون میره.

287
00:29:44,201 --> 00:29:47,161
‫اگه خیلی تند بری، سر خوردن خیلی آسونه،

288
00:29:47,162 --> 00:29:48,247
‫بارون میومد.

289
00:29:49,706 --> 00:29:52,708
‫خب، معلومه، من دنبالش رفتم،
‫ولی نتونستم بهش برسم.

290
00:29:52,709 --> 00:29:56,004
‫ماشین آتیش گرفته بود. و...

291
00:29:58,715 --> 00:30:00,633
‫نباید اتفاق میفتاد.

292
00:30:00,634 --> 00:30:04,012
‫ولی... من-من... اون اصلا درست فکر نمیکرد.

293
00:30:07,307 --> 00:30:09,142
‫چرا باید یه کلمه از حرفاتو باور کنم؟

294
00:30:09,935 --> 00:30:15,356
‫هر کاری که بعد از اون کردم
‫تا همین امروز ازش پشیمونم.

295
00:30:15,357 --> 00:30:18,569
‫مخصوصا کاری که با تو کردم.

296
00:30:19,570 --> 00:30:21,320
‫باید... باید کنارت میبودم.

297
00:30:21,321 --> 00:30:26,742
‫باید... باید درستش میکردم.
‫ولی من... من... من... من... من... من ترسیده بودم.

298
00:30:26,743 --> 00:30:30,539
‫من... من یه خانواده داشتم و من... من فقط... نمیدونستم چطوری حلش کنم.

299
00:30:31,999 --> 00:30:37,087
‫- و واسه همین کاری رو کردم که پ-پدرم گ...
‫- ...گفت باید انجام بدم.

300
00:30:38,005 --> 00:30:40,174
‫گذاشتم بری. و من...

301
00:30:41,925 --> 00:30:45,596
‫خیلی متاسفم، سوفی.

302
00:30:49,641 --> 00:30:52,895
‫حسی که تو در مورد کاری که کردی داری،
‫هیچیو عوض نمیکنه.

303
00:31:49,785 --> 00:31:53,162
‫- اینجا چیکار میکنی؟
‫- فقط اومدم حالت رو بپرسم.

304
00:31:53,163 --> 00:31:55,082
‫من خوبم.

305
00:31:56,834 --> 00:31:58,669
‫عزیزم، متاسفم بابت این.

306
00:31:59,670 --> 00:32:01,505
‫نمیدونم اینجا چیکار میکنه.

307
00:32:02,172 --> 00:32:04,716
‫واقعا، واقعا نمیخوام در مورد این حرف بزنم.

308
00:32:10,764 --> 00:32:12,599
‫این کاری بود که مادرش میکرد.

309
00:32:13,267 --> 00:32:16,353
‫یهو ظاهر میشد. اینطوری غافلگیرش میکرد.

310
00:32:17,437 --> 00:32:18,771
‫مادرشو میشناختی؟

311
00:32:18,772 --> 00:32:22,316
‫اوه، نه، نه. قبل از اینکه
‫من و اون همدیگه رو ببینیم تمومش کرده بود.

312
00:32:22,317 --> 00:32:26,696
‫هیچی براش مهم نبود،
‫ولی بچه اوضاع رو پیچیده کرد.

313
00:32:27,865 --> 00:32:31,827
‫اون واقعا میخواست حقشون رو ادا کنه.

314
00:32:32,536 --> 00:32:38,083
‫بهشون پول داد، ماشین داد،
‫ولی فکر کنم اون اونو یه فرصت میدید.

315
00:32:42,671 --> 00:32:47,008
‫عزیزم، بین شما دو تا چیزی اتفاق افتاده؟

316
00:32:47,009 --> 00:32:48,093
‫چی؟

317
00:32:50,304 --> 00:32:53,557
‫نتونستم جلوی خودمو بگیرم و متوجه شدم که...
‫که شما دو تا صمیمی بودین.

318
00:32:57,311 --> 00:33:02,315
‫اوه، عزیزم، تقصیر تو نیست.

319
00:33:11,992 --> 00:33:13,410
‫بازم داری با عجله میری؟

320
00:33:15,204 --> 00:33:16,162
‫چه عجله ای داری؟

321
00:33:16,163 --> 00:33:19,040
‫ببین، هیچ کدوم از اینا به تو ربطی نداره.

322
00:33:19,041 --> 00:33:23,629
‫آره، حق با توئه. ربطی نداره.
‫هیچ کدوم از اشتباهاتش ربطی نداره.

323
00:33:24,338 --> 00:33:28,717
‫ولی یه جوری همه شون
‫راهشونو پیدا میکنن و برمیگردن.

324
00:33:32,095 --> 00:33:33,847
‫دیدم با بابا چه گپ خوبی زدی.

325
00:33:34,932 --> 00:33:36,849
‫فرصت شد بقیه ی خانواده رو هم ببینی؟

326
00:33:36,850 --> 00:33:39,269
‫البته، تو که خواهرمو از قبل میشناسی.

327
00:33:42,940 --> 00:33:45,442
‫بهت پیشنهاد پول داد؟ یه معامله؟

328
00:33:46,026 --> 00:33:47,860
‫واقعا میخوای اینجا در مورد این حرف بزنی؟

329
00:33:47,861 --> 00:33:49,362
‫معلومه، این روش معمولیشه،

330
00:33:49,363 --> 00:33:52,698
‫ولی اگه پول رو قبول نکنی،
‫ اوضاع خیلی بدتر میشه.

331
00:33:52,699 --> 00:33:56,203
‫فقط میخوام بدونی بعد از این چی میشه،

332
00:33:57,496 --> 00:33:58,580
‫شخصی نیست.

333
00:34:01,583 --> 00:34:03,042
‫کاش اوضاع جور دیگه ای بود.

334
00:34:03,043 --> 00:34:06,629
‫آره، ولی...
‫ولی هیچوقت اینطوری نمیشد، مگه نه؟

335
00:34:06,630 --> 00:34:08,005
‫تو مطمئن شدی که اینطوری بشه.

336
00:34:10,884 --> 00:34:13,053
‫خوشحال شدم که درست حسابی
‫باهات آشنا شدم، سوفی.

337
00:34:14,179 --> 00:34:15,514
‫مواظب خودت باش.

338
00:34:40,539 --> 00:34:42,623
‫- کیه؟
‫- منم.

339
00:34:48,589 --> 00:34:49,589
‫چطور منو پیدا کردی؟

340
00:34:49,590 --> 00:34:51,300
‫منم منابع خودمو دارم.

341
00:34:55,888 --> 00:34:57,930
‫خب، احساس میکنم خیلی ساده پوشیدم.

342
00:34:57,931 --> 00:35:00,766
‫تو، ام...نمیدونم،

343
00:35:00,767 --> 00:35:03,687
‫دقیقا دو دقیقه وقت داری خودتو توضیح بدی.

344
00:35:06,106 --> 00:35:07,649
‫سوفی هانتلی. از دیدنت خوشحالم.

345
00:35:08,233 --> 00:35:09,985
‫متاسفم که بد شروع کردیم.

346
00:35:10,861 --> 00:35:12,070
‫سوفی هانتلی؟

347
00:35:13,238 --> 00:35:15,449
‫یا حضرت مسیح.

348
00:35:16,241 --> 00:35:18,368
‫اوه، این... این... این چه داستانیه.

349
00:35:20,162 --> 00:35:21,246
‫اینو از کجا آوردی؟

350
00:35:21,830 --> 00:35:23,581
‫چند تا چیز از تو یاد گرفتم.

351
00:35:23,582 --> 00:35:25,291
‫این یکی هنری هانتلی رو نشون میده
‫که اعتراف میکنه

352
00:35:25,292 --> 00:35:27,920
‫سعی کرده وجود دختر نامشروعشو پاک کنه.

353
00:35:29,963 --> 00:35:31,882
‫- اینو ضبط کردی؟
‫- اوهوم.

354
00:35:32,382 --> 00:35:33,759
‫ازش در مورد مادرت پرسیدی؟

355
00:35:34,635 --> 00:35:37,429
‫بهم گفت تو یه تصادف ماشین
‫تو ملکشون فوت کرده.

356
00:35:38,472 --> 00:35:40,098
‫- حرفشو باور میکنی؟
‫- نمیدونم.

357
00:35:41,558 --> 00:35:44,769
‫باید این مقاله چاپ بشه.
‫ یه تحقیق درست و حسابی رو شروع کنه.

358
00:35:44,770 --> 00:35:46,646
‫چرا خودت نمیری پیش پلیس؟

359
00:35:46,647 --> 00:35:48,564
‫نمیتونم این کارو بکنم.

360
00:35:48,565 --> 00:35:51,651
‫اگه چهره ی این ماجرا بشم،
‫ این منو تعریف میکنه.

361
00:35:51,652 --> 00:35:52,986
‫هر جا برم دنبالم میگردن.

362
00:35:54,112 --> 00:35:56,949
‫ببین، من این داستانو بهت میدم به یه شرط.

363
00:35:58,408 --> 00:36:01,577
‫اسم من توش نباشه. من ناشناس بمونم.

364
00:36:01,578 --> 00:36:03,663
‫نمیتونم قول بدم. یه همچین داستانی...

365
00:36:03,664 --> 00:36:06,083
‫با سردبیرت حرف بزن. ببین چی ممکنه.

366
00:36:06,750 --> 00:36:08,377
‫وگرنه دیگه هیچوقت منو نمیبینی.

367
00:36:11,213 --> 00:36:13,715
‫نگهش دار. یه نسخه دیگه دارم.

368
00:36:57,217 --> 00:36:59,678
‫بهشون پول داد، ماشین داد.

369
00:38:46,743 --> 00:38:48,244
‫جیمز الیس؟

370
00:38:49,580 --> 00:38:52,582
‫هوی! هی! هوی، هوی، هوی.

371
00:38:53,580 --> 00:39:13,580
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

