﻿1
00:00:00,292 --> 00:00:02,670
‫«شمشیر نامرئی». سه روز وقت داریم...
« آنچه گذشت »

2
00:00:02,753 --> 00:00:04,880
‫که پیدا و نابودش بکنیم

3
00:00:04,964 --> 00:00:06,006
‫چشم‌هات رو ببند

4
00:00:07,591 --> 00:00:09,635
‫تو گفتی پدرم دوستت بوده

5
00:00:09,719 --> 00:00:10,928
‫من دیدم «سازمان» باهاش چی‌کار کرد

6
00:00:11,011 --> 00:00:13,639
‫زندانی‌ها در موقعیت هستن. شلیک کنید

7
00:00:15,224 --> 00:00:16,726
‫حتماً دلت می‌خواسته انتقام بگیری

8
00:00:16,809 --> 00:00:19,603
‫تو باید پشت‌سر بذاری‌ش

9
00:00:19,687 --> 00:00:21,105
‫اگه این کار برای تو شخصی نیست، چرا انجامش می‌دی؟

10
00:00:21,188 --> 00:00:23,816
‫چون شغلمه

11
00:00:23,899 --> 00:00:25,443
‫و توی کارم ماهرم

12
00:00:25,526 --> 00:00:27,445
‫تو هم می‌تونی باشی

13
00:00:27,528 --> 00:00:30,531
‫ولی باید احساسات رو از معادله کنار بذاری

14
00:00:30,614 --> 00:00:32,408
‫جونز اون رو کُشت

15
00:00:32,491 --> 00:00:34,493
‫تو به من دروغ گفتی

16
00:00:34,577 --> 00:00:36,245
‫تو بابام رو کُشتی

17
00:00:38,080 --> 00:00:42,084
‫- یه چیزی بگو!
‫- متأسفم. واقعاً متأسفم، الکس

18
00:01:04,355 --> 00:01:05,941
‫جولیا راتمن تو رو فرستاده؟

19
00:01:08,986 --> 00:01:10,321
‫از کجا می‌دونی؟

20
00:01:11,739 --> 00:01:12,782
‫جک بهمون گفت

21
00:01:13,657 --> 00:01:15,034
‫و تام و کایرا

22
00:01:15,117 --> 00:01:16,535
‫اسم‌هاشون رو به زبون نیار

23
00:01:17,161 --> 00:01:18,329
‫باشه

24
00:01:20,623 --> 00:01:22,541
‫«اسکورپیا» حقیقت رو بهم گفت

25
00:01:24,126 --> 00:01:25,586
‫برای اولین‌بار

26
00:01:28,839 --> 00:01:30,424
‫خودم شنیدم که گفتی

27
00:01:31,008 --> 00:01:33,219
‫شنیدم که گفتی: «شلیک کنید»

28
00:01:37,056 --> 00:01:39,058
‫می‌خوای من رو بکُشی، الکس؟

29
00:01:47,691 --> 00:01:50,444
‫طوری نیست. طوری نیست

30
00:01:53,781 --> 00:01:54,907
‫طوری نیست

31
00:02:07,628 --> 00:02:09,547
‫- آسیب دیدی؟
‫- چه اهمیتی برات داره؟

32
00:02:09,630 --> 00:02:10,881
‫معلومه که برام مهمه

33
00:02:12,091 --> 00:02:13,676
‫ولی نه‌فقط به‌خاطر اینکه مأمور منی

34
00:02:13,759 --> 00:02:15,386
‫من مأمور تو نیستم

35
00:02:17,346 --> 00:02:18,347
‫دیگه نیستم

36
00:02:25,563 --> 00:02:26,856
‫بشین

37
00:02:32,653 --> 00:02:34,196
‫واقعاً متأسفم

38
00:02:39,410 --> 00:02:41,704
‫می‌دونم همۀ این‌ها تقصیر منه

39
00:02:47,835 --> 00:02:50,671
‫اشکالی نداره نوشیدنی بخورم؟

40
00:03:11,150 --> 00:03:12,651
‫چه افتضاحی

41
00:03:21,660 --> 00:03:25,497
‫همۀ دروغ‌ها و ناروزدن‌ها

42
00:03:28,584 --> 00:03:30,210
‫دیگه هیچی واقعی به نظر نمیاد

43
00:03:30,294 --> 00:03:31,962
‫تا اینکه آدم‌ها می‌میرن

44
00:03:33,964 --> 00:03:35,090
‫اون‌موقع واقعیه

45
00:03:44,683 --> 00:03:46,352
‫دکمۀ کمک اضطراری داری؟

46
00:03:48,062 --> 00:03:49,021
‫آره

47
00:03:50,356 --> 00:03:51,607
‫بهتره فشارش بدی

48
00:03:53,817 --> 00:03:56,195
‫فشار داده‌ام. متأسفم

49
00:03:58,781 --> 00:04:01,200
‫الکس، وقت زیادی نداریم،

50
00:04:01,283 --> 00:04:03,494
‫ولی ازت می‌خوام یه چیز رو بدونی

51
00:04:06,080 --> 00:04:08,540
‫می‌تونستی اونجا من رو بکُشی، ولی نکُشتی

52
00:04:09,667 --> 00:04:12,252
‫- چون ضعیفم
‫- نه، تو ضعیف نیستی

53
00:04:12,920 --> 00:04:14,672
‫تو قاتل نیستی

54
00:04:15,631 --> 00:04:16,966
‫تو مثل «اسکورپیا» نیستی

55
00:04:17,048 --> 00:04:19,843
‫مثل ما هم نیستی و ازت می‌خوام این رو یادت باشه

56
00:04:19,927 --> 00:04:22,805
‫تو یکی از قوی‌ترین آدم‌هایی هستی که دیده‌ام

57
00:04:24,890 --> 00:04:27,685
‫قراره اوضاع خیلی پیچیده بشه، الکس

58
00:04:27,768 --> 00:04:29,895
‫- از جات جُم نخور!
‫- تکون نخور!

59
00:04:31,438 --> 00:04:32,648
‫روی زانوهات

60
00:04:39,000 --> 00:04:59,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

61
00:05:27,760 --> 00:05:29,560
« لندن داکلندز »
[ جلورود و اسکلۀ سابق لندن ]

62
00:05:31,331 --> 00:05:32,750
‫مطمئنی اینجا بود؟

63
00:05:32,832 --> 00:05:35,210
‫ظاهراً ناآرامی توی یکی از انبارها

64
00:05:36,336 --> 00:05:38,964
‫- فکر می‌کردم این‌ها همه خالی باشه
‫- باید باشه

65
00:05:43,218 --> 00:05:46,805
‫دژبان از سیرا لیما ۴، وضعیت ۲ در گرووْنر لینِ شمالی

66
00:05:48,766 --> 00:05:49,808
‫شب به‌خیر

67
00:05:50,768 --> 00:05:52,269
‫ببخشید مزاحم می‌شیم

68
00:05:52,352 --> 00:05:54,438
‫سلام. همه‌چی مرتبه؟

69
00:05:55,189 --> 00:05:58,358
‫آره، فقط فکر می‌کردیم اینجا خالیه

70
00:05:58,442 --> 00:06:00,569
‫اوه، ما همین الآن به اینجا منتقل شدیم

71
00:06:00,652 --> 00:06:02,112
‫کرایۀ کوتاه‌مدت

72
00:06:02,196 --> 00:06:05,240
‫فکر کنم آقای مکاوْلی یه‌جور قرارداد بست

73
00:06:06,033 --> 00:06:07,409
‫مشغول به نظر میاید

74
00:06:08,433 --> 00:06:12,433
ترجمه از مرتضی لک‌زایی

75
00:06:14,124 --> 00:06:17,211
‫- دقیقاً چی می‌خواید بسازید؟
‫- شاید من بتونم توضیح بدم

76
00:06:21,715 --> 00:06:23,717
‫نیکولای، اون‌ها رو از سر راه بردار

77
00:06:23,801 --> 00:06:26,553
‫و خاطرجمع شو که کمتر از یک
‫ساعت دیگه آمادۀ استقرار بشیم

78
00:06:48,784 --> 00:06:50,244
‫خودش خطا زد

79
00:06:54,873 --> 00:06:56,917
‫- تو خوبی؟
‫- آره

80
00:07:06,218 --> 00:07:07,594
‫کیسۀ جسد

81
00:08:13,160 --> 00:08:14,578
‫من رو نکُشت

82
00:08:16,079 --> 00:08:17,623
‫نه‌بابا!

83
00:08:19,249 --> 00:08:20,918
‫اون‌ها پل رو نشونش دادن

84
00:08:23,420 --> 00:08:26,465
‫اینکه اون رو ببینی و شلیک نکنی،

85
00:08:26,548 --> 00:08:27,841
‫اون استثناییه

86
00:08:27,925 --> 00:08:29,343
‫همیشه بوده

87
00:08:29,968 --> 00:08:33,931
‫حالا باید تصمیم بگیریم که چطور بهش رسیدگی کنیم.
‫و الآن هم باید تصمیم بگیریم

88
00:08:34,514 --> 00:08:36,475
‫من کمتر از ۴۸ ساعت وقت داریم

89
00:08:36,558 --> 00:08:38,977
‫منظورم «اسکورپیا» نیست. منظورم الکسه

90
00:08:39,061 --> 00:08:41,020
‫فکر می‌کنی اون از «اسکورپیا» نیست؟

91
00:08:41,605 --> 00:08:42,940
‫اون از ماست

92
00:08:43,023 --> 00:08:45,651
‫اگه حرفم رو باور نمی‌کنی،
‫باید بری و باهاش صحبت کنی

93
00:08:46,109 --> 00:08:49,029
‫ما بهش نیاز داریم، اون هم به ما نیاز داره

94
00:09:48,422 --> 00:09:50,882
‫لارنس تمام اطلاعات موردنیاز رو براتون فرستاد؟

95
00:09:50,966 --> 00:09:52,009
‫بله. تمام نقشه‌ها،

96
00:09:52,092 --> 00:09:54,136
‫محاسبات مهندسی، همه‌چی تأیید شده

97
00:09:54,219 --> 00:09:57,889
‫ما از «سنگ حمام» بازیابی‌شدۀ قرنِ‌نوزدهمی برای تعمیرات استفاده می‌کنیم

98
00:09:58,515 --> 00:10:00,267
‫دسترسی به پشت‌بوم از اون بالاست؟

99
00:10:01,351 --> 00:10:02,936
‫۲۱۲ پله

100
00:10:03,020 --> 00:10:04,563
‫اما چشم‌اندازهای زیبایی داره

101
00:10:04,646 --> 00:10:07,107
‫می‌تونید کل شهر رو از بالای برج ببینید

102
00:10:07,190 --> 00:10:08,984
‫ممنون، لیسا، دیگه بقیه‌ش با ما

103
00:10:09,067 --> 00:10:13,196
‫ازحالابه‌بعد، این سمت از صومعه و
دسترسی به پشت‌بوم ‫برای عموم ممنوعه

104
00:10:13,280 --> 00:10:14,448
‫البته

105
00:10:14,531 --> 00:10:16,575
‫و واقعاً فکر نمی‌کنید تعمیرات زیاد طول بکشه؟

106
00:10:16,658 --> 00:10:19,703
‫خیلی زود همه‌ش تموم می‌شه، قول می‌دم

107
00:10:44,478 --> 00:10:46,646
‫صبر کنید. صبر کنید

108
00:10:48,690 --> 00:10:50,859
‫هی. اون رو از دستش باز کن

109
00:10:50,942 --> 00:10:52,069
‫اون رو از دستش باز کن!

110
00:10:52,152 --> 00:10:54,446
‫- قربان، به ما گفتن...
‫- به حرفش گوش کنید

111
00:11:01,495 --> 00:11:02,662
‫هی

112
00:11:03,288 --> 00:11:05,415
‫روبه‌راه می‌شی، خب؟

113
00:11:05,499 --> 00:11:06,792
‫فقط صبر کن و ببین

114
00:11:07,542 --> 00:11:09,795
‫پس شماها پلیس‌های خوب هستید؟

115
00:11:09,878 --> 00:11:12,381
‫ما خیلی‌وقته از اون چیزها گذشتیم،
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

116
00:11:12,464 --> 00:11:13,548
‫دفتر من

117
00:11:20,055 --> 00:11:21,932
‫دربارۀ اون پل بهت گفتن؟

118
00:11:23,558 --> 00:11:27,354
‫- پل رو بهم نشون دادن
‫- کاش وقت داشتیم درباره‌ش حرف بزنیم

119
00:11:27,437 --> 00:11:28,480
‫وقت جور کن

120
00:11:28,563 --> 00:11:29,731
‫نمی‌شه

121
00:11:29,815 --> 00:11:32,234
‫جان صدهزار نفر در خطره، وقت داره می‌ره

122
00:11:32,317 --> 00:11:34,528
‫- به کمکت نیاز دارم
‫- من به شما کمک نمی‌کنم

123
00:11:34,611 --> 00:11:36,530
‫پس مردم می‌میرن

124
00:11:40,367 --> 00:11:41,660
‫«شمشیر نامرئی»...

125
00:11:41,743 --> 00:11:44,496
‫بذارید خیالتون رو راحت کنم.
‫چیزی درباره‌ش نمی‌دونم

126
00:11:44,579 --> 00:11:46,498
‫اسم شهر رو لازم دارم

127
00:11:47,833 --> 00:11:48,959
‫کدوم شهر؟

128
00:11:49,042 --> 00:11:50,502
‫شهری که «اسکورپیا» هدف قرار داده

129
00:11:51,420 --> 00:11:53,130
‫شهری که قراره نابود کنن

130
00:11:54,172 --> 00:11:55,632
‫من نمی‌دونم

131
00:11:57,300 --> 00:11:58,385
‫خواهش می‌کنم، الکس

132
00:11:59,636 --> 00:12:00,804
‫خواهش می‌کنم

133
00:12:01,930 --> 00:12:03,765
‫تو داخل «اسکورپیا» بودی

134
00:12:04,224 --> 00:12:06,017
‫چیزی به گوشِت خورده، نگاهت به چیزی افتاده

135
00:12:06,101 --> 00:12:07,769
‫اسم. نقشه، عکس

136
00:12:07,853 --> 00:12:09,604
‫هرچی. حتماً یه چیزی بهت گفتن

137
00:12:09,688 --> 00:12:11,356
‫آره، حقیقت رو بهم گفتن

138
00:12:12,149 --> 00:12:14,609
‫دربارۀ بابام بهم گفتن

139
00:12:15,694 --> 00:12:17,904
‫دربارۀ دعوای توی مِیخونه

140
00:12:17,988 --> 00:12:19,406
‫اخراج با بی‌آبرویی،

141
00:12:19,489 --> 00:12:21,450
‫زندان، «اسکورپیا»...

142
00:12:21,533 --> 00:12:23,160
‫هر چیزی که شما مخفی نگه داشتید

143
00:12:26,538 --> 00:12:28,331
‫دروغ از زبونت نمی‌افته، مگه نه؟

144
00:12:29,875 --> 00:12:31,376
‫حقیقت می‌تونه پیچیده باشه

145
00:12:31,460 --> 00:12:33,378
‫من دیدم روی اون پل چه اتفاقی افتاد

146
00:12:33,462 --> 00:12:36,590
‫بابای من غیرمسلح بود، و خانم
‫جونز یه گلوله توی کمرش کاشت

147
00:12:36,673 --> 00:12:37,799
‫الکس

148
00:12:39,551 --> 00:12:42,888
‫«اسکورپیا» ۲۴ ساعت دیگه قراره
‫یه شهر از بریتانیا رو نابود کنه

149
00:12:45,223 --> 00:12:47,184
‫این وظیفۀ منه که جلوش رو بگیرم

150
00:12:49,811 --> 00:12:51,146
‫نمی‌دونم چطور

151
00:12:52,105 --> 00:12:53,607
‫می‌دونم از دستم عصبانی‌ای

152
00:12:53,690 --> 00:12:54,816
‫عصبانیت حتی گوشه‌ای از...

153
00:12:54,900 --> 00:12:57,903
‫این رو هم می‌دونم که تو هیولا نیستی

154
00:13:00,238 --> 00:13:02,657
‫همین حالاش هم یازده آدم بی‌گناه مُرده‌ان

155
00:13:03,533 --> 00:13:06,203
‫- از چی حرف می‌زنی؟
‫- یه تیم فوتبال

156
00:13:06,286 --> 00:13:08,872
‫جوون، هم‌سن‌وسال تو

157
00:13:08,955 --> 00:13:10,248
‫قربانی شدن

158
00:13:12,334 --> 00:13:15,086
‫به‌عنوان نمایش ارادۀ «اسکورپیا»

159
00:13:16,338 --> 00:13:19,049
‫صدها هزار جان دیگه پشت‌بندش میاد

160
00:13:19,132 --> 00:13:20,967
‫این بزرگ‌تر از من و توئه

161
00:13:21,927 --> 00:13:24,429
‫این بزرگ‌تر از جون یک نفره

162
00:13:26,723 --> 00:13:28,850
‫حتی اگه اون مرد پدرت باشه

163
00:13:30,143 --> 00:13:31,645
‫اسم شهر رو نمی‌دونم

164
00:13:33,563 --> 00:13:36,942
‫فقط اسم عملیات رو می‌دونم. «شمشیر نامرئی»

165
00:13:37,484 --> 00:13:38,401
‫همین

166
00:13:39,027 --> 00:13:41,613
‫نمی‌دونم چیه، چطور کار می‌کنه

167
00:13:42,989 --> 00:13:45,534
‫هیچی دربارۀ یه هدف نمی‌دونم

168
00:13:55,335 --> 00:13:57,754
‫خب، به امتحانش می‌ارزید. کوره‌شانس

169
00:13:57,837 --> 00:13:59,047
‫ممنون، الکس

170
00:13:59,130 --> 00:14:00,257
‫ببرش

171
00:14:00,840 --> 00:14:01,967
‫الکس؟

172
00:14:55,729 --> 00:14:57,731
‫تو الآن باید اینجا می‌بودی

173
00:14:57,814 --> 00:14:59,190
‫یه‌سری مشکلات پیش اومد

174
00:14:59,899 --> 00:15:01,401
‫چه مشکلاتی؟

175
00:15:02,569 --> 00:15:05,155
‫- وضعیت مأموریتت چیه؟
‫- قابل‌قبول

176
00:15:05,739 --> 00:15:07,240
‫جونز مُرده

177
00:15:07,324 --> 00:15:09,659
‫یه کیسۀ جسد توی صحنه داشتیم

178
00:15:10,827 --> 00:15:13,997
‫برای بازیابی گزارش کالبدشکافی،

179
00:15:14,080 --> 00:15:15,999
‫وارد سرورهای رایانۀ سردخونه شدم

180
00:15:16,416 --> 00:15:18,251
‫دو تیر به بالاتنه، یکی به سر

181
00:15:18,335 --> 00:15:19,711
‫الآن دارم می‌فرستمش

182
00:15:26,635 --> 00:15:27,927
‫و مشکل کجا بود؟

183
00:15:28,011 --> 00:15:29,304
‫الکس دستگیر شد

184
00:15:29,387 --> 00:15:31,306
‫«سازمان» گرفتش

185
00:15:31,389 --> 00:15:33,308
‫بیا اینجا. فوراً

186
00:15:52,702 --> 00:15:54,079
‫اینجا چی‌کار می‌کنیم؟

187
00:15:54,996 --> 00:15:56,831
‫فکر می‌کردی کجا می‌خوایم بریم؟

188
00:15:57,582 --> 00:15:58,708
‫زندان؟

189
00:15:58,792 --> 00:16:01,878
‫واقعاً کاری کردی که ارزش زندان‌رفتن داشته باشه؟

190
00:16:07,801 --> 00:16:10,428
‫بلانت گفت «اسکورپیا» یه شهر رو هدف قرار داده

191
00:16:10,512 --> 00:16:13,390
‫- بله
‫- و یه‌سری‌ها مُردن

192
00:16:14,933 --> 00:16:17,519
‫من اونجا بودم. قرار بود ازشون محافظت کنم

193
00:16:18,853 --> 00:16:20,313
‫یه‌کم استراحت کن

194
00:16:20,397 --> 00:16:22,440
‫اگه کارمون داشتی، جامون رو بلدی

195
00:16:40,667 --> 00:16:43,044
‫- الکس!
‫- سلام

196
00:16:44,129 --> 00:16:45,547
‫وای، پسر

197
00:16:46,005 --> 00:16:49,884
‫فکر کردیم... خب، اصلاً نمی‌دونم چی فکر می‌کردیم

198
00:16:49,968 --> 00:16:52,887
‫دیگه هیچ‌وقت از این خونه بیرون نمی‌ری، فهمیدی؟

199
00:16:52,971 --> 00:16:55,223
‫اگه بخوای بری، به میز منگنه‌ت می‌کنم

200
00:16:55,306 --> 00:16:56,975
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم

201
00:16:57,058 --> 00:16:59,227
‫جک بدجوری داره فشارم می‌ده ولی

202
00:16:59,310 --> 00:17:00,812
‫بهتره خوب باشی

203
00:17:00,895 --> 00:17:02,897
‫خوش‌حالیم برگشتی پیشمون، پسر. جدی می‌گم

204
00:17:02,981 --> 00:17:04,523
‫حتی با اون خال‌کوبی خطرناک

205
00:17:06,025 --> 00:17:07,569
‫خوش‌حالم که برگشتم

206
00:17:07,652 --> 00:17:09,487
‫«اسکورپیا» دست از سرت برداشت؟

207
00:17:09,570 --> 00:17:10,571
‫امیدوارم

208
00:17:10,655 --> 00:17:12,323
‫دنبالت می‌گردن؟

209
00:17:12,406 --> 00:17:13,407
‫بعید می‌دونم

210
00:17:13,992 --> 00:17:16,786
‫«سازمان» مطمئن شد که
‫«اسکورپیا» بفهمه من دستگیر شدم

211
00:17:17,579 --> 00:17:19,664
‫گمونم من رو از رادارشون دور نگه می‌داره، لااقل فعلاً

212
00:17:19,748 --> 00:17:21,499
‫دستگیرت کردن؟ برای چی؟

213
00:17:26,253 --> 00:17:27,130
‫چی شد؟

214
00:17:28,339 --> 00:17:29,466
‫آزادم کردن

215
00:17:31,384 --> 00:17:32,260
‫کار ما بود

216
00:17:33,428 --> 00:17:35,680
‫یعنی من اول نمی‌خواستم بهشون
‫اعتماد کنم، ولی جک این‌طوری بود:

217
00:17:35,764 --> 00:17:38,266
‫«اگه به الکس کمک نکنید، هیچی عایدتون نمی‌شه»

218
00:17:39,434 --> 00:17:40,685
‫شماها محشرید

219
00:17:41,352 --> 00:17:42,812
‫قابلی نداشت، دادا

220
00:17:42,896 --> 00:17:44,773
‫رفتیم تو، بنگ، با فیلمی که داشتیم،

221
00:17:44,856 --> 00:17:48,276
‫و کایرا سر رسید: «جی‌پی‌اس پایگاهشون رو می‌خواید؟»

222
00:17:48,359 --> 00:17:50,904
‫دوباره بنگ. قیافه‌هاشون دیدنی بود، پسر

223
00:17:52,864 --> 00:17:53,948
‫سلام، کایرا

224
00:17:56,576 --> 00:17:57,660
‫سلام، الکس

225
00:18:02,957 --> 00:18:04,918
‫قهوه یا چیزی برای خوردن می‌خوای؟

226
00:18:05,001 --> 00:18:07,045
‫نه، نه، نمی‌خواد. من می‌خوام...

227
00:18:08,171 --> 00:18:10,089
‫باید یه چیزی رو بهتون بگم

228
00:18:11,216 --> 00:18:12,467
‫من ناامیدتون کردم

229
00:18:14,427 --> 00:18:15,428
‫معذرت می‌خوام

230
00:18:16,054 --> 00:18:17,347
‫اشکالی نداره

231
00:18:18,056 --> 00:18:21,017
‫الکس، هر اتفاقی که افتاده،
‫حالا خونه‌ای. پس اشکالی نداره

232
00:18:21,100 --> 00:18:22,352
‫چرا، اشکال داره

233
00:18:23,269 --> 00:18:25,480
‫همه هم می‌دونیم، پس بیاید نمایش بازی نکنیم

234
00:18:27,357 --> 00:18:29,859
‫تو رفتی داخل «کنسنتو» تا جلوی «اسکورپیا» رو بگیری...

235
00:18:30,902 --> 00:18:33,029
‫ولی سر از کارکردن برای اون‌ها درآوردی

236
00:18:34,864 --> 00:18:36,616
‫تعریف کن واقعاً چی شد

237
00:18:42,539 --> 00:18:44,999
‫«اسکورپیا» ارتباط رو از سر گرفته؟

238
00:18:45,083 --> 00:18:45,959
‫نه

239
00:18:47,210 --> 00:18:50,004
‫هر ۳۰ دقیقه امتحان می‌کنیم، کانال رو باز نگه داشتیم

240
00:18:50,672 --> 00:18:51,965
‫جوابی نگرفتیم

241
00:18:52,549 --> 00:18:53,967
‫به یه مشکل خوردیم

242
00:18:54,050 --> 00:18:55,718
‫وزیر کشور

243
00:18:55,802 --> 00:18:57,303
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

244
00:18:57,804 --> 00:19:00,348
‫من اینجا کار می‌کنم، احیاناً اگه متوجه نشدید

245
00:19:00,431 --> 00:19:02,851
‫به جان تو سوءقصد شد

246
00:19:02,934 --> 00:19:05,562
‫باید در انتظار ارزیابی روانی از وظیفه مرخص بشی...

247
00:19:05,645 --> 00:19:08,106
‫که درحال‌حاضر برای این‌ها وقت نداریم

248
00:19:08,189 --> 00:19:10,400
‫«اسکورپیا» قراره یک روز دیگه حمله کنه

249
00:19:10,483 --> 00:19:12,068
‫مشکلتون چیه؟

250
00:19:13,236 --> 00:19:15,071
‫نخست‌وزیر با وزارت خزانه‌داری ملاقات کرد

251
00:19:15,154 --> 00:19:20,368
‫با خودش گفت شاید بتونیم ‫با نقدکردن دارایی‌های خارج‌ازکشور،
برای ‫برآورده‌کردن مطالبات «اسکورپیا» پول رو جمع‌آوری کنیم

252
00:19:20,451 --> 00:19:22,996
‫اما غیرممکنه

253
00:19:23,746 --> 00:19:26,082
‫صرفاً چون وقت کافی نداریم

254
00:19:26,165 --> 00:19:27,041
‫نه

255
00:19:27,917 --> 00:19:29,669
‫پس یه گزینۀ دیگه می‌خوام

256
00:19:30,336 --> 00:19:32,297
‫خیال می‌کردم گزینه‌های دیگه منتفیه

257
00:19:32,380 --> 00:19:33,548
‫دیگه نه

258
00:19:34,966 --> 00:19:36,092
‫چی دارید؟

259
00:19:38,928 --> 00:19:42,932
‫از من خوشتون نمیاد، مشکلی نداره، ولی احمق نیستم

260
00:19:43,600 --> 00:19:45,894
‫شما بدون توجه به دستورات
‫این پرونده رو پیگیری کرده‌اید

261
00:19:45,977 --> 00:19:47,186
‫البته که پیگیری کرده‌اید

262
00:19:47,770 --> 00:19:51,608
‫یه چیزی لازم دارم که بتونم تحویل
‫نخست‌وزیر بدم. الآن هم لازم دارم

263
00:19:51,691 --> 00:19:53,568
‫شاید یک گزینۀ دیگه داشته باشیم

264
00:19:53,651 --> 00:19:54,986
‫یک مأمور در محل

265
00:19:55,737 --> 00:19:58,489
‫یک مأمور در محل؟ چطور ممکنه؟ کی هست؟

266
00:19:58,573 --> 00:20:01,868
‫مشخصاً نمی‌تونیم وارد جزئیات بشیم،
‫ولی ممکنه بهمون برتری بده

267
00:20:01,951 --> 00:20:04,996
‫اگه اجازه می‌دید به کارمون برسیم

268
00:20:06,915 --> 00:20:08,082
‫متوجه شدم

269
00:20:09,751 --> 00:20:11,961
‫به هیئت دولت گزارش می‌دم

270
00:20:16,215 --> 00:20:19,844
‫- واقعاً مأموری در محل داریم؟
‫- خواهیم داشت

271
00:20:25,808 --> 00:20:27,894
‫ازت خواستن بهش شلیک کنی؟

272
00:20:28,645 --> 00:20:31,814
‫چرا؟ چرا اصلاً با خودشون فکر کردن
‫که تو می‌تونی همچین کاری بکنی؟

273
00:20:33,274 --> 00:20:37,278
‫توی قبرستون، گفتی می‌دونی قاتل پدرت کیه

274
00:20:37,987 --> 00:20:39,113
‫اون بود؟

275
00:20:39,864 --> 00:20:41,491
‫خانم جونز بود؟

276
00:20:43,034 --> 00:20:44,077
‫شوخی نکن

277
00:20:47,747 --> 00:20:49,582
‫گفتی می‌خوای آزاد بشی

278
00:20:50,583 --> 00:20:51,751
‫آره

279
00:20:53,252 --> 00:20:54,629
‫ولی نه اون‌طوری

280
00:20:56,631 --> 00:20:58,841
‫اون پیرمرده چی؟ توی مالت

281
00:20:59,467 --> 00:21:01,678
‫فکر می‌کردیم فقط قراره دزدکی وارد خونه بشیم

282
00:21:02,512 --> 00:21:06,766
‫یه چیزی بدزدیم. فقط یه مأموریتِ
‫دیگه که اعتمادشون رو جلب کنم

283
00:21:07,809 --> 00:21:09,352
‫پس نقشه‌ش رو کشیدم

284
00:21:10,728 --> 00:21:11,896
‫وارد خونه شدیم

285
00:21:11,980 --> 00:21:14,524
‫تمام آژیرها و تجهیزات امنیتی رو رد کردم

286
00:21:16,150 --> 00:21:18,736
‫بعد یاسن...

287
00:21:20,113 --> 00:21:21,114
‫یاسن؟

288
00:21:23,032 --> 00:21:24,492
‫نتونستم جلوش رو بگیرم

289
00:21:27,328 --> 00:21:30,331
‫- یاسن کُشتش
‫- تقصیر من بود. به‌خاطر من بود که وارد شدیم

290
00:21:30,415 --> 00:21:32,834
‫نه. دزدکی‌واردشدن آدم‌کُشی نیست

291
00:21:32,917 --> 00:21:35,003
‫با هم فرق داره. همه دزدکی وارد خونه می‌شن

292
00:21:36,004 --> 00:21:40,049
‫- چرا با ما حرف نزدی؟ ما که همون‌جا بودیم
‫- می‌خواستم حرف بزنم، ولی ترسیده بودم

293
00:21:40,133 --> 00:21:41,050
‫از چی؟

294
00:21:41,134 --> 00:21:42,427
‫از اینکه درباره‌م چی فکر می‌کنید

295
00:21:43,011 --> 00:21:47,015
‫اون‌ها می‌خواستن اونجا باشی، الکس.
‫می‌خواستن کُشته‌شدن اون مرد رو ببینی

296
00:21:47,598 --> 00:21:50,727
‫می‌خواستن احساس عذاب‌وجدان
‫بگیری. تا خیال کنی که تقصیر توئه

297
00:21:51,811 --> 00:21:52,812
‫چرا؟

298
00:21:53,521 --> 00:21:57,900
‫تا فکر کنی: «من حالا توی این کار نقش دارم،
‫پس حتماً یکی از اون‌هام»

299
00:21:58,484 --> 00:22:00,028
‫حالا جواب داد؟

300
00:22:01,112 --> 00:22:02,530
‫از اون‌هایی؟

301
00:22:06,242 --> 00:22:07,285
‫نه

302
00:22:09,662 --> 00:22:12,999
‫اگه گزینه‌های دیگه‌ای داری، باکمال‌میل، بگو بشنویم

303
00:22:13,082 --> 00:22:14,500
‫کاش می‌داشتم

304
00:22:15,126 --> 00:22:17,879
‫تابه‌حال این‌قدر از سمت ما
احساس ناروخوردن بهش دست نداده بود

305
00:22:18,629 --> 00:22:21,382
‫به‌نظرت الآن وقت مناسبیه که ازش استفاده کنیم؟

306
00:22:21,466 --> 00:22:23,551
‫نه. استفاده نه

307
00:22:24,218 --> 00:22:27,930
‫این‌قدر به چشمِ یه مهره نبینش،
‫به چشمِ یه انسان ببینش

308
00:22:28,639 --> 00:22:29,891
‫به مأمورت اعتماد کن

309
00:22:33,186 --> 00:22:34,687
‫وظیفۀ مراقبت تو چی پس؟

310
00:22:34,771 --> 00:22:36,064
‫وظیفۀ مراقبت ما

311
00:22:36,147 --> 00:22:38,900
‫اینه که بهش ایمان داشته باشیم و حمایتش کنیم

312
00:22:38,983 --> 00:22:40,693
‫اون خیلی قوی‌تر از اونیه که فکر می‌کنی

313
00:22:40,777 --> 00:22:42,737
‫به‌کَرّات این رو ثابت کرده

314
00:22:45,490 --> 00:22:47,450
‫تو اگه جای من بودی چی‌کار می‌کردی؟

315
00:22:51,037 --> 00:22:53,456
‫با گفتن حقیقت شروع می‌کردم

316
00:22:54,624 --> 00:22:55,792
‫همه‌ش

317
00:23:03,424 --> 00:23:04,634
‫خال‌کوبی رو پاک کردی

318
00:23:05,176 --> 00:23:06,052
‫آره

319
00:23:06,719 --> 00:23:07,762
‫اون...

320
00:23:08,805 --> 00:23:09,931
‫با آب پاک شد

321
00:23:11,390 --> 00:23:12,809
‫پس حالا واقعاً خودتی؟

322
00:23:13,726 --> 00:23:14,644
‫واقعاً خودمم

323
00:23:15,520 --> 00:23:18,272
‫مطمئن؟ کلون شیطانی نیستی؟

324
00:23:19,398 --> 00:23:21,651
‫قول می‌دم. دیگه کلون شیطانی‌ای در کار نیست

325
00:23:23,361 --> 00:23:24,362
‫و تموم شد؟

326
00:23:25,363 --> 00:23:27,490
‫«اسکورپیا» رو کنار گذاشتی؟ تموم شد؟

327
00:23:31,035 --> 00:23:34,747
‫بلانت گفت «اسکورپیا» قراره کلی آدم بکُشه

328
00:23:35,748 --> 00:23:38,751
‫چیزی که داشتن توی «کنسنتو» می‌ساختن
‫اسمش «شمشیر نامرئی»ـه،

329
00:23:38,835 --> 00:23:41,337
‫حالا اینجا توی بریتانیاست

330
00:23:42,505 --> 00:23:44,715
‫ازکِی‌تاحالا اَلن بلانت قابل‌اعتماد شد؟

331
00:23:47,969 --> 00:23:49,220
‫می‌دونی چیه؟

332
00:23:49,846 --> 00:23:52,974
‫فکر کنم این دفعه احتمالاً جدی‌جدی محتاجه

333
00:23:54,767 --> 00:23:57,979
‫می‌دونه «اسکورپیا» تو راهه، و نقشه‌ای نداره

334
00:23:58,062 --> 00:23:59,730
‫نمی‌دونه چی‌کار کنه

335
00:24:00,231 --> 00:24:02,984
‫- فکر کنم ترسیده
‫- و تو می‌خوای کمکش کنی؟

336
00:24:03,359 --> 00:24:06,112
‫بعد از اون‌همه بلایی که سرت آوردن؟
‫بعد از چیزی که فهمیدی؟

337
00:24:06,195 --> 00:24:08,781
‫- اون‌هایی که قراره بمیرن اهمیتی نمی‌دن...
‫- من اهمیت می‌دم!

338
00:24:10,950 --> 00:24:12,994
‫الکس، تو می‌دونی جونز چی‌کار کرد

339
00:24:14,871 --> 00:24:16,831
‫تو اسلحه داشتی. فرصت داشتی

340
00:24:21,502 --> 00:24:22,879
‫و نتونستم انجامش بدم

341
00:24:24,380 --> 00:24:25,298
‫همچین کاری هم نمی‌کنم

342
00:24:26,799 --> 00:24:28,092
‫دلت نمی‌خواست؟

343
00:24:29,302 --> 00:24:30,469
‫به‌خاطر پدرت؟

344
00:24:34,223 --> 00:24:36,267
‫«اسکورپیا» به هر دری زد

345
00:24:37,643 --> 00:24:38,728
‫هر دری

346
00:24:40,938 --> 00:24:42,607
‫ولی خب من چنین آدمی نیستم

347
00:24:42,690 --> 00:24:43,900
‫چرا نیستی؟

348
00:24:44,609 --> 00:24:47,445
‫- چرا همیشه این‌قدر باید تو باشی؟
‫- کایرا، معذرت می‌خوام

349
00:24:47,528 --> 00:24:50,281
‫نه، عذرخواهی نکن. این‌قدر به کسایی
‫که لیاقتش رو ندارن کمک نکن

350
00:24:50,364 --> 00:24:52,533
‫چی‌کار باید بکنم، همین‌جوری یه گوشه وایستم؟

351
00:24:52,617 --> 00:24:54,118
‫خفه شو، جناب جاسوس

352
00:25:23,022 --> 00:25:23,940
‫خیلی‌خب

353
00:25:24,023 --> 00:25:26,067
‫- اوهوم
‫- آره

354
00:25:42,708 --> 00:25:44,627
‫برید کنار!

355
00:25:45,836 --> 00:25:46,754
‫این‌ها چیه؟

356
00:25:46,837 --> 00:25:49,882
‫تام لطف کرده و داوطلبانه
‫می‌خواد برامون شام بپزه

357
00:25:49,966 --> 00:25:50,967
‫شام جشن

358
00:25:51,050 --> 00:25:53,302
‫جدی؟ می‌تونیم یه چیزی سفارش بدیم خب

359
00:25:53,386 --> 00:25:55,846
‫بی‌خیال. تو از «اسکورپیا» زنده دراومدی، از این هم می‌تونی

360
00:25:55,930 --> 00:25:56,847
‫اوه، حرف زشتی بود

361
00:25:56,931 --> 00:25:58,474
‫جفتتون. خیلی زشت بود

362
00:26:03,354 --> 00:26:04,480
‫بین شما دو تا خبریه؟

363
00:26:06,399 --> 00:26:07,525
‫منظورت چیه؟

364
00:26:09,652 --> 00:26:12,363
‫- یه چیزی فرق کرده
‫- فقط خوش‌حالم که اومدم خونه

365
00:26:12,446 --> 00:26:13,572
‫اون مشخصه

366
00:26:13,656 --> 00:26:15,157
‫خب. معرفی می‌کنم

367
00:26:15,241 --> 00:26:17,368
‫نون جیبی پیتای آناناس کبابی

368
00:26:19,203 --> 00:26:20,329
‫همچین اسمی هست دیگه؟

369
00:26:20,413 --> 00:26:21,789
‫من هنوز برای مُردن جوونم

370
00:26:21,872 --> 00:26:23,416
‫اوه، و به بازی برمی‌گرده

371
00:26:23,499 --> 00:26:26,043
‫وقتی ساکت و دمدمی بودی رو ترجیح می‌دادم

372
00:26:27,420 --> 00:26:28,296
‫مرسی

373
00:26:31,465 --> 00:26:32,425
‫الکس...

374
00:26:32,508 --> 00:26:33,968
‫طوری نیست. می‌رم ببینم

375
00:26:47,606 --> 00:26:50,609
‫یادت باشه، تا دعوتشون نکنی داخل،
‫نمی‌تونن بهت آسیبی برسونن

376
00:26:50,693 --> 00:26:53,154
‫- اون مال خون‌آشام‌هاست
‫- می‌دونم

377
00:27:02,621 --> 00:27:03,873
‫مجبور نیستی

378
00:27:04,373 --> 00:27:05,333
‫می‌دونم

379
00:27:08,252 --> 00:27:09,253
‫چیزی نیست

380
00:27:28,647 --> 00:27:30,316
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

381
00:27:31,650 --> 00:27:33,319
‫بریم یه دوری بزنیم؟

382
00:27:35,404 --> 00:27:36,989
‫کجا می‌خوایم بریم؟

383
00:27:37,490 --> 00:27:39,325
‫به شروع داستان

384
00:27:55,383 --> 00:27:58,594
‫پس کارآموز جناب‌عالی گیر افتاد

385
00:27:58,677 --> 00:28:01,806
‫خیلی حیف شد. پتانسیل بالایی داشت

386
00:28:01,889 --> 00:28:04,767
‫شاگرد رو باید مقصر بدونیم یا معلم رو؟

387
00:28:10,439 --> 00:28:12,191
‫خب، چه اتفاقی افتاد؟

388
00:28:12,775 --> 00:28:16,737
‫به‌احتمال‌زیاد، قبل از اینکه الکس مأموریت رو تموم کنه،
‫جونز آژیر شخصی‌ش رو به صدا درآورده

389
00:28:17,446 --> 00:28:19,573
‫حیف شد. می‌خواستم اینجا باشه

390
00:28:20,199 --> 00:28:21,784
‫هنوز هم شدنیه

391
00:28:21,867 --> 00:28:23,202
‫ولی به یه نقشۀ استخراج نیاز داریم

392
00:28:23,285 --> 00:28:25,621
‫اگه لندن مونده بودم، می‌تونستم مقدمات رو آماده کنم

393
00:28:25,704 --> 00:28:28,165
‫نه، استخراجی وجود نخواهد داشت

394
00:28:29,875 --> 00:28:31,794
‫اون یه مهره‌ست. لازمش داریم

395
00:28:32,336 --> 00:28:34,839
‫راستش رو بخوای، هر دو جمله‌ت اشتباهه

396
00:28:35,923 --> 00:28:38,801
‫جولیا، می‌تونم برش گردونم. من
‫با روش‌شناسی عملیاتی‌شون آشنام

397
00:28:38,884 --> 00:28:42,221
‫ازش بازجویی می‌کنن، و بعد
‫به یه مرکز امن منتقلش می‌کنن

398
00:28:42,721 --> 00:28:45,641
‫یه فرصت کوتاه خواهیم داشت،
‫که قبلاً هم استفاده کردیم

399
00:28:45,724 --> 00:28:48,018
‫- فقط لب تر کن تا درش بیارم
‫- گوش کن، یاسن

400
00:28:48,102 --> 00:28:52,022
‫الکس رایدر رفته. حیف شد، ولی دیگه تمومه

401
00:28:53,315 --> 00:28:56,610
‫حقیقت اینه که من فقط می‌خواستم اینجا باشه
‫که مُردنش رو ببینم

402
00:28:57,862 --> 00:29:01,282
‫اگه الکس اینجا می‌بود، چرا باید بمیره؟

403
00:29:02,199 --> 00:29:05,244
‫چون در معرضِ نانوذرات سیانید قرار گرفته

404
00:29:05,327 --> 00:29:09,832
‫خودم با بخار بهش منتقل کردم. بهش گفتم مسکنه

405
00:29:10,833 --> 00:29:12,501
‫و چرا باید چنین کاری بکنی؟

406
00:29:13,085 --> 00:29:17,256
‫برای اینکه وقتی تازه از کُشتنِ
‫سرپرست خودش میاد اینجا،

407
00:29:17,339 --> 00:29:20,676
‫درحالی‌که کاملاً از اون‌ها رو برگردونده، و بدون ذره‌ای تردید،

408
00:29:21,177 --> 00:29:24,597
‫وقتی متوجه شده همه‌چی رو اشتباه فهمیده،
‫بتونم حالت چشم‌هاش رو تماشا کنم

409
00:29:25,514 --> 00:29:26,724
‫خب...

410
00:29:27,975 --> 00:29:29,727
‫این ناراحتت می‌کنه؟

411
00:29:32,229 --> 00:29:33,772
‫نباید ناراحت باشی

412
00:29:33,856 --> 00:29:36,484
‫ناراحتی‌ت فقط برای اینه که تو هم متوجه نیستی

413
00:29:38,110 --> 00:29:39,153
‫بشین

414
00:29:50,372 --> 00:29:52,208
‫می‌خوام یه داستان برات تعریف کنم

415
00:29:53,918 --> 00:29:56,003
‫داستان؟ دربارۀ چی؟

416
00:29:56,629 --> 00:29:59,715
‫دربارۀ دوستت جان رایدر

417
00:30:23,906 --> 00:30:25,199
‫اینجا همون‌جاست

418
00:30:29,078 --> 00:30:30,454
‫چرا آوردی‌م اینجا؟

419
00:30:30,996 --> 00:30:32,748
‫می‌خوای من رو هم سربه‌نیست کنی؟

420
00:30:36,085 --> 00:30:37,836
‫می‌خوام حقیقت رو بهت بگم

421
00:30:42,591 --> 00:30:44,051
‫دعوای توی مِیخونه

422
00:30:45,636 --> 00:30:46,929
‫ساختگی بود

423
00:30:47,429 --> 00:30:51,976
‫اون مرگ، حکم زندان، همه‌ش

424
00:30:52,518 --> 00:30:54,270
‫پس، جولیا راتمن همین‌جوری از خودش درآورده؟

425
00:30:54,353 --> 00:30:55,437
‫نه، کار ما بود

426
00:30:56,355 --> 00:30:59,149
‫پدر تو هیچ‌وقت برای «اسکورپیا» کار نکرد

427
00:30:59,733 --> 00:31:02,695
‫تمام مدت برای ما کار کرد. تمام مدت

428
00:31:04,238 --> 00:31:06,824
‫ما جان رو وقتی ۲۷ساله بود استخدام کردیم

429
00:31:06,907 --> 00:31:10,494
‫اون‌موقع یه سرباز بسیار تعلیم‌دیده و بسیار پُرافتخار بود

430
00:31:12,162 --> 00:31:17,668
‫در اون زمان، ما ازقبل می‌دونستیم ‫که «اسکورپیا»
خطرناک‌ترین تهدید نوظهور ‫از زمان جنگ سرد بود

431
00:31:17,751 --> 00:31:19,587
‫ولی در همین حد اطلاعات داشتیم

432
00:31:19,670 --> 00:31:22,381
‫پس شدیداً به یک نفوذی نیاز داشتیم

433
00:31:22,715 --> 00:31:25,509
‫...دست‌به‌کار شو، داداش،
‫وگرنه اون روی من بالا میاد

434
00:31:25,593 --> 00:31:27,720
‫- نمی‌شه از یه چیز دیگه حرف بزنیم؟
‫- وا بده، داداش

435
00:31:27,803 --> 00:31:29,179
‫مشکل تو چیه؟

436
00:31:29,263 --> 00:31:31,599
‫خیلی حساب‌شده برنامه‌ریزی‌ش کردیم

437
00:31:32,641 --> 00:31:34,935
‫جان نقشش رو عالی بازی کرد

438
00:31:37,688 --> 00:31:39,356
‫اصلاً نباید می‌رفتن افغانستان،

439
00:31:39,440 --> 00:31:42,610
‫باز هم دهنشون سرویس شد، یه‌مشت بزدل بدبخت

440
00:31:43,152 --> 00:31:45,654
‫هی، رفیق. خیلی زرزر می‌کنی ها

441
00:31:45,738 --> 00:31:46,905
‫- جدی؟
‫- آره

442
00:31:51,994 --> 00:31:54,663
‫برید کنار. کنار!

443
00:32:02,671 --> 00:32:05,090
‫تمومش کنید، شماها. گفتم کافیه

444
00:32:05,174 --> 00:32:06,216
‫کافیه!

445
00:32:06,300 --> 00:32:09,094
‫تمومش کنید. گفتم کافیه! کافیه!

446
00:32:09,178 --> 00:32:10,054
‫ول کن!

447
00:32:10,137 --> 00:32:11,221
‫یعنی می‌گی...

448
00:32:11,805 --> 00:32:13,098
‫صحنه‌سازی بود؟

449
00:32:16,518 --> 00:32:17,394
‫بله

450
00:32:18,020 --> 00:32:19,647
‫باید طبیعی جلوه می‌کرد

451
00:32:20,272 --> 00:32:21,482
‫برای همه

452
00:32:22,858 --> 00:32:24,652
‫مردم، پلیس

453
00:32:25,444 --> 00:32:26,612
‫همه

454
00:32:29,239 --> 00:32:30,866
‫زدی کُشتی‌ش

455
00:32:33,118 --> 00:32:35,162
‫ما هفت تا مأمور توی اتاق داشتیم

456
00:32:35,871 --> 00:32:37,289
‫خود مقتول، مشخصاً

457
00:32:37,831 --> 00:32:41,669
‫شش شاهد برای تصدیق مرگ و مهار جان

458
00:32:41,752 --> 00:32:43,879
‫خدمۀ آمبولانس مال ما بودن

459
00:32:43,962 --> 00:32:46,924
‫فرای اون، پلیس، دادگاه‌ها...

460
00:32:49,259 --> 00:32:50,928
‫گذاشتیم سیستم کشور بگیردش

461
00:32:52,054 --> 00:32:53,347
‫و منتظر موندیم

462
00:32:54,223 --> 00:32:56,058
‫«اسکورپیا» هم به تماشا نشسته بود

463
00:33:00,104 --> 00:33:01,814
‫افسر پُرافتخار...

464
00:33:02,690 --> 00:33:04,817
‫بی‌آبرو و دور انداخته شد

465
00:33:05,651 --> 00:33:09,321
‫یه قاتل ثابت‌شده با کینه‌ای از دولت بریتانیا

466
00:33:10,781 --> 00:33:11,949
‫اون عالی بود

467
00:33:12,032 --> 00:33:14,034
‫ولی برای شما کار می‌کرد؟

468
00:33:15,035 --> 00:33:16,328
‫تمام مدت

469
00:33:17,204 --> 00:33:21,750
‫جان به‌مدت سه سال درون «اسکورپیا» جای‌گذاری شده بود

470
00:33:26,338 --> 00:33:27,798
‫در اون حین،

471
00:33:27,881 --> 00:33:31,009
‫ما چیزهای بسیار زیادی دربارۀ سازمانشون یاد گرفتیم،

472
00:33:31,093 --> 00:33:35,806
‫دربارۀ رفتار عملیاتی و جاه‌طلبی‌های بلندمدتشون

473
00:33:37,057 --> 00:33:38,684
‫پس چرا دست نگه داشت؟

474
00:33:38,767 --> 00:33:42,896
‫چون خطرات در حال افزایش بود،
‫و جان از این موضوع آگاه بود

475
00:33:42,980 --> 00:33:46,442
‫و وقتی مادرت تو رو باردار شد،

476
00:33:46,525 --> 00:33:48,610
‫جان باید تصمیم می‌گرفت

477
00:33:48,694 --> 00:33:51,989
‫مأمور خوبی باشه یا پدر خوبی باشه

478
00:33:52,072 --> 00:33:53,532
‫اون تو رو انتخاب کرد

479
00:33:54,450 --> 00:33:58,203
‫بنابراین ما دستگیرشدن جان رو
‫صحنه‌سازی کردیم و آوردیمش خونه

480
00:33:58,287 --> 00:34:01,123
‫در ابتدا، نقشه‌مون این بود که اعلام کنیم

481
00:34:01,206 --> 00:34:03,417
‫به گوانتانامویی جایی استرداد شده

482
00:34:04,460 --> 00:34:06,545
‫صبر کنیم که «اسکورپیا» ازش دست بکشه

483
00:34:07,296 --> 00:34:09,547
‫یه هویت جدید و یه زندگی جدید بهش بدیم

484
00:34:09,630 --> 00:34:11,925
‫همین‌طور به تو و مادرت

485
00:34:13,844 --> 00:34:14,844
‫اما...

486
00:34:16,346 --> 00:34:18,139
‫جان فکر بهتری داشت

487
00:34:19,975 --> 00:34:22,060
‫این عملیاتیه که اون‌ها...

488
00:34:22,978 --> 00:34:24,353
‫برامون تله گذاشتن

489
00:34:27,399 --> 00:34:28,775
‫تا اون رو نجات بدن؟

490
00:34:33,237 --> 00:34:34,864
‫ما دیدیم که اون رو کُشتن

491
00:34:34,947 --> 00:34:37,576
‫تو چیزی رو دیدی که اون‌ها می‌خواستن

492
00:34:39,786 --> 00:34:44,666
‫اون اصرار داشت که از خروجش ‫برای تسهیل
آزادیِ یکی دیگه از افرادمون استفاده کنیم

493
00:34:45,333 --> 00:34:46,793
‫تبادل گروگان‌ها

494
00:34:49,045 --> 00:34:50,922
‫درست به‌موقع رسیدن

495
00:35:10,651 --> 00:35:12,569
‫خانم جونز کنترل راهکنشی داشت

496
00:35:12,653 --> 00:35:14,363
‫اولین فرماندهی‌ش بود

497
00:35:15,197 --> 00:35:16,532
‫سن‌وسالی نداشت...

498
00:35:17,699 --> 00:35:18,992
‫ولی جان بهش اعتماد کرد

499
00:35:20,160 --> 00:35:21,829
‫حالت چطوره؟

500
00:35:22,496 --> 00:35:24,748
‫حال کسی رو دارم که باید حقوق بیشتری بگیره

501
00:35:24,832 --> 00:35:27,626
‫خب، می‌دونی که بلانت با اضافه‌کاری موافق نیست

502
00:35:28,585 --> 00:35:30,587
‫شنیدم «اسکورپیا» پول خیلی خوبی می‌ده

503
00:35:32,047 --> 00:35:33,465
‫دستبندت رو بزن

504
00:35:43,350 --> 00:35:44,726
‫از جونز به تمام واحدها

505
00:35:45,894 --> 00:35:47,229
‫زندانی‌ها در موقعیت هستن

506
00:35:47,312 --> 00:35:48,897
‫برای مبادله آماده‌ایم. یادتون باشه...

507
00:35:49,439 --> 00:35:51,984
‫تا دستور داده نشده، کسی شلیک نمی‌کنه

508
00:36:31,565 --> 00:36:33,025
‫راهکنشی یک، جونز

509
00:36:33,775 --> 00:36:35,110
‫شلیک کنید

510
00:36:36,445 --> 00:36:39,740
‫باید یه گلولۀ واقعی از یه اسلحۀ واقعی می‌بود

511
00:36:39,823 --> 00:36:41,283
‫باید قدرت می‌داشت

512
00:36:42,117 --> 00:36:45,120
‫اگه از تیر مشقی استفاده می‌کردیم،
‫«اسکورپیا» متوجه تفاوتش می‌شد

513
00:36:46,622 --> 00:36:47,706
‫لباس ضدگلوله؟

514
00:36:49,291 --> 00:36:52,419
‫بله، ولی فقط برای پشت، که ریسکی بود

515
00:36:54,046 --> 00:36:55,631
‫ولی اون به تیمش اعتماد داشت

516
00:36:56,924 --> 00:36:58,050
‫و جواب هم داد

517
00:37:28,705 --> 00:37:31,792
‫صحنه‌سازی بود. برای استخراج

518
00:37:32,334 --> 00:37:33,418
‫اون‌ها بازی‌مون دادن

519
00:37:34,252 --> 00:37:36,004
‫اون هیچ‌وقت از ما نبود

520
00:37:36,088 --> 00:37:38,048
‫هیچ‌وقت دوست تو نبود

521
00:37:38,131 --> 00:37:40,842
‫از همون اول یه مأمور بریتانیایی بود

522
00:37:43,428 --> 00:37:46,264
‫فقط شش ماه طول کشید که ردش رو بزنم

523
00:37:46,348 --> 00:37:49,518
‫خودش و همسرش، و بچه‌ش

524
00:37:50,060 --> 00:37:51,395
‫سقوط هواپیما

525
00:37:55,190 --> 00:37:56,358
‫بمب بود

526
00:37:57,943 --> 00:37:59,319
‫اگه اونجا بودی...

527
00:38:00,153 --> 00:38:01,989
‫تو هم کُشته می‌شدی

528
00:38:05,575 --> 00:38:07,369
‫جولیا راتمن

529
00:38:07,452 --> 00:38:08,704
‫نمی‌دونیم کی

530
00:38:10,455 --> 00:38:11,790
‫جولیا بود

531
00:38:16,253 --> 00:38:20,257
‫اطلاعاتی که جان در اون بازه جمع‌آوری کرد...

532
00:38:20,924 --> 00:38:23,844
‫ما رو قادر ساخت تا به قلب «اسکورپیا» ضربه بزنیم

533
00:38:25,012 --> 00:38:28,181
‫ظرف چند ماه، کل دم‌ودستگاه اون‌ها رو منحل کردیم

534
00:38:31,018 --> 00:38:32,978
‫پدرت قهرمان بود

535
00:38:35,647 --> 00:38:36,648
‫هر دو بودن

536
00:38:43,405 --> 00:38:44,740
‫ممنون که بهم گفتی

537
00:38:46,867 --> 00:38:47,993
‫پس حالا می‌بینی؟

538
00:38:48,493 --> 00:38:49,494
‫آره؟

539
00:38:57,461 --> 00:39:01,590
‫این همون چیزیه که مکس گرندل متوجهش شد

540
00:39:03,383 --> 00:39:05,177
‫برای تو این ماجرا شخصیه

541
00:39:07,345 --> 00:39:11,433
‫داری از تمام توان «اسکورپیا» برای
‫انتقام‌جویی خودت استفاده می‌کنی

542
00:39:12,100 --> 00:39:13,518
‫من خودم «اسکورپیا»م

543
00:39:14,186 --> 00:39:19,441
‫داستان خوبی بود، جولیا، ولی جان
‫هیچ‌وقت من رو فریب یا بازی نداد

544
00:39:19,524 --> 00:39:22,194
‫ولی اطلاعاتش رو از تو می‌گرفت، نه؟

545
00:39:23,070 --> 00:39:27,365
‫پس گویا تو بازیچه شدی، تو فریب خوردی...

546
00:39:28,575 --> 00:39:30,243
‫هیچ‌وقت شخصی نیست

547
00:39:31,495 --> 00:39:32,579
‫اما الآن، تو...

548
00:39:33,330 --> 00:39:37,751
‫خیال می‌کنی با انتقام‌گرفتن از یه بچه

549
00:39:37,834 --> 00:39:40,087
‫می‌تونی...

550
00:39:41,046 --> 00:39:43,298
‫احساس شکست یا تحقیر خودت رو پاک کنی؟

551
00:39:46,551 --> 00:39:48,762
‫جنون محضه، جولیا

552
00:39:51,723 --> 00:39:53,892
‫جایگاه خودت رو بدون

553
00:39:59,606 --> 00:40:01,024
‫من جایگاهم رو می‌دونم

554
00:40:16,581 --> 00:40:18,250
‫«اسکورپیا» اینجاست

555
00:40:18,333 --> 00:40:19,417
‫بله

556
00:40:20,544 --> 00:40:22,879
‫- و مردم قراره بمیرن
‫- بله

557
00:40:24,548 --> 00:40:26,424
‫تو گفتی: «یه کیسۀ جسد بیارید»

558
00:40:28,552 --> 00:40:31,346
‫اولین کاری که کردی وقتی پا به خونۀ خانم جونز گذاشتی،

559
00:40:31,429 --> 00:40:33,223
‫گفتی: «یه کیسۀ جسد بیارید»

560
00:40:34,850 --> 00:40:39,729
‫می‌خواستی جوری به نظر بیاد انگار
‫موفق شدم. انگار که خانم جونز مُرده

561
00:40:40,397 --> 00:40:42,149
‫برای همین گفتی یه کیسۀ جسد بیارن،

562
00:40:42,232 --> 00:40:45,861
‫و بهم دستبند بزنن و رو سرم
‫کلاه بکِشن، و با ماشین ببرنم

563
00:40:46,528 --> 00:40:48,989
‫صلاح دیدم که گزینه‌هامون رو نسوزونم

564
00:40:49,573 --> 00:40:51,867
‫همیشه چند قدم جلوتری، مگه نه؟

565
00:40:52,742 --> 00:40:55,203
‫بلوف، راستِ دروغ‌نما، راستِ دروغ‌نمای بلوف...

566
00:40:55,912 --> 00:40:56,955
‫گاهی اوقات

567
00:40:57,706 --> 00:40:58,957
‫ولی ممکنه خودت رو گم کنی

568
00:40:59,040 --> 00:41:01,877
‫برای مثال، این فکر من نبود که تو رو بیارم اینجا

569
00:41:03,086 --> 00:41:04,629
‫خانم جونز

570
00:41:13,054 --> 00:41:14,472
‫تو بهشون نفوذ کردی

571
00:41:15,098 --> 00:41:16,600
‫از اون‌ها بودی

572
00:41:16,683 --> 00:41:19,060
‫- هرچی که می‌دونستم رو بهتون گفتم
‫- می‌دونم

573
00:41:20,478 --> 00:41:22,147
‫ولی مسئله این نیست، مگه نه؟

574
00:41:22,230 --> 00:41:23,148
‫نه

575
00:41:24,566 --> 00:41:26,860
‫سه تا سؤال می‌پرسم، راستش رو بگو

576
00:41:26,943 --> 00:41:27,819
‫باشه

577
00:41:28,320 --> 00:41:29,654
‫من مأمورم؟

578
00:41:31,281 --> 00:41:32,157
‫بله

579
00:41:32,240 --> 00:41:34,117
‫- بهم اعتماد داری؟
‫- بله

580
00:41:36,077 --> 00:41:37,204
‫من می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

581
00:41:38,997 --> 00:41:40,707
‫روی حرفم حساب کن

582
00:41:44,753 --> 00:41:46,129
‫بگو چی نیاز داری

583
00:41:46,630 --> 00:41:49,090
‫نیاز دارم بدونم که تو پسرِ همون پدری

584
00:42:20,497 --> 00:42:21,873
‫سلام

585
00:42:21,957 --> 00:42:22,832
‫سلام

586
00:42:22,916 --> 00:42:24,167
‫بیدار موندی

587
00:42:24,834 --> 00:42:26,336
‫تام رفته خونه‌ش

588
00:42:26,419 --> 00:42:28,129
‫کایرا روی مبل خوابیده

589
00:42:31,675 --> 00:42:32,968
‫سفرت چطور بود؟

590
00:42:35,387 --> 00:42:36,554
‫به کمک من نیاز دارن

591
00:42:37,097 --> 00:42:38,181
‫برای چه کاری؟

592
00:42:39,099 --> 00:42:40,725
‫نابودکردن «اسکورپیا»

593
00:42:45,563 --> 00:42:47,899
‫می‌خوای سعی کنی منصرفم کنی؟

594
00:42:51,361 --> 00:42:52,362
‫نه‌بابا

595
00:42:54,072 --> 00:42:55,365
‫بهت افتخار می‌کنم

596
00:42:56,324 --> 00:42:58,326
‫برو با خاک یکسانشون کن

597
00:42:59,411 --> 00:43:01,079
‫ولی حتماً برگردی خونه

598
00:43:01,746 --> 00:43:03,957
‫اینجا کلی چیز انتظارت رو می‌کشه

599
00:43:05,333 --> 00:43:06,584
‫میام خونه

600
00:43:07,961 --> 00:43:09,045
‫قول می‌دم

601
00:43:10,650 --> 00:43:36,650
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

