﻿1
00:00:06,107 --> 00:00:07,708
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,841 --> 00:00:09,510
‫قاتل صورتک خندان
‫با این برنامه تماس گرفت

3
00:00:09,610 --> 00:00:11,912
‫- چرا؟
‫- اون پدرمـه

4
00:00:12,012 --> 00:00:13,313
‫صدای ملیسا رو نمی‌شنوم

5
00:00:13,314 --> 00:00:14,348
‫چی می‌خوای؟

6
00:00:14,482 --> 00:00:16,949
‫سال ۱۹۹۵ وقتی اعتراف کردم،

7
00:00:16,950 --> 00:00:18,285
‫یه فقره رو جا انداختم

8
00:00:18,286 --> 00:00:19,720
‫اسمش چی بود؟

9
00:00:19,820 --> 00:00:21,155
‫تو هنوزم دختر کوچولوی خودمی

10
00:00:21,255 --> 00:00:23,023
‫که داره تو جیب‌های باباییش
‫دنبال طلا می‌گرده

11
00:00:23,124 --> 00:00:25,159
‫- ویسکی ریور
‫- یه بار توی تگزاس

12
00:00:25,259 --> 00:00:27,061
‫تهِ این ماجرا همه می‌فهمن که

13
00:00:27,195 --> 00:00:29,763
‫قاتل صورتک خندان، بابای توئـه

14
00:00:29,863 --> 00:00:33,166
‫شهر کوچکمان، جفرسونِ تگزاس،
‫یاد و خاطره‌ی هدر ریچموند را گرامی می‌دارد.

15
00:00:33,167 --> 00:00:34,902
‫دوست‌پسر آن زمانِ هدر، الایجا کارتر،

16
00:00:35,002 --> 00:00:36,737
‫به جرم قتل وی محکوم گردید

17
00:00:36,837 --> 00:00:38,872
‫- وی همچنان در بند اعدامی‌هاست
‫- بند اعدامی‌ها؟

18
00:00:38,972 --> 00:00:41,242
‫باید همین الان
‫راه بیفتیم سمت تگزاس و

19
00:00:41,342 --> 00:00:42,776
‫ببینیم ماجرا از چه قراره

20
00:00:43,200 --> 00:00:49,200
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

21
00:00:50,001 --> 00:00:52,501
‫« برگرفته از یک داستان واقعی »

22
00:00:56,501 --> 00:01:00,001
‫« تگزاس، جفرسون »

23
00:01:09,103 --> 00:01:11,071
‫خب... می‌دونی که باید

24
00:01:11,172 --> 00:01:14,242
‫همه‌چی رو به وکیلِ الایجا بگی دیگه؟

25
00:01:16,076 --> 00:01:18,246
‫می‌دونم

26
00:01:26,187 --> 00:01:28,256
‫جون جسپرسون؟

27
00:01:28,389 --> 00:01:30,624
‫- بله
‫- میشه یه لحظه بیایم داخل؟

28
00:01:31,525 --> 00:01:33,127
‫برید پایین

29
00:01:38,466 --> 00:01:40,768
‫پدرتون توی زندانـه

30
00:01:45,606 --> 00:01:46,774
‫مامان

31
00:01:46,874 --> 00:01:48,276
‫مامان، وایسا!

32
00:01:48,376 --> 00:01:50,311
‫واسه چی؟

33
00:01:53,747 --> 00:01:55,483
‫قتل

34
00:02:00,421 --> 00:02:02,256
‫وقتی پزشکی قانونی گفت

35
00:02:02,356 --> 00:02:03,957
‫هدر حوالی نیمه‌شب مُرده...

36
00:02:04,091 --> 00:02:05,892
‫من مدرک بی‌گناهی و عذر موجه داشتم

37
00:02:05,893 --> 00:02:07,595
‫من اون موقع داشتم توی

38
00:02:07,695 --> 00:02:09,630
‫قبرستون‌های انبار کار می‌کردم

39
00:02:09,730 --> 00:02:11,265
‫موقعی هم که پلیس‌ها اینو فهمیدن،

40
00:02:11,365 --> 00:02:13,000
‫کل روایت‌شون رو عوض کردن

41
00:02:13,100 --> 00:02:14,635
‫گفتن هدر ساعت ۸ شب مُرده

42
00:02:14,768 --> 00:02:17,405
‫که به ضرر من بود،
‫چون ساعت ۹ رفتم سر کار.

43
00:02:18,939 --> 00:02:21,375
‫رفیق، من اصلاً شانسی نداشتم

44
00:02:23,677 --> 00:02:26,013
‫محال بود به هدر صدمه بزنم

45
00:02:26,113 --> 00:02:28,582
من آزارم به یه مورچه هم نمیرسه

46
00:02:29,517 --> 00:02:32,653
‫این فیلم رو سه سال پیش موقعی که
‫پرونده‌ی الایجا رو دست گرفتم،

47
00:02:32,786 --> 00:02:33,954
‫ضبط کردم

48
00:02:34,054 --> 00:02:36,857
‫می‌تونم یه رونوشت از همه‌چی بهتون بدم

49
00:02:37,991 --> 00:02:40,160
‫بعد از اینکه توی آخرین
‫تجدیدنظر هم پیروز نشدیم،

50
00:02:40,261 --> 00:02:41,829
‫دیگه چاره‌ای برامون نمونده بود

51
00:02:41,962 --> 00:02:44,332
‫ولی اعتراف پدرت ورق رو برمی‌گردونه

52
00:02:44,432 --> 00:02:47,368
‫پس از بی‌گناهی الایجا مطمئنی، گابریلا؟

53
00:02:47,501 --> 00:02:50,937
‫مطمئنم اعترافش تحت فشار بوده

54
00:02:50,938 --> 00:02:53,440
‫اون اعترافش رو پس گرفت،
‫ولی قاضی همچنان روش پافشاری می‌کنه

55
00:02:53,441 --> 00:02:56,176
‫مطمئنم تنها مدرک فیزیکی،

56
00:02:56,277 --> 00:02:58,879
‫اثر انگشتش روی فرمان ماشین هِدر بود

57
00:02:59,012 --> 00:03:00,581
‫ماشینی که هزار بار سوارش شده بوده

58
00:03:00,681 --> 00:03:04,116
‫نه خونی در کار بوده،
‫نه دی‌ان‌ای و نه تار مویی

59
00:03:04,117 --> 00:03:07,154
‫فقط یه پسر ۲۳ ساله‌ی سیاهپوست که با
‫یه دختر خوشگل سفیدپوست قرار می‌ذاشته

60
00:03:07,155 --> 00:03:08,722
‫از طرف ما چی لازم داری؟

61
00:03:08,822 --> 00:03:11,392
‫آیوی، چیزی که از طرف تو لازم دارم

62
00:03:11,492 --> 00:03:14,695
‫یه جنجال رسانه‌ای تمام عیاره

63
00:03:14,795 --> 00:03:16,330
‫باید به دادستان فشار بیاریم که

64
00:03:16,430 --> 00:03:18,932
‫باهامون همکاری کنه و
‫دوباره پرونده رو باز کنه

65
00:03:19,032 --> 00:03:21,301
‫با اعترافش، اون ترامپولین و

66
00:03:21,302 --> 00:03:23,504
‫پیک گیتار و ملیسا که

67
00:03:23,604 --> 00:03:25,439
‫می‌تونه شهادت بده واسه جفتش...

68
00:03:25,539 --> 00:03:27,741
‫وایسا، من باید توی دادگاه شهادت بدم؟

69
00:03:27,841 --> 00:03:30,644
‫وقتی جلسه‌ی دادگاه برگزار شد، آره

70
00:03:31,879 --> 00:03:33,681
‫بیدار شید!

71
00:03:34,498 --> 00:03:35,515
‫زود باشید بریم

72
00:03:35,516 --> 00:03:37,050
‫مامان، چه خبره؟

73
00:03:37,150 --> 00:03:38,218
‫لباس‌هاتون رو بپوشید

74
00:03:38,352 --> 00:03:40,888
‫باید بریم

75
00:03:40,988 --> 00:03:43,155
‫- مامانی...
‫- سریع!

76
00:03:43,156 --> 00:03:44,725
‫باشه

77
00:03:44,825 --> 00:03:45,926
‫بریم

78
00:03:46,026 --> 00:03:47,961
‫- آره
‫- کجا می‌ریم؟

79
00:03:50,264 --> 00:03:52,865
‫اصلاً اونجا چیکار می‌کنه؟

80
00:03:52,866 --> 00:03:55,135
‫صندوق عقب رو باز کن

81
00:03:57,204 --> 00:03:59,740
‫مامان، اینجا چیکار می‌کنیم؟

82
00:03:59,743 --> 00:04:01,204
‫این همه روزنامه واسه چیه؟

83
00:04:01,208 --> 00:04:02,509
‫فقط زود باش، بازش کن

84
00:04:02,510 --> 00:04:04,845
‫باید چندتا فروشگاه دیگه هم بریم

85
00:04:10,000 --> 00:04:13,000
‫« راننده‌ی کامیون پورتلندی، کیث جسپرسون
‫به‌عنوان قاتل صورتک خندان شناسایی شد »

86
00:04:13,001 --> 00:04:15,001
‫« وی به هشت فقره قتل اعتراف کرده »

87
00:04:15,022 --> 00:04:16,223
‫هشت‌تا؟

88
00:04:18,892 --> 00:04:20,494
‫نمی‌تونیم همه‌ی روزنامه‌های
‫آمریکا رو بخریم که، مامان

89
00:04:20,594 --> 00:04:21,962
‫مسخره‌بازی‌ها چیه

90
00:04:23,130 --> 00:04:24,632
‫محاله حقیقت باشه

91
00:04:24,765 --> 00:04:26,065
‫حقیقت داره. اعتراف کرده

92
00:04:26,066 --> 00:04:28,168
‫حالا باید دودستی زندگی‌مون رو بچسبیم

93
00:04:29,202 --> 00:04:30,737
‫اگه ملت بفهمن که...

94
00:04:30,738 --> 00:04:31,871
‫که اون مرد پدر توئـه،

95
00:04:31,872 --> 00:04:33,707
‫تا آخر عمرت این برچسب روت می‌مونه

96
00:04:33,807 --> 00:04:35,776
‫می‌شنوی؟

97
00:04:35,876 --> 00:04:37,811
‫تا ابد

98
00:04:39,279 --> 00:04:41,114
‫فکر نکنم بتونم شهادت بدم

99
00:04:41,214 --> 00:04:43,216
‫- ملیسا؟
‫- می‌دونم لحنم چطور به نظر میاد،

100
00:04:43,317 --> 00:04:45,519
‫ولی من...

101
00:04:46,787 --> 00:04:48,722
‫بچه‌هام نمی‌دونن

102
00:04:48,822 --> 00:04:51,057
‫هیچکس نمی‌دونه

103
00:04:51,058 --> 00:04:53,794
‫فکر کنم، به نظرم باید برم

104
00:04:53,927 --> 00:04:56,497
‫الان؟ نمی‌خوای اقلاً گوش کنی...

105
00:04:56,597 --> 00:04:58,732
‫من... آخه من...

106
00:05:08,842 --> 00:05:11,144
‫سلام، حدس بزن کی سر ناهار بهم گفت که

107
00:05:11,278 --> 00:05:13,347
‫دو ماه دیگه بازنشسته میشه و

108
00:05:13,481 --> 00:05:15,315
‫می‌خواد من جاشو بگیرم؟

109
00:05:15,416 --> 00:05:18,251
‫دارم از استرس منفجر میشم،
‫دارم قاتی می‌کنم

110
00:05:18,352 --> 00:05:20,187
‫- خیلی‌خب، چی شده؟
‫- من...

111
00:05:20,287 --> 00:05:22,422
‫معلومه که می‌خوام به این یارو که
‫قراره اعدام شه کمک کنم

112
00:05:22,423 --> 00:05:24,290
‫اون تقریباً سی سالـه به خاطر

113
00:05:24,291 --> 00:05:26,026
‫کاری که پدرم کرده، توی زندانـه

114
00:05:26,159 --> 00:05:29,363
‫بعد من داشتم راحت زندگی‌مو می‌کردم

115
00:05:29,497 --> 00:05:30,798
‫ببین، تقصیر تو نیست، عزیزم

116
00:05:30,898 --> 00:05:32,799
‫- خب؟
‫- پس چرا همچین حسی دارم؟

117
00:05:32,800 --> 00:05:34,301
‫ملیسا، خواهش می‌کنم

118
00:05:34,402 --> 00:05:36,169
‫یه نفس عمیق بکش

119
00:05:36,269 --> 00:05:38,138
‫خب؟ نفس بکش

120
00:05:38,238 --> 00:05:40,173
‫عزیزم، نفس عمیق بکش

121
00:05:46,380 --> 00:05:49,182
‫- خیلی‌خب
‫- باشه، دارم نفس عمیق می‌کشم

122
00:05:52,185 --> 00:05:54,221
‫خب، کی داره بازنشسته میشه؟

123
00:05:54,354 --> 00:05:56,857
‫- ویلیام؟
‫- بیخیالش، الان دیگه مهم نیست

124
00:05:56,957 --> 00:05:58,791
‫چرا هست. تازه...

125
00:05:58,792 --> 00:06:01,361
‫ترجیح میدم بحث رو عوض کنیم

126
00:06:01,495 --> 00:06:04,131
‫باشه، خب،

127
00:06:04,231 --> 00:06:06,066
‫ویلیام قراره واسم توصیه‌نامه بنویسه تا

128
00:06:06,166 --> 00:06:08,001
‫بشم جایگزینش و مدیر منطقه‌ای

129
00:06:08,101 --> 00:06:11,038
‫این یعنی پول بیشتری گیرم میاد،
‫آزادی بیشتر،

130
00:06:11,138 --> 00:06:13,140
‫حق نظر و تأثیرگذاری بیشتر توی امورات

131
00:06:13,240 --> 00:06:14,908
‫فکر کنم فرصتش رو دارم

132
00:06:15,008 --> 00:06:17,077
‫واقعاً بهت افتخار می‌کنم.
‫دوستت دارم.

133
00:06:18,211 --> 00:06:19,880
‫بهت زنگ می‌زنم، خب؟ خداحافظ

134
00:06:19,980 --> 00:06:21,649
‫خیلی‌خب، خداحافظ

135
00:06:21,650 --> 00:06:23,650
‫« ویسکی ریور »

136
00:06:43,370 --> 00:06:44,671
‫خیلی‌خب

137
00:06:44,672 --> 00:06:46,005
‫گرسنه‌ای یا تشنه؟

138
00:06:46,006 --> 00:06:48,008
‫آ...

139
00:06:48,108 --> 00:06:49,242
‫فقط یه آبجو

140
00:06:49,342 --> 00:06:51,411
‫- یه آبجوی محلی؟
‫- یه آبجوی محلی

141
00:07:13,901 --> 00:07:15,902
‫قبلاً پدرم می‌اومد اینجا

142
00:07:15,903 --> 00:07:17,870
‫جدی؟ کِی؟

143
00:07:17,871 --> 00:07:19,406
‫خیلی وقت پیش

144
00:07:19,507 --> 00:07:21,942
‫اون... راننده کامیون بود

145
00:07:22,042 --> 00:07:23,343
‫اسمش چی بود؟

146
00:07:23,443 --> 00:07:25,345
‫کیث. راستش...

147
00:07:25,445 --> 00:07:28,148
‫یه عکس ازش دارم

148
00:07:28,281 --> 00:07:30,818
‫شاید بشناسیش؟

149
00:07:34,287 --> 00:07:37,224
‫نه، نمی‌شناسمش

150
00:07:37,324 --> 00:07:39,459
‫ولی... آهای، پدر؟

151
00:07:39,593 --> 00:07:42,061
‫- نه، نه، نه، زحمت نکِشید
‫- نفرمایید

152
00:07:42,062 --> 00:07:45,265
‫جونش در میره واسه صحبت
‫از ایام قدیم که دنیا به کامش بود

153
00:07:46,133 --> 00:07:47,467
‫این مرد مزاحم‌تون شده؟

154
00:07:47,568 --> 00:07:49,503
‫نه، نه، نمی‌خواستم مزاحم ناهارتون بشم

155
00:07:49,637 --> 00:07:51,972
‫- کارل اونیل هستم
‫- ملیسا

156
00:07:52,072 --> 00:07:53,974
‫«ملیسا»

157
00:07:54,074 --> 00:07:57,010
‫اسم بهترین آهنگی که «گرگ آلمن» نوشته

158
00:07:57,144 --> 00:07:58,611
‫زبونت رو گاز بگیر

159
00:07:58,612 --> 00:07:59,947
‫بهترین آهنگش «ستونِ شلاق»ـه

160
00:08:00,047 --> 00:08:02,716
‫برو، برو، برو رد کارت

161
00:08:02,816 --> 00:08:05,084
‫حالا... ایشون کیه؟

162
00:08:05,085 --> 00:08:06,854
‫آ...

163
00:08:06,954 --> 00:08:08,689
‫پدرمـه

164
00:08:08,789 --> 00:08:10,858
‫راننده کامیون بود.
‫قبلاً که توی جاده‌ها بود...

165
00:08:10,958 --> 00:08:13,160
‫- اینجا می‌اومد
‫- آشنا می‌زنه

166
00:08:13,260 --> 00:08:16,000
‫راننده کامیون‌های زیادی طی سال‌ها

167
00:08:16,009 --> 00:08:18,430
‫واسه غذای گرم و موسیقی خوب اومدن اینجا

168
00:08:18,431 --> 00:08:21,168
‫شغل بی‌پاداشیـه. تک و تنهایی

169
00:08:22,202 --> 00:08:24,037
‫امیدوارم الان بازنشسته شده باشه

170
00:08:25,806 --> 00:08:28,107
‫یه چیزی توی همین مایه‌ها

171
00:08:28,108 --> 00:08:29,977
‫بگذریم، خیلی ممنون

172
00:08:30,077 --> 00:08:32,379
‫- مزاحم‌تون نمیشم که برگردید سر ناهارتون
‫- خوشبختم، ملیسا

173
00:08:32,512 --> 00:08:34,381
‫من هم همینطور

174
00:09:03,041 --> 00:09:04,911
‫هدر رو می‌شناسی؟

175
00:09:07,715 --> 00:09:09,583
‫نه. تو چی؟

176
00:09:09,683 --> 00:09:12,552
‫آره، معلومه.
‫هم‌مدرسه‌ای بودیم.

177
00:09:12,653 --> 00:09:13,921
‫چند سال از من بزرگتر بود

178
00:09:14,054 --> 00:09:15,623
‫بعدش هم اینجا همکار بودیم

179
00:09:15,723 --> 00:09:19,358
‫اون... واقعاً دختر خوبی بود

180
00:09:19,359 --> 00:09:21,561
‫تسلیت میگم

181
00:09:22,395 --> 00:09:24,364
‫پس تو فقط...

182
00:09:24,464 --> 00:09:27,434
‫دوستِ مرحومم شده
‫سوژه‌ی شبکه‌های اجتماعی‌ات؟

183
00:09:28,235 --> 00:09:30,671
‫- نه، اصلاً
‫- اگه پُستش کردی،

184
00:09:30,771 --> 00:09:32,973
‫حتماً از اون پسره هم عکس بگیر

185
00:09:34,441 --> 00:09:36,376
‫شبی که تقاصش رو پس بده،
‫اینجا همه رو مهمون می‌کنیم

186
00:09:36,377 --> 00:09:38,377
‫« ۵۹ روز تا اعدام »

187
00:09:40,513 --> 00:09:43,316
‫آهای کودی، یه دور دیگه نوشیدنی میدی؟

188
00:09:49,156 --> 00:09:50,991
‫کی سهمشو نداده؟

189
00:09:53,593 --> 00:09:54,762
‫آره، دیر یا زود

190
00:09:54,862 --> 00:09:56,764
‫دکتر گرگ زنگ میزنه

191
00:09:59,599 --> 00:10:02,269
‫احتمالاً یه قسمتِ کامل از
‫برنامه‌شون رو به من اختصاص بدن

192
00:10:03,837 --> 00:10:06,539
‫ناسلامتی من بودم که
‫قربانی شماره‌ی ۹ رو بهشون گفتم

193
00:10:07,407 --> 00:10:08,608
‫از من گفتن

194
00:10:08,709 --> 00:10:10,576
‫این قصه سرِ دراز داره

195
00:10:12,880 --> 00:10:17,184
‫با دکتر گرگ مصاحبه می‌کنیم،
‫بعدش برنامه‌های دیگه،

196
00:10:17,284 --> 00:10:20,654
‫بعدش روزنامه‌ها و مجله‌ها

197
00:10:20,754 --> 00:10:23,620
‫شنیدم چند نفر توی
‫زندان ایالتی سان کوئنتین هستن که

198
00:10:23,622 --> 00:10:25,358
‫پادکست می‌سازن

199
00:10:25,458 --> 00:10:26,794
‫- پادکست؟
‫- آره، پادکست

200
00:10:26,927 --> 00:10:29,600
‫البته، فقط به این دلیل این کار رو می‌کنم

201
00:10:29,601 --> 00:10:31,732
‫چون درستش همینـه

202
00:10:32,733 --> 00:10:34,066
‫آره

203
00:10:34,067 --> 00:10:36,770
‫- جون یه مرد رو نجات میدم
‫- جدی؟

204
00:10:36,870 --> 00:10:40,140
‫جدی. اگه از صدقه‌سری من نبود،

205
00:10:40,240 --> 00:10:44,845
‫قبل از چهارم جولای
‫با تزریق مرگبار اعدام می‌شد

206
00:10:46,146 --> 00:10:49,416
‫پس هیچ نمی‌تونه بگه من پلید مطلق بودم

207
00:10:51,000 --> 00:10:54,000
‫« شهرستان کلارک، بخش کلانتری »

208
00:10:56,656 --> 00:10:59,259
‫بیخیال، رفیق

209
00:11:02,529 --> 00:11:05,498
‫- ایشون کی باشن؟
‫- پسش بده

210
00:11:05,598 --> 00:11:07,334
‫نگاه کن، ایوا

211
00:11:07,434 --> 00:11:09,502
‫ملکه‌ی میم.ز داره
‫یه خلافکار جذاب رو دید می‌زنه

212
00:11:09,636 --> 00:11:10,971
‫پسش بده

213
00:11:11,071 --> 00:11:13,473
‫پسش بده، ویکتوریا

214
00:11:18,145 --> 00:11:20,848
‫چی صدام کردی؟ ملکه‌ی...؟

215
00:11:20,948 --> 00:11:22,682
‫مخفف ملکه‌های موهای زائد

216
00:11:22,816 --> 00:11:25,018
‫تا بعد

217
00:11:40,801 --> 00:11:42,803
‫سلام، خوبی؟

218
00:11:44,004 --> 00:11:45,438
‫چرا دیگه دوست نیستیم؟

219
00:11:45,538 --> 00:11:47,741
‫دوستیم

220
00:11:49,509 --> 00:11:52,579
‫ببین، وقتی توی رختکن لباس عوض می‌کنی،

221
00:11:52,679 --> 00:11:55,147
‫موهای زائدت می‌زنه بیرون،
‫پس وکس بنداز

222
00:11:55,148 --> 00:11:56,984
‫یا ژیلتی چیزی بزن، خب؟

223
00:12:00,954 --> 00:12:03,223
‫پدربزرگم قاتل سریالیـه

224
00:13:09,756 --> 00:13:12,325
‫- حلقه‌ی ازدواج
‫- شرمنده

225
00:13:12,459 --> 00:13:15,594
‫نه، نه. من باید حواسم می‌بود.
‫مرسی، تایلر.

226
00:13:15,595 --> 00:13:17,763
‫- البته. می‌دونی...
‫- می‌شنوم چی میگی...

227
00:13:17,764 --> 00:13:19,968
‫گاهی بابت ۷۲هزار دلار وام دانشجویی که

228
00:13:20,068 --> 00:13:22,902
‫واسه مدرسه فیلم‌سازی گرفتم،
‫استرس می‌گیرم

229
00:13:22,903 --> 00:13:24,337
‫بعد متوجه یه تناقض زناشویی

230
00:13:24,437 --> 00:13:26,339
‫روی یه جسد الکی میشم و با خودم میگم

231
00:13:26,439 --> 00:13:27,606
‫«نه، کاملاً ارزشش رو داشته»

232
00:13:27,607 --> 00:13:29,409
‫چرا حس می‌کنم با نیش و کنایه حرف می‌زنی؟

233
00:13:29,509 --> 00:13:31,078
‫نافم رو با نیش و کنایه بُریدن

234
00:13:31,178 --> 00:13:33,079
‫خوب شد گفتی

235
00:13:33,080 --> 00:13:35,581
‫باشه. خیلی‌خب. ممنون

236
00:13:35,582 --> 00:13:37,400
‫خیلی‌خب، داشتم با گابریلا حرف می‌زدم

237
00:13:37,401 --> 00:13:39,252
‫فردا می‌تونیم الایجا رو ببینیم

238
00:13:39,352 --> 00:13:41,721
‫- عالیه
‫- جدی؟

239
00:13:41,821 --> 00:13:44,357
‫همین اومدنت هم برام جای تعجب داشت

240
00:13:44,457 --> 00:13:47,227
‫میشه تتوش رو پررنگ‌تر کنی؟

241
00:13:50,998 --> 00:13:52,532
‫حالا این حرف «اِل» واسه چیه؟

242
00:13:52,632 --> 00:13:54,501
‫- اسم وسطش لورلای بوده
‫- تایلر

243
00:13:54,601 --> 00:13:56,003
‫یه برداشت دیگه از این می‌گیریم

244
00:13:56,136 --> 00:13:57,737
‫بعدش واسه صحنه‌ی بعدی آماده می‌شیم

245
00:13:57,837 --> 00:13:59,271
‫آره، عکس محتویاتِ جیب هدر

246
00:13:59,272 --> 00:14:00,507
‫در اون شب، درسته؟

247
00:14:00,517 --> 00:14:01,541
‫آره

248
00:14:01,674 --> 00:14:03,810
‫رژ لب، پول و یه نصفه‌رول ماری‌جوانا

249
00:14:07,114 --> 00:14:08,181
‫بگیر، تایلر

250
00:14:08,281 --> 00:14:09,682
‫ببین

251
00:14:09,782 --> 00:14:11,985
‫نمی‌فهمم چرا عصبانی هستی

252
00:14:13,800 --> 00:14:15,800
‫شاید چون دلم می‌خواد به اندازه‌ای که

253
00:14:15,801 --> 00:14:17,801
‫به ناشناس بودنت اهمیت میدی،

254
00:14:17,801 --> 00:14:21,261
‫به مرد سیاه‌پوستی که
‫قراره اعدام بشه اهمیت بدی.

255
00:14:21,361 --> 00:14:22,862
‫بی‌انصافیـه

256
00:14:22,963 --> 00:14:26,266
‫توی این قضیه تو فقط یه تیکه از پازلی

257
00:14:27,667 --> 00:14:29,169
‫ردیفیم، تایلر؟

258
00:14:29,269 --> 00:14:31,538
‫می‌خوای خوب باشه

259
00:14:31,671 --> 00:14:33,505
‫یا تُف‌مالیش کنم؟

260
00:14:33,506 --> 00:14:37,016
‫منو بگو که دکتر گرِگ رو مجبور کردم
‫اینو با پرواز بفرسته اینجا

261
00:15:01,500 --> 00:15:04,500
‫« وکس موهای زائد، ناحیه‌ی تناسلی و زیربغل »

262
00:15:04,571 --> 00:15:05,871
‫چه خبرا، قاتل؟

263
00:15:05,872 --> 00:15:07,240
‫ببخشید، چی؟

264
00:15:07,340 --> 00:15:09,076
‫گفتم «چه خبرا؟»

265
00:15:09,176 --> 00:15:10,944
‫اوه...

266
00:15:11,044 --> 00:15:13,780
‫هیچی. اومده بودم خرید...

267
00:15:13,913 --> 00:15:15,548
‫چیزمیز بخرم

268
00:15:15,648 --> 00:15:20,420
‫خوبه، خوبه. آره.
‫راستی من جاش هستم.

269
00:15:22,089 --> 00:15:23,256
‫تو هیزلی، آره؟

270
00:15:23,356 --> 00:15:24,690
‫آره. خیلی‌خب، آره

271
00:15:24,691 --> 00:15:26,659
‫می‌دونم ایوا رو می‌شناسی، پس...

272
00:15:27,894 --> 00:15:31,464
‫دیدمت... موقع ناهار خوردن

273
00:15:31,564 --> 00:15:34,767
‫آره. آره، نه، خب منم ناهار می‌خورم دیگه

274
00:15:34,867 --> 00:15:36,970
‫آره

275
00:15:38,871 --> 00:15:41,608
‫خب، تا بعد، هیزل

276
00:15:48,781 --> 00:15:50,217
‫آهای!

277
00:15:53,453 --> 00:15:55,655
‫رد کن بیاد

278
00:15:58,591 --> 00:16:01,294
‫بیا، بذار این خون مصنوعی رو پاک کنیم

279
00:16:01,428 --> 00:16:02,762
‫خودم می‌تونم پاکش کنم

280
00:16:02,762 --> 00:16:04,131
‫هزار بار نقش دخترِ مُرده رو بازی کردم

281
00:16:04,131 --> 00:16:05,298
‫- مطمئنی؟
‫- آره

282
00:16:05,398 --> 00:16:06,932
‫خیلی‌خب. هر چندتا لازمه بردار

283
00:16:06,933 --> 00:16:08,835
‫مرسی

284
00:16:08,935 --> 00:16:10,600
‫الحق که قهرمانی

285
00:16:10,601 --> 00:16:12,439
‫دمت گرم، خیلی خیلی ممنون

286
00:16:12,539 --> 00:16:15,342
‫تایلر، میشه باهاش تا ماشینش بری؟

287
00:16:15,442 --> 00:16:18,645
‫آره

288
00:16:20,713 --> 00:16:22,081
‫مرسی

289
00:16:22,082 --> 00:16:23,483
‫آیوی

290
00:16:23,616 --> 00:16:26,519
‫بابت امروز خیلی متأسفم

291
00:16:26,619 --> 00:16:28,488
‫- من...
‫- ببخشید

292
00:16:29,556 --> 00:16:30,857
‫شماها واسه دکتر گرگ کار می‌کنید؟

293
00:16:32,159 --> 00:16:34,327
‫من جویس هستم، خواهر الایجا

294
00:16:34,427 --> 00:16:36,529
‫- گابریلا بهم گفت اینجایید
‫- وای خدا

295
00:16:36,629 --> 00:16:39,132
‫سلام. قرار بود فردا بهت زنگ بزنم

296
00:16:39,232 --> 00:16:40,733
‫من آیوی هستم. این هم ملیساست

297
00:16:41,501 --> 00:16:45,804
‫تقریباً سی سالـه که دارم فریاد می‌زنم
‫ولی کو گوش شنوا؟

298
00:16:45,805 --> 00:16:49,008
‫باید زن‌هایی که بالاخره
‫صدامو شنیدن رو بغل کنم

299
00:16:49,109 --> 00:16:51,344
‫اوه. اوه

300
00:16:51,444 --> 00:16:54,114
‫بیا اینجا

301
00:16:54,214 --> 00:16:57,217
‫- ممنون. مرسی
‫- من چی؟

302
00:16:57,350 --> 00:16:59,519
‫من تایلر هستم.
‫ضمایرم او/ایشان.

303
00:16:59,619 --> 00:17:02,322
‫بیا بغلم، تایلر

304
00:17:03,456 --> 00:17:05,024
‫اوه

305
00:17:05,125 --> 00:17:08,061
‫شرمنده یکم به‌هم ریخته‌ام.
‫هنوز سر این اتفاقات...

306
00:17:08,161 --> 00:17:09,562
‫توی شوکم

307
00:17:09,662 --> 00:17:11,463
‫این مرد قراره اعتراف کنه؟

308
00:17:11,464 --> 00:17:14,801
‫از همه‌تون خیلی ممنونم که

309
00:17:14,901 --> 00:17:17,204
‫- اومدید تگزاس
‫- کمترین کاریـه که ازمون بر میاد

310
00:17:17,304 --> 00:17:19,372
‫همیشه بر این باور بودم که اگه افراد بیشتری

311
00:17:19,506 --> 00:17:21,608
‫قصه‌ی ما رو می‌شنیدن،
‫می‌فهمیدن چه مصیبتی کشیدیم،

312
00:17:21,708 --> 00:17:24,643
‫اون‌وقت بالاخره یه فرجی میشه

313
00:17:24,644 --> 00:17:27,114
‫از آشنایی‌تون خیلی خوشحالم.
‫خیلی شرمنده،

314
00:17:27,214 --> 00:17:29,549
‫- یه لحظه باید برم
‫- باشه

315
00:17:30,383 --> 00:17:32,818
‫سلام، چه خبرا؟
‫الان نمی‌تونم حرف بزنم

316
00:17:32,819 --> 00:17:34,987
‫چه خبرا؟ خب، عرضم به حضورت که

317
00:17:35,088 --> 00:17:38,057
‫مچ دختر عزیزت رو
‫حین دزدی از فروشگاه گرفتن

318
00:17:38,158 --> 00:17:40,593
‫برای دهمین بار،
‫از فروشگاه دزدی نمی‌کردم

319
00:17:40,727 --> 00:17:42,862
‫چی؟ چی می‌دزدیده؟

320
00:17:42,962 --> 00:17:44,564
‫بیا. چطوره خودت...

321
00:17:44,664 --> 00:17:47,267
‫بگو، خودت... خودت
‫بهش بگو که چی دزدیدی

322
00:17:47,400 --> 00:17:49,402
وکس بیکینی

323
00:17:49,502 --> 00:17:51,203
‫باشه

324
00:17:51,204 --> 00:17:52,572
‫بازداشتت کردن؟

325
00:17:52,672 --> 00:17:54,040
‫نه. بابا پیاز داغش رو بیشتر کرده

326
00:17:54,141 --> 00:17:56,542
‫شانس آوردی که صاحب فروشگاه
‫پیاز داغش رو بیشتر نکرد، هیزل

327
00:17:56,543 --> 00:17:58,800
‫همون داروخونه‌ی خانوادگی نزدیک مدرسه بود،

328
00:17:58,801 --> 00:18:01,080
‫صاحبش هم تا حدودی درک و شعور داشت

329
00:18:01,214 --> 00:18:02,749
‫خیلی احمقانه‌ست.
‫تصادفی بود.

330
00:18:02,849 --> 00:18:05,852
‫خیلی‌خب، برگشتم خونه
‫در موردش حرف می‌زنیم

331
00:18:05,952 --> 00:18:09,088
‫فردا شب برمی‌گردم

332
00:18:10,190 --> 00:18:12,592
‫فردا شب؟
‫این مسئله‌ی مهمیـه، ملیسا

333
00:18:12,692 --> 00:18:13,859
‫می‌دونم، بن

334
00:18:13,860 --> 00:18:15,227
‫آخه من...

335
00:18:15,228 --> 00:18:17,063
‫آخه تو چی؟

336
00:18:17,164 --> 00:18:19,599
‫ملیسا، تو چی؟
‫تو آخه چی؟

337
00:18:19,732 --> 00:18:22,569
‫بن، من باید... بعداً بهت زنگ بزنم، خب؟

338
00:18:22,669 --> 00:18:24,069
‫ملیسا، چی...؟

339
00:18:24,070 --> 00:18:26,573
‫- آیوی
‫- چیه؟

340
00:18:26,673 --> 00:18:28,875
‫همه‌چی مرتبـه؟

341
00:18:28,975 --> 00:18:31,311
‫نگاه

342
00:18:58,805 --> 00:18:59,972
‫اون دوربین رو خاموش کن

343
00:19:00,106 --> 00:19:01,808
‫ببینید،

344
00:19:01,908 --> 00:19:06,400
‫بابت این نمایش و هوای تازه ممنونم، گابریلا

345
00:19:06,401 --> 00:19:08,214
‫ولی نمی‌دونم به خیال خودت
‫این چی رو ثابت می‌کنه

346
00:19:08,215 --> 00:19:11,500
‫ثابت می‌کنه جسپرسون اینجا بود.
‫ثابت می‌کنه اینجا اونقدری...

347
00:19:11,501 --> 00:19:13,986
‫مدرک هست که پرونده رو دوباره باز کنید

348
00:19:14,086 --> 00:19:16,823
‫نماد صورتک خندان
‫انحصاری واسه جسپرسونـه؟

349
00:19:16,923 --> 00:19:19,359
‫چون ایموجی مورد علاقه‌ی نوه‌ام هم هست

350
00:19:19,459 --> 00:19:20,693
‫چطوره اونو هم بیاریم اینجا

351
00:19:20,827 --> 00:19:23,196
‫نوه‌تون قدش یک متر و ۸۲ سانتـه؟

352
00:19:23,296 --> 00:19:25,265
‫ارتفاعش خیلی زیاده

353
00:19:26,699 --> 00:19:28,100
‫شما کی باشید؟

354
00:19:29,836 --> 00:19:31,671
‫ملیسا هستم. ملیسا رید

355
00:19:31,771 --> 00:19:33,673
‫دادستان ناحیه کریگ کالاوی هستم

356
00:19:33,773 --> 00:19:36,107
‫خوشبختم. ببینید،

357
00:19:36,108 --> 00:19:39,512
‫این واسه برنامه‌تون عالیـه، متوجهم،

358
00:19:39,646 --> 00:19:41,881
‫ولی توی دادگاه پشیزی نمیارزه

359
00:19:41,981 --> 00:19:44,217
‫خودتون می‌دونید که روی
‫هیئت منصفه تأثیر به‌سزایی می‌ذاره

360
00:19:44,227 --> 00:19:46,903
‫مخصوصاً وقتی فیلم اعتراف
‫یه قاتل سریالی محکوم‌شده رو هم

361
00:19:46,913 --> 00:19:48,153
‫بذاری تنگش

362
00:19:48,154 --> 00:19:49,856
‫نکنه همون فیلمی رو میگی که
‫واسم فرستادی؟

363
00:19:49,956 --> 00:19:52,124
‫ببین، به چشم من یکی که فقط
‫هذیون‌های یه مرد روانی بود

364
00:19:52,225 --> 00:19:55,200
‫در ضمن اون ترامپولین که رسید هم نداره

365
00:19:55,201 --> 00:19:57,364
‫تا تاریخ خریدش رو تصدیق کنه،

366
00:19:57,497 --> 00:19:59,198
‫و یه پیک گیتار

367
00:19:59,299 --> 00:20:02,201
‫از باری که هر سال
‫هزارتا از اون درست می‌کنه

368
00:20:02,302 --> 00:20:05,071
‫توی خونه داخل کشو شش‌تا از اونا دارم

369
00:20:05,171 --> 00:20:06,305
‫یعنی من هم قاتلم؟

370
00:20:06,306 --> 00:20:08,708
‫یه شاهد هست که صحت
‫این ادعا رو تأیید می‌کنه

371
00:20:08,808 --> 00:20:11,043
‫دخترش

372
00:20:11,143 --> 00:20:14,247
‫شاهد دختر جسپرسونـه

373
00:20:14,347 --> 00:20:16,783
‫اگه اون حاضر باشه شهادت بده چی؟

374
00:20:18,885 --> 00:20:21,288
‫ببینید، من تقریباً سی سالـه که
‫دادستان ناحیه‌ام

375
00:20:21,388 --> 00:20:24,557
‫تا دل‌تون بخواد جرم و جنایت دیدم و
‫خانواده‌های جورواجور

376
00:20:24,657 --> 00:20:27,693
‫من این زن رو نمی‌شناسم،
‫ولی طبق تجربه‌ی شخصی‌ام،

377
00:20:27,694 --> 00:20:30,730
‫اگه بچه‌ای پدر یا مادرش هیولا باشه،

378
00:20:30,830 --> 00:20:33,733
‫بزرگ که شد مشکلات
‫خاص خودش رو پیدا می‌کنه

379
00:20:33,833 --> 00:20:35,234
‫با وجود اینترنت،

380
00:20:35,335 --> 00:20:37,770
‫طولی نمی‌کشه تا بفهمیم

381
00:20:37,904 --> 00:20:40,407
‫مشکلات این زن چی هستن،

382
00:20:40,410 --> 00:20:43,576
‫مشکلاتش هر چی که باشن،
‫توی جایگاه شهود علیه‌اش استفاده میشن و

383
00:20:43,676 --> 00:20:45,978
‫شهادتش بی‌ارزش میشه

384
00:20:50,082 --> 00:20:52,885
‫می‌تونید این نوار زرد رو بردارید

385
00:21:10,236 --> 00:21:12,404
‫چه غلطی می‌کنید؟

386
00:21:19,546 --> 00:21:21,747
‫بس کنید. خواهش می‌کنم

387
00:21:23,400 --> 00:21:25,485
‫همون بهتر که بابایی‌جونت رو
‫با تزریق مرگبار اعدام کنن

388
00:21:27,286 --> 00:21:29,956
‫خودت هم حقتـه، جنده‌ی احمق

389
00:21:42,969 --> 00:21:45,204
‫شنیدیم دست‌کجی کردی، آره؟

390
00:21:45,304 --> 00:21:46,473
‫کی بهت گفته؟

391
00:21:46,606 --> 00:21:48,375
‫به این زودی مثل بابابزرگت
‫قانون‌شکن شدی؟

392
00:21:52,412 --> 00:21:53,413
‫پس حقیقت داره؟

393
00:21:53,513 --> 00:21:55,515
‫خب که چی؟

394
00:21:56,816 --> 00:21:58,084
‫«شکارچی شب» رو می‌شناسی؟

395
00:21:58,184 --> 00:21:59,751
‫کی؟

396
00:21:59,752 --> 00:22:02,489
‫یه کسکش روانی بود مثل پدربزرگت

397
00:22:02,622 --> 00:22:03,990
‫پدربزرگم رافا یکی از کسایی بود

398
00:22:04,090 --> 00:22:05,825
‫که به دستگیریش توی
‫شرق لس‌آنجلس کمک کرد

399
00:22:05,925 --> 00:22:08,259
‫اصلاً واسه همین «قتلینو» شدم

400
00:22:08,260 --> 00:22:09,629
‫قتلینو یعنی چی؟

401
00:22:09,729 --> 00:22:11,898
‫کسی که فکر و ذکرش جرم و جنایتـه

402
00:22:11,998 --> 00:22:14,667
‫فردا بعد از مدرسه باهامون بیا

403
00:22:14,767 --> 00:22:16,369
‫تا نشونت بدیم

404
00:22:17,504 --> 00:22:19,071
‫چه خوب

405
00:22:20,006 --> 00:22:22,675
‫ما به سمت اونجا حرکت کردیم، قربان

406
00:22:22,775 --> 00:22:25,712
‫متوجهم. درک می‌کنم، ولی...

407
00:22:25,812 --> 00:22:28,748
‫پس اصلاً امکانش نیست؟ باشه. خیلی‌خب

408
00:22:28,848 --> 00:22:31,050
‫نه. نه، نه، نه، مشکلی نیست

409
00:22:31,183 --> 00:22:34,353
‫روز خوبی داشته باشید.
‫نه، ممنون.

410
00:22:36,889 --> 00:22:38,824
‫وای، لعنت بهش!

411
00:22:38,825 --> 00:22:40,593
‫آهای

412
00:22:42,829 --> 00:22:44,731
‫زندان الان بازدیدمون رو لغو کرد

413
00:22:44,831 --> 00:22:46,198
‫نمی‌تونیم الایجا رو ببینیم

414
00:22:46,298 --> 00:22:48,267
‫چی؟ می‌تونن همچین کاری بکنن؟

415
00:22:49,769 --> 00:22:51,302
‫کار کالاوی بوده

416
00:22:51,303 --> 00:22:53,205
‫صد درصد. اون کارشکنی کرده، مگه نه؟

417
00:22:53,305 --> 00:22:55,575
‫بازی داره دستت میاد

418
00:23:13,826 --> 00:23:15,361
‫- سلام
‫- سلام

419
00:23:15,462 --> 00:23:17,129
‫وای

420
00:23:17,229 --> 00:23:19,666
‫خدایا، چقدر خسته‌ام

421
00:23:19,766 --> 00:23:22,501
‫سلام. پروازت چطور بود؟

422
00:23:22,502 --> 00:23:26,739
‫بدک نبود

423
00:23:26,839 --> 00:23:27,839
‫هیزل چطوره؟

424
00:23:27,840 --> 00:23:29,842
‫تنبیه شده

425
00:23:31,544 --> 00:23:33,546
‫براش چندتا چیز زینتی
‫از توی فرودگاه خریدم

426
00:23:33,646 --> 00:23:36,282
‫براش هزارتا کادوی تولد گرفتی،

427
00:23:36,382 --> 00:23:38,284
‫- ملیسا
‫- می‌دونم

428
00:23:39,586 --> 00:23:42,889
‫براش چندتا جاکلیدی و اینا گرفتم.
‫یکی هم برای مکس گرفتم.

429
00:23:42,989 --> 00:23:45,224
‫راستی...

430
00:23:45,324 --> 00:23:47,326
‫من...

431
00:23:48,628 --> 00:23:51,363
‫یه سری اخبار خیلی بدتر دارم

432
00:23:52,231 --> 00:23:54,033
‫سر و پا گوشم

433
00:23:56,068 --> 00:23:58,236
‫تو...

434
00:23:58,237 --> 00:23:59,972
‫تو فکرِ افشاگری‌ام

435
00:24:00,907 --> 00:24:02,107
‫در مورد...

436
00:24:02,108 --> 00:24:04,176
‫در مورد بابام

437
00:24:05,945 --> 00:24:07,714
‫توی برنامه

438
00:24:09,038 --> 00:24:16,038


439
00:24:18,591 --> 00:24:20,893
‫امروز دادستان ناحیه رو دیدیم،

440
00:24:20,993 --> 00:24:22,761
‫مرتیکه کلاً شعور نداشت

441
00:24:22,762 --> 00:24:25,164
‫حتی حاضر نیست
‫پیگیر اعترافات پدرم بشه

442
00:24:25,264 --> 00:24:27,133
‫نمیذارن از الایجا مصاحبه کنیم

443
00:24:27,233 --> 00:24:29,536
‫انگار هدف‌شون اینـه که

444
00:24:29,669 --> 00:24:30,737
‫یه مرد بی‌گناه رو اعدام کنن

445
00:24:30,837 --> 00:24:32,303
‫متأسفم، ولی به نظرم

446
00:24:32,304 --> 00:24:33,873
‫چهارتا چیز بیشتر از تو حالیشونـه

447
00:24:33,973 --> 00:24:36,442
‫شایدم یه مُشت پیرمرد سفیدپوستِ کله‌گنده‌ان که

448
00:24:36,543 --> 00:24:38,477
‫نمی‌خوان اقرار کنن چه اشتباه بزرگی کردن

449
00:24:39,512 --> 00:24:41,581
‫وکیل الایجا بهمون گفت

450
00:24:41,681 --> 00:24:43,816
‫اگه دادستان باهامون همکاری نکنه،

451
00:24:43,916 --> 00:24:46,284
‫مجبوریم کاری کنیم که

452
00:24:46,285 --> 00:24:48,487
‫برنامه‌مون حسابی جنجال به پا کنه.
‫تنها راهمون برای

453
00:24:48,588 --> 00:24:50,557
‫ تحت‌فشار گذاشتنِ
‫این دادگاه‌های محافظه‌کار، همینـه

454
00:24:50,657 --> 00:24:53,392
‫جنابعالی می‌خوای دادگاه محافظه‌کارِ

455
00:24:53,526 --> 00:24:55,562
‫تگزاس رو تحت‌فشار بذاری؟

456
00:24:55,695 --> 00:24:57,963
‫پس میگی چیکار کنم؟

457
00:24:57,964 --> 00:25:00,331
‫داستان بدون من پخش میشه

458
00:25:00,332 --> 00:25:01,534
‫جلب توجه می‌کنه

459
00:25:01,634 --> 00:25:03,536
‫اما نه به اندازه‌ی کافی و بعدش...

460
00:25:03,636 --> 00:25:05,572
‫بعدش الایجا به خاطر کوتاهی من می‌میره

461
00:25:05,705 --> 00:25:07,373
‫من می‌فهممت، خب؟

462
00:25:07,506 --> 00:25:09,776
‫می‌فهمم که قصدت کمک به این باباست

463
00:25:09,876 --> 00:25:11,177
‫ولی اگه به چشم مسئولین...

464
00:25:11,277 --> 00:25:12,545
‫گور بابای مسئولین

465
00:25:12,645 --> 00:25:14,581
‫امثال الایجا به یه ورشونم نیستن

466
00:25:14,714 --> 00:25:16,549
به امثال من اهمیتی نمیدن

467
00:25:16,649 --> 00:25:18,551
‫اگه از شانست،
‫نسبتی با یه قاتل داشته باشی،

468
00:25:18,651 --> 00:25:19,851
‫یعنی تو هم به همون اندازه

469
00:25:19,852 --> 00:25:21,754
‫آدم بده‌ای.
‫امروز صبح، دادستان

470
00:25:21,888 --> 00:25:23,723
‫علناً تو روم همچین حرفی زد

471
00:25:23,823 --> 00:25:26,157
‫این آدم اصلاً صلاحیت مسئول بودن رو نداره

472
00:25:26,158 --> 00:25:28,427
‫حرفش باعث شد فکر کنم
‫پشیزی ارزش ندارم

473
00:25:28,527 --> 00:25:30,329
‫انگار برگشتم به دوران ۱۵ سالگیم،

474
00:25:30,429 --> 00:25:31,931
‫انگار که همه چی گردن منـه

475
00:25:32,031 --> 00:25:33,566
اصلاً و ابداً ‫خطای بابام

476
00:25:33,666 --> 00:25:34,734
‫گردن من نیست

477
00:25:34,867 --> 00:25:38,336
‫حالم از این فکر و خیال‌ها به هم می‌خوره

478
00:25:38,337 --> 00:25:40,740
‫به هر دری زدم که این راز وامونده

479
00:25:40,840 --> 00:25:42,909
‫برملا نشه، به خاطر کی آخه؟

480
00:25:43,042 --> 00:25:44,844
‫من که نه

481
00:25:46,713 --> 00:25:48,414
‫ای خدا، هیزل

482
00:25:49,348 --> 00:25:50,750
‫چی شنیدی؟

483
00:25:50,850 --> 00:25:52,183
‫خبر داشتم. اون شب که

484
00:25:52,184 --> 00:25:54,286
‫بابا پشت تلفن داشت باهات حرف میزد، شنیدم

485
00:25:54,386 --> 00:25:55,386
‫چی؟ پس چرا چیزی نگفتی؟

486
00:25:55,387 --> 00:25:56,723
‫چرا به من نگفتی؟

487
00:25:57,556 --> 00:25:58,925
‫تو که اینجا نبودی، مامان

488
00:25:59,058 --> 00:26:01,026
‫خیلی‌خب، خیال نکنی
‫به خاطر این قضیه

489
00:26:01,027 --> 00:26:03,129
‫- قِسر در رفتی ها
‫- ای بابا

490
00:26:03,262 --> 00:26:05,264
‫می‌دونم نمی‌تونم قسر در برم،

491
00:26:05,364 --> 00:26:06,298
‫به درک اصلاً

492
00:26:06,398 --> 00:26:08,267
‫این همه سال بهم دروغ گفتید

493
00:26:08,367 --> 00:26:10,335
‫پس شما هم نمی‌تونید قسر در برید

494
00:26:10,617 --> 00:26:12,204
‫بعدشم، نخیر،
‫اصلاً قصد نداشتم

495
00:26:12,304 --> 00:26:13,940
‫اون وکس بیکینی مسخره رو بدزدم

496
00:26:14,040 --> 00:26:17,042
‫واسه جلب توجه نبود،
‫اتفاقی اینطوری شد!

497
00:26:17,043 --> 00:26:18,344
‫باشه

498
00:26:19,245 --> 00:26:21,147
‫باشه

499
00:26:22,114 --> 00:26:23,349
‫هی

500
00:26:24,283 --> 00:26:26,886
‫ببخشید بهت دروغ گفتیم

501
00:26:26,986 --> 00:26:28,020
‫آره

502
00:26:28,120 --> 00:26:29,656
‫من فقط...

503
00:26:30,422 --> 00:26:32,358
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

504
00:26:32,458 --> 00:26:33,993
‫حالا هرچی

505
00:26:34,126 --> 00:26:35,662
‫عیبی نداره

506
00:26:35,762 --> 00:26:37,262
‫ولی اگه می‌تونی،
‫باید به این آقا

507
00:26:37,263 --> 00:26:38,765
‫- کمک کنی
‫- بیخیال

508
00:26:38,865 --> 00:26:40,265
‫نمی‌دونی پیامدش چیـه، هیزل

509
00:26:40,266 --> 00:26:41,801
‫- بذار حرفشو بزنه
‫- نه، نمی‌دونه...

510
00:26:41,901 --> 00:26:43,335
‫روحشم خبر نداره شما چی کِشیدید

511
00:26:43,435 --> 00:26:45,171
‫بی‌دلیل نیست که تا حالا
‫از همه پنهونش کردیم، ملیسا

512
00:26:45,271 --> 00:26:46,438
‫برای محافظت از خانواده‌مون بوده

513
00:26:46,538 --> 00:26:48,975
‫آره، ولی دیگه تو سال ۱۹۹۵ نیستیم ها

514
00:26:49,075 --> 00:26:50,810
‫ملت کشته مُرده‌ی جرم و جنایت‌ان

515
00:26:50,910 --> 00:26:53,312
‫به چندتا از بچه‌های مدرسه‌مون گفتم و
‫به نظرشون خیلی خفن اومد

516
00:26:53,412 --> 00:26:54,781
‫- چی؟ کجاش خفنـه؟
‫- به کی گفتی؟

517
00:26:54,881 --> 00:26:57,817
‫- باباجون
‫- دیگه نشنوم اینطوری خطابش کنی

518
00:26:57,917 --> 00:26:58,985
‫چی خطابش کنم پس؟

519
00:26:59,118 --> 00:27:00,052
‫هیچی

520
00:27:01,487 --> 00:27:03,455
‫صرفاً به خاطر اینکه شاید
‫همه چیز رو افشا کنم،

521
00:27:03,555 --> 00:27:06,192
‫به این معنا نیست که

522
00:27:06,325 --> 00:27:07,827
‫قراره باهاش صَنَمی داشته باشی

523
00:27:07,927 --> 00:27:08,961
تصمیمش با خودم نیست؟

524
00:27:09,061 --> 00:27:10,697
‫- خدایا
‫- نخیر. هیزل، نه

525
00:27:10,797 --> 00:27:12,231
‫- بیا، همینو می‌خواستی؟
‫- نه، نه، تصمیمش با تو نیست

526
00:27:12,331 --> 00:27:14,566
‫خب؟ خیلی آدم خطرناکیـه

527
00:27:14,667 --> 00:27:15,802
‫ناسلامتی قاتلـه

528
00:27:15,902 --> 00:27:17,536
‫کی قاتلـه؟

529
00:27:19,672 --> 00:27:21,507
‫همینو کم داشتیم!

530
00:27:21,607 --> 00:27:23,775
‫- نُه سالش بیشتر نیست
‫- می‌دونم، ساده‌اش می‌کنم

531
00:27:23,776 --> 00:27:25,444
‫- سلام، رفیق. دلم برات تنگ شده بود
‫- سلام، مامان

532
00:27:25,544 --> 00:27:27,513
‫وای! بیا اینجا

533
00:27:27,646 --> 00:27:31,316
‫بیا. من...

534
00:27:31,317 --> 00:27:33,552
‫می‌خوام یه چیزی رو بهت بگم که
‫بگی‌نگی...

535
00:27:33,652 --> 00:27:35,688
‫یه‌جورایی مهمـه، خب؟

536
00:27:35,788 --> 00:27:37,724
‫باشه

537
00:27:38,958 --> 00:27:43,195
‫یادتـه بهت گفته بودم توی ۱۵ سالگی
‫بابام رفت پیش خدا؟

538
00:27:46,565 --> 00:27:48,267
‫دروغ گفتم

539
00:27:49,135 --> 00:27:53,239
‫راستش اون‌موقع،

540
00:27:53,339 --> 00:27:54,707
افتاد ‫زندون و

541
00:27:54,807 --> 00:27:57,676
‫هنوزم اون توئـه

542
00:27:59,478 --> 00:28:01,080
‫چیکار کرده؟

543
00:28:04,083 --> 00:28:06,452
‫بقیه رو اذیت می‌کرد

544
00:28:09,055 --> 00:28:10,422
آدم بدها؟

545
00:28:11,924 --> 00:28:13,425
‫نه، جوجه

546
00:28:17,063 --> 00:28:18,831
‫کِی آزاد میشه؟

547
00:28:18,931 --> 00:28:20,132
‫هیچوقت

548
00:28:20,232 --> 00:28:22,068
‫دیگه نمی‌تونه به کسی آسیبی برسونه، رفیق

549
00:28:25,704 --> 00:28:27,539
‫میشه بستنی بخورم؟

550
00:28:29,341 --> 00:28:31,077
‫آره

551
00:28:31,177 --> 00:28:32,678
‫برو، برو

552
00:28:38,217 --> 00:28:41,120
‫من...

553
00:28:41,253 --> 00:28:44,456
‫فقط اگه جفت‌تون پشتم باشید

554
00:28:44,556 --> 00:28:46,358
‫این کارو می‌کنم

555
00:28:46,458 --> 00:28:48,226
‫- من پشتتم
‫- تو که بچه‌ای

556
00:28:48,227 --> 00:28:50,629
‫- خب، روی زندگی اونم تأثیر میذاره
‫- حرف من هم همینـه

557
00:28:50,763 --> 00:28:52,431
‫اصلاً حالیش نیست،

558
00:28:52,564 --> 00:28:54,633
‫تو مخیله‌اش هم نمی‌گنجه که
‫چه تأثیری روش میذاره

559
00:28:54,733 --> 00:28:56,969
‫یعنی دروغ بهتر از گفتن حقیقتـه؟

560
00:28:57,103 --> 00:28:58,805
‫چون عملاً خلاف تموم چیزهاییـه که

561
00:28:58,905 --> 00:28:59,939
‫تا امروز بهم یاد دادید

562
00:29:00,039 --> 00:29:01,740
‫موافقم

563
00:29:02,775 --> 00:29:06,245
‫به اندازه‌ی کافی دروغ گفتیم

564
00:29:06,345 --> 00:29:08,047
‫دیگه فایده‌ای نداره

565
00:29:08,147 --> 00:29:10,381
‫برای تو شاید، اما موضوع فقط خودت نیستی

566
00:29:10,382 --> 00:29:12,083
‫درد من خودم نیست

567
00:29:12,084 --> 00:29:15,454
‫دردم اون مرد بی‌گناهیـه که
‫۵۸‏ روز مونده تا اعدامش و

568
00:29:15,554 --> 00:29:17,289
‫یه دادگاه هست که می‌تونه ورق رو برگردونه و

569
00:29:17,389 --> 00:29:19,525
ما ‫باید تحت‌فشار بذاریم‌شون

570
00:29:19,625 --> 00:29:20,860
‫اینجوری به نتیجه می‌رسیم

571
00:29:20,960 --> 00:29:22,393
‫واسه من کارشناس شدی حالا؟

572
00:29:22,394 --> 00:29:23,963
‫آره؟ وکیلی چیزی هستی؟

573
00:29:24,096 --> 00:29:26,198
‫ببین، من به خودم اومدم دیدم
‫وسط این ماجرام،

574
00:29:26,298 --> 00:29:28,267
‫تموم تلاشم اینـه که
‫غرق نشم، خب؟

575
00:29:28,367 --> 00:29:31,503
‫- به نظر من که گَنگـه، مامان
‫- مرسی، هیزجونم

576
00:29:34,807 --> 00:29:38,310
‫به نظر من یه مدت رفتی سفر،

577
00:29:38,410 --> 00:29:39,879
‫از خانواده‌ات دور بودی،

578
00:29:39,979 --> 00:29:41,680
‫بعد برگشتی خونه و
‫براشون سوغات آوردی و

579
00:29:41,814 --> 00:29:44,415
‫حالا هوس کردی بری توی تلویزیون
‫سری تو سرها دربیاری

580
00:29:44,416 --> 00:29:46,451
‫واقعاً دلت می‌خواد همچین شخصیتی باشی؟

581
00:29:46,452 --> 00:29:48,786
‫یا باعث میشه یاد کس دیگه‌ای بیفتی؟

582
00:29:48,787 --> 00:29:50,556
‫چی؟

583
00:29:50,656 --> 00:29:51,756
‫کیو میگی؟

584
00:29:51,757 --> 00:29:53,325
‫مامان بهت میگه

585
00:29:53,425 --> 00:29:54,994
‫میرم یه بادی به کله‌ام بخوره

586
00:29:59,598 --> 00:30:00,900
‫هی، بیا بغلم

587
00:30:04,503 --> 00:30:07,306
‫بابات هدفش مراقبت از ماست

588
00:30:08,140 --> 00:30:09,741
‫شرمنده دزدی کردم

589
00:30:09,842 --> 00:30:12,044
‫به خدا عمدی نبود

590
00:30:12,144 --> 00:30:13,846
‫می‌دونم

591
00:30:13,946 --> 00:30:15,681
‫حرفت رو باور می‌کنم

592
00:30:17,783 --> 00:30:19,718
‫هنوزم تنبیه‌ام؟

593
00:30:21,320 --> 00:30:24,423
‫شک نکن

594
00:31:26,885 --> 00:31:28,587
برو بترکون، دختر

595
00:31:38,330 --> 00:31:40,299
‫حاضری؟

596
00:31:41,233 --> 00:31:42,834
‫نوچ

597
00:31:51,810 --> 00:31:54,580
‫خیلی‌خب، بچه‌ها.
‫دوربین‌ها روشنـه.

598
00:31:54,680 --> 00:31:57,283
‫دکتر گِرگ روی صحنه‌ست

599
00:31:57,383 --> 00:31:59,451
‫آماده باشید،
‫تا ده می‌شمرم و میریم روی آنتن

600
00:31:59,551 --> 00:32:01,487
‫نمای چندگانه رو هم راه بندازید دیگه

601
00:32:01,587 --> 00:32:04,323
‫خیلی‌خب، بلین... همینطور ادامه بده

602
00:32:08,760 --> 00:32:10,462
‫خانم‌ها و آقایون،

603
00:32:10,596 --> 00:32:12,763
یه کفِ مرتب به افتخار

604
00:32:12,764 --> 00:32:17,103
‫دکتر گرگ عزیز

605
00:32:20,480 --> 00:32:25,310
‫« موزه‌ی قتل سیاتل »

606
00:32:30,649 --> 00:32:32,783
‫خوش اومدید به موزه‌ی قتل

607
00:32:32,784 --> 00:32:34,585
‫اون بابـه

608
00:32:34,586 --> 00:32:36,255
‫عاشق بازدیدکننده‌هاست

609
00:32:36,355 --> 00:32:38,524
‫سلام، باب

610
00:32:39,958 --> 00:32:42,061
‫هم‌اسم رابرت پیکتونـه،

611
00:32:42,161 --> 00:32:44,563
‫معروف‌ترین قاتل سریالی کانادا

612
00:32:44,663 --> 00:32:46,665
‫همه‌ی قربانی‌هاش رو
‫به خورد خوک‌ها می‌داد

613
00:32:46,798 --> 00:32:49,001
‫هیزل، مگه بابابزرگ تو

614
00:32:49,101 --> 00:32:52,638
‫معروف‌ترین قاتل سریالی کانادا نبود؟

615
00:32:53,872 --> 00:32:55,341
‫بابابزرگت کیـه؟

616
00:32:55,474 --> 00:32:59,111
‫آم، قاتل صورتک خندان؟

617
00:33:00,246 --> 00:33:01,812
‫متولد کاناداست،

618
00:33:01,813 --> 00:33:04,516
‫- ولی...
‫- اینجا آدم کُشته، می‌دونم

619
00:33:04,650 --> 00:33:06,451
‫چندتا از آثارش اینجا موجوده

620
00:33:06,452 --> 00:33:07,853
‫جدی؟

621
00:33:08,954 --> 00:33:11,190
‫واسه همینم هست که اومدیم دیگه

622
00:33:11,323 --> 00:33:13,525
‫بلیت لطف می‌کنید حالا؟

623
00:33:13,625 --> 00:33:15,661
‫هدر ریچموند

624
00:33:15,761 --> 00:33:17,529
‫قربانی من بود

625
00:33:17,629 --> 00:33:19,630
‫اون روز توی جاده‌ی تگزاس

626
00:33:19,631 --> 00:33:23,168
‫جلو پاش سبز شدم

627
00:33:23,169 --> 00:33:25,504
‫راستش، همیشه با چسب‌نواری

628
00:33:25,604 --> 00:33:27,973
‫مقتولینم رو به کفِ اتاقک راننده می‌چسبوندم

629
00:33:28,074 --> 00:33:31,043
‫تا یه جای درست درمونی واسه
‫انداختن‌ اجسادشون پیدا کنم

630
00:33:31,143 --> 00:33:34,012
‫از قضا، اون روز چسب نداشتم و

631
00:33:34,113 --> 00:33:35,980
‫یادمـه عینهو یه عروسک

632
00:33:35,981 --> 00:33:40,119
‫پشت صندلی راننده هِی بالا و پایین می‌پرید

633
00:33:40,219 --> 00:33:41,920
‫بگذریم،

634
00:33:42,054 --> 00:33:45,057
‫تهش جسد هدر رو انداختم دم اون پُل،

635
00:33:45,191 --> 00:33:47,459
‫نزدیک رودخونه‌ی چیکوری و
‫ماشینم رو بار زدم و

636
00:33:47,559 --> 00:33:49,228
‫مستقیم راه افتادم سمت خونه

637
00:33:49,361 --> 00:33:50,829
‫پیش بچه‌هام

638
00:33:51,997 --> 00:33:55,067
‫عجب

639
00:33:56,001 --> 00:33:57,569
‫ملیسا؟

640
00:34:00,005 --> 00:34:02,808
‫قبل از اینکه به این اعتراف ناگوار و

641
00:34:02,908 --> 00:34:05,277
‫تبعاتش توی تگزاس

642
00:34:05,377 --> 00:34:06,678
‫بپردازیم،

643
00:34:06,778 --> 00:34:08,747
‫شاید بهتر باشه قبلش توضیح بدیم که

644
00:34:08,847 --> 00:34:10,182
‫چرا اصلاً قاتل صورتک خندان

645
00:34:10,282 --> 00:34:12,183
‫با این برنامه تماس گرفت

646
00:34:12,184 --> 00:34:14,520
‫لطفاً دلیل حضورت رو

647
00:34:14,620 --> 00:34:17,156
‫توضیح بده

648
00:34:21,960 --> 00:34:23,762
‫من...

649
00:34:47,453 --> 00:34:49,420
‫چون اون پدرمـه

650
00:34:54,560 --> 00:34:56,795
‫اصلاً نمی‌دونستی

651
00:34:56,895 --> 00:34:58,630
‫با همچین هیولایی زندگی می‌کنی؟

652
00:34:58,730 --> 00:35:01,500
‫نه، نه

653
00:35:01,600 --> 00:35:04,770
‫اکثراً توی جاده بود و

654
00:35:04,870 --> 00:35:06,205
‫وقتایی هم که میومد خونه،

655
00:35:06,305 --> 00:35:07,306
‫بیشتر، می‌دونید...

656
00:35:07,439 --> 00:35:09,541
بهترین بابای دنیا بود

657
00:35:09,641 --> 00:35:10,809
عکس چیلیوک رو بذار

658
00:35:10,942 --> 00:35:12,344
‫دوربین یک، روی ملیسا بمون

659
00:35:12,444 --> 00:35:13,812
‫خیلی‌خب، درباره‌ی این یکی به حرف بگیرش

660
00:35:13,912 --> 00:35:15,647
‫مثل همه‌ی باباها بود، درستـه؟

661
00:35:17,816 --> 00:35:20,852
‫این عکس رو کجا گرفتید؟

662
00:35:22,821 --> 00:35:25,090
‫توی چیلیوک

663
00:35:25,191 --> 00:35:26,725
‫بریتیش کلمبیا

664
00:35:26,825 --> 00:35:28,894
‫هر سال تابستون اونجا چادر می‌زدیم

665
00:35:28,994 --> 00:35:31,430
‫با خانواده چیکار می‌کردید اونجا؟

666
00:35:32,564 --> 00:35:36,168
‫می‌رفتیم پیاده‌روی، ماهیگیری و شنا

667
00:35:36,268 --> 00:35:39,171
‫مارشمالو کباب می‌کردیم. می‌دونی...

668
00:35:39,271 --> 00:35:40,839
‫درست عین بقیه‌ی خانواده‌ها

669
00:35:40,939 --> 00:35:42,007
‫درستـه، صحیح

670
00:35:42,107 --> 00:35:45,411
‫خب، اینا خاطرات خوش محسوب میشن

671
00:35:46,212 --> 00:35:48,514
‫نیومدم نظرتون رو راجع‌بهش عوض کنم

672
00:35:48,647 --> 00:35:50,781
‫اون پدرتـه، ملیسا

673
00:35:50,782 --> 00:35:52,518
‫بلکه اومدم از الایجا بگم

674
00:35:52,618 --> 00:35:55,119
‫بهش می‌رسیم، صددرصد،

675
00:35:55,120 --> 00:35:58,023
‫ولی این قضیه پیچیده‌ست

676
00:35:58,123 --> 00:36:01,792
‫مردم می‌خوان بدونن چی بهت گذشته

677
00:36:01,793 --> 00:36:03,028
‫براشون سؤالـه

678
00:36:03,128 --> 00:36:04,863
‫بزرگ شدن در کنار

679
00:36:04,963 --> 00:36:07,965
‫یه قاتل سریالی چه حس‌وحالی داره.
‫درست میگم؟ تأیید می‌کنید؟

680
00:36:16,074 --> 00:36:19,344
‫توی چیلیوک خیلی بهمون خوش می‌گذشت

681
00:36:20,612 --> 00:36:22,914
‫راستش، اولین خاطره‌ام هم از همونجاست

682
00:36:23,014 --> 00:36:25,517
‫یه تصویر تاری یادمـه، ولی...

683
00:36:25,617 --> 00:36:27,519
‫مامانم

684
00:36:27,619 --> 00:36:29,221
‫منو بغل کرده و

685
00:36:30,656 --> 00:36:36,094
‫بابام داره از اونور رودخونه
‫بهمون لبخند میزنه

686
00:36:41,233 --> 00:36:43,167
‫تو بابات رو

687
00:36:43,168 --> 00:36:45,670
‫دوست داشتی، درستـه؟

688
00:36:45,671 --> 00:36:47,239
‫بله

689
00:36:48,674 --> 00:36:49,741
‫هنوزم دوستش داری

690
00:36:49,841 --> 00:36:51,277
‫- نه
‫- ملیسا

691
00:36:51,410 --> 00:36:52,411
‫نه

692
00:36:52,544 --> 00:36:55,714
‫می‌دونم شاید برات زجرآور باشه، اما

693
00:36:55,814 --> 00:36:58,250
‫امکانش هست در مورد
‫جرم و جنایت‌های پدرت صحبت کنیم؟

694
00:36:58,384 --> 00:37:00,252
‫وارد جزئیات نمی‌شیم

695
00:37:02,187 --> 00:37:06,124
‫توی جاده، اکثراً دم ایستگاه‌های کامیون

696
00:37:06,224 --> 00:37:08,627
‫سوارشون می‌کرد

697
00:37:08,727 --> 00:37:12,398
‫کلاً باجذبه و شوخ‌طبع بود.
‫جوری نشون می‌داد که

698
00:37:12,498 --> 00:37:14,433
‫انگار قابل اعتماده

699
00:37:14,533 --> 00:37:17,303
‫دخترهای خیابونی بودن؟ فاحشه‌ها؟

700
00:37:17,436 --> 00:37:20,439
‫بعضی‌هاشون کارگرهای جنسی بودن، آره

701
00:37:20,572 --> 00:37:23,275
‫سکس‌شون به تجاوز ختم می‌شد

702
00:37:23,409 --> 00:37:24,943
‫خفگی

703
00:37:25,043 --> 00:37:27,946
‫بعدشم، اجسادشون رو
‫توی حومه‌ی شهر ول می‌کرد

704
00:37:28,046 --> 00:37:31,683
‫خیلی‌هاشون سال‌های سال پیدا نشدن

705
00:37:31,783 --> 00:37:33,384
‫که اینطور. عجب

706
00:37:33,385 --> 00:37:37,423
‫برامون می‌گید چطوری پدرتون گیر افتاد؟

707
00:37:38,957 --> 00:37:41,427
‫خانمی به اسم لوئیز نلسون

708
00:37:41,527 --> 00:37:43,395
‫عکس لوئیز رو بذار

709
00:37:43,495 --> 00:37:45,130
‫دوربین یک، زوم کن روی ملیسا

710
00:37:45,263 --> 00:37:48,834
‫بابت قتلش ازش بازجویی کردن،

711
00:37:48,967 --> 00:37:50,902
‫همینم باعث شد...

712
00:37:51,002 --> 00:37:52,937
‫در نهایت، به قتل اون و

713
00:37:52,938 --> 00:37:56,475
‫هفت‌ نفرِ دیگه اعتراف کنه

714
00:37:57,576 --> 00:38:01,447
‫فرق لوئیز با الباقی مقتولین چی بود؟

715
00:38:02,514 --> 00:38:04,015
‫بابام می‌شناختش

716
00:38:04,850 --> 00:38:06,352
‫تو رابطه بودن

717
00:38:06,485 --> 00:38:07,986
‫می‌گفتن قراره با هم ازدواج کنن

718
00:38:08,086 --> 00:38:09,655
‫به نظرم

719
00:38:09,788 --> 00:38:11,823
‫نامادری باحالی می‌شد

720
00:38:14,826 --> 00:38:17,863
خیلی احمق بودم که
حرفاش باورم شد

721
00:38:17,996 --> 00:38:20,999
‫اینطور نیست، ملیسا. ابداً

722
00:38:21,132 --> 00:38:22,701
‫تو سنی نداشتی

723
00:38:22,801 --> 00:38:25,236
‫یه پیوندی هم بین شما بود

724
00:38:25,337 --> 00:38:29,375
‫هر چی نباشه،
‫جفت‌تون یه قاتل رو دوست داشتید

725
00:38:48,427 --> 00:38:51,096
‫پیداش کردی

726
00:38:57,736 --> 00:38:59,371
‫من هم اهل نقاشی‌ام

727
00:39:00,205 --> 00:39:01,940
‫خب، ترسناک شد

728
00:39:02,874 --> 00:39:03,974
‫می‌دونم

729
00:39:03,975 --> 00:39:07,012
‫در واقع، یه نقاشی هم برام فرستاد

730
00:39:07,112 --> 00:39:08,647
‫روز تولدم

731
00:39:09,648 --> 00:39:12,349
‫چقدر می‌خوای در اِزاش؟

732
00:39:12,350 --> 00:39:13,818
‫فکر نکنم بخوام...

733
00:39:13,819 --> 00:39:15,152
‫خب، صد دلار می‌خرمش

734
00:39:15,153 --> 00:39:17,055
‫مطمئن نیستم بخوام بفروشمش یا نه

735
00:39:18,924 --> 00:39:22,127
‫هر وقت نظرت عوض شد،
‫می‌دونی کجا پیدام کنی

736
00:39:23,395 --> 00:39:25,497
‫همیشه دنبال یه اثر دیگه ازش بودم، ولی

737
00:39:25,597 --> 00:39:28,834
‫اکثر نقاشی‌هاش سریع آنلاین فروش میره

738
00:39:29,768 --> 00:39:31,236
‫خودش می‌فروشدشون؟

739
00:39:32,103 --> 00:39:33,271
‫از توی زندان؟

740
00:39:34,906 --> 00:39:37,909
‫اجازه داره اینطوری پول دربیاره؟

741
00:39:38,043 --> 00:39:40,746
راه واسه دور زدن سیستم کم نیست

742
00:39:42,581 --> 00:39:46,952
‫می‌تونی بهمون بگی چرا دادستان کالاوی
‫اینقدر باهات

743
00:39:47,052 --> 00:39:47,953
‫مشکل داره؟

744
00:39:48,053 --> 00:39:51,089
‫رک و راست گفت طرفِ کیـه

745
00:39:51,222 --> 00:39:53,291
‫چی گفت؟

746
00:39:54,325 --> 00:39:58,797
‫وقتی پای هیولاهایی مثل پدرم وسط باشه...

747
00:39:59,831 --> 00:40:02,366
‫میشه گفت ذات بد نیکو نگردد
‫چون که بنیادش بد است

748
00:40:04,903 --> 00:40:08,273
‫گفت: «مطمئنم این دختر

749
00:40:08,373 --> 00:40:12,277
‫مشکلاتی داره که می‌تونم افشا کنم و

750
00:40:12,377 --> 00:40:13,311
‫ازش سوءاستفاده کنم»

751
00:40:13,411 --> 00:40:16,114
‫گفت دختره رو توی جایگاه شهود

752
00:40:16,214 --> 00:40:20,251
‫لِه می‌کنم و شهادتش رو هم باطل

753
00:40:20,351 --> 00:40:21,653
‫حتماً

754
00:40:21,787 --> 00:40:24,155
‫خیلی برات سنگین بوده

755
00:40:25,390 --> 00:40:26,958
‫عادت کردم

756
00:40:29,961 --> 00:40:32,464
‫همین هفته‌ی پیش،
‫یه نگهبان زندان جلوم رو گرفت و

757
00:40:32,564 --> 00:40:35,099
‫ازم پرسید من هم مثل بابام

758
00:40:35,100 --> 00:40:38,235
‫ردّی هستم یا نه

759
00:40:38,236 --> 00:40:40,672
‫واقعاً متأسفم، ملیسا

760
00:40:41,507 --> 00:40:43,975
‫یکی از دلایلی که

761
00:40:44,075 --> 00:40:46,512
‫ باعث شد امروز پا پیش بذارم و

762
00:40:46,645 --> 00:40:49,414
‫کار درست رو انجام بدم همینـه

763
00:40:49,515 --> 00:40:50,982
‫وایسا

764
00:40:51,082 --> 00:40:54,119
ازش بپرس تابحال فکر شبیه بودن به پدرش
آزارش داده یا نه

765
00:40:57,623 --> 00:41:00,325
‫چی؟ سؤال بجاییـه

766
00:41:01,126 --> 00:41:03,194
‫ملیسا...

767
00:41:03,294 --> 00:41:05,831
‫یه سؤالی ذهنم رو درگیر کرده

768
00:41:05,964 --> 00:41:09,901
تا حالا شده از فکر اینکه شبیه پدرتی
عذاب بکِشی؟

769
00:41:11,670 --> 00:41:13,938
‫من آزارم به یه مورچه هم نمیرسه

770
00:41:13,939 --> 00:41:15,607
‫البته که نه

771
00:41:15,707 --> 00:41:17,142
‫البته، ولی...

772
00:41:17,242 --> 00:41:19,778
مشخصـه سؤالم ناراحتت کرده

773
00:41:20,546 --> 00:41:22,780
‫زندگیم زمین تا آسمون باهاش فرق داره

774
00:41:22,781 --> 00:41:24,015
‫زندگی زناشوییم سالمـه

775
00:41:24,115 --> 00:41:25,884
‫شوهرم تمام قد پشتمـه

776
00:41:26,017 --> 00:41:29,987
‫جوری از بچه‌هام حمایت می‌کنم که

777
00:41:29,988 --> 00:41:32,090
‫پدر و مادرم

778
00:41:32,190 --> 00:41:34,491
‫هرگز از من حمایت نکردن

779
00:41:34,492 --> 00:41:37,696
داری چرخه‌ی آسیب رو می‌شکنی

780
00:41:38,496 --> 00:41:41,032
‫همیشه دلم می‌خواست
‫یه خانواده‌ی معمولی داشته باشم و

781
00:41:41,132 --> 00:41:44,870
‫ابداً دلم نمی‌خواد بچه‌هام دغدغه‌ی

782
00:41:44,970 --> 00:41:47,673
‫گرسنگی یا طرد شدن یا

783
00:41:47,773 --> 00:41:50,408
‫دیدن پدرشون توی زندان رو داشته باشن

784
00:41:51,176 --> 00:41:53,211
‫ملیسا، تو از جون و دل مایه گذاشتی تا

785
00:41:53,311 --> 00:41:56,915
‫چیزی رو برای بچه‌هات فراهم کنی که
‫خودت طعمش رو نچشیدی

786
00:41:57,983 --> 00:42:01,219
‫زندگی‌ای بسازی که به نظر بی‌نقصـه

787
00:42:01,352 --> 00:42:04,155
‫به ظاهر

788
00:42:04,990 --> 00:42:06,892
‫ولی تابحال فکرت درگیر نشده که

789
00:42:06,992 --> 00:42:10,729
شاید ‫یکی از دلایلی که
پدرت رو مخفی نگه داشتی

790
00:42:10,829 --> 00:42:13,264
‫اینـه که می‌ترسیدی

791
00:42:13,398 --> 00:42:15,066
‫از درون

792
00:42:15,166 --> 00:42:18,103
‫شبیه پدرت باشی؟

793
00:42:19,905 --> 00:42:22,608
‫از اشک‌هاش بگیرید، بچه‌ها

794
00:42:22,708 --> 00:42:25,209
‫هی، اذیتش نکنید

795
00:42:25,210 --> 00:42:28,580
‫راه رو خودت هموار کردی،
‫من دارم پشت‌سرت میام

796
00:42:28,714 --> 00:42:30,148
‫آدمی که عاشقش بودی و

797
00:42:30,248 --> 00:42:33,484
‫بیشتر از تموم آدم‌های دنیا
‫بهش اعتماد داشتی،

798
00:42:33,585 --> 00:42:36,588
‫یه هیولا از آب در اومد

799
00:42:36,688 --> 00:42:39,224
‫این باعث شد

800
00:42:39,324 --> 00:42:42,160
‫باور کنی که لایق عشق ورزیدن نیستی

801
00:42:43,294 --> 00:42:46,331
‫چون عشق پدرت به تو
‫به اندازه‌ای نبود که باعث بشه

802
00:42:46,431 --> 00:42:49,434
از جون اون زن‌ها بگذره

803
00:42:49,534 --> 00:42:51,035
‫باعث شد باور کنی

804
00:42:51,036 --> 00:42:53,939
‫احمقی بیش نیستی

805
00:42:54,072 --> 00:42:56,707
‫چون مثل کف دست می‌شناختیش و

806
00:42:56,708 --> 00:42:58,844
‫از همه جا بی‌خبر بودی

807
00:42:58,944 --> 00:43:01,647
‫تموم بچه‌هایی که دستت انداختن؟

808
00:43:01,747 --> 00:43:04,249
‫از دادستان گرفته تا اون نگهبان زندان

809
00:43:04,349 --> 00:43:06,050
‫همه‌ی اونایی که گفتن
‫تو مثل اونی؟

810
00:43:06,051 --> 00:43:09,187
‫همشون مُهر تأیید میزنن به چیزی که
‫خودت می‌دونستی

811
00:43:09,955 --> 00:43:13,058
‫ملیسا، تو یه خانواده‌ی محشر،

812
00:43:13,158 --> 00:43:15,493
‫یه شغل، یه خونه‌ی خوب داری

813
00:43:15,627 --> 00:43:18,329
‫زندگیت بی‌نقص به نظر میاد،

814
00:43:18,463 --> 00:43:20,465
‫ولی از من می‌شنوی،
‫ذره‌ایش اهمیت نداره

815
00:43:20,598 --> 00:43:23,869
‫اگه خودت رو لایق‌شون ندونی

816
00:43:27,706 --> 00:43:30,375
‫اگه مثل اون باشم چی؟

817
00:43:31,142 --> 00:43:33,311
‫از این می‌ترسی؟

818
00:43:33,444 --> 00:43:36,314
‫من فقط...

819
00:43:36,447 --> 00:43:38,183
‫من...

820
00:43:39,617 --> 00:43:42,153
‫من فقط ترس برم داشته. فقط...

821
00:43:42,253 --> 00:43:45,256
‫به حدی ترسیدم که...

822
00:43:45,356 --> 00:43:47,993
آخه ‫من بچه‌ی اونم

823
00:43:48,126 --> 00:43:49,360
‫و...

824
00:43:49,494 --> 00:43:52,262
‫عین بقیه‌ی آدم‌ها بود و
‫بعدش سر و کله‌ی

825
00:43:52,263 --> 00:43:54,866
نیمه‌ی ‫پنهونش پیدا شد که

826
00:43:54,966 --> 00:43:56,634
‫خیلی ترسناک بود

827
00:43:56,735 --> 00:43:59,905
‫نگرانی که تو هم همچین نیمه‌ای داشته باشی؟

828
00:44:00,806 --> 00:44:02,607
‫هر از گاهی

829
00:44:02,708 --> 00:44:05,543
‫به خاطر همینم دلم نمی‌خواد ببینمش

830
00:44:05,643 --> 00:44:07,644
‫چون چیزی رو در وجودم بیدار می‌کنه که

831
00:44:07,645 --> 00:44:12,250
باعث میشه حس کنم کنترلم دست خودم نیست

832
00:44:13,351 --> 00:44:14,920
‫انگار...

833
00:44:15,020 --> 00:44:18,189
‫انگار چیزی رو در من می‌بینه که...

834
00:44:18,289 --> 00:44:20,458
‫خودم از وجودش بی‌خبر بودم

835
00:44:21,226 --> 00:44:24,730
‫بابات داره بازیت میده

836
00:44:24,863 --> 00:44:26,732
‫می‌دونه از چی می‌ترسی،

837
00:44:26,865 --> 00:44:29,901
‫چی برات شرمندگی به بار میاره

838
00:44:30,702 --> 00:44:32,938
‫می‌دونه که هنوزم دوستش داری

839
00:44:35,373 --> 00:44:39,077
‫ولی ملیسا، من هم می‌شناسمت

840
00:44:39,177 --> 00:44:43,180
‫بادرک، باهوش و مهربونی

841
00:44:43,181 --> 00:44:44,549
‫فداکاری

842
00:44:44,649 --> 00:44:47,018
‫عمیقاً به فکر بقیه‌ای

843
00:44:47,118 --> 00:44:49,587
‫درستـه دخترِ پدرتی،

844
00:44:49,721 --> 00:44:52,322
‫ولی اصلاً شبیه اون نیستی

845
00:44:52,323 --> 00:44:55,426
‫هیچوقت هم نخواهی بود

846
00:44:58,696 --> 00:44:59,998
‫می‌دونم

847
00:45:00,098 --> 00:45:01,165
‫می‌دونی؟

848
00:45:01,166 --> 00:45:03,935
‫به نظرم باید به زبون بیاریش

849
00:45:06,171 --> 00:45:08,106
‫هرگز مثل اون نخواهم بود

850
00:45:08,907 --> 00:45:10,909
‫شما هم بگی‌نگی موافقید، نه؟

851
00:45:11,009 --> 00:45:12,677
‫همگی موافقید؟

852
00:45:21,519 --> 00:45:23,288
‫چه حسی داری؟

853
00:45:26,224 --> 00:45:27,692
‫حس سبُکی

854
00:45:27,793 --> 00:45:30,295
‫خوبـه. خوبـه

855
00:45:43,115 --> 00:45:51,435
« قاتل صورتک خندان به قربانی نُهم خود اعتراف می‌کند »

856
00:46:05,530 --> 00:46:07,799
‫یه پاکت بلو، لطفاً

857
00:46:12,237 --> 00:46:14,405
‫چیز دیگه‌ای لازم دارید؟

858
00:46:17,691 --> 00:46:19,835
« قاتل صورتک خندان به قربانی نُهم خود اعتراف می‌کند »

859
00:46:23,094 --> 00:46:24,960
‫« دختر قاتل صورتک خندان در
‫برنامه‌ی گفتگوی سرتاسری درد دل می‌کند »

860
00:46:25,718 --> 00:46:45,718
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

