﻿1
00:00:00,209 --> 00:00:02,670
‫قرار بود همه‌چی تموم بشه
« آنچه گذشت »

2
00:00:03,504 --> 00:00:07,591
‫اولین‌بار کِی این مرد صورت‌زخمی رو دیدی؟

3
00:00:07,675 --> 00:00:10,803
‫اولین‌بار توی مدرسه دیدمش. تعقیبم می‌کنه

4
00:00:10,886 --> 00:00:12,430
‫ولی واقعی نیست

5
00:00:12,722 --> 00:00:14,181
‫نه، واقعی نیست

6
00:00:14,265 --> 00:00:16,350
‫- کورن‌وال؟
‫- مگه کورن‌وال چه‌شه؟

7
00:00:16,434 --> 00:00:19,228
‫یه ون بیرون خونه بود

8
00:00:19,311 --> 00:00:21,397
‫باید راننده‌ش رو پیدا کنید.
‫اون کسیه که بمب رو کار گذاشت

9
00:00:21,480 --> 00:00:22,648
‫بمبی در کار نبود اصلاً

10
00:00:22,732 --> 00:00:24,316
‫اسمش یاسن گرگوروویچ‌ـه

11
00:00:24,400 --> 00:00:26,152
‫- یاسن کیه؟
‫- یه قاتل مزدور

12
00:00:26,235 --> 00:00:28,404
‫اسمشون رو گذاشتن «اسکورپیا» (عقرب)
‫[ یک سازمان خصوصی که میلیاردرها دراِزای کشتن کسی
‫به آن پول می‌پردازند. و پنجمین رمان از سریِ «الکس رایدر»‌ ]

13
00:00:28,487 --> 00:00:33,075
‫حرفه‌ای هستن و و خدماتشون فقط برای
‫بخش بسیار کوچکی از نخبگان جهان در دسترسه

14
00:00:33,159 --> 00:00:34,827
‫فکر می‌کردم کار «اسکورپیا» تموم شده

15
00:00:34,910 --> 00:00:36,245
‫ما هم همین‌طور

16
00:00:36,328 --> 00:00:38,038
‫- به بودجه نیاز دارم
‫- به چه مقصودی؟

17
00:00:38,122 --> 00:00:40,708
‫کشتن رئیس‌جمهور ایالات متحده

18
00:00:42,168 --> 00:00:44,670
‫تلاش خوبی بود، ولی نمی‌تونی جلوش رو بگیری

19
00:00:46,338 --> 00:00:48,090
‫کرِی سعی کرد یه حملۀ هسته‌ای انجام بده

20
00:00:48,174 --> 00:00:50,968
‫- گرگوروویچ بهش شلیک کرد
‫- چرا باید همچین کاری کنه؟

21
00:00:51,051 --> 00:00:54,472
‫پدرت دوست من بود

22
00:00:54,555 --> 00:00:57,141
‫برو «بیوه» رو پیدا کن

23
00:00:57,224 --> 00:00:59,018
‫«اسکورپیا» رو پیدا کن

24
00:00:59,101 --> 00:01:03,731
‫ببین که واقعاً کی هستی

25
00:01:03,779 --> 00:01:11,779
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

26
00:01:12,120 --> 00:01:17,520
« مالت »

27
00:01:21,957 --> 00:01:25,127
‫«بیوه» رو پیدا کن. «اسکورپیا» رو پیدا کن

28
00:01:27,004 --> 00:01:28,923
‫ببین که واقعاً کی هستی

29
00:01:33,803 --> 00:01:35,054
‫زیباست، مگه نه؟

30
00:01:37,598 --> 00:01:39,475
‫آره. همین‌طوره

31
00:01:39,558 --> 00:01:41,936
‫جزیرۀ مسحورکننده‌ایه.
‫بارها به اینجا اومده‌ام

32
00:01:42,019 --> 00:01:43,521
‫همراه خانواده اومدی؟

33
00:01:43,604 --> 00:01:44,979
‫فقط دوست‌هام

34
00:01:46,440 --> 00:01:51,570
‫خب، جزیرۀ بزرگی نیست. پس شاید باز همدیگه رو دیدیم

35
00:01:54,594 --> 00:02:00,594
ترجمه از مرتضی لک‌زایی

36
00:02:02,665 --> 00:02:05,125
‫- دوستت کی بود؟
‫- یه بنده‌خدایی

37
00:02:05,668 --> 00:02:06,961
‫چیزی گیرت اومد؟

38
00:02:07,044 --> 00:02:10,005
‫یه‌عالمه عکس. ولی همچنین یه حس

39
00:02:11,090 --> 00:02:12,383
‫یه حس؟

40
00:02:12,466 --> 00:02:15,719
‫که جای درستی اومدیم. خودشه

41
00:02:15,803 --> 00:02:19,849
‫بهتره دعا کنیم حق با تو باشه چون این آخرین سرنخه

42
00:02:20,182 --> 00:02:22,268
‫بعد از این، دیگه گزینه‌ای نداریم

43
00:02:22,351 --> 00:02:25,020
‫«بیوه» رو پیدا کن، «اسکورپیا» رو پیدا کن

44
00:02:32,278 --> 00:02:34,572
‫هر کاری که تاحالا کردیم... همه‌ش به اینجا اشاره داره

45
00:02:34,655 --> 00:02:36,781
‫- پس برگردیم پایگاه؟
‫- آره

46
00:02:48,210 --> 00:02:49,461
‫گزارش بده

47
00:02:49,962 --> 00:02:54,174
‫الکس رایدر اینجاست. همین الآن. توی مالت

48
00:03:41,013 --> 00:03:44,016
‫ببین رفیق، همۀ این‌ها برمبنای یه ویروس تلفنیه ولی...

49
00:03:44,099 --> 00:03:46,393
‫آره، گوشی‌ای که مال سازمانه و فایل‌های سازمان روشه

50
00:03:46,477 --> 00:03:50,022
‫که همچنین اشاره کرد این شخص «بیوه»
‫توی ونیز یا برلین باشه

51
00:03:50,105 --> 00:03:51,941
‫ما هم رفتیم اونجا ولی چیزی گیرمون نیومد

52
00:03:52,024 --> 00:03:54,442
‫می‌دونم ولی مالت یه حس دیگه‌ای داره

53
00:03:54,526 --> 00:03:57,529
‫تا سه نشه بازی نشه. مطمئنم.
‫«اسکورپیا» باید اینجا باشه

54
00:03:57,613 --> 00:04:01,116
‫- تمام حرفم اینه که یه‌کم مبهمه
‫- آره، قبلاً هم گفتی

55
00:04:01,200 --> 00:04:03,243
‫«بیوه رو پیدا کن»

56
00:04:03,327 --> 00:04:06,246
‫خب نمی‌تونست بهت آدرسی چیزی بده که از اونجا شروع کنی؟

57
00:04:06,330 --> 00:04:08,123
‫به‌نظرم آدرس تغییر می‌کنه

58
00:04:08,207 --> 00:04:10,960
‫یعنی اگه تو هم سازمان مخفی
‫بودی، ممکن بود همین کار رو بکنی

59
00:04:11,043 --> 00:04:12,461
‫«سازمان» که همچین کاری کرد

60
00:04:17,925 --> 00:04:20,094
‫- داش‌کوچیکه!
‫- داش‌بزرگه!

61
00:04:28,602 --> 00:04:30,896
‫هر دفعه همین بساطه. چرا؟

62
00:04:30,980 --> 00:04:32,398
‫فقط یه نفس بکش

63
00:04:43,784 --> 00:04:47,246
‫- سیاحت گردشگری‌تون چطور بود؟
‫- آره، همه‌کار کردیم

64
00:04:47,329 --> 00:04:49,581
‫تماشای اماکن، تور «بازی تاج‌وتخت»، قایق‌سواری، آثار هنری

65
00:04:49,665 --> 00:04:52,209
‫- من که می‌تونستم ببرمتون قایق‌سواری
‫- می‌خواستیم زنده برگردیم

66
00:04:52,292 --> 00:04:55,295
‫آره، ولی اون‌طوری که حال نمی‌ده، مگه نه؟

67
00:04:55,379 --> 00:04:58,632
‫- پسر، دلم واسه این‌ها تنگ شده بود
‫- باید خیلی زودتر انجامش می‌دادیم

68
00:04:58,716 --> 00:05:00,884
‫هی، اینجا رو داشته باش

69
00:05:00,968 --> 00:05:03,262
‫اطلاعیۀ مسابقه الآن پخش شد

70
00:05:11,061 --> 00:05:13,272
‫پُرخطر هم به نظر میاد

71
00:05:13,355 --> 00:05:16,734
‫۴۸ ساعت تا شروع. بدجوری هیجان‌زده‌ام

72
00:05:16,817 --> 00:05:19,069
‫می‌خوای قهرمان بشی یا چی؟

73
00:05:19,153 --> 00:05:22,031
‫بین پنج نفر اول هم بشم راضی‌ام. خدا رو چی دیدی، نه؟

74
00:05:22,114 --> 00:05:24,074
‫مامان و بابا خیلی بهت افتخار می‌کنن

75
00:05:24,158 --> 00:05:25,951
‫آره، آخ گفتی!

76
00:05:26,827 --> 00:05:30,581
‫با تیم پشتیبانی صحبت کردم، و هیچ مشکلی نداشتن

77
00:05:30,664 --> 00:05:33,667
‫گفتن اجارۀ اینجا تا پایان ماه پرداخت شده،

78
00:05:33,751 --> 00:05:36,253
‫پس اگه می‌خواید بمونید، مشکلی نداره

79
00:05:36,336 --> 00:05:39,423
‫فقط حیوون خونگی و پارتی موقوف، باشه؟

80
00:05:39,506 --> 00:05:42,593
‫- عالی! دمت گرم، جِی
‫- همه‌ش بخشی از خدماته، پسر

81
00:05:42,676 --> 00:05:44,762
‫خب، من باید برم

82
00:05:44,845 --> 00:05:48,098
‫یک ساعت مصاحبۀ مطبوعاتی دارم،
‫بعد هم باید برم پیش فیلم‌بردارم

83
00:05:48,182 --> 00:05:50,726
‫- فیلم‌بردار داری؟
‫- پس چی؟

84
00:05:50,808 --> 00:05:53,437
‫قراره از اول تا آخرِ این‌جانب پخش زنده بشه

85
00:05:53,520 --> 00:05:55,647
‫- بعداً برای شام می‌بینمتون؟
‫- آره

86
00:05:55,731 --> 00:05:56,774
‫عالی!

87
00:05:56,857 --> 00:05:58,108
‫عالی

88
00:05:58,192 --> 00:06:01,403
‫اوه، راستی، جک زنگ زد

89
00:06:01,487 --> 00:06:04,823
‫گفت می‌تونید برای همیشه اینجا بمونید

90
00:06:04,907 --> 00:06:08,160
‫صدای موسیقی می‌اومد، یه‌جورایی دیوانه‌وار بود

91
00:06:10,245 --> 00:06:11,663
‫دارم شوخی می‌کنم

92
00:06:13,082 --> 00:06:15,751
‫گفت دل‌تنگه. فعلاً، داش‌کوچیکه

93
00:06:15,834 --> 00:06:17,044
‫داش‌بزرگه!

94
00:06:18,170 --> 00:06:19,379
‫خیلی‌خب

95
00:06:20,339 --> 00:06:22,049
‫ببینیم چی داریم

96
00:06:22,132 --> 00:06:24,676
‫- واقعاً یه‌عالمه عکس گرفتی
‫- هرچی بیشتر داشته باشیم،

97
00:06:24,760 --> 00:06:26,595
‫احتمال اینکه یه مطابقت پیدا بشه هم بیشتره

98
00:06:26,678 --> 00:06:28,889
‫- بذار دوباره پرونده رو ببینیم
‫- دیگه باید از بَر باشی

99
00:06:28,972 --> 00:06:32,183
‫«اسم رمز: «بیوه». عامل عملیاتی «اسکورپیا»

100
00:06:32,267 --> 00:06:34,353
‫نام ناشناس، چندین نام مستعار

101
00:06:34,436 --> 00:06:37,856
‫گویا فعال در ونیز و برلین. احتمالاً متولد مالت

102
00:06:37,940 --> 00:06:39,900
‫سن تقریبی: ۳۲ سال»

103
00:06:39,983 --> 00:06:42,903
‫ولی این پرونده مال تقریباً ۱۵ سال پیشه، پس الآن ۴۷ سالشه

104
00:06:42,986 --> 00:06:45,405
‫- اگه نمرده باشه
‫- نه، تو کَتم نمی‌ره

105
00:06:45,489 --> 00:06:47,741
‫یاسن گفت: «بیوه رو پیدا کن»

106
00:06:47,825 --> 00:06:49,576
‫ما گوشی اسمیترز رو هزار بار گشتیم

107
00:06:49,659 --> 00:06:51,453
‫فقط یک «بیوه» توی پرونده‌های «سازمان» هست

108
00:06:51,537 --> 00:06:54,123
‫ولی نه توی پرونده‌های فعالشون.
‫این عملاً آشغال محسوب می‌شد

109
00:06:54,206 --> 00:06:56,250
‫خب، پس خوب بلده مخفی بشه

110
00:06:56,332 --> 00:06:58,502
‫و آخرسر یه چیزی توی یکی
‫از این عکس‌ها پیدا می‌کنیم،

111
00:06:58,585 --> 00:07:01,213
‫و می‌گیم: «خودشه. اینجا این عکس رو گرفته»

112
00:07:01,296 --> 00:07:03,841
‫و اون می‌شه اولین سرنخمون که کجاست

113
00:07:04,758 --> 00:07:06,802
‫رفیق، روراست باش

114
00:07:08,679 --> 00:07:11,723
‫به‌نظرت این کار یه‌کم شبیه
‫دست‌وپازدن بیخود نیست؟

115
00:07:14,852 --> 00:07:17,563
‫شاید بهتره با «سازمان» تماس بگیریم

116
00:07:17,646 --> 00:07:22,860
‫عمراً! دیگه به اَلن بلانت اعتماد نمی‌کنم.
‫اون هرگز حقیقت رو بهمون نمی‌گه

117
00:07:22,943 --> 00:07:24,987
‫اوه، باشه. باشه

118
00:07:26,864 --> 00:07:28,657
‫خب جِی یکی‌دو ماهه که اینجا بوده

119
00:07:28,740 --> 00:07:31,326
‫شاید اون چیزی دیده یا شنیده باشه

120
00:07:32,034 --> 00:07:34,538
‫ببین، واقعاً ازش ممنونم که
‫گذاشت توی این ساختمون بمونیم

121
00:07:34,621 --> 00:07:36,081
‫آره، توی این ساختمون خفن

122
00:07:36,165 --> 00:07:38,750
‫توی این ساختمون خفن...

123
00:07:38,834 --> 00:07:42,045
‫ولی هرچی آدم‌های کمتری بدونن
‫که واقعاً داریم چی‌کار می‌کنیم، بهتره

124
00:07:42,129 --> 00:07:43,547
‫تازه این «اسکورپیا»ست

125
00:07:43,630 --> 00:07:45,174
‫اگه «سازمان» نتونه پیداشون کنه،

126
00:07:45,257 --> 00:07:47,176
‫فکر نکنم «داش‌بزرگه» از پسش بربیاد

127
00:07:47,259 --> 00:07:48,594
‫اوه، باشه

128
00:07:50,429 --> 00:07:51,972
‫پس ادامه می‌دیم

129
00:07:52,806 --> 00:07:54,391
‫یه قهوه می‌زنیم و برمی‌گردیم اونجا

130
00:07:54,474 --> 00:07:55,767
‫باشه. آره

131
00:07:55,851 --> 00:07:58,729
‫حق با توئه. حلش می‌کنیم

132
00:08:23,086 --> 00:08:25,589
‫- جولیا
‫- مکس

133
00:08:31,637 --> 00:08:33,679
‫کاملاً مطمئنی؟

134
00:08:33,764 --> 00:08:36,183
‫کنارش وایستادم. باهاش حرف زدم

135
00:08:36,767 --> 00:08:41,355
‫داشت مثل گردشگرها از شهر عکس
‫می‌گرفت. گفت برای تعطیلات اومده

136
00:08:42,522 --> 00:08:44,191
‫به‌نظرت اتفاقیه؟

137
00:08:45,317 --> 00:08:46,610
‫به‌نظرم دست سرنوشته

138
00:08:47,402 --> 00:08:48,445
‫بشین

139
00:08:52,616 --> 00:08:54,910
‫بیشتر تعریف کن. چه‌شکلی بود؟

140
00:08:54,993 --> 00:08:57,412
‫اگه پرونده درست باشه، اینجا توی مالت به دنیا اومده

141
00:08:57,496 --> 00:08:59,206
‫شاید هنوز اینجا کس‌وکاری داشته باشه

142
00:08:59,289 --> 00:09:02,084
‫شاید گهگاهی برمی‌گرده اینجا

143
00:09:04,086 --> 00:09:05,921
‫شاید هم یاسن بهت دروغ گفته

144
00:09:06,004 --> 00:09:09,675
‫می‌دونی، سربه‌سرت گذاشته. دنبال نخودسیاه فرستادت

145
00:09:09,758 --> 00:09:12,302
‫پدرت... دوست من بود

146
00:09:14,096 --> 00:09:15,430
‫نه. فکر نکنم

147
00:09:18,058 --> 00:09:19,685
‫فکر می‌کنم این یه آزمایشه

148
00:09:20,894 --> 00:09:22,980
‫یاسن می‌خواسته که «اسکورپیا» رو پیدا کنم

149
00:09:23,730 --> 00:09:25,857
‫ولی شاید اول باید خودم رو ثابت کنم

150
00:09:25,941 --> 00:09:27,859
‫چرا باید آزمایشت کنه؟

151
00:09:30,612 --> 00:09:33,865
‫الکس؟ چیزی هست که داری ازم مخفی می‌کنی؟

152
00:09:35,158 --> 00:09:39,579
‫ببین، تنها چیزی که واقعاً می‌دونم
‫اینه که هرچی بیشتر کَندوکاو کنم،

153
00:09:39,663 --> 00:09:41,415
‫بیشتر این‌طور به نظر میاد که
‫پای «اسکورپیا» همیشه وسط بوده

154
00:09:41,498 --> 00:09:43,250
‫یعنی از همون اول اونجا بوده‌ان

155
00:09:43,333 --> 00:09:46,253
‫نمی‌تونم همین‌جوری بی‌خیالشون بشم.
‫نمی‌تونم کلاً نادیده‌شون بگیرم

156
00:09:46,336 --> 00:09:48,547
‫تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که پیداشون کنم

157
00:09:49,381 --> 00:09:50,507
‫و نابودشون کنم

158
00:09:52,050 --> 00:09:54,636
‫و تا این کار رو نکنم، هیچ‌کدوم در امان نیستیم

159
00:09:55,178 --> 00:09:56,388
‫با هم انجامش می‌دیم

160
00:09:57,431 --> 00:09:58,598
‫به‌خاطر عموت

161
00:09:59,808 --> 00:10:01,184
‫و به‌خاطر پدرومادر من

162
00:10:04,271 --> 00:10:07,482
‫اوه، چه قشنگ. همون‌جا وایستید

163
00:10:09,026 --> 00:10:11,028
‫یعنی اثر هنری شد

164
00:10:11,820 --> 00:10:13,947
‫کلاسیک. مثل یه صحنه از فیلم‌های فلینی شده

165
00:10:14,698 --> 00:10:17,159
‫- ای‌ول داره
‫- از من عکس نگیر. هیچ‌وقت

166
00:10:17,242 --> 00:10:19,578
‫- فقط خواستم اون لحظه رو ثبت کنم
‫- حذف کن لطفاً

167
00:10:19,661 --> 00:10:22,748
‫- به دوربین من دست نزن
‫- وایسا، وایسا، وایسا، وایسا. حذف نکن

168
00:10:27,502 --> 00:10:29,087
‫اینجا رو نگاه

169
00:10:35,427 --> 00:10:38,972
‫- عین همدیگه‌ان
‫- شبیهن. نه عین هم

170
00:10:39,056 --> 00:10:41,224
‫آره، ولی باز هم راه درستی رو پیش گرفتیم

171
00:10:41,308 --> 00:10:45,103
‫اون عکس قطعاً می‌تونه اینجا توی
‫مالت گرفته شده باشه. دیوار رو نگاه

172
00:10:45,187 --> 00:10:47,105
‫یا رم یا فلورنس

173
00:10:47,189 --> 00:10:49,983
‫یا هر جایی با اون سبک معماری و تاریخ

174
00:10:51,068 --> 00:10:54,905
‫شرمنده، رفیق. فقط خواستم گفته
‫باشم. فقط یه دیوار زیر نور آفتابه

175
00:10:54,988 --> 00:10:58,617
‫صبر کن. فکر کنم حق با الکس باشه

176
00:10:59,534 --> 00:11:01,745
‫به‌اندازۀ کافی خوب نگاه نمی‌کنیم

177
00:11:01,828 --> 00:11:03,997
‫بلوک‌های سنگی همه صدها ‫سال پیش با دست تراشیده شدن

178
00:11:04,081 --> 00:11:08,043
‫پس هیچ‌کدوم شبیه هم نیستن.
‫همه رو کنار هم بذاری، چی گیرت میاد؟

179
00:11:09,753 --> 00:11:10,921
‫دیوار؟

180
00:11:11,588 --> 00:11:14,132
‫- یه الگو؟
‫- اون هم منحصربه‌فرده

181
00:11:15,175 --> 00:11:18,136
‫مثل اثرانگشت؟ فوق‌العاده‌ست.
‫چطور ازش استفاده کنیم؟

182
00:11:18,220 --> 00:11:20,305
‫تحلیل الگو

183
00:11:20,389 --> 00:11:23,767
‫این رو هدف قرار می‌دیم، تمام تصاویرِ
‫«استریت ویو» از مالتا رو بالا میاریم،

184
00:11:23,850 --> 00:11:27,270
‫و هر پست رسانه‌های اجتماعی با تگ مالت،
‫تمام عکس‌هایی که این هفته گرفتی،

185
00:11:27,354 --> 00:11:29,689
‫بعد باهاش مقابله‌شون می‌کنیم
تا ببینیم تطابق پیدا می‌شه یا نه

186
00:11:29,773 --> 00:11:32,401
‫- باید یه‌سری کد بنویسم
‫- شام با جِی؟

187
00:11:32,484 --> 00:11:34,569
‫نه، این ممکنه زمان ببره. شما برید غذا بخورید

188
00:11:35,153 --> 00:11:37,989
‫- کایرا، جدی می‌گم. تو نابغه‌ای
‫- برو

189
00:11:46,998 --> 00:11:49,876
‫- آره، مطمئنم اون...
‫- خانم راتمن، آقای گرندل

190
00:11:49,960 --> 00:11:52,879
‫هدف در حرکته. برای اقدام آماده‌ایم

191
00:11:53,755 --> 00:11:54,840
‫خوبه

192
00:12:06,184 --> 00:12:07,352
‫می‌تونی تنهامون بذاری

193
00:12:28,039 --> 00:12:30,292
‫می‌دونید که چرا این جلسه رو تشکیل داده‌ام

194
00:12:30,375 --> 00:12:35,005
‫دکتر گرایف در «پوینت بلنک». دیمین کرِی در لندن

195
00:12:35,464 --> 00:12:37,424
‫دو فرصت بی‌بدیل

196
00:12:37,507 --> 00:12:40,260
‫برای تغییرشکل توازن قدرت جهانی...

197
00:12:40,343 --> 00:12:41,887
‫...به‌نفع ما

198
00:12:42,846 --> 00:12:45,140
‫و هر دو به شکست ختم شد

199
00:12:45,223 --> 00:12:47,100
‫ما تو رو انتخاب کردیم چون قول دادی

200
00:12:47,184 --> 00:12:49,686
‫که نفوذ ما رو در سطح جهانی بازیابی کنی

201
00:12:49,769 --> 00:12:52,189
‫و تا اینجا، چیزی ندیدیم

202
00:12:52,272 --> 00:12:53,690
‫تا امشب

203
00:12:55,400 --> 00:12:58,528
‫اسم رمز عملیات Invisible Sword (شمشیر نامرئی)ـه

204
00:12:59,112 --> 00:13:03,241
‫همین الآن در دست انجامه.
‫این بار کارسپاری در کار نیست

205
00:13:03,325 --> 00:13:07,370
‫نقطه‌ضعفی نیست. این فقط‌وفقط برای خودمونه

206
00:13:07,996 --> 00:13:09,581
‫هدف چیه؟

207
00:13:09,664 --> 00:13:10,832
‫ترور

208
00:13:12,375 --> 00:13:15,504
‫زمانی که کارمون تموم بشه،
‫چیزی جز ویرانه از بریتانیا نمی‌مونه

209
00:13:16,505 --> 00:13:21,301
‫و تمام کشورهای جهان صف می‌بندن
‫تا هرچی درخواست کنیم در اختیارمون بذارن

210
00:13:21,384 --> 00:13:26,223
‫داستان رو خوب جلوه می‌دی، جولیا.
‫و ازکجامعلوم که همچین اتفاقی می‌افته؟

211
00:13:26,306 --> 00:13:31,269
‫چون می‌خوام بهتون نشون بدم.
‫همین حالا. یه نسخۀ نمایشی

212
00:13:32,103 --> 00:13:34,356
‫خب این بندرگاه تفریحیه،

213
00:13:35,023 --> 00:13:38,818
‫و این رستوران تایلندیه که
‫داریم توش غذا می‌خوریم

214
00:13:38,902 --> 00:13:40,987
‫به‌پیشنهاد جِی

215
00:13:41,071 --> 00:13:43,281
‫فقط دوست داری بگم حسودی‌م شده، که نشده

216
00:13:43,365 --> 00:13:45,325
‫- باید می‌اومدی!
‫- دلم می‌خواست

217
00:13:45,408 --> 00:13:47,577
‫یه نفر باید حواسش بهت باشه

218
00:13:47,661 --> 00:13:49,788
‫ولی بیشتر از این نمی‌تونم مرخصی بگیرم
و راستش نمی‌خوام این شغل از دست بره

219
00:13:49,871 --> 00:13:51,581
‫باید دربارۀ کارِت تجدیدنظر کنی

220
00:13:51,665 --> 00:13:54,209
‫شنیدم الآن پول توی ورزش‌های پُرمخاطره‌ست

221
00:13:54,292 --> 00:13:55,919
‫راستی جِی دیرتر می‌رسه. یه چیزی دربارۀ اینکه چترش

222
00:13:56,002 --> 00:13:57,963
‫- مشخصات فنی رو نداره
‫- رواله

223
00:13:58,046 --> 00:13:59,965
‫گمونم بهتره اون کار رو درست انجام بده

224
00:14:00,048 --> 00:14:02,092
‫هنوز باورم نمی‌شه با اون کارها امرارِمعاش می‌کنه

225
00:14:02,175 --> 00:14:05,971
‫بیشتر از امرارِمعاش، پول خوبی داره.
‫زندگی‌ش رؤیاییه

226
00:14:06,054 --> 00:14:10,433
‫رؤیای اون کابوس منه. به‌معنای واقعی.
‫اون‌یکی که سقوط می‌کنی؟ اوه

227
00:14:10,517 --> 00:14:13,228
‫- باورم نمی‌شه تفریحی همچین کاری می‌کنه
‫- آره، درک می‌کنم

228
00:14:13,311 --> 00:14:18,692
‫بهتر از اینه که از ۹ صبح تا ۵ عصر توی اتاقک کار کنی.
‫یه‌جورایی به فکر فرو می‌بردت، نه؟

229
00:14:18,775 --> 00:14:20,110
‫به چه فکری؟

230
00:14:21,152 --> 00:14:25,073
‫بی‌خیال، پسر. تو که نمرات GCSE من رو دیدی.
‫و «فرم ششم» تازه بدتر هم می‌شه
‫[ جی‌سی‌اس‌ای: گواهی عمومی آموزش ثانوی ]
‫[ دو سال آخر آموزش متوسطه، سنین ۱۶ تا ۱۸ ]

231
00:14:25,156 --> 00:14:27,075
‫یعنی خیلی بدتر

232
00:14:27,617 --> 00:14:29,703
‫اگه بخوام برم دانشگاه، دورۀ مطالعات فیلم رو بگذرونم،

233
00:14:29,786 --> 00:14:31,246
‫نمره‌هام باید خوب باشه،

234
00:14:31,329 --> 00:14:33,748
‫الآن به‌زور مطالعات اجتماعی رو پاس می‌کنم

235
00:14:33,832 --> 00:14:35,250
‫مامان‌بابات خبر دارن؟

236
00:14:35,333 --> 00:14:38,378
‫نه، نه، نه. نه، وحشت می‌کنن

237
00:14:38,461 --> 00:14:41,006
‫همین‌که یکی از بچه‌هاشون راه
خودش رو رفت، کافی بود براشون

238
00:14:41,089 --> 00:14:43,967
‫همۀ چشم امیدشون به منه

239
00:14:44,676 --> 00:14:49,306
‫از من این تصویر رو دارن که... اون مسئولیت‌پذیره منم

240
00:14:49,389 --> 00:14:51,349
‫آره، ولی خودت چه تصویری داری؟

241
00:14:51,433 --> 00:14:53,476
‫- خب، عزیزهای دل
‫- سلام!

242
00:14:53,560 --> 00:14:54,936
‫- شرمنده دیر کردم
‫- ایناهاش

243
00:14:55,228 --> 00:14:57,522
‫- سلام، جک!
‫- سلام

244
00:14:57,606 --> 00:15:00,442
‫مراقب پسرهام هستی؟ بهتره باشی.
‫می‌دونم کجا زندگی می‌کنی

245
00:15:00,525 --> 00:15:04,571
‫معلومه. من می‌رم از هرچی
‫دو تا سفارش بدم. مُردم از گشنگی

246
00:15:31,014 --> 00:15:32,182
‫آره

247
00:15:37,896 --> 00:15:39,689
‫سلام، الکس هستم. پیغام بذارید

248
00:15:39,773 --> 00:15:42,400
‫یه مطابقت پیدا کردم. اینجاست! توی «والِتا»
‫[ پایتخت کشور مالت ]

249
00:15:44,194 --> 00:15:46,196
‫خیلی‌خب. موقعیت رو برات می‌فرستم

250
00:15:48,031 --> 00:15:49,991
‫وقتی دستت رسید، بیا اونجا منتظرتم

251
00:15:50,116 --> 00:15:55,330
‫کورین مک‌لیری. ۳۷ساله. بانک‌دار از وال استریت

252
00:15:55,413 --> 00:15:57,999
‫درحال‌حاضر برای کار رفته شانگهای

253
00:15:58,083 --> 00:16:01,836
‫اون سرپرست کارگروه مبارزه با پول‌شویی علیه ما بود

254
00:16:01,920 --> 00:16:05,215
‫به‌خاطر اون مجبور شدیم عملیات‌های
‫نیویورک خودمون رو متوقف کنیم

255
00:16:05,298 --> 00:16:07,008
‫دقیقاً

256
00:16:09,260 --> 00:16:11,888
‫این فیلم زنده‌ست. زمان واقعی

257
00:16:12,389 --> 00:16:15,350
‫کورین مک‌لیری قراره بمیره

258
00:16:15,433 --> 00:16:17,227
‫اون چیه داری می‌خوری؟ من هم می‌خوام...

259
00:16:17,310 --> 00:16:19,187
‫...یه‌کم بیار خونه، خوش‌مزه به نظر میاد

260
00:16:19,270 --> 00:16:20,980
‫هی، جک، یه لحظه ببخشید، خب؟

261
00:16:21,064 --> 00:16:23,858
‫باشه. آره، حتماً. فقط روی حالت بی‌صدا بذارم

262
00:16:29,614 --> 00:16:33,201
‫کایراست. هنوز ناخوش‌احواله

263
00:16:33,284 --> 00:16:35,787
‫می‌رم بهش سر بزنم. زود برمی‌گردم

264
00:16:37,163 --> 00:16:39,790
‫- می‌دونی که مال تو رو می‌خوریم؟
‫- زیاد طول نمی‌کشه

265
00:17:48,443 --> 00:17:50,820
‫کِی دوست داری بمیره، رزیم؟

266
00:17:52,447 --> 00:17:53,698
‫الآن

267
00:18:15,762 --> 00:18:21,559
‫درملأعام. ناگهانی. بدون هشدار. بدون رد

268
00:18:21,643 --> 00:18:23,728
‫آدم دل‌سوزی هستی

269
00:18:25,313 --> 00:18:27,398
‫هیچ فرقی نمی‌کنه

270
00:18:28,024 --> 00:18:29,609
‫چطور این کار رو می‌کنی؟

271
00:18:30,443 --> 00:18:33,029
‫به این می‌گن «شمشیر نامرئی»

272
00:19:08,898 --> 00:19:12,819
‫آهای! ولم کن! ولم کن! بهم دست نزن!

273
00:19:13,611 --> 00:19:15,738
‫کایرا!

274
00:19:17,532 --> 00:19:19,868
‫- چرا صبر نکردی برسم؟
‫- حوصله‌م سر رفت

275
00:19:21,578 --> 00:19:24,372
‫الکس، می‌شه این رو بزنی لطفاً؟

276
00:19:30,378 --> 00:19:33,631
‫منتظر بودم. فکر کردم که تو... آخ!

277
00:19:41,931 --> 00:19:43,683
‫- تمومه؟
‫- الآن آره

278
00:19:43,766 --> 00:19:45,268
‫خیلی‌خب، بیا بریم!

279
00:19:45,351 --> 00:19:46,895
‫- چی شده؟
‫- چاقو خوردم

280
00:19:46,978 --> 00:19:48,938
‫- اوه، تُف
‫- آره

281
00:19:49,147 --> 00:19:53,401
‫حالا تصور کنید. نه یک زن، بلکه ۱۰۰هزار نفر

282
00:19:53,484 --> 00:19:56,279
‫کل یک شهر بریتانیایی با تیغه‌ای بیخ گلوش

283
00:19:56,863 --> 00:20:01,492
‫اون‌وقت... کل دنیا هرچی بخوایم بهمون می‌ده

284
00:20:04,913 --> 00:20:09,083
‫دوباره صحبت خواهیم کرد. وقتی
‫«شمشیر نامرئی» آمادۀ ضربه باشه

285
00:20:24,474 --> 00:20:26,142
‫- آخ!
‫- دیگه رسیدیم

286
00:20:29,020 --> 00:20:30,647
‫بیا ببریمت بیمارستان

287
00:20:30,730 --> 00:20:33,191
‫نه. انتظارش رو دارن. اونجا منتظرمون می‌مونن

288
00:20:35,318 --> 00:20:37,737
‫- باید یه نگاه بهش بندازیم
‫- باشه

289
00:20:42,659 --> 00:20:44,369
‫تاحالا چاقو نخورده بودم

290
00:20:44,452 --> 00:20:46,704
‫تقصیر منه. باید اونجا می‌بودم

291
00:20:46,788 --> 00:20:49,707
‫اومدی اونجا. بگذریم، ثابت شد که درست می‌گفتیم

292
00:20:50,416 --> 00:20:54,420
‫- این‌طور فکر می‌کنی؟
‫- آره، سعی کردن بکُشنمون

293
00:20:54,504 --> 00:20:56,172
‫به «اسکورپیا» می‌خوره

294
00:21:01,719 --> 00:21:02,762
‫الکس

295
00:21:02,845 --> 00:21:03,930
‫چی؟

296
00:21:04,722 --> 00:21:06,265
‫باید این رو کمکم کنی

297
00:21:06,849 --> 00:21:07,934
‫باشه. حتماً

298
00:21:09,435 --> 00:21:11,187
‫آروم، آروم

299
00:21:18,111 --> 00:21:19,529
‫خیلی‌خب

300
00:21:20,071 --> 00:21:21,322
‫ناجوره؟

301
00:21:21,864 --> 00:21:23,741
‫فکر نکنم

302
00:21:23,825 --> 00:21:25,910
‫حتماً به‌موقع جاخالی دادی

303
00:21:26,160 --> 00:21:28,496
‫باید تمیز و بانداژش کنیم، ولی...

304
00:21:29,122 --> 00:21:33,084
‫- فکر نکنم چیزی‌ت بشه
‫- پس نمی‌میرم

305
00:21:34,502 --> 00:21:37,547
‫نه. فقط یه جای زخم خیلی خفن برمی‌داری

306
00:21:37,630 --> 00:21:39,382
‫بیا، اینجا رو فشار بده

307
00:21:44,721 --> 00:21:46,556
‫هنوز هم فکر می‌کنی این آزمایشه؟

308
00:21:47,056 --> 00:21:49,517
‫قطعاً قصدشون کُشت به نظر می‌رسید

309
00:21:51,477 --> 00:21:52,520
‫آره

310
00:21:57,275 --> 00:22:00,278
‫یاسن ممکنه دروغ گفته باشه، همۀ این مدت

311
00:22:00,361 --> 00:22:02,238
‫این ممکنه تله باشه

312
00:22:05,199 --> 00:22:07,326
‫ببخشید

313
00:22:07,410 --> 00:22:10,496
‫یه چیزی رو داری مخفی می‌کنی.
‫نباید این کار رو بکنی. نه با من

314
00:22:16,419 --> 00:22:19,088
‫توی «هواپیمای شمارۀ یک»، یاسن گفت...
‫[ ویژۀ رئیس‌جمهور ایالات متحده ]

315
00:22:21,132 --> 00:22:23,092
‫گفت پدرم دوستش بوده

316
00:22:24,802 --> 00:22:26,512
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

317
00:22:26,596 --> 00:22:29,265
‫چون وحشت‌زده‌م می‌کنه. با عقل جور درنمیاد

318
00:22:29,348 --> 00:22:30,600
‫فکر می‌کنی راست گفته؟

319
00:22:30,683 --> 00:22:32,018
‫نمی‌دونم

320
00:22:34,854 --> 00:22:36,105
‫نمی‌دونم

321
00:22:37,523 --> 00:22:41,194
‫جوری که عموم همیشه تعریف می‌کرد،
‫بابام نزدیک کار جاسوسی هم نرفته

322
00:22:41,277 --> 00:22:43,196
‫توی ارتش سرباز بوده

323
00:22:43,279 --> 00:22:46,824
‫و حتی اگه به‌طریقی جاسوس هم
‫بوده، یاسن از کجا می‌شناختدش؟

324
00:22:46,908 --> 00:22:48,242
‫و باهاش دوست بشه؟

325
00:22:52,038 --> 00:22:55,041
‫مسئله اینه که وقتی عموم از دنیا رفت...

326
00:22:55,124 --> 00:22:57,919
‫وقتی یاسن کُشتش،

327
00:22:59,587 --> 00:23:02,840
‫تمام دروغ‌هایی که کل عمرم
‫تحویلم می‌دادن، یکی‌یکی برام فاش شد

328
00:23:02,924 --> 00:23:05,927
‫که کی بود، چی‌کار کرد. هیچ‌کدومش حقیقت نداشت

329
00:23:06,010 --> 00:23:07,095
‫می‌دونم

330
00:23:10,473 --> 00:23:12,558
‫و حالا احساس می‌کنم دوباره داره اتفاق می‌افته

331
00:23:18,272 --> 00:23:19,982
‫اوه، آم، ببخشید!

332
00:23:24,779 --> 00:23:26,614
‫چی شد؟

333
00:23:26,697 --> 00:23:31,994
‫اوه، حادثه بود. کایرا می‌خواست درِ سوپ رو باز کنه. و...

334
00:23:32,078 --> 00:23:34,956
‫- سوپ؟
‫- آره، طوری نیست. پانسمانش کردم

335
00:23:35,039 --> 00:23:37,834
‫دوباره باز. عادت همیشگی‌شه

336
00:23:37,917 --> 00:23:41,546
‫- جک پوستم رو می‌کَنه
‫- نه، نه، نه. جک از این بدترش رو هم دیده

337
00:23:41,629 --> 00:23:43,464
‫چند وقته کایرا رو می‌شناسه

338
00:23:43,548 --> 00:23:46,551


339
00:24:17,582 --> 00:24:20,334
‫منطقه رو کامل جست‌وجو کردیم. امن‌وامانه

340
00:24:20,418 --> 00:24:22,670
‫متجاوزها چی؟ گرفتیدشون؟

341
00:24:22,753 --> 00:24:26,382
‫نه. سه تا از افرادمون رو ناکار کردن و فرار کردن

342
00:24:26,465 --> 00:24:27,925
‫مشخصاً خیلی تعلیم‌دیده بودن

343
00:24:28,009 --> 00:24:29,510
‫«ناکار کردن»؟

344
00:24:29,594 --> 00:24:32,430
‫شکستگی استخوان، ضربه‌مغزی، آسیب بافت نرم

345
00:24:34,098 --> 00:24:35,266
‫از کی برمیاد؟

346
00:24:35,892 --> 00:24:38,561
‫با خودم گفتم شاید یکی از اعضای دیگۀ شورا

347
00:24:38,644 --> 00:24:40,062
‫تصمیم گرفته پاش رو از گلیمش درازتر کنه

348
00:24:41,189 --> 00:24:43,274
‫اگه واقعاً یکی از افراد شورا
‫کسی رو برای کشتن من فرستاده بود،

349
00:24:43,357 --> 00:24:45,735
‫عاقل‌تر از اینه که از ورودی جنوبی بیاد

350
00:24:45,818 --> 00:24:48,487
‫عاقل‌تر از اینه که به پستِ سه تا از محافظ‌هامون بخوره

351
00:24:48,571 --> 00:24:51,490
‫و عاقل‌تر از اینه که کسی رو زنده بذاره

352
00:24:51,574 --> 00:24:53,409
‫می‌خواید تمهیدات امنیتی رو افزایش بدم؟

353
00:24:53,492 --> 00:24:56,120
‫نه. فکر نکنم نیازی باشه

354
00:24:57,538 --> 00:24:59,874
‫بیا صبر کنیم و ببینیم سرنوشت چی برامون به ارمغان میاره

355
00:25:01,792 --> 00:25:02,793
‫حالت خوبه؟

356
00:25:02,877 --> 00:25:04,921
‫همه‌چی خوب و عالیه

357
00:25:05,004 --> 00:25:07,798
‫هنوز نمی‌فهمم چطور تونستی با یه
‫چاقوی سوئیسی خودت رو زخمی کنی

358
00:25:07,882 --> 00:25:10,509
‫من هم هنوز نمی‌فهمم چطور
یه دربازکن درست‌حسابی نداری

359
00:25:10,593 --> 00:25:12,970
‫دو دقیقه تنهاتون گذاشتم

360
00:25:13,054 --> 00:25:16,307
‫یه خانم سرِ یه سوپ مجروح می‌شه

361
00:25:16,390 --> 00:25:19,685
‫مطمئنی نمی‌خوای بری بیمارستان؟

362
00:25:19,769 --> 00:25:22,146
‫یه خراش بیشتر نیست. احتمالاً
‫تو از این بدترش هم داشتی

363
00:25:23,272 --> 00:25:25,107
‫این اطراف قشنگ جا می‌افتی

364
00:25:25,191 --> 00:25:30,404
‫خیلی‌خب، من باید برم. برنامه‌ریزی راهبردی برای مرحلۀ تونس،

365
00:25:30,863 --> 00:25:34,951
‫بعد یه ناهار مفصل با بَروبچ. می‌خوای بیای؟

366
00:25:37,495 --> 00:25:39,538
‫ما می‌ریم خلیج، هوای دریا بخوریم

367
00:25:40,248 --> 00:25:43,584
‫- باشه. بعداً می‌بینمت، داش‌کوچیکه؟
‫- داش‌بزرگه

368
00:25:51,175 --> 00:25:52,969
‫خب، حالا واقعاً چی‌کار می‌کنیم؟

369
00:25:53,302 --> 00:25:55,513
‫بفهمیم صاحب اون ویلا کیه

370
00:25:55,680 --> 00:25:58,432
‫عجب نسخۀ نمایشی‌ای ارائه دادی

371
00:25:58,516 --> 00:26:00,518
‫فکر کنم حتی رزیم هم تحت‌تأثیر قرار گرفت

372
00:26:00,851 --> 00:26:04,563
‫خوبه. رزیم همیشه از من نفرت داشته

373
00:26:04,647 --> 00:26:08,150
‫فکر می‌کنه بعد از مرگ نیکولای،
‫من جایگاهم رو توی انجمن به ارث بردم

374
00:26:08,234 --> 00:26:11,070
‫خب، فکر کنم دیشب احتمالاً نظرش رو عوض کردی

375
00:26:11,153 --> 00:26:14,949
‫و به‌علاوه، هر دو می‌دونیم که
‫با شایستگی به این جایگاه رسیدی

376
00:26:15,032 --> 00:26:16,200
‫ممنونم

377
00:26:17,576 --> 00:26:19,870
‫من همیشگی درت بزرگی دیده‌ام

378
00:26:20,621 --> 00:26:23,749
‫و همیشه اون‌قدر لطف داشتی که با من مدارا کنی

379
00:26:24,250 --> 00:26:27,795
‫ازت قدردانی کنم. به‌عنوان مشاور و دوست

380
00:26:27,878 --> 00:26:29,547
‫یک بار دیگه این لطف رو در حقم بکن

381
00:26:30,131 --> 00:26:31,966
‫اجازه بده یک سؤال ازت بپرسم

382
00:26:32,049 --> 00:26:34,760
‫سؤالی که دیشب جلوی بقیه نتونستم بپرسم

383
00:26:35,469 --> 00:26:38,139
‫«شمشیر نامرئی». به‌نظرت زیادی جاه‌طلبانه‌ست؟

384
00:26:38,222 --> 00:26:40,558
‫نه، نه، نه، نه. تو همیشه متفاوت بودی

385
00:26:40,641 --> 00:26:43,769
‫مصمم. هیچ شکی ندارم که می‌تونی عملی‌ش کنی

386
00:26:44,395 --> 00:26:46,147
‫پس سؤالت چیه؟

387
00:26:47,648 --> 00:26:50,651
‫واقعاً لازمه این‌همه آدم بمیرن؟

388
00:26:50,735 --> 00:26:54,071
‫متوجه هدفی که داریم هستم.
‫متوجهم چه‌چیزی در خطره

389
00:26:54,155 --> 00:26:58,951
‫ولی این‌همه مرگ. حتی بچه‌ها؟

390
00:26:59,785 --> 00:27:01,287
‫مگه مهمه؟

391
00:27:02,663 --> 00:27:04,749
‫من حالا پدربزرگم، جولیا

392
00:27:04,832 --> 00:27:07,585
‫می‌دونی که خیلی با دخترم صمیمی نبودم

393
00:27:07,668 --> 00:27:10,129
‫درحقیقت طی این سال‌ها
‫تو بیشتر برام مثل دخترم بودی

394
00:27:10,212 --> 00:27:11,255
‫تا اینکه الیزابت باشه

395
00:27:12,089 --> 00:27:14,967
‫ولی نوه‌ها...

396
00:27:15,051 --> 00:27:18,971
‫- آره، نگو. عوضت می‌کنه
‫- آره

397
00:27:20,139 --> 00:27:24,685
‫می‌فهمم. البته که می‌فهمم. بچه‌ها خاصن

398
00:27:24,769 --> 00:27:27,438
‫نوه‌ها شاید حتی بیشتر

399
00:27:27,521 --> 00:27:30,483
‫و به‌همین‌خاطر، وقتی زمانش فرا برسه،

400
00:27:30,566 --> 00:27:34,862
‫به‌نفع همه‌مونه که انگشت من روی کلید باشه

401
00:27:34,945 --> 00:27:36,364
‫و نه تو

402
00:27:44,288 --> 00:27:46,332
‫خب؟ چیزی گیر آوردی؟

403
00:27:46,415 --> 00:27:49,668
‫شاید. به تیم املاکی رو زدم تا گیرش آوردم

404
00:27:50,211 --> 00:27:53,506
‫الکس، واقعاً فکر می‌کنی این ممکنه خودشون باشن؟

405
00:27:53,589 --> 00:27:55,216
‫ما دیشب چند نفر رو دیدیم

406
00:27:55,299 --> 00:27:57,968
‫و به نظر خیلی با «اسکورپیا» سنخیت داشتن

407
00:27:58,052 --> 00:28:01,972
‫- مراقب هستی؟
‫- آره، ما خوبیم، همه خوبن!

408
00:28:02,056 --> 00:28:03,974
‫از پیش خودت حرف بزن، جناب جاسوس

409
00:28:04,058 --> 00:28:06,560
‫من باید اونجا باشم. می‌تونم امشب سوار هواپیما بشم

410
00:28:06,644 --> 00:28:09,730
‫نه، خودت هم گفتی، تو کاروزندگی داری

411
00:28:09,814 --> 00:28:12,817
‫- ما خوبیم. جِی حواسش بهمون هست
‫- جِی عقلش تاب داره

412
00:28:12,900 --> 00:28:16,904
‫آره، ولی من نه. خطر بیجا نمی‌کنیم، باشه؟

413
00:28:16,987 --> 00:28:19,698
‫پس، فایل‌های ملک؟

414
00:28:19,782 --> 00:28:22,827
‫این جایی که می‌گید یه ویلای مال قرن شونزدهمه

415
00:28:22,910 --> 00:28:25,704
‫یه ویلای خصوصی، ولی خیلی دست‌به‌دست شده

416
00:28:25,788 --> 00:28:27,832
‫آره، باید بدونیم کی پشتشه. یه اسم

417
00:28:27,915 --> 00:28:30,751
‫فکر می‌کردم همین رو بگی. پس دنبال منشأش رفتم

418
00:28:30,835 --> 00:28:33,504
‫خرید اخیرش سال ۱۹۹۵ بود،

419
00:28:33,587 --> 00:28:36,006
‫به‌وسیلۀ یک گروه نگه‌دارِ خرده‌پا مستقر در کرواسی

420
00:28:36,090 --> 00:28:38,884
‫زنجیرۀ حق مالکیت پیچیده‌ست،

421
00:28:38,968 --> 00:28:42,054
‫شرکت‌های صوری بالای شرکت‌های
‫صوری ازطریق سوئیس، ایتالیا،

422
00:28:42,138 --> 00:28:43,889
‫اما، آخرسر،

423
00:28:44,140 --> 00:28:49,270
‫همه‌ش به یک سرمایه‌گذار نفت و
پتروشیمی به‌نام ‫نیکولای راتمن برمی‌گرده

424
00:28:49,353 --> 00:28:53,065
‫- کجاست؟
‫- مشکل همین‌جاست. مُرده

425
00:28:53,983 --> 00:28:57,361
‫اگه یکی به ارث برده باشدش چی؟
‫اگه زن داشته باشه، بیوه‌ش؟

426
00:28:57,445 --> 00:28:59,447
‫اگه این‌طور باشه، اسمش توی سند مالکیت نیست

427
00:28:59,530 --> 00:29:01,782
‫باشه. مرسی، جک. حرف نداری

428
00:29:01,866 --> 00:29:04,743
‫فقط کار وحشتناک احمقانه‌ای نکنی

429
00:29:04,827 --> 00:29:06,662
‫چرا اصلاً باید همچین حرفی بزنی؟

430
00:29:07,830 --> 00:29:08,831
‫باشه، خداحافظ

431
00:29:09,331 --> 00:29:11,083
‫رفتم تو کارش

432
00:29:15,296 --> 00:29:17,465
‫مکس دودل شده

433
00:29:17,548 --> 00:29:21,302
‫آقای گرندل پابه‌سن‌گذاشته‌ست. شاید
‫اشتهاشون رو دارن از دست می‌دن

434
00:29:22,219 --> 00:29:25,181
‫فکر می‌کنی موقعی می‌رسه که
‫اشتهات رو از دست بدی، نایل؟

435
00:29:25,848 --> 00:29:29,185
‫نه. اگه از دست دادم هم یه گلوله روم خالی کنید

436
00:29:29,894 --> 00:29:31,020
‫قول می‌دم

437
00:29:34,690 --> 00:29:38,944
‫می‌دونی برای ساختن کلیسای جامع
‫توی قرون وسطی چه اقداماتی صورت گرفته؟

438
00:29:39,987 --> 00:29:43,991
‫یک سرمایه‌گذاری شگفت‌آور. نسل‌ها صنعتگر

439
00:29:44,074 --> 00:29:47,828
‫گاهی بیش از صد سال کار مداوم

440
00:29:49,121 --> 00:29:51,582
‫مقداری پول غیرقابل‌تصور،

441
00:29:51,957 --> 00:29:53,584
‫همه بافراغِ‌بال داده شده،

442
00:29:53,959 --> 00:29:58,214
‫حتی اگه به‌معنای گرسنگی‌کشیدن مردم در خیابون‌ها بوده. و چرا؟

443
00:29:58,297 --> 00:29:59,715
‫برای ستایش خدا

444
00:30:01,634 --> 00:30:02,927
‫زیاد مطمئن نیستم

445
00:30:04,261 --> 00:30:06,931
‫بزرگ‌ترین دوران ساخت کلیسای جامع در اروپا

446
00:30:07,014 --> 00:30:10,434
‫دقیقاً با شیوع «مرگ سیاه» مصادف شد
‫[ یک دنیاگیری طاعون که ویرانگرترین بیماری
‫همه‌گیر تاریخ بود و در قرن ۱۴ میلادی اروپا را درنوردید ]

447
00:30:12,645 --> 00:30:14,855
‫گذشته می‌تونه چنین الهام‌بخش باشه

448
00:30:15,564 --> 00:30:18,859
‫شما می‌خواید با «شمشیر نامرئی» این رو آزمایش کنید

449
00:30:19,944 --> 00:30:21,403
‫عصر جدید مرگ

450
00:30:21,487 --> 00:30:22,738
‫و پرداخت

451
00:30:23,614 --> 00:30:28,077
‫وقتشه «کنسنتو» رو تعطیل کنی.
‫بهتره شخصاً بهش رسیدگی کنی

452
00:30:28,160 --> 00:30:31,121
‫گویا قبلش دکتر کوواچیچ می‌خواد باهاتون صحبت کنه

453
00:30:32,039 --> 00:30:37,086
‫بسیارخب. امشب در بازدید از موزه.
‫ترتیب یک دعوتی رو بده

454
00:30:41,757 --> 00:30:44,385
‫بچه‌ها، یه چیزی پیدا کردم

455
00:30:45,344 --> 00:30:46,512
‫چیه؟

456
00:30:47,012 --> 00:30:49,932
‫نیکولای راتمن ازدواج کرده بود. اسم زنش جولیاست

457
00:30:50,266 --> 00:30:53,644
‫خیلی‌خب، پس شاید «بیوه» اسم رمز نیست.
‫بیشتر می‌خوره اسم مستعاریه که بهش معروف شده

458
00:30:53,727 --> 00:30:55,479
‫جالب‌تر هم می‌شه

459
00:30:55,563 --> 00:30:58,065
‫پدرش سوئدیه ولی خودش متولد مالته،

460
00:30:58,148 --> 00:31:01,527
‫دقیقاً همون‌طور که قرار بود «بیوه»
‫توی پرونده‌های «سازمان» باشه

461
00:31:01,652 --> 00:31:03,821
‫پول پارو می‌کنه

462
00:31:03,904 --> 00:31:06,282
‫پولش رو صرف حمایت از هنرهای زیبا و آثار باستانی می‌کنه...

463
00:31:06,365 --> 00:31:09,076
‫پوشش بدی نیست. تقریباً
‫هرجا دلش بخواد می‌تونه بره

464
00:31:09,159 --> 00:31:11,036
‫و برای رفتن به اونجا دلیل داشته باشه

465
00:31:11,120 --> 00:31:13,998
‫از کانون‌توجه‌بودن خوشش نمیاد.
‫ترجیح می‌ده توی لاک خودش باشه

466
00:31:14,164 --> 00:31:18,127
‫ولی طبق چیزی که می‌بینم، همه‌ش در سفره.
‫به‌ندرت اینجاست

467
00:31:18,210 --> 00:31:21,338
‫پس به یه دلیلی اینجاست. باید دلیلش رو بفهمیم

468
00:31:21,422 --> 00:31:24,216
‫یه چیز به‌خصوص. اگه بتونم نزدیک بشم...

469
00:31:24,300 --> 00:31:25,926
‫کار راحتی نیست

470
00:31:26,010 --> 00:31:27,636
قبلاً امتحان کردید، ببین تهش چی شد

471
00:31:27,720 --> 00:31:30,014
‫راستش، ممکنه یه راه دیگه‌ای هم باشه

472
00:31:30,639 --> 00:31:33,726
‫«موزۀ والِتا» امشب یه بازدید خصوصی داره

473
00:31:33,809 --> 00:31:36,395
‫خیلی اختصاصی. جولیا راتمن توی فهرست مهمون‌هاست

474
00:31:36,478 --> 00:31:38,230
‫بازدید خصوصی از یه موزه؟

475
00:31:39,773 --> 00:31:44,320
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. یه‌کم سخته، آره، ولی...

476
00:31:44,403 --> 00:31:47,364
‫یه دقیقه مهلت بده، با من. با من

477
00:31:52,995 --> 00:31:54,830
‫پذیرایی حرف اول رو می‌زنه. نه؟

478
00:31:54,913 --> 00:31:58,042
‫می‌دونی، مثل کاناپه، لیوان‌های شراب

479
00:31:58,125 --> 00:32:01,420
‫پس اونجا قراره پیشخدمت باشه. و پیشخدمت‌ها نامرئی‌ان

480
00:32:01,503 --> 00:32:03,339
‫پس برای الکس یه لباس جور می‌کنیم

481
00:32:03,505 --> 00:32:07,343
‫دراین‌بین من اون وسط یه‌مشت
‫وسایل آتیش‌بازی دارم. با یک رشته ترقه

482
00:32:07,426 --> 00:32:09,219
‫وقتی توی موقعیت قرار گرفتی، به من علامت می‌دی

483
00:32:09,303 --> 00:32:11,680
‫بعد من روشنشون می‌کنم در‌حالی‌که
‫بقیه روشون رو برمی‌گردونن و می‌گن:

484
00:32:11,764 --> 00:32:15,100
‫«چه خبر شده؟» الکس هم وارد می‌شه. می‌دونی

485
00:32:15,184 --> 00:32:19,480
‫بهشون پیش‌غذا و کاناپه می‌دی و قشنگ مثل روحی

486
00:32:19,563 --> 00:32:21,774
‫ردخور نداره، ها؟

487
00:32:22,232 --> 00:32:23,442
‫هوم؟

488
00:32:23,525 --> 00:32:25,986
‫یا هم می‌تونم اسمت رو توی فهرست مهمون‌ها بذارم

489
00:32:31,742 --> 00:32:32,910
‫ها

490
00:32:34,036 --> 00:32:36,163
‫ولی یه چیزی لازم دارم که بپوشم

491
00:32:37,081 --> 00:32:39,708
‫اوه. خوبه

492
00:33:16,161 --> 00:33:20,040
‫- چرا این‌قدر لفتش می‌دی؟
‫- توی لباس‌پوشیدن به مشکل خورده

493
00:33:20,124 --> 00:33:22,710
‫این کراوات مسخره رو نمی‌تونم ببندم

494
00:33:23,877 --> 00:33:25,129
‫به من نگاه نکن

495
00:33:26,839 --> 00:33:29,800
‫اوه، محض رضای خدا. خب

496
00:33:35,597 --> 00:33:37,307
‫از کِی تا حالا پاپیون‌زدن یاد گرفتی؟

497
00:33:37,474 --> 00:33:40,894
‫هی، یه روز قراره جایزۀ یک عمر دستاوردم رو ببرم

498
00:33:40,978 --> 00:33:42,980
‫هیچ‌وقت برای آماده‌شدن زود نیست

499
00:33:46,775 --> 00:33:49,862
‫آم، یه چیزی برات گرفتم

500
00:33:50,779 --> 00:33:51,947
‫جدی؟

501
00:33:52,030 --> 00:33:55,534
‫آره، فقط، آم... توی چیز دیدمش...

502
00:33:55,617 --> 00:33:59,413
‫من... آره، خیلی چیز... خیلی چیز خاصی نیست

503
00:34:13,217 --> 00:34:16,263
‫- قفل‌بازکن
‫- اگه یه‌وقت گیرۀ کاغذ تموم کردی

504
00:34:21,143 --> 00:34:23,771
‫اوه، من چیزی برات نگرفتم، رفیق

505
00:34:24,271 --> 00:34:27,190
‫- مشکلی نیست. تو بلدی پاپیون بزنی
‫- اون آره

506
00:34:27,775 --> 00:34:30,819
‫خب، به‌نظرتون جواب می‌ده؟

507
00:34:31,277 --> 00:34:33,112
‫گمونم قراره بفهمیم

508
00:34:53,467 --> 00:34:55,219
‫فایل درست رو براش فرستادی دیگه؟

509
00:34:55,302 --> 00:34:57,304
‫- اگه فایل اشتباهی رو فرستاده باشی، اون‌وقت...
‫- هیس

510
00:35:04,186 --> 00:35:06,271
‫از این‌طرف

511
00:37:06,100 --> 00:37:07,800
« کتابخانه »

512
00:37:26,161 --> 00:37:29,331
‫خوش‌حالم تونستید تشریف بیارید، دکتر کوواچیچ

513
00:37:29,414 --> 00:37:32,250
‫بیشتر ترجیح می‌دم که حضوری
‫به این مسائل رسیدگی کنم

514
00:37:32,334 --> 00:37:35,337
‫نتایج آزمایش‌های نخستی‌ها رو دیدید

515
00:37:35,963 --> 00:37:38,882
‫اثربخشی صددرصد. صددرصد!

516
00:37:38,966 --> 00:37:41,259
‫- بسیار چشمگیره
‫- من هم موافقم

517
00:37:41,343 --> 00:37:43,095
‫فکر می‌کنم پتانسیل بسیار زیاده

518
00:37:43,178 --> 00:37:45,722
‫فقط به این فکر کنید که با این فناوری چه کارها می‌شه کرد

519
00:37:45,806 --> 00:37:47,599
‫قبلاً فکر کرده‌ام

520
00:37:47,683 --> 00:37:50,936
‫به‌همین‌خاطر در وهلۀ اول
‫روی «کنسنتو» سرمایه‌گذاری کردم

521
00:37:51,061 --> 00:37:55,065
‫می‌تونم بگم چند دهه از تمام رقبام جلوتره

522
00:37:55,774 --> 00:37:57,442
‫چند دهه

523
00:37:57,526 --> 00:38:01,113
‫دکتر کوواچیچ، کسی به کیفیت کار شما شک نداره

524
00:38:01,196 --> 00:38:03,490
‫درحقیقت، نمی‌تونم از این خشنودتر باشم

525
00:38:06,618 --> 00:38:07,869
‫چرا اومدید اینجا؟

526
00:38:14,376 --> 00:38:15,752
‫خانم راتمن...

527
00:38:17,671 --> 00:38:19,464
‫به نظر من گاهی اوقات

528
00:38:20,549 --> 00:38:24,886
‫ما دانشمندها زیادی بی‌ادعاییم

529
00:38:26,388 --> 00:38:28,015
‫با جاه‌طلبی خیلی کم

530
00:38:28,098 --> 00:38:31,810
‫نه توی کارمون، بلکه توی چیزی
‫که درعوضش درخواست می‌کنیم

531
00:38:31,893 --> 00:38:33,603
‫پول بیشتر می‌خواید؟

532
00:38:34,479 --> 00:38:38,734
‫«بیشتر» نمی‌خوام. به‌نظرم حقم بیشتره

533
00:38:39,401 --> 00:38:44,197
‫به‌نظرم چیزی که ساخته‌ام، چیزی
‫که کشف کرده‌ام ارزشش بیشتره

534
00:38:44,698 --> 00:38:48,035
‫که گمونم برای همین شما این‌قدر مشتاقید...

535
00:38:48,744 --> 00:38:50,495
‫...تا اکتشافاتم محرمانه بمونه

536
00:38:50,996 --> 00:38:56,043
‫و محرمانگی هم بهایی داره، موافق نیستید؟

537
00:39:05,218 --> 00:39:08,096
‫باریکلا، دکتر. کاسب خوبی می‌شید

538
00:39:14,811 --> 00:39:19,274
‫الماس. قابل‌حمل، غیرقابل‌ردیابی و بسیار ارزشمند

539
00:39:22,486 --> 00:39:24,029
‫چقدر ارزشمند؟

540
00:39:24,112 --> 00:39:26,448
‫حول‌وحوش هشت‌میلیون دلار

541
00:39:27,908 --> 00:39:30,243
‫حالا پیشنهاد می‌کنم به «کنسنتو» برگردید

542
00:39:30,327 --> 00:39:33,288
‫و مطمئن بشید که کارتون محرمانه می‌مونه

543
00:39:33,371 --> 00:39:36,374
‫یه کاسبِ خوب می‌دونه کِی لگد به بختش نزنه

544
00:39:37,334 --> 00:39:39,252
‫حالا من رو می‌بخشید...

545
00:40:17,040 --> 00:40:18,208
‫خودت رو نشون بده

546
00:40:18,917 --> 00:40:20,544
‫صدای نفس‌کشیدنت میاد

547
00:40:34,724 --> 00:40:37,853
‫- انگار راهت رو گم کردی
‫- دنبال دست‌شویی بودم...

548
00:40:37,936 --> 00:40:39,271
‫نه. بس کن

549
00:40:47,237 --> 00:40:48,572
‫تو کی هستی؟

550
00:40:49,823 --> 00:40:51,658
‫تام. مهمونم

551
00:40:52,534 --> 00:40:54,744
‫و حق با شماست. راهم رو گم کردم

552
00:40:55,704 --> 00:40:57,789
‫پس شاید بهتره ببریمت جایی که باید باشی

553
00:40:58,665 --> 00:40:59,833
‫همراه من بیا

554
00:41:00,542 --> 00:41:02,085
‫ولی مهمونی از اون‌طرفه

555
00:41:02,919 --> 00:41:04,588
‫ما از یه راه دیگه می‌ریم

556
00:41:07,007 --> 00:41:08,216
‫دوستت چطوره؟

557
00:41:08,758 --> 00:41:10,260
‫دوست؟

558
00:41:10,510 --> 00:41:13,346
‫همون دوستی که دیشب
‫توی باغ‌ویلا مجروح کردیم

559
00:41:25,775 --> 00:41:27,736
‫من هیچ‌کدوم از حرف‌هات رو باور نمی‌کنم، «تام»

560
00:41:28,820 --> 00:41:30,947
‫ولی وقتی کارم باهات تموم بشه، باور می‌کنم

561
00:42:24,459 --> 00:42:26,461
‫راه زیادی تا پایینه، «تام»

562
00:42:56,074 --> 00:42:57,409
‫چی شد؟

563
00:42:57,951 --> 00:43:00,912
‫- یه نفر توی کتابخونه بود
‫- یکی اونجا بود؟

564
00:43:00,996 --> 00:43:04,082
‫- آره. فرار کرد
‫- کی فرستاده بودش؟

565
00:43:04,165 --> 00:43:08,003
‫شاید کسی نفرستاده بودش.
‫به پسره نمی‌خورد عامل عملیاتی باشه

566
00:43:08,086 --> 00:43:09,254
‫پسر؟

567
00:43:10,380 --> 00:43:11,798
‫چندساله؟

568
00:43:12,424 --> 00:43:13,591
‫نوجوون

569
00:43:14,634 --> 00:43:15,844
‫توصیفش کن

570
00:43:15,927 --> 00:43:18,930
‫هم‌قد من. بور. چشم‌های آبی

571
00:43:23,435 --> 00:43:24,561
‫همینه؟

572
00:43:25,645 --> 00:43:27,772
‫آره. خودشه

573
00:43:40,660 --> 00:43:42,329
‫می‌خوام پیداش کنید

574
00:43:43,872 --> 00:43:46,166
‫مُرده. هیچ‌کس از این ارتفاع جون به در نمی‌بره

575
00:43:47,250 --> 00:43:49,461
‫چقدر کودنی. معلومه که نمرده

576
00:43:49,544 --> 00:43:52,547
‫اون الکس رایدره. و تو گذاشتی بره

577
00:43:52,630 --> 00:43:55,550
‫پیداش کن. فوراً پیداش کن

578
00:44:23,131 --> 00:44:49,131
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

