﻿1
00:00:10,360 --> 00:00:18,360
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:18,460 --> 00:00:21,040
‫دستورالعمل‌های تماشای فیلم

3
00:00:21,040 --> 00:00:22,870
‫دستورالعمل‌های تماشای فیلم
‫
‫هنوز پرده رو بالا نکش!

4
00:00:24,670 --> 00:00:28,920
‫خوش اومدین به اکران نسخه سینمایی فیلم: اورلُرد: قلمرو مقدس.

5
00:00:29,920 --> 00:00:32,500
‫از ته دل از اومدنتون ممنونم.

6
00:00:33,580 --> 00:00:34,460
‫خب، باید بگم که این دفعه،

7
00:00:34,460 --> 00:00:35,580
‫خب، باید بگم که این دفعه،

8
00:00:35,580 --> 00:00:41,120
‫اورلُرد: قلمرو مقدسی که داره پخش می‌شه، ممکنه یه کم براتون سنگین باشه.

9
00:00:42,040 --> 00:00:43,960
‫ولی نگران نباشین.

10
00:00:44,630 --> 00:00:47,920
‫همون‌طور که قبلاً گفتم، اگه دستورالعمل‌های اکران رو رعایت کنین،

11
00:00:48,670 --> 00:00:50,580
‫امنیت‌تون تضمین می‌شه،

12
00:00:52,790 --> 00:00:54,370
‫به نام آینز اول گون...

13
00:00:54,500 --> 00:00:55,670
‫به نام آینز اول گون...

14
00:00:55,960 --> 00:00:57,170
‫خیلی باحاله، آینز-ساما!

15
00:00:57,250 --> 00:00:58,080
‫خیلی باحاله، آینز-ساما!

16
00:00:58,250 --> 00:01:00,250
‫عالی بود، واقعاً عالی بود!

17
00:01:01,630 --> 00:01:03,250
‫حس و حالش همینه؟

18
00:01:04,670 --> 00:01:07,790
‫اوم، خب پس، بیاین شروع کنیم.

19
00:01:07,790 --> 00:01:08,290
‫بزن بریم.

20
00:01:10,750 --> 00:01:13,620
‫استفاده از گوشی موبایل موقع پخش فیلم ممنوعه.

21
00:01:14,210 --> 00:01:16,370
‫لطفاً خاموششون کنین یا روی حالت بی‌صدا بذارین.

22
00:01:16,630 --> 00:01:20,000
‫اگه رعایت نکنین، ممکنه عواقب بدی داشته باشه.

23
00:01:21,380 --> 00:01:24,120
‫سر و صدای بلند یا ایجاد مزاحمت، مخصوصاً
‫بعد از صحنه‌های مرگ، اکیداً ممنوعه.

24
00:01:24,830 --> 00:01:28,170
‫حتی اگه صحنه تکون‌دهنده‌ای دیدین، نباید جیغ بزنین یا واکنشی نشون بدین.

25
00:01:28,500 --> 00:01:32,170
‫می‌تونم سکوت ابدی بهتون هدیه بدم، می‌دونین که.

26
00:01:32,880 --> 00:01:33,290
‫چی؟!

27
00:01:33,920 --> 00:01:38,210
‫استفاده از وسایل آتیش‌زا توی سالن و آوردن وسایل خطرناک اکیداً ممنوعه.

28
00:01:38,330 --> 00:01:43,750
‫اگه تفاوت سطح قدرتمون رو بفهمین، همچین کارای احمقانه‌ای نمی‌کنین.

29
00:01:44,630 --> 00:01:49,540
‫معلومه که نباید به صندلی جلویی لگد بزنین یا هر رفتار مزاحم دیگه‌ای داشته باشین.

30
00:01:50,420 --> 00:01:51,960
‫ممکنه بفرستمتون جهنم.

31
00:01:52,460 --> 00:01:54,080
‫وایسا، «فرستادن به جهنم» یعنی چی؟

32
00:01:55,330 --> 00:01:57,920
‫فیلم‌برداری و ضبط کردن موقع پخش فیلم ممنوعه.

33
00:01:59,920 --> 00:02:04,500
‫فیلم‌ها برای اینن که با چشماتون، قلبتون و تمام وجودتون تجربه‌شون کنین.

34
00:02:04,750 --> 00:02:09,500
‫با تمام قلب و روحتون، افسانه آینز رو حس کنین.

35
00:02:10,460 --> 00:02:15,000
‫در آخر، امیدوارم همه از این فیلم لذت ببرن.

36
00:02:15,000 --> 00:02:16,370
‫عالی می‌شه.

37
00:02:25,500 --> 00:02:28,210
‫انیمیشن

38
00:02:46,630 --> 00:02:47,540
‫سال ۲۱۳۸ میلادی، یه بازی نقش‌آفرینی آنلاین چندنفره عظیم (دی‌اِم‌اِم‌اُ-آرپی‌جی)
‫که یه زمانی باشکوه بود، یعنی ایگدراسیل، داشت به پایان سرویس‌دهی‌ش می‌رسید.

39
00:02:48,040 --> 00:02:50,330
‫سال ۲۱۳۸ میلادی، یه بازی نقش‌آفرینی آنلاین چندنفره عظیم (دی‌اِم‌اِم‌اُ-آرپی‌جی) که یه زمانی باشکوه بود، یعنی ایگدراسیل، داشت به پایان سرویس‌دهی‌ش می‌رسید.

40
00:02:50,380 --> 00:02:52,960
‫سال ۲۱۳۸ میلادی، یه بازی نقش‌آفرینی آنلاین چندنفره عظیم (دی‌اِم‌اِم‌اُ-آرپی‌جی)
‫که یه زمانی باشکوه بود، یعنی ایگدراسیل، داشت به پایان سرویس‌دهی‌ش می‌رسید.

41
00:02:52,960 --> 00:02:53,370
‫یکی از بازیکن‌ها، ساتورو سوزوکی،
‫با آواتار «مومونگا»، توی پایگاه متروکه، مقبره بزرگ نازاریک،
‫آروم منتظر پایان بود.

42
00:02:53,380 --> 00:02:57,210
‫یکی از بازیکن‌ها، ساتورو سوزوکی، با آواتار «مومونگا»، توی پایگاه متروکه، مقبره بزرگ نازاریک، آروم منتظر پایان بود.

43
00:02:58,460 --> 00:03:00,830
‫اما به دلایلی، حتی بعد از زمان مشخص شده هم از بازی خارج نشد و ظاهر اسکلتی آواتارش همون‌طور موند.

44
00:03:05,960 --> 00:03:11,040
‫شاید یه جایی زنده باشه، همراه با شخصیت‌های غیربازیکنی (اِن‌پی‌سی‌ها) که حالا صاحب اراده شده بودن. به خاطر همراهان سابقش، خودشو «آینز اول گون» نامید.

45
00:03:13,330 --> 00:03:14,040
‫- یه پادشاهی تأسیس کرد.

46
00:03:14,040 --> 00:03:18,370
‫---اسم اون قلمرو «قلمرو جادوی آینز اول گون» ـه---

47
00:03:21,710 --> 00:03:23,250
‫پادشاهی مقدس روبل.

48
00:03:24,080 --> 00:03:27,710
‫قلمروش توسط یه خلیج بزرگ به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم شده.

49
00:03:27,710 --> 00:03:30,750
‫پادشاهی ری-اِستیز در جنوب غربی قرار داره،

50
00:03:30,750 --> 00:03:33,620
‫و از شرق با اسلین تئوکراسی هم‌مرزه.

51
00:03:33,630 --> 00:03:37,250
‫تپه‌های اَبِلیون که در امتداد مرز امپراتوری گسترده شدن، محل زندگی گونه‌های مختلفیه.

52
00:03:38,000 --> 00:03:45,370
‫برای محافظت در برابر تهاجم قبایل مختلف نیمه‌انسان، یه دیوار عظیم ساختن که در سراسر شبه‌جزیره کشیده شده.

53
00:03:47,170 --> 00:03:50,120
‫پایگاه مرکزی خط مقدم

54
00:04:04,880 --> 00:04:06,920
‫اورلاندو، وقت تعویض شیفته.

55
00:04:08,080 --> 00:04:09,040
‫گزارشت کو؟

56
00:04:10,420 --> 00:04:13,370
‫معذرت می‌خوام، پاول باراجا.

57
00:04:13,920 --> 00:04:16,000
‫ولی امروز هیچ تغییری برای گزارش وجود نداره.

58
00:04:16,630 --> 00:04:19,290
‫کاش می‌تونستم مثل تو تو تاریکی واضح ببینم.

59
00:04:19,500 --> 00:04:22,000
‫دوست داشتم یه روزی تو نگهبانی شب بهتون ملحق بشم، قربان.

60
00:04:22,830 --> 00:04:25,210
‫چشمای تیزبینم رو با تمرین به دست آوردم، می‌دونی.

61
00:04:25,500 --> 00:04:27,920
‫تو هم می‌تونی به همین نتیجه برسی اگه به اندازه کافی تلاش کنی.

62
00:04:28,330 --> 00:04:31,330
‫من می‌گم برای رسیدن به همچین نتایجی استعداد لازمه.

63
00:04:31,330 --> 00:04:33,710
‫استعدادی که به نظر می‌رسه دخترت به ارث برده.

64
00:04:34,500 --> 00:04:35,870
‫خیلی بهش افتخار می‌کنم.

65
00:04:36,630 --> 00:04:38,540
‫اگه بخوام خودم بگم، اون با استعداده.

66
00:04:39,290 --> 00:04:42,500
‫هرچند حیف که این‌قدر مُصِره که پالادین بشه.

67
00:04:43,000 --> 00:04:47,290
‫مطمئنم فقط می‌خواد راه مادرشو دنبال کنه، که به سختی می‌تونم باهاش مخالفت کنم.

68
00:04:47,880 --> 00:04:49,920
‫ولی تو شمشیرزنی خوب نیست.

69
00:04:50,380 --> 00:04:52,170
‫اما تیراندازی با کمانش عالیه.

70
00:04:52,500 --> 00:04:55,420
‫پس اگه یه الگوی شغلی می‌خواد، کاش منو الگو قرار می‌داد.

71
00:04:55,750 --> 00:04:57,540
‫می‌دونستی هنوز از کرم ابریشم می‌ترسه؟

72
00:04:57,710 --> 00:04:58,710
‫چه دختر کوچولوی احمقی.

73
00:05:05,540 --> 00:05:06,290
‫چی شده؟

74
00:05:08,170 --> 00:05:09,790
‫نیمه‌انسان‌ها، شکی نیست.

75
00:05:11,080 --> 00:05:11,750
‫مارمَردُم.

76
00:05:12,830 --> 00:05:14,040
‫چند نفرن، قربان؟

77
00:05:14,290 --> 00:05:15,670
‫نمی‌تونه چیز مهمی باشه.

78
00:05:16,420 --> 00:05:17,040
‫مگه نه؟

79
00:05:18,920 --> 00:05:20,540
‫فقط دارن همین‌طور زیاد می‌شن.

80
00:05:21,290 --> 00:05:22,960
‫و فقط هم مارمردم نیستن.

81
00:05:24,000 --> 00:05:25,210
‫این خبر بدیه.

82
00:05:26,130 --> 00:05:26,830
‫آرمات هم هست.

83
00:05:28,330 --> 00:05:29,000
‫و اُگر.

84
00:05:30,380 --> 00:05:31,500
‫اونا کایمان هستن؟

85
00:05:41,380 --> 00:05:42,370
‫تهاجم؟

86
00:05:43,040 --> 00:05:45,620
‫با این وضعیت، ممکنه به دستور بسیج ملی نیاز داشته باشیم.

87
00:05:47,000 --> 00:05:49,750
‫حرفتو قبول دارم، ولی من چیز زیادی نمی‌بینم.

88
00:05:50,210 --> 00:05:51,580
‫هنوز رهبرشونو دیدی؟

89
00:05:53,540 --> 00:05:56,000
‫مطمئناً فرمانده‌ی همچین نیروی بزرگی باید مشخص باشه.

90
00:05:56,000 --> 00:05:58,210
‫موضع بگیرین، مردا.

91
00:05:58,670 --> 00:06:00,040
‫و آماده شلیک باشین.

92
00:06:02,040 --> 00:06:05,120
‫فکر کنم بهتره برگردی به جوخه‌ت و منتظر خبر باشی.

93
00:06:05,500 --> 00:06:06,120
‫فکر خوبیه.

94
00:06:06,290 --> 00:06:07,620
‫همین الان می‌رم سراغش.

95
00:06:08,040 --> 00:06:08,830
‫مراقب خودت باش.

96
00:06:09,290 --> 00:06:11,830
‫آره، تو هم همین‌طور.

97
00:06:17,460 --> 00:06:18,250
‫نِیْا.

98
00:06:28,750 --> 00:06:29,960
‫شلیک کنیم؟

99
00:06:30,380 --> 00:06:34,580
‫هنوز خیلی دورن، ولی زیاد طول نمی‌کشه، پس خوب به دستورم گوش بدین.

100
00:06:34,580 --> 00:06:37,120
‫فکر کنم رهبرشونو دیدم.

101
00:06:42,920 --> 00:06:44,040
‫همونجا وایسین!

102
00:06:44,880 --> 00:06:47,370
‫اینجا قلمرو پادشاهی مقدس روبله!

103
00:06:48,580 --> 00:06:50,790
‫نیمه‌انسان‌هایی مثل شما اجازه ندارن اینجا پا بذارن!

104
00:06:50,790 --> 00:06:51,250
‫نیمه‌انسان‌هایی مثل شما اجازه ندارن اینجا پا بذارن!

105
00:06:51,830 --> 00:06:53,210
‫فورا متفرق شین!

106
00:06:56,420 --> 00:06:59,000
‫درود بر شما، شهروندان پادشاهی مقدس.

107
00:06:59,710 --> 00:07:01,370
‫اجازه بدین خودمو معرفی کنم.

108
00:07:02,040 --> 00:07:04,170
‫اسم من یالدابوثه.

109
00:07:04,290 --> 00:07:07,120
‫منظورت شیطون بزرگ یالدابوثه؟

110
00:07:08,290 --> 00:07:10,290
‫منو می‌شناسی. چقدر خوشحال‌کننده.

111
00:07:11,630 --> 00:07:17,500
‫در واقع من همونی‌ام که اون ضیافت بزرگ رو توی پادشاهی ری-اِستیز ترتیب دادم که با استقبال پرشوری روبرو شد.

112
00:07:18,380 --> 00:07:26,580
‫با این حال، اگه قرار باشه همچین لقب پرطمطراقی بهم بدن، ترجیح می‌دم پادشاه شیاطین یالدابوث صدام کنن.

113
00:07:28,080 --> 00:07:30,370
‫پادشاه شیاطین یالدابوث...

114
00:07:31,670 --> 00:07:35,250
‫اومدم اینجا تا پادشاهی‌تونو به جهنم تبدیل کنم.

115
00:07:36,250 --> 00:07:40,870
‫ناله‌ها، نفرین‌ها و فریادهای درد بی‌پایان طنین‌انداز می‌شن.

116
00:07:41,630 --> 00:07:43,670
‫تبدیل به کارناوال رنج می‌شه.

117
00:07:45,330 --> 00:07:47,750
‫فکر کردی ما هیچ‌وقت اجازه همچین چیزی رو می‌دیم؟

118
00:07:48,790 --> 00:07:51,960
‫این فقط خط اول دفاع پادشاهی مقدس نیست.

119
00:07:52,170 --> 00:07:53,870
‫این تنها خط دفاعیه که لازمه!

120
00:07:53,880 --> 00:07:58,330
‫این دیوار آرامش تک‌تک کسایی که پشتش زندگی می‌کنن رو تضمین می‌کنه!

121
00:07:58,670 --> 00:08:01,120
‫حتی در برابر تو هم تکون نمی‌خوره!

122
00:08:05,040 --> 00:08:06,870
‫بیاین ببینیم، باشه؟

123
00:08:19,380 --> 00:08:22,620
‫حالا، اجازه بدین در عوض یه هدیه بهتون بدم.

124
00:08:23,170 --> 00:08:26,830
‫جادوی رده دهم، سقوط شهاب‌سنگ

125
00:08:53,710 --> 00:08:56,330
‫شمشیرتو بردار و فرو کن تو گلوت!

126
00:09:11,000 --> 00:09:13,620
‫دفعه بعد یه کم سریع‌تر بیا اینجا.

127
00:09:17,250 --> 00:09:20,870
‫انتقاد دیگه‌ای ندارم، پس لطفاً حمله رو شروع کنین.

128
00:09:34,880 --> 00:09:35,500
‫بیاین، شیاطین.

129
00:09:38,830 --> 00:09:40,830
‫کار شما پشتیبانی از نیمه‌انسان‌هاست.

130
00:09:41,830 --> 00:09:45,540
‫همچنین، یه راه مناسب برای بیرون کردن انسان‌ها از دژ پیدا کنین.

131
00:09:45,540 --> 00:09:45,870
‫می‌تونین بعضی‌هاشونو بکشین، ولی زیاده‌روی نکنین.

132
00:09:46,000 --> 00:09:48,420
‫می‌تونین بعضی‌هاشونو بکشین، ولی زیاده‌روی نکنین.

133
00:09:49,000 --> 00:09:50,370
‫لازمه که چند نفر فرار کنن.

134
00:09:56,330 --> 00:09:56,870
‫خوبه.

135
00:09:57,290 --> 00:09:59,500
‫همه چیز طبق نقشه پیش می‌ره.

136
00:10:00,210 --> 00:10:05,420
‫<i>با این حال، مطمئنم نتیجه‌ای که سرورم رقم می‌زنه، حتی فراتر از وحشیانه‌ترین حدس‌های منه.</i>

137
00:10:05,920 --> 00:10:11,580
‫هیچ لذتی بالاتر از مشاهده نبوغش در عمل نیست، و هیچ درسی بهتر از این برای خدمت بهتر بهش وجود نداره.

138
00:10:13,170 --> 00:10:15,710
‫دیگه چی می‌تونم تو این دنیا بخوام؟

139
00:10:22,080 --> 00:10:29,000
‫اورلُرد: قلمرو مقدس

140
00:10:34,000 --> 00:10:37,670
‫کالینشا

141
00:10:51,170 --> 00:10:52,580
‫استاد اعظم رمیدیوس!

142
00:10:52,960 --> 00:10:57,170
‫اگه یه بار دیگه از این خیابون به راست بپیچین، به میدونی می‌رسین که یالدابوث منتظره!

143
00:10:57,170 --> 00:10:57,830
‫فهمیدم.

144
00:10:58,250 --> 00:11:01,960
‫در اون صورت، فوراً شروع به اجرای هر طلسم دفاعی طولانی‌مدت کنین.

145
00:11:02,330 --> 00:11:03,040
‫چشم، قربان!

146
00:11:04,210 --> 00:11:05,290
‫دنبالم بیاین!

147
00:11:17,380 --> 00:11:19,620
‫خودتونو آماده کنین، یالدابوث!

148
00:11:25,420 --> 00:11:26,120
‫پناه بگیرین!

149
00:11:26,920 --> 00:11:27,830
‫بهتره بسپرینش به من!

150
00:11:27,830 --> 00:11:28,330
‫بهتره بسپرینش به من!

151
00:11:30,210 --> 00:11:32,710
‫تو پالادینی یا گاو وحشی؟

152
00:11:33,250 --> 00:11:35,000
‫شاید کراوات قرمزم تحریکت کرده.

153
00:11:41,210 --> 00:11:43,870
‫تویی که خودتو پادشاه شیاطین صدا می‌زنی؟

154
00:11:44,420 --> 00:11:44,960
‫درسته.

155
00:11:45,790 --> 00:11:48,120
‫و تو اون شاهدختی هستی که ملکه مقدس شد؟

156
00:11:48,830 --> 00:11:50,370
‫بله، خودمم.

157
00:11:50,380 --> 00:11:54,000
‫خواهش می‌کنم، شاهدخت کالکا، لازم نیست اسمتو به این هیولا بگی.

158
00:11:54,500 --> 00:11:56,830
‫ما هویتشو تأیید کردیم و این بیش از حده کافیه.

159
00:11:57,130 --> 00:11:58,620
‫تنها کاری که مونده کشتنشه.

160
00:11:58,630 --> 00:12:00,210
‫رمیدیوس، خواهش می‌کنم، فقط یه لحظه بهم فرصت بده.

161
00:12:00,250 --> 00:12:02,290
‫خواهر، بیخیال، یه کم صبر نشون بده.

162
00:12:02,500 --> 00:12:04,500
‫شاهدخت کالکا داره سعی می‌کنه اطلاعات جمع کنه.

163
00:12:06,040 --> 00:12:08,920
‫بگو ببینم، هدفت از اینکه تنهایی جلوی ما ظاهر شدی چیه؟

164
00:12:09,130 --> 00:12:12,830
‫اگه می‌خوای این کشور رو فتح کنی، چرا این بار ارتشتو پشت سر گذاشتی؟

165
00:12:13,880 --> 00:12:19,000
‫فرض می‌کنم اسم ماجراجوی رده آدامانتیت، مومونِ تاریکی، رو شنیدین؟

166
00:12:19,000 --> 00:12:25,080
‫نقشه‌هام برای پادشاهی ری-اِستیز فقط به خاطر تلاش‌های اون جنگجوی قدرتمند شکست خورد.

167
00:12:26,330 --> 00:12:32,750
‫اگه کسی تو این پادشاهی با قدرتی در سطح اون وجود داشته باشه، منطقیه که فرض کنیم از ملکه مقدس محافظت می‌کنه.

168
00:12:33,420 --> 00:12:35,460
‫هرچند به نظر می‌رسه نگرانی‌هام بی‌اساس بود.

169
00:12:35,460 --> 00:12:36,000
‫هرچند به نظر می‌رسه نگرانی‌هام بی‌اساس بود.

170
00:12:36,540 --> 00:12:37,460
‫باید چک می‌کردم.

171
00:12:38,210 --> 00:12:38,830
‫اون خدمتکارا...

172
00:12:38,830 --> 00:12:41,870
‫پس این قوی‌ترین پالادین تاریخ فرقه مقدسه، یه استاد اعظم؟

173
00:12:42,210 --> 00:12:43,170
‫چقدر ناامیدکننده.

174
00:12:43,790 --> 00:12:44,830
‫چطور جرأت می‌کنی!

175
00:12:45,210 --> 00:12:47,540
‫بعد از اینکه سرتو کندم دوباره اینو بگو!

176
00:12:47,540 --> 00:12:48,460
‫خودتو کنترل کن!

177
00:12:48,670 --> 00:12:50,080
‫داری اجازه می‌دی تحریکت کنه!

178
00:12:50,290 --> 00:12:53,620
‫خب، شاهدخت مقدس، چیز دیگه‌ای هست که بخوای بپرسی؟

179
00:12:55,130 --> 00:12:56,080
‫نه، همین بود.

180
00:12:57,040 --> 00:12:57,960
‫وقتش رسیده.

181
00:12:58,540 --> 00:12:59,830
‫اینو یادت باشه، رمیدیوس.

182
00:13:00,210 --> 00:13:02,370
‫تو شمشیری هستی که از این سرزمین محافظت می‌کنه!

183
00:13:02,830 --> 00:13:05,290
‫تو عدالتی هستی که به ضعفا قدرت می‌ده!

184
00:13:06,630 --> 00:13:10,370
‫تحت هیچ شرایطی نمی‌تونیم اجازه بدیم آسیب بیشتری به مردممون برسه!

185
00:13:11,210 --> 00:13:12,540
‫واحد فرشته، پیشروی!

186
00:13:25,170 --> 00:13:27,330
‫شتاب جریان!

187
00:13:29,500 --> 00:13:31,040
‫ضربت مقدس!

188
00:13:33,330 --> 00:13:34,920
‫فهمیدم.

189
00:13:37,420 --> 00:13:38,040
‫اجرای جادوی نفوذی، پرتو مقدس!

190
00:13:38,040 --> 00:13:40,330
‫اجرای جادوی نفوذی، پرتو مقدس!

191
00:13:41,630 --> 00:13:45,250
‫اجرای جادوی نفوذی دوگانه، پرتو مقدس!

192
00:13:48,380 --> 00:13:50,500
‫فرشته‌ها باید حملاتشونو هماهنگ کنن!

193
00:13:50,630 --> 00:13:51,250
‫تمرکزتونو حفظ کنین!

194
00:13:51,670 --> 00:13:52,920
‫نصیحت خوبیه.

195
00:13:53,290 --> 00:13:56,040
‫حتی حشرات هم وقتی یه گله درست و حسابی باشن می‌تونن آزاردهنده باشن.

196
00:14:10,460 --> 00:14:11,540
‫کافی نیست!

197
00:14:11,670 --> 00:14:12,290
‫انجامش دادی!

198
00:14:12,540 --> 00:14:13,170
‫هنوز نه!

199
00:14:13,540 --> 00:14:15,250
‫ساختمونو نابود کن، ولی نزدیک نشو!

200
00:14:16,960 --> 00:14:17,500
‫گوی آتشین!

201
00:14:26,250 --> 00:14:28,120
‫ثابت کردی که مزاحمی.

202
00:14:31,960 --> 00:14:34,750
‫به نظر می‌رسه باید یه کم تو این نبرد تلاش کنم.

203
00:14:35,250 --> 00:14:37,460
‫البته اگه از شوک نمیری.

204
00:14:48,830 --> 00:14:49,960
‫فرشته‌هاتونو آماده کنین!

205
00:14:50,170 --> 00:14:51,540
‫همه کشیش‌ها، هم‌زمان حمله کنین!

206
00:15:04,330 --> 00:15:05,540
‫شاهدخت کالکا!

207
00:15:06,250 --> 00:15:07,500
‫فاصله امن رو حفظ کنین!

208
00:15:15,500 --> 00:15:17,540
‫باید فرار کنی

209
00:15:17,960 --> 00:15:19,120
‫ما نمی‌تونیم شکستشون بدیم

210
00:15:19,330 --> 00:15:20,500
‫حداقل نه این‌طوری!

211
00:15:23,000 --> 00:15:25,000
‫اگه اونا زنده بمونن، پادشاهی زنده می‌مونه.

212
00:15:25,290 --> 00:15:25,960
‫کافیه دیگه.

213
00:15:28,920 --> 00:15:29,920
‫تلپورت اعظم!

214
00:15:36,670 --> 00:15:39,420
‫ازش فاصله بگیر.

215
00:15:42,250 --> 00:15:46,620
‫شاهدخت کالکا!

216
00:16:01,330 --> 00:16:03,960
‫حضور هیچ هیولایی رو حس نمی‌کنم.

217
00:16:04,880 --> 00:16:08,080
‫با این حال، ممکنه امن‌تر باشه که یه لحظه اینجا بمونیم تا مه کنار بره.

218
00:16:08,880 --> 00:16:09,620
‫بابا صبر می‌کرد؟

219
00:16:11,790 --> 00:16:12,370
‫نِیْا باراجا!

220
00:16:13,290 --> 00:16:14,290
‫اوه، بله؟

221
00:16:23,500 --> 00:16:25,500
‫چه اتفاقی داره اینجا می‌افته؟

222
00:16:25,880 --> 00:16:27,330
‫می‌تونی این مه رو توضیح بدی؟

223
00:16:27,330 --> 00:16:29,250
‫متأسفانه نمی‌تونم، قربان.

224
00:16:29,710 --> 00:16:30,920
‫هیچ منطقی نداره.

225
00:16:31,670 --> 00:16:36,330
‫اول اینکه، هیچ آبگیری این نزدیکی نیست، پس نباید همچین مه غلیظی اینجا باشه.

226
00:16:36,830 --> 00:16:39,750
‫چون علتشو نمی‌دونیم، باید مراقب باشیم و منتظر بمونیم...

227
00:16:39,750 --> 00:16:40,170
‫فعلاً.

228
00:16:41,000 --> 00:16:42,250
‫تو کاملاً بی‌فایده‌ای.

229
00:16:42,460 --> 00:16:43,540
‫سرزنشش نکنین، استاد اعظم.

230
00:16:43,790 --> 00:16:45,870
‫ملازم باراجا کمک فوق‌العاده‌ای بوده.

231
00:16:46,170 --> 00:16:50,710
‫ما تونستیم به لطف اون و چشمای تیزبینش از نیمه‌انسان‌هایی که پادشاهی‌مونو تسخیر کردن دوری کنیم.

232
00:16:50,880 --> 00:16:52,670
‫سفرهای امنمون تا اینجا رو مدیون اونیم.

233
00:16:52,670 --> 00:16:54,210
‫مسئله این نیست!

234
00:16:54,670 --> 00:16:56,710
‫نمی‌تونیم وقت تلف کنیم، گوستاو!

235
00:16:56,920 --> 00:17:00,750
‫هر لحظه‌ای که معطل می‌کنیم، یه لحظه دیگه‌س که مردممون دارن سرکوب و کشته می‌شن!

236
00:17:09,250 --> 00:17:10,330
‫اون چیه؟

237
00:17:13,790 --> 00:17:14,330
‫ولی...

238
00:17:14,330 --> 00:17:15,500
‫ما رو خشکی هستیم.

239
00:17:16,960 --> 00:17:18,250
‫نمی‌تونه واقعی باشه!

240
00:17:19,670 --> 00:17:22,170
‫این یه جور توهمه، یا چی؟

241
00:17:45,040 --> 00:17:45,580
‫اوه...

242
00:17:59,790 --> 00:18:00,670
‫شگفت‌انگیزه.

243
00:18:06,580 --> 00:18:11,000
‫اشتباه نکنم، اینجا قلمرو جادوی آینز اول گونه.

244
00:18:11,330 --> 00:18:15,250
‫چه مجسمه زننده‌ای، فکر کن که اون هیولا پادشاهشونه.

245
00:18:16,130 --> 00:18:20,170
‫احساساتت به کنار، لطفاً یادت باشه که ما داریم از این پادشاهی کمک می‌خوایم.

246
00:18:20,500 --> 00:18:23,370
‫مومونِ تاریکی تنها کسیه که می‌تونه یالدابوث رو شکست بده.

247
00:18:23,710 --> 00:18:25,960
‫اگه خدماتشو به ما قرض ندن، هیچ امیدی نیست.

248
00:18:26,130 --> 00:18:27,790
‫ما به رحم این نامرده وابسته هستیم.

249
00:18:27,790 --> 00:18:30,420
‫من خوب از وضعیتمون آگاهم، گوستاو.

250
00:18:30,670 --> 00:18:32,420
‫هیچ تحقیری بدتر از شکست نیست.

251
00:18:32,830 --> 00:18:34,500
‫من هر کاری برای نجات خونه‌مون می‌کنم.

252
00:18:34,830 --> 00:18:37,870
‫این شامل تعظیم کردن جلوی یه نامرده‌ی کثیف هم می‌شه پس نگران نباش.

253
00:18:38,420 --> 00:18:40,830
‫ما فرقه پالادین هستیم، در خدمت شاهدخت مقدس!

254
00:18:41,250 --> 00:18:42,670
‫سرتونو بالا بگیرین، و کمرتونو صاف کنین!

255
00:18:42,960 --> 00:18:43,920
‫پرچممون رو بالا ببرین!

256
00:18:58,750 --> 00:19:02,330
‫به قلمرو جادوی آینز اول گون خوش اومدین.

257
00:19:02,330 --> 00:19:06,000
‫اسم من ریْرابا یوسوِنیا آین دارونه.

258
00:19:06,210 --> 00:19:07,000
‫من یه ناگا هستم.

259
00:19:07,500 --> 00:19:12,330
‫پادشاهمون از وضعیت ناامیدکننده‌تون آگاهه و حاضره فوراً بهتون اجازه ملاقات بده.

260
00:19:13,080 --> 00:19:17,870
‫با این حال، جزئیات مهمی در مورد این شهر وجود داره که باید از قبل ازشون مطلع بشین.

261
00:19:20,330 --> 00:19:21,210
‫یه اژدها؟

262
00:19:21,710 --> 00:19:22,670
‫هیچ وحشتی نیست.

263
00:19:22,880 --> 00:19:25,830
‫منظورت اینه که اینجا با اژدهاها هم مثل شهروندا رفتار می‌شه؟

264
00:19:26,000 --> 00:19:27,000
‫درسته، همین‌طوره!

265
00:19:27,130 --> 00:19:28,830
‫ولی این حداقل چیز خاصی نیست.

266
00:19:28,960 --> 00:19:31,870
‫هر تعداد نژادی رو می‌تونین تو خیابونای این پادشاهی پیدا کنین.

267
00:19:32,750 --> 00:19:34,370
‫از جمله نامرده‌ها.

268
00:19:45,000 --> 00:19:46,790
‫همه چیز نسبتاً آروم به نظر می‌رسه.

269
00:20:20,000 --> 00:20:23,170
‫نمایندگان پادشاهی مقدس، به همه‌تون خوشامد می‌گیم.

270
00:20:23,630 --> 00:20:26,040
‫برای شروع، لطفاً اجازه بدین خودمو معرفی کنم.

271
00:20:26,210 --> 00:20:27,170
‫من نخست‌وزیرم.

272
00:20:27,710 --> 00:20:31,330
‫به عبارت دیگه، من سرپرست طبقه‌ها و نگهبانان قلمرو اینجا هستم.

273
00:20:31,380 --> 00:20:33,250
‫اسم من آلبیدوئه.

274
00:20:33,960 --> 00:20:36,750
‫آه، ممنونم که این‌قدر صمیمانه به ما خوشامد گفتین.

275
00:20:37,420 --> 00:20:40,330
‫از طرف پادشاهی مقدس، اسم من رمیدیوس کاستودیوئه.

276
00:20:40,630 --> 00:20:42,500
‫من رهبر فرقه پالادین مقدسم.

277
00:20:43,290 --> 00:20:46,250
‫واقعاً باعث افتخاره که پادشاهتون این‌قدر سریع به ما اجازه ملاقات داده.

278
00:20:46,750 --> 00:20:48,080
‫عمیقاً ازتون سپاسگزارم.

279
00:20:48,460 --> 00:20:50,170
‫نیازی به تشکر نیست، مطمئنتون می‌کنم.

280
00:20:50,880 --> 00:20:52,790
‫اعلی‌حضرت به‌شدت نگران بودن.

281
00:20:53,130 --> 00:20:55,620
‫وضعیت پادشاهی مقدس واقعاً نگران‌کننده‌س.

282
00:20:55,630 --> 00:20:57,750
‫من شخصاً در موردش باهاشون صحبت کردم.

283
00:20:58,630 --> 00:21:03,500
‫با توجه به فوریت وضعیت پادشاهی‌تون، طبیعیه که براتون وقت بذارن.

284
00:21:03,920 --> 00:21:04,670
‫بله، این خیلی از لطفشونه.

285
00:21:04,670 --> 00:21:06,580
‫بله، این خیلی از لطفشونه.

286
00:21:09,330 --> 00:21:10,580
‫اعلی‌حضرت الان وارد می‌شن.

287
00:21:12,380 --> 00:21:13,790
‫همه، سرتونو خم کنین.

288
00:21:16,830 --> 00:21:20,290
‫پادشاه جادوگر بزرگ، آینز اول گون رو بهتون معرفی می‌کنم.

289
00:21:32,580 --> 00:21:34,420
‫حالا می‌تونین سرتونو بالا بیارین.

290
00:21:44,040 --> 00:21:45,330
‫باعث افتخاره.

291
00:21:48,040 --> 00:21:52,500
‫حتماً سفر سختی داشتین که از پادشاهی مقدس دوردست اومدین.

292
00:21:52,500 --> 00:21:53,620
‫حتماً سفر سختی داشتین که از پادشاهی مقدس دوردست اومدین.

293
00:21:54,330 --> 00:21:56,370
‫و برای پالادین‌هاتون هم همین‌طور.

294
00:21:58,000 --> 00:22:02,710
‫پس اون پادشاه نامرده‌س، آینز اول گون.

295
00:22:06,130 --> 00:22:07,120
‫ملازم باراجا!

296
00:22:07,500 --> 00:22:10,080
‫چه فکری با خودت کردی که این‌طوری با پادشاه حرف زدی؟!

297
00:22:10,080 --> 00:22:11,920
‫استاد اعظم، لطفاً ولش کنین!

298
00:22:11,920 --> 00:22:15,540
‫می‌فهمم که ملازم باراجا اونجا بدون اجازه حرف زد.

299
00:22:15,710 --> 00:22:20,080
‫ولی فکر کنین، اون پادشاه رو راضی کرد که مومون رو به جای سه سال دیگه، دو سال دیگه به کشورمون بفرسته.

300
00:22:20,630 --> 00:22:22,750
‫پس نباید به جای این کارا تحسینش کنین؟

301
00:22:22,750 --> 00:22:24,170
‫می‌فهمی چی داری می‌گی؟!

302
00:22:24,170 --> 00:22:26,370
‫کل مذاکره ممکن بود به هم بخوره!

303
00:22:27,290 --> 00:22:31,120
‫گوش کن، صرف نظر از نتیجه، ما نمی‌تونیم کسی رو به خاطر همچین رفتار خودسرانه‌ای تحسین کنیم!

304
00:22:31,250 --> 00:22:32,710
‫خیلی متأسفم، استاد اعظم.

305
00:22:33,500 --> 00:22:36,040
‫و دقیقاً فکر می‌کنی اون عذرخواهی چقدر ارزش داره؟

306
00:22:36,500 --> 00:22:38,290
‫اگه بهشون برمی‌خورد و ما رو رد می‌کردن چی؟

307
00:22:38,540 --> 00:22:40,460
‫چطور می‌خواستی مسئولیتشو قبول کنی؟

308
00:22:40,460 --> 00:22:42,330
‫با جونم پرداخت می‌کردم.

309
00:22:42,750 --> 00:22:44,500
‫اگه این شکست می‌خورد، به هر حال همه‌مون مرده بودیم.

310
00:22:44,710 --> 00:22:48,460
‫پس اگه پادشاه جادوگر موافقت نمی‌کرد، می‌تونستین سرمو برای عذرخواهی تقدیم کنین.

311
00:22:50,380 --> 00:22:52,870
‫فکر می‌کنی جون ناچیز تو این‌قدر ارزش داره؟!

312
00:22:52,880 --> 00:22:54,620
‫و فکر می‌کنی من همین‌طوری قبول می‌کردم بکشمت؟!

313
00:22:55,170 --> 00:22:56,830
‫نه، داری وسوسه‌م می‌کنی.

314
00:22:57,330 --> 00:22:59,420
‫استاد اعظم، معتقدم منظورتونو رسوندین.

315
00:22:59,710 --> 00:23:02,210
‫ما نمی‌تونستیم سه سال تمام برای مومون مقاومت کنیم.

316
00:23:10,830 --> 00:23:11,960
‫نِیْا باراجا.

317
00:23:12,460 --> 00:23:14,960
‫اونجا قاطعیت فوق‌العاده‌ای نشون دادی.

318
00:23:15,500 --> 00:23:19,580
‫استاد اعظم ممکنه باهات خشن باشه، ولی کاری که کردی رو قبول داره.

319
00:23:20,330 --> 00:23:24,420
‫در مورد قدم بعدی، خب سعی می‌کنیم به‌زودی دوباره با پادشاه جادوگر مذاکره کنیم.

320
00:23:25,250 --> 00:23:31,620
‫استاد اعظم مضطربه، ولی این نوع مذاکرات اغلب به چندین جلسه نیاز داره تا به نتیجه خوبی برای هر دو طرف برسه.

321
00:23:32,250 --> 00:23:33,670
‫بی‌صبری‌تو درک می‌کنم.

322
00:23:33,920 --> 00:23:36,710
‫احساس می‌کردیم تنها امیدمون درست جلوی چشمامون داره از هم می‌پاشه.

323
00:23:36,710 --> 00:23:41,790
‫با این حال، استاد اعظم می‌دونه که تو فقط به خاطر نگرانی برای پادشاهی مقدس حرف زدی.

324
00:23:42,380 --> 00:23:47,080
‫قضیه اینه که اون الان تمام بار آینده ملت ما رو روی دوشش حمل می‌کنه.

325
00:23:47,790 --> 00:23:49,000
‫باید حقیقت بهت گفته بشه.

326
00:23:49,580 --> 00:23:52,580
‫تو نمی‌دونی چه اتفاقی افتاد وقتی شاهدخت مقدس با یالدابوث روبرو شد.

327
00:23:52,960 --> 00:23:56,670
‫فرض می‌کنم از وقتی که تو نبرد کالینشا نبودی، فقط چیزایی که گزارش شده رو شنیدی، درسته؟

328
00:23:57,290 --> 00:23:57,750
‫درسته.

329
00:23:58,580 --> 00:24:00,870
‫ما خیلی در مورد چیزایی که گفته شد دقیق بودیم.

330
00:24:01,500 --> 00:24:06,330
‫تا جایی که کشورهای دیگه می‌دونن، شمال توسط اتحاد نیمه‌انسان‌ها گرفته شده، ولی جنوب امنه.

331
00:24:06,330 --> 00:24:10,540
‫شاهدخت و نیروهاش با وجود شکستشون روحیه بالایی دارن، و همین.

332
00:24:11,580 --> 00:24:12,580
‫این حقیقت نداره؟

333
00:24:16,500 --> 00:24:18,370
‫ما باید کمک مومون رو بگیریم.

334
00:24:19,170 --> 00:24:21,000
‫نمی‌تونیم دست خالی از اینجا بریم.

335
00:24:24,000 --> 00:24:25,120
‫تلپورت اعظم.

336
00:24:31,920 --> 00:24:33,580
‫ازش فاصله بگیر!

337
00:24:40,830 --> 00:24:42,870
‫تو یه سلاح خوب می‌شی.

338
00:24:51,670 --> 00:24:52,500
‫نه!

339
00:24:57,250 --> 00:24:58,870
‫ولش کن.

340
00:25:00,250 --> 00:25:01,670
‫بس کن!

341
00:25:03,000 --> 00:25:05,000
‫ولش کن!

342
00:25:08,920 --> 00:25:09,790
‫کافیه!

343
00:25:22,460 --> 00:25:23,960
‫حالا باید چیکار کنم؟

344
00:25:26,580 --> 00:25:28,330
‫این بار خیلی سنگینیه.

345
00:25:29,960 --> 00:25:30,460
‫هان؟

346
00:25:34,920 --> 00:25:37,620
‫ملازم نِیْا باراجا هستم، لطفاً در رو باز کنین.

347
00:25:38,880 --> 00:25:40,540
‫ببخشید قربان، پادشاه جادوگر اومده شما رو ببینه.

348
00:25:40,540 --> 00:25:42,500
‫ببخشید قربان، پادشاه جادوگر اومده شما رو ببینه.

349
00:25:42,750 --> 00:25:44,290
‫می‌خواد مخفیانه صحبت کنه.

350
00:25:47,540 --> 00:25:48,000
‫چی

351
00:25:48,170 --> 00:25:49,170
‫دیوونه شدی؟

352
00:25:49,500 --> 00:25:51,250
‫نیازی به هیچ‌کدوم از این کارا نیست.

353
00:25:52,830 --> 00:25:54,500
‫تقصیر دختره نیست.

354
00:25:54,830 --> 00:25:57,750
‫اگه مشکلی دارین، با من در میون بذارین.

355
00:26:01,540 --> 00:26:03,330
‫بابت این بازدید ناگهانی عذر می‌خوام.

356
00:26:03,960 --> 00:26:06,210
‫چیزای خاصی هست که نمی‌تونم علنی بگم.

357
00:26:07,080 --> 00:26:08,460
‫این یه کم احتیاط می‌خواد.

358
00:26:09,290 --> 00:26:13,500
‫مثلاً، دلیلی وجود داره که چرا نمی‌تونم همین الان مومون رو برای کمکتون بفرستم.

359
00:26:14,170 --> 00:26:16,670
‫زمان زیادی از تأسیس پادشاهی من نگذشته.

360
00:26:17,290 --> 00:26:19,120
‫من به سختی یه حاکم معمولی‌ام، چون انسان‌های غیرنامرده معمولاً ازم می‌ترسن.

361
00:26:19,130 --> 00:26:20,120
‫من به سختی یه حاکم معمولی‌ام، چون انسان‌های غیرنامرده معمولاً ازم می‌ترسن.

362
00:26:20,130 --> 00:26:22,000
‫من به سختی یه حاکم معمولی‌ام، چون انسان‌های غیرنامرده معمولاً ازم می‌ترسن.

363
00:26:22,580 --> 00:26:26,620
‫با این حال، حضور یه قهرمان قابل اعتماد مثل مومون دلشونو آروم می‌کنه.

364
00:26:27,170 --> 00:26:29,830
‫اگه اون بره، می‌ترسم مردمم آسیب ببینن.

365
00:26:31,210 --> 00:26:32,710
‫با این حال، ممکنه یه راه‌حلی باشه.

366
00:26:33,290 --> 00:26:34,420
‫من یه خواسته دارم.

367
00:26:34,830 --> 00:26:39,750
‫اگه بتونین برآوردش کنین، حاضرم خدمات کسی رو در اختیارتون بذارم که قدرتش با مومون برابره.

368
00:26:40,080 --> 00:26:40,830
‫واقعاً می‌گین؟

369
00:26:41,210 --> 00:26:42,670
‫خواسته‌تون چیه، اعلی‌حضرت؟

370
00:26:42,830 --> 00:26:44,830
‫می‌ترسم الان چیز زیادی برای ارائه نداشته باشیم.

371
00:26:45,250 --> 00:26:46,460
‫من خدمتکار می‌خوام.

372
00:26:48,880 --> 00:26:50,750
‫خدمتکارای خاصی، البته.

373
00:26:50,960 --> 00:26:53,000
‫متأسفانه منظورتونو نمی‌فهمم.

374
00:26:53,040 --> 00:26:55,920
‫یادمه دیدم خدمتکارای شیطانی یالدابوث رو همراهی می‌کردن.

375
00:26:56,170 --> 00:26:57,370
‫منظورتون هموناست؟

376
00:26:57,580 --> 00:26:58,000
‫بله.

377
00:26:58,540 --> 00:27:00,500
‫قبل از اینکه ادامه بدم، بذارین بپرسم.

378
00:27:00,750 --> 00:27:02,210
‫چقدر در مورد جادو می‌دونین؟

379
00:27:02,710 --> 00:27:04,000
‫باید بگم تقریباً هیچی.

380
00:27:04,700 --> 00:27:05,070
‫فهمیدم.

381
00:27:06,000 --> 00:27:12,620
‫خب، به زبان ساده، شک دارم که یالدابوث داره اون خدمتکارا رو با یه جور قرارداد جادویی کنترل می‌کنه.

382
00:27:13,290 --> 00:27:17,460
‫اگه اون شکست بخوره و قرارداد گرفته بشه، می‌تونم به خدمتکارا دستور بدم.

383
00:27:17,790 --> 00:27:19,330
‫اونا به عنوان خدمتکارای قدرتمندی شناخته می‌شن.

384
00:27:19,330 --> 00:27:22,290
‫معتقدم اونا یه موهبت بزرگ برای قلمرو جادوگر می‌شن.

385
00:27:23,000 --> 00:27:23,580
‫می‌فهمم.

386
00:27:24,250 --> 00:27:25,710
‫پس ما خدمتکارا رو بهتون تحویل می‌دیم.

387
00:27:26,580 --> 00:27:30,040
‫با این حال، تعجب می‌کنم کسی هست که قدرتش با مومون مقایسه بشه.

388
00:27:30,250 --> 00:27:31,250
‫می‌تونین یه کم بیشتر بهم بگین؟

389
00:27:31,540 --> 00:27:32,250
‫اون منم.

390
00:27:34,290 --> 00:27:38,370
‫با توجه به ماهیت درخواستم، فکر نمی‌کنم این باید این‌قدر باعث تعجبتون بشه.

391
00:27:39,040 --> 00:27:42,540
‫و در صورتی که نگرانی‌ای داشته باشین، من حتی از مومون هم قوی‌ترم.

392
00:27:43,040 --> 00:27:44,830
‫پس من اصلاً اعتراضی ندارم.

393
00:27:45,000 --> 00:27:45,830
‫مطمئنی؟

394
00:27:46,540 --> 00:27:48,040
‫من هیچ کمکی با خودم نمیارم.

395
00:27:48,040 --> 00:27:53,710
‫همچنین، من می‌تونم به هر جایی که قبلاً بودم تلپورت کنم، پس هر طور که بخوام میام و می‌رم.

396
00:27:54,290 --> 00:27:55,210
‫فهمیدم.

397
00:27:55,630 --> 00:27:57,000
‫ارتش هم می‌خواین؟

398
00:27:57,540 --> 00:27:59,960
‫هرچند بهتون هشدار می‌دم، اونا نامرده خواهند بود.

399
00:28:00,380 --> 00:28:01,210
‫نیازی نیست.

400
00:28:01,790 --> 00:28:05,870
‫تا زمانی که واقعاً قدرت کافی برای شکست دادن یالدابوث رو داشته باشین، من راضی خواهم بود.

401
00:28:06,630 --> 00:28:08,370
‫ما خودمون با نیروهاش مقابله می‌کنیم.

402
00:28:09,130 --> 00:28:10,330
‫کی می‌تونین حرکت کنین؟

403
00:28:10,500 --> 00:28:11,420
‫فردا صبح.

404
00:28:12,140 --> 00:28:12,420
‫عالیه.

405
00:28:12,440 --> 00:28:13,270
‫وایسا، نه؟

406
00:28:14,380 --> 00:28:14,920
‫بیاین در موردش صحبت کنیم!

407
00:28:18,330 --> 00:28:19,870
‫چه فکری با خودت می‌کنی؟

408
00:28:19,880 --> 00:28:22,870
‫اینکه اون نامرده‌س به کنار، اون یه پادشاهه!

409
00:28:23,210 --> 00:28:25,370
‫می‌خوای اون تا پای مرگ با یالدابوث بجنگه؟

410
00:28:25,710 --> 00:28:26,710
‫چی پیشنهاد می‌کنی؟

411
00:28:26,750 --> 00:28:28,420
‫به جاش ارتش نامرده‌شو قبول کنیم؟

412
00:28:28,750 --> 00:28:31,000
‫مردمون وحشت‌زده می‌شن و سرزمینمون آلوده می‌شه.

413
00:28:31,290 --> 00:28:32,870
‫اون فقط یه جادوگر نیست.

414
00:28:32,960 --> 00:28:34,330
‫اون حاکم یه ملت خارجیه.

415
00:28:34,710 --> 00:28:36,670
‫اگه زخمی بشه یا حتی بدتر، کشته بشه چی؟

416
00:28:37,710 --> 00:28:39,500
‫پادشاه باشه یا نه، اون یه هیولاس، درسته؟

417
00:28:40,210 --> 00:28:43,620
‫چه اون بمیره چه شیطون بمیره، به سختی برای ما اهمیتی داره.

418
00:28:44,170 --> 00:28:45,170
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

419
00:28:47,880 --> 00:28:50,250
‫منظورم اینه که، هر دو دشمن بشریتن.

420
00:28:50,250 --> 00:28:54,710
‫رک بگم، اگه همدیگه رو از بین ببرن، بهترین حالت ممکن می‌شه.

421
00:28:57,000 --> 00:28:58,120
‫واقعاً منظورت اینه؟

422
00:28:58,630 --> 00:29:00,620
‫آیا این روح عدالت رو نشون می‌ده؟

423
00:29:01,380 --> 00:29:01,830
‫معلومه

424
00:29:02,080 --> 00:29:03,960
‫چون جون بی‌گناها رو نجات می‌ده!

425
00:29:05,580 --> 00:29:06,960
‫ملازم نِیْا باراجا

426
00:29:07,500 --> 00:29:07,920
‫بله، قربان

427
00:29:08,540 --> 00:29:10,960
‫تو پادشاه جادوگر رو همراهی خواهی کرد.

428
00:29:11,960 --> 00:29:16,330
‫همیشه کنارش بمون و به هر شکلی که می‌تونی قانعش کن که برامون مفید باشه.

429
00:29:16,540 --> 00:29:19,120
‫ولی اطلاعات زیادی در مورد خونه‌مون بهش نده.

430
00:29:19,880 --> 00:29:21,830
‫زبون‌بازی کن و مطمئن شو که راضی می‌مونه.

431
00:29:22,170 --> 00:29:23,750
‫بعدش تا جایی که می‌شه ازش استفاده می‌کنیم.

432
00:29:43,420 --> 00:29:44,790
‫باید چیکار کنم؟

433
00:29:45,080 --> 00:29:48,370
‫من هیچ‌وقت ملازم یه پادشاه نبودم، چه برسه به یه پادشاه نامرده.

434
00:29:49,540 --> 00:29:51,330
‫شاید باید سر صحبتو باز کنم؟

435
00:29:52,250 --> 00:29:54,830
‫ولی اگه ناراحتش کنم، می‌ترسم منو بکشه.

436
00:29:58,540 --> 00:30:00,040
‫چیزی رو صورتمه؟

437
00:30:00,290 --> 00:30:01,790
‫به نظر می‌رسه داری بهش زل می‌زنی.

438
00:30:02,170 --> 00:30:04,540
‫نه، لطفاً بی‌ادبیمو ببخشین، اعلی‌حضرت!

439
00:30:05,420 --> 00:30:06,290
‫اشکالی نداره.

440
00:30:06,750 --> 00:30:08,870
‫ولی از اینکه با یه نامرده سوار شدی ناراحتی؟

441
00:30:09,460 --> 00:30:10,620
‫اصلاً نه، اعلی‌حضرت!

442
00:30:11,000 --> 00:30:12,960
‫راستی، من زل نزده بودم.

443
00:30:13,080 --> 00:30:15,000
‫این چشمای خشن رو از پدرم به ارث بردم.

444
00:30:15,880 --> 00:30:16,870
‫این‌طوره.

445
00:30:18,830 --> 00:30:21,750
‫کاش چیزی بود که بتونیم در موردش صحبت کنیم.

446
00:30:22,830 --> 00:30:25,080
‫آه، می‌دونم بازدیدتون کوتاه بود.

447
00:30:25,540 --> 00:30:26,830
‫ولی نظرتون در مورد کشورم چی بود؟

448
00:30:27,630 --> 00:30:30,670
‫شاید از نظر کسی که از پادشاهی مقدس اومده کوچیک به نظر می‌رسید.

449
00:30:31,330 --> 00:30:34,120
‫به نظر جای فوق‌العاده‌ای می‌اومد؛ آروم و شاد.

450
00:30:34,630 --> 00:30:38,210
‫و این اولین بار بود که می‌دیدم این‌همه نژاد مختلف با هم زندگی می‌کنن.

451
00:30:38,420 --> 00:30:39,870
‫خوبه، این خوبه.

452
00:30:40,080 --> 00:30:42,540
‫همچنین، مجسمه‌های شما خیلی تأثیرگذار بودن.

453
00:30:42,920 --> 00:30:44,580
‫مطمئناً بزرگن.

454
00:30:45,380 --> 00:30:46,870
‫آه، بله، هستن.

455
00:30:47,460 --> 00:30:49,580
‫زیردستام اصرار داشتن که بسازنشون.

456
00:30:50,130 --> 00:30:53,120
‫علاوه بر اون، داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم که تعداد بیشتری ازشون رو جاهای دیگه بسازیم.

457
00:30:54,460 --> 00:30:55,750
‫چقدر خوب

458
00:30:56,080 --> 00:30:59,370
‫پس مردم خارج از پایتخت هم می‌تونن شاهد عظمت شما باشن، درسته؟

459
00:31:00,080 --> 00:31:01,330
‫آه، فهمیدم.

460
00:31:02,080 --> 00:31:03,830
‫زیردستای منم همین‌طور فکر می‌کنن.

461
00:31:04,830 --> 00:31:06,290
‫ولی مطمئن نیستم که موافق باشم.

462
00:31:07,000 --> 00:31:08,870
‫فکر کنم ممکنه یه کم کوته‌فکرانه باشه.

463
00:31:09,250 --> 00:31:10,540
‫منظورتون از این حرف چیه؟

464
00:31:12,920 --> 00:31:16,040
‫عظمت واقعی یه پادشاه رو نمی‌شه تو بناهای یادبود نشون داد.

465
00:31:16,580 --> 00:31:18,250
‫باید از طریق کارهاش نشون داده بشه.

466
00:31:20,960 --> 00:31:24,670
‫من می‌خوام به خاطر صلح و رفاهی که تحت فرمانروایی من ایجاد شده شناخته بشم.

467
00:31:25,460 --> 00:31:27,330
‫این چیزیه که می‌خوام مردم ببینن.

468
00:31:27,500 --> 00:31:28,290
‫چقدر خردمندانه.

469
00:31:28,630 --> 00:31:30,370
‫شما واقعاً یه پادشاه خوبین.

470
00:31:31,500 --> 00:31:36,080
‫راستی، چقدر طول می‌کشه با کالسکه به پادشاهی مقدس برسیم؟

471
00:31:36,290 --> 00:31:37,830
‫حدود ده روز، فکر کنم.

472
00:31:38,880 --> 00:31:39,670
‫پس یه مدتی طول می‌کشه.

473
00:31:40,250 --> 00:31:43,500
‫در اون صورت، دوست دارم بیشتر در مورد شما بدونم، خانم باراجا.

474
00:31:44,210 --> 00:31:47,750
‫شاید بتونین با گفتن اینکه چرا تصمیم گرفتین پالادین بشین شروع کنین.

475
00:31:47,750 --> 00:31:52,000
‫باعث افتخارمه که بهتون بگم، هرچند ممکنه براتون خسته‌کننده باشه.

476
00:32:01,540 --> 00:32:04,580
‫عذرخواهی صمیمانه منو بپذیرین، اعلی‌حضرت.

477
00:32:05,170 --> 00:32:12,170
‫می‌دونم اینجا جای مناسبی برای استقبال از کسی مثل شما نیست، ولی لطفاً تو اتاق جلسه به ما ملحق بشین تا بتونیم در مورد برنامه‌هامون صحبت کنیم.

478
00:32:12,880 --> 00:32:13,540
‫البته.

479
00:32:18,380 --> 00:32:22,370
‫چون وضعیتمون تغییر کرده، بیاین مشخص کنیم که مسیر اقدام جدیدمون چی باید باشه.

480
00:32:22,380 --> 00:32:28,290
‫قبل از اون، چون قبول کردم بهتون کمک کنم، فکر کنم باید جزئیات کامل اتفاقاتی که تو پادشاهی‌تون می‌افته رو بدونم.

481
00:32:32,000 --> 00:32:36,330
‫با توجه به اینکه تو یه غار ملاقات می‌کنیم، اوضاع باید برای ارتشتون خیلی وخیم باشه.

482
00:32:37,670 --> 00:32:43,750
‫واضحه که شمال و جنوبتون از نظر جغرافیایی جدا هستن، ولی آگاهم که یه شکاف سیاسی هم وجود داره.

483
00:32:44,420 --> 00:32:48,170
‫درست حدس می‌زنم که هیچ کمکی از قلمرو جنوبی دریافت نخواهید کرد؟

484
00:32:48,170 --> 00:32:52,830
‫همچنین، غیبت امروز شاهدخت کالکا فقط می‌تونه یه معنی داشته باشه، می‌ترسم.

485
00:32:54,290 --> 00:32:57,120
‫باورم نمی‌شه با یه نگاه این‌همه چیز بدونین.

486
00:32:58,040 --> 00:32:58,750
‫خب پس..

487
00:33:00,960 --> 00:33:03,370
‫شاهدخت مقدس کالکا گمشده، این درسته.

488
00:33:03,920 --> 00:33:05,580
‫کشیش اعظم ما کِلارت هم همین‌طور.

489
00:33:05,920 --> 00:33:09,830
‫اونا با یالدابوث روبرو شدن، ولی وقتی اوضاع نبرد بدتر شد از هم جدا شدیم.

490
00:33:11,460 --> 00:33:15,870
‫با این حال، اونا از جادوی کشیشی رده بالا استفاده می‌کنن، پس اون دو نفر خیلی هم بی‌دفاع نیستن.

491
00:33:15,880 --> 00:33:20,330
‫هرچند احتمال زیادی وجود داره که اسیر شده باشن، من ایمان دارم که هنوز زنده هستن.

492
00:33:21,540 --> 00:33:25,750
‫جستجو برای پیدا کردنشون یه اولویت مهمه، همین‌طور آزادسازی شهرهامون.

493
00:33:26,130 --> 00:33:29,670
‫امیدواریم شهروندان اسیرمون رو آزاد کنیم و ذخایر رو به کاهشمون رو تقویت کنیم.

494
00:33:30,460 --> 00:33:33,330
‫نه چندان دور از اینجا، یه شهر کوچیک به اسم لویتس وجود داره.

495
00:33:33,880 --> 00:33:37,750
‫اطلاعاتی به دست آوردیم که ممکنه اعضای خانواده سلطنتی اونجا زندانی باشن.

496
00:33:38,670 --> 00:33:42,290
‫اگه اون خبر درست باشه، باید فوراً نجاتشون بدیم.

497
00:33:42,290 --> 00:33:42,790
‫این باید با یه جادوگر قدرتمند

498
00:33:42,790 --> 00:33:47,080
‫این باید با یه جادوگر قدرتمند مثل اعلی‌حضرت در کنارمون یه کار ساده باشه.

499
00:33:47,500 --> 00:33:51,750
‫اگه شما، یا ما، الان حمله کنیم، کار دشمنو سریع تموم می‌کنیم.

500
00:33:52,130 --> 00:33:54,330
‫شما به تنهایی ارزش ده هزار سرباز رو دارین.

501
00:33:54,880 --> 00:33:56,500
‫من نمی‌تونم انتظاراتتونو برآورده کنم.

502
00:33:57,710 --> 00:33:59,040
‫منظورتون اینه که نمی‌جنگین؟

503
00:33:59,710 --> 00:34:00,250
‫درسته.

504
00:34:00,460 --> 00:34:02,750
‫یا بهتره بگم، من فقط با یالدابوث می‌جنگم.

505
00:34:03,420 --> 00:34:05,460
‫به هر حال فقط به همین دلیل اومدم.

506
00:34:06,210 --> 00:34:10,170
‫اون یه دشمن سرسخت خواهد بود، پس اگه امیدوارم شکستش بدم باید جادومو حفظ کنم.

507
00:34:10,960 --> 00:34:11,960
‫اوه، فهمیدم.

508
00:34:12,790 --> 00:34:14,620
‫این جنگیه که پادشاهی مقدس باید راه بندازه.

509
00:34:14,830 --> 00:34:18,540
‫من تو امور شما دخالت نمی‌کنم، ولی از دستورات شما هم پیروی نمی‌کنم.

510
00:34:19,960 --> 00:34:24,250
‫اگه می‌خواین من در خط مقدم این عملیات بایستم، پس باید رهبری کنم.

511
00:34:24,670 --> 00:34:28,040
‫در اون صورت، شما و نیروهاتون تحت فرمان من قرار می‌گیرین.

512
00:34:29,130 --> 00:34:35,670
‫وقتی این اتفاق بیفته، می‌تونم با اشراف قلمرو جنوبی مذاکره کنم و از بهترین راه ممکن برای نجات این پادشاهی استفاده کنم.

513
00:34:36,330 --> 00:34:39,040
‫تا جایی که ما می‌دونیم، شاهدخت مقدس هنوز حاکم ماست.

514
00:34:39,040 --> 00:34:43,620
‫صرف نظر از وضعیت، ما نمی‌تونیم تحت فرمان پادشاهی دیگه‌ای قرار بگیریم.

515
00:34:59,290 --> 00:35:02,290
‫خانم باراجا، قدم‌هاتون به طرز غیرمعمولی آروم بود.

516
00:35:02,710 --> 00:35:04,830
‫مخصوصاً برای کسی که آموزش دیده پالادین بشه.

517
00:35:05,790 --> 00:35:06,500
‫معذرت می‌خوام.

518
00:35:07,330 --> 00:35:11,580
‫پدرم یه تکاور بود، پس وقتی بچه بودم بهم یاد داد چطور بی‌صدا راه برم.

519
00:35:12,080 --> 00:35:15,420
‫اگه درست یادم باشه، اشاره کردین که تو کار با کمان مهارت داشت.

520
00:35:15,880 --> 00:35:17,870
‫اون دانش رو به شما هم منتقل کرد؟

521
00:35:17,880 --> 00:35:24,040
‫یه کم تجربه دارم، ولی به دردم نمی‌خوره چون پالادین‌ها فقط با شمشیر می‌جنگن.

522
00:35:24,210 --> 00:35:25,250
‫قوانین اینه.

523
00:35:26,040 --> 00:35:26,830
‫چه حیف.

524
00:35:28,080 --> 00:35:29,750
‫یه پالادین با کمان.

525
00:35:30,210 --> 00:35:33,290
‫ترکیب‌های جالب راه رو برای کلاس‌های شغلی نادر باز می‌کنه.

526
00:35:33,750 --> 00:35:35,460
‫آره، ازش خوشم میاد.

527
00:35:35,750 --> 00:35:38,460
‫اوه، اوم، ممنونم، اعلی‌حضرت.

528
00:35:39,170 --> 00:35:39,870
‫بذار ببینم.

529
00:35:44,420 --> 00:35:46,580
‫چطوره اینو بهت قرض بدم؟

530
00:35:46,580 --> 00:35:51,710
‫چون احتمالاً تو این تلاش برات دردسر درست می‌کنم، می‌تونی اینو نشونه‌ای از قدردانی من در نظر بگیری.

531
00:35:52,630 --> 00:35:55,000
‫نمی‌تونم همچین هدیه خوبی رو ازتون قبول کنم!

532
00:35:55,170 --> 00:35:57,540
‫و شما هیچ دینی به یه آدم معمولی مثل من ندارین!

533
00:35:57,920 --> 00:36:01,120
‫چه دستور بوده چه نه، تو داری ازم مراقبت می‌کنی.

534
00:36:01,750 --> 00:36:05,120
‫جایگاهی که تو زندگی داری روی قدردانی من از این موضوع تأثیری نداره.

535
00:36:06,130 --> 00:36:07,080
‫اعلی‌حضرت.

536
00:36:08,460 --> 00:36:10,750
‫این «اولتیمیت شوتینگ استار سوپر»ئه.

537
00:36:12,330 --> 00:36:15,500
‫نمی‌تونم بگم تا حالا کمونی با همچین اسم پر زرق و برقی دیده باشم.

538
00:36:16,330 --> 00:36:18,750
‫شبیه سلاحیه که تو افسانه‌های باستانی ظاهر می‌شه.

539
00:36:19,250 --> 00:36:21,000
‫در واقع، زیاد هم دور از واقعیت نیستی.

540
00:36:21,380 --> 00:36:25,210
‫این کمان با فناوری رون ساخته شده، یه هنر باستانی و قدرتمند.

541
00:36:25,670 --> 00:36:28,830
‫می‌خوام ازش استفاده کنی تا در صورت لزوم ازم محافظت کنی.

542
00:36:34,330 --> 00:36:35,790
‫هدیه‌تونو قبول می‌کنم.

543
00:36:36,290 --> 00:36:41,580
‫و هرچند ممکنه مهارت ناچیزی داشته باشم، قسم می‌خورم تا جایی که می‌تونم، با وفاداری ازتون محافظت کنم.

544
00:36:42,210 --> 00:36:44,620
‫تا زمانی که شما این تلاش بزرگ رو به پایان برسونین.

545
00:36:52,040 --> 00:36:52,920
‫به پیش

546
00:36:53,170 --> 00:36:54,420
‫بله.

547
00:36:58,710 --> 00:37:01,370
‫شهر کوچک: لویتس

548
00:37:02,920 --> 00:37:04,170
‫چقدر شجاعانه.

549
00:37:04,880 --> 00:37:05,290
‫درسته.

550
00:37:06,000 --> 00:37:09,120
‫پالادین‌های ما بی‌باکانه برای محافظت از بی‌گناها به نبرد می‌رن.

551
00:37:10,040 --> 00:37:11,830
‫و با این حال...

552
00:37:19,670 --> 00:37:20,460
‫پایان اینه.

553
00:37:20,460 --> 00:37:23,830
‫این‌طوری نبرد ما برای آزاد کردن این پادشاهی از چنگال یالدابوث شروع می‌شه!

554
00:37:24,380 --> 00:37:25,210
‫برای عدالت!

555
00:37:25,710 --> 00:37:26,500
‫برای عدالت!

556
00:37:46,710 --> 00:37:49,960
‫اوه، راستی.

557
00:37:50,630 --> 00:37:52,420
‫شما به نبرد ملحق نمی‌شین، خانم باراجا؟

558
00:37:53,170 --> 00:37:55,370
‫رون‌های روی اون کمان قدرت زیادی بهش می‌دن.

559
00:37:55,750 --> 00:37:57,750
‫مطمئنم نتایج فوق‌العاده‌ای می‌دیدین.

560
00:37:57,920 --> 00:37:58,580
‫نمی‌تونستم.

561
00:37:58,830 --> 00:38:00,540
‫من ملازم اعلی‌حضرتم، درسته؟

562
00:38:01,080 --> 00:38:01,790
‫بـ-بله.

563
00:38:02,670 --> 00:38:06,250
‫صحبت از کمان شد، هیچ‌کدوم از پالادین‌ها اتفاقاً متوجهش شدن؟

564
00:38:06,750 --> 00:38:08,330
‫شاید خواستن قرضش بگیرن.

565
00:38:08,830 --> 00:38:11,500
‫همیشه شمشیرهایی داشتن که روشون رون حک شده بود.

566
00:38:11,830 --> 00:38:13,000
‫نه، همچین چیزی نبود.

567
00:38:13,420 --> 00:38:15,580
‫یعنی، البته بهش علاقه نشون دادن.

568
00:38:15,790 --> 00:38:18,960
‫ولی بهشون اطمینان دادم که چیزی نیست که بتونن امیدوار باشن از شما بگیرن.

569
00:38:20,750 --> 00:38:22,620
‫بله، خیلی خب پس.

570
00:38:22,710 --> 00:38:23,670
‫عقب بایست.

571
00:38:24,170 --> 00:38:26,290
‫از دیوار فاصله بگیرین، انسان‌ها.

572
00:38:27,710 --> 00:38:28,790
‫این بده.

573
00:38:30,250 --> 00:38:32,870
‫اگه یه قدم دیگه بردارین این بچه رو می‌کشم

574
00:38:33,000 --> 00:38:34,960
‫و از اینا بیشتر هم هست!

575
00:38:36,960 --> 00:38:38,370
‫اون ترسو کثیف.

576
00:38:38,630 --> 00:38:39,370
‫عقب برین!

577
00:38:39,500 --> 00:38:40,580
‫هر چی می‌گه انجام بدین

578
00:38:42,750 --> 00:38:45,290
‫و در ضمن اون سلاح‌ها رو هم زمین بذارین!

579
00:38:45,750 --> 00:38:48,670
‫بدون دردسر تسلیم شین و ما جونتونو می‌بخشیم!

580
00:38:51,790 --> 00:38:52,920
‫استاد اعظم کاستودیو.

581
00:38:54,040 --> 00:38:55,120
‫این فایده نداره.

582
00:38:55,630 --> 00:38:59,670
‫اگه به دشمن یاد بدین که گروگان گرفتن مؤثره، به استفاده ازشون ادامه می‌دن.

583
00:38:59,790 --> 00:39:01,790
‫فکر کردی من اینو نفهمیدم؟

584
00:39:01,920 --> 00:39:02,790
‫لطفاً آروم باشین.

585
00:39:02,960 --> 00:39:04,120
‫نمی‌تونیم تمرکزمونو از دست بدیم

586
00:39:04,130 --> 00:39:05,250
‫هدف ما همونجاست!

587
00:39:05,580 --> 00:39:06,080
‫شرم بر تو!

588
00:39:06,380 --> 00:39:08,250
‫به این زودی حس عدالتتو از دست دادی!

589
00:39:09,000 --> 00:39:11,620
‫ازتون می‌پرسم، شمشیرتونو به کی قسم خوردین؟

590
00:39:12,880 --> 00:39:15,000
‫شاهدخت کالکا الان چیکار می‌کرد؟

591
00:39:15,500 --> 00:39:16,830
‫اون به همه مردمش اهمیت می‌ده.

592
00:39:17,170 --> 00:39:19,290
‫اون هیچ‌وقت جون یه بچه رو فدا نمی‌کرد.

593
00:39:19,540 --> 00:39:20,830
‫اون یه راه بهتر پیدا می‌کرد!

594
00:39:21,420 --> 00:39:22,250
‫عدالت اون!

595
00:39:22,920 --> 00:39:23,750
‫آرزوی اون!

596
00:39:24,670 --> 00:39:26,210
‫داری بهم می‌گی که اشتباهه؟

597
00:39:29,000 --> 00:39:32,290
‫اگه تو شکست بدرخشین، همه اینا بی‌معنیه.

598
00:39:32,290 --> 00:39:36,040
‫ما شکست نمی‌خوریم، و به شاهدخت کالکا هم بی‌احترامی نمی‌کنیم!

599
00:39:36,500 --> 00:39:38,460
‫می‌تونیم راه دیگه‌ای برای پیروزی پیدا کنیم.

600
00:39:38,670 --> 00:39:42,290
‫راهی که از بی‌گناها محافظت کنه نه اینکه با جونشون مثل هیچی رفتار کنه!

601
00:39:42,750 --> 00:39:44,460
‫همچین روشی وجود نداره.

602
00:39:44,630 --> 00:39:45,960
‫به اندازه کافی ازت شنیدم!

603
00:39:46,290 --> 00:39:47,790
‫من با دشمن مذاکره می‌کنم.

604
00:39:48,000 --> 00:39:48,750
‫جواب نمی‌ده.

605
00:39:51,250 --> 00:39:53,750
‫ملازم، چی گفتی الان؟

606
00:39:57,040 --> 00:40:00,670
‫جواب نمی‌ده، و آدمای بیشتری می‌میرن.

607
00:40:02,960 --> 00:40:05,620
‫باید یکی رو فدا کنی تا خیلیا رو نجات بدی

608
00:40:05,960 --> 00:40:07,210
‫پادشاه جادوگر درست می‌گه.

609
00:40:07,380 --> 00:40:08,870
‫این تنها انتخابی‌ایه که داریم

610
00:40:09,080 --> 00:40:10,920
‫تو این عدالتی نیست.

611
00:40:11,670 --> 00:40:12,920
‫پس چی؟

612
00:40:13,880 --> 00:40:14,500
‫ببازیم؟

613
00:40:15,220 --> 00:40:15,930
‫این عادلانه‌س؟

614
00:40:16,460 --> 00:40:18,250
‫لطفاً به خانم باراجا گوش بدین.

615
00:40:19,670 --> 00:40:20,710
‫کافیه دیگه!

616
00:40:24,330 --> 00:40:26,000
‫موضعتو روشن کردی.

617
00:40:26,540 --> 00:40:28,290
‫معتقدم گرفتن این شهر ضروریه.

618
00:40:28,790 --> 00:40:31,170
‫بحث کردن در مورد توجیه به اون هدف کمکی نمی‌کنه.

619
00:40:32,290 --> 00:40:33,000
‫خیلی خب

620
00:40:33,630 --> 00:40:35,330
‫من خودم کفه ترازو رو سنگین می‌کنم.

621
00:40:36,330 --> 00:40:37,830
‫در مورد این مطمئنی؟

622
00:40:38,750 --> 00:40:44,330
‫هر پیروزی‌ای نیاز به یه فداکاری داره، ولی اگه من به جای شما قدم پیش بذارم هزینه‌ش کمتر می‌شه.

623
00:40:45,170 --> 00:40:49,120
‫بافولک‌ها رو به من بسپرین، و معتقدم از نتایج راضی خواهید بود.

624
00:40:49,670 --> 00:40:51,870
‫ولی آدما کشته می‌شن؟

625
00:40:52,830 --> 00:40:55,370
‫متأسفانه بله، استاد اعظم کاستودیو.

626
00:40:57,330 --> 00:40:58,000
‫انسان‌ها!

627
00:40:58,420 --> 00:40:59,920
‫این آخرین هشدار شماست!

628
00:41:00,670 --> 00:41:01,870
‫تسلیم شین، یا بمیرین!

629
00:41:01,880 --> 00:41:02,460
‫جادوی رده سوم تسلیم شین، یا بمیرین!

630
00:41:02,460 --> 00:41:03,080
‫جادوی رده سوم

631
00:41:04,040 --> 00:41:04,670
‫گوی آتشین

632
00:41:11,750 --> 00:41:12,290
‫اعلی‌حضرت!

633
00:41:12,290 --> 00:41:12,830
‫اعلی‌حضرت!

634
00:41:13,920 --> 00:41:15,500
‫پیشروی کنین، اشباح اعظم.

635
00:41:15,830 --> 00:41:17,540
‫وارد شین و منتظر دستورات من باشین.

636
00:41:20,920 --> 00:41:22,460
‫منم باهاتون میام.

637
00:41:22,960 --> 00:41:24,120
‫مطمئنی؟

638
00:41:24,130 --> 00:41:25,040
‫وظیفه‌مه.

639
00:41:26,540 --> 00:41:27,040
‫هوم.

640
00:41:27,500 --> 00:41:30,210
‫در اون صورت، باید اینو دور گردنت بندازی.

641
00:41:31,170 --> 00:41:33,210
‫نمی‌دونم چیکار می‌کنه، ولی ممنونم.

642
00:41:34,880 --> 00:41:38,500
‫من هاله‌ای آزاد می‌کنم که تو دل همه کسایی که بهم نزدیک می‌شن ترس میندازه.

643
00:41:38,790 --> 00:41:43,790
‫گردنبند ازت محافظت می‌کنه، ولی به پالادین‌ها بگو که باید روش خودشونو برای مقابله با اثراتش آماده کنن.

644
00:41:44,380 --> 00:41:45,870
‫کشیش باید طلسم «قلب شیر» رو اجرا کنه.

645
00:41:46,330 --> 00:41:48,670
‫معتقدم پالادین‌ها می‌تونن از اون تحت «پرچم مقدس» استفاده کنن.

646
00:41:49,130 --> 00:41:49,870
‫درسته؟

647
00:41:51,210 --> 00:41:52,830
‫بله، خیلی اطلاعاتتون زیاده.

648
00:41:57,540 --> 00:42:02,870
‫خانم باراجا، فکر کردین من از یه جور جادوی غیرقابل تصور برای نجات اون پسر بچه استفاده می‌کنم؟

649
00:42:04,080 --> 00:42:04,830
‫بـ-بله.

650
00:42:06,040 --> 00:42:08,870
‫می‌تونستم این کارو بکنم اگه مسیر اقدام درستی بود.

651
00:42:09,540 --> 00:42:15,960
‫اما اگه به دشمن یاد بدیم که گروگان گرفتن مؤثره، اونا هم به استفاده از زندانی‌های توی شهر به عنوان سپر ادامه می‌دن.

652
00:42:16,380 --> 00:42:19,370
‫اون‌وقت، تردید پالادین‌ها باعث آسیب بیشتری می‌شه.

653
00:42:19,380 --> 00:42:22,960
‫ولی من نشون دادم که گروگان گرفتن فایده‌ای نداره.

654
00:42:23,130 --> 00:42:26,210
‫بی‌رحمانه به نظر می‌رسه، ولی جلوی فداکاری‌های بیشتر رو می‌گیره.

655
00:42:27,040 --> 00:42:28,670
‫قضاوت شما درسته. اعلی‌حضرت.

656
00:42:35,880 --> 00:42:37,170
‫خواهش می‌کنم، بذارین من، اعلی‌حضرت!

657
00:42:37,790 --> 00:42:40,000
‫نه. این تصمیم من بود.

658
00:42:52,290 --> 00:42:54,040
‫بافولک‌ها تاوان اینو پس می‌دن.

659
00:42:55,670 --> 00:43:00,500
‫من حاکم قلمرو جادوگرم، نه حاکم این کشور.

660
00:43:01,460 --> 00:43:08,120
‫اگه اون پسر بچه شهروند پادشاهی من بود، اون‌وقت مسئولیت من بود که از جونش محافظت کنم.

661
00:43:08,130 --> 00:43:08,830
‫البته.

662
00:43:09,750 --> 00:43:12,290
‫اعلی‌حضرت، شما مثل خود عدالتین.

663
00:43:13,710 --> 00:43:15,420
‫می‌ترسم نفهمم.

664
00:43:15,920 --> 00:43:16,500
‫متأسفم.

665
00:43:16,920 --> 00:43:21,120
‫منظورم اینه که، استدلالتون درسته، و معتقدم که کارهاتون عادلانه‌س.

666
00:43:21,130 --> 00:43:24,210
‫تو کارای من عدالت یا بی‌عدالتی وجود نداره.

667
00:43:24,920 --> 00:43:28,210
‫من فقط آرزوی زندگی آروم خودم و بچه‌هامو دارم.

668
00:43:28,960 --> 00:43:30,040
‫چیز بیشتری نیست.

669
00:43:30,540 --> 00:43:31,830
‫همین کافیه.

670
00:43:39,250 --> 00:43:40,290
‫نولان...

671
00:43:40,290 --> 00:43:43,000
‫من کسی‌ام که این بچه رو کشت.

672
00:43:48,330 --> 00:43:49,670
‫یه هیولا!

673
00:43:50,500 --> 00:43:51,750
‫تو این کارو کردی؟

674
00:43:53,420 --> 00:43:55,370
‫برای نجات جون همه شما.

675
00:43:55,750 --> 00:43:56,790
‫برای نجات ما؟

676
00:43:57,290 --> 00:43:59,120
‫به نظر می‌رسه حرفی برای گفتن داری.

677
00:43:59,880 --> 00:44:01,330
‫پس اول بذار اینو ازت بپرسم.

678
00:44:01,790 --> 00:44:04,040
‫چرا نتونستی از بچه خودت محافظت کنی؟

679
00:44:04,420 --> 00:44:05,790
‫معلومه که سعی کردم.

680
00:44:06,630 --> 00:44:08,420
‫ولی اونو ازم گرفتن.

681
00:44:08,630 --> 00:44:10,460
‫پس چرا هنوز زنده‌ای؟

682
00:44:10,460 --> 00:44:14,500
‫ارزش یه آدم تو چشم بیننده‌شه.

683
00:44:15,040 --> 00:44:18,620
‫ولی هیچ‌کس تو دنیا نیست که باید بیشتر از بچه خودت براش ارزش قائل باشی.

684
00:44:19,420 --> 00:44:22,580
‫پس می‌پرسم، چرا جونتو برای محافظت ازش ندادی؟

685
00:44:23,380 --> 00:44:25,580
‫چرا تو زنده‌ای وقتی اون مرده؟

686
00:44:26,790 --> 00:44:28,250
‫این شکست تو بود.

687
00:44:28,920 --> 00:44:30,620
‫حق نداری دیگرانو سرزنش کنی.

688
00:44:32,290 --> 00:44:35,210
‫فقط چون قوی هستی می‌تونی اینو بگی.

689
00:44:35,210 --> 00:44:36,540
‫درسته.

690
00:44:37,000 --> 00:44:40,670
‫قدرت من بود که تو رو نجات داد، و قدرت من بود که پسرتو کشت.

691
00:44:41,170 --> 00:44:45,710
‫اگه می‌گی ضعیفی، پس جای تعجب نیست که همه چیز ازت گرفته می‌شه.

692
00:44:46,500 --> 00:44:49,210
‫پس یعنی می‌تونی هر کاری دلت خواست بکنی؟

693
00:44:51,040 --> 00:44:51,670
‫می‌کنم.

694
00:44:52,580 --> 00:44:55,290
‫اگه من قوی‌ام، پس کی جلوی منو می‌گیره؟

695
00:44:55,920 --> 00:44:57,670
‫چیزی که من می‌گم درست می‌شه.

696
00:44:58,250 --> 00:45:00,250
‫راه و رسم این دنیا همینه!

697
00:45:05,210 --> 00:45:08,080
‫حرفاتو می‌بخشم چون برات دلم می‌سوزه.

698
00:45:08,790 --> 00:45:10,080
‫تنهات می‌ذارم با بچه‌ت.

699
00:45:10,960 --> 00:45:12,210
‫باید براش عزاداری کنی.

700
00:45:26,040 --> 00:45:29,750
‫اگه من ضعیف بودم، همه چیز از منم گرفته می‌شد.

701
00:45:30,670 --> 00:45:34,120
‫به همین دلیله که آرزوی قدرت بی‌حد و مرز دارم..

702
00:45:34,130 --> 00:45:35,670
‫اعلی‌حضرت.

703
00:45:37,420 --> 00:45:39,830
‫به نظر می‌رسه رهبر دشمن جلوتره.

704
00:45:40,710 --> 00:45:41,830
‫با من میاین؟

705
00:45:42,080 --> 00:45:42,670
‫البته!

706
00:45:54,130 --> 00:45:55,290
‫اونا مردن؟

707
00:45:55,880 --> 00:45:57,370
‫این کار نامرده‌های منه.

708
00:45:57,790 --> 00:46:00,750
‫اونا رو جلوتر از خودمون فرستادم تا بین دشمنا ترس پخش کنن.

709
00:46:05,420 --> 00:46:09,460
‫اون همونه؟

710
00:46:11,040 --> 00:46:11,460
‫جالبه.

711
00:46:12,250 --> 00:46:14,120
‫تعدادی آیتم جادویی داره.

712
00:46:14,630 --> 00:46:16,370
‫نمی‌دونم کدومشون نامرده‌ها رو دفع کرده.

713
00:46:18,880 --> 00:46:20,710
‫اسم من بوسِره.

714
00:46:20,880 --> 00:46:23,290
‫منو پادشاه اعظم بوسِر صدا می‌کنن!

715
00:46:23,380 --> 00:46:24,000
‫اون یه پادشاهه؟

716
00:46:24,460 --> 00:46:25,670
‫این نمی‌تونه خوب باشه.

717
00:46:26,330 --> 00:46:27,620
‫ارتشت شکست خورده.

718
00:46:28,250 --> 00:46:31,290
‫آرزوی مرگ داری، یا آرزوی تسلیم شدن به من؟

719
00:46:31,920 --> 00:46:33,710
‫بهت اجازه می‌دم انتخاب کنی.

720
00:46:37,500 --> 00:46:39,290
‫سرمو جلوت خم کنم؟

721
00:46:40,000 --> 00:46:41,750
‫من هنوز یه پادشاهم!

722
00:46:42,420 --> 00:46:44,370
‫تعظیم کردن جلوی اون شیطون کافی بود!

723
00:46:46,000 --> 00:46:46,790
‫خیلی خب پس.

724
00:46:47,170 --> 00:46:48,420
‫یه کم باهات بازی می‌کنم.

725
00:46:49,250 --> 00:46:53,000
‫راستی، بز، می‌بینم تا دندون با آیتم‌های جادویی مسلحی.

726
00:46:53,500 --> 00:46:57,790
‫ولی عجیبه، هیچ قدرتی از اون جمجمه‌هایی که به کمرت آویزونه حس نمی‌کنم.

727
00:46:59,000 --> 00:46:59,500
‫چی؟

728
00:46:59,630 --> 00:47:00,870
‫از مُد چیزی نشنیدی؟

729
00:47:01,040 --> 00:47:01,920
‫اونا فقط استخونن!

730
00:47:01,920 --> 00:47:04,210
‫خیلی خب، هر کی یه سلیقه‌ای داره.

731
00:47:04,670 --> 00:47:06,040
‫حالا بیا شروع کنیم.

732
00:47:06,830 --> 00:47:08,210
‫ایجاد آیتم اعظم

733
00:47:18,460 --> 00:47:20,580
‫ارزیابی تمام آیتم‌های جادویی.

734
00:47:24,000 --> 00:47:27,870
‫اون نیمه‌انسان وحشتناک رو تو یه چشم به هم زدن شکست داد

735
00:47:28,250 --> 00:47:31,830
‫می‌دونستم پادشاه جادوگر فوق‌العاده‌س، ولی این دیگه غیرواقعیه!

736
00:47:57,460 --> 00:47:58,540
‫اینه.

737
00:48:00,000 --> 00:48:02,830
‫حضور طاقت‌فرسای ترس و مرگ رو حس می‌کنم.

738
00:48:10,750 --> 00:48:11,960
‫اونا اُرکن!

739
00:48:15,750 --> 00:48:16,960
‫تو یه نامرده‌ای.

740
00:48:17,250 --> 00:48:18,120
‫چی می‌خوای؟

741
00:48:18,750 --> 00:48:19,170
‫هیچی.

742
00:48:19,580 --> 00:48:21,370
‫فقط اومدم آزادتون کنم.

743
00:48:21,380 --> 00:48:22,790
‫وایسین، اعلی‌حضرت!

744
00:48:23,330 --> 00:48:24,540
‫اونا نیمه‌انسانن، مگه نه؟

745
00:48:24,580 --> 00:48:26,830
‫پس این ارک‌ها باید از زیردستای یالدابوث باشن!

746
00:48:27,330 --> 00:48:28,540
‫واقعاً، خانم باراجا؟

747
00:48:29,170 --> 00:48:30,540
‫مطمئناً اینو باور نداری.

748
00:48:30,880 --> 00:48:32,000
‫یه نگاه دقیق‌تر بنداز.

749
00:48:33,500 --> 00:48:37,080
‫ما به هیچ کشور انسانی حمله نکردیم، می‌تونم بهتون اطمینان بدم.

750
00:48:37,540 --> 00:48:38,540
‫اسمت چیه؟

751
00:48:38,790 --> 00:48:40,960
‫من دایِل از قبیله گان زو هستم.

752
00:48:41,500 --> 00:48:42,580
‫خدمتکار هیچ‌کس.

753
00:48:43,080 --> 00:48:48,120
‫اگه مثل بقیه نیمه‌انسان‌ها در حال جنگ نیستین، به همین دلیل اینجا زندانی شدین؟

754
00:48:48,710 --> 00:48:53,540
‫همه قبایل نیمه‌انسان تو تپه‌های اَبِلیون داوطلبانه تسلیم شیطون نشدن.

755
00:48:54,670 --> 00:48:56,960
‫می‌شه گفت خیلی‌ها مجبور به تسلیم شدن.

756
00:48:57,790 --> 00:49:03,330
‫ما ارک‌ها تا آخر مقاومت کردیم، به عنوان مجازات یالدابوث ما رو به این جای نکبت‌بار آورد.

757
00:49:04,040 --> 00:49:04,960
‫این یعنی چی؟

758
00:49:05,460 --> 00:49:06,290
‫چیکار کرد؟

759
00:49:10,170 --> 00:49:12,500
‫راستش، جرأت دارم حتی تصور کنم؟

760
00:49:14,460 --> 00:49:17,210
‫به نظر می‌رسه یه سؤال بی‌ملاحظه پرسیدم.

761
00:49:18,290 --> 00:49:20,500
‫ازتون نمی‌خوام به ارتش من ملحق بشین.

762
00:49:21,000 --> 00:49:22,830
‫آزادتون می‌کنم تا هر جا دلتون خواست برین.

763
00:49:23,290 --> 00:49:24,750
‫ولی جایی تو ذهنتون هست؟

764
00:49:25,460 --> 00:49:29,710
‫بقیه قبیله‌مونو پیدا می‌کنیم، بعد می‌ریم یه جایی که دست یالدابوث بهمون نرسه.

765
00:49:30,210 --> 00:49:32,250
‫در اون صورت، باید بیاین به پادشاهی من.

766
00:49:32,670 --> 00:49:33,370
‫ما قبول نمی‌کنیم

767
00:49:33,830 --> 00:49:35,870
‫نامرده‌ها دشمن همه موجودات زنده‌ان.

768
00:49:36,000 --> 00:49:37,040
‫امن نخواهیم بود.

769
00:49:37,130 --> 00:49:40,290
‫نه، مطمئنتون می‌کنم، کشور من هیچ چیز ترسناکی نداره.

770
00:49:40,290 --> 00:49:41,250
‫راست می‌گه!

771
00:49:41,750 --> 00:49:45,080
‫ممکنه نامرده باشه، ولی با زنده‌ها مهربونه و از همه رعیت‌هاش محافظت می‌کنه.

772
00:49:45,420 --> 00:49:48,000
‫بچه‌هاشو دوست داره و با نیمه‌انسان‌ها برابر رفتار می‌کنه.

773
00:49:48,250 --> 00:49:50,580
‫- اون واقعاً—
‫- خانم باراجا، کافیه!

774
00:49:50,830 --> 00:49:51,670
‫ولی اعلی‌حضرت!

775
00:49:52,500 --> 00:49:59,120
‫ممکنه ما رو باور نکنین، ولی به شرافتم به عنوان پادشاه قسم می‌خورم که تحت فرمانروایی من هیچ‌وقت این‌طوری باهاتون رفتار نمی‌شه.

776
00:49:59,710 --> 00:50:00,870
‫رعیت‌های من گنجینه‌های منن.

777
00:50:01,500 --> 00:50:02,620
‫نباید آسیبی ببینن.

778
00:50:03,330 --> 00:50:05,580
‫با این حال، مجبورتون نمی‌کنم تسلیمم بشین.

779
00:50:06,080 --> 00:50:08,750
‫می‌تونم شما رو به روستاتون تلپورت کنم، اگه این چیزیه که می‌خواین.

780
00:50:08,750 --> 00:50:10,250
‫ما غریبه‌ایم.

781
00:50:10,670 --> 00:50:12,040
‫چرا این‌قدر سخاوتمندین؟

782
00:50:12,580 --> 00:50:14,080
‫من یالدابوث رو شکست می‌دم.

783
00:50:14,330 --> 00:50:16,000
‫برای این کار، باید تضعیفش کنم.

784
00:50:16,670 --> 00:50:19,210
‫پخش کردن خبر مهربونی من نفوذشو تضعیف می‌کنه.

785
00:50:20,540 --> 00:50:25,870
‫اگه اون‌طور که گفتین با ترس بر دیگران حکومت می‌کنه، ممکنه نیمه‌انسان‌هایی باشن که بخوان بهش خیانت کنن.

786
00:50:26,420 --> 00:50:27,420
‫می‌فهمم.

787
00:50:27,750 --> 00:50:29,040
‫پس براتون آرزوی موفقیت می‌کنم.

788
00:50:30,250 --> 00:50:33,620
‫خانم باراجا، لطفاً یه لحظه بیرون بایستین.

789
00:50:34,880 --> 00:50:35,580
‫باشه.

790
00:50:39,040 --> 00:50:44,040
‫برای اعلی‌حضرت، انسان‌ها و نیمه‌انسان‌ها هر دو به یک اندازه ارزش محافظت دارن.

791
00:50:44,630 --> 00:50:46,790
‫معنی مهربونی واقعی اینه.

792
00:50:55,290 --> 00:50:56,500
‫ببخشید منتظر موندین.

793
00:50:59,080 --> 00:51:01,790
‫اعلی‌حضرت، پس اینجا بودین.

794
00:51:02,380 --> 00:51:03,370
‫اتفاقی افتاده؟

795
00:51:04,170 --> 00:51:04,710
‫نگران نباشین.

796
00:51:04,920 --> 00:51:05,830
‫این بار خبر خوبیه.

797
00:51:06,330 --> 00:51:09,670
‫برادر بزرگ‌تر شاهدخت مقدس کالکا رو اینجا تو شهر پیدا کردیم.

798
00:51:16,250 --> 00:51:20,420
‫شاهزاده کاسپوند، این مردیه که به پادشاهی ما کمک کرده و شهر رو آزاد کرده.

799
00:51:20,830 --> 00:51:23,500
‫اون به عنوان پادشاه جادوگر، آینز اول گون شناخته می‌شه.

800
00:51:27,170 --> 00:51:28,460
‫واقعاً از ملاقاتتون خوشوقتم.

801
00:51:28,460 --> 00:51:29,120
‫واقعاً از ملاقاتتون خوشوقتم.

802
00:51:29,500 --> 00:51:30,920
‫خوش اومدین، پادشاه جادوگر.

803
00:51:31,460 --> 00:51:34,000
‫منم از ملاقاتتون خوشوقتم، شاهزاده کاسپوند.

804
00:51:34,250 --> 00:51:35,670
‫خوشحالم که در امانین.

805
00:51:36,190 --> 00:51:38,190
‫معذرت می‌خوام که تو همچین وضعیت بدی ملاقات می‌کنیم.

806
00:51:38,670 --> 00:51:41,250
‫ظرافت یه اشراف‌زاده به ظاهرش نیست.

807
00:51:46,380 --> 00:51:50,080
‫به لطف کمک سخاوتمندانه شما، از دست اون شیاطین آزاد شدم.

808
00:51:51,250 --> 00:51:55,580
‫می‌خوام صمیمانه ازتون به خاطر محبتی که به من و مردمم نشون دادین تشکر کنم.

809
00:52:00,830 --> 00:52:03,670
‫مطمئنم که پادشاه جادوگر برای شب رفته.

810
00:52:04,000 --> 00:52:05,710
‫بله، یه اتاق براش آماده کردیم.

811
00:52:05,920 --> 00:52:07,120
‫اون نمی‌دونه که ما داریم ملاقات می‌کنیم.

812
00:52:08,380 --> 00:52:10,870
‫خوبه پس.

813
00:52:12,960 --> 00:52:15,170
‫اول از همه، شاهدخت مقدس.

814
00:52:16,080 --> 00:52:18,870
‫شنیدم که خواهر کوچیکم کالکا الان گمشده.

815
00:52:19,290 --> 00:52:20,830
‫نیمه‌انسان‌ها اونو گرفتن؟

816
00:52:21,500 --> 00:52:26,790
‫ما همچین احتمالی رو به پادشاه جادوگر گفتیم، ولی به احتمال زیاد مرده.

817
00:52:27,000 --> 00:52:27,500
‫هنوز هیچ مدرکی از اون ندیدیم.

818
00:52:27,750 --> 00:52:28,750
‫هنوز هیچ مدرکی از اون ندیدیم.

819
00:52:29,130 --> 00:52:33,290
‫حتی اگه این‌طور باشه، تا زمانی که بتونیم جسدشو پیدا کنیم باید بتونیم زنده‌ش کنیم.

820
00:52:34,130 --> 00:52:37,790
‫خواهرم کِلارت یه جایی اون بیرون زنده‌س، و می‌دونم می‌تونست این کارو بکنه.

821
00:52:37,880 --> 00:52:39,540
‫باید به جستجو برای پیدا کردن اون هم ادامه بدیم.

822
00:52:39,540 --> 00:52:42,580
‫موافقم که پیدا کردن کالکا باید یه اولویت باشه.

823
00:52:43,580 --> 00:52:46,580
‫خب، برای این منظور، من این شهر رو پایگاه‌مون می‌کنم.

824
00:52:46,880 --> 00:52:49,580
‫از اینجا، علیه ارتش یالدابوث جنگ راه می‌اندازیم.

825
00:52:51,460 --> 00:52:52,460
‫این خیلی بی‌فکریه.

826
00:52:52,920 --> 00:52:57,420
‫ممکنه دیوارهای بلندی داشته باشیم، ولی اگه دشمن محاصره‌مون کنه، وقتی غذامون تموم بشه کارمون تمومه.

827
00:52:57,580 --> 00:52:59,670
‫قصد ندارین به قلمرو جنوبی برین؟

828
00:53:00,210 --> 00:53:01,670
‫به جاش یه پیام‌رسان می‌فرستم.

829
00:53:02,290 --> 00:53:04,710
‫در حقیقت اون اشراف زیاد بهمون کمک نمی‌کنن.

830
00:53:04,710 --> 00:53:09,710
‫همه اونا جایگاه مقدس رو می‌خوان، به این معنی که امیدوارن خبر مرگ خواهرمو بشنون

831
00:53:10,330 --> 00:53:13,830
‫صرف نظر از شرایطمون، نمی‌تونم از آدمایی مثل اونا درخواست کمک کنم.

832
00:53:15,210 --> 00:53:18,960
‫و در مورد پادشاه جادوگر، اون اینجاست تا با یالدابوث بجنگه.

833
00:53:19,170 --> 00:53:22,580
‫وقتی خدمتکارای شیطانی‌شو به دست بیاره، پادشاهی رو ترک می‌کنه، درسته؟

834
00:53:23,080 --> 00:53:25,500
‫ولی این برای ما یه مشکل ایجاد می‌کنه.

835
00:53:25,830 --> 00:53:30,580
‫حتی اگه رهبرشون کشته بشه کلی نیمه‌انسان باقی می‌مونن که ما به اعلی‌حضرت نیاز داریم صداشون کنه.

836
00:53:30,920 --> 00:53:34,120
‫می‌دونم، قربان، ولی متأسفانه ترتیبی که توافق کردیم این نیست.

837
00:53:34,380 --> 00:53:37,080
‫براش آسون بود که با جادوش تعدادشونو کم کنه.

838
00:53:37,250 --> 00:53:40,870
‫و هر چی نیمه‌انسان بیشتری بکشه، شهروندای بی‌گناه کمتری می‌میرن.

839
00:53:41,630 --> 00:53:43,960
‫بگو ببینم، کدومو ترجیح می‌دی؟

840
00:53:43,960 --> 00:53:48,330
‫توافقی که با یه نامرده کردی، یا جون مردم پادشاهی‌مون؟

841
00:53:49,000 --> 00:53:51,000
‫معلومه که جون شهروندامون!

842
00:53:52,790 --> 00:53:54,790
‫خیلی خوشحالم که با من هم‌نظری.

843
00:53:56,290 --> 00:54:00,750
‫ما می‌دونیم از پس چه کارایی برمیاد، پس بیا ببینیم می‌تونیم پادشاه جادوگر رو به کار بگیریم یا نه.

844
00:54:10,750 --> 00:54:11,870
‫حمله دشمن!

845
00:54:14,250 --> 00:54:15,370
‫حمله دشمن!

846
00:54:25,830 --> 00:54:27,540
‫چه نیرویی آوردن.

847
00:54:28,750 --> 00:54:30,830
‫ما حدود ۱۰ هزار سرباز داریم.

848
00:54:31,330 --> 00:54:33,170
‫دشمن باید چهار برابر این تعداد رو داشته باشه.

849
00:54:33,460 --> 00:54:38,920
‫تنها امید ما برای پیروزی زنده موندن تا رسیدن کمک از جنوبه، مگه اینکه بتونیم دشمنو مجبور به عقب‌نشینی کنیم.

850
00:54:39,750 --> 00:54:41,870
‫استاد اعظم، پس اینجا بودین.

851
00:54:41,880 --> 00:54:43,870
‫اوه، تویی.

852
00:54:44,290 --> 00:54:45,540
‫زمان‌بندی عالیه، گوستاو.

853
00:54:45,670 --> 00:54:47,290
‫دوست دارم نظر تو رو هم در این مورد بدونم.

854
00:54:47,960 --> 00:54:51,170
‫دوست داشتم ایده‌هامو بگم، البته اگه می‌تونستم ایده‌ای بدم.

855
00:54:51,790 --> 00:54:54,580
‫ولی یه مشکل کوچیک هست که اول باید حلش کنیم.

856
00:54:54,710 --> 00:54:55,330
‫چی هست؟

857
00:54:55,790 --> 00:54:57,210
‫شهروندا نگرانن.

858
00:54:57,710 --> 00:55:02,670
‫نگران نبرد پیش رو هستن، و مدام می‌پرسن که آیا پادشاه جادوگر کمک خواهد کرد یا نه.

859
00:55:03,000 --> 00:55:04,290
‫می‌دونی چی بهمون گفت.

860
00:55:04,380 --> 00:55:08,120
‫اگه قدرت جادوییشو حفظ نکنه، نمی‌تونه یالدابوث رو شکست بده.

861
00:55:08,250 --> 00:55:09,120
‫معامله اینه.

862
00:55:09,540 --> 00:55:12,500
‫پس تا وقتی ارباب شیاطین ظاهر نشه، اون انگشتشو هم تکون نمی‌ده.

863
00:55:12,750 --> 00:55:15,750
‫مسئله اینه که خیلیا وقتی شهر رو پس گرفت دیدنش.

864
00:55:16,170 --> 00:55:20,670
‫می‌دونن توانایی‌هایی داره که خیلی فراتر از پالادین‌هاست، پس برای محافظت به اون چشم دوختن.

865
00:55:21,250 --> 00:55:26,080
‫اگه شهروندا بفهمن که قهرمانشون کنار ما نمی‌ایسته، می‌ترسم روحیه‌شون سقوط کنه.

866
00:55:26,290 --> 00:55:27,080
‫اون قهرمانشونه؟

867
00:55:27,330 --> 00:55:28,750
‫داری در مورد یه نامرده حرف می‌زنی

868
00:55:28,830 --> 00:55:30,210
‫این براشون مهم نیست!

869
00:55:30,580 --> 00:55:33,920
‫و علاوه بر این، بهتره اونو به عنوان یه قهرمان بشناسن تا یه حاکم.

870
00:55:34,380 --> 00:55:36,500
‫اگه اونو به عنوان پادشاه مقدس بخوان چی؟

871
00:55:36,500 --> 00:55:38,670
‫ما هنوز یه شاهدخت مقدس داریم، باشه؟

872
00:55:39,580 --> 00:55:40,670
‫نمی‌تونه مرده باشه.

873
00:55:40,920 --> 00:55:43,960
‫دشمن باید اونو یه جایی گروگان گرفته باشه تا دست بالا رو داشته باشه.

874
00:55:44,500 --> 00:55:45,500
‫بله، معذرت می‌خوام.

875
00:55:46,170 --> 00:55:47,750
‫ولی این یه نگرانی واقعیه.

876
00:55:48,000 --> 00:55:50,580
‫می‌ترسم جایگاه شاهدخت مقدس در خطر باشه.

877
00:55:50,880 --> 00:55:52,670
‫شاهدخت کالکا یه حاکم محبوبه!

878
00:55:53,000 --> 00:55:54,540
‫فکر می‌کنی نگرانی‌هاش معتبره؟

879
00:55:54,790 --> 00:55:59,330
‫خب، چون ما پالادینیم، معلومه که پادشاه جادوگر رو قهرمان نمی‌دونیم.

880
00:55:59,710 --> 00:56:04,500
‫ولی این حس رو تو شهر دارم که شهروندا دارن این‌طوری در موردش فکر می‌کنن.

881
00:56:04,500 --> 00:56:07,790
‫اون این‌قدر قدرت نشون داد که به سختی می‌تونم سرزنششون کنم.

882
00:56:08,330 --> 00:56:09,370
‫دقیقاً داری چی می‌گی؟

883
00:56:09,920 --> 00:56:13,040
‫فکر می‌کنی آوردن پادشاه جادوگر به اینجا اشتباه بود، گوستاو؟

884
00:56:13,380 --> 00:56:14,500
‫نه، اینو نمی‌گم.

885
00:56:15,080 --> 00:56:17,500
‫این بهترین تصمیمی بود که اون موقع می‌تونستین بگیرین.

886
00:56:18,380 --> 00:56:18,870
‫خیلی خب.

887
00:56:19,540 --> 00:56:20,920
‫پس الان چیکار می‌کنی؟

888
00:56:22,580 --> 00:56:26,580
‫هرچند شانس به نفع ما نیست، باید خودمون دشمنو بیرون کنیم.

889
00:56:27,170 --> 00:56:31,120
‫اگه این کارو نکنیم، ممکنه جنگ حتی اگه یالدابوث بمیره هم تموم نشه.

890
00:56:31,500 --> 00:56:33,620
‫باید از پادشاهی خودمون محافظت کنیم.

891
00:56:40,790 --> 00:56:41,920
‫چرا منتظریم؟

892
00:56:43,380 --> 00:56:45,710
‫سه روزه که اینجا نشستیم.

893
00:56:47,420 --> 00:56:50,080
‫شنیدم اون شهر دست پادشاه اعظم بوسِر بود.

894
00:56:50,250 --> 00:56:51,120
‫مشکل همینه؟

895
00:56:51,920 --> 00:56:54,330
‫از دشمنی که اونو کشته می‌ترسین؟

896
00:56:54,540 --> 00:56:56,620
‫باید واقعاً سرسخت باشن.

897
00:56:57,170 --> 00:57:00,120
‫ویجار، لازم نیست این‌قدر خودتو اذیت کنی.

898
00:57:00,210 --> 00:57:01,540
‫تو مثل بچه‌ها می‌مونی.

899
00:57:01,710 --> 00:57:04,250
‫چرا قبل از اینکه دهنتو باز کنی یه کم صبر یاد نمی‌گیری؟

900
00:57:04,580 --> 00:57:07,120
‫اگه بیشتر از این منتظر بمونیم، از پیری می‌میری.

901
00:57:09,290 --> 00:57:11,210
‫دیگه کافیه، هر دوتون.

902
00:57:13,250 --> 00:57:15,210
‫نمی‌تونیم هیچ اختلافی تو صفوفمون داشته باشیم.

903
00:57:15,500 --> 00:57:18,580
‫اگه داشته باشیم مجبور می‌شم موضوع رو به لرد یالدابوث گزارش بدم.

904
00:57:19,830 --> 00:57:23,420
‫در مورد دلیل اینکه چرا هنوز حمله نکردیم...

905
00:57:23,420 --> 00:57:29,500
‫لرد یالدابوث بهمون دستور داد نیرو هامونو سر جاشون مستقر کنیم، ولی چند روزی صبر کنیم تا انسان‌ها بتونن ما رو تماشا کنن.

906
00:57:30,080 --> 00:57:32,620
‫می‌خواست ترسشون زیاد و زیادتر بشه.

907
00:57:32,920 --> 00:57:34,080
‫نمی‌تونم شکایتی کنم.

908
00:57:34,330 --> 00:57:35,330
‫خیلی هوشمندانه‌س.

909
00:57:35,330 --> 00:57:39,120
‫حالا یادتون باشه، اون مقدار دقیق زمان رو مشخص نکرد.

910
00:57:39,630 --> 00:57:41,710
‫پس من می‌گم پس‌فردا حمله کنیم.

911
00:57:42,500 --> 00:57:44,080
‫یه دستور دیگه هم بود.

912
00:57:44,330 --> 00:57:45,580
‫گفت خیلی مهمه.

913
00:57:46,250 --> 00:57:50,040
‫باید چند تا انسان رو زنده بذاریم و بهشون اجازه بدیم از شهر فرار کنن.

914
00:57:50,040 --> 00:57:50,420
‫باید چند تا انسان رو زنده بذاریم و بهشون اجازه بدیم از شهر فرار کنن.

915
00:57:50,710 --> 00:57:51,460
‫خیلی خب.

916
00:57:52,170 --> 00:57:55,000
‫و این یعنی می‌تونیم بقیه‌شونو قتل‌عام کنیم، آره؟

917
00:57:55,330 --> 00:57:56,670
‫اگه دلتون بخواد.

918
00:57:57,210 --> 00:58:00,920
‫حالا، دو روز آینده رو صرف تجدید قوا کنین.

919
00:58:12,420 --> 00:58:14,040
‫ملازم نِیْا باراجا هستم.

920
00:58:14,670 --> 00:58:15,710
‫می‌تونی وارد بشی.

921
00:58:21,540 --> 00:58:26,960
‫اعلی‌حضرت، بهم اطلاع دادن که قراره به عنوان عضوی از فرقه پالادین مقدس به خط مقدم اعزام بشم.

922
00:58:29,330 --> 00:58:32,500
‫بنابراین، نمی‌تونم به وظیفه‌م به عنوان ملازم شما ادامه بدم.

923
00:58:33,000 --> 00:58:35,500
‫می‌خواستم قبل از اینکه راه بیفتم عذرخواهی کنم.

924
00:58:36,250 --> 00:58:38,920
‫من قبلاً چندین بار از جادوم استفاده کردم.

925
00:58:39,540 --> 00:58:42,210
‫یالدابوث ممکنه هدفش این باشه که با نیروهاش اونو تحلیل ببره.

926
00:58:42,210 --> 00:58:46,750
‫اگه تو این نبرد ظاهر نشه، انتظار نداشته باشین به کمکتون بیام.

927
00:58:47,500 --> 00:58:48,540
‫بله، می‌فهمم.

928
00:58:49,460 --> 00:58:55,750
‫با این حال، وظیفه من به عنوان بخشی از این پادشاهی اینه که تا جایی که ممکنه از مردم بی‌گناه محافظت کنم.

929
00:58:56,330 --> 00:59:00,750
‫باید از کسایی که درد می‌کشن و کسایی که نمی‌تونن از خودشون محافظت کنن مراقبت کرد.

930
00:59:04,880 --> 00:59:07,290
‫از این نگاه تو چشمات خوشم میاد.

931
00:59:09,790 --> 00:59:14,000
‫و بنابراین، ملازم باراجا، چند تا آیتم بهت قرض می‌دم.

932
00:59:17,330 --> 00:59:17,790
‫چی؟

933
00:59:18,000 --> 00:59:18,750
‫نه، وایسین!

934
00:59:19,420 --> 00:59:21,000
‫شما قبلاً این کمان رو بهم قرض دادین!

935
00:59:21,170 --> 00:59:24,250
‫نمی‌دونستم اصلاً مناسبه که تو این نبرد ازش استفاده کنم یا نه.

936
00:59:24,420 --> 00:59:27,000
‫من فقط قبولش کردم تا بتونم بهتر بهتون خدمت کنم.

937
00:59:27,170 --> 00:59:30,790
‫این زره پادشاه نیمه‌انسانیه که چند روز پیش شکستش دادم.

938
00:59:31,250 --> 00:59:32,960
‫مطمئنم ازت محافظت می‌کنه.

939
00:59:33,710 --> 00:59:36,170
‫و این به عنوان نقاب آینه‌ای شناخته می‌شه.

940
00:59:36,170 --> 00:59:39,210
‫- به شفاف نگه داشتن دیدت کمک می‌کنه، ولی همچنین—
‫- اعلی‌حضرت!

941
00:59:40,040 --> 00:59:44,290
‫قدردانم، ولی امکان نداره بتونم همه اینا رو قرض بگیرم!

942
00:59:45,080 --> 00:59:46,420
‫پس چرا نه?

943
00:59:49,170 --> 00:59:51,500
‫چطوره در عوض یه قول بدی؟

944
00:59:52,130 --> 00:59:55,710
‫وقتی دیگه لازمشون نداشتی، باید بیای و بهم برشون گردونی.

945
01:00:04,830 --> 01:00:06,870
‫خیلی ممنونم.

946
01:00:07,420 --> 01:00:12,080
‫امیدوارم، منظورم اینه که، حتماً زنده می‌مونم و اینا رو برمی‌گردونم.

947
01:00:26,290 --> 01:00:27,080
‫کارمون تمومه!

948
01:00:27,330 --> 01:00:29,170
‫هیچ راهی نیست که بتونیم در برابر اون پیروز بشیم

949
01:00:30,130 --> 01:00:35,000
‫- اگه پادشاه جادوگر می‌اومد و تعدادشونو کم می‌کرد، شاید می‌تونستیم—
‫- اعلی‌حضرت نمیاد.

950
01:00:35,290 --> 01:00:37,170
‫اون تو این نبرد شرکت نمی‌کنه.

951
01:00:38,080 --> 01:00:40,540
‫وایسا، تو ملازم پادشاه جادوگر نیستی؟

952
01:00:40,920 --> 01:00:42,830
‫یا، منظورم اینه که، حداقل بودی.

953
01:00:43,460 --> 01:00:44,790
‫بله، خودمم.

954
01:00:45,000 --> 01:00:47,290
‫پس می‌دونی چرا بهمون کمک نمی‌کنه؟

955
01:00:48,040 --> 01:00:51,460
‫اعلی‌حضرت باید قدرت جادوییشو برای مبارزه با یالدابوث حفظ کنه.

956
01:00:51,750 --> 01:00:53,710
‫اون تنها کسیه که می‌تونه اون شیطونو بکشه.

957
01:00:54,380 --> 01:00:54,920
‫همین.

958
01:00:55,290 --> 01:00:57,290
‫پس امروز باید خودمون از پسش بربیایم.

959
01:00:58,500 --> 01:00:59,580
‫تعدادمون کمتره.

960
01:00:59,880 --> 01:01:01,370
‫از رومون رد می‌شن.

961
01:01:01,790 --> 01:01:03,370
‫داری بهمون دستور می‌دی بمیریم؟

962
01:01:06,750 --> 01:01:07,870
‫منظورت چیه؟

963
01:01:08,630 --> 01:01:10,540
‫این پادشاهی ماست که باید ازش محافظت کنیم.

964
01:01:12,540 --> 01:01:14,710
‫در نهایت، این به عهده ماست.

965
01:01:15,130 --> 01:01:16,120
‫وظیفه ماست.

966
01:01:16,750 --> 01:01:18,000
‫و پادشاه جادوگر؟

967
01:01:18,130 --> 01:01:19,710
‫اون حتی اهل اینجا هم نیست.

968
01:01:20,040 --> 01:01:21,370
‫به اندازه کافی سخاوتمند بوده.

969
01:01:21,460 --> 01:01:24,620
‫نمی‌تونیم از ضعفمون به عنوان بهونه‌ای برای تکیه کردن بهش استفاده کنیم.

970
01:01:26,000 --> 01:01:28,250
‫پادشاهی ما و جنگ ماست.

971
01:01:28,710 --> 01:01:30,750
‫مردم ما هستن که باید ازشون محافظت کنیم.

972
01:01:31,500 --> 01:01:34,620
‫پس من می‌جنگم چون این عدالته.

973
01:01:36,210 --> 01:01:38,000
‫نیمه‌انسان‌ها قوی‌ان.

974
01:01:38,210 --> 01:01:39,420
‫ما حتی شوالیه هم نیستیم.

975
01:01:39,670 --> 01:01:40,870
‫هیچ شانسی نداریم.

976
01:01:44,250 --> 01:01:49,500
‫ولی این واقعیت رو تغییر نمی‌ده که یکی باید از زن و بچه‌م محافظت کنه.

977
01:01:50,500 --> 01:01:50,870
‫هان؟

978
01:01:51,750 --> 01:01:52,750
‫پس من می‌جنگم.

979
01:01:53,580 --> 01:01:54,420
‫مجبورم.

980
01:01:55,500 --> 01:01:56,330
‫خوبه.

981
01:01:56,790 --> 01:01:58,460
‫و منم باهات می‌جنگم.

982
01:02:20,040 --> 01:02:21,250
‫نترسین.

983
01:02:21,750 --> 01:02:23,620
‫تحت پرچم مقدس!

984
01:02:30,050 --> 01:02:32,050
‫تیرهای دشمن تا ابد مثل بارون نمی‌باره.

985
01:02:32,830 --> 01:02:33,540
‫قوی باشین!

986
01:03:14,330 --> 01:03:16,460
‫حتی با این، هنوز خیلی دورن.

987
01:03:17,710 --> 01:03:18,500
‫داره میاد!

988
01:03:18,710 --> 01:03:19,250
‫عقب بکشین!

989
01:03:19,420 --> 01:03:19,750
‫زود باشین

990
01:04:04,330 --> 01:04:05,920
‫باید بجنگیم!

991
01:04:05,920 --> 01:04:07,250
‫اگه کمان دارین، پس شلیک کنین!

992
01:04:07,380 --> 01:04:09,250
‫و اگه ندارین، پس سنگ پرت کنین!

993
01:04:09,420 --> 01:04:10,870
‫ما فقط به اندازه کافی قوی نیستیم.

994
01:04:11,710 --> 01:04:15,580
‫می‌دونم دردناکه، ولی ما قدرت نجات دادن اون بچه‌ها رو نداریم!

995
01:04:21,000 --> 01:04:21,540
‫آخ!

996
01:04:22,250 --> 01:04:23,460
‫دست نگه ندارین!

997
01:04:23,580 --> 01:04:25,080
‫تا وقتی هنوز می‌تونین بهشون حمله کنین!

998
01:04:25,290 --> 01:04:26,790
‫ما نمی‌تونیم از اون بچه‌ها محافظت کنیم!

999
01:04:26,960 --> 01:04:27,500
‫راست می‌گه!

1000
01:04:28,210 --> 01:04:29,500
‫می‌شناسمتون.

1001
01:04:29,540 --> 01:04:34,000
‫اگه از اون دیوارا رد بشن، زنا و بچه‌های اینجا سرنوشتی بدتر از مرگ خواهند داشت

1002
01:04:34,170 --> 01:04:36,460
‫باید به خاطر خانواده‌هاتون این کارو بکنین!

1003
01:04:36,750 --> 01:04:38,120
‫چاره‌ای نداریم!

1004
01:04:38,450 --> 01:04:38,980
‫حمله!

1005
01:04:39,210 --> 01:04:40,580
‫سنگ بیشتری بیارین!

1006
01:04:59,630 --> 01:05:01,330
‫اوه، نه!

1007
01:05:05,750 --> 01:05:06,540
‫من خوبم.

1008
01:05:07,580 --> 01:05:09,000
‫این باید قدرت اون باشه!

1009
01:05:10,330 --> 01:05:12,540
‫به کشیش بگین به پشتیبانی نیاز داریم.

1010
01:05:14,540 --> 01:05:17,000
‫وقتی دارن بالا میان با نیزه‌هاتون بهشون ضربه بزنین!

1011
01:05:31,830 --> 01:05:32,500
‫سپرها آماده!

1012
01:05:32,500 --> 01:05:33,040
‫سپرها آماده!

1013
01:05:33,330 --> 01:05:34,540
‫خط اول، بندازینشون پایین

1014
01:05:35,040 --> 01:05:35,750
‫بزن بریم!

1015
01:05:37,830 --> 01:05:39,710
‫خط دوم، تو موقعیت قرار بگیرین!

1016
01:05:41,500 --> 01:05:43,750
‫خط سوم، نیزه‌ها به جلو!

1017
01:05:44,920 --> 01:05:45,370
‫خط چهارم، نوبت شماست

1018
01:05:45,380 --> 01:05:46,710
‫خط چهارم، نوبت شماست.

1019
01:05:47,000 --> 01:05:48,460
‫نیزه‌ها به جلو، همین الان

1020
01:05:50,960 --> 01:05:54,170
‫پالادین‌ها، قبل از اینکه با دشمن روبرو بشیم در برابر ترس محافظت کنین!

1021
01:05:54,710 --> 01:05:56,330
‫تحت پرچم مقدس!

1022
01:05:58,210 --> 01:05:58,960
‫همینه؟.

1023
01:05:58,960 --> 01:05:59,540
‫همینه.

1024
01:05:59,670 --> 01:06:00,170
‫همه نیروها آماده.

1025
01:06:00,170 --> 01:06:00,710
‫همه نیروها آماده؟

1026
01:06:01,750 --> 01:06:03,250
‫دروازه‌ها رو باز کنین!

1027
01:06:07,580 --> 01:06:09,920
‫شما ارزش خاکی که روش وایسادین رو هم ندارین

1028
01:06:10,080 --> 01:06:14,370
‫پوست پر از حشره‌تون این‌قدر کثیفه که
‫حتی برای پاک کردن کون منم مناسب نیست!

1029
01:06:18,290 --> 01:06:19,830
‫نیزه‌ها، بکشین!

1030
01:06:21,130 --> 01:06:22,710
‫نیزه‌ها، ضربه بزنین!

1031
01:06:23,670 --> 01:06:25,710
‫حالا، بمب آتشین!

1032
01:06:59,670 --> 01:07:02,790
‫نمی‌تونم هم‌زمان با سه تا از ژنرال‌هاشون بجنگم.

1033
01:07:04,790 --> 01:07:05,750
‫پالادین سابیکوس!

1034
01:07:06,080 --> 01:07:07,000
‫پالادین اِستِبان!

1035
01:07:07,500 --> 01:07:08,170
‫بله، قربان!

1036
01:07:09,500 --> 01:07:10,460
‫اونا قوی‌ان.

1037
01:07:10,830 --> 01:07:12,920
‫لازمه که فعلاً دو تاشونو عقب نگه دارین.

1038
01:07:13,130 --> 01:07:15,000
‫در این حین، من سومی رو می‌کشم.

1039
01:07:15,250 --> 01:07:16,080
‫بسپارش به ما!

1040
01:07:16,460 --> 01:07:18,170
‫من تا آخرین نفسم می‌جنگم!

1041
01:07:18,580 --> 01:07:21,290
‫اگه ترجیح می‌دین، من مشکلی ندارم هم‌زمان با همه‌تون روبرو بشم.

1042
01:07:22,040 --> 01:07:24,750
‫فکر کردی لذت فرستادنت به جهنمو از خودم دریغ می‌کنم؟

1043
01:07:24,750 --> 01:07:25,500
‫فکر کردی لذت فرستادنت به جهنمو از خودم دریغ می‌کنم؟

1044
01:07:25,630 --> 01:07:26,750
‫عمراً!

1045
01:07:28,170 --> 01:07:30,420
‫اون یه جنگجوی درست مثل توئه، ویجار.

1046
01:07:30,750 --> 01:07:33,540
‫می‌ذاریم اون جنگی که این‌قدر تشنه‌شی رو بهت بده.

1047
01:07:35,380 --> 01:07:36,290
‫تحسین‌برانگیزه، انسان.

1048
01:07:36,540 --> 01:07:38,000
‫چه شمشیر خوبی داری.

1049
01:07:38,540 --> 01:07:40,670
‫قبل از اینکه بمیری اسمتو بگو.

1050
01:07:41,250 --> 01:07:43,170
‫من رمیدیوس کاستودیوام.

1051
01:07:44,250 --> 01:07:45,460
‫خب، چقدر خوش‌شانسم!

1052
01:07:45,880 --> 01:07:48,620
‫تو به عنوان قوی‌ترین پالادین کل پادشاهی شناخته می‌شی، مگه نه؟

1053
01:07:50,080 --> 01:07:52,290
‫تمام چیزی که من دنبالشم شکوهه.

1054
01:07:52,790 --> 01:07:54,290
‫من ویجار راجاندالا هستم.

1055
01:07:54,790 --> 01:07:56,370
‫سرتو می‌گیرم، انسان.

1056
01:07:56,750 --> 01:08:00,120
‫بعد از این کار، بالاخره لقب پنجه شیطانی رو به ارث می‌برم!

1057
01:08:00,130 --> 01:08:01,790
‫دیگه کافیه چرت و پرت گفتی!

1058
01:08:11,380 --> 01:08:12,790
‫ضربت قوی!

1059
01:08:13,330 --> 01:08:14,040
‫دژ

1060
01:08:16,290 --> 01:08:17,540
‫پنجه قدرت!

1061
01:08:17,920 --> 01:08:19,460
‫دوباره ضربت قوی!

1062
01:08:24,000 --> 01:08:25,210
‫مال من که قبلاً مرده.

1063
01:08:25,330 --> 01:08:25,710
‫اوه نه.

1064
01:08:27,080 --> 01:08:29,000
‫مال من زیاد مقاومت نکرد.

1065
01:08:29,210 --> 01:08:31,080
‫حالا کی کُنده، پسر جون؟

1066
01:08:31,330 --> 01:08:32,790
‫کمک می‌خوای؟

1067
01:08:33,080 --> 01:08:34,290
‫من دنبال شکوهم.

1068
01:08:34,580 --> 01:08:35,960
‫چرا باید کمک بخوام؟

1069
01:08:36,210 --> 01:08:39,120
‫به نظر می‌رسه آزادیم هر کاری دلمون خواست بکنیم، مادام ناسرین.

1070
01:08:39,250 --> 01:08:42,920
‫شاید باید اون خط سپرها رو بشکنیم و بیشتر وارد شهر بشیم.

1071
01:08:42,920 --> 01:08:44,040
‫عمراً بذارم!

1072
01:08:45,290 --> 01:08:46,580
‫نه به این زودی!

1073
01:08:47,000 --> 01:08:49,210
‫چطور جرأت کردی به دوئل ما پشت کنی!

1074
01:08:51,380 --> 01:08:52,120
‫سپر نگه دار

1075
01:08:52,630 --> 01:08:53,540
‫موضعتونو حفظ کنین!

1076
01:08:55,380 --> 01:08:57,870
‫من فقط یکی از اینا دارم، ولی بزن بریم!

1077
01:09:00,250 --> 01:09:02,250
‫ضربت مقدس بی‌نهایت!

1078
01:09:08,580 --> 01:09:10,250
‫چه مرگشه؟

1079
01:09:10,580 --> 01:09:11,710
‫چرا کار نکرد؟

1080
01:09:12,750 --> 01:09:16,500
‫مطمئناً تأثیرگذار به نظر می‌رسید، ولی به سختی اصلاً سوزوند.

1081
01:09:17,000 --> 01:09:18,290
‫فقط برای ترسوندن من بود؟

1082
01:09:19,250 --> 01:09:22,120
‫نور مقدس من بدون شکست شر رو از بین می‌بره.

1083
01:09:22,460 --> 01:09:27,290
‫بعد از تمام اون رنجی که بهمون دادی، بعد از شروع این جنگ لعنتی، هنوز شرور نیستی!

1084
01:09:28,460 --> 01:09:31,670
‫اگه تسلایی باشه، قشنگ به نظر می‌رسید.

1085
01:09:32,000 --> 01:09:33,460
‫چرا، تقریباً کورم کرد.

1086
01:09:34,880 --> 01:09:36,120
‫کار خوبی بود، انسان.

1087
01:09:37,210 --> 01:09:41,040
‫حالا قصه‌هایی تعریف می‌کنن که چطور از بزرگ‌ترین حمله‌ت بدون اینکه تکون بخورم جون سالم به در بردم.

1088
01:09:41,540 --> 01:09:44,960
‫چون نقشتو خیلی خوب بازی کردی، اگه تسلیم بشی، سریع می‌کشمت. .

1089
01:09:45,250 --> 01:09:52,790
‫تو خوش بگذرون، ویجار، ولی همه ما نمی‌تونیم وقتمونو روی یه زن تلف کنیم، پس ما بدون تو به تسخیر شهر ادامه می‌دیم.

1090
01:09:55,380 --> 01:09:56,370
‫تو از مردم محافظت کن، من تنها می‌جنگم.

1091
01:09:56,380 --> 01:09:58,120
‫تو از مردم محافظت کن، من تنها می‌جنگم.

1092
01:09:58,290 --> 01:10:01,580
‫اینا مردم منن، و من قسم خوردم که اونا رو در امان نگه دارم.

1093
01:10:02,710 --> 01:10:05,080
‫بهش توجه نکن، مادام ناسرین.

1094
01:10:05,290 --> 01:10:09,080
‫معتقدم تو دقیقاً طلسمی رو داری که اون ضعیف‌های پشت سرشو پاکسازی کنه.

1095
01:10:09,460 --> 01:10:10,500
‫درسته، دارم.

1096
01:10:15,460 --> 01:10:16,620
‫اعلام دوئل

1097
01:10:18,880 --> 01:10:20,330
‫نمی‌تونم تکون بخورم.

1098
01:10:20,330 --> 01:10:22,540
‫تا وقتی با من بجنگی، مشکلی پیش نمیاد.

1099
01:10:22,790 --> 01:10:24,370
‫حق منو ادا خواهی کرد.

1100
01:10:26,540 --> 01:10:27,170
‫گوی آتشین!

1101
01:10:31,250 --> 01:10:32,620
‫دیوار اسکلت!

1102
01:10:38,250 --> 01:10:40,870
‫معتقدم اینجا درسی برای یاد گرفتن هست.

1103
01:10:41,170 --> 01:10:44,210
‫ولی سه ژنرال در برابر یکی زیاد جوانمردانه نیست.

1104
01:10:44,500 --> 01:10:46,330
‫اون کیه، یه نامرده؟

1105
01:10:46,750 --> 01:10:48,040
‫این‌طور به نظر می‌رسه.

1106
01:10:48,040 --> 01:10:51,420
‫وای، معتقدم اون یه لیچ بزرگه.

1107
01:10:51,500 --> 01:10:52,540
‫پادشاه جادوگر!

1108
01:10:52,750 --> 01:10:53,620
‫اون نجاتمون می‌ده!

1109
01:10:53,670 --> 01:10:55,170
‫اعلی‌حضرت، خواهش می‌کنم

1110
01:10:55,290 --> 01:10:56,960
‫داریم می‌میریم!

1111
01:10:58,880 --> 01:11:00,870
‫فکر می‌کنی اینجا چیکار می‌کنی؟

1112
01:11:01,750 --> 01:11:04,540
‫معتقدم این باید نسبتاً واضح باشه.

1113
01:11:09,630 --> 01:11:11,870
‫اومدم جونتونو نجات بدم.

1114
01:11:12,460 --> 01:11:13,460
‫این‌طوره؟

1115
01:11:13,790 --> 01:11:15,000
‫پس اینو به تو می‌سپارم.

1116
01:11:16,130 --> 01:11:18,420
‫پادشاه جادوگر خط مقدم رو کنترل می‌کنه!

1117
01:11:18,880 --> 01:11:22,000
‫ما به عنوان نیروی کمکی برای هر کسی که به کمک نیاز داره عمل می‌کنیم.

1118
01:11:22,790 --> 01:11:24,580
‫همه سربازا، دنبالم بیاین!

1119
01:11:29,790 --> 01:11:33,420
‫تو تمام زندگیم هیچ‌وقت با همچین بی‌احترامی آشکاری باهام رفتار نشده بود.

1120
01:11:34,380 --> 01:11:39,290
‫فکر می‌کردم اگه استاد اعظم پالادین‌ها بهم مدیون باشه مفید باشه، ولی اون خیلی بی‌ادبه!

1121
01:11:39,630 --> 01:11:41,370
‫اصلاً قدرمو نمی‌دونه!

1122
01:11:41,380 --> 01:11:44,370
‫چرا یه نامرده باید به نجات انسان‌ها بیاد؟

1123
01:11:45,000 --> 01:11:47,420
‫شاید توسط یه نکرومانسر کنترل می‌شی؟

1124
01:11:47,830 --> 01:11:50,830
‫اون زن زیاد برات احترام قائل نیست، مگه نه؟

1125
01:11:51,580 --> 01:11:53,210
‫اون تو رو اینجا گذاشت تا بمیری!

1126
01:11:53,460 --> 01:11:53,960
‫ساکت شو!

1127
01:12:00,130 --> 01:12:01,290
‫چیکار کردی؟

1128
01:12:01,380 --> 01:12:03,580
‫اگه یادم باشه، درخواست سکوت کردم.

1129
01:12:08,380 --> 01:12:09,460
‫اون چیکار...

1130
01:12:13,790 --> 01:12:14,790
‫اشتباه محاسبه کردم.

1131
01:12:16,920 --> 01:12:18,460
‫نیمه‌انسان‌ها رو بکشین!

1132
01:12:18,480 --> 01:12:20,480


1133
01:12:30,080 --> 01:12:35,120
‫اگه می‌دونستم این‌طوری می‌شه، به جاش تلاشمو روی خانم باراجا متمرکز می‌کردم.

1134
01:12:48,250 --> 01:12:53,370
‫حرفمو گوش کنین، من جاجانم، و دارم سر فرمانده‌شونو می‌گیرم!

1135
01:12:56,580 --> 01:13:00,000
‫نِیْا باراجا، جاجانِ لاگون رو کشت!

1136
01:13:07,500 --> 01:13:09,960
‫وقتی به اون دختر انسان نزدیک می‌شین مراقب باشین.

1137
01:13:11,250 --> 01:13:13,460
‫اون زره پادشاه اعظم رو پوشیده!

1138
01:13:13,880 --> 01:13:15,830
‫پس اون کسی بود که بوسِرو کشت؟

1139
01:13:18,420 --> 01:13:20,920
‫چشماش نگاه شیطانی‌ای داره

1140
01:13:25,830 --> 01:13:27,870
‫به نظر می‌رسه تشنه خونه!

1141
01:13:28,170 --> 01:13:30,500
‫و اون کمان پر از قدرته!

1142
01:13:37,210 --> 01:13:38,670
‫تیرانداز چشم‌دیوانه!

1143
01:13:39,420 --> 01:13:40,420
‫اون کیه؟

1144
01:13:41,710 --> 01:13:42,420
‫خانم باراجا، کار این منطقه تمومه.

1145
01:13:42,420 --> 01:13:43,750
‫خانم باراجا، کار این منطقه تمومه.

1146
01:13:45,130 --> 01:13:46,420
‫نمی‌تونم این کارو بکنم

1147
01:13:47,750 --> 01:13:49,870
‫باید این سلاح رو برگردونم.

1148
01:13:50,290 --> 01:13:55,580
‫ولی اگه بعد از گرفتن همچین هدیه قدرتمندی در حال فرار دیده بشم، تأثیر بدی روی اعلی‌حضرت می‌ذاره.

1149
01:13:56,500 --> 01:13:57,750
‫باید محکم بایستم.

1150
01:13:58,580 --> 01:14:00,080
‫عمراً فرار کنم

1151
01:14:13,670 --> 01:14:14,870
‫من می‌ترسم.

1152
01:14:14,880 --> 01:14:16,420
‫داره می‌لرزه!

1153
01:14:16,750 --> 01:14:17,790
‫کارشو تموم کنین!

1154
01:14:18,880 --> 01:14:20,620
‫از همه طرف حمله کنین!

1155
01:14:23,880 --> 01:14:25,960
‫همینه...

1156
01:14:25,960 --> 01:14:27,960
‫من مردم...

1157
01:14:28,830 --> 01:14:30,250
‫بابا..

1158
01:14:30,250 --> 01:14:30,870
‫مامان...

1159
01:14:32,250 --> 01:14:33,870
‫اعلی‌حضرت...

1160
01:14:45,710 --> 01:14:48,670
‫نزدیک بودا.

1161
01:14:50,500 --> 01:14:51,580
‫شما..

1162
01:14:51,580 --> 01:14:52,620
‫اعلی‌حضرت

1163
01:14:55,040 --> 01:14:58,210
‫خانم باراجا، استراحت کنین و بذارین کمکتون کنم.

1164
01:14:58,920 --> 01:14:59,920
‫نباید تکون بخورین.

1165
01:15:13,290 --> 01:15:15,290
‫نه، این اسرافه اعلی‌حضرت.

1166
01:15:16,040 --> 01:15:17,000
‫من...

1167
01:15:17,130 --> 01:15:17,620
‫خوبم. .

1168
01:15:19,790 --> 01:15:20,960
‫نه، نه

1169
01:15:20,960 --> 01:15:23,540
‫یه چیزی هم بهت می‌دم که خستگیتو رفع کنه

1170
01:15:26,080 --> 01:15:28,540
‫ببخشید که زودتر بهتون نرسیدم.

1171
01:15:28,540 --> 01:15:31,580
‫اعلی‌حضرت، نگران شمام.

1172
01:15:31,920 --> 01:15:33,540
‫جنگیدن با یالدابوث چی می‌شه؟

1173
01:15:34,080 --> 01:15:36,290
‫اگه اون حمله کنه و جادوتون تموم شده باشه چی؟

1174
01:15:36,420 --> 01:15:37,250
‫ممکنه بمیرین.

1175
01:15:37,830 --> 01:15:39,460
‫وقتی وقتش برسه باهاش روبرو می‌شم.

1176
01:15:40,000 --> 01:15:41,710
‫تو این مورد، چاره‌ای نداشتم.

1177
01:15:42,080 --> 01:15:43,540
‫مجبور بودم نجاتت بدم.

1178
01:15:46,790 --> 01:15:48,040
‫حالا می‌فهمم.

1179
01:15:48,380 --> 01:15:49,830
‫بالاخره مطمئن شدم.

1180
01:15:51,920 --> 01:15:53,830
‫در مورد اینکه عدالت یعنی چی.

1181
01:15:55,830 --> 01:15:58,500
‫واقعاً شما بودین، درست همون‌طور که فکر می‌کردم.

1182
01:15:59,460 --> 01:16:01,830
‫می‌ترسم یه کم هذیون بگین.

1183
01:16:02,790 --> 01:16:04,960
‫عدالت قدرت و شجاعت می‌خواد.

1184
01:16:05,130 --> 01:16:07,420
‫چون اگه خیلی ضعیف باشی، نمی‌تونی حفظش کنی.

1185
01:16:07,790 --> 01:16:10,000
‫ولی این به این معنی نیست که قدرت به تنهایی حق رو ایجاد می‌کنه.

1186
01:16:10,210 --> 01:16:12,500
‫کاری که با اون قدرت می‌کنی باعث می‌شه عادلانه باشه.

1187
01:16:12,920 --> 01:16:13,960
‫مثل کمک کردن به دیگران.

1188
01:16:14,380 --> 01:16:18,080
‫استفاده از قدرتت برای محافظت از ضعفا، حتی وقتی ممکنه به خودت آسیب برسونه.

1189
01:16:18,540 --> 01:16:19,330
‫مثل کاری که شما کردین.

1190
01:16:19,750 --> 01:16:22,000
‫به همین دلیله که می‌گم شما خود عدالتین-

1191
01:16:24,820 --> 01:16:26,820
‫اعلی‌حضرت!

1192
01:16:26,920 --> 01:16:28,420
‫همه ما خیلی سپاسگزاریم.

1193
01:16:28,790 --> 01:16:31,960
‫با اینکه رعیت شما نیستیم، شما اومدین اینجا و جونمونو نجات دادین.

1194
01:16:32,540 --> 01:16:33,870
‫چیز ناچیزی بود.

1195
01:16:34,500 --> 01:16:36,870
‫ولی یه خواهشی دارم.

1196
01:16:40,080 --> 01:16:45,460
‫اگه می‌خواین قدردانیتونو نشون بدین، اونو به یه جای امن ببرین تا وقتی که نبرد پیروز بشه.

1197
01:16:48,080 --> 01:16:48,870
‫ممنونم.

1198
01:16:48,880 --> 01:16:56,040
‫نِیْا باراجا و همه کسای دیگه تو این پادشاهی، می‌تونین بقیه‌شو به من بسپرین.

1199
01:17:08,000 --> 01:17:09,960
‫ممنونم، اعلی‌حضرت!

1200
01:17:10,380 --> 01:17:11,210
‫شما قهرمان ما هستین!

1201
01:17:12,000 --> 01:17:14,120
‫هورا برای پادشاه جادوگر!

1202
01:17:26,670 --> 01:17:27,210
‫هومف.

1203
01:17:43,960 --> 01:17:44,540
‫باورنکردنیه.

1204
01:17:45,080 --> 01:17:47,330
‫۴۰ هزار نیمه‌انسان نابود شدن.

1205
01:17:47,750 --> 01:17:50,290
‫این یه پیروزی برای کتابای تاریخه، سرورم.

1206
01:17:50,580 --> 01:17:51,250
‫این‌طور فکر نمی‌کنین؟

1207
01:17:51,880 --> 01:17:55,290
‫یه پیروزیه، ولی نمی‌گم که مال ماست.

1208
01:17:55,960 --> 01:17:59,580
‫پادشاه جادوگر امروز شکوه رو به دست آورد، و این کارو تنها انجام داد.

1209
01:17:59,830 --> 01:18:00,540
‫اشتباه می‌کنی!

1210
01:18:01,750 --> 01:18:03,830
‫همه ما برای نجات این شهر سخت جنگیدیم.

1211
01:18:04,170 --> 01:18:05,580
‫بعضی‌ها جونشونو از دست دادن.

1212
01:18:05,580 --> 01:18:08,460
‫همین‌طور بود، و تو اونجا تو خط مقدم بودی.

1213
01:18:08,670 --> 01:18:09,960
‫خودت از نزدیک دیدی.

1214
01:18:10,500 --> 01:18:14,170
‫پالادین‌هامون و شهروندامون برای این سرزمین جنگیدن و مردن.

1215
01:18:14,580 --> 01:18:16,750
‫هیچ پیروزی‌ای بدون اونا ممکن نبود.

1216
01:18:17,080 --> 01:18:18,420
‫این قدرو می‌تونم قبول کنم.

1217
01:18:18,960 --> 01:18:23,750
‫ولی رک بگم، با وجود تلاش‌هاشون، بدون کمک پادشاه جادوگر شکست می‌خوردیم.

1218
01:18:23,960 --> 01:18:24,620
‫اشتباه می‌کنم؟

1219
01:18:26,170 --> 01:18:29,830
‫یادآوری می‌کنم، اون فقط وسط جنگ بهمون ملحق شد!

1220
01:18:30,170 --> 01:18:32,870
‫به همه آدمای شجاعی فکر کن که قبل از اون مردن!

1221
01:18:32,880 --> 01:18:33,370
‫شهروندامون، پالادین‌هامون، کشیش‌هامون!

1222
01:18:33,380 --> 01:18:36,000
‫شهروندامون، پالادین‌هامون، کشیش‌هامون!

1223
01:18:36,420 --> 01:18:39,870
‫داری می‌گی اونا همه چیزو بی‌دلیل فدا کردن؟!

1224
01:18:41,000 --> 01:18:41,460
‫استاد اعظم...

1225
01:18:41,460 --> 01:18:42,920
‫دیدی داشت چیکار می‌کرد!

1226
01:18:43,250 --> 01:18:45,710
‫داشت خودنمایی می‌کرد فقط برای اینکه مردمو طرف خودش بکشه!

1227
01:18:46,170 --> 01:18:48,290
‫قسم می‌خورم این جنگ براش چیزی جز یه بازی نیست.

1228
01:18:48,290 --> 01:18:48,750
‫قسم می‌خورم این جنگ براش چیزی جز یه بازی نیست.

1229
01:18:50,170 --> 01:18:51,370
‫وایسا، خودشه.

1230
01:18:52,200 --> 01:18:54,200
‫یالدابوث و پادشاه جادوگر باید با هم کار کنن.

1231
01:18:55,920 --> 01:18:57,170
‫ببین چی شد.

1232
01:18:57,330 --> 01:18:59,670
‫اون تنها کسیه که واقعاً از این جنگ سود برد.

1233
01:18:59,670 --> 01:19:00,080
‫اون تنها کسیه که واقعاً از این جنگ سود برد.

1234
01:19:00,330 --> 01:19:01,250
‫حالا همه چیز جور درمیاد!

1235
01:19:01,540 --> 01:19:03,500
‫پادشاهی ما رو ضعیف می‌کنه، ولی هنوز نقش قهرمانو بازی می‌کنه.

1236
01:19:03,710 --> 01:19:05,170
‫بعدش در آخر، ما رو فتح می‌کنه

1237
01:19:05,250 --> 01:19:06,040
‫مطمئنم!

1238
01:19:06,330 --> 01:19:09,580
‫استاد اعظم کاستودیو، این مشخصاً روی شما تأثیر گذاشته.

1239
01:19:09,880 --> 01:19:10,960
‫فعلاً برین استراحت کنین.

1240
01:19:12,170 --> 01:19:13,000
‫این یه دستوره.

1241
01:19:21,080 --> 01:19:21,580
‫برین تو

1242
01:19:21,910 --> 01:19:22,610
‫زود باشین!

1243
01:19:37,250 --> 01:19:38,920
‫یالدابوث!

1244
01:19:39,290 --> 01:19:45,870
‫ببخشید اگه جشن پیروزیتونو قطع می‌کنم، ولی می‌ترسم نبرد هنوز تموم نشده باشه.

1245
01:19:49,500 --> 01:19:51,080
‫تو سر راهی!

1246
01:20:18,330 --> 01:20:19,000
‫شاهدخت.

1247
01:20:20,380 --> 01:20:21,000
‫کالکا..

1248
01:20:21,000 --> 01:20:26,500
‫خدای من، گمونم به هر حال سلاح خوبی نبود، این‌طوری از هم پاشید.

1249
01:20:26,500 --> 01:20:33,000
‫با این حال، حداقل سالم می‌موند اگه مثل یه وحشی با شمشیرت حمله نمی‌کردی.

1250
01:20:40,420 --> 01:20:42,250
‫چه جیغ زیبایی

1251
01:20:42,250 --> 01:20:43,000
‫چه جیغ زیبایی!

1252
01:20:51,750 --> 01:20:57,960
‫خب حالا، شما باید پادشاه جادوگر بزرگ باشین.

1253
01:20:58,330 --> 01:21:01,210
‫یا باید به جاش اعلی‌حضرت آینز اول گون صداتون کنم؟

1254
01:21:01,790 --> 01:21:03,000
‫منو ببخشین.

1255
01:21:03,420 --> 01:21:06,080
‫من یه شیطونم، ولی این بهونه‌ای برای بی‌ادب بودن نیست.

1256
01:21:06,580 --> 01:21:08,250
‫بیاین تشریفات رو کنار بذاریم.

1257
01:21:09,080 --> 01:21:13,370
‫فرض می‌کنم اومدین اینجا منو بکشین، پس آداب و رسوم در حال حاضر اولویتم نیست.

1258
01:21:14,330 --> 01:21:16,000
‫بله، می‌خوام بمیری.

1259
01:21:16,250 --> 01:21:21,170
‫می‌تونیم تمام روز نیروهای همدیگه رو قتل‌عام کنیم، ولی این تا وقتی ما دو نفر تو نبرد روبرو نشیم حل نمی‌شه.

1260
01:21:21,170 --> 01:21:22,670
‫ولی می‌دونم قوی هستی.

1261
01:21:23,170 --> 01:21:24,330
‫حتی قوی‌تر از مومون.

1262
01:21:24,630 --> 01:21:29,830
‫به همین دلیله که نقشه‌ای ساختم تا پیروزیمو فراتر از هر شکی تضمین کنم.

1263
01:21:31,330 --> 01:21:33,210
‫اون خدمتکارای شیطانی اینجا هم هستن؟

1264
01:21:35,290 --> 01:21:36,370
‫خب، خب.

1265
01:21:36,540 --> 01:21:38,170
‫اعلی‌حضرت، کاری که باید بکنین رو انجام بدین.

1266
01:21:38,290 --> 01:21:39,540
‫نگران ما نباشین.

1267
01:21:41,920 --> 01:21:43,670
‫فکر کن، ای انسان کوچولو.

1268
01:21:44,250 --> 01:21:47,830
‫نگران نباشین، وقتی ناجیتونو بکشم مرگ آروم و دردناکتونو خواهید داشت.

1269
01:21:50,130 --> 01:21:51,420
‫خداحافظی‌تونو بکنین.

1270
01:21:51,500 --> 01:21:54,750
‫ما تو برج ساعت مرکز شهر منتظرتون خواهیم بود.

1271
01:21:56,330 --> 01:21:59,830
‫مشتاقانه منتظر اینم، پادشاه جادوگر!

1272
01:22:00,830 --> 01:22:03,420
‫شاهزاده کاسپوند، من براتون یه کم وقت می‌خرم.

1273
01:22:04,080 --> 01:22:07,920
‫باید به هر کسی که نزدیک مرکز شهره دستور بدین فوراً تخلیه کنه.

1274
01:22:08,710 --> 01:22:09,620
‫می‌فهمم.

1275
01:22:10,170 --> 01:22:10,750
‫ولی وایسین!

1276
01:22:11,130 --> 01:22:14,710
‫شما قبلاً این‌همه جادو برای کمک به ما استفاده کردین و اصلاً استراحت نکردین!

1277
01:22:14,880 --> 01:22:16,370
‫می‌تونین پیروز بشین؟

1278
01:22:16,380 --> 01:22:16,750
‫مطمئناً خطرناک خواهد بود، ولی می‌ترسم تو این موضوع چاره‌ای نداشته باشم.

1279
01:22:16,750 --> 01:22:21,290
‫مطمئناً خطرناک خواهد بود، ولی
‫می‌ترسم تو این موضوع چاره‌ای نداشته باشم.

1280
01:22:22,500 --> 01:22:23,290
‫منظورتون چیه؟

1281
01:22:23,420 --> 01:22:25,670
‫مردم قلمرو جادوگر بهتون نیاز دارن.

1282
01:22:27,580 --> 01:22:29,040
‫من به عنوان یه پادشاه قول دادم.

1283
01:22:30,250 --> 01:22:30,960
‫باید نگهش دارم.

1284
01:22:30,960 --> 01:22:31,670
‫باید نگهش دارم.

1285
01:22:35,750 --> 01:22:41,620
‫حتی اگه شرایط اون‌طور که برنامه‌ریزی کردم نباشه، شیطون اومده سراغم و پس من نابودش می‌کنم.

1286
01:22:42,080 --> 01:22:43,870
‫اون‌وقت خدمتکارا مال من می‌شن

1287
01:22:49,210 --> 01:22:49,750
‫پیام.

1288
01:22:50,380 --> 01:22:53,040
‫هانزو، کسی رو تو این منطقه دیدی؟

1289
01:22:53,920 --> 01:22:54,460
‫پلِیادِس؟

1290
01:22:55,210 --> 01:22:57,330
‫اوه آره، می‌دونم اینجا هستن.

1291
01:22:58,750 --> 01:23:02,290
‫این بار هم هیچ نشونه‌ای از بازیکن یا آیتم‌های جهانی نیست، هان؟

1292
01:23:02,710 --> 01:23:05,370
‫اتفاقی که برای شالتیر افتاد فقط یه اتفاق شانسی بود یا چی؟

1293
01:23:06,000 --> 01:23:07,580
‫احتیاط زیادی ضرری نداره.

1294
01:23:08,170 --> 01:23:09,460
‫یه روزی می‌فهمم.

1295
01:23:10,750 --> 01:23:12,080
‫همه چیزای دیگه آماده‌س.

1296
01:23:12,540 --> 01:23:15,920
‫حالا تنها کاری که باید بکنم اینه که نقشه دمیورگ رو دنبال کنم، پس باید آسون باشه.

1297
01:23:15,920 --> 01:23:19,710
‫حتی اگه یه چیزی رو خراب کنم، فقط می‌گم این کارو کردم تا امتحانش کنم.

1298
01:23:21,080 --> 01:23:25,170
‫<i>اگه دمیورگ به نحوی این تصور رو پیدا نکرده بود که من یه نابغه‌م، این مشکلی نبود.</i>

1299
01:23:25,630 --> 01:23:29,960
‫<i>نصف دستورالعمل‌هایی که برای این نقشه بهم داد فقط این بود: «با جریان پیش برو، من به قضاوتت اعتماد دارم.»</i>

1300
01:23:31,130 --> 01:23:34,000
‫<i>هی حالا، هر دوشون، با این ایده‌های کاملاً دیوانه‌وار بهم ضربه می‌زنن.</i>

1301
01:23:34,420 --> 01:23:36,790
‫<i>کی شنیده یه پادشاه تنها برای کمک به کشور دیگه‌ای بره؟</i>

1302
01:23:37,290 --> 01:23:38,540
‫<i>من اینجا از پسش برنمیام!</i>

1303
01:23:38,960 --> 01:23:40,710
‫<i>یه لحظه به این چیزا فکر کنین!</i>

1304
01:23:41,580 --> 01:23:43,330
‫<i>باشه، از پسش برمیای، رفیق.</i>

1305
01:23:43,960 --> 01:23:45,000
‫<i>همه چی خوبه.</i>

1306
01:23:45,580 --> 01:23:48,120
‫<i>فقط اینو تموم کن و بعدش دیگه راحته.</i>

1307
01:23:53,960 --> 01:23:55,330
‫<i>این فقط یه ارباب خشم شیطانی معمولیه.</i>

1308
01:23:55,330 --> 01:23:56,210
‫<i>این فقط یه ارباب خشم شیطانی معمولیه.</i>

1309
01:23:56,750 --> 01:24:00,540
‫<i>تنها تفاوتش اینه که دمیورگ این یکیو احضار کرده و لول ۸۴ئه..</i>

1310
01:24:01,420 --> 01:24:07,330
‫<i>با وجود آتیش، این یه هیولای کاملاً از نوع جنگجوئه، پس یعنی حملات فیزیکی قدرتمند و جون بالا.</i>

1311
01:24:07,960 --> 01:24:10,120
‫فرض می‌کنم از نقشه مطلع شدین؟

1312
01:24:10,830 --> 01:24:12,620
‫بله، البته، سرورم.

1313
01:24:12,830 --> 01:24:14,540
‫هر وقت شما آماده باشین.

1314
01:24:15,540 --> 01:24:16,370
‫خیلی خب.

1315
01:24:16,750 --> 01:24:22,370
‫فقط برای روشن شدن موضوع، بعد از اینکه نبرد پیروز شد، می‌خواین شیطونتونو احضار کنین تا به شهر حمله کنه؟

1316
01:24:16,750 --> 01:24:22,370
‫فقط برای روشن شدن موضوع، بعد از اینکه نبرد پیروز شد، می‌خواین شیطونتونو احضار کنین تا به شهر حمله کنه؟

1317
01:24:22,960 --> 01:24:24,330
‫درسته، سرورم.

1318
01:24:25,080 --> 01:24:27,710
‫در اون صورت، من دو تا درخواست دارم.

1319
01:24:28,420 --> 01:24:32,420
‫اول، می‌خوام تو یه پروژه شخصی که خوب پیش نرفته کمکم کنین.

1320
01:24:32,880 --> 01:24:33,710
‫چیز خیلی خاصی نیست.

1321
01:24:34,580 --> 01:24:41,960
‫و دوم، نمی‌تونم اجازه بدم مهارت‌های جنگیم کُند بشه، پس می‌خوام به شیطون احضار شده‌تون دستور بدین که جدی باهام بجنگه.

1322
01:24:42,790 --> 01:24:44,580
‫ولی، سرورم...

1323
01:24:45,540 --> 01:24:46,580
‫می‌فهمیم.

1324
01:24:46,960 --> 01:24:47,500
‫آلبیدو!

1325
01:24:47,880 --> 01:24:53,000
‫با این حال، ارباب خشم شیطانی احتمالاً برای راضی کردن کسی با مهارت شما کافی نخواهد بود.

1326
01:24:53,630 --> 01:24:55,790
‫چرا نذاریم خدمتکارای شیطانی هم به نبرد ملحق بشن؟

1327
01:24:55,790 --> 01:24:56,710
‫به حداکثر رساندن جادو!

1328
01:24:56,880 --> 01:24:57,330
‫واقعیت!

1329
01:24:58,000 --> 01:24:59,210
‫شیزو هم اینجا؟

1330
01:25:00,920 --> 01:25:03,500
‫می‌ترسم تصادفاً پلِیادِس رو بکشم.

1331
01:25:05,080 --> 01:25:08,330
‫پس از دوپل‌گنگرهای اعظم استفاده می‌کنیم تا به جای اونا باهاتون بجنگن.

1332
01:25:08,580 --> 01:25:11,500
‫عملکردشون ناامیدتون نمی‌کنه، مطمئنتون می‌کنم.

1333
01:25:12,500 --> 01:25:12,870
‫هوم؟

1334
01:25:29,630 --> 01:25:31,790
‫چرا من این‌قدر ضعیفم؟

1335
01:25:36,080 --> 01:25:37,920
‫نه، خودم گفتم.

1336
01:25:38,130 --> 01:25:39,250
‫قدرت کافی نیست.

1337
01:25:39,460 --> 01:25:42,250
‫حتی اگه به اندازه یه ارباب شیطانی قوی بودم، مهم نبود.

1338
01:25:43,380 --> 01:25:45,250
‫ولی اعلی‌حضرت فرق می‌کنه.

1339
01:25:45,750 --> 01:25:48,170
‫اون تنها کسیه که عدالت رو مجسم می‌کنه.

1340
01:25:49,710 --> 01:25:50,870
‫خواهش می‌کنم، اعلی‌حضرت!

1341
01:25:51,420 --> 01:25:53,000
‫باید پیروز بشین!

1342
01:25:53,630 --> 01:25:54,460
‫باید!

1343
01:26:37,670 --> 01:26:41,420
‫خویشاوند جادوگر شما به دست من مرده!

1344
01:26:42,130 --> 01:26:42,960
‫دروغ می‌گی!

1345
01:26:42,960 --> 01:26:46,670
‫و همه‌شو مدیون شما انسان‌های خودخواهم.

1346
01:26:49,670 --> 01:26:54,620
‫اگه پادشاه جادوگر تو فرم مناسبی بود، مطمئناً این پیروزی از دستم در می‌رفت.

1347
01:26:55,420 --> 01:26:59,920
‫ولی اون قدرت جادوییشو بارها و بارها برای کمک به شما کِرم‌ها استفاده کرد.

1348
01:27:00,920 --> 01:27:05,330
‫اون یه پادشاه احمق بود که به خاطر حس مهربونی گمراه‌کننده‌ش نابود شد.

1349
01:27:06,960 --> 01:27:12,580
‫ولی همون‌طور که می‌بینین، ضربه وحشتناکی بهم زده، پس باید برم و استراحت کنم.

1350
01:27:12,830 --> 01:27:18,040
‫فعلاً جونتونو می‌بخشم، ولی به موقع برمی‌گردم تا شما رو از پا دربیارم.

1351
01:27:18,790 --> 01:27:21,710
‫تا اون موقع، بذارین ناامیدی‌تون غلیظ بشه.

1352
01:27:22,080 --> 01:27:23,250
‫باورت نمی‌کنم!

1353
01:27:23,420 --> 01:27:25,000
‫تو فقط یه دروغگوی لعنتی هستی!

1354
01:27:25,210 --> 01:27:27,670
‫فکر کردی من حرفای یه شیطونو باور می‌کنم؟

1355
01:27:36,500 --> 01:27:39,580
‫اون کمان تو واقعاً یه سلاح خوبیه.

1356
01:27:41,040 --> 01:27:44,420
‫خیلی وقته همچین کاردستی‌ای ندیده بودم.

1357
01:27:44,960 --> 01:27:46,870
‫چرا، می‌تونستی کارمو تموم کنی.

1358
01:27:47,330 --> 01:27:48,920
‫یه سلاح واقعی شیطان‌کش.

1359
01:27:49,330 --> 01:27:51,000
‫بیشتر از این کمان بهم بگو.

1360
01:27:51,000 --> 01:27:52,000
‫از چی ساخته شده؟

1361
01:27:52,460 --> 01:27:53,210
‫برو به جهنم!

1362
01:27:53,210 --> 01:27:54,710
‫صبر کن.

1363
01:27:55,250 --> 01:27:59,210
‫ممکنه با فناوری رون ساخته شده باشه که فکر می‌کردن مدت‌هاست از بین رفته؟

1364
01:28:00,170 --> 01:28:00,830
‫کافیه!

1365
01:28:01,040 --> 01:28:02,790
‫یه کلمه دیگه هم بهت نمی‌گم!

1366
01:28:05,250 --> 01:28:08,210
‫خب، به نظر می‌رسه این بهترین کاریه که می‌تونم بکنم.

1367
01:28:08,830 --> 01:28:10,210
‫وقت تلپورت اعظمه.

1368
01:28:12,330 --> 01:28:13,790
‫فرار نکن!

1369
01:28:21,880 --> 01:28:23,170
‫اعلی‌حضرت.

1370
01:28:43,960 --> 01:28:50,370
‫سه روز از ناپدید شدن اعلی‌حضرت گذشته، و این تمام کاریه که می‌تونم انجام بدم.

1371
01:28:51,330 --> 01:28:54,460
‫باید یه واحد جستجو تشکیل بدیم و هر چه زودتر پیداش کنیم.

1372
01:28:54,920 --> 01:28:57,080
‫وقتی هیچ وقتی برای تلف کردن نیست داریم وقت تلف می‌کنیم.

1373
01:28:59,710 --> 01:29:00,330
‫چرا شاهزاده کاسپوند هیچ کاری برای کمک نمی‌کنه؟

1374
01:29:00,330 --> 01:29:02,420
‫چرا شاهزاده کاسپوند هیچ کاری برای کمک نمی‌کنه؟

1375
01:29:05,040 --> 01:29:07,670
‫نه، تقصیر منه که به اندازه کافی قوی نیستم.

1376
01:29:08,250 --> 01:29:11,170
‫اگه قدرت داشتم، می‌تونستم خودم برم دنبالش بگردم.

1377
01:29:15,380 --> 01:29:18,540
‫اگه عدالت قدرت می‌خواد، پس ضعف باید شر باشه.

1378
01:29:18,750 --> 01:29:20,000
‫ملازم نِیْا باراجا!

1379
01:29:21,000 --> 01:29:23,250
‫شاهزاده کاسپوند درخواست حضور شما رو کرده.

1380
01:29:23,500 --> 01:29:25,080
‫باشه، همین الان می‌بینمش.

1381
01:29:25,460 --> 01:29:26,830
‫بعداً می‌تونیم تمرین کنیم، ببخشید.

1382
01:29:27,040 --> 01:29:27,620
‫مشکلی نیست.

1383
01:29:27,960 --> 01:29:31,420
‫فکر نکنم هنوز بهتون برسیم، ولی از درس‌ها قدردانی می‌کنم.

1384
01:29:31,670 --> 01:29:34,750
‫باید تا وقتی می‌تونیم تمرین کنیم برای وقتی که نیمه‌انسان‌ها برگردن، درسته؟

1385
01:29:34,750 --> 01:29:35,710
‫درسته.

1386
01:29:36,080 --> 01:29:39,420
‫تمرینمونو ادامه می‌دیم و هر روز قوی‌تر می‌شیم.

1387
01:29:40,000 --> 01:29:42,750
‫ضعف یه گناهه، پس هیچ‌وقت تسلیم نشین.

1388
01:29:43,500 --> 01:29:45,920
‫در مورد پادشاه جادوگر، خب...

1389
01:29:46,420 --> 01:29:48,540
‫تصمیم گرفتین یه تیم جستجو و نجات بفرستین؟

1390
01:29:48,790 --> 01:29:51,420
‫همون‌طور که بارها بهتون گفتم، این ممکن نیست.

1391
01:29:51,880 --> 01:29:55,460
‫فکر می‌کنیم پادشاه جادوگر باید موقع سقوط تو تپه‌های اَبِلیون فرود اومده باشه.

1392
01:29:55,880 --> 01:29:57,080
‫پر از نیمه‌انسانه.

1393
01:29:57,250 --> 01:29:58,290
‫کاملاً ناامنه.

1394
01:29:58,960 --> 01:30:03,460
‫مگه اینکه یه نیروی قابل توجه آماده کنیم، فقط سربازا رو می‌فرستیم اونجا تا مرگ‌های بی‌معنی‌ای داشته باشن.

1395
01:30:03,460 --> 01:30:07,420
‫جدا از اون، حداقل باید نزدیک شهر جستجو کنیم در صورتی که اونجا افتاده باشه.

1396
01:30:07,500 --> 01:30:08,330
‫فایده‌ای نداره.

1397
01:30:09,170 --> 01:30:10,500
‫خودتون دیدینش.

1398
01:30:10,960 --> 01:30:12,750
‫هیچ‌کس نمی‌تونه از همچین سقوطی جون سالم به در ببره.

1399
01:30:13,420 --> 01:30:15,330
‫پادشاه جادوگر مرده و رفته.

1400
01:30:15,580 --> 01:30:17,040
‫اعلی‌حضرت هنوز زنده‌س!

1401
01:30:17,330 --> 01:30:18,040
‫نه، مرده.

1402
01:30:18,250 --> 01:30:20,870
‫تو تنها کسی هستی که به این ایده مسخره چسبیده!

1403
01:30:21,750 --> 01:30:24,620
‫اگه شما دو نفر تموم کردین، من هنوز چیز دیگه‌ای برای گفتن دارم.

1404
01:30:25,540 --> 01:30:30,670
‫ولی قبل از اینکه شروع کنم، یه متحد جدید نسبتاً غیرمعمول داریم که باید بهتون معرفیش کنم.

1405
01:30:30,670 --> 01:30:32,250
‫الان صداش می‌کنم بیاد تو.

1406
01:30:32,460 --> 01:30:33,870
‫نترسین.

1407
01:30:37,750 --> 01:30:39,750
‫این فرستاده بی‌بی‌بی‌ئه.

1408
01:30:41,750 --> 01:30:42,290
‫یه زِرن؟

1409
01:30:42,670 --> 01:30:44,000
‫بله، درسته.

1410
01:30:44,500 --> 01:30:47,290
‫مردمش در حال حاضر دارن سعی می‌کنن علیه یالدابوث شورش کنن.

1411
01:30:48,170 --> 01:30:52,790
‫اونا فقط به این دلیل از دستوراتش پیروی می‌کردن که یکی از اعضای خانواده سلطنتی‌شون گروگان گرفته شده بود.

1412
01:30:53,250 --> 01:30:58,080
‫ما برای تضمین امنیت پادشاهمون همکاری کردیم، ولی وقتی تپه‌ها رو ترک کردیم، شیاطین به هر حال اونو کشتن.

1413
01:30:58,460 --> 01:31:01,000
‫یعنی شاهزاده تنها مرد باقی‌مونده ماست.

1414
01:31:01,330 --> 01:31:05,290
‫اون الان تو یه برج تو شهری حدود پنج روز جنوب غربی اینجا زندانیه.

1415
01:31:05,290 --> 01:31:08,250
‫اونا می‌خوان ما تو یه عملیات نجات بهشون کمک کنیم.

1416
01:31:09,040 --> 01:31:10,750
‫شاهزاده زِرن تو کالینشا نگه داشته می‌شه.

1417
01:31:11,080 --> 01:31:13,460
‫این یه شهر ضروری تو قلمرو شمالی ماست.

1418
01:31:14,080 --> 01:31:19,040
‫خب یه اتحاد کوچیک تشکیل می‌دیم، شاهزاده زِرن رو نجات می‌دیم، بعدش با هم کالینشا رو آزاد می‌کنیم.

1419
01:31:20,210 --> 01:31:24,580
‫اگه همکاریتونو به ما بدین، ما ۳۰۰۰ سرباز داریم که می‌تونن بهتون تو پس گرفتن شهر کمک کنن.

1420
01:31:25,210 --> 01:31:29,670
‫و بعد از اون، باید بتونیم یه واحد نجات برای جستجوی پادشاه جادوگر بفرستیم.

1421
01:31:30,170 --> 01:31:35,000
‫جستجو تو تپه‌های اَبِلیون به تنهایی خیلی خطرناکه، ولی با کمک زِرن‌ها می‌تونیم انجامش بدیم.

1422
01:31:35,290 --> 01:31:39,000
‫چیزی که می‌خوام بگم، ملازم، اینه که می‌خوام تو این کار باشی.

1423
01:31:39,210 --> 01:31:41,120
‫به شهر نفوذ کن و شاهزاده رو نجات بده.

1424
01:31:54,630 --> 01:31:57,120
‫خب کی تو این مأموریت به من ملحق می‌شه؟

1425
01:31:58,290 --> 01:32:00,830
‫خب، اون یه غافلگیری دیگه‌س.

1426
01:32:03,710 --> 01:32:09,540
‫بعد از اینکه پادشاه جادوگر با یالدابوث جنگید، یکی از خدمتکارای شیطانی به شهر اومد و بهمون تسلیم شد.

1427
01:32:10,210 --> 01:32:11,290
‫ولی چرا؟

1428
01:32:13,830 --> 01:32:19,290
‫هرچند پادشاه جادوگر تو نبرد پیروز نشد، به نظر می‌رسه تونسته کنترل یکی از خدمتکارا رو به دست بگیره.

1429
01:32:19,670 --> 01:32:21,540
‫اون الان به جاش به اون وفاداره.

1430
01:32:50,040 --> 01:32:51,710
‫نِیْا باراجا اومده شما رو ببینه.

1431
01:32:51,960 --> 01:32:53,370
‫می‌شه لطفاً خودتونو نشون بدین؟

1432
01:32:55,500 --> 01:32:57,460
‫وای، چه صورت عالی‌ای.

1433
01:32:58,790 --> 01:33:01,420
‫پس تو خدمتکار یالدابوثی، اینجا نگهت داشتن؟

1434
01:33:01,540 --> 01:33:02,000
‫آهان.

1435
01:33:02,420 --> 01:33:06,540
‫هرچند دقیق‌تر بگم، می‌گم الان در واقع خدمتکار لرد آینزم.

1436
01:33:07,420 --> 01:33:09,080
‫منظورت اعلی‌حضرته، درسته؟

1437
01:33:09,630 --> 01:33:11,750
‫به هر حال، با من چیکار داری؟

1438
01:33:12,500 --> 01:33:13,500
‫باید صحبت کنیم.

1439
01:33:14,130 --> 01:33:16,620
‫امیدوار بودم بتونی تو مأموریت بهم کمک کنی.

1440
01:33:22,500 --> 01:33:23,420
‫بیا، بنوش.

1441
01:33:23,710 --> 01:33:24,710
‫اون چیه؟

1442
01:33:25,290 --> 01:33:26,210
‫این یه نوشیدنی شکلاتیه.

1443
01:33:27,500 --> 01:33:30,870
‫هرچند یه کم کالریش بالاست، حدود ۲۰۰۰.

1444
01:33:31,880 --> 01:33:33,710
‫ولی من نگرانش نمی‌شم.

1445
01:33:34,290 --> 01:33:36,830
‫چاق شدن از خوردن چیزای خوشمزه بد نیست.

1446
01:33:37,330 --> 01:33:41,370
‫در واقع، یکی از موجودات اعظم حتی گفت می‌تونی بهش بگی هدف زندگی.

1447
01:33:42,540 --> 01:33:42,870
‫خب، گمونم امتحانش کنم.

1448
01:33:42,880 --> 01:33:44,210
‫خب، گمونم امتحانش کنم.

1449
01:33:46,880 --> 01:33:47,750
‫چقدر شیرینه.

1450
01:33:52,920 --> 01:33:54,370
‫یکی دیگه می‌خوای؟

1451
01:33:56,330 --> 01:33:56,750
‫می‌تونم؟

1452
01:33:56,880 --> 01:33:57,750
‫واقعاً خوشمزه‌س.

1453
01:34:06,330 --> 01:34:07,710
‫خیلی ممنونم.

1454
01:34:09,710 --> 01:34:10,870
‫بیخیال اون.

1455
01:34:11,130 --> 01:34:13,080
‫باید چند تا سؤال ازت بپرسم، باشه؟

1456
01:34:14,580 --> 01:34:18,250
‫خب، اول، می‌دونم تو یه خدمتکار شیطانی هستی، ولی هیچ‌کس اسمتو بهم نگفت.

1457
01:34:18,580 --> 01:34:20,120
‫شاید شنیده باشی، ولی من نِیْا هستم.

1458
01:34:20,500 --> 01:34:23,750
‫داشتم به عنوان ملازم اعلی‌حضرت، پادشاه جادوگر، خدمت می‌کردم.

1459
01:34:24,210 --> 01:34:25,000
‫می‌دونم، آره.

1460
01:34:25,290 --> 01:34:27,620
‫در مورد چشمای ترسناک تو بهم هشدار داده بودن.

1461
01:34:28,580 --> 01:34:29,870
‫می‌تونی منو شیزو صدا کنی.

1462
01:34:30,630 --> 01:34:31,500
‫مأموریت چیه؟

1463
01:34:34,420 --> 01:34:35,790
‫خیلی خب، می‌فهمم.

1464
01:34:36,380 --> 01:34:40,080
‫ما دو نفر مخفیانه وارد قلعه می‌شیم و شاهزاده رو از اون برج نجات می‌دیم.

1465
01:34:40,630 --> 01:34:44,960
‫وقتی تموم شدیم، ارتش شما و زِرن‌ها کالینشا رو پس می‌گیرن.

1466
01:34:45,250 --> 01:34:45,670
‫درسته.

1467
01:34:46,170 --> 01:34:47,830
‫همچنین، زِرن‌ها بهم یه هشدار دادن.

1468
01:34:48,130 --> 01:34:50,330
‫گفتن ممکنه یه شیطون بزرگ تو قلعه باشه.

1469
01:34:50,630 --> 01:34:52,750
‫ممکنه تو راه اتاق شاهزاده بهش برخورد کنیم.

1470
01:34:53,130 --> 01:34:54,460
‫چیزی در موردش می‌دونی؟

1471
01:34:55,250 --> 01:35:01,620
‫سه تا هستن، ولی خوش‌شانسیم که نوبتی مراقب
‫شهرن، پس نباید بیشتر از یکی اون اطراف باشه.

1472
01:35:02,670 --> 01:35:04,870
‫خوبه، ولی این چیزا چقدر قوی‌ان؟

1473
01:35:07,290 --> 01:35:09,960
‫خب، باشه، پس چقدر قوی‌ان در مقایسه با تو؟

1474
01:35:10,500 --> 01:35:11,370
‫سخته بگم.

1475
01:35:11,750 --> 01:35:13,710
‫می‌دونم از لرد آینز ضعیف‌ترن.

1476
01:35:13,790 --> 01:35:15,080
‫صداش کن اعلی‌حضرت.

1477
01:35:16,500 --> 01:35:18,500
‫اعلی‌حضرت پادشاه جادوگر.

1478
01:35:18,880 --> 01:35:22,830
‫فکر می‌کنم «لرد آینز» یه کم زیادی خودمونیه مخصوصاً از طرف یه خدمتکار.

1479
01:35:22,920 --> 01:35:23,960
‫دقیقاً منظورت چیه؟

1480
01:35:24,080 --> 01:35:26,290
‫خودش بهم گفت باید اون‌طوری صداش کنم.

1481
01:35:26,500 --> 01:35:27,790
‫فکر کنم کاملاً خوبه.

1482
01:35:28,420 --> 01:35:34,330
‫اون بهم اجازه خاصی داد که از اسمش استفاده کنم، پس «لرد آینز»ئه.

1483
01:35:34,540 --> 01:35:35,420
‫می‌فهمی؟

1484
01:35:35,670 --> 01:35:36,290
‫صبر کن!

1485
01:35:36,500 --> 01:35:37,620
‫ولی تو تازه دیدیش.

1486
01:35:37,750 --> 01:35:39,500
‫داری می‌گی موقع جنگ بهت گفته این کارو بکنی؟

1487
01:35:39,500 --> 01:35:41,250
‫متأسفانه باید با حقیقت روبرو بشی.

1488
01:35:42,250 --> 01:35:45,500
‫می‌دونم این برات یه شوک بزرگ بوده، ولی من خاصم.

1489
01:35:46,170 --> 01:35:46,790
‫مشکلی نیست.

1490
01:35:47,000 --> 01:35:48,830
‫همه نمی‌تونن از بالا شروع کنن.

1491
01:35:49,500 --> 01:35:55,330
‫یه روزی، اگه سخت تلاش کنی و ایمانتو حفظ کنی، واقعاً معتقدم می‌تونی با من عضو کلوب لرد آینز بشی.

1492
01:35:56,000 --> 01:35:57,000
‫پتانسیلشو داری.

1493
01:35:58,420 --> 01:35:58,830
‫شیزو...

1494
01:35:58,830 --> 01:36:01,040
‫کار یه متخصصه که یه کارآموزو راهنمایی کنه.

1495
01:36:01,330 --> 01:36:02,920
‫فکر کنم تیم خوبی می‌شیم.

1496
01:36:03,500 --> 01:36:04,370
‫خب، ممنونم.

1497
01:36:04,830 --> 01:36:05,960
‫حداقل این خوبه.

1498
01:36:06,250 --> 01:36:12,290
‫می‌دونم که تازه دیدمت، ولی هر کسی که بتونه عظمت لرد آینز رو درک کنه باید بهش رحم بشه.

1499
01:36:12,880 --> 01:36:16,750
‫با اینکه تو یه شیطونی و با اینکه یه کم گیج‌کننده‌ای، باید موافقت کنم.

1500
01:36:17,500 --> 01:36:20,540
‫عشق مشترکمون به اعلی‌حضرت ما رو از این مرحله عبور می‌ده.

1501
01:36:20,750 --> 01:36:22,000
‫خوشحالم که دیدمت.

1502
01:36:27,460 --> 01:36:31,080
‫تو یه انسانی، ولی اون چشمای جسور خیلی خوبن.

1503
01:36:31,460 --> 01:36:37,830
‫اعتراف می‌کنم وقتی اول اومدی اینجا فکر کردم مهم نیست
‫اگه تو مأموریت بمیری، ولی حالا ازت محافظت می‌کنم.

1504
01:36:39,040 --> 01:36:41,960
‫لرد آینز قبل از پایان نبرد یه دستور بهم داد.

1505
01:36:42,210 --> 01:36:44,670
‫بهم گفت با تو و متحدانت همکاری کنم.

1506
01:36:45,170 --> 01:36:48,290
‫مردن نه، ولی هر کار دیگه‌ای برای کمکت می‌کنم.

1507
01:36:48,960 --> 01:36:49,790
‫به درد من می‌خوره.

1508
01:36:50,460 --> 01:36:50,830
‫خوبه.

1509
01:36:52,750 --> 01:36:54,000
‫الان چیکار کردی؟

1510
01:36:54,330 --> 01:36:55,330
‫این چیز عجیب چیه؟

1511
01:36:55,330 --> 01:36:58,080
‫اینا رو رو چیزای بامزه می‌ذارم، یا تو این مورد رو تو.

1512
01:36:58,080 --> 01:37:00,540
‫باشه، ولی چیه و چرا رو سر منه؟

1513
01:37:00,920 --> 01:37:01,370
‫می‌دونم.

1514
01:37:01,540 --> 01:37:03,000
‫تو مثل یه خواهر کوچولویی.

1515
01:37:04,670 --> 01:37:05,580
‫باشه، خیلی خب.

1516
01:37:08,500 --> 01:37:11,710
‫حالا بگیرش، ولی یه جایی که بتونی ببینی بچسبونش.

1517
01:37:13,330 --> 01:37:13,790
‫باشه.

1518
01:37:14,500 --> 01:37:15,790
‫حرفامون تموم شد؟

1519
01:37:16,420 --> 01:37:18,290
‫نه، وایسا، یه چیز دیگه

1520
01:37:18,830 --> 01:37:21,870
‫وقتی شاهزاده رو نجات دادیم، می‌خوام دنبال اعلی‌حضرت بگردم.

1521
01:37:22,330 --> 01:37:25,500
‫منظورم اینه که هنوز باید بفهمیم اعلی‌حضرت کجا افتاده پایین.

1522
01:37:25,580 --> 01:37:26,420
‫به نظر من خوبه.

1523
01:37:26,750 --> 01:37:27,790
‫آره، بیا این کارو بکنیم.

1524
01:37:27,910 --> 01:37:28,180
‫واقعاً؟

1525
01:37:29,000 --> 01:37:32,580
‫قضیه اینه که، نمی‌دونیم اعلی‌حضرت خوبه یا نه هنوز.

1526
01:37:32,880 --> 01:37:34,620
‫ممکنه تو قلمرو دشمن گیر افتاده باشه.

1527
01:37:35,080 --> 01:37:38,290
‫ایمان دارم که به نحوی از پسش برمیاد، ولی از بدترین حالت می‌ترسم.

1528
01:37:38,420 --> 01:37:39,580
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

1529
01:37:40,670 --> 01:37:41,500
‫اون خوبه.

1530
01:37:41,710 --> 01:37:42,540
‫اون نمرده.

1531
01:37:43,500 --> 01:37:46,960
‫این واقعیت که لرد آینز منو تحت کنترلش داره اثباتشه.

1532
01:37:51,040 --> 01:37:52,750
‫چرا داری گریه می‌کنی؟

1533
01:37:56,040 --> 01:37:59,710
‫خوشحالم که هنوز زنده‌س.

1534
01:38:04,630 --> 01:38:06,580
‫وای، یه پل کامل از آب‌بینیه.

1535
01:38:06,880 --> 01:38:08,420
‫یه جورایی تحت تأثیر قرار گرفتم.

1536
01:38:11,080 --> 01:38:12,920
‫می‌شورمش و بهت برمی‌گردونم، باشه؟

1537
01:38:13,170 --> 01:38:14,250
‫واقعاً، خیلی متأسفم.

1538
01:38:14,250 --> 01:38:15,750
‫این خجالت‌آوره.

1539
01:38:22,250 --> 01:38:23,670
‫کالینشا دقیقاً جلوتره.

1540
01:38:36,250 --> 01:38:37,290
‫همونجا وایسا.

1541
01:38:38,460 --> 01:38:39,830
‫فقط داریم جیره می‌آریم.

1542
01:38:44,080 --> 01:38:45,920
‫هنوز راضی شدی؟

1543
01:39:22,170 --> 01:39:25,670
‫سخت بود.

1544
01:39:26,580 --> 01:39:28,170
‫یه کم گوشت تو موهاته.

1545
01:39:28,690 --> 01:39:29,190
‫هوم؟

1546
01:39:36,040 --> 01:39:37,100
‫حوله می‌خوای؟

1547
01:39:37,830 --> 01:39:40,750
‫دیگه هیچ‌وقت تو بشکه گوشت خام قایم نمی‌شم.

1548
01:39:41,500 --> 01:39:44,750
‫خب، منظورم اینه که، وقتی مخفیانه خارج می‌شیم مجبوریم این کارو بکنیم.

1549
01:39:52,790 --> 01:39:54,080
‫چقدر کاربردیه.

1550
01:39:55,750 --> 01:39:56,870
‫آماده‌ای؟

1551
01:39:59,330 --> 01:40:03,040
‫شاهزاده زِرن تو یه برج قلعه جداگانه اسیر شده.

1552
01:40:03,040 --> 01:40:08,000
‫فقط با عبور از پل آسمونی می‌تونیم بهش برسیم، که به ساختمونی که الان توش هستیم وصله.

1553
01:40:08,500 --> 01:40:13,620
‫متأسفانه، قبل از اینکه بتونیم به پل برسیم، باید از یه گذرگاه طولانی رد بشیم که هیچ جایی برای قایم شدن نداره.

1554
01:40:14,170 --> 01:40:14,580
‫فهمیدم.

1555
01:40:15,080 --> 01:40:16,000
‫و بعد از اون؟

1556
01:40:16,380 --> 01:40:18,670
‫وارد یه اتاق می‌شیم که یه طناب آماده شده.

1557
01:40:19,130 --> 01:40:21,000
‫بعدش با طناب به یه طبقه دیگه فرود میایم.

1558
01:40:48,630 --> 01:40:49,670
‫ممنون، شیزو.

1559
01:40:51,170 --> 01:40:52,920
‫نِیْا، خیلی کُندی.

1560
01:41:02,580 --> 01:41:03,790
‫من راستیو می‌گیرم.

1561
01:41:04,290 --> 01:41:05,370
‫چپی مال توئه.

1562
01:41:12,750 --> 01:41:15,290
‫از اینجا به بعد، مسابقه با زمانه.

1563
01:41:18,580 --> 01:41:21,250
‫اگه اشتباه کردم، فقط منو نادیده بگیر و ادامه بده.

1564
01:41:21,630 --> 01:41:23,750
‫مأموریت نجات مهم‌تر از...

1565
01:41:24,960 --> 01:41:25,540
‫اوم...

1566
01:41:26,170 --> 01:41:27,040
‫اینجا منتظر بمون.

1567
01:41:27,040 --> 01:41:29,170
‫یه کلکی بلدم که می‌تونم استفاده کنم.

1568
01:41:48,880 --> 01:41:49,920
‫همه جا امنه.

1569
01:41:50,250 --> 01:41:51,250
‫آماده‌ای بریم؟

1570
01:41:52,790 --> 01:41:57,250
‫فقط یه بار در روز می‌تونم از اون توانایی مخفی‌کاری کامل استفاده کنم، پس بیا مراقب باشیم.

1571
01:41:58,040 --> 01:41:59,000
‫درسته، می‌فهمم.

1572
01:42:12,580 --> 01:42:13,670
‫احتمالاً یه نگهبانه.

1573
01:42:14,330 --> 01:42:15,870
‫بیا فوراً از پا درش بیاریم.

1574
01:42:16,460 --> 01:42:17,210
‫من آماده‌م.

1575
01:42:19,500 --> 01:42:21,210
‫تو دیگه چه جهنمی هستی؟

1576
01:42:25,920 --> 01:42:27,830
‫نمی‌تونیم رد بشیم، باید چیکار کنیم؟

1577
01:42:27,880 --> 01:42:30,370
‫تنها گزینه‌مون حمله با سرعت کامله.

1578
01:42:30,500 --> 01:42:32,330
‫اگه منتظر بمونیم، نگهبانای بیشتری میان.

1579
01:42:32,330 --> 01:42:33,580
‫پس بیا مستقیم حمله کنیم.

1580
01:42:36,460 --> 01:42:40,040
‫انسان‌ها اصلاً چطور به این برج می‌رسن؟

1581
01:42:48,500 --> 01:42:51,080
‫متأسفانه پرتابه‌ها روم کار نمی‌کنن.

1582
01:42:51,710 --> 01:42:55,120
‫هیچ‌کس نمی‌تونه در برابر هر نوع حمله از راه دوری آسیب‌ناپذیر باشه.

1583
01:42:55,540 --> 01:42:57,920
‫حداقل هیچ‌کس تو سطح این یارو.

1584
01:42:58,540 --> 01:42:59,870
‫این یه جور کلکه.

1585
01:43:00,040 --> 01:43:00,370
‫آره

1586
01:43:00,670 --> 01:43:01,250
‫امتحانم کن!

1587
01:43:01,420 --> 01:43:02,000
‫می‌بینی!

1588
01:43:02,080 --> 01:43:02,750
‫برو کنار.

1589
01:43:07,130 --> 01:43:08,580
‫ببین!

1590
01:43:08,710 --> 01:43:09,920
‫درست همون‌طور که گفتم!

1591
01:43:10,130 --> 01:43:12,670
‫تیرهات روم کار نمی‌کنن، ای انسان احمق!

1592
01:43:13,000 --> 01:43:15,080
‫حالا بمیرین، احمقا!

1593
01:43:17,710 --> 01:43:19,120
‫بیا دیگه، بچه کوچولو!

1594
01:43:19,250 --> 01:43:20,210
‫دیگه تسلیم شو!

1595
01:43:22,880 --> 01:43:24,620
‫چرا داری اونو هدف می‌گیری؟

1596
01:43:25,750 --> 01:43:29,370
‫داری بهش حمله می‌کنی با اینکه تیرهاش برات بی‌فایده‌ن.

1597
01:43:29,670 --> 01:43:30,960
‫منطقی نیست.

1598
01:43:31,920 --> 01:43:34,120
‫اون سر راهه و از قیافه‌ش متنفرم!

1599
01:43:34,380 --> 01:43:35,830
‫شرط می‌بندم می‌تونه بهت آسیب بزنه.

1600
01:43:36,960 --> 01:43:38,460
‫باید یه حدی داشته باشی.

1601
01:43:39,960 --> 01:43:40,920
‫حالا، نِیْا!

1602
01:43:41,130 --> 01:43:41,790
‫گرفتم!

1603
01:43:42,000 --> 01:43:42,620
‫امتحان می‌کنم!

1604
01:43:47,080 --> 01:43:48,290
‫هفت بار.

1605
01:43:49,420 --> 01:43:50,540
‫حدش همینه.

1606
01:43:51,000 --> 01:43:54,790
‫همون‌طور که گفت می‌تونه در برابر حملات از راه دور مقاومت کنه، ولی فقط هفت بار.

1607
01:43:55,790 --> 01:43:57,540
‫این هفت بار در روزه؟

1608
01:43:58,130 --> 01:43:59,000
‫هفت بار در ساعته؟

1609
01:43:59,250 --> 01:44:00,250
‫مطمئن نیستم.

1610
01:44:01,540 --> 01:44:03,460
‫به هر حال زیاد هم مهم نیست.

1611
01:44:03,750 --> 01:44:04,580
‫تو الان مردی.

1612
01:44:05,040 --> 01:44:05,960
‫کارتو تموم می‌کنیم.

1613
01:44:06,830 --> 01:44:09,040
‫عمراً بتونین!

1614
01:44:09,040 --> 01:44:10,540
‫ابر تاریک.

1615
01:44:15,960 --> 01:44:17,920
‫اون رفته پشت سرت.

1616
01:44:19,170 --> 01:44:20,000
‫نِیْا، خم شو!

1617
01:44:21,210 --> 01:44:22,500
‫بیا عوضش کنیم.

1618
01:44:22,880 --> 01:44:23,830
‫حالت انفجار کامل.

1619
01:44:34,670 --> 01:44:37,830
‫واقعاً یه چیزی بود.

1620
01:44:38,580 --> 01:44:40,040
‫خوبی، نِیْا؟

1621
01:44:40,080 --> 01:44:40,710
‫من خوبم.

1622
01:44:41,290 --> 01:44:44,000
‫هرچند یکی از بازوهام درد می‌کنه، پس سخته با کمانم تیراندازی کنم.

1623
01:44:44,000 --> 01:44:45,790
‫معجون شفابخش همراهت داری؟

1624
01:44:45,920 --> 01:44:46,750
‫نه، ندارم.

1625
01:44:47,130 --> 01:44:50,080
‫ولی الان فقط باید گروگان رو نجات بدیم، پس باید خوب باشم.

1626
01:44:51,170 --> 01:44:52,170
‫پس بیا بریم.

1627
01:44:55,960 --> 01:45:02,080
‫یکی از آیتم‌هایی که اعلی‌حضرت بهم داد طلسم شفابخش اجرا می‌کنه، ولی فقط قدرت جادویی کافی برای یه بار استفاده ازش رو دارم.

1628
01:45:02,540 --> 01:45:05,170
‫بازوم درد می‌کنه، ولی بهتره در صورت وقوع یه وضعیت اضطراری نگهش دارم.

1629
01:45:07,170 --> 01:45:07,830
‫رسیدیم.

1630
01:45:08,330 --> 01:45:08,670
‫آماده.

1631
01:45:13,670 --> 01:45:14,620
‫خالیه.

1632
01:45:25,880 --> 01:45:26,920
‫بهش شلیک نکن

1633
01:45:27,040 --> 01:45:28,420
‫به هر حال اتاق درستی اومده بودی.

1634
01:45:28,500 --> 01:45:29,290
‫این شاهزاده‌س.

1635
01:45:29,670 --> 01:45:30,290
‫این چیز؟

1636
01:45:31,710 --> 01:45:32,420
‫سلام.

1637
01:45:32,830 --> 01:45:35,000
‫خب، اوه، می‌تونی حرف بزنی، نمی‌تونی، شاهزاده؟

1638
01:45:35,250 --> 01:45:35,920
‫البته.

1639
01:45:36,580 --> 01:45:37,710
‫ولی شما کی هستین؟

1640
01:45:37,920 --> 01:45:41,000
‫فرض می‌کنم خانوما رو نفرستادن اینجا که بخشی از غذای من باشن.

1641
01:45:41,540 --> 01:45:45,540
‫در واقع، ما اینجاییم تا از طرف یه زِرن دیگه آزادت کنیم.

1642
01:45:45,580 --> 01:45:46,750
‫یکی از فرستاده‌های من؟

1643
01:45:47,580 --> 01:45:49,620
‫اوه، فقط اسمشو می‌دونم بی‌بی‌بی‌ئه.

1644
01:45:49,960 --> 01:45:50,920
‫بی‌بی‌بی، می‌گی؟

1645
01:45:51,670 --> 01:45:57,710
‫خب، قدردان احساساتتونم، ولی اگه اینجا رو ترک کنم، مطمئناً خشم لرد یالدابوث رو برمی‌انگیزم.

1646
01:45:58,250 --> 01:46:02,670
‫این مردممو، و مهم‌تر از همه، پادشاهمونو تو خطر وحشتناکی میندازه.

1647
01:46:03,250 --> 01:46:09,870
‫همه جزئیاتو نمی‌دونم، ولی به نظر می‌رسه پادشاهتون کشته شده، به همین دلیله که زِرن‌ها به هر قیمتی برای نجاتتون رفتن.

1648
01:46:09,880 --> 01:46:11,000
‫پدرم؟

1649
01:46:11,420 --> 01:46:12,120
‫نمی‌تونه باشه.

1650
01:46:12,630 --> 01:46:14,540
‫شهر به‌زودی آزاد می‌شه.

1651
01:46:14,750 --> 01:46:16,830
‫زِرن‌ها با ارتش انسان ما متحد شدن.

1652
01:46:17,080 --> 01:46:20,000
‫وقتی بشنون که شما در امانین، حرکتشونو می‌کنن و حمله می‌کنن.

1653
01:46:20,630 --> 01:46:21,250
‫خیلی خب.

1654
01:46:22,670 --> 01:46:28,420
‫می‌دونم شما قهرمانایی هستین که جونتونو برای نجات من به خطر انداختین، ولی می‌ترسم مجبور باشم یه درخواست بی‌شرمانه بکنم.

1655
01:46:28,750 --> 01:46:33,290
‫به عنوان یه اقدام احتیاطی، لطفاً طوری رفتار می‌کنین که انگار منو برخلاف میلم از اینجا می‌برین؟

1656
01:46:33,540 --> 01:46:35,710
‫داری سعی می‌کنی از مردمت محافظت کنی، مگه نه؟

1657
01:46:35,830 --> 01:46:36,960
‫چه شاهزاده خوبی.

1658
01:46:37,130 --> 01:46:39,420
‫اگه این‌طوره، ما رو آدم‌رباهات در نظر بگیر.

1659
01:46:40,580 --> 01:46:41,750
‫سپاسگزارم.

1660
01:46:42,630 --> 01:46:44,460
‫این ناراحت‌کننده نیست، مگه نه؟

1661
01:46:44,790 --> 01:46:49,580
‫من اینجا رو شونه‌ت خوبم، ولی بوی خیلی خوبی می‌دی که یه کم اشتهامو باز می‌کنه.

1662
01:46:49,710 --> 01:46:51,420
‫زِرن‌ها گوشت انسان می‌خورن؟

1663
01:46:51,670 --> 01:46:54,830
‫نه، ما مایعات بدن رو می‌خوریم، از زنده یا مرده.

1664
01:46:56,420 --> 01:46:59,000
‫اونو نخور وگرنه خیلی عصبانی می‌شم.

1665
01:46:59,500 --> 01:47:03,460
‫واقعاً فکر می‌کنی من این‌قدر حریصم که ناجی خودمو موقع فرارمون بخورم؟

1666
01:47:04,250 --> 01:47:05,420
‫امیدوارم نه.

1667
01:47:05,630 --> 01:47:06,120
‫بیا بریم.

1668
01:47:10,750 --> 01:47:12,920
‫چند نفر رو تو این اتاق حس می‌کنم.

1669
01:47:12,920 --> 01:47:13,960
‫آماده خواهم بود.

1670
01:47:17,250 --> 01:47:17,790
‫نمی‌دونم کی هستن، ولی زِرنن.

1671
01:47:18,170 --> 01:47:19,830
‫نمی‌دونم کی هستن، ولی زِرنن.

1672
01:47:19,960 --> 01:47:20,500
‫خوبه؟

1673
01:47:22,630 --> 01:47:23,790
‫شاهزاده، شما در امانین!

1674
01:47:24,130 --> 01:47:25,000
‫این بی‌بی‌بی‌ئه!

1675
01:47:27,250 --> 01:47:29,420
‫بهم گفته شده که پدرم درگذشته.

1676
01:47:29,960 --> 01:47:31,290
‫ولی قصد دارین چیکار کنین؟

1677
01:47:31,670 --> 01:47:34,670
‫اگه فرار کنیم، فقط ما رو تو مسیر نابودی قرار می‌ده.

1678
01:47:35,080 --> 01:47:36,420
‫منم نگرانم.

1679
01:47:36,500 --> 01:47:37,170
‫ترسناکه.

1680
01:47:37,670 --> 01:47:41,920
‫ولی نمی‌تونیم با یالدابوث بمونیم وقتی اون فقط ما رو به چشم برده و دام می‌بینه.

1681
01:47:41,920 --> 01:47:48,540
‫حتی اگه این سرزمینو فتح کنه، با قضاوت از روی اینکه چطور قبلاً با بوبه‌به‌به عزیز بدرفتاری کرده، آرامش پیدا نمی‌کنیم.

1682
01:47:51,750 --> 01:47:54,290
‫دفعه بعد یه کم سریع‌تر بیا اینجا.

1683
01:47:57,750 --> 01:47:58,540
‫نه بوبه‌به‌به!

1684
01:47:59,500 --> 01:48:03,870
‫همچنین، همون‌طور که می‌ترسیدیم، یکی از دستیارای شیطانی یالدابوث اینجا تو قلعه مستقره.

1685
01:48:04,080 --> 01:48:05,500
‫اون یکیه که دو تا سر داره.

1686
01:48:05,500 --> 01:48:07,000
‫یه سیرکلِت، فهمیدم.

1687
01:48:07,460 --> 01:48:10,620
‫یه نوع شیطونه که سرهای دو تا جادوگر رو می‌پوشه.

1688
01:48:10,630 --> 01:48:12,250
‫بعدش از طلسم‌هاشون استفاده می‌کنه.

1689
01:48:12,960 --> 01:48:14,330
‫این یه فرصت خوبه.

1690
01:48:14,630 --> 01:48:15,750
‫باید بکشیمش.

1691
01:48:17,130 --> 01:48:17,500
‫موافقم.

1692
01:48:17,750 --> 01:48:19,500
‫آینده ما به قدرت شما بستگی داره.

1693
01:48:20,000 --> 01:48:22,080
‫اگه تا اینجا اومدیم، پس باید تا آخرش بریم.

1694
01:48:23,290 --> 01:48:23,830
‫والا حضرت.

1695
01:48:34,540 --> 01:48:35,290
‫نگهبانی نیست.

1696
01:48:35,630 --> 01:48:36,290
‫کاملاً تنهاست.

1697
01:48:37,130 --> 01:48:37,830
‫خوبه، پس.

1698
01:48:38,290 --> 01:48:39,920
‫این بهترین شانسمون برای کشتنش خواهد بود.

1699
01:48:40,290 --> 01:48:40,750
‫بیا بریم.

1700
01:48:40,750 --> 01:48:41,210
‫هوم.

1701
01:48:45,250 --> 01:48:46,580
‫یه انسان؟

1702
01:48:47,420 --> 01:48:48,620
‫پنج عنصر یین، گوی آتشین اعظم!

1703
01:48:48,630 --> 01:48:49,290
‫پنج عنصر یین، گوی آتشین اعظم!

1704
01:48:49,920 --> 01:48:52,210
‫پنج عنصر یانگ، گوی آتشین اعظم!

1705
01:48:53,580 --> 01:48:54,710
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.

1706
01:48:54,880 --> 01:48:58,250
‫اون شاهزاده زِرنه که دور کمر اون انسان پیچیده؟

1707
01:48:58,750 --> 01:49:02,120
‫پس فرض می‌کنم اینجا نیومدین که اونا رو به عنوان یه زندانی جدید تقدیم کنین.

1708
01:49:05,710 --> 01:49:07,080
‫یه خیانت.

1709
01:49:07,750 --> 01:49:08,960
‫چقدر جالب.

1710
01:49:16,000 --> 01:49:18,040
‫اوه نه، خودشه.

1711
01:49:21,630 --> 01:49:24,500
‫کشیش اعظم، کِلارت کاستودیو.

1712
01:49:26,830 --> 01:49:29,540
‫از شما زِرن‌ها انتظار اینو نداشتم.

1713
01:49:29,830 --> 01:49:32,080
‫فکر می‌کردم خیلی خوب با هم کنار میایم.

1714
01:49:32,380 --> 01:49:35,250
‫این یعنی براتون مهم نیست چه اتفاقی برای پادشاهتون بیفته؟

1715
01:49:35,380 --> 01:49:36,750
‫می‌دونیم که شما کشتینش!

1716
01:49:37,040 --> 01:49:39,120
‫دیگه نمی‌تونین با تهدیدهاتون ما رو کنترل کنین!

1717
01:49:39,960 --> 01:49:40,330
‫اون مرده.

1718
01:49:40,330 --> 01:49:41,040
‫اون مرده.

1719
01:49:41,420 --> 01:49:42,750
‫هنوز اینو نشنیده بودم.

1720
01:49:43,330 --> 01:49:45,000
‫اوه خب، مهم نیست.

1721
01:49:45,460 --> 01:49:48,330
‫احتمالاً کشتینش چون زیادی خودشو گرفته بود.

1722
01:49:48,790 --> 01:49:51,750
‫و حالا شما هم دقیقاً به همون سرنوشت دچار می‌شین.

1723
01:49:51,960 --> 01:49:52,790
‫چطور جرأت می‌کنی!

1724
01:49:52,880 --> 01:49:55,330
‫می‌دونم شما خائنا نمی‌تونین به تنهایی منو شکست بدین.

1725
01:49:55,670 --> 01:49:57,870
‫اون انسان قرار بود برگ برنده‌تون باشه؟

1726
01:49:58,000 --> 01:49:58,830
‫می‌فهمی!

1727
01:49:59,380 --> 01:50:00,870
‫این بحث تمومه.

1728
01:50:01,290 --> 01:50:03,080
‫بیاین جلو، شیاطین سایه!

1729
01:50:04,210 --> 01:50:04,710
‫من

1730
01:50:05,170 --> 01:50:08,420
‫همه زِرن‌های ماده رو بکشین، ولی شاهزاده رو زنده بذارین.

1731
01:50:08,830 --> 01:50:11,170
‫تو داری برمی‌گردی به اتاقت، پسر جون.

1732
01:50:12,540 --> 01:50:15,870
‫انسان، هیچ شانسی برای پیروزی
‫با طرفداری از زِرن‌ها نیست.

1733
01:50:16,380 --> 01:50:18,960
‫دوست یا عزیزانی داری که اسیر شده باشن؟

1734
01:50:19,500 --> 01:50:22,000
‫بهم ملحق شو و من مطمئن می‌شم جونشون بخشیده می‌شه.

1735
01:50:23,000 --> 01:50:23,960
‫واقعاً منظورت اینه؟

1736
01:50:24,580 --> 01:50:27,000
‫تا اینجا اومدی و حالا بهمون خیانت می‌کنی؟

1737
01:50:27,290 --> 01:50:27,750
‫ساکت شو!

1738
01:50:28,250 --> 01:50:30,540
‫تو بخشی از این گفتگو نیستی، کِرم.

1739
01:50:31,630 --> 01:50:33,870
‫بهم بگو کیو دوست داری محافظت کنی، انسان.

1740
01:50:34,040 --> 01:50:35,870
‫جون کیو دوست داری نجات بدی؟

1741
01:50:36,500 --> 01:50:38,210
‫همه چی دست خودته.

1742
01:50:40,040 --> 01:50:40,500
‫چی؟

1743
01:50:40,920 --> 01:50:41,580
‫مال توئه..

1744
01:50:41,580 --> 01:50:42,750
‫وقت توضیح نیست.

1745
01:50:50,420 --> 01:50:52,790
‫پنج عنصر ژن، پنجه صاعقه!

1746
01:50:53,920 --> 01:50:56,250
‫پنج عنصر یانگ، پنجه صاعقه!

1747
01:50:58,790 --> 01:51:00,080
‫آفت کوچولو.

1748
01:51:00,790 --> 01:51:01,540
‫موج ضربه

1749
01:51:03,540 --> 01:51:05,540
‫پنج عنصر ژن، پنجه صاعقه!

1750
01:51:06,500 --> 01:51:08,620
‫پنج عنصر یانگ، پنجه صاعقه!

1751
01:51:10,960 --> 01:51:12,580
‫زخم‌های باز!

1752
01:51:12,960 --> 01:51:14,250
‫بد به نظر می‌رسه.

1753
01:51:17,500 --> 01:51:18,790
‫سنگین، بازیابی کن!

1754
01:51:22,040 --> 01:51:23,120
‫فهمیدم.

1755
01:51:25,580 --> 01:51:26,290
‫موج ضربه!

1756
01:51:30,670 --> 01:51:32,170
‫بگو خوبی!

1757
01:51:32,250 --> 01:51:33,710
‫آره، خوب می‌شم.

1758
01:51:34,420 --> 01:51:36,790
‫تچ، زره محکمی پوشیدی.

1759
01:51:37,250 --> 01:51:39,870
‫خیلی خب، بعدی می‌کشتت.

1760
01:51:40,380 --> 01:51:42,960
‫نه، من با جونم از نِیْا محافظت می‌کنم.

1761
01:51:43,420 --> 01:51:43,920
‫چی؟

1762
01:51:45,790 --> 01:51:48,080
‫و متوجه کمانی که استفاده می‌کنه شدی؟

1763
01:51:48,330 --> 01:51:50,750
‫این یه شاهکاره که لرد آینز بهش قرض داده.

1764
01:51:51,000 --> 01:51:51,460
‫چی؟

1765
01:51:52,790 --> 01:51:54,250
‫از پادشاه جادوگر؟

1766
01:51:54,460 --> 01:51:57,120
‫درسته، با فناوری رون ساخته شده.

1767
01:51:57,380 --> 01:51:59,500
‫شیزو، همه راز هامونو فاش نکن!

1768
01:51:59,750 --> 01:52:00,620
‫نمی‌تونه باشه.

1769
01:52:01,170 --> 01:52:05,210
‫منظورت تکنیک مخفی سلاح‌سازیه که فکر می‌کردن تو زمان گم شده؟

1770
01:52:06,040 --> 01:52:08,000
‫سلاحی مثل اون خیلی باارزشه.

1771
01:52:08,790 --> 01:52:10,790
‫ممکنه حتی یه شیطون بزرگ مثل منو بکشه!

1772
01:52:10,880 --> 01:52:12,290
‫نمی‌دونم اینجا چه خبره.

1773
01:52:12,380 --> 01:52:13,250
‫یه سلاح رونی!

1774
01:52:13,580 --> 01:52:15,170
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزشو ببینم!

1775
01:52:15,250 --> 01:52:15,750
‫رون‌ها چی هستن؟

1776
01:52:16,000 --> 01:52:16,870
‫مهم نیست!

1777
01:52:17,080 --> 01:52:18,370
‫فقط یه کمان خوبه!

1778
01:52:23,460 --> 01:52:24,170
‫ولی رون‌ها!

1779
01:52:24,210 --> 01:52:24,960
‫خفه شو!

1780
01:52:26,880 --> 01:52:28,540
‫خب، خیلی خب پس.

1781
01:52:29,920 --> 01:52:30,370
‫کوری.

1782
01:52:31,250 --> 01:52:32,170
‫نمی‌تونم ببینم!

1783
01:52:32,380 --> 01:52:33,920
‫مشکلی نیست، فقط شلیک کن.

1784
01:52:34,210 --> 01:52:34,670
‫درسته!

1785
01:52:39,170 --> 01:52:40,120
‫آفرین!

1786
01:52:40,580 --> 01:52:41,120
‫هان؟

1787
01:52:41,540 --> 01:52:42,580
‫زدمش؟

1788
01:52:42,710 --> 01:52:44,000
‫بیا به حمله ادامه بدیم.

1789
01:52:46,710 --> 01:52:48,540
‫والا حضرت، انجامش دادیم!

1790
01:52:48,670 --> 01:52:49,290
‫آزادیم!

1791
01:52:50,920 --> 01:52:52,290
‫حالا می‌تونی ببینی؟

1792
01:52:53,250 --> 01:52:55,250
‫آهان، حالا بهتر شدم.

1793
01:52:56,630 --> 01:52:57,870
‫خوبه که بشنوم.

1794
01:53:02,000 --> 01:53:04,290
‫باورم نمی‌شه از پسش براومدیم.

1795
01:53:05,210 --> 01:53:06,460
‫کار عالی‌ای بود، دوستای من.

1796
01:53:07,540 --> 01:53:11,250
‫حالا، همه، جسد مادربزرگو با نهایت دقت بخورین.

1797
01:53:12,710 --> 01:53:14,710
‫وایسا، کسی بود که می‌شناختی؟

1798
01:53:15,000 --> 01:53:17,870
‫اون ملکه یه قبیله نیمه‌انسان به اسم پاندَکس بود.

1799
01:53:18,250 --> 01:53:20,540
‫اون همچنین عشق دوران بچگیم بود.

1800
01:53:21,500 --> 01:53:24,250
‫فرض می‌کنم قبل از اینکه راه بیفتیم سر انسانه رو می‌خوری؟

1801
01:53:24,630 --> 01:53:27,830
‫اوه، نه، این کاری نیست که ما انسان‌ها وقتی آدما می‌میرن می‌کنیم.

1802
01:53:29,170 --> 01:53:30,960
‫ولی فکر کنم باید ببریمش خونه.

1803
01:53:31,580 --> 01:53:32,500
‫خیلی خب.

1804
01:53:34,880 --> 01:53:36,960
‫هی، نِیْا، مأموریتمون تموم شد.

1805
01:53:37,210 --> 01:53:38,960
‫فکر کنم بهتره از اینجا بریم.

1806
01:53:39,290 --> 01:53:40,580
‫باشه، بیا بریم.

1807
01:53:51,920 --> 01:53:53,580
‫همه‌شونو از دم تیغ بگذرونین

1808
01:53:53,790 --> 01:53:55,790
‫یه نیمه‌انسان زنده نذارین!

1809
01:53:55,920 --> 01:53:57,370
‫البته به جز زِرن‌ها!

1810
01:53:58,000 --> 01:53:59,330
‫می‌دونم، می‌دونم!

1811
01:54:02,130 --> 01:54:03,120
‫خودشه!

1812
01:54:03,290 --> 01:54:07,080
‫این شانس ماست که با دستای خودمون برای
‫عدالت بایستیم!

1813
01:54:44,040 --> 01:54:46,580
‫انسان‌ها، من برگشتم!

1814
01:54:47,290 --> 01:54:51,170
‫آه، می‌بینم جای خوبی رو برای مردن انتخاب کردین!

1815
01:54:54,040 --> 01:54:57,710
‫به نظر می‌رسه وقتی زخم‌هام داشتن خوب می‌شدن هر کاری دلتون خواست کردین.

1816
01:54:58,040 --> 01:55:00,750
‫ولی تمام خوشی‌تون الان تموم می‌شه.

1817
01:55:04,580 --> 01:55:07,250
‫هیچ‌کس از شعله‌های خشم من فرار نمی‌کنه!

1818
01:55:07,540 --> 01:55:10,040
‫خشمگین شین و رنج بکشین تا چیزی جز خاکستر باقی نمونه!

1819
01:55:11,500 --> 01:55:12,500
‫از اینجا عقب‌نشینی کن!

1820
01:55:12,580 --> 01:55:13,250
‫من می‌جنگم!

1821
01:55:13,420 --> 01:55:14,080
‫نمی‌تونی!

1822
01:55:14,250 --> 01:55:14,960
‫این دیوونگیه!

1823
01:55:14,960 --> 01:55:15,540
‫باید برای نجات جونت فرار کنی!

1824
01:55:15,540 --> 01:55:16,670
‫باید برای نجات جونت فرار کنی!

1825
01:55:16,960 --> 01:55:17,710
‫نمی‌تونم پیروز بشم.

1826
01:55:18,000 --> 01:55:19,250
‫تو این مورد درست می‌گی.

1827
01:55:19,670 --> 01:55:20,330
‫ولی مشکلی نیست!

1828
01:55:20,580 --> 01:55:23,620
‫تا وقتی بتونم از دیگران محافظت کنم، می‌دونم کاری که می‌کنم عادلانه‌س!

1829
01:55:23,830 --> 01:55:26,210
‫و عدالت چیزیه که ارزش مردن براشو داره!

1830
01:55:27,210 --> 01:55:28,290
‫خیلی خب، پس.

1831
01:55:28,630 --> 01:55:29,330
‫بزن بریم!

1832
01:55:41,130 --> 01:55:42,040
‫نگاه کن، نِیْا؛

1833
01:55:43,500 --> 01:55:44,710
‫نمی‌تونه باشه!

1834
01:55:49,080 --> 01:55:51,620
‫اونا نیروی کمکی نیمه‌انسانن!

1835
01:55:51,710 --> 01:55:53,080
‫باید به نیروها اطلاع بدم!

1836
01:55:55,460 --> 01:55:56,330
‫زود باش!

1837
01:55:56,880 --> 01:55:57,750
‫الان عقب‌نشینی کنین

1838
01:55:58,880 --> 01:56:00,710
‫نیروهای نیمه‌انسان از شرق دارن میان!

1839
01:56:00,960 --> 01:56:02,000
‫نیروی کمکی دارن!

1840
01:56:02,330 --> 01:56:02,920
‫اوه نه!

1841
01:56:05,790 --> 01:56:08,040
‫قبل از اینکه اینجا گیر بیفتیم خبرو پخش کنین!

1842
01:56:08,750 --> 01:56:10,080
‫اون شیطون لعنتی!

1843
01:56:10,540 --> 01:56:12,870
‫چند تا مهره داره که به سمتمون پرت کنه

1844
01:56:13,380 --> 01:56:14,370
‫این بده!

1845
01:56:14,710 --> 01:56:17,750
‫باید همه نیمه‌انسان‌های باقی‌مونده از تپه‌های اَبِلیون رو جمع کرده باشن!

1846
01:56:20,830 --> 01:56:22,710
‫باید تا وقتی هنوز می‌تونی فرار کنی!

1847
01:56:22,960 --> 01:56:23,750
‫تو چی؟

1848
01:56:24,210 --> 01:56:25,120
‫من نمی‌رم!

1849
01:56:27,500 --> 01:56:34,210
‫تو نبرد قبلی، می‌خواستم کنار اعلی‌حضرت
‫بمونم، ولی نتونستم چون خیلی ضعیف بودم!

1850
01:56:34,920 --> 01:56:39,080
‫ولی به عنوان کسی که به پادشاه جادوگر
‫خدمت می‌کرد، نمی‌تونم اجازه بدم این‌طوری تموم بشه!

1851
01:56:39,540 --> 01:56:42,670
‫ضعف من گناهیه که باید براش کفاره بدم!

1852
01:56:45,170 --> 01:56:47,620
‫اون جون همه این آدما رو نجات داد.

1853
01:56:47,920 --> 01:56:50,420
‫باید کمکشون کنم فرار کنن، هر چی که لازم باشه’

1854
01:56:51,040 --> 01:56:51,750
‫گوش کن، شیزو.

1855
01:56:52,290 --> 01:56:54,500
‫حالا باید مأموریتمو به تو بسپرم.

1856
01:56:55,040 --> 01:56:56,830
‫به جای من اعلی‌حضرتمو پیدا کن.

1857
01:56:57,170 --> 01:56:58,460
‫این نباید سخت باشه.

1858
01:56:59,790 --> 01:57:01,830
‫و منم لازم نیست فرار کنم.

1859
01:57:04,330 --> 01:57:04,960
‫اونجا رو نگاه کن!

1860
01:57:11,330 --> 01:57:12,790
‫قلمرو جادوگر!

1861
01:57:13,290 --> 01:57:14,460
‫اون پرچم اوناست!

1862
01:57:25,000 --> 01:57:26,750
‫اعلی‌حضرت برگشته!

1863
01:57:27,250 --> 01:57:27,870
‫اون خوبه!

1864
01:57:35,790 --> 01:57:39,750
‫چه تصادفی که اینجا دیدمتون، خانم باراجا.

1865
01:57:40,500 --> 01:57:42,540
‫شاید فکر کردین من مردم؟

1866
01:57:43,170 --> 01:57:44,330
‫البته که نه!

1867
01:57:44,330 --> 01:57:45,790
‫فقط خوشحالم که می‌بینمتون!

1868
01:57:46,170 --> 01:57:47,420
‫هیچ‌وقت ایمانمو از دست ندادم

1869
01:57:47,670 --> 01:57:52,710
‫شیزو گفت خوبین و من باورش کردم چون
‫دوستای خیلی خوبی هستیم، ولی فقط خیلی غافلگیر شدم!

1870
01:57:54,750 --> 01:57:56,750
‫هه، فهمیدم.

1871
01:57:57,130 --> 01:57:58,500
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

1872
01:57:59,170 --> 01:58:01,120
‫ولی وایسا، شما دوستین؟

1873
01:58:01,540 --> 01:58:02,580
‫خواهش می‌کنم گریه نکنین.

1874
01:58:04,830 --> 01:58:09,330
‫هوم، می‌بینم شما و شیزو خیلی به هم نزدیک شدین، خانم باراجا.

1875
01:58:09,750 --> 01:58:10,830
‫چه غافلگیری خوشایندی.

1876
01:58:11,460 --> 01:58:12,750
‫همه اینا به لطف خرد شماست!

1877
01:58:13,080 --> 01:58:14,500
‫شما یه شریک عالی برام گذاشتین!

1878
01:58:14,750 --> 01:58:16,330
‫ما از طریق عشقمون به شما به هم پیوند خوردیم!

1879
01:58:16,830 --> 01:58:18,620
‫به نظر می‌رسه تو غیاب من خوب عمل کردین.

1880
01:58:19,250 --> 01:58:20,960
‫چیز دیگه‌ای هست که بخواین گزارش بدین؟

1881
01:58:21,460 --> 01:58:22,250
‫هوم. شیزو؟

1882
01:58:22,250 --> 01:58:24,170
‫نِیْا فوق‌العاده‌س.

1883
01:58:24,830 --> 01:58:26,170
‫صورت منحصربه‌فردی داره.

1884
01:58:26,500 --> 01:58:27,580
‫این یعنی چی؟

1885
01:58:29,670 --> 01:58:33,500
‫اوه وایسین، همه سؤالامو تا وقتی نبرد تموم بشه نگه می‌دارم.

1886
01:58:34,130 --> 01:58:34,870
‫ولی یه چیز.

1887
01:58:35,710 --> 01:58:38,330
‫عصبانی هستین که این‌قدر طول کشید تا دنبالتون بگردیم؟

1888
01:58:38,670 --> 01:58:40,870
‫اگه این‌طوره، من مسئولیت کاملشو به عهده می‌گیرم!

1889
01:58:41,500 --> 01:58:43,330
‫چرا، این فکر هیچ‌وقت به ذهنم خطور نکرد.

1890
01:58:43,710 --> 01:58:47,580
‫همه چیز به اندازه کافی خوب پیش رفته، پس دلیلی ندارم از کسی عصبانی باشم.

1891
01:58:49,250 --> 01:58:50,210
‫اعلی‌حضرت...

1892
01:58:50,210 --> 01:58:53,210
‫بلکه، منم عذر می‌خوام که منتظرتون گذاشتم.

1893
01:58:55,130 --> 01:58:59,170
‫بعد از اینکه توسط یالدابوث شکست خوردم، تو تپه‌های اَبِلیون افتادم.

1894
01:58:59,580 --> 01:59:04,330
‫یه کم از طرف من کار برد، ولی کل منطقه الان تحت فرمانروایی قلمرو جادوگره.

1895
01:59:05,000 --> 01:59:09,000
‫به عبارت دیگه، همه نیروهای اینجا مال منن!

1896
01:59:11,790 --> 01:59:16,790
‫حالا، معتقدم باید یه کم از دشمن قسم خورده‌مون، یالدابوث، انتقام بگیرم.

1897
01:59:23,420 --> 01:59:25,670
‫هی، اون پادشاه جادوگر نیست؟

1898
01:59:25,960 --> 01:59:27,370
‫به هر حال زنده‌س!

1899
01:59:27,750 --> 01:59:29,170
‫اعلی‌حضرت اینجاست!

1900
01:59:29,420 --> 01:59:30,620
‫پادشاه جادوگر!

1901
01:59:31,460 --> 01:59:34,170
‫نمی‌تونم متوجه نشم که دارن اسم منو صدا می‌زنن.

1902
01:59:34,420 --> 01:59:38,170
‫البته، به هر حال دارن بازگشت قهرمانشونو جشن می‌گیرن.

1903
01:59:38,500 --> 01:59:40,210
‫این آدما جونشونو مدیون شمان.

1904
01:59:41,000 --> 01:59:43,080
‫واقعاً این‌طوری حس می‌کنن؟

1905
01:59:43,540 --> 01:59:45,870
‫انسان‌ها دارن ازم تشکر می‌کنن؟

1906
01:59:46,210 --> 01:59:47,040
‫درسته!

1907
01:59:47,250 --> 01:59:48,120
‫عاشق شمان!

1908
01:59:48,920 --> 01:59:50,960
‫بدون شک به لطف نفوذ شما.

1909
01:59:51,540 --> 01:59:54,580
‫به نظر می‌رسه تو غیاب من قوی‌تر شدین، خانم باراجا.

1910
01:59:55,500 --> 01:59:56,750
‫ممنونم، اعلی‌حضرت!

1911
01:59:56,920 --> 01:59:58,540
‫خیلی باعث افتخارمه که این‌طور فکر می‌کنین!

1912
02:00:02,290 --> 02:00:03,460
‫خوب گوش کنین!

1913
02:00:04,750 --> 02:00:07,580
‫دفعه قبل، غافلگیر شدم.

1914
02:00:08,040 --> 02:00:11,540
‫تعدادشون بیشتر بود و مقدار زیادی از قدرت جادوییمو مصرف کرده بودم.

1915
02:00:12,170 --> 02:00:15,620
‫ولی امشب، شرایط فرق می‌کنه.

1916
02:00:16,040 --> 02:00:20,500
‫هیچ‌کس نیست که بتونه منو با قدرت کامل شکست بده!

1917
02:00:20,960 --> 02:00:24,210
‫اینجا منتظر بمونین، و من پیروز برمی‌گردم!

1918
02:00:35,750 --> 02:00:37,540
‫خوب بجنگین، اعلی‌حضرت!

1919
02:00:38,130 --> 02:00:38,870
‫برای عدالت!

1920
02:00:39,880 --> 02:00:40,670
‫درسته!

1921
02:00:44,920 --> 02:00:46,580
‫منتظرتون گذاشتم.

1922
02:00:51,580 --> 02:00:53,750
‫دفعه قبل نتونستم بکشمت.

1923
02:00:53,920 --> 02:00:55,000
‫امروز نه.

1924
02:01:41,790 --> 02:01:42,750
‫اون برد.

1925
02:01:53,920 --> 02:01:55,120
‫و حق با تو بود!

1926
02:01:55,670 --> 02:01:57,290
‫بهت گفتم، کارآموز.

1927
02:02:09,920 --> 02:02:11,920
‫شکوه برای اعلی‌حضرت!

1928
02:02:12,330 --> 02:02:14,460
‫پادشاه جادوگر رو ستایش کنین!

1929
02:02:24,080 --> 02:02:25,690
‫پایتخت سلطنتی: هوبورنز

1930
02:02:25,710 --> 02:02:29,220
‫و این‌طوری بود که اعلی‌حضرت،
‫پادشاه جادوگر یالدابوث رو شکست داد.

1931
02:02:30,540 --> 02:02:34,870
‫بعد از کالینشا ارتش آزادی‌بخش پیشروی
‫کرد و شهر پرارت رو پس گرفت.

1932
02:02:35,080 --> 02:02:39,040
‫بعدش، بالاخره، پایتخت پادشاهی ما، هوبورنز، هم آزاد شد.

1933
02:02:40,000 --> 02:02:42,500
‫اعلی‌حضرت، پادشاه جادوگر، بی‌همتاست.

1934
02:02:43,130 --> 02:02:46,830
‫اون برای آوردن صلح برای مردم این سرزمین و نیمه‌انسان‌ها هم جنگید.

1935
02:02:47,250 --> 02:02:48,960
‫نیمه‌انسان‌ها لیاقت صلح ندارن!

1936
02:02:49,250 --> 02:02:49,670
‫البته، فکر کنم منصفانه‌س که این‌طور حس کنین.

1937
02:02:49,670 --> 02:02:51,960
‫البته، فکر کنم منصفانه‌س که این‌طور حس کنین.

1938
02:02:51,960 --> 02:02:53,620
‫اونا آدمای زیادی رو کشتن.

1939
02:02:53,920 --> 02:02:55,000
‫نمی‌تونیم همین‌طوری فراموش کنیم.

1940
02:02:55,540 --> 02:02:59,960
‫و با این حال، مثل ما خیلی از نیمه‌انسان‌ها هم قربانی یالدابوث بودن.

1941
02:03:00,630 --> 02:03:03,330
‫اعلی‌حضرت باهاشون برخورد کرد، ولی این کارو با مهربونی انجام داد.

1942
02:03:04,000 --> 02:03:07,580
‫اونا رو از پادشاهی ما نجات داد و گذاشت تحت پرچمش با امنیت زندگی کنن.

1943
02:03:07,830 --> 02:03:11,210
‫بنابراین، ما هم محافظت می‌شیم و صلح برای همه حفظ می‌شه.

1944
02:03:11,630 --> 02:03:19,790
‫حالا، ازتون می‌پرسم، تا حالا شنیدین پادشاهی تنها بره و جونشو برای پادشاهی دیگه‌ای به خطر بندازه فقط چون مردمش دارن رنج می‌کشن؟

1945
02:03:19,790 --> 02:03:24,040
‫تا حالا شنیدین پادشاهی به همه
‫بدون توجه به نژادشون مهربونی نشون بده؟

1946
02:03:24,210 --> 02:03:27,920
‫اوه، اوه، در واقع، وقتی این‌طوری می‌گین، نه.

1947
02:03:28,580 --> 02:03:29,080
‫و منم موافقم!

1948
02:03:29,210 --> 02:03:30,250
‫دقیقاً همون‌طور که می‌گین!

1949
02:03:33,960 --> 02:03:38,500
‫نباید هیچ مرزی وقتی پای
‫مهربونی وسطه وجود داشته باشه، هیچ مرزی وقتی پای شجاعت وسطه.

1950
02:03:40,540 --> 02:03:42,830
‫اون یه راه جدید برای نگاه کردن به دنیا بهم نشون داد.

1951
02:03:43,420 --> 02:03:47,920
‫و به همین دلیله که هیچ‌کس دیگه‌ای مثل اون نیست،
‫چرا اون تنها پادشاه عدالته.

1952
02:03:47,920 --> 02:03:51,920
‫چون چی می‌تونه عادلانه‌تر از به کار گرفتن قدرت به نام مهربونی باشه؟

1953
02:03:52,830 --> 02:04:00,960
‫به همین دلیله که این سرزمین و همه مردمش، چرا همه مردم دنیا
‫باید زیر بال‌های بزرگ پادشاه جادوگر دنبال صلح باشن!

1954
02:04:03,000 --> 02:04:04,500
‫یه سخنرانی خوب دیگه.

1955
02:04:04,630 --> 02:04:06,170
‫داری خبر خوبو پخش می‌کنی.

1956
02:04:06,420 --> 02:04:09,750
‫خب، کارم آسونه وقتی اعلی‌حضرت این‌همه کار انجام داده.

1957
02:04:10,080 --> 02:04:11,370
‫من لیاقت اعتبار ندارم.

1958
02:04:12,630 --> 02:04:15,080
‫یه موضوعی هست که دوست دارم باهات در میون بذارم.

1959
02:04:16,290 --> 02:04:18,870
‫پیروان اعلی‌حضرت همچنان در حال رشده.

1960
02:04:19,170 --> 02:04:20,870
‫ما الان ۵۰ هزار نفر قوی هستیم.

1961
02:04:21,580 --> 02:04:23,080
‫شنیدنش خیلی روحیه‌بخشه!

1962
02:04:23,540 --> 02:04:26,870
‫کم‌کم، مردم دارن عظمت اعلی‌حضرت رو می‌فهمن.

1963
02:04:27,830 --> 02:04:30,040
‫هرچند، این فقط طبیعیه.

1964
02:04:30,500 --> 02:04:33,290
‫به هر حال اون پادشاهی ما رو از نابودی کامل نجات داد.

1965
02:04:33,630 --> 02:04:41,170
‫برگردیم به موضوعی که قبلاً گفتم، چون
‫سازمانمون این‌قدر رشد کرده، حامیان
‫دوست دارن یه جور نمادی از ایمانشون داشته باشن.

1966
02:04:41,500 --> 02:04:42,290
‫اوه، فهمیدم.

1967
02:04:42,540 --> 02:04:44,460
‫باید اعتراف کنم بهش فکر نکرده بودم.

1968
02:04:44,460 --> 02:04:46,250
‫می‌تونم موضوع رو به تو بسپرم؟

1969
02:04:46,710 --> 02:04:47,790
‫باعث افتخارمه.

1970
02:04:49,830 --> 02:04:51,170
‫به اعلی‌حضرت می‌گم.

1971
02:04:51,670 --> 02:04:53,750
‫مطمئنم اونم مثل ما خوشحال می‌شه.

1972
02:04:56,920 --> 02:04:58,540
‫مطمئنی، اعلی‌حضرت؟

1973
02:04:59,540 --> 02:04:59,920
‫بله.

1974
02:05:00,460 --> 02:05:03,080
‫اون تجهیزات هدیه منه به شما به خاطر تمام زحماتتون.

1975
02:05:03,540 --> 02:05:05,750
‫به هر حال، قبلاً ازش خوب استفاده کردین.

1976
02:05:06,790 --> 02:05:09,580
‫حالا، من به قلمرو جادوگر برمی‌گردم.

1977
02:05:10,130 --> 02:05:11,750
‫کار من اینجا تموم شده.

1978
02:05:12,080 --> 02:05:13,540
‫چیز بیشتری نمی‌تونم بگم.

1979
02:05:14,130 --> 02:05:16,420
‫هرچند هنوز ناراحتم که نمی‌تونین یه خداحافظی درست و حسابی داشته باشین.

1980
02:05:16,830 --> 02:05:19,620
‫چون ما رو نجات دادین، لیاقت دارین مثل یه قهرمان بدرقه بشین.

1981
02:05:20,500 --> 02:05:22,040
‫مطمئنتون می‌کنم این نگرانی‌ای نیست.

1982
02:05:22,580 --> 02:05:26,920
‫در واقع، من مخصوصاً از شاهزاده کاسپوند خواستم
‫که این موضوع رو بزرگ نکنه.

1983
02:05:27,500 --> 02:05:28,330
‫و با این حال...

1984
02:05:28,330 --> 02:05:29,290
‫شما ناجی اونایین.

1985
02:05:29,500 --> 02:05:31,170
‫می‌خواستن تشکرشونو ابراز کنن.

1986
02:05:33,420 --> 02:05:34,750
‫خب، نیازی به معطلی نیست.

1987
02:05:36,040 --> 02:05:39,120
‫شیزو، چیزی هست که دوست داشته باشی به خانم باراجا بگی؟

1988
02:05:40,420 --> 02:05:41,040
‫می‌بینمت.

1989
02:05:41,790 --> 02:05:42,170
‫باشه.

1990
02:05:42,670 --> 02:05:43,120
‫می‌بینمت.

1991
02:05:44,040 --> 02:05:47,580
‫می‌دونم پادشاهی شما هنوز
‫چالش‌های زیادی برای غلبه کردن داره.

1992
02:05:49,380 --> 02:05:52,670
‫با این حال، مطمئنم که شما
‫قدرت موفقیتو دارین.

1993
02:05:53,460 --> 02:05:54,040
‫بیاین یه روزی دوباره همدیگه رو ببینیم

1994
02:05:54,040 --> 02:05:54,870
‫بیاین یه روزی دوباره همدیگه رو ببینیم.

1995
02:05:57,170 --> 02:05:59,290
‫یه سؤال آخر دارم.

1996
02:06:00,710 --> 02:06:02,500
‫خب، فقط...

1997
02:06:03,630 --> 02:06:07,290
‫اگه اشکالی نداره، اشکالی نداره
‫اگه شما رو لرد آینز صدا کنم؟

1998
02:06:08,670 --> 02:06:09,210
‫بله.

1999
02:06:09,630 --> 02:06:12,170
‫اگه این شما رو خوشحال می‌کنه، اجازه می‌دم.

2000
02:06:12,250 --> 02:06:12,960
‫خیلی ممنونم!

2001
02:06:13,540 --> 02:06:15,790
‫و شیزو، زود برگرد!

2002
02:06:24,290 --> 02:06:26,000
‫بدرود، قهرمان ما!

2003
02:06:26,750 --> 02:06:29,500
‫اعلی‌حضرت، پادشاه جادوگر!

2004
02:06:30,130 --> 02:06:30,870
‫هورا!

2005
02:06:48,130 --> 02:06:52,420
‫لرد آینز، مهربونی شما زندگی منو تغییر داد.

2006
02:06:58,290 --> 02:07:04,290
‫از حالا به بعد، با هر ذره از قدرتم، عدالت شما رو
‫تو کل پادشاهی پخش می‌کنم!

2007
02:07:10,000 --> 02:07:16,580
‫با وجود اینکه رهبری من ما رو از جنگ عبور داد، مطمئنم
‫خیلی از اشراف وقتی پادشاه مقدس بشم خیلی ناراضی خواهند بود.

2008
02:07:17,290 --> 02:07:22,250
‫مخصوصاً اونایی که تو قلمرو جنوبی هستن، که
‫از بیشتر مرگ و خشونت دورن.

2009
02:07:22,670 --> 02:07:27,710
‫با گذشت زمان، نارضایتی رشد می‌کنه و باعث
‫یه شکاف بزرگ بین شمال و جنوب می‌شه.

2010
02:07:28,290 --> 02:07:31,830
‫بعدش، ناگزیر، پادشاهی مقدس به دو قسمت تقسیم می‌شه.

2011
02:07:33,830 --> 02:07:36,040
‫با حضورتون بهم افتخار می‌دین، سرورم.

2012
02:07:36,710 --> 02:07:37,870
‫چطور می‌تونم بهتون خدمت کنم؟

2013
02:07:38,670 --> 02:07:41,960
‫فقط داشتم سر می‌زدم، چون قبلاً اینجا بودم تا یه گنجی رو تصاحب کنم.

2014
02:07:43,000 --> 02:07:44,960
‫تا حالا با مشکلی برخورد کردین؟

2015
02:07:45,630 --> 02:07:46,870
‫اصلاً نه، سرورم.

2016
02:07:47,420 --> 02:07:50,870
‫همه چیز دقیقاً طبق نقشه‌های شما پیش رفته.

2017
02:07:51,500 --> 02:07:51,920
‫عالیه.

2018
02:07:52,210 --> 02:07:53,750
‫پس بریم سراغ مرحله بعدی.

2019
02:07:54,130 --> 02:07:57,500
‫بیاین رابطه بین شمال و جنوب رو بیشتر تشدید کنیم.

2020
02:07:57,500 --> 02:07:59,210
‫تا وقتی که یه جنگ داخلی راه بندازیم.

2021
02:08:00,290 --> 02:08:05,830
‫در جستجوی امید، یا در جستجوی پناهندگی، مردم این سرزمین طبیعتاً به لرد آینز رو میارن.

2022
02:08:06,210 --> 02:08:09,670
‫بعدش، با اراده خودشون، خودشونو کاملاً به قلمرو جادوگر تسلیم می‌کنن.

2023
02:08:10,630 --> 02:08:11,870
‫یه سؤال دارم.

2024
02:08:12,500 --> 02:08:15,750
‫امنیت داره که بذاریم نِیْا باراجا به کاری که می‌کنه ادامه بده؟

2025
02:08:16,460 --> 02:08:21,870
‫حتی اگه حمایت از اعلی‌حضرت رو پخش کنه، می‌ترسم محبوبیتش
‫به مرور زمان از پادشاهان مقدس بیشتر بشه.

2026
02:08:22,420 --> 02:08:23,120
‫ولش کنین.

2027
02:08:23,500 --> 02:08:29,250
‫کارهای لرد آینز ممکنه اول غیرقابل درک به نظر برسه، ولی
‫این فقط به این دلیله که نبوغ واقعیش فراتر از درک ماست.

2028
02:08:30,080 --> 02:08:31,710
‫پای یه مهره عالی آماده کرده!

2029
02:08:32,080 --> 02:08:35,460
‫حالا می‌بینم، که مهره‌ها این‌قدر مرتب سر جاشون افتادن!

2030
02:08:35,880 --> 02:08:39,460
‫این سرزمینیه که تو مذهب غرق شده، به پادشاه مقدسشون وابسته هستن.

2031
02:08:39,790 --> 02:08:44,500
‫و با این حال لرد آینز بدون زحمت بلندگوی وفادار کاملی رو ساخته.

2032
02:08:44,790 --> 02:08:46,960
‫یکی که نقشه منو سال‌ها تسریع می‌کنه.

2033
02:08:47,290 --> 02:08:51,540
‫برای این منظور، اون حتی مرگ خودشو صحنه‌سازی کرد، و کل پادشاهی مقدس رو فریب داد.

2034
02:08:52,130 --> 02:08:53,870
‫نبوغش ترسناکه.

2035
02:08:53,880 --> 02:08:57,870
‫حتی بین موجودات اعظم،
‫اون تو بالاترین قله ایستاده!

2036
02:08:59,290 --> 02:09:03,460
‫لرد آینز، من تا وقتی که کل این دنیا
‫تو چنگ شما نباشه آروم نمی‌گیرم.

2037
02:09:04,790 --> 02:09:07,750
‫حالا، سؤال دیگه‌ای قبل از اینکه راه بیفتم؟

2038
02:09:08,330 --> 02:09:08,830
‫بله.

2039
02:09:09,210 --> 02:09:10,500
‫رمیدیوس کاستودیو.

2040
02:09:10,880 --> 02:09:12,580
‫اون دیگه هیچ استفاده‌ای برامون نداره.

2041
02:09:12,790 --> 02:09:15,960
‫امن‌تر نیست که فقط بکشیمش
‫قبل از اینکه دردسر بیشتری درست کنه؟

2042
02:09:16,500 --> 02:09:19,670
‫خب، نمی‌گم کاملاً بی‌فایده‌س.

2043
02:09:20,210 --> 02:09:23,330
‫فعلاً، به عنوان یه هدف خوب برای
‫نارضایتی اشراف عمل می‌کنه.

2044
02:09:23,330 --> 02:09:27,120
‫وقتی هر دو طرف کاملاً
‫علیه همدیگه شدن از شرش خلاص می‌شیم.

2045
02:09:28,130 --> 02:09:29,500
‫خیلی خب، سرورم.

2046
02:09:31,290 --> 02:09:32,540
‫تنهاتون می‌ذارم.

2047
02:09:37,710 --> 02:09:40,790
‫تا وقتی می‌تونین از خوشبختی‌تون لذت ببرین، رعیت‌های عزیز من.

2048
02:09:41,130 --> 02:09:42,870
‫ممکنه بفهمین که خیلی زودگذره.

2049
02:14:11,500 --> 02:14:15,710
‫شیزو، این اولین بارته که تنها کار می‌کنی.

2050
02:14:15,960 --> 02:14:17,830
‫خب چطور پیش رفت؟

2051
02:14:18,920 --> 02:14:21,170
‫فکر کنم بهترین تلاشمو کردم.

2052
02:14:22,670 --> 02:14:26,000
‫ولی سخته که تنها فکر کنی و عمل کنی.

2053
02:14:26,000 --> 02:14:28,420
‫واقعاً چالش‌برانگیزه.

2054
02:14:29,080 --> 02:14:30,620
‫آ-آره، درسته.

2055
02:14:31,500 --> 02:14:33,460
‫درسته، باراجا انسانه،

2056
02:14:33,460 --> 02:14:36,250
‫ولی به نظر می‌رسه خیلی به هم نزدیک شدین.

2057
02:14:37,250 --> 02:14:38,920
‫اون مورد علاقه منه.

2058
02:14:40,130 --> 02:14:41,710
‫اوه، شنیدنش عالیه.

2059
02:14:42,420 --> 02:14:45,420
‫راستی، در مورد شمشیر+رونی که ازت پرسیدم چی؟

2060
02:14:46,130 --> 02:14:47,210
‫کسی بود که علاقه نشون بده

2061
02:14:47,210 --> 02:14:48,670
‫یا سلاح‌های رونی بخواد؟

2062
02:14:48,670 --> 02:14:49,580
‫کسی اینو ابراز کرد؟

2063
02:14:50,790 --> 02:14:51,710
‫بهترین تلاشمو کردم.

2064
02:14:53,000 --> 02:14:55,370
‫فهمیدم، واقعاً سخت کار کردی.

2065
02:14:57,170 --> 02:14:58,080
‫بهترین تلاشمو کردم.

2066
02:14:58,100 --> 02:15:09,100
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

