﻿1
00:01:15,424 --> 00:01:20,225
‫به استفانو و مائورو...

2
00:01:20,249 --> 00:01:30,249
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:01:30,273 --> 00:01:35,273
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

4
00:01:49,326 --> 00:01:50,286
‫دستت درد نکنه، عزیزم.

5
00:01:51,054 --> 00:01:52,552
‫مزاحم تو هم شدم، خیلی متاسفم.

6
00:01:52,898 --> 00:01:53,858
‫تو خود فرشته‌ی کمکی.

7
00:01:53,992 --> 00:01:55,240
‫بیا تو...

8
00:01:58,082 --> 00:02:02,883
‫خودم سعی کردم درستش کنم؛
‫ولی دستام آرتروز داره.

9
00:02:03,440 --> 00:02:06,858
‫شوهرم سعی کرد بازش کنه،
‫ولی پیچ‌ها خیلی سفت بودن.

10
00:02:12,359 --> 00:02:13,876
‫خب، همه‌اش اینجاست.

11
00:02:14,568 --> 00:02:18,754
‫سردوش حموم جدید، و یه دونه
‫هم انبردست، اگه لازم بشه.

12
00:02:34,336 --> 00:02:36,449
‫- حلش کردم.
‫- چه زود؟

13
00:02:36,718 --> 00:02:38,292
‫خیلی خب، یکم بشین دیگه.

14
00:02:38,427 --> 00:02:41,403
‫- حداقل یه فنجون دمنوش گیاهی بخور.
‫- باشه.

15
00:02:43,803 --> 00:02:46,204
‫خوبه.
‫دست ساز خودمه.

16
00:02:46,818 --> 00:02:48,335
‫مثل چای های مارکت های صنعتی نیست.

17
00:02:57,965 --> 00:03:01,498
‫- شیرینی بردار.
‫- باشه.

18
00:03:03,188 --> 00:03:05,051
‫توش پوست لیمو رنده کردم.

19
00:03:14,882 --> 00:03:16,265
‫یه دقیقه ببخشید.

20
00:03:37,618 --> 00:03:39,692
‫به خاطر تعویض سردوش، بازم ممنون.

21
00:03:39,942 --> 00:03:42,957
‫نوه‌ام هم هی قول داد عوض کنه؛ ولی عوض نکرد.

22
00:03:47,632 --> 00:03:49,418
‫همسایه‌های جدید رو دیدی؟

23
00:03:51,742 --> 00:03:55,198
‫- نه ندیدم.
‫- خیلی سر و صدا میکنن.

24
00:03:55,889 --> 00:03:58,117
‫- تا حالا شنیدی؟
‫- آره.

25
00:03:58,578 --> 00:04:00,786
‫به نظرم باید بهشون در
‫این مورد هشدار داده بشه.

26
00:04:01,487 --> 00:04:03,849
‫اینقدر بلند نباید موسیقی گوش بدن.

27
00:04:08,784 --> 00:04:12,163
‫فکر کنم خونه‌ی قبلیشون آتیش گرفته.

28
00:04:16,724 --> 00:04:19,086
‫- تمومه. لباس‌ها رو مبل هست.
‫- ممنون.

29
00:04:19,288 --> 00:04:20,305
‫الان میام.

30
00:04:45,998 --> 00:04:49,647
‫- فردا میبینمت.
‫- آره. فردا میبینمت.

31
00:07:58,666 --> 00:08:03,419
پایانی دیگر

32
00:08:15,977 --> 00:08:17,897
‫یه نگاه به این بنداز، خیلی بامزه نیست؟

33
00:08:22,458 --> 00:08:24,090
‫قیمتش چنده؟

34
00:08:24,983 --> 00:08:26,135
!دارم میام دیگه

35
00:08:58,808 --> 00:09:00,133
‫قطعش کن، سال.

36
00:09:13,767 --> 00:09:14,881
‫قطعش کن، سال.

37
00:09:20,718 --> 00:09:22,447
‫داشتی خاطرات اونو نگاه میکردی؟

38
00:09:26,546 --> 00:09:29,196
‫فردا باید دسترسی رو قطع کنم
‫قبل از اینکه کسی بفهمه.

39
00:09:29,984 --> 00:09:31,933
‫بگو من می‌دیدم.

40
00:09:31,961 --> 00:09:34,535
‫خاطرات رفتگان رو نگاه نمی‌کنم.

41
00:09:34,669 --> 00:09:35,917
‫فقط مدیریتشون می‌کنم.

42
00:09:39,815 --> 00:09:41,121
‫امشب بیرون شام بخوریم؟

43
00:09:47,074 --> 00:09:48,283
‫باشه، یه چیزی می‌پزم.

44
00:09:50,127 --> 00:09:51,798
‫از املت مادرم درست کنم، باشه؟

45
00:12:13,358 --> 00:12:15,278
‫خوش اومدی خواهرکوچولو.
‫چه خبر؟

46
00:12:19,253 --> 00:12:21,855
‫- حرومزاده!
‫- وایسا!

47
00:12:58,897 --> 00:12:59,857
‫سلام کلارا.

48
00:13:01,019 --> 00:13:03,361
‫- می‌تونم بیام تو؟
‫- البته.

49
00:13:15,977 --> 00:13:18,435
‫میدونم واسه چی اومدی،
‫ولی خب میدونی که هیچ فایده‌ای نداره.

50
00:13:19,261 --> 00:13:21,431
‫بعد از تصادف در
‫موردش صحبت کرده بودیم.

51
00:13:24,062 --> 00:13:26,462
‫تو اون تصادف، فقط زندگی تو نابود نشد.

52
00:13:27,556 --> 00:13:31,090
‫- ببخشید، کاری از دستم بر نمیاد.
‫- نه، خیلی کارها هست.

53
00:13:35,007 --> 00:13:37,158
‫داری سعی می‌کنی باعث شی حس گناه بکنم؟

54
00:13:37,177 --> 00:13:38,300
‫- نه.
‫- خوبه.

55
00:13:38,560 --> 00:13:40,806
‫چون، اون ماشین لعنتی رو من نمی‌روندم!

56
00:13:41,536 --> 00:13:44,186
‫- تراپی کمک خواهد کرد.
‫- تراپی؟

57
00:13:45,319 --> 00:13:48,814
‫- این یه تاکتیک بازاریابیه؟
‫- نه.

58
00:13:49,121 --> 00:13:51,617
‫دارم اینو میگم چون فکر کردم بهت کمک میکنه.

59
00:13:51,867 --> 00:13:54,958
‫چه فایده‌ای داره که توی بدن یه غریبه باشیم؟

60
00:13:55,227 --> 00:13:56,898
‫یه غریبه نخواهد بود.

61
00:13:57,474 --> 00:13:59,241
‫فقط یه بدن متفاوت خواهد بود.

62
00:14:00,662 --> 00:14:02,947
‫بدنی که خاطرات و افکار زویی رو داره.

63
00:14:05,405 --> 00:14:08,266
‫- بذار دوباره زندگی کنه.
‫- فکر می‌کنی ما نمی‌خوایم زندگی کنه؟

64
00:14:08,631 --> 00:14:09,591
‫ها؟!

65
00:14:13,998 --> 00:14:15,553
‫ از این خونه برو بیرون!

66
00:14:17,934 --> 00:14:18,894
‫برو بیرون!

67
00:14:30,579 --> 00:14:34,986
‫توی یه هفته، آترنا خاطره‌ش
‫رو از آرشیوها پاک می‌کنه و...

68
00:14:35,005 --> 00:14:36,474
‫بهش دست نزن.

69
00:14:39,700 --> 00:14:41,352
‫تنها چیزی که ازش برات می‌مونه...

70
00:14:42,849 --> 00:14:43,809
‫...همین خواهد بود.

71
00:14:48,860 --> 00:14:51,068
‫به شما حق دسترسی به خاطراتش را می‌دهم.

72
00:14:51,817 --> 00:14:56,714
‫و این شمایید که باید تصمیم
‫بگیرید زویی توی اون خاطراته...

73
00:14:57,597 --> 00:15:00,861
‫...یا اینجا توی این گلدون.

74
00:15:12,047 --> 00:15:16,271
‫پایانی دیگر:
‫برای خداحافظی وقت بگذارید.

75
00:17:03,392 --> 00:17:05,312
‫پایانی دیگر، یه فرصت دوباره‌ست واسه ما

76
00:17:05,908 --> 00:17:10,612
‫وقتی یه فقدان ناگهانی رو تجربه می‌کنیم
‫زندگی واسه ما انگار متوقف میشه

77
00:17:12,014 --> 00:17:16,027
‫و منتظر می‌مونیم تا زمان همه‌چیو حل کنه

78
00:17:19,369 --> 00:17:22,191
‫پایانی دیگر، همون موقع رو بهمون میده

79
00:17:23,056 --> 00:17:26,522
‫زمانی برای آماده کردن خودمون
‫و خداحافظی کردن

80
00:17:32,446 --> 00:17:35,412
‫اتصال بین بدن‌های غایب و  حامل

81
00:17:35,470 --> 00:17:38,647
‫...تعداد جلسات احتمالی بعدی...

82
00:17:38,648 --> 00:17:42,507
‫تنها پس از تکمیل محاسبات
همسان‌سازی انجام می‌شود

83
00:17:42,508 --> 00:17:45,234
‫محاسباتی که تعداد جلسات احتمالی آینده
و مدت زمان کلی شبیه‌سازی را مشخص می‌کنند

84
00:17:45,724 --> 00:17:50,160
بعد از انجام همسان‌سازی
بدن میزبان خاطرات غایب را

85
00:17:50,352 --> 00:17:51,955
...در خواب جذب می‌کند

86
00:17:52,301 --> 00:17:57,678
‫وقتی بیدار میشی حافظه فعال میشه
‫و شبیه‌سازی رو شروع میکنه

87
00:17:58,446 --> 00:18:02,958
‫طبیعیه که خودآگاهیِ حامل
‫در طول کل جلسه معلق بمونه

88
00:18:04,360 --> 00:18:07,375
‫شبیه‌سازی و بعدش، چیزی که ارائه می‌دیم...

89
00:18:08,469 --> 00:18:10,466
‫...درباره‌ی پشتیبانی روانی...

90
00:18:11,292 --> 00:18:14,365
‫اینجا میتونید تمام اطلاعاتی که ممکنه
‫بهش نیاز داشته باشید رو پیدا کنید.

91
00:18:18,800 --> 00:18:21,892
‫- یه سوال دیگه بپرسم؟
‫- البته.

92
00:18:24,350 --> 00:18:28,498
‫میشه یه حامل یکم جوون‌تر داشته باشم؟

93
00:18:30,187 --> 00:18:33,932
‫همونطور که قبلاً توضیح دادم،
‫جفت سازی‌ها بر اساس همسان‌سازی انجام می‌شه.

94
00:18:34,508 --> 00:18:36,563
‫نمیتونی حامل رو انتخاب کنی.

95
00:18:37,408 --> 00:18:38,368
‫متاسفم.

96
00:18:38,540 --> 00:18:39,501
‫باشه پس.

97
00:18:39,875 --> 00:18:40,835
‫ممنونم.

98
00:19:03,955 --> 00:19:06,778
‫- عکس‌ها رو بردارم؟
‫- نه.

99
00:19:06,989 --> 00:19:10,349
غایب‌ها خودشون رو
‫همون‌جوری که قبلاً بودن می‌بینن.

100
00:19:10,753 --> 00:19:14,151
‫پس، لازم نیست چیزی رو حذف
‫کنی، مگه اینکه خودت بخوای.

101
00:19:14,708 --> 00:19:16,705
‫اشکالی داره یه نگاهی به
‫کابینت‌های آشپزخونه بندازم؟

102
00:19:16,955 --> 00:19:18,453
‫بفرمایید، بله.

103
00:19:22,341 --> 00:19:24,300
‫خیلی چیزها رو برداشتم. نمی‌دونستم.

104
00:19:24,377 --> 00:19:27,564
‫- می‌خواید بذارمشون سر جای قبلی‌شون؟
‫- هر جور خودت صلاح می‌دونی.

105
00:19:28,083 --> 00:19:32,480
‫بعد از اینکه «پل خاطره» ساخته شد،
‫همسرتون توی بیمارستان بیدار میشه.

106
00:19:32,634 --> 00:19:37,127
‫براش مثلِ بیدار شدن از
‫یک کمای طولانیه.

107
00:19:40,411 --> 00:19:41,755
‫ببخشید، احتیاط شرط عقله.

108
00:19:42,466 --> 00:19:44,213
‫منظورتون از «پل خاطره» چیه؟

109
00:19:44,424 --> 00:19:45,884
‫خاطره‌ی نجات پیدا کردن.

110
00:19:46,095 --> 00:19:49,878
‫دوباره بیدار شدنش یه کم باورپذیرترش می‌کنه.

111
00:19:50,262 --> 00:19:51,913
‫راستی، میشه با من بیایید؟

112
00:20:01,678 --> 00:20:03,310
‫این رو پوشیده بود؟

113
00:20:09,512 --> 00:20:10,472
‫بله.

114
00:20:11,183 --> 00:20:12,796
‫خب.
و همه چیز حاضره.

115
00:20:12,853 --> 00:20:15,887
‫یادت نره لیستی که فرستادیم
‫رو چک کنی. لیست مخاطبان همسرت رو.

116
00:20:16,041 --> 00:20:19,344
‫اگه یه نفر رو پیدا کردین که خبر نداره،
‫لطفاً به ما اطلاع بدین.

117
00:20:19,478 --> 00:20:22,147
‫برای مواقعی که همسرت با
‫یک آشنای قدیمی روبرو می‌شه.

118
00:20:22,416 --> 00:20:23,568
همسرم نیست.

119
00:20:25,431 --> 00:20:28,465
‫- ما اصلاً ازدواج نکردیم.
‫- باشه.

120
00:20:28,945 --> 00:20:32,132
‫به هر حال، اگه کسی به ذهنتون رسید، اونارو
‫هم به لیست اضافه کنید...

121
00:20:32,133 --> 00:20:34,149
تا درباره شبیه‌سازی بهشون اطلاع بدیم

122
00:20:34,821 --> 00:20:35,781
‫باشه.

123
00:20:36,933 --> 00:20:37,893
‫ممنون

124
00:20:45,670 --> 00:20:47,014
‫چند دقیقه طول می‌کشه.

125
00:20:47,015 --> 00:20:49,087
‫وقتی رسیدیم اونجا، دوباره بیهوشش می‌کنیم...

126
00:20:49,088 --> 00:20:52,698
‫...و بعدش برای مرحلۀ دوم به هوش
‫آوردن توی بیمارستان آماده میشیم.

127
00:20:52,699 --> 00:20:53,659
‫باشه.

128
00:20:53,687 --> 00:20:57,106
‫و یادت نره، نباید هیچوقت
‫بزاری غایب بفهمه مرده.

129
00:20:57,288 --> 00:20:59,015
‫حتی یه کلمه هم در این مورد حرف نزن.

130
00:20:59,016 --> 00:21:01,666
‫نباید هیچ تردیدی توی نگاه‌هات
‫و حالت صورتت حس کنم.

131
00:21:01,820 --> 00:21:03,019
‫اگه حس خوبی نداری...

132
00:21:03,020 --> 00:21:05,266
‫...یا اگه یه چیزی درست پیش نرفت،
‫فقط به یه طرف دیگه نگاه کن.

133
00:21:05,267 --> 00:21:06,475
‫یه استراحتی بکن و خودتو جمع و جور کن.

134
00:21:06,476 --> 00:21:08,608
‫وقتی رسیدیم بیمارستان هم
‫از برانکارد دور بشو.

135
00:21:08,617 --> 00:21:12,304
‫چون كوچک‌ترين شکی در مرحله‌ی بيدار
‫شدن، می‌تونه شبيه‌سازی رو به خطر بندازه.

136
00:21:12,919 --> 00:21:13,879
.برای همیشه

137
00:21:14,301 --> 00:21:15,684
.باشه

138
00:21:16,394 --> 00:21:17,547
‫آماده‌ای؟

139
00:21:19,256 --> 00:21:21,137
‫حاضرم.

140
00:21:21,425 --> 00:21:22,674
‫شروع می‌کنیم!

141
00:21:49,327 --> 00:21:50,479
‫ممنون.

142
00:22:04,065 --> 00:22:05,313
‫پانزده ثانیه.

143
00:22:12,206 --> 00:22:13,455
‫پنج ثانیه.

144
00:22:24,218 --> 00:22:26,435
‫آروم باش.
‫همه چی مرتبه.

145
00:22:35,749 --> 00:22:37,342
‫- سلام.
‫- سلام.

146
00:22:37,381 --> 00:22:41,164
‫- خوبی؟
‫- همه چی مرتبه.

147
00:22:41,298 --> 00:22:42,661
‫میشه اسمتون رو بگید؟

148
00:22:45,004 --> 00:22:47,270
‫زویی س...
‫زویی استرن.

149
00:22:47,769 --> 00:22:51,053
‫- یادت میاد کجا زندگی می‌کردی؟
‫- شماره‌ی ۳۵ خیابون پاین‌کون.

150
00:22:51,821 --> 00:22:53,108
‫خب، کجا می‌رفتید؟

151
00:22:56,631 --> 00:22:58,148
‫فکر کنم به آتلانتیک...

152
00:23:03,621 --> 00:23:04,581
‫من خوبم.

153
00:23:05,004 --> 00:23:06,156
‫هیچ مشکلی نیست.

154
00:23:10,697 --> 00:23:12,022
‫همه‌چی درست می‌شه.

155
00:24:00,335 --> 00:24:01,488
‫کجا میری؟

156
00:24:01,728 --> 00:24:04,013
‫متاسفم... نمیتونم انجامش بدم.

157
00:24:04,282 --> 00:24:06,605
‫- میتونی.
‫- نمیتونم.

158
00:24:06,682 --> 00:24:09,725
‫- تو این مورد، گروه‌هایی هستن که می‌تونی ازشون کمک بگیری.
‫- نمی‌خوام.

159
00:24:10,004 --> 00:24:13,162
‫- بذارش همینجا، نیارش خونه.
‫- سازگاریش خوبه.

160
00:24:13,163 --> 00:24:14,910
‫میتونیم تمام روز بیدارش نگه داریم.

161
00:24:15,150 --> 00:24:16,110
‫اون زویی نیست.

162
00:24:16,686 --> 00:24:19,000
‫یه آدم دیگه که
نمی‌دونم کیه...

163
00:24:19,029 --> 00:24:21,794
‫- اسمش چیه؟
‫- کی اهمیت میده اسمش چیه؟

164
00:24:22,562 --> 00:24:26,278
‫اون، تا وقتی رسید خونه و
‫خوابید، هیچی یادش نمیاد...

165
00:24:26,297 --> 00:24:27,535
‫...زویی، با همه‌ی وجودش.

166
00:24:27,536 --> 00:24:30,243
‫- این یه معجزه‌ست، سال!
‫- نه، نمیتونم.

167
00:24:30,723 --> 00:24:34,717
‫نه، اونو نیار خونه و لطفا
‫اون لباس رو از تنش دربیار.

168
00:24:35,294 --> 00:24:36,446
‫لطفاً.

169
00:25:19,469 --> 00:25:20,429
‫- سلام
‫- سلام

170
00:25:20,525 --> 00:25:22,925
‫- میشه لطفاً صدای موزیک رو کم کنید؟
‫- ببخشید.

171
00:25:22,992 --> 00:25:24,106
‫- دخترم...
‫- کیه؟

172
00:25:24,433 --> 00:25:27,427
‫- همسایه‌ست. نگران نباش. صدای آهنگو کم کن...
‫- یه تعارف بزن بیاد تو.

173
00:25:27,428 --> 00:25:29,271
‫- دیر وقته.
‫- اشکالی نداره، بیدارش کردیم دیگه.

174
00:25:29,272 --> 00:25:30,606
‫به نظر من این ایده خوبی نیست.

175
00:25:30,616 --> 00:25:33,323
‫- به فلو بگو صدای آهنگ رو کم کنه.
‫- ببخشید.

176
00:25:33,343 --> 00:25:34,303
‫- مطمئنی؟
‫- آره؟

177
00:25:34,668 --> 00:25:36,204
‫سلام. لطفا قصور ما رو ببخشید.

178
00:25:38,047 --> 00:25:41,004
‫- نمیای تو؟
‫- نه، نه.

179
00:25:41,177 --> 00:25:42,080
‫نه، واقعا.

180
00:25:42,137 --> 00:25:45,362
بیا یه نوشیدنی بخور. بالاخره فرصت
پیدا کردیم همدیگه رو بشناسیم. بیا.

181
00:25:45,363 --> 00:25:47,015
‫- فلو، میشه صدای آهنگ رو کم کنی؟
‫- باشه.

182
00:25:48,321 --> 00:25:50,798
‫آبجو می‌خوری یا کولا؟

183
00:25:51,892 --> 00:25:53,139
‫!آبجو

184
00:25:53,140 --> 00:25:54,542
‫- خب.
‫- گفتم صداشو کم کن دیگه!

185
00:25:56,117 --> 00:25:58,911
‫- مامان، برو از جلوی چشمام دور شو!
‫- با من اینطوری حرف نزن!

186
00:25:58,940 --> 00:26:00,860
‫همونطور که گفتم، امشب
‫اجازه نداری بری بیرون!

187
00:26:02,655 --> 00:26:04,969
‫تا ابد که نمی‌تونم تنبیه باشم، مامان!

188
00:26:07,177 --> 00:26:10,538
‫- پیژامه‌هاتو بپوش و برو تو تختت!
‫- باشه بابا!

189
00:26:10,941 --> 00:26:14,945
‫ولی اول از اتاق من برو بیرون. برو بیرون!

190
00:26:15,127 --> 00:26:18,430
‫بزن بیرون دیگه!
‫مامان، از اتاق من برو بیرون!

191
00:26:22,885 --> 00:26:24,805
‫از اتاق من برو بیرون.

192
00:27:09,077 --> 00:27:13,003
‫ببخشید، میشه کمکم کنید؟
‫نمیدونم چطوری خاموشش کنم.

193
00:27:20,675 --> 00:27:22,067
‫بالاخره.

194
00:27:29,460 --> 00:27:31,054
‫دود خیلی زیاد بود...

195
00:27:33,781 --> 00:27:34,741
‫...و من...

196
00:27:38,034 --> 00:27:40,319
‫هیچی نمی‌دیدم.

197
00:27:42,316 --> 00:27:43,276
‫...و اونا...

198
00:27:48,902 --> 00:27:50,861
‫هنوز نمیدونه تقصیر خودشه.

199
00:27:53,319 --> 00:27:54,471
‫متاسفم.

200
00:27:55,585 --> 00:27:57,073
‫فکر میکنه نمیدونم سیگار میکشه.

201
00:27:59,656 --> 00:28:02,882
‫- این چجوری ممکنه؟
‫- با همسان‌سازی.

202
00:28:03,131 --> 00:28:04,850
‫فکر کنم اینطور میگن.

203
00:28:04,975 --> 00:28:07,817
‫وقتی دو تا غیب‌گو همزمان بیدار شن،
‫اوضاع باید همین‌طوری باشه.

204
00:28:07,980 --> 00:28:09,660
‫یعنی، شوهرم وقتی بهش نگاه می‌کنه...

205
00:28:09,680 --> 00:28:13,837
‫...فلو رو دقیقاً همون‌جوری
‫که قبلاً بوده می‌بینه، یا برعکس.

206
00:28:13,904 --> 00:28:16,919
‫واقعاً یه چیز خارق‌العاده‌ایه.
‫به همه چیش فکر کردن.

207
00:28:19,530 --> 00:28:22,852
‫ولی تو چطوری میتونی این کارو بکنی؟

208
00:28:23,361 --> 00:28:24,859
‫چطوری تحمل می‌کنی؟

209
00:28:26,030 --> 00:28:28,258
‫بالاخره بدن بدنه، مگه نه؟

210
00:28:29,160 --> 00:28:33,231
‫میدونی... با گذشت زمان...

211
00:28:35,036 --> 00:28:36,073
‫...عادت میکنی.

212
00:28:36,112 --> 00:28:38,166
.عزیزم، بیا درست دراز بکشیم

213
00:28:38,954 --> 00:28:41,200
‫عزیزم، همینه.

214
00:28:48,737 --> 00:28:52,885
‫راستی، میشه بهم نشون بدی اون
‫کوفتی رو چطوری خاموش میکنن؟

215
00:28:53,000 --> 00:28:55,420
‫اینجوری دفعه‌ی بعد مزاحمت نمیشیم.

216
00:28:55,689 --> 00:28:56,649
‫البته.

217
00:28:58,031 --> 00:28:59,030
‫خدای من.

218
00:29:01,094 --> 00:29:02,246
‫اومدن.

219
00:29:09,063 --> 00:29:13,451
‫- منم دلم میخواد بتونم.
‫- منظورت رو نمی فهمم.

220
00:29:14,574 --> 00:29:19,077
‫- می‌خوام اون رو تو حالت قبلیش ببینم...
‫- این ممکن نیست.

221
00:29:19,653 --> 00:29:21,362
‫به این عکس وسطی نگاه کن.

222
00:29:22,764 --> 00:29:25,779
‫- چی می‌بینی؟
‫- یه اردک.

223
00:29:26,931 --> 00:29:29,543
‫ولی اگه بهت بگم
‫که اون در واقع یه خرگوشه چی؟

224
00:29:31,674 --> 00:29:35,495
‫- الان می‌تونی ببینی؟
‫- آره، می‌بینم.

225
00:29:36,206 --> 00:29:38,625
‫به این میگن تصویر دو طرفه.

226
00:29:39,451 --> 00:29:44,405
‫این رو به دفترم آویزون کردم، چون کمکم
‫می‌کنه توضیح بدم مغزمون چجوری کار می‌کنه.

227
00:29:44,501 --> 00:29:48,879
‫اینکه چیزهایی که می‌دونیم چطور روی
‫چیزهایی
که درک می‌کنیم تاثیر می‌ذارن.

228
00:29:49,686 --> 00:29:51,490
‫الان، تو یه اردک دیدی.

229
00:29:51,491 --> 00:29:55,428
‫ولی وقتی گفتم اون خرگوشه،
‫مغزت این اطلاعات رو گرفت.

230
00:29:55,639 --> 00:29:58,077
‫یا به عبارت دیگه، آگاهی جدید رو.

231
00:29:58,538 --> 00:30:01,188
‫و بلافاصله شروع کردی به دیدن یه خرگوش.

232
00:30:02,417 --> 00:30:05,470
‫راستش رو بخوای، اون هم خرگوشه، هم اردک.

233
00:30:05,605 --> 00:30:08,696
‫ولی ما فقط میتونیم
‫یکیشون
یا اون یکی رو ببینیم.

234
00:30:09,253 --> 00:30:10,578
‫حالا، با دقت نگاه کن.

235
00:30:11,078 --> 00:30:13,900
‫‏هیچوقت نمیتونی دو تا حیوون رو
‫‏همزمان با هم ببینی.

236
00:30:14,611 --> 00:30:18,738
‫مغزمون بر اساس چیزایی که
‫می‌دونه چی رو ببینه، انتخاب می‌کنه.

237
00:30:18,739 --> 00:30:21,101
‫و اینو همیشه انجام میده.

238
00:30:21,869 --> 00:30:25,748
‫توضیح قشنگیه، ولی من بازم
‫میخوام اون رو تو حالت قبلیش ببینم.

239
00:30:26,651 --> 00:30:29,397
‫من هم بهت توضیح دادم که این ممکن نیست.

240
00:30:30,491 --> 00:30:35,484
‫چون، برعکس همسایه و
‫دخترش، تو میدونی که زنت مرده.

241
00:30:36,290 --> 00:30:38,691
‫و حتی اگه یه جور دیگه بهش نگاه کنی
‫متوجه این خواهی شد.

242
00:30:39,363 --> 00:30:41,801
‫میتونیم درک‌مون رو از تصویر عوض کنیم...

243
00:30:41,878 --> 00:30:44,010
‫...برای این کار یه ادیت
‫کوچیک فتوشاپ کافیه...

244
00:30:44,106 --> 00:30:45,642
‫...البته به شرطی که ....

245
00:30:45,671 --> 00:30:50,327
‫...موضوعی را که سوژه از
‫قبل از آن آگاه است تغییر نده.

246
00:30:50,519 --> 00:30:52,901
‫به عبارت دیگه، ما می تونیم
‫کاری کنیم یه خرگوش ببینی...

247
00:30:53,035 --> 00:30:56,165
‫...البته، اگه نفهمی که اون یه مرغابیه.

248
00:30:57,413 --> 00:31:01,638
‫به خاطر همینه که غایبین
‫هیچوقت متوجه مرگشون نمیشن.

249
00:31:02,540 --> 00:31:04,172
‫اگه به این پی ببرن...

250
00:31:04,192 --> 00:31:08,647
‫...قبول کردن خودشون تو بدن یه
‫نفر دیگه براشون غیرممکن میشه.

251
00:31:08,896 --> 00:31:10,720
‫وقتی متوجه میشن که مردن...

252
00:31:10,740 --> 00:31:13,158
‫...فرایند سوخت و ساز دوباره فعال نمی‌شه.

253
00:31:13,159 --> 00:31:17,115
‫و دفعه‌ی بعدی که به خواب برن، می‌میرن.

254
00:31:17,902 --> 00:31:19,054
‫برای همیشه.

255
00:31:19,899 --> 00:31:23,279
‫برای باور کردن
‫شبیه‌سازی،
باید یه کم تلاش کنی.

256
00:31:25,257 --> 00:31:26,409
‫تلاش کردم.

257
00:31:28,867 --> 00:31:31,920
‫- اما نتونستم.
‫- پس باهاش بحث کن.

258
00:31:33,975 --> 00:31:36,989
‫بحث کردن میتونه ناخوشایند یا خشن باشه...

259
00:31:37,220 --> 00:31:39,822
‫...اما در عین حال، به قوی‌تر بیرون اومدنِ
‫احساسات و خاطراتِ آشنا هم کمک می‌کنه.

260
00:31:39,851 --> 00:31:42,865
‫...به ظاهر شدن دوباره‌ی قوی اون
‫احساسات و خاطرات هم کمک میکنه.

261
00:31:44,017 --> 00:31:46,802
‫چرا باید بخوام باهاش بحث کنم؟

262
00:31:48,530 --> 00:31:49,989
‫برگشت و...

263
00:31:50,758 --> 00:31:51,794
.خدای من

264
00:31:51,871 --> 00:31:53,004
.خیلی مسخرست

265
00:31:53,119 --> 00:31:55,366
چون این، سریع‌ترین
‫راه برای ارتباط با اونه.

266
00:32:24,948 --> 00:32:25,908
‫توی اتاق خواب.

267
00:32:26,676 --> 00:32:28,884
‫تا چند دقیقه دیگه بیدار میشه.

268
00:32:31,169 --> 00:32:32,993
‫- ممنونم.
‫- خب پس.

269
00:32:34,146 --> 00:32:36,834
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

270
00:33:37,168 --> 00:33:38,128
‫رو کاناپه خوابیدی؟

271
00:33:39,837 --> 00:33:40,797
‫آره.

272
00:33:42,737 --> 00:33:43,697
‫خیلی وقته بلند شده؟

273
00:33:47,086 --> 00:33:48,046
‫نه.

274
00:34:10,763 --> 00:34:11,915
‫چی شده؟

275
00:34:13,490 --> 00:34:14,642
‫هیچی.

276
00:34:24,752 --> 00:34:27,786
‫- امروز دلت می‌خواد یه کاری انجام بدی؟
‫- آره.

277
00:34:27,901 --> 00:34:29,860
‫آره، فکر کردم یکم بنویسم...

278
00:34:31,645 --> 00:34:33,719
‫...بعد اگه خواستی میتونیم
‫بریم چند تا خونه رو هم ببینیم.

279
00:34:44,857 --> 00:34:46,969
‫اگه خیلی خسته‌ای، می‌تونیم
‫بشینیم یه فیلم هم تماشا کنیم.

280
00:34:49,139 --> 00:34:51,290
‫- با پروژکتور.
‫- باشه.

281
00:34:52,096 --> 00:34:56,820
‫- باشه چی؟
‫- میتونیم فیلم ببینیم.

282
00:35:05,739 --> 00:35:07,429
‫هنوز داری کتابت رو مینویسی؟

283
00:35:12,892 --> 00:35:13,852
‫آره.

284
00:35:18,576 --> 00:35:19,575
‫پس اوضاع چطوره؟

285
00:35:21,341 --> 00:35:22,302
‫خوب پیش میره.

286
00:35:23,972 --> 00:35:26,545
‫بخش مربوط به پایین صحرای
‫آفریقا رو تقریباً تموم کردم...

287
00:35:27,294 --> 00:35:30,328
‫...ولی منابع رسمی خیلی کمه، واسه
‫همین مجبورم همه‌جور چیز بخونم.

288
00:35:30,655 --> 00:35:32,306
‫متون مذهبی و اسناد حقوقی رو.

289
00:35:32,460 --> 00:35:35,014
‫ولی در واقع خیلی هم جالبه...

290
00:35:36,703 --> 00:35:40,774
‫فکر کنم حالا تو این راه پر پیچ و
‫خم چیزهای مختلف زیادی دیدم...

291
00:35:50,443 --> 00:35:52,075
‫حالا که برات مهم نیست، چرا میپرسی؟

292
00:35:52,958 --> 00:35:55,263
‫حداقل مثل احمقا با خودم حرف نمی زنم.

293
00:35:56,741 --> 00:35:57,701
‫نه، دارم گوش می‌دم.

294
00:35:58,143 --> 00:36:00,063
‫آخه دیروز یادم رفت
‫بهش غذا بدم، واسه همینه...

295
00:36:00,927 --> 00:36:01,887
‫...اما دارم بهت گوش میدم.

296
00:36:02,732 --> 00:36:05,651
‫- تموم کردم.
‫- گفتم که دارم گوش میدم.

297
00:36:07,629 --> 00:36:08,589
‫منم گفتم تموم کردم.

298
00:36:22,953 --> 00:36:24,105
‫اینجا هم مگه آسایش نداریم؟

299
00:36:26,428 --> 00:36:29,885
‫نمیدونم چی شد. یعنی، دلیلش رو.

300
00:36:29,923 --> 00:36:31,920
‫یعنی، گوش میدم، باشه؟

301
00:36:32,151 --> 00:36:34,359
‫می‌گفتی پایین صحرای
‫آفریقا، منابع مختلف و غیره...

302
00:36:34,608 --> 00:36:36,682
‫و بعد یهو عصبی شدی.

303
00:36:37,297 --> 00:36:39,198
‫چرا عصبی شدی، چی شده؟

304
00:36:39,640 --> 00:36:41,598
‫چیزی که شد اینه که منو نادیده گرفتی.

305
00:36:43,230 --> 00:36:44,613
‫خب، پس چرا الان داری اینو میگی؟

306
00:36:45,208 --> 00:36:48,108
‫چون نه کاری که میکنم
‫برات مهمه و نه حسی که دارم.

307
00:36:48,703 --> 00:36:49,500
چه حسی داری؟

308
00:36:49,798 --> 00:36:51,391
‫- گاییدمت.
‫- گوش کن، زویی.

309
00:36:51,833 --> 00:36:52,985
‫یه کم دیگه.

310
00:36:53,254 --> 00:36:55,567
‫دارم میپرسم چه حسی داری، بعد تو میگی گمشو؟

311
00:36:55,568 --> 00:36:57,306
‫- بهم دست نزن.
‫- بخاطر خونه‌ست؟

312
00:36:57,594 --> 00:37:00,599
‫- واقعاً میخوای اون خونه رو ببینی؟
‫- خونه اصلا برام مهم نیست.

313
00:37:00,628 --> 00:37:01,559
‫کاراوان هم.
‫ایسلند هم.

314
00:37:01,607 --> 00:37:04,411
‫همه‌ی اون چیزای دیگه‌ای هم که سرهم‌بندی کردیم
‫تا طوری رفتار کنیم که انگار هیچ مشکلی نیست.

315
00:37:04,507 --> 00:37:05,928
‫ما با هم در موردشون تصمیم گرفتیم.

316
00:37:06,101 --> 00:37:07,099
‫- جدی؟
‫- آره.

317
00:37:07,100 --> 00:37:09,365
‫ما هیچ تصمیمی نگرفتیم، سال. تو گرفتی.

318
00:37:09,941 --> 00:37:11,496
‫پس فقط نقش بازی می‌کردی؟

319
00:37:11,612 --> 00:37:12,831
‫حالا هم داری نقش قربانی رو بازی می‌کنی.

320
00:37:12,860 --> 00:37:14,838
‫دقیقا قربانی منم.
‫قربونی لعنتی منم!

321
00:37:17,065 --> 00:37:18,025
‫زویی، بیخیال دیگه.

322
00:37:18,793 --> 00:37:20,272
‫فقط بهم بگو مشکلت چیه.

323
00:37:20,637 --> 00:37:22,979
‫- باشه؟ بیا حرف بزنیم.
‫- بارها حرف زدیم.

324
00:37:23,152 --> 00:37:24,785
‫- یه بار دیگه حرف بزنیم.
‫- میشه از اتاق بری بیرون؟

325
00:37:24,900 --> 00:37:27,300
‫- این موضوع رو بارها بحث کردیم.
‫- خواهش می‌کنم. نه، خواهش می‌کنم.

326
00:37:27,857 --> 00:37:29,432
‫- لطفا بگو مشکلت چیه.
‫- برو دیگه.

327
00:37:29,624 --> 00:37:30,929
‫میرم، فقط بگو مشکل چیه.

328
00:37:31,621 --> 00:37:33,041
‫مشکل رو خیلی خوب میدونی، سال.

329
00:37:33,042 --> 00:37:35,135
‫اگه ندونی هم، پس یه لاشی به تمام معنایی.

330
00:38:28,479 --> 00:38:29,631
‫متاسفم.

331
00:39:02,371 --> 00:39:03,524
‫چیه؟

332
00:39:15,948 --> 00:39:18,828
‫نه، حتی امتحان هم نمیکنم! میدونی که میبرم!

333
00:39:18,953 --> 00:39:22,227
‫- واقعا؟ همیشه تو میبری؟
‫- اینو خوب میدونی!

334
00:39:23,456 --> 00:39:24,416
‫ببینیم چی میشه.

335
00:39:24,502 --> 00:39:27,767
‫آماده‌ای؟ من آماده‌ام.
‫بزن بریم. یک، دو...

336
00:39:47,795 --> 00:39:48,947
‫چطور بود؟

337
00:39:52,692 --> 00:39:53,844
‫خیلی خوب بود.

338
00:39:55,572 --> 00:40:00,084
‫- یه لحظه حس کردم واقعیه.
‫- آره.

339
00:40:01,179 --> 00:40:02,331
‫دقیقا همینطوری کار می‌کنه.

340
00:40:03,915 --> 00:40:04,876
‫بی سر و صدا.

341
00:40:08,063 --> 00:40:10,079
‫هر چند یکم زیادی هم هست، نه؟

342
00:40:16,743 --> 00:40:20,564
‫- متاسفم.
‫- واسه چی؟

343
00:40:22,177 --> 00:40:24,452
‫به خاطر اون قرص‌ها و اینکه دیگه
‫یه کار احمقانه نکنم...

344
00:40:24,472 --> 00:40:26,574
‫...برای اینکه حواست بهم باشه، مگه نه؟

345
00:40:29,483 --> 00:40:31,096
‫قبلاً من ازت مراقبت می‌کردم.

346
00:40:33,535 --> 00:40:37,395
‫البته. من همیشه تو رو به این باور رسوندم.

347
00:40:38,278 --> 00:40:39,565
‫ولی حقیقت این نیست.

348
00:40:40,563 --> 00:40:43,098
‫اگه من نبودم، هنوزم با اون
‫یارو نوازنده ساکسیفون بودی.

349
00:40:43,713 --> 00:40:47,937
‫کی میدونه... اگه تهدیدش نکرده
‫بودم، شاید یکم بیشتر با هم می بودیم.

350
00:40:48,023 --> 00:40:51,153
‫اون خیلی بد باهات رفتار
‫می‌کرد. دائم گریه می‌کردی.

351
00:40:52,354 --> 00:40:55,541
‫- اون موقع ها خیلی کوچیک بودی.
‫- ۱۴ سالم بود.

352
00:40:56,434 --> 00:41:01,283
‫- دوستام خیلی وقت بود شروع کرده بودن به سکس کردن.
‫- میدونم، درسته.

353
00:41:02,915 --> 00:41:05,277
‫خیلی زشته! این حرفا رو به من نزن!

354
00:41:14,869 --> 00:41:17,624
‫- نه، داری چیکار می‌کنی؟ نه، نه.
‫- وایستا...

355
00:41:19,516 --> 00:41:22,233
‫- ایناهاش شد.
‫- اوف، نه.

356
00:41:23,558 --> 00:41:24,873
‫بالاخره یه لبخند ازش شکار کردم!

357
00:41:26,476 --> 00:41:28,397
‫باید گرفتار می‌شد.

358
00:41:35,991 --> 00:41:37,278
‫وقت رو تلف نکن.

359
00:41:40,033 --> 00:41:42,645
‫ارزش این لحظه ها رو بدون؛
‫باهاش خوش بگذرون...

360
00:41:48,041 --> 00:41:50,095
‫...و براى خداحافظى باهاش آماده شو.

361
00:42:07,022 --> 00:42:08,136
‫زود باش، زود باش، زود باش!

362
00:42:13,964 --> 00:42:16,076
‫- برای هر دومون، باشه؟
‫- باشه.

363
00:42:16,364 --> 00:42:17,325
‫خیله خب.

364
00:42:18,342 --> 00:42:19,494
‫خیلی گرسنمه.

365
00:42:20,320 --> 00:42:21,472
‫اعتیاد آوره.

366
00:42:21,933 --> 00:42:23,565
‫همش بخاطر مونو سدیم گلوتاماته.

367
00:42:24,737 --> 00:42:25,889
‫محشره.

368
00:42:30,209 --> 00:42:31,362
.خب

369
00:42:35,010 --> 00:42:35,970
‫آماده‌ای؟

370
00:42:47,376 --> 00:42:48,471
‫واسه چی؟

371
00:42:50,161 --> 00:42:51,697
‫- نه...
‫- آره.

372
00:42:52,273 --> 00:42:55,000
‫- تو کمد گذاشته بودم.
‫- آره، نباید تکونش می‌دادی.

373
00:42:55,269 --> 00:42:57,803
‫میتونی امشب مستند حیوونا رو ببینی. یالا.

374
00:42:58,111 --> 00:42:59,935
‫باشه.
‫بزن بریم.

375
00:43:12,464 --> 00:43:14,307
‫- خوبه؟
‫- خوبه.

376
00:43:14,308 --> 00:43:15,460
‫تمومه.

377
00:43:26,818 --> 00:43:29,775
‫- چراغو هم خاموش کن.
‫- آره راست میگی.

378
00:43:30,044 --> 00:43:32,080
‫- و پرده رو.
‫- آره، آره...

379
00:43:53,740 --> 00:43:57,024
‫- امشب می‌خوای مست کنی؟
‫- آره.

380
00:45:44,807 --> 00:45:47,764
‫اونا میگوهای آب شیرین
‫تازه بودن ولی پا هم داشتن...

381
00:45:48,033 --> 00:45:50,203
‫- اسمش چی بود؟
‫- مانتیس میگوی آب شیرین.

382
00:45:50,530 --> 00:45:54,236
‫نه، نوعی که تو اقیانوس زندگی
‫میکنه. امشب از اونها میخوریم.

383
00:45:54,600 --> 00:45:59,132
‫ولی اون موقع‌ها میگو
‫آب شیرین پیدا کرده بودم.

384
00:45:59,324 --> 00:46:02,013
‫اونا شبیه خرچنگ‌های کوچولو بودن.

385
00:46:03,376 --> 00:46:05,892
‫- چی بهش می‌گفتن…
‫- مهم نیست چی بهش می‌گفتن.

386
00:46:06,064 --> 00:46:09,578
‫مهم‌تر از همه، فوق‌العاده تازه بودن.

387
00:46:09,962 --> 00:46:11,364
‫بعضی‌ها هنوز تکون می‌خوردن.

388
00:46:11,844 --> 00:46:14,782
‫من هم به خاطر مهمون
‫یه کیلو اضافه کرده بودم.

389
00:46:15,646 --> 00:46:17,335
‫نه، نه...

390
00:46:17,336 --> 00:46:21,254
‫- اینو سر میز غذا تعریف نکن، خیلی حال‌به‌هم‌زنه.
‫- تعریف کن تعریف کن، کنجکاو شدم.

391
00:46:21,292 --> 00:46:22,846
‫باشه، گذاشتمشون تو یخچال.

392
00:46:22,847 --> 00:46:28,589
‫بعدش هم برای پختن درشون
‫آوردم؛ تکون نمی‌خوردن.

393
00:46:29,261 --> 00:46:32,314
‫برای اطمینان، کیسه رو تکون دادم.

394
00:46:32,756 --> 00:46:33,907
‫حرکت نمی‌کردند.

395
00:46:33,908 --> 00:46:38,689
‫منم شروع کردم بندازمشون تو تابه داغ.

396
00:46:39,112 --> 00:46:42,760
‫و بعدش، باورت میشه،
‫شروع کردن به فرار کردن.

397
00:46:42,895 --> 00:46:45,641
‫- نه، نه...
‫- همشون زنده بودن. همشون.

398
00:46:45,660 --> 00:46:47,945
‫داشتن مثل دیوونه‌ها از
روی تابه‌ی داغ فرار می‌کردن

399
00:46:48,425 --> 00:46:50,459
‫- انگار فیلم ترسناک بود.
‫- دقیقا...

400
00:46:50,460 --> 00:46:51,469
‫مثل فیلم ترسناک بود.

401
00:46:51,497 --> 00:46:54,839
‫یهو یه فکر خیلی خفن به سر مادرم زد،
‫اینکه بندازتشون زمین تا نجات پیدا کنن...

402
00:46:54,915 --> 00:46:58,198
‫...و بعد همه‌جا، زیر مبل‌ها،
‫به سمت کتابخونه فرار رو شروع کردن...

403
00:46:58,199 --> 00:47:00,427
‫...و بعد همه‌شون رو
‫مُرده، تو کل خونه پیدا کردیم.

404
00:47:01,809 --> 00:47:04,421
‫- یادت میاد زیر ماشین لباسشویی پیداش کردیم؟
‫- آره.

405
00:47:04,824 --> 00:47:06,091
‫دو هفته بعدش بود.

406
00:47:06,514 --> 00:47:11,026
‫- حتما بوی خیلی بدی گرفته، نه؟
‫- آره، بعد از اون ماجرا گیاهخوار شدم.

407
00:47:11,161 --> 00:47:14,329
‫- آره، مدت کوتاهی بعد هم خوب شده بودی.
‫- خوب شدم، آره.

408
00:47:14,675 --> 00:47:16,384
‫تو هم با من گیاهخوار شده بودی.

409
00:47:16,422 --> 00:47:18,514
‫دقیقا
‫آره، منو قانع کرده بودی.

410
00:47:18,515 --> 00:47:21,300
‫- چطوری قانعت کرد؟
‫- با کلی توفو.

411
00:47:23,009 --> 00:47:24,871
‫آره، مجبورش کرد یه عالمه توفو بخوره.

412
00:47:25,275 --> 00:47:26,235
‫ولی بعدش...

413
00:47:26,407 --> 00:47:30,765
‫...تبدیل شدی به یه
‫نویسنده که تو زمینه‌ی این‌که

414
00:47:30,766 --> 00:47:33,743
‫چطوری دام‌پروری مسیر تاریخ
‫بشریت رو تغییر داد تخصص داره.

415
00:47:36,450 --> 00:47:39,638
‫- قسمت اول رو خوندم.
‫- یه تحقیق جدید رو شروع کرده؟

416
00:47:41,193 --> 00:47:42,634
‫به چگونگی تغییر...

417
00:47:42,662 --> 00:47:44,650
‫...سبک زندگی ساکنان نقاط مختلف جهان...

418
00:47:44,679 --> 00:47:47,242
‫...تحت تأثیر الگوهای تغذیه‌ای
‫متفاوت می‌پردازه، درسته؟

419
00:47:48,010 --> 00:47:51,428
‫- آره، کی خوندی؟
‫- وقتی تو خواب بودی.

420
00:47:52,849 --> 00:47:53,905
‫بله.

421
00:47:54,904 --> 00:47:59,244
‫اساساً، یعنی، داره یه داستانی تعریف میکنه
‫درباره اینکه چطوری بود، واقعاً خیلی خوبه.

422
00:47:59,397 --> 00:48:03,987
‫اروپایی‌های مهاجر آمریکا...

423
00:48:04,467 --> 00:48:08,058
‫...چطور تمام جمعیت بومی
‫رو نابود کردن، نه برعکسش.

424
00:48:08,403 --> 00:48:10,400
‫خب، این ‫چه ربطی به عادات غذایی داره؟

425
00:48:11,706 --> 00:48:16,411
‫این نظریه‌ای که نوشتم، اهلی کردن حیوانات...

426
00:48:17,361 --> 00:48:21,720
‫...در مورد اینکه چطوری اروپایی‌ها در برابر
‫میکروب‌ها
و بیماری‌ها مقاومت نشون دادن.

427
00:48:21,749 --> 00:48:24,985
‫...چطور در برابر میکروب‌ها
‫و بیماری‌ها مقاومت پیدا کردن.

428
00:48:25,129 --> 00:48:29,756
‫یعنی وقتی اومدن آمریکا،
‫مثل یه بمب ساعتی بیولوژیکی بودن.

429
00:48:30,198 --> 00:48:34,269
‫خب، صحبت از جنگ بیولوژیکی شد،
‫آخرین مصوبه شهرداری رو شنیدی؟

430
00:48:34,653 --> 00:48:36,151
‫- نه.
‫- دلم می‌خواست بخونمش.

431
00:48:38,071 --> 00:48:42,430
‫- کتابت رو.
‫- البته، می‌تونی بخونیش.

432
00:48:44,850 --> 00:48:47,999
‫چون بهار چاپ میشه، باید
‫تا چند ماه دیگه تمومش کنم.

433
00:48:49,535 --> 00:48:51,878
‫حتی اگه تموم نشده، الان دوست دارم بخونمش.

434
00:48:53,779 --> 00:48:54,931
‫باشه.

435
00:48:56,717 --> 00:49:00,058
‫اونایی که جلوتن همون‌جوری سر
‫جاشون وایسادن. آخرش سرخپوست میشید.

436
00:49:03,898 --> 00:49:04,859
‫چی؟

437
00:49:05,396 --> 00:49:06,587
‫مگه اینجوری میگن؟

438
00:49:06,817 --> 00:49:08,181
‫- یالا، یالا.
‫- اینجوری نمیگن.

439
00:49:08,277 --> 00:49:11,387
‫- غذاتو بخور، زود باش.
‫- باشه، باشه.

440
00:49:11,541 --> 00:49:13,020
‫یه کم دیگه بذارم؟

441
00:49:14,133 --> 00:49:15,919
‫- جدی؟
‫- ممنون، خداحافظ.

442
00:49:16,226 --> 00:49:17,455
‫ممنون

443
00:49:17,686 --> 00:49:19,049
‫میبینمت.

444
00:49:21,181 --> 00:49:22,986
‫دوباره کی میاین؟

445
00:49:23,293 --> 00:49:25,520
‫ما رو تو طول هفته
‫چند بار می خوای ببینی؟

446
00:49:27,652 --> 00:49:31,358
‫- سامسون چشه؟
‫- سامسون، بسه دیگه!

447
00:49:42,534 --> 00:49:43,993
‫می‌خوای بگی مشکلت چیه؟

448
00:49:47,661 --> 00:49:48,813
‫هیچ مشکلی نیست.

449
00:49:52,356 --> 00:49:53,681
‫از جواب آزمایش هاست؟

450
00:49:56,945 --> 00:49:57,905
‫آره.

451
00:50:02,389 --> 00:50:03,580
‫درست میشه.

452
00:50:04,693 --> 00:50:05,903
‫درست میشه.

453
00:50:21,582 --> 00:50:22,619
‫به مادرم یه سر بزنم.

454
00:50:23,906 --> 00:50:26,191
‫- باشه.
‫- خداحافظ.

455
00:50:34,563 --> 00:50:37,174
‫به این میگیم مراسم خداحافظی

456
00:50:38,826 --> 00:50:43,703
‫مهم اینه که از این دیدار
‫آخر
خوب استفاده کنیم.

457
00:50:44,759 --> 00:50:46,660
‫قبل از اینکه بذاریم کسی
‫رو که دوست داریم بره...

458
00:50:47,429 --> 00:50:50,290
‫...چیزهایی رو که نتونستیم بگیم...

459
00:50:50,309 --> 00:50:52,536
‫...باید بگیم واقعا چه حسی داریم.

460
00:51:02,186 --> 00:51:06,257
‫خیلی‌ها ترجیح میدن لحظه‌ی
‫مرگ رو دوباره زندگی کنن.

461
00:51:09,473 --> 00:51:11,355
‫یعنی میتونم بهش بگم مرده؟

462
00:51:12,353 --> 00:51:16,202
‫میدونم که این واقعاً یه وظیفه
‫وحشتناک به نظر میرسه...

463
00:51:16,203 --> 00:51:19,727
‫...اما بهت اطمینان میدم که
‫یه نوع درمان خیلی موثره.

464
00:51:20,534 --> 00:51:21,686
‫نه.

465
00:51:25,373 --> 00:51:26,333
‫نمی‌خوام.

466
00:51:27,619 --> 00:51:30,154
‫هرچقدرم که التیام بخشه
‫برام مهم نیست، نمیخوام.

467
00:51:31,498 --> 00:51:32,458
‫می‌فهمم.

468
00:51:33,995 --> 00:51:38,219
‫سال، شاید این به نظرت باعث مرگ زنت شده...

469
00:51:38,238 --> 00:51:41,080
‫...اما حقیقت اینه که
‫زنت دیگه زنده نیست.

470
00:51:42,328 --> 00:51:44,863
‫«پایانی دیگر، فقط یه شبیه‌سازیه.»

471
00:51:58,526 --> 00:52:00,830
اما تو مجبوری با این رنج روبرو بشی.

472
00:52:01,617 --> 00:52:04,439
‫یه پایان متفاوت، سوگواری
‫رو نادیده نمیگیره...

473
00:52:04,440 --> 00:52:07,013
فقط این امکان رو میده که این دوران رو

474
00:52:07,032 --> 00:52:09,509
‫...با کسی که دلت می‌خواد
‫باهاش باشی، بگذرونی.

475
00:52:09,836 --> 00:52:11,353
‫فقط یکم وقت بیشتر می‌خوام.

476
00:52:12,582 --> 00:52:15,462
‫متاسفم، یه پروتکل خیلی
‫سخت‌گیرانه داریم که اجرا می‌کنیم.

477
00:52:16,077 --> 00:52:19,802
‫خواهرم گفت میزان همسان‌سازی خیلی بالاست.

478
00:52:20,186 --> 00:52:21,415
‫ببخشید، خواهرت کی بود؟

479
00:52:22,855 --> 00:52:25,486
‫نه. بیخیال، بیخیال.

480
00:52:45,245 --> 00:52:46,513
‫به زمان بیشتری نیاز دارم.

481
00:52:47,406 --> 00:52:49,191
‫قرار بود این آخرین ملاقات باشه.

482
00:52:50,027 --> 00:52:52,062
‫آره، ولی حس می‌کنم باید دوباره ببینمش.

483
00:52:53,358 --> 00:52:56,719
‫نمیدونم، انگار خیلی وقتمو تلف کردم.

484
00:52:57,919 --> 00:52:59,820
‫نه. کارها اینجوری پیش نمیرن.

485
00:53:00,319 --> 00:53:02,969
‫تعداد ملاقات‌ها از قبل تعیین میشه.

486
00:53:03,641 --> 00:53:07,011
‫آره، ولی روانپزشک چی
گفت،
‫مراحل سوگواری، مراسم...

487
00:53:07,030 --> 00:53:09,805
‫...و بقیه چیزها به
کی اهمیت داره، مگه نه؟

488
00:53:09,882 --> 00:53:14,145
‫من رو تو دردسر انداختی.
‫نباید از من حرف میزدی.

489
00:53:14,337 --> 00:53:16,737
‫- اسمتو نگفتم.
‫- واقعا؟

490
00:53:17,505 --> 00:53:20,040
‫به نظرت پیدا کردنم از روی
‫حرفایی که زدم خیلی سخته؟

491
00:53:24,130 --> 00:53:29,392
‫محدودیت‌ها به بدنِ حامل وصلن، چون خطرناکن،
‫نمیشه طولانی مدت ازشون استفاده کرد.

492
00:53:29,929 --> 00:53:31,658
‫نمیشه چند بار دیگه این کارو بکنیم؟

493
00:53:37,236 --> 00:53:39,598
‫سعی می‌کنم به بدن یه نفر دیگه انتقالش بدم.

494
00:53:51,014 --> 00:53:52,127
‫بدنش رو میخوام.

495
00:54:00,423 --> 00:54:02,247
‫سعی می‌کنم با حامل‌ صحبت کنم.

496
00:54:05,780 --> 00:54:09,851
‫- چه خبر؟
‫- تقریبا حاضرم.

497
00:54:10,159 --> 00:54:11,311
‫بله.

498
00:54:14,854 --> 00:54:17,254
‫- ببخشید.
‫- ببخشید، عجله کن.

499
00:54:23,543 --> 00:54:25,175
‫نباید عجله کنیم؟

500
00:54:25,482 --> 00:54:27,172
‫باید، ولی یه کاری هست که باید انجام بدیم.

501
00:54:27,537 --> 00:54:30,532
‫چون کوکتل‌های آتلانتیک
‫هم خیلی گرونن هم آبکی.

502
00:54:31,070 --> 00:54:33,662
‫به علاوه تو هم
‫بدون مستی نمیرقصی، برای همین...

503
00:54:36,812 --> 00:54:40,595
‫- نگفتی برای چی جشن بگیریم.
‫- هیچی.

504
00:54:40,979 --> 00:54:43,475
‫دکمه‌هامو می‌بندی؟
‫باشه.

505
00:54:43,705 --> 00:54:46,182
‫ولی تو گفتی امشب جشن می‌گیریم.

506
00:54:46,432 --> 00:54:47,584
‫آره.

507
00:54:47,949 --> 00:54:51,002
‫منظورم این بود که با هم
‫بودنمون رو جشن بگیریم.

508
00:54:51,310 --> 00:54:53,671
‫- همش همینه.
‫- داری پیر میشی.

509
00:54:55,073 --> 00:54:57,070
‫این لباس داره روز به روز
‫کوتاه‌تر می‌شه، یا من اشتباه می‌کنم؟

510
00:55:10,646 --> 00:55:14,103
‫- سرم خیلی گیج میره.
‫- بیا.

511
00:55:16,935 --> 00:55:19,624
‫فکر کنم یه کم زیاده روی کردیم توی ویسکی.

512
00:55:21,525 --> 00:55:23,272
‫داری تازه از شوک سانحه در میای.

513
00:55:25,106 --> 00:55:26,258
‫تکیه کن به من.

514
00:59:33,029 --> 00:59:33,989
.ابه

515
00:59:36,082 --> 00:59:41,650
‫میدونم داداشتو دوست داری؛
‫اما کاری که میکنی به شدت اشتباهه.

516
00:59:41,651 --> 00:59:44,426
‫- اینو قبلا هم گفتی.
‫- بله، گفتم.

517
00:59:45,731 --> 00:59:48,304
‫منو مجبور نکن اینو به یکی دیگه بگم، لطفا.

518
00:59:48,333 --> 00:59:50,100
‫تو هم منو مجبور نکن.

519
00:59:51,194 --> 00:59:53,403
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم برای
‫مادرت چه کارا که نکردی؟

520
00:59:57,291 --> 00:59:59,653
‫هیچ کس اینجا وجدانش راحت نیست.

521
00:59:59,701 --> 01:00:03,868
‫- همه‌مون باید بدون رد کردن مرزها کار کنیم.
‫- ولی هردومون این کارو کردیم.

522
01:00:05,673 --> 01:00:07,277
‫همچنین این یه حقیقته که...

523
01:00:07,305 --> 01:00:10,915
‫...همه‌ی اون داستان‌ها، درباره‌ی
‫شفابخش بودنش، فقط چرت و پرته.

524
01:00:12,087 --> 01:00:16,685
‫و اگه می‌تونستیم این کارو بدون
‫نابود کردن یه زندگی دیگه انجام بدیم...

525
01:00:16,686 --> 01:00:21,419
‫...ما به همه این فرصت رو
‫می‌دادیم که بعد از مرگ هم زندگی کنند.

526
01:00:23,743 --> 01:00:24,799
‫تا ابد.

527
01:00:24,823 --> 01:00:26,823


528
01:01:52,727 --> 01:01:54,167
‫از چی خوشت میاد؟

529
01:01:55,924 --> 01:01:58,632
‫واسه تصمیم گیری ببرمت اونجا؟

530
01:01:59,160 --> 01:02:00,465
‫دنبال یه نفر می گردم.

531
01:02:02,751 --> 01:02:05,132
‫تو هم از اون مردهای عاشقی؟

532
01:02:07,302 --> 01:02:08,627
‫دیدم که اومد تو.

533
01:02:08,876 --> 01:02:10,163
‫قدش خیلی بلنده...

534
01:02:11,699 --> 01:02:12,774
‫...و موهاش هم...

535
01:02:13,581 --> 01:02:14,541
‫...مثلِ مالِ تو.

536
01:03:20,300 --> 01:03:21,529
‫بازم رو کاناپه خوابیدی؟

537
01:03:24,217 --> 01:03:25,369
‫آره.

538
01:03:27,462 --> 01:03:28,710
‫برات خوب نیست، میدونی

539
01:03:30,439 --> 01:03:31,591
‫میدونم.

540
01:03:35,345 --> 01:03:36,823
‫منم حس خیلی بدی دارم.

541
01:03:36,939 --> 01:03:38,475
‫دیشب تو نوشیدنی من چی ریختی؟

542
01:03:39,301 --> 01:03:40,702
‫همه‌جام درد می‌کنه.

543
01:03:46,665 --> 01:03:48,143
‫دقیقا چه حسی داری؟

544
01:03:50,227 --> 01:03:51,379
‫خسته‌ام.

545
01:03:51,782 --> 01:03:56,084
‫- خوب نخوابیدم، خواب‌های عجیبی دیدم.
‫- چه جور عجیب؟

546
01:03:58,609 --> 01:04:02,142
‫چیز واضحی یادم نمیاد.

547
01:04:04,475 --> 01:04:05,627
‫نمیدونم.

548
01:04:07,605 --> 01:04:12,002
‫شاید... یعنی...
‫نگو خوابای عجیب غریب می‌بینی.

549
01:04:13,654 --> 01:04:15,939
‫فقط...
‫کجاش اشتباهه مگه؟

550
01:04:16,285 --> 01:04:19,855
‫آره، یعنی میگی بخاطر رویاهای
‫عجیبی که میبینی خسته ای...

551
01:04:19,856 --> 01:04:22,833
‫...ولی در واقع اونا رو یادت
‫نمیاد، یعنی... عجیبیش اینجاست.

552
01:04:22,929 --> 01:04:25,079
‫شاید هم...
‫...بخاطر یه چیز دیگه خسته شدی.

553
01:04:25,271 --> 01:04:28,132
مثلا چی؟
‫مثل این‌که دیگه پیش من نه، رو کاناپه می‌خوابی؟

554
01:04:29,285 --> 01:04:30,782
‫نه، فقط دارم میگم اگه خسته ای...

555
01:04:30,811 --> 01:04:33,835
‫...و اگه میگی خوابای عجیب
‫غریب میبینی ولی یادت نمیاد

556
01:04:33,836 --> 01:04:35,525
سر صبحی روزمون رو زهرمار نکنیم، باشه؟

557
01:04:35,852 --> 01:04:38,310
‫کی به مشاور املاک برای خونه زنگ می‌زنیم؟

558
01:04:40,038 --> 01:04:42,477
‫این کار منتفی شد. فروختن خونه.

559
01:04:44,435 --> 01:04:46,279
‫- نه.
‫- آره.

560
01:04:47,642 --> 01:04:50,139
بازوت چی شده؟

561
01:04:52,520 --> 01:04:53,499
‫اصلاً متوجه نشدم.

562
01:04:54,075 --> 01:04:55,131
‫از کِی اینجاست؟

563
01:04:55,899 --> 01:04:58,031
‫گفتم متوجه نشدم،
واسه همین نمی‌دونم.

564
01:04:59,106 --> 01:05:00,603
‫- یه نگاهی بندازم.
‫- چیز مهمی نیست.

565
01:05:00,604 --> 01:05:03,100
‫حتما یه جایی خوردم نفهمیدم.

566
01:05:06,422 --> 01:05:08,995
‫- صبر کن، درد می کنه؟
- داری چیکار می کنی؟ نه، چیزی نیست.

567
01:05:09,168 --> 01:05:10,320
‫نه.

568
01:05:10,474 --> 01:05:14,161
‫اونایی که تو بیمارستانن بعضی وقتا...
‫...وقتی هوشیار نیستی، میدونی که...

569
01:05:15,582 --> 01:05:19,557
‫- ...شاید، نمی‌دونم...
‫- سال، من خوبم. خوبم.

570
01:05:21,592 --> 01:05:24,031
‫- ‎درد نداری؟
‫- ‎نه، خوبم.

571
01:05:28,639 --> 01:05:30,041
‫باشه. باشه.

572
01:06:45,161 --> 01:06:46,986
.خواب مرگ زویی رو دید

573
01:06:48,426 --> 01:06:49,578
‫فقط خرده‌رویاها باقی موندن.

574
01:06:49,828 --> 01:06:53,553
‫گفته بودم یه مدت طولانی با هم
‫بودن، اثرش رو روی بدن حامل میذاره.

575
01:06:53,591 --> 01:06:56,606
‫- مریضه؟
‫- بسه، سال.

576
01:06:57,979 --> 01:06:59,304
‫میدونم چی دیدی.

577
01:07:00,427 --> 01:07:02,367
‫حامل‌ها از نظر جغرافیایی مکان‌یابی شده‌اند.

578
01:07:04,114 --> 01:07:05,074
‫تو آتلانتیک.

579
01:07:06,274 --> 01:07:08,972
‫یه جای خیلی معروفه. عادیه یه
‫دختر واسه رقصیدن بره اونجا.

580
01:07:12,112 --> 01:07:14,301
‫- این یه تصادف بود.
‫- نه.

581
01:07:14,512 --> 01:07:16,625
‫هیچ ربطی به موضوع نداره.

582
01:07:17,950 --> 01:07:21,233
‫احساساتت هستن که تو رو به یه
‫طرف
یا طرف دیگه می کشونن.

583
01:07:22,116 --> 01:07:27,012
‫به این خاطر اسمشون اینه که به
‫جای تصادف، به احساساتمون مربوطن.

584
01:07:27,013 --> 01:07:31,515
‫سال، دیگه نمیتونم کمکت
‫کنم. نمیتونم برش گردونم.

585
01:07:31,516 --> 01:07:33,167
‫انتصاب‌ها رو تو انجام میدی.

586
01:07:34,224 --> 01:07:36,767
‫تو با باربرها سروکار داری،
‫برنامه‌ریزی‌ها رو تو انجام میدی...

587
01:07:36,768 --> 01:07:38,966
‫...تصمیم می‌گیری که
‫چقدر و چند تا ملاقات باشه.

588
01:07:38,967 --> 01:07:41,089
‫ولی خب، اینا رو تحت یه
‫سری قواعد مشخص انجام میدم.

589
01:07:41,434 --> 01:07:42,394
‫برو بابا... قواعد!

590
01:07:43,921 --> 01:07:46,369
‫مسئله قوانین نیست.
‫اینو خیلی خوب میدونی.

591
01:07:48,232 --> 01:07:49,192
‫پس مشکل چیه؟

592
01:07:49,758 --> 01:07:53,100
‫مشکل اینه که تو میخوای
‫من حس بدی داشته باشم.

593
01:07:55,836 --> 01:07:58,217
‫برای اینکه حالم بهتر شه،
‫می‌خوای حس بدی داشته باشم.

594
01:08:00,118 --> 01:08:04,400
‫- واسه اینکه کمتر احساس تنهایی کنم.
‫- داری حرفای دیوونه وار میزنی.

595
01:08:04,439 --> 01:08:10,007
‫آره، دارم چیزای دیوونه‌واری میگم،
‫چون خیلی گیجم، نمیدونم. میترسم.

596
01:08:23,766 --> 01:08:25,053
‫آخرین باره...

597
01:08:26,646 --> 01:08:28,163
‫ولی دیگه از من چیزی نخواه.

598
01:08:29,805 --> 01:08:30,957
‫این آخریشه.

599
01:08:53,693 --> 01:08:55,076
‫یه چیزی فهمیدم.

600
01:08:57,361 --> 01:09:01,201
‫اون خونه، چون کفش پارکت بود،
‫خیلی قشنگ بود.

601
01:09:01,873 --> 01:09:05,618
‫متوجه شدم که چقدر مهم
‫بود که زمین پارکت باشه.

602
01:09:06,347 --> 01:09:11,379
‫- تو هم خوشت اومده بود؟
‫- خوشم اومد که به مدرسه نزدیک بود.

603
01:09:22,151 --> 01:09:23,995
‫راجع به این یکم بیشتر حرف بزنیم؟

604
01:09:26,644 --> 01:09:28,795
‫وقت زیادی ندارم.

605
01:09:29,179 --> 01:09:32,098
‫- میدونی.
‫- اینجوری نگو.

606
01:09:32,693 --> 01:09:33,845
‫ممکنه نگم...

607
01:09:33,922 --> 01:09:35,670
‫...اما این واقعیت را از بین نمی‌بره.

608
01:09:41,114 --> 01:09:42,112
‫میدونم ترسیدی.

609
01:09:43,898 --> 01:09:45,319
‫ولی تو که کلا از همه چی می‌ترسی.

610
01:09:54,459 --> 01:09:55,592
‫دیگه نمی‌ترسم.

611
01:09:59,970 --> 01:10:05,117
‫نمیتونی حدس بزنی چقدر دلم میخواد
‫همه چیو جور دیگه ای انجام بدم.

612
01:10:12,730 --> 01:10:13,998
‫می‌خوام اینو بدونی.

613
01:10:24,895 --> 01:10:27,007
‫به نظرم تو پدر فوق‌العاده‌ای میشی.

614
01:10:31,741 --> 01:10:33,008
‫تو هم.

615
01:10:34,199 --> 01:10:35,159
من هم؟

616
01:10:35,255 --> 01:10:36,637
‫بابای فوق‌العاده‌ای می‌شدم؟

617
01:10:39,038 --> 01:10:41,208
‫- چرا که نه؟
‫- معلومه.

618
01:10:43,032 --> 01:10:44,184
‫میتونیم جامونو عوض کنیم.

619
01:10:56,291 --> 01:11:00,689
‫اولش فقط شوهرم رو از دست داده بودم.

620
01:11:02,666 --> 01:11:03,723
‫خدای من!

621
01:11:05,220 --> 01:11:07,486
‫خیلی وحشتناک بود.
‫خیلی خیلی وحشتناک بود.

622
01:11:09,195 --> 01:11:13,535
‫ولی می‌دونستم بدون اون از پسش برنمی‌آم.

623
01:11:15,110 --> 01:11:20,198
‫واسه همین همش همدیگه رو
‫بغل می‌کردیم و گریه می‌کردیم.

624
01:11:20,986 --> 01:11:22,656
‫بعدش منتظر فلو شدیم.

625
01:11:25,517 --> 01:11:26,516
‫دخترم...

626
01:11:28,187 --> 01:11:29,147
‫و...

627
01:11:30,913 --> 01:11:32,411
‫فقط...

628
01:11:34,101 --> 01:11:36,501
‫اصلاً اون جوری که فکرشو می‌کردم نبود.

629
01:11:36,712 --> 01:11:39,516
‫وقتی بهش گفتیم، فکر کرد داریم دروغ میگیم.

630
01:11:41,782 --> 01:11:43,837
‫گفت: چرا یه همچین چیزی میگید؟

631
01:11:44,585 --> 01:11:45,565
!این درست نیست

632
01:11:46,794 --> 01:11:48,676
.من اینجام. داشت می‌گفت

633
01:11:48,829 --> 01:11:51,229
‫و پوستش رو نیشگون می‌گرفت.

634
01:11:52,170 --> 01:11:54,071
‫من اینجام...

635
01:11:54,148 --> 01:11:55,108
‫پس این یعنی چی؟

636
01:11:57,067 --> 01:11:58,219
‫یعنی چی؟

637
01:11:59,871 --> 01:12:00,965
‫و...

638
01:12:03,289 --> 01:12:08,185
‫یه جورایی فکر میکردم هردوشون همزمان می‌خوابن.

639
01:12:08,262 --> 01:12:13,735
‫اما آخرش کارل زودتر کم آورد و ...

640
01:12:15,271 --> 01:12:17,518
‫...مدت زیادی منو با فلو تنها گذاشت.

641
01:12:19,169 --> 01:12:20,225
‫و اونو...

642
01:12:22,491 --> 01:12:25,160
‫...خیلی دلم می‌خواست می‌تونستم تسلی‌اش بدم.

643
01:12:27,964 --> 01:12:29,673
‫به خاطر همين، فقط...

644
01:12:31,939 --> 01:12:33,667
‫...فقط تونستم بگم نخواب.

645
01:12:36,778 --> 01:12:38,083
‫لطفاً نخواب.

646
01:12:39,754 --> 01:12:42,154
‫- همین...
‫- ممنون.

647
01:12:42,711 --> 01:12:44,247
‫ممنون که در میون گذاشتی.

648
01:12:44,862 --> 01:12:45,841
‫خیلی خوب داری پیش میری.

649
01:12:46,571 --> 01:12:51,755
تجربیاتی که در تلاش برای کنار اومدن با
‫نبودشون و درد ناشی از اون داشته رو...

650
01:12:51,756 --> 01:12:54,982
‫...امروز کسی دیگه هست که
‫بخواد با ما به اشتراک بذاره؟

651
01:12:58,016 --> 01:12:59,917
‫هیچکس نمیخواد چیزی رو به اشتراک بذاره؟

652
01:12:59,994 --> 01:13:01,146
‫باشه.

653
01:13:01,760 --> 01:13:04,689
‫از همتون می‌خوام که تو چند روز آینده...

654
01:13:04,708 --> 01:13:09,672
‫یه چیزی انتخاب کنین که تو این چند روز
‫آینده، آدمِ از دست‌داده‌تون رو یادتون بیاره.

655
01:13:10,728 --> 01:13:12,878
و بعد سعی کنید بدون اون انجامش بدید.

656
01:13:13,973 --> 01:13:17,545
‫این یه قدم اولیه، ولی خیلی مهمه.

657
01:14:05,301 --> 01:14:07,337
‫میشه این رقص مخصوص
‫رو باهاتون داشته باشم، لطفا؟

658
01:14:09,506 --> 01:14:12,982
‫شماره‌های زیر عکس‌ها برای
‫اینه که ببینی کی تو کدوم اتاقه.

659
01:18:30,430 --> 01:18:31,390
‫چرا گریه کردی؟

660
01:18:36,728 --> 01:18:37,727
‫خوشت نیومد؟

661
01:18:42,374 --> 01:18:46,291
‫- زنم ترکم کرد.
‫- متاسفم.

662
01:18:51,917 --> 01:18:57,044
‫اگه بخوای کارم تموم
‫شد میتونیم بریم خونه من.

663
01:19:22,247 --> 01:19:23,976
‫اگه لازم داشتی، توالت اینجاست.

664
01:19:30,140 --> 01:19:33,634
‫آره، قبلاً به عنوان دفتر استفاده میشد...

665
01:19:33,635 --> 01:19:38,051
‫الان پر از بی‌خانمان‌هاست
یا
‫یه سری دختر از کلوپ.

666
01:19:56,918 --> 01:19:58,070
‫چیه؟

667
01:19:59,587 --> 01:20:00,739
‫نمی‌خوای؟

668
01:20:03,283 --> 01:20:04,243
‫پس چی می‌خوای؟

669
01:20:09,361 --> 01:20:10,570
‫نمیدونم.

670
01:20:14,008 --> 01:20:15,160
‫فقط می‌خوام اینجا باشم.

671
01:20:16,043 --> 01:20:17,215
‫چقدر آب می‌خوره؟

672
01:20:18,309 --> 01:20:20,306
‫- فقط اگه اینجا باشم...
‫- بدون سکس؟

673
01:20:22,150 --> 01:20:23,302
‫...گرونه.

674
01:20:25,721 --> 01:20:27,545
‫می‌خوام بخوابم، پس می‌تونی بری.

675
01:20:32,970 --> 01:20:34,122
می‌تونی

676
01:20:36,772 --> 01:20:37,886
‫- لطفا
‫- باشه.

677
01:22:00,745 --> 01:22:01,897
‫سلام.

678
01:22:09,943 --> 01:22:13,668
‫- کی هستی، یه جورایی دیوونه‌ای؟
‫- نه.

679
01:22:14,964 --> 01:22:16,923
‫اما مطمئنم اینجا
زیاد میبینیشون.

680
01:22:18,478 --> 01:22:20,283
‫به نظر میاد با هم گشتن رو دوست دارن.

681
01:22:25,525 --> 01:22:26,678
.اون مرد

682
01:22:28,867 --> 01:22:29,827
.همسرم

683
01:22:33,254 --> 01:22:34,503
‫من رو ترک نکرد.

684
01:22:36,807 --> 01:22:37,767
‫گوش کن...

685
01:22:39,783 --> 01:22:44,757
‫مطمئنم خیلی تنهایی، اگه نصیحت منو
‫بخوای تنها چیزی که نیاز داری یه دوسته...

686
01:22:45,774 --> 01:22:46,735
‫...نه یه جنده.

687
01:22:48,924 --> 01:22:52,553
‫- می‌تونم بهت کمک کنم.
‫- راجع به چی حرف می‌زنی؟

688
01:22:53,897 --> 01:22:55,587
‫اوريگامی توی آپارتمانت رو ديدم.

689
01:22:56,067 --> 01:22:57,200
‫- واقعاً؟
‫- آره.

690
01:22:57,258 --> 01:22:58,218
‫من یه حامل هستم.

691
01:22:58,352 --> 01:22:59,312
خب؟

692
01:22:59,370 --> 01:23:02,116
‫اوریگامی برای مشتری‌هاست، نه برای حامل‌ها.

693
01:23:10,219 --> 01:23:11,333
‫چی میخوای لعنتی؟

694
01:23:11,487 --> 01:23:13,426
‫- بهت کمک کنم.
‫- واقعاً؟

695
01:23:14,914 --> 01:23:17,574
‫- خواهرم تو شرکت آترنا کار می‌کنه.
‫- جدی؟

696
01:23:18,755 --> 01:23:22,778
‫یه پسردایی اونجا دارم،
‫ولی خواهر خیلی بهتره خب.

697
01:23:23,411 --> 01:23:26,541
‫- مسئله‌ی پوله. من...
‫- اون چطوری بهت کمک کرد؟

698
01:23:27,962 --> 01:23:30,055
‫آره راست میگی، شبیه یکی از اون احمقایی.

699
01:23:30,574 --> 01:23:32,878
‫کی دلش میخواد عشق مردشو
‫توی بدن یکی دیگه ببینه؟

700
01:23:34,145 --> 01:23:35,106
‫بهش چی گفتی؟

701
01:23:35,931 --> 01:23:37,448
!سلام زندگیم، من اومدم

702
01:23:37,756 --> 01:23:39,772
بگو ‫ببین چی شد؟ مُردی.

703
01:23:39,983 --> 01:23:42,441
.و حالا، دیگه همه چی حل شد

704
01:23:43,343 --> 01:23:46,896
‫- نه.
‫- نه.

705
01:23:47,645 --> 01:23:48,682
‫به پول احتياج ندارم.

706
01:23:50,852 --> 01:23:52,273
‫پس چرا حامل شدی؟

707
01:23:59,618 --> 01:24:01,538
‫چون تخم خودکشی ندارم.

708
01:24:14,874 --> 01:24:17,946
‫- کیه؟
‫- منم.

709
01:24:19,521 --> 01:24:20,750
‫معلومه که اسممو نمیدونی.

710
01:24:25,080 --> 01:24:26,232
.برو

711
01:24:28,248 --> 01:24:29,593
‫غذای چینی آورده بودم.

712
01:24:31,858 --> 01:24:33,260
از غذای چینی متنفرم

713
01:24:35,334 --> 01:24:36,294
‫آره.

714
01:24:36,371 --> 01:24:37,350
‫منم...

715
01:24:38,003 --> 01:24:39,251
‫منم زیاد دوست ندارم.

716
01:24:51,474 --> 01:24:52,626
‫سلام.

717
01:24:54,585 --> 01:24:55,929
‫اومدم معذرت خواهی کنم.

718
01:24:57,887 --> 01:24:59,040
‫میتونم بیام تو؟

719
01:25:01,670 --> 01:25:03,725
‫نمي‌خوام اينجا بمونم،
‫بذار كتم رو بردارم.

720
01:25:10,590 --> 01:25:14,258
‫- من اسمم ساله.
‫- آوا.

721
01:25:14,469 --> 01:25:15,429
‫بریم.

722
01:25:22,265 --> 01:25:27,354
‫- این کارو زیاد انجام میدی؟
‫- نه. فقط گهگاهی.

723
01:25:28,487 --> 01:25:31,751
‫آره، تازه تمومش کردم و دوباره اینجا هستم
‫وقت زیادی برای زندگی کردن دارم.

724
01:25:33,038 --> 01:25:34,420
‫منتظر دستورات جدیدم.

725
01:25:35,246 --> 01:25:38,203
‫یه شاهزاده‌ی سوار بر اسب سفید
‫دیگه که با یه بوس منو بخوابونه...

726
01:25:38,232 --> 01:25:40,277
‫...و برای مشتری درمانده‌ی آترنا.

727
01:25:41,391 --> 01:25:42,543
‫ببخشید.

728
01:25:44,098 --> 01:25:45,807
‫چرا فکر می‌کنی اینقدر بدی؟

729
01:25:51,539 --> 01:25:52,691
‫بچه داری؟

730
01:25:55,092 --> 01:25:56,167
‫من... من وقت نداشتیم.

731
01:25:56,436 --> 01:25:57,473
‫یعنی نخواستی؟

732
01:25:59,259 --> 01:26:01,908
‫«مالِ» من زمانی نبود.

733
01:26:07,208 --> 01:26:08,360
‫غذا رو بخوریم.

734
01:26:33,218 --> 01:26:34,274
‫اونقدرها هم بد نیست.

735
01:26:35,791 --> 01:26:38,518
‫حتما بخاطر مونو سدیم گلوتاماته.

736
01:26:40,515 --> 01:26:43,299
‫شايدم خيلي گرسنمه.

737
01:26:48,417 --> 01:26:51,566
‫خیلی خب. بذار ببینم این
‫شیرینی شانس چی میگه.

738
01:26:55,426 --> 01:26:56,405
‫چی نوشته؟

739
01:26:57,020 --> 01:27:00,764
‫زیر درخت گیلاس
‫برگ‌ها همه‌جا رو می‌پوشونن.

740
01:27:02,070 --> 01:27:04,278
‫حتی سوپ ماهی ترش رو.

741
01:27:05,430 --> 01:27:06,582
‫این یه شعره.

742
01:27:07,024 --> 01:27:09,098
‫آره شعر، یه هایکو.

743
01:27:10,039 --> 01:27:12,785
‫تا حالا شعری در مورد
‫سوپ ماهی ترش نشنیده بودم.

744
01:27:12,919 --> 01:27:14,071
‫آره.

745
01:27:23,999 --> 01:27:25,670
‫نمیدونستم بهش چی بگم.

746
01:27:29,405 --> 01:27:30,384
‫این...

747
01:27:31,766 --> 01:27:33,053
‫...با بزرگترا راحت‌تره.

748
01:27:38,420 --> 01:27:39,553
‫چون اونها می تونن حرف بزنن.

749
01:27:43,355 --> 01:27:45,487
‫اما بچه ها...

750
01:27:49,471 --> 01:27:51,468
‫...به نظر من خیلی خاصن...

751
01:27:52,198 --> 01:27:53,964
‫...و همشون واقعاً دارن
‫حرفای یکسانی رو میزنن.

752
01:28:05,726 --> 01:28:07,109
‫فکر کنم فقط...

753
01:28:10,901 --> 01:28:11,938
‫...می‌خوام بوش کنم.

754
01:28:13,935 --> 01:28:14,895
‫دوباره بوش کنم.

755
01:28:20,464 --> 01:28:23,824
‫تا وقتی بچه دار نشی
‫نمی‌فهمی بو چقدر مهمه...

756
01:28:25,821 --> 01:28:26,781
‫...متوجه نمیشی.

757
01:28:34,799 --> 01:28:35,759
‫اینجوریه دیگه...

758
01:29:05,686 --> 01:29:07,442
‫خاطره‌ای اهداشده توسط توسط کریما بوعودم.

759
01:29:07,443 --> 01:29:09,440
‫خاطرات، با چیزی که
‫تصورش رو می‌کردم فرق داره.

760
01:29:10,957 --> 01:29:13,991
‫اونا رو تو ذهنت با موسیقی تصور میکردی؟

761
01:29:14,106 --> 01:29:16,910
‫- مثل فیلم‌ها؟
‫- نه.

762
01:29:17,543 --> 01:29:19,233
‫فقط خیلی ساده به نظر میرسن.

763
01:29:21,076 --> 01:29:23,477
‫انگار یکی سهواً دوربین
‫فیلمبرداری رو روشن گذاشته.

764
01:30:23,369 --> 01:30:26,096
‫یه بار خاطرات زنم رو تماشا کردم.

765
01:30:27,536 --> 01:30:28,688
‫اینجان؟

766
01:30:30,090 --> 01:30:31,050
‫نه.

767
01:30:31,108 --> 01:30:33,451
‫خواهرم نشونم داده بود...
‫توی آترنا کار می‌کنه، گفته بودم.

768
01:30:37,109 --> 01:30:38,069
‫چه حسی داشتی؟

769
01:30:43,253 --> 01:30:44,502
‫اگه یکی میتونست خاطراتمو ببینه...

770
01:30:48,880 --> 01:30:49,840
‫تو چی؟

771
01:30:52,624 --> 01:30:54,545
‫نه، فکر کنم واسه من فرقی نداره.

772
01:30:57,482 --> 01:30:58,596
‫یه عالمه کفش می‌دیدی.

773
01:31:00,440 --> 01:31:02,360
‫- کفش؟
‫- آره.

774
01:31:03,742 --> 01:31:04,741
‫آره، چون...

775
01:31:05,509 --> 01:31:06,508
‫...تو لحظه‌های مهمم...

776
01:31:06,536 --> 01:31:09,580
‫...کفشای آدمایی که باهاشون
‫بودم رو خیلی خوب یادمه.

777
01:31:12,211 --> 01:31:17,951
‫لحظه‌ای که فهمیدم  برای اولین
‫بار می‌خوام رابطه جنسی داشته باشم...

778
01:31:17,952 --> 01:31:21,332
‫...مثل کفش تنیس آبی که
توی ساحل دیدم.

779
01:31:22,042 --> 01:31:27,304
‫یا اینکه دختری که میگفت
باهام
‫به یکی دیگه خیانت کردی...

780
01:31:27,400 --> 01:31:32,124
‫...کفش‌های پاشنه بلند بنفش تیره اش رو.

781
01:31:33,910 --> 01:31:37,059
‫یا وقتی مامان مُرد، دمپایی های پای خواهرم.

782
01:31:40,323 --> 01:31:45,124
‫همون کفشایِ کسایی که جرئت
‫نمیکنی تو چشماشون نگاه کنی.

783
01:31:53,909 --> 01:31:55,733
‫یه کم میدونستم دیوونه‌ای.

784
01:32:28,867 --> 01:32:30,192
‫می‌خوای بیای پیش من؟

785
01:32:33,476 --> 01:32:35,396
‫به اندازه کافی پول داری که سکس نکنی؟

786
01:33:08,827 --> 01:33:10,076
‫یه لاکپشت داشتم قدیما.

787
01:33:11,650 --> 01:33:12,802
‫اسمش ری بود.

788
01:33:13,724 --> 01:33:14,972
‫ولی نمیدونم کجاست.

789
01:33:16,067 --> 01:33:20,675
‫یه جایی باید به خواب زمستونی رفته
‫باشه، چون همه‌جا رو گشتم ولی پیداش نمی‌کنم.

790
01:33:33,157 --> 01:33:36,613
‫- خیلی عجیبه.
‫- لاک پشته؟

791
01:33:38,284 --> 01:33:39,244
‫نه.

792
01:33:41,145 --> 01:33:42,374
‫اینجا با تو بودن.

793
01:33:45,254 --> 01:33:46,963
‫اولین باری که همدیگه رو دیدیم یادت میاد؟

794
01:33:47,866 --> 01:33:48,922
‫البته.

795
01:33:50,362 --> 01:33:52,014
‫منو از خونه‌ات بیرون کرده بودی.

796
01:33:55,297 --> 01:33:56,449
‫ترسیده بودم.

797
01:33:59,772 --> 01:34:01,212
‫مشتری‌هام رو خونه نمی‌برم.

798
01:34:01,788 --> 01:34:03,554
‫به هیچ‌کس حتی اجازه نمی‌دم نزدیک بشه.

799
01:34:05,244 --> 01:34:06,416
‫منطقیه.

800
01:34:07,529 --> 01:34:10,026
‫یه کم مثل دیوونه‌ها رفتار کردم.

801
01:34:11,024 --> 01:34:12,695
‫فکر نمی‌کردم مثل یه روانی رفتار کنی.

802
01:34:16,372 --> 01:34:17,582
‫پس چرا ترسیدی؟

803
01:34:21,432 --> 01:34:22,392
‫چون...

804
01:34:23,621 --> 01:34:25,695
‫...می‌خواستم پیشت بخوابم.

805
01:34:28,249 --> 01:34:29,516
‫بخاطر همین بیرونت کردم.

806
01:36:18,865 --> 01:36:19,902
‫مال همسرم بود.

807
01:36:20,535 --> 01:36:22,801
‫از سمساری خریدیمش.

808
01:36:23,857 --> 01:36:25,048
‫همراه چندتا نوار کاست.

809
01:36:27,755 --> 01:36:29,445
‫اون دوست داشت با اون موسیقی گوش کنه.

810
01:36:31,673 --> 01:36:34,495
‫زنت تو تصادف ماشین مُرد؟

811
01:36:45,047 --> 01:36:49,790
‫داشتیم می‌رفتیم رقص...

812
01:36:51,691 --> 01:36:54,245
‫...و قبلش
‫تصمیم گرفتیم یه چیزی بخوریم...

813
01:36:56,261 --> 01:36:58,335
‫...چون همیشه همین کار رو می‌کردیم.

814
01:37:02,944 --> 01:37:04,259
.من رانندگی می‌کردم

815
01:37:08,618 --> 01:37:10,769
‫هیچوقت خودم رو بابت این نمی بخشم.

816
01:37:12,295 --> 01:37:16,770
‫این رو توی یه رویا درباره‌ی
‫کسی که حاملش بودم دیدم.

817
01:37:20,927 --> 01:37:22,079
‫متاسفم.

818
01:37:24,364 --> 01:37:25,670
‫منم باید می مردم.

819
01:37:59,284 --> 01:38:00,244
‫میتونم کمکتون کنم؟

820
01:38:00,321 --> 01:38:03,211
حامل هستم. باید با کسی
‫که من رو فرستاده حرف بزنم.

821
01:38:03,240 --> 01:38:05,160
‫- میدونی کیه؟
‫- اِبه رویز.

822
01:38:05,256 --> 01:38:07,541
‫- اسمت چیه؟
‫- آوا آدامز.

823
01:38:08,079 --> 01:38:09,826
‫- طبقه شش.
‫- ممنون.

824
01:38:21,069 --> 01:38:22,164
‫حلقه‌ام رو گم کردم.

825
01:38:22,913 --> 01:38:24,766
‫- مادربزرگ داده بود...
‫- باشه، بیا تو.

826
01:38:35,433 --> 01:38:38,284
‫اون اومد دفترم.
‫همه چیو میدونه.

827
01:38:42,998 --> 01:38:46,743
‫- میخواد از ما شکایت کنه؟
‫- نه، نمیکنه.

828
01:38:48,826 --> 01:38:50,074
‫شايد اينجا افتاده.

829
01:38:52,398 --> 01:38:54,520
‫میشه کمک کنی، اون طرف رو یه نگاه بندازی؟

830
01:39:17,716 --> 01:39:19,982
‫ممنون که تو این روزهای
‫سخت کنارم بودی.

831
01:39:36,237 --> 01:39:39,943
‫- باهاش حرف بزن.
‫- نه. خیلی مسخره‌ست.

832
01:39:41,086 --> 01:39:42,046
‫اصلا هم اینطور نیست.

833
01:39:43,525 --> 01:39:45,426
‫خیلی تعجب کردم وقتی دیروز اومد.

834
01:39:46,482 --> 01:39:49,765
‫حرفاش باعث شد بفهمم
‫همه چیو اشتباه انجام دادم.

835
01:39:50,409 --> 01:39:52,434
‫یه بارم که شده تو زندگیت به حرفم گوش کن.

836
01:39:53,683 --> 01:39:55,046
‫برو باهاش حرف بزن.

837
01:39:55,843 --> 01:40:00,346
‫- قول میدی؟
‫- نگران من نباش.

838
01:40:01,930 --> 01:40:02,967
‫نه.

839
01:40:04,129 --> 01:40:06,299
‫تو بیشتر نگران خودت باش.

840
01:40:10,600 --> 01:40:11,656
‫برو پیشش.

841
01:41:22,715 --> 01:41:23,867
‫سلام.

842
01:41:25,730 --> 01:41:29,820
‫بازم معذرت می‌خوام.

843
01:41:33,564 --> 01:41:36,598
‫بهت دروغ گفتم و...
‫معذرت می‌خوام.

844
01:41:40,516 --> 01:41:42,724
‫نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

845
01:41:42,743 --> 01:41:44,548
‫مجبور بودم این نقش رو بازی کنم و...

846
01:41:51,000 --> 01:41:53,804
‫وقتی گفتی بچه می‌خوای هم دروغ گفتی؟

847
01:42:10,635 --> 01:42:13,265
‫گفتی چون دیگه میدونستی ممکن نیست.

848
01:42:17,576 --> 01:42:18,536
‫زویی؟

849
01:42:24,105 --> 01:42:25,065
‫این زن...

850
01:42:26,429 --> 01:42:27,408
‫حامل...

851
01:42:31,152 --> 01:42:33,706
‫با خواهرت حرف زد و حقیقت رو فهمید.

852
01:42:33,860 --> 01:42:36,625
‫اون پیشنهاد داد منو بیدار کنه.

853
01:42:38,065 --> 01:42:39,122
.برای بار آخر

854
01:42:43,068 --> 01:42:44,124
‫چرا؟

855
01:42:46,937 --> 01:42:47,955
‫چرا اینجایی؟

856
01:42:56,759 --> 01:42:57,969
‫برای خداحافظی...

857
01:43:05,045 --> 01:43:06,427
و اینکه تو رو ببرم...

858
01:43:09,922 --> 01:43:11,468
‫...با خودم.

859
01:43:15,654 --> 01:43:20,800
‫نیازی نیست به خاطرِ هیچی
احساس گناه کنی.

860
01:43:27,761 --> 01:43:30,008
‫چون از اون تصادف ماشین،
‫هیچ‌کس جون سالم به در نبرد.

861
01:44:34,183 --> 01:44:36,698
‫خواهرت چند بار امتحان کرد...

862
01:44:38,023 --> 01:44:41,691
‫...اما هرگز نتونست ازت خداحافظی کنه.

863
01:46:27,112 --> 01:46:29,974
هی... می‌ترسم

864
01:46:31,913 --> 01:46:34,659
‫من اینجام، باهاتم.

865
01:46:36,483 --> 01:46:37,962
‫کجا؟

866
01:46:37,986 --> 01:46:49,986
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

