﻿1
00:00:00,126 --> 00:00:06,426
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:06,450 --> 00:00:09,110
همینجوری که دیگه داره آخرای زمستان میشه

3
00:00:09,110 --> 00:00:11,050
من ۱۳ساله شدم

4
00:00:11,050 --> 00:00:14,100
و سرم با تکالیف خانم
استیسی کلی شلوغ شده بود

5
00:00:16,950 --> 00:00:20,170
میدونی مردا چطوری خواستگاری میکنن؟

6
00:00:20,170 --> 00:00:22,540
تا بحال خواستگاری کردی‏،‏ متیو؟

7
00:00:22,540 --> 00:00:24,620
خب راستش‏،‏ نه

8
00:00:24,620 --> 00:00:29,130
البته که نکرده‏,‏ چون
هیچکدوممون ازدواج نکردیم

9
00:00:29,130 --> 00:00:30,620
حالا چیشده اینارو میپرسی؟

10
00:00:30,620 --> 00:00:33,960
دارم یه انشا برای مدرسه مینویسم

11
00:00:33,960 --> 00:00:36,190
یه داستان عاشقانه برای سن بزرگسالی

12
00:00:36,190 --> 00:00:42,110
تصور این پیشنهاد برام سخته
چون تا حالا تجربه شو نداشتم

13
00:00:42,110 --> 00:00:44,730
به نظرت بهتر نیست از
خانم لیند بپرسم؟

14
00:00:45,060 --> 00:00:48,680
حالا این داستان چه فایده ای داره؟

15
00:00:48,680 --> 00:00:53,070
وقتی یه زن بالغ بشی میتونی
وقتتو صرف این چرت و پرتا کنی

16
00:00:54,100 --> 00:00:57,820
اوه‏،‏ ولی من که همیشه
یه دختر کوچولو نمیمونم

17
00:00:57,820 --> 00:01:00,190
تو فعلاً یه دختر کوچولویی

18
00:01:04,200 --> 00:01:07,210
تازه فقط چهارچوب داستان رو نوشتیم

19
00:01:07,210 --> 00:01:12,300
ولی این ایده ی خانم استیسی که گفتن بر
 اساس ذهنیات خودمون بنویسیم یکم سخته‏!‏

20
00:01:12,300 --> 00:01:14,450
ولی مثل آب خوردن ساده س که

21
00:01:14,840 --> 00:01:19,220
این برای تو که قدرت تصور
بالایی داری آسونه

22
00:01:19,220 --> 00:01:22,260
من فکر کنم تو انشاتو تموم کردی‏،‏ نه؟

23
00:01:22,830 --> 00:01:24,600
تقریبا ولی هنوز کامل نشده

24
00:01:25,240 --> 00:01:29,160
یه داستان غمگین و شیرینیه

25
00:01:29,830 --> 00:01:33,620
اوه‏،‏ فقط با شنیدنش راحت میتونم
 مثل یه بچه میتونم زار بزنم

26
00:01:38,200 --> 00:01:42,750
۲سال دیگه ما دیگه بزرگ میشیم

27
00:01:43,050 --> 00:01:45,320
ولی تو هنوز یه دختر بچه ای

28
00:01:45,880 --> 00:01:51,390
اونوقت دیگه آزادتریم و میتونیم
 هرکاری دلمون خواست انجام بدیم

29
00:01:51,970 --> 00:01:55,430
۴سال دیگه میتونیم
موهامونو بالای سرمون ببندیم

30
00:01:55,430 --> 00:01:56,470
آخجون‏!‏

31
00:01:59,710 --> 00:02:01,470
ای نوازنده ی نوای جنگل‏!‏

32
00:02:01,470 --> 00:02:02,570
چی؟

33
00:02:02,570 --> 00:02:05,230
تصمیم گرفتم اینجوری صداش کنم‏!‏

34
00:02:06,180 --> 00:02:08,010
وایسا‏!‏

35
00:02:08,320 --> 00:02:12,470
فهمیدم دایانا‏،‏ میگم چرا اونو
قهرمان داستانت نمیکنی؟

36
00:02:12,470 --> 00:02:13,930
جدی نمیگی‏!‏

37
00:03:46,080 --> 00:03:51,000
قسمت ۶

38
00:03:46,080 --> 00:03:51,000
فکر میکردم هیچی نمیتونه
به اندازه ی موی قرمز بد باشه

39
00:03:55,450 --> 00:03:57,230
کارت درسته‏،‏ جیمی‏!‏

40
00:03:58,320 --> 00:03:59,950
چقدر بچه‌ن

41
00:03:59,950 --> 00:04:06,170
داستان من درباره ی کوردلیا دختریه که موهای
 قهوه ای و زیبا و چشمانی درخشان و تیره داره

42
00:04:06,560 --> 00:04:10,170
و جرالدین دختری که با چشمهای
 بنفش و مخملی که مثل ملکه هاست

43
00:04:10,170 --> 00:04:13,300
دو دوشیزه ی زیبا که در
یه روستا زندگی میکردن

44
00:04:13,300 --> 00:04:15,520
و عمیقاً بهم وابسته بودن

45
00:04:15,520 --> 00:04:16,680
وایسا‏!‏

46
00:04:16,680 --> 00:04:20,440
آن‏،‏ جرالدین نباید عین
تو موهای قرمز میداشت؟

47
00:04:20,800 --> 00:04:22,450
نه عمراً

48
00:04:22,450 --> 00:04:25,450
موی قرمز برای قهرمان
زن داستان اصلاً مناسب نیست

49
00:04:25,450 --> 00:04:26,830
نظرت اینه؟

50
00:04:26,830 --> 00:04:28,120
آره

51
00:04:28,120 --> 00:04:32,820
اونا باید موهایی مثل تو به رنگ سیاهی
شب یا موهای طلایی مثل روبی داشته باشن

52
00:04:33,170 --> 00:04:36,660
__ و در اونجا برترام هم بود

53
00:04:35,170 --> 00:04:36,080
گیلبرت

54
00:04:36,080 --> 00:04:37,080
گرفتمت

55
00:04:45,420 --> 00:04:46,490
ببخشید

56
00:04:48,390 --> 00:04:49,980
واقعاً تو اینجور کارا ول معطلی

57
00:04:49,980 --> 00:04:50,780
بعدی منم

58
00:04:50,780 --> 00:04:51,860
برو‏!‏

59
00:04:51,040 --> 00:04:54,580
به نظرت اصلاً امیدی به بزرگ
شدن اون پسرا هست؟

60
00:04:53,750 --> 00:04:54,580
عالی بود

61
00:04:55,290 --> 00:05:01,130
و در اونجا برترام بود‏,‏ مرد
جوانی که تازه به روستا برگشته بود

62
00:05:01,130 --> 00:05:02,120
_ صداش میزدن

63
00:05:02,640 --> 00:05:06,110
یه رقیب حسود یا
دشمنان خونی

64
00:05:08,250 --> 00:05:12,910
برترام خوش چهره و جوان ولی فقیر بود

65
00:05:12,910 --> 00:05:17,890
با یه نگاه دلباخته ی جرالدین
۱۶ساله شد

66
00:05:18,490 --> 00:05:19,990
بعد‏،‏ یه روزی‏,‏‏,‏‏,‏

67
00:05:24,470 --> 00:05:27,850
اسب هایی که کالسکه ی جرالدین
رو می راندند ناگهانی از کنترل خارج شدن

68
00:05:27,850 --> 00:05:29,220
کمک کنین

69
00:05:32,060 --> 00:05:35,190
ولی تنها برترام با عجله خودشو رسوند

70
00:05:35,190 --> 00:05:38,140
و جرالدین رو با زحمت نجات داد

71
00:05:47,320 --> 00:05:53,270
اون در آغوشش از هوش رفت و برترام
 اونو ۳ مایل تا خونه با خودش حمل کرد

72
00:05:53,270 --> 00:05:56,790
خدای من‏،‏ بعدش چیشد؟
چه بلایی سرشون اومد؟

73
00:05:56,790 --> 00:05:59,170
یه عشق بی پایان

74
00:05:59,170 --> 00:06:03,750
و خیلی زود برترام از
جرالدین خواستگاری کرد

75
00:06:03,750 --> 00:06:05,890
اوه‏،‏ چقدر رمانتیک

76
00:06:05,890 --> 00:06:07,330
چطوری اینکارو کرد؟

77
00:06:07,330 --> 00:06:08,810
خب‏,‏‏,‏‏,‏

78
00:06:08,810 --> 00:06:12,310
برترام چطوری خواستگاری کرد؟

79
00:06:13,480 --> 00:06:18,770
دایانا‏،‏ حتی با وجود تموم تخیلاتی که
دارم‏،‏ بازم چیزایی هستن که منم نمیتونم بگم

80
00:06:18,770 --> 00:06:20,460
جدی؟

81
00:06:20,460 --> 00:06:21,470
تو خیلی محشری‏!‏

82
00:06:22,130 --> 00:06:24,120
به نظرت منم میتونم؟

83
00:06:24,120 --> 00:06:27,000
ا‏-‏البته

84
00:06:27,000 --> 00:06:29,040
واقعاً؟ ممنونم

85
00:06:29,040 --> 00:06:34,300
روبی با توجه به اینکه خواهراش ازدواج کردن،
 در بحث خواستگاری خیلی باید اطلاعات داشته باشه

86
00:06:35,780 --> 00:06:37,240
بزار فکر کنم‏,‏‏,‏‏,‏

87
00:06:37,240 --> 00:06:41,250
مالکوم‏،‏ نامزد خواهرم سوزان گفت

88
00:06:41,250 --> 00:06:44,770
‏"‏ عزیزم نظرت چیه وقتی که پدرم
مزرعه رو بهم داد باهم ازدواج کنیم؟ ‏"‏

89
00:06:45,020 --> 00:06:50,770
و سوزان گفت ‏"‏ باشه_ نه_ بزار فکر کنم ‏"‏

90
00:06:51,800 --> 00:06:53,910
و همون موقع بود که باهم نامزد کردن

91
00:06:54,500 --> 00:06:56,360
ه‏-‏همش همین؟

92
00:06:56,360 --> 00:06:57,770
زانو زد؟

93
00:06:57,770 --> 00:06:59,180
البته که نه

94
00:06:59,230 --> 00:07:01,850
اینروزا دیگه اینکارو نمیکنن

95
00:07:03,640 --> 00:07:08,240
آخرش از روی تصوراتم درمورد
خواستگاری مینویسم

96
00:07:08,240 --> 00:07:08,990
باشه

97
00:07:08,990 --> 00:07:10,480
خواستگاری؟‏!‏

98
00:07:15,230 --> 00:07:17,300
ببخشید

99
00:07:17,300 --> 00:07:20,890
شنیدم که خانم استیسی ازشون
خواسته که چی بنویسن

100
00:07:20,890 --> 00:07:23,990
راه عجیبی برای تدریس داره

101
00:07:29,510 --> 00:07:34,260
میترسم وقتش رو تلف کنه
بهتره که تمرکزش روی درساش باشه

102
00:07:34,260 --> 00:07:37,260
هرچند انگاری آن داره لذت میبره

103
00:07:38,060 --> 00:07:41,670
ماریلا‏،‏ از اینکه نگرانیهات پایانی
نداره دیگه تعجب نمیکنم

104
00:07:41,670 --> 00:07:45,430
شاید اون باهوش و دوست‌داشتنی
باشه ولی سرش پر از مزخرفاته

105
00:07:45,430 --> 00:07:48,360
و هیچوقت نمیشه فهمید
دفعه ی بعد قراره چیکار کنه

106
00:07:51,280 --> 00:07:52,970
چقدر خوبه که خونه اومدم

107
00:07:52,970 --> 00:07:54,650
سلام‏،‏ آن

108
00:07:54,650 --> 00:07:56,820
روز بخیر خانم لیند‏!‏

109
00:07:56,820 --> 00:07:57,870
روز تو هم بخیر

110
00:07:58,920 --> 00:08:02,380
قطعاً میتونست با سر و
صدای کمتری بیاد خونه

111
00:08:14,280 --> 00:08:19,760
برترام جلوی جرالدین زانو زد و ازش خواستگاری کرد

112
00:08:19,760 --> 00:08:21,510
پس اون زانو زد

113
00:08:21,940 --> 00:08:23,270
و بعد برترام گفت

114
00:08:23,270 --> 00:08:27,770
‏"‏ اینارو بگیر هرچند که اینا
در برابر زیبایی بی نظیر تو هیچ اند ‏"‏

115
00:08:27,770 --> 00:08:30,310
و یه انگشتر الماس و
یه گردنبند یاقوت بهش داد

116
00:08:30,310 --> 00:08:33,420
و گفت برای ماه عسل
به اروپا سفر میکنن

117
00:08:35,000 --> 00:08:38,170
پس برترام فقیر نبود

118
00:08:38,400 --> 00:08:41,620
نه‏،‏ اون فوق العاده ثروتمند بود

119
00:08:41,620 --> 00:08:42,670
ببخشید سرتونو به درد آوردم

120
00:08:42,670 --> 00:08:43,450
اوه‏،‏ هی

121
00:08:44,160 --> 00:08:49,030
ولی کوردلیا وقتی که جرالدین
خبر ازدواجش رو بهش داد خیلی عصبانی شد

122
00:08:49,030 --> 00:08:53,010
تموم محبتش به جرالدین
به نفرتی تلخ تبدیل شد

123
00:08:53,010 --> 00:08:54,430
چی؟‏!‏ چرا آخه؟‏!‏

124
00:08:54,430 --> 00:08:59,400
چونکه‏,‏‏,‏‏,‏ کوردلیا در خفا
عاشق و دلباخته ی برترام بود

125
00:08:59,400 --> 00:08:59,920
وای‏!‏

126
00:09:00,640 --> 00:09:04,930
ولی اون تظاهر کرد که مثل
همیشه دوست جرالدینه

127
00:09:04,930 --> 00:09:08,310
یه شب اون جرالدین
رو فریب داد و برد بیرون و ‏,‏‏,‏‏,‏

128
00:09:19,300 --> 00:09:24,460
ولی برترام همه چیز رو دید و
 خودشو و با شتاب به نجات جرالدین رفت

129
00:09:24,460 --> 00:09:28,580
و فریاد زد ‏"‏ من تو رو نجاتت
میدم‏،‏ جرالدین عزیزم ‏"‏

130
00:09:36,960 --> 00:09:39,760
پس یعنی هر دوتاشون مردن؟

131
00:09:40,060 --> 00:09:45,760
و اما کوردلیا‏،‏ در برابر قبرهایی که

132
00:09:45,760 --> 00:09:50,280
دوستش و عشق اولش آرامیده
 بودند از شدت پشیمانی مجنون شد

133
00:09:53,780 --> 00:09:55,920
من براشون خیلی ناراحتم

134
00:09:55,920 --> 00:09:58,250
چه داستان غم انگیزی‏!‏

135
00:10:00,990 --> 00:10:04,120
چطوری میتونم یه داستان
دوست‌داشتنی عین تو بنویسم؟

136
00:10:04,120 --> 00:10:05,800
منم میخوام یکی بنویسم

137
00:10:05,800 --> 00:10:09,620
آن‏،‏ از امروز به بعد
ما شاگرداتیم

138
00:10:10,350 --> 00:10:14,920
اینجوری شد که انجمن
داستان نویسی به وجود اومد

139
00:10:20,580 --> 00:10:26,220
دایانا‏،‏ افرادی که تو داستانت هستن
 به محض اینکه ازشون نام بُردی میمیرن

140
00:10:26,220 --> 00:10:30,720
خب نمیدونم بعدش باهاشون چیکار کنم

141
00:10:30,720 --> 00:10:35,110
پس شاید بهتره اونو به
یه حالت مرموزی دربیاری

142
00:10:35,110 --> 00:10:38,480
پس نوازنده ی نوای جنگل رو
به یه کارآگاه ماهر تبدیل کن

143
00:10:36,400 --> 00:10:37,750
باشه

144
00:10:39,370 --> 00:10:41,120
خیلی جالبه

145
00:10:41,120 --> 00:10:42,860
ولی واقعاً میتونم بنویسمش؟

146
00:10:42,860 --> 00:10:46,950
نترس‏!‏ من میلیونها ایده دارم

147
00:10:46,950 --> 00:10:49,860
جین‏،‏ داستانت زیادی منطقی وار و خشکه

148
00:10:49,860 --> 00:10:52,130
چرا یکم عشق و عاشقی بهش اضافه نمیکنی؟

149
00:10:52,130 --> 00:10:56,600
چی؟ ولی اگه با صدای بلند
بخونمش احساس حماقت میکنم

150
00:10:57,200 --> 00:11:01,410
پس اونقدر منطقی بنویسش
که تاثیر مثبتی داشته باشه

151
00:11:01,410 --> 00:11:04,470
میدونم‏!‏ چرا یه نکته ی اخلاقی بهش اضافه نمیکنی؟

152
00:11:04,810 --> 00:11:10,360
جوری بنویس که همه ی آدم های خوب داستانت پاداش
بگیرن و همه ی آدم های بد داستانت مجازات بشن

153
00:11:10,360 --> 00:11:11,560
چه ایده ی خوبی

154
00:11:12,450 --> 00:11:18,100
خب‏،‏ روبی تو پیشنهادهای زیادی داری

155
00:11:18,100 --> 00:11:20,570
__ قطعاً سه تا کافیه برای

156
00:11:20,570 --> 00:11:22,940
هی‏،‏ گوشت با منه؟

157
00:11:25,400 --> 00:11:28,170
پس تصمیم گرفتیم که در انجمن داستان نویسی

158
00:11:28,170 --> 00:11:33,370
هر هفته یه داستان بنویسیم
و برای همدیگه بخونیموشون

159
00:11:34,770 --> 00:11:39,400
داستان خوندن بده ولی
نوشتنش از خوندنش بدتره

160
00:11:39,710 --> 00:11:45,330
ولی هممون حواسمون هست که در
 داستانامون نکات اخلاقی بنویسیم‏،‏ ماریلا

161
00:11:45,330 --> 00:11:47,220
مطمئنم که باید تاثیر مفیدی داشته باشه

162
00:11:47,220 --> 00:11:48,580
خب‏،‏ زیاد مطمئن نیستم

163
00:11:55,640 --> 00:12:02,870
پس‏،‏ نوازنده ی نوای جنگل‏،‏ معمای
قتل های زنجیره ای خوفناک رو حل کرد

164
00:12:03,160 --> 00:12:09,170
‏"‏ اون شکم پرست هایی که داشتن تمام
 قارچ های سمی رو میخوردن در واقع اونا دسرشون بوده ‏"‏

165
00:12:09,170 --> 00:12:13,380
اون اینو گفت و به اعماق جنگل رفت

166
00:12:24,540 --> 00:12:27,160
ممنونم‏،‏ دایانا بری

167
00:12:27,160 --> 00:12:29,300
داستان جذابی بود

168
00:12:30,740 --> 00:12:35,660
آن شرلی تو استعداد
خیلی خوبی در رهبری داری

169
00:12:38,920 --> 00:12:40,770
یه جورایی منو گیج میکنه

170
00:12:41,170 --> 00:12:46,070
دایانا بهترین داستانامونو
برای عمه جوزفینش فرستاد

171
00:12:46,070 --> 00:12:50,790
درسته که یکم اخلاقش تنده
ولی خواننده ی خیلی خوبیه

172
00:13:11,080 --> 00:13:12,320
خانم جوزفین بری در پاسخ نوشتن که

173
00:13:12,320 --> 00:13:17,100
تا بحال در عمرشون همچین چیز
جالب و سرگرم کننده ای نخونده بودن

174
00:13:17,100 --> 00:13:20,160
خب پس‏،‏ اونا حتماً خیلی جذاب و جالب بودن

175
00:13:20,160 --> 00:13:22,480
ولی نبودن‏،‏ متیو

176
00:13:22,810 --> 00:13:26,360
داستانامون همه رقت انگیز
بودن و افراد توی داستان همشون مردن

177
00:13:26,360 --> 00:13:28,950
جین و روبی تقربا هرموقع که
__ گیر میاوردن گریه

178
00:13:34,380 --> 00:13:38,290
آقای آلان هم دقیقاً وقتی
به اون قسمت رسید خندید

179
00:13:39,420 --> 00:13:43,290
منظورم اینه که این رقت انگیزترین بخش ماجرا بود

180
00:14:02,320 --> 00:14:05,240
خیلی خوشحالم به خونه ای که در
گرین گیبلزه میرم و با آتش هیزم گرم میشم

181
00:14:05,750 --> 00:14:10,700
به جای اینکه به جای سرد و تاریک برم

182
00:14:24,790 --> 00:14:25,760
آن‏!‏

183
00:14:29,520 --> 00:14:31,000
این دختر کجاست؟

184
00:14:34,940 --> 00:14:38,380
حتماً یه جایی با دایانا مشغول

185
00:14:40,470 --> 00:14:43,560
نوشتن داستان یا تمرین
دیالوگ یا یه همچین چیزاییه

186
00:14:43,560 --> 00:14:46,350
فقط باید یهویی جلوی
اینجور چیزا رو گرفت

187
00:14:49,620 --> 00:14:51,650
سرش پر از چرت و پرته‏!‏

188
00:14:51,650 --> 00:14:57,540
ولی خب‏!‏ دارم دقیقاً همون چیزی رو
میگم که بخاطرش از ریچل لیند عصبی بودم

189
00:15:01,110 --> 00:15:07,040
با تموم اشتباهاتش‏،‏ قبلا هیچوقت ندیده بودم
 که نافرمانی کنه یا غیرقابل اعتماد باشه

190
00:15:07,800 --> 00:15:10,800
ولی واقعاً متاسفم که میبینم الان اینطوری شده

191
00:15:11,090 --> 00:15:12,980
خب راستش‏،‏ نمیدونم

192
00:15:18,610 --> 00:15:22,290
هر لحظه ممکنه که با عجله
 و نفس نفس زنان از راه برسه‏!‏

193
00:15:22,290 --> 00:15:26,070
شاید بهتره برم کنار جاده دنبالش

194
00:15:26,740 --> 00:15:28,900
میرم یه چراغ بیارم

195
00:15:42,920 --> 00:15:45,370
آن؟ اونجایی؟

196
00:15:56,280 --> 00:15:57,430
آن؟

197
00:16:11,980 --> 00:16:14,280
آن‏،‏ خوابیدی؟

198
00:16:14,750 --> 00:16:17,380
چیشده؟ مریض شدی؟

199
00:16:17,380 --> 00:16:18,780
نه

200
00:16:19,520 --> 00:16:22,160
متیو‏،‏ آن اینجاست

201
00:16:24,990 --> 00:16:27,050
همین الان پاشو بیا پایین
__ میخوایم شام بخوریم

202
00:16:27,050 --> 00:16:28,290
نه‏!‏

203
00:16:28,290 --> 00:16:31,760
لطفاً‏،‏ ماریلا‌‏،‏ برو از اینجا

204
00:16:31,760 --> 00:16:33,290
و دیگه بهم نگاه نکن

205
00:16:33,290 --> 00:16:35,630
آن شرلی‏،‏ آخه چه بلایی سرت اومده؟

206
00:16:35,630 --> 00:16:37,340
اوه‏،‏ ماریلا

207
00:16:37,340 --> 00:16:40,450
من در اوج ناامیدیم

208
00:16:40,450 --> 00:16:45,660
و دیگه برام مهم نیست که کی توی مدرسه
 شاگرد اول میشه یا بهترین انشا رو مینویسه

209
00:16:45,660 --> 00:16:48,840
فکر نمیکنم که دیگه
بتونم دوباره جایی برم

210
00:16:48,840 --> 00:16:52,190
کارم نابود شد‏!‏

211
00:16:53,570 --> 00:16:54,920
آن شرلی‏!‏

212
00:16:57,670 --> 00:16:58,690
آن؟

213
00:17:00,290 --> 00:17:01,660
ماریلا‏,‏‏,‏‏,‏

214
00:17:04,000 --> 00:17:06,670
موهامو ببین

215
00:17:09,780 --> 00:17:11,760
چیکار کردی با موهات؟

216
00:17:12,760 --> 00:17:16,160
انتظار داشتم نتیجه ش یه چیز دیگه باشه

217
00:17:17,750 --> 00:17:20,260
منم

218
00:17:20,540 --> 00:17:25,030
موهاتو رنگ کردی‏!‏ مگه
 نمیدونستی که اینکارِ خیلی زشتیه

219
00:17:25,030 --> 00:17:30,260
منظورم برای جبرانش راه های بهتر زیادی هست

220
00:17:31,370 --> 00:17:36,400
خب‏،‏ اگه تصمیم داشتم که موهامو
رنگ کنم حداقل یه رنگ درست و حسابی میزدم

221
00:17:36,400 --> 00:17:40,660
ولی نمیخواستم موهامو سبز کنم

222
00:17:40,660 --> 00:17:46,080
اون گفتش که این رنگ موهامو
به رنگ مشکی پرکلاغی زیبایی درمیاره

223
00:17:46,080 --> 00:17:49,190
آن‏،‏ درمورد کی حرف میزنی؟

224
00:17:49,740 --> 00:17:52,200
همون دست فروشی که
امروز بعد از ظهر اینجا بود

225
00:17:53,050 --> 00:17:54,340
یه دست فروش‏!‏

226
00:17:54,670 --> 00:17:57,080
فکر کنم خیلی قلب مهربونی داشت

227
00:17:57,080 --> 00:18:00,600
گفتش که داره برای زن و
 بچه هاش به سختی کار میکنه

228
00:18:00,600 --> 00:18:03,160
که من  خیلی تحت تاثیر قرار داد

229
00:18:03,160 --> 00:18:06,100
میخواستم یه چیزی ازش بخرم تا
 در این کار ارزشمندش بهش کمک کنم

230
00:18:06,420 --> 00:18:09,100
اون یه جعبه ی بزرگ با
یه عالمه چیزای جالب داشت

231
00:18:09,100 --> 00:18:12,230
که یهویی من بطری رنگ مو رو دیدم

232
00:18:15,870 --> 00:18:21,860
من فقط ۵۰ سنت داشتم ولی
گفتش که قیمتش ۷۵ سنته

233
00:18:21,860 --> 00:18:24,370
ولی وقتی دید غیر از اون مقدار پول
 دیگه ای ندارم، همون ۵۰ سنت فروخت بهم

234
00:18:45,660 --> 00:18:47,140
ببخشید

235
00:18:47,140 --> 00:18:51,550
اوه ماریلا‏،‏ وقتی که
رنگ موهامو دیدم

236
00:18:51,550 --> 00:18:54,060
واقعاً میگم‏،‏ از حماقتم پشیمون شدم

237
00:18:54,060 --> 00:18:56,400
و از اون موقع توبه کردم که دیگه اینکارو نکنم

238
00:18:56,400 --> 00:18:59,950
خب‏،‏ امیدوارم که واقعاً توبه کرده باشی

239
00:19:05,780 --> 00:19:06,980
چطوره؟

240
00:19:06,980 --> 00:19:08,400
فایده ای نداره‏،‏ آن

241
00:19:08,400 --> 00:19:14,190
دستفروش گفتش که رنگش با آب نمیره

242
00:19:14,600 --> 00:19:17,250
خب خداروشکر حداقل
درمورد یه چیز راست گفت

243
00:19:17,250 --> 00:19:22,410
حداقل خودت ببین با
حماقتت چیکار کردی

244
00:19:23,520 --> 00:19:25,640
اصلاً نترس‏،‏ آن

245
00:19:26,040 --> 00:19:29,550
به هیچکسی درمورد موهات نگفتم

246
00:19:29,940 --> 00:19:33,160
من این راز رو با خودم به گور میبرم

247
00:19:34,440 --> 00:19:39,240
من آن با موهای سبز
از گرین گیبلزم

248
00:19:39,240 --> 00:19:42,740
یه دختر غمگین در
جزیره ی پرنس ادوارد

249
00:19:56,710 --> 00:19:58,470
خودمو به آب و آتیش زدم

250
00:19:58,470 --> 00:20:01,210
ماریلا خواهش میکنم زودتر
موهامو کوتاه کن تا این قضیه تموم شه

251
00:20:01,610 --> 00:20:03,470
مطمئنی؟

252
00:20:03,760 --> 00:20:04,910
آره‏!‏

253
00:20:11,540 --> 00:20:19,180
اگه مزاحم کارت نمیشم در حینی
که داری موهامو کوتاه میکنی میخوام گریه کنم

254
00:20:20,710 --> 00:20:22,190
نه مزاحم نمیشی

255
00:20:42,380 --> 00:20:45,380
تا وقتی که موهام دوباره بلند بشن
هیچوقت هیچوقت به خودم نگاه نمیکنم

256
00:20:47,030 --> 00:20:48,840
آره‏،‏ منم

257
00:20:48,840 --> 00:20:51,890
حالا میبینم که چقدر زشتم

258
00:20:52,700 --> 00:20:55,890
و دیگه هیچوقت تصور نمیکنم

259
00:21:06,420 --> 00:21:08,760
این منم

260
00:21:09,570 --> 00:21:11,830
حالا این منم

261
00:21:14,890 --> 00:21:16,830
چیشده‏،‏ آن؟

262
00:21:16,830 --> 00:21:20,330
چه اتفاقی برای موهات افتاده؟

263
00:21:22,290 --> 00:21:24,670
مگه خبر نداری دایانا؟

264
00:21:24,920 --> 00:21:26,520
تو دوست صمیمیشی

265
00:21:28,470 --> 00:21:29,930
شبیه مترسک شدی‏!‏

266
00:21:32,990 --> 00:21:34,130
دان دان‏!‏

267
00:21:39,140 --> 00:21:43,190
اصلاً فکرشو نمیکردم روزی برسه
که موهای قرمزمو دوست داشته باشم

268
00:21:43,750 --> 00:21:48,950
ولی حالا میبینم که واقعاً دوستشون داشتم
چون هم بلند و پرپشت و فر بودن

269
00:21:48,950 --> 00:21:51,830
و خیلی بهم میومدن

270
00:21:58,520 --> 00:22:01,000
حالا‏،‏ دیگه بهتره درسمونو شروع کنیم

271
00:23:56,990 --> 00:23:59,990
قسمت بعد

272
00:23:56,990 --> 00:23:59,990
من اشتباه کردم‏،‏ ولی هر اشتباهی
که کردم کمک کرد تا کمبودهامو جبران کنم

273
00:24:00,014 --> 00:24:14,514
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

