﻿1
00:00:03,044 --> 00:00:06,005
‫- شارژ مال ماست! جاش توی پریزه!
‫- شارژ رو آزاد کنید! همه‌مون رو آزاد کنید!

2
00:00:06,006 --> 00:00:07,798
‫امروز دم دفتر میلیاردر و

3
00:00:07,799 --> 00:00:10,467
‫نخبه‌ی فناوری، سامر اسمیت، غلغله‌ست

4
00:00:10,468 --> 00:00:12,637
‫چرا که قصد داره تاریخ جدیدی
توی «شارژستان» رقم بزنه

5
00:00:13,221 --> 00:00:16,348
‫هم‌اکنون خبر رسید که
‫شارژرهای گوشی بسیار حائز اهمیت هستند

6
00:00:16,349 --> 00:00:18,893
‫بنابراین اصلاً و ابداً اونها رو کِش نرید

7
00:00:19,894 --> 00:00:21,437
‫برای راه‌اندازی دستگاه آماده‌ایم

8
00:00:21,438 --> 00:00:23,105
‫برادرم رو پیدا کردید؟

9
00:00:23,106 --> 00:00:25,025
‫- خیر، خانم
‫- پس راه‌اندازی منتفیـه

10
00:00:29,136 --> 00:00:29,880
‫« همه چیز ساختگیـه »

11
00:00:29,904 --> 00:00:31,448
‫بیا دیگه، مورتی

12
00:00:32,073 --> 00:00:33,490
‫وایسا! یادت باشه!

13
00:00:33,491 --> 00:00:35,909
‫- اگه شارژرش رو قرض کردی...
‫- می‌دونم

14
00:00:35,910 --> 00:00:38,620
‫...حتماً حتماً بهش برگردون!

15
00:00:38,621 --> 00:00:41,541
‫حتی اگه فکر می‌کنی ازش استفاده نمی‌کنه!

16
00:00:42,000 --> 00:00:50,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

17
00:00:50,759 --> 00:00:52,342
‫من تنهام

18
00:00:52,343 --> 00:00:54,763
‫من هم تنها بودم. اینجوری راحتم

19
00:00:58,516 --> 00:01:00,560
‫اگه گشنتـه، بیا

20
00:01:01,000 --> 00:01:07,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

21
00:01:11,279 --> 00:01:12,821
‫توی اخبار دیدمت

22
00:01:12,822 --> 00:01:15,074
‫حتماً طعم غذای فقیرفقرا از یادت رفته

23
00:01:15,075 --> 00:01:17,117
‫فقیری رو توی کثیف‌بودن قاشق می‌بینی؟

24
00:01:17,118 --> 00:01:20,330
‫دستورپخت کاف‌جیمـه از دوران آتش‌نشانی

25
00:01:21,164 --> 00:01:22,706
‫من کار و زندگیم رو ول نکردم

26
00:01:22,707 --> 00:01:24,374
‫بیام اینجا درباره‌ی چیلی صحبت کنیم

27
00:01:24,375 --> 00:01:27,879
‫یادمـه همیشه می‌گفت
‫چاشنی مخصوصش صبره

28
00:01:28,963 --> 00:01:30,631
‫مورتی، باید بریم!

29
00:01:30,632 --> 00:01:32,466
‫توی دنیای واقعی دیگه دَم‌دَم‌های 9 شبـه و

30
00:01:32,467 --> 00:01:34,343
‫تنها در صورتی می‌تونیم از
‫اینجا بریم که مامان توی آشپزخونه

31
00:01:34,344 --> 00:01:35,594
‫مشغول ریختنِ شراب قبل خوابش باشه!

32
00:01:35,595 --> 00:01:37,429
‫من دلیلی برای برگشت ندارم!

33
00:01:37,430 --> 00:01:39,473
‫- بدون من برو
‫- اینجوری نمیشه، مورتی!

34
00:01:39,474 --> 00:01:42,644
‫شرمنده، ولی من دلم نمی‌خواد
‫اینجا 40 سالم بشه!

35
00:01:44,979 --> 00:01:46,313
‫چیکار کنم من آخه؟

36
00:01:46,314 --> 00:01:48,107
‫در ناامیدی بسی امید است

37
00:01:48,108 --> 00:01:49,484
‫یکم مسئولیت‌پذیر باش

38
00:01:52,654 --> 00:01:55,072
‫ما حاضریم. راه‌اندازی کنید

39
00:01:55,073 --> 00:01:57,407
‫خدایا تویی تنها فریادرس

40
00:01:57,408 --> 00:02:02,037
‫پنج، چهار، سه، دو، یک

41
00:02:02,038 --> 00:02:03,289
‫پرتاب

42
00:02:10,755 --> 00:02:11,797
‫داره شارژ میشه!

43
00:02:11,798 --> 00:02:13,340
‫توی هوا شارژ میشه!

44
00:02:13,341 --> 00:02:16,426
‫خدای بزرگ! سامر اسمیت
‫شارژرهای گوشی رو از دور خارج کرد!

45
00:02:16,427 --> 00:02:18,138
‫سیم‌ها رو بریزید دور!

46
00:02:20,890 --> 00:02:21,932
‫جواب داد!

47
00:02:21,933 --> 00:02:24,226
‫شبکه‌ی برقِ بدون سیم و کابل!

48
00:02:24,227 --> 00:02:26,812
‫یعنی شارژر بی‌شارژر، پیریِ کسکش!

49
00:02:26,813 --> 00:02:29,649
‫من بُردم! ماتریکس به خاطرات پیوست!

50
00:02:34,487 --> 00:02:35,612
‫چه مرگتونـه؟!

51
00:02:35,613 --> 00:02:37,364
‫کیر توش. کِی خوابم برد؟

52
00:02:37,365 --> 00:02:40,242
‫مامان! مامان! مامانی!
‫جلو نیا، ریک!

53
00:02:40,243 --> 00:02:43,036
‫مامان! ریک ما رو فرستاد
‫توی یه واقعیت شبیه‌سازی‌شده

54
00:02:43,037 --> 00:02:45,622
‫خواست تنبیه‌مون کنه
‫چون شارژرش رو گرفتیم و پسش ندادیم

55
00:02:45,623 --> 00:02:47,249
‫بعد خودش خوابش برد و
‫ما رو معادل 17 سالِ ماتریکسی

56
00:02:47,250 --> 00:02:49,501
‫به امون خدا ول کرد!

57
00:02:49,502 --> 00:02:51,044
‫من بزرگ شدم و قانوناً مستقلم!

58
00:02:51,045 --> 00:02:52,963
‫می‌خوام اختیار تام ذهن و
‫آینده‌ام دست خودم باشه!

59
00:02:52,964 --> 00:02:54,841
‫تو رو خدا نذار حافظه‌مون رو پاک کنه!

60
00:02:55,425 --> 00:02:57,844
‫باز بگید چرا قبل خواب شراب می‌خوری!

61
00:02:58,553 --> 00:03:02,574
‫« فصل هشتم، قسمت اول »
‫« سامر؛ معدنِ ترس‌ها »

62
00:03:02,599 --> 00:03:05,267
‫دست‌هام! بچگونه‌ست!

63
00:03:05,268 --> 00:03:08,020
‫گرفتی یه ماتریکس ساختی که
‫به‌ خاطر یه شارژر گوششون رو بپیچونی؟!

64
00:03:08,021 --> 00:03:10,439
‫دیگه در این حد هم عقده‌ای نیستم، بث.
‫خوراک تنبیه‌های نامنظمـه.

65
00:03:10,440 --> 00:03:12,774
‫اسلحه‌ی پاکسازی ذهن رو بنداز کنار

66
00:03:12,775 --> 00:03:16,028
‫خیلی‌خب. قبول دارم بابابزرگ
‫یکم زیادی بهتون سخت گرفت.

67
00:03:16,029 --> 00:03:17,404
‫به‌حدی که رفتم دانشکده‌ی حقوق و

68
00:03:17,405 --> 00:03:18,947
‫علم مهندسی رو متحول کردم

69
00:03:18,948 --> 00:03:20,908
‫سامر، پیچیدگی سیستم اون ماتریکس در حد آتاریـه

70
00:03:20,909 --> 00:03:23,285
‫یه بچه‌ی مدادشمعی‌به‌دست هم
‫می‌تونه علم مهندسیش رو متحول کنه

71
00:03:23,286 --> 00:03:24,661
‫نذار حافظه‌ام رو پاک کنه، مامان!

72
00:03:24,662 --> 00:03:26,455
‫من طعم عشق رو چشیدم،
‫یه کشور رو چرخوندم،

73
00:03:26,456 --> 00:03:28,498
‫از شارژنتینا و گوشی‌پین دیدن کردم

74
00:03:28,499 --> 00:03:30,251
‫نمی‌تونم این خاطراتم رو بدم بره!

75
00:03:30,877 --> 00:03:32,669
‫من هم می‌خوام یادم بمونه

76
00:03:32,670 --> 00:03:34,588
‫بابا، به نظرم بچه‌ها در خصوص

77
00:03:34,589 --> 00:03:36,632
‫کاری که با مغزشون کردی
‫حق انتخاب دارن

78
00:03:36,633 --> 00:03:38,050
‫با دوتا آدم‌بزرگِ ردّی و ماتریکسی

79
00:03:38,051 --> 00:03:40,010
‫با ظاهر بچگونه مشکلی نداری؟
‫خودت خواستی!

80
00:03:40,011 --> 00:03:41,511
‫ایول! دماغ‌سوخته، ریک!

81
00:03:41,512 --> 00:03:44,264
‫به پر و پای گاو که بپیچی،
‫با شاخ‌های 34ساله‌اش طرف میشی!

82
00:03:44,265 --> 00:03:46,391
‫میرم دبیرستان عشق‌وحال!

83
00:03:46,392 --> 00:03:48,228
‫اوضاع قاراشمیش شد، یه ندا بده

84
00:03:49,729 --> 00:03:52,564
‫رسماً رو هر چیزی دست بذارم،
‫بی‌بروبرگرد مال خودمـه

85
00:03:52,565 --> 00:03:54,983
‫ریاست انجمن دانش‌آموزی.
‫شاگرد اولی.

86
00:03:54,984 --> 00:03:58,153
‫یا شاید هم چشیدن طعم شیرین و
‫زودگذر زندگی یه‌روزه

87
00:03:58,154 --> 00:04:00,406
‫شاید هم تموم تمرکزم رو بذارم روی 17سالگی

88
00:04:02,784 --> 00:04:05,077
‫- یخ کردی؟
‫- از نوک ممه‌هات معلومـه

89
00:04:05,078 --> 00:04:06,787
‫بیخیال بابا، این ادا و اطوارهای

90
00:04:06,788 --> 00:04:08,538
‫دخترونه و بچگونه رو بذارید کنار

91
00:04:08,539 --> 00:04:10,624
‫نوع پوشش شما خلاف مقررات ماست، خانم

92
00:04:10,625 --> 00:04:12,084
‫- برو خونه لباس‌هات رو عوض کن
‫- ولی...

93
00:04:12,085 --> 00:04:13,961
‫قِر و قَمیش‌هات رو من یکی اثر نداره

94
00:04:13,962 --> 00:04:16,421
‫وای خدا. سامر رفته توی نخ آقای مدیر واژن

95
00:04:16,422 --> 00:04:17,631
‫نوک ممه‌هاش سفت‌تر هم شده!

96
00:04:17,632 --> 00:04:19,384
‫برید تو کونم، سلیطه‌های ظاهربین!

97
00:04:20,760 --> 00:04:22,177
‫تا حس می‌کنم جون‌جونی‌تر از این نداریم،

98
00:04:22,178 --> 00:04:23,553
‫یجوری خلافش بهم ثابت میشه

99
00:04:23,554 --> 00:04:25,640
‫می‌دونم. عین آبجی خودمی

100
00:04:31,396 --> 00:04:33,313
‫توی ذهنت مدرسه یجور دیگه‌ست، نه؟

101
00:04:33,314 --> 00:04:35,482
‫فقط اعصابم خرده که
‫چرا به حرف‌هاشون اهمیت دادم

102
00:04:35,483 --> 00:04:37,526
‫احتمالاً این دخترها هنوز خیال می‌کنن
‫ملت به خاطر شخصیت‌شون

103
00:04:37,527 --> 00:04:39,987
‫میرن سمت‌شون و
‫بازیافت واقعیت داره

104
00:04:39,988 --> 00:04:42,239
‫- میگم، گیره داری دم دستت؟
‫- آره. بیا

105
00:04:42,240 --> 00:04:43,991
‫اقلاً هوش‌شون اونقدری نیست که
‫بتونن خسارت جدی وارد کنن

106
00:04:43,992 --> 00:04:45,409
‫عینهو خوردن پُتک توی سر آدمـه،

107
00:04:45,410 --> 00:04:47,869
‫نه فرو کردنِ ذره‌ذره‌ی
‫اتوموی داغ داخل مقعد

108
00:04:47,870 --> 00:04:48,954
‫وای

109
00:04:48,955 --> 00:04:51,249
‫زندگی زناشویی اولم هم حکماً همین بود

110
00:04:52,500 --> 00:04:53,959
‫شوهر کردی اونجا؟!

111
00:04:53,960 --> 00:04:55,877
‫جالب اینجاست که
‫من خرجش رو می‌دادم تا

112
00:04:55,878 --> 00:04:57,421
‫آقا روی مهارت موسیقیش کار کنه

113
00:04:57,422 --> 00:05:00,299
‫والا به خدا. یا باید نون‌آور خونه بود،

114
00:05:00,300 --> 00:05:01,968
‫یا مادری کرد. دوتاش با هم که نمیشه

115
00:05:03,511 --> 00:05:04,721
‫آره

116
00:05:06,931 --> 00:05:08,598
‫سومین لیوان میموسا؟

117
00:05:08,599 --> 00:05:10,267
‫توی بعد از ظهر چهارشنبه؟

118
00:05:10,268 --> 00:05:11,769
‫- چه بلایی سرمون اومده؟
‫- چه بلایی سرمون اومده؟

119
00:05:12,812 --> 00:05:15,605
‫ای خدا. شدم یکی لنگه‌ی مامانم

120
00:05:15,606 --> 00:05:16,940
‫دَمم گرم!

121
00:05:16,941 --> 00:05:19,151
‫عاشق این سامرم

122
00:05:19,152 --> 00:05:23,280
‫اعتماد به نفست... خیلی بالاست.
‫کاشکی من هم عین تو بودم.

123
00:05:23,281 --> 00:05:25,574
‫عزیزم! بث! میشه بث صدات کنم؟

124
00:05:25,575 --> 00:05:28,327
‫راحت باش! من هم صدات می‌زنم...

125
00:05:28,328 --> 00:05:30,329
‫- سامر؟
‫- آها، آره. درستـه

126
00:05:30,330 --> 00:05:33,123
‫توی اون دنیا حسابی گُل کاشتی

127
00:05:33,124 --> 00:05:34,375
‫هشتگ دخترک‌رئیس

128
00:05:34,959 --> 00:05:37,336
‫اینقدر بدم میاد خانم‌ها
‫به خودشون میگن دختر

129
00:05:37,337 --> 00:05:39,087
‫آره بابا، من هم. کنایه‌طور گفتم

130
00:05:39,088 --> 00:05:40,672
‫حالا که حرف زن‌های بالغ وسطـه،

131
00:05:40,673 --> 00:05:42,424
‫نظرت راجع‌به یه تغییر اساسی چیـه؟

132
00:05:42,425 --> 00:05:44,551
‫وای، بیخیال. ببین سامرِ من به کجا رسیده

133
00:05:44,552 --> 00:05:47,012
‫چیتان‌پیتان به چه کارت میاد؟!

134
00:05:47,013 --> 00:05:48,597
‫منظورم جفت‌مون بودیم

135
00:05:48,598 --> 00:05:50,432
‫پیراهن‌هات رو فقط از تارگت می‌خری

136
00:05:50,433 --> 00:05:52,060
‫یا که براشون کار هم می‌کنی؟

137
00:05:52,560 --> 00:05:55,062
‫قیافشو، بث! مزاح کردم!

138
00:05:55,063 --> 00:05:56,813
‫از ترفندهای سبک مدیریتیمـه

139
00:05:56,814 --> 00:05:58,690
‫ولی مگه طنز همون آشکارسازیِ

140
00:05:58,691 --> 00:06:00,359
‫حقیقتِ به‌عمد ندیدگرفته‌شده نیست؟

141
00:06:00,360 --> 00:06:01,443
‫بهش فکر کن

142
00:06:01,444 --> 00:06:03,780
‫پاشو بریم، دخترجون.
‫سشوارلازمی!

143
00:06:05,365 --> 00:06:06,490
‫داری چه گوهی می‌خوری، مورتی؟

144
00:06:06,491 --> 00:06:07,991
‫دست کثیفت رو
‫به ماشین مسابقه‌ی مرگ من نزن!

145
00:06:07,992 --> 00:06:09,409
‫کمک‌فنرهاش یکمی مشکل داشتن

146
00:06:09,410 --> 00:06:11,119
‫کمک‌فنرهاش یکمی...

147
00:06:11,120 --> 00:06:13,246
‫عجب، راست میگی ها.
‫واقعاً هم یکمی مورد داشتن.

148
00:06:13,247 --> 00:06:15,624
‫اون تو که بودم،
‫چهارتا چیز یاد گرفتم

149
00:06:15,625 --> 00:06:16,750
‫توی ماتریکس؟

150
00:06:16,751 --> 00:06:17,794
‫توی زندون ماتریکس

151
00:06:17,919 --> 00:06:19,544
‫چه گَنگ

152
00:06:19,545 --> 00:06:21,630
‫همون مسابقه‌ی مرگ توی وگا فایو رو میگی، نه؟

153
00:06:21,631 --> 00:06:22,923
‫فضا و زمین؟

154
00:06:22,924 --> 00:06:24,549
‫- آره، دقیقاً
‫-  یه آبجو بده دستم

155
00:06:24,550 --> 00:06:26,843
‫به نظرم یه ورودی هواکش به
‫بلوک موتور اضافه کنیم بد نیست

156
00:06:26,844 --> 00:06:29,389
‫پشمام، مورتی. شاید بهتر باشه
‫زودبه‌زود بفرستمت بری ماتریکس.

157
00:06:32,475 --> 00:06:33,558
‫مورتی؟ خر مغزت رو گاز گرفته؟!

158
00:06:33,559 --> 00:06:35,602
‫- می‌خوام توجه ریک رو جلب کنم!
‫- ایست!

159
00:06:35,603 --> 00:06:37,020
‫کیرم دهنت! اینجا همه چی کَشکـه!

160
00:06:37,021 --> 00:06:38,772
‫- مورتی، فرار کن!
‫- آهای! دزد!

161
00:06:38,773 --> 00:06:40,607
‫دست به وسایل مردم نزنید،

162
00:06:40,608 --> 00:06:42,818
‫علی‌الخصوص شارژرشون!

163
00:06:42,819 --> 00:06:45,278
‫ریک، ببخشید شارژرت رو کِش رفتیم!

164
00:06:45,279 --> 00:06:47,197
‫غلط کردیم، دیگه تکرار نمیشه!
‫حالا ما رو بیار بیرون!

165
00:06:47,198 --> 00:06:49,617
‫اگه همچین چیزی شدنی بود که
‫تا حالا پرت شده بودیم بیرون!

166
00:06:50,451 --> 00:06:52,577
‫شما حق دارید که
‫متصل به برق بمونید!

167
00:06:52,578 --> 00:06:55,580
‫هر شارژری که بدزدید
‫می‌تونه و حتماً علیه شما استفاده میشه

168
00:06:55,581 --> 00:06:57,374
‫- سامر، کمک!
‫- شرمنده، مورتی!

169
00:06:57,375 --> 00:06:59,794
‫ولی یکی‌مون باید راه فرار رو پیدا کنه!

170
00:06:59,919 --> 00:07:01,129
‫سامر!

171
00:07:04,922 --> 00:07:05,922
‫« ندامتگاه ایالتی شارژستان »

172
00:07:25,278 --> 00:07:28,349
‫« تابحال شارژر دزدیدید؟ »
‫« بله »

173
00:07:50,380 --> 00:07:51,589
‫« سربازگیری ارتش شارژستان »

174
00:07:55,349 --> 00:07:57,143
‫کاف... کاف‌جیم

175
00:07:57,935 --> 00:07:59,769
‫اگه چیز خاصی یادت اومده،

176
00:07:59,770 --> 00:08:01,271
‫باید به زبون بیاری

177
00:08:01,272 --> 00:08:03,774
‫من... فقط دلم براشون تنگ شده

178
00:08:05,276 --> 00:08:06,401
‫می‌دونی چیـه، رفیق؟

179
00:08:06,402 --> 00:08:08,820
‫به نظرم ورودی هواکش موتور فکر بکریـه

180
00:08:08,821 --> 00:08:10,114
‫برو بالا

181
00:08:10,781 --> 00:08:13,241
‫به‌به، چقدر این مدل‌مو بهت میاد

182
00:08:13,242 --> 00:08:14,826
‫محالـه به موی کوتاه رضایت بدم

183
00:08:14,827 --> 00:08:16,411
‫بهش میگن اختلال

184
00:08:16,412 --> 00:08:18,705
‫اگه ریسک نکنی که رشد نمی‌کنی

185
00:08:18,706 --> 00:08:21,291
‫واسه من زیادی جسورانه‌ست

186
00:08:21,292 --> 00:08:23,336
‫گمونم هر کسی باید از یه جایی شروع کنه

187
00:08:25,505 --> 00:08:26,963
‫نظرت چیـه؟

188
00:08:26,964 --> 00:08:29,758
‫به نظرم بی‌دلیل نیست که
‫گذاشتنش توی تخفیفی‌ها

189
00:08:29,759 --> 00:08:32,093
‫خیال می‌کردم دنبال اعتمادبه‌نفسی

190
00:08:32,094 --> 00:08:34,554
‫اعتمادبه‌نفس یعنی این

191
00:08:34,555 --> 00:08:37,182
‫یعنی سه‌هزار دلار از جیبِ من!

192
00:08:37,183 --> 00:08:39,851
‫اگه خودت روی خودت سرمایه‌گذاری نکنی،
‫از بقیه چه توقعی داری؟

193
00:08:39,852 --> 00:08:42,354
‫سرمایه‌گذاری من
‫روی دانشگاه‌رفتنِ توئـه، سامر

194
00:08:42,355 --> 00:08:44,940
‫اولاً که من خودم با
‫رتبه‌ی عالی توی رشته‌ی شارژرها

195
00:08:44,941 --> 00:08:46,733
‫فارغ‌التحصیل شدم و
‫مطالعاتی هم توی...

196
00:08:46,734 --> 00:08:48,693
‫- بذار حدس بزنم
‫- ادبیات انگلیسی داشتم

197
00:08:48,694 --> 00:08:50,487
‫بث، من نمی‌تونم برگردونمت به 17سالگی،

198
00:08:50,488 --> 00:08:52,322
‫ولی از من به تو نصیحت:

199
00:08:52,323 --> 00:08:54,074
‫عمر مثل برق‌وباد می‌گذره

200
00:08:54,075 --> 00:08:55,825
‫وقتشـه یا تغییرات اساسی
‫در خودت ایجاد کنی

201
00:08:55,826 --> 00:08:58,495
‫یا با حسرت‌های بزرگ زندگیت کنار بیای

202
00:08:58,496 --> 00:09:00,790
‫حالا، بگو ببینم می‌خوای
‫این کت رو برام بخری یا چی؟

203
00:09:01,541 --> 00:09:03,917
‫- این هم از صفحه‌های فولادی
‫- عجب فولادی

204
00:09:03,918 --> 00:09:05,377
‫وای! اونجارو، ریک!

205
00:09:05,378 --> 00:09:06,836
‫میلگردهاشون رو حراج زدن!

206
00:09:06,837 --> 00:09:09,673
‫ای جونم! دوتا میلگرد بخر،
‫یدونه مفت‌گرد ببر؟!

207
00:09:09,674 --> 00:09:12,093
‫مورتی ماتریکسی بازاریـه ها!

208
00:09:14,095 --> 00:09:16,304
‫از تو چه پنهون، حس محشری دارم

209
00:09:16,305 --> 00:09:18,223
‫به ما میگن اوستاکار آمریکایی، مورتی

210
00:09:18,224 --> 00:09:19,850
‫کار کردن با دست چه حالی میده

211
00:09:22,311 --> 00:09:24,981
‫عین بچه‌گربه‌های روغنی
‫افتاده به خرخر!

212
00:09:26,607 --> 00:09:28,024
‫عجب. شماها...

213
00:09:28,025 --> 00:09:30,736
‫رسماً روی چمن بساط کردید ها، نه؟

214
00:09:31,487 --> 00:09:32,612
‫دهاتی‌ها

215
00:09:32,613 --> 00:09:34,657
‫بابا، یه لحظه میای؟

216
00:09:35,241 --> 00:09:37,784
‫ببین، اگه مسئله آبجوهاست که
‫مورتی مشکلی نداره

217
00:09:37,785 --> 00:09:39,286
‫تقریباً چهارتا قلب بنفش گرفته

218
00:09:39,287 --> 00:09:41,789
‫پنج‌تا. سرجمع با یه سکه‌ی پنج‌سنتی
‫یه فنجون قهوه میدن دستم

219
00:09:42,498 --> 00:09:43,707
‫مورتیِ سَرخورده!

220
00:09:43,708 --> 00:09:45,166
‫عاشقشم!

221
00:09:45,167 --> 00:09:46,334
‫ببین، بث

222
00:09:46,335 --> 00:09:48,086
‫اگه می‌خوای به کسی گیر بدی،
‫زنگ بزن جری

223
00:09:48,087 --> 00:09:49,337
‫نمی‌تونم. گوشیم خاموش شده

224
00:09:49,338 --> 00:09:52,549
‫مجبور شدم از تموم لباس‌هایی که
‫سامرخانم پُرو کرد فیلم بگیرم

225
00:09:52,550 --> 00:09:54,260
‫شارژر می‌خوای؟
‫مال من رو بردار

226
00:09:54,760 --> 00:09:55,970
‫باشه. مطمئنی؟

227
00:09:57,597 --> 00:10:01,057
‫آره، بر...
‫برمی‌گردونیش دیگه، نه؟!

228
00:10:01,058 --> 00:10:03,853
‫چون هیچ‌جوره نمی‌تونم
‫عمق فاجعه رو برات...

229
00:10:15,615 --> 00:10:16,948
‫یاخدا!

230
00:10:16,949 --> 00:10:18,409
‫ای خدا! ایت‌بال!

231
00:10:19,368 --> 00:10:22,287
‫نه! نه! کاف‌جیم؟ چاپ‌بلاک؟

232
00:10:22,288 --> 00:10:23,372
‫مارمادوک؟!

233
00:10:30,880 --> 00:10:32,923
‫ایت‌بال رو از دست دادیم

234
00:10:33,549 --> 00:10:35,343
‫جلوی خودمون مُردی، داداش!

235
00:10:36,594 --> 00:10:38,888
‫نمی... نمی‌تونم بمیرم!

236
00:10:41,057 --> 00:10:42,724
‫من پیشتم. پیشتم

237
00:10:42,725 --> 00:10:44,352
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم بمیرم

238
00:10:53,000 --> 00:11:00,000


239
00:11:06,457 --> 00:11:07,624
‫اصلاً هر چی می‌خوای بردار

240
00:11:07,625 --> 00:11:09,125
‫کیرم تو همه چیِ اینجا

241
00:11:09,126 --> 00:11:10,794
‫من که نمی‌دونم الگوش کی بوده

242
00:11:10,795 --> 00:11:12,462
‫احتمالاً یکی که پابندِ

243
00:11:12,463 --> 00:11:14,964
‫تفکرات کورکورانه‌ی نئولیبرالشـه و
‫دل نداره یه کتِ شیک بخره

244
00:11:14,965 --> 00:11:17,301
‫بابا، فکر کنم تو این یه مورد
‫حق با توئـه

245
00:11:18,219 --> 00:11:20,762
‫بث، کارکردش اینطوری نیست.
‫باید بچسبونیش به سرشون.

246
00:11:20,763 --> 00:11:22,348
‫الان خواستی ذهن من رو پاکسازی کنی؟!

247
00:11:23,224 --> 00:11:24,892
‫سامر! برگرد اینجا!

248
00:11:26,102 --> 00:11:27,454
‫این به نفع خودتـه!

249
00:11:27,478 --> 00:11:29,081
‫نه، به نفع جنابعالیـه!

250
00:11:29,105 --> 00:11:31,065
‫منو باش خیال می‌کردم دوستمی، سلیطه!

251
00:11:31,649 --> 00:11:33,502
‫دوستای من اینطوری باهام حرف نمی‌زنن

252
00:11:33,526 --> 00:11:34,753
‫چون دوستی نداری!

253
00:11:34,777 --> 00:11:36,277
‫آهای!

254
00:11:36,987 --> 00:11:39,341
‫من فقط می‌خوام
‫از زندگیم نهایت استفاده رو ببرم!

255
00:11:39,365 --> 00:11:41,200
‫تو اونقدر بزدلی که
‫حتی نمی‌خوای امتحانش کنی!

256
00:11:41,992 --> 00:11:43,762
‫تو الان اون ماشین رو
‫بدون سوئیچ روشن کردی؟!

257
00:11:43,786 --> 00:11:44,930
‫آره

258
00:11:44,954 --> 00:11:46,872
‫- سامر!
‫- فعلاً، پیرزن!

259
00:11:49,041 --> 00:11:51,144
‫لعنتی. اوضاع چه سریع قاراشمیش شد

260
00:11:51,168 --> 00:11:52,521
‫خب، من که بهش گفتم اینجوری میشه

261
00:11:52,545 --> 00:11:54,356
‫زبل‌خان. بیا یه نگاهی به این بنداز

262
00:11:54,380 --> 00:11:55,600
‫من و کاف‌جیم

263
00:11:55,601 --> 00:11:57,776
‫موقع محاصره‌ی کوهستان سه‌شاخه
‫اینو ابداع کردیم

264
00:11:57,800 --> 00:12:00,946
‫ما گیر افتاده بودیم و جز این شارژرهای
‫نوکیا 3.5 قدیمی هیچی نداشتیم

265
00:12:00,970 --> 00:12:03,031
‫مجبور شدیم از یه چیزی
‫به اسم «رژراش» استفاده کنیم

266
00:12:03,055 --> 00:12:04,241
‫امتحانش کن

267
00:12:04,265 --> 00:12:05,534
‫این که همون شارژر برعکسـه

268
00:12:05,558 --> 00:12:07,058
‫چه بامزه. کاربردش چیه؟

269
00:12:09,395 --> 00:12:11,998
‫انرژی شارژ رو از قلب انسان دریافت می‌کنه

270
00:12:12,022 --> 00:12:13,607
‫دمت گرم حال دادی، ریک

271
00:12:15,818 --> 00:12:18,505
‫در ضمن، نمی‌دونستم سامر هم
‫قراره یه ماشین بدزده

272
00:12:18,529 --> 00:12:22,074
‫من خیلی بیشتر از اون واسه این کار
‫نقشه ریختم. بگذریم...

273
00:12:28,581 --> 00:12:30,081
‫تانک رو بنازم!

274
00:12:33,669 --> 00:12:36,481
‫- نه! نه، نه، نه، نه، نه!
‫- مشکلی پیش اومده، قربان؟

275
00:12:36,505 --> 00:12:38,316
‫شما که آدم‌ها رو توی
‫ماتریکس گیر نمی‌ندازید،

276
00:12:38,340 --> 00:12:39,401
‫- مگه نه؟
‫- چی؟

277
00:12:39,425 --> 00:12:41,969
چون خیلی خیلی کار زشتیـه

278
00:12:43,554 --> 00:12:45,323
‫خدایی، مورتی؟!
‫خلاقیتت به صفر میل می‌کنه؟!

279
00:12:45,347 --> 00:12:46,408
‫مورتی کیـه؟

280
00:12:46,432 --> 00:12:48,058
‫نکنه این بدبخت رو انداختی توی ماتریکس؟

281
00:12:48,559 --> 00:12:50,059
‫آره!

282
00:12:51,395 --> 00:12:54,332
‫این ماشین خفن و ظاهراً شکست‌ناپذیر

283
00:12:54,356 --> 00:12:56,001
‫داره مستقیم به سمت یه نیروگاه

284
00:12:56,025 --> 00:12:57,627
‫وسط «درّه‌ی نیروگاه» میره،

285
00:12:57,651 --> 00:13:00,070
‫همون جایی که قلب تپنده‌ی
‫شبکه‌ی برق آمریکا محسوب میشه

286
00:13:01,655 --> 00:13:03,842
‫اصلاً چرا باید همچین ماشین مرگِ
‫شکست‌ناپذیری بسازن؟

287
00:13:03,866 --> 00:13:06,386
‫راننده‌اش، مورتی اسمیت 14 ساله،

288
00:13:06,410 --> 00:13:07,471
‫اینو گفته:

289
00:13:07,495 --> 00:13:08,597
‫اگه بری توی لونه‌ی گرگ و

290
00:13:08,621 --> 00:13:10,390
‫بشاشی توی رخت‌خوابش،
‫تیکه بزرگه‌ات گوشِتـه!

291
00:13:10,414 --> 00:13:12,100
‫ذات گرگ همینـه!

292
00:13:12,124 --> 00:13:14,794
‫ذات گرگ همینـه!

293
00:13:18,339 --> 00:13:19,816
سینوس‌شور چطور بود، سامرجون؟

294
00:13:19,840 --> 00:13:23,511
‫محشره. آرومِ آرومم،
‫عاری از انرژی‌های منفی

295
00:13:26,639 --> 00:13:28,283
‫برو رد کارت. می‌خوام تنها باشم

296
00:13:28,307 --> 00:13:31,369
‫باورم نمیشه اینقدر سریع
‫توی سانتافه مستقر شدی

297
00:13:31,393 --> 00:13:33,705
‫صنعت مراقبت‌های بهداشتی
‫توی حومه‌ی شهر اومد سراغم

298
00:13:33,729 --> 00:13:35,832
‫همه‌ی زن‌های میانسالِ سردرگم‌ رو می‌برن

299
00:13:35,856 --> 00:13:39,193
‫کارگاه‌های سفالگری مسکونی که
‫فضای مدیتیشن داره

300
00:13:39,693 --> 00:13:41,838
‫می‌خوام با کوه‌ها پیوند برقرار کنم

301
00:13:41,862 --> 00:13:43,507
‫کاکائو و ساز هارمونیوم رو بیار

302
00:13:43,531 --> 00:13:45,133
‫عزیزم، کُلی مونده تا

303
00:13:45,157 --> 00:13:47,010
بشی ‫یه زن میانسالِ سردرگم

304
00:13:47,034 --> 00:13:48,595
‫از من بشنو. خیلی مزخرفـه

305
00:13:48,619 --> 00:13:51,765
‫لذتِ 17 سالگی هم همینـه،
‫اینکه هیچی ندونی

306
00:13:51,789 --> 00:13:54,100
‫ندونی زندگی قراره در آینده چقدر سخت بشه

307
00:13:54,124 --> 00:13:57,270
‫آره. شرمنده بابت حرفی که زدم

308
00:13:57,294 --> 00:13:59,147
‫آخه بلد نیستم چطوری باهات رفاقت کنم

309
00:13:59,171 --> 00:14:01,799
‫لازم نیست. تو دخترمی

310
00:14:04,343 --> 00:14:06,488
‫پشمام! اصلاً دوست ندارم اینو بگم،

311
00:14:06,512 --> 00:14:08,698
‫ولی انرژی و حس و حال اینجا بی‌نظیره!

312
00:14:08,722 --> 00:14:09,866
‫بهش میگن انجمن

313
00:14:09,890 --> 00:14:11,326
اگه توی این دنیا انجمن‌هامون بیشتر از

314
00:14:11,350 --> 00:14:12,828
‫گوشت گاو فرآوری‌شده‌ی صنعتی بود،

315
00:14:12,852 --> 00:14:14,955
‫اون‌وقت پسربچه‌هامون
‫نمی‌نشستن پشت تانک و

316
00:14:14,979 --> 00:14:16,581
‫گازش رو بگیرن سمتِ نیروگاه اتمی!

317
00:14:16,605 --> 00:14:18,875
‫با این جزئیات،
انگار شخص خاصی مد نظرتـه

318
00:14:18,899 --> 00:14:21,211
‫وقتی هیچ برقی توی پریزها نباشه،
‫چیکار می‌کنید؟!

319
00:14:21,235 --> 00:14:22,587
‫اون‌وقت چی رو شارژ می‌کنید؟!

320
00:14:22,611 --> 00:14:23,755
‫دیدی؟ مغز گاوی

321
00:14:23,779 --> 00:14:25,715
‫وای خدا. باید جلوش رو بگیرم

322
00:14:25,739 --> 00:14:27,801
‫- راهش رو بلدی؟
‫- ناسلامتی مدیرعامل شرکت فناوری‌ام!

323
00:14:27,825 --> 00:14:30,262
‫پس حتی اگه راهش رو بلد نباشم،
‫وانمود می‌کنم بلدم

324
00:14:30,286 --> 00:14:32,806
‫مامان. کسی مزاحمم نشه

325
00:14:32,830 --> 00:14:34,330
‫«مامان»

326
00:14:34,707 --> 00:14:36,207
قربون دخترم برم

327
00:14:36,792 --> 00:14:38,544
‫فقط یه کارت اعتباری لازمـه

328
00:14:38,669 --> 00:14:40,689
‫خواهش می‌کنم، آقا.
‫منو نذار توی ماتریکس.

329
00:14:40,713 --> 00:14:43,090
زشتـه آدم‌ها رو می‌ذاری تو ماتریکس

330
00:14:52,308 --> 00:14:53,809
‫چه غلطا... اوه

331
00:14:53,810 --> 00:14:54,810
‫« خطا »

332
00:15:00,107 --> 00:15:01,607
‫ماتریکس بیاد بره توی کونم!

333
00:15:15,998 --> 00:15:18,208
‫خدا کنه مربوط به «مسابقه‌ی مرگ» باشه

334
00:15:34,642 --> 00:15:36,310
‫- کاف‌جیم!
‫- آهای!

335
00:15:44,568 --> 00:15:46,862
‫کاف‌جیم!

336
00:15:48,781 --> 00:15:51,241
‫اون خیلی خوشگلـه. مگه نه؟

337
00:15:52,743 --> 00:15:53,803
‫مورتی...

338
00:15:53,827 --> 00:15:55,555
‫من هیچ‌وقت برادر نداشتم

339
00:15:55,579 --> 00:15:57,831
‫تا اینکه با تو آشنا شدم

340
00:16:10,344 --> 00:16:12,096
‫مرگ بر شارژستان!

341
00:16:21,563 --> 00:16:24,501
‫کُشتیمش. اسامه بن شارژر سَقَط شد

342
00:16:24,525 --> 00:16:26,318
‫شجاعت کامل، شارژ کامل

343
00:16:27,027 --> 00:16:28,779
‫شجاعت کامل، شارژ کامل

344
00:16:29,863 --> 00:16:31,363
‫داره فرو می‌ریزه!

345
00:16:32,491 --> 00:16:34,719
‫یا خدا! به درّه‌ی نیروگاه نفوذ شده!

346
00:16:34,743 --> 00:16:36,243
‫تکرار می‌کنم، دشمن وارد شده!

347
00:16:39,331 --> 00:16:40,831
‫داره نزدیک و نزدیک‌تر میشه!

348
00:16:41,417 --> 00:16:42,727
‫اگه برسه به نیروگاه مرکزی،

349
00:16:42,751 --> 00:16:43,979
‫یه واکنش زنجیره‌ای راه میفته که

350
00:16:44,003 --> 00:16:45,605
‫آمریکای شمالی رو غیرقابل سکونت می‌کنه،

351
00:16:45,629 --> 00:16:48,100
‫تازه، همه‌ی موبایل‌ها رو هم از کار می‌ندازه!

352
00:16:48,101 --> 00:16:49,567
‫ترس به دلت راه نده، نگهبان شماره‌ی دو

353
00:16:49,591 --> 00:16:52,028
‫خندق دقیقاً برای همچین وضعیتی نصب شده

354
00:16:52,052 --> 00:16:55,305
‫هیچ تانکی روی زمین نیست که
‫بتونه از اون آب رد بشه

355
00:16:56,515 --> 00:16:58,201
‫وای لعنتی! لوله‌ی تنفس داره!

356
00:16:58,225 --> 00:17:00,519
‫خدای بزرگ. فرار کن!

357
00:17:01,000 --> 00:17:02,500
‫« لوله‌ی هوا »

358
00:17:02,901 --> 00:17:04,501
‫« خطر! نزدیک نشوید!
‫نیروگاه اتمی! ورود ممنوع! »

359
00:17:08,402 --> 00:17:09,902
‫مورتی!

360
00:17:10,904 --> 00:17:13,174
‫این کارها کاف‌جیم رو برنمی‌گردونه!

361
00:17:13,198 --> 00:17:15,176
‫اسمش رو به زبون نیار!

362
00:17:15,200 --> 00:17:16,261
‫اسم کی؟

363
00:17:16,285 --> 00:17:18,513
‫کریستوفر جیمز موتورولا،

364
00:17:18,537 --> 00:17:20,706
‫شارژبان اول؟!

365
00:17:27,004 --> 00:17:28,189
‫آخه تو کاف‌جیم رو چه می‌شناسی؟!

366
00:17:28,213 --> 00:17:29,524
‫اینا همه‌اش تقصیر منـه، مورتی

367
00:17:29,548 --> 00:17:31,192
‫توی اون دنیا، تنها چیز واقعی تو بودی،

368
00:17:31,216 --> 00:17:32,777
‫ولی من آدم حسابت نکردم

369
00:17:32,801 --> 00:17:34,821
‫تو هیچ‌جوره نمی‌دونستی
‫توی اون جنگ چی گذشت

370
00:17:34,845 --> 00:17:37,907
‫ولی می‌دونستم، مورتی. خبر داشتم

371
00:17:37,931 --> 00:17:40,118
‫همینکه قوانین ماتریکس رو فهمیدم،
‫« سامر اسمیت، شارژ را رایگان خواهم کرد! »

372
00:17:40,142 --> 00:17:42,162
‫به قدرت رسیدن آسون بود

373
00:17:42,186 --> 00:17:44,247
‫ولی قدرت ساختن، سخت

374
00:17:44,271 --> 00:17:47,167
‫فقط یه راه وجود داشت که
‫علم شارژ جواب بده...

375
00:17:47,191 --> 00:17:49,568
‫همه‌ی لیتیوم موجود در دنیا رو لازم داشتیم

376
00:17:50,861 --> 00:17:52,297
‫ضبطش کردیم

377
00:17:52,321 --> 00:17:54,591
‫می‌تونیم درستش کنیم دیگه؟!
‫می‌تونیم تعمیرش کنیم؟!

378
00:17:54,615 --> 00:17:56,450
‫هیچکس نباید خبردار بشه

379
00:17:59,995 --> 00:18:02,432
‫جنگ بی‌رحمانه‌ای بود،
‫ولی می‌دونستم ما پیروز میدونیم

380
00:18:02,456 --> 00:18:03,892
‫چون تو رو داشتیم

381
00:18:03,916 --> 00:18:06,102
‫یه خلافکار سابقه‌دار که آینده‌ای نداشت،

382
00:18:06,126 --> 00:18:08,688
‫خانواده‌ای نداشت، هیچ‌جوره هم نمی‌مُرد

383
00:18:08,712 --> 00:18:11,232
‫مورتی، من هیچ‌وقت برادر نداشتم

384
00:18:11,256 --> 00:18:13,068
‫تا اینکه با تو آشنا شدم

385
00:18:13,092 --> 00:18:14,861
‫می‌تونستی زندگی دیگه‌ای داشته باشی

386
00:18:14,885 --> 00:18:16,385
‫می‌تونستم زندگی دیگه‌ای پیش پات بذارم

387
00:18:18,931 --> 00:18:21,451
‫کُشتیمش. «اسامه بن شارژر» سَقَط شد

388
00:18:21,475 --> 00:18:24,120
‫ممنون، سرباز.
‫شجاعت کامل، شارژ کامل.

389
00:18:24,144 --> 00:18:26,289
‫ذخایر لیتیوم‌مون تا خرخره پر شد!

390
00:18:26,313 --> 00:18:27,940
‫تو بزرگترین مُهره‌ام بودی

391
00:18:28,440 --> 00:18:30,168
‫همینطور تاریک‌ترین مایه‌ی ننگم

392
00:18:30,192 --> 00:18:32,670
‫در ضمن گفتم گوشی‌هات رو شنود کنن،
‫یه تراشه‌ی ردیاب توی ستون فقراتت کار بذارن و

393
00:18:32,694 --> 00:18:33,838
‫اون پرنده‌هایی که
‫دوست داشتی بهشون غذا بدی؟

394
00:18:33,862 --> 00:18:35,340
‫دوربین‌های جاسوسی ساخته‌ی دولت بودن

395
00:18:35,364 --> 00:18:38,051
‫- فنچ‌هام؟!
‫- می‌دونم یه برادر رو توی جنگ از دست دادی

396
00:18:38,075 --> 00:18:39,594
‫نذار من هم تو رو از دست بدم

397
00:18:39,618 --> 00:18:41,846
‫انگار این درد، تنها چیزیـه که
‫ازش برام مونده!

398
00:18:41,870 --> 00:18:43,431
‫ولی اون دیگه نیست!

399
00:18:43,455 --> 00:18:45,600
‫اصلاً به کل وجود خارجی نداشته!

400
00:18:45,624 --> 00:18:47,852
‫اینجوری نگو!
‫اگه تو و دوستات نبودید،

401
00:18:47,876 --> 00:18:49,419
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستیم از ماتریکس فرار کنیم

402
00:18:49,545 --> 00:18:51,898
‫ریک بیدار می‌شد و
‫از ماتریکس درمون میاورد!

403
00:18:51,922 --> 00:18:53,108
‫تحت چه شرایطی؟!

404
00:18:53,132 --> 00:18:55,235
‫قبل اینکه چشم باز کنیم،
‫حافظه‌مون رو پاک می‌کرد

405
00:18:55,259 --> 00:18:57,028
‫اون‌وقت واقعاً همه‌شون از بین می‌رفتن

406
00:18:57,052 --> 00:18:59,989
‫کاف‌جیم، چاپ‌بلاک...

407
00:19:00,013 --> 00:19:01,513
‫مارمادوک...

408
00:19:01,807 --> 00:19:02,992
‫اِیت‌بال! یا خدا!

409
00:19:03,016 --> 00:19:06,246
‫من... شرمنده‌ام، مورتی

410
00:19:06,270 --> 00:19:07,770
ریش و قیچی دستِ خودت

411
00:19:08,105 --> 00:19:09,624
‫می‌خوای چیکار کنی؟

412
00:19:09,648 --> 00:19:11,292
‫می‌خوام برم خونه

413
00:19:11,316 --> 00:19:13,652
‫آره. بیا بریم خونه

414
00:19:15,404 --> 00:19:18,133
‫مشکلی نیست!
‫الان دیگه روبه‌راهم!

415
00:19:18,157 --> 00:19:19,884
‫ما که نگران جنابعالی نبودیم!

416
00:19:19,908 --> 00:19:22,053
‫آره، واسه همینـه که نباید

417
00:19:22,077 --> 00:19:24,037
‫اختراعات پدربزرگ‌تون رو بدزدید!

418
00:19:24,872 --> 00:19:25,849
‫چی؟

419
00:19:25,873 --> 00:19:29,168
‫گفت هیچ‌وقت اختراعات
‫پدربزرگ‌تون رو ندزدید!

420
00:19:29,960 --> 00:19:31,396
‫- نه...
‫- مادرسگ!

421
00:19:31,420 --> 00:19:32,522
‫ماتریکس کوفتی!

422
00:19:32,546 --> 00:19:34,631
‫ای دانشمند قلابی تخم‌سگ!

423
00:19:35,382 --> 00:19:37,652
‫- بس کنید!
‫- آروم باشید، بچه‌ها! خدایا!

424
00:19:37,676 --> 00:19:39,863
‫شما توی ماتریکس نیستید!
‫شما توی ماتریکس نیستید!

425
00:19:39,887 --> 00:19:41,114
‫ریک؟ چه غلطا؟!

426
00:19:41,138 --> 00:19:42,949
‫این کاراکتر غیرواقعی می‌خواست
‫به ما درس عبرت بده!

427
00:19:42,973 --> 00:19:44,826
‫فقط داشتم می‌گفتم

428
00:19:44,850 --> 00:19:46,536
‫نباید همچین فناوری خطرناکی رو دزدید

429
00:19:46,560 --> 00:19:48,788
‫تابلوئـه که پدربزرگتون نابغه‌ست

430
00:19:48,812 --> 00:19:50,456
‫- دیدی؟!
‫- اون یه آدم واقعیـه،

431
00:19:50,480 --> 00:19:52,917
‫حرف‌های کاملاً منطقی و واضحی گفت

432
00:19:52,941 --> 00:19:55,027
‫- بعداً بریم آبجو بزنیم؟
‫- گمونم دماغم شکست

433
00:19:59,823 --> 00:20:01,593
‫- وای، بیخیال!
‫- وای، بیخیال!

434
00:20:01,617 --> 00:20:03,994
‫چرنوبیل! داره حادثه‌ی چرنوبیل سرمون میاد!

435
00:20:07,664 --> 00:20:08,683
‫ریک! قراره...

436
00:20:08,707 --> 00:20:10,207
‫آره

437
00:20:11,251 --> 00:20:12,812
‫- اَه اَه!
‫- این چه کوفتیـه؟!

438
00:20:12,836 --> 00:20:14,230
‫ژل ضد تشعشعـه

439
00:20:14,254 --> 00:20:15,648
‫بعداً بابت کُس و کون‌تون ازم تشکر می‌کنید

440
00:20:15,672 --> 00:20:17,299
‫- اَه اَه!
‫- چه غلطا؟!

441
00:20:25,390 --> 00:20:27,785
‫خب... راکتور هسته‌ای؟

442
00:20:27,809 --> 00:20:28,953
‫من اختلال اضطراب پس از سانحه داشتم!

443
00:20:28,977 --> 00:20:30,477
‫قدردان خدمتت در خطِ مقدم هستیم

444
00:20:31,647 --> 00:20:33,249
‫وای خدا! تو نجات‌مون دادی از...

445
00:20:33,273 --> 00:20:35,710
‫بدترین فاجعه‌ی اتمی تاریخ آمریکا؟ آره

446
00:20:35,734 --> 00:20:37,670
‫اینو میذارم پیشت بمونه.
‫اینجا رو امضاء کن.

447
00:20:37,694 --> 00:20:41,549
‫انعام؟ گزینه‌ی زیر 20 درصد نمی‌بینم

448
00:20:41,573 --> 00:20:43,073
‫چون نداره

449
00:20:48,121 --> 00:20:50,099
‫بهتره اون ژل رو تا یه مدت پاک نکنی

450
00:20:50,123 --> 00:20:53,210
‫خیلی‌خب. کار دیگه‌ای هست که باید بکنیم؟

451
00:20:57,547 --> 00:20:59,192
‫کاف‌جیم رو از یاد نمی‌برم

452
00:20:59,216 --> 00:21:00,485
‫ولی دلم برای تو تنگ میشه

453
00:21:00,509 --> 00:21:01,611
‫لزومی نداره

454
00:21:01,635 --> 00:21:03,863
‫حس می‌کنم الان قراره اوضاع فرق کنه

455
00:21:03,887 --> 00:21:05,031
‫آماده‌اید که دوباره بچه بشید؟

456
00:21:05,055 --> 00:21:06,157
‫بدجور!

457
00:21:06,181 --> 00:21:07,681
‫آره

458
00:21:12,729 --> 00:21:13,957
‫باهامون چیکار کردی؟!

459
00:21:13,981 --> 00:21:15,500
‫این چه کوفتیـه روی بازوم، ریک؟

460
00:21:15,524 --> 00:21:16,876
‫چمی‌دونم. خودت خواستی

461
00:21:16,900 --> 00:21:18,294
‫- چی؟ چرا؟!
‫- هر چی

462
00:21:18,318 --> 00:21:20,505
‫من میرم دیدن دوستام که
‫چرخ‌دستی‌های خرید رو بندازیم توی معدن

463
00:21:20,529 --> 00:21:23,466
‫وای خدا! نه، ریک!
‫منو از این لامصب خلاص کن!

464
00:21:23,490 --> 00:21:24,801
‫رو مُخمـه!

465
00:21:24,825 --> 00:21:27,619
‫نمیشه رفیق.
‫به یه دوست قدیمی قول دادم.

466
00:21:34,252 --> 00:21:36,252
‫« پیغام از سامر اسمیت »

467
00:21:36,253 --> 00:21:37,647
‫یعنی چی؟

468
00:21:37,671 --> 00:21:38,731
‫سلام، سامر

469
00:21:38,755 --> 00:21:40,358
‫شاید یادت نمیاد کِی این ویدیو رو ضبط کردی،

470
00:21:40,382 --> 00:21:42,068
‫ولی فقط می‌خواستم بگم...

471
00:21:42,092 --> 00:21:45,029
‫من دوستت دارم و
‫تو هم باید خودت رو دوست داشته باشی

472
00:21:45,053 --> 00:21:47,156
‫اولین چیزی که هم‌نسل‌هات
‫سعی می‌کنن ازت بگیرن،

473
00:21:47,180 --> 00:21:48,783
‫همدلیِ بزرگسالانه‌‌ی توئـه

474
00:21:48,807 --> 00:21:50,910
‫این بزرگترین موهبت توئـه و تنها چیزی که اونا...

475
00:21:50,934 --> 00:21:52,561
‫پیامک بده بابا

476
00:21:54,438 --> 00:21:58,900
‫سلام، تریشا! امشب برنامه چیه، سلیطه؟!

477
00:21:58,901 --> 00:22:00,901
‫« بعد از تیتراژ ادامه دارد »

478
00:22:02,000 --> 00:22:32,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

479
00:22:33,810 --> 00:22:35,621
‫کمکی ازم بر میاد؟

480
00:22:35,645 --> 00:22:37,915
‫بث، وقتشـه حقیقت رو بگیم

481
00:22:37,939 --> 00:22:40,168
‫ما «زن‌های سردرگم»

482
00:22:40,192 --> 00:22:42,420
‫از زن‌های جوون تغذیه می‌کنیم
‫تا میانسال بمونیم

483
00:22:42,444 --> 00:22:44,422
‫پس شما خون‌آشام هستید؟

484
00:22:44,446 --> 00:22:46,341
‫چرا اونقدری نمی‌خورید که جوون بشید؟

485
00:22:46,365 --> 00:22:49,302
‫چون همه که دیدگاه‌های
‫کسشعر تو رو ندارن، بث!

486
00:22:49,326 --> 00:22:53,639
‫در ضمن متأسفانه یا باید خون بقیه رو بخوری،
‫یا خونت خورده میشه!

487
00:22:53,663 --> 00:22:56,208
‫بیخیال! فکر می‌کردم اینا لفظ‌های مادرهای
‫بچه‌داری هستن که شراب می‌خورن!

488
00:23:05,384 --> 00:23:08,112
‫نور خورشید جزغاله‌تون می‌کنه،
‫بعد اومدید سانتافه آخه؟!

489
00:23:08,136 --> 00:23:09,636
‫تقصیر خودتونـه

