﻿1
00:00:05,990 --> 00:00:08,260
‫آنچه گذشت...

2
00:00:08,260 --> 00:00:09,366
‫خودشـه؟ اسمش چیه؟

3
00:00:09,390 --> 00:00:10,606
‫هدر ریچموند

4
00:00:10,630 --> 00:00:12,030
‫«دوست‌پسر آن زمانِ هدر،

5
00:00:12,130 --> 00:00:13,606
‫الایجا کارتر، به جرم قتل وی محکوم گردید

6
00:00:13,630 --> 00:00:14,976
‫وی همچنان بر بی‌گناهی‌اش پافشاری می‌کند.»

7
00:00:15,000 --> 00:00:17,330
‫قتل هدر ریچموند کار من بود

8
00:00:17,430 --> 00:00:18,900
‫این اعتراف ورق رو برمی‌گردونه

9
00:00:18,900 --> 00:00:20,016
‫باید به دادستان فشار بیاریم

10
00:00:20,040 --> 00:00:21,440
‫تا پرونده رو دوباره باز کنه

11
00:00:21,510 --> 00:00:23,870
‫کارت‌تبریک تولده.
‫واسم پستش کردن.

12
00:00:24,710 --> 00:00:26,780
‫شاید بهتر باشه قبلش توضیح بدیم که

13
00:00:26,880 --> 00:00:28,140
‫چرا اصلاً قاتل صورتک خندان

14
00:00:28,150 --> 00:00:29,456
‫با این برنامه تماس گرفت

15
00:00:29,480 --> 00:00:31,380
‫چون اون پدرمـه

16
00:00:31,480 --> 00:00:33,900
‫فقط می‌خواستم ببینم تو هم
‫مثل بابات ردّی هستی یا نه

17
00:00:33,901 --> 00:00:35,901
‫« قاتل صورتک خندان
‫به قربانی نُهم خود اعتراف می‌کند »

18
00:00:35,902 --> 00:00:37,902
‫« دختر قاتل صورتک خندان در
‫برنامه‌ی گفتگوی سراسری درد دل کرد »

19
00:00:44,000 --> 00:00:46,500
‫« برگرفته از حقایق و پرونده‌ی واقعی »

20
00:00:47,501 --> 00:00:58,501
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

21
00:00:59,540 --> 00:01:01,410
‫میشه در مورد

22
00:01:01,550 --> 00:01:03,450
‫نحوه‌ی دستگیری پدرت حرف بزنیم؟

23
00:01:04,610 --> 00:01:07,220
‫خانمی به اسم لوئیز نلسون،

24
00:01:07,350 --> 00:01:10,720
‫بابت قتلش ازش بازجویی کردن،

25
00:01:10,820 --> 00:01:14,990
‫همین هم باعث شد اعتراف کنه

26
00:01:15,090 --> 00:01:18,700
‫به قتل اون و هفت نفر دیگه

27
00:01:19,730 --> 00:01:24,030
‫فرق لوئیز با الباقی مقتولین چی بود؟

28
00:01:24,800 --> 00:01:26,670
‫بابام می‌شناختش

29
00:01:26,770 --> 00:01:28,170
‫توی رابطه بودن

30
00:01:28,210 --> 00:01:30,410
‫می‌گفتن قراره با هم ازدواج کنن

31
00:01:30,510 --> 00:01:34,380
‫به‌نظرم نامادری باحالی می‌شد

32
00:01:38,920 --> 00:01:41,680
‫هشتگِ «الایجا را آزاد کنید»
‫مثل بمب ترکیده

33
00:01:41,690 --> 00:01:43,090
‫- جدی؟
‫- آره

34
00:01:43,190 --> 00:01:44,550
‫- حسابی مشهور شدیم، مامان
‫- اوهوم

35
00:01:44,550 --> 00:01:46,420
‫چرا من نمی‌تونم مصاحبه رو تماشا کنم؟

36
00:01:46,560 --> 00:01:49,290
‫گفتم که، بزرگتر که شدی
‫می‌تونی ببینیش

37
00:01:49,430 --> 00:01:52,400
‫آهای، آهای، برگرد اینجا.
‫بیا اینجا. خیلی‌خب.

38
00:01:52,500 --> 00:01:54,260
‫کله‌ات کو؟

39
00:01:54,360 --> 00:01:56,430
‫کله‌ات رو پیدا نمی‌کنم. کجاست؟

40
00:01:56,570 --> 00:01:57,970
‫عه ایناهاش

41
00:02:00,940 --> 00:02:03,570
‫اکثر بازخوردها مثبت هستن؟

42
00:02:03,670 --> 00:02:05,540
‫آره. ولی خب یه عده هم گفتن

43
00:02:05,540 --> 00:02:07,410
‫اشک‌های خانم سفیدپوست
‫رو محور مصاحبه کردن

44
00:02:07,510 --> 00:02:10,610
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب، دیگه گوشی بسه.
‫برید کوله‌پشتی‌هاتون رو بردارید.

45
00:02:11,420 --> 00:02:14,120
‫- می‌دونستی که پدربزرگ...
‫- بهش نگو پدربزرگ

46
00:02:14,220 --> 00:02:17,650
‫آثار هنری کیث توی اینترنت
‫به قیمت صدها دلار فروخته میشه؟

47
00:02:17,750 --> 00:02:19,690
‫الان که قضیه جنجالی‌تر شده
‫احتمالاً قیمت‌هاش گرون‌تر هم بشه

48
00:02:19,790 --> 00:02:22,430
‫هیزل، ما این کار رو
‫به خاطر پول یا شُهرت نکردیم

49
00:02:22,430 --> 00:02:24,130
‫ما... هویت‌مون رو حفظ می‌کنیم

50
00:02:24,230 --> 00:02:25,800
‫خب هویت‌مون همینـه دیگه

51
00:02:25,930 --> 00:02:28,060
‫بخشی از هویت‌مونـه

52
00:02:28,160 --> 00:02:29,800
‫توی مدرسه هم می‌تونی همین رو بگی،

53
00:02:29,900 --> 00:02:31,500
‫اگه کسی...

54
00:02:31,600 --> 00:02:32,940
‫موی دماغت شد

55
00:02:32,940 --> 00:02:35,040
‫چیزی‌مون نمیشه

56
00:02:35,140 --> 00:02:37,570
‫دوستای من برنامه‌ی دکتر گرگ رو نمی‌بینن

57
00:02:37,670 --> 00:02:39,310
‫ببخشیدا

58
00:02:39,410 --> 00:02:40,840
‫نه بابا

59
00:02:49,320 --> 00:02:50,950
‫بودا؟

60
00:02:53,520 --> 00:02:55,060
‫باریکلا پسر. یالا

61
00:03:21,450 --> 00:03:23,250
‫سلام، ادل

62
00:03:23,350 --> 00:03:24,366
‫سلام، آیوی

63
00:03:24,390 --> 00:03:26,120
‫اومدم سر بزنم

64
00:03:26,220 --> 00:03:28,290
‫ببینم اوضاع چطوری...

65
00:03:28,290 --> 00:03:29,690
‫پیش میره

66
00:03:29,830 --> 00:03:32,660
‫اوضاع خیلی عالی پیش میره

67
00:03:32,660 --> 00:03:35,570
‫چپ و راست داره اطلاعات و
‫گزارش به‌ دستمون می‌رسه

68
00:03:35,700 --> 00:03:37,076
‫- جدی؟
‫- آره

69
00:03:37,100 --> 00:03:40,440
‫واو. حالا واقعی هستن؟

70
00:03:41,540 --> 00:03:44,040
‫بیشترشون کسخلن، ولی

71
00:03:44,140 --> 00:03:46,380
‫یه مورد از راننده کامیونی داشتیم که
‫پدرت رو می‌شناخته

72
00:03:46,480 --> 00:03:47,640
‫گفته جنوب شرق تگزاس

73
00:03:47,640 --> 00:03:49,510
‫- توی مسیر دائمیش بوده
‫- اوهوم

74
00:03:49,610 --> 00:03:51,620
‫تظاهرات رو دیدی؟

75
00:03:51,720 --> 00:03:54,380
‫- چه تظاهراتی؟
‫- صدها نفر بیرونِ

76
00:03:54,480 --> 00:03:56,750
‫خونه‌ی کالاوی هستن،
‫همینطور بیرون خونه‌ی

77
00:03:56,850 --> 00:03:58,920
‫۹ قاضی دادگاه تجدید نظر تگزاس

78
00:03:59,020 --> 00:04:01,930
‫- وای خدا. جدی؟
‫- آره

79
00:04:02,060 --> 00:04:05,430
‫واو، گمونم جنجال به پا کردیم

80
00:04:05,530 --> 00:04:07,930
‫جنجال، اونم چه جنجالی

81
00:04:08,060 --> 00:04:10,670
‫اینم از خانم الهام‌بخش

82
00:04:10,670 --> 00:04:12,340
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم

83
00:04:12,340 --> 00:04:13,740
‫خوبه، خوبه، خوبه

84
00:04:13,840 --> 00:04:15,416
‫الان از صبحونه با سران شبکه برگشتم

85
00:04:15,440 --> 00:04:18,210
‫اونا خیلی هیجان‌زده‌ان، ملیسا.
‫سر از پا نمی‌شناسن.

86
00:04:18,310 --> 00:04:19,586
‫بازخورد شبکه‌های اجتماعی مثبت بوده

87
00:04:19,610 --> 00:04:21,380
‫آمار بازدید سر به فلک گذاشته

88
00:04:21,480 --> 00:04:22,786
‫همه‌ و همه دوستت دارن

89
00:04:22,810 --> 00:04:24,510
‫واسه همین می‌خوام تمام وقت

90
00:04:24,610 --> 00:04:28,080
‫روی این داستان کار کنی،
‫به‌عنوان تهیه‌کننده‌ی مشاور زیر نظر آیوی

91
00:04:28,220 --> 00:04:30,690
‫آخه واقعاً استعدادش رو هم داری

92
00:04:33,120 --> 00:04:36,490
‫من... واقعاً شغلم رو دوست دارم

93
00:04:36,590 --> 00:04:39,100
‫این کار که تموم بشه،
‫می‌تونی برگردی سر همون شغل

94
00:04:39,200 --> 00:04:41,700
‫ولی تو الان وجهه‌ی این جنبشی

95
00:04:41,800 --> 00:04:43,300
‫می‌خوام در دسترس باشی

96
00:04:43,400 --> 00:04:45,230
‫امشب بیشتر در موردش حرف می‌زنیم

97
00:04:45,230 --> 00:04:47,240
‫من و رکسان یه تدارکی دیدیم توی خونه‌مون

98
00:04:47,240 --> 00:04:49,640
‫واسه شام. بن رو با خودت بیار، خب؟

99
00:04:49,740 --> 00:04:52,580
‫- خونه‌تون؟ امشب؟
‫- آره بابا

100
00:04:52,680 --> 00:04:54,140
‫همه می‌خوان باهات آشنا بشن، ملیسا

101
00:04:54,280 --> 00:04:56,110
‫آیوی، تو هم بیا،

102
00:04:56,210 --> 00:04:57,730
‫به تابیتا میگم جزئیاتش رو برات بفرسته

103
00:04:57,810 --> 00:05:00,850
‫- من باید برم
‫- دکتر گرگ

104
00:05:03,450 --> 00:05:04,796
‫با خودت لپ‌تاپ داری؟

105
00:05:04,820 --> 00:05:08,860
‫نه. با خودم شش‌تا ریمل مختلف دارم

106
00:05:08,960 --> 00:05:10,760
‫خیلی‌خب، من برات حلش می‌کنم

107
00:05:10,760 --> 00:05:13,060
‫نگران هم نباش،
‫فقط قراره به اطلاعات ارسالی گوش کنی

108
00:05:13,160 --> 00:05:17,000
‫دنبال هر چیزی هستیم که
‫کیث رو به هدر مرتبط کنه

109
00:05:17,130 --> 00:05:19,140
‫درسته

110
00:05:19,270 --> 00:05:22,070
‫در اون مورد...

111
00:05:22,070 --> 00:05:23,910
‫آ...

112
00:05:24,010 --> 00:05:27,380
‫اینا نامه‌های باز نشده هستن

113
00:05:29,250 --> 00:05:31,920
‫پدرم گفت در مورد قتل نهم بهم گفته بوده،

114
00:05:32,020 --> 00:05:34,650
‫پس شاید واقعاً گفته باشه

115
00:05:38,820 --> 00:05:41,760
‫خب، پس گمونم من امشب به شام نمی‌رسم

116
00:05:45,000 --> 00:05:47,000
‫« خدا را اینجا دریاب »

117
00:05:48,500 --> 00:05:49,776
‫این خونه رو نگاه

118
00:05:49,800 --> 00:05:52,470
‫می‌دونم. بی‌نظیره

119
00:05:53,170 --> 00:05:55,510
‫- احوالت چطوره؟
‫- خوبه

120
00:05:55,610 --> 00:05:57,840
‫فقط یه قرار شامـه، نه؟

121
00:05:57,940 --> 00:05:59,610
‫فقط یه شامـه

122
00:06:00,410 --> 00:06:03,180
‫- میشه دور بزنیم؟
‫- البته که میشه

123
00:06:03,310 --> 00:06:05,210
‫میشه لطفاً برگردیم؟

124
00:06:05,310 --> 00:06:08,020
‫خوش آمدید. کت‌تون رو می‌دید بهم؟

125
00:06:08,120 --> 00:06:09,820
‫اوه، آره. خیلی ممنون

126
00:06:09,820 --> 00:06:12,020
‫- آره
‫- میشه اینو نگه داری؟

127
00:06:12,160 --> 00:06:13,690
‫خیلی‌خب

128
00:06:13,790 --> 00:06:16,090
‫- ممنون
‫- ممنون

129
00:06:17,060 --> 00:06:18,436
‫- مرسی
‫- بفرما

130
00:06:18,460 --> 00:06:20,500
‫عه، اوناهاشش

131
00:06:20,600 --> 00:06:22,970
‫- اوناهاشش
‫- حس عجیبی دارم

132
00:06:22,970 --> 00:06:25,740
‫- نباید گِن می‌پوشیدم
‫- عجب جاییـه

133
00:06:25,870 --> 00:06:27,640
‫اینم از خانم محبوب!

134
00:06:27,640 --> 00:06:29,510
‫- سلام
‫- ملیسا

135
00:06:29,610 --> 00:06:31,910
‫- سلام
‫- محشر شدی

136
00:06:32,040 --> 00:06:33,440
‫- اوه
‫- آره

137
00:06:33,540 --> 00:06:34,810
‫- سلام گرگ، خوشبختم
‫- از دیدنت خوشحالم

138
00:06:34,810 --> 00:06:36,350
‫- من هم همینطور
‫- آره، آره

139
00:06:36,450 --> 00:06:37,910
‫این خونه معرکه‌ست

140
00:06:38,050 --> 00:06:39,480
‫همه‌اش کار همسرمـه، رکسان

141
00:06:39,480 --> 00:06:42,300
‫- ثمره‌ی زحمات عاشقانه‌اشـه
‫- نه، ثمره‌ی زحمات عاشقانه‌ام تویی،

142
00:06:42,301 --> 00:06:44,090
‫عزیزم

143
00:06:44,220 --> 00:06:47,220
‫خیلی ممنون که دعوت‌مون کردید.
‫اینا واسه شماست.

144
00:06:47,320 --> 00:06:49,020
‫ممنون. باعث افتخارمونـه

145
00:06:49,030 --> 00:06:50,730
‫حالا بیاید، یه نوشیدنی میل کنید،

146
00:06:50,860 --> 00:06:52,400
‫- با بقیه آشنا شید
‫- آره، بفرمایید داخل

147
00:06:52,500 --> 00:06:54,160
‫- شامپاین؟
‫- ممنون

148
00:06:54,260 --> 00:06:56,146
‫- خیلی ممنون. نوش
‫- خیلی ممنون. مرسی

149
00:06:56,170 --> 00:06:58,370
‫- این لیدیاست، بهترین دوستم
‫- سلام

150
00:06:58,470 --> 00:07:01,670
‫- ایشون اِدیـه، مدیر برنامه‌های گرگ
‫- سلام. خوشبختم

151
00:07:01,670 --> 00:07:04,170
‫- و کرین، کارگزار ادبی ِگرگ
‫- خوشبختم

152
00:07:04,170 --> 00:07:06,880
‫و فرانسیس، رئیس رسانه‌ی گِرگریوس پیکچرز

153
00:07:06,880 --> 00:07:08,280
‫خوشبختم

154
00:07:08,380 --> 00:07:09,950
‫این... این بن‌ـه

155
00:07:10,050 --> 00:07:11,256
‫خوبید؟ شرمنده

156
00:07:11,280 --> 00:07:12,920
‫خب، خیلی...

157
00:07:13,050 --> 00:07:16,020
‫برگام ریخته که همگی ساکن سیاتل هستید

158
00:07:17,390 --> 00:07:19,560
‫نه، من... همه رو با پرواز آوردم

159
00:07:19,560 --> 00:07:20,866
‫اوه

160
00:07:20,890 --> 00:07:22,990
‫رویدادی چیزی دارید؟

161
00:07:24,960 --> 00:07:26,600
‫آره، همین رویداد

162
00:07:26,700 --> 00:07:28,200
‫شام حاضره

163
00:07:28,300 --> 00:07:31,400
‫- آره، بریم غذا بخوریم
‫- بریم؟

164
00:07:45,950 --> 00:07:48,480
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- پشمام، مکس! زاغ‌سیاه منو چوب می‌زنی؟

165
00:07:48,590 --> 00:07:51,150
‫تویی که می‌خوای دزدکی
‫گاوصندوق مامان رو باز کنی

166
00:07:51,250 --> 00:07:53,460
‫تاریخ تولدمون رو زدم واسه رمزش، ولی نشد

167
00:07:53,560 --> 00:07:55,860
‫فکر کنم سالگرد ازدواجشون باشه

168
00:07:57,160 --> 00:07:59,900
‫میشه پاستا رو داغ کنی؟ گشنمه

169
00:08:00,000 --> 00:08:01,800
‫خب از ماکروفر استفاده کن

170
00:08:35,800 --> 00:08:38,330
‫موانعی که جلوی روت هستن واقعی‌ان،

171
00:08:38,430 --> 00:08:41,940
‫اما هیچ‌کدوم‌شون چیزی نیست که
‫نتونی از پسش بربیای.

172
00:08:41,940 --> 00:08:45,140
‫همه‌چی با یه نگرش مثبت شروع میشه

173
00:08:45,240 --> 00:08:46,880
‫باور به خودت

174
00:08:47,010 --> 00:08:51,380
‫اینکه باور کنی دقیقاً همونجایی هستی
‫که باید باشی،

175
00:08:51,480 --> 00:08:56,420
‫در حال حرکت در مسیری که
‫فقط برای تو ساخته شده

176
00:09:10,930 --> 00:09:13,070
‫چیه؟

177
00:09:15,140 --> 00:09:17,210
‫- چیه؟
‫- یه مردی توی تگزاسـه

178
00:09:17,340 --> 00:09:19,080
‫البته... زنـه

179
00:09:19,180 --> 00:09:22,980
‫میگه برادرش مدرکی داره که
‫کیث، هدر رو کشته

180
00:09:23,080 --> 00:09:24,510
‫- بذار ببینم
‫- خیلی‌خب

181
00:09:31,000 --> 00:09:34,000
‫« آثار هنری کیث جسپرسون برای فروش »

182
00:09:43,001 --> 00:09:45,001
‫« نقاشی اسکلت تبر به دست »
‫« ۱۶۵ دلار، فروخته شده »

183
00:09:50,002 --> 00:09:52,002
‫« ساخت پروفایل فروشنده »

184
00:10:03,490 --> 00:10:08,190
‫اگر در مسیری که برای تو
‫تعیین شده بمونی، اگر اعتماد کنی،

185
00:10:08,190 --> 00:10:11,460
‫دقیقاً به جایی که باید برسی، می‌رسی.

186
00:10:41,000 --> 00:10:42,530
‫توی رونوشت ثبت بشه که

187
00:10:42,630 --> 00:10:44,930
‫آقای جسپرسون به قتلِ

188
00:10:45,030 --> 00:10:48,300
‫لوئیز نلسون اعتراف کرده

189
00:10:48,400 --> 00:10:50,700
‫گویا قبل از اعلام حکم، یک بیانیه‌ی

190
00:10:50,800 --> 00:10:53,140
‫تأثیر جرم از خانواده‌ی مقتول داریم

191
00:11:02,150 --> 00:11:04,550
‫«بنده اشتون مک‌براید هستم.

192
00:11:05,980 --> 00:11:09,020
‫لوئیز نلسون مادرم بود

193
00:11:11,420 --> 00:11:13,720
‫اون پرتوی نوری بود در دنیای تاریک

194
00:11:18,760 --> 00:11:23,000
‫این مرد مادرم رو کُشته

195
00:11:23,100 --> 00:11:25,030
‫چرا باید بتونه مصالحه کنه

196
00:11:25,130 --> 00:11:28,100
‫تا مجازات اعدام نصیبش نشه؟

197
00:11:29,270 --> 00:11:30,670
‫این عدالت نیست

198
00:11:30,740 --> 00:11:33,840
‫این کسشعر محضـه.»

199
00:11:43,020 --> 00:11:45,650
‫آهای، آهای. نگهبان؟

200
00:11:47,320 --> 00:11:48,660
‫- نگهبان، بگیرش
‫- بس کن!

201
00:11:48,660 --> 00:11:50,460
‫ولش کن! ولش کن!

202
00:11:50,460 --> 00:11:52,400
‫جناب قاضی، اینجا امنیت نداره!

203
00:11:58,330 --> 00:11:59,800
‫سلام

204
00:11:59,800 --> 00:12:01,840
‫سلام رفیق

205
00:12:01,840 --> 00:12:03,710
‫من اش هستم

206
00:12:03,810 --> 00:12:05,270
‫این بودائـه

207
00:12:06,640 --> 00:12:08,850
‫مامانت خونه‌ست؟

208
00:13:02,130 --> 00:13:04,706
‫- پیش‌غذا. نوش جان
‫- محشره، سرآشپز

209
00:13:04,730 --> 00:13:06,140
‫- خیلی ممنون
‫- مرسی

210
00:13:06,240 --> 00:13:07,970
‫- کسی بازم شراب می‌خواد؟
‫- صد درصد

211
00:13:08,070 --> 00:13:09,146
‫خب ملیسا،

212
00:13:09,170 --> 00:13:10,970
‫هنوز با کرین حرف نزدی؟

213
00:13:11,070 --> 00:13:13,180
‫نابغه‌ست. چهار تا از کتاب‌هام رو فروخته

214
00:13:13,310 --> 00:13:15,140
‫به زودی میشه پنج تا

215
00:13:15,240 --> 00:13:17,450
‫در مورد اولین کتابت فکر کردی، ملیسا؟

216
00:13:20,650 --> 00:13:22,920
‫اوه...

217
00:13:23,020 --> 00:13:25,190
‫من؟...

218
00:13:25,320 --> 00:13:27,160
‫کتاب بنویسم؟ نه

219
00:13:27,290 --> 00:13:30,330
‫البته! همین فردا می‌تونم
‫واست یه قرارداد جور کنم

220
00:13:30,460 --> 00:13:32,600
‫«کابوس‌های پدرم» چطوره؟

221
00:13:32,700 --> 00:13:34,330
‫مثل کتاب اول باراک اوباما
‫[رویاهای پدرم]

222
00:13:34,430 --> 00:13:36,800
‫- آره...
‫- یه چیز ساده‌تر چطوره؟

223
00:13:36,800 --> 00:13:38,200
‫«دختر قاتل سریالی»

224
00:13:38,300 --> 00:13:39,700
‫تکراریـه

225
00:13:39,740 --> 00:13:41,640
‫- گمونم سعی کردم همینو انتخاب کنم
‫- آره

226
00:13:41,740 --> 00:13:44,540
‫یا می‌تونی عنوان بامزه انتخاب کنی.
‫«مشکلات با پدر»

227
00:13:44,640 --> 00:13:46,640
‫راستش... بامزه نیست

228
00:13:54,620 --> 00:13:56,150
‫خوشمزه‌ست

229
00:13:57,690 --> 00:14:00,660
‫آره، صورتک خندان. بریم براش!

230
00:14:00,760 --> 00:14:02,690
‫پف‌فیل نیاوردی، داروغه؟

231
00:14:02,790 --> 00:14:06,200
‫آروم باشید...
‫وگرنه پخشش نمی‌کنم

232
00:14:06,300 --> 00:14:07,700
‫آروم نشستیم

233
00:14:07,730 --> 00:14:09,130
‫آره

234
00:14:12,770 --> 00:14:14,600
‫خب، ملیسا؟

235
00:14:14,700 --> 00:14:16,300
‫می‌خواستم بگم که شجاعتی که

236
00:14:16,301 --> 00:14:18,980
‫جلوی دوربین به خرج دادی
‫منو تحت تأثیر قرار داد

237
00:14:19,080 --> 00:14:20,710
‫ممنون

238
00:14:20,840 --> 00:14:23,880
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم چی کشیدی

239
00:14:24,010 --> 00:14:25,410
‫غیر قابل تصوره

240
00:14:25,480 --> 00:14:27,850
‫تازه به خاطر مقررات و سیاست‌های شبکه

241
00:14:27,950 --> 00:14:29,790
‫نتونست جاهای دارک‌ترش رو بگه

242
00:14:29,890 --> 00:14:32,060
‫منظورت چیه؟

243
00:14:33,220 --> 00:14:34,360
‫گربه‌ها

244
00:14:34,360 --> 00:14:35,666
‫آره، اون...

245
00:14:35,690 --> 00:14:37,730
‫این بحث واسه شام مناسب نیست

246
00:14:37,830 --> 00:14:41,600
‫آره، لازم نیست در این مورد حرف بزنیم

247
00:14:41,700 --> 00:14:44,100
‫حالا دیگه بدتر دلم می‌خواد بدونم

248
00:14:47,340 --> 00:14:48,740
‫آ...

249
00:14:49,470 --> 00:14:52,210
‫خب...

250
00:14:55,840 --> 00:14:58,580
‫بچه که بودم،

251
00:14:58,710 --> 00:15:00,680
‫یه گربه توی انباری داشتیم،

252
00:15:00,680 --> 00:15:02,920
‫که چندتا بچه‌گربه زایید

253
00:15:03,020 --> 00:15:04,790
‫و...

254
00:15:04,890 --> 00:15:06,066
‫خیلی ناز بودن

255
00:15:06,090 --> 00:15:07,490
‫من...

256
00:15:07,560 --> 00:15:09,390
‫با شیشه‌شیر بهشون غذا می‌دادم

257
00:15:10,260 --> 00:15:12,560
‫ولی بعدش...

258
00:15:13,530 --> 00:15:16,000
‫پدرم فهمید و اون...

259
00:15:17,000 --> 00:15:19,600
‫یکی‌شون رو اونقدر فشار داد تا مُرد

260
00:15:19,700 --> 00:15:21,840
‫به چشم خودم دیدم

261
00:15:22,740 --> 00:15:24,710
‫بعدش هم...

262
00:15:24,810 --> 00:15:27,640
‫بقیه‌شون رو...

263
00:15:28,480 --> 00:15:30,980
‫از دُم‌شون بست به بندِ لباس

264
00:15:31,080 --> 00:15:33,820
‫اونقدر خودشون رو خراشیدن تا مُردن

265
00:15:34,680 --> 00:15:36,026
‫وای خدا

266
00:15:36,050 --> 00:15:38,750
‫لابد کلی پول بابت جلسات روان‌درمانی دادی

267
00:15:38,750 --> 00:15:40,820
‫راستش تابحال نرفتم

268
00:15:40,960 --> 00:15:42,490
‫خب، آخه حداقل

269
00:15:42,630 --> 00:15:45,090
‫یه جلسه که با من داشتی، مگه نه؟

270
00:15:45,190 --> 00:15:47,060
‫حتی بعد از ماجرای گربه‌ها،

271
00:15:47,060 --> 00:15:50,370
‫مادرت اصلاً نمی‌دونست که
‫یه خبرهایی هست؟

272
00:15:50,470 --> 00:15:52,600
‫اون با زن‌هایی که مورد خشونت
‫قرار گرفتن کار می‌کنه،

273
00:15:52,700 --> 00:15:54,670
‫که شاید به نظر شبیه کفاره و جبران بیاد

274
00:15:54,800 --> 00:15:57,410
‫چطوری با همچین پدر و مادری بزرگ شدی
‫و خودت اینقدر عادی بار اومدی؟

275
00:16:01,780 --> 00:16:04,080
‫- من میرم سرویس بهداشتی
‫- خوبی؟

276
00:16:04,180 --> 00:16:06,350
‫آره، خوبم

277
00:16:10,850 --> 00:16:12,620
‫اونجا محل شادی‌مون بود

278
00:16:12,720 --> 00:16:15,490
‫محل امن‌مون

279
00:16:15,590 --> 00:16:16,990
‫من...

280
00:16:17,090 --> 00:16:18,990
‫راستش اولین خاطره‌ام از اونجاست

281
00:16:19,130 --> 00:16:22,270
‫فقط یه تصویر کوتاهـه،
‫ولی مامانم...

282
00:16:22,370 --> 00:16:23,970
‫منو بغل کرده بود،

283
00:16:23,970 --> 00:16:26,600
‫و پدرم از اون طرف رودخونه

284
00:16:26,700 --> 00:16:28,970
‫بهمون لبخند می‌زد

285
00:16:30,140 --> 00:16:33,840
‫تو پدرت رو دوست داشتی

286
00:16:35,010 --> 00:16:36,680
‫آره

287
00:16:36,810 --> 00:16:38,480
‫هنوز هم داری

288
00:16:38,480 --> 00:16:40,380
‫- نه
‫- ملیسا...

289
00:16:40,480 --> 00:16:41,880
‫نه

290
00:16:41,950 --> 00:16:43,990
‫می‌دونم شاید واست زجرآور باشه،

291
00:16:43,990 --> 00:16:46,150
‫ولی میشه راجع به جنایت‌های پدرت...

292
00:16:46,160 --> 00:16:47,860
‫رفیق، دختره چقدر جذابـه

293
00:16:47,960 --> 00:16:50,090
‫وارد جزئیات نمی‌شیم

294
00:16:53,200 --> 00:16:54,900
‫توی جاده سوارشون می‌کرد

295
00:16:55,030 --> 00:16:56,500
‫اون معمولاً...

296
00:16:56,500 --> 00:16:58,030
‫مراقب حرف زدنت باش

297
00:16:58,170 --> 00:17:00,840
‫وگرنه؟

298
00:17:00,840 --> 00:17:03,000
‫جوری نشون می‌داد که
‫انگار قابل اعتماده

299
00:17:03,010 --> 00:17:04,910
‫اونا...

300
00:17:05,040 --> 00:17:06,510
‫دخترهای خیابونی بودن؟ فاحشه‌ها؟

301
00:17:06,610 --> 00:17:09,380
‫بعضی‌هاشون کارگر جنسی بودن، آره

302
00:17:09,510 --> 00:17:11,980
‫سکس‌شون به تجاوز ختم می‌شد

303
00:17:11,980 --> 00:17:13,720
‫و خفه‌کردن

304
00:17:13,850 --> 00:17:16,820
‫بعدش هم، اجسادشون رو
‫توی حومه‌ی شهر ول می‌کرد

305
00:17:16,920 --> 00:17:19,960
‫خیلی‌هاشون سال‌های سال پیدا نشدن

306
00:17:36,000 --> 00:17:37,500
‫« تماس از شماره‌ی خصوصی »

307
00:17:39,680 --> 00:17:41,080
‫ببخشید؟

308
00:17:42,850 --> 00:17:45,010
‫برادرم...

309
00:17:45,010 --> 00:17:48,520
‫یکی رو به قتل رسونده

310
00:17:50,390 --> 00:17:52,420
‫اوه، خیلی‌خب

311
00:17:56,260 --> 00:17:58,490
‫می‌خوای درموردش حرف بزنی؟

312
00:17:59,360 --> 00:18:01,430
‫به خاطر مواد مخدر بود

313
00:18:01,530 --> 00:18:02,906
‫ولی مدام به این فکر می‌کنم که

314
00:18:02,930 --> 00:18:05,830
‫اگه بیشتر سعی می‌کردم
‫بفرستمش کمپ ترک اعتیاد...

315
00:18:06,940 --> 00:18:08,340
‫اسمت چیه؟

316
00:18:08,370 --> 00:18:09,586
‫هانا

317
00:18:09,610 --> 00:18:11,440
‫هانا؟

318
00:18:11,540 --> 00:18:13,680
‫ببین...

319
00:18:15,740 --> 00:18:18,210
‫انگار داری خودت رو سرزنش می‌کنی

320
00:18:18,310 --> 00:18:20,120
‫و...

321
00:18:20,220 --> 00:18:22,820
‫تو هم قربانی خشونت بودی

322
00:18:24,050 --> 00:18:26,220
‫بیا بغلم

323
00:18:29,330 --> 00:18:30,960
‫خیلی متأسفم

324
00:18:32,260 --> 00:18:33,506
‫بهتره برگردم

325
00:18:33,530 --> 00:18:35,500
‫- شرمنده. آره
‫- باشه

326
00:18:41,600 --> 00:18:43,170
‫الو؟

327
00:18:43,270 --> 00:18:46,840
‫اصلاً قصد داشتی بهم زنگ بزنی؟

328
00:18:46,980 --> 00:18:49,680
‫چی؟ چرا بهم زنگ زدی؟

329
00:18:49,780 --> 00:18:51,680
‫اصلاً چطوری شماره‌مو پیدا کردی؟

330
00:18:51,780 --> 00:18:53,380
‫نکنه خیال کردی نمی‌تونم

331
00:18:53,480 --> 00:18:55,580
‫موبایل شخصی داشته باشم؟
‫همچین فکری می‌کنی؟

332
00:18:55,580 --> 00:18:57,020
‫خیال کردی دستم کوتاهـه؟

333
00:18:57,150 --> 00:18:58,650
‫نه، نمی‌دونم مشکلت چیه،

334
00:18:58,790 --> 00:19:00,590
‫ولی نمی‌تونم باهاش سر و کله بزنم

335
00:19:00,690 --> 00:19:02,460
‫مشکل من

336
00:19:02,460 --> 00:19:04,330
‫اینـه که دخترم،

337
00:19:04,430 --> 00:19:06,030
‫که ظاهراً

338
00:19:06,160 --> 00:19:09,000
‫اونقدر خودخواهـه که خیال می‌کنه

339
00:19:09,100 --> 00:19:12,540
‫می‌تونه وارد مهم‌ترین
‫داستان جنایی سال بشه...

340
00:19:12,670 --> 00:19:14,670
‫داستانِ من...

341
00:19:14,770 --> 00:19:17,940
‫و با هر زحمتی کل ماجرا رو
‫به خودش تعمیم بده

342
00:19:17,940 --> 00:19:20,380
‫همیشه می‌خواستی ستاره بشی

343
00:19:20,480 --> 00:19:22,250
‫شوخیت گرفته؟

344
00:19:22,350 --> 00:19:24,450
‫ولی نگران نباش، خانم‌خانما

345
00:19:24,550 --> 00:19:26,850
‫چون ایالت تگزاس

346
00:19:26,950 --> 00:19:28,850
‫با توپ پر میاد سراغم

347
00:19:28,950 --> 00:19:31,450
‫بعدش دقیقاً به همون چیزی می‌رسی

348
00:19:31,550 --> 00:19:34,290
‫که تمام مدت می‌خواستی

349
00:19:35,190 --> 00:19:38,600
‫اینکه من به جای الایجا
‫با تزریق مرگبار اعدام بشم

350
00:19:41,330 --> 00:19:43,370
‫من همچین حرفی نزدم

351
00:19:43,470 --> 00:19:44,670
‫باید برم

352
00:19:44,670 --> 00:19:47,270
‫وایسا، وایسا، وایسا

353
00:19:48,040 --> 00:19:49,540
‫کدوم داروغه اون حرف رو بهت زد؟

354
00:19:49,640 --> 00:19:51,310
‫- چی؟
‫- نگهبان زندان

355
00:19:51,410 --> 00:19:53,400
‫کدوم نگهبان بهت گفت که

356
00:19:53,401 --> 00:19:56,340
‫مثل من روانی هستی؟

357
00:19:56,350 --> 00:19:58,410
‫باست بود؟

358
00:19:58,550 --> 00:20:01,020
‫کله‌اش طاسـه

359
00:20:01,120 --> 00:20:02,650
‫می‌خواد همه خیال کنن

360
00:20:02,750 --> 00:20:03,796
‫گردن‌کلفتـه

361
00:20:03,820 --> 00:20:05,890
‫باید برم، بابا

362
00:20:06,020 --> 00:20:07,590
‫مطمئن بودم خودشـه

363
00:20:07,690 --> 00:20:09,830
‫دیگه بهم زنگ نزن

364
00:20:19,570 --> 00:20:21,740
‫شرمنده که نمی‌تونم دعوتت کنم داخل

365
00:20:21,840 --> 00:20:24,210
‫شرمنده نباش

366
00:20:24,310 --> 00:20:27,080
‫همین عالیه

367
00:20:27,910 --> 00:20:30,210
‫هیچ ملالی نیست

368
00:20:34,880 --> 00:20:38,790
‫من هم وقتی هم‌سن تو بودم،
‫خیلی تنهام میذاشتن

369
00:20:39,790 --> 00:20:42,830
‫حالم به‌هم می‌خورد که بین خاله‌ام،

370
00:20:42,930 --> 00:20:45,090
‫مادربزرگم و

371
00:20:45,230 --> 00:20:47,430
‫گاهی مامانم پاسکاری می‌شدم

372
00:20:49,100 --> 00:20:52,030
‫تنها بودن واسم راحت‌تر شد

373
00:20:52,130 --> 00:20:53,640
‫من تنها نیستم

374
00:20:53,770 --> 00:20:55,500
‫خواهرم داخلـه

375
00:20:57,110 --> 00:20:59,110
‫جدی؟

376
00:20:59,910 --> 00:21:01,440
‫چند سالشـه؟

377
00:21:02,240 --> 00:21:04,010
تازه ۱۵شو پُر کرد

378
00:21:04,110 --> 00:21:06,000
‫شما به پیغام‌گیر

379
00:21:06,001 --> 00:21:09,650
‫رئیس زندان ایالت اورگن وصل شده‌اید

380
00:21:09,750 --> 00:21:11,490
‫برای گذاشتن پیغام، کلید یک را فشار دهید

381
00:21:12,990 --> 00:21:15,090
‫پدرم اونجا زندانیـه

382
00:21:15,190 --> 00:21:18,130
‫اسمش کیث جسپرسونـه

383
00:21:18,260 --> 00:21:20,330
‫به نظرم بهتره بدونید که

384
00:21:20,430 --> 00:21:23,270
‫اون یجور تلفن مخفی داره و

385
00:21:23,370 --> 00:21:26,470
‫دیگه نباید باهاش به من زنگ بزنه

386
00:21:26,570 --> 00:21:29,470
‫هر چه سریع‌تر. خیلی ممنون

387
00:21:29,570 --> 00:21:31,870
‫خداحافظ

388
00:21:33,740 --> 00:21:35,640
‫همه‌چی روبراهـه؟

389
00:21:37,880 --> 00:21:40,480
‫آره، همه‌چی مرتبـه

390
00:21:40,620 --> 00:21:42,790
‫مرتب؟

391
00:21:44,920 --> 00:21:46,620
‫خیلی‌خب

392
00:21:46,720 --> 00:21:48,960
‫شاید اوضاع...

393
00:21:50,360 --> 00:21:52,360
‫یکمی مرتب نیست

394
00:21:56,700 --> 00:21:58,270
‫آخه...

395
00:21:58,370 --> 00:22:00,740
‫آخه هضمش واسم زیادی سنگینـه

396
00:22:03,170 --> 00:22:05,710
‫می‌دونی من...

397
00:22:07,180 --> 00:22:10,550
‫توی لس‌آنجلس واسه خودم اسم و
‫رسمی در کردم، همه‌چی داشتم

398
00:22:11,350 --> 00:22:14,150
‫ولی آخرش فهمیدم که ازش بدم میاد

399
00:22:14,150 --> 00:22:16,490
‫خورشیدش آدمو پیر می‌کنه

400
00:22:17,520 --> 00:22:19,390
‫پس برنامه رو به اینجا منتقل کردم

401
00:22:20,190 --> 00:22:21,660
‫آرامش و سکوتش رو دوست دارم

402
00:22:21,760 --> 00:22:24,330
‫درخت‌ها رو... دوست دارم

403
00:22:24,430 --> 00:22:27,330
‫دوست داری اون ماهی گنده‌ی
‫توی برکه‌ی کوچیک باشی

404
00:22:30,300 --> 00:22:32,400
‫خیلی‌خب

405
00:22:33,200 --> 00:22:34,870
‫نکته‌ی حرفم اینـه که

406
00:22:34,970 --> 00:22:37,240
‫خواسته‌هات قابل تغییر هستن

407
00:22:37,370 --> 00:22:39,140
‫اگه انعطاف نشون بدی

408
00:22:40,240 --> 00:22:42,710
‫پس می‌خوای یه کتاب بنویسم
‫تا آدم‌های پولدار رو سرگرم کنه

409
00:22:42,850 --> 00:22:45,910
‫که با من مثل یه حیوون
‫باغ‌وحش رفتار می‌کنن؟

410
00:22:46,050 --> 00:22:47,920
‫شگفتی...

411
00:22:48,050 --> 00:22:49,590
‫قدرت رو در پی داره

412
00:22:50,500 --> 00:22:52,000
‫هر کدوم از آدمای دور اون میز

413
00:22:52,001 --> 00:22:53,836
‫واسه کار کردن با تو سر و دست می‌شکونن

414
00:22:53,860 --> 00:22:55,236
‫من واسه این پیش‌قدم نشدم

415
00:22:55,260 --> 00:22:57,090
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

416
00:22:57,190 --> 00:22:58,890
‫ولی این لحظه‌ی سرنوشت‌ساز توئـه

417
00:22:58,990 --> 00:23:01,500
‫باید پدرت رو از ذهنت خارج کنی،

418
00:23:01,500 --> 00:23:03,100
‫تا بتونی بفهمی که

419
00:23:03,230 --> 00:23:05,670
‫قراره با این‌همه مسائل چیکار کنی

420
00:23:07,900 --> 00:23:09,610
‫آدمی که می‌خوای باشی

421
00:23:19,180 --> 00:23:21,450
‫سلام، بله، آقای گریفین؟

422
00:23:21,550 --> 00:23:23,790
‫آیوی کمپل هستم از برنامه‌ی دکتر گرگ

423
00:23:23,890 --> 00:23:26,460
‫خیلی ممنونم که این وقتِ شب
‫جواب تلفنم رو دادید

424
00:23:26,590 --> 00:23:28,660
‫البته، آیوی،

425
00:23:28,760 --> 00:23:29,966
‫ولی هارولد صدام کن

426
00:23:29,990 --> 00:23:31,460
‫حتماً، خب...

427
00:23:31,560 --> 00:23:35,200
‫همکارم یه خبری از خواهرتون باربارا
‫به دستش رسید

428
00:23:35,300 --> 00:23:37,770
‫گفت شما یه برنامه‌ی هنری
‫در زندان اجرا می‌کنید؟

429
00:23:37,870 --> 00:23:39,246
‫و کیث جسپرسون رو

430
00:23:39,270 --> 00:23:41,540
‫توی یکی از اون کارگاه‌های خلاقیت دیدید؟

431
00:23:41,640 --> 00:23:43,340
‫کیث؟

432
00:23:43,440 --> 00:23:45,740
‫باربارا چی بهتون گفت؟

433
00:23:45,740 --> 00:23:49,550
‫نه. من، به الایجا کارتر آموزش دادم

434
00:23:50,680 --> 00:23:52,250
‫الایجا یه آهنگ نوشت

435
00:23:52,251 --> 00:23:54,880
‫هنوز نوار ضبط‌شده‌اش رو دارم

436
00:23:55,650 --> 00:23:57,490
‫بفرستمش؟

437
00:23:59,690 --> 00:24:01,160
‫بهترین قسمتِ امشب بود

438
00:24:01,260 --> 00:24:02,636
‫خب، به بقیه کمک می‌کنی

439
00:24:02,660 --> 00:24:04,130
‫تو هم به من کمک می‌کنی

440
00:24:04,130 --> 00:24:05,806
‫مرسی که تمام‌قد پشتم وایستادی

441
00:24:05,830 --> 00:24:07,660
‫با اینکه فقط واسه غذاش اومده بودی

442
00:24:07,760 --> 00:24:10,300
‫- غذا واقعاً خوب بود
‫- خوبه

443
00:24:11,770 --> 00:24:13,540
‫آره، خسته‌ام

444
00:24:13,670 --> 00:24:15,200
‫خدا رو شکر که تموم شد

445
00:24:15,340 --> 00:24:17,070
‫باید برم دستشویی

446
00:24:17,170 --> 00:24:19,410
‫بچه‌ها به این زودی رفتن خوابیدن؟

447
00:24:20,780 --> 00:24:23,050
‫- الان برمی‌گردم پایین
‫- باشه

448
00:24:33,890 --> 00:24:35,620
‫آفرین پسر خوب، بودا

449
00:24:35,620 --> 00:24:38,930
‫پسر خوب

450
00:24:40,930 --> 00:24:42,770
‫برو که رفتی

451
00:24:49,300 --> 00:24:51,110
‫سلام، مکس

452
00:24:51,210 --> 00:24:53,380
‫سلام، مامان

453
00:24:54,710 --> 00:24:56,110
‫بودا؟

454
00:24:57,250 --> 00:24:58,526
‫مامان

455
00:24:58,550 --> 00:25:00,120
‫سلام

456
00:25:02,850 --> 00:25:04,250
‫سلام پسرم

457
00:25:04,320 --> 00:25:05,626
‫سلام مامان

458
00:25:05,650 --> 00:25:07,350
‫این سگِ کیه؟

459
00:25:07,360 --> 00:25:08,636
‫اوه

460
00:25:08,660 --> 00:25:10,430
‫این بودائـه

461
00:25:10,560 --> 00:25:12,760
‫دوستت هم اینجاست

462
00:25:17,970 --> 00:25:20,270
‫مکس، برو داخل

463
00:25:20,400 --> 00:25:22,610
‫- چی؟
‫- برو

464
00:25:24,440 --> 00:25:26,610
‫- همین الان
‫- ولی...

465
00:25:26,710 --> 00:25:28,510
‫ولی... اون...

466
00:25:28,610 --> 00:25:30,610
‫- برو داخل!
‫- گفت دوستید

467
00:25:30,750 --> 00:25:33,280
‫همین الان به بابات بگو زنگ بزنه پلیس

468
00:25:34,720 --> 00:25:38,250
‫شاید ذهنت پر از افکار تاریک باشه

469
00:25:39,450 --> 00:25:42,090
‫ترس، اضطراب،

470
00:25:42,190 --> 00:25:43,760
‫نفرت

471
00:25:45,560 --> 00:25:46,836
‫نفرت

472
00:25:46,860 --> 00:25:49,530
‫ولی اگه مانع‌شون نشی،

473
00:25:49,530 --> 00:25:52,200
‫اون‌وقت جلوی قدرتت رو نمی‌گیرن

474
00:25:52,300 --> 00:25:54,900
‫خیلی‌خب... زنگ زدیم پلیس

475
00:25:55,000 --> 00:25:56,400
‫الان می‌رسن

476
00:25:56,500 --> 00:25:58,640
‫- و کمکت می‌کنن...
‫- ملیسا!

477
00:25:58,770 --> 00:26:00,780
‫ملیسا

478
00:26:01,740 --> 00:26:04,450
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونه کمکم کنه

479
00:26:09,820 --> 00:26:11,690
‫اش؟

480
00:26:13,390 --> 00:26:15,620
‫چرا اومدی اینجا؟

481
00:26:15,760 --> 00:26:17,990
‫فقط می‌خواستم ببینم زندگیت

482
00:26:18,130 --> 00:26:20,030
‫الان چطوریـه

483
00:26:20,130 --> 00:26:22,970
‫انگار همه‌چی خیلی روبراهـه

484
00:26:23,100 --> 00:26:26,100
‫خیلی خوشحالم که اوضاع بر وفق مرادتـه

485
00:26:26,100 --> 00:26:29,600
‫و من، می‌خواستم بدونی که چقدر...

486
00:26:29,600 --> 00:26:32,410
‫خیلی‌ خیلی خوش‌شانسی که

487
00:26:32,410 --> 00:26:35,180
‫بچه‌های وامونده‌ات اینجان

488
00:26:37,450 --> 00:26:39,680
‫چطوری روت میشه که عکسش رو

489
00:26:39,820 --> 00:26:41,750
‫توی تلویزیون پخش کنی، جنده!

490
00:26:41,850 --> 00:26:43,320
‫- اون مثل بقیه نبود!
‫- بن!

491
00:26:43,420 --> 00:26:45,426
‫- اون آواره نبود!
‫- همین الان زنگ بزن پلیس!

492
00:26:45,450 --> 00:26:47,166
‫- این دیگه کدوم خریـه، ملیسا؟
‫- اون فاحشه نبود لامصب!

493
00:26:47,190 --> 00:26:49,420
‫- برو پایین!
‫- برو! مکس، همین الان برو پایین!

494
00:26:49,420 --> 00:26:51,000
‫هیچ‌وقت‌ هم با پدر پست‌فطرتت
‫ازدواج نکرده بود!

495
00:26:51,001 --> 00:26:52,281
‫همین الان برو توی اتاق خواهرت!

496
00:26:52,290 --> 00:26:54,160
‫- منو نگاه کن! تو هیچوقت اونو ندیدی؟
‫- الو؟ بله

497
00:26:54,300 --> 00:26:56,236
‫- حتی یه بار هم ندیدی!
‫- همین الان باید پلیس بیاد خونه‌مون

498
00:26:56,260 --> 00:26:57,776
‫- دروغگوی کثیف!
‫- از اینجا برو!

499
00:26:57,800 --> 00:26:59,770
‫- دروغ میگی! دروغ میگی!
‫- لطفاً برو

500
00:26:59,770 --> 00:27:01,470
‫- لطفاً برو
‫- برو پایین

501
00:27:01,570 --> 00:27:03,570
‫- از اینجا برو!
‫- آهای، گورت رو از اینجا گم کن!

502
00:27:03,640 --> 00:27:05,446
‫- هیزل، ببرش توی اتاقت!
‫- شما دو تا برید پایین!

503
00:27:05,470 --> 00:27:07,310
‫- برید، در رو قفل کنید!
‫- لطفاً برید پایین!

504
00:27:07,310 --> 00:27:09,110
‫همین الان درتون رو قفل کنید!

505
00:27:09,210 --> 00:27:11,156
‫- برید توی اتاق‌تون و در رو قفل کنید!
‫- مادر من فرشته بود!

506
00:27:11,180 --> 00:27:15,050
‫نازل شده بود تا کاری کنه
‫پدرت تقاص پس بده!

507
00:27:15,180 --> 00:27:18,190
‫- کی قراره حقش رو بگیره؟
‫- تو رو خدا برو

508
00:27:18,290 --> 00:27:19,860
‫حق منو!

509
00:27:19,960 --> 00:27:21,196
‫لعنتی

510
00:27:21,220 --> 00:27:22,596
‫پلیس تو راهـه!

511
00:27:22,620 --> 00:27:24,660
‫- آره، الان میان!
‫- برو!

512
00:27:24,660 --> 00:27:27,860
‫- دارن میان
‫- ملیسا، از در فاصله بگیر

513
00:27:31,730 --> 00:27:33,270
‫اون کی بود؟

514
00:27:33,370 --> 00:27:35,400
‫ببخشید

515
00:27:35,500 --> 00:27:38,410
♪ جوری قدم بر می‌داره که انگار ♪

516
00:27:38,540 --> 00:27:43,110
♪ دیگه من براش یه غریبه‌ام ♪

517
00:27:45,550 --> 00:27:49,420
♪ ترسش از من بیش از پیش در جریانـه و ♪

518
00:27:49,520 --> 00:27:52,520
♪ کم‌کم دیگه فوران می‌کنه ♪

519
00:27:52,520 --> 00:27:56,990
♪ می‌دونم مُنکرش شدم ♪

520
00:27:57,090 --> 00:28:01,900
♪ اما حقیقت اینـه که کارِ منـه ♪

521
00:28:02,930 --> 00:28:06,400
♪ یه فرشته روی شونه‌ام نشسته بود ♪

522
00:28:06,500 --> 00:28:11,640
♪ ولی من پیشنهاد شیطان رو پذیرفتم ♪

523
00:28:16,280 --> 00:28:20,680
♪ ارزشش رو داشت؟ ♪

524
00:28:20,680 --> 00:28:25,320
♪ وای، عزیزم، این بستگی داره ♪

525
00:28:26,550 --> 00:28:30,330
♪ ورد زبونش نونهار شدنـه ♪

526
00:28:30,430 --> 00:28:35,330
♪ من هم کمکش کردم به ته جاده برسه ♪

527
00:28:36,530 --> 00:28:40,270
♪ بعضی روزها پشیمونی وجودم رو فرا می‌گیره ♪

528
00:28:41,440 --> 00:28:46,040
♪ ولی باشه توی جهنم می‌کنم جبران ♪

529
00:28:47,064 --> 00:28:54,064


530
00:28:55,220 --> 00:28:56,526
‫هی

531
00:28:56,550 --> 00:28:59,120
‫هی، هنوز در این مورد
‫حرف نزدیم

532
00:28:59,250 --> 00:29:01,390
‫چی شد؟
‫اصلاً چطوری اومد تو؟

533
00:29:01,390 --> 00:29:03,990
‫من داشتم اینجا تکالیفم رو می‌نوشتم

534
00:29:04,090 --> 00:29:05,760
‫کل شب؟
‫یه سَر به مکس نزدی اصلاً؟

535
00:29:07,930 --> 00:29:09,136
‫اگه می‌خوای بندازیش گردن من،

536
00:29:09,160 --> 00:29:10,630
‫باید بگم که کور خوندی

537
00:29:10,730 --> 00:29:11,946
‫با من درست صحبت کن ها

538
00:29:11,970 --> 00:29:13,370
‫گمشو از اتاقم بیرون! ازت متنفرم!

539
00:29:13,400 --> 00:29:15,140
‫هیزل. هیزل!

540
00:29:17,240 --> 00:29:18,546
‫چیـه؟

541
00:29:18,570 --> 00:29:20,580
‫سلام، پیام‌هام رو خوندی؟

542
00:29:20,680 --> 00:29:22,080
‫نه، من... آره...

543
00:29:22,080 --> 00:29:24,110
دستم بند بود. چی شده؟

544
00:29:24,210 --> 00:29:28,280
‫بلیت هواپیما گرفتم،
‫۶‏ صبح میریم تگزاس

545
00:29:28,280 --> 00:29:30,090
‫چی؟

546
00:30:52,870 --> 00:30:54,740
‫الایجا

547
00:30:54,840 --> 00:30:57,240
بالاخره سعادت شد ببینیمت

548
00:30:57,340 --> 00:30:58,740
‫من آیوی‌ام، ایشون ملیساست

549
00:30:58,770 --> 00:31:01,280
‫واسه دکتر گرگ کار می‌کنیم

550
00:31:02,780 --> 00:31:04,980
‫حالت چطوره امروز؟

551
00:31:05,110 --> 00:31:07,410
‫خوبم. ممنون

552
00:31:07,420 --> 00:31:08,720
‫خوبـه

553
00:31:08,720 --> 00:31:11,390
‫تعجب کردم دسته‌جمعی اومدید اینجا

554
00:31:11,390 --> 00:31:14,120
‫خب، دکتر گرگ از نفوذش استفاده کرد

555
00:31:14,220 --> 00:31:16,660
‫ظاهراً همسر رئیس زندان
از طرفدارهای پَروپاقرصمونـه

556
00:31:16,790 --> 00:31:18,890
‫پشت سرم تایلر نشسته

557
00:31:18,890 --> 00:31:20,800
‫قراره کارهای فیلمبرداری و
‫صدا رو انجام بده

558
00:31:21,630 --> 00:31:24,330
‫میکروفون همونجاست،
‫بی‌زحمت برش دار و

559
00:31:24,430 --> 00:31:26,370
از ته وصل کن به لباست

560
00:31:33,080 --> 00:31:34,810
‫ممنونم

561
00:31:36,280 --> 00:31:39,650
‫از خواهرم شنیدم
‫برنامه‌تون خیلی سروصدا کرده

562
00:31:40,450 --> 00:31:43,820
‫آره. آره، حسابی ترکونده

563
00:31:43,950 --> 00:31:46,990
اطلاعات... یکی یکی داره میاد

564
00:31:47,120 --> 00:31:48,760
‫واسه همینم اصلاً اومدیم اینجا

565
00:31:48,860 --> 00:31:50,530
‫با روایت همچین داستانی،

566
00:31:50,660 --> 00:31:52,760
‫میشه پرده از خیلی چیزها

567
00:31:52,760 --> 00:31:54,200
‫برداریم، بنابراین باید مطمئن بشیم که

568
00:31:54,330 --> 00:31:55,406
‫- ریز به ریز بیشترش رو...
‫- آیوی؟

569
00:31:55,430 --> 00:31:56,430
مورد بررسی قرار بدیم

570
00:31:56,430 --> 00:31:57,446
‫ببخشید،

571
00:31:57,470 --> 00:31:58,870
‫میشه یه لحظه بیای؟

572
00:31:58,930 --> 00:31:59,976
اجازه هست یه لحظه؟

573
00:32:00,000 --> 00:32:02,340
‫ممنونم. خیلی ممنون

574
00:32:03,310 --> 00:32:04,316
‫شرمنده

575
00:32:04,340 --> 00:32:06,140
‫من...

576
00:32:11,850 --> 00:32:13,250
‫ما...

577
00:32:14,420 --> 00:32:16,480
‫اومدیم تا...

578
00:32:19,190 --> 00:32:22,660
‫درباره‌ی آهنگی که

579
00:32:22,660 --> 00:32:24,860
‫به قلم خودت نوشتی

580
00:32:24,990 --> 00:32:26,830
‫باهات مصاحبه کنیم

581
00:32:28,800 --> 00:32:30,300
‫«جوری قدم بر می‌داره که انگار

582
00:32:30,400 --> 00:32:31,900
‫دیگه من براش یه غریبه‌ام»

583
00:32:32,030 --> 00:32:35,340
‫«ترسش از من بیش از پیش در جریانـه و
‫کم‌کم دیگه فوران می‌کنه»

584
00:32:35,440 --> 00:32:36,970
‫می‌دونم...»

585
00:32:36,970 --> 00:32:38,316
می‌خواد پا شه

586
00:32:38,340 --> 00:32:40,180
‫چی شد؟ نه، نه، نه

587
00:32:40,280 --> 00:32:42,310
‫نه، نه، نه، نه.
‫وایسا، نرو، وایسا ببینم!

588
00:32:42,410 --> 00:32:44,226
‫الایجا، صبر کن.
‫ما صدای ضبط‌شده‌ات رو گوش دادیم که

589
00:32:44,250 --> 00:32:45,826
‫داشتی این آهنگ رو می‌خوندی.
‫فقط ازت توضیح می‌خوایم.

590
00:32:45,850 --> 00:32:48,050
‫الایجا، اگه این آهنگ پخش بشه...

591
00:32:48,150 --> 00:32:49,226
‫وایسا دیگه، الایجا

592
00:32:49,250 --> 00:32:51,020
‫چی؟ چی گفت؟

593
00:32:51,120 --> 00:32:53,560
‫چی گفت؟

594
00:32:53,660 --> 00:32:55,560
‫چی گفت... ای خدا!

595
00:33:01,400 --> 00:33:02,860
‫مصاحبه کار منـه

596
00:33:02,860 --> 00:33:04,930
‫نه تو. هنوز چم و خم کار دستت نیومده

597
00:33:05,030 --> 00:33:06,306
‫دیشب هم بهت گفتم که

598
00:33:06,330 --> 00:33:07,940
‫دلم نیست بیام

599
00:33:08,040 --> 00:33:10,040
‫الان وقت مناسبی نیست که
‫از خانواده‌ام دور باشم،

600
00:33:10,040 --> 00:33:12,740
‫اونم الان که رفتم توی تلویزیون و
‫زندگیم رو سیاه کردم

601
00:33:12,840 --> 00:33:15,110
‫خیلی‌خب، تو زندگیت رو سیاه نکردی

602
00:33:15,240 --> 00:33:16,680
‫داری پیاز داغشو زیاد می‌کنی

603
00:33:16,780 --> 00:33:18,610
‫- باشه
‫- یه آهنگـه دیگه

604
00:33:18,710 --> 00:33:21,250
‫به نظر همه چی رو توش اعتراف کرده

605
00:33:21,350 --> 00:33:22,296
‫آخه،

606
00:33:22,320 --> 00:33:23,696
‫واقعاً جانی کَش

607
00:33:23,720 --> 00:33:25,420
‫- توی رینو به کسی شلیک کرد؟
‫- یا خدا

608
00:33:25,550 --> 00:33:26,890
‫تایلرجان، ببند

609
00:33:26,890 --> 00:33:29,460
‫حالا هرچی. ما اومدیم

610
00:33:29,560 --> 00:33:31,890
‫باهاش رو در رو بشیم که

611
00:33:31,890 --> 00:33:33,560
‫من باهاش رو در رو شدیم

612
00:33:33,560 --> 00:33:34,960
‫نخیر

613
00:33:35,060 --> 00:33:37,700
‫اومدیم بهش فرصت بدیم
‫از خودش دفاع کنه و

614
00:33:37,800 --> 00:33:39,200
‫هیچی هم دست‌مون رو نگرفت

615
00:33:39,200 --> 00:33:41,840
‫این آهنگ پخش بشه،
‫کارمون ساخته‌ست

616
00:33:41,940 --> 00:33:43,900
‫خودش ننوشته

617
00:33:43,910 --> 00:33:45,186
‫چی؟

618
00:33:45,210 --> 00:33:46,970
‫هدر نوشتتش

619
00:33:47,110 --> 00:33:49,610
همین رو میگه. نگاه کنید

620
00:33:53,650 --> 00:33:55,650
‫داشتی این آهنگ رو می‌خوندی.

621
00:33:55,750 --> 00:33:57,550
‫فقط ازت توضیح می‌خوایم.

622
00:33:57,550 --> 00:33:59,720
‫الایجا، اگه این آهنگ پخش بشه...

623
00:33:59,820 --> 00:34:01,660
‫وایسا دیگه، الایجا

624
00:34:01,790 --> 00:34:03,560
‫با عقل جور در نمیاد

625
00:34:03,560 --> 00:34:04,990
‫خیلی‌خب...

626
00:34:05,130 --> 00:34:06,890
‫متن آهنگ رو بده ببینم

627
00:34:08,130 --> 00:34:09,530
‫مرسی

628
00:34:11,500 --> 00:34:12,876
‫خیلی‌خب

629
00:34:12,900 --> 00:34:14,246
‫آم...

630
00:34:14,270 --> 00:34:16,270
‫«ورد زبونش نونهار شدنـه،

631
00:34:16,370 --> 00:34:17,770
‫من هم کمکش کردم به تهِ جاده برسه

632
00:34:17,870 --> 00:34:19,840
‫بعضی روزها پشیمونی وجودم رو فرا می‌گیره،

633
00:34:19,970 --> 00:34:21,680
‫ولی باشه توی جهنم می‌کنم جبران»

634
00:34:21,780 --> 00:34:24,150
‫یعنی چی، یعنی هدر نشسته
‫قبل مرگش

635
00:34:24,280 --> 00:34:25,586
‫در مورد مرگش

636
00:34:25,610 --> 00:34:28,750
‫از دیدگاه قاتل خودش

637
00:34:28,750 --> 00:34:31,290
‫شعر سُروده؟

638
00:34:31,390 --> 00:34:32,790
‫خیلی‌خب، باید ته و توش رو در بیاریم

639
00:34:32,890 --> 00:34:33,966
‫نه

640
00:34:33,990 --> 00:34:36,590
باید ته و توی زندگی هدر رو در بیاریم

641
00:34:36,690 --> 00:34:37,760
‫چی؟

642
00:34:37,760 --> 00:34:41,200
‫انقدر سرمون گرم تموم مردهایی بود که

643
00:34:41,330 --> 00:34:43,330
‫متهم ردیف اول قتل هدر بودن که

644
00:34:43,470 --> 00:34:45,330
‫به‌کل فراموش کردیم

645
00:34:45,430 --> 00:34:47,370
‫ببینیم اصلاً خودِ هدر کیـه و از کجا اومده

646
00:34:47,470 --> 00:34:49,500
وای، خدا

647
00:34:50,470 --> 00:34:52,810
‫پا شدم رفتم توی تلویزیون ملی و

648
00:34:52,910 --> 00:34:54,340
یه‌بند ازش گفتم، آیوی

649
00:34:54,440 --> 00:34:57,040
‫در حالیکه حتی یه کلمه هم
‫با دور و اطرافیانش حرف نزدم

650
00:34:57,150 --> 00:34:58,480
تابحال با خانواده‌اش هم هم‌صحبت نشدم

651
00:34:58,480 --> 00:35:01,980
‫خانواده‌اش معتقدن قاتل الایجاست

652
00:35:02,080 --> 00:35:04,350
‫هیچ جوره راضی نمیشن
‫با ما هم‌کلام بشن

653
00:35:04,450 --> 00:35:06,420
‫یه تیری تو تاریکی میندازیم

654
00:35:10,830 --> 00:35:12,830
‫هیزل!

655
00:35:15,500 --> 00:35:17,900
‫واسه نقاشی خریدار پیدا نشد؟

656
00:35:18,000 --> 00:35:20,030
‫هنوز پُستش نکردم.
‫فعلاً دودلم

657
00:35:20,130 --> 00:35:21,516
‫بفروشمش یا نه، چون...

658
00:35:21,540 --> 00:35:22,640
‫معلومـه که می‌فروشی

659
00:35:22,640 --> 00:35:24,340
‫بیا

660
00:35:24,440 --> 00:35:25,970
‫لپتاپت رو بگیر

661
00:35:26,070 --> 00:35:27,286
‫داستان چیـه؟

662
00:35:27,310 --> 00:35:28,586
‫سامر، تو هپروتی؟

663
00:35:28,610 --> 00:35:30,010
‫گفتم که صورتک خندان

664
00:35:30,080 --> 00:35:31,310
‫کمر بسته از اثر هنری پدربزرگش

665
00:35:31,310 --> 00:35:32,656
‫پول و پله بزنه به جیب

666
00:35:32,680 --> 00:35:33,696
‫چه خفن

667
00:35:33,720 --> 00:35:35,220
‫چقدر گیرت میاد؟

668
00:35:35,350 --> 00:35:37,390
‫احتمالاً ۲۰۰تا،

669
00:35:37,490 --> 00:35:39,390
‫ولی من حساب پی‌پَل ندارم و

670
00:35:39,490 --> 00:35:41,560
‫چیزی هم از زیر چشم‌های بابام در نمیره

671
00:35:41,660 --> 00:35:43,090
‫خب، مال منو بده

672
00:35:43,230 --> 00:35:44,930
‫تو که اصلاً نمی‌شناسیش

673
00:35:45,060 --> 00:35:46,630
‫نه، نیازی نیست حالا

674
00:35:46,730 --> 00:35:49,330
‫خب، میگه لازم داره دیگه

675
00:35:49,330 --> 00:35:51,070
‫من هم که دارم، پس...

676
00:35:51,170 --> 00:35:53,070
‫اصلاً من هر کاری هم بکنم،
‫ننه‌بابام می‌گیرن به

677
00:35:53,170 --> 00:35:54,570
‫کتف‌شون، پس...

678
00:35:54,700 --> 00:35:56,470
‫غمی نیست

679
00:36:00,380 --> 00:36:01,716
‫خیلی‌خب، ردیف شد

680
00:36:01,740 --> 00:36:04,250
‫بله، حالا اگه فروش بره،

681
00:36:04,350 --> 00:36:06,550
‫می‌تونم از خودپرداز نقدش کنم

682
00:36:06,550 --> 00:36:08,250
‫پولت رو بگیرم برات

683
00:36:08,350 --> 00:36:09,456
‫باشه، ممنون

684
00:36:09,480 --> 00:36:10,796
‫- کاری نکردم که
‫- میشه بریم؟

685
00:36:10,820 --> 00:36:12,250
‫حوصلم سر رفته دیگه

686
00:36:12,390 --> 00:36:13,720
‫آره

687
00:36:13,720 --> 00:36:15,390
‫آره، حتماً

688
00:36:39,650 --> 00:36:41,050
سلول ‫دی-۱۶۰ رو باز کن

689
00:36:44,890 --> 00:36:47,660
‫پاشو، جسپرسون

690
00:37:15,280 --> 00:37:18,150
بشنوم ‫یه بار دیگه با دخترم
‫اونجوری صحبت کردی،

691
00:37:18,250 --> 00:37:20,120
حسابت رو میذارم کف دستت

692
00:37:20,920 --> 00:37:24,160
‫خیال کردی کی گزارش داده
‫گوشی داری؟

693
00:37:50,890 --> 00:37:53,490
‫لوازم آرایشی‌های مامانت خدان

694
00:37:53,590 --> 00:37:55,220
‫همین یه قلمش رو دوست دارم

695
00:37:57,160 --> 00:38:00,400
‫میگما، داستان جاش و سامر چیـه؟

696
00:38:00,500 --> 00:38:01,900
‫با همدیگه‌ان؟

697
00:38:01,930 --> 00:38:04,370
‫از پارسالـه هِی قهر و آشتی می‌کنن

698
00:38:04,470 --> 00:38:05,870
‫ادا اصول‌هاشون تمومی نداره

699
00:38:11,540 --> 00:38:13,040
‫پشمام

700
00:38:13,140 --> 00:38:14,780
‫نقاشی فروش رفت

701
00:38:14,880 --> 00:38:17,210
‫- پشمام
‫- خدایا

702
00:38:17,350 --> 00:38:18,726
‫ممنونم. خیلی ممنون

703
00:38:18,750 --> 00:38:19,850
‫سلام

704
00:38:19,850 --> 00:38:22,280
‫اومدیم با دنیز صحبت کنیم

705
00:38:22,380 --> 00:38:23,980
‫- ممنون
‫- تشکر

706
00:38:23,990 --> 00:38:25,296
‫خیلی ممنون

707
00:38:25,320 --> 00:38:26,720
‫کاش نمی‌اومدید

708
00:38:27,420 --> 00:38:29,420
به اندازه‌ی کافی حالش رو گرفتید

709
00:38:29,560 --> 00:38:31,060
‫اومدیم از دلش در بیاریم

710
00:38:31,160 --> 00:38:32,690
‫آره

711
00:38:38,870 --> 00:38:42,600
‫ما مثل شما قطب‌نشین نیستیم؛

712
00:38:42,740 --> 00:38:45,510
‫سرمون رو مثل کبک بکنیم زیر برف

713
00:38:45,510 --> 00:38:47,340
‫پس، شما و

714
00:38:47,440 --> 00:38:51,080
اون زبون‌نفهم مثلاً دکترتون

715
00:38:51,180 --> 00:38:52,810
دست از سرمون بردارید

716
00:38:56,280 --> 00:38:58,020
‫من...

717
00:38:59,520 --> 00:39:03,930
‫اصلاً نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم، خب؟

718
00:39:05,130 --> 00:39:07,090
‫همینطوری پا شدم رفتم توی برنامه

719
00:39:07,190 --> 00:39:10,100
‫چون خیال می‌کردم کار درستیـه

720
00:39:10,230 --> 00:39:12,770
‫و...

721
00:39:12,900 --> 00:39:15,100
‫اصلاً به ذهنم نرسید که

722
00:39:15,200 --> 00:39:17,370
‫چقدر می‌تونم به دیگران آسیب برسونم و

723
00:39:17,470 --> 00:39:21,410
‫از این بابت، خیلی شرمنده‌ام

724
00:39:25,180 --> 00:39:27,010
‫عذر جنابعالی چیـه؟

725
00:39:28,620 --> 00:39:30,850
‫به نظرم الایجا بی‌گناهـه و

726
00:39:30,950 --> 00:39:33,220
من خاک‌خورده‌ی این میدونم و

727
00:39:33,220 --> 00:39:35,390
‫می‌دونم حرفم رو باور نمی‌کنید

728
00:39:35,390 --> 00:39:37,720
‫خب، اقلاً شما رو بازی می‌کنید

729
00:39:37,730 --> 00:39:40,900
‫حق هم با شماست، باور نمی‌کنم

730
00:39:41,800 --> 00:39:43,700
‫میشه دلیلش رو بهمون بگید؟

731
00:39:47,840 --> 00:39:50,640
‫هدر که با الایجا رفت تو رابطه،

732
00:39:50,740 --> 00:39:53,840
از این رو به اون رو شد

733
00:39:54,740 --> 00:39:57,810
‫همش دروغ می‌گفت و
‫دزدی می‌کرد و

734
00:39:57,910 --> 00:40:00,820
‫گل می‌کِشید و

735
00:40:00,920 --> 00:40:04,080
‫مثل جغد، تا صبح بیدار بود

736
00:40:04,090 --> 00:40:06,490
‫خب، ممکنه بذارنش به حساب

737
00:40:06,590 --> 00:40:08,160
‫حال‌وهوای نوجوونیش

738
00:40:08,260 --> 00:40:11,160
‫دخترت رو سیاه و کبود ببینی طبیعیـه؟

739
00:40:11,290 --> 00:40:12,690
‫چون از همون روز اول،

740
00:40:12,760 --> 00:40:15,400
‫الایجا روش دست بلند می‌کرد

741
00:40:23,340 --> 00:40:25,440
‫میشه یه سؤال دیگه بپرسم؟

742
00:40:25,440 --> 00:40:27,010
‫گمونم دنیز دیگه خسته شده

743
00:40:27,140 --> 00:40:30,380
‫می‌دونم. می‌فهمم

744
00:40:30,510 --> 00:40:31,910
‫این...

745
00:40:33,010 --> 00:40:34,520
‫متن یه آهنگـه

746
00:40:36,650 --> 00:40:39,020
‫به نظر ما، هدر نوشتتش

747
00:40:47,160 --> 00:40:50,400
‫اون مرتیکه اینو نوشته؟
‫ببینید، این چی...

748
00:40:52,800 --> 00:40:56,000
‫گم شید پی کارتون

749
00:40:56,000 --> 00:40:57,470
‫متأسفم

750
00:41:02,910 --> 00:41:04,810
‫خدایا

751
00:41:04,810 --> 00:41:06,126
‫شرمنده

752
00:41:06,150 --> 00:41:08,550
‫نه، فهمیدم. فهمیدم. فقط...

753
00:41:08,650 --> 00:41:10,156
‫- من میرم
‫- سلام، خیلی وقت ندارم

754
00:41:10,180 --> 00:41:11,166
‫چی شده؟

755
00:41:11,190 --> 00:41:12,166
‫سلام

756
00:41:12,190 --> 00:41:14,660
‫سلام، آدرس خونه‌ی اَش رو گیر آوردم

757
00:41:14,760 --> 00:41:17,390
‫- چی؟ چطوری؟
‫- رنِی فیلم‌های

758
00:41:17,490 --> 00:41:19,560
‫دوربین مداربسته‌اش رو برام فرستاد.
‫خودم سرم شلوغ بود،

759
00:41:19,660 --> 00:41:21,560
‫واسه همین فرستادمش واسه اون پلیسه که
‫پیگیر بشه، خب؟

760
00:41:21,660 --> 00:41:25,870
‫تهش به پارکینگ آروی مورنینگ داو لیک رسید

761
00:41:25,970 --> 00:41:29,400
‫یه پارکینگ مخصوص کانکسـه که
‫حومه‌ی یوجینـه

762
00:41:29,540 --> 00:41:31,540
‫باشه. خب؟

763
00:41:31,640 --> 00:41:34,240
‫خب، وقتی که برگشتی،

764
00:41:34,380 --> 00:41:37,040
‫می‌تونی درخواست حکم منع براش بدی

765
00:41:37,040 --> 00:41:39,410
‫خب؟ بعدش پلیسه هم گفت کافیـه...

766
00:41:39,510 --> 00:41:41,380
‫حکم منع نمی‌خوام

767
00:41:41,380 --> 00:41:44,090
‫اون... اون مرد وارد خونه‌مون شده بود، ملیسا

768
00:41:44,190 --> 00:41:46,350
‫توی حیاط پشتی بود

769
00:41:46,350 --> 00:41:48,230
‫- ممکن بود بچه‌ها چیزی‌شون بشه
‫- حالا که نشده

770
00:41:48,290 --> 00:41:49,836
‫نه به بچه‌ها آسیبی رسوند و
‫نه من

771
00:41:49,860 --> 00:41:51,036
‫ما خوبیم. همه حال‌مون خوبـه

772
00:41:51,060 --> 00:41:52,830
‫می‌دونی کی حالش خرابـه؟ مادرش،

773
00:41:52,930 --> 00:41:54,360
‫کسی که پدرم بهش تجاوز کرد و
‫سر به نیستش کرد

774
00:41:54,360 --> 00:41:57,130
‫پس، شاید... بهتره دیگه
نمک رو زخمش نپاشیم

775
00:41:58,130 --> 00:42:01,340
‫ببخشید ها، شرمنده...

776
00:42:01,440 --> 00:42:02,840
‫من حق نظر ندارم الان؟

777
00:42:02,870 --> 00:42:04,570
الان وقت این حرف‌ها نیست، خب؟

778
00:42:04,670 --> 00:42:06,046
‫بعداً بهت زنگ میزنم

779
00:42:06,070 --> 00:42:07,910
‫نه، نخیر، بگو ببینم
‫حق نظر دارم یا ندارم؟

780
00:42:19,450 --> 00:42:21,020
‫چیـه؟

781
00:42:21,120 --> 00:42:22,820
‫روبراهی؟

782
00:42:32,770 --> 00:42:35,400
‫خیلی‌خب، پس قراره

783
00:42:35,400 --> 00:42:38,470
‫فردا دوست صمیمی هدر رو ببینیم

784
00:42:38,610 --> 00:42:40,570
اصلاً آهنگه براش آشنا نبود

785
00:42:40,680 --> 00:42:44,310
‫ولی مشکلی نداره
‫راجع‌به هدر باهامون صحبت کنه

786
00:42:47,010 --> 00:42:48,410
‫هی

787
00:42:49,950 --> 00:42:53,350
‫امروز خوب دنیز رو گرفتی تو مُشتت

788
00:42:55,690 --> 00:42:57,790
‫کُفری بود، ولی...

789
00:42:58,690 --> 00:43:00,230
‫تونستی زبونش رو باز کنی

790
00:43:05,630 --> 00:43:07,030
‫خدمت شما

791
00:43:07,130 --> 00:43:10,670
‫یکی از بایدی‌های حرفه‌ی تهیه‌کنندگی اینـه که
‫زیر و بم داستانت رو از بَر باشی

792
00:43:10,770 --> 00:43:13,780
‫من که نخواستم تهیه‌کننده باشم

793
00:43:13,880 --> 00:43:15,710
‫حالا که هستی

794
00:43:17,780 --> 00:43:20,650
‫می‌فهمم دلت پُره

795
00:43:20,650 --> 00:43:23,790
‫- ولی مطمئناً...
‫- موضوع من نیستم

796
00:43:23,890 --> 00:43:25,720
‫مسئله ماییم که

797
00:43:25,820 --> 00:43:28,090
‫داریم داغ دل ملت رو تازه می‌کنیم

798
00:43:28,190 --> 00:43:31,760
‫- پس، موضوع اَشـه؟
‫- واسه من تراپیست‌بازی درنیار

799
00:43:35,630 --> 00:43:38,030
‫ببین...

800
00:43:40,030 --> 00:43:43,640
‫بابام همیشه بهم می‌گفت...

801
00:43:43,740 --> 00:43:46,310
‫حقیقت حکم نور رو داره

802
00:43:46,410 --> 00:43:49,440
مهم نیست چقدر مسیر
غرق ظلمت و تاریکی باشه

803
00:43:54,020 --> 00:43:56,520
تو ‫تموم کثافت‌کاری‌های بابای من رو می‌دونی و

804
00:43:56,520 --> 00:43:58,920
‫من هیچی در مورد بابای تو نمی‌دونم

805
00:43:59,020 --> 00:44:01,260
‫بابام خبرنگار بود

806
00:44:02,220 --> 00:44:05,490
‫درست قبل از شورش‌های سال ۹۲،

807
00:44:05,490 --> 00:44:07,660
‫توی لس‌آنجلس‌تایمز مشغول بود

808
00:44:07,660 --> 00:44:11,730
خبرنگار بخش ورزشی هم بود

809
00:44:11,870 --> 00:44:15,170
‫ولی جزو معدود خبرنگارهای سیاه‌پوستِ اونجا بود

810
00:44:15,170 --> 00:44:20,440
‫همشون رو فرستادن واتس و

811
00:44:21,880 --> 00:44:26,610
‫داشت داستان‌هاش رو
‫پشت تلفن عمومی گزارش می‌کرد،

812
00:44:26,710 --> 00:44:30,550
‫اونم وقتی که دور و برش کلاً صحرای کربلا بود

813
00:44:30,550 --> 00:44:35,160
‫بعدش، خبرنگارهای سفیدپوست اتاق خبری

814
00:44:35,260 --> 00:44:39,060
‫همه چی رو نوشتن و
‫جایزه‌ی پولیتزر نصیب‌شون شد

815
00:44:39,160 --> 00:44:41,130
‫- ولی...
‫- وای، برگام

816
00:44:42,000 --> 00:44:44,100
‫اوغور بخیر، خانم‌ها

817
00:44:50,640 --> 00:44:53,070
‫بابی کرزنسی

818
00:44:53,070 --> 00:44:56,940
‫سال ۱۹۹۲، به دستِ شوهرش، جک اورگن،
‫به قتل رسید

819
00:44:57,780 --> 00:44:59,950
‫خب که چی؟

820
00:45:00,050 --> 00:45:02,280
‫به لطف افشاگری‌های شما توی تلویزیون،

821
00:45:02,420 --> 00:45:05,320
‫دادستان این پرونده
‫باهام تماس گرفت

822
00:45:05,420 --> 00:45:08,990
‫بهم گفت مدت کوتاهی
‫بعد از محکوم شدنِ شوهره،

823
00:45:09,090 --> 00:45:10,890
‫کیث اعتراف کرد بابی رو کُشته

824
00:45:14,360 --> 00:45:17,030
‫عمراً اگه از همچین چیزی
‫توی تحقیقات‌مون غافل شده باشیم

825
00:45:17,130 --> 00:45:19,930
‫خب، دادستانی صداش رو درنیاورد

826
00:45:20,030 --> 00:45:21,870
‫می‌دونست کیث داره خالی می‌بنده

827
00:45:21,970 --> 00:45:24,310
‫با این حال، تحقیقش رو کرد

828
00:45:24,440 --> 00:45:26,940
‫یه هاورد وین کوکرنامی به پُستش خورد که

829
00:45:26,940 --> 00:45:29,180
‫با شوهره توی زندان هم‌بند بود

830
00:45:29,280 --> 00:45:31,310
‫بعدشم، توی زندان ایالتی،
‫یه دوره‌ای رو با جسپرسون

831
00:45:31,410 --> 00:45:32,980
‫گذرونده بود

832
00:45:33,820 --> 00:45:36,450
‫کوکر نقش واسطه رو بازی می‌کرد

833
00:45:36,550 --> 00:45:40,690
‫به جسپرسون ده‌هزار دلار پیشنهاد داد تا
‫به قتل زنش اعتراف کنه

834
00:45:40,790 --> 00:45:42,360
‫البته که چندتا سند و مدرک هم رو کرد،

835
00:45:42,460 --> 00:45:45,360
‫بلکه اعترافش واقعی به نظر برسه

836
00:45:45,490 --> 00:45:48,160
‫ولی از بخت بدش نتونست برای جسپرسون

837
00:45:48,260 --> 00:45:49,760
‫مدرک محکم جور کنه

838
00:45:52,170 --> 00:45:54,370
‫توقع دارید پرونده رو دوباره باز کنم؟

839
00:45:55,440 --> 00:45:56,770
‫مدرک محکم برام بیارید

840
00:45:56,770 --> 00:46:01,810
‫نه ترامپولین و کَنده‌کاری روی درخت یا
‫پیکِ گیتار

841
00:46:01,810 --> 00:46:04,980
‫نه حتی آهنگ ماهنگ

842
00:46:05,780 --> 00:46:08,550
مستندات محکم و فیزیکی

843
00:46:09,780 --> 00:46:11,250
‫خب، مهمون من باشید

844
00:46:12,790 --> 00:46:15,190
‫شب عالی متعالی

845
00:46:30,740 --> 00:46:32,440
‫سه دقیقه

846
00:46:53,330 --> 00:46:55,230
‫منم

847
00:46:55,330 --> 00:46:57,330
‫افتادم انفرادی

848
00:46:58,330 --> 00:47:00,940
واسه تنوع خوبـه

849
00:47:01,040 --> 00:47:03,600
‫یه گوشی جدید لازم دارم

850
00:47:05,370 --> 00:47:08,440
‫یه لطف دیگه هم باید بهم بکنی

851
00:47:15,480 --> 00:47:18,420
‫بنده جکی مولینز؛
دوست صمیمی هدر ریچموند بودم

852
00:47:18,420 --> 00:47:22,490
‫شرمنده، آهنگه رو تا حالا نشنیدم،
‫ولی همونطوری که گفتم...

853
00:47:22,590 --> 00:47:25,360
‫هدر روی آهنگ‌هاش حساس بود

854
00:47:25,460 --> 00:47:27,130
‫پنهون‌کاری می‌کرد

855
00:47:27,130 --> 00:47:30,900
‫امکانش هست آهنگ‌هاش رو
‫به الایجا نشون داده باشه؟

856
00:47:31,000 --> 00:47:32,430
‫احتمال داره

857
00:47:32,530 --> 00:47:35,440
‫پیوندشون به واسطه‌ی همین موسیقی بود

858
00:47:36,770 --> 00:47:39,040
‫تو فکر ستاره‌شدن بود

859
00:47:39,940 --> 00:47:41,656
‫می‌خواست جمع کنه بره نشویل،
اسم و رسمی در کنه

860
00:47:41,680 --> 00:47:42,886
‫من هم می‌دونستم از پسش بَر میاد

861
00:47:42,910 --> 00:47:45,510
‫به شرطی که به ترسش از صحنه غلبه کنه

862
00:47:46,280 --> 00:47:47,610
‫جلوی جمعیت که وایمیستاد،

863
00:47:47,610 --> 00:47:49,550
‫چهارستون بدنش مثل بید می‌لرزید

864
00:47:49,650 --> 00:47:52,650
‫به خیالش اگه یه نصفه رول گُل می‌کِشید،

865
00:47:52,650 --> 00:47:54,260
‫از پس اجرا بر میاد

866
00:47:55,320 --> 00:47:59,530
‫چند پُک یا یه رولِ کامل نه ها

867
00:48:00,660 --> 00:48:02,200
‫یه نصفه رول

868
00:48:03,560 --> 00:48:05,830
اعتقادات خاصی داشت

869
00:48:08,170 --> 00:48:11,710
‫به نظر شما، الایجا

870
00:48:11,810 --> 00:48:13,970
‫توی این راه، مشوقش بود یا که

871
00:48:13,980 --> 00:48:16,010
‫حسودی می‌کرد؟

872
00:48:16,110 --> 00:48:19,210
‫تا جایی‌که یادمـه مشکلی نداشت

873
00:48:19,310 --> 00:48:22,050
‫اتفاقاً، به یه تهیه‌کننده‌ی اهل دالاس هم

874
00:48:22,150 --> 00:48:23,880
‫معرفیش کرد،
‫همونجا هم یه دمو ضبط کرد

875
00:48:24,020 --> 00:48:25,520
‫دمو؟

876
00:48:25,620 --> 00:48:27,290
‫ممکنه همین آهنگه باشه؟

877
00:48:28,420 --> 00:48:30,920
‫شاید. نمی‌دونم.
‫من اصلاً دموش رو نشنیدم، نمی...

878
00:48:31,030 --> 00:48:32,890
‫اسم تهیه‌کننده چی بود؟

879
00:48:33,030 --> 00:48:34,430
‫یادم نیست

880
00:48:34,560 --> 00:48:37,130
‫ولی می‌دونستم از رفقای الایجائـه

881
00:48:42,000 --> 00:48:44,410
‫چیزی از دمو یادم نمیاد،

882
00:48:44,510 --> 00:48:46,010
‫ولی به رفیقم، لوشس،

883
00:48:46,010 --> 00:48:48,580
‫معرفیش کرده بودم

884
00:48:48,680 --> 00:48:51,540
‫اون‌موقع‌ها سودای تهیه‌کنندگی داشت،

885
00:48:51,550 --> 00:48:53,810
‫لوشس بنکس

886
00:48:55,850 --> 00:48:58,150
‫خبر دارید الان لوشس کجاست؟

887
00:48:58,920 --> 00:49:01,320
‫شنیدم یه مدتیـه فوت کرده

888
00:49:03,390 --> 00:49:06,090
‫راستی، شرمنده جوش آوردم

889
00:49:06,190 --> 00:49:08,630
‫نمی‌دونم چطوری خودم رو کنتر...

890
00:49:10,560 --> 00:49:11,970
‫مغزم

891
00:49:12,770 --> 00:49:15,370
‫وامونده دیگه مثل سابق نیست

892
00:49:15,470 --> 00:49:17,370
‫نه، من متأسفم

893
00:49:17,470 --> 00:49:19,470
‫به خاطر اینکه...

894
00:49:20,410 --> 00:49:24,550
‫پا شدم اومدم اینجا و
‫یه‌کاره حرف آهنگ رو پیش کِشیدم

895
00:49:24,650 --> 00:49:26,950
‫باید اول به صحبت‌های شما گوش می‌دادم

896
00:49:27,050 --> 00:49:28,680
‫طوری نیست

897
00:49:30,720 --> 00:49:32,990
‫امکانش هست الان برامون  توضیح بدید که

898
00:49:33,120 --> 00:49:35,160
‫به نظرتون چجوری یا چرا...

899
00:49:35,290 --> 00:49:37,890
‫باید هدر همچین آهنگی بنویسه؟

900
00:49:38,930 --> 00:49:41,800
‫چند سال پیش،
‫توی یه کارگاهی شرکت کردم

901
00:49:41,930 --> 00:49:44,130
‫کارگاه هنردرمانی بود

902
00:49:44,270 --> 00:49:45,700
‫می‌شد نقاشی کرد یا

903
00:49:45,800 --> 00:49:48,340
‫شعر نوشت

904
00:49:48,440 --> 00:49:50,500
‫چشمم به یه گیتار خورد و برداشتمش

905
00:49:50,600 --> 00:49:52,810
‫یکمی که باهاش ور رفتم

906
00:49:52,910 --> 00:49:55,040
‫دیدم یاروی مسئولش میگه

907
00:49:55,140 --> 00:49:57,640
‫اومدیم اینجا تا با دلیل اومدن‌مون
‫یه اثر هنری خلق کنیم و

908
00:49:57,740 --> 00:50:00,810
‫شروع کرد به صحبت در مورد
‫عذاب وجدان و حس پشیمونی و

909
00:50:00,950 --> 00:50:03,680
‫اینکه چطوری بتونیم باهاشون کنار بیایم

910
00:50:03,780 --> 00:50:06,020
‫واقعاً... حرصم در اومد

911
00:50:06,150 --> 00:50:07,550
‫چون چیزی برای پشیمونی ندارم و

912
00:50:07,590 --> 00:50:10,160
‫کاری نکردم که بخوام به خاطرش اینجا باشم

913
00:50:11,490 --> 00:50:15,100
‫برای همینم، تقلب کردم

914
00:50:15,100 --> 00:50:16,930
‫کپی کردم

915
00:50:16,930 --> 00:50:19,200
‫چی میگن بهش، اِنـ...؟

916
00:50:19,330 --> 00:50:20,770
‫- انتحال؟
‫- آره

917
00:50:20,870 --> 00:50:24,070
‫آره، از هدر انتحال کردم،
‫آهنگش رو دزدیدم

918
00:50:24,170 --> 00:50:27,440
‫همون شب توی پارک داشت تمومش می‌کرد

919
00:50:31,210 --> 00:50:33,780
‫من هم توی چندتا آکورد کمکش کردم،

920
00:50:33,780 --> 00:50:36,650
‫ولی متن شعر کلاً مال خودش بود

921
00:50:37,450 --> 00:50:40,150
‫اصلاً روحمم خبر نداره
‫چی تو سرش می‌گذشت

922
00:50:43,120 --> 00:50:46,130
‫چیز دیگه‌ای هم هست که
‫بخواید در مورد اون شب بگید؟

923
00:50:46,230 --> 00:50:49,660
فرصت نشده بود
داستان رو از سمت شما بشنویم

924
00:50:52,400 --> 00:50:56,400
‫خب، حرف خاصی برای گفتن ندارم

925
00:50:57,900 --> 00:51:01,640
‫حول‌وحوش ساعت ۷،
‫با دوچرخه رفتم پارک

926
00:51:01,640 --> 00:51:03,640
‫یکم وقت گذروندیم و
‫آهنگ زدیم

927
00:51:03,740 --> 00:51:06,750
‫یکم علف کِشیدم،
‫یه رول هم دادم به اون

928
00:51:07,550 --> 00:51:09,050
‫درست مثل همیشه

929
00:51:11,150 --> 00:51:13,790
‫آخرین تصویری که ازش تو ذهنمـه...

930
00:51:18,390 --> 00:51:20,060
‫آخرین تصویری که ازش تو ذهنمـه،

931
00:51:20,160 --> 00:51:23,000
‫روی میله‌های بازی نشسته بود و
‫گیتار میزد

932
00:51:28,900 --> 00:51:31,470
‫تو رابطه بودید؟

933
00:51:32,670 --> 00:51:34,870
‫نه، دوست معمولی بودیم بابا

934
00:51:34,880 --> 00:51:36,940
تو فاز عشق و حال بودیم

935
00:51:37,040 --> 00:51:38,780
‫البته که یه چند باری

936
00:51:38,880 --> 00:51:40,710
‫شُل می‌کردیم و با هم می‌خوابیدیم

937
00:51:40,710 --> 00:51:42,280
‫آره

938
00:51:43,750 --> 00:51:46,250
‫چرا که نه، خیلی ناز بود

939
00:51:49,190 --> 00:51:51,630
‫بوی گریپ‌فروت می‌داد

940
00:51:52,960 --> 00:51:55,260
‫ولی همه چی مخفیانه بود

941
00:51:56,100 --> 00:51:57,900
‫جالبـه، با...

942
00:51:57,900 --> 00:52:01,800
‫بابام هم همینو گفت،
‫اینکه بوی گریپ‌فروت می‌داد

943
00:52:05,270 --> 00:52:08,180
‫خب، چرا این همه سال
‫زبون وا نکرد؟

944
00:52:11,550 --> 00:52:14,820
‫۲۹‏ سال آزگاره اینجام، خانم

945
00:52:15,820 --> 00:52:18,490
‫اون‌وقت صبر کرده دو ماه قبل اعدامم
‫زبون باز کنه؟

946
00:52:36,000 --> 00:52:37,970
‫- پشمام
‫- چیـه؟

947
00:52:38,100 --> 00:52:41,480
‫تو رو خدا بگو آهنگه پخش نشده

948
00:52:41,610 --> 00:52:43,310
‫نه

949
00:52:43,410 --> 00:52:45,550
‫یکی در موردت مقاله نوشته

950
00:52:46,410 --> 00:52:48,620
‫خیلی‌خب. چی نوشته؟

951
00:52:48,720 --> 00:52:50,420
‫که تو...

952
00:52:50,520 --> 00:52:53,790
‫توی ۱۵ سالگی، بچه سقط کردی

953
00:52:55,260 --> 00:52:56,660
‫چی؟

954
00:52:59,030 --> 00:53:00,266
‫یا خدا

955
00:53:00,290 --> 00:53:02,000
‫بزن کنار. نفسم بالا نمیاد

956
00:53:02,100 --> 00:53:04,076
‫- چی میگی؟
‫- نفسم بالا نمیاد. باید از ماشین پیاده شم

957
00:53:04,100 --> 00:53:05,946
‫- خیلی‌خب، الان میزنم کنار
‫- میشه تو رو خدا نگه داری؟

958
00:53:05,970 --> 00:53:08,450
‫- الان وایمیستم. خیلی‌خب. باشه
‫- نمی... باید پیاده شم

959
00:53:14,940 --> 00:53:16,510
‫«ذات بد نیکو نگردد؛

960
00:53:16,610 --> 00:53:19,280
‫تعجبی ندارد که چرا دخترِ یک قاتل سریالی

961
00:53:19,280 --> 00:53:23,920
‫کودک متولدنشده‌ی خود را می‌کُشد»
‫خوابم یا بیدار؟!

962
00:53:25,190 --> 00:53:26,850
‫هیچکس در این مورد نمی‌دونه

963
00:53:26,990 --> 00:53:29,860
‫اصلاً کسی خبر نداشت.
‫چطوری سر از این قضیه در آوردن؟

964
00:53:29,960 --> 00:53:31,690
‫خیلی‌خب، واقعاً متأسفم

965
00:53:31,790 --> 00:53:33,390
‫وقتی همه‌ی نگاه‌ها به سمتت باشه،

966
00:53:33,490 --> 00:53:35,600
‫همچین اتفاقاتی هم میفته، خب؟

967
00:53:37,500 --> 00:53:39,870
‫کار برندنـه، دوست‌پسر سابقم

968
00:53:40,730 --> 00:53:42,400
‫تنها راهیـه که می‌تونست...

969
00:53:42,540 --> 00:53:45,370
‫خیلی‌خب، ببین، می‌تونیم
‫زنگ بزنیم مسئول روابط عمومی دکتر گرگ

970
00:53:45,470 --> 00:53:46,616
‫کمکت می‌کنه یه بیانیه بدی،

971
00:53:46,640 --> 00:53:49,240
‫یا کلاً نادیده بگیریش

972
00:53:50,880 --> 00:53:52,680
‫وست‌اسلوپِ اورگن می‌شینه

973
00:53:52,780 --> 00:53:54,720
‫برندنـه؟

974
00:53:54,820 --> 00:53:56,920
‫خیلی‌خب، چی تو سرتـه؟

975
00:53:57,050 --> 00:53:58,650
‫می‌خوام بهش زنگ بزنم

976
00:53:58,750 --> 00:53:59,990
‫الان؟

977
00:53:59,990 --> 00:54:03,420
‫خیلی‌خب، ملیسا. دست نگه دار.
‫نمیشه که یهویی...

978
00:54:09,000 --> 00:54:10,800
‫یعنی چی واقعاً؟!

979
00:54:25,200 --> 00:54:27,602
‫« خداوند را اینجا بیابید »

980
00:54:29,880 --> 00:54:32,820
‫این آقا رو یادمـه، آره

981
00:54:34,090 --> 00:54:37,620
‫بعد از سخنرانی اومد پیشم و

982
00:54:37,720 --> 00:54:40,460
‫ازم خواست از شرِ ارواحی که

983
00:54:40,590 --> 00:54:42,600
‫دنبالشن خلاصش کنم

984
00:54:42,700 --> 00:54:44,230
‫ارواح؟

985
00:54:44,330 --> 00:54:48,230
‫مدت زیادی براش دعا کردم

986
00:54:48,340 --> 00:54:50,300
‫به شدت احساساتی بود

987
00:54:51,070 --> 00:54:53,270
‫یادتونـه دقیقاً کِی؟

988
00:54:53,370 --> 00:54:55,640
‫سه چهار ماه بعد از اینکه

989
00:54:55,740 --> 00:54:58,410
‫توی اخبار دیده بودمش

990
00:54:58,510 --> 00:55:00,650
‫قاتل صورتک خندان بود

991
00:55:00,780 --> 00:55:04,050
‫یعنی زمستون سال ۹۵؟

992
00:55:04,050 --> 00:55:05,790
هر چی شما بگی

993
00:55:06,790 --> 00:55:10,020
‫فقط یادمـه سرگذشتش
‫قلبم رو به درد آورده بود

994
00:55:12,130 --> 00:55:15,200
‫البته، نگران پسری بودم که
همراهش بود

995
00:55:17,230 --> 00:55:18,546
‫کدوم پسر؟

996
00:55:18,570 --> 00:55:20,970
‫اصلاً واسه همینم بود که
‫تو ذهنم موند

997
00:55:22,170 --> 00:55:24,610
‫راننده‌کامیون‌جماعت زیاد میاد اینجا،

998
00:55:24,610 --> 00:55:26,110
‫ولی تابحال ندیدم همراه‌شون
پسربچه باشه

999
00:55:26,110 --> 00:55:28,410
‫یادتونـه پسره چه شکلی بود؟

1000
00:55:30,110 --> 00:55:33,150
‫گمونم اوایل دوره‌ی نوجوونیش بود، اما...

1001
00:55:33,280 --> 00:55:34,680
بزرگ‌تر میزد

1002
00:55:35,520 --> 00:55:37,750
‫با موهای ژولیده

1003
00:55:37,850 --> 00:55:39,590
‫یه نموره اخمو

1004
00:55:40,620 --> 00:55:42,520
‫شین رو میگه

1005
00:55:42,660 --> 00:55:44,290
‫داداشم

1006
00:55:45,000 --> 00:56:05,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

