1
00:00:01,000 --> 00:00:09,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,083 --> 00:00:13,208
‫سه، دو، یک

3
00:00:14,291 --> 00:00:17,333
‫آستین، جینی، کجایین؟

4
00:00:19,208 --> 00:00:20,708
‫آستین؟

5
00:00:21,291 --> 00:00:22,208
‫جینی؟

6
00:00:24,041 --> 00:00:25,791
‫الان پیداتون می‌کنم

7
00:00:26,875 --> 00:00:28,124
‫ایناهاش!

8
00:00:28,125 --> 00:00:29,458
‫پیدات کردم!

9
00:00:33,500 --> 00:00:34,458
‫بدو که کارت تمومه!

10
00:00:43,416 --> 00:00:45,166
‫آستین؟

11
00:00:47,083 --> 00:00:48,916
‫الان پیدات می‌کنم

12
00:00:52,041 --> 00:00:53,416
‫آستین؟

13
00:00:56,500 --> 00:00:57,500
‫جینی؟

14
00:00:58,250 --> 00:01:00,000
‫کجا قایم شدین؟

15
00:01:21,958 --> 00:01:24,290
‫- خیلی‌خب
‫- بریم سراغِ اصل مطلب

16
00:01:24,291 --> 00:01:26,457
‫دکتر اسمیت، خیلی ممنون که تشریف آوردید

17
00:01:26,458 --> 00:01:29,915
‫خب، نظرتون درمورد این ماجرایِ «خانم شهردار قاتل» چیـه؟

18
00:01:29,916 --> 00:01:32,915
‫خب، من‌که تا حالا با جورجیا رندولف صحبتی نداشتم،

19
00:01:32,916 --> 00:01:34,790
‫اما اگر ایشون یه قاتل سریالی باشه،

20
00:01:34,791 --> 00:01:38,707
‫پس ما با یه اختلال شدید شخصیتی طرفیـم

21
00:01:38,708 --> 00:01:41,415
‫ خیلی راحت می‌تونه دروغ بگه، گول بزنه...

22
00:01:41,416 --> 00:01:43,957
‫ و در عین حال وانمود کنه که یه آدم معمولیه.

23
00:01:43,958 --> 00:01:46,957
‫و همینم باعث شده که این همه مدت گیر نیفته

24
00:02:13,229 --> 00:02:15,729
‫« قاتل »

25
00:02:19,313 --> 00:02:24,013
‫« جینی و جورجیا »
‫[ فصل سوم - قسمت ششم ]

26
00:02:42,375 --> 00:02:43,541
‫ببخشید، آخه خیلی آهنگ خفنیه!

27
00:02:44,125 --> 00:02:45,249
‫اوهوم!

28
00:02:45,250 --> 00:02:47,833
‫من‌ توی این ماشین جا نمی‌شم

29
00:02:55,000 --> 00:02:56,458
‫گندش بزنن، دیره وقتـه‌ها

30
00:02:57,916 --> 00:02:59,708
‫- مامان‌بابات گیر می‌دن؟
‫- نه

31
00:03:00,291 --> 00:03:02,582
‫راستی، تکلیفِ شعر عاشقانه رو انجام دادی؟

32
00:03:02,583 --> 00:03:04,083
‫دارم روش کار می‌کنم

33
00:03:04,708 --> 00:03:05,916
‫درموردِ منـه؟

34
00:03:08,458 --> 00:03:09,833
‫یا درمورد اکستـه؟

35
00:03:12,083 --> 00:03:13,332
‫اشکال نداره

36
00:03:13,333 --> 00:03:15,583
‫شاید منم باید درمورد اون شعر بنویسم!

37
00:03:16,166 --> 00:03:17,707
‫رُزهای قرمز،

38
00:03:17,708 --> 00:03:19,625
‫بنفشه‌های پریشون،

39
00:03:20,666 --> 00:03:23,124
‫قلبِ جینی رو شکوندی، از چشم‌مون افتادی بیرون!

40
00:03:23,125 --> 00:03:24,833
‫عالی بود

41
00:03:25,333 --> 00:03:26,207
‫ممنون

42
00:04:05,875 --> 00:04:06,790
‫چیـه؟

43
00:04:06,791 --> 00:04:08,707
‫می‌شه باهاش صحبت کنم؟

44
00:04:08,708 --> 00:04:11,832
‫به نظرم باید طبق نظر دادگاه و مددکار عمل کنیم.

45
00:04:11,833 --> 00:04:13,208
‫می‌خوام باهاش صحبت کنم

46
00:04:14,708 --> 00:04:15,583
‫نه

47
00:04:17,750 --> 00:04:20,500
‫اون‌جا نیست، نـه؟

48
00:04:22,875 --> 00:04:23,875
‫دیر وقته!

49
00:04:24,875 --> 00:04:26,250
‫کجاست؟

50
00:04:28,916 --> 00:04:31,457
‫نمی‌دونی نه؟

51
00:04:31,458 --> 00:04:34,207
‫- جورجیا...
‫- چقدر جالب!

52
00:04:34,208 --> 00:04:36,165
‫من آدم بدی‌ام

53
00:04:36,166 --> 00:04:39,957
‫خطرناکم، یه مادرِ بی‌لیاقتم

54
00:04:39,958 --> 00:04:42,582
‫اما دخترت یه هفته اومده پیشت
‫و جناب‌عالی خبر نداری الان کجاست!

55
00:04:42,583 --> 00:04:44,665
‫خیلی‌خب، می‌دونم عصبانی‌ای، اوکیه

56
00:04:44,666 --> 00:04:47,832
‫به‌نظرت من چی می‌کشم؟
‫منم دارم روانی می‌شم!

57
00:04:47,833 --> 00:04:50,291
‫چطوری با خودت فکر کردی این
‫کاری که داری می‌کنی درسته؟

58
00:04:51,875 --> 00:04:54,750
‫الان سر چهارراه بیکن و چریه،
‫ تقریباً نزدیکِ خونتـه

59
00:04:58,375 --> 00:04:59,207
‫جورجیا...

60
00:04:59,208 --> 00:05:00,833
‫بهش بگو دوستش دارم

61
00:05:09,166 --> 00:05:10,791
‫باشه، حله

62
00:05:11,916 --> 00:05:13,666
‫آره. می‌تونم. ممنون

63
00:05:14,250 --> 00:05:15,208
‫بله، ممنون

64
00:05:16,458 --> 00:05:19,582
‫اولین مأموریت خارجیمو گرفتم. کره.

65
00:05:19,583 --> 00:05:21,666
‫اوه، خب...

66
00:05:22,291 --> 00:05:23,375
‫حقوقش چقدره؟

67
00:05:26,916 --> 00:05:28,708
‫بازم برق رو قطع کردن

68
00:05:29,291 --> 00:05:31,874
‫- ما پول نیاز داریم، وضعمون خیلی داغونه
‫- می‌تونیم از مامان‌بابام کمک بگیریم.

69
00:05:31,875 --> 00:05:32,791
‫نه!

70
00:05:33,416 --> 00:05:36,665
‫- نه، مامانِ جینی منم
‫- آره، می‌دونم. اما اونا فقط می‌خوان کمک کنن

71
00:05:36,666 --> 00:05:38,707
‫نه، می‌خوان جینی رو از من بگیرن

72
00:05:38,708 --> 00:05:39,749
‫معلومه که نه

73
00:05:39,750 --> 00:05:42,874
‫چون مثلِ تو توی مدرسه‌های شیک‌وپیک
‫درس نخوندم، فکر می‌کنن به‌دردنخـورم!

74
00:05:42,875 --> 00:05:44,375
‫آهان، درمورد مدرسه...

75
00:05:45,416 --> 00:05:47,083
‫جینی امتحان ریاضی‌ش رو افتاده،

76
00:05:47,791 --> 00:05:48,916
‫که ازش بعید بود...

77
00:05:49,458 --> 00:05:52,791
‫خب، شاید چون رفته بودیم
‫بازار گردی و هاکی بازی!

78
00:05:53,375 --> 00:05:54,249
‫چی؟

79
00:05:54,250 --> 00:05:56,624
‫من این همه وقت گذاشتم باهاش تمرین کردم!

80
00:05:56,625 --> 00:05:59,249
‫همین الانـش که وسطِ سال تحصیلی
‫نقل مکان کردید به اندازه کافی به‌ضررشه

81
00:05:59,250 --> 00:06:01,290
‫آخه چرا...چرا همچین کاری کردی؟

82
00:06:01,291 --> 00:06:04,457
‫- باشه پس من یه آشغالِ به‌دردنخورم!
‫- من همچین حرفی نزدم

83
00:06:04,458 --> 00:06:06,500
‫آره اما مامان‌بابات اینطوری فکر می‌کنن

84
00:06:08,041 --> 00:06:10,415
‫لنت از من متنفره، زیون!

85
00:06:10,416 --> 00:06:12,165
‫آخه تو هم هیچ تلاشی برای
‫بهتر کردن اوضاع نمی‌کنی!

86
00:06:12,166 --> 00:06:14,708
‫اگه اینطوری فکر می‌کنی،
‫اصلاً چرا می‌خواستی باهام ازدواج کنی؟

87
00:06:16,916 --> 00:06:18,583
‫آره، حلقه رو دیدم

88
00:06:28,250 --> 00:06:29,500
‫تو..

89
00:06:30,958 --> 00:06:33,083
‫نمی‌خواستی بهم درخواست ازدواج بدی نه؟

90
00:06:34,291 --> 00:06:36,916
‫من هنوز کار درست‌وحسابی ندارم

91
00:06:38,458 --> 00:06:39,416
‫باشه

92
00:06:40,375 --> 00:06:44,290
‫خب اگه من بهت بگم عکاسی رو
‫بذار کنار و  برو با بابات کار کن چی؟

93
00:06:44,291 --> 00:06:46,207
‫خودت بهم گفتی همچین کاری نکنم

94
00:06:46,208 --> 00:06:48,082
‫باشه، پس چرا حلقه خریدی؟

95
00:06:48,083 --> 00:06:50,041
‫چون مادر و پدر جینی باید بالای سرش باشن!

96
00:06:53,000 --> 00:06:55,041
‫خب اگه جینی‌ای در کار نبود،

97
00:06:56,750 --> 00:06:58,499
‫بازم اون حلقه رو می‌خریدی؟

98
00:07:10,916 --> 00:07:12,750
‫ببین، ما هنوز خیلی بچه‌ایم

99
00:07:14,708 --> 00:07:15,583
‫که اینطور

100
00:07:17,250 --> 00:07:18,208
‫جورجیا

101
00:07:27,250 --> 00:07:30,000
‫کجا بودی؟ اصلاً می‌دونی ساعت چنده؟

102
00:07:32,000 --> 00:07:33,832
‫ببین، اگه جوابِ زنگ‌هام رو ندی...

103
00:07:33,833 --> 00:07:36,458
‫می‌ری توی برنامه زنده و
‫مشخصات‌م رو اعلام می‌کنی؟

104
00:07:38,833 --> 00:07:41,040
‫جینی، همون‌جا وایسا

105
00:07:41,041 --> 00:07:43,415
‫ببین، می‌دونم که ازم عصبانی‌ای
‫درک می‌کنم

106
00:07:43,416 --> 00:07:45,583
‫اما باید بهم بگی کجایی و کجا می‌ری، باشه؟

107
00:07:46,708 --> 00:07:47,541
‫باشه

108
00:07:48,833 --> 00:07:51,291
‫الان این‌جام، روی پله‌ها وایستادم

109
00:07:53,083 --> 00:07:54,249
‫جینی!

110
00:07:54,250 --> 00:07:55,374
‫- جینی؟
‫- چیـه؟

111
00:07:55,375 --> 00:07:56,416
‫حق نداری از خونه...

112
00:07:57,125 --> 00:07:58,125
‫بری بیرون!

113
00:08:02,666 --> 00:08:03,583
‫باشه بابا

114
00:08:05,625 --> 00:08:07,041
‫حق نداری از خونه بری بیرون؟

115
00:08:15,521 --> 00:08:17,121
‫« خانم شهردار قاتل »

116
00:08:24,521 --> 00:08:27,521
‫[بیچاره آدم‌هایی که کشته...]
‫[به این خوشگل‌پوشگل‌ها نمی‌شه اعتماد کرد]

117
00:08:29,521 --> 00:08:31,788
‫[فکرکن همچین آدمی مامانت باشه...؟]

118
00:08:42,638 --> 00:08:43,638
‫[جورجیا]

119
00:08:49,500 --> 00:08:50,332
‫مامان!

120
00:08:50,333 --> 00:08:52,332
‫سلام!

121
00:08:52,333 --> 00:08:54,457
‫مامان ساعت 3 صبحه، حالت خوبه؟

122
00:08:54,458 --> 00:08:55,416
‫واقعاً؟

123
00:08:56,083 --> 00:08:57,124
‫مَستی؟

124
00:08:57,125 --> 00:08:59,290
‫بیا یکم حرف بزنیم

125
00:08:59,291 --> 00:09:00,915
‫فرض کنیم دو تا خواهریم...

126
00:09:00,916 --> 00:09:03,249
‫که زیر پتو، بعدِ ساعت
‫خواب، یواشکی پچ‌پچ می‌کنیم.

127
00:09:03,250 --> 00:09:05,750
‫نباید بهم زنگ بزنی،
‫واسه‌ت دردسر می‌شه

128
00:09:06,666 --> 00:09:08,124
‫دوست نداری بهت زنگ بزنم؟

129
00:09:08,125 --> 00:09:11,082
‫نه، اینطوری نیست. معلومه که می‌خوام
‫فقط دوست ندارم...

130
00:09:11,083 --> 00:09:14,665
‫نمی‌خوام اینو علیه‌ت استفاده کنن.
‫نمی‌دونم سوابق تماس رو بررسی می‌کنن یا نه

131
00:09:14,666 --> 00:09:16,957
‫فقط نمی‌خوام اوضاع از اینی که هست بدتر بشـه

132
00:09:16,958 --> 00:09:19,083
‫خبر خوب

133
00:09:19,666 --> 00:09:21,708
‫دیگه از این بدتر نمی‌شه

134
00:09:28,708 --> 00:09:30,540
‫می‌خوای تنها باشی...

135
00:09:30,541 --> 00:09:31,665
‫درک می‌کنم

136
00:09:31,666 --> 00:09:33,832
‫منظورم این نیست

137
00:09:33,833 --> 00:09:35,125
‫دلم برات تنگ شده

138
00:09:37,416 --> 00:09:39,208
‫منم دلم برات تنگ شده، خب؟

139
00:09:42,625 --> 00:09:44,666
‫اگه بفهمن، اصلاً به نفع پرونده‌ت نیست

140
00:09:46,250 --> 00:09:47,333
‫ببخشید مامان

141
00:09:48,333 --> 00:09:49,416
‫جینی...

142
00:09:50,208 --> 00:09:51,291
‫دوستت دارم

143
00:09:55,208 --> 00:09:56,083
‫من...

144
00:10:11,854 --> 00:10:12,854
‫[بلاک]

145
00:10:24,708 --> 00:10:26,458
‫خب جینی...

146
00:10:27,416 --> 00:10:29,874
‫زندگی با بابات چطوره؟

147
00:10:29,875 --> 00:10:32,500
‫دیشب چون ساعت یک برگشتم خونه
‫کلی داد و بی‌داد کرد

148
00:10:33,541 --> 00:10:36,957
‫من اگه ساعت یک برم خونه،
‫توی بد دردسری میفتم

149
00:10:36,958 --> 00:10:40,708
‫خب اگه تو هم قراره مثل اون رفتار کنی،
‫ازم نپرس چرا حالـم گرفته‌ست!

150
00:10:42,416 --> 00:10:43,375
‫کجا بودی؟

151
00:10:43,958 --> 00:10:44,833
‫پیشِ ولف!

152
00:10:45,416 --> 00:10:46,874
‫اوه!

153
00:10:46,875 --> 00:10:48,624
‫گل پسر شاعرمون!

154
00:10:48,625 --> 00:10:51,624
‫چون اهلِ شعر ایناست،
‫خیلی آدم رومانتیکیـه نه؟

155
00:10:51,625 --> 00:10:52,791
‫نه

156
00:10:53,416 --> 00:10:55,500
‫نه، راستش رو بخوای یکم عجیبه

157
00:10:56,000 --> 00:10:58,125
‫ازش...خوشت میاد؟

158
00:10:58,708 --> 00:11:02,958
‫من فقط می‌خوام یکم خوش بگذرونم،
‫اونم آدم جدی‌ای نیست.

159
00:11:03,458 --> 00:11:06,291
‫زندگی‌م پر از دغدغه‌های جدی شده،
‫یکم خوش‌گذرونی لازمـه

160
00:11:07,083 --> 00:11:08,083
‫پس ازش خوشت میاد!

161
00:11:09,166 --> 00:11:10,250
‫برایان چطوره؟

162
00:11:11,875 --> 00:11:12,875
‫چیـه؟ چی شده؟

163
00:11:14,250 --> 00:11:15,666
‫بهم گفت عاشقمه!

164
00:11:16,458 --> 00:11:17,707
‫- بریشا!
‫- آره...

165
00:11:17,708 --> 00:11:18,791
‫پشمام!

166
00:11:19,375 --> 00:11:20,707
‫برایان!

167
00:11:20,708 --> 00:11:22,208
‫آره، آره

168
00:11:23,166 --> 00:11:24,415
‫خب؟ بگو ببینم، چه حسی داری؟

169
00:11:24,416 --> 00:11:26,999
‫خب می‌دونی که من مدت زیادی روش کراش داشتم

170
00:11:27,000 --> 00:11:30,457
‫و اون دوست‌پسر خیلی خوبیـه!

171
00:11:30,458 --> 00:11:32,041
‫ولی عاشقش نیستی...

172
00:11:33,416 --> 00:11:34,415
‫خب...

173
00:11:34,416 --> 00:11:35,832
‫عاشقشی؟

174
00:11:35,833 --> 00:11:37,040
‫

175
00:11:37,041 --> 00:11:39,165
‫گیج شدم!

176
00:11:39,166 --> 00:11:42,625
‫- داشتم با «آیزیا» صحبت می‌کردم
‫- آیزیا؟ همون داداشِ خوشتیپ‌ات؟

177
00:11:43,583 --> 00:11:46,291
‫آیزیا گفت من هنوز واسه
‫عشق و عاشقی خیلی بچه‌م

178
00:11:47,541 --> 00:11:50,291
‫من...عاشق مارکوس بودم

179
00:11:51,125 --> 00:11:52,333
‫ما واقعاً هم رو دوست داشتیم

180
00:11:53,041 --> 00:11:54,832
‫- خب به‌نظرت چیکار کنم؟
‫- جدی نمی‌دونم

181
00:11:54,833 --> 00:11:56,457
‫به حرف‌های منم زیاد نمی‌شه اعتماد کرد

182
00:11:56,458 --> 00:12:00,415
‫می‌دونی چیـه؟ شاید منم باید کار تو رو انجام بدم

183
00:12:00,416 --> 00:12:02,915
‫یعنی خب، زیاد درموردش فکر نکنم
‫و خوش‌ بگذرونم

184
00:12:02,916 --> 00:12:04,541
‫آره، فکر خوبیه

185
00:12:07,041 --> 00:12:08,083
‫اون چیـه؟

186
00:12:09,666 --> 00:12:10,957
‫- چـی؟
‫- یا خدا!

187
00:12:10,958 --> 00:12:13,125
‫- جای کبودیـه؟4
‫- چـ...

188
00:12:15,291 --> 00:12:16,540
‫اه!

189
00:12:16,541 --> 00:12:18,707
‫چقدر چندش و ضایع!

190
00:12:18,708 --> 00:12:22,791
‫- خدای من، باحاله کـه!
‫- حالم بد شد

191
00:12:23,291 --> 00:12:25,707
‫توی پادکست این هفته «پِد»،
‫درموردِ جورجیا رندولف حرف می‌زنیم

192
00:12:25,708 --> 00:12:27,415
‫قاتلِ جدید مورد علاقه‌م

193
00:12:27,416 --> 00:12:28,749
‫خیلی دوستش دارم!

194
00:12:28,750 --> 00:12:31,790
‫نه تنها خیلی خوشگله،
‫بلکه داره همه رو با اون لباس‌های جذابی که

195
00:12:31,791 --> 00:12:33,957
‫توی دادگاه می‌پوشه، شیفته‌ی خودش می‌کنه

196
00:12:33,958 --> 00:12:34,957
‫واقعاً خفنـه

197
00:12:34,958 --> 00:12:37,207
‫- تو عاشقِ قاتل‌های خوشگلی
‫- واقعاً

198
00:12:37,208 --> 00:12:39,124
‫هر مردی که سر راهش
‫قرار گرفته رو کُشته

199
00:12:39,125 --> 00:12:40,915
‫یکی از شوهراش که مفقود شده

200
00:12:40,916 --> 00:12:43,832
‫از یکی‌‌شون می‌خواستن آزمایش سم بگیرن،
‫یکی دیگه‌شون هم که باز مفقود شده

201
00:12:43,833 --> 00:12:45,832
‫- چقدر خفن. عالیـه
‫- دقیقاً

202
00:12:45,833 --> 00:12:49,457
‫الانم که بهش اتهام زدن شوهر یکی دیگه رو کُشته

203
00:12:49,458 --> 00:12:51,915
‫که آخرای عمرش هم بوده،
‫اون یه «عنبکوت سمی»ـه

204
00:12:51,916 --> 00:12:53,332
‫واقعاً حرف نداره

205
00:12:53,333 --> 00:12:56,832
‫حاجی اسم جورجیا رو گذاشتنِ «خانم شهردارِ قاتل»

206
00:12:56,833 --> 00:12:59,541
‫- یه‌جورایی بامزه‌ست
‫- نه. نیست. خیلی هم عجیبه!

207
00:13:00,166 --> 00:13:03,915
‫ببین، جینی الان واقعاً به ما نیاز داره
‫و اکیپ‌مون قشنگ از هم پاشیده

208
00:13:03,916 --> 00:13:06,457
‫قشنگ هزارسالـه با هم بیرون نرفتیم

209
00:13:06,458 --> 00:13:08,999
‫من‌ این چند وقتـه دارم از
‫زک مراقبت می‌کنم، پسر سینتیا

210
00:13:09,000 --> 00:13:12,832
‫و مدام به کاری که مامانِ جینی
‫با پدرِ این بچه کرده فکر می‌کنم

211
00:13:12,833 --> 00:13:14,582
‫و شاید با بقیه اون آدم‌ها هم
‫همینکارو کرده باشه

212
00:13:14,583 --> 00:13:17,583
‫و دیگه نمی‌تونم مثل قبل به جینی
‫نگاه کنم. باعث شده احساس کنم...

213
00:13:20,208 --> 00:13:21,707
‫نمی‌دونم. شاید دارم پریود می‌شم

214
00:13:21,708 --> 00:13:23,208
‫تو که همیشه‌ی خدا پریودی!

215
00:13:24,458 --> 00:13:27,415
‫سلام جینی! امشب میای
‫زیرزمینِ خونه‌ی برودی این‌ها؟

216
00:13:27,416 --> 00:13:30,124
‫چون بهتره یکم با دوستات وقت بگذرونی
‫و بهت دلداری بدیم

217
00:13:30,125 --> 00:13:31,624
‫نمی‌تونم. تنبیه شدم

218
00:13:31,625 --> 00:13:33,083
‫نورا؟

219
00:13:33,875 --> 00:13:36,375
‫می‌شه یه‌لحظه باهام تا دستشویی بیای؟

220
00:13:37,375 --> 00:13:38,375
‫لطفاً نورا

221
00:13:39,041 --> 00:13:40,833
‫آره. آره. حتماً

222
00:13:44,708 --> 00:13:46,416
‫باشه. منم که همین‌جا می‌مونم

223
00:13:54,208 --> 00:13:55,624
‫خیلی‌خب، بذار ببینمش

224
00:13:55,625 --> 00:13:58,624
‫به‌به. خوش گذشته‌ها

225
00:13:58,625 --> 00:13:59,541
‫اوه!

226
00:14:00,583 --> 00:14:01,415
‫سلام بچه‌ها

227
00:14:01,416 --> 00:14:02,332
‫- سلام.
‫- سلام.

228
00:14:02,333 --> 00:14:04,500
‫اوه، جای کبودی می‌بینم؟

229
00:14:05,666 --> 00:14:06,625
‫اه!

230
00:14:08,083 --> 00:14:10,665
‫از جای کبودی متنفرم. می‌شه بهش دست بزنم؟

231
00:14:10,666 --> 00:14:12,290
‫- برو عقب ببینم
‫ نـه

232
00:14:12,291 --> 00:14:16,540
‫خدای من، ابی، یادته وقتی بچه بودیم
‫بدن هم رو کبود می‌کردیم؟

233
00:14:16,541 --> 00:14:17,915
‫چـی؟

234
00:14:17,916 --> 00:14:20,832
‫کلاس هفتم که بودیم با هم‌دیگه کشتی
‫می‌‌گرفتیم و بدن هم رو کبود می‌کردیم

235
00:14:20,833 --> 00:14:22,500
‫فکر می‌کردیم خیلی باحاله

236
00:14:23,083 --> 00:14:24,541
‫باشه

237
00:14:25,291 --> 00:14:27,124
‫خیلی‌خب. اینم از این

238
00:14:27,125 --> 00:14:29,749
‫- وای. دمت گرم
‫- نظرت چیـه؟

239
00:14:29,750 --> 00:14:31,999
‫ابی می‌خوای ریملـت رو درست کنم؟

240
00:14:32,000 --> 00:14:33,583
‫این‌جات رو یکوچولو بد کشیدی

241
00:14:34,291 --> 00:14:36,083
‫نه

242
00:14:40,833 --> 00:14:43,291
‫حالا کی قراره آقا پسری که
‫کبودت کرده رو ببینیم؟

243
00:14:46,041 --> 00:14:49,291
‫پشمام، می‌دونی چند وقت بود
‫ندیده بودم بخندی؟

244
00:14:52,625 --> 00:14:54,457
‫آره خب منطقیه...

245
00:14:54,458 --> 00:14:56,415
‫مامانم همین الان دادگاه داره،

246
00:14:56,416 --> 00:14:58,832
‫و من نمی‌تونم به‌خاطر ماجرای
‫حضانت و این‌ها پیشش باشم

247
00:14:58,833 --> 00:15:00,416
‫و بابام هم اجازه نمی‌ده

248
00:15:00,916 --> 00:15:01,958
‫اوضاع خیلی کیریه

249
00:15:02,458 --> 00:15:05,458
‫یعنی خب، قبلاً هم کیری بود
‫ولی الان دیگه خیلی کیریه!

250
00:15:10,583 --> 00:15:12,957
‫ابی، ابی! نه!

251
00:15:12,958 --> 00:15:14,665
‫ابی، ابی!

252
00:15:14,666 --> 00:15:15,582
‫ابـی!

253
00:15:15,583 --> 00:15:18,083
‫ابی، نه! بسکن!

254
00:15:24,083 --> 00:15:25,583
‫خیلی کیریه!

255
00:15:36,500 --> 00:15:38,707
‫آیا قسم می‌خورید که حقیقت را بگویید،
‫تمامِ حقیقت را

256
00:15:38,708 --> 00:15:40,457
‫و جز آن کلامی نگویید و به خداوند کمک کنید؟

257
00:15:40,458 --> 00:15:42,500
‫- قسم می‌خورم
‫- ممنونم. لطفاً بنشینید

258
00:15:50,333 --> 00:15:54,457
‫درسته که شما با متهم همکار بودید؟

259
00:15:54,458 --> 00:15:55,874
‫بله

260
00:15:55,875 --> 00:15:57,124
‫قبلاً

261
00:15:57,125 --> 00:15:59,208
‫حقیقت داره که با هم دوستین؟

262
00:16:00,583 --> 00:16:01,499
‫قبلاً بودیم

263
00:16:01,500 --> 00:16:04,499
‫خب، چطوری خبردار شدید که
‫«تام فولر» فوت شده؟

264
00:16:04,500 --> 00:16:07,125
‫جورجیا همون شب بهم زنگ زد

265
00:16:07,833 --> 00:16:09,208
‫همون شبی که اتفاق افتاد؟

266
00:16:10,458 --> 00:16:12,791
‫و...دقیقاً چی گفت؟

267
00:16:15,500 --> 00:16:18,000
‫گفت آروم و بدون درد پر کشید،

268
00:16:18,833 --> 00:16:19,833
‫و...

269
00:16:24,166 --> 00:16:26,208
‫موقعِ فوت‌شون اون‌جا بوده

270
00:16:27,416 --> 00:16:29,999
‫یعنی به گفته خودش،

271
00:16:30,000 --> 00:16:34,041
‫در آخرین لحظات قربانی، تنها کسی
‫که پیشش بوده جورجیا بوده؟

272
00:16:41,875 --> 00:16:42,791
‫ممنونم

273
00:17:00,500 --> 00:17:02,083
‫شما این‌جا زندگی می‌کنین؟

274
00:17:02,875 --> 00:17:05,291
‫نظرت راجع‌به جورجیا رندولف و خانواده‌اش چیه؟

275
00:17:06,416 --> 00:17:08,666
‫می‌دونی کی ممکنه با آجر پنجره‌شون
‫رو شکسته باشه؟

276
00:17:15,000 --> 00:17:16,541
‫معلومه که واقعاً توی کارت واردی

277
00:17:39,875 --> 00:17:41,165
‫سلام عزیزم

278
00:17:41,166 --> 00:17:43,540
‫مامان، لپ‌تاپـم خراب شد

279
00:17:43,541 --> 00:17:45,207
‫وای زک

280
00:17:45,208 --> 00:17:46,416
‫خیلی گرون بود

281
00:17:52,750 --> 00:17:53,833
‫باشه...

282
00:17:56,166 --> 00:17:58,166
‫جینی؟

283
00:18:05,541 --> 00:18:06,666
‫حالت خوبه؟

284
00:18:09,375 --> 00:18:11,625
‫سلام عزیزم. خوشحالم که می‌بینمت

285
00:18:12,666 --> 00:18:15,624
‫- ققط اومدم داداشم رو ببینم
‫- چرا که نه. هرموقع دلت بخواد می‌تونی ببینیش

286
00:18:15,625 --> 00:18:17,790
‫ولی ما الان باید بریم

287
00:18:17,791 --> 00:18:20,290
‫دارم به آستین «هاکی» یاد می‌دم

288
00:18:20,291 --> 00:18:22,707
‫اما می‌تونی توی ملاقات تحت
‫نظارتی که با مامانت دارین هم ببینیش

289
00:18:22,708 --> 00:18:24,166
‫

290
00:18:25,583 --> 00:18:27,000
‫بهم قول بده که اذیت‌ش نمی‌کنی

291
00:18:27,583 --> 00:18:29,625
‫عمراً

292
00:18:36,541 --> 00:18:37,375
‫خب دیگه

293
00:18:38,208 --> 00:18:39,333
‫دوستت دارم آستین

294
00:18:50,041 --> 00:18:52,125
‫می‌دونم اوضاع اصلاً خوب نیست،

295
00:18:52,916 --> 00:18:55,957
‫ولی آستین و زک هیچ تقصیری ندارن

296
00:18:55,958 --> 00:18:57,874
‫هردوتاشون دارن این وسط اذیت می‌شن،

297
00:18:57,875 --> 00:19:02,333
‫پس لطفاً به خاطر احساسی که نسبت
‫به مادرم داری، اونا رو مجازات نکن.

298
00:19:07,000 --> 00:19:09,958
‫خب. اوکیه. صدام واضحـه؟

299
00:19:17,521 --> 00:19:22,185
‫[قشنگ داره دروغ می‌گه. امکان نداره بلوند باشه]
‫[نتفلیکس باید مستندش رو بسازه]

300
00:19:23,166 --> 00:19:25,315
‫می‌دونین چی خیلی خفنـه؟ لباسش!

301
00:19:25,416 --> 00:19:28,665
‫تنها گناه این زنـه شیک بودنـشه!

302
00:19:28,666 --> 00:19:31,165
‫باید جلوی «خانم شهردار قاتل» زانو بزنیم

303
00:19:31,166 --> 00:19:33,916
‫اصلاً چیزی به اسم «خانم شهردار» نداریم.
‫خودم این کلمه رو ساختم

304
00:19:51,625 --> 00:19:52,500
‫دادگاه چطور بود؟

305
00:19:53,083 --> 00:19:54,332
‫نیک شهادت داد

306
00:19:54,333 --> 00:19:56,208
‫خبر داشتی قراره شهادت بده؟

307
00:19:59,250 --> 00:20:00,916
‫فردا میای؟

308
00:20:02,333 --> 00:20:03,415
‫نمی‌دونم

309
00:20:03,416 --> 00:20:06,957
‫خیلی مهمه که نشون بدیم
‫از هم حمایت می‌کنیم

310
00:20:06,958 --> 00:20:09,541
‫این حرفِ وکیل کله‌گندتـه، پس...

311
00:20:10,166 --> 00:20:11,625
‫داری مشروب می‌خوری؟

312
00:20:15,708 --> 00:20:17,207
‫با وکیلِ حضانت صحبت کردی؟

313
00:20:17,208 --> 00:20:20,500
‫با هزارتا وکیل صحبت کردم

314
00:20:22,166 --> 00:20:24,374
‫دیشب یکی با آجر پنجره‌ی خونه رو شکست

315
00:20:24,375 --> 00:20:25,290
‫چی؟

316
00:20:25,291 --> 00:20:26,333
‫حالت خوبه؟

317
00:20:28,041 --> 00:20:28,916
‫آره

318
00:20:32,583 --> 00:20:34,791
‫می‌دونی که من هنوزم زنتم...

319
00:20:39,875 --> 00:20:40,750
‫من باید برم

320
00:20:43,625 --> 00:20:45,999
‫از نظرم بهتره تا وقتی نتیجه دادگاه
‫مشخص نشده باهاش حرف نزنی.

321
00:20:46,000 --> 00:20:48,249
‫خدای من، داری مثل بابام حرف می‌زنی!

322
00:20:48,250 --> 00:20:50,249
‫«خیلی احمقی که طلاق نگرفتی»

323
00:20:50,250 --> 00:20:51,708
‫اون زنِ منه!

324
00:20:52,208 --> 00:20:55,082
‫موقع ازدواج قسم خوردم،
‫و در برابر اون بچه‌ها مسئولم.

325
00:20:55,083 --> 00:20:56,707
‫اون‌ها که بچه‌های خودت نیستن

326
00:20:56,708 --> 00:20:57,875
‫ولی دوست‌شون دارم نیک!

327
00:20:59,083 --> 00:21:02,082
‫«دیوید من» داره تلاش می‌کنه انتخاباتِ برکناری برگزار کنه

328
00:21:02,083 --> 00:21:04,624
‫شاید بد نباشه نظرتو در مورد طرح ۳۸ عوض کنی،

329
00:21:04,625 --> 00:21:07,790
‫اجازه بدی شرکت‌های بزرگ به ولزبری بیان
‫و خودت رو از شر این مرتیکه خلاص کنی

330
00:21:07,791 --> 00:21:10,790
‫نیک، ما با حمایت از کسب‌وکارای
‫کوچیک ولزبری اومدیم بالا

331
00:21:10,791 --> 00:21:12,207
‫همچین چیزی ممکن نیست

332
00:21:12,208 --> 00:21:15,207
‫پس شهردار بودنت چی؟
‫چون الان واقعاً لبه‌ی پرتگاهی!

333
00:21:15,208 --> 00:21:17,374
‫آره، شهردار بودنم، کارم، ازدواجم،

334
00:21:17,375 --> 00:21:20,540
‫خونوادم، آبرو و اعتباری که دارم
‫می‌دونم همه‌ش داره به‌گا می‌ره

335
00:21:20,541 --> 00:21:23,415
‫باشه؟ جورجیا داره غرق می‌شه
‫و منم داره با خودش پایین می‌کشه.

336
00:21:23,416 --> 00:21:25,666
‫ما رو، ولی آره

337
00:21:28,166 --> 00:21:29,625
‫بر علیه‌ش شهادت دادی؟

338
00:21:30,125 --> 00:21:32,916
‫مجبور شدم. دادگاه ازم درخواست کرد

339
00:21:38,625 --> 00:21:40,708
‫فعلاً پیشِ مامان‎‌بابام ام

340
00:21:43,541 --> 00:21:45,207
‫می‌دونی چه عذابی می‌کشم؟

341
00:21:45,208 --> 00:21:47,583
‫دارم عذاب می‌کشم

342
00:21:49,708 --> 00:21:53,041
‫- فقط یه‌مدت زمان نیاز دارم
‫- خب والا وقتِ زیادی نداری

343
00:22:09,291 --> 00:22:12,500
‫- چیـه؟
‫- امروز نمی‌ری سرکار؟

344
00:22:13,166 --> 00:22:14,500
‫مرخصی گرفتم

345
00:22:15,333 --> 00:22:17,250
‫باشه

346
00:22:19,458 --> 00:22:21,957
‫دلم می‌خواست این پسری که
‫باهاش آشنا شدی رو ببینم

347
00:22:21,958 --> 00:22:24,333
‫- کی گفته من با کسی آشنا شدم؟
‫- گردنت؟

348
00:22:26,458 --> 00:22:28,041
‫جدیه ماجرا؟

349
00:22:30,583 --> 00:22:31,790
‫نه زیاد

350
00:22:31,791 --> 00:22:33,541
‫ولی کبودت کرده...

351
00:22:34,583 --> 00:22:36,041
‫سکس می‌کنین؟

352
00:22:39,791 --> 00:22:42,333
‫همیشه این عادت بد رو داری که
‫زود توی ذهن خودت نتیجه‌گیری می‌کنی

353
00:22:42,916 --> 00:22:44,333
‫نه، سکس نداریم

354
00:22:45,583 --> 00:22:47,624
‫می‌دونی، من کِل زندگیـم آدم مستقلی بودم

355
00:22:47,625 --> 00:22:49,040
‫واسه همین نگران من نباش

356
00:22:49,041 --> 00:22:50,666
‫ببین من نمی‌تونم

357
00:22:51,333 --> 00:22:53,374
‫باید بدونم کجا می‌ری و با کی دوستی!

358
00:22:53,375 --> 00:22:55,915
‫داری توی خونه‌ی من زندگی می‌کنی.
‫وظیفمه ازت مراقبت کنم

359
00:22:55,916 --> 00:22:59,832
‫به‌نظرت تقصیر کیـه؟
‫کی زنگ زد اداره خدمات کودک و خانواده؟

360
00:22:59,833 --> 00:23:01,290
‫من فقط نگران بودم. می‌خواستم...

361
00:23:01,291 --> 00:23:04,624
‫می‌خواستی تنها شانس اثباتِ بی‌گناهی
‫مامان رو از بین ببری؟

362
00:23:04,625 --> 00:23:05,957
‫می‌خواستم تو در امان باشی

363
00:23:05,958 --> 00:23:08,624
‫باید وقتی بچه بودم به این
‫چیزها فکر می‌کردی، بابا

364
00:23:08,625 --> 00:23:10,374
‫وقتی که هر روز خدا یه‌جا زندگی می‌کردیم

365
00:23:10,375 --> 00:23:12,375
‫نه الان. نه الان که داره محاکمه می‌شه!

366
00:23:12,958 --> 00:23:15,915
‫ببین، می‌دونم از دستم عصبانی‌ای،
‫درک می‌کنم

367
00:23:15,916 --> 00:23:18,624
‫نه، نه. درک نمی‌کنی

368
00:23:18,625 --> 00:23:20,333
‫آستین الان پیشِ گیلـه

369
00:23:21,375 --> 00:23:23,999
‫- چطور تونستی این‌کارو بکنی؟
‫- خب چیکار می‌کردم؟

370
00:23:24,000 --> 00:23:27,040
‫فهمیدم مامانت آدم کشته و آستین
‫با تفنگ یکی رو زده

371
00:23:27,041 --> 00:23:29,625
‫نه، فکر می‌کنی از همه‌چی خبر داری،
‫اما اینطور نیست

372
00:23:30,291 --> 00:23:32,250
‫فکر می‌کنی مامان آدم بدیـه داستانه؟

373
00:23:32,833 --> 00:23:34,791
‫گیل داشت مامان رو اذیت می‌کرد

374
00:23:35,708 --> 00:23:37,125
‫داشت می‌زدش!

375
00:23:38,583 --> 00:23:39,415
‫چی؟

376
00:23:39,416 --> 00:23:41,457
‫آستین می‌خواست جون مامان رو نجات بده!

377
00:23:41,458 --> 00:23:44,374
‫و الانم داداشم داره با یه هیولا زندگی می‌کنه

378
00:23:44,375 --> 00:23:46,416
‫و همه‌ش تقصیر توئـه!

379
00:23:46,958 --> 00:23:48,583
‫جینی صبرکن!

380
00:24:11,896 --> 00:24:14,796
‫[ولف: میای مهمونی دوستم؟ خونه‌شون «کمبریج»ـه]

381
00:24:23,875 --> 00:24:25,540
‫سلام جینی...

382
00:24:25,541 --> 00:24:26,458
‫بریشا؟

383
00:24:28,458 --> 00:24:30,250
‫خوش‌گذرونی در چه حاله؟

384
00:24:32,791 --> 00:24:38,708
‫فکر کنم بهتره یکم فاصله بگیرم…
‫تا ببینیم ادامه ماجرا چی می‌شه!

385
00:24:40,041 --> 00:24:41,541
‫یه‌نظرم کار درستیـه

386
00:24:42,333 --> 00:24:44,624
‫آخه این همه قتل؟ نمی‌دونم...

387
00:24:44,625 --> 00:24:47,625
‫اگه من یکی رو کشته بودم، تو ولم می‌کردی؟

388
00:24:48,208 --> 00:24:49,333
‫نه

389
00:24:50,041 --> 00:24:53,082
‫همینجوری بدونِ سوال‌وجواب پیشم می‌موندی؟

390
00:24:53,083 --> 00:24:55,791
‫نمی‌خوای بدونی کی رو کشتم؟

391
00:24:56,875 --> 00:24:59,708
‫هرکسی رو کشتی حتماً حقش بوده. مگه این‌که من باشم

392
00:25:09,916 --> 00:25:12,250
‫دیگه با جورجیا دوست نیستی؟

393
00:25:12,750 --> 00:25:13,958
‫یکم نگرانم...

394
00:25:14,625 --> 00:25:17,208
‫فکر می‌کردم بهتر از اینا می‌شناسمش

395
00:25:19,541 --> 00:25:21,458
‫هیچ‌کدوم‌مون اون‌قدر که فکر
‫می‌کنیم، آدمارو نمی‌شناسیم.

396
00:25:22,041 --> 00:25:23,416
‫اوه، چه حرف عمیقی

397
00:25:24,291 --> 00:25:27,540
‫برو یه‌کار مفید انجام بده،
‫تکلیف‌هات رو بنویس

398
00:25:27,541 --> 00:25:29,291
‫می‌رم توی گاراژ نقاشی کنم

399
00:25:32,375 --> 00:25:34,958
‫گفتم که، من تا حالا ایشون رو ندیدم

400
00:25:35,583 --> 00:25:37,582
‫ماشاالله من رو ندیدی و اینقدر حرف می‌زنی!

401
00:25:37,583 --> 00:25:39,915
‫ولی می‌دونیم تو فقر بزرگ شده،

402
00:25:39,916 --> 00:25:41,874
‫پدرش نصف عمـرش رو توی زندان بوده

403
00:25:41,875 --> 00:25:44,040
‫هنوزم توی زندانه

404
00:25:44,041 --> 00:25:49,249
‫مامانش و ناپدریش هم سابقه مصرف مواد دارن.

405
00:25:49,250 --> 00:25:53,332
‫به‌نظر میاد جورجیا کودکی سالمی نداشته

406
00:25:53,333 --> 00:25:55,999
‫اگه اون دچار اختلال استرسی
‫پس از سانحهٔ پیچیده باشه...

407
00:25:56,000 --> 00:26:00,499
‫اگه حمله عصبی، اختلال اضطرابی، بی‌خوابی

408
00:26:00,500 --> 00:26:03,874
‫اون حسِ «بکش تا کشته نشی»... رو داشته باشه

409
00:26:03,875 --> 00:26:07,416
‫و اگه درکنار همه‌ی این‌ها، اختلال شخصیت خودشیفته
‫هم داشته باشیم...

410
00:26:08,250 --> 00:26:12,165
‫انگار داره فقط واسه خودش زندگی می‌کنه و چیز دیگه‌ای براش مهم نیست

411
00:26:12,166 --> 00:26:16,250
‫اما همون‌طور که می‌دونیم، قربانی‌های
‫واقعی اونایی‌ان که جورجیا بهشون آسیب زده.

412
00:26:21,750 --> 00:26:23,375
‫

413
00:26:24,750 --> 00:26:27,665
‫

414
00:26:27,666 --> 00:26:30,332
‫وای، پشمام

415
00:26:30,333 --> 00:26:33,458
‫چیـه...لباسم زشته؟
‫مشکلی نداره؟

416
00:26:34,333 --> 00:26:35,250
‫آره

417
00:26:36,625 --> 00:26:37,916
‫وقتی می‌دونی نپرس دیگه!

418
00:26:40,166 --> 00:26:42,083
‫آروم. آروم

419
00:26:45,041 --> 00:26:48,083
‫بیا بریم دستشویی درش بیاریم

420
00:26:51,666 --> 00:26:53,457
‫فکر می‌کردم با سامانتا اوکی شدی...

421
00:26:53,458 --> 00:26:56,250
‫- الان دیگه نگران سامانتایی؟
‫- نه، تو باید نگرانش باشی

422
00:26:57,833 --> 00:26:58,666
‫

423
00:26:59,291 --> 00:27:01,291
‫تو واقعً آدم مزخرفی هستی

424
00:27:02,291 --> 00:27:03,332
‫این رو می‌دونستی؟

425
00:27:03,333 --> 00:27:05,165
‫خب خوشت میاد؟

426
00:27:10,541 --> 00:27:12,665
‫- ضربه خوبی بود
‫- آروم...

427
00:27:12,666 --> 00:27:14,207
‫ایر بال

428
00:27:14,208 --> 00:27:15,499
‫ایر بال

429
00:27:15,500 --> 00:27:18,000
‫می‌گم، لباسم قشنگه؟

430
00:27:18,500 --> 00:27:21,124
‫داری از من نظر می‌پرسی؟

431
00:27:21,125 --> 00:27:23,041
‫- تو که از استایل‌های من متنفری!
‫- آره راست می‌گی

432
00:27:25,833 --> 00:27:28,000
‫- ریدی بابا!
‫- جدی می‌گم

433
00:27:30,875 --> 00:27:33,000
‫- چه‌خبرها؟
‫- سه تا

434
00:27:33,625 --> 00:27:35,333
‫- دوتا!
‫- سه تـا!

435
00:27:35,833 --> 00:27:36,749
‫سلام!

436
00:27:36,750 --> 00:27:39,124
‫تودر، تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

437
00:27:39,125 --> 00:27:41,040
‫سیلور گفت بیام پیشش باشم

438
00:27:41,041 --> 00:27:44,457
‫- آهان، فهمیدم
‫- آره، زیاد از دوست‌های مکس خوشش نمیاد

439
00:27:44,458 --> 00:27:45,707
‫به‌جز من‌دیگه، نه؟

440
00:27:45,708 --> 00:27:47,582
‫آره، دقیقاً

441
00:27:47,583 --> 00:27:49,750
‫سیلور اومده یا نه؟

442
00:27:50,458 --> 00:27:51,958
‫نه

443
00:27:53,000 --> 00:27:53,958
‫به‌نظرت...

444
00:27:54,875 --> 00:27:57,874
‫به‌نظرت سیلور و مکس به‌هم میان؟
‫صادقانه بگو

445
00:27:57,875 --> 00:27:59,749
‫خب، این‌که از گشت و گذار

446
00:27:59,750 --> 00:28:01,749
‫با دوست‌های پارتنرت بدت میاد،
‫اصلاً نشونه خوبی نیست

447
00:28:01,750 --> 00:28:03,000
‫آره

448
00:28:05,916 --> 00:28:09,415
‫این یارو همین پنج ثانیه پیش می‌خواست
‫من رو توی دستشویی ببوسه!

449
00:28:09,416 --> 00:28:13,541
‫اوه، مطمئن باش چیز
‫خاصی رو از دست ندادی!

450
00:28:14,625 --> 00:28:15,666
‫نه بابا

451
00:28:19,250 --> 00:28:20,208
‫خب...

452
00:28:21,708 --> 00:28:23,082
‫آبجویی چیزی می‌خوای واسه‌ت بیارم؟

453
00:28:23,083 --> 00:28:24,958
‫باشه پس بیا بریم

454
00:28:25,500 --> 00:28:27,583
‫نه ببین، ببین...

455
00:28:29,166 --> 00:28:30,833
‫- آره
‫- ایول!

456
00:28:33,041 --> 00:28:34,374
‫سلام، زنگ زدی تبلیغ کنی؟

457
00:28:34,375 --> 00:28:37,082
‫سلام مکس. من بابای جینی‍ام

458
00:28:37,083 --> 00:28:38,333
‫جینی پیش توئـه؟

459
00:28:39,333 --> 00:28:40,708
‫یه‌لحظه...

460
00:28:41,313 --> 00:28:43,513
‫[کجایی؟]

461
00:28:45,833 --> 00:28:48,374
‫چقدر احمقـم! رفته دستشویی!

462
00:28:48,375 --> 00:28:50,499
‫بهم گفت شارژ گوشیش تموم شده

463
00:28:50,500 --> 00:28:53,749
‫آم، و میرم بهش کمک کنم

464
00:28:53,750 --> 00:28:56,166
‫خیلی‌خب. دوستت دارم. خداحافظ

465
00:28:59,875 --> 00:29:02,583
‫- خیلی خوب بود!
‫- برو! برو!

466
00:29:02,711 --> 00:29:04,711
‫[بابات به من زنگ زد]

467
00:29:07,396 --> 00:29:09,184
‫[با بریشا و ولف اومدم مهمونی کمبریج. ببخشید]

468
00:29:09,208 --> 00:29:10,041
‫عه!

469
00:29:15,583 --> 00:29:17,541
‫سیلور!

470
00:29:21,654 --> 00:29:23,957
‫سلام. به زیرزمین برودی خوش اومدی

471
00:29:23,958 --> 00:29:25,875
‫سرگرمی‌تون اینه؟

472
00:29:27,291 --> 00:29:28,624
‫- جردن!
‫- ببخشید

473
00:29:28,625 --> 00:29:31,790
‫خب، از اینکه چند ساعت بشینم
‫و اسکیت‌بورد بازی مارکوس رو ببینم بهتره،

474
00:29:31,791 --> 00:29:34,000
‫که اون سرگرمی توئه

475
00:29:34,875 --> 00:29:39,124
‫هی، مارکوس چطوره؟
‫از وقتی تعلیق شده منزوی شده

476
00:29:39,125 --> 00:29:40,999
‫نمی‌دونم، به نظر خوب میاد

477
00:29:41,000 --> 00:29:43,790
‫همه‌چی مرتبه، مضطرب نباش

478
00:29:43,791 --> 00:29:44,833
‫باشه

479
00:29:46,000 --> 00:29:53,000


480
00:29:56,125 --> 00:29:57,707
‫- چیه؟
‫- از جینی خبر داری؟

481
00:29:57,708 --> 00:30:00,707
‫نه. تو غیر ممکنش کردی

482
00:30:00,708 --> 00:30:02,582
‫چرا، باز اونو گم کردی؟

483
00:30:02,583 --> 00:30:04,582
‫ببین، هر چی زنگ میزنم جواب نمیده

484
00:30:04,583 --> 00:30:06,749
‫به مکس زنگ زدم،
‫اما فکر کنم بهم دروغ میگه

485
00:30:06,750 --> 00:30:08,665
‫نوجوون‌ها عالی‌ان

486
00:30:08,666 --> 00:30:10,750
‫میشه لطفا ردیابت رو نگاه کنی؟

487
00:30:11,250 --> 00:30:14,999
‫بابا جون داره می‌فهمه که والد تمام وقت بودن
‫اون آسودگی و راحتی که انتظارشو داشت، نیست؟

488
00:30:15,000 --> 00:30:16,208
‫جورجیا

489
00:30:24,791 --> 00:30:26,332
‫یه جایی توی کمبریجه

490
00:30:26,333 --> 00:30:27,874
‫یه جایی تو کمبریج؟

491
00:30:27,875 --> 00:30:30,624
‫یه جایی توی کمبریج؟
‫الان باید چیکار کنم؟

492
00:30:30,625 --> 00:30:33,083
‫نمی‌دونم، زیون.
‫از جون من چی می‌خوای؟

493
00:30:36,458 --> 00:30:38,625
‫جینی ماجرای آزار و اذیتِ گیل رو بهم گفت

494
00:30:39,416 --> 00:30:40,707
‫متاسفم

495
00:30:40,708 --> 00:30:43,249
‫کاش می‌دونستم.
‫چرا بهم نگفتی؟

496
00:30:43,250 --> 00:30:44,333
‫چرا؟

497
00:30:44,833 --> 00:30:46,541
‫تا بتونی نجاتم بدی؟

498
00:30:48,208 --> 00:30:49,333
‫و خب که چی؟

499
00:30:50,833 --> 00:30:51,832
‫حالا می‌دونی.

500
00:30:51,833 --> 00:30:55,374
‫اما تو جینی رو با یه آزارگر
‫توی یه خونه نگه داشتی. حق داشتم بدونم.

501
00:30:55,375 --> 00:30:58,750
‫آره، خب،
‫انگار همگی داریم به حق‌مون می‌رسیم.

502
00:31:19,666 --> 00:31:21,916
‫- مارکوس؟
‫- می‌تونم بیام تو؟

503
00:31:25,833 --> 00:31:27,250
‫آره، چیزه...

504
00:31:28,458 --> 00:31:29,708
‫بدجوری شکسته‌ها

505
00:31:38,125 --> 00:31:39,000
‫هی، ولف!

506
00:31:50,166 --> 00:31:50,999
‫خدای من

507
00:31:51,000 --> 00:31:52,707
‫تو خیلی محبوبی

508
00:31:52,708 --> 00:31:54,624
‫چرا جوری رفتار می‌کنی انگار غافلگیر شدی؟

509
00:31:54,625 --> 00:31:57,083
‫نمی‌دونم.
‫گمونم فکر می‌کردم بچه خرخونی

510
00:31:58,721 --> 00:32:02,291
‫دوستان، بریشا و جینی هستنن

511
00:32:03,125 --> 00:32:05,708
‫- هی، آبجو می‌خورید؟
‫- ممنون ولف

512
00:32:07,625 --> 00:32:09,457
‫بهش گفتی ولف، نه پسر شاعری

513
00:32:09,458 --> 00:32:11,250
‫کم‌کم دارم نسبت بهش جدی میشم

514
00:32:13,208 --> 00:32:14,291
‫برایانـه

515
00:32:14,958 --> 00:32:16,875
‫سلام، با جینی اومدم بیرون

516
00:32:22,250 --> 00:32:23,333
‫پشمام

517
00:32:23,958 --> 00:32:26,041
‫دختر خانم شهردار قاتل اینجا چیکار می‌کنه؟

518
00:32:26,791 --> 00:32:28,624
‫هی، مامانت واقعا اون مردها رو کشته؟

519
00:32:28,625 --> 00:32:30,375
‫هی، چرا نمیری پی کارت؟

520
00:32:30,958 --> 00:32:32,958
‫هی، ولف. چی...

521
00:32:42,375 --> 00:32:43,332
‫خیلی‌خب.

522
00:32:43,333 --> 00:32:45,333
‫کصشر جدید، کصشر جدید

523
00:32:47,458 --> 00:32:48,999
‫برایان سلام رسوند. داره میاد

524
00:32:49,000 --> 00:32:50,832
‫بهش بگو دوستش دارم

525
00:33:46,458 --> 00:33:48,166
‫از کجا این کار رو بلدی؟

526
00:33:48,750 --> 00:33:51,625
‫کارهای تعمیراتی رو دوست دارم.
‫اصلا واسه همین موتور دارم

527
00:33:52,416 --> 00:33:53,624
‫از اون مردهایی، ها؟

528
00:33:53,625 --> 00:33:55,665
‫من تو کار هنر و صنایع دستی‌ام

529
00:33:55,666 --> 00:33:57,916
‫فروشگاه مایکلز رو
‫به اندازه هوم‌دیپو دوست دارم

530
00:34:00,833 --> 00:34:02,083
‫هی، تو افسرده‌ای

531
00:34:04,208 --> 00:34:05,375
‫چطور باهاش کنار میای؟

532
00:34:06,750 --> 00:34:09,500
‫چطوری با افسردگی کنار میام؟

533
00:34:10,000 --> 00:34:12,500
‫از بچگی به بعد این احساس رو نداشتم

534
00:34:13,541 --> 00:34:17,000
‫یادم رفته بود، اما انگار منتظرم بود

535
00:34:19,541 --> 00:34:20,708
‫آره، چیز جالبیه

536
00:34:22,458 --> 00:34:23,708
‫خوش برگشتی

537
00:34:26,476 --> 00:34:28,059
‫زندگی سخته

538
00:34:28,958 --> 00:34:32,166
‫آدم فقط می‌خواد از پسش بربیاد و...

539
00:34:33,083 --> 00:34:34,625
‫شاد باشه

540
00:34:35,791 --> 00:34:37,458
‫سخت‌ترین کار دنیاست

541
00:34:38,375 --> 00:34:39,540
‫خب، ولزبری زندگی می‌کنی‌ها

542
00:34:39,541 --> 00:34:41,750
‫سر هر نبش خیابون یه مطب روان‌شناس هست

543
00:34:46,958 --> 00:34:49,583
‫اگه زندگی جینی و آستین
‫بدون من بهتر باشه چی؟

544
00:34:52,500 --> 00:34:53,624
‫نه

545
00:34:53,625 --> 00:34:55,666
‫من آسیب زیادی وارد کردم

546
00:34:56,333 --> 00:34:57,458
‫بچه‌هات به تو نیاز دارن

547
00:35:00,041 --> 00:35:01,000
‫جینی به تو نیاز داره

548
00:35:04,041 --> 00:35:05,458
‫باید وضعتو درست کنی

549
00:35:06,833 --> 00:35:07,666
‫به خاطر اون‌ها

550
00:35:11,833 --> 00:35:15,040
‫برای بچه‌ای که به خاطر چپ کردن میز
‫تعلیق شده، خیلی عاقلی

551
00:35:15,041 --> 00:35:17,541
‫خب...

552
00:35:18,250 --> 00:35:20,083
‫اون تیکه گفتی «منتظر آدمه» واقعیه

553
00:35:21,458 --> 00:35:23,166
‫وقتی دچارش میشی، مثل سایه‌ست

554
00:35:24,812 --> 00:35:26,603
‫و نمی‌تونی از دست سایه فرار کنی

555
00:35:27,416 --> 00:35:29,582
‫مخصوصا وقتی اون سایه
‫توی سرت زندگی کنه

556
00:35:29,583 --> 00:35:30,500
‫آره

557
00:35:31,708 --> 00:35:32,666
‫فکر کنم نمیشه

558
00:35:34,125 --> 00:35:37,040
‫هی، مامانت از من بدش میاد؟

559
00:35:37,041 --> 00:35:38,833
‫نه

560
00:35:39,958 --> 00:35:41,499
‫اون از آدم‌ها بدش نمیاد

561
00:35:41,500 --> 00:35:44,208
‫باشه. دیگه از من خوشش نمیاد؟

562
00:35:53,250 --> 00:35:54,874
‫می‌تونم موبایلتو قرض بگیرم؟

563
00:35:54,875 --> 00:35:57,665
‫باطری من تموم شده. و تنبل‌تر از این حرف‌هام
‫که برم طبقه بالا و شارژر بیارم

564
00:35:57,666 --> 00:35:58,708
‫باشه، راحت باش

565
00:36:27,833 --> 00:36:28,916
‫ببخشید

566
00:36:59,750 --> 00:37:01,790
‫واقعا؟ توی اتاق لباسشویی؟

567
00:37:02,685 --> 00:37:03,791
‫همم

568
00:37:04,750 --> 00:37:08,875
‫می‌دونی، این در... قفل نمیشه

569
00:37:13,125 --> 00:37:14,041
‫واست مهمه؟

570
00:37:14,833 --> 00:37:16,832
‫بی احترامی به دوستته؟

571
00:37:16,833 --> 00:37:18,207
‫اصلا اومدیم خونهٔ کی؟

572
00:37:18,208 --> 00:37:21,290
‫من اصلا به تیم اهمیت نمیدم

573
00:37:21,291 --> 00:37:24,541
‫خب، واضحه دلم می‌خواد
‫تیم زندگی خیلی خوبی داشته باشه،

574
00:37:25,500 --> 00:37:26,874
‫اما اصلا بهش اهمیت نمیدم

575
00:37:26,875 --> 00:37:27,916
‫اوهوم

576
00:37:29,666 --> 00:37:33,083
‫دقیقا... تا کجا می‌خوای پیش بری؟

577
00:37:34,000 --> 00:37:35,541
‫فقط می‌خوام خوش بگذرونم، خب؟

578
00:37:42,583 --> 00:37:45,082
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- رقص عقربی

579
00:37:45,083 --> 00:37:46,040
‫عه

580
00:37:46,041 --> 00:37:48,457
‫درسته. مشخصه
‫- بی خیال

581
00:37:58,771 --> 00:38:01,513
‫[مارکوس بیکر]

582
00:38:06,333 --> 00:38:07,541
‫ممنون

583
00:38:08,250 --> 00:38:09,541
‫خوب شده

584
00:38:11,666 --> 00:38:12,791
‫مراقب خودت باش

585
00:38:29,750 --> 00:38:32,750
‫باورم نمیشه
‫توی اتاق لباسشویی چنین کاری کردم

586
00:38:33,791 --> 00:38:35,915
‫ولی خوب بود، آره؟

587
00:38:35,916 --> 00:38:39,750
‫گفتی: «پشمام، این پسره چه کیر خوشگلی داره»

588
00:38:45,000 --> 00:38:45,833
‫باشه

589
00:38:46,958 --> 00:38:48,375
‫وقتشه تو منو بخوری

590
00:38:49,833 --> 00:38:51,874
‫- چی؟
‫- یه‌کم شوخی عقربی؟

591
00:38:51,875 --> 00:38:53,415
‫ماده، جفت نرشو می‌خوره؟

592
00:38:53,416 --> 00:38:56,083
‫می‌دونی، وقتی جوک رو توضیح میدی خیلی باحاله

593
00:38:58,041 --> 00:38:59,000
‫آره، درسته

594
00:39:07,333 --> 00:39:09,750
‫می‌دونی از دلشوره دلم هزار جا رفت؟

595
00:39:10,250 --> 00:39:11,916
‫الان سکس داشتیم

596
00:39:20,375 --> 00:39:22,875
‫چون من و مامانت دیگه با هم نیستیم،

597
00:39:23,875 --> 00:39:25,791
‫به این معنی نیست خانواده نیستیم

598
00:39:26,375 --> 00:39:29,291
‫ما جفتمون تو رو خیلی دوست داریم

599
00:39:30,791 --> 00:39:33,000
‫و ما همیشه کنارت هستیم

600
00:39:33,916 --> 00:39:35,624
‫تحت هر شرایطی، باشه؟ بهت قول میدم

601
00:39:53,166 --> 00:39:57,165
‫خانم فولر،
‫می‌دونم شوهرتون چند وقت بیمار بود،

602
00:39:57,166 --> 00:40:01,040
‫اما هیچ‌وقت به قتل مشکوک شدید؟

603
00:40:01,041 --> 00:40:02,499
‫نه

604
00:40:02,500 --> 00:40:06,291
‫وقتی کاراگاه خصوصی بهم گفت
‫باید درخواست کالبد شکافی بدم، ماتم برد

605
00:40:07,500 --> 00:40:08,916
‫و اون‌موقع چه اتفاقی افتاد؟

606
00:40:09,500 --> 00:40:13,125
‫فهمیدم اون به علت خفگی... مُرده

607
00:40:15,041 --> 00:40:16,708
‫حقش نبود

608
00:40:17,958 --> 00:40:21,249
‫و اون شب کسی دیگه‌ای خونه بود؟

609
00:40:21,250 --> 00:40:24,541
‫نه، فقط ما و دو تا پسرها

610
00:40:31,916 --> 00:40:33,625
‫ابتدا، تسلیت میگم

611
00:40:34,208 --> 00:40:38,415
‫باید سخت باشه. می‌دونم گفتید
‫مدت زیادی مریض بوده

612
00:40:38,416 --> 00:40:41,790
‫تام چه مدت مراقبت بیمارستانی دریافت می‌کرد؟

613
00:40:41,791 --> 00:40:44,790
‫آم... سپتامبر... دو ماه

614
00:40:44,791 --> 00:40:47,333
‫خدای من، وحشتناکه

615
00:40:48,666 --> 00:40:49,874
‫و هزینه‌بره

616
00:40:49,875 --> 00:40:51,540
‫- اعتراض داره
‫- اعتراض وارد نیست

617
00:40:51,541 --> 00:40:53,791
‫این موضوع حقیقت داره
‫که پس انداز شما تموم شد؟

618
00:40:54,750 --> 00:40:55,582
‫بله

619
00:40:55,583 --> 00:40:58,415
‫پس در واقع، اگه یه نفر انگیز داشته باشه

620
00:40:58,416 --> 00:41:02,467
‫تا شوهرتون از این بدبختی رها کنه...
‫شما بودید؟

621
00:41:02,492 --> 00:41:03,457
‫اعتراض دارم

622
00:41:03,458 --> 00:41:05,957
‫- تام مُسکن سنگین دریافت می‌کرد؟
‫- بله

623
00:41:05,958 --> 00:41:07,499
‫دارو زیادی مصرف می‌کرد

624
00:41:07,500 --> 00:41:10,957
‫بنابراین اگه اون به زیر بالشت می‌رفت،
‫نمی‌تونست بالشت رو کنار بزنه

625
00:41:10,958 --> 00:41:12,125
‫خیلی ممنون

626
00:41:15,166 --> 00:41:19,290
‫خانم فولر،
‫آیا شما هیچ دلیلی بر این باور دارید

627
00:41:19,291 --> 00:41:21,625
‫که متهم شوهر شما رو کشته؟

628
00:41:22,500 --> 00:41:25,208
‫روز ختم تام، جورجیا بهم گفت

629
00:41:26,000 --> 00:41:29,166
‫که اگه یه نفر این کار رو کرده باشه،
‫محبت کرده

630
00:41:33,125 --> 00:41:34,082
‫لطف کرده

631
00:41:34,083 --> 00:41:35,915
‫نظم جلسه رو حفظ کنید

632
00:41:35,916 --> 00:41:37,832
‫لطفا نظم جلسه رو حفظ کنیم

633
00:41:37,833 --> 00:41:39,333
‫می‌دونید لطف و محبت چیه؟

634
00:41:40,791 --> 00:41:43,500
‫اینکه فرصت خداحافظی داشته باشی

635
00:41:44,666 --> 00:41:47,166
‫این رو ازم گرفتی

636
00:41:49,875 --> 00:41:52,374
‫جلسه دادگاه جورجیا رندولف امروز

637
00:41:52,375 --> 00:41:55,207
‫ با ادای شهادت بیوه تام فولر از سر گرفته شد

638
00:41:55,208 --> 00:41:58,499
‫نکته قابل توجه این است
‫که فرزندان جورجیا در دادگاه غایب بودند

639
00:41:58,500 --> 00:42:01,790
‫چون توسط خدمات حمایتی کودکان
‫از او گرفته شده

640
00:42:01,791 --> 00:42:05,249
‫و به پدرانشان سپرده شده‌اند

641
00:42:05,250 --> 00:42:08,207
‫یکی از غایبان برجسته دیگر همسر جورجیا،

642
00:42:08,208 --> 00:42:11,290
‫پاول رندولف، شهردار ولزبری
‫و از ساکنان محلی بروکلین است

643
00:42:11,291 --> 00:42:15,708
‫که تاکنون هیچ اظهارنظر عمومی در مورد
‫دستگیری همسرشیا جریان محاکمه نداشته است.

644
00:42:19,916 --> 00:42:22,499
‫او که زمانی به عنوان شخصیتی تاثیرگذار
‫در جامعه شناخته می شد

645
00:42:22,500 --> 00:42:26,624
‫اکنون به عنوان یک بیوه سیاه احتمالی
‫که از زیبایی‌اش سوءاستفاده می‌کند، انگشت‌نما شده است.

646
00:42:26,625 --> 00:42:27,582
‫الو؟

647
00:42:27,583 --> 00:42:31,665
‫سلام. آیا می‌خواید تماسی از طرف شین ریلی،

648
00:42:31,666 --> 00:42:34,750
‫زندانی زندان ایالت نیومکزیکو را دریافت کنید؟

649
00:42:35,250 --> 00:42:37,374
‫برای پاسخ دادن، عدد یک

650
00:42:37,375 --> 00:42:39,708
‫برای در تماس، لطفا قطع کنید

651
00:42:41,583 --> 00:42:44,666
‫ما پاسخ شما رو نشنیدیم
‫و تماس را قطع می‌کنیم. متشکریم

652
00:42:52,625 --> 00:42:57,457
‫خیلی‌خب، وقتش رسیده
‫به کمای عمیقِ بوریتویی بریم

653
00:43:06,375 --> 00:43:09,374
‫اینکه موبایلت کاور نداره
‫نشون میده زندگیت بی نظمه

654
00:43:09,375 --> 00:43:12,666
‫اوه، اگه بشکنه واسم مهم نیست

655
00:43:13,250 --> 00:43:14,832
‫احتمالا فردا ببینمت؟

656
00:43:14,833 --> 00:43:16,165
‫یا توی همین هفته؟

657
00:43:16,166 --> 00:43:18,458
‫یا... هیچ‌وقت. کی می‌دونه؟

658
00:43:55,083 --> 00:43:56,083
‫جینی

659
00:43:58,250 --> 00:43:59,083
‫سلام

660
00:44:01,041 --> 00:44:01,958
‫سلام

661
00:44:04,791 --> 00:44:06,791
‫چرا اون شب بهم زنگ زدی؟

662
00:44:09,833 --> 00:44:10,666
‫من زنگ نزدم

663
00:44:11,250 --> 00:44:15,166
‫من دیوونه نیستم. اِکسی نیستم که
‫دلیل الکی بیارم تا باهات حرف بزنم

664
00:44:15,750 --> 00:44:17,916
‫جمعه یه تماس از دست رفته
‫از سمت تو داشتم

665
00:44:20,458 --> 00:44:21,416
‫باشه، آم...

666
00:44:23,250 --> 00:44:24,624
‫من... من نبودم

667
00:44:24,625 --> 00:44:26,207
‫مامانت بود

668
00:44:26,208 --> 00:44:27,625
‫پیش مامانم بودی؟

669
00:44:28,458 --> 00:44:29,291
‫چرا؟

670
00:44:30,541 --> 00:44:32,166
‫داشتم شیشه پنجره‌شو درست می‌کردم

671
00:44:33,333 --> 00:44:35,250
‫شیـ... شیشه پنجره‌اش چی شده بود؟

672
00:44:37,000 --> 00:44:38,625
‫یه نفر آجر پرت کرده بود

673
00:44:46,833 --> 00:44:47,791
‫درستش کردم

674
00:44:50,666 --> 00:44:52,000
‫حالش چطوره؟

675
00:44:57,916 --> 00:44:59,125
‫فکر کنم دلش واست تنگ شده

676
00:45:14,041 --> 00:45:16,791
‫خیلی‌خب، خوبه. ممنون. خداحافظ

677
00:45:28,208 --> 00:45:30,875
‫- چی بیارم؟
‫- یکی از همین‌ها

678
00:45:31,666 --> 00:45:32,500
‫باشه

679
00:45:35,125 --> 00:45:37,000
‫خب می‌خواستی حرف بزنی؟

680
00:45:37,958 --> 00:45:38,958
‫تو خبر داشتی

681
00:45:40,125 --> 00:45:41,541
‫گیل به جینی آزار می‌رسونده؟

682
00:45:44,791 --> 00:45:47,707
‫باورم نمیشه

683
00:45:47,817 --> 00:45:49,817
‫اینکه آستین به دستِ گیل
‫شلیک کرده بود رو خبر داشتی؟

684
00:45:51,541 --> 00:45:52,665
‫بعدا فهمیدم

685
00:45:52,666 --> 00:45:55,208
‫و هیچ‌کس پیش خودش فکر نکرد
‫این ماجرا رو به من بگه؟

686
00:46:02,375 --> 00:46:04,082
‫باشه، ببین، متاسفم، خب؟

687
00:46:04,083 --> 00:46:06,915
‫اما من می‌دونم چه حسی داره
‫وقتی اطلاعات کامل یا حتی نصفه و نیمه رو نداری،

688
00:46:06,916 --> 00:46:10,458
‫یا حتی دیگه نمی‌دونی این وضعیت فعلی
‫از کجا نشأت گرفته.

689
00:46:19,000 --> 00:46:20,125
‫متاسفم

690
00:46:21,500 --> 00:46:23,040
‫تو نباید این حرف رو بزنی

691
00:46:23,041 --> 00:46:24,083
‫آره، می‌دونم

692
00:46:28,000 --> 00:46:29,749
‫دوست ندارم آستین با اون زندگی کنه

693
00:46:29,750 --> 00:46:30,791
‫نه

694
00:46:31,333 --> 00:46:33,958
‫- کاری از دست ما برمیاد؟
‫- کار خاصی نه

695
00:46:35,000 --> 00:46:36,666
‫اون بابا آستینه

696
00:46:37,333 --> 00:46:40,833
‫- درخواست حضانت داده بودم
‫- واقعا؟

697
00:46:43,250 --> 00:46:45,249
‫رد شدم

698
00:46:45,250 --> 00:46:46,207
‫تو شهرداری

699
00:46:46,208 --> 00:46:48,957
‫آره، خب گفتم...

700
00:46:48,958 --> 00:46:49,958
‫اون باباشه

701
00:46:52,791 --> 00:46:55,708
‫بچه‌ها با نظارت یه مامور رفتن پیش جورجیا

702
00:46:59,250 --> 00:47:02,291
‫خدای من،

703
00:47:03,458 --> 00:47:06,083
‫و باید وحشت‌زده باشه

704
00:47:17,583 --> 00:47:20,208
‫خب، عجیبه، ها؟

705
00:47:20,791 --> 00:47:21,999
‫حالت خوبه، مامان؟

706
00:47:22,000 --> 00:47:24,208
‫آره. آره، من خوبم

707
00:47:26,625 --> 00:47:27,666
‫گیل چطوره؟

708
00:47:29,250 --> 00:47:30,583
‫خوب رفتار می‌کنه؟

709
00:47:31,791 --> 00:47:32,750
‫آره

710
00:47:35,000 --> 00:47:36,416
‫من می‌خوام بیام خونه

711
00:47:45,333 --> 00:47:46,541
‫می‌تونم بغل‌شون کنم؟

712
00:47:47,500 --> 00:47:48,500
‫آره

713
00:48:06,416 --> 00:48:07,916
‫هی، پاستیل خرسی من

714
00:48:09,583 --> 00:48:10,625
‫ملاقات چطور بود؟

715
00:48:13,458 --> 00:48:15,041
‫ازت متنفرم

716
00:48:22,416 --> 00:48:23,958
‫خیلی متاسفم

717
00:48:29,625 --> 00:48:32,625
‫خیلی متاسفم. هواتو دارم

718
00:48:33,583 --> 00:48:36,540
‫چهاردهمین روز از محاکمه قتل جورجیا رندولف است،

719
00:48:36,541 --> 00:48:39,707
‫و دادگاه با شهادت تکان‌دهنده
‫پزشک قانونی از سر گرفته شد،

720
00:48:39,708 --> 00:48:44,790
‫که اظهار داشت الیاف بالشت
‫به عمق ریه‌های تام فولر فرو رفته بود.

721
00:48:44,791 --> 00:48:47,665
‫جورجیا رندولف
‫در عالم هپروت فرو رفته بود

722
00:48:47,666 --> 00:48:50,332
‫در لحظه‌ای، اشکی بر گونه‌اش جاری شد

723
00:48:50,333 --> 00:48:53,165
‫گمانه‌زنی‌های آنلاین
‫حاکی از ساختگی بودن آن بود

724
00:48:53,166 --> 00:48:57,124
‫نیت تیلور از دبلیووی‌سی‌کیو
‫با اعضای جامعه‌ای

725
00:48:57,125 --> 00:48:59,207
‫ که با تعطیلی آخر هفته هیئت منصفه
‫سردرگم شده بودند، به گفتگو نشست

726
00:48:59,208 --> 00:49:01,290
‫اوه، اصلا دوست ندارم
‫عضو اون هیئت منصفه باشم

727
00:49:01,291 --> 00:49:03,915
‫خب، خیلی دشواره

728
00:49:03,916 --> 00:49:06,374
‫این مسئله هم دشواره و هم به موضوع اصلی
‫بحث در شهر تبدیل شده بود

729
00:49:06,375 --> 00:49:08,374
‫با حمایت طرفداران هر دو طرف
‫که علناً صحبت می کردند

730
00:49:08,375 --> 00:49:09,582
‫اون پول‌پرسته

731
00:49:09,583 --> 00:49:11,040
‫- جورجیا رو آزاد کنید
‫- زندانیش کنید

732
00:49:11,041 --> 00:49:14,374
‫شعر دخترش رو شنیدید؟
‫آره، به نظر من گناهکاره

733
00:49:14,375 --> 00:49:16,832
‫شانزدهمین روز از محاکمه قتل است،
‫و امروز بعد از ظهر،

734
00:49:16,833 --> 00:49:21,165
‫پزشک معالج تام اظهار داشت
‫که داروهای مصرفی او به اندازه‌ای آرام‌بخش نبوده‌اند

735
00:49:21,166 --> 00:49:24,540
‫که منجر به خفگی خودبه‌خودی شوند

736
00:49:24,541 --> 00:49:28,415
‫ادعایی که کیل مدافع
‫در بیانیه آغازین خود به آن اشاره کرده بود

737
00:49:28,416 --> 00:49:32,666
‫جورجیا هیچ پشیمانی از خود نشان نداد.
‫در یک مقطع، سرفه کرد.

738
00:49:33,250 --> 00:49:34,583
‫باید سرفه می‌کردم

739
00:49:35,166 --> 00:49:37,040
‫پنج هفته پرفشار

740
00:49:37,041 --> 00:49:38,999
‫شهادت شاهدان و کارشناسان ارائه شد

741
00:49:39,000 --> 00:49:41,624
‫این موضوع قطعاً
‫به کانون توجه ملی تبدیل شده است،

742
00:49:41,625 --> 00:49:45,375
‫ زیرا به نظر می‌رسد هر فردی دیدگاهی خاص
‫در مورد جورجیا رندولف دارد

743
00:49:56,291 --> 00:49:59,083
‫آستین، جینی، کجایید؟

744
00:50:06,625 --> 00:50:08,083
‫آستین

745
00:50:09,333 --> 00:50:10,333
‫جینی

746
00:50:53,500 --> 00:50:54,791
‫الو؟

747
00:50:55,375 --> 00:50:57,415
‫دکتر لیلی، سلام، جورجیا میلر هستم.

748
00:50:57,416 --> 00:50:59,374
‫جورجیا رندولف

749
00:50:59,375 --> 00:51:00,499
‫چیزه...

750
00:51:00,500 --> 00:51:02,957
‫مامان جینی هستم

751
00:51:02,958 --> 00:51:04,583
‫سلام جورجیا

752
00:51:07,875 --> 00:51:09,125
‫زنگ زدم...

753
00:51:10,958 --> 00:51:13,583
‫زنگ زدم چون همه میگن،

754
00:51:15,083 --> 00:51:19,125
‫می‌دونی، وقتی اینطوری هستی برو تراپی و...

755
00:51:21,000 --> 00:51:22,416
‫وقتی چطوری هستی؟

756
00:51:25,833 --> 00:51:28,000
‫وقتی واست امید نمونده

757
00:51:30,333 --> 00:51:35,207
‫جورجیا، من تراپیست جینی هستم،
‫که یعنی نمی‌تونم تراپیست تو هم باشم

758
00:51:35,208 --> 00:51:38,165
‫- تضاد داره
‫- من واقعا آدم بدی‌ام؟

759
00:51:38,166 --> 00:51:39,499
‫همه فکر می‌کنن من هیولام

760
00:51:39,500 --> 00:51:41,583
‫همیشه فکر می‌کردم
‫دارم کار درست رو انجام میدم

761
00:51:42,083 --> 00:51:43,291
‫ولی درست میگن؟

762
00:51:45,291 --> 00:51:50,291
‫وقتی میگی نا امیدی،
‫به آسیب زدن به خودت فکر می‌کنی؟

763
00:51:52,166 --> 00:51:53,125
‫آره

764
00:51:54,083 --> 00:51:56,040
‫الان بهت کمک می‌کنم،

765
00:51:56,041 --> 00:51:58,875
‫ولی بعدش واست یه تراپیست دیگه پیدا می‌کنیم

766
00:52:01,291 --> 00:52:03,082
‫مامانم نباید هیچ‌وقت منو بدنیا میورد

767
00:52:03,083 --> 00:52:05,457
‫اون همیشهٔ خدا مست بود یا نشئه

768
00:52:05,458 --> 00:52:07,207
‫فکر کنم حتی از من خوشش نمیومد

769
00:52:07,208 --> 00:52:08,541
‫بدون اون زندگی بهتری داشتم

770
00:52:09,458 --> 00:52:11,041
‫و می‌خوام بدونم...

771
00:52:12,291 --> 00:52:14,041
‫اون‌ها بدون من زندگی بهتری دارن؟

772
00:52:15,583 --> 00:52:16,833
‫من مامان بدی‌ام؟

773
00:52:18,125 --> 00:52:19,416
‫بچه‌هات تو رو دوست دارن

774
00:52:19,916 --> 00:52:21,416
‫می‌خوان کنار تو باشن

775
00:52:22,083 --> 00:52:25,290
‫اون‌ها... می‌خوان تو شرایطت رو درست کنی

776
00:52:25,291 --> 00:52:27,791
‫تا بتونی مطابق نیازشون باشی

777
00:52:28,666 --> 00:52:30,500
‫اگه اون‌ها رو نابود کرده باشم چی؟

778
00:52:31,000 --> 00:52:33,166
‫و بعد برم...

779
00:52:35,500 --> 00:52:38,250
‫و هیچ‌وقت فرصت نکنم درستش کنم؟

780
00:52:39,000 --> 00:52:42,291
‫تو چیزهایی توی زندگیت هست
‫که باید درستشون کنی، ولی...

781
00:52:44,541 --> 00:52:46,957
‫چیزهایی هم هست که به خوبی انجام دادی

782
00:52:46,958 --> 00:52:48,291
‫می‌تونی عوض بشی

783
00:52:49,625 --> 00:52:52,749
‫ترسناکه، خیلی ترسناکه،

784
00:52:52,750 --> 00:52:55,333
‫ولی می‌تونی بهتر بشی

785
00:52:56,625 --> 00:52:58,583
‫بچه‌هات چشم‌شون به توئه

786
00:53:03,875 --> 00:53:04,791
‫باشه

787
00:53:17,558 --> 00:53:19,218
‫سلام

788
00:53:20,083 --> 00:53:22,625
‫- دلم واسه کار کردنت توی کافه تنگ شده بود
‫- منم

789
00:53:23,208 --> 00:53:26,083
‫- جو کجاست؟
‫- گفت کار شخصی داره

790
00:53:26,666 --> 00:53:28,582
‫- اوغ. اصلا یعنی چی؟
‫- می‌دونم

791
00:53:28,583 --> 00:53:30,250
‫نمی‌دونم

792
00:53:34,666 --> 00:53:36,791
‫کسی می‌دونه چرا من احضار شدم؟

793
00:53:47,833 --> 00:53:49,582
‫- سلام به منگ
‫- خوشم نمیاد

794
00:53:49,583 --> 00:53:51,499
‫چرا گروه منگ رو جمع کردی؟

795
00:53:51,500 --> 00:53:54,790
‫احساس می‌کنم خیلی وقته
‫چهار تایی بیرون نرفتیم

796
00:53:54,791 --> 00:53:56,207
‫و جینی به ما احتیاج داره

797
00:53:56,208 --> 00:53:57,249
‫من خوبم

798
00:53:57,250 --> 00:53:59,249
‫ما دوستِ تو هستیم، خب؟
‫و کنارت هستیم

799
00:53:59,250 --> 00:54:02,625
‫و فقط... می‌خوام انقدر با همدیگه
‫عجیب و غریب نباشیم

800
00:54:06,875 --> 00:54:08,165
‫دوستان، چتونه؟

801
00:54:08,166 --> 00:54:10,290
‫- باشه، آروم بگیر مکس
‫- نه، راست میگه

802
00:54:10,291 --> 00:54:11,832
‫از وقتی خبر خانم شهردار قاتل همه جا پیچیده

803
00:54:11,833 --> 00:54:14,582
‫شما عجیب و غریب رفتار می‌کنید

804
00:54:14,583 --> 00:54:16,333
‫اشتباه می‌کنم؟

805
00:54:17,125 --> 00:54:20,290
‫خب، درک  می‌کنم. عادی... نیست

806
00:54:20,291 --> 00:54:22,040
‫نه، ما نسبت به این موضوع
‫رفتار عجیب نداشتیم

807
00:54:22,041 --> 00:54:24,207
‫- آره، فقط نورا
‫- ممنون

808
00:54:24,208 --> 00:54:26,332
‫ببخشیدا، ولی احساس می‌کنم خیلی آرومم

809
00:54:26,333 --> 00:54:29,707
‫جینی، جهت اطلاع،
‫واسم مهم نیست مامانت قاتله یا نه

810
00:54:29,708 --> 00:54:33,958
‫خب واسم مهمه‌ها،
‫ولی احساسم نسبت به تو عوض نمیشه

811
00:54:35,083 --> 00:54:36,125
‫دوستت دارم

812
00:54:37,250 --> 00:54:39,500
‫خیلی احساساتی شد. خوشم نمیاد

813
00:54:42,958 --> 00:54:45,291
‫- چیه؟
‫- قبول کن که یه‌کم عجیب و غریب بودی

814
00:54:45,875 --> 00:54:49,250
‫خیلی‌خب، می‌دونید چیه دوستان؟
‫منم حواس‌پرت شدم، خب؟

815
00:54:50,625 --> 00:54:51,750
‫از پریودم خیلی گذشته

816
00:54:52,333 --> 00:54:54,499
‫- ای وای
‫- آره

817
00:54:54,500 --> 00:54:56,249
‫ماه پیش با جردن سکس داشتی؟

818
00:54:56,250 --> 00:54:58,165
‫معلومه که ماه پیش با جردن سکس داشتم

819
00:54:58,166 --> 00:55:00,415
‫اونم زیاد.
‫مطمئنا ممکنه حامله باشم

820
00:55:00,416 --> 00:55:02,624
‫نمی‌دونم، پریود من خیلی غیر عادیه،

821
00:55:02,625 --> 00:55:04,832
‫حتی نمی‌تونم پیش‌بینی کنم کِی میاد...

822
00:55:05,521 --> 00:55:07,041
‫ولی قطعا دیر شده

823
00:55:08,041 --> 00:55:10,499
‫- تست بارداری دادی؟
‫- خب، سعی کردم

824
00:55:10,500 --> 00:55:13,499
‫- اما... خیلی ترسیده بودم
‫- خدای من

825
00:55:13,500 --> 00:55:15,249
‫- خدای من
‫- چرا انقدر تست بارداری داری؟

826
00:55:15,250 --> 00:55:18,540
‫نمی‌دونستم کدوم یکی خوبه،
‫واسه همین از هر برند یه دونه خریدم

827
00:55:18,541 --> 00:55:21,749
‫باشه، همه یکی برمی‌داریم،
‫همگی با هم میریم،

828
00:55:21,750 --> 00:55:24,541
‫چون دوستی یعنی همین. مگه نه؟

829
00:55:25,041 --> 00:55:27,041
‫خانم‌ها، پیش به سوی سرویس

830
00:55:27,625 --> 00:55:30,665
‫خب، اگه باردار نباشی جالب میشه

831
00:55:30,666 --> 00:55:32,707
‫جای نگرای نیست. احتمالا کاذب باشه

832
00:55:32,708 --> 00:55:34,749
‫من جردن رو دوست دارم.
‫راست میگم، قسم می‌خورم

833
00:55:34,750 --> 00:55:37,000
‫- اما نمی‌تونم ازش بچه‌دار بشم
‫- خانم‌ها

834
00:56:00,625 --> 00:56:03,416
‫- جو!
‫- سلام

835
00:56:04,750 --> 00:56:05,666
‫پای آوردم

836
00:56:06,250 --> 00:56:07,833
‫ماریو کارت بازی کردی؟

837
00:56:08,333 --> 00:56:10,040
‫من توی این بازی عالی‌ام،
‫همیشه پرنسس پیچ رو برمی‌دارم،

838
00:56:10,041 --> 00:56:11,749
‫و حاضر نیستم به تو بدمش

839
00:56:20,208 --> 00:56:21,583
‫نگاه کن. نگاه کن

840
00:56:24,125 --> 00:56:27,166
‫- بهت هشدار دادم. بهت هشدار داده بودم
‫- خیلی عادلانه بازی کردی

841
00:56:34,000 --> 00:56:34,958
‫خب حالت چطوره؟

842
00:56:38,500 --> 00:56:40,375
‫همم

843
00:56:42,500 --> 00:56:44,624
‫خیلی‌خب، نمی‌دونستم جوک گفتم

844
00:56:44,625 --> 00:56:48,541
‫خیلی بدم. خب، چیزه...

845
00:56:52,583 --> 00:56:55,541
‫شوهرم ترکم کرده،

846
00:56:56,166 --> 00:56:58,457
‫بچه‌هامو ازم گرفتن،

847
00:56:58,458 --> 00:56:59,500
‫و...

848
00:57:01,403 --> 00:57:03,153
‫به خاطر قتل دادگاهی شدم

849
00:57:10,375 --> 00:57:12,375
‫و بابام بهم زنگ زد

850
00:57:12,958 --> 00:57:13,832
‫بابات؟

851
00:57:13,833 --> 00:57:15,458
‫آره، بابام

852
00:57:16,166 --> 00:57:16,999
‫چی...

853
00:57:17,000 --> 00:57:20,040
‫بیشتر از بیست ساله باهاش حرف نزدم

854
00:57:20,041 --> 00:57:21,333
‫زنگ زد

855
00:57:24,333 --> 00:57:26,957
‫وقتی شش ساله‌ام بود رفت زندان

856
00:57:26,958 --> 00:57:28,333
‫به جرم قتل نافرجام

857
00:57:28,875 --> 00:57:32,124
‫یادم نمیاد، اما مامانم بهم گفت چیکار کرده

858
00:57:32,125 --> 00:57:33,625
‫فکر کنم می‌خواست منو بکشه

859
00:57:35,958 --> 00:57:37,541
‫خدای من

860
00:57:39,625 --> 00:57:41,333
‫خب، من...

861
00:57:41,916 --> 00:57:44,125
‫من... خیلی متاسفم

862
00:57:51,708 --> 00:57:53,416
‫شـ... شوخی بود؟

863
00:57:54,500 --> 00:57:56,166
‫جدی جدی‌ام

864
00:57:58,041 --> 00:58:01,000
‫بابام قصد داشت من و مامانمو بکشه

865
00:58:02,708 --> 00:58:03,707
‫بامزه نیست

866
00:58:03,708 --> 00:58:05,125
‫نه، بامزه نیست

867
00:58:10,708 --> 00:58:11,541
‫همم

868
00:58:18,208 --> 00:58:20,250
‫وای، بهش نیاز داشتم

869
00:58:21,375 --> 00:58:23,125
‫واقعا نیاز داشتم

870
00:58:25,875 --> 00:58:30,041
‫ممنون که اومدی.
‫نمی‌دونم چقدر واسم ارزشمنده

871
00:58:32,708 --> 00:58:33,875
‫و متاسفم

872
00:58:34,375 --> 00:58:36,416
‫باشه؟
‫توی جشنواره چمن درست گفتی

873
00:58:37,125 --> 00:58:39,166
‫عیب نداره. قول میدم

874
00:58:40,041 --> 00:58:41,790
‫جینی چطوره؟ خوبه؟

875
00:58:41,791 --> 00:58:44,624
‫اون... مرخصی گرفته

876
00:58:44,625 --> 00:58:46,041
‫عه، واقعا؟

877
00:58:47,541 --> 00:58:48,708
‫نمی‌دونستم

878
00:58:51,083 --> 00:58:53,374
‫از زندگی اون خبر ندارم

879
00:58:53,375 --> 00:58:54,666
‫جورجیا، من...

880
00:58:55,750 --> 00:58:57,833
‫حداقل بدتر نمیشه، درسته؟

881
00:58:59,083 --> 00:59:01,165
‫جز اینکه اگه من برم زندان، بدتر میشه

882
00:59:01,166 --> 00:59:02,083
‫آره

883
00:59:05,416 --> 00:59:07,500
‫می‌تونم... می‌تونم یه سوال بپرسم؟

884
00:59:08,083 --> 00:59:09,625
‫اذیتم می‌کنه

885
00:59:10,333 --> 00:59:13,249
‫چرا به کسی نگفتی
‫که من و سینتیا رابطه داشتیم؟

886
00:59:13,250 --> 00:59:15,832
‫خب، این‌جوری من مظنون می‌شدم

887
00:59:15,833 --> 00:59:17,125
‫خب...

888
00:59:17,625 --> 00:59:20,375
‫دلم نمی‌خواد بگم اگه یه وقت
‫بهش فکر نکردی، ولی...

889
00:59:21,666 --> 00:59:24,040
‫آره، تو... تو به همه‌چیز فکر می‌کنی.
‫اینو می‌دونیم

890
00:59:24,041 --> 00:59:25,916
‫من هیچ‌وقت چنین کاری با تو نمی‌کنم

891
00:59:34,750 --> 00:59:35,625
‫همم

892
00:59:43,125 --> 00:59:44,666
‫- دوباره؟
‫- اوهوم

893
00:59:52,117 --> 00:59:53,457
‫هی!

894
00:59:53,458 --> 00:59:55,790
‫شما دگرجنس‌گراها
‫استرس زیادی رو تحمل می‌کنید

895
00:59:55,791 --> 00:59:58,916
‫من دارم عرق می‌کنم،
‫و تازه ممکن نیست حامله باشم

896
00:59:59,541 --> 01:00:01,249
‫- منم
‫- سی ثانیه

897
01:00:01,250 --> 01:00:03,540
‫- صبر کن، چی؟
‫- آره، من باکره‌ام مکسین

898
01:00:03,541 --> 01:00:06,707
‫مگه اینکه خدا منو واسه قسمت بعدی عیسی‌مسیح
‫انتخاب کرده باشه، فکر کنم خطری تهدیدم نمی‌کنه

899
01:00:06,708 --> 01:00:09,415
‫قسمت دوم عیسی‌مسیح،
‫در سراسر سینماهای کشور

900
01:00:09,416 --> 01:00:11,125
‫صبر کن، حتی پرس؟

901
01:00:11,625 --> 01:00:12,665
‫چی؟

902
01:00:12,666 --> 01:00:15,290
‫فکر می‌کردم پرس،
‫یه رابطه یه شبه تو مستی باشه

903
01:00:15,291 --> 01:00:18,124
‫نه. در حد یه لحظه تیک و تاک داشتیم

904
01:00:18,125 --> 01:00:19,875
‫تا اینکه با سامانتا قرار گذاشت

905
01:00:20,708 --> 01:00:23,290
‫خب، سامانتا و پرس رو
‫کنار همدیگه دوست ندارم

906
01:00:23,291 --> 01:00:25,291
‫و هانتر و پادما،
‫احساس‌مون نسبت به اون‌ها چیه؟

907
01:00:25,875 --> 01:00:29,125
‫نه، خوشم میاد. بامزه‌ان

908
01:00:30,583 --> 01:00:31,500
‫خیلی‌خب

909
01:00:34,333 --> 01:00:35,999
‫- حامله نیستم
‫- حامله نیستی

910
01:00:36,000 --> 01:00:37,041
‫منفیه

911
01:00:39,541 --> 01:00:42,332
‫خدای من، خدا رو شکر. حامله نیستم

912
01:00:42,333 --> 01:00:44,874
‫- خدا رو شکر
‫- هورا!

913
01:00:44,875 --> 01:00:46,124
‫هورا، نه؟

914
01:00:46,125 --> 01:00:48,750
‫آره، اما من چه‌م شده؟

915
01:00:49,500 --> 01:00:52,374
‫موقع غذا حرف میزنیم.
‫دارم ضعف می‌کنم

916
01:00:52,375 --> 01:00:55,665
‫- از ناهار به بعد چیزی نخوردم
‫- دختر، شامه‌ها

917
01:00:55,666 --> 01:00:57,833
‫زود میام. دستمو بشورم

918
01:01:07,666 --> 01:01:09,875
‫فکر می‌کردم به تغییر دنیام عادت کردم

919
01:01:20,250 --> 01:01:21,208
‫اشتباه کردم

920
01:01:24,462 --> 01:01:44,462
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

