﻿1
00:01:25,600 --> 00:01:35,600
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:41,841 --> 00:01:44,006
‫هر روز صدای ناز و زیباشون رو می‌شنوم

3
00:01:45,216 --> 00:01:47,006
‫که منو صدا میزنن.

4
00:01:48,257 --> 00:01:48,965
‫بانل!

5
00:01:49,757 --> 00:01:50,506
‫بانل!

6
00:01:53,049 --> 00:01:55,840
‫التماس و پافشاری می‌کنن.

7
00:02:00,674 --> 00:02:02,048
‫ولی من جواب نمی‌دم.

8
00:02:02,591 --> 00:02:04,756
‫خوشحالم بابا، دارم خوش می‌گذرونم.

9
00:02:23,216 --> 00:02:25,715
‫پس اونها آشفته و عصبانی میشن.

10
00:02:26,341 --> 00:02:28,798
‫دیگه پچ‌پچ نمی‌کنن، من رو متهم می‌کنن.

11
00:02:51,924 --> 00:02:52,965
‫بله، من عاشق هستم.

12
00:02:57,341 --> 00:02:58,840
‫همون‌جوری که یه زن می‌تونه دوست داشته باشه.

13
00:03:17,674 --> 00:03:18,756
‫آداما؟

14
00:03:25,049 --> 00:03:27,798
‫اگه میخوایم قبل از تاریکی
‫هوا بیل بزنیم، باید بریم.

15
00:03:29,091 --> 00:03:29,965
‫آره، بریم.

16
00:04:19,341 --> 00:04:20,215
‫آداما؟

17
00:04:22,132 --> 00:04:23,131
‫یه قصه برام تعریف کن.

18
00:04:26,882 --> 00:04:28,215
‫خیلی وقت پیش بود،

19
00:04:28,507 --> 00:04:29,840
‫سال‌ها قبل از الان.

20
00:04:33,049 --> 00:04:35,715
‫به قول معروف، بهترین دوران.

21
00:04:39,841 --> 00:04:43,840
‫در آن زمان، کوندا، یکی
از اجداد من، زندگی می‌کرد.

22
00:04:46,924 --> 00:04:49,465
‫او یه استعدادی داشت که می‌تونست
با پری‌های دریایی حرف بزنه.

23
00:04:55,174 --> 00:04:56,965
‫کوندا همیشه کنار رودخونه بود.

24
00:05:00,216 --> 00:05:01,381
‫اون ماهیگیر خوبی بود.

25
00:05:01,674 --> 00:05:04,798
‫پری‌های دریایی رازهای
رودخونه رو بهش یاد داده بودن.

26
00:05:07,341 --> 00:05:08,423
‫هر شب،

27
00:05:08,716 --> 00:05:10,340
‫برای شام ماهی می‌آورد

28
00:05:10,632 --> 00:05:13,215
‫و همه تا دلشون می‌خواست، می‌خوردند.

29
00:05:17,466 --> 00:05:19,423
‫بهترین دوران بود.

30
00:05:20,091 --> 00:05:21,215
‫این‌طور میگن.

31
00:05:26,466 --> 00:05:27,506
‫ولی یه روز

32
00:05:28,757 --> 00:05:30,465
‫یه دختر تو رودخونه غرق شد.

33
00:05:32,882 --> 00:05:35,965
‫همه، پری‌های دریایی رو متهم کردن
‫که اون رو کشوندن زیر آب.

34
00:05:40,924 --> 00:05:43,756
‫پری های دریایی،
‫خشمگین و از همه مهمتر مغرور،

35
00:05:44,049 --> 00:05:47,506
‫اهالی روستا را از ورود
به آب‌هایشان منع کردند.

36
00:05:47,841 --> 00:05:50,215
‫نه برای ماهیگیری، نه حتی برای شنا.

37
00:05:56,132 --> 00:05:57,590
‫کوندا خیلی ناراحت بود

38
00:05:57,882 --> 00:06:00,340
‫و احساس می‌کرد که توسط
دوستانش بهش خیانت شده.

39
00:06:05,507 --> 00:06:08,423
‫به قول معروف، بدترین زمانه بود.

40
00:06:14,341 --> 00:06:16,590
‫پس، برای خاتمه دادن به این درگیری، کوندا...

41
00:06:16,882 --> 00:06:18,215
‫این یه داستان واقعیه؟

42
00:06:19,341 --> 00:06:20,465
‫منظورت چیه؟

43
00:06:20,841 --> 00:06:21,923
‫واقعا اتفاق افتاده؟

44
00:06:22,549 --> 00:06:23,465
‫فکر کنم آره.

45
00:06:24,174 --> 00:06:25,465
‫کی اینو بهت گفته؟

46
00:06:25,757 --> 00:06:28,340
‫استاد ابوضیاء، زمان شاگردی‌ام.

47
00:06:30,341 --> 00:06:31,548
‫و تو اینو باور می کنی؟

48
00:06:32,924 --> 00:06:33,798
‫آره.

49
00:07:18,674 --> 00:07:19,798
‫پری دریایی وجود نداره.

50
00:07:21,091 --> 00:07:22,090
‫بهت گفتم.

51
00:07:47,007 --> 00:07:48,215
‫چی می بینی؟

52
00:07:50,507 --> 00:07:51,756
‫یه ردی از پودر.

53
00:07:52,632 --> 00:07:53,965
‫کلی لکه های طلایی

54
00:07:56,799 --> 00:07:58,131
‫انگار داره ستاره می‌باره.

55
00:08:00,007 --> 00:08:01,090
‫دیگه چی؟

56
00:08:05,591 --> 00:08:07,506
‫دیگه هیچ ستاره‌ای نیست.

57
00:08:09,091 --> 00:08:10,256
‫غیب شدن.

58
00:08:11,174 --> 00:08:12,965
‫مثل آتیش جهنمه.

59
00:08:18,924 --> 00:08:27,298
‫<font color="#49fcff"><b>بانل و آداما</b></font>

60
00:08:48,674 --> 00:08:49,590
‫آداما؟

61
00:08:49,882 --> 00:08:51,881
‫میشه امروز بعد از ظهر زودتر حفاری کنیم؟

62
00:08:52,174 --> 00:08:53,715
‫آره، فکر خوبیه.

63
00:08:56,466 --> 00:08:57,215
‫بانل!

64
00:08:57,466 --> 00:08:59,256
‫- چیه؟
‫- خاله کارت داره.

65
00:08:59,549 --> 00:09:00,548
‫داریم میاییم.

66
00:09:03,882 --> 00:09:04,798
‫خوشگلی.

67
00:09:18,632 --> 00:09:19,631
‫صبح بخیر.

68
00:09:21,049 --> 00:09:21,965
‫صبح بخیر، مامان.

69
00:09:23,382 --> 00:09:24,256
‫صبح بخیر.

70
00:09:24,549 --> 00:09:25,631
‫خوب خوابیدی؟

71
00:09:25,924 --> 00:09:27,256
‫نه، خیلی گرم بود.

72
00:09:27,882 --> 00:09:30,048
‫امشب پشه‌بندت رو میارم بیرون.

73
00:09:30,341 --> 00:09:32,923
‫- می خواستی ما رو ببینی؟
‫- امروز لازمت دارم.

74
00:09:33,216 --> 00:09:35,006
‫می‌خوام رخت‌ها رو بشوری.

75
00:09:40,382 --> 00:09:41,215
‫مامان،

76
00:09:41,507 --> 00:09:43,006
‫به کمک بانل برای گله‌ نیاز دارم.

77
00:09:43,799 --> 00:09:45,381
‫و لباسی برای شستن ندارم.

78
00:09:46,132 --> 00:09:48,006
‫ازت میخوام لباس های من رو بشوری.

79
00:09:49,132 --> 00:09:52,048
‫تنها نیستی، آداما.
‫عمر باهات میاد.

80
00:09:55,924 --> 00:09:56,881
‫لباساش رو بشور.

81
00:09:57,466 --> 00:09:59,548
‫زود برمی‌گردم، قول میدم.

82
00:10:35,507 --> 00:10:38,340
‫لباسا رو بشور
‫قبل از اینکه آفتاب خیلی تند بشه.

83
00:10:39,882 --> 00:10:41,881
‫آره، منتظر چی هستی؟

84
00:10:59,341 --> 00:11:01,715
‫نگران نباش،
‫امشب پیشِ آدامایی.

85
00:11:38,674 --> 00:11:39,590
‫آداما!

86
00:11:40,507 --> 00:11:41,506
‫کجا داری میری؟

87
00:11:41,841 --> 00:11:43,840
‫- دلم برات تنگ شده بود.
‫- دل من بیشتر تنگ شده بود.

88
00:11:44,382 --> 00:11:46,215
‫- خیلی وقته منتظری؟
‫- آره!

89
00:12:38,507 --> 00:12:40,798
‫الان دو ساله که یرو مرده،

90
00:12:42,007 --> 00:12:46,048
‫همسرش، تِنِه و زن دومش، بانل رو بیوه کرد.

91
00:12:46,341 --> 00:12:48,923
‫خدا کارهای خوبش رو قبول کنه.

92
00:12:49,591 --> 00:12:52,381
‫بینتا شوهرش و پسر
‫بزرگش، یرو رو از دست داده.

93
00:12:52,632 --> 00:12:54,048
‫اما به لطف خداوند متعال

94
00:12:54,341 --> 00:12:56,381
‫پسر کوچکترش، آداما، زنده است.

95
00:12:57,716 --> 00:12:58,756
‫یک سال پیش،

96
00:12:59,382 --> 00:13:02,756
‫آداما وظیفه مسلمانی خودش در قبال
‫برادر بزرگترش رو...

97
00:13:03,257 --> 00:13:07,381
‫با ازدواج با بانل که خیلی
‫زود بیوه شده بود، ادا کرد.

98
00:13:07,674 --> 00:13:09,340
‫خدا کارهای خوبش رو قبول کنه.

99
00:13:10,882 --> 00:13:12,590
‫از وقتی یرو فوت کرده،

100
00:13:12,882 --> 00:13:15,090
‫و تا وقتی که آداما دوره‌اش رو تموم کرد،

101
00:13:16,007 --> 00:13:18,215
‫جبرئیل، پسر من و پسرعموی آداما،

102
00:13:18,507 --> 00:13:19,798
‫کدخدای موقت روستا بود.

103
00:13:21,216 --> 00:13:22,090
‫آداما!

104
00:13:22,632 --> 00:13:25,215
‫چون پدر و برادرت فوت کردن،

105
00:13:25,674 --> 00:13:27,923
‫تو الان باید وظیفه‌ات رو انجام بدی

106
00:13:28,757 --> 00:13:29,965
‫و کدخدای روستا بشی.

107
00:13:32,674 --> 00:13:34,256
‫اون فقط ۱۹ سالشه.

108
00:13:35,132 --> 00:13:36,256
‫خیلی جوونه.

109
00:13:37,049 --> 00:13:39,340
‫سن مهم نیست. آداما یک مرده.

110
00:13:39,841 --> 00:13:42,006
‫دورهٔ شاگردی او پیش ابو ضیا الان تمام شده.

111
00:13:43,007 --> 00:13:43,965
‫او آماده است.

112
00:13:45,091 --> 00:13:46,423
‫من کدخدا نخواهم شد.

113
00:13:47,174 --> 00:13:49,798
‫نمي‌خوام باشم. جبريل ميتونه ادامه بده.

114
00:13:51,007 --> 00:13:51,965
‫نه.

115
00:13:52,341 --> 00:13:54,006
‫ما باید از اصل و نسب تبعیت کنیم.

116
00:13:54,341 --> 00:13:57,006
‫حالا نوبت توست. چاره‌ای نداری.

117
00:13:57,341 --> 00:13:58,798
‫می‌دونم ولی قبول نمی‌کنم.

118
00:14:03,216 --> 00:14:05,631
‫آداما، تصمیمت رو گرفتی؟

119
00:14:06,549 --> 00:14:07,215
‫آره.

120
00:14:08,632 --> 00:14:10,215
‫انتخابت هر چی که هست،

121
00:14:10,841 --> 00:14:14,006
‫کدخدا بودن تو خونته. نمی‌تونی اینو عوض کنی.

122
00:14:21,632 --> 00:14:23,298
‫حق داشتی که بهشون گفتی.

123
00:14:23,591 --> 00:14:25,798
‫حداقل، مجبور به هيچ كاری نمیشی.

124
00:14:26,091 --> 00:14:27,340
‫تو مردی.

125
00:14:32,841 --> 00:14:33,756
‫بانل،

126
00:14:34,466 --> 00:14:35,506
‫خب، من بهشون گفتم

127
00:14:35,841 --> 00:14:38,215
‫ما مجبور نیستیم دیگه اینجا زندگی کنیم.

128
00:14:38,466 --> 00:14:40,215
‫داریم میریم تو خونه ها؟

129
00:14:40,924 --> 00:14:42,840
‫به محض اینکه از زیر خاک درشون بیاریم، آره.

130
00:14:43,549 --> 00:14:46,590
‫تصور کن. فقط من و تو، توی خونه‌هامون.

131
00:14:48,257 --> 00:14:49,340
‫بانل و آداما.

132
00:14:50,924 --> 00:14:51,923
‫بانل و آداما.

133
00:16:12,382 --> 00:16:14,548
‫<i>«یِرو صل»</i>

134
00:16:55,132 --> 00:16:56,506
‫وقتی با گاوها میری،

135
00:16:56,841 --> 00:16:59,715
‫جبرئیل رو هم ببر.
‫نمی‌تونه ازشون مراقبت کنه.

136
00:17:00,924 --> 00:17:02,215
‫بانل کمکم می‌کنه.

137
00:17:02,757 --> 00:17:04,548
‫نه، نه بائل.

138
00:17:05,007 --> 00:17:06,340
‫با عمر برو.

139
00:17:06,632 --> 00:17:09,465
‫عمر کُند و تنبله. بانل کارش روان‌تره.

140
00:17:10,216 --> 00:17:11,881
‫اون جای ماری رو تو زمین می‌گیره.

141
00:17:12,174 --> 00:17:15,006
‫بارداری ماری سخته.
‫اون نیاز به استراحت داره.

142
00:17:15,341 --> 00:17:16,506
‫زن کم داریم.

143
00:17:16,841 --> 00:17:18,965
‫زمین باید برای باران آماده باشه.

144
00:17:23,716 --> 00:17:25,548
‫چرا قبول نمی‌کنی کدخدا بشی؟

145
00:17:26,216 --> 00:17:28,340
‫بهت گفتم، نمی‌خوام کدخدا باشم.

146
00:17:29,132 --> 00:17:30,298
‫این که دلیل نمیشه.

147
00:17:31,966 --> 00:17:33,006
‫من بابا نیستم.

148
00:17:33,507 --> 00:17:34,381
‫من یِرو نیستم.

149
00:17:34,674 --> 00:17:35,798
‫یه چیز دیگه می‌خوام.

150
00:17:36,341 --> 00:17:37,215
‫چه چیز دیگه؟

151
00:17:37,841 --> 00:17:39,631
‫من و بانل داریم از اینجا میریم.

152
00:17:40,174 --> 00:17:41,423
‫چطور مگه؟

153
00:17:42,007 --> 00:17:44,006
‫ما خونه‌ی خودمون رو می‌خوایم.

154
00:17:44,341 --> 00:17:46,798
‫با بچه‌هامون، گله گاومون.

155
00:17:48,007 --> 00:17:48,840
‫کجا؟

156
00:17:49,716 --> 00:17:51,298
‫خونه‌های دفن‌شده بیرون روستا.

157
00:17:52,382 --> 00:17:54,381
‫بانل این ایده رو انداخت تو سرت.

158
00:17:56,216 --> 00:17:58,798
‫شروع کردیم به کندن،
‫تا بتونیم اسباب‌کشی کنیم.

159
00:18:00,341 --> 00:18:04,381
‫رسمه که بعد از شاگردی،
‫فقط خودت می‌تونی کدخدا باشی.

160
00:18:08,882 --> 00:18:10,423
‫تصمیمو گرفتم، مامان.

161
00:18:17,132 --> 00:18:18,965
‫- کجا داری میری؟
‫- از این طرف.

162
00:18:32,007 --> 00:18:33,715
‫باید چاه رو می‌بستن.

163
00:18:35,007 --> 00:18:36,256
‫اگه بسته بودن،

164
00:18:37,341 --> 00:18:39,298
‫يرو نمى افتاد و نمی‌مرد.

165
00:18:42,966 --> 00:18:44,840
‫نمی‌تونی قبل از موعدت بمیری،

166
00:18:45,757 --> 00:18:48,090
‫ و وقتی موعدش برسه هم، نمی‌تونی نمیری

167
00:18:53,549 --> 00:18:55,006
‫♫ بارون میاد ♫

168
00:18:55,341 --> 00:18:56,506
‫♫ صلح میاد ♫

169
00:18:56,841 --> 00:18:58,423
‫♫ اگر خدا بخواهد ♫

170
00:18:58,674 --> 00:18:59,881
‫♫ صلح میاد ♫

171
00:19:00,091 --> 00:19:01,506
‫♫ بارون میاد ♫

172
00:19:01,716 --> 00:19:03,256
‫♫ صلح میاد ♫

173
00:19:03,466 --> 00:19:04,798
‫♫ اگر خدا بخواهد ♫

174
00:19:05,091 --> 00:19:06,423
‫♫ صلح میاد ♫

175
00:19:06,716 --> 00:19:08,048
‫♫ بیا زمینو شخم بزنیم ♫

176
00:19:08,341 --> 00:19:09,506
‫♫ صلح داره میاد ♫

177
00:19:09,841 --> 00:19:11,215
‫♫ اگه خدا بخواد ♫

178
00:19:11,466 --> 00:19:12,798
‫♫ صلح داره میاد ♫

179
00:22:20,091 --> 00:22:20,923
‫ممنون.

180
00:22:25,466 --> 00:22:26,423
‫آدم عجیبه.

181
00:22:27,174 --> 00:22:30,423
‫همیشه در حال نوشتنه
‫حتی وقتی که قرآن نمی‌خونه.

182
00:22:30,757 --> 00:22:31,798
‫کی؟

183
00:22:34,341 --> 00:22:35,215
‫مالک.

184
00:22:36,341 --> 00:22:38,965
‫وقتی بهت نگاه می‌کنه
‫انگار داره ذهنت رو می‌خونه.

185
00:22:39,674 --> 00:22:40,590
‫تو رازهایی داری؟

186
00:22:41,466 --> 00:22:42,298
‫نه.

187
00:22:42,924 --> 00:22:45,131
‫شاید فکر می‌کنه یه فرشته‌ی نویسنده‌ست.

188
00:22:45,424 --> 00:22:46,465
‫فرشته‌ی نویسنده؟

189
00:22:46,757 --> 00:22:49,756
‫آره، اونا همه‌ی کارهای
‫خوب و بدمون رو ثبت می‌کنن.

190
00:22:54,591 --> 00:22:55,840
‫مگه قشنگ نیستن؟

191
00:22:56,757 --> 00:22:58,215
‫چقدر می‌خوای؟

192
00:22:59,341 --> 00:23:00,131
‫سلام.

193
00:23:02,716 --> 00:23:03,631
‫بانل.

194
00:23:05,174 --> 00:23:06,923
‫مدتیه که ندیدیمت.

195
00:23:07,549 --> 00:23:09,881
‫با اینکه پنج دقیقه با ما فاصله داری.

196
00:23:11,007 --> 00:23:14,548
‫مامان، من از سحر تا غروب کار می‌کنم.

197
00:23:15,341 --> 00:23:16,590
‫این که چیزی نیست.

198
00:23:19,382 --> 00:23:20,881
‫هنوز بچه دار نشدین؟

199
00:23:21,841 --> 00:23:22,840
‫واسه چی؟

200
00:23:40,549 --> 00:23:43,548
‫راسین، الان باید قرآن رو از حفظ باشی.

201
00:23:43,841 --> 00:23:46,048
‫نه سالگی مثل خطوط کف دستم از حفظ بودم.

202
00:23:46,341 --> 00:23:48,215
‫درسته، تو اون استعداد رو داری،

203
00:23:48,632 --> 00:23:50,673
‫ولی آیا معنی‌اش رو می‌دونی؟

204
00:23:50,924 --> 00:23:52,423
‫ارزشش رو میدونی؟

205
00:23:53,632 --> 00:23:56,256
‫حفظ کردن بی‌فایده‌ست، اگه نفهمی.

206
00:23:56,507 --> 00:23:57,715
‫بیراه نمیگی.

207
00:23:58,007 --> 00:24:00,965
‫بدشانس بودی. من اون قلی‌ام
‫که عقل و منطق رو به ارث برده.

208
00:24:01,841 --> 00:24:04,298
‫اگه تو عقل رو به ارث بردی،
‫چی واسه من مونده؟

209
00:24:05,757 --> 00:24:06,715
‫قلب.

210
00:24:08,216 --> 00:24:10,465
‫قبوله. عقل و منطق مال خودت.

211
00:24:14,924 --> 00:24:17,215
‫می‌دونی نباید اینجوری بشینی.

212
00:24:18,924 --> 00:24:20,756
‫این برای یه زن مناسب نیست.

213
00:24:21,841 --> 00:24:25,090
‫پس شلوار میپوشم، و مشکلی پیش نمیاد.

214
00:24:25,882 --> 00:24:27,048
‫به امید خدا!

215
00:24:30,257 --> 00:24:31,381
‫آداما چطوره؟

216
00:24:32,674 --> 00:24:33,548
‫خوبه.

217
00:24:35,549 --> 00:24:36,715
‫خوشحال به نظر نمی‌رسی.

218
00:24:37,632 --> 00:24:41,506
‫دیگه نمی‌تونم باهاش گله رو هدایت
‫کنم. من جای ماری رو تو مزرعه میگیرم.

219
00:24:41,841 --> 00:24:43,631
‫می‌دونی چقدر این موضوع رو مخمه.

220
00:24:44,341 --> 00:24:45,423
‫ارزشش رو نداره.

221
00:24:45,966 --> 00:24:48,298
‫تو باید به زن ها کمک کنی.
‫بارون ها دارن میان.

222
00:24:48,591 --> 00:24:50,506
‫دیگه به ندرت آداما رو می‌بینم!

223
00:24:51,216 --> 00:24:53,131
‫این زمین‌ها موقتی هستن.

224
00:24:54,091 --> 00:24:55,965
‫آداما و تو برای همیشه هستین.

225
00:24:58,716 --> 00:24:59,965
‫بانل و آداما.

226
00:25:06,341 --> 00:25:07,631
‫حق با توئه، راسین.

227
00:25:08,007 --> 00:25:10,590
‫مخصوصا که به زودی به
‫خونه‌مون نقل مکان می‌کنیم.

228
00:25:11,341 --> 00:25:12,256
‫کدوم خونه؟

229
00:25:12,549 --> 00:25:15,131
‫اونایی که بیرون روستا‌ هستن.

230
00:25:16,591 --> 00:25:18,548
‫غیر ممکنه. اونا تو شن دفن شدن.

231
00:25:18,841 --> 00:25:21,256
‫داریم درشون میاریم. مگه نمی‌دونستی؟

232
00:25:22,632 --> 00:25:24,423
‫می‌دونستم رفتی دنبال حفاری.

233
00:25:25,091 --> 00:25:27,090
‫فکر نمی‌کردم اونجا زندگی کنی.

234
00:25:29,424 --> 00:25:30,215
‫نمی‌فهمم.

235
00:25:31,549 --> 00:25:34,340
‫- مشکلاتی تو خونه داری؟
‫- مساله این نیست.

236
00:25:34,632 --> 00:25:36,506
‫ما یه خونه مال خودمون میخوایم.

237
00:25:36,841 --> 00:25:38,590
‫یه خونه مال خودت؟ واسه چی؟

238
00:25:38,882 --> 00:25:40,965
‫که زندگی خودمونو بکنیم، فقط من و آداما.

239
00:25:41,507 --> 00:25:45,215
‫- چون الان زندگی نمی‌کنی؟
‫- نه، نه اونجوری که می‌خوام.

240
00:25:45,966 --> 00:25:48,548
‫بانل، تو نمی‌تونی بری اونجا زندگی کنی.

241
00:25:48,841 --> 00:25:51,006
‫می‌تونیم! خونه‌ها غیرمسکونی بودن.

242
00:25:52,507 --> 00:25:53,798
‫برات عجیب نیست؟

243
00:25:55,049 --> 00:25:57,548
‫یه چیز بدی اون طرفا هست.

244
00:25:58,466 --> 00:26:00,881
‫فکر می‌کنی یه شبه اینجوری شده؟

245
00:26:01,341 --> 00:26:02,465
‫پر از شن...

246
00:26:02,841 --> 00:26:05,548
‫بانل، نمی‌تونی به یه خونه
‫نفرین‌شده اسباب‌کشی کنی.

247
00:26:05,841 --> 00:26:06,965
‫مزخرفه!

248
00:26:08,007 --> 00:26:11,631
‫به هر حال، مامان و
‫دایی‌های آداما قبول نمی‌کنن.

249
00:26:11,924 --> 00:26:13,256
‫به درک که اونا چی میگن!

250
00:26:22,091 --> 00:26:23,256
‫تصمیمون رو گرفتیم.

251
00:26:46,132 --> 00:26:47,215
‫من رو نگاه کن.

252
00:26:55,757 --> 00:26:56,756
‫نه.

253
00:27:00,424 --> 00:27:01,381
‫من رو نگاه کن.

254
00:27:04,466 --> 00:27:05,423
‫من.

255
00:27:11,632 --> 00:27:12,881
‫مگه من زن نیستم؟

256
00:27:34,591 --> 00:27:37,048
‫پدرت از رعد و برق خیلی می‌ترسید.

257
00:27:37,966 --> 00:27:40,840
‫یه روز داشتیم حرف می‌زدیم
‫که آسمون تاریک شد.

258
00:27:41,924 --> 00:27:43,090
‫ترسناک‌ترین لحظه زندگیش!

259
00:27:43,382 --> 00:27:46,048
‫وقتی غرش رعد شروع شد، اون فرار کرد.

260
00:27:47,966 --> 00:27:51,423
‫حتما تو هم باهاش فرار کردی، یه ترسو مثل تو.

261
00:27:52,007 --> 00:27:55,215
‫من مثل پدرت نیستم.
‫من از رعد و برق نمی‌ترسم.

262
00:28:02,549 --> 00:28:05,215
‫بارون‌ها دیر کردن.
‫تا الان باید می‌رسیدن.

263
00:28:06,591 --> 00:28:07,923
‫اولین بار نیست.

264
00:28:09,257 --> 00:28:11,840
‫درسته. اگه خدا بخواد بارون میاد.

265
00:28:14,341 --> 00:28:15,590
‫اگه خدا بخواد.

266
00:28:20,091 --> 00:28:21,131
‫فردا،

267
00:28:21,507 --> 00:28:24,631
‫بزرگان روستا جمع میشن
‫و برای بارش باران دعا می‌کنن.

268
00:28:24,924 --> 00:28:26,215
‫اونا ازت می‌خوان بری.

269
00:28:28,049 --> 00:28:29,006
‫نمی‌فهمم.

270
00:28:29,674 --> 00:28:31,298
‫چرا منو می‌خوان؟

271
00:28:32,132 --> 00:28:33,715
‫نمی‌دونن من کدخدا نمی‌شم؟

272
00:28:34,841 --> 00:28:35,756
‫نه.

273
00:28:55,466 --> 00:28:56,423
‫بانل؟

274
00:29:01,924 --> 00:29:03,090
‫قراره ازدواج کنم.

275
00:29:06,216 --> 00:29:07,340
‫کی؟

276
00:29:09,007 --> 00:29:10,840
‫سلیف، از خانواده کین.

277
00:29:13,257 --> 00:29:14,340
‫به نظر آدم خوبیه.

278
00:29:15,549 --> 00:29:18,131
‫امیدوارم ما هم مثل تو و آدام خوشبخت باشیم.

279
00:29:28,091 --> 00:29:29,090
‫راستش‌ رو بخوای

280
00:29:30,174 --> 00:29:32,131
‫می‌ترسم. به زور می‌شناسمش.

281
00:29:34,424 --> 00:29:35,590
‫معلومه که می‌شناسی.

282
00:29:36,341 --> 00:29:38,381
‫اینجا، همه‌ عین هم هستن.

283
00:29:40,174 --> 00:29:41,381
‫چرا اینو میگی؟

284
00:29:42,257 --> 00:29:44,131
‫عمر جبرئیلِ،

285
00:29:44,716 --> 00:29:45,798
‫کی یروئه،

286
00:29:46,091 --> 00:29:47,006
‫سلیف کیه؟

287
00:29:47,341 --> 00:29:48,465
‫عثمان کیه؟

288
00:29:48,841 --> 00:29:49,881
‫بلال کیه؟

289
00:29:50,174 --> 00:29:51,423
‫هارون کیه؟

290
00:29:51,716 --> 00:29:54,465
‫اینجا، هیچ مردی از بقیه متمایز نیست.

291
00:29:54,757 --> 00:29:55,756
‫بلند میشن،

292
00:29:56,049 --> 00:29:57,131
‫می‌رن سر کار،

293
00:29:57,424 --> 00:29:58,423
‫برمیگردن خونه،

294
00:29:58,716 --> 00:29:59,715
‫با هم غذا می‌خورن.

295
00:29:59,966 --> 00:30:01,548
‫و میرن بخوابن.

296
00:30:01,841 --> 00:30:05,006
‫تنها زمانِ تو با اون
‫تهِ شب توی اتاق خوابه،

297
00:30:05,341 --> 00:30:07,798
‫جایی که با هم حرف نمی‌زنید.

298
00:30:08,091 --> 00:30:10,006
‫چون چیزی برای گفتن نخواهی داشت.

299
00:30:10,882 --> 00:30:12,465
‫و این‌جوری هر روز می‌گذره،

300
00:30:13,049 --> 00:30:14,631
‫چون براشون تو فقط یه زنی.

301
00:30:16,966 --> 00:30:17,715
‫و آداما؟

302
00:30:19,341 --> 00:30:20,756
‫آداما فرق داره.

303
00:30:22,341 --> 00:30:23,256
‫زیاد مطمئن نیستم.

304
00:30:23,716 --> 00:30:26,506
‫اگه یرو نمرده بود،
‫من با آداما ازدواج می‌کردم.

305
00:30:26,841 --> 00:30:29,381
‫وقتی دختر بودم،
‫بهم گفتن با اون ازدواج می‌کنم.

306
00:30:29,674 --> 00:30:32,006
‫آره، ولی الان پیشِ منه.

307
00:30:32,507 --> 00:30:35,298
‫چون خدای عزیز یه شانس دیگه بهمون داد.

308
00:30:35,591 --> 00:30:38,131
‫تو فقط به خاطر اینکه یِرو مُرد
‫با آداما ازدواج کردی.

309
00:30:38,424 --> 00:30:40,215
‫آداما وظیفه مسلمونی‌اش رو انجام داد.

310
00:30:40,841 --> 00:30:42,048
‫به این میگی شانس؟

311
00:30:42,966 --> 00:30:43,798
‫بله.

312
00:30:45,174 --> 00:30:46,590
‫چطور می‌تونی این حرفو بزنی؟

313
00:30:47,257 --> 00:30:48,798
‫قلب نداری؟

314
00:30:52,841 --> 00:30:55,840
‫من نمی‌خواستم با یِرو ازدواج کنم.
‫حق انتخابی نداشتم.

315
00:30:59,049 --> 00:31:02,506
‫خودمو دلداری می‌دادم
‫که زیر یه سقف با آداما هستم

316
00:31:03,132 --> 00:31:04,965
‫وقت گذروندن باهاش.

317
00:31:06,174 --> 00:31:07,590
‫نمی فهمم.

318
00:31:08,841 --> 00:31:12,090
‫با وجود ازدواجم با یرو،
‫ما همیشه عاشق هم بودیم.

319
00:31:12,382 --> 00:31:14,298
‫خفه شو! نمی‌خوام بدونم.

320
00:31:15,091 --> 00:31:17,631
‫خب، وقتی یرو مُرد، خیالم راحت شد.

321
00:31:18,174 --> 00:31:21,006
‫آداما و من بالاخره می تونستیم با هم باشیم،
‫ دیگه قایمکی نبود.

322
00:31:26,257 --> 00:31:27,506
‫دیوونه شدی!

323
00:31:33,341 --> 00:31:35,631
‫نمی‌تونی بر خلاف تقدیرت کاری بکنی.

324
00:31:45,216 --> 00:31:48,256
‫♫ مامانت رفت ♫

325
00:31:50,132 --> 00:31:53,090
‫♫ واسه تو تمر هندی بچینه ♫

326
00:31:55,091 --> 00:31:58,090
‫♫ اونو تو راه برگشت خورد ♫

327
00:32:39,924 --> 00:32:43,423
‫نتونستم بیام خونه ها.
‫مجبور شدم پیش بچه بشینم.

328
00:32:46,716 --> 00:32:48,381
‫چه لطفی کردی که حواست بهش بود.

329
00:32:48,966 --> 00:32:50,465
‫اونا هیچ انتخابی واسم نذاشتن.

330
00:32:51,049 --> 00:32:52,798
‫داره خوب پیش میره؟

331
00:32:53,674 --> 00:32:56,006
‫تقریباً نصفشو کندم.

332
00:32:56,341 --> 00:32:58,256
‫حتی یه نگاهی هم به داخلش انداختم.

333
00:32:58,549 --> 00:33:00,006
‫بگو چطوریه.

334
00:33:00,466 --> 00:33:03,048
‫فوری فهمیدم که اتاق
‫خوابمون کجا میشه.

335
00:33:03,341 --> 00:33:05,881
‫خیلی خیلی بزرگه.

336
00:33:06,841 --> 00:33:07,965
‫در طول روز

337
00:33:08,257 --> 00:33:10,756
‫نور خورشید وارد خونه می‌شه.

338
00:33:11,632 --> 00:33:15,256
‫اینقدر وسیع و روشنه
‫که همه چیز آروم به نظر می‌رسه.

339
00:33:15,466 --> 00:33:16,381
‫ما اونجا خوشحال خواهیم بود.

340
00:33:16,674 --> 00:33:17,548
‫عصر بخیر.

341
00:33:18,216 --> 00:33:19,256
‫عصر بخیر.

342
00:33:20,174 --> 00:33:21,215
‫کجا بودی؟

343
00:33:21,507 --> 00:33:23,715
‫جلسه با بزرگان روستا.

344
00:33:24,091 --> 00:33:26,048
‫چهار تا گاو از گرما مردن.

345
00:33:27,841 --> 00:33:28,965
‫نمی‌دونستم.

346
00:33:29,966 --> 00:33:32,631
‫همه از نبودنت سر نماز حرف می‌زدن.

347
00:33:33,174 --> 00:33:34,756
‫این اولین بار بود

348
00:33:35,632 --> 00:33:37,881
‫اولین باری بود که روستا
‫بدون کدخدا دعا می‌کرد.

349
00:33:39,132 --> 00:33:41,715
‫اگه اونجا بودی، همونطور که خواستم،

350
00:33:42,132 --> 00:33:45,298
‫خدا دعاهامونو قبول می‌کرد و بارون می‌اومد.

351
00:33:52,674 --> 00:33:54,506
‫شايد بايد مى‌رفتم.

352
00:33:55,716 --> 00:33:58,006
‫هر مردی توی روستا می‌تونه کدخدا باشه.

353
00:33:58,299 --> 00:34:01,923
‫مسئله خون و نژادت نیست.
‫خودت این انتخاب رو کردی.

354
00:34:08,674 --> 00:34:11,006
‫دیگه هیچی توی مزرعه‌ها نیست.

355
00:34:11,507 --> 00:34:17,881
‫شايد بايد گله رو به چراگاه‌های ديگه ببريم.

356
00:34:18,382 --> 00:34:22,423
‫نه، اون چراگاه‌ها خیلی دورن.

357
00:34:22,841 --> 00:34:26,215
‫بردنشون اونجا خیلی سخت میشه.

358
00:34:26,632 --> 00:34:29,465
‫جایی که گاوهامو می‌برم،هیچی اونجا هم نیست.

359
00:34:31,382 --> 00:34:34,131
‫پس اگه چراگاه‌هامون همه‌ش لخت باشه،

360
00:34:34,966 --> 00:34:38,256
‫و بارون هم نیاد،

361
00:34:39,341 --> 00:34:42,340
‫یعنی باید بریم.

362
00:34:42,632 --> 00:34:43,756
‫و کجا بریم؟

363
00:34:44,049 --> 00:34:45,215
‫یه جای دیگه.

364
00:35:05,091 --> 00:35:06,215
‫خسته‌ام.

365
00:35:59,507 --> 00:36:00,548
‫آداما؟

366
00:36:00,572 --> 00:36:02,572


367
00:36:28,549 --> 00:36:30,631
‫چاره‌ای نداشتم جز اینکه بکشمش،

368
00:36:31,257 --> 00:36:32,756
‫فقط بخاطر گوشتش.

369
00:36:33,841 --> 00:36:35,423
‫اون یه گاو خیلی نحیف بود.

370
00:36:36,007 --> 00:36:37,881
‫با این آفتاب سوزان،

371
00:36:38,716 --> 00:36:39,881
‫و بارونِ نيومده،

372
00:36:40,757 --> 00:36:42,131
‫روز به روز ضعیف‌تر می‌شد.

373
00:36:42,882 --> 00:36:44,131
‫اجتناب ناپذیر بود.

374
00:36:45,257 --> 00:36:46,298
‫خدا بزرگه.

375
00:36:57,882 --> 00:37:00,048
‫چرا این تغییر ناگهانی
‫تو آب و هوا پیش اومده؟

376
00:37:00,299 --> 00:37:01,631
‫چون آدما تغییر می‌کنن.

377
00:37:16,632 --> 00:37:17,506
‫چرا میری؟

378
00:37:23,049 --> 00:37:25,756
‫گاوهای ما باید شب آب بخورند وگرنه می‌میرند.

379
00:37:26,049 --> 00:37:26,631
‫و من چی؟

380
00:37:27,549 --> 00:37:28,673
‫من هم به تو نیاز دارم.

381
00:37:29,424 --> 00:37:30,548
‫فرق داره.

382
00:37:31,507 --> 00:37:34,256
‫پس کی می‌خواد حفاری کنه اگه
‫مجبور باشم اینجا بمونم و آشپزی کنم،

383
00:37:34,549 --> 00:37:36,381
‫لباس بشورم و از بچه‌ها مراقبت کنم،

384
00:37:36,590 --> 00:37:39,057
‫در حالی که تو روز و شب به گله‌داری مشغولی؟

385
00:37:39,257 --> 00:37:41,048
‫نگران خونه‌ها نباش.

386
00:37:41,757 --> 00:37:43,506
‫به محض اینکه وقت کنم، زمین رو می‌کنم.

387
00:37:44,257 --> 00:37:46,173
‫الان، گله برامون اولویت داره.

388
00:38:35,257 --> 00:38:36,881
‫دیگه صداشونو نمیشنوم.

389
00:38:38,632 --> 00:38:39,840
‫اون‌ها دیگه غیب شدن.

390
00:38:42,466 --> 00:38:44,423
‫بانل! بانل!

391
00:38:45,632 --> 00:38:49,215
‫با صدایی شیرین و غمگین التماس می‌کردن.

392
00:39:02,549 --> 00:39:04,131
‫عجیبه، مامان.

393
00:39:04,424 --> 00:39:05,631
‫من آزادم.

394
00:42:26,882 --> 00:42:27,756
‫ممنون.

395
00:42:34,424 --> 00:42:35,548
‫من نمی‌خوام. برو!

396
00:42:43,757 --> 00:42:44,631
‫ممنون.

397
00:42:55,882 --> 00:42:56,798
‫خوبه.

398
00:42:59,382 --> 00:43:02,506
‫میتونی به تنه بگی غذا رو بیاره.

399
00:43:03,507 --> 00:43:04,423
‫بدون آداما؟

400
00:43:06,341 --> 00:43:08,131
‫کی می‌دونه کی برمی‌گرده خونه.

401
00:43:08,382 --> 00:43:10,340
‫شاید پیش گله بمونه.

402
00:43:11,591 --> 00:43:12,506
‫باز هم؟

403
00:43:12,799 --> 00:43:14,048
‫نصفش رو از دست دادیم.

404
00:43:14,716 --> 00:43:16,048
‫نمی‌تونیم بقیه رو از دست بدیم.

405
00:43:17,632 --> 00:43:20,256
‫بشین بچه. می‌خوام باهات حرف بزنم.

406
00:43:28,632 --> 00:43:31,673
‫تقریباً یه سال از ازدواج
‫تو و آداما می‌گذره.

407
00:43:31,966 --> 00:43:33,965
‫و هنوز حامله نیستی.

408
00:43:34,257 --> 00:43:35,256
‫خب که چی؟

409
00:43:35,549 --> 00:43:37,048
‫شاید مریضی.

410
00:43:37,341 --> 00:43:38,548
‫نه، من خوبم.

411
00:43:39,091 --> 00:43:40,631
‫پس چرا بچه‌ نمیارین؟

412
00:43:41,257 --> 00:43:42,923
‫آداما تنها چیزیه که نیاز دارم.

413
00:43:43,882 --> 00:43:46,006
‫آداما باید یه وارث مذکر داشته باشه

414
00:43:46,257 --> 00:43:48,548
‫برای حفظ اصل و نسب کدخدای روستا.

415
00:43:48,841 --> 00:43:51,381
‫اون نخواست کدخدا باشه. نسبش قطع شد.

416
00:43:52,007 --> 00:43:54,257
‫چون تو با اون خونه‌های نفرین‌شده

417
00:43:54,323 --> 00:43:56,340
‫ خیالات رو انداختی تو سرش.

418
00:43:56,632 --> 00:43:58,215
‫ما این ایده رو با هم داشتیم.

419
00:44:00,591 --> 00:44:01,756
‫تو یه زنی.

420
00:44:02,257 --> 00:44:03,298
‫آره، که چی؟

421
00:44:04,299 --> 00:44:07,173
‫وظیفه‌ات هست که از شوهرت بچه دار شی.

422
00:44:07,466 --> 00:44:08,131
‫نه.

423
00:44:11,007 --> 00:44:12,256
‫زود،

424
00:44:12,632 --> 00:44:15,423
‫اگه بچه دار نشی، آداما زن دوم می‌گیره.

425
00:44:15,799 --> 00:44:16,923
‫نه، هرگز!

426
00:44:20,382 --> 00:44:22,215
‫فقط خدا از آینده خبر داره.

427
00:44:22,507 --> 00:44:23,798
‫هیچی نمی‌دونیم.

428
00:44:28,507 --> 00:44:32,840
‫وضع داره بحرانی می‌شه.
‫دیگه ماهی‌ای توی رودخانه نمونده.

429
00:44:33,466 --> 00:44:37,006
‫تو بازار، نه روغنی هست، نه شیری.

430
00:44:38,882 --> 00:44:42,090
‫این باد گرمه که همه‌ی
‫این بدبختی‌ها رو میاره.

431
00:44:44,382 --> 00:44:46,506
‫چیزی که نگرانم میکنه، کمبود بارونه.

432
00:44:47,757 --> 00:44:49,923
‫این چیزها اتفاقی نیست.

433
00:45:21,591 --> 00:45:22,298
‫سلام.

434
00:45:23,507 --> 00:45:24,506
‫حالت خوبه؟

435
00:45:24,799 --> 00:45:25,631
‫آره.

436
00:45:58,174 --> 00:45:59,840
‫اینجا چیکار میکنی؟

437
00:46:00,174 --> 00:46:01,256
‫یه جای دیگه بنویس!

438
00:46:04,424 --> 00:46:05,506
‫برو، گمشو!

439
00:46:06,507 --> 00:46:08,673
‫مالک، بیا پیش من بنویس.

440
00:47:35,632 --> 00:47:36,756
‫من دارم میرم بخوابم.

441
00:47:37,049 --> 00:47:38,631
‫هفته‌هاست که بیل نزدی.

442
00:47:39,549 --> 00:47:42,548
‫نظرت درباره‌ی خونه‌ها عوض شده؟
‫مسئله اینه؟

443
00:47:43,966 --> 00:47:46,298
‫وقت ندارم.
‫سرم با دام‌ها گرمه.

444
00:47:47,382 --> 00:47:48,506
‫پس من میرم بکنم.

445
00:47:49,424 --> 00:47:52,423
‫نمی‌خوام تو این گرما بیل بزنی. خطرناکه.

446
00:47:52,924 --> 00:47:54,006
‫شن داغه.

447
00:47:54,674 --> 00:47:56,298
‫وقتی بارون بیاد، بیل می‌زنم.

448
00:47:56,757 --> 00:47:58,173
‫ولی خشکسالیه.

449
00:47:58,466 --> 00:48:00,881
‫ممکنه یک ماه دیگه یا
‫یک سال دیگه بارون بیاد.

450
00:48:02,757 --> 00:48:03,840
‫پس منتظر می‌مونیم.

451
00:48:06,549 --> 00:48:07,631
‫تو بهم قول دادی.

452
00:48:11,466 --> 00:48:12,298
‫میدونم.

453
00:48:53,382 --> 00:48:55,131
‫جبرئیل، زود باش بیا اینجا!

454
00:48:55,757 --> 00:48:57,215
‫چاقوت رو بیار!

455
00:49:03,549 --> 00:49:04,965
‫چه خبره؟

456
00:49:05,257 --> 00:49:07,381
‫همه‌ی گاوها مردن، غیر از یکی.

457
00:49:33,966 --> 00:49:34,923
‫بانل!

458
00:49:37,549 --> 00:49:39,506
‫قبل از اینکه گوشت خراب شه، تیکه‌تیکه‌اش کن.

459
00:50:48,757 --> 00:50:49,673
‫بلند شو.

460
00:54:42,049 --> 00:54:44,381
‫به سلامت بری پسرم.

461
00:56:40,966 --> 00:56:42,048
‫داره بارون میاد.

462
00:56:43,757 --> 00:56:44,298
‫داره بارون میاد!

463
00:56:48,966 --> 00:56:49,715
‫آداما!

464
00:56:51,257 --> 00:56:51,965
‫چی؟

465
00:56:52,507 --> 00:56:54,131
‫پاشو، داره بارون میاد!

466
00:57:53,841 --> 00:57:56,006
‫از خدا می خواهیم که او را پذیرا باشد.

467
00:57:56,757 --> 00:57:58,881
‫خدا رحمتش کنه.

468
00:57:59,757 --> 00:58:01,340
‫بیایید تلاوت کنیم

469
00:58:01,841 --> 00:58:04,923
‫بیایید سوره های الفاتحه و الاخلاص را.

470
00:58:37,382 --> 00:58:40,256
‫دنبالم بیاید.
‫باید برای یک متوفی دیگر دعا کنیم.

471
00:59:19,716 --> 00:59:23,548
‫باید صبور باشیم
‫و در برابر سختی ها کم نیاریم.

472
00:59:24,424 --> 00:59:25,756
‫خدا داره ما رو امتحان می‌کنه

473
00:59:26,341 --> 00:59:28,756
‫تا ما رو به مسیر درست برگردونه.

474
01:02:09,132 --> 01:02:10,215
‫تو کشتیش.

475
01:02:39,674 --> 01:02:40,673
‫بانل!

476
01:02:52,591 --> 01:02:54,298
‫دیوونه شدی، تو این آفتاب داری میری بیرون.

477
01:03:04,424 --> 01:03:05,381
‫چی شده؟

478
01:03:05,674 --> 01:03:07,631
‫هیچی. چرا مامان اینجا نیست؟

479
01:03:08,549 --> 01:03:10,215
‫سپیده‌دم رفت خونه‌ی وانِس.

480
01:03:10,507 --> 01:03:11,631
‫پدربزرگشون فوت کرده.

481
01:03:12,299 --> 01:03:13,256
‫نمی‌دونستم.

482
01:03:15,257 --> 01:03:17,215
‫این میشه چهار تا تو این هفته.

483
01:03:18,466 --> 01:03:19,506
‫این یه هشداره.

484
01:03:21,841 --> 01:03:23,756
‫پس بیاین واسه بارون به درگاه خدا دعا کنیم.

485
01:03:24,049 --> 01:03:26,965
‫هیچ کس دیگه نمی‌میره،
‫و می‌تونیم دوباره شروع کنیم به کندن.

486
01:03:28,049 --> 01:03:29,631
‫- بانل؟
‫- بله؟

487
01:03:33,674 --> 01:03:35,131
‫کوتاه بیا، لطفا.

488
01:03:36,257 --> 01:03:37,798
‫تو نمی‌تونی تو اون خونه‌ها زندگی کنی.

489
01:03:39,674 --> 01:03:41,465
‫دورت رو نگاه کن. همه‌چی بهم وصله:

490
01:03:42,591 --> 01:03:43,506
‫مرده‌ها،

491
01:03:43,799 --> 01:03:44,673
‫خشکسالی،

492
01:03:45,424 --> 01:03:47,215
‫اون خونه‌ها، تو و آداما.

493
01:03:48,049 --> 01:03:49,298
‫مزخرف نگو.

494
01:03:49,591 --> 01:03:51,256
‫بهت گفتم که دست‌بردار نیستم.

495
01:03:51,924 --> 01:03:53,423
‫- چرا؟
‫- نمی‌تونم.

496
01:03:54,174 --> 01:03:56,256
‫- چرا نه؟ توضیح بده.
‫- بانل و آداما.

497
01:03:58,257 --> 01:04:01,548
‫تنها چیزی که می‌تونی بگی آداماست،
‫انگار که پیامبرت باشه.

498
01:04:01,841 --> 01:04:03,215
‫تو همیشه حسود بودی.

499
01:04:04,091 --> 01:04:06,756
‫- به چی حسودی کنم؟
‫- به اون، به من. به ما!

500
01:04:07,674 --> 01:04:09,340
‫هیچی نمی‌تونه منو حسود کنه.

501
01:04:10,632 --> 01:04:11,756
‫بانل، یه نگاه به خودت بنداز.

502
01:04:12,382 --> 01:04:15,256
‫دلم برات می‌سوزه. یه دونه
‫دوست هم نداری، هیچکی رو نداری.

503
01:04:16,132 --> 01:04:18,923
‫وقتی با آداما نیستی، گم میشی.

504
01:04:19,257 --> 01:04:21,131
‫- بدون اون، هیچی نیستی.
‫- خفه شو!

505
01:04:23,466 --> 01:04:24,298
‫تو عوض شدی.

506
01:04:24,757 --> 01:04:25,965
‫تو نشدی؟

507
01:04:29,257 --> 01:04:31,756
‫به عنوانِ دوقلوم، تو باید طرفِ من باشی.

508
01:04:33,841 --> 01:04:34,715
‫نه.

509
01:04:35,007 --> 01:04:37,423
‫و خدا رو شکر می‌کنم که بهم عقل داد.

510
01:05:00,674 --> 01:05:01,715
‫چه خبره؟

511
01:05:14,257 --> 01:05:15,131
‫بکَن!

512
01:05:24,549 --> 01:05:25,423
‫بکَن!

513
01:05:27,799 --> 01:05:28,923
‫چه مرگته؟

514
01:05:32,257 --> 01:05:33,006
‫حالت خوبه؟

515
01:05:33,757 --> 01:05:34,756
‫فقط بکَن!

516
01:05:40,799 --> 01:05:42,256
‫زل نزن به من! بردار بکَن!

517
01:05:45,257 --> 01:05:47,381
‫تو ترسوئی، مرد نیستی! بکَن!

518
01:06:43,091 --> 01:06:46,048
‫تو قول دادی تا آخرین دونه‌ی شن بکنی،

519
01:06:46,674 --> 01:06:48,465
‫حتی اگه به قیمت از دست‌دادن
‫هر دو دستت تموم بشه.

520
01:06:51,424 --> 01:06:53,131
‫ولی ما هنوز اینجا گیر افتادیم.

521
01:06:57,924 --> 01:06:59,631
‫تو این خونه نمی‌تونم نفس بکشم.

522
01:07:00,841 --> 01:07:02,631
‫نمی‌تونم مثل اونا زندگی کنم.

523
01:07:05,299 --> 01:07:06,298
‫نمی‌تونم.

524
01:07:11,591 --> 01:07:13,048
‫من بچه نمی‌خوام.

525
01:07:15,299 --> 01:07:16,173
‫منم نمی‌خوام.

526
01:07:19,257 --> 01:07:21,756
‫اگه می‌دونستی من چه
‫کارها که برات، برای ما کردم.

527
01:07:24,632 --> 01:07:27,465
‫که بتونیم با هم باشیم.

528
01:07:32,424 --> 01:07:33,631
‫چه کار کردی؟

529
01:07:43,341 --> 01:07:45,965
‫سرنوشت یه شانس دوباره بهمون داد.

530
01:07:46,257 --> 01:07:48,048
‫دیگه گیرمون نمیاد.

531
01:07:51,257 --> 01:07:52,381
‫خشکسالی...

532
01:07:53,882 --> 01:07:54,756
‫مرده‌ها...

533
01:07:56,007 --> 01:07:59,923
‫مردها روستا رو ترک میکنن
‫چون اینجا چیزی براشون نیست...

534
01:08:01,132 --> 01:08:03,131
‫شاید مسئله‌ی اصل و نسب باشه.

535
01:08:04,007 --> 01:08:07,006
‫اگه همش به‌خاطر این باشه
‫که نخواستم کدخدا بشم چی؟

536
01:08:07,299 --> 01:08:08,256
‫نه.

537
01:08:08,549 --> 01:08:11,965
‫اول باید به فکر من و
‫خودمون باشی، و خونه‌هامون.

538
01:08:12,757 --> 01:08:14,673
‫بذار هر کاری بکنن، برامون مهم نیست.

539
01:08:15,466 --> 01:08:16,298
‫نه.

540
01:08:17,424 --> 01:08:18,465
‫برام مهمه.

541
01:08:22,799 --> 01:08:23,673
‫بهت نیاز دارم.

542
01:08:24,341 --> 01:08:26,756
‫- بدون تو...
‫- باید خیلی دور فرار می‌کردیم.

543
01:08:29,424 --> 01:08:30,506
‫وقتی بهم گفتی

544
01:08:31,424 --> 01:08:34,631
‫که پدرت نقشه کشیده بود
‫تا با یرو ازدواج کنی،

545
01:08:35,382 --> 01:08:37,423
‫می‌خواستم با هم بریم. یادت هست؟

546
01:08:38,841 --> 01:08:40,131
‫همه‌اش رو فراموش کن.

547
01:08:40,799 --> 01:08:42,548
‫فقط یادت باشه، بانل و آداما.

548
01:08:43,174 --> 01:08:44,423
‫یادت که نرفته؟

549
01:08:47,757 --> 01:08:48,798
‫یادم رفته.

550
01:08:50,549 --> 01:08:52,381
‫یادت نرفته. بگو...

551
01:08:52,674 --> 01:08:53,840
‫بانل و آداما.

552
01:10:32,632 --> 01:10:33,548
‫بانل؟

553
01:11:27,716 --> 01:11:28,965
‫برادرزاده‌ی خودت...

554
01:11:31,132 --> 01:11:32,298
‫دختر ِ یرو.

555
01:11:35,799 --> 01:11:37,298
‫بهت گفته بودم، نه؟

556
01:12:49,174 --> 01:12:50,215
‫آداما.

557
01:12:51,924 --> 01:12:53,381
‫تصمیم درستی گرفتی.

558
01:12:55,757 --> 01:12:56,840
‫شب بخیر.

559
01:13:00,257 --> 01:13:01,256
‫شب بخیر.

560
01:13:03,591 --> 01:13:05,131
‫بهت افتخار می‌کنم پسرم.

561
01:13:51,507 --> 01:13:52,548
‫متاسفم.

562
01:14:04,341 --> 01:14:05,381
‫می‌ترسم.

563
01:14:40,757 --> 01:14:42,006
‫منم ترسیدم.

564
01:16:51,507 --> 01:16:54,381
‫بانل، داری چیکار می‌کنی؟
‫بیا کمکمون کن!

565
01:20:47,882 --> 01:20:48,840
‫بانل!

566
01:20:52,174 --> 01:20:53,131
‫بانل!

567
01:21:37,091 --> 01:21:38,631
‫زمانی پادشاه بودیم،

568
01:21:41,632 --> 01:21:43,090
‫ارباب خودمان،

569
01:21:45,174 --> 01:21:46,715
‫ارباب جهان،

570
01:21:48,507 --> 01:21:49,631
‫آزاد.

571
01:21:59,466 --> 01:22:01,006
‫امروز، کی هستیم؟

572
01:22:04,674 --> 01:22:05,631
‫گوشت.

573
01:22:07,049 --> 01:22:08,006
‫خون.

574
01:22:09,257 --> 01:22:10,381
‫شَر.

575
01:22:12,674 --> 01:22:14,298
‫همیشه همون شرارت.

576
01:22:19,341 --> 01:22:21,048
‫و جلوی چشمانم

577
01:22:22,591 --> 01:22:24,215
‫دنیا داره از هم می‌پاشه.

578
01:22:36,924 --> 01:22:42,840
‫پایان.

579
01:23:33,549 --> 01:23:36,465
‫این بود داستانِ

580
01:23:36,489 --> 01:23:38,489
‫بانل و آداما

581
01:23:38,513 --> 01:23:48,513
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

