﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:10,456
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,916 --> 00:00:14,999
‫یا خدا، یا خدا، یا خدا
‫جورجیا فرار کرد

3
00:00:15,000 --> 00:00:17,583
‫به کسی بگم؟ به جینی بگم؟

4
00:00:18,750 --> 00:00:21,041
‫پنج درصد شارژ دارم. گندش بزنن!
[خبر مهم]

5
00:00:21,833 --> 00:00:24,165
‫اون بطری‌ها مال زمانیـه که مارکوس تعلیق شده بود؟

6
00:00:24,166 --> 00:00:26,249
‫نکنه مشکلی چیزی داره؟
‫خیلی سیگار می‌کشه!

7
00:00:26,250 --> 00:00:29,207
‫وای، باید یکم استراحت کنم. کفش‌های «ال‌ال‌بینم» کجان؟

8
00:00:29,208 --> 00:00:31,499
‫قضیه بطری‌های توی گاراژ رو به مامان‌بابا بگم؟ نـه!

9
00:00:31,500 --> 00:00:33,582
‫بگم؟ نه!
‫زنده‌م نمی‌ذاره!

10
00:00:33,583 --> 00:00:36,540
‫ولی اگه مشکلی براش پیش اومده باشه،
‫باید کمکش کنم. ولی نه...منو می‌کُشه

11
00:00:36,541 --> 00:00:38,790
‫اوه، پیداش کردم.
‫به جینی بگم مامانش فرار کرده؟

12
00:00:38,791 --> 00:00:41,540
‫«سلام جینی، یه‌کم پیش توی گاراژ خونه‌مون بودم و مامانت رو دیدم»

13
00:00:41,541 --> 00:00:43,833
‫«موتور داداشم رو دزدید تا فرار کنه
‫و تا ابد غیب‌ش بزنه»

14
00:00:46,000 --> 00:00:48,624
‫اگه بفهمه مامانش رفته خیلی حالش بد می‌شه؟

15
00:00:48,625 --> 00:00:49,707
‫جورجیا چطور تونست همچین کاری بکنه؟
[یادت نره مرغ رو بذاری توی فِر]

16
00:00:49,708 --> 00:00:52,790
‫البته خودمم اگه قرار بود تا آخر
‫عمرم بیفتم زندان همین‌کارو می‌کردم

17
00:00:52,791 --> 00:00:54,790
‫نکنه جینی، بریشا رو از من بیشتر دوست داشته باشه!

18
00:00:54,791 --> 00:00:58,603
‫باید بهش بگم. باید بگم ‫اگه منم بودم
دلم می‌خواست بدونم [بهم زنگ بزن]

19
00:00:58,916 --> 00:01:01,915
‫ولی شاید اصلاً خودش می‌دونه.
‫نکنه دوتایی با هم فرار کردن؟

20
00:01:01,916 --> 00:01:04,082
‫مارکوسم که احتمالاً حالش خوبه،
‫منم می‌رم سروقتِ مشق‌هام

21
00:01:04,083 --> 00:01:06,333
‫نه، نمی‌‌تونم که همینطوری بشینم مشق بنویسم،
‫باید به جینی زنگ بزنم

22
00:01:07,416 --> 00:01:09,374
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب

23
00:01:09,375 --> 00:01:10,999
‫چیزی نیست. نه بابا. چیزی نیست

24
00:01:11,000 --> 00:01:12,124
‫آم...

25
00:01:12,125 --> 00:01:14,999
‫مشق‌هام، باشه. انشای
‫انگلیسی‌م رو هنوز ننوشتم

26
00:01:15,000 --> 00:01:16,499
‫امتحان ریاضی هم که دارم

27
00:01:16,500 --> 00:01:18,124
‫باید کامل یا یه بخش
‫زیادی از انشام رو بنویسم

28
00:01:18,125 --> 00:01:20,249
‫اگه امشب ننویسمش،
‫فردا باید هردوتاشون رو انجام بدم

29
00:01:20,250 --> 00:01:22,124
‫فردا تئاتر داریم. باید تمرکزم روی اون باشه

30
00:01:22,125 --> 00:01:23,957
‫نمی‌تونم انشا رو بنویسم،
‫واقعاً بد می‌شه

31
00:01:23,958 --> 00:01:26,540
‫اگه جینی ندونه مامانش فرار کرده؛
‫اگه هیچکس ندونه

32
00:01:26,541 --> 00:01:27,957
‫و من آخرین کسی باشم که اون رو دیده چی؟

33
00:01:27,958 --> 00:01:30,457
‫توی دردسر می‌افتم؟ اگه این موضوع
‫رو مخفی کنم قانون‌شکنی کردم؟

34
00:01:30,458 --> 00:01:32,375
‫قانون‌شکنی می‌کنم، می‌ترکونم!

35
00:01:32,875 --> 00:01:35,040
‫امیدوارم جینی بدونه می‌تونه به من اعتماد کنه

36
00:01:35,041 --> 00:01:37,208
‫ده درصد! اه، گندش بزنن!

37
00:01:37,791 --> 00:01:38,874
‫این‌که این‌جاست

38
00:01:38,875 --> 00:01:40,915
‫نکنه لحن پیامم تند بوده باشه و
‫جینی بترسه؟

39
00:01:40,916 --> 00:01:42,499
‫بذار یه‌ پیام عادی بنویسم

40
00:01:42,500 --> 00:01:45,791
‫جوری که خودش احساس راحتی کنه
‫و باهام حرف بزنه

41
00:01:46,021 --> 00:01:46,767
[سلام. حوصله‌م سر رفته. چه‌خبر؟]

42
00:01:46,791 --> 00:01:48,249
‫وای خدایا، این چه چرت‌وپرتی بود گفتم!

43
00:01:48,250 --> 00:01:49,249
‫«حوصلم سر رفته»

44
00:01:49,250 --> 00:01:51,665
‫مثلاً «حوصله‌م سر رفته، مامان‌بابام
‫هیچوقت با هم دعوا نمی‌کنن»

45
00:01:51,666 --> 00:01:53,665
‫و هیچکس توی خانواده‌م
‫به قتل متهم نشده»

46
00:01:53,666 --> 00:01:55,707
‫خاک بر سرت. امیدوارم بدونه منظورم این نبوده

47
00:01:55,708 --> 00:01:58,708
‫احتمالاً چیزی نمی‌شه. چرا هنوز جواب نداده؟
‫نکنه ازم عصبانیه؟

48
00:01:59,291 --> 00:02:02,499
‫خدایا، مامان اگه بطری‌های توی
‫گاراژ رو ببینه حسابی عصبانی می‌شه

49
00:02:02,500 --> 00:02:07,124
‫اصلاً این همه مشروب رو از کجا آورده؟ ‫نمی‌خوام مامان رو نگران کنم ‫[من خیلی دیر
میام. خواهشاً یادت نره ‫مرغ رو بذاری توی فر] ‫و نمی‌خوام مارکوس رو توی دردسر بندازم

50
00:02:07,125 --> 00:02:08,457
‫مگه این‌که واقعاً به کمک نیاز داشته باشه

51
00:02:08,458 --> 00:02:10,749
‫می‌رم پایین درس بخونم،
‫اون‌جا حواسم پرت نمی‌شه

52
00:02:13,291 --> 00:02:15,083
‫اشتباه، همه‌ی عزیزانم می‌میرن

53
00:02:16,625 --> 00:02:17,707
‫بازم اشتباه!

54
00:02:20,146 --> 00:02:24,646
« جینی و جورجیا »
[ فصل سوم - قسمت نهم ]

55
00:02:28,791 --> 00:02:29,916
‫سلام

56
00:02:31,333 --> 00:02:32,332
‫یا خدا، چی شده؟

57
00:02:32,333 --> 00:02:33,750
‫هیچی. چی؟

58
00:02:34,500 --> 00:02:36,249
‫- چی؟
‫- خدایا، قشنگ مشخصه. چی شده؟

59
00:02:36,250 --> 00:02:39,374
‫هیچی، همه‌چی عالیه، همه‌چی
‫فوق‌العاده‌ست عاشقِ زندگی‌ام

60
00:02:39,375 --> 00:02:40,875
‫- مکس
‫- باشه...

61
00:02:41,833 --> 00:02:43,207
‫اگه یه‌چیزی بهت بگم،

62
00:02:43,208 --> 00:02:45,832
‫قول می‌دی نه به مامان بگی، نه به بابا بگی

63
00:02:45,833 --> 00:02:47,750
‫نه به جینی بگی و نه به پلیس بگی؟

64
00:02:49,916 --> 00:02:52,833
‫جورجیا فرار کرد و موتور تو رو دزدید

65
00:02:53,416 --> 00:02:55,375
‫- می‌دونم.
‫- می‌دونی؟

66
00:02:55,958 --> 00:02:57,416
‫جینی هم می‌دونه

67
00:02:59,166 --> 00:03:00,415
‫پلیس هم می‌دونه

68
00:03:00,416 --> 00:03:02,457
‫- جورجیا...الان زندانه!
‫- چی؟

69
00:03:02,458 --> 00:03:04,624
‫کی؟ از کجا...از کجا می‌دونی؟

70
00:03:04,625 --> 00:03:07,082
‫وقتی به جینی زنگ زد پیشش بودم

71
00:03:07,083 --> 00:03:08,375
‫پیشِ جینی بودی؟

72
00:03:09,750 --> 00:03:11,249
‫شما دوتا دوباره دارین تیک‌وتاک می‌زنین؟

73
00:03:11,250 --> 00:03:12,416
‫نه، اون فقط...

74
00:03:13,625 --> 00:03:16,375
‫بابت حرف‌های پائول توی تلویزیون خیلی ناراحت بود

75
00:03:17,541 --> 00:03:21,750
‫پس بهت زنگ زد و گفت این وقت شما
‫بیا فلان‌جا هم رو ببینیم؟

76
00:03:22,333 --> 00:03:24,291
‫چیز خاصی بین‌مون نیست. من فقط...

77
00:03:25,000 --> 00:03:27,165
‫می‌خوام پیشش باشم

78
00:03:27,166 --> 00:03:28,999
‫نمی‌دونم کار درست چیه...

79
00:03:29,000 --> 00:03:30,832
‫باشه. مگه جینی با ولف نبود؟

80
00:03:30,833 --> 00:03:33,249
‫- از هم جدا شدن
‫- چی؟ واقعاً؟

81
00:03:33,250 --> 00:03:35,165
‫- آره، ابی که اینطور که گفت!
‫- اوه!

82
00:03:35,166 --> 00:03:37,832
‫صبر کن و هفت‌صدتا قدم برگرد عقب

83
00:03:37,833 --> 00:03:41,333
‫ابی می‌دونه جینی و ولف از هم جدا شدن و من نمی‌دونم؟

84
00:03:41,916 --> 00:03:42,915
‫آره...

85
00:03:42,916 --> 00:03:45,290
‫- باز یه‌سر موضوع رو به خودت ربط نده مکس!
‫- باشه

86
00:03:45,291 --> 00:03:47,832
‫وایسا. حالش...حالش چطوره؟

87
00:03:47,833 --> 00:03:49,165
‫قطعاً خوب نیست

88
00:03:49,166 --> 00:03:51,791
‫واقعاً تعجب می‌کنم بعد از این همه
‫بلایی که سرش اومده هنوزم سرپاست!

89
00:03:54,250 --> 00:03:55,374
‫مارکوس

90
00:03:55,375 --> 00:03:57,083
‫وقتی که از مدرسه تعلیق شده بودی،

91
00:03:58,333 --> 00:03:59,458
‫در طول روز چیکارها می‌کردی؟

92
00:04:00,958 --> 00:04:03,333
‫- هیچی، سرم رو یه‌جوری گرم می‌کردم
‫- مشروب می‌خوردی؟

93
00:04:04,833 --> 00:04:05,666
‫نه

94
00:04:07,750 --> 00:04:08,625
ای خدا

95
00:04:27,958 --> 00:04:29,541
‫مرغ رو گذاشتی توی فر؟

96
00:04:30,583 --> 00:04:31,415
یادم رفت

97
00:04:31,416 --> 00:04:32,665
‫مکسین!

98
00:04:32,666 --> 00:04:35,166
‫ببخشید، داشتم مشق‌هام رو می‌نوشتم و...

99
00:04:41,354 --> 00:04:43,354
[هر اتفاقی‌ هم بیفته من پیشتم]

100
00:04:56,125 --> 00:04:58,666
‫سلام. کجا بودید؟ دیر وقته!

101
00:05:00,333 --> 00:05:01,166
‫سیمون...

102
00:05:04,625 --> 00:05:06,166
‫تنهاتون می‌ذارم صحبت کنید

103
00:05:10,083 --> 00:05:13,916
‫جینی...ازم می‌خواد پرونده جورجیا رو به‌عهده بگیرم

104
00:05:15,083 --> 00:05:16,165
‫چی؟

105
00:05:16,166 --> 00:05:17,290
‫آره

106
00:05:17,291 --> 00:05:18,707
‫و...

107
00:05:18,708 --> 00:05:21,374
‫منم بهش گفتم باید با تو صحبت کنم

108
00:05:21,375 --> 00:05:23,665
‫- وکیل خودش چی شد؟
‫- پائول فرستادتش پی کارش

109
00:05:23,666 --> 00:05:25,750
‫این چه وضعشه؟

110
00:05:26,666 --> 00:05:27,582
‫خب؟

111
00:05:27,583 --> 00:05:29,790
‫گفتی می‌خوای یه‌مدت تنها باشی و فکر کنی

112
00:05:29,791 --> 00:05:32,332
‫چیه؟ نکنه می‌خوای در حالی که
‫از پرونده زن سابقم دفاع می‌کنی

113
00:05:32,333 --> 00:05:34,332
‫به وضعیت رابطه‌مون فکر می‌کنی؟

114
00:05:34,333 --> 00:05:36,416
‫تو حتی ازش خوشت نمیاد!

115
00:05:37,000 --> 00:05:40,582
‫اصلاً واسه‌م مهم نیست چی کار کرده یا نکرده،
‫اون هنوزم مامان جینیه!

116
00:05:40,583 --> 00:05:43,124
‫یکی باید ازش دفاع کنه که واقعاً نگرانش باشه

117
00:05:43,125 --> 00:05:48,082
‫این قضیه واسه‌م مهمه
‫و برای همین هم واقعاً نگرانم

118
00:05:48,083 --> 00:05:51,375
‫و این‌که تو این رو نمی‌فهمی، خودش یه مشکل بزرگه!

119
00:05:53,583 --> 00:05:55,625
‫به‌نظرت تبرئه می‌شه؟

120
00:05:58,291 --> 00:05:59,915
‫باید اول ببینم چه مدارکی بر علیه‌ش دارن

121
00:05:59,916 --> 00:06:02,832
‫ببین، واقعاً نمی‌فهمم چرا یکی
‫دیگه رو پیدا نمی‌کنه!

122
00:06:02,833 --> 00:06:04,750
‫چرا اصلاً تو؟

123
00:06:09,375 --> 00:06:12,000
‫نمی‌دونم با چه رویی به جینی بگم
‫نمی‌خوام وکیل مامانش باشم!

124
00:06:14,583 --> 00:06:17,500
‫ظاهراً که تصمیمت رو گرفتی

125
00:06:27,375 --> 00:06:28,582
‫همه‌چی رو شنیدی؟

126
00:06:28,583 --> 00:06:33,207
‫مامان یه وکیل درست‌حسابی نیاز داره بابا،
‫نه یه وکیل دولتیِ درپیـت!

127
00:06:33,208 --> 00:06:36,083
‫خودش می‌تونه یکی رو پیدا کنه!

128
00:06:37,875 --> 00:06:39,875
‫مامان تسلیم شده، بابا!

129
00:06:40,500 --> 00:06:44,249
‫سیمون بیشتر از یه‌وکیل خودِ دادگاه به مامان اهمیت می‌ده

130
00:06:44,250 --> 00:06:45,290
‫این قضیه واسه‌ش مهمه!

131
00:06:45,291 --> 00:06:47,916
‫نهایت تلاشش رو می‌کنه چون دلش
‫نمی‌خواد تو رو از دست بده

132
00:06:48,500 --> 00:06:49,999
‫ببین جینی، اینی که می‌گی منصفانه نیست

133
00:06:50,000 --> 00:06:51,875
‫من باید هرکاری از دستم برمیاد انجام بدم

134
00:06:52,875 --> 00:06:55,416
‫اون مامان منه، خودت همین یکم پیش گفتی

135
00:07:00,291 --> 00:07:02,500
‫و می‌خوام دوباره برم دادگاه

136
00:07:04,041 --> 00:07:08,250
‫واسه‌م خیلی مهمه که اونجا باشم، می‌شه
‫بذاری خودم تصمیم بگیرم؟

137
00:07:17,541 --> 00:07:19,458
‫یادت رفت واحدها رو بنویسی

138
00:07:21,916 --> 00:07:23,583
‫پشمام، پاهام

139
00:07:24,125 --> 00:07:26,125
‫دیگه نمی‌تونم

140
00:07:27,250 --> 00:07:29,207
‫- خیلی خستمه
‫- بی‌خیال!

141
00:07:29,208 --> 00:07:31,624
‫دیگه آخراشه. بعدش بهت جایزه می‌دم‌ها

142
00:07:31,625 --> 00:07:33,457
‫- جایزه می‌دی؟
‫- اوهوم

143
00:07:33,458 --> 00:07:35,457
‫باشه. جایزه‌م چیـه؟

144
00:07:35,458 --> 00:07:38,583
‫- احساس رضایتِ از تلاش؟
‫- نه، لطفاً نه

145
00:07:39,083 --> 00:07:40,500
‫نمی‌شه مثلاً

146
00:07:41,375 --> 00:07:43,916
‫نمی‌دونم، کوکی‌ای چیزی بهم بدی؟

147
00:07:56,166 --> 00:07:57,624
‫ببخشید که مزاحم کلاس‌تون شدم

148
00:07:57,625 --> 00:07:58,749
‫چیه مامان؟

149
00:07:58,750 --> 00:08:01,624
‫بابات زنگ زد و چیزهای جالبی گفت!

150
00:08:01,625 --> 00:08:05,082
‫ظاهراً دیشب چند نفر خونه‌ش رو تخم‌مرغ بارون کردن!

151
00:08:05,083 --> 00:08:07,499
‫می‌دونی ممکنه کار کی باشه؟
‫مثلاً از بچه‌های مدرسه‌تون؟

152
00:08:07,500 --> 00:08:10,374
‫نه، کسی رو نمی‌شناسم که همچین کاری بکنه.
‫خیلی کار بچگونه‌ایه!

153
00:08:10,375 --> 00:08:13,165
‫- کاملاً بچگونه و مسخره!
‫- آره

154
00:08:13,166 --> 00:08:15,332
‫- قطعاً واسه جلب توجه بوده
‫- حتماً

155
00:08:15,333 --> 00:08:16,499
‫اوهوم

156
00:08:16,500 --> 00:08:19,957
‫فقط یه موضوعی هست،
‫زنگ درشون دوربین داشته

157
00:08:19,958 --> 00:08:23,624
‫و فیلم تو و دوست‌های خوشگلت رو در حال پرت کردن تخم‌مرغ

158
00:08:23,625 --> 00:08:25,333
‫به خونه‌شون ضبط کرده

159
00:08:25,833 --> 00:08:28,750
‫معلومه که اون دختره‌ی اسب‌سوار
‫مجبورش کرده دوربین زنگِ در بگیره!

160
00:08:34,000 --> 00:08:35,583
‫خب، الان چی می‌شه؟ تنبیهم می‌کنی؟

161
00:08:36,375 --> 00:08:37,833
‫نه

162
00:08:39,208 --> 00:08:41,750
‫اگه بابات بگه، آره

163
00:08:44,458 --> 00:08:45,500
‫مشق‌هات رو بنویس

164
00:08:49,916 --> 00:08:51,625
‫چقدر خوب رفتار کرد!

165
00:08:54,625 --> 00:08:58,625
‫آره، خیلی عجیب بود

166
00:09:00,166 --> 00:09:03,207
‫خب، بگو ببینم چه‌خبره؟

167
00:09:03,208 --> 00:09:06,290
‫خیلی ضایع بود. من و دوستام خونه‌ی بابام
‫رو تخم‌مرغ بارون کردیم چون حقش بود

168
00:09:06,291 --> 00:09:07,583
‫نه، منظورم این نبود

169
00:09:09,958 --> 00:09:11,125
‫ما هم رو بوسیدیم؟

170
00:09:15,166 --> 00:09:19,375
‫می‌دونم که تایپت نیستم، چون اصلاً
‫آدم لاشی‌ای نیستم، اما...

171
00:09:21,000 --> 00:09:22,333
‫خودم مشکلی ندارم...

172
00:09:24,208 --> 00:09:25,541
‫می‌خوای من رو ببوسی؟

173
00:09:29,083 --> 00:09:32,833
‫خب، من‌که قرار نیست ببوسمت
‫اما اگه مشکلی نداری...

174
00:10:00,458 --> 00:10:02,707
‫خیلی‌خب، چتون شده؟

175
00:10:02,708 --> 00:10:05,290
‫شما دوتا اصلاً توی تظاهر کردن خوب نیستید

176
00:10:05,291 --> 00:10:06,208
‫چی شده؟

177
00:10:09,583 --> 00:10:11,875
‫احتمالاً یکم دیگه توی اخبار اعلام می‌کنن

178
00:10:12,875 --> 00:10:14,291
‫جورجیا رفته زندان

179
00:10:16,583 --> 00:10:18,541
‫می‌خواست فرار کنه،
‫اما رفت خودش رو تحویل داد

180
00:10:20,208 --> 00:10:23,832
‫و این‌که موتور من الان توی اداره پلیسـه

181
00:10:23,833 --> 00:10:27,041
‫اگه امکانش هست یکی‌تون من رو ببره تحویلش بگیرم

182
00:10:29,750 --> 00:10:32,083
‫رفته زندان؟ از کجا می‌دونی؟

183
00:10:33,416 --> 00:10:35,332
‫مارکوس وقتی جورجیا به جینی زنگ زده پیشش بوده

184
00:10:35,333 --> 00:10:38,875
‫اما نگران نباشید، قرار نیست باز برن توی رابطه

185
00:10:43,916 --> 00:10:46,040
‫چی شده؟ عذاب وجدان داری؟

186
00:10:46,041 --> 00:10:50,207
‫برم ملاقت‌ش؟
‫نمی‌دونم چیکار کنم

187
00:10:50,208 --> 00:10:56,082
‫راستش رو بخوای هیچکس نمی‌دونه وقتی
‫همسایه آدم قاتل در میاد باید چیکار کرد...

188
00:10:56,083 --> 00:10:58,500
‫جورجیا حتماً الان خیلی ترسیده

189
00:11:10,041 --> 00:11:11,332
‫ولش کن!

190
00:11:11,333 --> 00:11:12,541
‫بگیرش! بگیرش!

191
00:11:13,291 --> 00:11:14,875
‫کونش رو پاره کن

192
00:11:16,333 --> 00:11:19,041
‫من تو رو می‌شناسم!

193
00:11:26,250 --> 00:11:27,583
‫طرفدار پر و پا قرصتـم!

194
00:11:28,583 --> 00:11:30,666
‫می‌شه بهم امضا بدی؟

195
00:11:31,250 --> 00:11:33,457
‫بعداً شاید....

196
00:11:33,458 --> 00:11:35,041
‫باشه

197
00:11:36,458 --> 00:11:37,833
‫خیلی خوبه که این‌جایی

198
00:11:38,416 --> 00:11:41,499
‫واقعاً خوشحالیم که «خانم شهردار خانم» اومده پیش‌مون

199
00:11:41,500 --> 00:11:43,915
‫راستش من کسی رو نکشتم

200
00:11:43,916 --> 00:11:45,915
‫- نه، معلومه که نه
‫- پس...

201
00:11:45,916 --> 00:11:49,708
‫البته خب می‌دونی، بعضی مردها واقعاً باید بمیرن

202
00:11:55,083 --> 00:11:57,791
‫خب، تو واسه چی این‌جایی؟

203
00:11:58,416 --> 00:11:59,249
‫ماشین دزدیدم!

204
00:11:59,250 --> 00:12:00,583
‫- اوه، حله
‫- آره

205
00:12:05,166 --> 00:12:07,458
‫هی، جریان اون تلفن ساندویچی چیـه؟

206
00:12:12,458 --> 00:12:16,333


207
00:12:16,333 --> 00:12:18,499
‫مکس، دیر کردی. داداشت منتظره.

208
00:12:18,500 --> 00:12:19,499
‫می‌دونم. ببخشید.

209
00:12:19,500 --> 00:12:22,957
‫امروز روز نمایشه و بهمون گفتن پیژامه و سوئیشرت بپوشیم

210
00:12:22,958 --> 00:12:25,749
‫تا جو راحت مدرسه رو نشون بدیم،
‫اما من نمی‌تونم شورت‌های قلب قرمزی‌م رو پیدا کنم

211
00:12:25,750 --> 00:12:27,082
‫واقعاً نمی‌فهمم چطوری

212
00:12:27,083 --> 00:12:30,207
‫توی سال گذشته تو 27 بار دیر رسیدی مدرسه
‫اما برادرت هیچی!

213
00:12:30,208 --> 00:12:32,790
‫شما که هم‌زمان حرکت می‌کنید
‫و با هم‌دیگه می‌رید!

214
00:12:32,791 --> 00:12:34,332
‫من باید به کلی آدم سلام کنم مامان!

215
00:12:34,333 --> 00:12:36,207
‫ببین، الان که برادرت برگشته مدرسه،

216
00:12:36,208 --> 00:12:37,582
‫حواست بهش هست دیگه؟

217
00:12:37,583 --> 00:12:39,540
‫- حواست باشه خودش رو توی دردسر نندازه
‫- مثلِ ناظم مدرسه؟

218
00:12:39,541 --> 00:12:41,124
‫مثل یه خواهر دلسوز!

219
00:12:41,125 --> 00:12:44,540
‫یه‌خورده سختشه، اوضاع‌ش مثل
‫تو روبه‌راه نیست...

220
00:12:44,541 --> 00:12:46,790
‫- آره، دائم این حرف رو می‌زنی...
‫- مکس

221
00:12:46,791 --> 00:12:49,415
‫نه، حواسم بهش هست. حتماً

222
00:12:49,416 --> 00:12:51,791
‫به‌نظرت حالش یکم بهتر نشده؟

223
00:12:53,041 --> 00:12:54,208
‫چرا، خیلی!

224
00:12:54,791 --> 00:12:58,207
‫آم، مامان...می‌شه نظرت رو درمورد
‫یه‌چیزی بدونم؟

225
00:12:58,208 --> 00:12:59,124
‫آره

226
00:12:59,125 --> 00:13:01,665
‫خب، تو می‌دونی که من و نورا و ابی...

227
00:13:01,666 --> 00:13:04,957
‫و جینی چقدر به‌هم دیگه نزدیک هستیم
‫و عاشق همیـم، درسته؟

228
00:13:04,958 --> 00:13:07,374
‫احساس می‌کنم اخیراً یکم عجیب‌غریب شدن

229
00:13:07,375 --> 00:13:09,207
‫و می‌خوام...در این‌باره باهاشون صحبت کنم

230
00:13:09,208 --> 00:13:10,832
‫- نه
‫- هنوز حرفام تموم نشده

231
00:13:10,833 --> 00:13:13,665
‫فقط...می‌خوام بهشون بگم این قضیه
‫داره من رو اذیت می‌کنه

232
00:13:13,666 --> 00:13:15,290
‫- بگم؟
‫- نه

233
00:13:15,291 --> 00:13:17,332
‫ولی اگه خودم کسی رو ناراحت کرده باشم،

234
00:13:17,333 --> 00:13:19,624
‫دوست دارم بهم بگن تا رفتارم رو درست کنم

235
00:13:19,625 --> 00:13:22,082
‫می‌دونم فکر می‌کنی با حرف زدن
‫همه‌چی درست می‌شه،

236
00:13:22,083 --> 00:13:26,207
‫اما تو می‌خوای خیلی جدی باهاشون حرف بزنی،
‫ولی ابی و نورا اهل این چیزها نیستن...

237
00:13:26,208 --> 00:13:28,415
‫آدم‌ها با هم‌دیگه فرق می‌کنن. همه که مثل تو نیستن!

238
00:13:28,416 --> 00:13:30,332
‫آره، خب راستش باید مثل من باشن!

239
00:13:30,333 --> 00:13:33,582
‫تو همه چیز رو خیلی بزرگ می‌کنی عزیزم،
‫بی‌خیال شو

240
00:13:33,583 --> 00:13:35,082
‫نمی‌خوام بی‌خیال باشم!

241
00:13:35,083 --> 00:13:38,040
‫می‌تونی دوستی‌ت رو باهاشون قطع کنم،
‫اینم یه راهشـه!

242
00:13:38,041 --> 00:13:39,749
‫آخه می‌خوام دوست بمونیم!

243
00:13:39,750 --> 00:13:42,999
‫جینی رو دوست دارم و الان
‫توی شرایط خیلی سختی قرار داره

244
00:13:43,000 --> 00:13:44,582
‫من می‌خوام پیشش باشم و بهش کمک کنم

245
00:13:44,583 --> 00:13:47,207
‫خب پس اگه این رو می‌خوای،
‫خودت رو بذار جاش و بعد باهاش حرف بزن

246
00:13:47,208 --> 00:13:50,040
‫و این‌که همه‌ش با کتاب‌هات بازی می‌کنی
‫و می‌اندازی‌شون این‌ور و اون‌ور

247
00:13:50,041 --> 00:13:52,625
‫هیچ کدوم رو نمی‌ذاری توی کیفت
‫ببری درس بخونی!

248
00:13:53,583 --> 00:13:55,999
‫رو رفتارهای جینی حساس نشو،
‫زیاد حالش خوب نیست

249
00:13:56,000 --> 00:13:57,499
‫آره، می‌دونم

250
00:13:57,500 --> 00:13:59,957
‫ممنونم محافظ اعظم جینی!

251
00:13:59,958 --> 00:14:01,665
‫ای شوالیه سفید نجیب

252
00:14:01,666 --> 00:14:05,166
‫کسی که با دست استوار و شهوت شعله‌ور
‫خود از او محافظت می‌کنی!

253
00:14:10,625 --> 00:14:11,458
‫چیه؟

254
00:14:12,541 --> 00:14:15,458
‫نصیحت خوبی بودها؛
‫«خودت رو بذار جاش و بعد باهاش حرف بزن»

255
00:14:25,583 --> 00:14:26,958
‫زیون فرستادت؟

256
00:14:27,791 --> 00:14:29,291
‫جینی ازم خواست بهتون کمک کنم

257
00:14:30,291 --> 00:14:31,833
‫و زیون هم موافقت کرد؟

258
00:14:35,833 --> 00:14:37,416
‫هنوزم باهم‌ـید؟

259
00:14:41,125 --> 00:14:42,333
‫چرا جدا شدین؟

260
00:14:44,416 --> 00:14:45,374
‫به‌خاطر تو

261
00:14:45,375 --> 00:14:46,457
‫من؟

262
00:14:46,458 --> 00:14:47,499
‫اوهوم

263
00:14:47,500 --> 00:14:50,708
‫پس چی؟ به‌خاطر عشق
‫بی‌پایانـت به‌دخترم این‌کارو می‌کنی؟

264
00:14:51,416 --> 00:14:53,416
‫چقدر با چهارتا لباس خریدن به‌هم نزدیک شدید!

265
00:14:57,541 --> 00:15:00,041
‫اما به‌خاطر این نیومدی این‌جا

266
00:15:01,625 --> 00:15:03,333
‫به‌خاطر اینه که عاشقِ زیونی!

267
00:15:04,708 --> 00:15:05,541
‫اره

268
00:15:07,041 --> 00:15:09,166
‫خوشحالم که بهم دروغ نگفتی!

269
00:15:10,166 --> 00:15:12,375
‫فکر نکنم دروغ گفتن کار درستی باشه

270
00:15:13,083 --> 00:15:14,000
‫نیست

271
00:15:14,916 --> 00:15:15,716
‫خوب می‌دونم

272
00:15:16,000 --> 00:15:18,165
‫داری تو دو جبهه می‌جنگی

273
00:15:18,166 --> 00:15:20,457
‫یکی دادگاه قانونی، یکی هم دادگاه افکار عمومی

274
00:15:20,458 --> 00:15:22,582
‫و داری هردوتاش رو می‌بازی!

275
00:15:22,583 --> 00:15:24,375
‫زبون هم تو رو دوست داره؟

276
00:15:26,875 --> 00:15:28,041
‫خودش که می‌گه آره

277
00:15:30,666 --> 00:15:32,666
‫اما فکر می‌کنی هنوز من رو دوست داره؟

278
00:15:33,625 --> 00:15:34,583
‫آره

279
00:15:39,291 --> 00:15:42,790
‫توییکس می‌خوری؟
‫ظاهراً این‌جا کلی طرفدار دارم

280
00:15:42,791 --> 00:15:45,791
‫بیا راجع به برنامه‌مون صحبت کنیم

281
00:15:48,916 --> 00:15:50,458
‫من‌که دارم می‌بازم

282
00:15:51,166 --> 00:15:53,958
‫اونقدر توی این بازی‌ها تجربه دارم که
‫بفهمم کی قراره ببازم!

283
00:15:54,458 --> 00:15:57,249
‫اول، باید دل مردم رو به دست بیاری

284
00:15:57,250 --> 00:16:00,041
‫- در حال حاضر، همه ازت متنفرن!
‫- عجب شروع خوبی!

285
00:16:00,750 --> 00:16:05,082
‫وکیل‌ت تلاش کرد تو رو به عنوان یه
‫شهروند درست‌حسابی جلوه بده

286
00:16:05,083 --> 00:16:06,332
‫همسر شهردار...

287
00:16:06,333 --> 00:16:08,750
‫مهربون و ساده

288
00:16:09,416 --> 00:16:10,375
‫ولی اینطور نیست

289
00:16:11,750 --> 00:16:13,540
‫وکیل قبلی‌م مهربون‌تر بود!

290
00:16:13,541 --> 00:16:16,958
‫اسمت به عنوان یه «قاتل خطرناک» پیچیده!

291
00:16:17,958 --> 00:16:21,750
‫همه از خلاف‌های گذشته و دوران بچگی‌ت خبر دارن

292
00:16:23,125 --> 00:16:24,583
‫باید تمام اینارو گردن بگیریم،

293
00:16:25,166 --> 00:16:26,333
‫نه این‌که ماست‌مالی‌ش کنیم

294
00:16:27,416 --> 00:16:28,708
‫تو یه بازنده‌ی فرضی‌ای که یهو برنده می‌شی!

295
00:16:29,250 --> 00:16:31,166
‫و همین برگ برنده‌ی ماست

296
00:16:31,750 --> 00:16:35,541
داستان رو عوض می‌کنیم
‫و به نفع خودمون تغییرش می‌دیم

297
00:16:36,208 --> 00:16:37,290
‫مردم عاشق بازنده‌های فرضی‌ان

298
00:16:37,291 --> 00:16:41,207
‫گذشته‌م چیزی نیست که بهش افتخار کنم؛
‫مطمئن باش!

299
00:16:41,208 --> 00:16:44,208
‫و بعد می‌ریم سراغِ دادگاه قانونی

300
00:16:44,958 --> 00:16:47,249
‫وکیل‌ت سعی کرد پرونده رو با این فرض که

301
00:16:47,250 --> 00:16:50,124
‫این اتفاق یک حادثه بوده نه یک قتل عمد، پیش ببره

302
00:16:50,125 --> 00:16:54,582
‫ولی از نظرم ما باید بریم سراغِ زنش

303
00:16:54,583 --> 00:16:57,875
‫- من تقصیر رو نمی‌اندازم گردن سینیتا
‫- خب انتخاب با خودته!

304
00:16:59,000 --> 00:17:01,040
‫ولی اگه نمی‌خوای تا آخر
‫عمرت توی زندان توییکس بخوری

305
00:17:01,041 --> 00:17:03,750
‫باید به حرف من گوش کنی!

306
00:17:13,833 --> 00:17:14,708
‫آستین!

307
00:17:16,208 --> 00:17:17,041
‫سلام

308
00:17:19,708 --> 00:17:21,540
‫با مامان حرف زدم. حالش خوبه

309
00:17:21,541 --> 00:17:23,499
‫نگران نباش. یه وکیل جدید براش پیدا کردیم

310
00:17:23,500 --> 00:17:24,750
‫نگران نیستم

311
00:17:25,375 --> 00:17:27,374
‫اون می‌خواست فرار کنه. ما رو ترک کرد

312
00:17:27,375 --> 00:17:29,665
‫اون...برگشت. خودش رو به پلیس معرفی کرد

313
00:17:29,666 --> 00:17:30,832
اون ول‌مون کرد

314
00:17:30,833 --> 00:17:32,040
‫نه؛ اینطوری نیست

315
00:17:32,041 --> 00:17:34,083
‫سلام جینی

316
00:17:34,875 --> 00:17:36,833
‫- بهش چی گفتی؟
‫- حقیقت رو!

317
00:17:37,458 --> 00:17:40,749
‫وقتی اوضاع به‌هم می‌ریزه، فرار می‌کنه
‫فقط به خودش فکر می‌کنه

318
00:17:40,750 --> 00:17:41,958
‫اون برگشت

319
00:17:43,333 --> 00:17:44,750
‫وکیل قبلیش چی شد؟

320
00:17:45,791 --> 00:17:47,041
‫پائول گفت دیگه بهش پول نمی‌ده

321
00:17:49,583 --> 00:17:51,041
‫پائول همچین کاری نمی‌کنه

322
00:17:51,625 --> 00:17:53,082
‫آستین، دیرمون شده‌ها

323
00:17:53,083 --> 00:17:55,375
‫برو سر کلاست، خواهرت رو بعداً می‌بینی

324
00:18:02,000 --> 00:18:05,749
‫ببین، می‌خوای حرفم رو باور کن، می‌خوای نکن

325
00:18:05,750 --> 00:18:07,749
‫اونقدری بالغ شدی که خودت تصمیم‌گیری کنی

326
00:18:07,750 --> 00:18:10,208
‫اما مامانت آدم خوبی نیست

327
00:18:11,000 --> 00:18:12,457
‫گوش آستین رو با این حرف‌ها پر می‌کنی؟

328
00:18:12,458 --> 00:18:15,875
‫آستین خوشحاله، حالش خیلی بهتره
‫زندگی کردن با من رو دوست داره

329
00:18:17,208 --> 00:18:19,832
‫اگه جای تو بودم بی‌خیال می‌شدم
‫و یه زندگی جدید شروع می‌کردم

330
00:18:19,833 --> 00:18:21,333
‫ما هم قراره همین کارو بکنیم

331
00:18:22,041 --> 00:18:22,957
‫منظورت چیـه؟

332
00:18:22,958 --> 00:18:25,499
‫دارم آستین رو می‌برم میشیگان. مامان‌بابام اونجام

333
00:18:25,500 --> 00:18:28,125
‫- قراره واسه‌م کار پیدا کنن
‫- داری می‌بریش؟

334
00:18:28,833 --> 00:18:30,499
‫نمی‌تونیم این‌جا بمونیم

335
00:18:30,500 --> 00:18:33,874
‫حتی اگه مامانت تبرئه بشه، باز همه بهش
‫می‌گن «این پسر خانم شهردار قاتله»

336
00:18:33,875 --> 00:18:36,499
‫خیلی اذیت می‌شه.
‫تو و بابات هم باید برید

337
00:18:36,500 --> 00:18:38,958
‫خب، صبرکن...
‫نمی‌تونیم که همینطوری ولش کنیم بریم!

338
00:18:40,791 --> 00:18:42,665
‫چرا؟ اون‌که شما رو ول کرد رفت!

339
00:18:42,666 --> 00:18:43,750
‫برگشت!

340
00:18:44,750 --> 00:18:47,207
‫مطمئنی؟ یا خودِ پلیس‌ها گرفتنش؟

341
00:18:47,208 --> 00:18:50,041
‫ممکنه باز هم دروغ گفته باشه؟

342
00:18:50,875 --> 00:18:51,957
‫هـوم...

343
00:18:51,958 --> 00:18:55,458
‫ببین، من با تو مشکلی ندارم

344
00:18:56,041 --> 00:18:59,874
‫تو دختر مهربون و خوبی هستی،
‫اما دست و پای من این‌جا بسته‌ست

345
00:18:59,875 --> 00:19:03,415
‫مامانت کاری کرد که دیگه هیچوقت
‫نتونم توی حوزه مالی کار پیدا کنم

346
00:19:03,416 --> 00:19:06,457
‫خواهش می‌کنم این‌کارو نکن. یه لحظه به آستین فکر کن.
‫ما به هم‌دیگه نیاز داریم

347
00:19:06,458 --> 00:19:08,082
‫به آستین فکر کردم همچین تصمیمی گرفتم!

348
00:19:08,083 --> 00:19:11,000
‫- می‌تونین تلفنی حرف بزنین!
‫- تلفنی؟ من خواهرشم!

349
00:19:12,291 --> 00:19:13,250
‫خواهر ناتنی!

350
00:19:14,291 --> 00:19:15,458
‫تو واقعاً آدم افتضاحی هستی!

351
00:19:17,041 --> 00:19:18,415
‫مامانم رو اذیت کردی!

352
00:19:18,416 --> 00:19:21,624
‫آدم خوبی نیستی، نمی‌خوام آستین پیشت باشه!

353
00:19:21,625 --> 00:19:25,332
‫می‌دونی چیـه؟ تو هم داری کم کم مثل مامانت می‌شی

354
00:19:25,333 --> 00:19:26,250
‫گیل!

355
00:19:29,208 --> 00:19:30,291
‫اسپری فلفلـه!

356
00:19:43,625 --> 00:19:44,540
‫جینی

357
00:19:44,541 --> 00:19:46,416
‫جینی، حالت خوبه؟

358
00:19:58,916 --> 00:20:01,541
‫از کی تا حالا ابی با رفیق‌های تو می‌گرده؟

359
00:20:03,500 --> 00:20:04,416
‫قهوه‌ست؟

360
00:20:05,333 --> 00:20:06,166
‫آره

361
00:20:06,708 --> 00:20:08,249
‫مکس، مارکوس. سلام

362
00:20:08,250 --> 00:20:09,790
‫- سلام.
‫- سلام.

363
00:20:09,791 --> 00:20:12,040
‫- سلام بیکرها
‫- سلام ابی

364
00:20:12,041 --> 00:20:15,415
‫می‌بینم با کسایی که می‌گردی که همیشه

365
00:20:15,416 --> 00:20:16,625
‫باهاشون می‌گشتی!

366
00:20:19,291 --> 00:20:22,124
‫دیشب کلی پیام دادی

367
00:20:22,125 --> 00:20:24,000
‫- چی شده؟
‫- دیدی‌شون؟

368
00:20:25,041 --> 00:20:26,624
یعنی دیدی و جواب ندادی؟

369
00:20:26,625 --> 00:20:29,165
‫کلی مشق داشتم،
‫نمی‌خواستم حواسم رو پرت کنم

370
00:20:29,166 --> 00:20:31,624
‫مکس، آخر هفته می‌ریم خونه‌ی برودی؟

371
00:20:31,625 --> 00:20:35,000
‫چون پرس پرس کارت شناسایی‌ش رو به
‫چوخ داده و نمی‌تونه چیزی واسه‌مون بخره

372
00:20:35,583 --> 00:20:36,749
‫باید یه‌نفر دیگه رو پیدا کنیم

373
00:20:36,750 --> 00:20:39,790
‫سیلور، می‌تونی با کارت شناسایی جعلی‌ت
‫واسه ابی چیزی بگیری؟

374
00:20:39,791 --> 00:20:41,332
‫- حتماً
‫- عالیه، ممنون

375
00:20:41,333 --> 00:20:44,249
‫- کارت شناسایی جعلی داری؟
‫- جعلی نیست

376
00:20:44,250 --> 00:20:46,957
‫کارت شناسایی خواهر بزرگمه،
‫چیز خاصی نیست

377
00:20:46,958 --> 00:20:48,582
‫قیافه‌هامون خیلی شبیه همـه

378
00:20:48,583 --> 00:20:50,665
‫دوباره با پرس حرف می‌زنی؟

379
00:20:50,666 --> 00:20:52,415
‫چرا نباید با پرس حرف بزنه؟

380
00:20:52,416 --> 00:20:54,000
‫چیزی نیست

381
00:20:55,250 --> 00:20:56,208
‫بعداً می‌بینمت

382
00:21:03,583 --> 00:21:04,500
‫هی، یه قلپـم به من بده

383
00:21:05,458 --> 00:21:06,708
‫نه، خودت برو بگیر

384
00:21:11,208 --> 00:21:13,332
‫سلام جینی. حالت خوبه؟

385
00:21:13,333 --> 00:21:15,207
‫الان وقتش نیست. بی‌خیال شو

386
00:21:15,208 --> 00:21:17,750
‫نمی‌خوام درمورد مامانم یا چیز دیگه‌ای صحبت کنم

387
00:21:20,333 --> 00:21:21,540
‫دستت قرمز شده...

388
00:21:21,541 --> 00:21:23,457
‫گفتم نمی‌خوام صحبت کنم!

389
00:21:23,458 --> 00:21:24,666
‫اما دستت...

390
00:21:26,083 --> 00:21:28,582
‫کی واسه کلاس انگلیسی پیشرفته آماده‌ست؟

391
00:21:28,583 --> 00:21:30,416
‫راستش هیچکس!

392
00:21:33,625 --> 00:21:35,040
‫- خدایا
‫- مارکوس یه قلپ بده دیگه

393
00:21:35,041 --> 00:21:38,291
‫وای مکس، برو بابا
‫چتـه؟

394
00:21:41,500 --> 00:21:42,500
‫خوبی؟

395
00:21:43,500 --> 00:21:45,250
‫خیلی نگرانِ مارکوسم

396
00:21:46,000 --> 00:21:47,916
‫حالش خوبه. نگران نباش

397
00:21:49,375 --> 00:21:52,166
‫از کی تا حالا ابی با اکیپ شما می‌گرده؟

398
00:21:52,666 --> 00:21:55,832
‫فکرکنم به‌خاطر اینه که ابی و تریس از هم خوش‌شون میاد

399
00:21:55,833 --> 00:21:58,082
‫- چی؟
‫- می‌دونم، باحال نیست؟

400
00:21:58,083 --> 00:22:01,583
‫نه، ابی از کسی خوشش نمیاد. از آدم‌ها متنفره

401
00:22:02,458 --> 00:22:05,958
‫اگه چیز خاصی بین ابی و تریس بود؛ اون بهم می‎گفت
‫ابی دوست صیمیمـه!

402
00:22:07,166 --> 00:22:08,790
‫نمی‌دونم...

403
00:22:08,791 --> 00:22:09,958
‫اما بعداً می‌بینمت

404
00:22:15,250 --> 00:22:19,165
‫ وقتی وسط صحرا هستی و خیلی گرمه

405
00:22:19,166 --> 00:22:22,290
‫لیموناد خیلی می‌چسبه

406
00:22:22,291 --> 00:22:25,582
‫آیس‌تی حسابی خنکت می‌کنه

407
00:22:25,583 --> 00:22:29,707
‫پس بیا همین حالا یدونه بخر!

408
00:22:29,708 --> 00:22:32,790
‫وای، چقدر قشنگ بود!

409
00:22:32,791 --> 00:22:36,457
‫فقط چیزی به خانواده‌ی «کلیفورد» نفروشید

410
00:22:36,458 --> 00:22:39,415
‫منتظرم زودتر برن، یا بمیرن، تا یه خانواده‌ی
‫درست‌حسابی بیاد جاون

411
00:22:39,416 --> 00:22:41,290
‫مامان، این رفتار درست نیست

412
00:22:41,291 --> 00:22:44,374
‫عزیزدلم، رفتار اون‌ها نیست.
‫مکس، یه لحظه بیا کارت دارم

413
00:22:44,375 --> 00:22:46,665
‫خیلی گرمه...

414
00:22:46,666 --> 00:22:48,915
‫لیموناد

415
00:22:48,916 --> 00:22:52,874
‫چرا به مارکوس نمی‌گی اونم بیاد
‫توی لیموناد فروختن بهتون کمک کنه؟

416
00:22:52,875 --> 00:22:54,707
‫چون اون پسـره!

417
00:22:54,708 --> 00:22:57,041
‫نه، اون داداشِ دوقلوتـه

418
00:22:57,625 --> 00:22:59,332
‫و این خیلی چیز خاصیـه!

419
00:22:59,333 --> 00:23:02,249
‫شما دو تا باید همیشه هوای هم رو داشته باشید

420
00:23:02,250 --> 00:23:03,707
‫یعنی می‌گی بهم نیاز داره نه؟

421
00:23:03,708 --> 00:23:05,166
‫خیلی می‌چسبه

422
00:23:11,875 --> 00:23:12,875
‫مارکوس

423
00:23:14,250 --> 00:23:16,082
‫ما می‌خوایم لیموناد بفروشیم

424
00:23:16,083 --> 00:23:18,166
‫- تو هم می‌خوای بهمون کمک کنی؟
‫- آره

425
00:23:18,958 --> 00:23:20,000
‫باشه مکس

426
00:23:25,875 --> 00:23:28,790
‫نمی‌دونستم برای ملاقات با
‫دوستم توی زندان چی بپوشم!

427
00:23:28,791 --> 00:23:31,082
‫ترکوندی که. لباست خیلی قشنگه!

428
00:23:31,083 --> 00:23:32,499
‫توی حراجی خریدمش!

429
00:23:32,500 --> 00:23:36,291
‫خب پائول کلاً رفت پی کارش؟

430
00:23:37,000 --> 00:23:38,540
‫کنفرانسش رو که دیدی...

431
00:23:38,541 --> 00:23:40,666
‫اوضاع‌ش زیاد خوب نبود

432
00:23:42,166 --> 00:23:43,791
‫این چند وقته جینی رو ندیدی؟

433
00:23:45,125 --> 00:23:46,957
‫همه‌ش با مارکوس دوتایی می‌رن بیرون

434
00:23:46,958 --> 00:23:49,290
‫نمی‌دونم حالا خوبه یا بد...

435
00:23:49,291 --> 00:23:50,415
‫خوبه

436
00:23:50,416 --> 00:23:52,832
‫هوای هم رو دارن. مارکوس واسه جینی هرکاری می‌کنه

437
00:23:52,833 --> 00:23:54,790
‫واقعاً قلب بزرگی داره

438
00:23:54,791 --> 00:23:58,166
‫دیگه زیادی بزرگه. یکم نگران کننده‌ست
‫خیلی احساساتیـه

439
00:23:58,833 --> 00:24:02,874
‫مکس هم همینطوری
‫دوتا بچه احساساتی به‌دنیا آوردم

440
00:24:02,875 --> 00:24:03,791
‫آره...

441
00:24:06,375 --> 00:24:10,625
‫به‌نظرت الکل و این‌ها که نمی‌خوره؟

442
00:24:12,666 --> 00:24:15,375
‫نه. چرا؟

443
00:24:15,916 --> 00:24:19,915
‫من با کلی آدم الکلی بزرگ شدم.
‫احساس می‌کنم یه مشکلی هست...

444
00:24:19,916 --> 00:24:23,040
‫نه. فکر نکنم الکلی باشه. فقط ۱۶ سالشـه

445
00:24:23,041 --> 00:24:25,041
‫خودم وقتی ۱۶  سالم بود می‌خوردم

446
00:24:27,000 --> 00:24:27,875
‫حواست بهش باشه

447
00:24:29,208 --> 00:24:31,333
‫ازت می‌خوام حواست به بچه‌های منم باشه

448
00:24:32,000 --> 00:24:33,082
‫یه سری بهشون بزن

449
00:24:33,083 --> 00:24:36,165
‫ببین اوضاع آستین توی مدرسه چطوریه
‫و مسواک می‌زنه یا نه...

450
00:24:36,166 --> 00:24:38,957
‫هیچوقت دندون‌های پشتیش رو مسواک نمی‌زنه.
‫فقط همین دوتای اول...

451
00:24:38,958 --> 00:24:41,708
‫مطمئن شو جینی حالش خوبه

452
00:24:42,583 --> 00:24:44,916
‫این چند وقته خیلی اذیت شد

453
00:24:45,708 --> 00:24:48,457
‫اون دختر خیلی جدی و باهوشیه، و...

454
00:24:48,458 --> 00:24:50,832
‫حواست باشه از بچگی‌ش لذت ببره

455
00:24:50,833 --> 00:24:52,624
‫و هرازگاهی هم سبزیجات بخوره

456
00:24:52,625 --> 00:24:53,749
‫از سبزیجات متنفره

457
00:24:53,750 --> 00:24:57,165
‫حقم داره؛ خیلی حالم‌بهم‌زنـن،
‫ولی خب ما پوکی استخوان تو خانواده ما ارثیـه

458
00:24:57,166 --> 00:24:59,958
‫فکر نکنم خبر داشته باشه؛ باید حواسش رو جمع کنه
‫و این‌که...

459
00:25:02,166 --> 00:25:03,833
‫وقتی رفت «پرام»...

460
00:25:04,625 --> 00:25:06,999
‫ازش کلی عکس بگیر، باشه؟

461
00:25:07,000 --> 00:25:09,000
‫- من...
‫- هنوزم شانس داری!

462
00:25:09,708 --> 00:25:11,875
‫هنوز تموم نشده

463
00:25:14,333 --> 00:25:15,708
‫چرا، تموم شده

464
00:25:16,708 --> 00:25:17,875
‫خودتم این رو می‌دونی

465
00:25:19,333 --> 00:25:20,791
‫برای همینم اومدی این‌جا

466
00:25:23,458 --> 00:25:24,375
‫دوستت دارم

467
00:25:25,416 --> 00:25:26,458
‫منم دوستت دارم

468
00:25:35,625 --> 00:25:36,708
‫سلام الـن

469
00:25:39,458 --> 00:25:40,500
‫سلام جـو

470
00:25:52,083 --> 00:25:53,499
‫می‌بینم که نتونستی خیلی دور بشی

471
00:25:53,500 --> 00:25:54,915
‫نه

472
00:25:54,916 --> 00:25:55,833
‫نتونستم

473
00:25:58,208 --> 00:26:00,416
‫واسه‌م کمک آوردی و توش سوهان گذاشتی؟

474
00:26:03,625 --> 00:26:05,208
‫وقتشه فرار کنیم و بریم کانادا؟

475
00:26:07,166 --> 00:26:08,208
‫آره

476
00:26:09,041 --> 00:26:11,708
‫فکر نکنم به این زودی‌ها بتونم جایی برم

477
00:26:14,916 --> 00:26:16,457
‫خب، واسه چی برگشتی؟

478
00:26:16,458 --> 00:26:19,833
‫ترک کردن شهر آسونه،
‫ترک کردن آدم‌ها نه...

479
00:26:21,291 --> 00:26:26,749
‫اما بعضی وقت‌ها، بهتره بعضیا رو فراموش کنیم

480
00:26:26,750 --> 00:26:28,458
‫بهتره من رو فراموش کنی

481
00:26:30,750 --> 00:26:31,666
‫تو...

482
00:26:32,833 --> 00:26:34,583
‫آدم بدی نیستی

483
00:26:37,416 --> 00:26:39,958
‫ممنون که اینطور فکر می‌کنی

484
00:26:44,375 --> 00:26:45,500
‫اگه آدم بدی باشم چی؟

485
00:26:46,833 --> 00:26:48,375
‫اگه این‌جا بودن حقم باشه چی؟

486
00:26:50,208 --> 00:26:52,291
‫- اگه اینطوری بهتر باشه چی؟
‫- بهتر نیست

487
00:26:54,083 --> 00:26:56,500
‫ببین، من می‌دونم تو گذشته خیلی سختی داشتی

488
00:26:57,666 --> 00:26:59,500
‫آدم بدی نیستی

489
00:27:01,083 --> 00:27:02,666
‫ببین، هرچی هم که باشه

490
00:27:03,875 --> 00:27:06,999
‫تو دوتا بچه فوق‌العاده بزرگ کردی، باشه؟

491
00:27:07,000 --> 00:27:08,041
‫کار خودت بود

492
00:27:08,916 --> 00:27:10,416
‫نباید تسلیم بشی

493
00:27:11,875 --> 00:27:15,541
‫- ساعت ملاقات به پایان رسید
‫- آم...خیلی زود می‌بینمت

494
00:27:17,333 --> 00:27:18,500
‫دفعه بعد که اومدم

495
00:27:33,208 --> 00:27:34,833
‫هی، حالت خوبه؟

496
00:27:40,500 --> 00:27:42,499
‫خیلی‌خب

497
00:27:42,500 --> 00:27:44,833
‫دوست داری یه چیزی بشنوی
‫که ممکنه حالتو سر جاش بیاره؟

498
00:27:46,958 --> 00:27:49,165
‫خب مامانم داشت پیشم غیبت می‌کرد،

499
00:27:49,166 --> 00:27:52,665
‫و ظاهرا، جو و سینتیا یه سَر و سِری داشتن

500
00:27:52,666 --> 00:27:56,290
‫- چی؟
‫- آره، قبل از اینکه تام بمیره

501
00:27:56,291 --> 00:27:59,290
‫آم، ولی توی مزرعهٔ آبی رابطه داشتن،
‫و تو اونجا کار می‌کردی

502
00:27:59,291 --> 00:28:02,415
‫- و احتمالا تو به اونجا دست زدی
‫- صبر کن، با همدیگه خوابیدن؟

503
00:28:02,416 --> 00:28:04,875
‫- اون‌ها... رابطه نامشروع داشتن؟
‫- دقیقا، همینو بگو

504
00:28:05,541 --> 00:28:06,375
‫اوغ

505
00:28:07,375 --> 00:28:08,750
‫سلام

506
00:28:09,541 --> 00:28:12,707
‫قرار درس خوندنت با تریس چطور بود؟
‫روی شیمیـت کار کردی؟

507
00:28:12,708 --> 00:28:14,333
‫ازت متنفرم

508
00:28:21,583 --> 00:28:23,958
‫- بالا نمیارم
‫- خوبه

509
00:28:25,291 --> 00:28:27,415
‫- بالا نیار
‫- خیلی گنده‌اش می‌کنید

510
00:28:27,416 --> 00:28:30,000
‫فکر می‌کنید کی هستید، مکسین؟

511
00:28:30,791 --> 00:28:31,625
‫جان؟

512
00:28:34,166 --> 00:28:35,207
‫در مورد چی حرف میزدیم؟

513
00:28:35,208 --> 00:28:36,207
‫آ...

514
00:28:36,208 --> 00:28:39,666
‫در مورد کلاس انگلیسی

515
00:28:42,250 --> 00:28:43,083
‫باشه

516
00:28:51,458 --> 00:28:54,124
‫همم! خیلی خوشمزه‌ست

517
00:28:54,125 --> 00:28:55,457
‫تازه، ضمنا،

518
00:28:55,458 --> 00:28:57,499
‫بابام فیلم ما رو گرفته
‫که به خونه‌اش تخم‌مرغ پرت می‌کنیم،

519
00:28:57,500 --> 00:29:00,041
‫و لباس‌های پری‌مون
‫در واقع اصلا به درد نخورد

520
00:29:06,333 --> 00:29:07,249
‫چی؟

521
00:29:07,250 --> 00:29:08,958
‫اوه. آم...

522
00:29:10,416 --> 00:29:13,416
‫بابام با دوست‌دخترش توی یه خونه زندگی می‌کنن،
‫واسه همین به خونه‌اش تخم‌مرغ پرت کردیم

523
00:29:16,166 --> 00:29:18,749
‫آم... از دختره متنفریم، آره؟

524
00:29:18,750 --> 00:29:20,375
‫- الی؟
‫- آنا

525
00:29:21,583 --> 00:29:23,124
‫دیدمش. خانم خوبیه

526
00:29:23,125 --> 00:29:25,207
‫خب واضحه ما... ازش متنفریم

527
00:29:25,208 --> 00:29:27,375
‫اون... اون مهربونه

528
00:29:29,416 --> 00:29:30,625
‫کِی اونو دیدی؟

529
00:29:31,125 --> 00:29:33,583
‫آم... شام خوردیم

530
00:29:34,791 --> 00:29:36,458
‫کِی به خونه جان تخم‌مرغ پرت کردید؟

531
00:29:37,625 --> 00:29:39,874
‫اون شب بود.
‫فکر کنم تو...

532
00:29:39,875 --> 00:29:42,958
‫- احتمالا تمرینی‌چیزی داشتی
‫- اوهوم

533
00:29:43,875 --> 00:29:44,750
‫با آرایش پری؟

534
00:29:47,666 --> 00:29:48,500
‫جالب میاد

535
00:29:50,208 --> 00:29:51,166
‫کلاه‌گیس گذاشته بودید؟

536
00:29:51,750 --> 00:29:53,165
‫ببین، فقط...

537
00:29:53,166 --> 00:29:54,374
‫نمی‌خواستیم بهت بگیم

538
00:29:54,375 --> 00:29:56,750
‫چون نمی‌خواستیم حس کنی جدا افتادی

539
00:29:57,666 --> 00:29:59,166
‫ولی همین کار رو کردید

540
00:30:05,000 --> 00:30:06,665
‫شما هنوز واسه نمایش موس میاید؟

541
00:30:06,666 --> 00:30:07,582
‫- آره
‫- حتما

542
00:30:07,583 --> 00:30:09,332
‫- خدای من، البته
‫- همم

543
00:30:09,333 --> 00:30:11,416
‫خوبه. ممنون

544
00:30:11,916 --> 00:30:15,875
‫و آ... رازهای دیگه‌ای نیست
‫که از من قایم کرده باشید؟

545
00:30:22,958 --> 00:30:26,666
‫آفرین مارکی،
‫ولی اعداد زوج واسه لیمو می‌خوای

546
00:30:27,666 --> 00:30:28,500
‫باشه

547
00:30:31,041 --> 00:30:32,540
‫سلام!

548
00:30:32,541 --> 00:30:34,374
‫چطور پیش میره؟

549
00:30:34,375 --> 00:30:36,333
‫- سلام مامان!
‫- سلام!

550
00:30:36,916 --> 00:30:39,040
‫اوه، بدم نمیاد لیموناد بخورم

551
00:30:39,041 --> 00:30:44,915
‫اوه، اون خجالتیه، ولی می‌تونم بهت کمک بدم.
‫لیموناد معمولی یا صورتی؟

552
00:30:44,916 --> 00:30:46,791
‫صورتی لطفا

553
00:30:47,458 --> 00:30:49,541
‫- سلام بِو
‫- سلام!

554
00:30:50,208 --> 00:30:52,624
‫ممنون. همم

555
00:30:52,625 --> 00:30:54,249
‫همم. همم!

556
00:30:54,250 --> 00:30:58,290
‫وای، عالیه.
‫بوفه‌تون می‌ترکونه

557
00:30:58,291 --> 00:30:59,957
‫هی. لبم خشک شده

558
00:30:59,958 --> 00:31:02,208
‫- دارم از تشنگی می‌میرم
‫- بابا!

559
00:31:02,958 --> 00:31:04,416
‫سلام بچه‌جون!

560
00:31:04,916 --> 00:31:06,833
‫برو

561
00:31:09,208 --> 00:31:10,040
‫سلام جان

562
00:31:10,041 --> 00:31:11,999
‫بابا، رقص ما رو نگاه کن

563
00:31:12,000 --> 00:31:14,875
‫- باشه، حتما. شروع کنید
‫- به جای خود!

564
00:31:16,958 --> 00:31:18,790
‫و سه، دو، یک

565
00:31:18,791 --> 00:31:20,458
‫وقتی وسط صحرا هستی...

566
00:31:21,041 --> 00:31:21,874
‫نانسی چطوره؟

567
00:31:21,875 --> 00:31:24,333
‫- می‌دونی، اون...
‫- مامان! داریم اجرا می‌کنیم

568
00:31:25,208 --> 00:31:26,041
‫ببخشید

569
00:31:26,625 --> 00:31:30,332
‫ وقتی وسط صحرا هستی و خیلی گرمه

570
00:31:30,333 --> 00:31:32,249
‫ لیموناد خیلی...

571
00:31:32,250 --> 00:31:34,582
‫- سفر رم چطور بود؟
‫- مامان!

572
00:31:34,583 --> 00:31:38,332
‫- خیلی روی این رقص کار کردیم
‫- هی، بد خلقی نکن

573
00:31:38,333 --> 00:31:41,958
‫نمی‌کنم!
‫فقط می‌خواستم رقص‌مون رو ببینی!

574
00:32:06,916 --> 00:32:11,207
‫من خوبم ناراحت نیستم

575
00:32:11,208 --> 00:32:13,416
‫- من خوبم...
‫- خب، راستش من خیلی مضطربم

576
00:32:14,041 --> 00:32:16,083
‫من همیشه شب افتتاحیه ترس دارم

577
00:32:16,750 --> 00:32:20,457
‫واقعا؟ بهت نمی‌خوره بترسی

578
00:32:20,458 --> 00:32:21,458
‫عه

579
00:32:22,083 --> 00:32:23,499
‫خوب شد فهمیدم

580
00:32:23,500 --> 00:32:26,208
‫اینکه ظاهر و احساسم فرق داره

581
00:32:26,791 --> 00:32:28,665
‫خب، بعد موس، امسال...

582
00:32:28,666 --> 00:32:30,457
‫تموم میشه

583
00:32:30,458 --> 00:32:32,540
‫می‌دونم.
‫دانشگاه نیویورک، دارم میام

584
00:32:32,541 --> 00:32:34,624
‫- آره، ترسم بیشتره
‫- عه

585
00:32:34,625 --> 00:32:37,915
‫ببخشید. تو سوفی سانچز هستی، خب؟

586
00:32:37,916 --> 00:32:39,458
‫دانشگاه نیویورک رو به اسم خودت می‌کنی

587
00:32:40,958 --> 00:32:42,375
‫مکس...

588
00:32:43,083 --> 00:32:45,250
‫تو همیشه به همه روحیه میدی

589
00:32:52,416 --> 00:32:54,000
‫آم، توی سالن می‌بینمت، باشه؟

590
00:32:55,208 --> 00:32:56,041
‫باشه

591
00:33:08,958 --> 00:33:09,790
‫- سلام مکس
‫- سلام

592
00:33:09,791 --> 00:33:11,249
‫- چه خبر؟
‫- خبری نیست

593
00:33:11,250 --> 00:33:12,915
‫- مکس. چی...
‫- چیکار می‌کنی؟

594
00:33:12,916 --> 00:33:15,332
‫- مارکوس! هی. مارکوس!
‫- مال منه!

595
00:33:15,333 --> 00:33:16,833
‫مارکوس!

596
00:33:17,416 --> 00:33:19,333
‫واسه ابی‌ـه

597
00:33:20,250 --> 00:33:21,916
‫سیلور گفت واسش بخرم

598
00:33:22,958 --> 00:33:25,416
‫نه. بطری‌های توی گاراژ رو دیدم

599
00:33:26,625 --> 00:33:27,666
‫باشه، خب؟

600
00:33:30,208 --> 00:33:32,624
‫دست بردار، مارکوس. مشکلی داری؟

601
00:33:32,625 --> 00:33:34,250
‫مکس، نه، بی خیال

602
00:33:35,375 --> 00:33:37,665
‫گنده‌اش نکن.
‫چیز خاصی نیست، خب؟

603
00:33:37,666 --> 00:33:40,916
‫- اگه کمک می‌خوای، می‌تونیم با مامان حرف...
‫- من هیچ مشکلی ندارم

604
00:33:43,208 --> 00:33:45,958
‫اگه به مامان و بابا بگی،
‫هیچ‌وقت باهات حرف نمیزنم

605
00:33:46,958 --> 00:33:48,666
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمت

606
00:33:50,125 --> 00:33:51,125
‫میشه فقط...

607
00:33:52,458 --> 00:33:53,458
‫بی خیال بشی؟

608
00:34:36,083 --> 00:34:38,832
‫- الو؟
‫- واقعا فکر می‌کنی من شانس دارم؟

609
00:34:39,760 --> 00:34:41,915
‫آ... از کجا موبایل آوردی؟

610
00:34:41,916 --> 00:34:44,665
‫چند تا دختر امضای منو می‌خواستن،
‫با قهوه معامله کردم

611
00:34:44,666 --> 00:34:46,999
‫و قهوه رو به بث بند سی دادم،
‫که با دخترهای توی آشپزخونه در ارتباطه،

612
00:34:47,000 --> 00:34:48,290
‫که با بند دی حرف میزنن، که...

613
00:34:48,291 --> 00:34:50,165
‫خیلی‌خب، باید سریع موبایل رو از بین ببری

614
00:34:50,166 --> 00:34:53,499
‫داشتم به حرفت فکر می‌کردم، و حق با توئه

615
00:34:53,500 --> 00:34:56,790
‫همه دارن داستان منو میگن جز خودم.
‫اون‌ها هیچی نمی‌دونن

616
00:34:56,791 --> 00:35:00,083
‫دلم می خواد ببینم کدومشون تو اون دادگاه می‌تونه
‫توی نوجوونی از پس بزرگ کردن دو تا بچه بربیاد

617
00:35:00,833 --> 00:35:03,790
‫بدون دیپلم، بدون پدر و مادر،
‫بدون پول، هیچی

618
00:35:03,791 --> 00:35:04,750
‫و من تونستم

619
00:35:05,500 --> 00:35:07,540
‫اون‌ها بچه‌های خوبی هستن.
‫به خاطر تربیت منه

620
00:35:07,541 --> 00:35:10,332
‫باید بهم پاداش بدن.
‫باید یه مدال کوفتی گردنم بندازن

621
00:35:10,333 --> 00:35:12,707
‫بیا تمرکزمون رو بذاریم
‫روی بیرون آوردنت از زندان،

622
00:35:12,708 --> 00:35:15,207
‫بعدش درخواست میدیم
‫جایزه صلح نوبل رو بهت بدن، باشه؟

623
00:35:15,208 --> 00:35:17,832
‫همه دارن در مورد من حرف میزنن.
‫می‌خوام جوابشون رو بدم

624
00:35:17,833 --> 00:35:19,291
‫می‌خوای توی جایگاه شهود بایستم

625
00:35:21,166 --> 00:35:22,415
‫فکر بدیه؟

626
00:35:22,416 --> 00:35:24,677
‫فکر خوبی نیست

627
00:35:27,458 --> 00:35:28,958
‫من... توصیه نمی‌کنم

628
00:35:30,708 --> 00:35:32,083
‫فرق کردی

629
00:35:32,833 --> 00:35:34,041
‫چی عوض شده؟

630
00:35:38,708 --> 00:35:40,250
‫پرونده‌ها رو خوندی؟

631
00:35:42,666 --> 00:35:43,500
‫آره

632
00:35:44,125 --> 00:35:46,541
‫گفتی بهم دروغ نمیگی.
‫الان بهم دروغ نگو

633
00:35:48,750 --> 00:35:51,541
‫ذره‌ای شانس
‫واسه پیروزی توی این پرونده دارم؟

634
00:35:55,666 --> 00:35:57,125
‫فکر می‌کنم هنوز شانس داری

635
00:36:04,750 --> 00:36:05,625
‫خیلی‌خب

636
00:36:08,791 --> 00:36:09,625
‫باشه

637
00:36:12,958 --> 00:36:14,458
‫- جورجیا...
‫- هی سیمون

638
00:36:15,541 --> 00:36:17,666
‫زیون دیگه منو دوست نداره

639
00:36:18,500 --> 00:36:19,582
‫مدت‌ها دوست داشت،

640
00:36:19,583 --> 00:36:22,625
‫اما دلیل داشت که به سرانجام نرسید

641
00:36:29,833 --> 00:36:30,750
‫چطور پیش میره؟

642
00:36:32,958 --> 00:36:33,791
‫آم...

643
00:36:35,166 --> 00:36:36,416
‫عالی نیست

644
00:36:38,208 --> 00:36:40,833
‫می‌دونستم فکر بدیه،
‫که پای تو رو وسط بکشم

645
00:36:42,916 --> 00:36:46,707
‫من وکیل کِیفری
‫یکی از بهترین شرکت‌های حقوقی هستم،

646
00:36:46,708 --> 00:36:50,166
‫و حتی یه بار هم نظر منو نپرسیدی

647
00:36:51,500 --> 00:36:55,749
‫می‌‌دونی واسم چقدر سخت بود

648
00:36:55,750 --> 00:37:00,166
‫اینکه یه گوشه بشینم
‫و سعی کنم دخالت نکنم؟

649
00:37:00,750 --> 00:37:02,166
‫و آره، منو می‌ترسونه...

650
00:37:03,833 --> 00:37:05,750
‫اینکه اون همیشه اولویته

651
00:37:07,458 --> 00:37:11,916
‫اینکه من هیچ‌وقت به اندازهٔ اون، تو رو ندارم

652
00:37:12,500 --> 00:37:14,625
‫اگه قراره واقعا با هم باشیم...

653
00:37:15,666 --> 00:37:19,333
‫می‌خوام اولین نفری باشم که میای پیشش.
‫می‌خوام جزوی ازش باشم

654
00:37:22,041 --> 00:37:26,708
‫این کار رو می‌کنم چون جینی ازم خواست،
‫ولی تو باید می‌گفتی

655
00:37:28,458 --> 00:37:29,749
‫زیون، من دوستت دارم

656
00:37:46,166 --> 00:37:48,500
‫چطوری می‌خوایم
‫از این مخمصه جون سالم به در ببریم؟

657
00:37:50,250 --> 00:37:54,625
‫حسرت می‌خورم که برای خیلی چیزها نجنگیدم،
‫ولی می‌خوام برای تو بجنگم

658
00:37:56,791 --> 00:37:58,874
‫گوش کن، درک می‌کنم. می‌فهمم

659
00:37:58,875 --> 00:38:00,666
‫اون...

660
00:38:01,458 --> 00:38:02,333
‫اون رودست نداره

661
00:38:03,333 --> 00:38:04,166
‫همم

662
00:38:04,916 --> 00:38:07,375
‫فکر کنم حتی ممکنه ازش خوشم اومده باشه

663
00:38:10,666 --> 00:38:12,666
‫اما الان بهش دروغ گفتم

664
00:38:14,125 --> 00:38:15,458
‫اون آزاد نمیشه

665
00:38:16,416 --> 00:38:17,665
‫مدارک رو دیدم

666
00:38:17,666 --> 00:38:20,374
‫از نظر پزشکی مشخصه

667
00:38:20,375 --> 00:38:22,375
‫که اون به قتل رسیده

668
00:38:23,041 --> 00:38:24,915
‫دو تا فرد بالغ توی خونه بودن،

669
00:38:24,916 --> 00:38:28,291
‫و هیئت منصفه شنیده
‫که یکی از دو نفر قاتل زنجیره‌ایه

670
00:38:28,791 --> 00:38:31,375
‫و سینتیا خیلی دلسوز به نظر اومده

671
00:38:31,875 --> 00:38:34,750
‫فکر می‌کنی جینی هیچ‌وقت بتونه منو ببخشه
‫اگه نتونم به مامانش کمک کنم؟

672
00:38:40,958 --> 00:38:42,624
‫جینی. سلام

673
00:38:42,625 --> 00:38:44,082
‫اومدم خونه لباس عوض کنم

674
00:38:44,083 --> 00:38:47,832
‫دو تا از دوست‌هام ستاره‌های
‫تئاتر موزیکال امشب هستن، پس...

675
00:38:47,833 --> 00:38:48,875
‫چطورید؟

676
00:38:49,583 --> 00:38:51,000
‫- خوبیم
‫- آ... اوهوم

677
00:38:51,500 --> 00:38:52,458
‫خوبیم

678
00:38:53,416 --> 00:38:54,250
‫آره

679
00:39:00,750 --> 00:39:03,208
‫سنگ تموم می‌ذاری

680
00:39:04,208 --> 00:39:05,833
‫ممنون

681
00:39:07,000 --> 00:39:08,415
‫ابی و تریس بانمک نیستن؟

682
00:39:08,416 --> 00:39:09,457
‫چرا

683
00:39:09,458 --> 00:39:13,207
‫خیلی خوشحالم می‌بینم ابی
‫بالاخره از یه نفر خوشش اومده

684
00:39:13,208 --> 00:39:14,750
‫رابطه دارن؟

685
00:39:19,125 --> 00:39:22,333
‫ببین... نمی‌خواست بهت بگیم

686
00:39:23,166 --> 00:39:24,375
‫ولی چرا؟

687
00:39:25,666 --> 00:39:28,041
‫- احساس می‌کنم جدا افتادم
‫- نیفتادی

688
00:39:31,916 --> 00:39:33,415
سه‌تایی گروه زدید؟

689
00:39:33,416 --> 00:39:37,083
‫چیزه...

690
00:39:37,666 --> 00:39:39,000
‫چی نوشته؟

691
00:39:40,666 --> 00:39:43,041
‫ابی نوشته جینی میاد یا نه.

692
00:39:44,583 --> 00:39:45,708
‫جینی اینجا نیست؟

693
00:39:47,458 --> 00:39:49,707
‫ستاره کوچولوی من چطوره؟

694
00:39:49,708 --> 00:39:51,040
‫- می‌دونی...
‫- خب؟

695
00:39:51,041 --> 00:39:53,040
‫باید برم روی سن

696
00:39:53,041 --> 00:39:55,832
‫و وانمود کنم همه‌چیز مرتبه
‫وقتی هیچ مرتب نیست،

697
00:39:55,833 --> 00:39:57,124
‫که باید واسم طبیعی باشه

698
00:39:57,125 --> 00:40:00,165
‫به خاطر تمرین‌هایی که هر روز انجام میدم

699
00:40:00,166 --> 00:40:03,833
‫آره! جونم روحیه!
‫برنامه باید ادامه پیدا کنه

700
00:40:04,958 --> 00:40:06,374
‫- سلام
‫- سلام

701
00:40:19,587 --> 00:40:21,962
‫خب که چی،
‫پرس و سامانتا از این نمایش بالاترن؟

702
00:40:23,625 --> 00:40:25,250
‫این‌جوری فکر می‌کنن

703
00:40:28,500 --> 00:40:30,791
‫خیلی‌خب، مکس نقش اصلیه

704
00:40:31,458 --> 00:40:34,291
‫خیلی‌خب،
‫خب اون نقش موس رو بازی می‌کنه؟ یا...

705
00:40:34,916 --> 00:40:35,916
‫نقش‌های موس

706
00:40:37,541 --> 00:40:40,165
‫موس... اسمش موسه، ابز

707
00:40:40,166 --> 00:40:42,166
‫خب، مشخصه باید موش داشته باشه

708
00:40:43,625 --> 00:40:45,666
‫هی، جینی اومده؟

709
00:40:46,416 --> 00:40:48,041
‫- باید میومد.
‫- باشه

710
00:40:53,666 --> 00:40:55,499
‫برای لیندا،

711
00:40:55,500 --> 00:41:02,208
‫با عشق، خانم شهردار قاتل

712
00:41:02,791 --> 00:41:03,875
‫خیلی ممنون

713
00:41:09,083 --> 00:41:10,499
‫پنج دقیقه وقت داریم

714
00:41:10,500 --> 00:41:11,582
‫باشه

715
00:41:11,583 --> 00:41:16,958
‫خیلی‌خب مامان، جو و سینتیا
‫وقتی تام زنده بود رابطه داشتن

716
00:41:17,541 --> 00:41:18,583
‫می‌تونی از این بهونه استفاده کنی

717
00:41:19,458 --> 00:41:21,750
‫باعث میشه سینتیا گناهکار جلوه کنه و...

718
00:41:26,250 --> 00:41:27,500
‫خدای من، تو خبر داشتی

719
00:41:28,958 --> 00:41:31,207
‫اما اونوقت چرا؟
‫چرا ازش استفاده نکردی؟

720
00:41:31,208 --> 00:41:32,957
‫چون نمی‌تونم این کار رو در حقش انجام بدم

721
00:41:32,958 --> 00:41:34,750
‫حالا وجدان داری؟

722
00:41:38,250 --> 00:41:39,708
‫باورت نمی‌کنم

723
00:41:40,291 --> 00:41:43,000
‫این همه تصمیم‌های مختلف گرفتی
‫که روی ما تاثیر داره و الان تسلیم میشی

724
00:41:43,791 --> 00:41:47,375
‫تو... تو همیشه می‌خوای
‫من مسئولیت قبول کنم، درسته؟

725
00:41:48,041 --> 00:41:49,958
‫دارم همین کار رو می‌کنم

726
00:41:52,125 --> 00:41:53,750
‫گیل، آستین رو می‌بره

727
00:41:55,291 --> 00:41:57,625
‫اونو می‌بره میشیگان

728
00:42:04,916 --> 00:42:06,999
‫به نظر آستین راضیه

729
00:42:07,000 --> 00:42:08,832
‫حتی خوشحاله

730
00:42:08,833 --> 00:42:11,457
‫گیل نمی‌تونه آستین رو بزرگ کنه.
‫واسش مضره

731
00:42:11,458 --> 00:42:13,415
‫هلو جونم...

732
00:42:13,416 --> 00:42:14,624
‫گیل اونو دوست داره

733
00:42:14,625 --> 00:42:17,207
‫هر چی که باشه، اون همیشه آستین رو دوست داره

734
00:42:17,208 --> 00:42:19,708
‫گیل خطرناکه

735
00:42:20,291 --> 00:42:23,250
‫گیل هیچ‌وقت به اون صدمه نمیزنه.
‫فقط منو کتک میزنه

736
00:42:26,458 --> 00:42:27,583
‫و منو

737
00:42:29,041 --> 00:42:31,083
‫- اون به منم آسیب زده، مامانم
‫- چی...

738
00:42:42,500 --> 00:42:44,041
‫هلوی من

739
00:42:48,833 --> 00:42:50,541
‫ببخشید. من...

740
00:42:55,083 --> 00:42:56,500
‫عه

741
00:43:06,916 --> 00:43:08,500
‫اون آستین رو دوست داره

742
00:43:10,708 --> 00:43:13,415
‫به اون صدمه نزده.
‫کاری به اون نداره

743
00:43:13,416 --> 00:43:15,208
‫جای آستین امنه

744
00:43:17,625 --> 00:43:19,707
‫اما دیگه نباید نزدیک اون بشی، فهمیدی؟

745
00:43:19,708 --> 00:43:20,666
‫مامان

746
00:43:22,708 --> 00:43:25,165
‫عشق یعنی تسلیم نشدن.
‫یعنی پاش وایسی، باشه؟

747
00:43:25,166 --> 00:43:26,083
‫آره

748
00:43:27,000 --> 00:43:27,958
‫من اینجام

749
00:43:29,166 --> 00:43:30,416
‫واسه تو این کار رو کردم

750
00:43:31,833 --> 00:43:33,000
‫فرار نکردم

751
00:43:34,125 --> 00:43:36,208
‫اما راه دیگه‌ای وجود نداره

752
00:43:37,958 --> 00:43:39,625
‫و ثابت نمی‌کنم حق با اون‌هاست

753
00:43:40,916 --> 00:43:43,416
‫اون هیولایی که فکر می‌کنن نمیشم

754
00:43:45,166 --> 00:43:47,125
‫سیمون فکر می‌کنه می‌بازی

755
00:43:53,625 --> 00:43:54,833
‫می‌دونم، هلوی من

756
00:43:55,916 --> 00:43:58,208
‫می‌دونم می‌بازم

757
00:44:33,125 --> 00:44:35,665
‫لطفا همگی سر جای خود بشینن

758
00:44:35,666 --> 00:44:37,540
‫برنامه قراره شروع بشه

759
00:44:37,541 --> 00:44:41,332
‫به نمایش موس دبیرستان ولزبری خوش آمدید

760
00:44:41,333 --> 00:44:43,707
‫لطفا در هنگام اجرای برنامه موبایل خود
‫را در حالت سکوت قرار دهید

761
00:44:43,708 --> 00:44:45,290
‫این نمایش به مضامینی می‌پردازد...

762
00:44:45,291 --> 00:44:46,499
‫جای کَسیه؟

763
00:44:46,500 --> 00:44:48,499
‫یه شماره در برنامه وجود داره...

764
00:44:48,500 --> 00:44:50,375
‫- میری اونور؟
‫- آره

765
00:44:51,166 --> 00:44:53,832
‫- بیا
‫- و حالا، بدون تاخیر بیشتر،

766
00:44:53,833 --> 00:44:54,750
‫موس!

767
00:45:14,666 --> 00:45:18,249
‫ من دردسرم، از اون دردسرهای گنده

768
00:45:18,250 --> 00:45:19,249
‫ من دردسرم

769
00:45:19,250 --> 00:45:21,915
‫ د ر د س ر

770
00:45:21,916 --> 00:45:24,999
‫ به سمت چپ، به سمت راست

771
00:45:25,000 --> 00:45:29,082
‫ قراره بدنتو بلرزونی و خودتو به شب بسپاری

772
00:45:29,083 --> 00:45:31,332
‫لونا، بی خیال. با جدیت بخون

773
00:45:31,333 --> 00:45:34,457
‫لستر، من خسته شدم.
‫از سر شب دارم می‌خونم. منم آدمم

774
00:45:34,458 --> 00:45:36,832
‫زود باش، عزیزم.
‫به خاطر تماشاگرها بخون

775
00:45:36,833 --> 00:45:39,457
‫این تماشاگرها اهمیت میدن من مُردم یا زنده؟

776
00:45:39,458 --> 00:45:41,582
‫نه. شروع کن

777
00:45:41,583 --> 00:45:44,666
‫ خودتو تکون بده

778
00:45:45,250 --> 00:45:48,624
‫ خودتو رها کن، تسلیم صدا شو

779
00:45:48,625 --> 00:45:52,665
‫ صدا، صدا

780
00:45:52,666 --> 00:45:54,999
‫ د ر د س ر

781
00:45:55,000 --> 00:45:56,415
‫ آها

782
00:45:56,416 --> 00:45:58,915
‫ د ر د س ر

783
00:45:58,916 --> 00:46:00,040
‫ هی

784
00:46:00,041 --> 00:46:02,290
‫ د ر د س ر

785
00:46:02,291 --> 00:46:04,082
‫ یعنی هیجان، یعنی رقص

786
00:46:04,083 --> 00:46:05,790
‫ یعنی تغییر، یعنی

787
00:46:05,791 --> 00:46:09,082
‫ عشق

788
00:46:09,083 --> 00:46:10,750
‫- اون چی بود؟
‫- هیچی

789
00:46:11,250 --> 00:46:14,916
‫درسته. زن من قرار نیست
‫به اون رادیوی گناهکار گوش بده

790
00:46:19,000 --> 00:46:21,124
‫ روز سخت

791
00:46:21,125 --> 00:46:23,040
‫ روز طولانی

792
00:46:23,041 --> 00:46:26,915
‫ جون کندن

793
00:46:26,916 --> 00:46:28,750
‫ روز سخت

794
00:46:29,750 --> 00:46:33,625
‫ هزینه‌های خونه

795
00:46:38,041 --> 00:46:40,790
‫ مامان یه دختر خوب و مهربون تربیت کرده

796
00:46:40,791 --> 00:46:43,874
‫ همیشه دختری دلنشین
‫ با گیسویی دلربا بودم

797
00:46:43,875 --> 00:46:50,708
‫ تمام عمرم یه دختر خیلی،
‫ خیلی، خیلی خوب بودم

798
00:46:54,250 --> 00:46:58,040
‫ اما با شروع شدن آهنگ،
‫ لگنم خود به خود شروع به تاب خوردن می‌کنه

799
00:46:58,041 --> 00:47:00,625
‫ و با شروع آهنگ، پاهام حرکت می‌کنه

800
00:47:01,208 --> 00:47:03,458
‫ و من وسط تعطیلاتم

801
00:47:06,541 --> 00:47:07,415
‫عالی بازی می‌کنی

802
00:47:07,416 --> 00:47:09,457
‫به جای قدم، تاب، قدم،
‫قدم، قدم، تاب رو رفتم

803
00:47:09,458 --> 00:47:12,749
‫میگم، تو واسه داداشم
‫با کارت شناسایی خواهرت مشروب خریدی

804
00:47:12,750 --> 00:47:14,207
‫وقتی که تعلیق شده بود؟

805
00:47:14,208 --> 00:47:15,624
‫آره

806
00:47:15,625 --> 00:47:17,082
‫چی؟ واقعا؟

807
00:47:17,083 --> 00:47:18,458
‫خب، خودش گفت

808
00:47:19,583 --> 00:47:20,416
‫عصبانی هستی؟

809
00:47:20,916 --> 00:47:24,125
‫آره، ولی الان نمی‌تونم چیزی بگم
‫چون وقت تک‌خوانیه

810
00:47:34,250 --> 00:47:41,125
‫ ولی بعدش یادم اومد کی هستم

811
00:47:41,708 --> 00:47:44,582
‫ مامان یه دختر خوب و مهربون تربیت کرده

812
00:47:44,583 --> 00:47:47,624
‫ همیشه دختری دلنشین
‫ با گیسویی دلربا بودم

813
00:47:47,625 --> 00:47:52,333
‫ تمام عمرم یه دختر خیلی،
‫ خیلی، خیلی خوب

814
00:47:53,750 --> 00:47:58,583
‫ بودم

815
00:48:09,708 --> 00:48:11,874
‫خدای من، مکس!
‫مکس، شگفت انگیز بودی!

816
00:48:11,875 --> 00:48:12,875
‫ممنون

817
00:48:15,333 --> 00:48:16,291
‫چیکار می‌کنی؟

818
00:48:16,875 --> 00:48:18,583
‫آره، چیکار می‌کنی؟

819
00:48:19,458 --> 00:48:21,749
‫نوبت ماست. نوبت اجرای ماست

820
00:48:21,750 --> 00:48:25,415
‫من با لونا لاو میرم نیویورک
‫تا رقصنده پشتیبان بشم، و تو نمی‌تونی جلوی منو بگیری

821
00:48:25,416 --> 00:48:26,541
‫نه، تو جایی نمیری

822
00:48:27,416 --> 00:48:28,749
‫ببخشید

823
00:48:28,750 --> 00:48:31,082
‫من خوشحال نیستم، ویکتور.
‫اصلا واست مهم نیست من خوشحال نیستم؟

824
00:48:31,083 --> 00:48:33,124
‫خب، چندان ناراحت به نظر نمیومدی

825
00:48:33,125 --> 00:48:36,040
‫قبل از اینکه به موسیقی‌های لونا لاو گوش بدی

826
00:48:36,041 --> 00:48:37,249
‫- بده من ببینم
‫- نه

827
00:48:37,250 --> 00:48:38,499
‫- گفتم بده به من!
‫- نه!

828
00:48:38,500 --> 00:48:39,750
‫بده به من!

829
00:48:41,875 --> 00:48:44,582
‫- خودتو کنترل کن، پتی
‫- ولم کن!

830
00:48:44,583 --> 00:48:46,665
‫- ویکتور، داری بهم آسیب میزنی!
‫- بده من!

831
00:48:46,666 --> 00:48:48,415
‫- نه!
‫- پتی!

832
00:48:48,416 --> 00:48:50,000
‫ولم کن!

833
00:48:56,333 --> 00:48:57,457
‫ویکتور

834
00:48:57,458 --> 00:49:00,082
‫- چرا گوش نمیدی؟
‫- چون تو هنرمند نیستی

835
00:49:00,083 --> 00:49:02,832
‫- می‌دونم فراموشش نکردی، مکس
‫- چی؟ من فراموشش کردم

836
00:49:02,833 --> 00:49:04,957
‫- واقعا؟
‫- خب، واقعا نمی‌دونم

837
00:49:04,958 --> 00:49:06,832
‫ولی واقعا؟ سیلور، چه غلطی کردی؟

838
00:49:06,833 --> 00:49:08,915
‫من بهت گفتم نگران مارکوس هستم،

839
00:49:08,916 --> 00:49:10,374
‫اونوقت رقتی واسش الکل خریدی؟

840
00:49:10,375 --> 00:49:12,624
‫اون دوست منه.
‫نمی‌تونم بهش امر و نهی کنم

841
00:49:12,625 --> 00:49:14,415
‫تو دوست و دوست‌دختر به درد نخوری هستی

842
00:49:14,416 --> 00:49:17,124
‫به نظرم باید جدا بشیم.
‫و تو، حق نداری منو ببوسی!

843
00:49:17,125 --> 00:49:18,124
‫من دوست‌دختر دارم

844
00:49:18,125 --> 00:49:19,790
‫دوست‌دختر داشتم. تازه جدا شدیم

845
00:49:19,791 --> 00:49:21,457
‫واسم سیگنال‌های قر و قاطی فرستادی

846
00:49:21,458 --> 00:49:24,499
‫من دوستت داشتم، و منو طرد کردی،
‫و نمی‌تونم اینو فراموش کنم

847
00:49:24,500 --> 00:49:27,040
‫و تو مدام بهم میگی
‫همه‌چیز مرتبه و چیزی نیست

848
00:49:27,041 --> 00:49:28,790
‫اتفاقی چیزی هم هست.
‫از دستت کفری‌ام

849
00:49:28,791 --> 00:49:31,290
‫و از دست تو هم عصبانی‌ام.
‫تازه دوباره دوست شده بودیم

850
00:49:31,291 --> 00:49:33,415
‫ما هیچ‌وقت دوست نبودیم.
‫احتمالا مشکل‌مون همین بود

851
00:49:33,416 --> 00:49:34,415
‫و از پارک اسکیت متنفرم

852
00:49:34,416 --> 00:49:37,457
‫بی خیال حرف نزدن در مورد مشکلات.
‫از این بروز عصبانیت پشیمون نیستم

853
00:49:37,458 --> 00:49:39,040
‫مکسین، حرف نزن!

854
00:49:39,041 --> 00:49:40,500
‫- نوبت توئه!
‫- باشه

855
00:49:49,208 --> 00:49:51,416
‫ من از بچه مراقبت می‌کنم

856
00:49:52,083 --> 00:49:54,707
‫ روی میز غذا می‌خورم

857
00:49:54,708 --> 00:50:00,332
‫ مطمئن میشم خونه از تمیزی می‌درخشه

858
00:50:00,333 --> 00:50:02,874
‫ اما میای خونه و منو سرزنش می‌کنی

859
00:50:02,875 --> 00:50:05,500
‫ از صبح چه غلطی می‌کردی؟

860
00:50:06,625 --> 00:50:13,374
‫ حتی متوجه نیستی که دارم محو میشم

861
00:50:13,375 --> 00:50:16,624
‫ و هیچ‌کس زن خونه‌دار رو نمی‌بینه

862
00:50:16,625 --> 00:50:19,665
‫ توی سایه از بین میره

863
00:50:19,666 --> 00:50:22,499
‫ هیچ‌کس غم رو نمی‌بینه

864
00:50:22,500 --> 00:50:26,416
‫ من نامرئی هستم

865
00:50:27,500 --> 00:50:30,290
‫ هیچ‌کس یه ستاره کوچیک رو نمی‌بینه

866
00:50:30,291 --> 00:50:32,915
‫ به خاطر شخصیتم

867
00:50:32,916 --> 00:50:36,540
‫ مثل یه حیوون سیرک

868
00:50:36,541 --> 00:50:38,832
‫ طبق درخواست‌شون کار می‌کنم

869
00:50:38,833 --> 00:50:41,499
‫ ولی بیشتر از این هستم

870
00:50:41,500 --> 00:50:44,832
‫ این جلوه و این پیرایه

871
00:50:44,833 --> 00:50:47,540
‫ منو زیر کانون توجه قرار دادی

872
00:50:47,541 --> 00:50:52,290
‫ اما روح درونش رو از دست دادی

873
00:50:52,291 --> 00:50:55,332
‫ و هیچ‌کس ستاره کوچیک رو نمی‌بینه

874
00:50:55,333 --> 00:50:58,790
‫ هیچ‌کس زن خونه‌دار رو نمی‌بینه

875
00:50:58,791 --> 00:51:01,457
‫ - هیچ‌کس غم رو نمی‌بینه
‫ - هیچ‌کس غم رو نمی‌بینه

876
00:51:01,458 --> 00:51:04,416
‫ - من نامرئی هستم
‫ - من نامرئی هستم

877
00:51:05,000 --> 00:51:09,332
‫ - من نامرئی هستم
‫ - من نامرئی هستم

878
00:51:09,333 --> 00:51:16,416
‫ - برای تو
‫ - برای تو

879
00:51:34,083 --> 00:51:37,457
‫ من یه مردم، یه مردم،
‫ من مرد مردانم، مردم

880
00:51:37,458 --> 00:51:41,374
‫ از شروع پیدایش من قانون وضع می‌کنم، فهمیدی؟

881
00:51:41,375 --> 00:51:43,457
‫ به من غذا و عشق بده

882
00:51:43,458 --> 00:51:47,082
‫ منو به خواسته‌ام برسون
‫ چون من مردم و نقشه می‌کشم

883
00:51:47,083 --> 00:51:48,207
‫ متوجه هستی؟

884
00:51:48,208 --> 00:51:49,915
‫حالت خوبه؟

885
00:51:49,916 --> 00:51:52,125
‫نه راستش.

886
00:51:53,000 --> 00:51:54,915
‫نمی‌دونم دارم چه کاری رو اشتباه انجام میدم

887
00:51:54,916 --> 00:51:58,041
‫هی، هیچ‌کس قدم، قدم، تاب رو متوجه نشد

888
00:51:59,041 --> 00:52:02,415
‫احساس می‌کنم همیشه
‫باید آدم بزرگ و شادی باشم

889
00:52:02,416 --> 00:52:05,875
‫و مراقب همه باشم. آم...

890
00:52:07,291 --> 00:52:08,582
‫اما حالم خوب نیست

891
00:52:08,583 --> 00:52:10,041
‫ناراحتم

892
00:52:11,000 --> 00:52:12,458
‫خیلی ناراحتم

893
00:52:14,375 --> 00:52:17,375
‫فکر نمی‌کنم کسی به من اهمیت بده

894
00:52:17,958 --> 00:52:19,500
‫ما اهمیت میدیم

895
00:52:20,250 --> 00:52:21,833
‫ما دوستت داریم، مکس

896
00:52:22,666 --> 00:52:24,041
‫تو خیلی خاصی

897
00:52:27,375 --> 00:52:29,416
‫مکس. خوبی؟

898
00:52:30,166 --> 00:52:32,999
‫آره. فقط...

899
00:52:33,000 --> 00:52:37,582
‫یه دقیقه وقت می‌خوام،
‫ولی واسه پایان بزرگ‌مون آماده‌م

900
00:52:37,583 --> 00:52:38,541
‫باشه

901
00:52:40,666 --> 00:52:42,083
‫تو از پسش برمیای، مکس

902
00:52:44,583 --> 00:52:45,833
‫دوستت دارم، مکس

903
00:52:53,458 --> 00:52:54,541
‫دوستت دارم

904
00:52:55,125 --> 00:52:56,083
‫منم دوستت دارم

905
00:52:57,375 --> 00:52:59,374
‫واقعا دوستت دارم.
‫دوستت دارم

906
00:52:59,375 --> 00:53:00,833
‫دیالوگتو گفتی

907
00:53:02,083 --> 00:53:04,250
‫دوستت دارم، ولی باید برم

908
00:53:09,125 --> 00:53:11,374
‫ - د ر د س ر
‫ - د ر د س ر

909
00:53:11,375 --> 00:53:13,249
‫ باید راه بیفتی، لباس عوض کنی

910
00:53:13,250 --> 00:53:15,790
‫ باید از شهر بزنی بیرون

911
00:53:15,791 --> 00:53:21,750
‫ تو نامرئی نیستی

912
00:53:22,583 --> 00:53:26,499
‫ - تو نامرئی نیستی
‫ - تو نامرئی نیستی

913
00:53:26,500 --> 00:53:32,958
‫ - برای من
‫ - برای من

914
00:53:50,791 --> 00:53:52,915
‫هی. توی نمایش عالی بودی...

915
00:53:52,916 --> 00:53:53,875
‫ممنون

916
00:54:01,625 --> 00:54:03,458
‫هیچی نگو

917
00:54:08,125 --> 00:54:10,540
‫فوق العاده بودی!

918
00:54:10,541 --> 00:54:12,416
‫اجرای عالی بود!

919
00:54:21,041 --> 00:54:22,291
‫چی شده؟

920
00:54:23,125 --> 00:54:26,333
‫مارکوس مشروب می‌خوره

921
00:54:26,916 --> 00:54:29,875
‫توی مدرسه، توی گاراژ، و امشب

922
00:54:31,666 --> 00:54:32,916
‫یه بار خوردم

923
00:54:38,875 --> 00:54:42,000
‫مجبور بودم.
‫تئاتر موزیکال مدرسه؟ بی خیال

924
00:54:42,500 --> 00:54:43,332
‫هی

925
00:54:43,333 --> 00:54:46,750
‫می‌دونم سعی داری خودتو نجات بدی، ولی بازم...

926
00:54:49,416 --> 00:54:52,999
‫اول تعلیق شدی،
‫حالا توی مدرسه مشروب می‌خوری؟

927
00:54:53,000 --> 00:54:54,000
‫تو چه‌ت شده؟

928
00:54:55,958 --> 00:54:58,416
‫توی خونه حرف میزنیم

929
00:55:11,958 --> 00:55:13,125
‫ببخشید

930
00:55:20,375 --> 00:55:21,250
‫مکس!

931
00:55:23,041 --> 00:55:24,375
‫چی شده؟

932
00:55:26,125 --> 00:55:26,958
‫هیچی

933
00:55:28,458 --> 00:55:31,915
‫چون بهت نگفتیم
‫بدون تو رفتیم بیرون یا...

934
00:55:31,916 --> 00:55:34,290
‫نه، ولی خبر خوبی نبود

935
00:55:34,291 --> 00:55:37,208
‫آم، باشه، مکس،
‫دوباره الکی گنده‌اش نکن

936
00:55:38,041 --> 00:55:39,541
‫ممنون که اومدید

937
00:55:40,916 --> 00:55:41,750
‫مکس!

938
00:56:16,375 --> 00:56:18,625
‫به یه لیموی مریض چی میدی؟

939
00:56:22,166 --> 00:56:24,208
‫لیمون اید

940
00:56:28,791 --> 00:56:30,416
‫رقصت واقعا خوب بود

941
00:56:32,166 --> 00:56:33,125
‫ممنون

942
00:56:34,208 --> 00:56:35,500
‫دوستت دارم، مارکوس

943
00:56:36,458 --> 00:56:37,458
‫دوستت دارم، مکس

944
00:56:45,666 --> 00:56:47,541
‫این چه کاری بود، مکس، همم؟

945
00:56:48,166 --> 00:56:50,625
‫من هیچ‌وقت تو رو نمی‌فروشم

946
00:56:53,666 --> 00:56:58,124
‫واسه همین همه دوست‌هاتو از دست دادی.
‫همه‌چی رو گنده می‌کنی

947
00:56:58,125 --> 00:57:00,291
‫همه داریم توی سریال مکس زندگی می‌کنیم

948
00:57:00,791 --> 00:57:02,333
‫- نه. نه
‫- همم؟

949
00:57:03,125 --> 00:57:05,833
‫می‌خوای بگی یه‌سر همه‌چی رو به
خودم ربط می‌دم، باشه. حقیقت نداره

950
00:57:06,791 --> 00:57:08,290
‫راستش همه‌چیز حول محور توئه

951
00:57:08,291 --> 00:57:10,124
‫چون مامان و بابا نگران تو هستن

952
00:57:10,125 --> 00:57:12,875
‫پس من مجبورم همیشهٔ خدا شاد باشم

953
00:57:13,416 --> 00:57:17,166
‫باید حالم خوب باشه چون حال تو خوب نیست.
‫تابلوئه حالت خوب نیست

954
00:57:18,041 --> 00:57:19,957
‫و می‌دونم حالت خوب نیست، مارکوس

955
00:57:19,958 --> 00:57:22,207
‫پس راستش، در مورد توئه

956
00:57:22,208 --> 00:57:23,583
‫درک نمی‌کنی

957
00:57:25,333 --> 00:57:28,416
‫نمی‌فهمی.
‫نه. متوجه نیستی

958
00:57:49,500 --> 00:57:52,333
‫می‌دونم چه حالی داره
‫چون منم احساسش می‌کنم

959
00:57:52,833 --> 00:57:54,250
‫فقط من بهتر قایمش می‌کنم

960
00:57:55,291 --> 00:57:57,415
‫همیشه نگران اون هستم

961
00:57:57,416 --> 00:57:59,874
‫اون انقدر نگران من هست؟

962
00:57:59,875 --> 00:58:02,541
‫آیا همون اندازه من به دیگران فکر می‌کنم،
‫بقیه به من فکر می‌کنن؟

963
00:58:03,875 --> 00:58:05,500
‫می‌دونم من احساسات زیادی دارم

964
00:58:06,375 --> 00:58:07,958
‫ولی خوب نیست؟

965
00:58:15,250 --> 00:58:18,000
‫چون من حاضرم واسه عزیزانم هر کاری کنم

966
00:58:19,166 --> 00:58:22,083
گروه دفاع آستین میلر
‫رو به جایگاه شهود فرا می‌خونه

967
00:58:51,625 --> 00:58:52,915
‫آیا قسم می‌خوری حقیقت را بگویی،

968
00:58:52,916 --> 00:58:55,250
‫تمام حقیقت،
‫و چیزی جز حقیقت به زبان نیاوری؟

969
00:58:57,333 --> 00:58:58,500
‫بـ... بله

970
00:59:01,791 --> 00:59:04,291
‫لطفا اسم کامل خودتون رو بیان کنید

971
00:59:05,166 --> 00:59:07,041
‫آستین میلر

972
00:59:09,375 --> 00:59:11,541
‫از کجا متهم رو می‌شناسید؟

973
00:59:12,875 --> 00:59:14,625
‫مامانم هستن

974
00:59:17,541 --> 00:59:19,708
‫در شب فوتِ تام فولر کجا بودی؟

975
00:59:21,208 --> 00:59:25,374
‫خونه‌شون بودم
‫چون پسرش، زک، دوست صمیمی منه

976
00:59:25,375 --> 00:59:29,750
‫و گفته بودی
‫که طبقه بالا پیش زک بودی

977
00:59:30,416 --> 00:59:31,291
‫درسته؟

978
00:59:35,125 --> 00:59:36,500
‫نمی‌تونم دروغ بگم، درسته؟

979
00:59:45,416 --> 00:59:46,541
‫تام فولر...

980
00:59:48,333 --> 00:59:49,666
‫به قتل رسید

981
00:59:52,083 --> 00:59:52,916
‫خودم دیدم

982
00:59:54,541 --> 00:59:56,375
‫من توی اتاق بودم

983
00:59:57,125 --> 00:59:58,750
‫دیدم بالشت روی صورتش قرار گرفت...

984
01:00:00,875 --> 01:00:02,875
‫تا اینکه دستگاه شروع به بوق زدن کرد

985
01:00:04,125 --> 01:00:05,541
‫و دیدم کار کی بود

986
01:00:11,505 --> 01:00:12,754
‫بابام

987
01:00:16,801 --> 01:00:42,801
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

