﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:48,901 --> 00:01:51,612
خوبي؟ -
...آره، خب -

3
00:01:52,696 --> 00:01:54,322
فقط سرم يکم گيج ميره

4
00:01:55,032 --> 00:01:58,201
لازم نبود حتماً بکشيش -
ديگه يا اين يارو قرباني ميشد يا اين بچه -

5
00:01:59,369 --> 00:02:00,871
ميتونستن جلوشُ بگيرن

6
00:02:00,954 --> 00:02:02,998
،نمي‌تونستم ريسک کنم
مخصوصاً الان

7
00:02:03,081 --> 00:02:04,558
منظورت چيه، "مخصوصاً الان"؟

8
00:02:04,582 --> 00:02:06,043
به جواب‌مون رسيديم

9
00:02:07,377 --> 00:02:09,462
اون کسي‌ـه که اين همه مدت دنبالش بودن

10
00:02:09,546 --> 00:02:10,923
آره، خب، اينُ که ميدونستيم

11
00:02:11,006 --> 00:02:15,135
ولي نميدونستيم مشت‌آهنين کليدِ
اون چيزي‌ـه که "دست" دنبالش‌ـه

12
00:02:16,053 --> 00:02:17,680
اين اسمش تصادفي نبوده

13
00:02:17,763 --> 00:02:20,432
فکرميکني اون کليدِ يه چيزي‌ـه؟
کليدِ نجات‌شون؟

14
00:02:20,515 --> 00:02:21,975
کليد، قفلش رو هم ميطلبه

15
00:02:22,935 --> 00:02:25,603
حدس ميزنم اينم يه استعاره باشه -
نه نيست -

16
00:02:25,688 --> 00:02:28,315
پس تو واقعاً فکر ميکني دَني
به معناي واقعي کلمه يه چيزي رو قراره باز کنه؟

17
00:02:28,941 --> 00:02:33,070
و اون چيز ارزش اينُ داره که
جونتُ در راهش بدي

18
00:02:34,612 --> 00:02:36,657
من يه سلاحم، کليد نيستم

19
00:02:37,240 --> 00:02:39,617
خودت همچين فکري داري -
آخه ميتونم چي رو باز کنم؟ -

20
00:02:39,702 --> 00:02:43,080
،خودت بهم بگو
.حتماً به همين خاطره که تا حالا نکشتنت

21
00:02:43,163 --> 00:02:45,666
هنوز نزدن بکشنم چون مي‌خوان
برم باهاشون همکاري کنم

22
00:02:46,249 --> 00:02:49,169
،قدرت "چيِ" مشت‌آهنين يه سلاح‌ـه
.اين درسته

23
00:02:49,252 --> 00:02:52,380
ولي يه قصه‌هايي درمورد اينکه استفاده‌هاي
بيشتري هم ازش ميشده، شنيدم

24
00:02:52,464 --> 00:02:55,926
،براي مهر و موم کردن اشياء
.يا باز کردن‌شون

25
00:02:56,009 --> 00:02:59,179
پس سازمان دست اومده به نيويورک
بخاطر اينکه دَني بهشون اجازه‌ي دسترسي

26
00:02:59,262 --> 00:03:01,181
به چيزي رو ميده يا
چيزي رو براشون باز ميکنه؟

27
00:03:01,264 --> 00:03:02,682
بيخيال، بچه‌ها

28
00:03:03,934 --> 00:03:05,310
اين عندِ ديوانگي‌ـه

29
00:03:05,393 --> 00:03:07,205
،خب، مهم نيست اگه تو فکرميکني
.حقيقت داره يا نه

30
00:03:07,229 --> 00:03:08,669
يه‌چيزي‌ـه که اونا اعتقاد دارن حقيقت داره

31
00:03:09,231 --> 00:03:11,066
.اون عضوي از "دست" بود

32
00:03:11,149 --> 00:03:14,069
.سازماني متشکل از رواني‌هاي دروغ‌گو

33
00:03:14,152 --> 00:03:15,653
نميتوني حتي يه‌کلمه
از حرفاشُ باور کني

34
00:03:15,779 --> 00:03:16,923
،ميفهمم چي ميگي، دني

35
00:03:16,947 --> 00:03:19,699
،ولي خب از نظرِ من
فقط يه راه داريم

36
00:03:23,203 --> 00:03:26,164
واو، منظورت چيه؟

37
00:03:26,248 --> 00:03:29,752
که تا جايي که ميتونيم مشت‌آهنين
.رو از اونا دور نگه داريم

38
00:03:29,835 --> 00:03:32,462
احمقانه بنظر ميرسه، ولي فکر نميکنم
راه ديگه‌اي داشته باشيم

39
00:03:33,421 --> 00:03:36,800
،من زندگيم رو وقفِ اين مبارزه کردم
.بهم نياز دارين

40
00:03:36,884 --> 00:03:38,969
همگي به همديگه نياز داريم

41
00:03:41,304 --> 00:03:43,515
دقيقاً کارشون همينه

42
00:03:43,598 --> 00:03:47,019
،از هم جدامون ميکنن، ميرن تو مخ‌مون
.ضعيف‌مون ميکنن

43
00:03:47,102 --> 00:03:48,705
وادارت ميکنن کسايي که بهشون
اعتماد داري رو زير سؤال ببري

44
00:03:48,729 --> 00:03:51,815
دَني، فقط يه نفس عميق بکش
.و آروم بگير

45
00:03:51,899 --> 00:03:55,652
!انقدر آروم، آروم برا من نکن، لوک
.اونا دقيقاً خواسته‌شون همينه

46
00:03:56,403 --> 00:03:59,322
،ميخوان که حواس‌تون پرت بشه
.ميخوان که برعليهِ من بشين

47
00:03:59,406 --> 00:04:00,949
سُوانده دروغ نمي‌گفته

48
00:04:01,033 --> 00:04:02,450
بعد تو از کجا ميدوني؟

49
00:04:02,534 --> 00:04:04,295
،تپش قلبش اصلاً نوساني پيدا نکرد
.حتي براي يک لحظه

50
00:04:04,369 --> 00:04:06,538
بعد اون تپش قلبش کجا بود وقتي
پاشد اومد پشتِ من؟

51
00:04:07,998 --> 00:04:10,667
،کارِ "دست"ـه
.خودت ميدوني که چطوري عمل ميکنن

52
00:04:10,751 --> 00:04:13,837
،و حالا ميدونيم که به چه چيزي هم نياز دارن
.به تو، بچه‌جون

53
00:04:13,921 --> 00:04:16,298
استيک، داري تو تله‌شون ميُفتي

54
00:04:16,381 --> 00:04:19,592
،اگه دستِ الکساندرا بهت برسه
.جنگُ باختيم

55
00:04:21,386 --> 00:04:22,846
نميتونم همچين اجازه‌اي بدم

56
00:04:23,430 --> 00:04:27,976
...گوش کن، استيک، شايد بهتر باشه
...يه چند وقت بذاريم آب‌ها از آسياب بيفته، و

57
00:04:28,060 --> 00:04:29,245
شايد بهتر باشه که مخفيش کنيم

58
00:04:29,269 --> 00:04:30,813
.وقت‌مون داره ته ميکشه

59
00:04:31,563 --> 00:04:35,108
،دارن دوستا و خانواده‌مونُ شکار ميکنن
و همينجا هم قرار نيست بس کنن

60
00:04:35,192 --> 00:04:39,154
،خودت که شنيدي چي گفت
اين قضايا با فناشدنِ نيويورک ختم ميشه

61
00:04:41,073 --> 00:04:44,034
،و چون فقط منم که ميتونم نابودشون کنم
ميخوان سدِ راه‌شون نشم

62
00:04:47,037 --> 00:04:48,037
جس؟

63
00:04:50,748 --> 00:04:52,167
ميگي چطوري قايمش کنيم؟

64
00:04:58,882 --> 00:04:59,883
خيلي خب

65
00:05:02,177 --> 00:05:04,218
اگه مجبور باشم، تنهايي
برميگردم باهاشون مبارزه ميکنم

66
00:05:05,347 --> 00:05:09,017
،من همين الانش‌هم يه شهرمُ از دست دادم
توانِ از دست دادن يکي ديگه رو ندارم

67
00:05:10,102 --> 00:05:11,186
منم همين‌طور

68
00:05:12,645 --> 00:05:13,646
واقعاً؟

69
00:05:14,731 --> 00:05:17,567
ميخواين برخلاف خواسته‌ام
اينجا نگه‌ام دارين؟

70
00:05:17,650 --> 00:05:19,212
...ميفهمم چي ميگي، دني، ولي

71
00:05:19,236 --> 00:05:22,117
،و هيچکس به اندازه‌ي من اين شهرُ دوست نداره
ولي نمي‌توني اين اتاقُ ترک کني

72
00:05:24,825 --> 00:05:25,826
حالا هر چي

73
00:05:31,957 --> 00:05:36,003
مطمئني ميخواي اين‌کارو کني؟ -
نه، نميخوام، ولي اگه بجبورم بشم -

74
00:05:36,086 --> 00:05:37,688
درست همون‌طوري که مجبور بودي
رازِ دوست‌دخترت رو نگه داري؟

75
00:05:37,712 --> 00:05:38,940
ديگه اون گذشته -
نه، نگذشته -

76
00:05:38,964 --> 00:05:41,644
دني، ما همه اينجا تو يه جناحيم -
فعلاً که اينطور به نظر نميرسه -

77
00:05:42,759 --> 00:05:44,719
ديگه نه -
اين کارو نکن -

78
00:05:46,638 --> 00:05:50,392
هي، بچه‌ها ‌جداً به نفع‌تونه بهم نزديک نشين

79
00:05:51,559 --> 00:05:54,104
،فقط همينجا بمون
ميتونيم مراقبت باشيم

80
00:05:54,187 --> 00:05:55,730
.بايد آروم بگيري

81
00:05:55,813 --> 00:05:57,315
خب، مشکل هم هيمنجاست ديگه، مَت

82
00:05:59,484 --> 00:06:00,944
ديگه اعصابِ آروم گرفتن ندارم

83
00:06:42,902 --> 00:06:45,155
.هي! بسه

84
00:06:54,789 --> 00:06:57,042
مجبورم نکن ازش استفاده کنم

85
00:07:33,954 --> 00:07:35,330
شرمنده‌ي اخلاق ورزشيتم

86
00:08:45,324 --> 00:08:47,824
<font color="#ff040b">« مــدافــعـان » </font>

87
00:08:58,163 --> 00:09:00,248
راه خوبي براي وقت گذروندن و
سرحال شدنِ دوباره بعد از زندانت پيدا کردي

88
00:09:00,332 --> 00:09:01,916
آره

89
00:09:02,542 --> 00:09:05,212
باورم نميشه همچين اتفاقي لازم بود
تا ما دوباره با هم صحبت کنيم

90
00:09:06,046 --> 00:09:09,507
،من خودم خيلي تو فازِ در ارتباط موندن نيستم
ولي تو خودت که ميتونستي يه زنگي بزني

91
00:09:12,510 --> 00:09:13,511
.راست ميگي

92
00:09:26,023 --> 00:09:27,024
فکر ميکني اين نگه‌اش ميداره؟

93
00:09:27,109 --> 00:09:30,737
،خب، اين يه گره‌ي فشاري‌ـه
.هرچي بيشتر بکشتش محکم‌تر ميشه

94
00:09:30,820 --> 00:09:32,447
ولي نگرانيت از طنابش نيست

95
00:09:32,530 --> 00:09:33,906
حدس ميزنم از مشت‌آهنينش باشه؟

96
00:09:33,990 --> 00:09:36,493
وقتي احضارش کنه، اوضاع بدجوري قاراشميش ميشه

97
00:09:36,576 --> 00:09:37,785
چه‌قدر وقت داريم؟

98
00:09:38,453 --> 00:09:41,081
گفتنش سخته، شايد حدودِ يه ساعت

99
00:09:41,164 --> 00:09:43,125
و بايد از اينکه اين
.کليدِ چه چيزيه، سر در بياريم

100
00:09:43,208 --> 00:09:45,252
قرارگاه اصلي‌شون تو "حلقه‌ي ميدلند"ـه

101
00:09:45,335 --> 00:09:46,544
آره، ميدونيم

102
00:09:46,628 --> 00:09:49,297
مَتي، تا حالا برگشتي اونجا؟

103
00:09:49,381 --> 00:09:51,466
برگشته؟
مگه قبلاً هم رفتي اونجا؟

104
00:09:51,549 --> 00:09:54,511
،آره، پارسال
وقتي داشتم رو دست تحقيقات ميکردم

105
00:09:54,594 --> 00:09:57,054
سرنخي که داشتم منُ
کشوند سمتِ يه مکان ساختموني

106
00:09:57,139 --> 00:09:58,556
"که الان بهش ميگم "حلقه‌ي ميدلند

107
00:09:58,640 --> 00:10:01,226
،يه سياه‌چاله‌اي اونجا بود
به عمقِ هزاران پايي

108
00:10:01,309 --> 00:10:02,394
وسطِ نيويورک؟

109
00:10:02,477 --> 00:10:05,230
آره -
بعد همين الان اينا داره يادت مياد؟ -

110
00:10:05,313 --> 00:10:08,275
چيزي تهِ اون سياه‌چاله حس نکردي؟

111
00:10:08,358 --> 00:10:10,610
فکر نميکنم، آمارشُ ميگرفتم

112
00:10:10,693 --> 00:10:13,174
،وقتي که ساختنِ ساختمون تموم شد
حسم بهم مي‌گفت که ديگه سياه‌چاله‌ـه هم از بين رفته

113
00:10:13,238 --> 00:10:15,258
مطمئني؟ -
من ديگه از هيچي اطمينان ندارم -

114
00:10:15,282 --> 00:10:16,509
جواب سؤالمُ ندادي

115
00:10:16,533 --> 00:10:18,177
چطوريه که تازه همين الان
داري در اين مورد بهمون ميگي؟

116
00:10:18,201 --> 00:10:19,720
اهميتي نداشت، لوک -
بازم به حرفت فکرکن -

117
00:10:19,744 --> 00:10:21,788
.چي؟ نه
.به قدر کافي مشکل داشتيم که بهش فکر کنيم

118
00:10:21,871 --> 00:10:22,997
چي رو داري ازمون مخفي ميکني؟

119
00:10:26,959 --> 00:10:28,420
با اِلکترا بودم

120
00:10:30,422 --> 00:10:32,858
اشتباه کردم که درموردش بهتون
...چيزي نگفتم، با خودم فکر کردم که

121
00:10:32,882 --> 00:10:37,053
دفعه‌ي بعدي که خيلي راحت اون چيز لامصبي
...که روي ما هم تأثير داره يادت رفت بگي

122
00:10:37,137 --> 00:10:38,947
،تو خودتم البته خيلي صاف و صادق نبودي‌ها
.جسيکا

123
00:10:38,971 --> 00:10:41,409
اون‌وقت اين يعني ؟ -
خب، کسي دنبالِ گذشته‌ات نرفته -

124
00:10:41,433 --> 00:10:45,312
،خب گذشته‌ي من هيچ صنمي با جناب‌عالي نداره
.و الان هم قصد کشتن‌مون رو نداره

125
00:10:45,395 --> 00:10:47,581
وقت داره ميگذره -
پس اگه جواب‌هاي بيشتري ميخوايم -

126
00:10:47,605 --> 00:10:49,566
تنها چاره‌مون برگشتن به "حلقه‌ي ميدلند"ـه

127
00:10:49,649 --> 00:10:52,370
،دفعه‌ي قبلي هم به زور ازش جون سالم به در برديم
.تازه اين دفعه منتظرمون نشستن

128
00:10:52,402 --> 00:10:55,530
آره، حق با اون‌ـه -
خب پس اين چيزي که آقا کليدش‌ـه رو چجوري پيدا کنيم؟ -

129
00:10:56,573 --> 00:10:57,699
معمار؟

130
00:10:58,741 --> 00:11:02,162
،شوهرِ موکلم
.هموني که دوست‌دخترت سعي کرد بکشتش

131
00:11:02,829 --> 00:11:04,206
اون معمارِ اونجا بوده

132
00:11:04,289 --> 00:11:06,291
چيه، يعني ميگي طرف ميدونه
دَني چه ارتباطي با اين قضايا داره؟

133
00:11:06,374 --> 00:11:07,709
.به امتحانش ميرزه

134
00:11:08,460 --> 00:11:11,504
خب، پس بنظرم بهتره که زودتر راهي بشين

135
00:11:11,588 --> 00:11:12,672
تو چي؟

136
00:11:14,632 --> 00:11:16,759
يکي بايد بمونه و
مراقبش باشه

137
00:11:17,719 --> 00:11:19,512
.ترجيحاً کسي که بتونه مشت‌هاشُ تحمل کنه

138
00:11:45,162 --> 00:11:46,373
ميدونم که بيداري

139
00:11:52,128 --> 00:11:53,380
آره، بيدارم

140
00:11:55,423 --> 00:11:57,717
چند ساعته خوابيدي

141
00:11:57,800 --> 00:11:59,969
ممنونم

142
00:12:17,028 --> 00:12:18,154
اينجا رو دوست دارم

143
00:12:19,864 --> 00:12:21,032
که برگشتي نيويورک؟

144
00:12:22,116 --> 00:12:23,200
نه

145
00:12:24,369 --> 00:12:25,578
که برگشتم پيشِ تو

146
00:13:16,700 --> 00:13:18,700
[ به يادِ الکتراي عزيز ]

147
00:13:33,855 --> 00:13:37,149
خب، دَني که فعلاً بي‌هوشه -
خوبه -

148
00:13:38,109 --> 00:13:41,529
ميدوني، بعد از گذشت سال‌ها
،دنبال‌کردن اين عوضي‌ها

149
00:13:41,613 --> 00:13:43,948
درباره‌ي همه‌ي گندکاري‌هايي که کردن، ميشنوي

150
00:13:44,031 --> 00:13:47,619
،و حتي بعد از اينکه کلک‌شونُ ميکني
...و ديگه مُردن

151
00:13:48,370 --> 00:13:50,872
بازم کافين تا شب‌ها نذارن
يه خواب درست‌حسابي بکني

152
00:13:51,998 --> 00:13:54,417
اين گه‌دوني رو از کجا گير آوردي؟

153
00:13:54,501 --> 00:13:56,628
.انبارِ تو تقاطع خيابون 151اُم و آمستردام

154
00:13:57,462 --> 00:13:59,005
داشت براي هارلم بچه استخدام ميکرد

155
00:13:59,631 --> 00:14:01,424
که ازشون به‌عنوان گروه پاکسازي و
.رد گم‌کني استفاده کنن

156
00:14:01,508 --> 00:14:04,386
که جسدها رو تو يه انبار متروکه
.توي شهر چيني‌ها از بين ببرن

157
00:14:04,469 --> 00:14:08,222
قرارگاه اصلي‌مون
اون جسدها آخرين يارامون بودن

158
00:14:09,766 --> 00:14:13,603
،مراقب بچه‌ـه باش
من ترتيب اينُ ميدم

159
00:14:14,228 --> 00:14:15,456
منطورت چيه، ترتيبشُ ميدي؟

160
00:14:15,480 --> 00:14:18,650
،آخه ميگم، حالا مربوط به "دست" باشه يا نه
.اين يه قتل محسوب ميشد ديگه

161
00:14:20,109 --> 00:14:23,320
،بازم حق با توئه
هرچي کمتر بدوني، بهتره

162
00:14:24,572 --> 00:14:26,699
ميخواي چيکار کني؟
از شر جسدش خلاص شي؟

163
00:14:26,783 --> 00:14:29,369
آره، يه‌چيزي تو همين مايه‌ها

164
00:14:32,163 --> 00:14:33,415
آره، درست ميگي

165
00:14:34,457 --> 00:14:35,917
هرچي کمتر بدونم، به نفعم‌ـه

166
00:14:39,671 --> 00:14:41,839
پس مي‌خواي بهم بگي چطوري يه
وکيلي که عام‌المنفعه و مجاني کار ميکنه

167
00:14:41,923 --> 00:14:44,050
از پس همچين خونه‌اي
وسط شهر نيويورک بر مياد؟

168
00:14:44,133 --> 00:14:47,261
الان مشخص نيست، ولي يه
بيلبورد نئوني اون طرف خيابون هست

169
00:14:48,220 --> 00:14:49,722
،اکثر مردمُ شب‌ها بيدار نگه ميداره

170
00:14:50,640 --> 00:14:51,641
ولي منُ نه

171
00:14:52,684 --> 00:14:53,810
گرفتم
[ چون نابيناست ديگه ]

172
00:14:54,769 --> 00:14:57,271
به‌علاوه، من چند وقت يه‌بار
به صاحب‌خونه يه کمکي ميکنم

173
00:14:58,440 --> 00:15:03,235
خيلي بهش افتخار نميکنم، ولي لباس دردويلمُ
.ميپوشم و کسايي که اجاره‌خونه‌شونُ دير ميدن، يه گوش‌مالي ميدم

174
00:15:04,111 --> 00:15:05,697
اميدوارم شوخي کرده باشي

175
00:15:08,616 --> 00:15:09,867
بخاطر شلوغي شرمنده‌ام

176
00:15:11,368 --> 00:15:14,121
،مهم نيست
بايد بياي خونه‌ي منُ ببيني تازه

177
00:15:14,831 --> 00:15:16,165
چي، تو خونه کار ميکني؟

178
00:15:16,248 --> 00:15:18,751
،قبلاً يه شريک داشتم
با هم يه دفتر داشتيم

179
00:15:19,752 --> 00:15:20,837
و؟

180
00:15:21,629 --> 00:15:22,797
الان ديگه نداريم

181
00:15:23,840 --> 00:15:24,924
آماده‌اي؟

182
00:15:26,092 --> 00:15:27,093
آره

183
00:15:37,269 --> 00:15:38,480
همه چيز روبه‌راه‌ـه؟

184
00:15:40,857 --> 00:15:41,983
آره، آره

185
00:15:45,653 --> 00:15:46,654
بزن بريم

186
00:15:58,791 --> 00:16:03,254
يکي از مأمورين‌مون اينُ تو يکي از
انبارهاي سُوانده پيدا کرده

187
00:16:04,005 --> 00:16:07,383
که بي‌شک، توسط دوست قديمي‌مون
.استيک فرستاده‌شده

188
00:16:08,885 --> 00:16:12,304
از زماني که کان‌لان رو نابود کرديم
.سُوانده همراهمون بوده

189
00:16:13,515 --> 00:16:16,809
تو تمامِ بخش‌هاي سازمان‌مون
.نبودش حس خواهد شد

190
00:16:18,811 --> 00:16:20,437
اين اتفاق افتاد

191
00:16:22,231 --> 00:16:24,108
ميرا بودن و مردن اين‌شکلي‌ـه

192
00:16:24,191 --> 00:16:28,154
تلفاتي بود که ميتونستيم جلوشُ بگيريم -
خودش مسئول گير افتادنش بود -

193
00:16:28,237 --> 00:16:31,323
حتي سعي نکرديم پيداش کنيم -
بيخيال بابا -

194
00:16:32,492 --> 00:16:35,995
بيايد تظاهر به سوگواري براي اين مرده نکنيم باشه؟ -
تظاهر؟ -

195
00:16:36,078 --> 00:16:38,540
نه که همه‌ي زماني که کنار هم داشتيم
خيلي صلح‌آميزانه بوده

196
00:16:39,081 --> 00:16:41,292
نه که تا حالا اختلافي نداشتيم

197
00:16:42,043 --> 00:16:44,837
نه که تا حالا هيچ‌کدوم‌مون از
سوء قصد به جون‌مون، جون سالم به در نبرديم

198
00:16:44,921 --> 00:16:48,174
اونم توسط همين کسايي که تو اين اتاق
رو به رومون وايسادن

199
00:16:59,018 --> 00:17:04,106
،الان، بيشتر از هر زمان ديگه‌اي
وقتشه که اتحادمونُ نشون بديم

200
00:17:04,190 --> 00:17:06,442
ما متحد بوديم

201
00:17:06,526 --> 00:17:08,736
تا اينکه "بلک‌اسکاي" رو وارد داستان کردي

202
00:17:09,403 --> 00:17:10,446
حالا کجا هست؟

203
00:17:10,530 --> 00:17:12,406
جاش امن‌ـه -
اين ديگه يعني چي؟ -

204
00:17:12,489 --> 00:17:14,826
فکر نميکنم لازم باشه به تو جواب پس بدم

205
00:17:14,909 --> 00:17:17,745
،ولي با توجه به وقايع چند ساعت گذشته

206
00:17:17,829 --> 00:17:20,164
با خودم گفتم بهتره که
جدا از بقيه نگه‌اش دارم

207
00:17:20,247 --> 00:17:22,834
چون فکر ميکني ميکشيمش؟

208
00:17:22,917 --> 00:17:24,085
نه

209
00:17:25,336 --> 00:17:30,592
،فکر ميکنم اون ممکنه شما رو بکشه
.حتي اگه يک ذره خيانت حس کنه

210
00:17:31,676 --> 00:17:33,761
ما قصد خيانتي نداريم

211
00:17:33,845 --> 00:17:38,641
هدف‌هامون در يه راستاست
همون‌طور که قرن‌هاست اينطور بوده

212
00:17:39,475 --> 00:17:42,269
ديگه خيلي از اين مورد مطمئن نيستم

213
00:17:42,353 --> 00:17:47,441
بايد با ادامه‌ي جنگيدن براي چيزي که سُوانده
از دست داد، به روحش اداي احترام کنيم

214
00:17:48,234 --> 00:17:49,736
يعني خودِ زندگي

215
00:17:50,862 --> 00:17:52,655
رهبرمون تا اينجاي کار مارو آورده

216
00:17:52,739 --> 00:17:56,283
و من‌يکي که به پيروي ازش ادامه ميدم

217
00:17:56,367 --> 00:18:01,914
،تا وقتي که مشت‌آهنين رو گير بياريم
تا وقتي که چيزي که از نيويورک ميخوايم رو به‌دست بياريم

218
00:18:10,715 --> 00:18:12,341
فکر ميکنم همين بالا باشه

219
00:18:13,009 --> 00:18:14,510
فکر ميکني؟ -
نميدونم والا -

220
00:18:14,594 --> 00:18:17,013
،همه اين خونه‌هاي نما قهوه‌اي انگار شبيه همن
مگه نه؟

221
00:18:17,096 --> 00:18:18,472
.اَي دهنتُ

222
00:18:18,555 --> 00:18:21,643
...ببخشيد، همش يادم ميره که تو -
بيخيالش، اتفاقه ديگه، ميفته -

223
00:18:22,309 --> 00:18:24,896
خب، درمورد اين معمارمون چي بايد بدونم؟

224
00:18:24,979 --> 00:18:27,356
همسرش استخدامم کرد تا پيداش کنم

225
00:18:27,439 --> 00:18:28,650
چيز خاصي به زنش نگفته

226
00:18:28,733 --> 00:18:31,736
مخصوصاً درباره‌ي يه تونل مخفي
زير شهر نيويورک

227
00:18:31,819 --> 00:18:34,196
،تونل نيست، يه سياه‌چاله‌ست
عمقش به سمت پايين‌ـه

228
00:18:34,280 --> 00:18:37,074
آره، خب، درست قبل از اينکه
،خودکشي کنه

229
00:18:37,158 --> 00:18:39,076
گفته که "اونا" قراره
شهرُ تصاحب کنن

230
00:18:39,160 --> 00:18:41,120
"مسلماً، الان ميدونيم که از "اونا
منظورش سازمان دست‌ـه

231
00:18:41,746 --> 00:18:44,498
طرفم عضوي از سازمان بوده؟ -
گفته بود که يکي از آدم خوباس -

232
00:18:45,374 --> 00:18:46,583
و تو هم حرفشُ باور کردي؟

233
00:18:48,044 --> 00:18:50,129
،من ضربان قلب ملتُ نميتونم بخونم
ولي خب از چهره‌شون تشخيص‌شون ميدم

234
00:18:50,212 --> 00:18:53,758
،بي‌چاره بنظر ميرسيد
شروع به ذخيره کردن مواد منفجره کرد

235
00:18:53,841 --> 00:18:55,635
و فکر ميکني هدفش "حلقه‌ي ميدلند" بوده؟

236
00:18:56,177 --> 00:18:59,931
،شايد
.فکرميکنم احتمالاً همين باشه

237
00:19:00,682 --> 00:19:03,100
فکرميکني؟ -
99درصد -

238
00:19:03,768 --> 00:19:05,937
،دراصل 92 درصد
.ولي اينم شانس خيلي بالايي‌ـه

239
00:19:16,572 --> 00:19:19,283
لکسي بودي ديگه، نه؟ -
مامانم خونه نيست -

240
00:19:20,993 --> 00:19:22,745
ميدوني کي ممکنه برگرده؟

241
00:19:24,538 --> 00:19:25,790
چي ميخواي؟

242
00:19:26,457 --> 00:19:28,835
فقط باهاش يه حرفي بزنم -
بازم درموردِ بابام؟ -

243
00:19:28,918 --> 00:19:30,127
درمورد اتفاقي که افتاد

244
00:19:30,878 --> 00:19:33,840
خودت گفتي، با خلاف‌کارا
يا همچين چيزي قاطي شده بود

245
00:19:33,923 --> 00:19:35,967
خلاف‌کارا نبودن -
شرمنده، شما کي باشين؟ -

246
00:19:36,050 --> 00:19:39,095
اون يه وکيل‌ـه -
چيه؟ -

247
00:19:39,178 --> 00:19:42,807
،لکسي، اسم من متيئو مرداک‌ـه
.فکر ميکنيم داستان بابات سر درازتري داشته باشه

248
00:19:43,390 --> 00:19:46,311
،اگه فقط بتوني به چندتا از سؤالامون جواب بدي
.کمک خيلي بزرگي کردي

249
00:19:48,312 --> 00:19:49,313
خيلي‌خب

250
00:20:09,166 --> 00:20:11,753
قبلنا درِ بسته يه معني‌اي داشت

251
00:20:12,628 --> 00:20:14,130
عذرمي‌خوام

252
00:20:16,048 --> 00:20:20,845
،تو همه‌ي اين مدتي که مي‌شناسمت
.تا حالا اينطوري نديده‌بودمت

253
00:20:26,768 --> 00:20:31,188
تو با اين موقعيتت، قدرت زيادي
در اختيار داري

254
00:20:32,231 --> 00:20:35,317
،ولي همون‌قدري که يه نعمت‌ـه
باري بر روي دوشت هم هست

255
00:20:35,401 --> 00:20:39,655
براي همين‌هم هست که بقيه رو
متقاعد کردم که پيروِت باشن

256
00:20:43,575 --> 00:20:46,203
من و تو هميشه همديگه رو درک کرديم

257
00:20:46,287 --> 00:20:48,164
،ولي فقط تحت يه شرط

258
00:20:48,247 --> 00:20:51,625
ما خودمون ميريم دنبال مشت‌آهنين
و گيرش ميندازيم

259
00:20:51,708 --> 00:20:53,127
بدونِ کمک بلک‌اسکاي

260
00:20:53,210 --> 00:20:56,213
،اينطوري نبودي که
به آدم ايمان نداشته‌باشي

261
00:20:56,297 --> 00:21:00,092
تو هم الکساندرا اين‌طوري
...نبودي که

262
00:21:02,386 --> 00:21:03,470
ضعف نشون بدم؟

263
00:21:05,056 --> 00:21:10,227
،برادرامون، هر چقدرم که تو تحويل بار دست‌وپا چلفتي باشن
.حقيقتُ ميگن

264
00:21:10,895 --> 00:21:14,690
،بلک‌اسکاي هميشه پيش‌گويي‌مون بوده
خيالِ تو

265
00:21:15,858 --> 00:21:18,235
و توش شکست خوردي -
با حرفت موافق نيستم -

266
00:21:18,319 --> 00:21:22,073
،اون براي موفقت‌مون ضروري‌ـه
بايد باهاشون صحبت کني

267
00:21:22,156 --> 00:21:23,574
سعيمُ کردم

268
00:21:23,657 --> 00:21:27,787
،از وقتي که اون از مرگ برگشته
.يه ذره هم به پيدا کردن مشت‌آهنين نزديک نشديم

269
00:21:27,870 --> 00:21:30,957
يا اون ماده، يا برگشتن به کان‌لان

270
00:21:31,040 --> 00:21:33,667
،تنها چيزي که الان بهش نزديک‌تر شديم
.مرگ‌ـه

271
00:21:33,750 --> 00:21:35,752
چطور چيزي که من نميبينم رو نميبيني

272
00:21:35,837 --> 00:21:37,504
...اون خيلي ماهره، آره

273
00:21:37,588 --> 00:21:39,715
...درمورد توانايي‌هاش حرف نميزنم

274
00:21:40,800 --> 00:21:44,136
اون قدرتي داره که  من و تو
فقط ميتونيم تصورشُ بکنيم

275
00:21:44,720 --> 00:21:50,184
،حتي اگه منم اين حسُ نداشتم
.بقيه اينطوري نيستن

276
00:21:50,267 --> 00:21:52,394
بقيه جايگاه من سر ميز رياست رو ميخوان

277
00:21:53,229 --> 00:21:56,941
،همون‌‌طور که گفتي قبلاً هم اتفاق افتاده بود
.منم اونجا بودم

278
00:21:57,984 --> 00:22:00,820
گائو، تو خودت بودي که اجازه‌اشُ دادي

279
00:22:03,155 --> 00:22:04,698
گذشته‌ها گذشته

280
00:22:05,782 --> 00:22:08,410
الان، احتمالاً فقط من متحدت باشم

281
00:22:09,453 --> 00:22:12,832
و اعتماد نداري که بلک‌اسکاي
براي تجات‌مون کافي‌ـه؟

282
00:22:12,915 --> 00:22:15,877
ياد گرفتم به چيزي اعتماد نکنم

283
00:22:16,543 --> 00:22:19,421
ولي اين زمان همکاري‌مون
.هنوز تموم نيست

284
00:22:19,505 --> 00:22:20,965
هنوز نه

285
00:22:21,924 --> 00:22:24,093
به پيشنهادم فکر کن

286
00:22:25,427 --> 00:22:28,680
ميتونيم امشب براي حرکت‌مون برنامه بچينيم

287
00:22:37,231 --> 00:22:38,482
حق با تو بود

288
00:23:11,098 --> 00:23:13,684
کارت تموم شد، من همين‌جا هستم

289
00:23:17,313 --> 00:23:19,106
مثل يه زنداني بستيدم به صندلي

290
00:23:20,482 --> 00:23:23,569
نه "مثل"، شک نکن که يه زنداني‌اي

291
00:23:24,736 --> 00:23:26,030
خوب بنظر نميرسه

292
00:23:27,656 --> 00:23:30,201
مَت کجاست؟
جسيکا کجاست؟

293
00:23:30,284 --> 00:23:35,247
،رفتن روي "حلقه‌ي ميدلند" اطلاعاتي به‌دست بيارن
ما فکر مي‌کنيم شروع همه‌ي اين قضايا همينجا بوده باشه

294
00:23:35,331 --> 00:23:38,875
ما"؟ منظورت همه‌ي شماهايي‌ـه"
.که دارين بر عليه‌ام کار ميکنين

295
00:23:40,502 --> 00:23:42,838
ببين

296
00:23:43,464 --> 00:23:44,983
،اگه بجاي اينکه باهامون بجنگي
به حرف‌مون گوش ميکردي

297
00:23:45,007 --> 00:23:46,968
،وقتي داشتيم بحثشُ ميکرديم
.کنارمون مي‌بودي

298
00:23:47,051 --> 00:23:48,510
و فکرم ميکنم که باهامون موافق مي‌بودي

299
00:23:49,553 --> 00:23:52,473
،حلقه‌ي ميدلند ديگه مظنون‌ـه
مخصوصاً الان که اون سياه‌چاله رو هم پيدا کرديم

300
00:23:52,556 --> 00:23:54,100
چه سياه‌چاله‌اي؟

301
00:23:54,725 --> 00:23:57,686
مرداک فکر ميکنه يه جاي کار
.درمورد اين "حلقه ميدلند" ميلنگه

302
00:24:01,065 --> 00:24:02,899
و تو رو هم گذاشتن نگهباني بدي

303
00:24:02,984 --> 00:24:04,485
نه، اين بستگي به خودت داره

304
00:24:05,944 --> 00:24:07,029
اشتباه بزرگي‌ـه

305
00:24:14,453 --> 00:24:15,912
نمي‌بيني چه اتفاقي داره ميفته؟

306
00:24:17,081 --> 00:24:19,166
،يه‌طوري بستينم به صندلي
.انگار من دشمن‌تونم

307
00:24:19,250 --> 00:24:21,960
و اونا هم اون بيرونن و دارن
آدمايي رو که دوست‌شون داريمُ ميکشن

308
00:24:22,044 --> 00:24:24,421
ميستي مراقب همه هست -
فعلاً اينطوره -

309
00:24:24,505 --> 00:24:27,305
،ولي تعداد آدمايي که من دوست‌شون دارم
خيلي بيشتر از ايناست که تو يه پاسگاه جا بشن

310
00:24:28,175 --> 00:24:29,635
و ميدونم که تو هم همينطوري

311
00:24:30,594 --> 00:24:32,596
شهر تو خطره

312
00:24:34,306 --> 00:24:35,391
...من و تو

313
00:24:36,392 --> 00:24:38,185
...لوک کيج و آيرون‌فيست
[ مشت‌آهنين ]

314
00:24:39,020 --> 00:24:40,021
به اون بيرون تعلق داريم

315
00:24:41,397 --> 00:24:43,774
در کنار همديگه، تو خط مقدم

316
00:24:45,317 --> 00:24:48,029
ببين، من از جنگ و دعوا خوشم نمياد

317
00:24:48,654 --> 00:24:51,365
،ولي اگه مجبور به انجامش بشم
هوش‌مندانه انجامش ميدم

318
00:24:52,033 --> 00:24:54,035
زنداني کردن من که هوش‌مندانه نيست

319
00:24:54,618 --> 00:24:57,579
جنگ و دعوا با سه سفر ديگه هم که
.اتفاقاً طرفِ خودت‌ هستن، هم همين‌طوره

320
00:25:02,959 --> 00:25:05,796
،دقيقه‌اي که بتونم دوباره "چي"ـم رو برگردونم
فلنگُ بستم

321
00:25:07,256 --> 00:25:08,424
منتظرت ميشينم

322
00:25:19,143 --> 00:25:20,227
اون داره چيکار ميکنه؟

323
00:25:24,981 --> 00:25:26,858
ريلکس و مديتيشن ميکنه

324
00:25:28,110 --> 00:25:29,153
فکر کنم

325
00:25:30,904 --> 00:25:36,368
يه‌چيزايي در مورد حرکتِ "کِرين" و
تمرکز روي حيوانش گفت

326
00:25:36,452 --> 00:25:38,079
بعدش ديگه گفتم بره پي کارش

327
00:25:39,788 --> 00:25:40,872
"آنيما"
[ شباهت تلفظ اَنيمال: حيوان و اَنيما: روح آنيمايي ]

328
00:25:41,998 --> 00:25:44,293
چي؟ -
داره روحِ آنيماييشُ احضار ميکنه -

329
00:25:45,169 --> 00:25:48,380
آها، آره، من خيلي از اين‌چيزاي
ماوراءطبيعي‌اي چيزي سر در نميارم

330
00:25:49,673 --> 00:25:51,383
چيزاي ماوراءطبيعي‌اي" نيست"

331
00:25:53,302 --> 00:25:55,143
فقط يه نگاهِ ديگه و يه طور ديگه
دينا رو ديدن‌ـه

332
00:25:56,138 --> 00:25:58,056
خيلي متفاوت -
آره -

333
00:25:59,600 --> 00:26:01,059
به دورنماي آدما مربوط ميشه

334
00:26:02,186 --> 00:26:04,105
هي، چرا دوباره بهم نميگي

335
00:26:04,188 --> 00:26:06,982
که چطوري به اون اژدها يه مشت زدي
و صاحبِ اين مشت جادويي شدي

336
00:26:09,485 --> 00:26:11,987
"تو مرحله‌ي آخر "شو لائوِي ناميرا

337
00:26:12,654 --> 00:26:16,032
مشتم رو کردم تو قلبِ گداخته‌شده‌اش -
حاجي، شوخي سرت نميشه‌ها -

338
00:26:33,550 --> 00:26:34,843
قلب گداخته‌شده، هان؟

339
00:26:36,887 --> 00:26:38,305
شرط مي‌بندم بدجوري درد داشته

340
00:26:40,849 --> 00:26:42,768
آره

341
00:26:43,977 --> 00:26:45,646
هفتاد سال باورت نميشه

342
00:26:45,729 --> 00:26:46,730


343
00:26:48,064 --> 00:26:51,318
من يه بار موردِ ضربه‌ي مستقيم
يه موشک هسته‌اي قرار گرفتم

344
00:26:53,654 --> 00:26:55,781
تو صورتم با شات‌گان شليک کردن

345
00:26:57,283 --> 00:26:58,409
اونم توسط جسيکا

346
00:27:00,494 --> 00:27:01,662
جسيکاي خودمون؟

347
00:27:01,745 --> 00:27:06,041
باور کن، هر موقع بگي حاضرم به‌جاي جسيکا
با هر اژدهايي که بگي بجنگم

348
00:27:11,630 --> 00:27:12,830
چه اتفاقي بين‌تون افتاد؟

349
00:27:16,927 --> 00:27:18,179
يه لحظه‌اي داشتيم

350
00:27:21,515 --> 00:27:26,812
ولي هردمون بايد راه‌هاي مختلفي
...رو ادامه ميداديم

351
00:27:29,648 --> 00:27:30,857
راه‌هاي مختلف؟

352
00:27:34,611 --> 00:27:37,906
ميدوني، داري کم کم
مثل من ميشي

353
00:27:46,623 --> 00:27:49,710
،نميدونم فکر ميکنيد ميخوايد چي پيدا کنيد
.اصلاً سخت نيست

354
00:27:49,793 --> 00:27:51,920
بابام مارو ترک کرد و خودشُ به کشتن داد

355
00:27:53,964 --> 00:27:56,675
...ميدونم ممکنه درکش سخت باشه -
نه، اتفاقاً نيست -

356
00:27:58,677 --> 00:28:01,179
بابات نميخواست تو يا مادرت رو ناراحت کنه

357
00:28:01,263 --> 00:28:04,140
آره، خب، اون ديگه الان هرشب بعد کلي
...گريه خوابش ميبره، پس

358
00:28:04,975 --> 00:28:07,102
لکسي، پدرت تو خونه
دفترِ کاري داشت؟

359
00:28:07,811 --> 00:28:11,982
،نه، اون... اون زندگي و از کارش جدا نگه مي‌داشت
.چه‌قدرم که کمکش کرد

360
00:28:16,362 --> 00:28:18,447
ميدوني، لکسي، منُ ياد يکي
از دوستام ميندازي

361
00:28:20,198 --> 00:28:21,575
...باباش به بوکسور بود

362
00:28:22,493 --> 00:28:25,496
که خيلي از حد خودش پيش‌تر رفت
و خودشُ به کشتن داد

363
00:28:26,872 --> 00:28:28,332
،و براي مدت طولاني‌اي

364
00:28:29,625 --> 00:28:31,710
دوستم فکر ميکرد باباي اون هم
ترکش کرده

365
00:28:32,628 --> 00:28:34,296
تا وقتي که، يه روز
به حقيقت پي برد

366
00:28:34,380 --> 00:28:37,924
،که دراصل باباش بخاطر اين کشته‌شد
.که سعي کرده بود جرم و جنايتُ بذاره کنار

367
00:28:38,717 --> 00:28:40,927
چونکه مي‌خواست پسرش بهش افتخار کنه

368
00:28:42,679 --> 00:28:45,283
حالا هرچي، حرفم اينه که
پدرِ اون دوستم آدم خوبي بود

369
00:28:45,307 --> 00:28:46,642
و شايد پدر تو هم همينطور بوده باشه

370
00:29:00,989 --> 00:29:03,325
اسمش "الکترا ناچيوس" بود

371
00:29:05,327 --> 00:29:06,578
تو ديگه اون نيستي

372
00:29:07,413 --> 00:29:10,291
خيلي خيلي بهتر از اوني

373
00:29:11,625 --> 00:29:12,918
يه مردي بود

374
00:29:14,295 --> 00:29:16,797
"بهش ميگفتن "شيطانِ هلزکيچن

375
00:29:17,464 --> 00:29:20,301
،و تو اين‌يکي زندگيت
گذاشت الکترا بميره

376
00:29:23,595 --> 00:29:25,722
اين، هموني‌ـه که
باهاش جنگيدم؟

377
00:29:27,516 --> 00:29:31,478
ممکنه دوباره سعي کنه که گولت بزنه
و کاري کنه بهمون خيانت کني

378
00:29:32,271 --> 00:29:33,522
اين اتفاق نميُفته

379
00:29:37,609 --> 00:29:39,778
يه‌چيز ديگه هم هست که بايد بدوني

380
00:29:43,031 --> 00:29:44,491
يه موضوعي درموردِ من

381
00:29:46,660 --> 00:29:47,661
من دارم مي‌ميرم

382
00:29:48,829 --> 00:29:52,333
نمي‌توني بميري، دست براي هميشه زندگي ميکنه

383
00:29:52,416 --> 00:29:53,792
اينُ ميخوايم

384
00:29:53,875 --> 00:29:56,295
ولي حتي بدن‌هاي ما هم
محدوديت‌هاي خودشُ داشته

385
00:29:56,378 --> 00:29:59,631
و وقتي که مرگ از طريق نيروهاي خارجي
...به سراغ‌مون نياد

386
00:30:00,549 --> 00:30:02,926
بعضي اوقات اُرگان‌هاي بدن
خودشون سعي ميکنن کارِ آدمُ يه سره کنن

387
00:30:04,511 --> 00:30:09,891
چيزي که بهش احتياج دارم ماده‌اي‌ـه
که اولين بار توي کان‌لان بهش برخورديم

388
00:30:10,476 --> 00:30:13,937
و براي سال‌ها، بهمون کمک مي‌کرد
که از مرگ زنده‌مون کنه

389
00:30:14,020 --> 00:30:17,232
آخرين ذره‌اش رو استفاده کردم
تا تو رو به زندگي برگردونم

390
00:30:18,525 --> 00:30:19,526
چرا؟

391
00:30:20,319 --> 00:30:22,779
چونکه ميدونم تو مايه‌ي
نجات و رستگاري‌مون ميشي

392
00:30:23,572 --> 00:30:25,073
،ولي بعدش با ديدنِ تو.

393
00:30:25,156 --> 00:30:30,704
،متوجه شدم که بعد از اين‌همه مدت
...و حتي با بودنِ بقيه در کنارم

394
00:30:31,830 --> 00:30:34,791
از تنها بودن خسته شده‌بودم

395
00:30:39,254 --> 00:30:41,632
،و اگه مقدار بيشتري از اين ماده گير نياريم

396
00:30:42,924 --> 00:30:44,510
هردومون مي‌ميريم؟

397
00:30:44,593 --> 00:30:45,594
آره

398
00:30:46,302 --> 00:30:48,972
بايد اطمينان پيدا کني اين اتفاق نيُفته

399
00:30:50,641 --> 00:30:52,351
تو "بلک‌اسکاي"اي

400
00:30:53,727 --> 00:30:58,189
،و وقتي اين قضايا تموم بشه
...من و تو، دوتايي

401
00:30:58,273 --> 00:31:01,527
.زندگي خواهيم کرد، تا ابـد

402
00:31:17,418 --> 00:31:20,003
تپش قلبت داره پايين مياد

403
00:31:21,337 --> 00:31:23,674
نفس ميکشي

404
00:31:25,341 --> 00:31:29,805
...اينطوري "چيِ خوب" به آدم برمي‌گرده

405
00:31:29,888 --> 00:31:35,101
و "چي بد" از بدن خارج ميشه

406
00:31:37,479 --> 00:31:39,481
يکم از اين حرف‌ها پيچيده‌تره

407
00:31:39,565 --> 00:31:41,357
خيلي هم نه

408
00:31:41,442 --> 00:31:44,445
ميدوني، از بقيه اين انتظارُ داشتم

409
00:31:44,528 --> 00:31:47,030
ولي ديگه تو يکي بايد
اينُ مي‌فهميدي

410
00:31:48,907 --> 00:31:50,200
ما تو جنگيم

411
00:31:51,367 --> 00:31:53,495
و پيروز شدن توي اون جنگ، وظيفه‌مون‌ـه

412
00:31:55,121 --> 00:31:59,000
،شايد بتونيم زورمونُ بزنيم
...ولي پيروز شدن

413
00:32:00,461 --> 00:32:03,254
چيز ديگه‌اي مي‌طلبه

414
00:32:03,880 --> 00:32:06,925
تو پيش بزرگاني که منُ آموزش دادن، تمرين کردي؟ -
نه -

415
00:32:07,008 --> 00:32:09,636
پس از کجا ميدوني بستنِ من
انتخاب درستي‌ـه؟

416
00:32:09,720 --> 00:32:12,681
انگاري فقط داري همين‌طوري که به راهت
ادامه ميدي، في‌البداهه عمل ميکني

417
00:32:12,764 --> 00:32:14,015
آره، بچه‌جون

418
00:32:15,767 --> 00:32:17,603
بازمانده‌ها کارشون همينه

419
00:32:21,356 --> 00:32:24,067
راستشُ بگم، حتي نميدونم
بايد از کجا شروع کنم

420
00:32:24,818 --> 00:32:26,138
از اولش شروع کن

421
00:32:28,614 --> 00:32:32,408
...پدرم
...پدرم يکي از اون افرادي بود که

422
00:32:34,202 --> 00:32:36,246
.انقدر مهربون بود که حوصله‌ي آدمُ سر مي‌برد

423
00:32:38,624 --> 00:32:41,793
و بعدش؟ -
و بعدش، رفتارش عوض شد -

424
00:32:43,712 --> 00:32:47,090
،ساعتاي کاريش بيشتر شد
...که، که خيلي هم عجيب نبود

425
00:32:47,173 --> 00:32:48,884
ولي بعدش شروع به نخوابيدن و
بيداري کشيدن کرد

426
00:32:49,885 --> 00:32:52,513
شب‌ها ميتونستم صداشُ بشنوم که
.با سرعت پا ميشد ميومد اين پايين

427
00:32:53,054 --> 00:32:55,682
ديگه باهامون غذا نمي‌خورد

428
00:32:56,642 --> 00:32:57,976
ديگه کلاً غذا نميخورد

429
00:32:59,185 --> 00:33:03,982
،بعضي‌وقتا ميشست پاي پيانو
.ولي نميزد

430
00:33:05,358 --> 00:33:06,610
نه مثل قبلناش

431
00:33:07,193 --> 00:33:08,945
ديگه هيچ‌کاري رو مثل قبلناش
انجام نمي‌داد

432
00:33:10,155 --> 00:33:11,490
خيلي دلم براش تنگ شده بود

433
00:33:12,783 --> 00:33:15,201
خيلي قبل‌تر از وقتي که مامانم بياد سراغ شما

434
00:33:15,827 --> 00:33:17,328
خيلي قبل‌تر از وقتي‌که مرد

435
00:33:18,955 --> 00:33:21,332
خودتم ميزني؟ -
جانم؟ -

436
00:33:21,416 --> 00:33:24,294
پيانو رو ميگم -
نه، شما؟ -

437
00:33:25,211 --> 00:33:29,007
آره، يکم تو دوران بزرگ شدنم
تو کليسا ياد گرفتم

438
00:33:29,090 --> 00:33:31,927
داداش، چيکار ميکني؟ -
ميشه... اجازه هست؟ -

439
00:33:32,511 --> 00:33:34,387
درست روبه‌رو ئـه -
اينجا؟ -

440
00:33:34,470 --> 00:33:35,471
آره

441
00:33:36,807 --> 00:33:38,809
...خيلي ماهر نبودم، ولي

442
00:34:08,421 --> 00:34:11,132
يالا پسر، بايد بريم -
يه دقيقه فرصت بده -

443
00:34:20,391 --> 00:34:22,268
مي‌شنوي؟ -
اهم -

444
00:34:22,352 --> 00:34:24,395
"دي‌شارپ"

445
00:34:24,479 --> 00:34:28,149
چکشِ پيانو قبل اينکه بخوره به رشته‌ها
.به يه چيزي گير ميکنه، اينجا، اينجا

446
00:34:33,739 --> 00:34:35,031
واو، اونا چين؟

447
00:34:40,411 --> 00:34:43,957
انگار نقشه‌ي ساختموني‌ـه که بابات
داشته روش کار مي‌کرده

448
00:34:44,040 --> 00:34:45,333
توي پيانو؟

449
00:34:45,416 --> 00:34:47,543
نميخواسته دست آدماي
نادرست بيفته

450
00:34:47,628 --> 00:34:50,380
و دستاي تو... درستن؟

451
00:34:50,463 --> 00:34:52,799
،لکسي، قول ميدم
،هر کاري که بابات داشته مي‌کرده

452
00:34:52,883 --> 00:34:54,092
ما الان ديگه طرفِ توييم

453
00:34:54,175 --> 00:34:56,427
ولي قبلش يکم زمان مي‌خوايم

454
00:34:57,804 --> 00:34:59,222
مطمئناً ميخواسته منفجرش کنه

455
00:35:02,558 --> 00:35:04,269
لعنتي -
چي؟ -

456
00:35:05,478 --> 00:35:06,897
اين به ساختمون‌ـه ربطي نداره

457
00:35:07,981 --> 00:35:12,068
،نه، اين يه چيز ديگه‌ست
يه چيزي زيرِ ساختمون

458
00:35:12,861 --> 00:35:14,279
سياه‌چاله‌ـه؟ -
نه -

459
00:35:14,362 --> 00:35:16,489
هرچي که هست، تهِ اون چاله‌ست

460
00:35:17,490 --> 00:35:19,534
يه چيزي زير حلقه‌ي ميدلنده

461
00:35:36,467 --> 00:35:39,262
حالت چطوره؟ -
بهتر از اين نميشه -

462
00:35:40,806 --> 00:35:43,516
ولي تو و اون بچه رفيقاي جون‌جوني نيستين

463
00:35:43,599 --> 00:35:45,601
اجازه‌نده باعث غفلتت بشه

464
00:35:47,187 --> 00:35:48,939
فقط نا اميده، همين

465
00:35:49,022 --> 00:35:51,900
.نه بابا؟ دو ثانيه بهش مهلت بده
.کلک جفت‌مونُ ميکنه

466
00:35:51,983 --> 00:35:53,526
آره، خودشم همچين نظري داشت

467
00:35:54,653 --> 00:35:57,572
شنيدم دختره مي‌گفت که تازه
از زندان آزاد شدي

468
00:36:00,283 --> 00:36:01,284
آره؟

469
00:36:03,328 --> 00:36:05,580
اون ديگه گذشته -
نه، اينطور نيست -

470
00:36:06,247 --> 00:36:08,208
،اصلاً اين‌طور نيست
.نه راستش

471
00:36:09,000 --> 00:36:12,587
مهم نيست چقدر جلوي مشت‌هاتُ ميگيري -
اين ديگه يعني چي؟ -

472
00:36:12,671 --> 00:36:14,923
،يعني که وقتي داستان شروع شد

473
00:36:15,006 --> 00:36:18,301
مي‌توني با رها کردنِ خودت
آسيب خيلي بيشتري به بار بياري

474
00:36:18,384 --> 00:36:21,930
،اينجا نيومدم به ملت آسيب بزنم
.ديدن اذيت‌شدنِ مردن برام لذتي نداره

475
00:36:23,014 --> 00:36:25,934
،اينجام تا جوابامُ بگيرم
.همين

476
00:36:28,436 --> 00:36:29,896
منم زندون رفته بودم

477
00:36:30,480 --> 00:36:32,816
قبل از اينکه برم به جنگِ دست

478
00:36:33,524 --> 00:36:36,444
،وقتي که فقط يه بچه بودم
.ده سالم بود

479
00:36:37,612 --> 00:36:41,116
،خيلي خوش مي‌گذشت
.کور بودن از درون

480
00:36:43,201 --> 00:36:47,288
بعدش با اين آدمايي آشنا شدم که
بهم ياد دادن چطوري

481
00:36:48,539 --> 00:36:51,334
،بهم ياد دادن دنيا چطور عمل ميکنه
اونم واقعني

482
00:36:53,294 --> 00:36:55,421
وقتي اومدم بيرون، يه هدفي داشتم

483
00:36:59,175 --> 00:37:02,971
،اين آدما
"اينايي که بهشون ميگي "چسته

484
00:37:03,889 --> 00:37:04,890
آره

485
00:37:05,849 --> 00:37:07,893
نزديک‌ترين چيز به خانواده براي من بودن

486
00:37:08,894 --> 00:37:11,354
،مَتي به کنار

487
00:37:12,438 --> 00:37:13,815
و الکترا

488
00:37:13,899 --> 00:37:16,818
غم آخرتون باشه -
ممنونم -

489
00:37:16,902 --> 00:37:19,487
،تازه اينا دربرابرِ چيزي که در انتظارمون‌ـه
.هيچن

490
00:37:21,656 --> 00:37:23,158
اين بُخوره چي ميگه ديگه؟

491
00:37:24,200 --> 00:37:27,370
اهم... کمک ميکنه ريلکس کنم

492
00:37:29,164 --> 00:37:30,665
طلب راهنمايي کنم

493
00:37:31,875 --> 00:37:33,835
طلب بخشش، و اين‌جور چيزها

494
00:37:42,302 --> 00:37:45,472
پس اون معماره يه بنايي رو
زيرِ اين ساختمون‌ـه کشف ميکنه

495
00:37:45,555 --> 00:37:48,767
و هر چي هم که هست، به قدري بده
که با تلاش براي منفجر کردنش از دنيا ميره

496
00:37:48,850 --> 00:37:50,268
آره، ميخواسته نابودش کنه

497
00:37:50,351 --> 00:37:53,229
،ولي نمي‌خواسته منفجرش کنه
بنظرم ميخواسته بيارتش پايين

498
00:37:53,897 --> 00:37:55,624
مطمئني اون بنائه که توي سياه‌چاله‌ست
ساختِ دست انسان‌ـه؟

499
00:37:55,648 --> 00:37:57,025
نميتونه سنگ بستري چيزي باشه؟

500
00:37:57,108 --> 00:37:59,444
سه طبقه زيرِ زمين، اونم تو يه گنبد بي‌نقص؟

501
00:38:00,028 --> 00:38:01,404
خيلي خب، قبوله

502
00:38:03,281 --> 00:38:04,282
جسيکا؟

503
00:38:05,616 --> 00:38:06,659
تو از کجا ميدونستي؟

504
00:38:07,702 --> 00:38:08,787
درموردِ؟

505
00:38:09,788 --> 00:38:11,456
درمورد بابام

506
00:38:12,498 --> 00:38:14,209
،يه وکيلِ نابيناي مجرم‌ستيز

507
00:38:14,292 --> 00:38:16,502
با خودم گفتم حتماً يه قصه‌ي خوبي
پشتت بايد باشه

508
00:38:17,420 --> 00:38:18,463
يا يه قصه‌ي خيلي داغون

509
00:38:19,755 --> 00:38:21,632
تو پرونده‌ي منُ گرفتي، منم برا تو رو

510
00:38:23,176 --> 00:38:27,889
فقط اينه که فکر ميکنم اگه به هم اعتماد کنيم
ميتونيم همکاريِ بهتري داشته باشيم، مگه نه؟

511
00:38:28,473 --> 00:38:30,201
اين قشنگ‌ترين چيزي‌ـه که
تا حالا بهم گفتي

512
00:38:30,225 --> 00:38:31,852
آره، به اين حرفا عادت نکن

513
00:38:34,354 --> 00:38:35,730
چقدر دود

514
00:38:39,192 --> 00:38:40,819
اينا ديگه چيه؟

515
00:38:40,902 --> 00:38:44,197
يکم از اين، يکم از اون

516
00:38:49,035 --> 00:38:50,370
حق با اون بچه بود

517
00:38:51,371 --> 00:38:52,580
ما تو جنگيم

518
00:38:55,083 --> 00:38:56,835
و اونا هم براي پيروزي توش
بهش نياز دارن

519
00:38:59,170 --> 00:39:01,797
فکر ميکرديم که فقط دو تا راه داشته باشيم

520
00:39:03,132 --> 00:39:05,134
،فرار کنيم
.يا بجنگيم

521
00:39:05,844 --> 00:39:06,928
...خب

522
00:39:08,804 --> 00:39:10,640
من راه سومي هم پيدا کردم

523
00:39:16,812 --> 00:39:17,981
يه اتفاقي افتاده

524
00:39:21,026 --> 00:39:23,569
!لوک! لوک

525
00:39:36,875 --> 00:39:40,545
،دردي حس نميکني، بچه‌جون
.قول ميدم

526
00:39:50,972 --> 00:39:52,515
لازم نيست اين‌کارُ بکني

527
00:39:52,598 --> 00:39:56,186
،الکساندرا گفت که نميدونم تو چي بودي
.و حق‌هم داشت

528
00:39:56,269 --> 00:39:59,522
تو سلاحِ ما بودي، ولي اونا براي خودشون کردنت

529
00:39:59,605 --> 00:40:03,609
درمورد چي حرف ميزني؟ -
تا جايي که تونستي به کان‌لان خدمت کردي -

530
00:40:03,693 --> 00:40:06,529
اگه يکم شانس بياري، بازم مي‌بينيش

531
00:40:06,612 --> 00:40:08,364
تصور ميکنم خيلي زيبا باشه

532
00:40:08,448 --> 00:40:09,782
...استيک

533
00:40:10,575 --> 00:40:11,701
بايد بهم گوش بدي

534
00:40:19,918 --> 00:40:21,836
اي کاش راه ديگه‌اي هم وجود داشت، بچه‌جون

535
00:40:21,920 --> 00:40:25,465
!ولي تو اين دنيا چيزاي خيلي بدتر از منم هست

536
00:40:25,548 --> 00:40:26,757
!استيک

537
00:40:29,052 --> 00:40:32,222
نمي‌توني ببريش، دختر -
ديگه نميتوني بهم امر و نهي کني -

538
00:41:18,351 --> 00:41:19,352
!الکترا

539
00:41:23,523 --> 00:41:25,900
گوش بده به من -
متيئو -

540
00:41:26,651 --> 00:41:29,820
لازم نيست اين‌کارُ بکني، باشه؟

541
00:41:29,904 --> 00:41:32,948
،تو به اونا تعلق نداري
.اين خودِ واقعيت نيست

542
00:41:33,574 --> 00:41:34,867
از ديدنت خوشحال شدم

543
00:41:40,248 --> 00:41:41,249
!نه

544
00:43:00,119 --> 00:43:01,537
مي‌تونم بهتون ملحق شم؟

545
00:43:02,580 --> 00:43:05,500
ميدونم که دوست دارين تنهايي شام بخورين

546
00:43:05,583 --> 00:43:07,710
ولي لازمه تا يه تغييراتي رو گوش‌زد شم

547
00:43:09,295 --> 00:43:10,939
فکر ميکردم تمام اون وسايل و مواد

548
00:43:10,963 --> 00:43:13,841
،توي حادثه‌ي آتش مارسيل
نابود شده بودن

549
00:43:13,924 --> 00:43:18,846
غافلگير ميشيد اگه بفهميد چه‌چيزايي
ميشه تهِ درياي باليئريک پيدا کرد

550
00:43:21,849 --> 00:43:22,892
ادامه بده

551
00:43:26,020 --> 00:43:28,231
من از اول نمي‌خواستم با شما
کان‌لان رو ترک کنم

552
00:43:28,314 --> 00:43:29,982
يادتون‌ـه؟

553
00:43:30,733 --> 00:43:34,362
يادمه، ميخواستي پيش بزرگان بموني

554
00:43:35,446 --> 00:43:36,614
...ميخواستي

555
00:43:37,365 --> 00:43:40,618
از کشفيات‌مون فقط در راه خوبي
استفاده کني

556
00:43:43,746 --> 00:43:45,581
وقتشه که ديگه حقيقتُ بدوني

557
00:43:50,586 --> 00:43:53,923
اون موقع نميخواستم تو کان‌لان بمونم

558
00:43:54,840 --> 00:43:57,218
ولي قضيه اين بود که
نميخواستم با تو جايي برم

559
00:43:59,220 --> 00:44:00,846
خب، غافلگير نشدم

560
00:44:01,931 --> 00:44:05,310
قدرتت هميشه تو تنهايي عمل‌کردنت بود

561
00:44:06,101 --> 00:44:08,062
تا اينجا تونسته بيارتم

562
00:44:11,023 --> 00:44:13,108
هنوز منتظرم ازم عذرخواهي کني

563
00:44:17,780 --> 00:44:19,574
حدس ميزنم با گائو حرف زده باشي

564
00:44:20,366 --> 00:44:21,367
آره

565
00:44:26,914 --> 00:44:32,212
،علي‌رغم اتفاق‌هايي که قبلاً افتاده
.قرار بوده تو اين جنگ در کنار هم مبارزه کنيم

566
00:44:33,629 --> 00:44:36,382
...البته، براي همينم هست که

567
00:44:38,384 --> 00:44:41,762
ميخواستم آخرين وعده‌ي غذاييت
پُر و پيمون باشه

568
00:44:47,935 --> 00:44:49,061
...تنهايي اومدي

569
00:44:50,187 --> 00:44:51,356
تا باهام مقابله کني؟

570
00:44:54,108 --> 00:44:55,610
احمق

571
00:44:57,027 --> 00:45:00,698
...ولي خب تو هميشه
.يه گرگ تنها و تک‌پر بودي

572
00:45:02,116 --> 00:45:03,534
چه استعاره و تشبيه جالبي

573
00:45:05,370 --> 00:45:07,413
،ولي اگه حتي يکم هم ميشناختيم

574
00:45:09,582 --> 00:45:10,583
...ميدونستي که

575
00:45:12,793 --> 00:45:14,379
من اون گرگا رو شکار ميکنم

576
00:45:30,144 --> 00:45:31,812
،اگه تو منُ پشيزي ميشناختي

577
00:45:31,896 --> 00:45:34,899
ميدونستي من هميشه پيروزم

578
00:45:41,489 --> 00:45:43,169
...توي اتاق هيئت‌مديره

579
00:45:54,252 --> 00:45:57,213
آقاي رَند، ميدونم دارم از طرف
همگي‌مون حرف ميزنم که

580
00:45:57,297 --> 00:46:00,425
چقدر خوبه که دوباره شما رو
پيش خودمون داريم

581
00:46:00,508 --> 00:46:02,009
اين دفعه، براي هميشه

582
00:46:02,092 --> 00:46:03,218
...اين جنگ

583
00:46:04,512 --> 00:46:06,889
تموم نشده

584
00:46:08,057 --> 00:46:10,059
...خب، داستانِ جنگ اينه که

585
00:46:10,768 --> 00:46:14,397
فقط وقتي اتفاق ميفته که هر دو طرفِ
داستان فکر کنن آدم خوبه‌ي قصه‌ان

586
00:46:15,147 --> 00:46:19,694
،شما براي شکست دادن‌مون با ما ميجنگين
.ما هم ميجنگيم تا چيزي که يه‌زماني برا ما بوده رو پس بگيريم

587
00:46:20,986 --> 00:46:22,154
و ايني که ميخوايد چي هست؟

588
00:46:23,448 --> 00:46:24,990
که برگرديم به کان‌لان

589
00:46:26,283 --> 00:46:28,869
امکان نداره، شماها
با خاک يکسانش کردين

590
00:46:30,413 --> 00:46:31,414
خودم ديدم

591
00:46:32,122 --> 00:46:34,542
تو چيزي رو که ميخواستي رو ديدي

592
00:46:36,210 --> 00:46:40,548
،حقيقت اينه که، من و تو
خيلي با هم تفاوتي نداريم

593
00:46:41,341 --> 00:46:43,426
هردومون يه خونه داريم

594
00:46:43,509 --> 00:46:46,261
هردومون هم چيزي بيشتر از اينکه
.برگرديم خونه نمي‌خوايم

595
00:46:46,846 --> 00:46:50,975
،و حالا، بدون مرگ
که سدِ راه‌مون بشه

596
00:46:51,058 --> 00:46:53,894
باور دارم که با همديگه، ميتونيم انجامش بديم

597
00:46:53,978 --> 00:46:54,979
نه

598
00:46:55,730 --> 00:46:58,858
ما مثل همديگه نيستيم

599
00:47:00,109 --> 00:47:02,236
ميدونم

600
00:47:02,319 --> 00:47:03,488
...ولي در آخر

601
00:47:05,573 --> 00:47:06,866
...و اينجام الان ديگه آخر کاره

602
00:47:07,575 --> 00:47:09,994
،تو هم کاري رو که بقيه برام انجام ميدنُ
.انجام ميدي

603
00:47:11,412 --> 00:47:12,580
بهم خدمت ميکني

604
00:47:21,380 --> 00:47:23,007
کجا ميبرينم؟

605
00:47:25,092 --> 00:47:28,638
،خب، حالا که ترتيب اينُ داديم
.ميتونيم با توجه به برنامه‌مون پيش بريم

606
00:47:28,721 --> 00:47:31,015
خيلي با برنامه پيش نرفتيم

607
00:47:31,724 --> 00:47:37,146
،آره، الان مشت‌آهنينُ در اختيار داريم
ولي به چه قيمتي؟

608
00:47:37,229 --> 00:47:40,232
،ببينم مگه حالا به هر قيمتي هم باشه
به زنده‌موندن‌مون نميرزه؟

609
00:47:40,315 --> 00:47:42,402
وقتي زندگيِ يه نفرمون باشه، آره

610
00:47:42,485 --> 00:47:44,111
بايد به آينده نگاه کنيم

611
00:47:44,194 --> 00:47:46,489
اون جزء با ارزش‌ترين دارائي‌هامون‌ـه

612
00:47:46,572 --> 00:47:50,325
،از اين لحظه به بعد
.تنها تمرکزمون بايد اين باشه که اون ماده رو گير بياريم

613
00:47:50,410 --> 00:47:52,703
قبل از اينکه متحدينش سر برسن

614
00:47:53,496 --> 00:47:55,247
نميتونيم دست کم بگيريم‌شون

615
00:47:55,330 --> 00:47:57,417
!منُ نبايد دست کم بگيريد

616
00:48:01,837 --> 00:48:03,380
لوک کيجُ بکشيد

617
00:48:03,464 --> 00:48:04,882
جسيکا جونزُ بکشيد

618
00:48:04,965 --> 00:48:07,677
،و اين شيطان هلزکيچن
.حالا هر خري که هست

619
00:48:08,761 --> 00:48:11,722
خوشحالم که همگي‌تون
.با برنامه‌مون موافقين

620
00:48:11,806 --> 00:48:15,643
،ولي بذاريد اينُ بهتون يادآوري کنم
.من جلوي دشمنُ گرفتم

621
00:48:15,726 --> 00:48:18,062
من مشت‌آهنينُ براتون آوردم

622
00:48:18,145 --> 00:48:21,649
تونستم مهم‌ترين عمليات تاريخ رو
سرِ پا نگه دارم

623
00:48:21,732 --> 00:48:24,359
اونم وقتي که شماها تسليمِ
هرج‌ومرج و اختلاف شده‌بودين

624
00:48:24,444 --> 00:48:28,614
من ثابت که کردم که تنها
...رهبر حقيقي براي

625
00:48:36,581 --> 00:48:37,873
اسمش "متيئو"ـه

626
00:48:46,006 --> 00:48:47,341
...و اسم من

627
00:48:48,050 --> 00:48:50,302
الکترا ناچيوس‌"ـه"

628
00:48:51,846 --> 00:48:52,930
.از الان ديگه براي من کار مي‌کنيد

629
00:49:10,906 --> 00:49:12,074
سؤالي نبود؟

630
00:49:13,024 --> 00:49:25,524
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

