﻿1
00:00:00,418 --> 00:00:02,086
‫اگه برای شکنجه نبرده باشنش چی؟
« آنچه گذشت »

2
00:00:02,169 --> 00:00:04,422
‫- منظورت چیه؟
‫- شاید نمی‌خوان بکُشنش

3
00:00:04,505 --> 00:00:05,631
‫شاید خودش رو می‌خوان

4
00:00:05,715 --> 00:00:07,049
‫که یعنی عضو «اسکورپیا» بشه؟

5
00:00:07,133 --> 00:00:10,219
‫خیال می‌کنی اگه به‌قدر کافی باهوش
‫باشی، اگه خارج از چارچوب فکر کنی...

6
00:00:10,302 --> 00:00:13,889
‫...دیگه مجبور نیستی آدم بکُشی،
‫و ناپدید می‌شه

7
00:00:13,973 --> 00:00:15,683
‫چو فردا شود فکر فردا کنیم

8
00:00:15,766 --> 00:00:17,059
‫فردا می‌شه

9
00:00:17,143 --> 00:00:18,853
‫جاده به همون‌جا منتهی می‌شه

10
00:00:19,895 --> 00:00:22,440
‫تو بهم دروغ گفتی! من رو شریک یه قتل کردی!

11
00:00:22,523 --> 00:00:25,860
‫گفتم که این رو نمی‌خوام، و تو
‫مکس رو کُشتی تا زهر چشم بگیری!

12
00:00:25,943 --> 00:00:27,945
‫می‌خواست بهمون خیانت کنه

13
00:00:28,028 --> 00:00:32,408
‫و به‌قدر کافی به من و تو خیانت شده

14
00:00:35,369 --> 00:00:37,705
‫تیم راهکنشی یک، جونز. شلیک کنید

15
00:00:39,999 --> 00:00:42,001
‫اون هدف روی دیوارت...

16
00:00:43,544 --> 00:00:46,046
‫...فکر کنم وقتشه براش یه اسم بذاریم

17
00:00:48,800 --> 00:00:52,000
« لندن »

18
00:00:55,723 --> 00:00:57,641
‫من الآن منتظر یه تماس ضروری‌ام

19
00:00:58,184 --> 00:00:59,018
‫خانواده

20
00:01:00,102 --> 00:01:01,145
‫آها

21
00:01:01,562 --> 00:01:02,396
‫باشه

22
00:01:03,606 --> 00:01:04,440
‫مرسی

23
00:01:05,399 --> 00:01:07,485
‫باشه، بعداً بررسی‌ش می‌کنم. ممنون

24
00:01:07,568 --> 00:01:08,903
‫آره. باشه، خداحافظ

25
00:01:43,500 --> 00:01:47,100
« گورستان برامپتن، ۱۲ ظهر »
« گل‌ها رو بیار. تنها بیا »

26
00:02:27,400 --> 00:02:31,400
« به‌یادِ جان رایدر؛ ۲۰۰۶ - ۱۹۷۳ »
« و هلن رایدر؛ ۲۰۰۶ - ۱۹۷۴ »

27
00:02:32,319 --> 00:02:33,237
‫جک

28
00:02:36,000 --> 00:02:56,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

29
00:03:23,454 --> 00:03:25,372
‫- الکس...
‫- از جات تکون نخور

30
00:03:26,248 --> 00:03:27,917
‫گل‌ها رو بذار روی قبر

31
00:03:30,961 --> 00:03:32,087
‫به من نگاه نکن

32
00:03:33,672 --> 00:03:35,049
‫زیاد وقت نداریم

33
00:03:35,132 --> 00:03:37,801
‫فکر می‌کردم هنوز توی مالت باشی. دلم هزار راه رفت

34
00:03:37,885 --> 00:03:39,053
‫می‌دونم. معذرت می‌خوام

35
00:03:40,846 --> 00:03:42,890
‫وقتی رفتم دنبال «اسکورپیا»،

36
00:03:42,973 --> 00:03:45,184
‫با خودم گفتم اگه بتونم کارشون رو بسازم...

37
00:03:46,352 --> 00:03:47,269
‫آزاد می‌شم

38
00:03:48,896 --> 00:03:50,898
‫ولی هرچی بیشتر دستگیرم شد،
‫بیشتر این‌طور به نظر میاد

39
00:03:50,981 --> 00:03:52,900
‫که هرچی بهم گفته‌ان، دروغ بوده

40
00:03:53,692 --> 00:03:57,237
‫دروغ دربارۀ خانواده‌م، گذشته‌م، هویتم، همه‌چی

41
00:03:57,947 --> 00:04:00,074
‫- الکس...
‫- دیگه حالم به هم می‌خوره، جک

42
00:04:00,157 --> 00:04:03,702
‫از اینکه بهم دروغ بگن و من رو بازیچۀ
‫خواسته‌هاشون بکنن، حالم به هم می‌خوره

43
00:04:03,786 --> 00:04:05,579
‫پس بیا خونه تا با هم درستش کنیم

44
00:04:05,663 --> 00:04:07,331
‫اول یه کاری هست که باید انجام بدم

45
00:04:08,207 --> 00:04:09,583
‫چه‌جور کاری؟

46
00:04:11,418 --> 00:04:12,711
‫یه کار بد

47
00:04:14,380 --> 00:04:16,298
‫ولی می‌دونم اگه انجامش بدم...

48
00:04:16,798 --> 00:04:18,716
‫همۀ این غائله‌ها می‌خوابه

49
00:04:20,260 --> 00:04:21,595
‫الکس، من نمی‌فهمم

50
00:04:22,137 --> 00:04:23,514
‫چی‌کار می‌خوای بکنی؟

51
00:04:25,766 --> 00:04:27,101
‫کاری که اگه اون بود می‌کرد

52
00:04:28,936 --> 00:04:30,062
‫بابات؟

53
00:04:30,813 --> 00:04:32,523
‫بگو قضیه چیه

54
00:04:35,150 --> 00:04:36,443
‫بابام به قتل رسید

55
00:04:38,570 --> 00:04:40,239
‫و می‌دونم کار کی بوده

56
00:04:41,949 --> 00:04:43,784
‫هنوز هم راست‌راست داره می‌گرده

57
00:04:44,909 --> 00:04:47,413
‫- الکس
‫- باید برم. دارم تو رو به خطر می‌اندازم

58
00:04:47,496 --> 00:04:49,790
‫- نه!
‫- چیزی از این ماجرا به کسی نگو

59
00:04:49,873 --> 00:04:51,959
‫- الکس، لطفاً بذار کمکت کنم
‫- سعی نکن پیدام کنی

60
00:04:52,042 --> 00:04:53,711
‫خواهش می‌کنم، الکس، بذار کمکت کنم

61
00:04:55,735 --> 00:05:00,735
ترجمه از مرتضی لک‌زایی

62
00:05:03,554 --> 00:05:06,098
‫اسمیترز در تلاش بوده تا یه
‫کانال با «اسکورپیا» باز کنه،

63
00:05:06,181 --> 00:05:08,017
‫ولی اون‌ها دیگه جواب نمی‌دن

64
00:05:08,100 --> 00:05:10,019
‫فکر نمی‌کنم اصلاً بخوان مذاکره کنن

65
00:05:10,102 --> 00:05:12,104
‫نکته همین‌جاست. کارشون عمدیه

66
00:05:12,187 --> 00:05:15,149
‫«اسکورپیا» می‌خواد موفق نشیم

67
00:05:15,232 --> 00:05:17,735
‫یه‌سری مطالبات مطرح می‌کنن،
‫ما موفق نمی‌شیم برآورده‌شون کنیم

68
00:05:18,235 --> 00:05:21,321
‫«شمشیر نامرئی» رو فعال می‌کنن،
‫کل مردم یه شهر بریتانیایی می‌میرن

69
00:05:21,405 --> 00:05:24,908
‫دولتمون سقوط می‌کنه، همین‌طور اقتصادمون
‫که نتونسته جلوش رو بگیره

70
00:05:24,992 --> 00:05:26,160
‫دو دقیقه بعدش،

71
00:05:26,243 --> 00:05:28,412
‫به رئیس‌جمهور ایالات متحده زنگ می‌زنن و می‌گن:

72
00:05:28,495 --> 00:05:31,331
‫«این کاریه که تازه با بریتانیا کردیم.
‫با شما هم همین کار رو می‌کنیم

73
00:05:31,415 --> 00:05:32,875
‫منتها مطالبات واقعی‌مون این‌هاست»

74
00:05:32,957 --> 00:05:34,334
‫همه

75
00:05:35,002 --> 00:05:36,920
‫تمام دنیا رو مجبور به باج‌دادن می‌کنن

76
00:05:37,463 --> 00:05:40,257
‫کسی جرئت نمی‌کنه نه بیاره چون
‫دیده‌ان چه بلایی سر ما اومده

77
00:05:40,340 --> 00:05:42,801
‫و این‌موقع‌ست که کلنر تصمیم می‌گیره ما رو کنار بذاره

78
00:05:42,885 --> 00:05:44,970
‫خب، من داشتم روی اون کار می‌کردم

79
00:05:45,054 --> 00:05:46,930
‫از سی‌آی‌اِی درخواست کمک کرده‌ام

80
00:05:47,014 --> 00:05:48,057
‫جو برْن؟

81
00:05:48,140 --> 00:05:50,642
‫اگه دولتمون به ما کمک نمی‌کنه، شاید آمریکایی‌ها بکنن

82
00:05:50,726 --> 00:05:52,394
‫جو سر پروندۀ دیمین کرِی اونجا بود

83
00:05:52,478 --> 00:05:55,606
‫«اسکورپیا» رو می‌شناسه، از
‫رفتار عملیاتی‌شون اطلاع داره

84
00:05:55,689 --> 00:05:56,815
‫اگه حرفمون رو زمین ننداخت،

85
00:05:56,899 --> 00:05:59,109
‫لااقل برخی منابع عملیاتی
‫روی زمین خواهیم داشت،

86
00:05:59,193 --> 00:06:01,028
‫بدون اینکه نیاز باشه اون‌ها رو با کلنر درمیون بذاریم

87
00:06:01,111 --> 00:06:05,866
‫اما همچنان باید شهری که «شمشیر نامرئی»
‫قراره بهش ضربه وارد کنه رو پیدا کنیم

88
00:06:20,380 --> 00:06:26,880
« خانۀ امن «اسکورپیا»، لندن »

89
00:06:27,763 --> 00:06:29,389
‫نقشه‌های ساختمون رو گیر آوردم

90
00:06:33,811 --> 00:06:34,645
‫چیه؟

91
00:06:37,231 --> 00:06:38,607
‫فکر کنم خودت بدونی

92
00:06:40,734 --> 00:06:43,237
‫رفتی دیدن دوستت؛ جک استاربرایت

93
00:06:44,113 --> 00:06:45,531
‫داشتی تعقیبم می‌کردی؟

94
00:06:47,908 --> 00:06:50,994
‫ببین، جک از بچگی مراقبم بوده

95
00:06:51,078 --> 00:06:54,123
‫اگه یهو غیبم بزنه، کم‌کم براش سؤال می‌شه، خب؟

96
00:06:54,748 --> 00:06:56,959
‫باید می‌فهمید که حالم خوبه

97
00:07:00,629 --> 00:07:03,382
‫کار اشتباهی بود. اگه دهن باز کنه چی؟

98
00:07:03,465 --> 00:07:04,424
نمی‌کنه

99
00:07:04,800 --> 00:07:06,760
‫بهش گفتم چیزی نگه، اون هم به حرفم می‌کنه

100
00:07:06,844 --> 00:07:08,762
‫- از این بابت مطمئنی؟
‫- بله

101
00:07:09,596 --> 00:07:11,056
‫ما به هم اعتماد داریم

102
00:07:12,015 --> 00:07:13,433
‫بد نیست تو هم امتحانش کنی

103
00:07:22,901 --> 00:07:24,027
‫این چیدمانشه

104
00:07:27,156 --> 00:07:28,407
مسیرهای کابلی

105
00:07:29,366 --> 00:07:31,160
‫سازه‌های باربر

106
00:07:32,452 --> 00:07:34,037
‫به شناسایی دست‌اول نیاز داریم

107
00:07:36,248 --> 00:07:38,125
‫یعنی واقعاً بریم اونجا؟

108
00:07:39,209 --> 00:07:40,043
‫الآن؟

109
00:07:41,795 --> 00:07:44,298
‫الکس، دربارۀ این مأموریت شک‌وتردید داری؟

110
00:07:45,007 --> 00:07:46,425
‫نظرت عوض شده؟

111
00:07:47,384 --> 00:07:48,218
‫خیلی‌خب

112
00:07:49,803 --> 00:07:50,637
‫بیا بریم

113
00:08:28,342 --> 00:08:31,094
‫درب از میز سرسرا باز می‌شه. آسانسور هم همین‌طور

114
00:08:35,890 --> 00:08:37,768
‫صبح به‌خیر، آقای کوزلوف

115
00:08:37,851 --> 00:08:39,186
‫صبح به‌خیر، دنی

116
00:08:50,697 --> 00:08:52,574
‫اسکن تشخیص چهره

117
00:08:55,160 --> 00:08:56,912
‫بعد یه فلزیاب

118
00:08:56,995 --> 00:08:59,790
‫متعارف برای اقامت امن دولتی

119
00:09:02,876 --> 00:09:04,795
‫فکر می‌کنی یه باربر معمولیه؟

120
00:09:05,796 --> 00:09:06,713
‫تو این‌طور فکر می‌کنی؟

121
00:09:07,297 --> 00:09:08,590
‫مأمور

122
00:09:08,674 --> 00:09:10,175
‫یا لااقل به‌طور ویژه آموزش دیده

123
00:09:10,550 --> 00:09:12,302
‫یه تفنگ زیر میز خواهد بود

124
00:09:12,386 --> 00:09:14,513
‫یه دکمۀ کمک اضطراری توی جایگاه باربر،

125
00:09:14,596 --> 00:09:17,516
‫اتصال فوری به «اسکاتلندیارد» و یک واحد واکنش مسلحانه
‫[ مرکز پلیس شهر لندن ]

126
00:09:17,599 --> 00:09:20,894
‫از پشت‌بوم نگهبانی می‌شه و آژیر داره،
‫دسترسی به زیرِ زمین هم همین‌طوره

127
00:09:21,395 --> 00:09:23,605
‫خوب ته‌توش رو درآوردی

128
00:09:23,689 --> 00:09:24,940
‫دشمنت رو بشناس

129
00:09:27,067 --> 00:09:28,193
‫اسمی گیر آوردی؟

130
00:09:28,277 --> 00:09:29,736
‫آره. آقای کازلوف

131
00:09:32,656 --> 00:09:33,615
‫صبر کن. ببین

132
00:09:36,743 --> 00:09:39,121
‫- ساعت چنده؟
‫- دقیق دو عصر

133
00:09:39,204 --> 00:09:41,164
‫شیفت روزمرۀ هشت‌ساعته

134
00:09:41,248 --> 00:09:44,293
‫متعارف برای خدمات امنیتی

135
00:09:44,376 --> 00:09:45,502
‫خب، تغییر شیفت

136
00:09:45,585 --> 00:09:46,712
‫می‌تونیم ازش استفاده کنیم

137
00:09:47,379 --> 00:09:50,674
‫اگه هر شیفت هشت ساعته، شیفت بعدی ۱۰ امشبه

138
00:09:51,800 --> 00:09:53,010
‫فرصت خوبیه

139
00:09:53,093 --> 00:09:55,679
‫درست آخر شیفت که طرف خسته‌ست می‌ریم،

140
00:09:55,762 --> 00:09:57,431
‫از تعویض شیفت به‌عنوان
‫یه مجال استفاده می‌کنیم

141
00:09:57,514 --> 00:09:58,515
‫اوم

142
00:10:07,490 --> 00:10:12,790
.نمی‌دونم جایی که هستی می‌تونی این رو بخونی »
فقط خواستم بدونی که با تام و کایرا صحبت کردم
« و در امانن. کارِت رو بکن و بیا خونه... الکس، منم

143
00:11:03,580 --> 00:11:04,581
‫تام!

144
00:11:04,664 --> 00:11:05,999
‫جک، باز کن بیایم تو

145
00:11:06,083 --> 00:11:07,209
‫کایرا، هستش!

146
00:11:11,421 --> 00:11:13,340
‫از در ورودی میام،

147
00:11:13,924 --> 00:11:16,802
‫از فلزیاب رد می‌شم، با آسانسور می‌رم بالا

148
00:11:17,302 --> 00:11:18,595
‫به‌همین‌سادگی

149
00:11:23,225 --> 00:11:24,601
‫تو کِی متوجه شدی؟

150
00:11:25,894 --> 00:11:28,480
‫دربارۀ خانم جونز، که دستور رو اون داده؟

151
00:11:31,733 --> 00:11:32,818
‫کمی بعد از...

152
00:11:33,735 --> 00:11:35,445
‫عملیات متوجه شدم

153
00:11:36,446 --> 00:11:38,323
‫کمی بعد از کُشته‌شدن پدرت

154
00:11:39,950 --> 00:11:41,076
‫چه حسی داشتی؟

155
00:11:43,537 --> 00:11:44,579
‫مهمه؟

156
00:11:45,080 --> 00:11:47,707
‫معلومه که مهمه. تو گفتی اون دوستت بوده

157
00:11:49,167 --> 00:11:50,877
‫حتماً دلت می‌خواسته انتقام بگیری

158
00:11:53,213 --> 00:11:55,841
‫الکس، مراقب باش

159
00:11:56,383 --> 00:11:58,093
‫نذار قضیه برات شخصی بشه

160
00:11:58,176 --> 00:12:00,595
‫شخصیه دیگه. خانواده‌م رو از دست دادم

161
00:12:02,639 --> 00:12:05,976
‫اصلاً چه اتفاقی برای مامانم افتاد؟
‫اصلاً سقوط هواپیمایی در کار بود؟

162
00:12:06,059 --> 00:12:07,227
‫آره، بود

163
00:12:09,062 --> 00:12:10,689
‫پرواز چارتر (دربست)، آم...

164
00:12:11,148 --> 00:12:13,400
‫تصادف واقعی، طبق گزارش‌ها

165
00:12:14,276 --> 00:12:15,402
‫تنها بود

166
00:12:15,986 --> 00:12:17,946
‫«سازمان» فرصت رو غنیمت شمرد

167
00:12:18,029 --> 00:12:20,282
‫و ازش به‌عنوان یک داستان پوششی
‫مفید برای مرگ پدرت بهره برد

168
00:12:22,284 --> 00:12:23,410
‫اون‌ها بهت دروغ گفتن

169
00:12:24,619 --> 00:12:25,704
‫پیش میاد

170
00:12:26,788 --> 00:12:29,499
‫تو باید پشت‌سر بذاری‌ش

171
00:12:31,209 --> 00:12:33,545
‫اگه این کار برای تو شخصی نیست، چرا انجامش می‌دی؟

172
00:12:33,628 --> 00:12:35,464
‫- چی، آدم‌کُشی؟
‫- اوم

173
00:12:41,720 --> 00:12:44,181
‫چون شغلمه. من برای «اسکورپیا» کار می‌کنم

174
00:12:47,309 --> 00:12:48,685
‫و توی کارم ماهرم

175
00:12:56,818 --> 00:12:57,944
‫تو هم می‌تونی باشی

176
00:13:02,157 --> 00:13:05,118
‫ولی باید احساسات رو از معادله کنار بذاری

177
00:13:05,202 --> 00:13:07,746
‫جونز اون رو کُشت، یاسن

178
00:13:09,873 --> 00:13:12,334
‫همه‌ش از اونجا شروع شد، و تا به هدفم نرسم...

179
00:13:14,419 --> 00:13:15,629
‫تمومی نداره

180
00:13:32,604 --> 00:13:34,105
‫بگو چی گفت

181
00:13:35,190 --> 00:13:37,734
‫اون... بهم گفت که...

182
00:13:38,610 --> 00:13:39,819
‫از اونجا برم

183
00:13:40,862 --> 00:13:42,322
‫که تنهاش بذارم

184
00:13:43,240 --> 00:13:44,783
‫که توی خطرم

185
00:13:47,786 --> 00:13:49,037
‫باید بهش بگی

186
00:13:49,120 --> 00:13:49,955
‫چی رو بگه؟

187
00:13:51,540 --> 00:13:53,542
‫همراه یاسن بود، همون قاتله

188
00:13:55,210 --> 00:13:56,628
‫الکس گروگان بود؟

189
00:14:00,257 --> 00:14:01,633
‫رفتن توی یه خونه

190
00:14:01,716 --> 00:14:03,760
‫ما بیرون داشتیم تماشا می‌کردیم

191
00:14:04,302 --> 00:14:05,845
‫و بعدش...

192
00:14:09,558 --> 00:14:11,017
‫...یه نفر به قتل رسید

193
00:14:11,768 --> 00:14:13,436
‫یه پیرمرد. بهش شلیک شده بود

194
00:14:16,565 --> 00:14:18,233
‫فکر می‌کنی الکس اون رو کُشته؟

195
00:14:19,359 --> 00:14:20,694
‫با عقل جور درنمیاد

196
00:14:21,403 --> 00:14:22,779
‫خب الکس همون الکسه

197
00:14:24,781 --> 00:14:26,283
‫ولی خودش نیست

198
00:14:29,035 --> 00:14:30,704
‫روی مغزش کار کردن

199
00:14:31,663 --> 00:14:33,456
‫بهش گفتن کی باباش رو به قتل رسونده

200
00:14:37,210 --> 00:14:38,336
‫امروز دیدمش

201
00:14:38,420 --> 00:14:39,796
‫خوبه؟ کجاست؟

202
00:14:39,879 --> 00:14:42,257
‫نمی‌دونم، ولی فکر نمی‌کنم حالش خوب باشه

203
00:14:42,757 --> 00:14:44,801
‫داشت از انجام یه کار خیلی بد حرف می‌زد

204
00:14:45,427 --> 00:14:47,012
‫فکر نمی‌کنم الکس کسی رو کُشته باشه

205
00:14:47,095 --> 00:14:48,763
‫اگه کُشته بود، می‌فهمیدم

206
00:14:49,848 --> 00:14:51,933
‫ولی فکر کنم شاید می‌خواد همچین کاری بکنه

207
00:14:53,226 --> 00:14:54,644
‫به‌نظرم برای همین اینجاست

208
00:14:59,649 --> 00:15:02,110
‫- کایرا، کجا می‌ری؟
‫- تمومه، من نیستم. خب؟

209
00:15:02,193 --> 00:15:04,195
‫قول دادم که برمون گردونم،
‫و برگردوندم. دیگه کاری ندارم

210
00:15:04,279 --> 00:15:05,822
‫به‌همین‌راحتی می‌خوای فلنگ رو ببندی؟

211
00:15:05,905 --> 00:15:07,365
‫دیگه تمومه. الکس «اسکورپیا» رو انتخاب کرده

212
00:15:07,449 --> 00:15:08,617
‫تموم نیست!

213
00:15:08,700 --> 00:15:09,951
‫الکس هنوز الکسه

214
00:15:10,035 --> 00:15:12,037
‫ما فقط باید بیاریمش بیرون و بهش یادآوری کنیم

215
00:15:12,120 --> 00:15:14,039
‫ما از همدیگه دست نمی‌کشیم

216
00:15:14,831 --> 00:15:16,750
‫به‌نظرت الکس از تو دست می‌کشید؟

217
00:15:22,005 --> 00:15:22,839
‫چطوری؟

218
00:15:41,710 --> 00:15:44,510
« فرماندهی عملیاتی: اَلن بلانت »

219
00:15:47,656 --> 00:15:49,783
‫ممنون، جو. لطف کردی

220
00:15:51,034 --> 00:15:53,453
‫آره. در تماس خواهیم بود

221
00:15:57,248 --> 00:15:59,542
‫جو برْن قراره کمک کنه

222
00:15:59,626 --> 00:16:01,211
‫چی گفتی که موافقت کرد؟

223
00:16:01,294 --> 00:16:04,297
‫نفع شخصی. متقاعدش کردم که هر حمله‌ای به بریتانیا

224
00:16:04,381 --> 00:16:06,549
‫فقط پیش‌درآمدی برای حمله به ایالات متحده‌ست

225
00:16:07,050 --> 00:16:08,051
‫این چیه؟

226
00:16:08,134 --> 00:16:09,260
‫گذشته

227
00:16:09,344 --> 00:16:10,261
‫گذشته؟

228
00:16:10,345 --> 00:16:14,307
‫داشتم به این نگاه می‌کردم که چطور ۱۷
‫سال پیش «اسکورپیا» رو سرنگون کردیم

229
00:16:14,391 --> 00:16:16,226
‫حقیقتاً عملیات حیرت‌انگیزی بود

230
00:16:16,309 --> 00:16:17,769
‫ده‌ها مأمور

231
00:16:17,852 --> 00:16:19,979
‫مختصات سرتاسر سه قاره

232
00:16:20,063 --> 00:16:22,982
‫۴۷ چهرۀ کلیدی، کُشته یا دستگیرشده

233
00:16:23,483 --> 00:16:26,653
‫کل سلسله‌مراتب «اسکورپیا» یک‌شبه از بین رفت

234
00:16:27,320 --> 00:16:29,739
‫یه جنگ خصوصی علیه «اسکورپیا» به پا کردی

235
00:16:29,823 --> 00:16:31,366
‫به مأموریت خودت تبدیلش کردی

236
00:16:31,449 --> 00:16:33,243
‫این الآن سخنرانی انگیزشیه؟

237
00:16:33,326 --> 00:16:35,912
‫اگه «شمشیر نامرئی» فعال بشه و تمام این مردم بمیرن،

238
00:16:35,995 --> 00:16:37,706
‫چی سر اَلن بلانت میاد؟

239
00:16:39,415 --> 00:16:40,667
‫یکه‌وتنها می‌افتی

240
00:16:41,793 --> 00:16:44,212
‫شاید زندانی. شاید هم بدتر

241
00:16:45,088 --> 00:16:47,173
‫چی سر «سازمان» میاد؟

242
00:16:47,257 --> 00:16:48,883
‫منحل می‌شه

243
00:16:48,967 --> 00:16:53,096
‫اگه هدف واقعی ما باشیم چی؟

244
00:16:55,432 --> 00:16:56,516
‫نه

245
00:16:56,599 --> 00:16:58,184
‫«اسکورپیا» مسائل رو شخصی نمی‌کنه

246
00:16:58,268 --> 00:17:00,145
‫خب، شاید قبلاً این‌طور بود

247
00:17:00,645 --> 00:17:02,105
‫ولی زمونه عوض می‌شه

248
00:17:03,231 --> 00:17:05,942
‫هفده سال پیش، تو گیرشون انداختی،

249
00:17:06,025 --> 00:17:07,402
‫و توی این کار ماهر بودی

250
00:17:08,819 --> 00:17:10,905
‫نشان «اسکورپیا» (عقرب) آگاهانه بود

251
00:17:11,448 --> 00:17:13,407
‫مرگ پریچارد آگاهانه بود

252
00:17:13,491 --> 00:17:15,535
‫تیم فوتبال هم آگاهانه بود

253
00:17:15,617 --> 00:17:17,829
‫«اسکورپیا» دیگه توی سایه‌ها مخفی نمی‌شه

254
00:17:17,912 --> 00:17:21,165
‫ما رو توی خطِّ‌آتش قرار می‌دن
‫درحالی‌که کشور رو سرنگون می‌کنن

255
00:17:21,249 --> 00:17:23,251
‫این دیمین کرِی نیست

256
00:17:23,334 --> 00:17:24,919
‫این «پوینت بلنک» نیست

257
00:17:26,713 --> 00:17:28,339
‫فکر می‌کنم یه فرد جدید رئیسه،

258
00:17:28,423 --> 00:17:30,884
‫و فکر می‌کنم یادشه ما چی‌کار کردیم

259
00:17:31,426 --> 00:17:33,344
‫فکر می‌کنی این به جان مربوط می‌شه

260
00:17:35,430 --> 00:17:36,973
‫پدر الکس رایدر

261
00:17:55,700 --> 00:17:56,951
‫بعدش چی می‌شه...

262
00:17:58,244 --> 00:17:59,704
‫بعد از اینکه می‌کُشمش؟

263
00:18:02,373 --> 00:18:05,752
‫استخراج، گروه‌بندی مجدد، گزارش‌گیری

264
00:18:07,420 --> 00:18:08,254
‫بعدش؟

265
00:18:09,380 --> 00:18:10,215
‫همین؟

266
00:18:11,424 --> 00:18:12,550
‫می‌رم خونه؟

267
00:18:15,220 --> 00:18:16,095
‫خونه؟

268
00:18:19,599 --> 00:18:22,435
‫الکس، تو یه سلاحی

269
00:18:23,812 --> 00:18:25,230
‫تو سلاح «اسکورپیا» هستی

270
00:18:26,022 --> 00:18:29,067
‫همون‌طور که پدرت بود، و عین من

271
00:18:32,237 --> 00:18:33,112
‫اما...

272
00:18:35,657 --> 00:18:38,243
‫تو نمی‌تونی یکی رو بکُشی و بری خونه

273
00:18:39,953 --> 00:18:42,455
‫فقط می‌تونی روبه‌جلو حرکت کنی

274
00:18:45,625 --> 00:18:46,626
‫جلو به‌سمت چی؟

275
00:18:48,253 --> 00:18:49,462
‫به‌سمت هدف بعدی

276
00:18:51,005 --> 00:18:51,881
‫بعدش؟

277
00:18:53,883 --> 00:18:55,260
‫همه‌ش همینه؟

278
00:18:56,010 --> 00:18:56,845
‫خب...

279
00:18:58,471 --> 00:18:59,722
‫بیشتر از این هم نیاز نداری

280
00:19:00,515 --> 00:19:02,600
‫مجبور نیستی تصمیم بگیری

281
00:19:02,684 --> 00:19:04,143
‫مجبور نیستی فکر کنی

282
00:19:04,853 --> 00:19:06,229
‫فقط باید اقدام کنی

283
00:19:08,773 --> 00:19:10,233
‫اگه همچین چیزی نخوام چی؟

284
00:19:16,447 --> 00:19:18,658
‫مسئله این نیست که تو چی می‌خوای

285
00:19:19,909 --> 00:19:22,453
مسئله اینه که تو کی هستی

286
00:20:00,074 --> 00:20:02,660
‫حالا تپانچه‌ای داری که از فلزیاب رد می‌شه

287
00:20:51,209 --> 00:20:53,920
‫اون اتوبوس ماست، دو دقیقه دیگه حرکت می‌کنه

288
00:21:13,356 --> 00:21:14,190
‫راه بیفتید!

289
00:21:20,571 --> 00:21:21,823
‫تکون بخور!

290
00:21:41,384 --> 00:21:43,511
‫برو، بگیر بشین

291
00:21:53,980 --> 00:21:57,066
‫دیدید؟ اگه الکس بتونه جاسوس‌بازی بکنه، ما هم می‌تونیم

292
00:21:58,359 --> 00:21:59,193
‫بیاید

293
00:22:13,249 --> 00:22:14,083
‫سلام

294
00:22:14,167 --> 00:22:15,585
‫کایرا برگشته

295
00:22:15,668 --> 00:22:18,504
‫و با خودمون ببین‌وبگو آوردیم.
‫این شخص براتون آشناست؟

296
00:22:20,798 --> 00:22:21,799
‫باید آشنا باشه؟

297
00:22:21,883 --> 00:22:23,760
‫قطعاً. اسمش توی پرونده‌هاتونه

298
00:22:23,843 --> 00:22:24,844
‫اسم رمز: «بیوه»

299
00:22:24,927 --> 00:22:26,596
‫اون پرونده رو از کجا گیر آوردی؟

300
00:22:26,679 --> 00:22:29,891
‫آره. گوشی‌تون رو در حین
‫ماجرای دیمین کرِی دزدیدم

301
00:22:29,974 --> 00:22:31,017
‫چقدر دلم برات تنگ شده بود

302
00:22:31,100 --> 00:22:33,478
‫هرگز هویت «بیوه» رو شناسایی نکردیم

303
00:22:33,561 --> 00:22:34,687
‫مُرده فرض شده بود

304
00:22:34,771 --> 00:22:37,106
‫سُرومُروگُنده‌ست، آخرین‌باری که دیدیمش

305
00:22:37,190 --> 00:22:39,567
‫- از کجا می‌دونید؟
‫- الکس کشفش کرد

306
00:22:39,650 --> 00:22:41,986
‫می‌دونید، چون اون درواقع این کارها خوراکشه

307
00:22:44,447 --> 00:22:46,115
‫می‌خواید باقی ماجرا رو بدونید یا...؟

308
00:22:46,199 --> 00:22:47,700
‫اوه، بله، لطفاً

309
00:22:47,784 --> 00:22:49,494
‫جولیا راتمن یه ویلای خصوصی توی مالت داره،

310
00:22:49,577 --> 00:22:51,829
‫ولی همین‌که الکس ردش رو زد، اونجا رو ترک کرد

311
00:22:51,913 --> 00:22:54,373
‫همچنین یه آزمایشگاه قایق
‫شناور به‌نام «کنسنتو» داره،

312
00:22:54,457 --> 00:22:57,919
‫و یه‌مشت الماس تراش‌نخورده به یه دکتر آب‌زیرکاه داد

313
00:22:58,002 --> 00:22:59,837
‫کوواچیچ. لوکا کوواچیچ

314
00:23:02,548 --> 00:23:03,591
‫این مرد؟

315
00:23:04,175 --> 00:23:05,301
‫آره، خودشه

316
00:23:05,384 --> 00:23:06,219
‫الآن دیگه مُرده

317
00:23:06,302 --> 00:23:07,720
‫حادثۀ صنعتی؟

318
00:23:07,804 --> 00:23:10,098
‫به‌احتمال‌زیاد راتمن فرستادش رو هوا
‫چون دکتره از کارهاشون خبر داشت

319
00:23:10,181 --> 00:23:11,891
‫روی چی کار می‌کرد؟

320
00:23:14,811 --> 00:23:16,896
‫نانوفنّاوری دارویی

321
00:23:18,439 --> 00:23:20,608
‫حدس می‌زنم که شما حرفمون رو باور می‌کنید

322
00:23:23,486 --> 00:23:25,238
‫- بله
‫- خوبه

323
00:23:25,321 --> 00:23:26,864
‫پس خوب گوش بدید

324
00:23:26,948 --> 00:23:28,616
‫ما می‌دونیم جولیا راتمن کجاست

325
00:23:28,699 --> 00:23:30,118
‫موقعیت «اسکورپیا» رو می‌دونیم

326
00:23:30,493 --> 00:23:32,954
‫موقعیت دقیق پایگاه فعلی‌شون رو می‌دونیم

327
00:23:33,037 --> 00:23:34,622
‫جی‌پی‌اس و این چیزها

328
00:23:34,705 --> 00:23:38,126
‫اما اول، شما باید یه کاری برای ما بکنید

329
00:24:03,276 --> 00:24:04,694
‫سلام، الکس

330
00:24:06,070 --> 00:24:07,655
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنی؟

331
00:24:09,407 --> 00:24:12,201
‫این اواخر گویا اینجا باید پیدات کرد

332
00:24:18,708 --> 00:24:20,918
‫کاری که می‌کنی، کاری که قراره بکنی،

333
00:24:21,002 --> 00:24:21,961
‫به‌خاطر اونه

334
00:24:22,044 --> 00:24:23,588
‫می‌دونی که، مگه نه؟

335
00:24:25,798 --> 00:24:27,800
‫یاسن می‌گه من یه سلاح بیشتر نیستم

336
00:24:28,885 --> 00:24:30,178
‫قضیه شخصی نیست

337
00:24:30,803 --> 00:24:32,638
‫اما هست، نیست؟

338
00:24:33,514 --> 00:24:37,018
‫تو به خانم جونز باور داشتی، بهش اعتماد کردی،

339
00:24:37,101 --> 00:24:38,477
‫اون بهت خیانت کرد

340
00:24:39,812 --> 00:24:41,731
‫خیال می‌کردی اون دوستته

341
00:24:41,814 --> 00:24:44,400
‫و تمام این مدت، فقط داشت تو رو بازی می‌داد

342
00:24:45,484 --> 00:24:49,280
‫اگه به من اون‌طوری خیانت شده بود،
‫مطمئن می‌شدم که عواقب کارش رو ببینه

343
00:24:49,363 --> 00:24:51,032
‫هرقدر هم که می‌خواست طول بکشه

344
00:24:55,119 --> 00:24:56,579
‫اما اگه این کار رو بکنم...

345
00:24:58,247 --> 00:24:59,540
‫نمی‌تونم برم خونه

346
00:25:01,542 --> 00:25:04,045
‫الکس، من رو ببین

347
00:25:06,631 --> 00:25:08,466
‫یه خونه در انتظارته

348
00:25:09,091 --> 00:25:10,885
‫یه خانواده در انتظارته

349
00:25:12,929 --> 00:25:13,971
‫پیش «اسکورپیا»؟

350
00:25:14,055 --> 00:25:14,931
‫بله

351
00:25:16,766 --> 00:25:19,143
‫جک درک نمی‌کنه چه سختی‌هایی کشیدی

352
00:25:19,685 --> 00:25:20,770
‫چطور می‌تونه؟

353
00:25:21,979 --> 00:25:23,648
‫تو دیگه به اون نیاز نداری

354
00:25:27,318 --> 00:25:29,028
‫جک فکر می‌کنه من قاتل نیستم

355
00:25:30,196 --> 00:25:32,240
‫و یاسن فکر می‌کنه چیزی جز قاتل نیستم

356
00:25:32,323 --> 00:25:33,699
‫هر دو اشتباه می‌کنن

357
00:25:34,242 --> 00:25:35,826
‫تو خیلی فراتر از این‌هایی

358
00:25:37,036 --> 00:25:38,412
‫تو عالی خواهی شد

359
00:25:39,497 --> 00:25:40,331
‫این کار رو بکن،

360
00:25:40,831 --> 00:25:43,292
‫تا بالاخره بتونی خودت باشی

361
00:25:43,918 --> 00:25:47,046
‫سرانجام، الکس رایدر واقعی

362
00:25:47,129 --> 00:25:49,840
‫بدون مصالحه، بدون هشدار

363
00:25:50,383 --> 00:25:52,593
‫در تصمیم‌گیری‌هات آزاد خواهی بود

364
00:25:52,677 --> 00:25:54,262
‫همون چیزی نیست که می‌خوای؟

365
00:25:57,181 --> 00:25:58,015
‫چرا

366
00:26:00,184 --> 00:26:02,520
‫و آماده‌ای اون‌ها رو به سزای عملشون برسونی؟

367
00:26:06,774 --> 00:26:07,608
‫بله

368
00:26:11,487 --> 00:26:12,321
‫خوبه

369
00:26:15,700 --> 00:26:17,243
‫این شماره رو حفظ کن

370
00:26:18,995 --> 00:26:20,121
‫قراره تنها بری،

371
00:26:20,204 --> 00:26:23,958
‫و احتمالش هست که قبل از اتمام مأموریت،
‫تو و یاسن از هم جدا بشید

372
00:26:24,959 --> 00:26:27,086
‫این راه فرار اضطراری‌ته

373
00:26:27,169 --> 00:26:29,255
‫با هر تلفنی به این شماره زنگ بزن،

374
00:26:29,338 --> 00:26:32,091
‫تا در عرض چند دقیقه
‫یک تیم استخراج رو بهت برسونیم

375
00:26:32,174 --> 00:26:34,760
‫اون‌ها تو رو مستقیم پیش من میارن. متوجه شدی؟

376
00:26:35,803 --> 00:26:36,804
‫مستقیم پیش تو؟

377
00:26:37,763 --> 00:26:38,764
‫الکس...

378
00:26:40,057 --> 00:26:42,393
‫ما یه برنامۀ خیلی ویژه ترتیب دادیم

379
00:26:44,145 --> 00:26:46,897
‫و موقع رخ‌دادنش، می‌خوام اونجا باشی

380
00:26:47,148 --> 00:26:48,649
‫می‌خوام همراه من باشی

381
00:27:02,163 --> 00:27:03,622
‫الکس این کار رو کرد

382
00:27:03,706 --> 00:27:05,249
‫اون به «اسکورپیا» نفوذ کرد

383
00:27:05,333 --> 00:27:07,543
‫ردشون رو زد، پیداشون کرد، وارد شد

384
00:27:07,626 --> 00:27:08,753
‫اون داشته به شما کمک می‌کرده

385
00:27:08,836 --> 00:27:11,464
‫- شما همۀ این‌ها رو مدیون اون هستید. می‌فهمید؟
‫- بله

386
00:27:11,547 --> 00:27:13,257
‫ما الآن کمبود وقت داریم

387
00:27:13,341 --> 00:27:15,301
‫می‌تونم «اسکورپیا» رو همین الآن
‫دودستی بهتون بدم

388
00:27:15,384 --> 00:27:18,971
‫اما اول، باید قول بدید به الکس کمک کنید

389
00:27:19,055 --> 00:27:21,349
‫همون‌طور که اون بارهاوبارها به شما کمک کرده

390
00:27:21,432 --> 00:27:23,934
‫- برای چی به کمک نیاز داره؟
‫- باید قول بدید

391
00:27:24,018 --> 00:27:25,978
‫درغیراین‌صورت، هیچی عایدتون نمی‌شه

392
00:27:26,062 --> 00:27:27,480
‫کمک می‌کنیم

393
00:27:27,563 --> 00:27:28,481
‫قول می‌دم

394
00:27:31,275 --> 00:27:32,818
‫مختصات؟ پایگاه؟

395
00:27:32,902 --> 00:27:35,071
‫اسمش «ملِگاستو»ئه

396
00:27:35,154 --> 00:27:36,364
‫توی مالته

397
00:27:36,864 --> 00:27:38,532
‫الکس اینجاست

398
00:27:39,241 --> 00:27:40,076
‫توی لندن

399
00:27:40,618 --> 00:27:41,994
‫ولی پیش تو نیست؟

400
00:27:42,870 --> 00:27:44,663
‫پیش کیه؟

401
00:27:44,747 --> 00:27:47,249
‫ما فکر می‌کنیم «اسکورپیا» روی مخش کار کرده

402
00:27:49,251 --> 00:27:51,253
‫- فکر می‌کنی به اون‌ها پیوسته؟
‫- نه

403
00:27:51,337 --> 00:27:54,340
‫منظورم اینه که سردرگم و عصبانیه،
‫و به کمک شما نیاز داره

404
00:27:54,423 --> 00:27:55,925
‫باید برش گردونید

405
00:27:56,008 --> 00:27:58,969
‫بهش یه‌سری چیزها دربارۀ باباش گفتن، که به قتل رسیده

406
00:27:59,053 --> 00:28:02,223
‫من سر درنمیارم که دروغ یا اطلاعات غلط بوده

407
00:28:03,224 --> 00:28:06,435
‫شما از این ماجرا خبر دارید، مگه نه؟

408
00:28:06,519 --> 00:28:09,355
‫- ازاینجابه‌بعدش رو پی می‌گیریم
‫- چی بهش گفتن؟ چی می‌دونید؟

409
00:28:09,438 --> 00:28:11,732
‫ممنون بابت اطلاعات. می‌تونید بذاریدش به عهدۀ ما

410
00:28:11,816 --> 00:28:12,942
‫شما چی‌کار کردید؟

411
00:28:16,237 --> 00:28:17,196
‫بررسی‌ش کن

412
00:28:17,905 --> 00:28:19,865
‫براش بپّا بذار. می‌خوام زیرنظر قرار بگیره

413
00:28:19,949 --> 00:28:22,868
‫اگه الکس سعی کرد دوباره ارتباط
‫برقرار کنه، باید اولین نفر باخبر بشیم

414
00:28:32,169 --> 00:28:34,338
‫حق با تو بود. قضیه شخصیه

415
00:28:34,422 --> 00:28:35,714
‫انتقامه

416
00:28:36,340 --> 00:28:38,300
‫این جولیا راتمن هم اونجا بود

417
00:28:39,093 --> 00:28:40,594
‫به‌شکلی زنده موند

418
00:28:41,512 --> 00:28:42,680
‫صبر کرده،

419
00:28:42,763 --> 00:28:44,765
‫از نردبون بالا رفته و به اون بالا رسیده

420
00:28:44,849 --> 00:28:46,225
‫حالا الکس پیش اونه

421
00:28:46,892 --> 00:28:50,187
‫دربارۀ اون پل و پدرش به الکس گفته

422
00:28:50,271 --> 00:28:51,897
‫همه می‌تونن داستان‌سرایی کنن

423
00:28:51,981 --> 00:28:53,482
‫و اگه مدرک وجود داشته باشه چی؟

424
00:28:58,487 --> 00:28:59,697
‫یک آماده‌باش صادر کن

425
00:29:00,531 --> 00:29:02,825
‫تمام آژانس‌ها، تمام بخش‌ها

426
00:29:02,908 --> 00:29:04,452
‫بالاترین اولویت

427
00:29:04,994 --> 00:29:06,579
‫باید الکس رایدر رو پیدا کنیم

428
00:29:23,471 --> 00:29:26,891
‫مرکز، واحد ۴ در موقعیت

429
00:29:33,105 --> 00:29:34,106
‫گزارش بده

430
00:29:44,825 --> 00:29:46,911
‫جک استاربرایت دهن باز کرده

431
00:29:48,037 --> 00:29:49,538
‫چند ساعت غیبش زده بود،

432
00:29:49,622 --> 00:29:52,416
‫حالا یه ماشین از سازمان بیرون خونه‌ست

433
00:29:53,709 --> 00:29:56,086
‫تو بهم گفتی اون قابل‌اعتماده

434
00:29:58,214 --> 00:30:00,174
‫من گفتم دست از سرش برداری

435
00:30:00,257 --> 00:30:03,511
‫خب، این رو هم گفتی که اون
‫تنها خانواده‌ایه که برات مونده

436
00:30:05,054 --> 00:30:05,888
‫آره، بود

437
00:30:10,601 --> 00:30:11,685
‫دیگه نیست

438
00:30:16,148 --> 00:30:17,525
‫دیگه نباید تعقیبش کنیم

439
00:30:18,442 --> 00:30:21,111
‫- چرا؟
‫- گذاشتن کسی در اونجا، خطرِ لورفتن ما رو به‌همراه داره

440
00:30:22,029 --> 00:30:24,198
‫اما بیرون‌کشیدن تیم نظارت
‫ما رو کاملاً کور می‌کنه

441
00:30:24,281 --> 00:30:27,201
‫اون که چیزی نمی‌دونه.
‫مهم نیست بهشون چی بگه

442
00:30:27,284 --> 00:30:29,495
‫و به‌علاوه، اگه «سازمان» زیرنظر داردش،

443
00:30:29,578 --> 00:30:30,955
‫دارن جهت اشتباهی رو نگاه می‌کنن

444
00:30:33,332 --> 00:30:34,667
‫نظارت رو متوقف کن

445
00:30:42,383 --> 00:30:45,094
‫خیلی‌خب. می‌گم کنار بکشن

446
00:30:45,177 --> 00:30:47,930
‫هنوز... یه مشکل داریم

447
00:30:48,556 --> 00:30:50,766
‫«سازمان» حالا می‌دونه که توی لندنی

448
00:30:50,849 --> 00:30:52,518
‫آماده‌باش صادر می‌کنن

449
00:30:53,060 --> 00:30:56,188
‫اسم و چهره‌ت علامت‌گذاری می‌شه

450
00:30:57,773 --> 00:31:01,402
‫ازجمله در سیستم تشخیص چهره

451
00:31:10,202 --> 00:31:12,746
‫- شب به‌خیر، آقای مانچینی
‫- همین‌طوره

452
00:31:15,749 --> 00:31:16,792
‫از این‌طرف

453
00:31:22,715 --> 00:31:24,258
‫این‌یکی؟

454
00:31:30,431 --> 00:31:31,390
‫مو

455
00:31:33,475 --> 00:31:34,435
‫دندون‌ها

456
00:31:35,769 --> 00:31:37,813
‫کمی متعادل‌سازی صورت

457
00:31:38,480 --> 00:31:39,481
‫ریش شاید

458
00:31:40,733 --> 00:31:42,109
‫می‌تونم روی این کار کنم

459
00:31:42,818 --> 00:31:44,278
‫اتاقی برای من دارید؟

460
00:31:45,362 --> 00:31:46,488
‫بالا

461
00:31:51,243 --> 00:31:52,369
‫همراه من بیا

462
00:32:14,058 --> 00:32:15,559
‫روبه‌راه می‌شه

463
00:32:18,646 --> 00:32:19,772
‫اگه نشه چی؟

464
00:32:21,398 --> 00:32:22,900
‫اگه واقعاً از اون‌ها شده باشه چی؟

465
00:32:27,321 --> 00:32:29,365
‫دوستش داری، مگه نه؟

466
00:33:07,152 --> 00:33:08,904
‫به‌همین‌سرعت پیشرفت حاصل شد، موافق نیستی؟

467
00:33:10,072 --> 00:33:11,115
‫نمی‌دونم

468
00:33:11,198 --> 00:33:13,033
‫خب، تو جاسوس هستی

469
00:33:13,492 --> 00:33:15,953
‫برای طبع زیبایی‌شناسی‌ت انتخاب نشدی

470
00:33:16,578 --> 00:33:19,039
‫حالا، بذار ببینم

471
00:33:41,311 --> 00:33:42,688
‫دوست‌دختر داری؟

472
00:33:44,314 --> 00:33:45,274
‫نه

473
00:33:45,983 --> 00:33:46,942
‫چرا؟

474
00:33:47,025 --> 00:33:48,235
‫چون اگه داشتی،

475
00:33:48,777 --> 00:33:51,530
‫حتی اون هم وقتی کارمون تموم بشه نمی‌شناختت

476
00:34:00,456 --> 00:34:02,207
‫الکس، وقتشه

477
00:34:02,291 --> 00:34:03,876
‫خب چه حسی داره؟

478
00:34:03,959 --> 00:34:05,669
‫انگار یه آدم جدید شده باشی، به‌نظرم؟

479
00:34:07,004 --> 00:34:07,838
‫آماده‌ام

480
00:34:09,797 --> 00:34:13,969
‫۲۱ دقیقه پیش، یگان‌های ‫ویژۀ نیروی دریایی
آمریکا ‫به محوطۀ «ملِگاستو» نفوذ کرده و وارد شدن

481
00:34:14,052 --> 00:34:15,344
‫به خشکی خوردن

482
00:34:16,054 --> 00:34:17,347
‫نشانه‌هایی از سکونتِ تازه،

483
00:34:17,431 --> 00:34:20,266
‫اما هرکس که اونجا بوده، جابه‌جا شده

484
00:34:20,350 --> 00:34:22,728
‫چیزی پیدا کرده‌ان؟ سرنخی برای هدف؟

485
00:34:22,811 --> 00:34:26,190
‫- هنوز دارن می‌گردن، اما پاک‌سازی شده
‫- می‌دونستن داریم میایم

486
00:34:26,273 --> 00:34:28,567
‫شاید، اما فکر می‌کنم بدتر از این‌هاست

487
00:34:28,650 --> 00:34:31,527
‫فکر می‌کنم همین حالاش هم اینجا توی بریتانیان،

488
00:34:31,612 --> 00:34:33,322
‫آماده برای فشار نهایی

489
00:34:33,822 --> 00:34:36,574
‫ما باید الکس رو پیدا کنیم. اون نقطۀ اتصاله

490
00:34:36,658 --> 00:34:39,453
‫به‌محض اینکه پیداش کنیم، شاید
‫بتونیم جلوی این قضیه رو بگیریم

491
00:35:13,070 --> 00:35:14,363
‫کلاه‌کاسکِت رو درآر، لطفاً

492
00:35:16,532 --> 00:35:17,366
‫چی؟

493
00:35:22,579 --> 00:35:23,705
‫این چیه؟

494
00:35:23,789 --> 00:35:24,623


495
00:35:27,251 --> 00:35:29,378
‫پدتای، کاری مرغ و یه نوشیدنی

496
00:35:29,461 --> 00:35:30,712
‫و برای کیه؟

497
00:35:30,796 --> 00:35:32,464
‫کازلوف، ۸۰۷

498
00:35:33,006 --> 00:35:34,216
‫یه لحظه

499
00:35:38,637 --> 00:35:40,138
‫- الو؟
‫- عصر به‌خیر، آقای کازلوف

500
00:35:40,222 --> 00:35:42,808
‫از میز پذیرش تماس می‌گیرم.
‫غذای آماده سفارش دادید؟

501
00:35:43,433 --> 00:35:46,103
‫بله. پدتای و یه کاری

502
00:35:46,186 --> 00:35:47,855
‫ممنون. داره میاد

503
00:35:54,111 --> 00:35:55,487
‫خودت می‌بری‌ش بالا؟

504
00:35:55,571 --> 00:35:56,905
‫خودت باید ببری‌ش بالا

505
00:35:56,989 --> 00:35:58,365
‫توی دوربین نگاه کن، لطفاً

506
00:36:19,678 --> 00:36:20,762
‫خیلی‌خب

507
00:36:24,975 --> 00:36:26,351
‫این رو می‌ذارم اینجا

508
00:36:31,565 --> 00:36:33,942
‫یه لحظه

509
00:36:40,282 --> 00:36:41,450
‫دست‌ها باز

510
00:36:47,456 --> 00:36:48,582
‫ای‌بابا

511
00:36:49,416 --> 00:36:50,709
‫روی پیشخوان

512
00:36:54,212 --> 00:36:56,298
‫دوباره از توی طاق رد شو، لطفاً

513
00:36:56,381 --> 00:36:57,299
‫غذا رو بردار

514
00:37:01,303 --> 00:37:02,137
‫خیلی‌خب

515
00:37:02,679 --> 00:37:05,599
‫طبقۀ هشتم. آسانسور یه‌راست می‌بردت اونجا

516
00:37:06,600 --> 00:37:07,726
‫مرسی

517
00:37:07,809 --> 00:37:09,186
‫نوشیدنی رو می‌دی؟

518
00:37:36,922 --> 00:37:38,924
‫بسته‌شدن درها

519
00:37:40,258 --> 00:37:41,927
‫به‌طرف بالا

520
00:37:55,607 --> 00:37:56,441
‫سلام

521
00:37:56,984 --> 00:37:58,276
‫شب به‌خیر

522
00:37:59,111 --> 00:38:01,029
‫یه روز طولانی دیگه. چطوری؟

523
00:38:01,113 --> 00:38:03,115
‫خوب، خوبم. بدک نیستم

524
00:38:03,198 --> 00:38:04,491
‫روز خوب و راحتی بود

525
00:38:16,211 --> 00:38:18,672
‫آره، بدک نبود؟

526
00:38:18,755 --> 00:38:21,800
‫آره، صبح زود رفتم باشگاه
‫و بعد بچه‌ها رو بردم مدرسه

527
00:38:35,397 --> 00:38:36,523
‫آره، آره

528
00:38:44,948 --> 00:38:46,283
‫طبقۀ هشتم

529
00:38:47,784 --> 00:38:48,618
‫آره، آره

530
00:39:36,083 --> 00:39:38,210
‫نیروی دریایی آمریکا کل
‫مجموعه رو بررسی کرده

531
00:39:38,293 --> 00:39:40,504
‫یه‌جور مرکز آموزشیه

532
00:39:40,587 --> 00:39:42,964
‫یه دفتر بود که ممکنه دفتر جولیا راتمن بوده باشه،

533
00:39:43,048 --> 00:39:45,092
‫ولی چیزی از عملیات‌های «اسکورپیا» پیدا نشد

534
00:39:45,175 --> 00:39:46,301
‫پاک‌سازی شده

535
00:39:46,802 --> 00:39:49,763
‫نه پرونده‌ای، نه اسنادی، نه رایانه‌ای، هیچی

536
00:39:49,846 --> 00:39:50,806
‫کارکنان؟

537
00:39:52,224 --> 00:39:53,350
‫اثری از الکس نبود؟

538
00:39:54,476 --> 00:39:55,310
‫نه

539
00:39:59,648 --> 00:40:00,774
‫این تقصیر منه

540
00:40:01,483 --> 00:40:02,567
‫چی؟

541
00:40:02,651 --> 00:40:05,112
‫من قرار بود مراقبش باشم

542
00:40:05,195 --> 00:40:06,905
‫درعوض یه گوشه نشستم و کاری نکردم

543
00:40:06,988 --> 00:40:09,241
‫درحالی‌که مستقیم هلش دادیم در آغوش اون‌ها

544
00:40:12,702 --> 00:40:16,164
‫اون مسئولیتش با من بود، با من، و از دست دادمش

545
00:40:16,248 --> 00:40:18,333
‫برو خونه. کمی استراحت کن

546
00:40:19,709 --> 00:40:21,461
‫خسته‌وکوفته‌ای. همه‌مون هستیم

547
00:40:22,337 --> 00:40:25,257
‫قبلاً توی موقعیت‌های بدتری
‫هم بودیم. ولی هنوز اینجاییم

548
00:40:25,340 --> 00:40:26,633
‫الکس نیست

549
00:40:36,977 --> 00:40:38,728
‫برو بخواب

550
00:40:39,604 --> 00:40:40,981
‫فردا یه راهی پیدا می‌کنیم

551
00:41:38,400 --> 00:41:41,180
« تأملات؛ از مارکوس اورلیوس »
[ فیلسوف و امپراتور روم در سال‌های ۱۶۱ تا ۱۸۰ پس‌ازمیلاد ]

552
00:42:19,371 --> 00:42:21,998
‫- شب خوش، خانم جونز
‫- شب خوش، ریچارد

553
00:42:35,637 --> 00:42:37,222
‫هدف فعال

554
00:43:04,708 --> 00:43:07,836
‫بسته‌شدن درها. به‌طرف بالا

555
00:43:38,491 --> 00:43:41,619
‫طبقۀ هشتم. بازشدن درها

556
00:44:09,814 --> 00:44:10,815
‫چراغ

557
00:44:44,432 --> 00:44:45,433
‫الکس؟

558
00:44:53,608 --> 00:44:54,567
‫برگرد

559
00:44:55,402 --> 00:44:56,236
‫آهسته

560
00:45:02,075 --> 00:45:03,076
‫تکون بخور

561
00:45:08,081 --> 00:45:09,249
‫تو به من دروغ گفتی

562
00:45:10,750 --> 00:45:11,918
‫از همون اول

563
00:45:16,965 --> 00:45:18,091
‫تو کُشتی‌ش

564
00:45:19,676 --> 00:45:21,302
‫تو بابام رو کُشتی

565
00:45:23,346 --> 00:45:24,431
‫تو

566
00:45:26,015 --> 00:45:27,058
‫کار تو بود!

567
00:45:27,725 --> 00:45:28,560
‫تو!

568
00:45:31,187 --> 00:45:32,021
‫یه چیزی بگو!

569
00:45:32,105 --> 00:45:33,606
‫متأسفم

570
00:45:33,690 --> 00:45:35,150
‫واقعاً متأسفم، الکس

571
00:45:41,690 --> 00:45:59,690
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

