1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:42,040 --> 00:00:45,963
<b><font color="#ff8000">::::::::: (سئول ناشناخته‌مون) ::::::::</font></b>

3
00:00:46,046 --> 00:00:47,256
‫اتاق پردازش داده‌ها

4
00:00:47,339 --> 00:00:48,882
‫منتظر چی هستی؟ اسکنش کن.

5
00:00:51,260 --> 00:00:52,928
‫- ببخشید؟
‫- اثر انگشتت رو اسکن کن.

6
00:00:54,054 --> 00:00:56,014
‫آه، انگشتم اینجوریه، نمیتونم.

7
00:00:57,516 --> 00:00:58,809
‫زود باش اسکنش کن.

8
00:01:01,019 --> 00:01:03,480
‫چیه؟ تو هم انگشتت آسیب دیده؟

9
00:01:04,314 --> 00:01:05,314
‫یا...

10
00:01:06,024 --> 00:01:07,901
‫دلیل دیگه‌ای داره که نمیتونی؟

11
00:01:21,790 --> 00:01:23,041
‫نامشخص

12
00:01:23,125 --> 00:01:24,209
‫در حال بررسی

13
00:01:26,753 --> 00:01:28,088
‫یو می-ره
‫تایید شد

14
00:01:28,171 --> 00:01:29,715
‫<i>تایید شد.</i>

15
00:01:40,767 --> 00:01:43,937
‫<i>تنها درسی که از مبارزه با بیماری دوران بچگیم گرفتم...</i>

16
00:01:45,564 --> 00:01:48,483
‫<i>اینه که یه سری مبارزه‌ها تو زندگی هستن که نمیشه برد.</i>

17
00:01:53,447 --> 00:01:54,573
‫کجا داری میری؟

18
00:01:55,949 --> 00:01:57,034
‫قله دوسونبونگ.

19
00:01:59,244 --> 00:02:00,454
‫<i>این رو هم میدونم...</i>

20
00:02:01,163 --> 00:02:04,541
‫<i>که ته هر مبارزه‌ای یه چیزی به دست میاری.</i>

21
00:02:05,667 --> 00:02:09,755
‫<i>ولی من دیگه جون نداشتم
‫که انقدر بجنگم تا ببرم.</i>

22
00:02:09,838 --> 00:02:14,092
‫فقط با سه نمره کم آوردی؟
‫دفعه بعد حتما قبول میشی، می-ره.

23
00:02:16,637 --> 00:02:18,138
‫منم قبول نشدم.

24
00:02:18,972 --> 00:02:21,183
‫البته من دفعه قبل
‫تا دور دوم رفتم.

25
00:02:21,266 --> 00:02:25,312
‫<i>مجبور شدم سریع بین یه مبارزه‌ای که میتونستم ببرم...</i>

26
00:02:25,395 --> 00:02:26,396
‫شرکت‌های دولتی

27
00:02:26,480 --> 00:02:28,440
-و یه مبارزه‌ای که نمیتونستم ببرم، تصمیم بگیرم.
‫- می-ره.

28
00:02:29,691 --> 00:02:30,984
‫داری چیکار میکنی؟ پاشو بریم.

29
00:02:31,068 --> 00:02:32,694
‫<i>شاید برای همینه که...</i>

30
00:02:33,403 --> 00:02:36,823
‫<i>اینقدر نگران سو-یون بودم،
‫که داشت برای حقش میجنگید...</i>

31
00:02:36,907 --> 00:02:37,907
‫کیم سو-یون

32
00:02:37,949 --> 00:02:38,992
‫<i>...برخلاف من.</i>

33
00:02:39,618 --> 00:02:40,702
‫خانم کیم سو-یون گفت...

34
00:02:40,786 --> 00:02:42,245
‫<i>یه نور کوچیکی روشن کرد</i>

35
00:02:42,329 --> 00:02:44,623
‫<i>که من حتی نمیدونستم
‫تو وجودم هست.</i>

36
00:02:44,706 --> 00:02:47,167
‫<i>اون نور منو هدایت کرد...</i>

37
00:02:47,250 --> 00:02:48,377
‫همه چیزش راسته.

38
00:02:48,877 --> 00:02:52,255
‫که وارد یه دعوایی بشم
‫که معمولا ازش فرار میکردم

39
00:02:53,965 --> 00:02:56,635
‫<i>از جنگیدن تو یه مبارزه بیهوده خسته شده بودم،</i>

40
00:02:57,594 --> 00:03:00,389
‫<i>دست دراز شده می-جی رو گرفتم،</i>

41
00:03:00,472 --> 00:03:01,848
‫<i>و فرار کردم.</i>

42
00:03:03,558 --> 00:03:04,768
‫<i>و بعد...</i>

43
00:03:04,851 --> 00:03:07,020
‫یه وقتایی موندن اینجا یه گزینه نیست؟

44
00:03:07,104 --> 00:03:10,399
یهو یه نور دیگه تو جایی که بهش فرار کرده بودم پیدا کردم.

45
00:03:10,482 --> 00:03:11,650
‫یکی که جاشو بگیره؟

46
00:03:11,733 --> 00:03:13,360
‫فکر کنم داره میره آمریکا

47
00:03:13,443 --> 00:03:15,654
‫که دوباره کارشو شروع کنه یا یه همچین چیزی.

48
00:03:15,737 --> 00:03:18,365
‫<i>خجالت کشیدم که سعی کردم
‫به اون نور تکیه کنم،</i>

49
00:03:18,448 --> 00:03:19,616
‫<i>برای همین دوباره فرار کردم.</i>

50
00:03:19,700 --> 00:03:20,826
‫ببخشید.

51
00:03:21,410 --> 00:03:24,329
‫<i>برگشتم به جایی که ازش فرار کرده بودم.</i>

52
00:03:24,413 --> 00:03:26,748
<b><font color="#ff80ff">::::::::: (قسمت 9: برگشت دوباره و دوباره) ::::::::</font></b>

53
00:03:29,251 --> 00:03:31,461
‫مزرعه توت فرنگی

54
00:03:39,761 --> 00:03:40,921
‫موهات رو چجوری بزنم؟

55
00:03:42,347 --> 00:03:44,224
‫اکستنشن میخوام.

56
00:03:52,399 --> 00:03:53,984
‫{\an8}نگفتی داری میای.

57
00:03:54,818 --> 00:03:56,903
‫{\an8}جواب تلفنامو ندادی.

58
00:04:02,367 --> 00:04:03,994
‫{\an8}- چه خبر شده؟
‫- خب...

59
00:04:06,246 --> 00:04:07,664
‫{\an8}این...

60
00:04:09,750 --> 00:04:13,420
‫اسم من کیم ته-ایه،
‫همکار خانم یو هستم.

61
00:04:24,681 --> 00:04:27,476
‫یکی رو از شرکت آوردی اینجا؟
‫عقلتو از دست دادی؟

62
00:04:27,559 --> 00:04:30,312
‫چاره‌ای نداشتم. نمیشد
‫بیرون درموردش حرف بزنیم.

63
00:04:30,395 --> 00:04:32,856
‫هی، چرا باید با یکی از شرکت
‫درباره‌ی...

64
00:04:32,939 --> 00:04:34,900
‫اون برادر کوچیکتر کیم سو-یونه.

65
00:04:35,609 --> 00:04:38,445
‫- چی؟
‫- میدونی، همکار ارشدت.

66
00:04:38,528 --> 00:04:41,865
‫ته-ای برادر کوچیکتر
‫همون همکارتونه که افشاگری کرد.

67
00:04:42,783 --> 00:04:44,618
‫چرا برادر سو-یون...

68
00:04:44,701 --> 00:04:48,288
‫فکر کردم اون SY مخفف سانگ-یونگه،

69
00:04:48,371 --> 00:04:49,581
‫ولی سو-یون بود.

70
00:04:49,664 --> 00:04:53,251
‫گفت برای جمع کردن مدرک
‫برای خواهرش اومده شرکت.

71
00:04:53,335 --> 00:04:55,212
‫یه چیزی هم درباره ضمانت گفت.

72
00:04:55,295 --> 00:04:58,548
‫به هرحال، جمع کردن مدرک تموم شده،
‫برای همین گفت باید تصمیم بگیری.

73
00:04:58,632 --> 00:05:00,717
‫- درباره چی؟
‫- گزارش دادن شرکت.

74
00:05:00,801 --> 00:05:03,553
‫باید به همه دنیا بگی
‫اون عوضی‌ها چه کارایی میکنن!

75
00:05:03,637 --> 00:05:05,305
‫- چرا باید این کارو بکنم؟
‫- چی؟

76
00:05:05,806 --> 00:05:08,141
‫- چون...
‫- چرا منو وسط این ماجرا میکشونی؟

77
00:05:08,642 --> 00:05:09,726
‫به اون بگو این کارو بکنه.

78
00:05:09,810 --> 00:05:12,395
‫ته-ای گفت نمیتونه این کارو بکنه
‫چون اون از داخل شرکت نیست.

79
00:05:12,479 --> 00:05:14,799
‫تو کسی هستی که از اول دیدی
‫چه بلایی سرش اومد،

80
00:05:14,856 --> 00:05:16,483
‫و تو تنها کسی هستی که شهادت دادی.

81
00:05:16,566 --> 00:05:17,984
‫گفت فقط تو میتونی این کارو بکنی.

82
00:05:18,068 --> 00:05:20,987
‫چرا من باید بجنگم؟

83
00:05:21,071 --> 00:05:22,447
‫هی.

84
00:05:22,531 --> 00:05:24,241
‫فکر نمیکنی این عادلانه نیست؟

85
00:05:24,866 --> 00:05:27,077
‫آدم بدها حتی تنبیه هم نشدن،

86
00:05:27,160 --> 00:05:29,621
‫در حالی که کسی که حرف زد
‫رو اذیت کردن و بیرونش کردن.

87
00:05:29,704 --> 00:05:31,784
‫شما دوتا این کارو میکنید
‫چون سرتون نمیشه،

88
00:05:31,832 --> 00:05:33,333
‫ولی این یه جنگیه که نمیتونیم ببریم.

89
00:05:33,416 --> 00:05:35,126
‫تا امتحان نکنی نمیفهمی میبری یا میبازی...

90
00:05:35,210 --> 00:05:37,420
‫من قبلا جنگیدم و باختم.

91
00:05:37,504 --> 00:05:38,713
‫من به سختی یاد گرفتم

92
00:05:38,797 --> 00:05:40,841
‫که اگه باهاشون بجنگم
‫فقط خودم عذاب میکشم.

93
00:05:40,924 --> 00:05:43,468
‫میخوای دوباره اون روزها رو ببینم؟
‫چرا باید این کارو بکنم؟

94
00:05:43,552 --> 00:05:45,220
‫تو که گفتی میخوای استعفا بدی.

95
00:05:45,303 --> 00:05:46,847
‫ولی قبل از اینکه این کارو بکنی،

96
00:05:46,930 --> 00:05:50,225
‫حداقل میتونی به اونایی که اذیتت کردن
‫یه درسی بدی.

97
00:05:50,308 --> 00:05:51,685
‫کی گفته میخوام استعفا بدم؟

98
00:05:52,185 --> 00:05:54,646
‫- گفتم دارم بهش فکر میکنم.
‫- نمیخوای استعفا بدی؟

99
00:05:54,729 --> 00:05:56,231
‫میخوای به کار کردن اونجا ادامه بدی؟

100
00:05:56,314 --> 00:05:58,608
‫اگه میخوای بمونی،
‫پس دلیل بیشتری برای جنگیدنه.

101
00:05:58,692 --> 00:06:00,962
‫میخوای دوباره بشینی به دیوار خیره شی
‫و عمرتو تلف کنی؟

102
00:06:00,986 --> 00:06:03,697
‫چرا وقتی هیچ کار اشتباهی نکردی
‫داری فرار میکنی؟

103
00:06:04,906 --> 00:06:06,867
‫- خب تو چی، می-جی؟
‫- چی؟

104
00:06:06,950 --> 00:06:10,787
‫برنامه ای داری که
‫زندگیتو سر و سامون بدی؟

105
00:06:11,872 --> 00:06:12,747
‫می-ره.

106
00:06:12,831 --> 00:06:15,417
‫بعد از زندگی کردن به جای من،
‫همه چی آسون به نظر میرسه، درسته؟

107
00:06:16,543 --> 00:06:19,796
‫دست از سر زندگی من بردار
‫و روی زندگی خودت تمرکز کن.

108
00:06:19,880 --> 00:06:21,923
‫دیگه تموم شد، ادا درآوردن جای همدیگه.

109
00:06:24,885 --> 00:06:25,885
‫باشه.

110
00:06:25,927 --> 00:06:28,930
‫هر غلطی که میخوای با زندگیت بکن.

111
00:06:41,109 --> 00:06:43,829
‫ببخشید که مجبورت کردم اینو تنهایی تحمل کنی
‫ولی همیشه به فکرتم

112
00:06:44,988 --> 00:06:46,156
‫<i>شنیدم...</i>

113
00:06:47,240 --> 00:06:48,617
‫که سو-یون تو رو تربیت کرده.

114
00:06:58,376 --> 00:07:00,170
‫من بودم که سو-یون رو تربیت کردم.

115
00:07:06,092 --> 00:07:08,053
‫از همکاری باهات خوشحال میشم.

116
00:07:09,054 --> 00:07:10,096
‫درسته...

117
00:07:16,019 --> 00:07:17,354
‫چرا اصلا زحمت دادی...

118
00:07:17,437 --> 00:07:18,813
‫بازگشت از مرخصی زایمان

119
00:07:18,897 --> 00:07:21,358
‫چرا که نه؟ اونم بخشی از تیمه.

120
00:07:21,441 --> 00:07:22,525
‫اوه.

121
00:07:22,609 --> 00:07:24,027
‫بفرمایید.

122
00:07:24,110 --> 00:07:26,237
‫این لاته شما،
‫و اینم آمریکانو شما.

123
00:07:30,951 --> 00:07:33,161
‫- اوه، من...
‫- من قبلا یه فنجون خوردم.

124
00:07:48,134 --> 00:07:50,054
‫بررسی خطاها
‫ارسال فایل ویرایش شده تا یکشنبه

125
00:07:50,095 --> 00:07:51,846
‫این آدما باورنکردنی‌ان.

126
00:07:52,389 --> 00:07:54,349
‫نمیتونی همه اینا رو تنهایی انجام بدی.

127
00:07:55,392 --> 00:07:57,185
‫ولش کن. خودم انجامش میدم.

128
00:07:58,103 --> 00:07:59,187
‫من کمکت میکنم.

129
00:07:59,270 --> 00:08:01,481
‫همکارای ارشد برای همین کارا هستن.

130
00:08:01,982 --> 00:08:04,192
‫همکارای ارشد برای همین کارا هستن.

131
00:08:04,734 --> 00:08:07,153
‫تو هم در آینده
‫همین کارو برای همکارای کوچیکترت بکن.

132
00:08:09,239 --> 00:08:10,532
‫چی؟

133
00:08:10,615 --> 00:08:12,409
‫مثل پیرمردا حرف زدم؟

134
00:08:13,618 --> 00:08:14,744
‫نه.

135
00:08:16,204 --> 00:08:17,288
‫ممنون.

136
00:08:19,165 --> 00:08:21,334
‫بیا اینو زود تمومش کنیم
‫و بریم خونه.

137
00:08:24,921 --> 00:08:27,882
‫واقعا لازم نیست منو برسونی.

138
00:08:27,966 --> 00:08:30,343
‫بیا دیگه، ما که هم مسیر هستیم، سوار شو.

139
00:08:30,427 --> 00:08:32,804
‫با هم تا دیروقت کار کردیم،
‫بذار برسونمت.

140
00:08:41,771 --> 00:08:43,398
‫پارک می-ره

141
00:08:45,358 --> 00:08:47,235
‫اسم دختر منم می-رَه‌ست.

142
00:08:48,486 --> 00:08:52,073
‫وقتی فهمیدم اسم شما دوتا یکیه،
‫خیلی خوشحال شدم.

143
00:08:52,157 --> 00:08:55,702
‫وقتی تو مرخصی زایمان بودم،
‫خیلی دلم میخواست بیام سر کار.

144
00:08:56,745 --> 00:09:00,206
‫ولی حالا که برگشتم به اداره،
‫خیلی دلم برای دخترم تنگ شده.

145
00:09:10,133 --> 00:09:11,342
‫جناب...

146
00:09:13,178 --> 00:09:14,262
‫بفرمایید.

147
00:09:14,888 --> 00:09:15,888
‫این چیه؟

148
00:09:17,807 --> 00:09:19,100
‫بن خرید بنزین؟

149
00:09:19,184 --> 00:09:21,269
‫اوه، لازم نیست. نباید این کارو میکردید.

150
00:09:21,352 --> 00:09:22,729
‫لطفا بگیرید.

151
00:09:22,812 --> 00:09:25,940
‫خجالت میکشم که همیشه دارید کمکم میکنید
‫و منو میرسونید.

152
00:09:27,567 --> 00:09:28,818
‫اوه...

153
00:09:28,902 --> 00:09:31,071
‫این کارو برای آرامش خاطر خودم میکنم.

154
00:09:32,655 --> 00:09:35,742
‫وقتی واقعا به کمک نیاز داشتید،
‫من نبودم.

155
00:09:40,580 --> 00:09:41,915
‫خیلی خب، پس...

156
00:09:43,166 --> 00:09:45,668
‫وقتی صبح ها قهوه میخری،

157
00:09:46,252 --> 00:09:48,546
‫یکی هم برای من بخر، باشه؟

158
00:09:51,007 --> 00:09:52,133
‫باشه.

159
00:09:52,217 --> 00:09:53,885
‫{\an8}می-ره! عاشقتم!

160
00:10:19,702 --> 00:10:20,745
‫هی.

161
00:10:21,538 --> 00:10:22,705
‫می-جی.

162
00:10:47,438 --> 00:10:48,773
‫خانم.

163
00:10:48,857 --> 00:10:52,443
‫این وقت شب اینجا چیکار میکنید؟

164
00:10:55,238 --> 00:10:57,699
‫میخواستم قبل از رفتن به سر کار خداحافظی کنم.

165
00:10:58,324 --> 00:11:01,536
‫دارم از پروژه دفتر مرکزی جدید انصراف میدم.

166
00:11:01,619 --> 00:11:02,745
‫چی؟

167
00:11:02,829 --> 00:11:05,429
‫داری بخاطر من انصراف میدی؟
‫چون گفتم نمیفروشم؟

168
00:11:05,456 --> 00:11:07,000
‫اوه، معلومه که نه.

169
00:11:07,083 --> 00:11:08,710
‫من فقط... یه لحظه صبر کنید.

170
00:11:08,793 --> 00:11:11,087
‫تصمیم گرفتید رستوران رو نفروشید؟

171
00:11:11,171 --> 00:11:13,923
‫فهمیدم. واقعا خوشحالم که اینو میشنوم.

172
00:11:14,007 --> 00:11:16,593
‫اونا عجله دارن، نه شما.

173
00:11:17,093 --> 00:11:19,262
‫فقط با خیال راحت تصمیمتو بگیر.

174
00:11:21,472 --> 00:11:24,309
‫این حرفو میزنی چون دیگه جزوش نیستی؟

175
00:11:24,392 --> 00:11:27,061
‫کی اهمیت میده؟
‫من که دیگه بیرونم، هرچی دلم بخواد میگم.

176
00:11:27,854 --> 00:11:29,939
‫اوه، چه حالی میده.

177
00:11:31,399 --> 00:11:33,943
‫ولی چرا اومدی خداحافظی کنی؟

178
00:11:34,027 --> 00:11:36,279
‫داری یه جای دور میری؟

179
00:11:36,362 --> 00:11:38,489
‫نه، اینجوری نیست.

180
00:11:40,867 --> 00:11:43,161
‫فقط دیگه راحت نیست که بیام
‫و ببینمت.

181
00:11:43,244 --> 00:11:45,538
‫برای همین خواستم برای آخرین بار خداحافظی کنم.

182
00:11:48,291 --> 00:11:51,169
‫تو یه جورایی برام خاصی.

183
00:11:53,338 --> 00:11:55,965
‫میدونم که من
‫اونقدرها هم برات خاص نیستم.

184
00:11:57,508 --> 00:11:59,052
‫ولی با نگاه به گذشته،

185
00:11:59,135 --> 00:12:01,679
‫فهمیدم
‫که از وقتی اومدم سئول،

186
00:12:01,763 --> 00:12:05,850
‫تو تنها کسی بودی
‫که منو همونجوری که هستم قبول کرد،

187
00:12:05,934 --> 00:12:10,021
‫بدون توجه به شغل
‫یا تحصیلاتم.

188
00:12:11,856 --> 00:12:17,737
‫راستش، خیلی وقته
‫که با کسی آشنا نشدم.

189
00:12:19,322 --> 00:12:21,783
‫شاید دوست نباشیم،

190
00:12:21,866 --> 00:12:25,954
‫ولی تو یه جورایی برام خاصی.

191
00:12:34,212 --> 00:12:35,546
‫تا حالا...

192
00:12:36,256 --> 00:12:38,466
‫درباره قیمومیت بزرگسالان چیزی شنیدی؟

193
00:12:39,467 --> 00:12:40,677
‫قیمومیت؟

194
00:12:44,389 --> 00:12:46,516
‫تا حالا اینو بهت نگفتم.

195
00:12:49,310 --> 00:12:51,854
‫ولی من یه پسر دارم.

196
00:12:51,938 --> 00:12:54,023
‫شما یه پسر دارید؟

197
00:12:54,649 --> 00:12:57,068
‫اون یه مدته که
‫تو یه مرکز نگهداری زندگی میکنه.

198
00:12:58,987 --> 00:13:01,072
‫چون از نظر ذهنی مشکل داره.

199
00:13:03,574 --> 00:13:08,997
‫اگه بلایی سرم بیاد،
‫به یکی نیاز دارم که ازش مراقبت کنه.

200
00:13:09,789 --> 00:13:12,041
‫مطمئنم متوجه شدی،

201
00:13:12,125 --> 00:13:15,670
‫ولی من کسی رو دور و برم ندارم
‫که ازش کمک بخوام.

202
00:13:16,587 --> 00:13:18,548
‫اگه پایه باشی،

203
00:13:18,631 --> 00:13:21,384
‫یه کم پول هم بابت زحمتت میدم،

204
00:13:21,467 --> 00:13:23,261
‫پس لطفا بهش فکر کن.

205
00:13:34,689 --> 00:13:36,024
‫{\an8}استعفانامه

206
00:13:38,026 --> 00:13:39,402
‫بابت دیروز معذرت میخوام.

207
00:13:41,070 --> 00:13:42,864
‫نمیدونستم خانوادت دارن میان.

208
00:13:44,282 --> 00:13:47,577
‫خانم یو، میشه یه لحظه صحبت کنیم؟

209
00:13:48,161 --> 00:13:50,913
‫خانم یو، الان سرتون شلوغ نیست، درسته؟

210
00:13:51,456 --> 00:13:52,957
‫یه لحظه با من بیا.

211
00:13:56,878 --> 00:13:59,130
‫میتونم برم؟

212
00:13:59,964 --> 00:14:01,924
‫بله، میتونید برید.

213
00:14:15,480 --> 00:14:17,106
‫چه خبر شده؟

214
00:14:17,190 --> 00:14:19,984
‫شما گفتید اون خواهر دوقلوی می-ره‌ست،
‫ولی اثر انگشتا یکیه.

215
00:14:20,068 --> 00:14:21,194
‫یکی بود؟

216
00:14:27,367 --> 00:14:28,576
‫خانم یو.

217
00:14:31,079 --> 00:14:32,121
‫میشه صحبت کنیم؟

218
00:14:33,122 --> 00:14:34,332
‫نه، من...

219
00:14:34,415 --> 00:14:35,792
‫طول نمیکشه.

220
00:14:35,875 --> 00:14:38,127
‫یه چیزی هست که
‫دیروز بهت نگفتم.

221
00:14:43,299 --> 00:14:44,550
‫چند سال پیش،

222
00:14:45,259 --> 00:14:47,553
‫خواهرم یهو بهم زنگ زد.

223
00:14:48,763 --> 00:14:52,392
‫شروع کرد درباره شرکتش حرف زدن،
‫که من زیاد درباره‌ش نمیدونستم.

224
00:14:52,475 --> 00:14:53,351
‫دوباره انجامش بده.

225
00:14:53,434 --> 00:14:56,104
‫<i>گفت کاری رو داره انجام میده
‫که وظیفه‌ش نیست،</i>

226
00:14:56,187 --> 00:14:58,940
‫<i>ولی رئیساش مدام
‫خواسته‌های غیرمنطقی دارن.</i>

227
00:14:59,023 --> 00:15:00,942
‫<i>بهش گفتن به یه ارزیاب شخص ثالث فشار بیاره</i>

228
00:15:01,025 --> 00:15:04,028
‫<i>که نتایج مطلوبی
‫برای یه شرکت خاص بده.</i>

229
00:15:04,112 --> 00:15:05,113
‫و اون...

230
00:15:05,196 --> 00:15:06,614
‫اون افشاگری کرد.

231
00:15:08,032 --> 00:15:10,034
‫بیا از چیزایی که هردومون میدونیم بگذریم.

232
00:15:14,247 --> 00:15:15,289
‫تو سه سال گذشته،

233
00:15:15,373 --> 00:15:18,918
‫بین ضمانت‌های پرداختی که
‫KFMC به شرکت‌های متوسط داده،

234
00:15:19,419 --> 00:15:21,587
‫تیم استراتژی برنامه ریزی
‫بر 20 مورد نظارت داشته،

235
00:15:22,088 --> 00:15:24,590
‫و 60 درصدشون روی
‫یه شرکت خاص متمرکز بودن.

236
00:15:25,133 --> 00:15:26,175
‫شصت درصد.

237
00:15:27,468 --> 00:15:28,469
‫باورت میشه؟

238
00:15:29,011 --> 00:15:31,889
‫شرکتی که اخیرا به عنوان پیمانکار
‫برای دفتر مرکزی جدید انتخاب شده

239
00:15:31,973 --> 00:15:35,643
‫همون شرکته،
‫که یکی از بستگان مدیرعامل جدیده، رئیسشه.

240
00:15:35,726 --> 00:15:39,397
‫همون شرکتی که خواهرم به اصطلاح
‫'داوطلبانه' بهش امتیاز داده.

241
00:15:39,480 --> 00:15:40,480
‫شرکت ساختمانی سیهان.

242
00:15:41,691 --> 00:15:43,568
‫یه خبرایی هست.

243
00:15:44,152 --> 00:15:46,028
‫ولی هیچکس کاری نمیکنه.

244
00:15:47,613 --> 00:15:49,574
‫یکی باید این موضوع رو مطرح کنه.

245
00:15:50,116 --> 00:15:52,326
‫و اون یه نفر منم؟

246
00:15:53,619 --> 00:15:55,621
‫تو دیروز همه اینا رو گفتی.

247
00:15:55,705 --> 00:15:57,790
‫البته تو از من نشنیدی.

248
00:15:59,000 --> 00:16:00,418
‫تو دیر اومدی.

249
00:16:07,967 --> 00:16:09,594
‫تو این اواخر عجیب غریب میزدی.

250
00:16:10,678 --> 00:16:14,390
‫رفتاری که اخیرا داشتی
‫خیلی با همیشه فرق داشت.

251
00:16:15,683 --> 00:16:19,145
‫هیچوقت فکر نمیکردم
‫که تو یه خواهر دوقلو داشته باشی.

252
00:16:19,228 --> 00:16:20,313
‫خب...

253
00:16:20,980 --> 00:16:22,398
‫میخوای باج بگیری؟

254
00:16:23,649 --> 00:16:27,153
‫احتمالا شرکت بیشتر
‫به برادر کوچیکتر علاقه نشون میده

255
00:16:27,653 --> 00:16:29,697
‫که داره رازهای شرکت رو جمع میکنه
‫تا انتقام خواهرشو بگیره

256
00:16:29,780 --> 00:16:32,241
‫تا اینکه به شایعات بی اساس
‫درباره عوض شدن زندگی دوقلوها.

257
00:16:33,201 --> 00:16:35,286
‫ولی تو نمیخوای به شرکت بگی.

258
00:16:36,621 --> 00:16:38,623
‫منم قصد ندارم بهشون بگم.

259
00:16:38,706 --> 00:16:41,125
‫اگه مدرک اینقدر محکمه،

260
00:16:41,209 --> 00:16:43,169
‫پس خودت میتونی یه حرکتی بزنی.

261
00:16:43,252 --> 00:16:44,921
‫همونطور که خودت گفتی،

262
00:16:45,880 --> 00:16:47,048
‫اگه من دخالت کنم،

263
00:16:48,090 --> 00:16:49,090
‫همه بیشتر تمرکز میکنن

264
00:16:49,133 --> 00:16:52,386
‫روی برادر کوچیکتری که دنبال انتقامه
‫تا روی موضوع اصلی.

265
00:16:52,470 --> 00:16:55,389
‫تو تنها کسی هستی
‫که میتونه این کارو بکنه، خانم یو.

266
00:16:55,932 --> 00:16:57,642
‫چرا من، از بین همه؟

267
00:16:58,142 --> 00:17:00,311
‫خودت میدونی اوضاع کاریم
‫الان چطوریه.

268
00:17:00,394 --> 00:17:02,438
‫تو تنها کسی هستی که شهادت دادی.

269
00:17:02,522 --> 00:17:04,232
‫تیم استراتژی برنامه ریزی؟

270
00:17:04,315 --> 00:17:06,567
‫همه دیدن،
‫ولی چشم پوشی کردن.

271
00:17:06,651 --> 00:17:08,444
‫حتی اگه میخواستن هم نمیتونن کاری کنن

272
00:17:08,528 --> 00:17:10,905
‫چون هرچی بگن
‫تبدیل به یه دروغ میشه.

273
00:17:12,114 --> 00:17:14,659
‫این یه فرصته که ثابت کنی
‫حق با تو بوده.

274
00:17:14,742 --> 00:17:16,494
‫من نمیخوام چیزی رو ثابت کنم.

275
00:17:19,288 --> 00:17:21,707
‫میدونم این مدت
‫برات سخت گذشته، ولی...

276
00:17:21,791 --> 00:17:22,791
‫نه.

277
00:17:23,584 --> 00:17:25,127
‫تو نمیدونی.

278
00:17:25,836 --> 00:17:27,922
‫میدونی چرا اون آدما اذیتت کردن؟

279
00:17:28,965 --> 00:17:30,758
‫اونا این کارو کردن تا خلافشون رو پنهون کنن.

280
00:17:30,841 --> 00:17:33,719
‫باید رسواشون کنیم
‫و کاری کنیم تاوان پس بدن.

281
00:17:34,262 --> 00:17:35,972
‫ازشون بخاطر کاری که کردن کینه نداری؟

282
00:17:36,055 --> 00:17:38,432
‫این حرفو میزنم
‫چون خودم تجربه‌ش کردم.

283
00:17:39,058 --> 00:17:42,138
‫مهم نیست مدرک چقدر واضح باشه،
‫اگه شرکت سرپوش بذاره، فایده‌ای نداره.

284
00:17:42,186 --> 00:17:45,106
‫- این یه جنگیه که هیچوقت نمیتونیم ببریم.
‫- شاید ببازیم، ولی...

285
00:17:45,815 --> 00:17:48,359
‫ولی درست نیست
‫که بذاریم اون عوضی‌ها همیشه برنده بشن.

286
00:17:48,442 --> 00:17:52,196
‫برام مهم نیست ببریم یا ببازیم.
‫دیگه نمیخوام بجنگم.

287
00:17:53,489 --> 00:17:54,782
‫دیگه کافیه.

288
00:17:54,865 --> 00:17:58,494
‫مطمئنم سو-یون هم نمیخواد
‫برادرش آسیب ببینه.

289
00:18:00,454 --> 00:18:02,248
‫پس چرا به خواهرم کمک کردی؟

290
00:18:05,084 --> 00:18:07,628
‫تو فقط کمکش نکردی که برنده بشه.

291
00:18:07,712 --> 00:18:10,089
‫تو این کارو کردی
‫چون کار درستی بود.

292
00:18:10,172 --> 00:18:12,174
‫تو مثل اون ترسوها نیستی!

293
00:18:17,763 --> 00:18:20,808
‫<i>تو واقعا فوق العاده‌ای، می-ره.</i>

294
00:18:21,642 --> 00:18:24,645
‫از طرف همه ترسوها،

295
00:18:25,813 --> 00:18:27,398
‫میخوام ازت معذرت خواهی کنم.

296
00:18:29,984 --> 00:18:33,195
‫تو آدم خیلی شجاعی هستی، می-ره.

297
00:18:44,540 --> 00:18:45,750
‫من شجاعم؟

298
00:18:49,795 --> 00:18:50,963
‫من نیستم.

299
00:18:53,424 --> 00:18:56,886
‫من حتی جرات
‫ترسو بودن هم ندارم.

300
00:18:58,304 --> 00:18:59,305
‫آره.

301
00:19:00,765 --> 00:19:02,475
‫کار درستی بود.

302
00:19:03,392 --> 00:19:04,518
‫ولی...

303
00:19:06,312 --> 00:19:08,522
‫اگه میدونستم...

304
00:19:10,483 --> 00:19:13,194
‫که کار درست رو انجام دادن
‫اینقدر سخت میشه...

305
00:19:16,530 --> 00:19:18,949
‫هیچوقت انجامش نمیدادم.

306
00:19:24,288 --> 00:19:26,248
‫چرا پا پیش گذاشتم؟

307
00:19:28,376 --> 00:19:29,960
‫من هیچی نیستم.

308
00:19:31,212 --> 00:19:33,172
‫کاش اصلاً دخالت نکرده بودم.

309
00:19:35,800 --> 00:19:37,635
‫همش دارم بهش فکر میکنم

310
00:19:38,803 --> 00:19:40,262
‫و پشیمونم.

311
00:19:42,723 --> 00:19:45,393
‫و هر شب به سو-یون خیانت میکنم.

312
00:19:47,853 --> 00:19:48,938
‫برای همینه که...

313
00:19:51,816 --> 00:19:53,317
‫هر روز که میگذره،

314
00:19:55,236 --> 00:19:57,405
‫بیشتر و بیشتر از خودم متنفر میشم.

315
00:20:37,778 --> 00:20:39,280
‫نه، مدیر یون.

316
00:20:39,363 --> 00:20:42,032
‫پیشنهادتون خیلی وسوسه انگیزه،
‫و ممنونم.

317
00:20:43,826 --> 00:20:46,871
‫ولی هنوز کلی کار دارم
‫که باید اینجا انجام بدم.

318
00:20:48,539 --> 00:20:51,125
‫تا آخر هفته تصمیم میگیرم.

319
00:20:51,751 --> 00:20:53,252
‫بله، باهاتون تماس میگیرم. باشه.

320
00:21:07,016 --> 00:21:08,517
‫{\an8}تماس ها
‫مدیر یون

321
00:21:08,601 --> 00:21:10,102
‫{\an8}شریک تجاری

322
00:21:12,980 --> 00:21:14,565
‫شریک تجاری من کجا رفت؟

323
00:21:14,648 --> 00:21:17,234
‫یه کم پیش رفت.

324
00:21:17,318 --> 00:21:18,652
‫رفت؟

325
00:21:18,736 --> 00:21:20,696
‫بهش گفتم دنبال یه نفر میگردی
‫که جایگزینت بشه،

326
00:21:20,780 --> 00:21:23,991
‫و از ترس اینکه مجبور شه تو مزرعه بمونه،
‫فرار کرد.

327
00:21:24,074 --> 00:21:25,576
‫چرا اینو بهش گفتی؟

328
00:21:26,660 --> 00:21:29,121
‫بهت گفتم که هنوز قطعی نشده.

329
00:21:32,833 --> 00:21:34,835
‫<i>فردی که با او تماس می گیرید</i>

330
00:21:34,919 --> 00:21:36,378
‫<i>تلفن خود را خاموش کرده است. لطفا...</i>

331
00:21:36,462 --> 00:21:37,797
‫باید حضوری باهات حرف بزنم

332
00:21:37,880 --> 00:21:41,091
‫<i>گفتی باید یه چیزی بهم بگی. چرا نمیتونم پیدات کنم؟</i>

333
00:21:41,175 --> 00:21:42,301
‫<i>اتفاقی افتاده؟</i>

334
00:21:43,803 --> 00:21:45,721
‫شریک تجاری

335
00:21:51,393 --> 00:21:54,563
‫{\an8}<i>یه مدت تو سئول میمونم.
‫وقتی برگشتم باهات تماس میگیرم.</i>

336
00:21:54,647 --> 00:21:56,190
‫اون الان تو سئوله؟

337
00:21:56,273 --> 00:21:58,150
‫این دیگه باید کافی باشه، درسته؟

338
00:21:58,734 --> 00:22:00,402
‫داری به کی پیام میدی؟

339
00:22:00,486 --> 00:22:02,613
‫به صاحب مزرعه توت فرنگی
‫که اون دفعه دیدیم.

340
00:22:02,696 --> 00:22:06,200
‫از این به بعد با هم کار میکنیم،
‫پس باید باهاش در ارتباط باشم.

341
00:22:10,287 --> 00:22:12,540
‫شما دوتا قراره چیکار کنید؟

342
00:22:13,123 --> 00:22:14,416
‫کار مزرعه.

343
00:22:14,500 --> 00:22:16,961
‫من بعد از اینکه برگردم
‫جای می-ره رو میگیرم.

344
00:22:19,588 --> 00:22:21,590
‫دیگه باید برم.

345
00:22:22,299 --> 00:22:23,175
‫کجا بری؟

346
00:22:23,259 --> 00:22:24,426
‫دوسون-ری.

347
00:22:25,052 --> 00:22:27,680
‫باید برگردم چون الان می-ره اینجاست.

348
00:22:27,763 --> 00:22:30,349
‫- چرا؟
‫- منظورت چیه؟

349
00:22:30,432 --> 00:22:34,395
‫دیگه جای اون کار کردم،
‫پس باید برم و جامو پس بگیرم.

350
00:22:35,020 --> 00:22:38,315
‫حالا که دیگه جای اون کار کردی،
‫دیگه مهم نیست جای کی کجاست.

351
00:22:38,399 --> 00:22:40,693
‫میتونی هرجا که میخوای بمونی.

352
00:22:40,776 --> 00:22:43,696
‫درسته، ولی...

353
00:22:44,488 --> 00:22:47,658
‫من تو سئول جایی برای موندن ندارم،

354
00:22:47,741 --> 00:22:50,578
‫و نمیتونم خونه می-ره بمونم
‫چون دیروز با هم دعوا کردیم.

355
00:22:50,661 --> 00:22:51,662
‫پس همینجا بمون.

356
00:22:53,372 --> 00:22:54,372
‫چی؟

357
00:22:54,415 --> 00:22:56,667
‫اگه داری برمیگردی
‫چون جایی برای موندن نداری،

358
00:22:56,750 --> 00:22:58,210
‫پس همینجا بخواب.

359
00:23:01,005 --> 00:23:02,006
‫ولی ما...

360
00:23:02,548 --> 00:23:04,925
‫میتونیم... ما...

361
00:23:05,426 --> 00:23:06,426
‫انجام...

362
00:23:07,303 --> 00:23:08,345
‫بدیم؟

363
00:23:09,638 --> 00:23:10,931
‫چرا که نه؟

364
00:23:11,557 --> 00:23:14,310
‫خمیر دندون رو با فوم شستشو اشتباه نگیری.

365
00:23:14,393 --> 00:23:16,687
‫اینجا حوله بیشتری هست،
‫ازشون استفاده کن.

366
00:23:16,770 --> 00:23:18,063
‫باشه.

367
00:23:18,731 --> 00:23:20,858
‫چیه؟ نمیخوای دوش بگیری؟

368
00:23:20,941 --> 00:23:22,818
‫معلومه که باید دوش بگیرم.

369
00:23:22,902 --> 00:23:24,820
‫باید، بخاطر بهداشت.

370
00:23:24,904 --> 00:23:26,697
‫من میرم دوش بگیرم.

371
00:23:26,780 --> 00:23:27,780
‫باشه، پس.

372
00:23:28,532 --> 00:23:29,532
‫دوش بگیر.

373
00:23:29,575 --> 00:23:31,035
‫ممنون.

374
00:23:33,704 --> 00:23:36,749
‫من فقط دارم شب رو اینجا میخوابم.
‫انقدر بزرگش نکن.

375
00:23:36,832 --> 00:23:38,918
‫فقط فکر کن اینجا یه متله.
‫وایسا. نه!

376
00:23:39,001 --> 00:23:40,336
‫این کارو نکن.

377
00:23:40,419 --> 00:23:41,879
‫بله؟

378
00:23:41,962 --> 00:23:43,631
‫یه سری لباس دم در میذارم.

379
00:23:43,714 --> 00:23:47,593
‫وای خدا، ممنون.
‫چه سرویسی میدی!

380
00:23:49,261 --> 00:23:51,472
‫انقدر واکنش نشون نده. جدی میگم.

381
00:24:03,317 --> 00:24:04,485
‫داری جایی میری؟

382
00:24:04,568 --> 00:24:06,695
‫چی؟ نه.

383
00:24:09,448 --> 00:24:11,325
‫- شستنت تموم شد؟
‫- آره.

384
00:24:12,159 --> 00:24:13,619
‫من باید اینجا بخوابم؟

385
00:24:13,702 --> 00:24:15,746
‫نه، تو تو تخت من بخواب.
‫من اینجا میخوابم.

386
00:24:15,829 --> 00:24:18,457
‫ولی تو گفتی فردا
‫مصاحبه داری.

387
00:24:18,540 --> 00:24:20,626
‫تو باید راحت تو تخت خودت بخوابی.

388
00:24:21,543 --> 00:24:25,422
‫پس هر کی زودتر خوابش گرفت،
‫تخت مال اون.

389
00:24:26,423 --> 00:24:27,424
‫باشه.

390
00:24:28,425 --> 00:24:29,969
‫موهات هنوز خیسه.

391
00:24:31,595 --> 00:24:35,432
‫اینا اکستنشن مو هستن،
‫برای همین بدون نرم کننده گره میخورن.

392
00:24:35,516 --> 00:24:37,559
‫میذارم همینجوری خشک شه.

393
00:24:38,060 --> 00:24:40,604
‫درسته.
‫موهات قبلا یه کم کوتاه تر بود.

394
00:24:40,688 --> 00:24:41,689
‫آره.

395
00:24:42,898 --> 00:24:44,858
‫- میشه یه نگاه بندازم؟
‫- حتما.

396
00:24:48,320 --> 00:24:51,907
‫خیلی جالبه.
‫پس اینجوری وصل میشن.

397
00:24:51,991 --> 00:24:55,327
‫آره... من بزودی همه‌شون رو در میارم.

398
00:24:57,037 --> 00:24:59,248
‫خیلی وقته
‫موهای بلند نداشتم.

399
00:25:01,959 --> 00:25:03,419
‫بهم نمیاد، نه؟

400
00:25:04,753 --> 00:25:06,130
‫خوشگل شدی.

401
00:25:09,091 --> 00:25:11,010
‫مدل موی قبلیت هم خوشگل بود.

402
00:25:12,678 --> 00:25:14,680
‫حتی وقتی کوتاه تر بود هم خوشگل بود.

403
00:25:54,053 --> 00:25:55,512
‫صبر کن...

404
00:25:56,180 --> 00:25:57,598
‫الان به چی فکر میکنی؟

405
00:25:59,183 --> 00:26:00,267
‫به چی فکر میکنم؟

406
00:26:00,934 --> 00:26:01,977
‫منظورت چیه؟

407
00:26:03,979 --> 00:26:05,022
‫هیچی ولش کن.

408
00:26:05,522 --> 00:26:07,691
‫بیخیال. معذرت میخوام.

409
00:26:22,206 --> 00:26:23,290
‫چرا؟

410
00:26:24,124 --> 00:26:25,417
‫به چی داری فکر میکنی؟

411
00:26:25,501 --> 00:26:27,586
‫چی؟ من...

412
00:26:27,669 --> 00:26:31,507
‫انقدر فکر تو سرمه
‫که نمیدونم از کجا شروع کنم.

413
00:26:31,590 --> 00:26:32,841
‫همه چیو بهم بگو.

414
00:26:34,468 --> 00:26:37,054
‫خب... دارم خیلی دست و پا چلفتی بازی در میارم؟

415
00:26:37,137 --> 00:26:39,973
‫دارم مضحک به نظر میرسم، وقتی هیچ شانسی ندارم
‫دارم این کارو میکنم؟

416
00:26:40,057 --> 00:26:43,102
‫نمیدونم تا کی باید
‫نفسمو حبس کنم.

417
00:26:43,185 --> 00:26:46,647
‫با این حرفا دیگه از چشمات افتادم
‫و فضا رو خراب کردم؟

418
00:26:48,482 --> 00:26:51,693
‫چرا اصلا الان
‫دارم به این چیزا فکر میکنم؟

419
00:26:51,777 --> 00:26:53,654
‫من واقعا مشکل دارم.

420
00:26:53,737 --> 00:26:55,405
‫نمیتونم ساکت شم.

421
00:26:55,489 --> 00:26:58,534
‫کاش منم میتونستم
‫مثل تو ریلکس باشم.

422
00:27:01,662 --> 00:27:02,704
‫می-جی.

423
00:27:04,123 --> 00:27:06,083
‫بهت بگم داشتم به چی فکر میکردم؟

424
00:27:08,085 --> 00:27:09,753
‫"اون فقط بخاطر اینکه من ازش خواستم مونده،

425
00:27:09,837 --> 00:27:12,172
‫نه بخاطر اینکه خودش میخواد؟"

426
00:27:12,256 --> 00:27:15,217
‫"آخرین اتوبوس دوسون-ری
‫ساعت چند میره؟"

427
00:27:15,300 --> 00:27:17,803
‫"بهترین زمان برای اینکه
‫رختخوابشو پهن کنم کیه؟"

428
00:27:17,886 --> 00:27:20,764
‫"رو مبل بشینم یا رو زمین؟"

429
00:27:20,848 --> 00:27:22,641
‫"اگه آستین کوتاه بپوشم،

430
00:27:22,724 --> 00:27:25,435
‫جای زخمام معلوم میشه،
‫چی بپوشم روش؟"

431
00:27:27,020 --> 00:27:29,523
‫اینو سه بار پوشیدم و درآوردم.

432
00:27:32,067 --> 00:27:33,152
‫ای بابا...

433
00:27:33,944 --> 00:27:35,696
‫تو یه احمقی.

434
00:27:44,079 --> 00:27:46,582
‫هیچکدوم از اینا اصلا برام مهم نیست.

435
00:27:57,718 --> 00:27:59,428
‫تو هم اصلا برام مهم نیستی.

436
00:28:03,098 --> 00:28:04,933
‫مهم نیست به چی فکر میکنی...

437
00:28:07,477 --> 00:28:09,938
‫مهم نیست میتونی ساکت شی یا نه...

438
00:29:06,745 --> 00:29:07,955
‫این رو دیدی؟

439
00:29:08,038 --> 00:29:10,457
‫- این چیه؟ وای.
‫- این واقعیه؟

440
00:29:10,540 --> 00:29:11,959
‫اگه این درست باشه،
‫یه آشوب به پا میشه.

441
00:29:12,042 --> 00:29:14,336
‫خیلی فاجعه میشه.

442
00:29:25,180 --> 00:29:27,724
‫هی، خانم یو. شما این کارو کردید؟

443
00:29:27,808 --> 00:29:28,684
‫ببخشید؟

444
00:29:28,767 --> 00:29:31,520
‫شما اون پست رو
‫تو انجمن ناشناس شرکت آپلود کردید؟

445
00:29:32,104 --> 00:29:34,356
‫درباره چی حرف میزنی؟

446
00:29:40,153 --> 00:29:42,322
‫بله، قربان. الان دیدمش.

447
00:29:43,073 --> 00:29:44,074
‫بله، قربان.

448
00:29:48,245 --> 00:29:49,288
‫خوش اومدید، خانم یو می-ره

449
00:29:49,371 --> 00:29:50,706
‫انجمن ناشناس شرکت

450
00:29:51,290 --> 00:29:52,916
‫شرکت ساختمانی سیهان
‫رفتار ترجیحی

451
00:29:55,460 --> 00:29:57,605
‫شرکت ساختمانی سیهان
‫پیمانکار دفتر مرکزی جدید KFMC شد

452
00:29:57,629 --> 00:29:58,964
‫{\an8}پست توسط مدیر سیستم حذف شد

453
00:30:06,972 --> 00:30:11,059
‫{\an8}چطور گذاشتی یه کارمند
‫یه همچین چیزی رو زیر دستت پست کنه؟

454
00:30:11,143 --> 00:30:12,394
‫متاسفم، قربان.

455
00:30:13,061 --> 00:30:17,065
‫ولی ما پست رو فورا حذف کردیم،
‫و ناشناس پست شده بود.

456
00:30:17,149 --> 00:30:19,860
‫- پس از نظر اعتبار...
‫- موضوع این نیست!

457
00:30:19,943 --> 00:30:24,031
‫مردم شرکت ساختمانی سیهان رو یادشون میمونه،
‫به لطف این پست!

458
00:30:24,531 --> 00:30:27,617
‫{\an8}اگه قبل از اینکه کلنگ دفتر مرکزی جدید رو بزنیم،
‫رسانه ها بفهمن چی؟

459
00:30:27,701 --> 00:30:30,495
‫من مطمئن میشم که این اتفاق نمیفته، قربان.

460
00:30:30,579 --> 00:30:33,206
‫باید ساخت و ساز رو شروع کنیم
‫قبل از اینکه این بیشتر از این حرف دربیاره.

461
00:30:33,290 --> 00:30:34,750
‫اوضاع خرید زمین چطوره؟

462
00:30:36,335 --> 00:30:38,253
‫- بله، قربان.
‫- <i>آقای لی.</i>

463
00:30:38,337 --> 00:30:41,089
‫مطمئنی که میتونیم
‫رستوران رزا رو بخریم، درسته؟

464
00:30:41,173 --> 00:30:43,425
‫<i>هیچوقت نمیتونی هیچی رو صد در صد تضمین کنی.</i>

465
00:30:43,925 --> 00:30:46,345
‫من دارم تمام تلاشمو میکنم
‫شانسمون رو بیشتر کنم، پس نگران نباش.

466
00:30:46,428 --> 00:30:48,055
‫وقت این چیزا رو نداریم...

467
00:30:53,935 --> 00:30:55,020
‫یه ماه بهت وقت میدم.

468
00:30:55,103 --> 00:30:57,314
‫<i>اگه تا اون موقع نتونیم بخریمش،
‫دیگه منتظر نمیمونیم.</i>

469
00:31:01,026 --> 00:31:02,027
اونوقت چیکار میکنید؟

470
00:31:02,110 --> 00:31:05,822
‫شرکت از یه شرکت حقوقی دیگه
‫برای همه چی استفاده میکنه، نه فقط این پرونده.

471
00:31:05,906 --> 00:31:09,242
‫<i>میدونی شرکت ما سالی چقدر
‫به وونگ اون پول میده، درسته؟</i>

472
00:31:09,326 --> 00:31:12,120
‫تو به عنوان یه مدیر
‫قدرت انجام این کارو داری؟

473
00:31:12,746 --> 00:31:14,081
‫این دستور من نیست.

474
00:31:15,457 --> 00:31:16,666
‫مدیرعامل ما اینو دستور داده.

475
00:31:17,417 --> 00:31:21,213
‫<i>الان دارم تهدیدت نمیکنم.
‫دارم ازت خواهش میکنم کمکم کنی.</i>

476
00:31:21,296 --> 00:31:23,006
‫تو غیرممکن رو ممکن میکنی.

477
00:31:23,632 --> 00:31:26,301
‫سرنوشت دفتر مرکزی جدیدمون
‫تو دستای توئه.

478
00:31:27,302 --> 00:31:28,470
‫یه ماه.

479
00:31:29,304 --> 00:31:31,473
‫این یعنی باید یه حرکت خطرناک بزنم.

480
00:31:31,556 --> 00:31:33,308
‫<i>با این موضوع مشکلی نداری؟</i>

481
00:31:43,443 --> 00:31:44,945
‫چرا اون پست رو گذاشتی؟

482
00:31:45,612 --> 00:31:47,823
‫تو گفتی نمیخوای هیچ دخالتی داشته باشی،

483
00:31:47,906 --> 00:31:49,741
‫برای همین خودم یه حرکتی زدم.

484
00:31:53,245 --> 00:31:56,289
‫پس فکر کردی گذاشتن
‫یه پست ناشناس بهترین کاره؟

485
00:31:56,373 --> 00:31:58,083
‫تو یه روز حذف شد.

486
00:31:58,166 --> 00:32:01,002
‫واقعا فکر کردی میتونی
‫اینجوری با شرکت بجنگی؟

487
00:32:01,753 --> 00:32:03,755
‫قبل از اینکه ازت شکایت کنن،
‫تمومش کن.

488
00:32:04,339 --> 00:32:06,049
‫به تو هیچ ربطی نداره.

489
00:32:08,051 --> 00:32:09,511
‫به من هیچ ربطی نداره؟

490
00:32:09,594 --> 00:32:14,599
‫متوجه نشدی که مردم فکر میکنن
‫من اون پست رو نوشتم؟

491
00:32:14,683 --> 00:32:16,768
‫برای همینه که گفتم نمیخوام بجنگم.

492
00:32:16,852 --> 00:32:20,439
‫همه میگن "ما با هم تو این کاریم،"
‫ولی باز من مقصر شناخته میشم.

493
00:32:20,522 --> 00:32:23,191
‫انگار خودت اون پست رو ننوشتی.

494
00:32:24,359 --> 00:32:25,819
‫منم که قراره ازم شکایت کنن، پس...

495
00:32:25,902 --> 00:32:26,903
‫این...

496
00:32:28,113 --> 00:32:30,532
‫برای مردم مهم نیست.

497
00:32:31,491 --> 00:32:34,870
‫حتی اگه از تو شکایت کنن،
‫بازم به من شک میکنن

498
00:32:34,953 --> 00:32:37,497
‫چون از قبل فکر میکنن
‫من توانایی انجام این کارو دارم.

499
00:32:37,581 --> 00:32:39,458
‫هیچکس اهمیت نمیده...

500
00:32:40,667 --> 00:32:41,877
‫جناب!

501
00:32:42,711 --> 00:32:44,296
‫هی، می-ره. بیا اینجا.

502
00:32:44,379 --> 00:32:46,506
‫هیچکس به حقیقت اهمیت نمیده.

503
00:32:46,590 --> 00:32:47,757
‫سلام کن.

504
00:32:48,508 --> 00:32:51,219
‫ایشون همکار کوچیکتر مورد علاقه
‫من از تیمم هستن.

505
00:32:51,303 --> 00:32:52,387
‫تک خال ماست.

506
00:32:52,471 --> 00:32:53,680
‫از دیدنتون خوشبختم.

507
00:32:55,724 --> 00:32:57,934
‫- از دیدنتون خوشبختم.
‫- سلام.

508
00:32:58,018 --> 00:32:59,458
‫مدیر شرکت ساختمانی سیهان
‫چو نام-هو

509
00:33:02,981 --> 00:33:05,734
‫میخواستم به راننده زنگ بزنم،

510
00:33:06,443 --> 00:33:09,029
‫ولی فکر کنم خیلی مست بودم
‫و اشتباهی به شما زنگ زدم.

511
00:33:09,821 --> 00:33:11,198
‫متاسفم.

512
00:33:11,281 --> 00:33:14,367
‫حالا که اینجایی، چرا سوار ماشین من نمیشی؟

513
00:33:15,494 --> 00:33:17,370
‫خودم رانندگی میکنم.

514
00:33:18,622 --> 00:33:19,831
‫تو؟

515
00:33:20,790 --> 00:33:23,585
‫من راننده خوبیم. میرسونمت خونه.

516
00:33:25,212 --> 00:33:27,088
‫باشه. بریم.

517
00:33:39,684 --> 00:33:42,437
‫جناب، باید کمربند ایمنی‌تون رو ببندید.

518
00:33:45,232 --> 00:33:46,316
‫جناب؟

519
00:33:56,326 --> 00:33:58,787
‫اوه، متاسفم.
‫فکر کردم خوابتون برده...

520
00:33:59,955 --> 00:34:01,331
‫داری چیکار میکنی؟

521
00:34:02,123 --> 00:34:04,167
‫فکر کردم تو هم از من خوشت میاد.

522
00:34:04,834 --> 00:34:05,961
‫ببخشید؟

523
00:34:12,092 --> 00:34:14,553
‫صبر کن، می-ره. منظورم خانم یو بود.

524
00:34:14,636 --> 00:34:16,221
‫صبر کن. وایسا.

525
00:34:20,934 --> 00:34:21,934
‫من...

526
00:34:22,686 --> 00:34:26,106
‫من به عنوان یه همکار ارشد بهتون احترام میذارم.
‫من اونجوری بهتون نگاه نمیکنم.

527
00:34:27,065 --> 00:34:30,193
‫متاسفم. واقعا متاسفم.

528
00:34:30,277 --> 00:34:33,154
‫من مستم، برای همین درست فکر نمیکنم.

529
00:34:33,697 --> 00:34:34,990
‫لعنت بهش.

530
00:34:35,657 --> 00:34:37,534
‫حتما عقلمو از دست دادم.

531
00:34:38,118 --> 00:34:40,370
‫فقط یه بار منو بزن.

532
00:34:40,453 --> 00:34:42,455
‫آره، میدونی چیه؟

533
00:34:42,998 --> 00:34:45,417
‫فقط منو بزن تا حالت خوب شه.

534
00:34:45,959 --> 00:34:47,627
‫جناب، لطفا این کارو نکنید.

535
00:34:47,711 --> 00:34:49,754
‫نه، من...

536
00:34:50,422 --> 00:34:51,423
‫چی...

537
00:34:51,506 --> 00:34:54,301
‫چیکار کنم تا منو ببخشید؟

538
00:34:54,384 --> 00:34:56,344
‫هر کاری بخواید میکنم.

539
00:35:00,432 --> 00:35:01,600
‫بیا...

540
00:35:02,642 --> 00:35:04,603
‫بیا وانمود کنیم که اصلا این اتفاق نیفتاده.

541
00:35:05,270 --> 00:35:06,479
‫چی؟

542
00:35:07,856 --> 00:35:08,982
‫گفتم،

543
00:35:09,566 --> 00:35:13,320
‫بیا وانمود کنیم که اصلا این اتفاق نیفتاده.

544
00:35:15,113 --> 00:35:18,366
‫مطمئنید... از این حرف؟

545
00:35:18,450 --> 00:35:21,870
‫نمیخوام بخاطر این قضیه
‫رابطه‌مون خراب شه.

546
00:35:24,080 --> 00:35:25,957
‫فقط میخوام

547
00:35:26,458 --> 00:35:29,210
‫مثل همیشه
‫همکارای خوبی باشیم.

548
00:35:30,211 --> 00:35:31,546
‫آره، درسته.

549
00:35:31,630 --> 00:35:33,715
‫فهمیدم. بیا این کارو کنیم.

550
00:35:33,798 --> 00:35:37,052
‫ممنون. خیلی ممنون.

551
00:35:37,135 --> 00:35:38,136
‫ممنون.

552
00:35:49,356 --> 00:35:50,482
‫خانم...

553
00:36:03,745 --> 00:36:04,788
‫خانم یو.

554
00:36:06,581 --> 00:36:09,167
‫ممنون، ولی لطفا دیگه این کارو نکنید.

555
00:36:09,876 --> 00:36:12,045
‫من راحت نیستم.

556
00:36:12,128 --> 00:36:13,463
‫ببخشید؟

557
00:36:24,683 --> 00:36:27,227
‫جناب، مشکلتون چیه؟

558
00:36:27,310 --> 00:36:29,562
‫چرا اینجوری رفتار میکنید؟

559
00:36:29,646 --> 00:36:31,272
‫من میخوام اینو از شما بپرسم.

560
00:36:32,107 --> 00:36:33,858
‫فکر میکنم الان دارم
‫درست رفتار میکنم.

561
00:36:33,942 --> 00:36:35,694
‫اگه به این رفتارتون ادامه بدید...

562
00:36:37,654 --> 00:36:39,906
‫اونوقت مردم فکر میکنن من عجیب غریبم.

563
00:36:39,989 --> 00:36:42,283
‫اگه این بخاطر اتفاقیه که افتاد،

564
00:36:42,367 --> 00:36:46,329
‫ما توافق کردیم فراموشش کنیم
‫و مثل همیشه ادامه بدیم.

565
00:36:46,996 --> 00:36:48,081
‫خانم یو.

566
00:36:48,790 --> 00:36:50,583
‫من یه مرد متاهلم.

567
00:36:51,084 --> 00:36:53,670
‫دارن نگاهمون میکنن.
‫لطفا پا رو از این فراتر نذارید.

568
00:36:53,753 --> 00:36:56,297
‫منم ترجیح میدم دیگه
‫اینجوری خصوصی همدیگه رو نبینیم.

569
00:37:20,363 --> 00:37:22,031
‫من اولین مشتری امروزتونم؟

570
00:37:22,615 --> 00:37:25,535
‫درسته. شما تک نفره سرو نمیکنید.

571
00:37:29,497 --> 00:37:30,540
‫خب...

572
00:37:31,249 --> 00:37:32,751
‫فکراتو کردی؟

573
00:37:36,337 --> 00:37:38,297
‫اگه راحت نیستی
‫تک به تک حرف بزنی،

574
00:37:38,339 --> 00:37:39,716
‫به هو-سو بگم بیاد؟

575
00:37:39,799 --> 00:37:41,050
‫چرا برگشتی؟

576
00:37:41,676 --> 00:37:43,803
‫بهت گفتم قصد فروختن ندارم.

577
00:37:43,887 --> 00:37:45,847
‫میخواستم یه فرصت دیگه بهت بدم.

578
00:37:46,389 --> 00:37:49,684
‫تو که آخرش میفروشیش.
‫اگه داوطلبانه این کارو بکنی،

579
00:37:49,768 --> 00:37:51,811
‫اونوقت همه خوشحال میشن.

580
00:37:52,896 --> 00:37:55,273
‫داری میگی اگه مخالفت کنم،
‫ازم میگیریش؟

581
00:37:58,276 --> 00:38:01,529
‫این کارِ اوباش‌هاست.

582
00:38:03,031 --> 00:38:05,784
‫من شرایطی رو ایجاد میکنم...

583
00:38:06,868 --> 00:38:08,328
‫که مجبورت میکنه بفروشی.

584
00:38:10,538 --> 00:38:13,416
‫رازهایی که میخوای پنهون کنی رو برملا میکنم،

585
00:38:14,250 --> 00:38:15,460
‫رسواشون میکنم،

586
00:38:16,044 --> 00:38:19,088
‫و تعیین میکنم که آیا تو حق
‫داشتن این رستوران رو داری یا نه.

587
00:38:19,172 --> 00:38:20,965
‫اوه.

588
00:38:22,217 --> 00:38:23,968
‫بیا قبل از اینکه کار به اونجا برسه تمومش کنیم.

589
00:38:24,552 --> 00:38:28,181
‫اینطوری میتونی از چیزایی که همیشه ازشون محافظت کردی، محافظت کنی.

590
00:38:29,349 --> 00:38:31,976
‫چیزایی مثل... رازت

591
00:38:32,685 --> 00:38:36,481
‫یا پسرت
‫تو آسایشگاه روانی سونهام.

592
00:38:40,276 --> 00:38:42,111
‫تو از کجا اینو فهمیدی؟

593
00:38:42,195 --> 00:38:43,530
‫کی میدونه؟

594
00:38:43,613 --> 00:38:46,449
‫شاید آدمای زیادی دورت هستن
‫که دارن بهم کمک میکنن.

595
00:38:49,160 --> 00:38:50,245
‫<i>قیمومیت؟</i>

596
00:38:50,328 --> 00:38:51,621
‫بفرمایید.

597
00:38:58,878 --> 00:39:00,713
‫خب...

598
00:39:02,549 --> 00:39:05,426
‫تا فردا بهت وقت میدم
‫که بهش فکر کنی.

599
00:39:16,312 --> 00:39:19,274
‫چرا انقدر استرس داری؟
‫مصاحبه رسمی که نیست.

600
00:39:19,357 --> 00:39:21,192
‫توصیه شده بودی، درسته؟

601
00:39:21,276 --> 00:39:23,403
‫نمیدونم. فقط یه حس بد دارم.

602
00:39:24,153 --> 00:39:26,114
‫باید فقط میگفتم نه؟

603
00:39:26,614 --> 00:39:28,992
‫فکر نمیکردم تو هم
‫لحظه‌های اینجوری داشته باشی.

604
00:39:30,118 --> 00:39:31,452
‫بذار من.

605
00:39:38,668 --> 00:39:40,086
‫الان درست شدی.

606
00:39:42,505 --> 00:39:44,257
‫الان کج و کوله‌تر شد.

607
00:39:51,055 --> 00:39:54,058
‫امروز میری خانم رزا رو ببینی؟

608
00:39:54,934 --> 00:39:56,686
‫آره، باید برم.

609
00:39:56,769 --> 00:39:58,980
‫قرار بود امروز
‫بهش جواب بدم.

610
00:39:59,063 --> 00:40:00,648
‫تصمیم گرفتی چیکار کنی؟

611
00:40:00,732 --> 00:40:03,192
‫- میخوای حقیقت رو بهش بگی؟
‫- آره.

612
00:40:04,861 --> 00:40:07,113
‫اگه خیلی عصبانی شه چی؟

613
00:40:07,196 --> 00:40:09,282
‫اگه به شرکت زنگ بزنه

614
00:40:09,365 --> 00:40:11,910
‫و منو به پلیس گزارش کنه،
‫و تهش سر از زندان دربیارم چی؟

615
00:40:11,993 --> 00:40:13,703
‫- و من...
‫- دیگه انقدرها هم نه.

616
00:40:16,205 --> 00:40:18,499
‫انقدر نگران نباش.
‫یادت باشه چی گفتم.

617
00:40:19,375 --> 00:40:20,627
‫یه دلیلی داره

618
00:40:21,210 --> 00:40:24,005
‫که اون ازت خواست اون لطف رو در حقش کنی
‫ولی نتونست از من بخواد.

619
00:40:24,088 --> 00:40:27,800
‫و تو داری حقیقت رو بهش میگی
‫چون میخوای کمکش کنی.

620
00:40:29,928 --> 00:40:34,140
‫اون قبلا از دروغی که
‫به جی-یون گفتم گذشت کرد،

621
00:40:34,807 --> 00:40:38,603
‫پس چون دارم این کارو برای کمک انجام میدم،
‫منو میبخشه، درسته؟

622
00:40:41,230 --> 00:40:44,067
‫صداقت تو بهترین سلاحته، می-جی.

623
00:40:44,859 --> 00:40:45,859
‫درسته.

624
00:40:47,070 --> 00:40:48,196
‫چطور به نظر میرسم؟

625
00:40:50,531 --> 00:40:51,950
‫شبیه...

626
00:40:52,033 --> 00:40:54,327
‫کسی شدی که همین الان
‫تو مصاحبه رد شده.

627
00:40:54,953 --> 00:40:57,080
‫هی، انقدر نترس.

628
00:40:57,163 --> 00:40:59,457
‫اگه استخدامت نکردن،
‫از دست دادن خودشونه.

629
00:40:59,958 --> 00:41:03,127
‫حتی اگه کار رو نگرفتی،
‫تا منو ندیدی گریه نکن.

630
00:41:03,211 --> 00:41:06,339
‫چند بار میخوای بهم بگی
‫که قراره گند بزنم؟

631
00:41:06,422 --> 00:41:08,591
‫ای بابا. دارم سعی میکنم
‫بهت روحیه بدم.

632
00:41:10,593 --> 00:41:12,303
‫هو-سو، تو میتونی!

633
00:41:12,804 --> 00:41:14,263
‫میتونی انجامش بدی! برو جلو!

634
00:41:15,682 --> 00:41:16,766
‫آره.

635
00:41:22,188 --> 00:41:24,399
‫من به گی-چول هستم. لطفا بشینید.

636
00:41:27,000 --> 00:41:34,000


637
00:41:37,662 --> 00:41:39,956
‫من اینجام، قربان.

638
00:41:52,135 --> 00:41:53,177
‫من...

639
00:41:54,679 --> 00:41:58,266
‫درباره قیمومیتی که
‫بهش اشاره کردید فکر کردم.

640
00:41:59,892 --> 00:42:01,060
‫ولی...

641
00:42:02,020 --> 00:42:05,440
‫میخوام اول درباره یه چیزی
‫با شما صادق باشم.

642
00:42:09,444 --> 00:42:10,695
‫بفرمایید.

643
00:42:11,696 --> 00:42:12,697
‫من...

644
00:42:13,614 --> 00:42:15,283
‫یو می-ره نیستم.

645
00:42:18,077 --> 00:42:19,328
‫چی؟

646
00:42:19,412 --> 00:42:21,039
‫من خواهر دوقلوشم.

647
00:42:22,707 --> 00:42:25,626
‫یه اتفاقی افتاد،
‫برای همین داشتم جای اون ادا درمیاوردم.

648
00:42:26,753 --> 00:42:29,422
‫پس سر اون دختری که
‫قبلا اینجا بود چی اومد؟

649
00:42:31,257 --> 00:42:32,258
‫اون...

650
00:42:33,176 --> 00:42:34,385
‫من بودم.

651
00:42:35,053 --> 00:42:38,306
‫از همون روز اولی که دیدمت،
‫همش من بودم.

652
00:42:42,351 --> 00:42:43,352
‫خب؟

653
00:42:44,187 --> 00:42:47,065
‫همین؟
‫چیز دیگه‌ای نداری بهم بگی؟

654
00:42:47,148 --> 00:42:48,232
‫ببخشید؟

655
00:42:49,484 --> 00:42:50,526
‫چی...

656
00:42:52,779 --> 00:42:53,779
‫برو.

657
00:42:56,157 --> 00:42:57,658
‫دیگه هیچوقت اینجا برنگرد.

658
00:43:00,328 --> 00:43:03,081
خانم عصبانی هستید؟

659
00:43:03,581 --> 00:43:05,416
‫من فقط میخواستم کمک کنم...

660
00:43:05,500 --> 00:43:07,585
‫وقتی دیگه چیزی برای
‫رو کردن نیست، چرا کمک میکنی؟

661
00:43:08,211 --> 00:43:10,129
‫اون وکیل بهت گفت این کارو کنی؟

662
00:43:10,922 --> 00:43:12,006
‫وکیل؟

663
00:43:12,548 --> 00:43:13,800
‫کدوم وکیل؟

664
00:43:14,884 --> 00:43:16,928
‫واقعا میخوای به این
‫تظاهر به بی‌خبری ادامه بدی؟

665
00:43:17,011 --> 00:43:20,890
‫اگه تقصیر تو نبود،
‫اون وکیل از کجا فهمید پسرم کجاست؟

666
00:43:21,557 --> 00:43:25,978
خانم، کار من نبود.
‫من هیچوقت اینو به کسی نگفتم.

667
00:43:26,062 --> 00:43:27,230
‫پس کی گفت؟

668
00:43:27,313 --> 00:43:29,774
‫تو تنها کسی بودی که بهش اعتماد داشتم
‫و بهش گفتم.

669
00:43:33,444 --> 00:43:34,487
خانم

670
00:43:37,657 --> 00:43:39,534
‫من چه احمقیم.

671
00:43:40,535 --> 00:43:42,453
‫حتی بعد از اینکه
‫اون همه سال اینو تجربه کردم...

672
00:43:44,413 --> 00:43:47,333
‫هیچکس رو نداشتم بهش رو بندازم،
‫برای همین بهت اعتماد کردم...

673
00:43:48,126 --> 00:43:49,460
‫بهتره الان بری.

674
00:43:50,002 --> 00:43:52,672
‫بیا تموم این دروغ‌ها رو
‫همینجا تموم کنیم.

675
00:43:53,589 --> 00:43:55,049
‫قربان.

676
00:43:55,133 --> 00:43:57,969
‫قسم میخورم درباره
‫هیچ چیز دیگه‌ای دروغ نگفتم.

677
00:43:58,052 --> 00:44:01,305
‫هر دفعه که دیدمت،
‫هر چی گفتم و هر کاری کردم از ته دلم بود...

678
00:44:03,057 --> 00:44:04,350
‫قربان.

679
00:44:08,938 --> 00:44:10,106
‫من تو رو نمیشناسم.

680
00:44:10,648 --> 00:44:12,859
‫من حتی نمیدونم تو کی هستی!

681
00:44:13,651 --> 00:44:15,361
‫همین الان گمشو بیرون!

682
00:44:50,897 --> 00:44:53,399
‫می-جی، فکر کنم خوب پیش رفتم.

683
00:44:54,025 --> 00:44:55,902
‫- منظورت چیه؟
‫- مصاحبه.

684
00:44:55,985 --> 00:44:59,363
‫فکر کنم کار رو گرفتم.
‫فردا با مدیرها ناهار دارم.

685
00:44:59,447 --> 00:45:00,656
‫واقعا؟

686
00:45:00,740 --> 00:45:03,951
‫دیدی؟ بهت گفتم که خوب پیش میری.

687
00:45:04,035 --> 00:45:06,037
‫حق با توئه. الکی نگران بودم.

688
00:45:06,954 --> 00:45:09,081
‫تو چی؟ بهش گفتی؟

689
00:45:09,707 --> 00:45:12,001
‫معلومه که گفتم.

690
00:45:12,084 --> 00:45:13,794
‫واقعا؟ چی گفت؟

691
00:45:15,171 --> 00:45:16,839
‫خیلی تعجب کرد،

692
00:45:17,548 --> 00:45:19,008
‫ولی تهش خوب تموم شد.

693
00:45:19,508 --> 00:45:20,551
‫خوشحالم.

694
00:45:20,635 --> 00:45:24,055
‫هردومون نگران امروز بودیم،
‫ولی اوضاع برای هردومون خوب پیش رفت.

695
00:45:25,306 --> 00:45:27,666
‫کی برای قیمومیت اقدام میکنی؟
‫قبل از اینکه بری دادگاه...

696
00:45:27,725 --> 00:45:29,852
‫هی، الان اون مهم نیست.

697
00:45:29,936 --> 00:45:31,687
‫تو دوباره استخدام شدی!

698
00:45:32,188 --> 00:45:33,397
‫بیا یه مهمونی بگیریم.

699
00:45:33,481 --> 00:45:35,921
‫هنوز که قطعی نشده.
‫بیا فردا جشن بگیریم.

700
00:45:35,983 --> 00:45:38,027
‫نه، بیا امروز مهمونی بگیریم.

701
00:45:39,195 --> 00:45:41,781
‫اول از همه برای مهمونی چی لازم داریم؟

702
00:45:41,864 --> 00:45:43,574
‫بیا اول یه کیک بخریم.

703
00:45:43,658 --> 00:45:47,620
‫باید ترقه و بادکنک هم بگیریم.

704
00:45:48,120 --> 00:45:49,789
‫و کلاه بوقی هم بگیریم.

705
00:45:51,582 --> 00:45:55,211
‫فکر میکردم عجیبه که اونقدر راحت
‫قبول کرد از پروژه کنار بکشه.

706
00:45:55,294 --> 00:45:57,838
‫بهت گفتم که می-ره
‫دردسر درست میکنه.

707
00:45:57,922 --> 00:46:00,675
‫ولی هنوز نمیدونیم کی اون پست رو گذاشته.

708
00:46:00,758 --> 00:46:03,344
‫کدوم کارمند دیگه
‫یه همچین پستی رو مینویسه؟

709
00:46:05,429 --> 00:46:07,473
‫باید همون اول جلوشو میگرفتیم.

710
00:46:07,556 --> 00:46:10,893
‫دست دست کردیم،
‫حالا داره گریبانمونو میگیره.

711
00:46:10,977 --> 00:46:12,186
‫هی.

712
00:46:12,270 --> 00:46:14,063
‫از شر می-ره خلاص شو.

713
00:46:14,689 --> 00:46:16,691
‫ببخشید؟ ولی...

714
00:46:17,275 --> 00:46:19,944
‫- چطوری...
‫- تو بلدی چطوری از پسش بربیای.

715
00:46:20,027 --> 00:46:23,155
‫باید الان دست به کار شیم.
‫وقت نداریم همینجوری بشینیم.

716
00:46:24,907 --> 00:46:26,575
‫اگه اوضاع از این بدتر شه...

717
00:46:28,202 --> 00:46:29,578
‫تو هم به دردسر نمیفتی؟

718
00:46:50,308 --> 00:46:52,518
‫این مدارکیه که
‫تا الان جمع کردم.

719
00:46:52,601 --> 00:46:55,771
‫چرا داری اینا رو به من میدی؟
‫بهت گفتم که میخوام دخالت نکنم.

720
00:46:55,855 --> 00:46:57,148
‫پس بندازشون دور.

721
00:46:57,231 --> 00:47:00,026
‫به هر حال، اگه ازشون استفاده نکنی
‫هیچ فایده‌ای ندارن.

722
00:47:13,080 --> 00:47:16,417
‫چرا وقتی هیچ کار اشتباهی نکردی،
‫داری فرار میکنی؟

723
00:47:17,460 --> 00:47:19,587
‫<i>من از اولش هم قصد فرار کردن نداشتم.</i>

724
00:47:20,671 --> 00:47:22,631
‫<i>در واقع سعی کردم فقط دووم بیارم،</i>

725
00:47:24,759 --> 00:47:28,721
‫<i>به اون باور کمرنگ چسبیده بودم
‫که حداقل من کار درست رو انجام دادم.</i>

726
00:47:38,397 --> 00:47:39,607
‫خانم یو؟

727
00:47:43,110 --> 00:47:44,779
‫من قبلا اینجا کار میکردم.

728
00:47:44,862 --> 00:47:47,662
‫فکر کردی نمیفهمم
‫تو اداره چه خبره؟

729
00:47:47,698 --> 00:47:50,117
‫چطور جرأت میکنی یه مرد متاهل رو اغوا کنی!

730
00:47:50,201 --> 00:47:51,827
‫عزیزم، داری چیکار میکنی؟ لطفا تمومش کن.

731
00:47:51,911 --> 00:47:54,705
‫منو ول کن. تو خیلی دل رحمی

732
00:47:54,789 --> 00:47:56,999
‫برای همینه که اون دوهزاریش نمیفته!

733
00:47:57,083 --> 00:47:58,793
‫بیا دیگه. لطفا تمومش کن.

734
00:48:00,836 --> 00:48:02,963
‫{\an8}زن خراب‌کن تیم PS رو کشوندن

735
00:48:08,552 --> 00:48:09,762
‫منابع انسانی

736
00:48:09,845 --> 00:48:12,723
‫ما یه شرکت سهامی عام هستیم،
‫پس مسئولیت داریم

737
00:48:12,807 --> 00:48:14,558
‫که رفتار حرفه‌ای رو حفظ کنیم.

738
00:48:15,101 --> 00:48:16,861
‫این قضیه رو با یه تذکر میگذرونیم.

739
00:48:16,894 --> 00:48:18,104
‫ولی لطفا دیگه...

740
00:48:18,187 --> 00:48:21,148
‫چرا من باید تنبیه شم
‫وقتی خودم قربانیم؟

741
00:48:22,817 --> 00:48:26,570
‫تو پرونده‌های ضرب و جرح، طرفین
‫باید مسئله رو بین خودشون حل کنن.

742
00:48:26,654 --> 00:48:28,948
‫تو یه پرونده مثل این،

743
00:48:29,031 --> 00:48:31,409
‫نمیتونی ادعا کنی
‫که یه قربانی بی‌گناهی...

744
00:48:32,159 --> 00:48:34,120
‫چه جور پرونده‌ایه این؟

745
00:48:34,203 --> 00:48:35,203
‫ببخشید؟

746
00:48:41,377 --> 00:48:42,753
‫این یه رابطه نامشروع نبود.

747
00:48:44,380 --> 00:48:45,756
‫این آزار جنسی بود.

748
00:48:47,216 --> 00:48:48,717
‫من قربانیم.

749
00:48:50,261 --> 00:48:54,598
‫پس چرا به محض اینکه
‫این اتفاق افتاد، گزارش ندادید؟

750
00:48:58,936 --> 00:49:01,605
‫<i>تو اون لحظه،
‫یه بذر شک تو وجودم کاشته شد.</i>

751
00:49:02,148 --> 00:49:03,649
‫<i>آیا من کار اشتباهی کردم؟</i>

752
00:49:03,732 --> 00:49:06,777
‫اون موقع،
‫نمیخواستم دردسر درست کنم.

753
00:49:06,861 --> 00:49:09,321
‫ما با اعضای تیم شما صحبت کردیم.

754
00:49:09,405 --> 00:49:12,908
‫اونا گفتن که حتی بعد از این اتفاق،
‫شما به خریدن قهوه براش ادامه دادید.

755
00:49:13,534 --> 00:49:16,787
‫بعد از یه همچین اتفاقی،
‫عادی نیست که به خریدن قهوه ادامه بدی

756
00:49:17,329 --> 00:49:19,623
‫برای کسی که آزارت داده، درسته؟

757
00:49:20,166 --> 00:49:23,419
‫اون موقع، فکر کردم بهتره
‫رابطه‌مون رو مثل همیشه حفظ کنم...

758
00:49:23,502 --> 00:49:24,670
‫ولی شنیدم

759
00:49:25,254 --> 00:49:28,132
‫که شما دوتا همیشه با هم اضافه کاری میکردید،

760
00:49:28,716 --> 00:49:30,050
‫و با هم میرفتید سر کار.

761
00:49:30,134 --> 00:49:32,595
‫مردم همچنین گفتن
‫که شما با اون صمیمی‌تر بودید

762
00:49:32,678 --> 00:49:34,138
‫تا با بقیه.

763
00:49:34,221 --> 00:49:37,766
‫مطمئنید که هیچ
‫رابطه شخصی‌ای باهاش نداشتید؟

764
00:49:41,228 --> 00:49:42,855
‫<i>آیا واقعا هیچ کار اشتباهی نکردم؟</i>

765
00:49:43,481 --> 00:49:45,399
‫<i>آیا من بهش
‫تصور اشتباهی دادم؟</i>

766
00:49:46,525 --> 00:49:50,029
‫<i>آیا واقعا من هیچ نقشی
‫تو این اتفاقات نداشتم؟</i>

767
00:49:50,821 --> 00:49:53,240
‫ای بابا، نگران نباش.
‫چیزی نیست که نگرانش باشی.

768
00:49:53,324 --> 00:49:54,575
‫فقط ریلکس باش.

769
00:49:54,658 --> 00:49:57,620
‫اون فقط داره خودشو مسخره میکنه.

770
00:49:59,663 --> 00:50:00,748
‫باشه؟

771
00:50:06,295 --> 00:50:07,546
‫<i>آیا من...</i>

772
00:50:08,923 --> 00:50:10,257
‫<i>واقعا قربانیم؟</i>

773
00:50:10,341 --> 00:50:11,467
‫پرونده آزار جنسی

774
00:50:18,098 --> 00:50:19,558
‫متاسفم که دیر کردم.

775
00:50:23,437 --> 00:50:25,481
‫<i>وقتی سیل سوالات شروع شد...</i>

776
00:50:30,027 --> 00:50:31,278
‫<i>مجبور شدم فرار کنم.</i>

777
00:50:35,950 --> 00:50:38,536
‫<i>نتونستم به یه سوال هم جواب بدم.</i>

778
00:50:39,620 --> 00:50:41,205
‫<i>چون بیشتر از هر کس دیگه‌ای،</i>

779
00:50:42,164 --> 00:50:44,917
‫<i>به خودم شک داشتم.</i>

780
00:50:58,931 --> 00:51:05,771
‫تبریک میگم که کار پیدا کردی

781
00:51:18,951 --> 00:51:20,369
‫<i>خب تو چی، می-جی؟</i>

782
00:51:20,452 --> 00:51:23,247
‫بعد از زندگی کردن به جای من،
‫همه چی آسون به نظر میرسه، درسته؟

783
00:51:24,540 --> 00:51:28,419
‫<i>من تو رو نمیشناسم.
‫من حتی نمیدونم تو کی هستی!</i>

784
00:52:00,409 --> 00:52:01,535
‫هو-سو.

785
00:52:05,914 --> 00:52:07,708
‫بله، می-جی. چیه؟

786
00:52:09,418 --> 00:52:10,919
‫موهات...

787
00:52:12,379 --> 00:52:14,798
‫فکر کنم باید برم.

788
00:52:16,800 --> 00:52:18,218
‫کجا بری؟ این وقت شب؟

789
00:52:19,094 --> 00:52:20,095
‫دوسون-ری.

790
00:52:21,764 --> 00:52:25,100
‫چرا انقدر عجله داری؟
‫اتفاقی تو خونه افتاده؟

791
00:52:27,186 --> 00:52:29,063
‫هیچی نشده.

792
00:52:29,938 --> 00:52:32,983
‫فقط دیگه دلیلی برای
‫موندن تو سئول ندارم.

793
00:52:33,817 --> 00:52:35,152
‫معلومه که داری.

794
00:52:35,736 --> 00:52:38,238
‫باید به عنوان قیم ثبت نام کنی و...

795
00:52:38,322 --> 00:52:39,865
‫دروغ گفتم.

796
00:52:43,077 --> 00:52:45,913
‫حتی نتونستم باهاش درباره
‫قیمومیت حرف بزنم.

797
00:52:48,957 --> 00:52:50,501
‫خانم رزا...

798
00:52:52,753 --> 00:52:54,129
‫خیلی...

799
00:52:57,216 --> 00:52:58,842
‫خیلی عصبانی شد.

800
00:53:04,973 --> 00:53:07,184
‫احتمالا بخاطر این بود که شوکه شده بود.

801
00:53:09,853 --> 00:53:12,815
‫گفت دیگه نمیدونه من کیم.

802
00:53:15,943 --> 00:53:18,404
‫نمیدونم چی انتظار داشتم.

803
00:53:21,782 --> 00:53:24,576
‫همه چی از اولش
‫با یه دروغ شروع شد.

804
00:53:26,412 --> 00:53:28,414
‫اینا همش مال می-ره‌ست.

805
00:53:30,582 --> 00:53:33,293
‫فقط بخاطر این ممکن شد که من می-ره بودم.

806
00:53:36,505 --> 00:53:38,674
‫میخوام برگردم به جایی که بهش تعلق دارم.

807
00:53:40,426 --> 00:53:42,970
‫دیگه دلیلی برای موندن اینجا ندارم.

808
00:53:48,892 --> 00:53:50,060
‫می-جی.

809
00:53:52,229 --> 00:53:54,148
‫تو به جایی تعلق داری که خودت انتخاب میکنی بمونی.

810
00:53:55,941 --> 00:53:57,860
‫میتونیم با هم یه دلیل پیدا کنیم.

811
00:54:01,155 --> 00:54:03,574
‫دوست دارم این کارو بکنم، ولی...

812
00:54:04,825 --> 00:54:07,870
‫ولی یه حسی بهم میگه
‫که انگار اینجا به من تعلق نداره.

813
00:54:09,955 --> 00:54:12,374
‫حس میکنم تو سئول
‫جایی برای من نیست.

814
00:54:21,425 --> 00:54:22,468
‫پس بیا بریم.

815
00:54:23,010 --> 00:54:25,262
‫بیا به محض اینکه هوا روشن شد بریم.

816
00:54:25,345 --> 00:54:27,723
‫تا اون موقع یکم بخواب، باشه؟

817
00:55:05,302 --> 00:55:06,302
‫می-جی.

818
00:55:08,555 --> 00:55:11,141
‫داری چیکار میکنی؟
‫چرا نمیری تو؟

819
00:55:11,225 --> 00:55:12,601
‫در قفله؟

820
00:55:13,185 --> 00:55:14,520
‫نه، فقط...

821
00:55:15,604 --> 00:55:16,772
‫خوبی؟

822
00:55:17,356 --> 00:55:18,899
‫با مادرت دعوا کردی؟

823
00:55:20,359 --> 00:55:23,487
‫وای، من حریفش نمیشم.
‫حتی نمیتونم باهاش بجنگم.

824
00:55:23,987 --> 00:55:25,906
‫فقط داشتم به در نگاه میکردم،

825
00:55:25,989 --> 00:55:28,367
‫و با خودم فکر میکردم
‫که همیشه اینقدر کهنه به نظر میرسیده یا نه.

826
00:55:28,450 --> 00:55:31,954
‫آهان، اون؟ اگه رنگش کنی،
‫خیلی زود مثل نو میشه.

827
00:55:35,833 --> 00:55:40,254
‫فکر کنم باید یه وقت رنگش کنم.
‫به هر حال میخوام اینجا زندگی کنم.

828
00:55:41,129 --> 00:55:42,714
‫خب، روز خوبی داشته باشی.

829
00:55:43,257 --> 00:55:44,257
‫باشه، میبینمت.

830
00:55:44,299 --> 00:55:45,342
‫خداحافظ.

831
00:55:52,808 --> 00:55:54,726
‫مامان، من اومدم.

832
00:55:57,813 --> 00:55:59,940
‫زود برگشتی.
‫فکر کردم بیشتر میمونی.

833
00:56:00,023 --> 00:56:01,692
‫نه، همین الان برگشتم.

834
00:56:01,775 --> 00:56:05,070
‫می-ره هم که سر کاره،
‫تو سئول تنها چیکار میکردم؟

835
00:56:05,153 --> 00:56:07,948
‫وای، اونجا انقدر شلوغ بود
‫که همه چی بهم ریخته به نظر میرسید.

836
00:56:08,991 --> 00:56:10,492
‫چرا؟ اتفاقی افتاده؟

837
00:56:11,743 --> 00:56:14,329
‫نه، چه اتفاقی میخواد برای من بیفته؟

838
00:56:25,966 --> 00:56:27,593
‫جایی رفته بودی؟

839
00:56:35,851 --> 00:56:36,894
‫سئول.

840
00:56:39,688 --> 00:56:42,458
‫یه کم حالم بده،
‫چون خیلی وقته سوار اتوبوس نشدم.

841
00:56:42,482 --> 00:56:44,860
‫مامان، من میرم بخوابم.
‫بیدارم نکن.

842
00:57:28,487 --> 00:57:30,572
‫مزرعه توت فرنگی

843
00:57:39,414 --> 00:57:42,709
‫متاسفم. سئول بودم.
‫باید از کجا شروع کنم؟

844
00:57:46,755 --> 00:57:48,340
‫حدس میزنم می-ره رفته؟

845
00:57:52,844 --> 00:57:55,514
‫میتونم من جای اون کار کنم؟

846
00:57:57,099 --> 00:58:00,727
‫معلومه که میتونی.
‫من تو رو بخاطر رزومه‌ت استخدام کردم، خانم سئول.

847
00:58:03,146 --> 00:58:04,523
‫اسم من می-جیه.

848
00:58:07,067 --> 00:58:08,068
‫می-جی.

849
00:58:08,777 --> 00:58:11,655
‫می-جی. اسم داره کم کم
‫جا میفته.

850
00:58:12,447 --> 00:58:14,241
‫بریم، می-جی.

851
00:58:15,409 --> 00:58:16,451
‫باشه.

852
00:58:25,085 --> 00:58:26,253
‫اوک-هی.

853
00:58:27,045 --> 00:58:29,381
‫شنیدم آسیب دیدی. خوبی؟

854
00:58:31,633 --> 00:58:32,968
‫بچه‌ها دوباره جای هم عوض کردن؟

855
00:58:34,219 --> 00:58:35,137
‫چی؟

856
00:58:35,220 --> 00:58:37,806
‫یعنی می-جی از اولش هم می-ره بوده؟

857
00:58:37,889 --> 00:58:39,224
‫تو میدونستی؟

858
00:58:43,395 --> 00:58:45,564
‫- تو میدونستی.
‫- اوک-هی.

859
00:58:45,647 --> 00:58:47,107
‫اه، ولش کن. هر چی.

860
00:58:48,066 --> 00:58:49,443
‫اوک-هی.

861
00:58:50,193 --> 00:58:51,193
‫نه...

862
00:58:51,236 --> 00:58:54,614
‫بچه‌ها رو زیاد دعوا نکن.

863
00:58:54,698 --> 00:58:56,033
‫مامان.

864
00:58:57,159 --> 00:58:59,494
‫شماها منو چی فرض کردین؟

865
00:59:03,915 --> 00:59:06,460
‫اوک-هی...

866
00:59:10,964 --> 00:59:12,549
‫اوک-هی...

867
00:59:18,555 --> 00:59:19,765
‫حدس میزنم می-ره

868
00:59:20,432 --> 00:59:23,185
‫تصمیمشو گرفته،
‫با توجه به اینکه برگشته سئول.

869
00:59:24,352 --> 00:59:26,480
‫نمیدونم. اون به من ربطی نداره.

870
00:59:27,230 --> 00:59:29,024
‫اون همه چیو بهم نمیگه.

871
00:59:31,902 --> 00:59:33,737
‫برگشتن چه حسی داره؟

872
00:59:34,613 --> 00:59:35,655
‫مزخرف.

873
00:59:36,198 --> 00:59:39,159
‫پس چرا برگشتی؟
‫میتونستی تو سئول بمونی.

874
00:59:39,242 --> 00:59:41,703
‫چون موندن اونجا حس مزخرف‌تری بهم میداد.

875
00:59:41,787 --> 00:59:43,830
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم،

876
00:59:43,914 --> 00:59:47,501
‫ولی یه حسی بهم میگفت که باید برگردم.

877
00:59:47,584 --> 00:59:50,295
‫حدس میزنم سرنوشت من اینه
‫که تا ابد اینجا زندگی کنم.

878
00:59:52,172 --> 00:59:53,799
‫تو هم یه همچین حسی نداری؟

879
00:59:53,882 --> 00:59:57,094
‫مثل یه نوجوون فراری
‫که از این دوست به اون دوست پناه میبره.

880
00:59:57,886 --> 00:59:59,763
‫منم اون حس رو میشناسم.

881
01:00:01,139 --> 01:00:02,849
‫فکر نمیکنم اصلا بدونی.

882
01:00:03,391 --> 01:00:05,477
‫تو خارج درس خوندی و تو سئول زندگی کردی.

883
01:00:05,977 --> 01:00:08,105
‫مهم نیست آمریکا باشه یا سئول.

884
01:00:08,188 --> 01:00:11,358
‫هر کسی که از جایی که براش مهمه دور باشه،
‫این حس رو داره.

885
01:00:14,277 --> 01:00:15,737
‫تو هنوز اون حس رو داری؟

886
01:00:16,404 --> 01:00:17,614
‫دیگه نه.

887
01:00:17,697 --> 01:00:20,075
‫دلیلی که اونجا برام مهم بود
‫دیگه از بین رفته.

888
01:00:20,158 --> 01:00:23,453
‫اشتباه برداشت نکن.
‫منظورم پدربزرگمه، نه می-ره.

889
01:00:23,537 --> 01:00:26,790
‫فکر میکنم این یه مسئله دلیه، نه سرنوشت.

890
01:00:28,416 --> 01:00:30,752
‫برای همینه که خیلی راحت
‫با مردم صمیمی نمیشم.

891
01:00:30,836 --> 01:00:33,088
‫چون ممکنه حس کنم
‫دوباره فرار کردم.

892
01:00:39,302 --> 01:00:41,054
‫A&A تو چند سال گذشته

893
01:00:41,138 --> 01:00:44,766
‫روی دسترسی بدون مانع
‫تمرکز کرده.

894
01:00:44,850 --> 01:00:47,602
‫و ما همچنان داریم
‫ساختمون اداری رو بهتر میکنیم.

895
01:00:47,686 --> 01:00:50,397
‫بین شرکت‌های حقوقی بزرگ،
‫ما فعال‌ترین شرکت هم هستیم

896
01:00:50,480 --> 01:00:52,232
‫تو پرونده‌های مربوط به
‫منافع عمومی.

897
01:00:53,608 --> 01:00:57,529
‫به نظر میرسه شما بهترین فردی هستید

898
01:00:57,612 --> 01:01:00,574
‫که میتونه اهداف شرکت ما رو
‫نمایندگی کنه، آقای لی.

899
01:01:03,535 --> 01:01:04,619
‫من؟

900
01:01:04,703 --> 01:01:07,289
‫ای بابا، شما دوتا باید تمومش کنید.

901
01:01:08,165 --> 01:01:11,084
‫بهشون گفتم چرا آخرش
‫وونگ اون رو ترک کردی،

902
01:01:11,585 --> 01:01:13,253
‫و حدس میزنم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتن.

903
01:01:13,336 --> 01:01:14,963
‫معلومه که شدیم.

904
01:01:15,463 --> 01:01:17,465
‫شما از دستور سرپیچی کردید
‫و وونگ اون رو ترک کردید

905
01:01:17,549 --> 01:01:21,052
‫تا از طرف ضعیف‌تر
‫محافظت کنید، نه موکل. وای خدا.

906
01:01:21,595 --> 01:01:23,138
‫انگار تو فیلم‌هاست.

907
01:01:23,221 --> 01:01:24,556
‫اوه، این...

908
01:01:24,639 --> 01:01:28,101
‫به علاوه، شنیدم وکیل ارشدی
‫که باهاش درگیر شدید آقای لی چونگ-گو بوده.

909
01:01:28,768 --> 01:01:30,979
‫خیلی شایعات درباره‌ش شنیدم.

910
01:01:31,062 --> 01:01:32,480
‫واقعا چه جور آدمیه؟

911
01:01:33,732 --> 01:01:37,027
‫من معمولاً خیلی به شایعات توجه نمیکنم...

912
01:01:37,110 --> 01:01:41,323
‫اون به خاطر رسیدگی به پرونده‌های حساس
‫و استفاده از معلولیتش به عنوان سپر معروفه.

913
01:01:41,406 --> 01:01:44,326
‫چطور میتونه با ضعیف‌ها انقدر بیرحم باشه
‫وقتی خودش هم آسیب‌پذیره؟

914
01:01:44,409 --> 01:01:46,449
‫بدتره چون اون
‫در واقع میدونه چه حسی داره.

915
01:01:46,494 --> 01:01:49,539
‫اون باعث میشه ما در مقایسه باهاش خوب به نظر برسیم،
‫پس به نفعمونه.

916
01:01:49,623 --> 01:01:53,043
‫یه وکیل ارشد و یه وکیل کوچیکتر،
‫هردو با معلولیت،

917
01:01:53,126 --> 01:01:55,045
‫انتخاب‌های کاملاً متضادی میکنن.

918
01:01:55,795 --> 01:01:57,255
‫چه داستان جالبی.

919
01:02:01,468 --> 01:02:02,636
‫جناب.

920
01:02:04,763 --> 01:02:08,516
‫آقای لی اونجوری نیست.

921
01:02:09,851 --> 01:02:12,229
‫شاید بعضی وقتا از روش‌های ارزون استفاده کنه،

922
01:02:12,312 --> 01:02:14,981
‫ولی از معلولیتش
‫به عنوان سپر استفاده نمیکنه.

923
01:02:15,815 --> 01:02:16,942
‫اون اونجوری نیست.

924
01:02:17,025 --> 01:02:20,403
‫- اون حرفایی که اون دوتا میزدن...
‫- و...

925
01:02:22,239 --> 01:02:24,115
‫منم اونجوری نیستم.

926
01:02:27,327 --> 01:02:29,579
‫من برای محافظت از ضعیف‌ها قدم جلو نذاشتم.

927
01:02:29,663 --> 01:02:32,874
‫من فقط نمیتونستم
‫از کار اشتباه موکلم چشم‌پوشی کنم، پس اگه بخوام درست بگم،

928
01:02:33,583 --> 01:02:35,752
‫من صلاحیت وکیل بودن رو ندارم.

929
01:02:36,544 --> 01:02:38,213
‫عدالت، معلولیت...

930
01:02:39,047 --> 01:02:42,926
‫اگه دنبال کسی میگردید
‫که نماینده همچین چیزایی باشه،

931
01:02:44,761 --> 01:02:47,430
‫فکر نمیکنم
‫من آدم مناسبی برای این کار باشم.

932
01:02:53,937 --> 01:02:56,022
‫خب، امم،

933
01:02:56,106 --> 01:02:59,359
‫اگه شما نماینده چیزایی
‫مثل آسیب‌پذیرها یا عدالت نیستید،

934
01:03:00,110 --> 01:03:02,237
‫فکر میکنید نماینده چی هستید؟

935
01:03:03,488 --> 01:03:07,492
‫فکر نمیکنم
‫تا حالا واقعا به این موضوع فکر کرده باشم.

936
01:03:08,451 --> 01:03:09,995
‫پس بهش فکر کنید،

937
01:03:11,413 --> 01:03:13,832
‫و اگه میخواید برای ما کار کنید، بهم زنگ بزنید.

938
01:03:14,874 --> 01:03:18,795
‫تازه دارم فکر میکنم، انگار این ما بودیم
‫که داشتیم مصاحبه میشدیم.

939
01:03:20,588 --> 01:03:21,631
‫من باید برم.

940
01:03:32,100 --> 01:03:34,102
‫من برگشتم.

941
01:03:36,688 --> 01:03:38,273
‫مامان، اینجا چیکار میکنی؟

942
01:03:39,941 --> 01:03:41,776
‫بیا اینجا. باید حرف بزنیم.

943
01:03:42,485 --> 01:03:45,030
‫از سر کار خسته‌ام. بذار بعدا حرف بزنیم.

944
01:03:45,113 --> 01:03:46,113
‫می-جی.

945
01:03:46,823 --> 01:03:49,242
‫میخوای همینطوری به رفتار کردن با من
‫مثل یه احمق ادامه بدی؟

946
01:03:51,494 --> 01:03:53,580
‫میدونم با می-ره جاها رو عوض کردید.

947
01:03:53,663 --> 01:03:55,832
‫اصلا میخواستید بهم بگید؟

948
01:03:56,624 --> 01:03:58,710
‫چطور میتونی اینقدر بی‌شرم باشی؟

949
01:03:59,336 --> 01:04:02,130
‫به چی فکر میکردید
‫که یه همچین کاری کردید؟

950
01:04:02,213 --> 01:04:05,133
‫چیز جدی‌ای نیست.
‫فقط برای تفریح یه مدت کوتاه جاها رو عوض کردیم.

951
01:04:05,216 --> 01:04:06,301
‫برای تفریح؟

952
01:04:06,384 --> 01:04:07,927
‫واقعا فکر میکنی من احمقم؟

953
01:04:08,011 --> 01:04:09,596
‫چرا جاها رو عوض کردید؟

954
01:04:10,263 --> 01:04:12,015
‫اتفاقی برای می-ره افتاده؟

955
01:04:13,725 --> 01:04:15,560
‫هیچ اتفاقی برای می-ره نیفتاده.

956
01:04:15,643 --> 01:04:18,521
‫و من زندگی‌شو خراب نکردم. حالا خوشحالی؟

957
01:04:18,605 --> 01:04:21,524
‫می-ره از اون تیپ آدم‌ها نیست
‫که با نقشه‌های تو همراهی کنه

958
01:04:21,608 --> 01:04:23,276
‫وقتی همه چی خوبه.

959
01:04:24,152 --> 01:04:27,238
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- ای بابا، دیگه تموم شد!

960
01:04:27,322 --> 01:04:31,201
‫شما که حتی نمیتونستید ما رو از هم تشخیص بدید،
‫پس چرا الان اینقدر بزرگش میکنید؟

961
01:04:32,243 --> 01:04:33,536
‫چی گفتی؟

962
01:04:34,120 --> 01:04:37,624
‫فقط بخاطر اینکه نمیتونم شما دوتا رو از هم تشخیص بدم،
‫اشکالی نداره باهام مثل یه احمق رفتار کنید؟

963
01:04:38,750 --> 01:04:40,585
‫اصلا منو جزو خانواده حساب میکنید؟

964
01:04:40,668 --> 01:04:43,171
‫مادربزرگ زمین‌گیرتون از این موضوع خبر داشت،
‫پس چرا من نه؟

965
01:04:44,422 --> 01:04:46,341
‫شما دوتا اصلا منو مادرتون میبینید؟

966
01:04:46,424 --> 01:04:49,469
‫خب تو چی؟
‫منو دخترت میبینی؟

967
01:04:50,053 --> 01:04:51,053
‫چی؟

968
01:04:51,096 --> 01:04:53,139
‫همیشه داری درباره می-ره حرف میزنی.

969
01:04:53,223 --> 01:04:55,058
‫منم دخترتم.

970
01:04:55,141 --> 01:04:56,893
‫چرا نمیپرسی من خوبم یا نه؟

971
01:04:57,936 --> 01:05:00,355
‫تو بیمارستان باهام خوب بودی،
‫چون فکر میکردی من می-ره‌ام.

972
01:05:00,438 --> 01:05:02,399
‫حالا که فهمیدی منم، ازم بدت میاد؟

973
01:05:02,482 --> 01:05:04,734
‫داری درباره چی حرف میزنی؟

974
01:05:04,818 --> 01:05:06,444
‫شما دوتا هردو دخترهای منید...

975
01:05:06,528 --> 01:05:08,154
‫ما برات یکی نیستیم!

976
01:05:08,238 --> 01:05:10,281
‫حتی نمیتونی ما رو از هم تشخیص بدی.

977
01:05:10,365 --> 01:05:12,575
‫چه فرقی بین من و می-ره هست؟

978
01:05:12,659 --> 01:05:14,953
‫حتی انتظار ندارم
‫با منم همونجوری رفتار بشه.

979
01:05:15,036 --> 01:05:17,705
‫چرا نمیتونی فقط یه بار
‫به من نگاه کنی؟

980
01:05:18,373 --> 01:05:19,374
‫هی.

981
01:05:19,916 --> 01:05:23,420
‫فکر میکنی وقتی داشتم بزرگ میشدم،
‫مامانم بهم علاقه داشت؟

982
01:05:23,503 --> 01:05:27,382
‫من اینو تو بچگی یاد گرفتم،
‫پس ازم چی انتظار داری؟

983
01:05:27,465 --> 01:05:29,759
‫من چطوری باید مادر خوبی باشم؟

984
01:05:29,843 --> 01:05:33,263
‫نمیتونم بفهمم،
‫پس چرا تو بهم نمیگی؟

985
01:05:34,264 --> 01:05:36,057
‫تو هم یه دختری.

986
01:05:36,141 --> 01:05:38,476
‫شاید ندونی چطوری مادر خوبی باشی،

987
01:05:38,560 --> 01:05:40,728
‫ولی حتما میفهمی من چه حسی دارم.

988
01:05:40,812 --> 01:05:44,107
‫تو هم همیشه منتظر بودی
‫مادربزرگ به تو هم توجه کنه.

989
01:05:44,190 --> 01:05:46,401
‫ازم میخوای چیکار کنم؟

990
01:05:46,484 --> 01:05:49,779
‫باید تمام روز بهت زل بزنم؟
‫این چیزیه که میخوای؟

991
01:05:50,280 --> 01:05:52,323
‫بیخیال. نمیتونم درباره
‫هیچی باهات حرف بزنم.

992
01:05:52,407 --> 01:05:54,784
‫هی، منظورت از این حرف چیه؟

993
01:05:55,368 --> 01:05:59,164
‫دارم میپرسم چون نمیدونم.
‫هر کاری بخوای میکنم.

994
01:05:59,247 --> 01:06:01,040
‫گفتم بیخیال!

995
01:06:01,124 --> 01:06:04,335
‫برای همینه که نمیخواستم
‫برگردم اینجا.

996
01:06:04,419 --> 01:06:06,700
‫پس باید تو سئول میموندی!
‫چرا برگشتی؟

997
01:06:06,754 --> 01:06:08,548
‫چون تو اینجا تنهایی.

998
01:06:09,132 --> 01:06:13,845
‫اگه من برم، اون وقت تو تنها میمونی
‫و باید تنهایی از مادربزرگ مراقبت کنی.

999
01:06:16,264 --> 01:06:17,265
‫هی.

1000
01:06:19,392 --> 01:06:20,977
‫چرا باید نگران این باشی؟

1001
01:06:21,060 --> 01:06:23,938
‫نمیدونم. ای بابا.
‫رابطه خوبی که با هم نداریم...

1002
01:06:25,398 --> 01:06:26,941
‫منم کلافه‌ام.

1003
01:06:27,025 --> 01:06:29,819
‫منم میخوام آزادانه زندگی کنم،
‫بدون اینکه به این چیزا فکر کنم.

1004
01:06:29,903 --> 01:06:31,779
‫ولی نمیتونم جلوی خودمو بگیرم، پس چاره‌ای ندارم.

1005
01:06:31,863 --> 01:06:36,075
‫می-جی، هیچوقت کسی ازت نخواسته
‫نگران این چیزا باشی.

1006
01:06:37,118 --> 01:06:39,662
‫شاید من شبیه یه مادر برات نباشم،

1007
01:06:40,538 --> 01:06:42,665
‫ولی چرا باید نگران
‫چیزایی مثل این باشی؟

1008
01:06:42,749 --> 01:06:43,875
‫پس کی باید نگران باشه؟

1009
01:06:45,627 --> 01:06:47,754
‫به جز من کی دیگه باید نگران
‫این چیزا باشه؟

1010
01:06:48,379 --> 01:06:50,215
‫شاید تو هیچ کار دیگه‌ای خوب نباشم،

1011
01:06:50,298 --> 01:06:52,425
‫ولی بودن اینجا کاریه که میتونم انجام بدم.

1012
01:06:52,509 --> 01:06:54,511
‫معلومه که میتونی کارای دیگه هم انجام بدی.

1013
01:06:54,594 --> 01:06:58,348
‫من بارها بهت گفتم که
‫تو از پس هر کاری برمیای.

1014
01:06:59,474 --> 01:07:04,020
‫چرا همش سعی میکنی
‫مثل من زندگی کنی؟

1015
01:07:05,104 --> 01:07:09,108
‫چرا همش منو یه مادر
‫بد نشون میدی؟

1016
01:07:11,736 --> 01:07:14,364
‫چرا گریه میکنی؟

1017
01:07:14,989 --> 01:07:17,242
‫بهتره بری.

1018
01:07:17,325 --> 01:07:20,954
‫هر جا میخوای برو
‫و هر کاری میخوای انجام بده.

1019
01:07:21,037 --> 01:07:24,999
‫من اینجا میمونم،
‫پس تو باید بری، می-جی.

1020
01:07:26,167 --> 01:07:28,211
‫چرا باید نگران اون چیزا باشی

1021
01:07:28,294 --> 01:07:30,088
‫و اینطوری دلمو بشکنی؟

1022
01:07:30,171 --> 01:07:31,756
‫گریه نکن.

1023
01:07:32,674 --> 01:07:36,678
‫مامان، متاسفم. لطفا گریه نکن.

1024
01:07:37,512 --> 01:07:39,639
‫متاسفم.

1025
01:07:40,431 --> 01:07:42,600
‫- مامان.
‫- زود باش برو.

1026
01:07:42,684 --> 01:07:44,143
‫بهت گفتم برو.

1027
01:07:44,227 --> 01:07:50,191
‫هر جا میخوای برو.
‫نگران اینجا نباش و فقط برو.

1028
01:08:03,788 --> 01:08:05,039
‫این دفعه دیگه چیه؟

1029
01:08:05,582 --> 01:08:09,002
‫- چند بار باید بگم که...
‫- میخوای بریم خواهرمو ببینیم؟

1030
01:08:10,128 --> 01:08:11,421
‫همین الان.

1031
01:08:19,929 --> 01:08:21,055
‫یعنی ما...

1032
01:08:22,640 --> 01:08:25,059
‫واقعا میخوایم همین الان
‫بریم سو-یون رو ببینیم؟

1033
01:08:27,770 --> 01:08:29,939
‫یه چیزی هست که
‫قبلا بهت نگفتم.

1034
01:08:30,773 --> 01:08:33,192
‫احتمالا نمیتونی
‫خواهرمو ببینی.

1035
01:08:34,402 --> 01:08:35,402
‫ببخشید؟

1036
01:08:36,404 --> 01:08:37,655
‫اون تو اتاقشه.

1037
01:08:38,531 --> 01:08:41,200
‫حدود شش ماه میشه
‫که از اتاقش بیرون نیومده.

1038
01:08:41,701 --> 01:08:45,330
‫ولی اگه بیرون درش حرف بزنی،
‫احتمالا همه حرفاتو میشنوه.

1039
01:08:56,174 --> 01:08:57,175
‫سو-یون.

1040
01:08:57,967 --> 01:08:59,302
‫خانم یو اینجاست.

1041
01:09:02,597 --> 01:09:03,973
‫میذارم شما دوتا با هم حرف بزنید.

1042
01:09:21,240 --> 01:09:22,700
‫سو-یون، منم.

1043
01:09:23,576 --> 01:09:24,661
‫می-ره.

1044
01:09:27,580 --> 01:09:28,873
‫زود اومدی.

1045
01:09:29,957 --> 01:09:31,501
‫امروز اولین روز کاریته.

1046
01:09:31,584 --> 01:09:33,586
‫من کیم سو-یونم.

1047
01:09:36,506 --> 01:09:37,924
‫چرا اینجوری اینجایی؟

1048
01:09:38,925 --> 01:09:42,261
‫تو که رفتی، باید همه چیو فراموش میکردی
‫و به زندگیت ادامه میدادی.

1049
01:09:42,345 --> 01:09:44,347
‫بخاطر اینه که از اتفاقی که افتاد دلخوری؟

1050
01:09:50,311 --> 01:09:53,231
‫اومدم بهت بگم
‫که این دفعه نمیتونم کمکت کنم.

1051
01:09:54,357 --> 01:09:55,817
‫که میدونی چجوریه.

1052
01:09:56,484 --> 01:09:58,236
‫این یه جنگیه که هیچوقت نمیبریم.

1053
01:09:59,654 --> 01:10:02,615
‫راستش، حتی نمیدونم
‫چرا باید بجنگم.

1054
01:10:03,241 --> 01:10:05,326
‫من به زور میتونم از خودم مراقبت کنم،

1055
01:10:06,369 --> 01:10:08,496
‫پس علاقه ای به تنبیه کردن کسی ندارم.

1056
01:10:10,039 --> 01:10:11,791
‫من میترسم و خسته‌ام.

1057
01:10:12,750 --> 01:10:15,503
‫تو هم چون میترسیدی و خسته بودی رفتی.

1058
01:10:16,754 --> 01:10:18,881
‫میفهمم، پس...

1059
01:10:22,593 --> 01:10:24,887
‫پس لطفا فقط این یه بار سعی کن منو درک کنی.

1060
01:10:30,601 --> 01:10:32,812
‫برادرت خیلی سخت تلاش کرد.

1061
01:10:35,356 --> 01:10:37,150
‫ولی من دارم همه چیو خراب میکنم.

1062
01:10:38,484 --> 01:10:39,610
‫متاسفم.

1063
01:10:43,156 --> 01:10:44,407
‫نه.

1064
01:10:49,662 --> 01:10:50,747
‫سو-یون؟

1065
01:10:53,207 --> 01:10:54,959
‫من بودم که همه چیو خراب کردم.

1066
01:10:57,170 --> 01:10:59,797
‫خیلی متاسفم، می-ره.

1067
01:11:00,840 --> 01:11:02,091
‫چرا...

1068
01:11:03,050 --> 01:11:04,302
‫داری معذرت خواهی میکنی؟

1069
01:11:05,553 --> 01:11:06,971
‫من تنهایی فرار کردم...

1070
01:11:11,642 --> 01:11:14,479
‫با اینکه میدونستم
‫چقدر اوضاع برات سخت میشه.

1071
01:11:15,688 --> 01:11:17,774
‫منم دست کمی از اون آدما ندارم.

1072
01:11:19,817 --> 01:11:21,986
‫برای همینه که خیلی شرمنده‌ام،

1073
01:11:23,321 --> 01:11:24,655
‫و متاسفم.

1074
01:11:24,739 --> 01:11:26,282
‫ولی چرا متاسفی؟

1075
01:11:27,325 --> 01:11:29,327
‫چرا داری معذرت خواهی میکنی؟

1076
01:11:29,410 --> 01:11:32,246
‫اونایی که باید معذرت بخوان
‫حتی یه عذرخواهی هم نکردن.

1077
01:11:32,789 --> 01:11:34,165
‫نه.

1078
01:11:34,248 --> 01:11:35,625
‫تقصیر من بود.

1079
01:11:36,709 --> 01:11:38,211
‫تقصیر تو چی بود؟

1080
01:11:38,920 --> 01:11:40,671
‫تو یه قربانی هستی.

1081
01:11:40,755 --> 01:11:43,216
‫تو کار درستی کردی،
‫پس چرا اینجوری اینجایی؟

1082
01:11:43,299 --> 01:11:46,761
‫تو هیچ کار اشتباهی نکردی،
‫پس چرا اینجوری اینجایی؟

1083
01:12:18,209 --> 01:12:19,544
‫دیر برگشتی.

1084
01:12:25,591 --> 01:12:27,260
‫فکر کردم شاید اسباب کشی کردی،

1085
01:12:28,010 --> 01:12:29,720
‫ولی حدس میزنم هنوز اینجا زندگی میکنی.

1086
01:12:30,388 --> 01:12:33,099
‫چرا این همه راه اومدی منو ببینی؟

1087
01:12:34,016 --> 01:12:37,228
‫همش ازم دوری میکردی، پس چاره‌ای نداشتم.

1088
01:12:38,521 --> 01:12:41,065
‫میشه چند دقیقه وقتتو به من بدی؟

1089
01:12:43,234 --> 01:12:44,694
‫هر چی میخوای بگی همینجا بگو.

1090
01:12:50,867 --> 01:12:53,995
‫متاسفم، ولی لطفا یه مدت
‫به شعبه چیلدال منتقل شو.

1091
01:12:54,620 --> 01:12:56,998
‫شعبه چیلدال؟ چرا باید برم؟

1092
01:12:57,081 --> 01:12:58,416
‫منظورت از چرا باید برم چیه؟

1093
01:12:58,499 --> 01:13:02,461
‫بدون هیچ هشداری
‫از پروژه جدید دفتر مرکزی انصراف دادی.

1094
01:13:03,754 --> 01:13:06,340
‫این یه پروژه خیلی مهمه،

1095
01:13:07,216 --> 01:13:09,635
‫پس حدس میزنم بالادستی‌ها
‫نمیتونن از این قضیه بگذرن.

1096
01:13:09,719 --> 01:13:12,847
‫داری درباره چی حرف میزنی؟
‫تو گفتی از پسش برمیای.

1097
01:13:13,556 --> 01:13:15,600
‫تو گفتی اگه از پروژه انصراف بدم،

1098
01:13:15,683 --> 01:13:17,810
‫کاری میکنی که جریمه نشم.

1099
01:13:17,894 --> 01:13:19,854
‫خودت اینو بهم گفتی.

1100
01:13:19,937 --> 01:13:21,188
‫<i>ولی اگه انصراف نمیدی...</i>

1101
01:13:21,272 --> 01:13:22,992
‫قول داد عواقبی نداشته باشه
‫به فایل صوتی مراجعه کنید

1102
01:13:23,024 --> 01:13:25,401
‫<i>...چون نگران عواقبش هستی،</i>

1103
01:13:25,484 --> 01:13:28,029
‫<i>پس من میتونم از پسش بربیام.</i>

1104
01:13:29,405 --> 01:13:32,283
‫این مال قبل از این بود که اون پست گذاشته شه.

1105
01:13:33,451 --> 01:13:36,704
‫جوری رفتار کردی که انگار میخواستی
‫بی سر و صدا از این قضیه بگذری.

1106
01:13:36,787 --> 01:13:38,497
‫چرا یه همچین پستی رو گذاشتی؟

1107
01:13:38,581 --> 01:13:40,249
‫من اون پست رو آپلود نکردم.

1108
01:13:40,333 --> 01:13:42,960
‫خانم یو. انتظار دارید باور کنم؟

1109
01:13:44,211 --> 01:13:48,591
‫حتی اگه تو ننوشته باشی،
‫بالادستی‌ها فکر میکنن تو نوشتی.

1110
01:13:49,091 --> 01:13:52,720
‫و راستش، شرکت آماده بود
‫که اقدام قانونی کنه،

1111
01:13:52,803 --> 01:13:55,640
‫ولی من منصرفشون کردم،
‫به شرطی که تو بری چیلدال.

1112
01:13:55,723 --> 01:13:59,518
‫من دلیل این نیستم
‫که شرکت نمیتونه اقدام قانونی کنه.

1113
01:14:01,145 --> 01:14:03,606
‫از اتفاقی که برای سو-یون افتاد درس نگرفتی.

1114
01:14:04,398 --> 01:14:07,860
‫جنگی رو شروع نکن که نمیتونی ببری.
‫فقط خودت آسیب میبینی.

1115
01:14:07,944 --> 01:14:09,695
‫فعلا برو شعبه چیلدال.

1116
01:14:10,321 --> 01:14:13,366
‫وقتی اوضاع آروم شد،
‫بهت کمک میکنم برگردی.

1117
01:14:13,991 --> 01:14:16,661
‫تا اون موقع، من رئیس تیم میشم.

1118
01:14:16,744 --> 01:14:19,163
‫و قدرت اینو خواهم داشت
‫که تو رو به دفتر مرکزی منتقل کنم.

1119
01:14:20,748 --> 01:14:22,500
‫این دقیقا مثل دفعه قبله.

1120
01:14:22,583 --> 01:14:23,459
‫چی؟

1121
01:14:23,542 --> 01:14:26,170
‫روزی که سعی کردی منو ببوسی،

1122
01:14:27,213 --> 01:14:30,591
‫جلو پام زانو زدی و التماس کردی
‫که وقتی تنها بودیم ببخمت.

1123
01:14:30,675 --> 01:14:34,261
‫بعد یهو جوری رفتار کردی
‫که انگار جلوی بقیه تو قربانی هستی.

1124
01:14:34,345 --> 01:14:37,056
‫واقعا فکر میکنی
‫دوباره گول این حقه رو میخورم؟

1125
01:14:41,727 --> 01:14:43,562
‫ولش کن! ولش کن!

1126
01:14:43,646 --> 01:14:45,523
‫ولش کن! اونو بده به من!

1127
01:14:46,941 --> 01:14:47,984
‫ذخیره نکن

1128
01:14:48,067 --> 01:14:49,067
‫هی!

1129
01:14:49,902 --> 01:14:51,153
‫لعنتی.

1130
01:14:51,237 --> 01:14:53,656
‫می-ره، چرا انقدر ساده‌ای؟

1131
01:14:53,739 --> 01:14:55,908
‫ولش کن! اونو بده به من!

1132
01:14:56,409 --> 01:14:57,743
‫لعنتی.

1133
01:14:57,827 --> 01:15:01,747
‫هر چقدر میخوای این مزخرفات رو سر هم کنی،
‫ولی هیچکس باورت نمیکنه.

1134
01:15:01,831 --> 01:15:04,792
‫اینجا که بازی اعتراف گیری نیست.

1135
01:15:04,875 --> 01:15:07,086
‫اینجا جنگ آبروهاست.

1136
01:15:07,169 --> 01:15:09,213
‫- ولش کن!
‫- هنوز نمیفهمی؟

1137
01:15:10,006 --> 01:15:13,884
‫هر کاری بکنی،
‫هیچکس طرف تو نیست.

1138
01:15:13,968 --> 01:15:18,723
‫هر کاری من بکنم، آخرش تو مقصر شناخته میشی.

1139
01:15:22,184 --> 01:15:24,645
‫نه، من هیچ کار اشتباهی نکردم.

1140
01:15:24,729 --> 01:15:25,730
‫لعنتی.

1141
01:15:27,356 --> 01:15:28,691
‫هی!

1142
01:15:28,774 --> 01:15:30,401
‫تو یه عوضی هستی!

1143
01:15:31,152 --> 01:15:32,903
‫لعنت بهش.

1144
01:15:32,987 --> 01:15:35,948
‫تو یه حرومزاده‌ای! بخاطر تو، من...

1145
01:15:37,199 --> 01:15:39,243
‫- می-جی! هی، می-جی!
‫- بخاطر تو، می-ره...

1146
01:15:39,326 --> 01:15:40,786
‫تو یه عوضی هستی!

1147
01:15:41,871 --> 01:15:43,664
‫لعنتی.

1148
01:15:44,540 --> 01:15:46,709
‫هی، خوبی؟ صبر کن.

1149
01:15:47,209 --> 01:15:48,586
‫- چرا، تو کوچولو!
‫- هی...

1150
01:15:48,669 --> 01:15:50,254
‫هی، یکم بیشتر بزنش.

1151
01:15:51,589 --> 01:15:52,757
‫تو واقعا...

1152
01:15:53,382 --> 01:15:54,759
‫هیچکس نمیاد.

1153
01:15:54,842 --> 01:15:57,094
‫پلیس مردمی

1154
01:16:00,973 --> 01:16:01,974
‫هی، هو-سو.

1155
01:16:02,683 --> 01:16:05,895
‫من وکیل متهمم.
‫اشکالی نداره منم بشینم؟

1156
01:16:06,479 --> 01:16:10,357
‫اومدن یه وکیل این واقعیت رو عوض میکنه
‫که تو به من حمله کردی؟

1157
01:16:10,858 --> 01:16:12,234
‫من حاضر به سازش نیستم.

1158
01:16:13,402 --> 01:16:15,321
‫آقای پارک سانگ-یونگ قبلا متهم شده بود

1159
01:16:15,404 --> 01:16:18,282
‫به آزار جنسی خانم یو می-ره
‫تو شرکتشون.

1160
01:16:18,365 --> 01:16:21,445
‫همون فرد اومد در خونه‌ش،
‫مچ دستشو گرفت و تهدیدش کرد.

1161
01:16:21,494 --> 01:16:23,662
‫پس نباید اینو
‫یه اقدام نجات‌بخش در نظر گرفت؟

1162
01:16:23,746 --> 01:16:24,955
‫هی، نگاه کن.

1163
01:16:31,962 --> 01:16:36,133
‫من معتقدم عمل خانم یو می-جی
‫یه اقدام قانونی و موجه بوده.

1164
01:16:38,094 --> 01:16:39,553
‫درسته که شما متهم شده بودید؟

1165
01:16:39,637 --> 01:16:43,557
‫نه، اون فقط یه اتهام دروغین بود.

1166
01:16:43,641 --> 01:16:45,893
‫اون یه آدم بی‌گناه رو متهم کرد
‫به آزار جنسی،

1167
01:16:45,976 --> 01:16:48,896
‫ولی حتی نتونست پیگیری کنه
‫و وسط راه ولش کرد.

1168
01:16:49,563 --> 01:16:50,898
‫درسته؟

1169
01:16:50,981 --> 01:16:52,983
‫این دفعه، من شکایتم رو پس نمیگیرم.

1170
01:16:53,067 --> 01:16:58,072
‫میخوام از آقای پارک
‫به جرم آزار جنسی و تهمت شکایت کنم.

1171
01:17:03,035 --> 01:17:05,454
‫<i>فضای خالی‌ای که از شک به خودم مونده بود</i>

1172
01:17:05,955 --> 01:17:07,873
‫<i>کم کم داشت از شجاعت پر میشد.</i>

1173
01:17:12,169 --> 01:17:14,839
‫چرا حس میکنم
‫دوباره از خونه فرار کردم؟

1174
01:17:25,307 --> 01:17:29,311
‫<i>با اون شجاعت،
‫یه قدم سنگین برمیدارم...</i>

1175
01:17:29,395 --> 01:17:30,563
‫سئول

1176
01:17:30,729 --> 01:17:33,232
‫<i>...به ترسی که قبلا باهاش روبرو شدم،</i>

1177
01:17:33,899 --> 01:17:35,526
‫<i>ترسی که خیلی خوب میشناسمش.</i>

1178
01:17:35,609 --> 01:17:37,653
‫۱ ساعت و ۵۸ دقیقه
‫۱۱۹ کیلومتر

1179
01:17:42,533 --> 01:17:45,703
‫بله، قربان. تصمیم گرفتید چیکار کنید؟

1180
01:17:46,203 --> 01:17:51,792
‫<i>مهم نیست چه آینده‌ای
‫در انتهای این مبارزه منتظرمونه...</i>

1181
01:17:51,876 --> 01:17:53,294
‫هیچ قصدی برای فروش ندارم.

1182
01:17:56,672 --> 01:17:58,507
‫پس این تصمیمی بود که گرفتید.

1183
01:17:58,591 --> 01:18:01,177
‫باشه، فهمیدم.
‫خب، یه جای دیگه دوباره همدیگه رو میبینیم.

1184
01:18:16,442 --> 01:18:17,484
‫بله، خبرنگار ایم.

1185
01:18:17,568 --> 01:18:19,653
‫همین الان یه ایمیل میفرستم.

1186
01:18:19,737 --> 01:18:21,864
‫یه کم عجله دارم،
‫پس فردا یه مقاله منتشر کنید.

1187
01:18:21,947 --> 01:18:23,657
‫زنی که زندگی دوستشو دزدید

1188
01:18:25,201 --> 01:18:27,119
‫ممنونم که همیشه کمکم میکنید.

1189
01:18:27,870 --> 01:18:28,913
‫بله.

1190
01:18:32,124 --> 01:18:33,500
‫ارسال

1191
01:18:35,044 --> 01:18:36,170
‫آپلود پیوست ایمیل

1192
01:18:36,253 --> 01:18:38,589
‫ایمیل ارسال شد

1193
01:18:40,000 --> 01:19:04,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1194
01:19:05,074 --> 01:19:06,242
<b><font color="#ff8000">::::::::: (سئول ناشناخته‌مون) ::::::::</font></b>

1195
01:19:06,325 --> 01:19:08,953
من کار خودمو میکنم، با سرعت خودم

1196
01:19:09,036 --> 01:19:11,247
‫نمیخوام دوباره تو جنگی که یه بار باختم، شکست بخورم

1197
01:19:11,330 --> 01:19:12,581
‫<i>اون الان پوزخند زد؟</i>

1198
01:19:12,665 --> 01:19:14,917
‫<i>رستوران، دارایی‌ها، و تنها پسرش.</i>

1199
01:19:15,000 --> 01:19:17,002
‫<i>همشون باید به صاحب اصلیش برگردن.</i>

1200
01:19:17,086 --> 01:19:18,295
‫اون تویی؟

1201
01:19:18,379 --> 01:19:20,172
‫این نقض حریم خصوصیه، و غیرقانونیه.

1202
01:19:20,256 --> 01:19:22,174
‫<i>الان وقت نگرانی درباره مسائل قانونی نیست.</i>

1203
01:19:22,258 --> 01:19:24,885
‫<i>همه که نمیتونن از کسی کمک بخوان.</i>

1204
01:19:25,511 --> 01:19:27,012
‫<i>بالاخره پیدات کردم.</i>

1205
01:19:27,096 --> 01:19:28,430
‫<i>سه-جین؟</i

1206
01:19:28,973 --> 01:19:30,891
‫<i>پس این ظاهر همیشگی توئه.</i>

1207
01:19:31,392 --> 01:19:33,727
‫بریم. وقت زیادی نداریم.

