﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:38,200 --> 00:00:40,700
‫تو راه اذیت نشدی؟
‫دریا متلاطم بود؟

3
00:00:40,790 --> 00:00:41,950
‫نه، خیلی قشنگ بود

4
00:00:42,040 --> 00:00:44,540
‫این جزیره قشنگ‌ترین جاییـه که تاحالا بودم

5
00:00:44,620 --> 00:00:45,710
‫همم

6
00:00:45,710 --> 00:00:49,400
‫یادمـه اولین باری که این جزیره رو دیدم،
‫همین فکر رو می‌کردم

7
00:00:51,050 --> 00:00:52,960
‫خونه‌تون مثل یه موزه‌ی هنری می‌مونه

8
00:00:53,050 --> 00:00:55,050
‫ممنون. آره

9
00:00:55,760 --> 00:00:58,621
‫راستش الان ایام موردعلاقم
‫واسه بودن تو این جزیره‌ست

10
00:00:58,640 --> 00:00:59,760
‫بعد از روز کارگر

11
00:00:59,850 --> 00:01:02,850
‫وقتی که همه‌ی کارمندهای معمولی
‫برگشتن به «بک‌بی» و

12
00:01:02,930 --> 00:01:06,060
‫آپر ایست‌ساید و
‫فقط خودم می‌مونم و جونورها و

13
00:01:06,140 --> 00:01:07,850
‫موجودات دریایی و

14
00:01:08,730 --> 00:01:11,150
‫با همدیگه این جزیره رو مال خودمون می‌کنیم

15
00:01:12,190 --> 00:01:14,340
‫چرا می‌خوای دستیارم باشی؟

16
00:01:16,740 --> 00:01:17,910
‫راستش به‌خاطر خود شما

17
00:01:17,970 --> 00:01:19,120
‫اسم‌تون رو تو گوگل زدم و

18
00:01:19,120 --> 00:01:21,925
‫و یه ویدیوی یوتیوب ازتون دیدم که

19
00:01:21,950 --> 00:01:24,068
‫درمورد حفاظت و نگهداری از

20
00:01:24,092 --> 00:01:26,312
‫محیط زیست حرف می‌زدید و...

21
00:01:28,000 --> 00:01:29,460
‫خیلی هیجان‌زده بودید

22
00:01:31,000 --> 00:01:33,880
‫یه حسی بهم گفت که باید بیام و
واسه شما کار کنم

23
00:01:37,760 --> 00:01:39,970
‫الان توی نیویورک اقامت داری؟

24
00:01:40,050 --> 00:01:41,096
‫بله

25
00:01:41,680 --> 00:01:44,520
‫- کجا؟ منهتن؟
‫- نه، نه. کویینز

26
00:01:44,600 --> 00:01:47,270
‫تو یه محله‌ای که خودم
‫بهش میگم مجاور فرودگاه

27
00:01:47,350 --> 00:01:48,850
‫کجا کار می‌کنی؟

28
00:01:48,850 --> 00:01:50,650
‫تمام‌وقت توی کاپلان تدریس می‌کنم

29
00:01:50,650 --> 00:01:53,940
‫موقتاً آخرهفته‌ها هم توی
‫ یه شرکت بازاریابی تلفنی کار می‌کنم و

30
00:01:54,030 --> 00:01:56,780
‫برای بیمه‌ی سلامت هم
‫توی استارباکس کار می‌کنم

31
00:01:56,860 --> 00:01:58,570
‫همم، چه متواضع

32
00:01:58,570 --> 00:02:01,490
‫آره خب، بهتر از اینه که با جیب خالی و
‫اتوبوس پیتر پن، برگردم خونه

33
00:02:01,490 --> 00:02:03,370
‫اون دیگه بدترین کابوسمـه

34
00:02:03,370 --> 00:02:04,910
‫- اصالتاً اهل کجایی؟
‫- بوفالو

35
00:02:04,990 --> 00:02:06,040
‫اوف!

36
00:02:06,120 --> 00:02:07,500
‫بگو همون «شمال ایالت» عزیزم

37
00:02:08,620 --> 00:02:12,460
‫من خودم اهل یه دخمه‌ای‌ام به اسم «فرزنو»
‫اما به همه میگم «منطقه‌ی خلیج»

38
00:02:13,670 --> 00:02:17,416
‫ظاهراً یه سال توی «سیتی کالج»

39
00:02:17,440 --> 00:02:18,905
‫حقوق خوندی

40
00:02:18,930 --> 00:02:20,140
‫چرا فقط یه سال؟

41
00:02:21,180 --> 00:02:23,600
‫شما خودتون وکیلید.
‫زندگی‌نامه‌تون رو خوندم

42
00:02:23,680 --> 00:02:26,609
‫لازم نیست بهتون بگم که
‫رشته‌ی حقوق چقد سختـه

43
00:02:26,634 --> 00:02:27,465
‫اوهوم

44
00:02:27,490 --> 00:02:30,245
‫اما دانشگاه ییل بهت
بورسیه‌ی گلدبرگ داده بود

45
00:02:30,270 --> 00:02:31,400
‫یعنی بورسیه‌ی کامل

46
00:02:31,480 --> 00:02:34,980
‫برای دانشجویان فوق‌العاده‌ بااستعدادی که
‫ زیر خط فقرن

47
00:02:35,280 --> 00:02:37,740
عجیبـه که این رو می‌دونید

48
00:02:37,740 --> 00:02:39,450
‫من هم همین بورسیه رو داشتم

49
00:02:42,280 --> 00:02:44,700
‫خب حالا بگو چرا از دانشکده‌ی حقوق
‫انصراف دادی؟

50
00:02:48,620 --> 00:02:49,790
‫ازش متنفر بودم

51
00:02:50,670 --> 00:02:53,960
‫فکر کنم... یه حسی بهم می‌گفت که
‫مجبورم برم چون

52
00:02:54,840 --> 00:02:58,622
‫از کلاس دوم به خودم می‌گفتم

53
00:02:58,647 --> 00:03:00,195
‫پیش‌دانشگاهیِ حقوق اما

54
00:03:00,220 --> 00:03:03,025
‫تنها دلیلش این بود که مادرم

55
00:03:03,050 --> 00:03:06,560
‫یه بار بهم گفته بود که
‫در آینده وکیل میشم اما...

56
00:03:08,600 --> 00:03:09,790
‫توی جوونی مُرد

57
00:03:09,810 --> 00:03:12,980
‫برای همین این چیزی بود که
‫همیشه بهم چسبیده بود

58
00:03:13,980 --> 00:03:15,860
‫آره، بعدش هم که رفتم اونجا و

59
00:03:15,940 --> 00:03:18,230
‫فهمیدم به‌دردم نمی‌خوره...
‫انصراف دادم

60
00:03:20,110 --> 00:03:21,990
‫اگه چیزی به دردت نمی‌خوره،
‫ولش کن

61
00:03:23,660 --> 00:03:25,400
‫این جمله رو واقعاً دوست دارم

62
00:03:25,990 --> 00:03:27,450
‫مامان من هم توی جوونی مُرد

63
00:03:28,080 --> 00:03:30,210
‫به‌خاطر سرطان سینه.
‫نُه سالم بود

64
00:03:32,370 --> 00:03:35,750
‫مامان من تصادف کرد و مرد.
‫یه راننده‌ی مست زد بهش

65
00:03:35,840 --> 00:03:36,960
‫هفت سالم بود

66
00:03:37,460 --> 00:03:39,370
‫واقعاً ناراحت‌کننده‌ست

67
00:03:42,680 --> 00:03:44,140
‫بذار بهت نگاه کنم

68
00:03:48,680 --> 00:03:49,693
‫باشه

69
00:04:00,530 --> 00:04:01,610
‫باهام بیا

70
00:04:07,490 --> 00:04:09,120
‫این بارنابیـه

71
00:04:10,040 --> 00:04:12,290
‫وقتی داشت غرق می‌شد،
‫از دریا کشیدیمش بیرون

72
00:04:12,790 --> 00:04:14,420
‫سلام بارنابی

73
00:04:15,140 --> 00:04:18,250
‫باریکلا پسر

74
00:04:18,880 --> 00:04:21,380
‫آره، خیلی لاغر و ضعیفـه

75
00:04:21,460 --> 00:04:23,630
‫هرروز با دست بهش غذا میدیم

76
00:04:23,720 --> 00:04:25,470
‫کاری که می‌کنی همینـه

77
00:04:26,890 --> 00:04:29,080
‫البته اگه این سِمَت رو قبول کنی

78
00:04:30,360 --> 00:04:32,110
‫یعنی این شغل رو بهم پیشنهاد می‌دید؟

79
00:04:32,110 --> 00:04:34,800
‫آره، به‌نظرم باید هرچه سریع‌تر
‫کارت رو شروع کنی

80
00:04:37,770 --> 00:04:39,190
‫نظرت چیه؟

81
00:04:47,870 --> 00:04:49,530
‫صدام رو شنیدی سیمون؟

82
00:04:49,620 --> 00:04:51,040
‫بابام اینجاس

83
00:04:52,100 --> 00:04:53,500
‫بابام اینجا چی‌کار می‌کنه؟

84
00:04:54,580 --> 00:04:57,210
‫میشه یه موقعی که به زانو نیفتادم،
‫درموردش حرف بزنیم؟

85
00:04:57,210 --> 00:04:59,920
‫- چرا این کار رو باهام کردی ایثن؟
‫- چی... حلقه رو میگی؟

86
00:04:59,920 --> 00:05:01,755
‫- حلقه‌ی مامانم بوده
‫- نه. نه، بابام رو میگم

87
00:05:01,780 --> 00:05:03,340
‫چرا باید بابام رو بیاری اینجا؟

88
00:05:03,340 --> 00:05:05,828
‫فقط خواستم... رمانتیک باشه

89
00:05:05,853 --> 00:05:08,720
‫مثلاً از اون حرکت‌های باشکوه بزنم

90
00:05:08,790 --> 00:05:12,520
‫ببین، میکیلا دیروز دم صخره

91
00:05:12,520 --> 00:05:14,480
‫حرفای خیلی بی‌رحمانه‌ای بهم زد

92
00:05:14,480 --> 00:05:16,230
‫گفتش که من یه بچه‌سال خودخواهم و

93
00:05:16,310 --> 00:05:19,730
‫گفت که حق ندارم سر کارت بذارم و

94
00:05:19,810 --> 00:05:23,070
‫یهو که به خودم اومدم،
‫دیدم راست میگه

95
00:05:23,150 --> 00:05:25,360
‫- من واقعاً یه‌ بچه‌سال خودخواهم
‫- هی، هی، هی

96
00:05:25,450 --> 00:05:28,160
‫بیا بریم بشینیم رو مبل.
‫آره، بشینیم رو مبل

97
00:05:28,240 --> 00:05:29,570
‫ببخشید، فقط باید بشینه

98
00:05:29,660 --> 00:05:31,780
‫- همینجا. هی، ایثن
‫- فهمیدم که...

99
00:05:31,870 --> 00:05:34,200
‫- من نمی‌خوام...
‫- احتمالاً قرص‌هاش رو نیوردی؟

100
00:05:34,200 --> 00:05:36,880
‫- پرستارش وسایلش رو جمع کرد
‫- من پرستارش نیستم. توی کیفشه

101
00:05:36,880 --> 00:05:38,000
‫- کجا؟
‫- قرصام رو آوردم

102
00:05:38,080 --> 00:05:40,130
‫- توی اون در زیپ‌داره. داخلِ...
‫- پیداش کردم

103
00:05:40,210 --> 00:05:43,340
‫شرمنده. همون قضیه‌ی بچه‌سال خودخواه رو
‫ادامه بده

104
00:05:43,420 --> 00:05:45,380
‫ممنونم. خیلی‌خب

105
00:05:45,788 --> 00:05:48,383
‫خب،‌ منظور من اینـه که
من خیلی وقت بود که

106
00:05:48,408 --> 00:05:50,523
‫ توی دریا سردرگم بودم

107
00:05:50,548 --> 00:05:51,985
‫اما یهو تو از راه رسیدی

108
00:05:52,010 --> 00:05:55,730
‫تو دختر رویاهای منی و
‫من می‌خوام لایقت باشم

109
00:05:55,810 --> 00:05:57,730
‫می‌خوام لایقت باشم

110
00:05:57,730 --> 00:06:00,400
‫می‌خوام بهت متعهد باشم و
‫می‌خوام به روش درست انجامش بدم

111
00:06:00,400 --> 00:06:03,400
‫برای همین واسه خواستگاری،
‫از بروس اجازه گرفتم

112
00:06:03,400 --> 00:06:06,680
‫بعدش اون و پرستارش گفتن که
‫اونا هم می‌خوان باهام بیان

113
00:06:06,690 --> 00:06:08,400
‫من پرستارش نیستم

114
00:06:08,490 --> 00:06:09,780
‫من به‌خاطر دی اومدم

115
00:06:09,780 --> 00:06:10,910
‫هی، این کارها یعنی چی؟

116
00:06:10,910 --> 00:06:12,990
‫نمیشه که بدون توضیح
‫من رو باهاش ول کنی

117
00:06:12,990 --> 00:06:16,410
‫- بعد کشون‌کشون آوردیش یه جزیره‌ی دورافتاده؟
‫- چی‌کار باید می‌کردم؟

118
00:06:16,435 --> 00:06:18,475
‫بعدشم، چقدر جذاب شدی لامصب

119
00:06:18,500 --> 00:06:19,703
‫اوم...

120
00:06:21,540 --> 00:06:23,670
‫ببخشید. اصلاً طبق برنامه پیش نرفت

121
00:06:23,750 --> 00:06:26,300
‫راستش واقعاً فکر می‌کردم
‫خوشحال میشی سیمون

122
00:06:26,380 --> 00:06:27,800
‫که بابات اینجا باشه

123
00:06:27,880 --> 00:06:31,510
‫- من دوستت دارم. می‌خوام باهات ازدواج کنم
<i>‫- در جلویی باز شد</i>

124
00:06:31,590 --> 00:06:33,810
‫اینجا چه‌خبره؟
‫اینا دیگه کی‌ان؟

125
00:06:33,890 --> 00:06:35,100
‫- اوم...
‫- وای خدا

126
00:06:36,100 --> 00:06:37,193
‫تویی

127
00:06:37,560 --> 00:06:38,680
‫واقعاً خودتی؟

128
00:06:39,270 --> 00:06:40,480
‫- آره
‫- چی؟

129
00:06:40,560 --> 00:06:41,940
‫واقعاً خودتی

130
00:06:42,730 --> 00:06:43,900
‫می‌دونستم

131
00:06:45,900 --> 00:06:47,150
‫حس می‌کردم داری میای

132
00:06:47,240 --> 00:06:48,780
‫- سلام
‫- سلام

133
00:06:48,860 --> 00:06:50,490
‫من رو یادت میاد؟

134
00:06:50,570 --> 00:06:54,280
‫من... مطمئنم که یادمـه.
‫لطف می‌کنید اسم‌تون رو بگید؟

135
00:06:54,590 --> 00:06:55,698
‫بروس

136
00:06:55,723 --> 00:06:57,975
‫سلام بروس.
‫اسم من میکیلاست

137
00:06:58,000 --> 00:06:59,475
‫می‌شناسمت

138
00:06:59,500 --> 00:07:02,741
‫ما از خیلی خیلی خیلی وقت پیش

139
00:07:02,766 --> 00:07:04,145
‫همدیگه رو می‌شناختیم

140
00:07:04,170 --> 00:07:05,750
‫اوهوم

141
00:07:07,090 --> 00:07:10,010
‫- میشه...
‫- از همیشه زیباتر شدی

142
00:07:12,510 --> 00:07:14,680
‫اوه

143
00:07:14,760 --> 00:07:16,140
‫جفت‌مون دوست داریم بکنمت

144
00:07:16,140 --> 00:07:18,020
‫- وای خدا. بابا! بابا!
‫- وای خدا

145
00:07:18,100 --> 00:07:20,310
‫- هی، بروس
‫ - هی، بابا، بابا

146
00:07:20,310 --> 00:07:21,560
‫- نه، بابا...
‫- میشه بهم بدی؟

147
00:07:21,560 --> 00:07:23,940
‫- ایشون رئیس سیمون هستن بابا
‫- می‌تونه بهم بده

148
00:07:24,020 --> 00:07:25,190
‫- زده به سرت
‫- معلومـه

149
00:07:25,270 --> 00:07:27,530
‫تو این خانم رو نمی‌شناسی.
‫ایشون غریبه‌ن

150
00:07:27,610 --> 00:07:30,360
‫- این یارو پیرهن بنفشـه خیلی پولداره
‫- اوه

151
00:07:30,450 --> 00:07:32,280
‫با جت اومدم اینجا

152
00:07:32,360 --> 00:07:34,160
‫قراره با دخترم ازدواج کنه

153
00:07:34,240 --> 00:07:35,740
‫- خب...
‫- سیمون

154
00:07:35,830 --> 00:07:39,330
‫خیلی کنجکاوم که بدونم
‫سینمون چی قراره بگه

155
00:07:39,410 --> 00:07:42,370
‫نظرت چیه که... نه، نه، نه.
‫نظرت چیه همینجا بمونی؟

156
00:07:42,460 --> 00:07:44,250
‫دستم رو بگیر تا با همدیگه گوش کنیم

157
00:07:45,460 --> 00:07:46,630
‫- باشه
‫- باشه

158
00:07:49,010 --> 00:07:50,023
‫اوم...

159
00:07:52,180 --> 00:07:54,840
‫سیمون دوویت، باهام ازدواج می‌کنی؟

160
00:07:54,930 --> 00:07:58,680
‫بابام الان گفت کیکی رو می‌کنه.
‫من... اینطوری نمی‌تونم

161
00:07:58,760 --> 00:08:02,140
‫- نه، نه. اینطوری نمی‌تونم. نمی‌تونم
‫- وایسا سیمون. وایسا! وایسا!

162
00:08:02,230 --> 00:08:03,560
‫سیمون. سیمون وایسا

163
00:08:03,560 --> 00:08:05,690
‫وایسا. نه، خودم میرم دنبالش.
‫اون دوست‌دختر منـه

164
00:08:05,690 --> 00:08:07,940
‫- دیگه تا همینجاش کافیـه
‫- خودم باهاش حرف می‌زنم. من رو می‌خواد

165
00:08:07,940 --> 00:08:09,650
‫مزخرف نگو. تو نفر آخری

166
00:08:09,650 --> 00:08:12,740
‫این رو واقعاً موافقم.
‫ترتیبش اینطوریـه، یک، دو، سه

167
00:08:12,740 --> 00:08:13,950
‫- شاید هم دو...
‫- دست بردار

168
00:08:13,950 --> 00:08:15,870
‫تو به بابات برس،
‫تو هم به مهمونات

169
00:08:15,950 --> 00:08:16,950
‫من هم میرم

170
00:08:17,030 --> 00:08:18,940
‫خدافظ میکیلا

171
00:08:20,909 --> 00:08:21,963
‫خدافظ بروس

172
00:08:24,670 --> 00:08:27,080
<i>‫در جلویی باز شد</i>

173
00:08:28,960 --> 00:08:30,280
‫خیلی‌خب

174
00:08:37,870 --> 00:08:40,330
‫« سایرن‌ها »
‫« قسمت چهارم »

175
00:08:41,440 --> 00:08:43,080
‫« پرسفونه »

176
00:08:43,080 --> 00:08:44,560
‫منظورت چیه نباید نون باشه؟

177
00:08:44,560 --> 00:08:46,440
‫خب، از قبل برگزاری گالا

178
00:08:46,440 --> 00:08:49,190
‫خانم کِل کلا دوست ندارن
‫کربوهیدراتی توی خونه باشه

179
00:08:49,190 --> 00:08:51,650
‫به استثنای اومدن مهمون یا یه مراسمی

180
00:08:51,730 --> 00:08:55,070
‫کربوهیدراتی توی خونه‌ی من نباشه؟
‫زده به سرش؟

181
00:08:55,150 --> 00:08:56,530
‫اشکالی نداره بابا

182
00:08:56,920 --> 00:08:59,620
‫همین که فرصت سالم بودن رو داریم،
خدا رو شاکریم

183
00:08:59,620 --> 00:09:02,540
‫- آب می‌خوریم
‫- آره، بعضی‌وقتا توش قرص نعنا می‌ریزیم

184
00:09:02,620 --> 00:09:04,400
‫یا لیمو، اگه خواستیم به خودمون حال بدیم

185
00:09:04,400 --> 00:09:07,080
‫خب، سوپ صدف بابام رو

186
00:09:07,080 --> 00:09:09,130
‫بدون نون گرم و برشته و

187
00:09:09,130 --> 00:09:10,920
‫کره‌ی خوشمزه و پرنمک نمی‌خوریم

188
00:09:10,920 --> 00:09:12,630
‫درست شنیدم،
‫نون گرم و برشته؟

189
00:09:13,210 --> 00:09:15,970
‫کوپرتینو تا ۵ دقیقه‌ی دیگه تعطیل می‌کنه

190
00:09:16,470 --> 00:09:18,470
‫کسی هست که دلش بخواد
‫یکم عجله کنه؟

191
00:09:18,550 --> 00:09:19,800
‫من. من رو انتخاب کن

192
00:09:19,890 --> 00:09:21,010
‫- باشه
‫- من میرم

193
00:09:21,100 --> 00:09:22,720
‫می‌خوای پول خُرد هم ببری؟

194
00:09:23,600 --> 00:09:25,640
‫نون! ایول!

195
00:09:25,730 --> 00:09:28,560
‫میز ناهار خوری رو برای
‫شما و خانم کِل بچینم آقا؟

196
00:09:28,650 --> 00:09:31,240
‫برای خودتون هم بچینید.
‫لطفاً بیاید پیش ما

197
00:09:33,690 --> 00:09:36,220
‫قضیه‌ی این پیام‌ها چیه؟

198
00:09:37,150 --> 00:09:39,420
‫چیز خاصی نیست.
‫داستان‌های بین کارگرهاست

199
00:09:40,740 --> 00:09:44,120
‫بیخیال دیگه. من هم دلم می‌خواد
‫خاله‌زنک‌بازی‌های آشپزخونه رو بدونم

200
00:09:44,120 --> 00:09:45,153
‫اوم...

201
00:09:46,790 --> 00:09:47,820
‫خب...

202
00:09:48,870 --> 00:09:52,000
‫ظاهراً همین حالا یکی از
‫دستیار خانم کِل خواستگاری کرده

203
00:09:52,300 --> 00:09:53,750
‫- سیمون؟
‫- آره

204
00:09:53,840 --> 00:09:55,420
‫آقای کوربین، همسایه‌ی کناری

205
00:09:55,980 --> 00:09:58,510
‫با یه حلقه‌ی پنج قیراطی کوسن‌تراشی شده

206
00:09:58,960 --> 00:10:00,540
‫اوف

207
00:10:00,550 --> 00:10:03,890
‫وای، خوش‌به‌حال این زوج خوشبخت

208
00:10:03,890 --> 00:10:06,730
‫دل‌تون می‌خواد براشون
‫یه بطری شامپاین بفرستم قربان؟

209
00:10:06,810 --> 00:10:09,600
‫آره خب، به گمونم کار درست همین باشه

210
00:10:09,690 --> 00:10:11,230
‫مگه نه؟

211
00:10:11,310 --> 00:10:12,940
‫گندش بزنن

212
00:10:13,520 --> 00:10:15,110
‫پیازها رو سوزوندم

213
00:10:15,690 --> 00:10:17,110
‫تف توش

214
00:10:39,300 --> 00:10:40,380
‫- سلام
‫- تازه‌عروس

215
00:10:40,470 --> 00:10:41,680
‫تبریک میگم

216
00:10:42,510 --> 00:10:44,220
‫آره، خبرها به گوش‌مون رسیده

217
00:10:44,310 --> 00:10:45,850
‫وای، چه قشنگ

218
00:10:46,680 --> 00:10:48,430
‫وای نه

219
00:10:48,520 --> 00:10:49,770
‫چی‌شده؟

220
00:10:49,850 --> 00:10:51,020
‫اوم...

221
00:10:53,400 --> 00:10:55,980
‫به اشکات نمی‌خوره از سر شوق باشن

222
00:10:57,360 --> 00:10:59,740
‫آره... یه فاجعه‌ای بود

223
00:10:59,820 --> 00:11:02,910
‫چرا؟ چون که... جواب رد دادی؟

224
00:11:06,410 --> 00:11:07,870
‫ببخشید...

225
00:11:07,950 --> 00:11:10,790
‫خب... الان واقعاً باید تنها باشم پیتر...

226
00:11:10,870 --> 00:11:12,580
‫صبر کن. سیمون

227
00:11:13,750 --> 00:11:17,250
‫به‌خاطر اتفاقی که اون موقع افتاد
‫واقعاً احساس بی‌شعوری می‌کنم

228
00:11:17,275 --> 00:11:19,983
‫تو فقط خواستی بهم لطف کنی و...

229
00:11:20,007 --> 00:11:22,105
‫من خیلی از حدم خارج شدم

230
00:11:22,130 --> 00:11:24,550
‫- واقعاً... شرمندم
‫- اشکالی نداره. بیا فراموشش کنیم

231
00:11:24,640 --> 00:11:28,020
‫تو این وضع اصلاً دلت نمی‌خواد
‫یه پیرمردی بخواد بوست کنه

232
00:11:28,100 --> 00:11:31,440
‫اون هم تو روزی که نامزد کردی

233
00:11:32,060 --> 00:11:34,270
‫شاید هم نکردی.
‫مشخص نیست اما...

234
00:11:34,360 --> 00:11:35,650
‫بهش نمیگم پیتر

235
00:11:37,320 --> 00:11:39,320
‫- جداً؟
‫- آره، نگران نباش

236
00:11:39,400 --> 00:11:41,610
‫هیچوقت همچین درخواستی ازت نمی‌کردم

237
00:11:41,610 --> 00:11:44,224
‫چون می‌دونم تو و میکیلا
‫خیلی باهمدیگه صمیمی‌اید

238
00:11:44,240 --> 00:11:46,646
‫من هم مثل تو ضرر می‌کنم پس آره...

239
00:11:46,670 --> 00:11:48,555
‫این راز بین‌مون می‌مونه

240
00:11:48,580 --> 00:11:49,845
‫قول مردونه میدم

241
00:11:49,870 --> 00:11:51,120
‫خب، عالیـه. خیلی‌خوبـه

242
00:11:51,210 --> 00:11:52,830
‫آره خب، قول مردونه

243
00:11:52,920 --> 00:11:56,710
‫قول مردونـه...
‫هرچی تو بگی

244
00:11:56,790 --> 00:11:58,090
‫اوهوم. خیلی‌خب

245
00:11:58,630 --> 00:12:00,970
‫بازم... واقعاً شرمندم

246
00:12:01,050 --> 00:12:02,380
‫- اوهوم
‫- خیلی

247
00:12:03,970 --> 00:12:05,390
‫حرومزاده

248
00:12:05,470 --> 00:12:07,930
‫چی‌شده؟ من گوشیم رو جا گذاشتم.
‫چی‌شده؟

249
00:12:08,010 --> 00:12:10,980
‫خوزه میگه ایثن همه رو واسه شام آورده اینجا

250
00:12:11,060 --> 00:12:12,180
‫وای نه!

251
00:12:12,270 --> 00:12:16,020
‫خوزه دیگه نمی‌دونه چی‌کار کنه.
‫ایثن تو یخچالش فقط اوزمپیک داره

252
00:12:16,110 --> 00:12:17,440
‫عجب مسخره‌بازی‌ایـه

253
00:12:17,520 --> 00:12:19,260
‫این شغل واقعاً مسخره‌بازیـه

254
00:12:19,900 --> 00:12:21,070
‫مسخره‌بازی...

255
00:12:21,150 --> 00:12:22,860
‫شنیدی که؟ مسخره‌بازی

256
00:12:23,640 --> 00:12:25,240
‫فلجی صورتم دوباره برگشته

257
00:12:25,240 --> 00:12:26,780
‫بیا بریم.
‫انگار رفتن

258
00:12:27,450 --> 00:12:30,450
‫هر تابستون اینطوری میشه.
‫به‌خاطر استرس کوفتی

259
00:12:32,750 --> 00:12:35,250
‫خیلی‌خب، همه کمربندها رو بستن؟

260
00:12:36,250 --> 00:12:38,420
‫فقط چرم‌ها رو خط نندازید، خب؟

261
00:12:41,210 --> 00:12:42,920
‫ماشینت زنونه‌ست

262
00:12:46,140 --> 00:12:47,180
‫سیمون؟

263
00:12:48,720 --> 00:12:49,970
‫سیمون رو ندیدی؟

264
00:12:50,970 --> 00:12:52,060
‫تو اتاقشـه

265
00:12:52,560 --> 00:12:54,810
‫عکاس مجله‌ی «ونتی فر» هم
‫اومده شما رو ببینه

266
00:12:54,890 --> 00:12:57,260
‫- چرا؟
‫- تا تایید عکس‌ها رو ازتون بگیره

267
00:12:57,260 --> 00:12:59,200
‫یک ساعتی میشه که تو
‫اتاق تلویزیون منتظره

268
00:12:59,200 --> 00:13:00,300
‫نمیشه پیتر بره پیشش؟

269
00:13:00,300 --> 00:13:03,570
‫گفته باید به خود شما نشون‌شون بده.
‫اجازه‌ی نهایی دست شماست

270
00:13:03,650 --> 00:13:05,450
‫پس مجبوره منتظر بمونه

271
00:13:05,530 --> 00:13:06,563
‫کیکی

272
00:13:07,320 --> 00:13:09,280
‫- سلام
‫- وای عزیزم

273
00:13:10,340 --> 00:13:13,120
‫- میشه باهات حرف بزنم؟
‫- آره، درست میشه

274
00:13:13,120 --> 00:13:14,150
‫خیلی‌خب

275
00:13:15,290 --> 00:13:17,540
‫چی‌کار باید بکنم؟

276
00:13:18,130 --> 00:13:21,000
‫می‌خوای خانم ایثن کوربین بشی؟

277
00:13:22,880 --> 00:13:23,920
‫نمی‌دونم

278
00:13:25,010 --> 00:13:28,300
‫تا امروز از نظرم یه مرد بی‌نقص بود اما...

279
00:13:29,010 --> 00:13:31,350
‫خیلی‌خب، یه سوال بهتر ازت می‌پرسم

280
00:13:32,930 --> 00:13:34,850
‫این اتفاق برات جالبـه؟

281
00:13:34,930 --> 00:13:37,600
‫که خانمِ کسی باشی؟

282
00:13:37,690 --> 00:13:39,900
‫زندگی تو که خیلی جالبـه

283
00:13:39,980 --> 00:13:42,070
‫آره. فقط اولش

284
00:13:43,030 --> 00:13:46,780
‫یادمـه وقتی شدم خانم پیتر کِل،
‫همکارهام مات‌شون برده بود

285
00:13:46,805 --> 00:13:49,705
‫همیشه با جت می‌رفتم اسپن و مایورکا و

286
00:13:49,730 --> 00:13:51,878
‫دریاچه‌ی کومو و این‌جور جاها

287
00:13:51,903 --> 00:13:55,515
‫همه انتظار داشتن از کارم استعفا بدم اما
‫من می‌گفتم، «نه، نه، نه، نه»

288
00:13:55,540 --> 00:13:58,460
‫«هویت من، کار منـه»

289
00:13:59,540 --> 00:14:00,920
‫اما بالاخره اتفاق می‌افته

290
00:14:01,000 --> 00:14:04,760
‫اینقدر سرگرم خونه‌ی جدید و
‫برنامه‌‌ریزی واسه مهمون‌های شام و

291
00:14:04,840 --> 00:14:06,720
‫حامله شدن میشی و
‫اون هم هی میگه

292
00:14:06,800 --> 00:14:09,260
‫«میکیلا، بذار خودم هوات رو داشته باشم»

293
00:14:09,340 --> 00:14:11,920
‫و بعد یه روزی
تصمیم می‌گیری که وا بدی

294
00:14:12,685 --> 00:14:15,580
‫یکی رو می‌فرستی اون دفتری که
‫یه زمانی خیلی برات مهم بود تا

295
00:14:15,580 --> 00:14:17,140
‫وسایلت رو جمع کنه

296
00:14:17,140 --> 00:14:18,180
‫پس...

297
00:14:18,940 --> 00:14:21,415
‫وقتی خانم کسی میشی،

298
00:14:21,440 --> 00:14:23,266
‫زندگیت خیلی بزرگ میشه اما

299
00:14:25,110 --> 00:14:27,440
‫خودت خیلی کوچیک میشی

300
00:14:28,400 --> 00:14:29,950
‫اما... تو اینطوری نشدی

301
00:14:29,950 --> 00:14:32,980
‫کارهای بشردوستانه کردی،
مراقب میراث فرهنگی بودی

302
00:14:32,980 --> 00:14:35,330
‫اگه پیتر تصمیم بگیره طلاقم بده

303
00:14:35,330 --> 00:14:39,020
‫همه‌چی رو از دست میدم.
‫محافظت از محیط زیست، باغ پرندگان

304
00:14:39,040 --> 00:14:41,540
‫کل زندگیم رو انگشت اون می‌چرخه

305
00:14:41,565 --> 00:14:42,625
‫اون عاشقتـه

306
00:14:42,650 --> 00:14:43,863
‫واسش کار می‌کنم

307
00:14:46,010 --> 00:14:47,210
‫همه‌مون می‌کنیم

308
00:14:47,760 --> 00:14:50,680
‫البته الان من مهم نیستم.
‫تو مهمی

309
00:14:50,760 --> 00:14:54,560
‫مجبور نیستی تصمیم بگیری که
‫کسی هوات رو داشته باشه

310
00:14:54,640 --> 00:14:57,390
‫تو آینده‌ی روشنی در پیش داری

311
00:14:57,470 --> 00:14:59,455
‫نه، من... این رو مطمئن نیستم

312
00:14:59,480 --> 00:15:02,231
‫من هستم. می‌خوام مدیریت بنیان‌مون ‫تو

313
00:15:02,256 --> 00:15:03,963
نیویورک رو به تو بسپارم

314
00:15:06,150 --> 00:15:09,070
‫- کیکی، نه من...
‫- به‌نظرت واسه چی داشتم کار یادت می‌دادم؟

315
00:15:09,150 --> 00:15:10,820
‫می‌خواستم تو هواپیما بهت بگم

316
00:15:10,910 --> 00:15:12,910
‫می‌خوام که تو مدیر عملیات‌هامون بشی

317
00:15:12,990 --> 00:15:16,370
‫تو نیویورک خونه‌دار میشی و
‫حقوقت سه‌برابر میشه

318
00:15:16,450 --> 00:15:17,950
‫هرچی که... لازم داشته باشی

319
00:15:20,830 --> 00:15:22,500
‫نمی‌دونم چی بگم

320
00:15:22,580 --> 00:15:23,750
‫قبول کن

321
00:15:24,420 --> 00:15:25,500
‫عاشقتم کیکی

322
00:15:25,590 --> 00:15:27,630
‫خیلی خوشبختم که تو وارد زندگیم شدی

323
00:15:27,710 --> 00:15:28,770
‫نه

324
00:15:29,470 --> 00:15:30,800
‫من خوشبختم

325
00:15:43,730 --> 00:15:45,623
‫به‌نظرتون...

326
00:15:45,648 --> 00:15:48,163
‫«اینطوری نمی‌تونم» یعنی چی؟

327
00:15:48,503 --> 00:15:50,875
‫اون‌موقع که گفت «اینطوری نمی‌تونم»

328
00:15:50,900 --> 00:15:54,085
منظورش نه بود یا مثلاً... فعلاً نه؟

329
00:15:54,110 --> 00:15:57,200
‫خب، جوابش مثبت که نبود

330
00:15:57,700 --> 00:15:58,720
‫درستـه

331
00:15:59,200 --> 00:16:01,710
‫پیت، وقتی از میکیلا خواستگاری کردی،
‫چی بهت گفت؟

332
00:16:01,790 --> 00:16:03,540
‫- گفت بله
‫- زن منم بله گفت

333
00:16:03,620 --> 00:16:04,750
‫- زن منم
‫- زن منم

334
00:16:04,830 --> 00:16:06,130
‫- زن منم
‫- زن منم

335
00:16:06,210 --> 00:16:08,840
‫عالیـه. ممنون بچه‌ها.
‫قلبم رو لگدمال کردید

336
00:16:08,840 --> 00:16:12,090
‫خب، قبول کن یهویی
‫تصمیم گرفتی داداش،‌ مگه نه؟

337
00:16:12,090 --> 00:16:13,130
‫نه

338
00:16:13,220 --> 00:16:14,680
‫نه، نه، نه داداش

339
00:16:14,760 --> 00:16:17,930
‫نه آخه، وقتی که بچه‌ها و
...شکلات‌ها و

340
00:16:17,930 --> 00:16:20,100
‫کارت کریسمس رو دیدم،
‫فهمیدم که می‌خوامش

341
00:16:20,100 --> 00:16:23,690
‫تصور کنید که بچه‌های من و سیمون
‫چقدر خوشگل میشن

342
00:16:24,980 --> 00:16:26,860
‫تازه از سکسم با این زن برات نگفتم پیت!

343
00:16:26,940 --> 00:16:28,770
‫- خدایا
‫- بهترین سکس عمرم بود

344
00:16:28,860 --> 00:16:30,150
‫بیخیال بابا

345
00:16:30,230 --> 00:16:32,700
‫یه لحظه برگردیم به عقب.
‫ریموند، تو گفتی متاهلی

346
00:16:32,780 --> 00:16:34,070
‫یعنی شما زوج نیستید؟

347
00:16:34,070 --> 00:16:38,020
‫این موضوع بین خودمون دونفره، نه تو.
‫سه منهای تو، مساوی است با خفه‌شو

348
00:16:38,910 --> 00:16:42,790
‫هی، اون یارو که اون ته نشسته کیه؟
‫نمی‌شناسمش

349
00:16:42,870 --> 00:16:45,080
‫اون اِدیـه.
‫جزو کارکنان‌مونـه

350
00:16:45,170 --> 00:16:46,183
‫سلام

351
00:16:46,976 --> 00:16:48,043
‫دِوِن

352
00:16:49,210 --> 00:16:50,460
‫گیج شدم

353
00:16:50,460 --> 00:16:52,630
‫سیمون قراره با این یارو جِت‌داره عروسی کنه؟

354
00:16:52,630 --> 00:16:54,056
‫هنوز مشخص نیست

355
00:16:54,081 --> 00:16:57,115
‫و بله، ایشون رئیسمـه، ریموند

356
00:16:57,140 --> 00:16:58,640
‫رئیس متاهلم، ریموند

357
00:16:58,720 --> 00:17:00,680
‫ریموند، رئیسم که زن داره

358
00:17:00,760 --> 00:17:01,826
‫اوه

359
00:17:02,310 --> 00:17:03,390
‫از این بکن‌درروهایی؟

360
00:17:03,480 --> 00:17:06,400
‫- چی گفتی پفیوز؟
‫- مورگان، با آقای پرستار درست صحبت کن

361
00:17:06,400 --> 00:17:10,080
‫من پرستار نیستم، مدیر یه فلافل‌فروشی با
‫نمره‌ی ۴.۶ توی سایت یِلپم

362
00:17:10,080 --> 00:17:13,640
‫منم ناخدای دریایی با گواهی ناخدایی ارشد از
‫گارد ساحلی آمریکام، بالاترین گواهی

363
00:17:13,640 --> 00:17:14,700
‫آقایون

364
00:17:14,700 --> 00:17:18,420
‫بیاید تمرکزمون رو بذاریم رو
‫سوپ صدف خوشمزه‌ی پیتر، موافققید؟

365
00:17:18,910 --> 00:17:20,990
‫اسب اینجا چی‌کار می‌کنه؟

366
00:17:21,830 --> 00:17:23,023
‫وای بابا

367
00:17:23,910 --> 00:17:26,686
‫پیتر میگه که ایثن
مشتاقـه صحبت کنه و

368
00:17:26,710 --> 00:17:28,310
‫می‌خواد بیاد بالا

369
00:17:28,335 --> 00:17:30,990
‫خیلی‌خب. حس می‌کنم آمادم.
‫بفرستش بیاد

370
00:17:31,240 --> 00:17:34,340
‫میشه قبل این که باهاش بهم بزنی،
‫یه ۳۰‌ ثانیه درمورد کار حرف بزنیم؟

371
00:17:34,340 --> 00:17:35,470
‫- آره، حتماً
‫ - ببخشید

372
00:17:35,550 --> 00:17:37,630
‫موقعی که داشتی جاسوسی پیتر رو می‌کردی،

373
00:17:37,630 --> 00:17:40,510
‫خواستم وارد ایمیلش شم چون
‫فیل گفته بود باید خیانتش رو

374
00:17:40,510 --> 00:17:43,220
‫با مدرک ثابت کنم اما
‫نمی‌تونم واردش شم

375
00:17:44,220 --> 00:17:45,890
‫خوزه واقعاً موزماره

376
00:17:45,980 --> 00:17:48,730
‫ایده‌ای داری که رمزش رو چی گذاشته؟

377
00:17:48,810 --> 00:17:50,520
‫اوم...

378
00:17:50,610 --> 00:17:52,190
‫همه‌ی وسایلش رو امتحان کردی؟

379
00:17:52,270 --> 00:17:54,440
‫معمولاً رو موبایل شخصیش رمز نمی‌ذاره

380
00:17:54,530 --> 00:17:55,783
‫نکته‌‌ی ظریفی بود

381
00:17:55,900 --> 00:17:56,950
‫خیلی‌خب

382
00:17:57,030 --> 00:17:58,160
‫دخلش رو بیار عزیزم

383
00:17:58,240 --> 00:17:59,450
‫گفتنش خالی از لطف نیست اما

384
00:18:00,240 --> 00:18:02,620
‫فکر نمی‌کنم اون خیانت کرده باشه کیکی

385
00:18:03,290 --> 00:18:04,370
‫هی هی

386
00:18:19,380 --> 00:18:20,760
‫ایثن...

387
00:18:20,760 --> 00:18:23,600
‫سیمون گفته همین الان بری بالا پیشش

388
00:18:23,680 --> 00:18:26,560
‫- انگار اتفاقات شومی در انتظارتـه داداش
‫- نوبت میده؟

389
00:18:26,560 --> 00:18:28,020
‫میشه نفر بعدی من باشم؟

390
00:18:28,360 --> 00:18:29,900
‫هی... برام آرزوی موفقیت کنید

391
00:18:29,900 --> 00:18:32,020
‫من بودم یه نوشیدنی قوی‌تر از شراب می‌بردم

392
00:18:32,020 --> 00:18:34,360
‫- موفق باشی ایثن. برات دعا می‌کنیم
‫- آره

393
00:18:34,360 --> 00:18:35,860
‫- موفق باشی
<i>‫- خدا به همراهت</i>

394
00:18:35,860 --> 00:18:37,840
‫- از پسش برمیای
‫- خیلی‌خب، ممنون

395
00:18:39,280 --> 00:18:40,610
‫سلام خوشگله

396
00:18:40,700 --> 00:18:41,820
‫سلام بروس

397
00:18:42,410 --> 00:18:44,700
‫- حالت چطوره؟
‫- حالا که تو اومدی بهترم شدم

398
00:18:44,790 --> 00:18:46,290
‫پریدم وسط حرف‌تون؟

399
00:18:46,370 --> 00:18:49,330
‫داشتم بروس و ریموند رو
‫واسه مراسم دعوت می‌کردم

400
00:18:49,410 --> 00:18:51,580
‫وای، چه خوب

401
00:18:52,250 --> 00:18:55,250
‫اوهوم اما متاسفانه به‌خاطر این که بعضی‌ها

402
00:18:55,340 --> 00:18:58,220
‫پدر علیلم رو آوردن اینجا،
‫همه مجبوریم بریم

403
00:18:58,220 --> 00:19:01,040
‫آره، منم که کار دارم.
‫نمی‌تونن بدون من مغازه رو بچرخونن

404
00:19:01,040 --> 00:19:03,360
‫دِوِن، بقیه هم مثل خودت طرفدار بوفالو بیلزن؟

405
00:19:03,360 --> 00:19:04,930
‫آره

406
00:19:05,010 --> 00:19:07,020
‫- جیم کِلی قراره اینجا باشه
‫- ببخشید، چی؟

407
00:19:07,100 --> 00:19:09,350
‫- جیم کلی؟
‫- همون جیم کلی معروف؟

408
00:19:09,430 --> 00:19:11,560
‫- جیم کلی کیه؟
‫- وای خدا

409
00:19:11,650 --> 00:19:13,520
‫بهترین بازیکن‌ حمله‌ی تاریخ بیلزه

410
00:19:13,520 --> 00:19:15,720
‫چهاربار ما رو برده سوپر بول پسر

411
00:19:15,720 --> 00:19:17,640
‫تاحالا استراتژی کی‌گان رو شنیدی؟

412
00:19:17,650 --> 00:19:18,990
‫جیم کلی میاد گالای شما؟

413
00:19:18,990 --> 00:19:20,820
‫تو «مارتاز وین‌یارد» یه خونه داره

414
00:19:20,900 --> 00:19:24,120
‫سالی یه‌بار یه سری بهش می‌زنه.
‫یه سال هم داگ فلوتی رو آورد

415
00:19:24,120 --> 00:19:26,490
‫نفسم بند اومد.
‫می‌دونی که چقد داگی رو دوست دارم

416
00:19:26,490 --> 00:19:27,430
‫آره

417
00:19:27,455 --> 00:19:29,337
‫دعوت‌تون به گالا رو قبول می‌کنم

418
00:19:29,362 --> 00:19:31,725
‫اگه شما دوتا می‌خواید برید،
‫به‌سلامت

419
00:19:31,750 --> 00:19:33,750
‫نه، چون اگه بابام بمونه
‫منم مجبورم که...

420
00:19:33,750 --> 00:19:36,090
‫کار کنسلـه.
‫حاضرم رستوران رو آتیش بزنم

421
00:19:36,090 --> 00:19:38,300
‫خیلی‌‌خب، فردا صبح
‫خیاط کت‌شلوارم رو میارم و

422
00:19:38,300 --> 00:19:40,220
‫همه‌ی آقایون رو کت‌شلواری می‌کنم

423
00:19:40,970 --> 00:19:41,970
‫حرف نداره

424
00:19:42,550 --> 00:19:45,470
‫پاتریس، فوراً پذیرایی رو باخبر کن

425
00:19:45,550 --> 00:19:47,060
‫بله خانم کِل. حتماً

426
00:19:51,600 --> 00:19:52,600
‫اون نونـه؟

427
00:19:54,060 --> 00:19:55,166
‫اوهوم

428
00:19:56,960 --> 00:19:58,140
‫آره

429
00:20:49,580 --> 00:20:50,660
<i>‫سلام بابا</i>

430
00:20:51,950 --> 00:20:53,023
<i>‫الو؟</i>

431
00:20:54,750 --> 00:20:55,810
‫برو! نون!

432
00:20:56,790 --> 00:20:59,880
‫تا اونجا که من یادمـه
‫تک تک اون سوپر بول‌ها رو باخت

433
00:20:59,880 --> 00:21:02,130
‫آخرین باری که دلفینز
‫سوپر بول رو برد کِی بود؟

434
00:21:02,130 --> 00:21:03,130
‫- آخرین...
‫- تموم شد و رفت

435
00:21:03,130 --> 00:21:04,105
‫باشه، حالا هرچی

436
00:21:04,130 --> 00:21:06,390
‫قبل این که تو به دنیا بیای کوچولو. خب؟

437
00:21:06,390 --> 00:21:08,640
‫من برم یه سری به
کارکنای میکده‌ی گالا بزنم و

438
00:21:08,640 --> 00:21:10,720
‫مطمئن شم واسه فردا
‫چیزی کم و کسر نباشه، خب؟

439
00:21:10,720 --> 00:21:12,470
‫- خدافظ خوزه
<i>‫- شب‌بخیر</i>

440
00:21:12,560 --> 00:21:14,140
‫- ممنون خوزه
‫- خواهش می‌کنم

441
00:21:16,850 --> 00:21:17,940
‫بروس...

442
00:21:18,020 --> 00:21:20,940
‫افتخار میدی یه سر بریم دفتر تا

443
00:21:21,020 --> 00:21:23,740
‫یه ویسکی اسکاچی بخوریم و
‫حرفای پیرمردی بزنیم؟

444
00:21:24,600 --> 00:21:26,659
مگه خرم که نیام؟

445
00:21:27,360 --> 00:21:28,870
‫از این طرف

446
00:21:28,870 --> 00:21:30,200
‫زیادی اسکاچ نخوری

447
00:21:31,580 --> 00:21:33,370
‫- کیفت هم یادت نره
‫- باشه

448
00:21:34,750 --> 00:21:36,870
‫هی، کل این خونه واسه خودتـه؟

449
00:21:36,960 --> 00:21:39,420
‫خونه‌‌ی آبا و اجدادیمـه

450
00:21:39,500 --> 00:21:40,590
‫وای

451
00:21:40,670 --> 00:21:43,380
‫واسه همچین جایی،
‫آب‌گرم‌کن چه سایزی لازمـه؟

452
00:21:43,460 --> 00:21:44,670
‫به‌خدا اگه بدونم

453
00:21:49,800 --> 00:21:52,010
‫ای بابا، مگه کات کردن با ‫یکی
چقدر طول می‌کشه؟

454
00:22:27,840 --> 00:22:30,420
‫اشکالی نداره.
‫نمی‌خواد واسه تمیز کردن میز کمکم کنی

455
00:22:30,420 --> 00:22:31,561
‫روز کارگر مبارک

456
00:22:31,586 --> 00:22:34,766
‫واقعاً. روز موردعلاقمـه.
‫به‌سلامتی

457
00:22:36,430 --> 00:22:39,560
‫یعنی این که بابات رو با هواپیما آوردم...
‫هیچ ارزشی برات نداره؟

458
00:22:39,560 --> 00:22:40,455
‫یعنی...

459
00:22:40,480 --> 00:22:44,150
‫یعنی گوش نمیدی.
‫یعنی اصلاً درکم نمی‌کنی

460
00:22:44,150 --> 00:22:46,400
‫از کجا باید بدونم از بابات خوشت نمیاد؟

461
00:22:46,400 --> 00:22:47,400
‫خب من عاشق بابامم

462
00:22:47,400 --> 00:22:50,530
‫شاید اون‌موقع که گفتم با هم
‫حرف نمی‌زنیم، باید می‌فهمیدی

463
00:22:50,530 --> 00:22:53,200
‫گفتم شاید بهتر باشه همدیگه رو ببینید،
‫کدورت‌ها رو کنار بذارید

464
00:22:53,200 --> 00:22:54,740
‫اون کدورت‌ها به خودم مربوطن

465
00:22:54,830 --> 00:22:57,500
‫خدایا، سیمون.
‫الان انگار اصلاً نمی‌شناسمت

466
00:22:57,580 --> 00:23:00,710
‫خیلی خشنی...
‫حس بدی دارم می‌گیرم

467
00:23:00,790 --> 00:23:04,000
‫آره ایثن، دقیقاً.
‫الان نمی‌دونی من کی‌ام

468
00:23:04,090 --> 00:23:05,340
‫چون کلاً من رو نمی‌شناسی

469
00:23:05,420 --> 00:23:07,300
‫خب نامزدی برای همینـه

470
00:23:07,380 --> 00:23:08,590
‫- چی؟
‫- شناخت پیدا می‌کنیم

471
00:23:08,670 --> 00:23:11,390
‫تو هرچی تو دلتـه رو بهم میگی،
‫من هرچی تو دلمـه رو میگم

472
00:23:11,390 --> 00:23:12,787
‫چون همدیگه رو دوست داریم

473
00:23:12,800 --> 00:23:13,890
‫تو من رو دوست نداری

474
00:23:14,390 --> 00:23:15,680
‫معلومـه که دارم

475
00:23:15,760 --> 00:23:19,230
‫با مامان و بابام درموردت حرف زدم.
‫دفعه اولـه همچین کاری می‌کنم

476
00:23:19,310 --> 00:23:22,560
‫فکر می‌کنن فردا توی گالا
‫قراره نامزدم رو ببینن

477
00:23:22,650 --> 00:23:25,230
‫خب، این کارت خیلی زود بود

478
00:23:33,320 --> 00:23:34,410
‫پای کس دیگه‌ای وسطـه؟

479
00:23:34,410 --> 00:23:36,255
‫ - چی؟ نه
‫- با کس دیگه‌ای رابطه داری؟

480
00:23:36,280 --> 00:23:37,455
‫نه

481
00:23:37,480 --> 00:23:40,685
‫باشه، خب نمی‌فهمم چی باعث شده که از دیروز

482
00:23:40,710 --> 00:23:41,785
همه‌چی عوض شه

483
00:23:41,810 --> 00:23:44,630
‫خیلی‌خب، دیروز فهمیدی که من
‫یه بچه‌ی فقیر اهل بوفالو ام

484
00:23:44,630 --> 00:23:46,320
‫و علاقت بهم بیشتر شد

485
00:23:46,320 --> 00:23:50,220
‫که بتونی مثل شاهزادی‌ای با
‫اسب سفید بیای و نجاتم بدی

486
00:23:50,300 --> 00:23:53,050
‫حرفت کاملاً توهین‌آمیز و
‫اشتباهـه

487
00:23:53,140 --> 00:23:54,266
‫تحریکت کرد

488
00:23:54,808 --> 00:23:56,326
‫نه!

489
00:23:56,351 --> 00:23:59,521
‫اتفاقاً باعث شد...
‫باعث شد بیشتر حواسم بهت باشه

490
00:23:59,604 --> 00:24:01,189
‫- باشه
‫- باعث شد...

491
00:24:01,982 --> 00:24:02,983
‫بیشتر دوستت داشته باشم!

492
00:24:03,066 --> 00:24:07,195
‫و درباره‌ی دیروز، من بابام رو...

493
00:24:08,572 --> 00:24:09,948
‫خدایا...

494
00:24:10,031 --> 00:24:11,049
‫صدسال بود ندیده بودم

495
00:24:11,074 --> 00:24:13,326
‫آخرین باری که هم‌دیگه رو
‫دیدیم توی دادگاه بود،

496
00:24:13,952 --> 00:24:18,498
‫به‌خاطر این‌که اصلاً حواسش بهم نبود
‫و اذیتـم می‌کرد، حضانت من رو ازش گرفتن

497
00:24:21,000 --> 00:24:28,000


498
00:24:31,011 --> 00:24:32,512
‫من خبر نداشتم...

499
00:24:32,596 --> 00:24:33,763
‫چرا، داشتی!

500
00:24:34,264 --> 00:24:35,724
‫چرا ایثن؛ خبر داشتی!

501
00:24:36,308 --> 00:24:38,393
‫می‌دونستی. دون گفت «بهزیستی»

502
00:24:38,477 --> 00:24:42,272
‫منم گفتم «خواهشاً مجبورم نکن
‫درمورد اون روزهای سیاه حرف بزنم...»

503
00:24:42,856 --> 00:24:45,650
‫و تو هم گفتی «پس بیا ازدواج کنیم»

504
00:24:47,903 --> 00:24:48,945
‫وای!

505
00:24:50,071 --> 00:24:51,130
‫پشمام...

506
00:24:57,662 --> 00:24:59,372
‫به‌نظرتون قراره رئیسم رو کیر کنه؟

507
00:24:59,456 --> 00:25:00,832
‫- بدون شک
‫- بدون شک

508
00:25:00,916 --> 00:25:04,085
‫اون بیچاره که خیلی وقته به‌گا رفته؛
‫سیمون پدر مردها رو در میاره!

509
00:25:04,169 --> 00:25:05,879
‫آهای، اینجوری راجع به‌ش صحبت نکن!

510
00:25:05,962 --> 00:25:08,465
‫بی‌خیال، الیس رو یادت نمیاد؟
‫داداش کوچیکه‌ درو

511
00:25:08,548 --> 00:25:09,966
‫بنده خدا رو روز تولدش ول کرد رفت

512
00:25:10,050 --> 00:25:13,261
‫رفت روی صورت‌ش کلی تتو زد و بعدشم
‫توی رستوران وندی اوردوز کرد.

513
00:25:13,345 --> 00:25:15,639
‫سیمون هیچ تقصیری نداشت.
‫طرف خودش معتاد بود

514
00:25:15,722 --> 00:25:17,682
‫نه، بعدشـم که رفت به
‫اون استاده که متاهل بود داد!

515
00:25:17,766 --> 00:25:19,017
‫زندگی اون یارو رو هم نابود کرد

516
00:25:19,976 --> 00:25:21,171
‫آهان آره...

517
00:25:21,196 --> 00:25:23,416
‫اون کارش زیاد خوب نبود

518
00:25:24,356 --> 00:25:27,108
‫- چیزی شده فسقلی؟
‫- آره، می‌خوام با دِون حرف بزنم

519
00:25:28,401 --> 00:25:30,987
‫- درمورد چی؟
‫- گفتم شاید اون...

520
00:25:31,571 --> 00:25:33,782
‫اون چی؟ گورت رو گم کن ببینم!

521
00:25:33,865 --> 00:25:35,078
‫باشه...

522
00:25:41,665 --> 00:25:43,375
‫خدایا. حتی اونـم؟

523
00:25:45,627 --> 00:25:48,004
‫سیمون، تو اصلاً می‌دونی من چندبار

524
00:25:48,088 --> 00:25:52,384
‫توسط مجله‌ی «ان» به عنوان
‫خواستنی‌ترین مرد نیوانگلند انتخاب شدم؟

525
00:25:53,552 --> 00:25:54,553
‫سه‌بار!

526
00:25:55,845 --> 00:25:57,639
‫من عضو باشگاه گلف «سنکتی» ام.

527
00:25:57,722 --> 00:26:00,141
‫عضویت توی اون‌جا از عضویت
‫توی مجلس سنای آمریکا سخت‌تره

528
00:26:00,225 --> 00:26:01,977
‫من حتی پیشنهاد کیتی پری رو هم رد کردم

529
00:26:02,060 --> 00:26:04,187
‫شاید هنوزم دوست داشته باشه‌ها

530
00:26:04,271 --> 00:26:07,190
‫الان به‌نظرت خنده‌داره؟ واقعاً؟ جدی‌ای؟

531
00:26:07,274 --> 00:26:10,193
‫به‌جای این‌که مثل آدم جواب‌م رو
‫بدی وایستادی، مسخره‌م می‌کنی؟

532
00:26:10,277 --> 00:26:11,652
‫جوابِ چی؟

533
00:26:11,677 --> 00:26:14,790
‫باهام ازدواج می‌کنی؟ آره یا نه!

534
00:26:15,031 --> 00:26:16,431
‫نه!

535
00:26:17,284 --> 00:26:19,578
‫شاید خیلی با ناز و عشوه
‫درخواستت رو رد کرده باشم، اما نه!

536
00:26:19,661 --> 00:26:20,912
‫- صبرکن، یا...
‫- کاملاً جدی‌ام

537
00:26:20,996 --> 00:26:22,455
‫- یه‌لحظه صبرکن. یا...
‫- نه...

538
00:26:22,539 --> 00:26:24,082
‫یا، یا...

539
00:26:24,958 --> 00:26:25,934
‫خیلی‌خب، ما...

540
00:26:25,959 --> 00:26:27,269
‫از هم جدا نمی‌شیم

541
00:26:27,294 --> 00:26:30,547
‫و این مشکلی که
پیش اومده رو با هم حل می‌کنیم

542
00:26:30,572 --> 00:26:31,598
‫نه

543
00:26:31,623 --> 00:26:35,468
‫تا به نقطه‌ای برسیم که هردوتامون...

544
00:26:35,552 --> 00:26:36,820
‫- نه ایثن
‫- آماده‌ی ازدواج باشیم

545
00:26:36,845 --> 00:26:39,389
‫من سه‌شنبه دارم با کیکی می‌رم نیویورک

546
00:26:40,140 --> 00:26:41,641
‫خب پس وضعیت ما چی می‌شه؟

547
00:26:44,269 --> 00:26:45,604
‫تو چی دون؟

548
00:26:46,187 --> 00:26:47,981
‫- تو خونه‌تون حال و روزت چطوره؟
‫- کیف می‌کنه

549
00:26:48,064 --> 00:26:49,816
‫- وارد افسرده‌ترین حالت خودم می‌شم
‫- نه..

550
00:26:49,899 --> 00:26:52,193
‫ملکه‌ی جشن «پرام» بوده؛
‫کاپیتان تیم دو میدانی بوده...

551
00:26:52,277 --> 00:26:53,445
‫زده توی فاز متواضع بودن

552
00:26:53,528 --> 00:26:56,089
‫- ری، اینایی که می‌گی مال 15 سال پیشـه
‫- برای همین‌م من رو پیش خودش نگه داشته

553
00:26:56,114 --> 00:26:57,949
‫تا شخصیت واقعی‌ش رو بهش یادآوری کنم

554
00:26:58,033 --> 00:27:00,952
‫چون بعد از اون اتفاق کیری
خیلی آدم جدی‌ و خشکی شد

555
00:27:01,036 --> 00:27:02,053
‫- کدوم اتفاق؟
‫- هیچی...

556
00:27:02,078 --> 00:27:03,872
‫مسئولیت مراقبت از سیمون با دون بود

557
00:27:04,664 --> 00:27:06,772
‫این دختری که این‌جا می‌بینی یه‌مدت
‫تمام‌وقت توی فروشگاه کاسکو کار می‌کرد

558
00:27:06,797 --> 00:27:09,936
‫فقط 19 سالش بود؛ پول غذاشون
‫رو می‌داد؛ پول جاشون رو می‌داد...

559
00:27:09,961 --> 00:27:12,839
‫می‌بردش این‌ور و اون‌ور، بهش درس می‌داد
‫و کاری کرد شاگرد ممتاز مدرسه بشه

560
00:27:12,922 --> 00:27:15,008
‫برای همینم الان این رو
‫وظیفه خودم می‌دونم تا کاری کنم

561
00:27:15,091 --> 00:27:16,760
‫بتونه با خیال راحت زندگی کنه!

562
00:27:16,843 --> 00:27:17,927
‫با خیالت راحت مشروب بخورم

563
00:27:18,011 --> 00:27:20,263
‫از نظر من که واقعاً باید یه‌مدت استراحت کنی

564
00:27:20,347 --> 00:27:23,683
‫به پیشنهادی که دادم فکر کردی؟
‫سفر دریایی پالم بیچ رو می‌گم!

565
00:27:23,767 --> 00:27:24,993
‫چـ...

566
00:27:29,814 --> 00:27:31,858
‫باورم نمی‌شه! کیرم توش

567
00:27:35,570 --> 00:27:36,644
‫سلام

568
00:27:36,669 --> 00:27:38,237
‫وای. خوبی؟

569
00:27:38,262 --> 00:27:39,381
‫آره

570
00:27:39,574 --> 00:27:40,575
‫آم...

571
00:27:40,600 --> 00:27:41,794
‫بروس کجاست؟

572
00:27:41,819 --> 00:27:43,585
‫طبقه‌ی بالا پیش پیتر

573
00:27:43,610 --> 00:27:46,139
‫خیلی‌خب، باید با هم صحبت کنیم
‫بیا بریم

574
00:27:47,290 --> 00:27:48,366
‫شما بمونید

575
00:27:55,215 --> 00:27:56,191
‫خدایا..

576
00:27:56,216 --> 00:27:58,009
‫زئوس؟ چراغ‌ها.

577
00:27:59,010 --> 00:28:00,804
‫- یا خدا.
‫- ببخشید

578
00:28:00,887 --> 00:28:02,305
‫نتونستم چراغ‌ها رو روشن کنم

579
00:28:02,389 --> 00:28:04,516
‫من سایرس ام؛ یادتون نمیاد؟

580
00:28:04,599 --> 00:28:07,394
‫- عکاس مجله‌ی «ونتی فیر»
‫- آره، یادم اومد

581
00:28:07,477 --> 00:28:09,145
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟

582
00:28:09,229 --> 00:28:12,857
‫منتظرِ میکیلا ام. باید نمونه‌های
اولیه عکاسی رو بهش نشون بدم

583
00:28:12,941 --> 00:28:15,944
‫- آهان، خیلی سرش شلوغه. بدید من...
‫- نه. منتظر می‌مونم

584
00:28:16,027 --> 00:28:18,196
‫- باشه
‫- باید حتماً ببینت‌شون!

585
00:28:18,279 --> 00:28:20,073
‫می‌شه بهش یادآوری کنید که من اومدم؟

586
00:28:20,156 --> 00:28:21,176
‫آره

587
00:28:24,869 --> 00:28:25,915
‫خیلی‌خب...

588
00:28:30,583 --> 00:28:32,043
‫خیلی‌خب، ببین...

589
00:28:33,253 --> 00:28:34,337
‫نقشه چیـه؟

590
00:28:35,463 --> 00:28:37,382
‫نقشه‌ی چی، چیـه؟

591
00:28:37,465 --> 00:28:39,134
‫ازت می‌خوام بروس رو بفرستی رد کارش

592
00:28:40,176 --> 00:28:42,846
‫چرا یه‌جوری می‌گی که
‫انگار این‌جا بودنـش تقصیر منه!

593
00:28:42,929 --> 00:28:44,472
‫دوست پسر اُسکل‌ت آوردش این‌جا

594
00:28:44,556 --> 00:28:46,725
‫و رئیس اُسکلت هم
یکم پیش دعوتش کرد بیاد گالا

595
00:28:46,808 --> 00:28:50,520
‫نه؛ اصلاً ممکن نیست
‫اون می‌خواسته به کیکی دست‌درازی کنه!

596
00:28:50,863 --> 00:28:51,869
‫خب،

597
00:28:52,439 --> 00:28:54,941
‫پس الان می‌فهمی من تنهایی چه زجری می‌کشیدم

598
00:28:55,024 --> 00:28:57,152
‫به‌طرز عجیبی آدم داغونیـه

599
00:28:57,819 --> 00:29:01,448
‫به‌طرز عجیبی آدم داغونیه؟
‫مگه این همه سال بهت نمی‌گفتم؟

600
00:29:03,533 --> 00:29:04,572
‫باشه

601
00:29:05,034 --> 00:29:06,953
‫فردا با اولین پرواز می‌فرستمت بری،

602
00:29:07,036 --> 00:29:09,414
‫تو هم تا اون موقع این عوضی رو ببر مهمان‌سرا

603
00:29:09,497 --> 00:29:10,957
‫تا هیچوقت دیگه چشمم بهش نیفته

604
00:29:11,040 --> 00:29:12,375
‫نمی‌خوای باهاش صحبت کنی؟

605
00:29:13,376 --> 00:29:14,377
‫نه

606
00:29:14,667 --> 00:29:15,741
‫نه؟

607
00:29:17,005 --> 00:29:18,098
‫نه

608
00:29:18,590 --> 00:29:21,259
‫از زمان کوید تا الان
پاش رو از خونه بیرون نذاشته بود

609
00:29:21,342 --> 00:29:24,888
‫ولی سوار هواپیما شد، کت و شلوار پوشید
‫و اومد تو رو ببینه

610
00:29:24,971 --> 00:29:27,348
‫نظرت چیه که...نمی‌دونم

611
00:29:27,432 --> 00:29:28,808
‫ولش کنم به امون خدا

612
00:29:28,892 --> 00:29:33,480
‫پس یعنی...هیچ نوع مسئولیتی
‫در قبالش احساس نمی‌کنی؟

613
00:29:33,563 --> 00:29:37,317
‫والا خودش که وقتی من بچه بودم
‫مسئولیت‌م رو به هیچ عنوان قبول نکرد

614
00:29:37,817 --> 00:29:40,153
‫وقتی که گشنه و کثیف می‌رفتم مدرسه!

615
00:29:40,904 --> 00:29:42,071
‫معلومه که نه، کون لقش!

616
00:29:43,364 --> 00:29:44,450
‫کون لقش؟

617
00:29:44,837 --> 00:29:45,988
‫وای...

618
00:29:46,013 --> 00:29:47,117
‫یکم بی‌رحمانه‌ست

619
00:29:48,953 --> 00:29:51,289
‫می‌دونی توی بهزیستی
چه بلایی سر دخترها میاد؟

620
00:29:54,125 --> 00:29:55,335
‫می‌دونی که می‌دونم...

621
00:29:55,835 --> 00:29:58,129
‫اجازه داد غریبه‌ها من رو بزرگ کنن...

622
00:29:59,631 --> 00:30:01,466
‫اجازه داد غریبه‌ها ازم سواستفاده کنن

623
00:30:02,842 --> 00:30:03,927
‫همچین کارهایی کرد

624
00:30:04,010 --> 00:30:06,221
‫بعد از این‌که مامان مرد خیلی حالش بد شد

625
00:30:06,304 --> 00:30:09,808
‫همه فکر می‌کنن من
کوچیک بودم و هیچی یادم نمیاد

626
00:30:10,433 --> 00:30:12,644
‫اما خوب همه‌چی رو یادم میاد

627
00:30:12,727 --> 00:30:15,939
‫هرچقدر که مامان افسرده‎‌تر می‌شد،
‫اون بیشتر بهش بی‌محلی می‌کرد

628
00:30:16,022 --> 00:30:20,068
‫وقتی مامان دیوونه شد،
اون می‌رفت بار و مشروب می‌خورد

629
00:30:20,151 --> 00:30:22,320
‫و ما تنهایی از مامان مراقبت می‌کردیم

630
00:30:25,448 --> 00:30:27,367
‫مامان به‌خاطر اون خودش رو کشت

631
00:30:29,285 --> 00:30:30,954
‫من به‌خاطر اون...

632
00:30:33,414 --> 00:30:35,792
‫من به‌خاطر اون سعی
‫کردم خودم رو بکشم

633
00:30:38,545 --> 00:30:41,047
‫و یه‌روزم یه‌کاری می‌کنه که تو خودت رو بکشی

634
00:30:42,340 --> 00:30:45,552
‫و با توجه به تمام این رفتارهای مسخره‌ای که
‫داری از خودت نشون می‌دی،

635
00:30:46,386 --> 00:30:48,179
‫ظاهراً می‌خوای اونم خودش رو بکشه!

636
00:30:55,103 --> 00:30:58,606
‫می‌دونی داری شبیه کی‌ حرف می‌زنی؟
‫یه جنده‌ی روانی که قرص‌هاش رو نخورده

637
00:30:58,690 --> 00:31:01,067
‫خدای من! چرا همیشه فکر می‌کنی
به‌خاطر قرص‌هاست؟

638
00:31:01,150 --> 00:31:02,652
‫قرص، قرص، قرص، چرا؟

639
00:31:02,735 --> 00:31:05,071
‫کابینت‌ات رو نگاه کردم و دیدم که
‫هیچ کدوم‌شون رو مصرف نکردی

640
00:31:05,154 --> 00:31:06,865
‫آره. مصرف نمی‌کنم. می‌دونی چرا؟

641
00:31:06,948 --> 00:31:09,805
‫چون دیگه نیازی بهشون ندارم. دکترم
‫دوزهاشون رو کم کرد و دید دیگه نیازی نیست

642
00:31:09,830 --> 00:31:13,000
‫- دکتر کی؟ دکترِ کیکی؟
‫- نه. دکتر «فاین»

643
00:31:13,037 --> 00:31:16,708
‫روانپزشکم از سال 2015

644
00:31:16,791 --> 00:31:19,377
‫آدم می‌تونه از شر «پی‌تی‌اس‌دی» خلاص بشه

645
00:31:19,460 --> 00:31:21,170
‫هرکسی باید راه‌حل خودش رو پیدا کنه،

646
00:31:21,254 --> 00:31:24,424
‫چهارتا آدم درست‌حسابی دور خودش جمع کنه و
‫نقطه‌ی امن‌ش رو پیدا کنه

647
00:31:24,507 --> 00:31:27,051
‫پس دیگه پیش من احساس امنیت نمی‌کنی نه؟

648
00:31:27,135 --> 00:31:28,136
‫درست نمی‌گم؟

649
00:31:28,928 --> 00:31:31,764
‫چون اگه الان زنده‌ای به‌خاطر منـه!

650
00:31:33,224 --> 00:31:35,018
‫من زنده‌ام، علیرغم وجود تو، نه به خاطر تو.

651
00:31:35,101 --> 00:31:38,062
‫تو می‌خوای من همون
بچه‌ی بی‌پناهِ آسیب‌دیده بمونم

652
00:31:38,771 --> 00:31:40,356
‫که احساس کنی بودنت معنا داره.

653
00:31:40,440 --> 00:31:42,775
‫- که بتونی بدبختی‌هات رو بندازی گردن من
‫- اینطوری نیست

654
00:31:42,859 --> 00:31:44,652
‫حتی دلم نمی‌خواست بهت بگم

655
00:31:45,486 --> 00:31:46,905
‫دیگه قرص مصرف نمی‌کنم،

656
00:31:46,988 --> 00:31:49,115
‫چون می‌دونستم ناراحت می‌شی!

657
00:31:49,198 --> 00:31:51,451
‫اصلاً می‌دونی چه حسی داره؟

658
00:31:51,993 --> 00:31:54,454
‫این‌که می‌دونم تو هیچوقت دلت نمی‌خواد
‫من حالم خوب باشه!

659
00:31:59,542 --> 00:32:03,046
‫من عمرم رو تلف کردم

660
00:32:04,255 --> 00:32:06,257
‫تا از تو مراقبت کنم!

661
00:32:06,341 --> 00:32:08,092
‫دیگه به کمک‌م نیازی نداری؟

662
00:32:09,260 --> 00:32:11,054
‫موفق باشی

663
00:32:27,111 --> 00:32:28,196
‫نیاید دنبالم

664
00:32:42,210 --> 00:32:43,962
‫این بالا چقدر قشنگه

665
00:32:45,713 --> 00:32:47,840
‫مثل پادشاه همه‌چی رو از بالا تماشا می‌کنی

666
00:32:49,033 --> 00:32:50,114
‫ممنونم

667
00:32:51,094 --> 00:32:52,128
‫خب، تو...

668
00:32:52,153 --> 00:32:55,840
‫خودت پول در آوردی یا از ننه‌بابات گرفتی؟

669
00:32:56,224 --> 00:32:58,059
‫یکم از هردوتاش!

670
00:32:58,142 --> 00:33:01,104
‫وقتی پول داشته باشی،
پول در آوردن کاری نداره

671
00:33:01,187 --> 00:33:03,147
‫راحت‌ترین کار ممکنه خرج کردنشـه

672
00:33:03,648 --> 00:33:04,816
‫هـوم...

673
00:33:06,025 --> 00:33:08,444
‫من هیچوقت توی پول در آوردن

674
00:33:09,529 --> 00:33:10,863
‫و این چیزها خوب نبودم

675
00:33:11,698 --> 00:33:14,701
‫اما همیشه توی بولینگ امتیاز ۲۲۰ رو
می‌گیرم، توی این کار خوبم

676
00:33:15,284 --> 00:33:18,913
‫به نظرم غیر از پول، خیلی چیزهای
‫دیگه هست که یه مرد رو راضی می‌کنه

677
00:33:18,997 --> 00:33:20,415
‫واقعاً؟ مثلاً چی؟

678
00:33:21,666 --> 00:33:23,334
‫بچه‌هاش، دستاوردهاش

679
00:33:24,585 --> 00:33:26,011
‫من بازم پول رو انتخاب می‌کنم

680
00:33:27,422 --> 00:33:29,716
‫اما خب هرچی هست توی همین دنیا می‌مونه

681
00:33:29,799 --> 00:33:33,720
‫نمی‌تونی ثروت و دستاوردهات رو با
خودت ببری اون دنیا

682
00:33:33,803 --> 00:33:36,305
‫اون‌جا دیگه من و تو هیچ فرقی با هم نداریم

683
00:33:37,765 --> 00:33:39,392
‫باید تنهایی به استقبال مرگ بریم

684
00:33:41,102 --> 00:33:44,022
‫من کُلی شرکت ساختم و هزاران نفر رو شاغل کردم

685
00:33:44,105 --> 00:33:45,815
‫زندگی‌شون رو از این رو به اون رو کردم

686
00:33:45,898 --> 00:33:49,277
‫پولی که در ماه به خیریه‌ها می‌دم

687
00:33:49,360 --> 00:33:52,113
‫از درآمد کل زندگیِ خیلی‌ها بیشتره

688
00:33:54,532 --> 00:33:57,118
‫یعنی می‌گی وقتی بمیرم
‫هیچ کدوم از این‌ها مهم نیست؟

689
00:33:57,201 --> 00:34:01,539
‫برای آدم‌هایی که کمک‌شون کردی شاید،
‫خودت که مُردی و معلوم نیست عاقبتت چی می‌شه

690
00:34:02,123 --> 00:34:04,667
‫خانواده چی؟ اون‌که مهمه. مگه نه؟

691
00:34:06,377 --> 00:34:07,920
‫آره اگه بتونی یادشون بیاری!

692
00:34:09,053 --> 00:34:10,179
‫هـوم...

693
00:34:10,965 --> 00:34:13,676
‫وقتی می‌میرم، دلم می‌خواد با چشم باز برم

694
00:34:15,636 --> 00:34:17,180
‫حافظه‌ام سرجاش باشه

695
00:34:18,389 --> 00:34:19,390
‫و همه‌چی رو یادم بیاد

696
00:34:23,436 --> 00:34:27,482
‫خب...بروس، دوست داری توی لحظه‌های آخرت

697
00:34:27,982 --> 00:34:29,525
‫چی یادت بیاد؟

698
00:34:29,609 --> 00:34:30,943
‫دخترهام...

699
00:34:32,403 --> 00:34:33,571
‫دون و سیمون

700
00:34:34,192 --> 00:34:35,226
‫آره

701
00:34:35,563 --> 00:34:36,597
‫آره

702
00:34:37,408 --> 00:34:39,327
‫منم می‌گم بچه‌هام روری و سارا

703
00:34:39,410 --> 00:34:41,704
‫و مامان‌شون آندریا...

704
00:34:45,041 --> 00:34:46,626
‫خدای من، خیلی خوشگل بود

705
00:34:50,129 --> 00:34:51,756
‫هنوز که هنوزه عاشقشم

706
00:34:52,924 --> 00:34:54,425
‫با این‌که واقعاً اذیتم کرد

707
00:34:55,009 --> 00:34:56,594
‫نابودم کرد

708
00:34:57,136 --> 00:34:58,721
‫بچه‌هام رو ازم گرفت

709
00:35:00,348 --> 00:35:02,058
‫آره. درک می‌کنم

710
00:35:05,603 --> 00:35:06,854
‫بده یکم از اون بکشـم

711
00:35:07,438 --> 00:35:09,148
‫از وقتی توی نیروی دریایی بودم نکشیدم

712
00:35:10,024 --> 00:35:13,027
‫باشه، ولی فقط یه پُک کوچیک

713
00:35:13,111 --> 00:35:16,364
‫چون این موادهای قانونی هم اثرشون خیلی قویـه

714
00:35:24,288 --> 00:35:25,393
‫ولم کن

715
00:35:25,418 --> 00:35:28,828
‫- گفت ولم کن، منظورش تو بود
‫- نه، تو رو گفت ملوان ‌زبل!

716
00:35:29,836 --> 00:35:31,921
‫- می‌خوای کمکت کنم بری بالا؟
‫- نه

717
00:35:32,004 --> 00:35:33,714
‫بس کنید. فقط می‌خوام تنها باشم

718
00:35:33,798 --> 00:35:36,050
‫خب، باشه، قمقمه‌ی مشروبت رو آوردم

719
00:35:36,134 --> 00:35:39,387
‫منم سوئیشرت‌م رو آوردم،
‫گرمه چون با گرمای بدنم گرم شده

720
00:35:39,470 --> 00:35:42,342
‫- «گرمه چون با گرمای بدنم گرم شده» کسخل
‫- باشه بابا آروم بگیر آقای پرستار

721
00:35:42,367 --> 00:35:44,534
‫- بیا. اول خانم‌ها
‫- نه، ممنونم ری

722
00:35:44,559 --> 00:35:47,562
‫- نگران نباش. «کاپیتان مورگان» نیست
‫- گفتم نه. من دیگه مشروب نمی‌خورم

723
00:35:47,645 --> 00:35:48,663
‫از کی؟

724
00:35:48,688 --> 00:35:52,024
‫از اوایل سال. وقتی که مست
‫پشت فرمون بودم و گرفتنم

725
00:35:52,108 --> 00:35:56,028
‫بخدا تا الان 40 بار بهت گفتم؛ نمی‌خوام
‫دیگه مشروب بخورم چرا گوش نمی‌دی!

726
00:35:56,112 --> 00:35:58,406
‫این آقایون مزاحمت شدن دون؟

727
00:35:58,489 --> 00:36:00,408
‫وای خدای من

728
00:36:00,491 --> 00:36:03,035
‫- شماها چه مرگتونه؟
‫- صبرکن

729
00:36:03,119 --> 00:36:04,704
‫- دون صبر کن!
‫- آهای

730
00:36:05,204 --> 00:36:07,623
‫- دون. صبرکن. صبرکن
‫- دون وایسا. صبرکن

731
00:36:07,707 --> 00:36:10,168
‫ولم کن. دون کجاست؟

732
00:36:10,251 --> 00:36:12,837
‫میکیلا، می‌شه لطفاً یکم کمکم کنی؟

733
00:36:12,920 --> 00:36:15,756
‫- بروس زده به سرش...
‫-چش شده؟

734
00:36:15,840 --> 00:36:18,259
‫نمی‌دونیم، داشتیم خیلی آروم با هم
حرف می‌زدیم ‫و گل می‌کشیدیم

735
00:36:18,342 --> 00:36:19,468
‫بعد یهـو عصبانی شد

736
00:36:19,552 --> 00:36:21,220
‫شاید نباید بهش گل می‌دادی بکشه!

737
00:36:21,245 --> 00:36:22,238
‫من کجام؟

738
00:36:22,263 --> 00:36:23,347
‫چی شده؟

739
00:36:24,140 --> 00:36:25,349
‫دون کجاست؟

740
00:36:25,433 --> 00:36:27,560
‫فکرکنم رفت یکم قدم بزنه، بروس

741
00:36:27,643 --> 00:36:28,665
‫تو کی هستی؟

742
00:36:28,690 --> 00:36:29,686
‫من سیمون‌ام

743
00:36:29,711 --> 00:36:31,317
‫نه. تو سیمون نیستی. اون مُرده

744
00:36:34,400 --> 00:36:36,444
‫من می‌رم یه کیسه بیارم بدم توش نفس بکشه

745
00:36:36,527 --> 00:36:39,864
‫- آم...
‫- داروهام رو لازم دارم. دون کجاست؟

746
00:36:40,907 --> 00:36:43,034
‫تلوزیون‌م کو؟
می‌خوام بازی‌های هندی نگاه کنم

747
00:36:43,117 --> 00:36:45,369
‫چیزی نیست. آروم باش. چیزی نیست

748
00:36:45,453 --> 00:36:47,246
‫دستت رو بکش!

749
00:36:48,414 --> 00:36:50,416
‫برو...برو دون رو پیدا کن. باشه؟

750
00:36:50,499 --> 00:36:51,834
‫برو ببین تو مهمان‌سراست یا نـه

751
00:36:52,460 --> 00:36:54,420
‫دون رو پیدا می‌کنیم بروس، باشه؟

752
00:36:54,503 --> 00:36:57,089
‫نمی‌دونم چه‌خبر شده. من نباید این‌جا باشم

753
00:36:57,173 --> 00:36:59,800
‫هی، هی

754
00:36:59,884 --> 00:37:01,010
‫من رو یادت میاد؟

755
00:37:01,594 --> 00:37:02,640
‫هـوم؟

756
00:37:03,679 --> 00:37:05,848
‫- سلام.
‫- سلام. سلام.

757
00:37:05,932 --> 00:37:07,183
‫- سلام.
‫- سلام.

758
00:37:07,266 --> 00:37:08,476
‫- تو رو می‌شناسم
‫- آره

759
00:37:08,559 --> 00:37:10,144
‫ما هم رو می‌شناسیم

760
00:37:10,228 --> 00:37:12,355
‫خیلی زود دون رو پیدا می‌کنیم، باشه؟

761
00:37:12,438 --> 00:37:13,940
‫- دستم رو بگیر
‫- باشه

762
00:37:14,023 --> 00:37:15,608
‫- بیا دست هم رو بگیریم. باشه؟
‫- باشه

763
00:37:15,691 --> 00:37:18,736
‫بیا بریم بشینیم و
منتظر دون بمونیم. بریم. بریم

764
00:37:18,819 --> 00:37:19,987
‫بریم

765
00:37:20,488 --> 00:37:22,156
‫خودش گفت قبلاً کشیده...

766
00:37:24,242 --> 00:37:25,268
‫هی!

767
00:37:25,785 --> 00:37:27,470
‫خب من از کجا می‌دونستم دیگه مشروب نمی‌خوری؟

768
00:37:27,495 --> 00:37:30,206
‫آخرین باری که دیدمت مثل سگ
‫توی ویسکی جو مست بودی!

769
00:37:30,231 --> 00:37:33,142
‫وقتی اینقدر مست بودم که حتی نمی‌تونستم راه
‫برم و من رو ول کردی رفتی. اون‌شب رو می‌گی؟

770
00:37:33,167 --> 00:37:35,169
‫- خودت گفتی اوبر می‌گیری می‌ری
‫- آره

771
00:37:37,213 --> 00:37:38,214
‫نگرفتم

772
00:37:38,297 --> 00:37:39,840
‫رفتم به بارتندر اون‌جا دادم

773
00:37:39,924 --> 00:37:42,969
‫بعدشم مست نشستم پشت ماشین
‫،خوردم به یه پارکومتر و دستگیر شدم

774
00:37:43,052 --> 00:37:44,345
‫و شب رو مهمان زندان بودم

775
00:37:45,638 --> 00:37:48,224
‫نه. چی؟ چرا به من زنگ نزدی؟

776
00:37:48,307 --> 00:37:52,687
‫چون قبلش داشتی درمورد فلافل
‫فروشی تخمی‌ت سرم داد و بی‌داد می‌کردی

777
00:37:54,021 --> 00:37:56,482
‫می‌شه خواهشاً یه‌لحظه تنهامون بذارید؟

778
00:37:59,694 --> 00:38:01,529
‫حالت خوبه؟ چیزی‌ت که نشد؟

779
00:38:01,612 --> 00:38:06,242
‫نه. نه. اینکارو نکن. طوری رفتار نکن که
‫انگار برات مهم‌ام. تو اون‌شب رفتی خونه!

780
00:38:06,325 --> 00:38:09,412
‫می‌دونی که باید بعضی وقت‌ها
برم خونه پیش زن‌ام

781
00:38:09,495 --> 00:38:11,722
‫به این معنی نیست که دوستت ندارم

782
00:38:11,747 --> 00:38:12,723
‫دوستم نداری!

783
00:38:12,748 --> 00:38:16,585
‫تو عاشق دنیایی هستی که توی سال 2009 داشتی.
‫عاشق دوران دبیرستانی!

784
00:38:17,545 --> 00:38:19,755
‫الان نمی‌فهمم چرا داری سر من غر می‌زنی

785
00:38:19,839 --> 00:38:22,883
‫چون من...رستوران رو زود بستم

786
00:38:22,967 --> 00:38:26,387
‫من...به خانواده‌م دروغ گفتم تا
‫بیام تو رو ببینم

787
00:38:26,470 --> 00:38:28,139
‫تو می‌دونستی که حالم خوب نیست

788
00:38:29,640 --> 00:38:31,392
‫و با این حال من رو ول کردی و رفتی

789
00:38:33,436 --> 00:38:34,895
‫برو خونه‌ت پیش الی

790
00:38:34,979 --> 00:38:37,148
‫قراره ازش جدا بشم. جدی می‌گم

791
00:38:37,231 --> 00:38:39,817
‫می‌خوام همه‌چی رو بهش بگم؛ همین هفته بعد

792
00:38:39,900 --> 00:38:42,403
‫نمی‌خوام که از «الی» جدا شی.
‫خودتم نمی‌خوام

793
00:38:43,321 --> 00:38:44,272
‫چرا؟

794
00:38:44,297 --> 00:38:47,008
‫به‌خاطر این یارو؟
‫چون می‌دونم به‌خاطر اون‌یکی نیست

795
00:38:47,033 --> 00:38:48,284
‫چون دوستت ندارم

796
00:38:48,367 --> 00:38:50,077
‫از وقتی با همیم با سه نفر سکس کردم

797
00:38:50,161 --> 00:38:51,370
‫هیچ ارزشی برام نداری

798
00:38:51,454 --> 00:38:53,748
‫حتی بهت فکر هم نمی‌کنم
‫حتی ازت خوشم نمیاد

799
00:38:53,831 --> 00:38:57,001
‫داری زندگی‌م رو بدتر می‌کنی،
‫داری من رو آدم بدتری می‌کنی!

800
00:38:57,084 --> 00:39:01,881
‫تو همون اشتباهی هستی که وقتی می‌خوام
‫از خودم متنفر باشم انجامش می‌دم!

801
00:39:01,964 --> 00:39:05,551
‫اگه همین الان بری تو دریا و غرق بشی بمیری،
‫بلاخره می‌تونم یه نفس راحت بکشم

802
00:39:22,902 --> 00:39:25,071
‫همه‌چی روبه‌راهه بروس

803
00:39:25,154 --> 00:39:27,990
‫فقط آروم باش. داریم دون رو میاریم این‌جا

804
00:39:28,074 --> 00:39:29,992
‫- می‌گم خوشگله...
‫- جانم؟

805
00:39:30,076 --> 00:39:32,995
‫می‌خوای از این‌جا بریم بیرون؟
‫این خونه خیلی عجیبه!

806
00:39:33,079 --> 00:39:34,288
‫می‌دونم

807
00:39:35,081 --> 00:39:37,666
‫من الان آماده نیستم

808
00:39:37,750 --> 00:39:39,251
‫می‌شه یکم صبر کنی؟

809
00:39:40,378 --> 00:39:42,588
‫می‌خوام برم یکم دور بزنم

810
00:39:42,671 --> 00:39:44,173
‫- باشه.
‫- باشه.

811
00:39:44,256 --> 00:39:45,925
‫بروس، برگرد. بروس. برگرد

812
00:39:46,008 --> 00:39:47,968
‫می‌دونی چیه؟ نظرت چیه برقصیم؟

813
00:39:48,052 --> 00:39:50,179
‫- رقص؟ منظورت چیه؟
‫- آره. من عاشقِ رقصیدنم

814
00:39:50,262 --> 00:39:51,597
‫- یالا.
‫- نه. آهنگ نداریم آخه

815
00:39:51,680 --> 00:39:53,516
‫دستت رو بذار دور کمرم. آروم نفس بکش

816
00:39:53,599 --> 00:39:57,103
‫نه؛ آهنگ که توی هواست

817
00:39:57,186 --> 00:39:58,813
‫گوش کن. گوش کن

818
00:39:58,896 --> 00:39:59,980
‫خوب به امواجش گوش کن

819
00:40:03,859 --> 00:40:07,238
‫ما خیلی به هم میایم.
‫چرا رفتی؟

820
00:40:09,824 --> 00:40:10,908
‫الان که هستم

821
00:40:15,788 --> 00:40:18,833
‫دیوونه شدم یا واقعیت داره؟

822
00:40:18,916 --> 00:40:20,000
‫مگه مهمه؟

823
00:40:21,335 --> 00:40:23,671
‫چه حس خوبیه که بغلت کردم

824
00:40:24,630 --> 00:40:25,798
‫دیگه هیچوقت نا امیدت نمی‌کنم

825
00:40:25,823 --> 00:40:26,816
‫تو نا امیدم نکردی!

826
00:40:26,841 --> 00:40:29,677
‫هرکاری کردم فقط بیشتر و بیشتر ناراحت شدی

827
00:40:29,760 --> 00:40:32,763
‫نمی‌دونستم در اون حد خسته شده بودی...

828
00:40:32,847 --> 00:40:35,099
‫کاری از دست تو بر نمی‌اومد

829
00:40:35,808 --> 00:40:37,143
‫خیلی باهات بد بودم

830
00:40:38,227 --> 00:40:41,897
‫هر موقع می‌دیدم ناراحتی عصبانی می‌شدم

831
00:40:42,982 --> 00:40:44,148
‫رد می‌دادم

832
00:40:44,525 --> 00:40:47,027
‫تمام شب بیدار بودی و
‫مثل پروانه بال بال می‌زدی،

833
00:40:47,945 --> 00:40:49,447
‫پر از حرف‌های ناگفته

834
00:40:50,030 --> 00:40:51,136
‫می‌رقصیدی

835
00:40:51,782 --> 00:40:53,617
‫با آهنگی که هیچکس نمی‎شنید

836
00:40:54,535 --> 00:40:55,953
‫الان می‌تونی بشنویش؟

837
00:40:56,256 --> 00:40:57,291
‫آره

838
00:40:57,955 --> 00:40:58,989
‫هوم...

839
00:40:59,014 --> 00:41:00,349
‫می‌شنوم...

840
00:41:00,374 --> 00:41:01,781
‫فکر کنم

841
00:41:05,171 --> 00:41:06,881
‫سعی کردی سیمون رو بکشی!

842
00:41:08,007 --> 00:41:09,633
‫هیچوقت نفهمیدم چرا

843
00:41:12,303 --> 00:41:14,263
‫فهمیدنش کار آسونی نیست

844
00:41:19,477 --> 00:41:23,230
‫من مدت‌ها تلاش کردم بچه‌دار بشم

845
00:41:23,856 --> 00:41:25,483
‫- نتیجه داد؟
‫- نتیجه داد

846
00:41:27,276 --> 00:41:29,778
‫بارها تلاش کردم، شکست خوردم

847
00:41:29,862 --> 00:41:31,238
‫تلاش کردم، شکست خوردم

848
00:41:35,201 --> 00:41:37,953
‫دوتا دختر خیلی باهوش و خوشگل

849
00:41:39,079 --> 00:41:40,252
‫نصیب‌مون شد

850
00:41:41,832 --> 00:41:43,626
‫ای کاش بودی و می‌دیدی‌شون

851
00:41:45,127 --> 00:41:47,171
‫ای کاش بودم و می‌دیدم‌شون...

852
00:41:51,175 --> 00:41:52,375
‫خستمه...

853
00:41:52,813 --> 00:41:53,861
‫واقعاً؟

854
00:41:54,094 --> 00:41:55,134
‫اوهوم

855
00:41:55,159 --> 00:41:56,800
‫پاهام...

856
00:41:57,139 --> 00:41:58,974
‫نظرت چیه دوباره بریم بشینیم؟

857
00:41:59,058 --> 00:42:00,434
‫بریم

858
00:42:02,811 --> 00:42:04,313
‫بیا، بریم اون سمت بشینیم

859
00:42:05,064 --> 00:42:07,775
‫شاید هم یکوچولو خوابیدم

860
00:42:07,858 --> 00:42:09,360
‫فکر خوبیه

861
00:42:14,323 --> 00:42:15,491
‫آره، آفرین

862
00:42:27,836 --> 00:42:29,255
‫خب دیگه رفیق

863
00:42:29,338 --> 00:42:30,339
‫استراحت کن

864
00:42:41,600 --> 00:42:42,768
‫دون!

865
00:42:44,186 --> 00:42:45,272
‫دون!

866
00:42:48,274 --> 00:42:50,651
‫برو رد کارت هیولا!

867
00:42:52,111 --> 00:42:53,112
‫ایثن؟

868
00:42:55,072 --> 00:42:56,907
‫ایثن، این‌جا چیکار می‌کنی؟

869
00:42:58,033 --> 00:43:00,119
‫من، دارم تلپورت...

870
00:43:00,202 --> 00:43:02,997
‫دارم تلپورت می‌کنم توی
قایق‌ام تا بیام خودمو از این‌جا ببرم

871
00:43:04,873 --> 00:43:06,661
‫- من رو برگردون توی سفینه! (اشاره به سریال استار تراک)
‫- باشه

872
00:43:06,686 --> 00:43:08,269
‫خیلی مستی. بیا با هم برگردیم سمت خونه

873
00:43:08,294 --> 00:43:09,628
‫به من نزدیک نشو

874
00:43:09,712 --> 00:43:11,547
‫پس بذار کمکت کنی تا خونه بری، باشه؟

875
00:43:14,216 --> 00:43:15,718
‫داری لذت می‌بری مگه نه؟

876
00:43:15,801 --> 00:43:17,511
‫آره

877
00:43:17,595 --> 00:43:21,181
‫منم یکی بودم مثل تمام مردهایی که
‫یه‌مدت باهاشون بودی و ولشون کردی!

878
00:43:21,807 --> 00:43:23,851
‫باشه، پس خودت تنهایی تا خونه برو

879
00:43:24,419 --> 00:43:25,679
‫دون!

880
00:43:26,312 --> 00:43:29,205
‫- تو یه هیولایی. این رو می‌دونستی؟
‫- اینقدر این کلمه رو تکرار نکن

881
00:43:31,108 --> 00:43:33,235
‫هیولا!

882
00:43:33,319 --> 00:43:35,571
‫مراقب باش کار دست خودت ندی، باشه؟

883
00:43:36,989 --> 00:43:38,699
‫تو فقط ظاهرت شبیه آدم‌هاست

884
00:43:39,867 --> 00:43:41,035
‫تازه الان می‌فهمم

885
00:43:42,036 --> 00:43:43,787
‫با این چشم‌های ریزت...

886
00:43:46,248 --> 00:43:47,333
‫داری من رو نابود می‌کنی

887
00:43:49,293 --> 00:43:51,086
‫به من نزدیک نشو

888
00:44:06,435 --> 00:44:07,755
‫بیا

889
00:44:13,192 --> 00:44:14,443
‫کارت واقعاً حرف نداشت

890
00:44:15,736 --> 00:44:17,237
‫واقعاً نمی‌دونستم باید چیکار کنم

891
00:44:20,449 --> 00:44:23,202
‫آره، عجب روزی بود
‫باورم نمی‌شه گالا همین فرداست...

892
00:44:23,285 --> 00:44:24,651
‫اوهوم

893
00:44:27,039 --> 00:44:30,376
‫متاسفم که هیچوقت
‫نتونستیم بچه‌دار بشیم میکیلا

894
00:44:34,505 --> 00:44:35,589
‫منم متاسفم

895
00:44:38,050 --> 00:44:42,054
‫می‌دونم که امسال خیلی بهت سخت گذشته...

896
00:44:42,971 --> 00:44:45,683
‫روری و همسرش گفتن که دارن بچه‌دار می‌شن

897
00:44:45,766 --> 00:44:49,687
‫اما یه‌چیزی هست که...
‫باید بهت بگم.

898
00:44:52,189 --> 00:44:53,315
‫آم...

899
00:44:53,399 --> 00:44:55,651
‫وقتی گفتم رفتم ژاپن،

900
00:44:56,235 --> 00:44:58,445
‫در واقع رفته بودم تو
مراسم تعمید نوه‌م شرکت کنم

901
00:44:59,113 --> 00:45:02,700
‫روری اونجا بود؛ سارا هم بود

902
00:45:03,992 --> 00:45:05,160
‫پیش بچه‌هام بودم

903
00:45:06,370 --> 00:45:07,463
‫می‌دونم

904
00:45:09,206 --> 00:45:10,249
‫سیمون بهت گفته؟

905
00:45:10,749 --> 00:45:12,501
‫نه، سیمون چرا باید بدونه؟

906
00:45:12,584 --> 00:45:14,169
‫نمی‌دونم

907
00:45:14,253 --> 00:45:15,254
‫آم...

908
00:45:15,337 --> 00:45:17,840
‫هیچی از چشم اون دختر پنهون نمی‌مونه.
‫گفتم شاید یه‌طوری فهمیده

909
00:45:17,923 --> 00:45:21,135
‫نه، من...
‫خودم فهمیدم

910
00:45:21,844 --> 00:45:23,595
‫خیلی ناراحت شدم که چیزی بهم نگفتی

911
00:45:23,679 --> 00:45:25,973
‫اما درک می‌کنم چرا نگفتی

912
00:45:26,557 --> 00:45:27,663
‫واقعاً؟

913
00:45:27,975 --> 00:45:31,186
‫می‌دونستی که ناراحت می‌شم،
‫بچه‌هات هم ازم متنفرن

914
00:45:31,770 --> 00:45:33,605
‫همیشه متنفر بودن. می‌دونی دیگه

915
00:45:33,689 --> 00:45:36,859
‫سر قضیه‌ی جاسلین من رو مقصر می‌دونن.
‫من آدم بده شدم، می‌دونی؟

916
00:45:38,944 --> 00:45:42,030
‫اما من نمی‌خوام رابطه‌ت رو با
بچه‌هات قطع کنی

917
00:45:44,032 --> 00:45:45,576
‫خوشحالم که رفتی و بچه‎ش رو دیدی

918
00:45:52,750 --> 00:45:54,960
‫یه‌چیز باحال بهت بگم؟

919
00:45:55,043 --> 00:45:57,546
‫وقتی روری من رو دید، شروع کرد به گریه کردن

920
00:45:58,797 --> 00:46:00,382
‫- واقعاً؟
‫- آره

921
00:46:00,466 --> 00:46:03,135
‫حسابی غافلگیر شده بود

922
00:46:03,218 --> 00:46:06,346
‫بعدشم سارا اومد و اونم زد زیر گریه
‫و بعدش بچه رو آوردن

923
00:46:06,430 --> 00:46:08,557
‫اسمش جاناتانه، اونم گریه کرد
‫خیلی بامزه بود

924
00:46:09,558 --> 00:46:12,311
‫الان خیالم راحت شد چون
فکر می‌کردم داری خیانت می‌کنی

925
00:46:16,565 --> 00:46:18,442
‫ما سختی‌های زیادی رو
پشت سر گذاشتیم؛ من و تو

926
00:46:22,154 --> 00:46:23,655
‫دوستت دارم خانم کِل

927
00:46:25,324 --> 00:46:26,408
‫منم دوستت دارم

928
00:46:41,548 --> 00:46:43,383
‫دنبالم نیاین!

929
00:46:46,470 --> 00:46:47,930
‫ایثن، نرو سمتِ صخره

930
00:46:48,013 --> 00:46:49,890
‫کمک! یکی کمکم کنه

931
00:46:49,973 --> 00:46:51,350
‫منم می‌خوام کمکت کنم دیگه

932
00:46:53,602 --> 00:46:54,755
‫خدای من

933
00:46:56,605 --> 00:46:57,773
‫تو من رو به این روز انداختی

934
00:46:59,775 --> 00:47:00,851
‫تـو!

935
00:47:01,360 --> 00:47:03,529
‫- تقصیر توئـه!
‫- ایثن؟

936
00:47:08,826 --> 00:47:10,452
‫- کمک!
‫- چی شده؟

937
00:47:10,536 --> 00:47:12,538
‫کمک! ایثن از صخره افتاد پاییـن

938
00:47:12,563 --> 00:47:13,514
‫خدای من

939
00:47:13,539 --> 00:47:16,375
‫زنگ بزن 911. منتظر بمون تا بیاد

940
00:47:17,501 --> 00:47:20,629
‫سلام. یه آمبولانس می‌خواستم واسه
‫ اسکونست پوینت پلاک 4

941
00:47:20,712 --> 00:47:23,048
‫یه نفرمون از پرتگاه افتاد پایین...

942
00:47:23,131 --> 00:47:24,383
‫نمی‌دونم.

943
00:47:24,466 --> 00:47:26,093
‫بله. ممنونم

944
00:47:26,176 --> 00:47:27,928
‫ببخشید؟ ببخشید؟

945
00:47:28,011 --> 00:47:30,889
‫متاسفم، اما من سـه ساعتـه
‫توی اون اتاقِ گرم منتظر شمام

946
00:47:30,973 --> 00:47:33,308
‫سایرس، الان نمی‌تونم صحبت کنم
‫یه مشکل فوری پیش اومده

947
00:47:33,392 --> 00:47:35,811
‫- باید باهاتون صحبت کنم
‫- الان نمی‌تونم نمونه‌ها رو ببینم

948
00:47:35,894 --> 00:47:38,313
‫باید حتماً این عکس رو ببینید خانم

949
00:47:44,361 --> 00:47:45,612
‫کی این عکس رو گرفتی؟

950
00:47:46,196 --> 00:47:47,229
‫امروز!

951
00:47:47,573 --> 00:47:50,075
‫داشتم برای فیلم‌تون از
کیوس پیونت عکس می‌گرفتم

952
00:47:50,158 --> 00:47:51,994
‫مطمئنم که مجله قطعاً این عکس‌ها رو می‌خره

953
00:47:52,077 --> 00:47:53,412
‫همون پول رو خودم بهت می‌دم

954
00:47:53,912 --> 00:47:55,065
‫خواهشاً از این‌جا برو

955
00:47:58,250 --> 00:48:18,250
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

