﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:34,000 --> 00:00:39,000
‫♪ Put On A Happy Face ♪
‫♪ Dick Van Dyke & Janet Leigh ♪

3
00:01:09,703 --> 00:01:12,705
‫تولدت مبارک، هیزل کوچولوی من

4
00:01:14,208 --> 00:01:17,978
‫با دونات رسیدم خدمتت

5
00:01:19,079 --> 00:01:21,514
‫فکر می‌کردم برنامه‌ی امشب کیکـه

6
00:01:21,515 --> 00:01:24,016
‫یعنی نمیشه هم کیک خورد هم دونات؟

7
00:01:24,017 --> 00:01:26,420
‫باشه

8
00:01:30,658 --> 00:01:31,959
‫هورا!

9
00:01:39,300 --> 00:01:40,834
‫اینا همه واسه هیزل هستن؟

10
00:01:40,934 --> 00:01:42,836
‫آب دهنت رو نریز روشون، مکس

11
00:01:43,671 --> 00:01:44,737
‫میشه یکی رو باز کنم، مامان؟

12
00:01:44,738 --> 00:01:46,807
‫فقط یکی.
‫بقیه بمونه واسه امشب.

13
00:02:00,621 --> 00:02:02,156
‫چرا این‌همه کادو می‌گیره؟

14
00:02:02,256 --> 00:02:04,758
‫15 تا کادو برای 15 سالگی.
‫روال‌مون همینـه دیگه.

15
00:02:04,858 --> 00:02:06,394
‫اون 16 سالشـه

16
00:02:06,494 --> 00:02:08,095
‫اونی که آبی تیره‌ست

17
00:02:08,196 --> 00:02:10,498
‫اون یکی واسه توئـه

18
00:02:11,799 --> 00:02:13,634
‫- مرسی. از کجا فهمیدی؟
‫- آره

19
00:02:13,767 --> 00:02:16,068
‫چون مامان بهترینـه؟
‫یه بغل بده، دختری که تولدشـه

20
00:02:16,069 --> 00:02:18,339
‫- بیا اینجا
‫- چی؟ نه، بابا، خیسِ خیسی

21
00:02:18,472 --> 00:02:20,174
‫عزیزم، آب بارونـه. عرق نیست

22
00:02:20,274 --> 00:02:21,551
‫- بوی گند میدی. برو دوش بگیر
‫- برو دوش بگیر، بابا

23
00:02:21,575 --> 00:02:23,076
‫شماها... دست به یکی می‌کنید خوشم نمیاد...

24
00:02:23,177 --> 00:02:25,155
‫- آهای، چیکار می‌کنی مکس؟
‫- صبحونه می‌خورم

25
00:02:25,179 --> 00:02:26,746
‫نه، اون صبحونه نیست، فقط قنده

26
00:02:26,747 --> 00:02:28,792
‫- من بهش گفتم عیبی نداره
‫- اگه اینجا قند نخوره،

27
00:02:28,816 --> 00:02:30,451
‫از بیرون و خیابون می‌گیره

28
00:02:30,551 --> 00:02:32,285
‫خیابون؟ آخه تو از خیابون چی می‌دونی؟

29
00:02:32,286 --> 00:02:34,188
‫- 15 سالت بیشتر نیست
‫- از خیابون حالیمـه

30
00:02:34,955 --> 00:02:36,324
‫از آرایشم خوشت نمیاد؟

31
00:02:36,424 --> 00:02:37,700
‫وای خدا، بیا خودت بزن برام

32
00:02:37,701 --> 00:02:39,460
‫همیشه باید چیزی انتخاب کنی که

33
00:02:39,560 --> 00:02:41,061
‫به رنگ پوستت بخوره

34
00:02:41,161 --> 00:02:43,897
‫رنگ‌های گرم‌تر خیلی بهت میان

35
00:02:43,997 --> 00:02:45,465
‫خیلی‌خب، من میرم دوش بگیرم

36
00:02:45,466 --> 00:02:46,867
‫بابا!

37
00:02:48,669 --> 00:02:51,103
‫خوشگل شدی، دختری که تولدشـه

38
00:02:51,104 --> 00:02:53,173
‫«چیلیوک» چیه؟

39
00:02:53,307 --> 00:02:54,608
‫چی؟

40
00:02:55,609 --> 00:02:58,145
‫چیلیوک... چیه؟

41
00:02:58,246 --> 00:02:59,680
‫از کجا اومده؟

42
00:02:59,780 --> 00:03:02,583
‫کارت تبریک تولده.
‫برام پست شده.

43
00:03:03,784 --> 00:03:05,018
‫«از مامانت بپرس

44
00:03:05,152 --> 00:03:06,912
‫واسه کل خانواده یه محل خاص بود.»

45
00:03:09,357 --> 00:03:11,359
‫- چی شده؟
‫- اوه، هیچی نیست

46
00:03:11,459 --> 00:03:12,960
‫- کیه؟
‫- من نمی...

47
00:03:13,060 --> 00:03:14,628
‫نمی‌دونم

48
00:03:20,568 --> 00:03:22,635
‫وای. چه ترسناک

49
00:03:22,636 --> 00:03:24,305
‫وسایلت رو جمع کن

50
00:03:24,405 --> 00:03:26,106
‫باید بریم مدرسه

51
00:03:27,341 --> 00:03:29,910
‫مامان، گفتن از اعضای خانواده‌ان

52
00:03:30,010 --> 00:03:32,144
‫یه عموی بزرگ دارم که ساکنِ ایالت اورگن‌ـه

53
00:03:32,145 --> 00:03:33,914
‫توی خانه‌ی سالمندان زندگی می‌کنه

54
00:03:34,047 --> 00:03:35,616
‫اگه دوباره برات نامه فرستاد، بهم بگو

55
00:03:35,716 --> 00:03:37,684
‫- اسمش چیه؟
‫- کفش‌هات رو بپوش، باید بریم

56
00:03:37,685 --> 00:03:40,087
‫- برو، برو، برو
‫- باشه

57
00:03:57,705 --> 00:04:00,107
‫- شمع هم لازم داریم؟
‫- آره

58
00:04:00,240 --> 00:04:02,643
‫موقع برگشتن از سر کار می‌خرم

59
00:04:02,743 --> 00:04:04,578
‫مرسی

60
00:04:04,678 --> 00:04:06,246
‫خوبی؟

61
00:04:06,347 --> 00:04:09,082
‫آره... خوبم

62
00:04:09,950 --> 00:04:11,452
‫باشه

63
00:04:33,240 --> 00:04:35,142
‫- سلام
‫- سلام

64
00:04:36,677 --> 00:04:38,812
‫- صبح بخیر، ملیسا
‫- صبح بخیر

65
00:04:39,547 --> 00:04:41,148
‫- سلام
‫- سلام

66
00:04:42,916 --> 00:04:45,619
‫برام مهم نیست الان چی میگه

67
00:04:45,719 --> 00:04:48,120
‫قبل اینکه سوار هواپیماش کنیم

68
00:04:48,220 --> 00:04:50,624
‫همچین حرفی نزده بود، خب؟

69
00:04:50,724 --> 00:04:52,626
‫- صبح بخیر
‫- سلام، ملیسا

70
00:04:52,726 --> 00:04:54,261
‫صبح بخیر

71
00:04:55,228 --> 00:04:56,228
‫- صبح بخیر
‫- سلام

72
00:04:56,296 --> 00:04:58,230
‫صبح بخیر، استوارت

73
00:04:58,231 --> 00:04:59,633
‫آیوی واسه چی اینقدر ناراحتـه؟

74
00:04:59,733 --> 00:05:02,300
‫- همون ماجرای همیشگی
‫- مهمون یا هنرمند؟

75
00:05:02,302 --> 00:05:05,606
‫اون مادر اهل کلرادو که
‫پارسال دخترش به قتل رسید

76
00:05:05,706 --> 00:05:07,941
‫میگه که نمی‌خواد ادامه بده

77
00:05:08,041 --> 00:05:09,700
‫مشکلش پولـه یا اعصاب نداره؟

78
00:05:10,110 --> 00:05:11,578
‫پنج دقیقه!

79
00:05:11,579 --> 00:05:12,789
‫ببین، باشه. می‌فرستمش برای
‫آرایش و مرتب کردن مو،

80
00:05:12,813 --> 00:05:14,415
‫بعد خودش می‌تونه تصمیم بگیره

81
00:05:14,515 --> 00:05:15,748
‫خیلی‌خب

82
00:05:15,749 --> 00:05:16,984
‫خداحافظ

83
00:05:17,117 --> 00:05:17,985
‫سلام، آیوی

84
00:05:18,085 --> 00:05:21,088
‫سلام، ملیسا

85
00:05:21,188 --> 00:05:22,856
‫اسمش «کتی ویور»ـه

86
00:05:22,956 --> 00:05:24,699
‫ببین می‌تونی آرومش کنی یا نه. خب؟

87
00:05:24,700 --> 00:05:26,394
‫- باشه
‫- مرسی

88
00:05:26,494 --> 00:05:28,095
‫آره

89
00:05:30,431 --> 00:05:31,631
‫نوبت توئـه، ملیسا

90
00:05:31,632 --> 00:05:33,033
‫وای

91
00:05:34,835 --> 00:05:36,603
‫همین الانش ظاهرت حرف نداره،

92
00:05:36,604 --> 00:05:40,541
‫فقط یکم هایلایت می‌کنیم

93
00:05:40,674 --> 00:05:44,000
‫تا اون درخشندگی
‫«گوئینت پالترو» رو داشته باشی

94
00:05:44,001 --> 00:05:45,211
‫حتماً

95
00:05:45,779 --> 00:05:48,782
‫ولی راستش، مطمئن نیستم
‫بخوام ادامه بدم

96
00:05:50,784 --> 00:05:52,986
‫من...

97
00:05:53,086 --> 00:05:55,355
‫مثلاً قراره راضیت کنم

98
00:05:56,256 --> 00:05:58,258
‫ولی بین خودمون،

99
00:05:58,358 --> 00:06:00,428
‫من هیچ نفع یا ضرری توی این ماجرا ندارم

100
00:06:02,162 --> 00:06:04,532
‫می‌دونستی دخترم کُشته شده؟

101
00:06:07,200 --> 00:06:09,169
‫آره. خیلی متأسفم

102
00:06:09,269 --> 00:06:11,705
‫یه سالی میشه.
‫هیچ سرنخی دست پلیس نیست.

103
00:06:11,805 --> 00:06:13,874
‫آخه هیچ راه دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه که

104
00:06:13,974 --> 00:06:15,642
‫مردم رو مجاب کنم بهش اهمیت بدن،

105
00:06:15,643 --> 00:06:17,445
‫جز اینکه توی این برنامه حضور پیدا کنم

106
00:06:18,412 --> 00:06:20,380
‫خب جنبه‌ی منفیش چیه؟

107
00:06:20,481 --> 00:06:22,583
‫شوهرم میگه با این کار به چشم بقیه
‫درمونده دیده می‌شیم

108
00:06:22,603 --> 00:06:23,963
‫کدوم مادری از فهمیدنِ اینکه

109
00:06:24,051 --> 00:06:25,719
‫همچین بلایی سر بچه‌اش اومده،
‫درمونده نمیشه؟

110
00:06:26,687 --> 00:06:28,221
‫- من هم همینو گفتم
‫- آره

111
00:06:28,321 --> 00:06:30,033
‫چند ماه پیش داشتم
‫یه یارویی رو میک‌آپ می‌کردم،

112
00:06:30,057 --> 00:06:33,826
‫متخصص جرایم خشونت‌آمیز بود

113
00:06:33,827 --> 00:06:37,197
‫گفت که پنج نفر از هر شش آمریکایی

114
00:06:37,297 --> 00:06:40,332
‫در طول زندگی‌شون قربانی
‫یه جرم خشونت‌آمیز میشن

115
00:06:40,333 --> 00:06:42,903
‫بعد می‌دونی این یعنی چی؟

116
00:06:43,771 --> 00:06:45,939
‫کتی، تو تنها نیستی

117
00:06:49,610 --> 00:06:52,980
‫یه جا خونده بودم که هر عمل خشونت‌آمیزی

118
00:06:53,080 --> 00:06:56,049
‫مثل انداختن یه سنگ توی آب می‌مونه

119
00:06:56,149 --> 00:06:57,951
‫اگه ساکت بمونی،

120
00:06:58,051 --> 00:07:00,052
‫امواج ناشی از ضربه‌ی روحی
‫همچنان ادامه پیدا می‌کنن و

121
00:07:00,053 --> 00:07:03,323
‫با هر کسی که تماس پیدا کنن آزارش میدن

122
00:07:08,061 --> 00:07:10,731
‫- خیلی شرمنده
‫- نه. جواب بده

123
00:07:10,831 --> 00:07:13,033
‫شاید بچه‌هات باشن

124
00:07:13,034 --> 00:07:16,034
‫« پیامک از هیزل: اینجا همونجاییـه که
‫عموی دیوونه‌ات می‌گفت؟ »

125
00:07:16,035 --> 00:07:18,035
‫« خیلی باحالـه. نریم سفر اینجا؟ »

126
00:07:27,000 --> 00:07:28,915
‫یکی دخترت رو به قتل رسونده، کتی

127
00:07:28,916 --> 00:07:32,085
‫نباید آب خوش از گلوی اون آدم پایین بره

128
00:07:32,185 --> 00:07:33,954
‫اون شخص باید تقاص
‫کاری رو که کرده پس بده

129
00:07:34,054 --> 00:07:36,790
‫تو هم باید مطمئن بشی که این اتفاق میفته

130
00:07:41,261 --> 00:07:42,630
‫ملیسا

131
00:07:46,500 --> 00:07:48,035
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

132
00:07:48,135 --> 00:07:50,603
‫- هیچی، من...
‫- ببین، اگه از چنگم بپره،

133
00:07:50,604 --> 00:07:52,706
‫اون‌وقت عنصر احساسی
‫جنایت رو از دست می‌دیم و

134
00:07:52,806 --> 00:07:54,441
‫هیچ‌ فرقی با برنامه‌های دیگه نداریم

135
00:07:54,542 --> 00:07:56,109
‫وقتی ازت می‌خوام آرومش...

136
00:07:57,210 --> 00:08:00,313
‫فکر کنم واسه برنامه آماده‌ام

137
00:08:02,315 --> 00:08:04,384
‫دکتر گرِگ بی‌صبرانه منتظر دیدن شماست

138
00:08:04,484 --> 00:08:06,452
‫- ممنون
‫- خواهش

139
00:08:06,453 --> 00:08:08,656
‫محشر شدی

140
00:08:09,456 --> 00:08:10,757
‫- آره، بریم
‫- باشه

141
00:08:10,758 --> 00:08:13,426
‫- می‌ترکونی
‫- مرسی

142
00:08:14,327 --> 00:08:16,047
‫- این راهرو رو می‌ریم تا تهش
‫- خیلی‌خب

143
00:08:17,464 --> 00:08:19,600
‫می‌تونی توی اتاق انتظار بشینی

144
00:08:39,787 --> 00:08:41,955
‫سلام، شمع تولد دارید؟

145
00:08:42,055 --> 00:08:43,400
‫آره. انتهای این قسمت

146
00:08:43,401 --> 00:08:44,925
‫مرسی

147
00:09:18,000 --> 00:09:20,000
‫« تلفن یک‌بار مصرف »

148
00:09:21,394 --> 00:09:23,997
‫میشه از اونا هم یکی بدید؟

149
00:09:24,097 --> 00:09:25,599
‫آره

150
00:09:25,699 --> 00:09:27,434
‫به روی چشم

151
00:09:27,534 --> 00:09:30,904
‫- ممنون
‫- ممنون

152
00:09:38,411 --> 00:09:43,515
‫♪ تولدت مبارک ♪

153
00:09:43,516 --> 00:09:48,355
‫♪ تولدت مبارک ♪

154
00:09:48,455 --> 00:09:53,927
‫♪ تولدت مبارک، هیزل عزیز ♪

155
00:09:54,728 --> 00:09:58,298
‫♪ تولدت مبارک ♪

156
00:09:59,933 --> 00:10:02,102
‫این که کافی نیست، دیوونه شدی؟

157
00:10:06,807 --> 00:10:08,875
‫خوش گذشت

158
00:10:08,876 --> 00:10:10,143
‫آره

159
00:10:10,277 --> 00:10:11,311
‫به نظر خوشحال بود

160
00:10:11,444 --> 00:10:13,280
‫آره

161
00:10:13,413 --> 00:10:14,982
‫آره

162
00:10:15,816 --> 00:10:16,950
‫خودم تمیز می‌کنم

163
00:10:17,084 --> 00:10:18,318
‫تو می‌تونی بری بدویی

164
00:10:18,451 --> 00:10:19,653
‫- مطمئنی؟
‫- آره

165
00:10:19,753 --> 00:10:21,922
‫ماه مِی مسابقه‌ی ماراتون داری، برو

166
00:10:23,223 --> 00:10:25,025
‫مامان خوبی هستی

167
00:10:25,125 --> 00:10:26,293
‫دوستت دارم

168
00:10:26,393 --> 00:10:27,728
‫من هم دوستت دارم

169
00:10:42,500 --> 00:10:45,000
‫« تماس با زندانی در ایالت اورگن »

170
00:10:48,501 --> 00:10:53,501
‫« تماس تلفنی با زندانی »
‫« سازمان زندان‌های ایالت اورگن »

171
00:10:54,351 --> 00:10:55,454
‫زود برمی‌گردم

172
00:10:55,455 --> 00:10:58,158
‫همینجام

173
00:11:15,709 --> 00:11:17,344
‫ممنون که با مرکز اصلاح و

174
00:11:17,477 --> 00:11:19,145
‫ندامتگاه‌های اورگن تماس گرفتید

175
00:11:19,146 --> 00:11:21,814
‫لطفاً شماره‌ی بخش مربوطه را وارد کنید و
‫سپس کلید مربع را فشار دهید

176
00:11:21,815 --> 00:11:24,617
‫خیلی‌خب...

177
00:11:30,323 --> 00:11:31,657
‫سلام!

178
00:11:31,658 --> 00:11:32,959
‫سلام

179
00:11:32,960 --> 00:11:35,028
‫- من رنه هستم. تازه کوچ کردم اینجا
‫- سلام، ملیسا هستم

180
00:11:35,128 --> 00:11:37,230
‫الان دارم با تلفن حرف می‌زنم، پس...

181
00:11:37,364 --> 00:11:38,932
‫- ممنون!
‫- اوه

182
00:11:42,135 --> 00:11:45,305
‫حرفم رو شمرده‌شمرده می‌زنم
‫که حالیت بشه

183
00:11:45,405 --> 00:11:48,075
‫نزدیک من و بچه‌هام نشو لعنتی

184
00:11:48,175 --> 00:11:49,743
‫پات رو توی زندگیم نذار

185
00:11:49,843 --> 00:11:50,843
‫اینقدر برام نامه ننویس

186
00:11:50,878 --> 00:11:52,212
‫نمی‌خونم‌شون. تابحال هم نخوندم

187
00:11:52,312 --> 00:11:53,881
‫اگه یه بار دیگه، فقط یه بار دیگه

188
00:11:53,981 --> 00:11:55,301
‫برای بچه‌هام نامه بنویسی،

189
00:11:55,382 --> 00:11:57,217
‫یا یکی از نقاشی‌های
‫روان‌پریشانه‌ات رو بفرستی،

190
00:11:57,350 --> 00:11:58,818
‫به خدا قسم،

191
00:11:58,819 --> 00:12:00,652
‫تمام زورم رو می‌زنم که

192
00:12:00,653 --> 00:12:02,200
‫زندگی نکبت‌بارت رو

193
00:12:02,202 --> 00:12:03,406
‫از اینی که هست بدتر کنم

194
00:12:03,407 --> 00:12:04,491
‫سلام، شرمنده من...

195
00:12:04,491 --> 00:12:06,970
‫- فقط یه سؤال داشتم...
‫- خیلی ببخشید، الان نمی‌تونم حرف بزنم!

196
00:12:06,994 --> 00:12:09,000
‫اونقدر ثبت شکایت می‌کنم که

197
00:12:09,001 --> 00:12:12,000
‫تمام امکانات وامونده‌ات رو ازت بگیرن

198
00:12:12,100 --> 00:12:14,734
‫تلویزیون، تلفن، اینترنت،
‫ملاقاتی‌ها، همه‌چی

199
00:12:14,835 --> 00:12:16,955
‫یه غلطی کردی،
‫حالا باید تا آخر عمر کیری‌ت

200
00:12:17,037 --> 00:12:19,006
‫با عواقبش کنار بیای

201
00:12:19,106 --> 00:12:21,801
‫تنها توی یه چهاردیواری تخمی حبس شی

202
00:12:36,089 --> 00:12:37,657
‫صبح بخیر، استوارت

203
00:12:37,757 --> 00:12:39,559
‫سلام. خبر جدیدی نیست؟

204
00:12:39,659 --> 00:12:41,428
‫نه

205
00:12:42,295 --> 00:12:44,230
‫- تو چی؟
‫- بیخیال

206
00:12:44,231 --> 00:12:46,867
‫راستی دیدی برنامه‌ی کتی ویور رو دیدی؟

207
00:12:46,967 --> 00:12:48,400
‫با حرفاش اشک همه‌ی

208
00:12:48,401 --> 00:12:50,437
‫- بیننده‌ها رو در آورد...
‫- ملیسا؟

209
00:12:51,905 --> 00:12:53,974
‫من تابیتا هستم،
‫دستیار دکتر گرگ

210
00:12:54,107 --> 00:12:55,909
‫می‌خواد باهات حرف بزنه

211
00:12:57,110 --> 00:12:58,778
‫دکتر گرگ می‌خواد با من حرف بزنه؟

212
00:12:58,879 --> 00:13:00,313
‫اوهوم

213
00:13:01,214 --> 00:13:02,950
‫باشه

214
00:13:19,566 --> 00:13:20,566
‫مگه نه؟

215
00:13:20,633 --> 00:13:22,902
‫- نه، هنوز نه. نه
‫- سلام

216
00:13:22,903 --> 00:13:25,138
‫جز اون تماس، هیچ چیز دیگه‌ای وصل نکن

217
00:13:25,238 --> 00:13:27,406
‫لطفاً بشین، بشین

218
00:13:27,407 --> 00:13:29,609
‫نه، باشه؟

219
00:13:29,709 --> 00:13:31,578
‫من... یه جلسه دارم

220
00:13:31,678 --> 00:13:32,980
‫آ...

221
00:13:33,113 --> 00:13:34,481
‫بعداً حرف می‌زنیم. باشه

222
00:13:34,614 --> 00:13:37,217
‫- یه لحظه صبر کن
‫- باشه

223
00:13:42,455 --> 00:13:43,857
‫ملیسا؟

224
00:13:43,991 --> 00:13:46,193
‫آره... آره. سلام

225
00:13:48,028 --> 00:13:50,296
‫این جانـه

226
00:13:50,297 --> 00:13:51,932
‫اون از بخش حقوقیـه

227
00:13:52,032 --> 00:13:53,700
‫سلام

228
00:13:53,833 --> 00:13:56,436
‫چند وقتـه که کارمند مایی؟

229
00:13:56,536 --> 00:13:58,438
‫- دو سالـه
‫- دو سال!

230
00:13:58,538 --> 00:13:59,739
‫که اینطور

231
00:13:59,839 --> 00:14:01,474
‫از کجا منتقل شدی؟

232
00:14:01,574 --> 00:14:03,877
‫بیشتر آزاد کار می‌کردم

233
00:14:04,011 --> 00:14:06,612
‫میک‌آپ عروس انجام می‌دادم

234
00:14:06,613 --> 00:14:08,748
‫اوهوم، اوهوم

235
00:14:08,848 --> 00:14:10,117
‫سلام، می‌خواستید...

236
00:14:10,217 --> 00:14:12,451
‫عه، شرمنده، می‌خواستید من...

237
00:14:12,452 --> 00:14:14,453
‫نه، نه، نه، بیا داخل آیوی.
‫من داشتم...

238
00:14:14,454 --> 00:14:17,790
‫با ملیسا بیشتر آشنا می‌شدم

239
00:14:18,625 --> 00:14:20,827
‫دکتر گرگ، اگه قضیه مربوط به دیروزه و

240
00:14:20,928 --> 00:14:23,329
‫حرفی که به کتی زدم، خیلی متأسفم

241
00:14:23,330 --> 00:14:27,067
‫آیوی، از «قاتل صورتک خندان»
‫چی می‌دونی؟

242
00:14:27,167 --> 00:14:30,302
‫همون قاتل سریالی کامیون‌دار
‫که مال این اطراف بود؟

243
00:14:30,303 --> 00:14:32,639
‫- اوهوم
‫- توی دهه‌ی 90 آدم می‌کُشت

244
00:14:32,739 --> 00:14:34,474
‫سریالی بود، ولی به ده تا نرسید

245
00:14:34,574 --> 00:14:37,143
‫واسه روزنامه‌ها با شکلکِ
‫صورتک خندون نامه می‌فرستاد

246
00:14:37,144 --> 00:14:39,179
‫- درسته، درسته
‫- آره. چطور؟

247
00:14:39,279 --> 00:14:41,548
‫تو نمی‌خوای چیزی اضافه کنی، ملیسا؟

248
00:14:42,349 --> 00:14:44,551
‫چرا باید اون... قضیه چیه؟

249
00:14:44,651 --> 00:14:46,019
‫این واسه بخش جنایات حقیقی‌ـه.
‫اون بخش آرایشـه.

250
00:14:46,119 --> 00:14:47,420
‫با این‌حال امروز کمی قبل‌تر،

251
00:14:47,554 --> 00:14:50,390
‫قاتل صورتک خندان
‫با این برنامه تماس گرفت

252
00:14:50,523 --> 00:14:52,392
‫گفت اطلاعاتی در مورد یه قتل داره

253
00:14:52,525 --> 00:14:54,194
‫چی؟

254
00:14:54,294 --> 00:14:56,063
‫آقای صورتک خندان به وضوح گفت که

255
00:14:56,163 --> 00:14:58,830
‫فقط با دو نفر حاضره حرف بزنه

256
00:14:58,831 --> 00:15:00,733
‫من...

257
00:15:00,867 --> 00:15:03,070
‫و ملیسا

258
00:15:04,437 --> 00:15:06,273
‫پس...

259
00:15:06,406 --> 00:15:09,409
‫گمونم سؤال بعدیم رو می‌دونی، ملیسا

260
00:15:09,542 --> 00:15:11,611
‫چرا؟

261
00:15:17,384 --> 00:15:19,851
‫روحم هم خبر نداره

262
00:15:19,852 --> 00:15:21,088
‫واقعاً؟

263
00:15:21,188 --> 00:15:22,831
‫گفت چند ساله که واست نامه می‌نویسه

264
00:15:22,855 --> 00:15:25,057
‫وای خدا، نکنه تو

265
00:15:25,058 --> 00:15:27,894
‫از اون زن‌هایی هستی که
‫عاشق قاتل‌های سریالی میشن و حالا

266
00:15:27,995 --> 00:15:29,529
‫مجبوریم داستانش رو پوشش بدیم چون...

267
00:15:29,629 --> 00:15:31,264
‫- وای نه. نه، نه، نه، نه
‫- چی؟ نه

268
00:15:31,364 --> 00:15:32,799
‫نه. نه

269
00:15:32,899 --> 00:15:34,968
‫همین الان‌هاست که زنگ بزنه

270
00:15:35,068 --> 00:15:37,537
‫یا خودت بهم بگو

271
00:15:37,637 --> 00:15:39,572
‫یا خودش میگه

272
00:15:41,374 --> 00:15:43,210
‫دکتر گرگ؟

273
00:15:43,310 --> 00:15:45,478
‫اون تماس پشت خطـه

274
00:15:50,984 --> 00:15:53,153
‫اون پدرمـه

275
00:16:52,212 --> 00:16:53,980
‫خیلی‌خب، ملیسا؟

276
00:16:54,081 --> 00:16:55,448
‫اگه...

277
00:16:55,548 --> 00:16:58,285
‫اگه فکر می‌کنی پدرت داره دروغ میگه،

278
00:16:58,385 --> 00:17:00,219
‫هر نکته‌ی مفیدی که
‫صلاح می‌دونی رو بگو، خب؟

279
00:17:00,220 --> 00:17:01,888
‫باشه

280
00:17:01,988 --> 00:17:04,257
‫خوبه، خوبه

281
00:17:05,992 --> 00:17:08,095
‫آماده‌ایم، تابیتا

282
00:17:12,232 --> 00:17:13,699
‫سلام. دکتر گرگ هستم

283
00:17:13,700 --> 00:17:16,902
‫اینجا آیوی کمبل تهیه‌کننده‌ی
‫برنامه‌ی جرایم حقیقی‌ام،

284
00:17:16,903 --> 00:17:18,605
‫جان هاولر از بخش حقوقی،

285
00:17:18,705 --> 00:17:20,807
‫بعلاوه‌ی ملیسا رید پیشم هستن

286
00:17:21,641 --> 00:17:24,177
‫با کی دارم حرف می‌زنم؟

287
00:17:25,245 --> 00:17:26,679
‫من

288
00:17:28,115 --> 00:17:30,717
‫شما کیث جسپرسون هستید؟
‫همون قاتل صورتک خندان؟

289
00:17:30,817 --> 00:17:32,719
‫صدای ملیسا رو نمی‌شنوم

290
00:17:32,819 --> 00:17:35,155
‫کجاست؟

291
00:17:36,789 --> 00:17:39,992
‫قبل اینکه به اینش برسیم،
‫بذار روشنت کنم

292
00:17:40,093 --> 00:17:42,028
‫خوشم نمیاد ازم سوءاستفاده بشه

293
00:17:42,129 --> 00:17:45,465
‫پس اگه فقط زنگ زدی که
‫افشا کنی ملیسا دخترتـه،

294
00:17:45,565 --> 00:17:47,834
‫خودش قبلاً گفته

295
00:17:47,934 --> 00:17:49,669
‫قضیه ملیسا نیست

296
00:17:49,769 --> 00:17:52,472
‫قضیه رسوندن حقیقت

297
00:17:52,572 --> 00:17:54,341
‫به دست مطبوعاتـه

298
00:17:56,243 --> 00:17:58,511
‫خیلی‌خب...
‫[کسشعر میگه]

299
00:17:58,645 --> 00:18:00,780
‫اون‌وقت چه حقیقتی، جناب؟

300
00:18:00,880 --> 00:18:04,050
‫اول باید صدای ملیسا رو بشنوم

301
00:18:08,988 --> 00:18:11,191
‫چی می‌خوای؟

302
00:18:12,325 --> 00:18:13,560
‫سلام، خانم‌خانما

303
00:18:13,660 --> 00:18:14,760
‫به این اسم صدام نکن

304
00:18:14,761 --> 00:18:15,995
‫حق با توئـه

305
00:18:16,095 --> 00:18:17,497
‫سر کاری

306
00:18:17,597 --> 00:18:20,500
‫فقط می‌خواستم باهات حرف بزنم. من...

307
00:18:20,600 --> 00:18:21,934
‫قبلاً حرفامو زدم

308
00:18:22,034 --> 00:18:23,203
‫بهت گفتم بری درت رو بذاری

309
00:18:23,303 --> 00:18:25,338
‫مگه پیغامم نرسید به دستت؟

310
00:18:25,472 --> 00:18:28,541
‫من اینجوری تربیتت کردم که
‫جلوی رئیست اینطوری حرف بزنی؟

311
00:18:28,641 --> 00:18:30,109
‫شما غصه‌ی اینش رو نخورید، جناب

312
00:18:30,210 --> 00:18:33,746
‫خب، از چه حقیقتی حرف می‌زنیم؟

313
00:18:35,548 --> 00:18:37,783
‫9 تا بود

314
00:18:37,784 --> 00:18:39,051
‫گفتید «9»؟

315
00:18:39,152 --> 00:18:41,221
‫چی 9 تا بود؟

316
00:18:41,354 --> 00:18:43,823
‫سال 1995 وقتی اعتراف کردم،

317
00:18:43,923 --> 00:18:46,493
‫یه فقره رو جا انداختم
‫[کسشعر میگه]

318
00:18:46,593 --> 00:18:49,661
‫- چرا باید به یه قربانی اشاره نکنید؟
‫- مگه نمی‌دونستی؟

319
00:18:49,662 --> 00:18:51,731
‫قاتل‌های سریالی

320
00:18:51,831 --> 00:18:53,332
‫هر از گاهی این کار رو می‌کنن

321
00:18:53,333 --> 00:18:54,701
‫اون‌وقت چرا الان اعتراف می‌کنید؟

322
00:18:54,834 --> 00:18:56,569
‫دارم پیر میشم

323
00:18:56,703 --> 00:18:58,538
‫باید تا وقتی فرصتش رو دارم

324
00:18:58,638 --> 00:19:01,908
‫- جبرانش کنم
‫- کسشعر نگو. خیلی خالی‌بندی

325
00:19:02,875 --> 00:19:04,877
‫دارم سعی می‌کنم
‫جبران مافات کنم، خانم‌خانما

326
00:19:05,011 --> 00:19:07,747
‫هیچوقت سعی نکردی چیزی رو جبران کنی

327
00:19:07,880 --> 00:19:09,515
‫قبلاً بهت گفتم

328
00:19:09,516 --> 00:19:11,518
‫- 9 فقره بودن
‫- هیچوقت به من نگفتی...

329
00:19:11,618 --> 00:19:14,287
‫خب، شاید بهتره نامه‌هام رو بخونی!

330
00:19:17,557 --> 00:19:19,392
‫اسم این قربانی چیه؟

331
00:19:19,492 --> 00:19:21,394
‫جین

332
00:19:22,862 --> 00:19:24,564
‫جین چی؟

333
00:19:25,598 --> 00:19:26,599
‫دو
‫(به معنی زن ناشناس)

334
00:19:26,733 --> 00:19:29,034
‫اسمش رو نمی‌دونی

335
00:19:29,035 --> 00:19:31,538
‫یا صرفاً یه دروغ واسه بازی دادن دخترتـه؟

336
00:19:31,638 --> 00:19:33,273
‫من همه‌چی رو سیر تا پیاز می‌دونم

337
00:19:33,406 --> 00:19:35,242
‫فقط نمیشه که به همین راحتی‌ها باشه

338
00:19:35,342 --> 00:19:37,610
‫فکر کردم قصد داری
‫جبران مافات کنی

339
00:19:37,710 --> 00:19:39,279
‫آره

340
00:19:39,379 --> 00:19:41,348
‫ولی زندان کسل‌کننده‌ست

341
00:19:42,915 --> 00:19:45,218
‫در ضمن این تماس‌ها رو ضبط می‌کنن

342
00:19:46,253 --> 00:19:48,488
‫فقط به ملیسا میگم

343
00:19:49,699 --> 00:19:51,117
‫حضوری

344
00:19:57,797 --> 00:19:59,466
‫آهای، ملیسا!

345
00:19:59,599 --> 00:20:01,233
‫ملیسا، وایسا!

346
00:20:01,234 --> 00:20:02,835
‫تا زندان با ماشین 4 ساعت راهـه

347
00:20:02,935 --> 00:20:04,136
‫فردا صبح می‌تونی بری؟

348
00:20:04,237 --> 00:20:07,205
‫باید برگردم سر کار، آیوی

349
00:20:07,206 --> 00:20:09,074
‫اون الان...

350
00:20:09,075 --> 00:20:11,077
‫گفت یه زن دیگه رو هم کُشته

351
00:20:11,177 --> 00:20:12,979
‫نمی‌تونی همینطوری برگردی سر کار

352
00:20:13,079 --> 00:20:14,347
‫دروغ میگه

353
00:20:14,447 --> 00:20:16,115
‫می‌خواد دوباره بازیم بده

354
00:20:16,249 --> 00:20:18,117
‫پس برو... باهاش روبرو شو

355
00:20:18,217 --> 00:20:19,319
‫فرار نکن

356
00:20:19,419 --> 00:20:21,954
‫لطفاً برای من تهیه‌کننده نشو

357
00:20:22,889 --> 00:20:24,123
‫باشه

358
00:20:25,057 --> 00:20:26,459
‫خیلی‌خب

359
00:20:27,960 --> 00:20:30,162
‫حق با توئـه. شرمنده

360
00:20:32,965 --> 00:20:34,534
‫پس کمکم کن متوجه بشم

361
00:20:36,403 --> 00:20:38,638
‫تابحال رفتی دیدنش؟

362
00:20:42,809 --> 00:20:44,143
‫دو بار

363
00:20:44,277 --> 00:20:45,912
‫وقتی 15 سالم بود،

364
00:20:46,012 --> 00:20:48,014
‫بعد از اینکه تازه دستگیر شده بود و...

365
00:20:48,848 --> 00:20:50,650
‫موقعی که دخترم رو حامله بودم

366
00:20:50,750 --> 00:20:52,985
‫هیچ‌کدوم به جایی نرسید

367
00:20:54,621 --> 00:20:56,856
‫خانواده‌ات خبر دارن؟

368
00:20:56,956 --> 00:20:59,492
‫شوهرم بن می‌دونه، ولی...

369
00:21:00,627 --> 00:21:02,829
‫به بچه‌ها گفتیم که اون مُرده

370
00:21:04,797 --> 00:21:06,866
‫- خیلی متأسفم
‫- اوه...

371
00:21:08,000 --> 00:21:10,036
‫خیلی بگایی‌ـه

372
00:21:10,037 --> 00:21:12,037
‫« برنامه‌ی دکتر گرِگ »

373
00:21:13,105 --> 00:21:15,141
‫می‌دونی چی بگایی‌تره؟

374
00:21:15,942 --> 00:21:18,311
‫اگه حرفش دروغ نباشه،
‫یعنی یه خانواده هست که

375
00:21:18,411 --> 00:21:21,548
‫هنوز براشون سؤالـه
‫چه بلایی سر دخترشون اومده

376
00:21:21,648 --> 00:21:23,450
‫می‌تونیم اونا رو به جواب برسونیم

377
00:21:24,216 --> 00:21:27,253
‫اینو از ته دل گفتم. قسم می‌خورم

378
00:21:32,392 --> 00:21:34,594
‫باید بهش فکر کنم

379
00:22:00,000 --> 00:22:03,000
‫« خدا رو اینجا پیدا کن »

380
00:22:53,973 --> 00:22:55,842
‫بابایی اومده خونه!

381
00:22:55,942 --> 00:22:58,210
‫یالا!

382
00:22:58,310 --> 00:23:01,113
‫بیا ببینم

383
00:23:01,213 --> 00:23:03,382
‫عه، خانم‌خانما!

384
00:23:03,483 --> 00:23:05,351
‫دلم برات تنگ شده بود

385
00:23:06,218 --> 00:23:07,787
‫بگیرش، پسرم

386
00:23:07,920 --> 00:23:10,657
‫- مرسی بابایی
‫- واست چی گرفتم؟

387
00:23:10,790 --> 00:23:12,291
‫می‌خوای ببینی؟

388
00:23:12,391 --> 00:23:13,626
‫زیر چشمی نگاه نکنی ها

389
00:23:13,760 --> 00:23:15,361
‫چشمات رو ببند

390
00:23:15,462 --> 00:23:17,797
‫دستت رو باز کن

391
00:23:17,930 --> 00:23:19,799
‫بفرما

392
00:23:24,203 --> 00:23:28,541
‫از یه فروشگاه توی آریزونا برات خریدمش

393
00:23:28,641 --> 00:23:33,279
‫اون خانم گفت که این سنگ،
‫سنگِ پدر آسمونـه؛

394
00:23:33,379 --> 00:23:36,949
‫برای محافظت و عشق پایدار خوبـه

395
00:23:37,049 --> 00:23:38,618
‫خوشت میاد؟

396
00:23:44,123 --> 00:23:45,625
‫امروز یکشنبه، 22اُم مِی،

397
00:23:45,725 --> 00:23:47,259
‫بنده هم جان والش هستم

398
00:23:47,359 --> 00:23:49,359
‫دو نفر از تحت‌تعقیب‌ترین فراری‌های آمریکا...

399
00:23:53,132 --> 00:23:54,567
‫در ساعت 9:45 جمعه شب،

400
00:23:54,701 --> 00:23:56,202
‫استیون رندال دای

401
00:23:56,302 --> 00:23:59,838
‫جلوی یک ماشین پلیس سن‌دیگو را گرفت و
‫خودش را تحویل داد

402
00:23:59,839 --> 00:24:01,507
‫دای تحت‌تعقیب بود برای...

403
00:24:01,508 --> 00:24:03,976
‫بهت گفتم اون واسه تماشای این
‫زیادی سنش پایینـه، کیث

404
00:24:04,076 --> 00:24:06,112
‫خدا به دادمون برسه

405
00:24:19,961 --> 00:24:22,162
‫داره بهت دروغ میگه

406
00:24:22,262 --> 00:24:24,663
‫می‌خواد تو رو به زندگیش برگردونه

407
00:24:24,664 --> 00:24:26,131
‫یا یه خانواده هست که
‫دخترشون رو از دست دادن و

408
00:24:26,132 --> 00:24:27,366
‫هیچ‌وقت به جواب نمی‌رسن

409
00:24:27,500 --> 00:24:29,068
‫سر کار اینو بهت گفتن؟

410
00:24:29,168 --> 00:24:30,608
‫می‌دونی این چقدر فریبکارانه‌ست؟

411
00:24:30,637 --> 00:24:32,347
‫- کاری که اون...
‫- کاری که پدرت کرده

412
00:24:32,371 --> 00:24:33,873
‫به گردن تو نیست

413
00:24:33,973 --> 00:24:36,743
‫چیزی که اون گفت و چیزی که دیدم

414
00:24:36,843 --> 00:24:39,345
‫می‌دونستم، می‌دونستم یه جای کار می‌لنگه

415
00:24:39,445 --> 00:24:40,880
‫هیچوقت واکنشی نشون ندادم

416
00:24:40,880 --> 00:24:41,881
‫بچه بودی

417
00:24:41,981 --> 00:24:43,349
‫ولی الان عاقل و بالغم

418
00:24:43,449 --> 00:24:45,293
‫یادت نیست دفعه پیش که رفتی چی شد؟

419
00:24:45,317 --> 00:24:46,418
‫چون من یادمـه

420
00:24:46,519 --> 00:24:47,896
‫تا چند ماه حال خوشی نداشتی، ملیسا

421
00:24:47,920 --> 00:24:49,221
‫شده بودی شبح

422
00:24:50,089 --> 00:24:53,225
‫من فقط...

423
00:24:56,563 --> 00:24:59,164
‫می‌دونم اگه نرم پیشش و

424
00:24:59,165 --> 00:25:01,833
‫باهاش روبرو نشم،

425
00:25:01,834 --> 00:25:03,168
‫دست‌بردار نیست

426
00:25:03,169 --> 00:25:05,738
‫عمراً دست از سرمون برداره

427
00:25:07,073 --> 00:25:09,576
‫مطمئن نیستم خودت دلت بخواد که
‫دست از سرت برداره

428
00:25:10,409 --> 00:25:11,778
‫یعنی چی؟

429
00:25:11,878 --> 00:25:14,345
‫چون حتی بعد از همه‌ی کارهایی که کرده،

430
00:25:14,346 --> 00:25:15,748
‫هنوز دوستش داری

431
00:25:15,848 --> 00:25:18,450
‫همیشه که هیولا نبود.
‫به مرور شد هیولا.

432
00:25:19,251 --> 00:25:21,921
‫قبلش اون فقط...

433
00:25:22,021 --> 00:25:23,354
‫پدرم بود

434
00:25:26,759 --> 00:25:28,595
‫تو هیچوقت اینجاش رو ندیدی، ولی من دیدم

435
00:25:31,764 --> 00:25:33,132
‫باشه

436
00:25:35,568 --> 00:25:38,070
‫خب، به بچه‌ها چی بگیم؟

437
00:26:06,498 --> 00:26:07,398
‫آهای

438
00:26:07,399 --> 00:26:08,734
‫خوبی؟

439
00:26:08,735 --> 00:26:11,203
‫آره، مرسی

440
00:26:15,642 --> 00:26:18,244
‫یه ساعت وقت دارید. ردیفـه؟

441
00:26:24,050 --> 00:26:25,785
‫از دیدنت خیلی خوشحالم، خانم‌خانما

442
00:26:25,885 --> 00:26:27,987
‫به این اسم صدام نکن

443
00:26:37,496 --> 00:26:40,632
‫آقای جسپرسون، من آیوی کمبل هستم

444
00:26:40,633 --> 00:26:42,268
‫پشت تلفن حرف زدیم

445
00:26:42,368 --> 00:26:46,172
‫بله. کارتون خیلی به دلم می‌شینه

446
00:26:47,439 --> 00:26:50,710
‫ممنون. ممنون. خب زندان بهمون

447
00:26:50,843 --> 00:26:53,445
‫اجازه داده که این مکالمه رو ضبط کنیم،

448
00:26:53,545 --> 00:26:55,414
‫ولی ازتون می‌خوام
‫فرم رضایت‌نامه رو امضاء کنید

449
00:27:00,653 --> 00:27:02,521
‫اوه. اوه

450
00:27:02,621 --> 00:27:05,125
‫لازمـه قبلش به وکیلم بگم که

451
00:27:05,225 --> 00:27:07,626
‫یه نگاهی بهش بندازه؟

452
00:27:08,394 --> 00:27:10,229
‫می‌خواستی بیایم اینجا تا
‫در مورد یه قتل حرف بزنی

453
00:27:10,362 --> 00:27:11,864
‫حالا اومدیم، زبون وا کن

454
00:27:23,375 --> 00:27:25,912
‫چیلیواک رو یادتـه؟

455
00:27:27,579 --> 00:27:31,217
‫یادت میاد اون روز رفتیم شنا،
‫فقط خودم و خودت؟

456
00:27:32,051 --> 00:27:33,352
‫بعدش هم ما...

457
00:27:33,452 --> 00:27:35,755
‫بغل آب نشستیم و
‫به رودخونه زل زدیم...

458
00:27:37,356 --> 00:27:38,758
‫بعدش گفتی

459
00:27:38,891 --> 00:27:41,928
‫«رودخونه رو نگاه کن، بابایی،
‫خیلی درخشانـه.

460
00:27:42,028 --> 00:27:44,596
‫به نظرم چیلیواک دختره.»

461
00:27:45,732 --> 00:27:46,933
‫یادتـه؟

462
00:27:47,033 --> 00:27:50,636
‫آقای جسپرسون، شما قول دادید که

463
00:27:50,737 --> 00:27:53,605
‫از قربانی نهم برامون بگید،
‫اون زن ناشناس

464
00:27:53,706 --> 00:27:56,108
‫ما آماده‌ایم که حرفاتون رو ضبط کنیم،

465
00:27:56,242 --> 00:27:57,810
‫ولی قبلش باید رضایت‌نامه رو امضاء کنید

466
00:27:57,910 --> 00:28:00,150
‫قبلاً به آیوی گفتم که کل
‫این ماجرا فقط یه دروغ بود که

467
00:28:00,179 --> 00:28:03,049
‫- منو بکشونی بیاری اینجا، پس...
‫- کاش همینطور بود

468
00:28:03,149 --> 00:28:04,716
‫پس ثابت کن. اسمش چیه؟

469
00:28:04,717 --> 00:28:06,184
‫خب، اگه اینو بهتون بگم،

470
00:28:06,185 --> 00:28:07,419
‫از جات بلند میشی و

471
00:28:07,519 --> 00:28:08,888
‫از اینجا می‌زنی بیرون و

472
00:28:08,988 --> 00:28:12,023
‫دوباره تا 15 سال دیگه نمی‌بینمت

473
00:28:12,024 --> 00:28:13,335
‫خب، اگه همین الان بهم نگی،

474
00:28:13,359 --> 00:28:14,761
‫از جام بلند میشم و

475
00:28:14,861 --> 00:28:16,900
‫از اینجا می‌زنم بیرون و
‫دیگه تا آخر عمرت

476
00:28:16,908 --> 00:28:18,464
‫منو نمی‌بینی، پس...

477
00:28:19,665 --> 00:28:21,566
‫دو تا گزینه داری، جسپرسون

478
00:28:21,567 --> 00:28:23,736
‫فرم رو امضاء کنی

479
00:28:23,836 --> 00:28:25,271
‫یا برگردی سلولت

480
00:28:48,928 --> 00:28:51,663
‫این باشه پیش خودم

481
00:28:51,798 --> 00:28:54,666
‫ببینم می‌تونم ازش استفاده‌ی مفیدی بکنم یا نه

482
00:28:54,767 --> 00:28:56,202
‫بیخیال پدر، خودکار رو بده بهش

483
00:28:59,906 --> 00:29:02,308
‫شنیدی چی گفتی؟

484
00:29:02,408 --> 00:29:04,543
‫صدام کردی پدر

485
00:29:05,567 --> 00:29:11,567


486
00:29:13,119 --> 00:29:16,488
‫خب اینو با گیره به
‫پیراهنت وصل می‌کنم، خب؟

487
00:29:16,622 --> 00:29:18,524
‫چی؟ آره

488
00:29:18,772 --> 00:29:22,178
‫خانم‌خانما، نمی‌خوای بیای
یه دستی به سر و صورتم بکِشی؟

489
00:29:22,594 --> 00:29:24,696
‫که تو فیلم خوب بیفتم؟

490
00:29:26,077 --> 00:29:28,502
‫- برنامه‌ات اینـه؟
‫- چی؟

491
00:29:28,527 --> 00:29:31,381
‫که جلب توجه کنی، بری توی تلویزیون؟

492
00:29:37,339 --> 00:29:40,099
‫اونی که همیشه‌ی خدا دورِ خونه می‌چرخید و

493
00:29:40,124 --> 00:29:41,824
‫اَدای دالی پارتن رو درمی‌آورد، ‫من نبودم ها

494
00:29:43,775 --> 00:29:47,887
‫♪ باز پات شد به زندگیم وا ♪

495
00:29:48,020 --> 00:29:52,358
‫♪ درست وقتی که زندگیم گرفت یه جون تازه ♪

496
00:29:52,491 --> 00:29:54,660
‫♪ بی‌هوا اومدی تو دوباره ♪

497
00:29:54,760 --> 00:29:57,396
‫♪ درست عین همیشه ♪

498
00:29:57,496 --> 00:30:03,735
‫♪ دلمو بُردی با یه اشاره ♪

499
00:30:05,637 --> 00:30:06,972
‫هار هار هار

500
00:30:06,973 --> 00:30:09,375
‫بعد به من میگی من دنبال توجه‌ام؟

501
00:30:09,475 --> 00:30:11,643
‫نه، من میگم

502
00:30:11,743 --> 00:30:14,213
‫تو هنوزم دختر کوچولوی خودمی

503
00:30:14,313 --> 00:30:16,515
که ‫داره تو جیب‌های باباییش
دنبال طلا می‌گرده

504
00:30:17,649 --> 00:30:19,385
‫به خاطر همین اومدی اینجا

505
00:30:19,642 --> 00:30:21,511
‫نخیر، به خاطر جنابعالی نیست که اینجام

506
00:30:23,222 --> 00:30:25,491
‫اومدیم سر از واقعیت در بیاریم، کیث

507
00:30:25,887 --> 00:30:28,558
‫- پس معطل نکن و بگو
‫- میگم

508
00:30:28,583 --> 00:30:30,872
‫به شرطی که این خانم‌خانما

509
00:30:30,897 --> 00:30:34,665
‫بهمون بگه که چرا داره جانماز آب می‌کِشه،

510
00:30:34,666 --> 00:30:37,278
‫وقتی که تک‌تکِ قتل‌های من

511
00:30:37,303 --> 00:30:39,184
‫به نفع ایشون تموم می‌شده

512
00:30:39,209 --> 00:30:40,113
‫جانم؟

513
00:30:40,138 --> 00:30:45,077
‫هر بار که زنی نفس‌های آخرش رو می‌کِشید،

514
00:30:45,625 --> 00:30:47,226
‫شازده‌خانم جایزه می‌گرفتی

515
00:30:48,447 --> 00:30:50,249
لحظات پدر دختری‌مون

516
00:30:51,117 --> 00:30:53,819
‫باید بعد هر قتل

517
00:30:53,920 --> 00:30:57,222
‫میومدم پیش تو،

518
00:30:57,223 --> 00:30:58,925
‫چون نمیذاشت

519
00:31:00,592 --> 00:31:02,561
توی لجن و سیاهی فرو برم

520
00:31:04,730 --> 00:31:07,433
‫واسه همینم برات هزارجور هدیه‌ی

521
00:31:07,566 --> 00:31:10,269
ریز و درشت می‌آوردم؛
‫چیز میزهایی که می‌دونستم

522
00:31:10,369 --> 00:31:12,972
مامانت وسعش نمیرسه

523
00:31:14,106 --> 00:31:15,474
‫کُلی آبنبات

524
00:31:17,443 --> 00:31:21,013
‫لبخندی که روی لب تو می‌نشست،
‫تموم خطاهام رو

525
00:31:22,014 --> 00:31:24,216
پاک می‌کرد

526
00:31:25,617 --> 00:31:29,455
‫چون اگه تو اونقدر دوستم داشتی و

527
00:31:29,555 --> 00:31:32,058
‫متقابلاً من هم به همون اندازه دوستت داشتم،

528
00:31:35,461 --> 00:31:37,395
‫پس...

529
00:31:37,396 --> 00:31:40,766
‫اونقدرهام آدم بدی نبودم

530
00:31:45,137 --> 00:31:47,847
‫این حرف‌ها چه ربطی به قربانی نُهم داره؟

531
00:31:49,275 --> 00:31:51,687
‫چون بعد کُشتن اون بود که

532
00:31:51,712 --> 00:31:54,286
‫برات ترامپولین خریدم

533
00:31:55,382 --> 00:31:59,018
‫یادت میاد؟
‫آخرین هدیه‌ای بود که بهت دادم.

534
00:32:05,454 --> 00:32:06,789
‫باید برم دستشویی

535
00:32:06,814 --> 00:32:08,716
‫امکانش هست برم دستشویی؟
‫ممنون

536
00:32:31,992 --> 00:32:34,537
‫پس، جسپرسون بابای بزرگوار شماست

537
00:32:36,029 --> 00:32:38,927
‫ممنون میشم بین خودمون بمونه

538
00:32:39,174 --> 00:32:42,122
‫من هم ممنون میشم از خجالتم در بیای

539
00:32:48,800 --> 00:32:51,870
‫آروم بابا، می‌خواستم ببینم تو هم مثل بابات

540
00:32:51,970 --> 00:32:53,172
ردّی هستی یا نه

541
00:32:56,317 --> 00:32:58,737
‫دیگه وقت رفتنمـه، آیوی

542
00:32:58,762 --> 00:33:01,711
‫خب، صبر کنید. لطفاً نرید، آقای جسپرسون.

543
00:33:01,736 --> 00:33:03,317
‫شما که هنوز اطلاعاتی بهمون ندادید

544
00:33:03,348 --> 00:33:04,555
اینو می‌بینی؟

545
00:33:04,595 --> 00:33:08,329
‫نمیشه دست از پا درازتر برگردم پیش دکتر گِرگ،
وگرنه دیگه نمیذاره برگردیم

546
00:33:08,920 --> 00:33:11,723
‫اسم قربانی چی بود؟

547
00:33:11,723 --> 00:33:12,758
جسدش رو کجا انداختی؟

548
00:33:12,891 --> 00:33:14,825
‫از خانم‌خانما بپرس

549
00:33:15,578 --> 00:33:17,031
اون ‫در جریانـه

550
00:33:34,813 --> 00:33:36,048
‫هی

551
00:33:37,349 --> 00:33:39,851
‫خب، چند لیوان می‌خوری؟

552
00:33:39,951 --> 00:33:41,453
‫دوتا

553
00:33:42,221 --> 00:33:44,830
‫پس دو لیوان هم مال من

554
00:33:50,729 --> 00:33:52,619
‫می‌دونم امروز خیلی اذیت شدی

555
00:33:53,899 --> 00:33:56,135
عمراً دوتا لیوان بشوره ببره

556
00:33:56,268 --> 00:33:57,469
‫خوبـه. خوبـه

557
00:33:57,603 --> 00:33:59,905
‫چون باید یادت بیاد

558
00:34:01,240 --> 00:34:02,774
‫چی رو یادم بیاد؟

559
00:34:03,085 --> 00:34:05,131
‫خب، تو که رفتی دستشویی،

560
00:34:05,156 --> 00:34:07,059
‫سعی کردم یه چیزی از زیر زبونش بکِشم بیرون

561
00:34:07,084 --> 00:34:10,535
‫چیزی هم عایدت نشد چون
یه روده‌ی راستم تو شکم اون نیست

562
00:34:10,560 --> 00:34:12,418
‫نه، راستش

563
00:34:13,285 --> 00:34:17,089
‫گفت: «از خانم‌خانما بپرس. اون در جریانـه.»

564
00:34:17,189 --> 00:34:19,420
‫چی رو از من بپرسی؟
‫من چی می‌دونم آخه؟

565
00:34:19,445 --> 00:34:21,230
‫سؤال من هم همینـه

566
00:34:22,961 --> 00:34:24,963
‫به خدا اگه چیزی بدونم، آیوی

567
00:34:25,097 --> 00:34:26,932
‫خیلی‌خب

568
00:34:28,167 --> 00:34:30,035
‫ترامپولین

569
00:34:30,136 --> 00:34:32,103
‫منظورش این بود که آخرین هدیه‌اش برای تو

570
00:34:32,128 --> 00:34:33,542
‫قبل دستگیریش بود؟

571
00:34:33,772 --> 00:34:35,974
‫آره، اگه اشتباه نکنم

572
00:34:36,074 --> 00:34:37,576
‫من...

573
00:34:37,676 --> 00:34:39,645
‫۱۵‏ سالم بود

574
00:34:41,057 --> 00:34:44,081
‫زمستون بود.
‫من هم کاپشن تنم بود.

575
00:34:44,082 --> 00:34:46,017
‫کریسمس گرفته بودمش

576
00:34:46,152 --> 00:34:48,220
بپر ببینم

577
00:34:48,320 --> 00:34:49,555
‫سلام، بابا

578
00:34:52,090 --> 00:34:53,759
‫حتماً بعد اون روز بود

579
00:34:53,859 --> 00:34:57,028
‫خیلی‌خب، کریسمس

580
00:34:57,163 --> 00:35:00,432
‫کریسمس. کریسمس

581
00:35:01,633 --> 00:35:04,703
‫- این چیـه؟
‫- جدول زمانی قتل‌هاش

582
00:35:04,803 --> 00:35:06,705
‫ای خدا. ببخشید؟

583
00:35:06,838 --> 00:35:09,308
‫بی‌زحمت یه لیوان دیگه میدید بهم؟

584
00:35:09,408 --> 00:35:11,210
‫کل بطری رو حساب کنید ارزون‌تر در میاد

585
00:35:11,310 --> 00:35:13,445
‫خب، چه بهتر! ممنونم

586
00:35:16,815 --> 00:35:20,011
‫پس زندگیت اینـه، آیوی کمپبل؟

587
00:35:20,036 --> 00:35:22,417
‫زحمتِ جدول‌های زمانی قاتل‌ها روی دوشِتـه؟

588
00:35:22,442 --> 00:35:26,089
زندگی من توی زیر و بم
داستان‌ جنایی مطرح خلاصه میشه

589
00:35:26,114 --> 00:35:28,581
‫بیست‌چهاری به بدبختی‌های
این و اون فکر می‌کنی

590
00:35:28,606 --> 00:35:30,175
افسردگی نمی‌گیری؟

591
00:35:30,200 --> 00:35:32,698
‫می‌دونی که بدبختی سرِ کسی نازل نمیشه

592
00:35:32,878 --> 00:35:35,489
‫بلکه به دست خودِ مردم انجام میشه

593
00:35:35,513 --> 00:35:37,849
‫اینـه که برام جالبـه

594
00:35:42,541 --> 00:35:43,960
‫«بازی مرگ» چیـه دیگه؟

595
00:35:46,412 --> 00:35:48,046
راحت باش، بگو

596
00:35:50,382 --> 00:35:53,719
‫خوشش میومد تا دم مرگ خفه‌شون کنه

597
00:35:53,819 --> 00:35:55,820
‫جوری خفه‌شون می‌کرد که صرفاً از حال برن و

598
00:35:55,821 --> 00:35:57,923
‫دوباره به‌هوش بیان

599
00:35:58,056 --> 00:36:00,058
‫بعضاً ساعت‌ها طول می‌کِشید

600
00:36:00,992 --> 00:36:03,562
‫تا بتونه دوباره بهشون تجاوز کنه

601
00:36:06,632 --> 00:36:08,767
‫خیال می‌کردم می‌دونی

602
00:36:09,668 --> 00:36:12,160
‫خودم خواستم
از جزئیات ماجرا بی‌خبر باشم

603
00:36:15,907 --> 00:36:18,277
‫می‌تونم بگم ادل زنگ بزنه شرکت حمل و نقل

604
00:36:18,377 --> 00:36:20,912
‫من خستم. دیگه میرم

605
00:36:22,281 --> 00:36:24,983
همراهت بیام؟

606
00:36:40,131 --> 00:36:41,767
‫برای چی اومدیم اینجا؟

607
00:36:43,134 --> 00:36:46,704
بلدم چطوری یکی رو
خیلی شیک و مجلسی بکُشم

608
00:36:46,705 --> 00:36:49,241
‫چسب نواری حسابی کارمون رو جلو میندازه

609
00:36:49,341 --> 00:36:52,311
‫ولی باید با خودت ببریش

610
00:36:53,245 --> 00:36:55,614
‫چون حالا دیگه می‌تونن ازش اثرانگشت بگیرن

611
00:36:55,714 --> 00:36:57,783
‫به همین راحتی

612
00:36:59,217 --> 00:37:01,320
‫بست‌ کمربندی خیلی بهتره

613
00:37:04,356 --> 00:37:06,057
‫گمونم دیگه زیادی غرقِ

614
00:37:06,157 --> 00:37:08,727
‫کتاب‌های جناییت شدی، بابا

615
00:37:36,507 --> 00:37:38,945
‫« قربانی‌های قاتل صورتک خندان »

616
00:37:39,390 --> 00:37:42,577
‫« کیث هانتر جسپرسون »

617
00:37:45,263 --> 00:37:46,440
‫« اعترافات جسپرسون: قتل کلی دیویس »

618
00:37:46,465 --> 00:37:49,401
‫کیث هانتر جسپرسون،
‫معروف به صورتک خندان،

619
00:37:49,501 --> 00:37:52,070
‫در اعترافاتش به مقامات قضایی اذعان داشت که

620
00:37:52,170 --> 00:37:54,673
‫پنج سال پیش،
‫اولین قربانی خود، یعنی کلی دیویس را

621
00:37:54,773 --> 00:37:57,743
‫با دروغ و نیرنگ
‫به این خانه در پورتلند کشانده بود،

622
00:37:57,843 --> 00:38:00,178
‫خانه‌ای که در آن زمان
محل زندگی وی با دوست‌دخترش بود

623
00:38:04,182 --> 00:38:05,884
‫نظرت چیـه؟

624
00:38:07,953 --> 00:38:10,055
‫بیا بریم داخل رو نشونت بدم

625
00:38:11,323 --> 00:38:15,394
‫به گفته‌ی جسپرسون، او کِلی را
در نشیمن به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و

626
00:38:15,494 --> 00:38:17,363
‫سپس وی را خفه کرده است

627
00:38:17,496 --> 00:38:20,832
‫او مدعی است که رابطه‌ی جنسی‌شان
‫با رضایت طرفین بوده،

628
00:38:20,932 --> 00:38:22,868
‫ولی پلیس این اظهارات را قبول ندارد»

629
00:38:23,835 --> 00:38:25,404
‫پس خونه‌ی آلیسون اینجاست؟

630
00:38:25,537 --> 00:38:29,007
‫بله، دختر خوبیـه

631
00:38:29,107 --> 00:38:30,742
‫اجازه داده باهاش زندگی کنم

632
00:38:30,876 --> 00:38:33,845
‫باورم نمیشه هنوز هیچی نشده
‫دوست‌دختر جدید پیدا کردی

633
00:38:42,053 --> 00:38:44,055
‫قراره تخت دوطبقه بخرم

634
00:38:44,155 --> 00:38:47,292
تا اون‌ موقع رو کاناپه بخواب

635
00:39:33,605 --> 00:39:36,174
‫سلام، خانم‌خانما

636
00:39:38,076 --> 00:39:40,011
‫- سلام، بابا
‫- چیکار... داری چیکار می‌کنی؟

637
00:39:41,279 --> 00:39:43,815
‫خواب بد دیدم

638
00:39:43,949 --> 00:39:46,418
‫خواب دیدم یه خانمی داشت
رو موهام دست می‌کِشید

639
00:39:55,326 --> 00:39:57,729
‫سُس اسپاگتیـه

640
00:40:15,413 --> 00:40:16,648
‫- سلام
‫- سلام

641
00:40:16,782 --> 00:40:17,649
‫صبح بخیر

642
00:40:17,783 --> 00:40:18,950
‫باید با مامانم صحبت کنیم

643
00:40:19,050 --> 00:40:20,952
‫خونه‌اش اسپوکنـه

644
00:40:21,052 --> 00:40:22,920
‫خیلی‌خب. باشه، بریم

645
00:40:22,921 --> 00:40:24,422
‫- باشه
‫- بیا

646
00:40:39,316 --> 00:40:40,943
‫« خونه نیست! »

647
00:40:42,941 --> 00:40:45,076
‫می‌دونی کِی برمی‌گرده؟

648
00:40:47,813 --> 00:40:50,882
‫میشه بیایم تو؟ براش پیغام گذاشتم، باید...

649
00:40:50,982 --> 00:40:52,751
‫باید یه سَر برم توی زیرزمین

650
00:40:54,520 --> 00:40:57,322
بابت ناپدری‌ام شرمنده

651
00:40:57,422 --> 00:40:58,690
‫این تازه روی خوشِش بود

652
00:40:58,790 --> 00:41:01,392
‫خیلی‌خب، الان داریم دنبال چی می‌گردیم؟

653
00:41:01,493 --> 00:41:03,962
‫مامانم همه‌ی رسیدهاشو نگه می‌داشت

654
00:41:04,062 --> 00:41:06,231
‫فقیر که باشی اونم با سه تا بچه،

655
00:41:06,331 --> 00:41:09,568
‫هر از گاهی مجبور میشی از وسایلت بزنی تا
‫شکمشون رو سیر کنی

656
00:41:09,701 --> 00:41:11,236
‫بعدِ طلاق اومدید اینجا؟

657
00:41:11,336 --> 00:41:13,804
‫آره، ۱۲ سالم که بود

658
00:41:13,805 --> 00:41:15,774
‫مامان و مامان‌جونم طبقه بالا می‌خوابیدن و

659
00:41:15,874 --> 00:41:17,709
‫من هم با آبجی و داداشم این پایین

660
00:41:17,809 --> 00:41:19,410
‫این پایین؟ هر شب؟

661
00:41:19,511 --> 00:41:22,180
‫آره، تخت‌هامون همونجا بود

662
00:41:24,215 --> 00:41:26,051
‫خوشرو خان چطور؟

663
00:41:26,151 --> 00:41:28,654
‫یه چند سال بعد پیداش شد

664
00:41:40,065 --> 00:41:42,768
‫این بابا چه دسته‌گلی به آب داده؟

665
00:41:44,586 --> 00:41:45,853
‫ای خدا

666
00:41:46,124 --> 00:41:48,757
‫این برندنـه، دوست‌پسر دوران دبیرستانم

667
00:41:48,782 --> 00:41:49,791
‫ملیسا؟

668
00:41:50,709 --> 00:41:52,177
‫سلام، مامان

669
00:41:52,911 --> 00:41:54,980
‫واسه چی سر زده میای؟
‫نمی‌تونستی یه زنگ بزنی؟

670
00:41:55,080 --> 00:41:58,083
‫چهار باری بهت زنگ زدم.
‫برات پیغام هم گذاشتم.

671
00:41:58,216 --> 00:42:01,787
‫ایشون آیوی... رئیسمـه

672
00:42:01,920 --> 00:42:04,489
‫سلام، عزیزم

673
00:42:04,590 --> 00:42:06,424
‫خب، رفتی ملاقات پدرت؟

674
00:42:06,524 --> 00:42:08,159
‫تو از کجا می‌دونی؟

675
00:42:08,259 --> 00:42:09,861
‫از داداشت شنیدم

676
00:42:09,961 --> 00:42:12,564
‫شین باهاش در ارتباطـه؟ از کِی تا حالا؟

677
00:42:12,664 --> 00:42:15,133
‫وقتی نه بهمون سَر میزنی نه زنگ،
‫معلومـه که از همه چی عقب می‌مونی

678
00:42:15,266 --> 00:42:17,235
‫من به تو زنگ میزنم

679
00:42:20,872 --> 00:42:22,874
‫عذر می‌خوام، آیوی

680
00:42:22,974 --> 00:42:24,610
‫چایی می‌خوری؟

681
00:42:24,710 --> 00:42:26,077
‫تموم مدارکم رو سوزوندم

682
00:42:26,177 --> 00:42:28,941
‫اصلاً هم نمی‌دونم اون ترامپولین سمّی

683
00:42:28,966 --> 00:42:30,415
‫کجا غیب شد

684
00:42:31,030 --> 00:42:33,872
‫یعنی اصلاً نمی‌دونی اون دفعه از کجا برگشته بود؟
‫(دکتر گِرگ)

685
00:42:33,905 --> 00:42:37,592
‫نه، حیف که از این بابت شرمنده نیستم
وگرنه عذرخواهی می‌کردم

686
00:42:37,749 --> 00:42:39,624
‫ولی اگه حرف‌های آقای جسپرسون مستند باشه،

687
00:42:39,649 --> 00:42:42,622
‫ممکنه این اطلاعات
خانواده‌ی اون دختر رو خوشحال کنه

688
00:42:42,647 --> 00:42:45,096
‫آیوی، می‌دونی شغل من چیـه؟

689
00:42:46,686 --> 00:42:49,834
‫ملیسا گفته مددکار
خیریه‌ی «سپاه رستگاری» هستی

690
00:42:49,859 --> 00:42:52,236
‫هر روز به زنان و
‫کودکان بی‌خانمان کمک می‌کنم

691
00:42:52,237 --> 00:42:54,840
‫یه سرپناه داشته باشن

692
00:42:54,973 --> 00:42:56,642
به اندازه‌ی کافی کار خیر می‌کنم

693
00:42:56,667 --> 00:42:58,774
‫مگه اینکه پای بچه‌های خودت وسط باشه

694
00:42:58,799 --> 00:43:00,268
‫ولشون می‌کنی به امون خدا

695
00:43:02,247 --> 00:43:04,904
‫گذاشتم برید آواره‌ی کوچه و خیابون‌ها بشید؟

696
00:43:04,929 --> 00:43:06,860
‫- گشنگی کِشیدید؟
‫- باهامون حرف نمیزدی، مامان

697
00:43:06,885 --> 00:43:09,688
‫- چیزی رو برامون توضیح ندادی
‫- خودت به بچه‌هات چی گفتی؟

698
00:43:10,588 --> 00:43:12,523
‫- این فرق می‌کنه
‫- چه فرقی؟

699
00:43:13,854 --> 00:43:15,656
‫من سرزنشت نمی‌کنم

700
00:43:16,269 --> 00:43:17,771
‫ولی هنوزم خیلی خطرناکـه

701
00:43:17,796 --> 00:43:20,097
‫نه، دستش به جایی بند نیست و رقت‌انگیز

702
00:43:20,098 --> 00:43:21,662
‫افتاده پشت میله‌های زندون

703
00:43:21,687 --> 00:43:25,245
‫آیوی، یه چند لحظه تنهامون میذاری؟

704
00:43:25,519 --> 00:43:26,604
‫آره، آره، حتماً

705
00:43:26,629 --> 00:43:28,705
‫اصلاً خودم می‌خواستم یه زنگی بزنم

706
00:43:28,730 --> 00:43:31,009
‫- با اجازه میرم بیرون
‫- باشه

707
00:43:38,403 --> 00:43:40,332
‫چت شده تو، مامان؟

708
00:43:40,357 --> 00:43:41,992
‫چرا یجوری شدی؟

709
00:43:43,088 --> 00:43:45,824
‫چند سال پیش،
‫بعد اینکه بابات افتاد زندون...

710
00:43:46,820 --> 00:43:48,226
‫دیروقت مشغول تمیزکاری بودم که

711
00:43:48,359 --> 00:43:50,651
‫یهو تلفن زنگ می‌خوره. یه آقایی بود

712
00:43:50,676 --> 00:43:52,144
‫بهم گفت:

713
00:43:52,497 --> 00:43:54,787
‫«دقیقاً می‌دونم چی تنتـه، جون»

714
00:43:54,812 --> 00:43:57,488
‫قشنگ گفت لباس‌خوابم چه شکلیـه

715
00:43:57,513 --> 00:43:59,415
‫حتی دمپایی‌هام

716
00:44:00,305 --> 00:44:01,707
‫من کجا بودم؟

717
00:44:01,807 --> 00:44:04,109
‫شما طبقه‌ی پایین، خواب بودید

718
00:44:05,543 --> 00:44:07,011
‫داشتم سکته می‌کردم

719
00:44:07,012 --> 00:44:08,914
‫تموم لامپ‌ها رو خاموش کردم که
‫نتونه منو ببینه

720
00:44:09,014 --> 00:44:11,348
‫توی تاریکی چاقو به دست،

721
00:44:11,349 --> 00:44:13,752
‫روی مبل نشستم و

722
00:44:13,852 --> 00:44:17,055
‫زُل زدم به دستگیره‌ی در ورودی

723
00:44:18,056 --> 00:44:20,025
‫خیال می‌کنی بابا توی این قضیه دست داشت؟

724
00:44:20,125 --> 00:44:21,993
‫شک ندارم

725
00:44:22,861 --> 00:44:27,232
‫خودش بعداً زنگ زد
‫گفت یکی از رفقاش رو فرستاده

726
00:44:29,034 --> 00:44:31,035
‫گفت به دیدنش عادت کنم

727
00:44:31,036 --> 00:44:32,270
‫کی؟

728
00:44:32,403 --> 00:44:33,503
‫همیشه چند نفری بودن که

729
00:44:33,504 --> 00:44:35,741
‫چشم‌بسته حرفشو بخونن

730
00:44:35,874 --> 00:44:37,776
‫یعنی هواخواه داشته؟

731
00:44:38,576 --> 00:44:39,911
‫من فقط می‌دونم

732
00:44:40,045 --> 00:44:42,147
‫گهگداری که از مغازه میام بیرون

733
00:44:42,247 --> 00:44:44,716
‫می‌بینم ماشینم پنچره

734
00:44:44,816 --> 00:44:47,217
‫یا میام خونه می‌بینم

735
00:44:47,218 --> 00:44:48,719
‫یکی جای فنجون‌ها رو عوض کرده

736
00:44:48,720 --> 00:44:50,888
‫- خیالاتی شدی، مامان
‫- نخیر!

737
00:44:52,657 --> 00:44:54,726
‫می‌خواد نشونم بده که

738
00:44:55,761 --> 00:44:58,028
‫زنده بودنم رو

739
00:44:58,029 --> 00:44:59,630
‫مدیونِ اونم

740
00:45:01,405 --> 00:45:02,241
‫مادرِ من...

741
00:45:02,266 --> 00:45:03,835
‫گوش کن به من

742
00:45:06,037 --> 00:45:09,107
‫دستش از دنیای بیرون کوتاه نیست

743
00:45:09,207 --> 00:45:12,310
‫توی یه شرایط مناسب...

744
00:45:12,410 --> 00:45:15,046
‫حاضره به هر کسی صدمه بزنه

745
00:45:17,548 --> 00:45:19,918
‫حتی به خانم‌خانمای دردونه‌اش

746
00:45:34,065 --> 00:45:36,534
‫داشتم با تلفن حرف میزدم که
‫چشمم بهش افتاد

747
00:45:36,634 --> 00:45:38,703
‫خودشـه دیگه، نیست؟

748
00:45:40,405 --> 00:45:42,974
‫یه ترامپولین بیشتر نداشتیم ما

749
00:45:43,074 --> 00:45:46,377
‫- خیلی‌خب، خودشـه پس
‫- صبر کن. بیا، بگیرش

750
00:45:47,312 --> 00:45:48,646
‫خیلی‌خب

751
00:45:51,549 --> 00:45:52,483
‫گرفتیش؟

752
00:45:52,583 --> 00:45:53,919
‫- آره
‫- خیلی‌خب

753
00:45:59,537 --> 00:46:00,748
‫عه، ایناهاش

754
00:46:01,659 --> 00:46:05,931
‫تگزاس، دنتون، خیابون اصلی ۱۵۲۹

755
00:46:06,031 --> 00:46:08,800
تگزاسـه

756
00:46:08,900 --> 00:46:10,001
دم خودمون گرم

757
00:46:10,135 --> 00:46:11,569
‫آره

758
00:46:18,709 --> 00:46:19,862
‫تگزاس

759
00:46:21,655 --> 00:46:22,679
‫خب؟

760
00:46:22,704 --> 00:46:25,466
‫ظاهراً نمیشه خیلی راحت
‫از شر ترامپولین خلاص شد

761
00:46:25,491 --> 00:46:27,590
‫یه لیبل قدیمی روی مال خودمون پیدا کردیم که

762
00:46:27,615 --> 00:46:29,450
‫آدرس یه فروشگاه لوازم ورزشی
‫توی تگزاس روش بود

763
00:46:29,475 --> 00:46:32,734
‫آیوی تا صبح در مورد
‫پرونده‌های قتل باز تحقیق کرد

764
00:46:32,759 --> 00:46:35,162
‫حق داشتی توی اعتراف اولت حرفی ازش نزنی

765
00:46:36,416 --> 00:46:38,791
‫اینجا توی اورگن از
‫زیر حکم اعدام قِسر در رفتی،

766
00:46:38,816 --> 00:46:41,686
‫ولی تگزاس ذره‌ای برای اعدامت تعلل نمی‌کرد

767
00:46:42,968 --> 00:46:45,178
‫امروز کوکِ کوکید ها

768
00:46:45,203 --> 00:46:48,461
‫خب، به نظرم اگه به پلیس گزارش بدیم،

769
00:46:48,486 --> 00:46:51,624
‫کارها خیلی سریع‌تر پیش میره،
‫ولی اونجوری دیگه...

770
00:46:51,649 --> 00:46:53,578
‫هر کی یه چیزی میگه

771
00:46:53,603 --> 00:46:55,914
‫پس، اگه دلت می‌خواد
‫خودت راویِ داستانت باشی،

772
00:46:56,060 --> 00:46:57,462
‫الان وقتشـه

773
00:47:00,852 --> 00:47:03,388
‫ماشین رو بار زدم و

774
00:47:03,521 --> 00:47:06,925
‫قاب‌ها رو رسوندم دنتون تگزاس

775
00:47:07,025 --> 00:47:08,659
‫بعدش...

776
00:47:09,694 --> 00:47:13,876
‫مسئول توزیع بهم گفت یکی دو روز دیگه

777
00:47:13,901 --> 00:47:15,867
‫یه بار دیگه برام جور می‌کنه،
‫واسه همینم تصمیم گرفتم

778
00:47:15,967 --> 00:47:17,869
‫یه چرخی توی شهر بزنم

779
00:47:17,969 --> 00:47:21,106
‫رفتم یه کافه‌ای

780
00:47:21,206 --> 00:47:23,210
‫برگر بزنم

781
00:47:23,235 --> 00:47:27,545
‫پیشخدمت خوشگل موشگلی هم گیرم اومد

782
00:47:27,678 --> 00:47:31,047
شیفتش هم ‫دیگه تموم شده بود

783
00:47:32,083 --> 00:47:35,120
‫من غذام رو خوردم و سوار کامیونم شدم

784
00:47:36,087 --> 00:47:38,156
‫کاری هم به کسی نداشتم

785
00:47:38,256 --> 00:47:40,357
‫ولی گمونم...

786
00:47:40,358 --> 00:47:42,393
‫دستِ تقدیر برام برنامه داشت

787
00:47:42,493 --> 00:47:43,827
‫چون دست بر قضا،

788
00:47:43,828 --> 00:47:46,531
‫دیدم پیشخدمته دم جاده وایساده و

789
00:47:46,631 --> 00:47:48,333
‫می‌خواد یکی مجانی برسونتش

790
00:47:49,167 --> 00:47:51,669
‫خیلی هم خوش قد و بالا بود

791
00:47:52,603 --> 00:47:53,438
‫اینجوری شد که...

792
00:47:53,571 --> 00:47:55,941
‫سرنوشت گذاشت تو کاسه‌ام

793
00:47:58,743 --> 00:48:00,678
‫من هم زدم کنار و ازش پرسیدم

794
00:48:00,778 --> 00:48:03,114
‫کمکی چیزی از دستم بر میاد یا نه

795
00:48:04,082 --> 00:48:06,784
‫یادش بود توی کافه دیدتم،

796
00:48:06,918 --> 00:48:10,354
‫گفت که ماشینش باتری خالی کرده

797
00:48:10,355 --> 00:48:11,457
‫اسم اون کافه چی بود؟

798
00:48:12,257 --> 00:48:14,792
‫- یادم نمیاد، آیوی
‫- چرند نگو

799
00:48:14,892 --> 00:48:16,594
‫یعنی با میل خودش سوار کامیونت شد؟

800
00:48:16,694 --> 00:48:18,796
‫خب، دودل بود،
‫ولی من عکس بچه‌هام رو نشونش دادم

801
00:48:18,896 --> 00:48:21,366
‫عکسی که توی آفتابگیر ماشینم نگه می‌داشتم

802
00:48:21,466 --> 00:48:24,802
‫آخه معمولاً وقتی می‌فهمن دختر داری
‫خیالشون جمع میشه

803
00:48:27,238 --> 00:48:28,773
‫اسمش چی بود؟

804
00:48:30,641 --> 00:48:35,280
‫چی شد اون دختر کوچولویی که
‫عاشق دالی پارتن بود؟

805
00:48:35,380 --> 00:48:37,782
‫خیال می‌کردم که تو...

806
00:48:37,915 --> 00:48:40,151
‫می‌خوای ستاره بشی

807
00:48:40,251 --> 00:48:42,820
‫بعد تهش شدی

808
00:48:42,920 --> 00:48:44,622
‫گریمور همون جماعت؟

809
00:48:46,624 --> 00:48:49,154
‫تصمیمات زندگی منو می‌بری زیر سؤال؟

810
00:48:49,179 --> 00:48:51,562
‫خب، این دختر پیشخدمته...

811
00:48:51,662 --> 00:48:55,066
‫آرزوش بود ستاره بشه

812
00:48:55,166 --> 00:48:58,403
‫اتفاقاً صداشم خیلی قشنگ بود

813
00:48:58,503 --> 00:49:00,671
‫با گیتاری هم که همراهش بود

814
00:49:00,771 --> 00:49:02,273
‫کُلی آواز خوند

815
00:49:02,373 --> 00:49:06,177
‫یکی دو ساعت دور زدیم

816
00:49:07,312 --> 00:49:08,913
‫بعدشم...

817
00:49:09,014 --> 00:49:11,781
‫به سکس ختم شد

818
00:49:11,782 --> 00:49:16,095
‫ولی اصلاً بهش تجاوز نکردم

819
00:49:17,088 --> 00:49:18,489
‫می‌خوام علناً بگم که

820
00:49:18,623 --> 00:49:21,948
‫تابحال به هیچ زنی تجاوز نکردم

821
00:49:21,973 --> 00:49:24,331
‫هیچوقت پول ندادم واسه سکس

822
00:49:24,356 --> 00:49:27,268
‫بعضی از این دخترها سکس خشن دوست داشتن؟
‫بله

823
00:49:27,293 --> 00:49:29,766
‫آیا خفه‌شون کردم؟
‫بله

824
00:49:29,767 --> 00:49:32,981
‫ولی اصلاً و ابداً بهشون تجاوز نکردم

825
00:49:33,871 --> 00:49:35,406
‫خیلی‌خب، بعدش چی شد؟

826
00:49:35,506 --> 00:49:39,377
‫یه‌بَند از ستاره‌شدنش می‌گفت

827
00:49:39,510 --> 00:49:42,479
‫از اینکه می‌تونم یه روزی پُز بدم

828
00:49:42,480 --> 00:49:44,482
‫بگم قبلاً باهاش بودم

829
00:49:44,582 --> 00:49:46,051
‫این بهم بر خورد

830
00:49:46,184 --> 00:49:48,619
‫مَنَم منم گفتن‌هاشو میگم

831
00:49:49,520 --> 00:49:51,655
‫به خاطر همین هم برگشتم بهش گفتم:

832
00:49:51,656 --> 00:49:54,792
‫«آرزوی ستاره شدنت رو باید به گور ببری،

833
00:49:54,892 --> 00:49:56,561
‫اگه الان بزنم بکُشمت»

834
00:49:58,463 --> 00:50:03,068
‫ببینید، خفه کردن یه زن

835
00:50:03,901 --> 00:50:05,970
‫کار آسونی نیست

836
00:50:06,737 --> 00:50:11,576
‫تو این مدت، دستم اومده بود که
اگه ‫مُشتم رو بذارم

837
00:50:11,676 --> 00:50:15,080
‫روی خِرخره‌اش و فشار بدم،

838
00:50:15,180 --> 00:50:19,050
‫می‌تونم ثابت نگهش دارم تا

839
00:50:19,150 --> 00:50:21,929
‫صبر کنم زمان کارشو بکنه

840
00:50:21,954 --> 00:50:25,823
‫بعدش که بوی ادرارشو گرفتم،

841
00:50:25,923 --> 00:50:27,525
‫فهمیدم کارش تموم شد

842
00:50:27,625 --> 00:50:30,228
‫ولی اون فرق داشت

843
00:50:30,361 --> 00:50:32,829
‫وقتی داشتم خفه‌اش می‌کردم،

844
00:50:32,830 --> 00:50:35,266
‫یه بویی ازش تراوش کرد

845
00:50:35,400 --> 00:50:38,835
‫دقیقاً عینهو راسو که وقتی گیر میفته
‫یه بویی از خودش تولید می‌کنه

846
00:50:38,836 --> 00:50:41,206
‫اما حقیقتاً بوی ترس یا

847
00:50:41,306 --> 00:50:44,174
‫شاش نبود. بلکه...

848
00:50:44,175 --> 00:50:45,676
‫بوی گریپ‌فروت بود

849
00:50:45,776 --> 00:50:47,145
‫گریپ‌فروت؟

850
00:50:47,245 --> 00:50:50,047
‫بوش کل اتاقک راننده رو برداشته بود

851
00:50:50,148 --> 00:50:52,083
‫پوست صورتیش، می‌دونید...

852
00:50:53,251 --> 00:50:56,121
‫مثل مرکبات برق می‌زد

853
00:50:56,254 --> 00:50:59,257
‫یه‌آن جا خوردم

854
00:50:59,390 --> 00:51:00,724
‫ولی بوی خودش بود

855
00:51:00,725 --> 00:51:02,760
‫بوی...

856
00:51:02,860 --> 00:51:04,695
‫بوی مرگش بود

857
00:51:06,231 --> 00:51:08,566
‫رفتم که جابه‌جاش کنم،

858
00:51:08,666 --> 00:51:09,866
‫یهو بیدار شد

859
00:51:09,867 --> 00:51:12,570
‫شک نداشتم تموم کرده

860
00:51:12,670 --> 00:51:14,972
‫که شروع کرد به سرفه کردن

861
00:51:15,906 --> 00:51:19,577
‫برای همینم زدم تو سرش و

862
00:51:19,677 --> 00:51:22,780
‫اون‌موقع دیگه واقعاً تموم کرد

863
00:51:23,881 --> 00:51:25,250
‫آلت قتاله چی؟

864
00:51:25,350 --> 00:51:26,583
‫با چی زدی تو سرش؟

865
00:51:26,584 --> 00:51:28,653
‫با آچار فرانسه‌ی ۲۸ سانتیم

866
00:51:28,786 --> 00:51:30,588
‫خیلی‌خب، بعدش چی؟

867
00:51:30,688 --> 00:51:31,856
‫بلندش کردم

868
00:51:31,956 --> 00:51:35,393
‫تا زیر یه پُلی بردمش و

869
00:51:35,493 --> 00:51:37,795
پرتش کردم همونجا

870
00:51:38,629 --> 00:51:41,199
‫بعدشم یه ترامپولین خریدم و

871
00:51:42,500 --> 00:51:44,569
‫مستقیم اومدم پیشت

872
00:51:46,637 --> 00:51:48,373
‫اسمش چی بود؟

873
00:51:51,642 --> 00:51:55,412
‫به خیالت از من آدم بهتری هستی

874
00:51:55,413 --> 00:51:57,482
‫فکر می‌کنی هیچیت به من نرفته

875
00:51:57,615 --> 00:52:01,018
‫شباهت‌مون اصلاً به چشمت نمیاد، نه؟

876
00:52:01,118 --> 00:52:03,188
‫ذاتاً که پنهون‌کاری،

877
00:52:03,321 --> 00:52:05,789
‫خوب بلدی خود واقعیت رو پنهون کنی و

878
00:52:05,790 --> 00:52:07,592
اَدا دربیاری

879
00:52:07,692 --> 00:52:10,861
‫پوست‌کلفت‌بازی درمیاری،
‫ولی قلباً...

880
00:52:10,995 --> 00:52:13,998
‫مثل یه شیشه پُر از تَرَکی و

881
00:52:14,131 --> 00:52:17,535
‫ترست از اینـه که
بویی از عشق نبُرده باشی

882
00:52:18,836 --> 00:52:21,206
‫و متقابلاً از اینکه کسی نتونه بهت عشق بورزه

883
00:52:22,006 --> 00:52:23,508
‫من ۲۰ سالـه که متأهلم

884
00:52:23,608 --> 00:52:27,011
‫آها، همون رئیس شعبه، یعنی بن رو میگی؟

885
00:52:27,111 --> 00:52:29,479
‫با اون بچه‌هات

886
00:52:29,480 --> 00:52:30,848
‫مکس

887
00:52:30,948 --> 00:52:33,284
‫می‌دونه چشم‌هاش به من رفته؟

888
00:52:34,219 --> 00:52:38,289
‫و هیزل، شک ندارم
‫با اون لباس فرم چهارخونه‌اش

889
00:52:38,389 --> 00:52:39,724
‫میره...

890
00:52:39,857 --> 00:52:41,792
‫گوهِ بچه‌های منو نخور

891
00:52:49,033 --> 00:52:54,104
‫متأسفم که یکی مثل من

892
00:52:54,205 --> 00:52:56,741
‫شده بابات، خانم‌خانما

893
00:53:03,948 --> 00:53:05,783
‫حقت این نبود

894
00:53:16,093 --> 00:53:18,062
‫چیز دیگه‌ای هم برامون آوردی؟

895
00:53:18,896 --> 00:53:20,398
‫کسر شأنـه برات بری ترامپولین‌بازی؟

896
00:53:23,534 --> 00:53:25,303
‫بذار توی جیب‌هام رو بگردم

897
00:53:26,070 --> 00:53:28,406
‫چه گنجی دارم این تو؟

898
00:53:30,040 --> 00:53:32,676
‫آره، این چیـه؟

899
00:53:32,677 --> 00:53:33,811
‫- این یکی مال من
‫- نه، نه، نه

900
00:53:33,911 --> 00:53:34,912
‫به اون یکی دست نزن

901
00:53:34,912 --> 00:53:36,947
‫اون مالِ خانم‌خانماست

902
00:53:54,965 --> 00:53:56,232
‫گیتار داشت

903
00:53:57,435 --> 00:53:59,136
‫چی میگی؟

904
00:53:59,270 --> 00:54:00,438
‫- چی شده؟
‫- سلام، بن

905
00:54:00,571 --> 00:54:02,440
‫سلام. چطور پیش رفت؟

906
00:54:02,540 --> 00:54:05,175
‫هنوز تموم نشده.
‫باید یه کاری برام بکنی.

907
00:54:05,276 --> 00:54:06,444
‫می‌تونی بری سراغ

908
00:54:06,577 --> 00:54:08,279
‫- گاوصندوقم؟
‫- مامانیـه؟

909
00:54:08,379 --> 00:54:09,914
‫گوشی رو میدی به من؟

910
00:54:10,014 --> 00:54:11,616
‫خیال می‌کردم الان تو راه باشی

911
00:54:11,716 --> 00:54:14,118
‫درگیر یه چیزی شدیم اینجا

912
00:54:14,251 --> 00:54:15,720
‫به کمکت نیاز دارم

913
00:54:15,820 --> 00:54:16,987
‫لطفاً برو پیش گاوصندوق. خواهش می‌کنم

914
00:54:17,087 --> 00:54:19,324
‫الان برمی‌گردم، خب؟

915
00:54:20,325 --> 00:54:22,192
‫یه لحظه صبر کن

916
00:54:22,293 --> 00:54:23,260
‫باشه، اومدم

917
00:54:23,361 --> 00:54:24,728
‫رمزش تاریخ عروسی‌مونـه

918
00:54:24,729 --> 00:54:27,965
‫خیلی‌خب، ۰۷۲۹۰۴

919
00:54:28,098 --> 00:54:29,800
‫باز شد

920
00:54:29,900 --> 00:54:33,771
‫یه جعبه‌ی عطر باید باشه که
‫روش «الیزابت پاپی» نوشته

921
00:54:34,539 --> 00:54:35,973
‫بگیر خالیش کن

922
00:54:36,073 --> 00:54:37,841
‫یه پیکِ زردرنگِ گیتار می‌بینی

923
00:54:37,866 --> 00:54:38,743
‫این...

924
00:54:38,843 --> 00:54:40,745
‫مال توئـه

925
00:54:41,579 --> 00:54:45,750
‫تا بشی یه ستاره عینهو دالی

926
00:54:45,850 --> 00:54:47,418
‫روش چی نوشته؟

927
00:54:48,419 --> 00:54:49,919
‫«ویسکی ریور»

928
00:54:49,920 --> 00:54:52,357
‫یه کافه توی تگزاسـه. ویسکی ریور

929
00:54:54,124 --> 00:54:55,726
‫- ملیساجان، جریان چیـه؟
‫- آره

930
00:54:55,826 --> 00:54:57,194
‫یه سرنخ از

931
00:54:57,294 --> 00:54:58,496
‫قربانی نُهم گیرمون اومده

932
00:54:58,629 --> 00:55:00,030
‫یعنی داره راستشو میگه؟

933
00:55:00,164 --> 00:55:01,999
‫نمی‌دونم، ولی اگه کس دیگه‌ای رو کُشته باشه،

934
00:55:02,099 --> 00:55:03,601
‫من باید یه کاری بکنم

935
00:55:03,701 --> 00:55:06,599
‫ملیساجان، تهِ این ماجرا

936
00:55:06,624 --> 00:55:08,988
‫همه می‌فهمن که قاتل صورتک خندان،
‫بابای توئـه

937
00:55:09,013 --> 00:55:10,741
‫می‌دونی دیگه؟

938
00:55:12,810 --> 00:55:13,777
‫ملیسا؟

939
00:55:13,778 --> 00:55:15,546
‫پیداش کردم

940
00:55:16,647 --> 00:55:19,350
‫باشه بعداً بهت زنگ می‌زنم، خب؟
‫دوستت دارم، خداحافظ

941
00:55:20,651 --> 00:55:22,452
‫خودشـه؟ اسمش چیـه؟

942
00:55:22,453 --> 00:55:26,071
‫«شهر کوچکمان، یاد و ‫خاطره‌ی
هدر ریچموند، خواننده‌ی آینده‌داری را

943
00:55:26,096 --> 00:55:28,682
‫که در ۱۸ فوریه‌ی سال ۱۹۹۵
‫قربانی تجاوز و قتل شد،

944
00:55:28,707 --> 00:55:30,819
‫را گرامی می‌دارد»

945
00:55:30,844 --> 00:55:33,365
‫«وی آخرین بار در حال خروج از محل کار خود،

946
00:55:33,390 --> 00:55:35,025
کافه‌ی ویسکی ریور

947
00:55:35,050 --> 00:55:36,592
‫واقع در جفرسونِ تگزاس دیده شد»

948
00:55:36,617 --> 00:55:39,143
‫پشمام. موفق شدیم.
‫پیداش کردیم.

949
00:55:39,168 --> 00:55:40,731
‫وایسا، صبر کن. صبر کن

950
00:55:40,756 --> 00:55:43,050
‫پرونده‌اش باز نیست

951
00:55:43,075 --> 00:55:44,987
‫چی؟ یعنی چی؟

952
00:55:45,012 --> 00:55:46,760
‫«دوست‌پسر آن زمانِ هدر، الایجا کارتر،

953
00:55:46,785 --> 00:55:48,520
‫به جرم قتل وی محکوم گردید

954
00:55:48,545 --> 00:55:51,293
‫همچنان در بند اعدامی‌هاست و
‫بر بی‌گناهی خود پافشاری می‌نماید»

955
00:55:53,718 --> 00:55:55,219
‫بند اعدامی‌ها؟

956
00:55:55,319 --> 00:55:56,253
‫دو ماه وقت داره

957
00:55:56,353 --> 00:55:57,988
‫ای خدا

958
00:55:58,088 --> 00:56:00,525
‫گوه توش. باید همین الان
‫راه بیفتیم سمت تگزاس و

959
00:56:00,625 --> 00:56:03,360
‫ببینیم ماجرا از چه قراره

960
00:56:06,431 --> 00:56:10,635
‫♪ Happy Face - Jagwar Twin ♪

961
00:56:10,826 --> 00:56:12,501
‫« قاتل صورتک خندان »

962
00:56:22,775 --> 00:56:25,204
‫« کیث هانتر جسپرسون،
‫ملقب به قاتل صورتک خندان »

963
00:56:26,228 --> 00:56:46,228
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

